نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: 5137 تاریخ انتشار: 13 تير 1394 تعداد بازدید: 451281
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
281 | م. حقي | , ایران | 19:39 - 27 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به نظرم خيلي مسخره مياد شما ميگيد شيعه علي هستيد ولي به اون اقتدا نمي کنيد .اون چه امامي هست که بقول شما دشمن اين سه خليفه است و با اونا وصلت ميکنه ؟ امام شما با سه خليفه همکاري مي کرد ولي حالا شما چه کار مي کنيد ؟ استعمار شما را رو دستش مي چرخونه. اصلا قبول که اون سه خليفه ......... حالا شما ميخواهيد با اين حرفا انتقام از کي بگيريد ؟ اگه جد وابائ کسي کاري کرد به نسل بعد از خودش چه مربوطه؟ من کاري به دعواي شما ها ندارم ولي انصافا جرات پخش مطلب منو داريد؟ ميگن امامايي بودند که با مخالفينشون تو مسجد بحث و صحبت مي کردند .يعني شما ها هم پيرو اوناييد؟ من شخصيت امام علي را بالاتر از اون ميبينم که به همسرش که دختر پيامبر است ضربه بزنند واو ساکت باشد و قصاص نکند .وسکوت کند. اين حرفايي که درباره امام ميگويند با روش زندگيش تطابق ندارد. حالا اگه شيعه علي هستي بگو کدوم حرف اختلاف انگيز مطابق روش او بود؟
282 | momen abdullah | , مالزی | 20:01 - 27 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب دارا
يکي بود يکي نبود، غير از خدا کسي از خودش چيزي نبود!

يه صنمي بود، اسمش چي بود؟ الف-لام-لام-هاء!!! اين الف-لام-لام-هاء چي‌چي بود؟
معبود و مسجود و محبوب اهل عمر بود!!
http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=1&CID=7#s14
«باب إثبات رؤية المؤمنين في الآخرة ربهم سبحانه وتعالى»
اين مسجود اهل عمر چطوري بود؟؟
مسجود اهل عمر، عبد مکان بود!! مسجود اهل عمر، عبد زمان بود!!
مسجود اهل عمر، محتاج مکان بود!! مسجود اهل عمر، داخل مکان بود!!
چرا مگر؟؟ مگر اهل عمر از دين اسلام بويي نبرده‌بودند؟؟
چرا!! ولي دين اسلام را فروخته‌بودند به شرکيات و کفريات و آيات شيطاني ابوهريره و کعب الحبار يهودي!!!
http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=1&CID=7#s15
اين «ا-ل-ل-ه» که اهل عمر صبح و تا شب مقابل آن سجده مي‌کرند خواص جالبي هم داشت!!!
مثلا «به ميان» مردم مي‌آيد!!! شکل و صورتي دارد!!! از ميان دوزخ هم عبور مي‌کند!!!
نور به آن مي‌خورد و منعکس مي‌شود!! و يا شايد منکسر شود!!!
طول و عرض و ارتفاع به او محيط هستند!!!
آسمان هم بر بالاي سر اوست!!!
************
چه عقيده واحدي دارند اهل عمر!!! همگي با هم «ا-ل-ل-ه» را سجده کنند و عمر را عبادت!!!
عمر مي‌گويد متعه حج ممنوع!!! اهل عمر پاسخ دهند: لبيک!! لبيک ايها العمر!!! جملگي کافر شوند به آيه خداوند را قرآن!!!
عمر گويد زواج متعه ممنوع!!! اهل عمر ندا دهند: لبيک!! لبيک ايها العمر!!! همگي با هم کافر شوند به آيه قرآن!!!
*******
امامشان کيست اين سجده کنندگان براي «الف-لام-لام-هاء»؟
امامشان ابن تيميه و عبدالوهاب يهودي است!! پيشواي آنها کعب الحبار و معاويه هندمادر است!!!
هرکسي دشمن تر با خدا و رسولش باشد نزد آنها «مامومتر» و عادل تر و فقيه تر است!!!
امير المومنين آنها يزيد سگ باز است:
arabic.islamicweb.com/shia/yazid.htm
خال المومنين آنها معاويه هندمادر قاتل حجر بن عدي است.
ام المومنين آنها شترسوار بي‌باک است.
**************
دينشان چيست اين سجده کنندگان بر ا-ل-ل-ه؟؟
دينشان خرافات و مهملات ابوبکر و عمر است.
در دين آنها «جنيان» سعد بن عباده را ترور کنند. در دين آنها عمر جاهل و بي‌سواد جانشين برترين دانشمند قرون و اعصار است.
ابوبکري ار خليفه الله دانند، که از نقل 50 حديث عاجز و ناتوان است!!
*********
در تهران در پي چه هستند اين اهل عمر؟؟
در پي معبدي بهر سجده در برابر ا-ل-ل-ه و عمر هستند!! معبدي خواهند بهر انباشت تي‌ان‌تي و مواد سرطان زا. معبدي خواهند بهر قتل عام مسلمين و مومنين به الله متعال.
افتخارشان چيست اين اهل عمر؟
افتخارشان گمراه کردن 1 بيليون ساده و بيخبر است! افتخارش تجاهل و در غفلت نگاه داشتن 1 بيليون بي‌سواد و گمراه است!!!
*******************
عاقبتشان چيست اين اهل عمر؟؟
عاقبت آنها شرک در جعل قوانين الهي است:
«تنها شاهکار شما فحش و لعن است که بنا بفرموده پيامبر از اخلاق مسلمان نيست»
*****
جناب دارا
مگر خداوند کريم در قرآن کريم نفرموده‌است که
«لعن الذين كفروا من بني اسراييل علي لسان داود وعيسي ابن مريم»
پس چرا خود را شريک خداوند مي‌داني و «لعن» را از اخلاق مسلمين حذف مي‌کني؟
پس چرا خود را شريک خداوند در ارسال انبياء الهي داني و پيامبري دروغين اختراع مي‌کني که «لعن» را از دين جدا مي‌داند؟
پس چرا به دروغ به نبي اکرم محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) سخني مي‌بندي و سنت الهي «لعن» را نسخ مي‌کني؟
جناب دارا
چرا امثال شما عمريان،‌حضرت داود نبي (عليه السلام) و عيسي ابن مريم( سلام الله عليهما) را ،نعوذبالله، از دايره اسلام خارج مي‌دانيد؟

«فمن اظلم ممن افتري علي الله كذبا او كذب بآياته»

يا علي
283 | عبدالله | , ایران | 20:49 - 27 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
281
گفتي: "قبول که اون سه خليفه ......... حالا شما ميخواهيد با اين حرفا انتقام از کي بگيريد ؟"
جواب: أوّلاً: هدف از علم تأريخ، پژوهش در گذشته است، نه إنتقام! ثانياً: وقتي كلام الله المجيد فرموده: 1-كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ(المدثر38) 2-أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ(التين8) ديگر جائي براي سخن از إنتقام! نمي مانَد. ثالثاً: سبب اين إتهام چيست؟ لطفاً، اگر مسلماني و به آياتِ ذيل إيمان داري، يا با دليل و مدرك اين تهمت را إثبات كن و يا با يك عذرخواهي ساده كه هيچ خرجي ندارد دنيا و آخرتت را از ريسكي بسيار بزرگ، نجات-ده: 1-مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ(ق18) 2-وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ(الجاثية7)
پرسيدي: "اگه جد وابائ کسي کاري کرد به نسل بعد از خودش چه مربوطه؟"
جواب: اين دقيقاً سؤال بنده است! و خواهشمندم اگر به جوانمردي و آزادگي معتقدي -فراموش نكرده- با جرأت از هركه عليه بيگناهي ناشناس، تحريك نمود؛ إصالتاً/وكالتاً بپرسي.
پرسيدي: "اگه شيعه علي هستي بگو کدوم حرف اختلاف انگيز مطابق روش او بود؟"
جواب: اگر ثابت كني "کدوم حرف اختلاف انگيز" بود؟ پاسخ بسيار واضح است: من شخصيت امام علي را بالاتر از اون ميبينم که به همسرش که دختر پيامبر است ضربه بزنند واو وحدت كلمهء مسلمين را زيرپا گذاشته و قصاص کند .وسکوت نکند؛ همان رفتاري را كه با عمرو بن عبد ودّ كرد، يعني صبر بخاطر خداي متعال.
284 | momen abdullah | , مالزی | 21:15 - 27 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب م-حقي
يعني چون شما اعتقاد داريد که «شخصيت امام علي (عليه السلام) را بالاتر از اون ميبينم که به لولو دختر بچه خردسال شمشير بزنند واو ساکت باشد و قصاص نکند .وسکوت کند. اين حرفايي که درباره امام ميگويند با روش زندگيش تطابق ندارد.»
پس عبيدالله ابن عمر جنايتي را مرتکب نشده است؟ پس اين «حرفهايي» که در مورد قتل آن دخترک 5 ساله و هرمزان مسلمان نوشته‌اند همه دروغ است و کذب؟
فقط به خاطر اينکه شما يک چيزي را «مي‌بينيد»؟

يا علي
285 | momen abdullah | , مالزی | 21:43 - 27 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب دارا
عجب!! اين فرقه‌اي از «اهل سنت» که عقيده بر اميرالمومنين بودن يزيد دارند:
arabic.islamicweb.com/shia/yazid.htm
با شما هيچ «تضادي» در عقايد ندارد؟ نه؟ عجب عقايد مشترکي داريد شما!!!

يا علي
286 | كميل | , ایران | 22:37 - 27 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب م.حقي فكر كردي مطلبت خيلي مهم و تكون دهندست كه ميگي جرات پخششو ندارين؟
استادو ارباباتو بچه شيعه ها زمين زدن . تو كه ديگه جاي خودداري.
درباره وصلت با غاصبان ثلاثه تو اين سايت از مدارك خودتون كلي نوشته شده بخون تا روشن شي.
درباره ضربه به دختر گرامي پيامبر (ص) بايد بدوني اون بي شرفايي كه به خونه حضرت حمله كرده بودن اصلا فرصت دفاع ندادن كه جاي بحث باشه. دلايل ديگشم كه در عقل كوچك سنيها جانميشه باز تو سايت نوشته شده.
راستي اگه برات مهم نيست كه درگذشته كي چيكار كرده پس بيخود چرا اومدي تو سايت نظر دادي؟
287 | عارفه | , ایران | 13:44 - 28 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر

جناب م.حقي

مطمئن هستيد كه فقط جد و ابادتون كاري كردن و تمام شده؟؟؟؟؟
يعني حالا عمري ها كاري باشيعه ها ندارند؟؟؟؟
انگار سرتو زير برف كردي و نميبيني اين همه جنايتي را كه سني ها مرتكب مي شوند؟كارهايي ميكنيد كه دست جدتون عمر را از پشت بستيد؟؟ (مثلا اين جناب ريگي كه حي و حاضره و زياد هم از تاريخ جناياتش نگذشته و نمي تونيد انكار كنيد. درسته؟؟؟؟؟؟؟؟)

براي سوالي كه كرديد مي تونيد اين بخش را مطالعه كنيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6015
البته كه شماها خودتون همه ي اينها را ميدونيد ولي طبق سنت اجداديتون دوست داريد جهل كنيد و منكر حقيقت باشيد.
يه توصيه دارم در ماه رجب هستيم در اين ماه خداوند تبارك تعالي بيشتر مي بخشند و توبه پذير هستند. تا فرصت داريد طلب مغفرت و امرزش كنيد از خداي عزو جل. ان الله غفور الرحيم
288 | ابراهيم | , ایران | 13:47 - 28 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بچه هاسوره كافرون رو كه خوندين جواب من به شما همينه
ديدار به قيامت
289 | روشن روان | , آلمان | 20:13 - 28 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
درود بر شما - برادران بطور قطع و يقين خلفاي راشدين به دليل خويشاوندي و از طرفي چون همگي جز’ صحابه بودند هيچ مشكلي با هم نداشتند دليل اين حرفم را از نوع رفتار آنها با يكديگر ميتوان فهميد . براي اينكه من متهم به سني بودن و منافق بودن نشوم منبع را ذكر ميكنم اميدوارم عبدا... مومن بخواند --- در كتاب تشيع در مسير تاريخ نوشته سيد حسين جعفري صفحه 54 و 58 و جلد 8 بحار الانوار علامه مجلسي صفحه 59 و جلد يكم صفحه 103كتاب احتجاج آمده است (( بر طبق ماخذ اهل سنت و تشيع علي ع مشاور عاليمقام و ارزشمند خلفاي پيش از خود است و در شوراي خلفا قرار داشت . )) . ------ همچنين در صفحه 58 كتاب تشيع در مسيز تاريخ آمده "" به هنگام سفر عمر به فلستين علي مسئوليت اداره مدينه را در غياب عمر از سوي او بر عهده گرفت . علي مشاور سياسي ابوبكر وعمر و عثمان بود و جانشين عمر در غيابش و دو بار جان عمر را از مرگ حتمي نجات داد ."" . همچنين در تاريخ طبري جلد 5 صفحه هاي 1822-1824- 1842 - 1864 - 2046 - 2070 - 2071- 2079- وجلد 6 تاريخ طبري صفحه 2590 و 2266 و كتاب تاريخ اجتماعي ايران نوشته مرتضي راوندي جلد دوم صفحه 720 و كتاب مروج الذهب صفحه 773 در مورد روابط دوستانه خلفاي راشدين آمده "" روابط دوستانه علي با خلفا’ و دادن دختر 12 ساله اش به عمر موضوعي واضح بود"". حتي در صفحه 59- 63 - 67 - و 80 جلد دوم تاريخ اجتماعي ايران نوشته راوندي آمده "" وقتي پيك پيروزي نهاوند به مدينه رسيد علي - حسن و حسين در كنار خليفه عمر نشسته بودند و به شادماني پرداختند "". در صفحه 29 كتاب زندگاني حسين ع نوشته زين العابدين رهنما جلد يك در مورد حمله به ايران آمده "" فرمانهاي ابوبكر به دستور علي نوشته مي شد . "" در صفحه 208 و 209 همين كتاب نوشته شده "" در زمان خلافت عمر پس از مشورت با علي و حسن و حسين به ايران حمله شد ."" . در كتاب علي مرد نامتناهي نوشته حسن صدر در صفحه 44 و 56 آمده :"" علي مشاور خلفاي سه گانه و فتواي او مرجع و راي او افضل بود . "". در كتاب عايشه بعد از پيغمبر ترجمه ذبيح ا.. منصوري صفحه 276- 280- 301 - 302 - 309 و 324 چنين آمده "" ابوبكر به علي ميگويد تو حاضري با ما همكاري كني علي مي گويد همه نوع كمك ميكنم ."" . بنابر انچه در اين منابع ذكر شد علي ع با خلفاي قبل خود همكاري داشته و حتي فرزندان خود را براي شركت حمله به ايران در اختيار عمر قرار ميدهد بنابر اين نبايد يك طرفه به قاضي رفت و مانند برادر مومن عبد ا.. هر خز عبلاتي را قبول كرد - عبد ا... جان بهتر است بروي كمي مطالعه كني .
علي يارتان حق نگهدارتان
290 | روشن روان | , آلمان | 20:43 - 28 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باسلام در نوشتارهاي تاريخي آمده هيچ يك از بني هاشم نام خود را معاويه نگذاشت مگر عبد ا... پسر جعفر كه خاندان بني هاشم كه پسر عموهاي معاويه بودند براي اين نامگذاري عبد ا.. پسر جعفر را از خود راندند زيرا پسر ان عموي خود را دشمن ميدانستند پس چطور ممكن است كه مولا علي ع نام پسران خود را عمر - ابوبكر و عثمان بگذارد و با اسما’ زن جعفربن ابي طالب كه پس از شهادت- ابوبكر اورا به زني گرفته بود ازدواج كند و فرزند ابوبكر كه نامش محمد بن ابوبكر بود را به عنوان پسر خوانده اش بزرگ كند به راستي غير از اين است كه علي ع به خلفاي قبل از خود محبت و عشق ميورزيده - در كتاب منتهي الامال شيخ عباس قمي صفحه 246 و 245 آمده است ""ميگويند عايشه غلامي داشت كه نامش را عبد الرحمان گذاشته بود از او دليلش را پرسيدند زيرا پس از شهادت علي ع كسي از بني هاشم نام عبد الرحمان بن ملجم را كه قاتل علي ع بود بر فرزند خود نميگذاشت به هر حال عايشه در پاسخ اين پرسش گفت : به اين دليل نام غلام را عبد الرحمان گذاشته كه هرگاه او را صدا ميكند از اين كه علي ع به دست عبد الرحمان بن ملجم كشته شده خرسند ميشود . آيا علي ع هم به اين دليل نام فرزندانش را به نام سه خليفه قبل از خود گذاشته ؟ بطور قطع علي ع از روي محبت ان نامهارا بر انان گذاشته زيرا انان نزديكترين افراد به رسول ا... و اهل بيت بودند .
291 | روشن روان | , آلمان | 21:11 - 28 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
مومن عبد ا... پاسخ دهد ؟
باسلام
1- اگر علي ع از جانب پيامبر به امامت منصوب شده بود و خلافت را قبول نداشت چرا در نهايت حاضر شد مقام امامت را با خلافت تعويض كند و عنوان خليفه چهارم را براي خود قانوني و مشروع دانست ؟
2- اگر پيامبر در غدير خم علي ع را جانشين خود كرده بود در زمان وفات پيامبر در حالي كه بيشتر از 3 ماه از واقعه غدير نگذشته بود چطور هيچ كس حتي آنان كه همراه علي ع با ابوبكر بيعت نكردند حرفي از قضيه غدير نگفتند و حتي علي ع در جايي اشاره به واقعه غدير خم نكرده است ؟ مگر ميشود گفت به فاصله 3 ماه تمام صحابه قضيه غدير را فراموش كرده بودند ؟ يعني ميخواهيد بگوييد تمام افرادي كه در ثقيفه بني ساعده بودند همه باهم در يك روز مرتد و كافر به محمد ص شدند ؟ يكي پيدا نمي شد كه به ياد آنها بياورد كه بابا پيامبر در غدير تكليف را روشن كرده ؟
3- منابع تاريخي ميگويد ابوبكر تا 3 روز بعد از بيعت به مسجد ميرفت و ميگفت اگر كسي ميخواهد بيعت خود را بشكند بگويد - چرا علي ع از بين جمعيت و گفت : مردم از بيعت خود با تو دست بر نمي دارند؟
4- چرا علي ع در نامه اي كه به معاويه مي نو يسد خلافت خلفاي قبل از خود را مشروع ميداند و تلاش ميكند خود را در رديف آنها قرار دهد اين نامه در نهج ابلاغه موجود است ؟
5 - چرا در زمان انتخاب ابوبكر فقط 7 تا 10 نفر حاضر به بيعت با او نشدند كه آنها عبارتند از : عباس بن عبد المطلب - فضل بن عباس - زبير بن عوام- محمد بن سعيد - مقداد بن عمر - سلمان فارسي - عماربن ياسر - ابوذر غفاري - برار بن عازب و ابي بن كعب ؟ به نظر شما در حالي كه 3 ماه از قضيه غدير ميگذشت فقط اين 10 نفر در كل عربستان مرتد نشده بودند و اگر مرتد نشده بودند چرا قبل از اين كه سال به نيمه برسد همه آنها و بويژه علي ع با ابوبكر بيعت كرد و او هم به جمع مرتدان پيوست مگر نه اين است كه در مقابل ضلم بايد ايستاد ؟
خواهشاَ در پاسخ به اين سئولات فلسفه بافي نكنيد و پاسخ منطقي و يا تاريخي بدهيد ؟
ياعلي ع
292 | عبدالله | , ایران | 04:36 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به278 جناب روشن روان
سرور گرامي، سلام بر شما
با عرض پوزش و عذرخواهي عاجزانه از جنابعالي و إستغفار نادمانه از محضر خداي متعال، و تشكر فراوان از درس أدبي كه به بنده داديد، و سبب خير شديد تا اين كمترين، لحظه اي بخود آمده، متنبّه گشته و به فكر إصلاح نفس زبون خويش افتم؛ بدينوسيله اين بندهء حقير، «توبه نامه»-اي بر تمام آنچه كه جاهلانه، تندخويانه و از روي إبتلاء به بيماري مسري تعصّب، إبراز نموده و به هر دليل، باعث رنجش سروران نويسندگان و خوانندگان عاليمقام گرديده-ام، تقديم مي نمايم؛ و اميدوارم كه اميدواران به عفو و بخشش إلهي، با چشم پوشي از خطاها و غلطهايم، بنده را نيز اميدوار نمايند؛ باشد كه اين قضيه، باعث عبرت بندگان خدا گشته تا به اين قبيل لغزشها دچار نشوند. چون مستحضريد كه هدف تمامي أنبياء إلهي هدايت همچو مني به سرمنزل پسنديده هاي أخلاقي و كمالات نفساني است كه رسيدن به آن، جز با توشهء أخلاق حسنه، ميسر نيست و اينهم بنوبه خود نيازمند صبر و تحمّل نظرات مخالف و كاربرد حسن ظنّ نسبت به ديگران و در عين حال، سوء ظنّ نسبت به خويش است؛ لذا، بنده را -كه در پلّه أوّل اين نردبان تعالي لغزيده ام- چه رسد كه بر له يا عليه كسي يا عقيده اي، إظهار نظر نموده و با اين گستاخي، خدا نكرده، عرصه را بر بزرگان تنگ و ديگران را از شنيدن نظرات ايشان محروم نمايم. اين عبرتها ناشي از پشتِ پا زدن به اين يأس شيطاني است كه ميگويد: پشيماني را سود نيست، و پشيمانها دانند كه هر چه سود هست در پشيماني است! كاش دمي ندامت و آني پشيماني نصيب-م گردد تا شايد اين پشيماني منجر به رسيدن به يقيني كامل و بي آلايش شود.
و سپاس خدا را كه به اين رهنمونم كرد وگرنه كي هدايت ميشدم، آري كه فرستادگانش برحقّ بودند.
293 | كميل | , ایران | 14:04 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي روشن روان مطمئني بجاي بحارالانوار كتاب اغلاط بخاري رو نخوندي؟
از تو كتابايي كه گفتي فقط بحارالانوار ميتونه مدركي باشه كه من جاهايي كه گفتي كپي پيست كردم:
-------------------------
بحارالأنوار ج : 8 ص : 59
فَأَيُّمَا امْرَأَةٍ صَلَّتْ فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ خَمْسَ صَلَوَاتٍ وَ صَامَتْ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ حَجَّتْ بَيْتَ اللَّهِ الْحَرَامَ وَ زَكَّتْ مَالَهَا وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا وَ وَالَتْ عَلِيّاً بَعْدِي دَخَلَتِ الْجَنَّةَ بِشَفَاعَةِ ابْنَتِي فَاطِمَةَ الْخَبَرَ
77- مِنْ كِتَابِ فَضَائِلِ الشِّيعَةِ لِلصَّدُوقِ، رَحِمَهُ اللَّهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَشْفَعُ فِي الْمُذْنِبِ مِنْ شِيعَتِنَا فَأَمَّا الْمُحْسِنُونَ فَقَدْ نَجَاهُمُ اللَّهُ
78- مِنْ كِتَابِ صِفَاتِ الشِّيعَةِ لِلصَّدُوقِ، رَحِمَهُ اللَّهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ خَمْسُ سَاعَاتٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَشْفَعُ فِيهَا
79- وَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحِمْيَرِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ شِيعَتُنَا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ يَحُجُّونَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ وَ يَصُومُونَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ يُوَالُونَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يَتَبَرَّءُونَ مِنْ أَعْدَائِهِمْ وَ سَاقَ الْحَدِيثَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ إِنَّ أَحَدَهُمْ لَيَشْفَعُ فِي مِثْلِ رَبِيعَةَ وَ مُضَرَ فَيُشَفِّعُهُ اللَّهُ فِيهِمْ لِكَرَامَتِهِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
أقول سيأتي بعض الأخبار في باب الجنة
80- مِنْ كِتَابِ التَّمْحِيصِ، عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقُولُ لَا تَسْتَخِفُّوا بِفُقَرَاءِ شِيعَةِ عَلِيٍّ وَ عِتْرَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ لَيَشْفَعُ لِمِثْلِ رَبِيعَةَ وَ مُضَرَ
81- دَعَوَاتُ الرَّاوَنْدِيِّ، عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ إِلَى اللَّهِ فَقُلِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ فَإِنَّ لَهُمَا عِنْدَكَ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ وَ قَدْراً مِنَ الْقَدْرِ فَبِحَقِّ ذَلِكَ الشَّأْنِ وَ ذَلِكَ الْقَدْرِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ لَمْ يَبْقَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا مُؤْمِنٌ مُمْتَحَنٌ إِلَّا وَ هُوَ يَحْتَاجُ إِلَيْهِمَا فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ
82- م، [تفسير الإمام عليه السلام‏] عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ أَمَا إِنَّ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ ع لَمَنْ يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ قَدْ وُضِعَ لَهُ فِي كِفَّةِ سَيِّئَاتِهِ مِنَ الْآثَامِ مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الْجِبَالِ الرَّوَاسِي و

----------------
در كل آدرسي كه گفته بودي من اين جمله من در آوردي تو رو نديدم كه گفتي:
بر طبق ماخذ اهل سنت و تشيع علي ع مشاور عاليمقام و ارزشمند خلفاي پيش از خود است و در شوراي خلفا قرار داشت!!!!
-------------------
آقاي عبدالله شما از كجا مطالعه كردين و توبه نامه نوشتين؟؟؟
294 | كميل | , ایران | 15:13 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب روشن روان يعني شما واقعا نميدوني حق اميرالمومنين رو غصب كردن؟ نميدوني يا مارو مسخره كردي؟ تعويض خلافت با امامت!!!!؟؟؟؟
بزرگان شما همچين فكري نكردن كه تو ميكني.اونا كم كم دارن قبول ميكنن كه عمر چه .......ي خورده . تو هنوز الان داري ميگي چرا غدير طرفدار نداشت؟!!!!!
---------------
جاي تعجبه هرچي به ذهن محدودت ميرسه ميگي.برو يه نيگا به تاريخ بنداز ببين حضرت زهرا (س) چند بار رفتن در خونه هاي مردمو زدن كه بگن غديرو فراموش نكنين؟
----------------
تو اشكالت اينجاست كه ابوذر غفاري و مقداد و .. رو با احمقهاي هم عصرشون قياس ميكني.

اين يادت باشه اگه يك ميليون عمر و ابو بكرو... منكر غدير بشن و در مقابلشون يك نوكر زهرا بگه همه عمريها دروغ ميگن پس يعني دروووووووووووغ ميگن.
باعقلت جوردرنمياد كه عمر دروغ بگه؟آره؟‌ اين واسه اينه كه نشناختيش. اگه 3% از كل حرفاي عمر درست باشه هنر كرده.
295 | تاريك | , ایران | 15:16 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي روشن فلستين كجاست؟
296 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 17:12 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب تاريك ( روشن روان حقيقي ) سوال كردي جوابشو بگير .
فلستين = فلس + تين
فلس از واحدهاي پولي است معادل 100 / 1 درهم يا ريال يا دينار و و وو
تين پسوندي است كه اگر بعد از كلمه بيايد بمعني دوتا ( 2 ) ميشود مثل حب كه حبتين ميشود دوتا .
پس نتيجه اينه كه فلستين = دو زار = دو ريال

حالا چرا ميخواهي نونشو تخته بكني نمي دونم .

يا علي
297 | سعد الله(عبد الله بخواند) | , ایران | 17:37 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله القاصم الجبارين.!!!!!!!!!!


((*الذين کفروا اولياهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات اولئک اصحاب النار هم فيها خالدون*))

صدق الله العلي العظيم.

ساام عليکم.
از همان روز هاي اولي که نظر ميدادي حواسم بهت بود که عجب.! چطور يه هو وارد ميشه و اداي طرفداران را در ميآورد؟!

ميدانستم زير اين چهره ي به ظاهر مومن چهره اي ........ نشسته. بگذريم.

اصلا فرض بر اين که تو مومن بوده و حالا شدي نا مومن....... اين آيه ي شريفه دقيقا وصف حال شمايان است.

و اين آيه ي شريفه :

ورايت الناس يدخلون في دين الله افواجا.

وصف حال عبدالرحمن عثمان آل عارف.------ سيف الله براک زهي.------- صديق فاروق البارزي.------- کريم زهي--------.عصام العماد.--------تيجاني
و تمام مولوي هايي که الآن در بلوچستانند و شيعه و موحد شده اند.

لعنت بر دوستداران قاتل حضرت زهرا..........

لعن الله ع..م..ر
298 | عبدالله | , ایران | 17:37 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به 293
اللّهم صلّ علي فاطمة و أبيها و بعلها و بنيها و السّر المستودع فيها و العن مبغضاها و من أحبّهما
برادران أجدادي و إيماني سلام عليكم
برادر روشن روان در شماره278 مطلب ذيل را نوشتند:
"با سلام - در ابتداکه به اين سايت مراجعه کردم فکر کردم اهل بحث و به دنبال حقايق هستيد اما مي بينم شما هم مثل تندروهاي اسلامي طاقت گفتمان نداريد - عزيزم اگر قرار بر اين بود همه نظرات شما جناب مومن عبدا... را قبول داشته باشيم پس چه دليلي براي راه اندازي اين سايت بوده - اما عزيزم من به شيعه بودنم افتخار ميکنم اما نمي خواهم چون پدر و مادرم شيعه بوده من هم چشم وگوش بسته شيعه باشم - برادر جان تاريخ از چون شماهايي هميشه در رنج بوده - کساني که طاقت 2 کلام حرف حساب ندارند - به هر حال اين سايت را مناسب بحث و مناظره نمي دانم - اميدوارم افراد ديگر هم نظر خود را بگويند تاشايدباز سري به شما بزنم .
يا حق - علي يارتون"
كه اگر دقت كنيد درس أخلاق است؛ حدأقلّ بنده را به آيهء 125سورهء النحل متذكر نمود، كه ميفرمايد: "ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ"
وانگهي، بنده چرا بايد نخواسته و ندانسته نقش دافعهء دين مبين را بازي-كنم؟ آيا نميشود، صبر و تحمّل-ام را كمي بيشتر كنم؟ تا بدينوسيله جاذب باشم نه دافع! چون پيامبرم جذّاب بوده و أخلاقش عظيم بود، بنده را هم مي بايست بهره اي از آن خلق عظيم باشد، نه اينكه به اين درگاه آمدگان را -بهر دليل كه بوده باشد- از در برانم! و بديهي است كه اين در، حتي اگر دربِ خانهء خودم بود، بدرفتاري-ام بد است، تا چه رسد به اينكه، صاحبِ اين آستان، ديگري است، كه جاروكش درگاهش را نمي رسد، با مهمانِ صاحب خانه به تندي برخورد نمايد!
لذا، از عبارتِ «توبه نامه» سوء تفاهم نشود، كه خدا نكرده، از مذهبِ حَقّ و فرقه ناجيه(شيعه إثني عشريّه) برگشته-ام. هيهات مِنّا الذّلة!
299 | مالك اشتر | , ایران | 18:38 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
مومن نبايد کاري کند و حرفي بزند که خود را در موضع و مقام اتهام و ضن قرار دهد. پس اگر چنين کرديد و مورد اتهام و ضن قرار گرفتيد کسي را به غير از خودت ندامت نکن.

سلام عليکم جميعا

سلام برادر >>>>عبد الله<<<<< مرد مومن شما خودتان آمده ايد و از کسي که در اين جملات علنا باور هاي حق تشيع ( اسلام ناب محمدي) زير سوال برده و از قاتلان دخت نبي حمايت کرده و حقايق را پنهان کرده با دادن اين به اصطلاح توبه نامه حمايت و به اصطلاح خودتان جذب کرده ايد و مورد ظن قرار داده ايد:

درود بر شما - برادران بطور قطع و يقين خلفاي راشدين به دليل خويشاوندي و از طرفي چون همگي جز’ صحابه بودند هيچ مشكلي با هم نداشتند دليل اين حرفم را از نوع رفتار آنها با يكديگر ميتوان فهميد .
نام و نام خانوادگي: روشن روان - تاريخ: 28 خرداد 89
مومن عبد ا... پاسخ دهد ؟
باسلام
1- اگر علي ع از جانب پيامبر به امامت منصوب شده بود و خلافت را قبول نداشت چرا در نهايت حاضر شد مقام امامت را با خلافت تعويض كند و عنوان خليفه چهارم را براي خود قانوني و مشروع دانست ؟
2- اگر پيامبر در غدير خم علي ع را جانشين خود كرده بود در زمان وفات پيامبر در حالي كه بيشتر از 3 ماه از واقعه غدير نگذشته بود چطور هيچ كس حتي آنان كه همراه علي ع با ابوبكر بيعت نكردند حرفي از قضيه غدير نگفتند و حتي علي ع در جايي اشاره به واقعه غدير خم نكرده است ؟ مگر ميشود گفت به فاصله 3 ماه تمام صحابه قضيه غدير را فراموش كرده بودند ؟ يعني ميخواهيد بگوييد تمام افرادي كه در ثقيفه بني ساعده بودند همه باهم در يك روز مرتد و كافر به محمد ص شدند ؟ يكي پيدا نمي شد كه به ياد آنها بياورد كه بابا پيامبر در غدير تكليف را روشن كرده ؟
3- منابع تاريخي ميگويد ابوبكر تا 3 روز بعد از بيعت به مسجد ميرفت و ميگفت اگر كسي ميخواهد بيعت خود را بشكند بگويد - چرا علي ع از بين جمعيت و گفت : مردم از بيعت خود با تو دست بر نمي دارند؟
4- چرا علي ع در نامه اي كه به معاويه مي نو يسد خلافت خلفاي قبل از خود را مشروع ميداند و تلاش ميكند خود را در رديف آنها قرار دهد اين نامه در نهج ابلاغه موجود است ؟


******************************************

همان طور که ديدي ظاهر و آشکار است که يک مومن شيعه مذهب که اصلي ترين شعائر تشيع يعني تولي و تبري را قبول دارد و اگر چنين نباشد شيعه نيست( طبيق روايات و احداديث امامن) و بوي بهشت را استشمام نميکند. و هزران دليل ديگر که مجال گفتنش نيست و شما و جناب روشن روان به خوبي به آن واقفيد.

وقتي شما چنين با نرمش( و به نحوي تاييد) و برادر خواندن و سرور گرامي خواندن اين شخص سني مسلک ( همانطور که بار ها و بار ها در همين سايت شاهد بوديم چنين افرادي را که با نام شيعه و محقق وارد شده اند و خواسته اند خدشه اي بر اذهان خواننده گان سايت وارد کنند) و توبه نامه در صورتي که اصلا نيازي به توبه نامه نبود خود را در مقام ظن و ( يکي به نعل و يکي به ميخ ) قرار داديد.

و در آخر ميفرماييد که »: ذا، از عبارتِ «توبه نامه» سوء تفاهم نشود، كه خدا نكرده، از مذهبِ حَقّ و فرقه ناجيه(شيعه إثني عشريّه) برگشته-ام. هيهات مِنّا الذّلة!

برادر من. تو چه انتظاري داري؟ انتظار داري بعد اين افتضاح که با اين متن به بار آورده اي ميتواني با اين يک جمله همه را ماست مالي کني؟

اصلا به غير از حب و بغض اعدا الله و اعمال صالح معيار تشيع و شيعه گري شما چيست؟

آيا شما دفاع از اهل بيت و ساحت مقدسشان را گاه و لغزش ميداني که حالا توبه نامه نوشته اي و از آن توبه ميکني؟؟؟؟؟

عجججججججججججب.!!! عجججججججججججججب.!!!!

کجا مذهبِ حَقّ و فرقه ناجيه(شيعه إثني عشريّه) مهر تايد بر برادري و دوستي بين علي(ع) و عمر (ل) زده که شما با نوشتن اين توبه نامه تمامي کلام ننگين روشت روان را تاييد ميکين؟ و آخرش هم ميفرماييد: لذا، از عبارتِ «توبه نامه» سوء تفاهم نشود، كه خدا نكرده، از مذهبِ حَقّ و فرقه ناجيه(شيعه إثني عشريّه) برگشته-ام. هيهات مِنّا الذّلة!

سو تفاهم نشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!! لا اله الا الله؟

حالا بعد نوشتن اين متن ميگويي : سوء تفاهم نشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

والا که چه انتظاري داريد شما و چه رويي داريد.!!!

فرموديد:
وانگهي، بنده چرا بايد نخواسته و ندانسته نقش دافعهء دين مبين را بازي-كنم؟ آيا نميشود، صبر و تحمّل-ام را كمي بيشتر كنم؟

ياللعجب.! آنوقت علي يار نداشت حالا که تو ميتوناي حد اقل از حقايق دفاع کني و نگذاري افراد خبيثي همچون روشن روان ها و مهران ها و ريگي ها و ..... براي اذهان شبهه اي ايجاد کنند دم از صبر و تحمل و سکوت ميزني؟

صبر بر چه؟

تحمل بر چه؟

سکوت به چه؟
******************

آيا معني حرفت غير از اين است که :

تحمل بر خانه نشيني 25 ساله ي علي(ع)؟

صبر بر يتيمي حسنين و زينبين؟

سکوت بر شهادت و سقط شدن محسن شش ماه؟

سکوت بر آتش در خانه ي علي(ع). که ادامه ي همان آتش بود که بعد ها به خيمه هاي نواميس الله در کربلا رسيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اي خدا لعنت کند سکوت کنندگان در هر لباس و اسم و نامي که هستند و هنوز هم علي و آلش را مظلوم ميکنند.

ان شا الله مورد خشم بقيه الله قرار گيرند. بگذاريد آقا بيايد آنوقت معلوم ميشود.......

بعد فرموديد: تا بدينوسيله جاذب باشم نه دافع! چون پيامبرم جذّاب بوده و أخلاقش عظيم بود، بنده را هم مي بايست بهره اي از آن خلق عظيم باشد، نه اينكه به اين درگاه آمدگان را -بهر دليل كه بوده باشد- از در برانم!

**************************************************

اسغفر الله از اين تهمت هايي که دانسته يا ندانسته نداناني و دانايان معاندي به ساحت مقدس انبيا و اوليا ميزنند.!
مرد مومن. چرا چپه تاريخ نقل ميکني و قرآن تفسير ميکني؟

مگر غير از اين است که اگر امير المومنين ياراني داشت قيام ميکرد؟

مگر غير اين است که رسول الله براي مصلحت ( براي اينکه اوائل شکل گيري اسلام بود) با اين ملاعين ازدواج کرد؟

مگر غير اين است که امام حسن مجتبي از تنهايي ( کساني که همچون شما با الفاظي با مضامين. تحمل_صبر_سکوت_) مجبور به صلح شد.؟

چرا آيه اشدا علي الکفار و رحما بينهم را اشدا بينهم ورحما علي الکفار مي بينند.؟

ببينيد چطور با هنر مندي ميخواهند صبر رسول الله( ص) بر مومنان را واژگون جلوه داده و آن را مهر تاييدي بر مظلوميت و سکوت در برابر اين مظلوميت ابدي قرار دهند؟
به والله و به تالله و بالله من در روز قيامت جلوي تو و امثال تو را ميگيرم و در نزد دادگاه عدل الهي و نزد آقا رسول الله (ص) و بي بي زهرا(س) و آقا امير المومنين(ع) اين جملاتت را به يادت مي آورم و شاهد و حجتي ميشوم براي فضاوت تو و سر افکنده گي تو نزد اهل بيت( عليهم السلام جميعا).

اگر کلام يک عمري عاشق خلفا که علنا شهادت بي بي را رد ميکند و نام تشيع بر خود مينهد ( که شما هم همچنين با اين متن تاييد کلام ايشان را خواسته يا نا خواسته کرده ايد) انقدر بر شما تاثير گذاشت و کلام مومنين بر تو اثر نگذارد نتيجه ميشود اينکه : يا شما هم همکيش ايشانيد يا اينکه يه جاي کارتان ميلنگد( ميفهمي کجاي کار را ميگويم که).

اگر کلام ننگين تاريک رواني باعث به قول خود شما( هدايتتان شد) پس کلام اين همه برادران ديني و ايمانيت باعث گمراهيت ميشود؟؟؟؟؟؟؟؟

جذاب بودن به چه قيمت؟

به قيمت پنهان کردن حقايق.؟
مانند جناب مکارم شيرازي که با سانسور کردن حديث کساء از مفاتيح الجنان ميخواهند به اين هدف برسند؟( البته اگر اين جمله ي من سانسور نشود که ان شا الله نشده و نميشود)

اصلا ميخواهيم 1000 سال سياه اين جاذبه اي که شمايان ازش دم ميزنيد نباشد اگر به قيمت حذف و پنهان کردن حقايق باشد که 4 تا عمري خوششان بيايد.

همين کار ها را کرديد که الآت عبد الحميد ملعون به فرمايشات مقم معظم رهبري اعتراض ميکند.

انقدر رو داديد که اکروز آستر هم ميخواهند.

غفر الله لنا و لکم.
300 | دارا | , ایران | 22:37 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سپاس تنها خدا احد و واحد است و واي بر مشرکان آناني که غير خدا را عبادت مي کنند
1- اهل سنت نه عمري است نه علوي نبوي است
2- اهل سنت کسي را برتر از پيامبر نمي داند
3- اهل سنت اهل فحش و نا سزا نيست .
4- اهل سنت به عصمت کسي غير پيامبر معتقد نيست.
5- اهل سنت صحابه و ياران پيامبر را معصوم نمي داند و پاداش اعمالشان چه خوب و چه بد با خداست.
6- اهل سنت شيعه مخلص و موحد را تکفير نمي کند.
7- اهل سنت افتخار تاريخ ادب و هنر و علم ايرانند .مولوي- سنايي- خاقاني- نظامي - سعدي - غزالي -خواجه عبدالله انصاري و......ستاره هاي درخشان و افتخار ايرانند
8- اهل سنت ايران را مملکت اسلام و ديار سنت پيامبر مي داند محدثين اهل سنت ايراني بوده اند راستي محدثين شيعه کجايي بودند؟ بخاري- مسلم نيشابوري- ابن ماجه قزويني - و.........همگي چراغهاي درخشان ايران و امت اسلامي هستند.
9- صاحبان اصلي ايران مردم اهل سنت هستند و تاريخ پر افتخار آنان گواهي اين است ...بهتر است شيعيان همان کوفه و عراق بمانند خيانتي که شيعيان امام حسين به ايشان کردند زبانزد خاص و عام است.
10- تند روي خصيصه اهل سنت نيست و کساني که به اسم اهل سنت تند روي مي کنند پيرو سنت نيستند پس نمي توانند اهل سنت باشند.
11- نظرات دوستان تند رو شيعه را به حساب تشيع نمي گذارم و خدا برايشان شفا در عقل و تدين به دين محمد آرزومندم.
12- بقيه نظرات را براي اتحاد عالمي علماي مسلمان و مراکز جهاني اسلامي مي فرستم تا از نظرات دوستان آگاهي يابند و بدانند چه افکار بر ايران حاک است قد بدات البغضا من افواههم و ما تخفي صدورم اکبر....
13- از خداوند متعال شعور - دينداري- تقوي و عمل صالح براي همگي خواهانم چرا که روز قيامت کل نفس بما کسب رهينه
بهتر است مردم را با عمل صالح به افکار و عقيده خود دعوت کنيم نه با فحش و ناسزا گويي . الله اکبر و لله الحمد
301 | رضا رويگر زاده | , ایران | 22:43 - 29 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اگر عمر کرده دستش درد نکنه علي بي عرضه)از ديدگاه شما) کجا بود؟چرا دفاع نکرده؟شما چرا داغ کرديد؟ علي که علم غيب مي دانست چرا گذاشت؟برو جمع کن روضه خون
302 | عبدالله | , ایران | 07:01 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به 299
سلام علي آل ياسين؛ قال الله الحكيم: مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ(ق18) + وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ(الجاثية7) + وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ(الهمزة1) بنده هم عرض ميكنم قرآن كريم براي عملكردن است نه محض خواندن، چون پرندگان مقلِد همان ميتوانند قرآن-خواندن بياموزند!
1- ضن = ظنّ
2- "موضع و مقام اتهام"!!! بنده در شماره292 را دقيقاً بين دو "گيومه" نشان بده.
3- "حمايت"!!! بنده در شماره292 را دقيقاً بين دو "گيومه" نشان بده.
4- شماره272 جوابِ بنده به نويسنده267 است، جوابِ شما(سعدالله و مالك اشتر297و299) به نويسنده267 را اگر يافتيد به بنده هم نشان بدهيد.
5- جوابيّة292 بنده خطابش به شماره278 نامبرده است و اين روشن ميكند كه شماره هاي289و290و291 نامبرده را نديده-ام، چون نتوانسته-ام ببينم، چون ترتيبِ شمارهء نظرات، برأساس تقدّم زماني إرسال آنهاست!
6- "با نرمش( و به نحوي تاييد)"!!! إدّعاي [نرمش=تأييد] را از كدام قاموس لغت إستخراج كردي، نصّ-اش را دقيقاً بين دو "گيومه" نشان بده.
7- "سرور گرامي خواندن اين شخص"
چون، خداي سبحان ميفرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا(النساء94) و نامبرده گفت: "عزيزم من به شيعه بودنم افتخار ميکنم"
چون، سرور همه كائنات بعد از نبيّ أكرم(صلي الله عليه وآله وسلّم) حضرتِ أميرالمؤمنين علي بن أبيطالب(عليه الصّلاة والسلام) فرمود: «من علّمني حرفاً فقد صيّرني عبداً» و نامبرده گفت: "عزيزم اگر قرار بر اين بود همه نظرات شما ... را قبول داشته باشيم پس چه دليلي براي راه اندازي اين سايت بوده"
چون، تندي و إستهزاء، جوابِ متقن را هم بي-أثر/كم-أثر ميكند، خواستم اين موارد، جوابيّه-ام (شماره272) را اينچنين نكند.
چون، لقمانِ حكيم را گفتند: أدب از كه آموختي؟ گفت: از بي-أدبان!
چون، در أزمنهء قديم زوّار آقا إمام علي(عليه الصلاة و السلام) با پاي پياده از راه دور به حرمش مشرّف شده بودند، و بر أثر بارندگي پاهايشان تا مچ گل آلود، و با همين حال قصدِ ورود به حرَم را داشتند، سيّدِ كليددار، جلوي آنها را گرفته ميگويد: كجا؟ با اين پاهاي گل آلود؟ مگر گاويد؟ (أنتم هَوش؟) شب در عالم رؤيا، صاحبِ حرَم(عليه الصلاة والسلام) را مي-بيند كه از وي رو-گردان است و سلامش را جواب نميدهد، إلتماس ميكند كه آقا لاأقل بفرمائيد خطايم چه بوده؟ حضرت، با عِتاب ميفرمايد: هَوشي ب حوشي! (گاومه توو خونه-مه!) [به تو چه ربطي داره كه مثلاً رواق/فرشم كثيف ميشه؟] نامبرده هم گفته بود: "با سلام - در ابتداکه به اين سايت مراجعه کردم فکر کردم اهل بحث و به دنبال حقايق هستيد اما مي بينم شما هم مثل تندروهاي اسلامي طاقت گفتمان نداريد" + "نمي خواهم چون پدر و مادرم شيعه بوده من هم چشم وگوش بسته شيعه باشم" [يعني سؤال دارم ولي چون] "کساني که طاقت 2 کلام حرف حساب ندارند" -هرچند بزعم من و تو، ناحساب- [به تندي جوابم كردند، از پايگاهِ حضرتِ وليّ عصر(عجّل الله تعالي فرجه) مأيوس و دست خالي برگشتم] "اين سايت را مناسب بحث و مناظره نمي دانم" [از اينجا برود، كجا؟]
چون، گفت: "اميدوارم افراد ديگر هم نظر خود را بگويند تاشايدباز سري به شما بزنم. يا حق - علي يارتون" بنده هم خواستم اميدورارش كرده باشم.
8- "اين شخص سني مسلک"
أوّلاً : آيهء فوق الذكر(النساء94) را مجدداً بخوان ثانياً: گيريم كه اين قسَم حضرتِ عبّاس[عليه السلام] با دُم خروس نميخواند، تكليفِ من و تو إرشاد است نه تفتيش عقايد! ثالثاً: يهود به حضرتِ عيسي(علي نبيّناوآله وعليه السلام) تهمت زدند كه با زنهاي بدكاره و أراذل، معاشرت داري؟! جواب داد: من براي به راه آوردنِ از راه دور-افتادگان، آمده-ام!
9- "توبه نامه" را پيراهن عثمان كرده-اي! بعدش بين دو "گيومه" نشان بده، از چي توبه كردم؟! و الله از اين نحوه برخوردها، توبه كرده-ام و هنوز توبه-ام را نشكسته-ام!
10- "اين افتضاح که با اين متن به بار آورده اي" لطفاً بين دو "گيومه" جاي إفتضاح!!! را نشان بده.
11- تهمت زدي "يکي به نعل و يکي به ميخ" + "ماست مالي" أوّلاً: بنده با كسي رو-در-واسي ندارم تا بخواهم به چنين ابزار سخيفي متوسّل شوم ثانياً: مصاديق اين تهمت-ها را بين دو "گيومه" نشان بده.
12- پرسيدي: "اصلا به غير از حب و بغض اعدا الله و اعمال صالح معيار تشيع و شيعه گري شما چيست؟"
جواب: هيچ! ولي، رئيس مكتبِ جعفري إمام جعفرالصادق(عليه الصلاة و السلام) فرمود: كونوا لنا زيناً و لاتكونوا لنا شيناً.
13- "پرسيدي: "آيا شما دفاع از اهل بيت و ساحت مقدسشان را گاه و لغزش ميداني که حالا توبه نامه نوشته اي و از آن توبه ميکني؟"
جواب: أوّلاً: اگر چنين چيزي گفته-ام بين دو "گيومه" نشان بده، ثانياً: عليرغم اينكه نامبرده(278) خطابش به ديگري بود، بنده بخودم سوءظنّ بردم كه نكند از بعضي تنديها و إستهزاء ضمن جوابيّه-ام(272) رنجيده باشد! چرا كه گفته-اند: با دوستان مروّت با دشمنان مدارا.
14- پرسيدي: "کجا مذهبِ حَقّ و فرقه ناجيه(شيعه إثني عشريّه) مهر تايد بر برادري و دوستي بين علي(ع) و عمر (ل) زده که شما با نوشتن اين توبه نامه تمامي کلام ننگين روشت روان را تاييد ميکين؟"
جواب: أوّلاً: بنده إدّعا نكردم كه "مهر تايد بر برادري و دوستي بين علي(ع) و عمر (ل)" خورده، و تو بايستي بين دو "گيومه" چنين حرفم را نشان دهي، ثانياً: همان حضرتِ علي(عليه الصلاة والسلام) خطاب به كسيكه وي را بعنوانِ والي مصر، به آن ديار فرستاد، فرمود: مردم آن ديار از دو حال خارج نيستند، يا برادران ديني تو-اند يا برادران تو از پدرت آدم(علي نبيّناوآله وعليه السلام)، ثالثاً: عبدالوهّابي، هم نديده و نسنجيده، إقدام به ترور شخصيّت ميكند، فرق تو با او چيست؟ اگر بگوئي: من حقّم و او باطل، اين همان دعوي اوست! پس يكراه بيشتر نميماند، و آن اينكه با عمل-ات ثابت كني كه از او بهتري چون تربيتِ مذهبت از تربيتِ مذهبِ او بهتر است، همچنانكه او با سوءعمل-اش ثابت كرده كه مذهبش چه مذهبِ بدي است، رابعاً: خداي متعال خطاب به پيامبرش[صلي الله عليه وآله وسلّم] فرمود: فبما رحمه من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين (آل-عمران159) خامساً: نبيّ مكرم[صلي الله عليه وآله وسلّم] ميفرمايد: كونوا دُعاة النّاس إلي الخير بغير ألسنتكم.
15- تقاضاكردم "از عبارتِ «توبه نامه» سوء تفاهم نشود" ولي اكنون خواهشمندم: از عبارتِ «توبه نامه» سوء إستفاده نشود!
16- گفتي: "آنوقت علي يار نداشت"
جواب: اينوقت هم در بين چندصدمليون مدّعي، 313تا يار ندارد!
شيعةاي از خراسان، عرض كرد: آقا چرا قيام نميكنيد؟ شيعيان شما كه در ديار ما زيادند! حضرت فرمود: داخل تنور شو! مردك مِن مِن كرده جا زد، حضرت به خادمش فرمود: داخل تنور شو! خادم بلادرنگ داخل شد، مدّعي گفت: سوخت! حضرت وي را بالاي تنور برد، مدّعي ديد خادم مشغول تلاوتِ قرآن است! حضرت فرمود: اگر باندازه أنگشتان دست، مثل اين يافتي، بيا دعوت به قيام كن!
17- پرسيدي: "صبر بر چه؟ تحمل بر چه؟"
جواب: بر شماتتِ أعداء.
18- پرسيدي: "سکوت به چه؟"
جواب: بنده كه چنين چيزي نگفته-ام، دليل إدّعايت را از ديگري ميپرسي؟! اگر ميگوئي: گفته-ام، بين دو "گيومه" نشان بده.
19- لعن كردي: "اي خدا لعنت کند سکوت کنندگان در هر لباس و اسم و نامي که هستند و هنوز هم علي و آلش را مظلوم ميکنند"
مواظب باش! لعن اگر آنكه را ميگوئي نيابد، به خودت باز ميگردد! پس تا مطمئن نشده-اي لعن مكن!
20- گفتي: "بگذاريد آقا بيايد آنوقت معلوم ميشود..."
جواب: بنده هم جوابم همين است + اللّهم عجّل لوليّك الفرج
21- پرسيدي: "چرا چپه تاريخ نقل ميکني و قرآن تفسير ميکني؟"
جواب: أوّلاً: بنده نه "تاريخ نقل" كردم و نه "قرآن تفسير" كردم، اگر كرده-ام بين دو "گيومه" نشان بده؛ ثانياً: آيهء كريمهء وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ(القلم4) نصّ قرآن كريم است نه تفسير!
22- پرسيدي: "چرا آيه اشدا علي الکفار و رحما بينهم را اشدا بينهم ورحما علي الکفار مي بينند.؟"
جواب: أوّلاً: اينرا از خودشان بپرس، بنده كه وكيل مدافع چنين كساني نيستم! ثانياً: آنجا كه بنده از پيش-كِشندهء اين آيهء شريفه إنتقاد ميكنم، شما(مالك اشتر و سعدالله) كجائيد؟ ثالثاً: خوانند محترم، جهت إطّلاع به جوابيّه-ام در شماره249و264 اين صفحه
(http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1323) مراجعه كن، كه نوشته-ام:
«گفتي: "محمد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانى که با او هستند ..."
جواب: أوّلاً: ذيل آيه شريفه 29 سوره مباركه الفتح، 2شرط دارد كه كلّ أوصافِ مذكوره قبلي و هكذا 2وعده بعدي، معلّق به آنهاست ["... وعد الله الّذين 1-آمنوا و 2-عملوا الصالحات منهم ...] تا كسي نتواند با زرنگ بازي، آنرا به هركه در سرشماري مسلمين، بشمار ميرفته تعميم دهد! پس معلوم ميشود كه معيّتِ مذكوره در صدر آيه (... و الذين معه ...) إنّما معيّتِ ماهوي است نه معيّتِ صوري.
ثانياً: اگر تخصيص مذكور را بر "... و الّذين معه ..." ناديده بگيريم، پس منافقين چه ميشوند؟!
ثالثاً: خداي متعال در اين آيه 2صفت بيان فرموده (1-أشدّاء علي الكفّار 2-رحماء بينهم) كه در مدّعيان، عكسِ قضيه، ديده ميشود! زيرا خودِ مدّعيان، إقرار به فرار در جنگ أحد كرده اند، و حضرت محمّد رسول الله[صلي الله عليه وآله] هم پس از عجز "انها" از فتح قلعة خيبر، فرمود: فردا پرچم را بدست كسي خواهم داد كه كرّار غير فرّار است! و در جنگ أحزاب هم، درحاليكه عمرو بن عبد ودّ ملعون، هل مِن مبارز ميطلبيد، "انها" از ترس گريستند، پس نميتوان "انها" را واجدِ صفتِ أوّل دانست؛ ليكن از تأسّي "انها" به أبو لهبِ ملعون، و سوزاندن درب خانه اي كه رسول الله[صلي الله عليه وآله] هر روز هنگام رفتن به نماز، بر درش ايستاده و اينچنين سلام ميداد: السلام عليكم يا أهل بيت النبوّة و هكذا از زدن تازيانه و شكنجه بين در و ديوار گذاشتن بضعه رسول الله[صلي الله عليه وآله] ميتوان فهميد كه آن شيرانِ خانه و روبهان بيرون تا چه حدّ واجدِ صفتِ دوّم بودند!
تبّت يدا أبي لهب و تبّ»
23- پرسيدي: "اگر کلام ننگين تاريک رواني باعث به قول خود شما( هدايتتان شد) پس کلام اين همه برادران ديني و ايمانيت باعث گمراهيت ميشود؟"
جواب: أوّلاً: بنده نگفته-ام كلام نامبرده باعث هدايتم شد، و اگر ميگوئي گفته-ام، بين دو "گيومه" نشان بده، ثانياً: "و سپاس خدا را كه به اين رهنمونم كرد وگرنه كي هدايت ميشدم، آري كه فرستادگانش برحقّ بودند"=الحمد لله الذي هدانا لهذا وما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله لقد جاءت رسل ربنا بالحق(الأعراف43) ثالثاً: إمام سجاد(عليه الصلاة و السلام) بعد از واقعهء عاشوراء[اللّهم العن من سمع ذلك فرضي به] تا آخر عمر مباركش، آب مي ديد، گريه ميكرد، قنداقهء نوزاد مي ديد، گريه ميكرد و... آيا خودِ آب -في نفسه- گريه آورست؟ براي عالم به ماوقع، بلي؛ و براي جاهل/غافل خير. رابعاً: المؤمن كيّس! يعني بنا به فرموده حضرتِ علي(عليه الصلاة و السلام) خوبي را از بدان بشناسد. يعني پيدا كردن راه در ظلمتِ گمراه كننده، هنر است نه در روز روشن! خامساً: حضرتِ إبراهيم خليل(عليه و علي نبيّناوآله السلام) از ستاره و ماه و خورشيد پي به خالق هستي برد[ولو بحسَبِ ظاهر]
24- از روي عجز، از شخص غايبِ محترمي غيبت كردي كه هم خودت و هم شنونده را به گناهِ كبيره آلودي! واي بر تو! مي توانستي بجاي اينجا، به پايگاهِ خودش بنويسي!
25- گفتي: "اصلا ميخواهيم 1000 سال سياه اين جاذبه اي که شمايان ازش دم ميزنيد نباشد اگر به قيمت حذف و پنهان کردن حقايق باشد که 4 تا عمري خوششان بيايد"
جواب: أوّلاً : نه بنده دنبال پنهان-كاري بوده ام و نه حذف و كتمان حقايق شدني است، چون قرآن المجيد ميفرمايد: ...والله مخرج ما كنتم تكتمون (البقرة72) ثانياً: بنده دنبال خوش-آمد كسي جز رضاي إلهي نيستم ولي ميخواهم "4 تا عمري" به راه بيايد نه خوشش بيايد! كه با لجاج، همان يكذرة إحتمال هم نيست ميشود، ثالثاً: يك چنين پايگاهي مگر براي خوش-آمد-گوئي يا بد-آمد-گوئي است؟!
26- گفتي: "انقدر رو داديد که اکروز آستر هم ميخواهند"
اين همان عرض بنده است[كه متأسفانه با جسارتِ غيرمغرضانه] گفته ام، در جائيكه تو چيزي نگفتي!

خداي متعال ميداند كه از بدو ورودم به اين پايگاه، همواره از اينگونه سوء رفتارهاي طرفين رنج برده-ام، گوئيا برخي تنها هنرشان پرخاش، مسخره و فحّاشي است و يا اگر بخواهيم بدبينانه بنگريم عمداً صفحه را با هرزه/غيرمفيد نويسي پرُ ميكنند تا حوصلهء خواننده را ببرند! [بقول عاميانه، غلط-خوبه-اش تشكّر-نويسي است تا برسد به داستانسرائي و طرح إدّعاي بي-برهان] وقتِ عزيز ديگران را ميگيرند؛ به همين خاطر، نامبرده را "سبب خير" دانستم!
303 | عبدالله | , ایران | 07:17 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
إدامه
ضمناً بنده اين جسارت را ندارم كه خودم را شيعة بنامم چون إمام علي بن موسي الرضا( عليه الصلاة والسلام) از اينكار نهي نموده، فرمود: نگوئيد: ما شيعةايم؛ شيعة فقط أبوذر و سلمان و مقداد بودند. بگوئيد: ما محبّين شيعةايم!
حروف مقطّعة قرآن باهم، اين جمله ميشود: صراط علي حق نمسكه
304 | momen abdullah | , مالزی | 09:14 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب آقاي روشن روان
سلام عليکم
الحمد الله حال که از کودک پنداري ما دست برداشته‌ايد و رک و راست از مذهب خود دم مي‌زنيد، ما هم مي‌توانيم يک تعامل منتطقي با شما داشته باشيم و از عقايد يکديگر مطلع شويم.
فرموده‌ايد:
«1- اگر علي ع از جانب پيامبر به امامت منصوب شده بود و خلافت را قبول نداشت چرا در نهايت حاضر شد مقام امامت را با خلافت تعويض كند و عنوان خليفه چهارم را براي خود قانوني و مشروع دانست»

اولا)) حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) هيچگاه توسط آقا رسول الله (صلي الله عليه و آله) به امامت منصوب نشده بودند. بلکه خداوند عظيم و متعال ايشان را خليفه الله و ولي الله و امام المومنين قرار داده بودند.
دوما)) حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) هيچگاه خود را خليفه چهارم نبي اکرم (صلي الله عليه و آله) نمي‌دانستند. ايشان خود را هميشه خليفه برحق و بلافصل ايشان مي‌دانستند.
سوما)) اينجا لازم است نکاتي را راجع به لغت خلافت متذکر شويم:
لطفا نگاهي به اين صفحه بياندازيد:
http://www.baheth.info/all.jsp?term=%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81%D8%A9
يکي از معاني خلافة: الإمارةُ
... وقال غيره: الخَليفةُ السلطانُ الأَعظم.
*********
حال اجازه دهيد به قرآن کريم رجوع کنيم تا معني «خلافت رسول الله» براي ما روشن شود.
پيش از آن بايد اندکي به مقام و جايگاهي به نام «رسالت» معرفت يابيم تا بتوانيم خلافت آن را درک کنيم.
جناب روشن روان
«رسول الله» کيست؟ آيا فردي است که فقط وحي را از خداوند بگيرد و به مردم انتقال دهد؟
و يا وظايف و کارکردهاي ديگري نيز دارد؟
1)) آيا ابلاغ وحي فقط به معناي سخن گفتن صرف است؟
آيا همانگونه که بعضي انديشيده‌اند رسالت يعني فقط رساندن پيام؟ اين گونه افراد به اين آيه شريف رجوع مي‌کنند «وما علي الرسول الا البلاغ المبين».
---- آري!!! محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) پيامي رساند و ما هم آن پيام، قرآن کريم، را دريافت کرديم و ديگر باقي قضايا با خودمان است!!!
---- قرآن ما را بس است!!
---- مفسر؟ راهنما؟؟ امام هادي؟؟؟ اينها همه از عهده خودمان برمي‌آيد!!
ولي جواب ما چيست؟
«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس ان الله لا يهدي القوم الكافرين»
--- مگر جناب محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) پيش از آن با مردم سخن نرانده بودند؟
مگر ايشان پيش از آن «پيام» را نرسانده بودند؟
پس چرا احکم الحاکمين مي‌فرمايد: «فما بلغت رسالته»!!!
مجازات نرساندن پيام قرآن کريم «ثم لقطعنا منه الوتين» است. وجود مبارک پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) هيچ گاه حتي تصور اين را نمي‌کرده‌اند که آيه‌اي از قرآن را از مردم مخفي کنند و يا نرسانند.
پس اين چه بوده است که «بلاغت رسالت» به آن وابسته بوده است؟
2)) آيه شريفه «ولقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت فمنهم»
اجتناب دادن از طواغيت يکي ديگر از وظايف مقام «رسول الله» است.
3)) «هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلو عليهم آياته ويزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمه»
تزکيه نفوس، تعليم کتاب و حکمت از ديگر وظايف مقام «رسول الله» است.
و ...
************
حال اندکي توجه کنيم به معني «خلافت رسول الله» از منظر قرآن کريم:
>>> «وقال موسي لاخيه هارون اخلفني في قومي واصلح ولا تتبع سبيل المفسدين» <<<
«خلافت رسول الله» از منظر قرآن، خلافت ايشان در وجوه و کارکردها و اعمال و رفتار ايشان است.
نه فقط خلافت صرف در «بالاي منبر رفتن» و «امر و نهي کردن» و «امارة».
اگر در اين آيه نوراني دقت فرماييد دو خصوصيت از خصوصيات «خليفة رسول الله» مشخص است:
1)) «اصلاح امر» و يا اصلاح ديگر جوانب فردي و اجتماعي
2)) «تبعيت نکردن» از سبيل مفسدين
*****************
جناب روشن روان
--- چه کسي مي‌توانست چون پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) تعليم کتاب و حکمة کند؟
حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) که حافظ و مفسر قرآن کريم بود و يا عمري که 12 سال حفظ سوره بقره او را مشغول کرده بود؟
--- چه کسي مي‌توانست چون پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) «تزکيه نفوس» کند؟
حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) که در مقابل پيش از بريدن سر عمرو بن عبدود سر ديو نفس خود را بريدند و يا عمري که به خواهر خود سيلي مي‌زد و بر زنان شلاق؟
--- چه کسي مي‌توانست چون پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) از طواغيت مردم را اجتناب دهد؟
حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) که در هيچ غزوه‌اي فرار نکردند و يا عمري که در احد و حنين فرار کرد؟
--- چه کسي مي‌توانست چون پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) هدايت گر مردم باشد؟
حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) که منبع علم و دانش بودند و يا عمري که از او 50 صفحه حديث و مطلب علمي نقل نشده است؟
---- چه کسي چون پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) بين مردمان «اصلاح» کرد؟
حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) که بيت المال را به طور مساوي بين مردم تقسيم مي‌کردند و يا عمري که «سابقه جبهه» و «درجه جانبازي» و ... را معيار و ميزان درجه سهم از بيت المال قرار داده بود؟
---- چه کسي چون پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) از مفسدين تبعيت نکردند؟
حضرت امير المومنين علي (عليه السلام) که يهوديان را با علم خود سر جاي مي‌نشاندند و يا عمري که کعب الحبار را دوست خود قرار داد؟
*****************
پس خلافت رسول الله، جهيدن بالاي منبر ايشان نيست که يزيد ميمون بازهم بالا منبر رفت و شروع به امارة و حکومت کرد.
**********************************
فرموده‌ايد که:
«2- اگر پيامبر ...تا.... غدير تكليف را روشن كرده ؟»
جناب روشن روان
اولا)) مگر در سقيفه بني ساعده چند نفر حضور داشتند؟
دوما)) مگر حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) آنجا حضور داشتند؟
سوما)) ايشان در آن روز مرتد و کافر نشده بودند!! کفر و ارتداد آنها بسيار پيش تر بود!!!
«يحلفون بالله ما قالوا ولقد قالوا كلمه الكفر وكفروا بعد اسلامهم وهموا بما لم ينالوا...»
چهارما)) ارتداد به محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) بعد از شهادت ايشان امري عجيب تر است و يا ارتداد آنها در زمان حيات ايشان؟؟
مگر شما در کتب صحيح خود ننوشته‌ايد که در ماجراي صلح حديبه تمام صحابه از پذيرش دستور نبي‌اکرم (صلي الله عليه و آله) سرباز زدند تا آنجا که ايشان از همسر خود ام سلمه (رحمة الله عليها) کمک خواستند!!!!
براي اطلاعات بيشتر به اين صفحه رجوع فرماييد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=909
****************
فرموده‌ايد که:
«منابع تاريخي ميگويد ابوبكر تا 3 روز بعد از بيعت به مسجد ميرفت و ميگفت اگر كسي ميخواهد بيعت خود را بشكند بگويد - چرا علي ع از بين جمعيت و گفت : مردم از بيعت خود با تو دست بر نمي دارند؟»
از دروغ بودن اين داستان همين بس که در کتاب صحيح بخاري آمده است که حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) تا 6 ما بعد بعيت نکرده بودند!!!!
***************
فرموده‌ايد که:
«- چرا علي ع در نامه اي كه به معاويه مي نو يسد خلافت خلفاي قبل از خود را مشروع ميداند و تلاش ميكند خود را در رديف آنها قرار دهد اين نامه در نهج ابلاغه موجود است ؟»
اين يک دروغ عمري آشکار است!!! حضرت هيچگاه تلاش نکردند که خود را نعوذبالله در رديف فاسقين قرار دهند.
در همان صفحه لطفا به پاسخ به نظر شماره 10 رجوع فرماييد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=909
****************
فرموده‌ايد که:
«5 - چرا در زمان انتخاب ... بايد ايستاد ؟»
جناب روشن روان
شايد از جنيان مي‌ترسيدند؟ هر چه باشد جنيان سعد بن عباده را ترور کرده بودند!!!

يا علي
305 | momen abdullah | , مالزی | 09:25 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب روشن روان
و اما در جواب نظر شماره 289.
اولا حضرت يوسف (عليه السلام) به يک حکومت کافر بر مردم کافر مشاوره مي‌دادند.
آيا اين دليل بر پذيرش کفر و حکومت کافران از سوي ايشان بود؟
دوما براي آنکه بدانيم خزعبلات عمري چيست به اين صفحه نگاهي کن:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=49#_20
سوما موضع ما در برابر خلفا همان موضع حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) است که ايشان را «كاذبا آثما غادرا خائنا» را مي‌دانستند.

يا علي
306 | momen abdullah | , مالزی | 11:59 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب دارا
از کدام سنت سخن مي‌رانيد؟ سنت کعب الاحبار يهودي؟
از کدام معبود سخن مي‌راني؟ معبودي که لباس دارد و در قيامت به ميان مردمان مي‌آيد؟
از کدام نبي سخن مي‌راني؟ آن نبي که هذيان مي‌گفت و جادو مي‌شد؟
از کدام دليل برتريت سخن مي‌راني؟ همان دليلي که،نعوذبالله، نبي‌اکرم (صلي الله عليه و آله) به آن دليل مي‌خواست خودکشي کند؟ يعني ترس انتقال نبوت به عمر؟
از کدام ادب سخن مي‌راني؟ اين ادب؟: «شفا در عقل و تدين به دين محمد»
از کدام عصمت سخن مي‌راني؟ همان عصمتي که پيامبر در رسالتش شک داشت؟
از کدام صحابه سخن مي‌راني؟ حضرت ابوطالب (عليه السلام) که نعوذبالله ايشان را در جهنم مي‌دانيد؟
از کدام افتخار تاريخ و ادب سخن مي‌راني؟ همان سنايي و غزالي و ... که آنها را ملحد و زنديق مي‌دانيد؟
از کدام محدث سخن مي‌راني؟ سنايي که توسط محبين معاويه هندمادر کشته شد؟
از کدام ايران سخن مي‌راني؟ همان ايراني که تيمور و خالد و غزنوي خاکش را سرخ کردند؟
از کدام ميانه‌روي سخن مي‌راني؟ همان ميانه‌روي که بر پايه آن 1 ميليون شيعه را در عراق شهيد کرديد؟
از کدام عقل و دين سخن مي‌راني؟ همان عقل و ديني که رضاع کبير را مجاز مي‌داند؟
از کدام جهان اسلام سخن مي‌راني؟ همان جهان اسلامي که صدام و ملک عبدالله اولي الامر آن بودند و هستند؟
از کدام شعور و دينداري و تقوي و عمل صالح سخن مي‌راني؟ همان شعوري که خداوند را در قيامت به هيبت يک انسان مي‌داند؟
از کدام عقيد و تفکر سخن مي‌راني؟ همان عقيده و تکفري که يزيد سگباز را اميرالمومنين مي‌داند؟
**********
جناب دارا
به ياري الله متعال و دعاي امام بر حق حضرت مهدي صاحب العصر و الزمان (عليه السلام) چنان پاسخ کوبنده‌ و خرد‌کننده ‌اي دريافت کرده‌اي که چاره را جز در هذيان گويي نديدي!!

يا علي
307 | كميل | , ایران | 15:44 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
ببند دهن كثيفتو رضا رويگر زاده نادان. هي سنيهاي ??? بس كنين توهين به خودمون كردين بس نبود حالا ديگه به حضرت علي ميگي...؟ رضا رويگري! ??? پدر و جد و اربابت عمر و ابوبكر و بقيه سنيهان كه از ??? ذره اي بهره نبردن ????
308 | روشن روان | , ایران | 16:03 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر

باسلام - برادر عبد ا... بهتره به من بگيد محمد بن عبد الوهاب موسس فرقه وهابيت که در اصفهان خودمان درس خونده و در يکي از حوزه هاي علميه ايران بوده و بعد به عربستان و عراق رفته و اين اين فرقه رو رواج داده از عقايد افرادي مثل شما بهره نبرده ؟ شما آسمان را به ريسمان ميبندي که نگذاري حد وسط و اوسط دين معلوم باشه - عزيز جان بهتره همه مسلمانها بت هم خوب باشند نه اين که با افکار شما مثل افغانستان دوره طالبان بخاطر موضوعي که ارزش نداره همديگه رو بکشيم .
309 | دارا | , ایران | 16:48 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
مومن عبدالله
اين مسايلي که شما مي گويي جزو اعتقادات اهل سنت نيست من خودم ايمان و عقيده ام را بهتر از شما مي دانم به جاي گشتن بدنبال احاديث ضعيف و سقيم کمي هم عقلتان را بکار بيندازيد .رفتار افراد از نظر اهل سنت جداي از دين است و ربطي به دين ندارد ابوبکر باشد يا علي ..دين از طرف خدا ست نه از طرف اشخاص ....ما اهل سنت هيچوقت نظرات اشخاص را عين دين نمي دانيم برداشت از دين مي دانيم ...
کدام پاسخ کوبنده؟ شما حتي نمي تواني با يک دليل قرآني امام موهوم زمان خود را اثبات کني ....مثل يهود که يحرفون الکلم عن مواضعه و نسوا حظا مما ذکروا به......اين جوابهايي که يه پشيز نمي ارزد چيه که ميدي؟ دو آيه از يه نفسير معتر معنا کن نه بيهوده گويي و فحش و نا سزا سربده
شما که نماز پنجگانه را سه گانه مي خوانيد بدون دليل ....شما که چاه جمکران را ساختيد بدون دليل ... شماکه هر جايي يه امام زاده براي بت پرستي علم کرديد چه سود؟راستي اين صاحب عصر کجا بود که نگذارد شيعيان در عراق کشته شوند؟ و بکشند؟اين امام عصر کجاست وقتي که بدرد مردم نخورد؟.......مسايل تاريخي گذشته خوب يا بد ....نبش قبر به چه درد شما مي خورد؟ جز ايجاد بد بيني و تفرقه؟ در اهل سنت اسامي فاطمه - علي - جواد - باقر - رضا - زهرا و.....هست اين نشانه حب اهل سنت نسبت به اهل بيت است اما اهل بيت را معصوم نمي داند .....
در خاتمه ....قل موتوا بغيظکم .....دوستان که اين صفحه را مي بينند منصفانه قضاوت کنند ....آباد باد ايران ...مرده باد دشمنان اين خاک
بهتر است بجاي ياوه گويي چند صفه قرآن بخواني چنانکه امير مومنين علي فرموده: و اذا التبست عليکم الفتن فعليکم بالقرآن ....قرآن بخوان ...و اين حجت من در روز قيامت عليه تو خواهد بود که خدايا ابلاغ کردم که کلامت را بخواند.....ولله الحمد اولا و آخرا
310 | مالك اشتر | , ایران | 16:56 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله البر

قال الله تبارک و تعالي في کتابه:

*يا حسرتا علي ما فرطت في جنب الله*

صدق الله العلي العظيم.

از امام ششم صادق مصدق پرسيدند »: يا ابن رسول الله.! مراد و معني مفهوم جنب الله در اين آيه ي شريفه چيست و کيانند؟؟!

امام جعفر ابن محمد . صادق المصدق.( صلوات الله و سلام الله عليه) کلامش راست و ثقه در حالي که دوست و دشمن اعتراف به راستگويي و صدق گفتار مولا را دارند.و نيازي به قسم ندارند. اما وقتي مطلب بسيار مهم است. توام ميشود با قسم.
فرمودند: >>>>>> (( نحن والله ))

همگي در روز جزا حسرت ميخورند. چرا؟

که چرا نسبت به اين 14 تن تفريط کردند.

برادر مومن من.!!! اي دشمن عمر و دشمن قاتلان زهرا( البته اگر نفرماييد که باعث تفرقه ميشود). اخوي... مومن خدا.... به والله قسم قصد من خرد کردن يک مومن نبود. بنده بيجا کنم که بخواهم محبي از محبان ام الائمه را خار کنم. قصد من اين بود و مراد از اين قصه اين بود که : اي دوست. با نرمش زيادي و رو دادن زيادي به اين اعدا الله روي اينان را زياده تر از ايني که هست نکن.!؟!؟!

شما بزرگوار از بنده غلط املايي ( غلط تايپي) گرفته ايد که چرا ظن را با ض نوشتم.
عزيز من. شما که نصف مطالبتان از جمله:

ثالثاً: خداي متعال در اين آيه 2صفت بيان فرموده (1-أشدّاء علي الكفّار 2-رحماء بينهم) كه در مدّعيان، عكسِ قضيه، ديده ميشود! زيرا خودِ مدّعيان، إقرار به فرار در جنگ أحد كرده اند، و حضرت محمّد رسول الله[صلي الله عليه وآله] هم پس از عجز "انها" از فتح قلعة خيبر، فرمود: فردا پرچم را بدست كسي خواهم داد كه كرّار غير فرّار است! و در جنگ أحزاب هم، درحاليكه عمرو بن عبد ودّ ملعون، هل مِن مبارز ميطلبيد، "انها" از ترس گريستند، پس نميتوان "انها" را واجدِ صفتِ أوّل دانست؛ ليكن از تأسّي "انها" به أبو لهبِ ملعون، و سوزاندن درب خانه اي كه رسول الله[صلي الله عليه وآله] هر روز هنگام رفتن به نماز، بر درش ايستاده و اينچنين سلام ميداد: السلام عليكم يا أهل بيت النبوّة و هكذا از زدن تازيانه و شكنجه بين در و ديوار گذاشتن بضعه رسول الله[صلي الله عليه وآله] ميتوان فهميد كه آن شيرانِ خانه و روبهان بيرون تا چه حدّ واجدِ صفتِ دوّم بودند!
تبّت يدا أبي لهب و تبّ»

********************************************

کاملا کپي پيست است بنده ساکتم. حد اقل بنده از کپي پيست نميکنم.( بگذريم.)

اول بنده جوابيه ي مفصلي براي شما آماده کرده بودم که خوشبختانه از ارسال آن منصرف شدم.
زيرا به ياد اين آيه ي شريفه افتادم که>>>> انما المومنون اخوه<<<<<<<

اگر بنده و هر محب ديگر داعيه دار اين است که اين آيه ي شريفه را فقط و فقط با مومنان به اجرا در بياورد بايد به آن عمل کند.

بله عزيزان. ملاطفت بنده فقط و فقط با مومنان است و بس.!!!
بنده متوجه شدم که ممکن است حرامياني قصد سوء استفاده از اين بحث من و برادر دينييم را داشته باشند.
لذا از نوشتن جوابيه اي که آماده کرده بودم منصرف شده ام. و نميخواهم که برادر عزيز ديني و ايماني خود را در برابر اين ظالمين مورد رنجش خاطر قرار دهم.

البته جناب عبد الله: حرف بنده اين است که شما اول با برادران ايماني ات به ملاطفت و مهر و مودت بپرداز بعد با افراد ملعون و خبيثي مانند اين ( روشن روان.) که 100% معلوم است اهل بدعت است و اين صورتک و ماسکي است که ايشان بر چهره ي کريح خودش کشيده تا با اين ترفند ها شبهه در اذهان مومنين و نا آگاهان ايجاد کند.

فقط بسنده ميکنم به يک جمله ي شما که فرموديد:

لعن كردي: "اي خدا لعنت کند سکوت کنندگان در هر لباس و اسم و نامي که هستند و هنوز هم علي و آلش را مظلوم ميکنند"
مواظب باش! لعن اگر آنكه را ميگوئي نيابد، به خودت باز ميگردد! پس تا مطمئن نشده-اي لعن مكن!

برادر همنطور که از متن نوشتن من بر ميآد اين کلب آستان ائمه سکوت کنندگان در هر لباس و اسم و نامي که هستند و هنوز هم علي و آلش را مظلوم ميکنند را لعن کردم. اما نامي از شما نياوردم.
اگر شما چنين تصور ميکنيد که خدايي نکرده از کساني هستيد که شامل اين کلام ميشويد که .........!! اما اگر نه پس چرا ناراحت ميشويد بنده ( اگر شما قصدتان چنين نبوده) کلا همه ي کساني که اين چنينند را لعن کردم و لعنم را هم پس نميگيرم. چون به شخص شما که اشاره نکردم. شما که خدايي نکرده به خود ظن بد که نداريد ان شا الله.

و در آخر تشکر فراوان دارم از اينکه در اين دو خط آخر بنده ي حقير سراپا تقصير را مورد لطف بي حد و اندازه ي خودتان قرار داديد:

******************************************************************************************
خداي متعال ميداند كه از بدو ورودم به اين پايگاه، همواره از اينگونه سوء رفتارهاي طرفين رنج برده-ام، گوئيا برخي تنها هنرشان پرخاش، مسخره و فحّاشي است و يا اگر بخواهيم بدبينانه بنگريم عمداً صفحه را با هرزه/غيرمفيد نويسي پرُ ميكنند تا حوصلهء خواننده را ببرند! [بقول عاميانه، غلط-خوبه-اش تشكّر-نويسي است تا برسد به داستانسرائي و طرح إدّعاي بي-برهان] وقتِ عزيز ديگران را ميگيرند؛ به همين خاطر، نامبرده را "سبب خير" دانستم!

******************************************************************************************

ما هيچ وقت در برابر توهين به اهل بيت ساکت نبوده و نيستيم. اگر شما دوست داريد در برابر فحاشي هايي که علنا به اهل بيت ميکنند ساکت باشيد که يه وقت تا عمري آزرده خاطر نشوند. خب باشيد اما دست از ما بکشيد که ما اين چنين نيستيم.

غفر الله لنا و لکم.......
311 | اشكان | , ایران | 24:07 - 30 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به جان خودم به ارواح خاك برادرم ديگه خسته شديم از اين همه بحث بين شيعه و سني و مسيحي و بودا و كنفوسيوسم و ..........بابا بسه ديگه اگه هر مشكلي باشه خود خدا حلش ميكنه خدا سنگش ميكنه بابا پوسيديم ديگه تو اين زمين سوخته به من چه كه امام اول علي ميخواد باشه يا عمر يا ابوبكر اول باشه يا عثمان آخر باشه بابا برسيد به زندگيتون مگه شما كارو زندگي نداريد باباجان خخخخخخخخخخخخخخخسههههههههههه ششششدددددددددممممممممممممممممم خسته شدم فقط همين با سپاس راستي فقط جان مادراتون برادران سني و شيعه همتون عزيز من هستين يه وقت نگيرينم سرم را گوش تا گوش ببرين جوانم و چند تا آرزو بيشتر ندارم در ضمن فقط نظر شخصيم را گفتم عزت زياد
312 | momen abdullah | , مالزی | 04:49 - 31 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب دارا
عقيده خرافي و شرک آميز روئيت خالق ابعاد، از عقايد شما نيست؟
http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=1&CID=7#s14
(باب إثبات رؤية المؤمنين في الآخرة ربهم سبحانه وتعالى:«تلمود مسلم بن حجاج فخر اهل عمر»)
«...فيأتيهم الله - تبارك وتعالى - في صورة غير صورته التي يعرفون فيقول أنا ربكم ‏.‏ فيقولون نعوذ بالله منك هذا مكاننا حتى يأتينا ربنا فإذا جاء ربنا عرفناه ‏.‏ فيأتيهم الله تعالى في صورته التي يعرفون فيقول أنا ربكم ‏.‏ فيقولون أنت ربنا ‏.‏ فيتبعونه ويضرب الصراط بين ظهرى جهنم ....»
****
البته اين خرافات مشرکان جاهلي که مبناي عقايد اهل عمر است هيچ گاه در تضاد با آيات شيطاني نازل شده بر قلب ابوبکر نيست!!!
تضاد و تعارض اين عقايد اهل عمر با سخنان خداوند يکتا و بي‌همتا است:
«لا تدركه الابصار وهو يدرك الابصار وهو اللطيف الخبير»
*****
هر چه باشد خداوند متعال خالق طول و عرض و ارتفاع و زمان و ابعاد است. حال چگونه مشرک عمري خالق آسمانها را «داخل» ابعاد مي‌داند، مساله‌اي است که ريشه در ولايت کعب الحبار بر ابوبکر و عمر دارد.
اين چه «موهومي» است که اهل عمر صبح و شام در برابر آن سجده مي‌کنند و «به ميان مردم مي‌آيد»؟؟؟
البته معبود اهل عمر صفات جسماني بسياري دارد:
http://ibn-jebreen.com/book.php?cat=7&book=93&toc=6621&page=5848&subid=29252
(وب سايت رسمي بعل پرست عمري: ابن جبرين ملعون)
از جمله آنکه «نزول» مي‌فرمايد!!! از کجا به کجا نزول مي‌فرمايد؟؟ مگر جهات مخلوق خالق يکتا نيست؟ مگر آسمانها مخلوق رب السماوات نيست؟؟ اين چه «موهومي» است که اهل عمر اختيار کرده‌اند؟
*********************
البته در سلسله خرافات عمري وقتي که معبود «موهومي» باشد که «در» آسمان است رسول آن موهوم بايد يک بيمار رواني هم باشد:
http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=13&CID=196#s2
(شرک نامه فخر اهل عمر بخاري: باب أول ما بدئ به رسول الله صلى الله عليه وسلم من الوحى الرؤيا الصالحة)
«...وفتر الوحى فترة حتى حزن النبي صلى الله عليه وسلم فيما بلغنا حزنا غدا منه مرارا كى يتردى من رءوس شواهق الجبال، فكلما أوفى بذروة جبل لكى يلقي منه نفسه، تبدى له جبريل فقال يا محمد إنك رسول الله حقا‏...»
******
جناب دارا
اينها احاديث «ضعيف» و «سقيم» شما است؟؟؟ اين فحاشي ها و هتاکي هاي عمري به ساحت مقدس نبي اکرم (صلي الله عليه و آله)، احاديث «ضعيف» و «سقيم» شما است؟؟
مگر شما نبوديد که «بخاري»‌را «فخر» ايران مي‌دانستيد؟؟ پس چگونه است که فحش نامه و شرک نامه او را «ضعيف» و «سقيم» مي‌دانيد؟
جناب دارا
براستي چگونه شد که تحقير مقام خاتم النبي (صلي الله عليه و آله) از اصول و پايه‌هاي دين شما قرار گرفت؟
http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=13&CID=163#s50
(شرکنامه فخر اهل عمر بخاري: باب هل يستخرج السحر)
«كان رسول الله صلى الله عليه وسلم سحر حتى كان يرى أنه يأتي النساء ولا يأتيهن‏.‏ قال سفيان وهذا أشد ما يكون من السحر»!!!!!!!!!
جناب دارا
آخر در توهين به سرور خلائق چه لذتي است که عايشه و بخاري و پيروان آنها چنين در آن پيش رفته اند؟ به کجا مي‌رسيد؟ چه سرانجامي داريد؟ آن ابوجهل و ديگر سران مشرک مکه مانند ابوسفيان به چه رسيدند؟
جناب دارا
البته وقتي اساس مذهب شما بر فحاشي به ساحت مقدس نبي اکرم (صلي الله عليه و آله) باشد، مسلمين نيز نبايد از گزند و نيش سخن عمري شما در امان باشند:
http://www.muslm.net/vb/archive/index.php/t-173736.html
ابن سينا از منظر امام اهل عمر ابن تيميه يهودي: «كان هو وأهل بيته واتباعه معروفين عند المسلمين بالإلحاد»
ttp://kora.alhnuf.com/%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AF%D9%89-%D8%AD%D9%88
%D8%A7%D8%B1/
13123-%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D9%8A-
%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D9%86/
«( الفارابي ) ملحد .. ( ابن سينا ) ملحد»
http://www.gamalat.com/forum/archive/index.php?t-25489.html
قال ابن الصلاح في ابن سينا
((كان شيطاناً من شياطين الإنس))فتاوى ابن الصـلاح 1/209
5)قال الكشميري عن ابن سينا :
وقال الكشميري (( ابن سينا الملحد الزنديق القرمطي غدا مدى شرك الردى وشريطة الشيطان )) فيض الباري 1/166.
1- قال الذهبي في ميزان الاعتدال : (( ما أعلمه – أي ابن سينا – روى شيئا من العلم ولو روى لما حلت له الرواية عنه ، لأنه فلسفي النحلة ، ضال )).
2- في اللسان لابن حجر ، نقل عبارة الذهبي وقال (( لا رضـي اللـه عنه )).
3- قال ابن القيم عنه : (( فالرجل معطل مشرك جاحد للنبوات والمعاد لا مبدأ عنده ولا معاد ولا رسول ولا كتاب )).
4- وقال في موضع آخر (( إمام الملحدين الكافرين بالله وملائكته وكتبه ورسله واليوم الآخر )).
5- سئل الامام ابن الصلاح عن الاشتغال بتصانيف ابن سينا والاطلاع على كتبه وهل يجوز الاعتقاد بأنه من العلماء ان لا ؟ فاجاب رحمه الله بقوله : لا يجوز لهم ذلك ومن فعل ذلك فقد غرر بدينه وتعرض للفتنه العظمى .
****************
چرا؟؟ مگر ابن سينا جرمش چه بود؟؟ جز اينکه ايراني بود؟؟ اين ابن حجر عسقلاني چي چي بود؟
اين امامان اهل عمر چه بودند؟؟ فارابي جرمش چه بود؟؟ دليل عناد و دشمني اهل عمر با عقل گرايي چيست؟؟ مگر عقل گرايي چه چيزي را در آنها رسوا مي‌کند؟
*****************
جناب دارا
حال اندکي از امام زمان شما اهل عمر سخن گوييم:
الله متعال مي‌فرمايد: «يوم ندعوا كل اناس بامامهم»
ولي براستي امام شما کيست؟
http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=1&CID=100#s13
( شرکنامه مسلم: باب في طاعة الأمراء وإن منعوا الحقوق )!!!
«... وقال ‏"‏ اسمعوا وأطيعوا فإنما عليهم ما حملوا وعليكم ما حملتم....»

آخر تو اي مشرک عمري!!!! مي‌خواهي ماموم يزيد سگ باز و حجاج باشي، باش!! ديگر چرا به رسول اکرم( صلي الله عليه و آله) چنين بي‌محابا افترا مي‌زني؟؟؟
«ولقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت»
به نص صريح قرآن کريم از اهداف بعثت رسولان الهي اجتناب از طاغوت است، بعد مشرک عمري براي توجيه «امامت» امام کافر خود، يزيد سگباز، روي به جعل حديث مي‌آورد!!!!
«طاعة الأمراء وإن منعوا الحقوق»!!!!

اکنون امام زمان شما کيست؟ روز قيامت با کدامين امام محشور مي‌شويد؟؟ سر در بيعت که داريد؟؟
همان «امير» جباري که اگر از حقوقتان منع کرد بازهم بايد پيرو او باشيد؟؟؟ «طاعة الأمراء وإن منعوا الحقوق»!!!
>>>>> ومن مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية. صحيح مسلم <<<<<<<
جناب دارا
با که بيعتي کرده‌اي؟؟ ديکتاتور حجاز محتله؟؟؟ چرا؟؟؟ مگر از موالي عمر بودن خوشت مي‌آيد؟

يا علي
313 | ناصح | , ایران | 12:27 - 31 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آنانكه قبل ازخواندن مطلب طرف آماده پاسخگويي هستند ازتعصب كوري برخوردارند وهيچگاه هدايت نمي شوند.
باتوجه به اسناد فراوان دركتب شيعه وسني جايي براي انكارولجبازي نيست .
درضمن بعضي ازمناظره كنندگان جدال به احسن نمي كنند وبراي تسلط برطرف مقابل متوسل به دروغ وتهمت مي شوند مخصوصا خودرا به جاي مذهب مقابل جاي مي زنند تاازمذهب مقابل بد دفاع كرده باشند اينهمه بخاط عدم اعتقادحتي به مذهب خودشان است وصرفا بخاطر تعصب كوروارد حوزه گفتگوي مذهبي مي شوند
بهترنيست لختي بينديشيم و بابصيرت وارد اين ميدان شويم واگرسخن حقي يافتيم باجان ودل بپذيريم ؟
314 | ابولولو | | 04:51 - 01 تير 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب فاروق شما چرا سگهاتون رو براي مباحثه ميفرستين , در ضمن يه پوزه بند هم براي سگ شماره 301 بخر . در ضمن اگه جنمشو داري در باره مسايل كلامي شروع به مباحثه كن و اگر در توحيد چيزي بلد بودي بعدا در فروع صحبت ميكنيم.
315 | عبدالله | , ایران | 12:32 - 01 تير 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به309
گفتي: "با افکار شما مثل افغانستان دوره طالبان بخاطر موضوعي که ارزش نداره همديگه رو بکشيم"
چواب: أولاً: برداشت خود را بديگري نبند. ثانياً: سؤال بنده همينست: اگر أفكارتان ارزش نداره چرا شيعه را ميكشيد؟ اگر ارزش داره هم چرا بجاي كشتن شيعه، مجادله به أحسن نمي كنيد؟ اگر پيروي پيامبر إسلاميد، كه معظّم له، در مقابل كفار و مشركين، إبتداء به إنذار ميفرمود! شما به كداميك از شيعياني را كه غيابي و بدون حضور وكيل مدافع، حكم كشتارشان را صادر و إجراء ميكنيد، فرصتِ إستماع سخنانتان را داده-ايد؟
316 | شيخ رضا طالباني | , ایران | 12:56 - 01 تير 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بحقيقت مسند آراي خلافت عمر است
گوش به حرف شيعه نا پاك مده شيعه خر است
سگ عوعو كند و مه نور فشاند
هي از خودت سخن و ياوه در كن ههههههههه
خنديدم امروز كه حاكميت امام زمان است
وضع مردم و اخلاق و ....را مي بينيم
317 | ..اااا.. | , ایران | 13:37 - 01 تير 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
براي آقاي شيخ رضا طالباني مينويسم. بخون كيف كن. عمر عين عذابه عمر خونه خرابه ??????
318 | momen abdullah | , مالزی | 15:30 - 01 تير 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب شيخ رضا طالباني
در زمان خلافت عمر در ايران چند بيمارستان تاسيس شد؟
يا علي
319 | كميل | , ایران | 14:59 - 02 تير 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي شيخ رضا طالباني جسارتا شعر زيباتونو تكميل ميكنم.فكر كنم به ادامش دسترسي نداشتي.
...................
تو غلط بي حد وغايت کرده اي ....... ظلم وجور بي نهايت کرده اي
بيعت حيدر شکستي گرچه خود ....... بيعت خم را روايت کرده اي
غير حق آشنايان قديم ....... که تو بر آنها عنايت کرده اي
غير عهد حرمت لات و هبل ....... که تو آنها را عبادت کرده اي
اي سراپا ظلم وناحقي! بگو ...... تو چه حقي را رعايت کرده اي
اي خرفت پخمه اي دلال خر ........ از چه رو غصب خلافت کرده اي
هر که غصب حق عترت کرده را ...... تو لعين صاحب عمارت کرده اي
.............
تقديم به رضا و ارباب خرفتش عمر آروق.
__________________
320 | عمري | , ایران | 17:30 - 02 تير 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
حکيم فردوسي مي فرمايند: عمر کرد اسلام را آشکار بياراست گيتي چو باغ بهار
اقبال لاهوري: عصر خود را بنگر اي صاحب نظر در بدن باز آفرين روح عمر
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   قبلی