نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: 5137 تاریخ انتشار: 13 تير 1394 تعداد بازدید: 469894
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
241 | سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) | , ایران | 13:52 - 13 خرداد 1389 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
باسلام

سرکار خانم توحيد

صرف نظر تز نيت واقعي شما مبني بر اتحاد شيعه و سني بايد عرض کنم که به نظر بنده اتحاد با آنان هيچ مشکلي ندارد فقط بايد مراقب باشيد کشته نشويد.
زيرا ممکن است شما نفر هفتمي از شيعيان باشيد که آنان براي رفتن به بهشت قصد کشتنش را داشته باشند.
يا حق
242 | س.ح | , ایران | 23:55 - 15 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
اول خدمت گردانندگان اين سايت:شما اين همه زحمت مي كشيد و ميخواهيد يه سوالي از يه نفر برسه به عنوان شبه در دين يا مذهب و بعد ان شخص در حال انكار و يا قبول سوالش سايت شما رو ترك كنه.اگر در جهت تسامح و تعامل و تفاهم بين برادران مسلمان گام بر ميداشتي ايا الان موقع ظهور حضرت مهدي نبود تا تاريكيها را از جهان بزدايند(بنده سني هستم ولي در اين شرايط هيچ دليلي طبق عقل و منطق بر ظهور مهدي نمي بينم)
دوم خدمت بازديدكنندگان محترم سايت:تو را به خدا قسم اول از خودم بعد به شما بزرگوارن به وجدانمون و به فطرتمون مراجعه كنيم به خدا ميتوانيم حقيقت را در وجودمان درك كنيم.با كمي تحقيق به دور از غرض و تعصب جاهلي(معذرتا) در شيوه زندگاني و رفتار اصحاب پيامبر چه قبل و چه بعداز وفات پيامبر(ص) حقايق را درميابيم.من به عنوان يك برادر كوچك سني ميگويم اگر اصحاب پيامبر در اين زمان ميزيستند و اگر امامان با ما بودند واقعا رفتار ما را تاييد مي كردند؟؟؟؟ ايا اصلا اسم جامعه اسلامي بر ما اوردند؟؟؟؟؟ اصلا اصحاب و ياران پيامبر (ص) با تمام كارهاي خوب و بدشان رفتند... در عصر حاضر كه تمام كفار در جنگ با مسلمانان كه فرق نمي كند شيعه باشد يا سني ايستاده اند وظيفه ما چيست.بايد ساعت ها وقتمان را صرف كنيم در سايت ها مختلف و ببينيم كي يه جايي اشتباه كرده و او را گمراه بدانيم.!!! حالا يه سني يا يه شيعه در مناظره اي شكست خورد،ايا مسلمانان چچن و عراق و فلسطين و لبنان .... نفس راحتي مي كشند و مشكلاتشون رفع ميشه،ايا باعث شكست دشمنان دين ميشه؟؟؟!!!چرا ما فقط بديهاي همديگر رو ميگيم.... ايا الان خدا از اين اوضاع راضيست؟؟؟ ايا با اين كارها رضايت خدا و پيامبرش نصيب ما ميشه؟؟مگه ما چقدر زندگي ميكنيم؟قيامت به خدا چه جوابي بديم...... خواهشا به وجدانهاي پاكتان برگرديد ما خدا رو داريم......
243 | فاطمه | , ایران | 10:33 - 16 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
زنده باد نام هاي ايراني كوروش داريوش دلارام گلشيفته نازنين فرهاد پويا پوريا ... اصغر و اكبر به معني كوچك و بزرگ هم شد اسم ... اگه ايراني هستيد نظر منو منتشر كنيد
244 | مرتضي | , ایران | 13:47 - 16 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اينجانب در طول 50 و اندي سال از عمري كه از خدا گرفتم همواره دلباخته مكتب شيعه بودم ولي بعد از انتخابات سال 1388 متوجه شدم عمري اشتباه كردم و دنباله رو مكتبي بودم كه هيچ ارزشي براي انسان و آزاديهاي مشروع او قائل نيست حال اسمش هر چه ميخواهد باشد مهم آن است كه شما قرنها با اين مطالب مردم را فريب داديد و آن روزي كه مي بايست به خاطر خونهاي به ناحق ريخته عكس العمل نشان مي داديد سكوت كرديد . از خدا به ترسيد.
245 | momen abdullah | , مالزی | 15:55 - 16 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سرکار خانم فاطمه
آيا اگر شما و امثال شما نگويند «زنده باد»، نامهاي ايراني «مي‌ميرند»؟
اگر بقاء و ادامه حيات «نامهاي ايراني» منوط و محتاج به «زنده باد» گفتن شما است، پس همان بهتر که بميرند و شما هم يک سري نامهاي جديد زنده کنيد!! هرچه باشد هرچيزي جديدش بهتر است!!! نامهايي مانند: Sigfrid و يا Sigiwald و يا Xiomar.
اگر هم بقاء و ادامه حيات «نامهاي ايراني» نيازي به شما ندارد پس چرا مي‌گوييد «زنده باد»؟؟

يا علي
246 | مبعث آزاد | , ایران | 20:37 - 16 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خودتان هم ميدانيد كه بيشتر مردم از روي عقل و منطق مذهب خود را انتخاب نمي كنند. بيشتر دليلهايي هم كه مي آوريد احساسي است نه منطقي. اسم و تاريخ هم كه دليل نيست. تفاوت شيعه و سني در مفهوم عصمت است. براي اثبات يا رد خود در اين باره بحث كنيد.
ايران گرا ها هم خودشان ميدانند كه اگر ايران در زمان ساسانيان يك حكومت مردمي داشت با سپاه بدون اسلحه و بدون تمدن عربهاي مسلمان از پا در نمي آمد. به اسم كورش و داريوش چه افتخاري است كه بناهاي خود را با ظلم به اقليتهاي خارجي و تحت فشار گذاشتن آنها ساخته بودند. كورش يك اشغالگر بود تمام عراق كنوني كه ايراني نبودند را اشغال كرد و فرزندانش تا مصر را به قلمرو ايران اضافه كردند. اين وصيت نامه كورش هم از عوام فريبي حاكمان ايران است كه هميشه ظلم مي كنند و براي عوام فريبي حرفهاي قشنگ مي زنند. هيچ توجيه اقتصادي براي تامين بيمه كارگران ساختماني تاسيس تخت جمشيد وجود ندارد. اين سنگهاي حجيم را با چه توجيهي روي هم ميگذاشتند كارگران بيچاره ي اسير.
بجاي اينكه احساسي شويد و به گذشته خود افتخار كنيد بياييد ببينيد كه در دنياي امروز چه مي گذرد. بياييد دنيا خود را زيبا بسازيم. اگر از روي عقل و منطق دنياي خود را زيبا كنيم، آخرت خوبي هم خواهيم داشت. دنيا مزرعه آخرت است.
247 | momen abdullah | , مالزی | 23:28 - 16 خرداد 1389 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
جناب مرتضي
خونهايي که در اين چند وقت ريخته شد بسيار کمتر از خونهايي بوده‌است که عمر در ايران ريخته است.
پس لطفا در برابر جنايات عمر سکوت نکنيد و لطفا بنويسيد:
سلام و رحمت بيکران الله متعال بر حضرت ابولولو مجاهد و سيف الله و لعنت و نفرين و عذاب دائم خداوند بر قاتلين حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله عليها).

لطفا شما سکوت خود را بشکنيد تا بنده هم سکوت خود را بشکنم و مطالبي را خدمت شما عرض کنم.
و اگرنه مرد و مردانه اعلان کنيد که عمري هستيد تا ما هم به زبان خودتان با شما درد دلي کنيم.
يا علي
248 | hajiagha | , آمریکا | 19:54 - 17 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
هر کسي دنيا را از پنجره ناتوان عقل خود مي بيند
در نبودن افرادي که نيستند تا از خود دفاع کنند سکوت کنيد
به زمان حال بنگريد تاريخ فقط براي عبرت گرفتن است
249 | شيعه | , ایران | 24:33 - 18 خرداد 1389 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
هميشه در ذهنم اين سوال نسبت به سنيها بوده كه كلا چرا اينها به علماي خودشان مانند مالكي ‘ حنبلي ‘ حنفي و ... افتخار داشته اند با اينكه ميدانند آنها با واسطه و يا بدون واسطه از شاگردان امام جعفر صادق ( ع ) بوده اند و استاد آنان را كه امام معصوم بوده رها كرده و به دنبال شاگردان امام رفته اند ؟ آيا كسي مي تواند ادعا كند شاگرد نسبت به استاد بهتر درك مي كند ؟ اگر كمي قدرت تفكر و تعصب جاهليتي و حب جاه و مقام دنيوي در بين اطرافيان خود نمي داشتند به راحتي اين مطلب برايشان قابل فهم بود و هيچگاه افراد معصومي را كه به فكر گناه نيز نبوده اند را رها نمي كردند . در مورد اسامي نيز يك نكته به ذهنم رسيده كه چرا از بين اسامي و القاب خداوند هيچگاه از اسامي خلفاي آنان استفاده نشده ولي تمامي اسامي امامان شيعه از اسامي خداوند و داراي معاني بلندمرتبه است . انشا’ ا... خدا آنان را با خلفايشان محشور كند .
250 | دانشجو | , آمریکا | 01:32 - 22 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
فاطمه خانم پس خودتون چرا نميريد اسمتون را عوض کنيد!!!
251 | دانشجو | , آمریکا | 01:43 - 22 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب momen abdullah: برادر من در آخرت به حساب هر شخصي بنا به کار هائي که کرده رسيدگي مي شود/اينکه مثلا بگوئيم مرگ بر اکبر آيا دردي از من و شما دوا ميکنه و يا اينکه با اين کار مسلمانان فلسطين نجات پيدا کنن؟!اينکه من يا شما بگيم درود بر ابولولو آيا باعث سعادت دنيوي و اخروي خود و هم دينانمان مي شود؟! به شخصه در مورد چنين مسائلي اصلا نظري نميدم و اميدوارم شما نيز در مورد نتايج آن فکر کنيد/اگر سودي داشت مرا نيز خبر کنيد تا من نيز ...
با تشکر از توجه شما
252 | اشكان محسني | , ایران | 13:19 - 22 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
شيعه و سني فرقي نداره بچه ها.هدف تمامي اديان مشتركه.مهم انسانيت و وحدانيته.به اميد بهروزي همه ايراني ها
كعبه يك سنگ نشانيست كه ره گم نشود حاجي احرام دگر بند ببين بار كجاست
253 | مجيد م علي | | 14:17 - 22 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام جناب دانشجو از جواب شما به خانم فاطمه استقبال ميكنم . اما در جواب شما به برادر و دوست عزيز مومن عبدالله بايد بگويم : ايشان بخوبي ميدانند كه چه مينويسند و چي ميگويند. 1 ) اگر شما بر حضرت محمد و اله مكرمشان صلوات بفرستيد مطمئن باشيد خير و بركاتش بشما بر ميگردد 2 ) اگر شما بر پيمبران و صالحين راه خدا و شهدا درود بفرستيد مطمئن باشيد خير و بركاتش بشما بر ميگردد 3 ) اگر شما از فاسقين و ملحدين تبري بجوئيد مطمئن باشيد خير و بركاتش بشما بر ميگردد. 4 ) اگر شما از فاسقين و ملحدين را تكريم كنيد مطمئن باشيد شر ش بشما بر ميگردد. ===================================================== لعن و نفرين به صاحبش برمى گردد ==================== الف - ابو حمزه ثمالى ميگويد : از حضرت باقر العلوم ( ع ) شنيدم كه فرمود : «إنّ اللعنة إذا خرجت من فيّ صاحبها تردّدت بينهما ، فإن وجدت سماغاً ، وإلّا رجعت على صاحبها » كافى : 2 / 360 ، وسائل الشيعة : 12 / 301 . . لعن و نفرين وقتى كه از دهان شخص خارج مى شود اگر اهلش را نيافت به صاحبش برميگردد . ============================================================ ب - ابن حجر عسقلانى از ابو داود و او از ابو الدرداء با سندى خوب نقل مى كند كه : لعنت و سبّ افراد به طرف آسمان بالا مى رود، درهاى آسمان به رويش بسته مى شود ، پس برمى گردد به زمين و به چپ و راست مى رود ، اگر اهلش را پيدا نكرد ، به شخص لعنت كننده برمى گردد فتح البارى : 10 / 389 ، مسند احمد : 1 / 408 ، كنز العمّال : 3 / 617 ح 8193 . . =============================================================== ۞۞۞۞۞۞۞۞ إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِى الدُّنْيَا وَالْأَخِرَةِ ) أحزاب / 57۞۞۞۞۞۞۞۞ ۞۞۞۞۞۞۞۞ آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مى دهند ، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته است ۞۞۞۞۞۞۞۞ يا علي
254 | سينا | , ایران | 23:41 - 22 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بابا دست برداريد ازين تحليل هاي مضخرفتون شيعه و سني نداريم همه دارن از ظلم و فساد در جامعه رنج مي برند و حالا شما اومدين در مورد چند هزار سال پيش صحبت مي کنيد و اقعا براي اين جامعه ايران متاسفم به شما چه ربطي داره که اون زمان امام علي اسم فرزندش رو عمر گذاشته يا عثمان يا ابوبکر . توروخدا يه کم عاقلانه فکر کنيد و خيلي متعصب نباشيد
255 | momen abdullah | , مالزی | 04:43 - 23 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب اشكان محسني
اين وحدانيت اهل عمر کجا بود وقتي که ابوبکر به جاي الله متعال براي الله متعال خليفه تعيين مي‌کرد؟؟
اين انسانيت اهل عمر کجا بود وقتي که به خانه حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله عليها) تاختند؟؟
اين وحدانيت اهل عمر کجا بود وقتي که معاويه هندمادر هزاران بدعت در دين آورد؟؟
اين وحدانيت و انسانيت اهل عمر کجا بود وقتي که براي شصدسال ايران را مي‌چاپيدند؟؟؟
شايد تيمور و يا شايد خالد زناکار خيلي «انسان» بودند؟؟

يا علي
256 | روشن روان | , ایران | 16:13 - 23 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
درود بر شما - تا آنجا که من تحقيق کرده ام و بيشتر به وقايع تاريخي توجه کرده ام تا به روايت و نقل قول - تاريخ چهره درخشاني از هر چهار خليفه بعد از پيامبر ارائه مي کند - گرچه امير مومنان 6 ماه با ابوبکر بيعت نکرد اما بعد از بيعت با ابو بکر و پس از وفا ابوبکر اولين کسي است که با عمر بيعت ميکند - در اين موضوع که عمر شوهر ام کلثوم دختر علي است هيچ شکي نبايد کرد تارخ چون خورشيد گوياي اين واقعيت است - از طرفي عمر مثل ابوبکر پدر زن پيامبر هم بود و عثمان شوهر رقيه و زينب دو دختر پيامبر است که پس ا طلاق پسران ابولهب عثمانيکي را پس از ديگري از پيامبر خواستگاري کرد - ابوبکر را بايد بانکدار پيامبر دانست - اسلام با پول خديجه و ابوبکر توسعه يافت - سعد وقاص هم پسر عمه يامبر واز سرداران اسلام است در جنگ احد فداکاري او ، علي ، عمر وابوبکر موجب نجات جان پيامبر شد - بهتر است به تمام صحابه احترام گذاشت - در صدر اسلام اوضاع سياسي و اجتماعي به گونه اي بوده که اکثر ما توان تشخيص آن دوران را نداريم پس بيخود همديگر را متهم نکنيد هم ما شيعيان نقات ضعف فراوان داريم وهم شما اهل سنت با يد اميدوار بود آن مصلح جهاني که در غيبت است يا بعدا متولد مي شود اين مشکلات را حل کند اما تا آن زمان بهتر است حلم داشت و صبر پيشه کرد - رادران وقتي متوجه ميشويم که تمام صحبه با يکديگر دوست بودهاند چرا اصرار داريم که آن ها با هم دشمن بوده اند چه کسي گفته که علي دوست نداشت جهره عمر را ببيند در حالي که علي قاضي ، مشاور و رايزن فرهنگي عمر بود - بهتر است به اين نکته اشاره کنم که چون ايران به دست عمر فتح شد ودر اين فتح مسيبت هاي فراوانبر ايران و زنان و دختران ايراني رفت و مسلمانان جنايت هاي شرم آوري در حق ما ايرانيان انجام دادند و موجت سکوت 2 قرن ما از نظر فرهنگي و اجتماعي شدند ما کينه عمر را به دل گرفتيم وقل او توسط ابولوءلوء به قدري موجب شادي ما شد که هنوز مراسم عمر کشان راه مياندازيم و واقعيت اين است که ضفويه از اين حس نفرت ما از عمريان استفاده کرد و مذهب تشيع را در ايران توسعه داد تا به نوعي اسلام ايراني شده را براي ايرانيان به ارمغان ورد - به راستي حقيقت اين نيست چرا امامان را به واسطه مادران ايراني آنها که جزء اسراي اسلام بودند اينقدر دوست داريم ؟ عزيزان مطالعه کنيد تا از اين مسائل جزيي گذر کنيد . با سپاس شايد باز آمد آخه اتفاقي به سايت شما وارد شدم - از اينکه فضولي کردم مرا ببخشيد .
257 | عبدالله | , ایران | 03:08 - 24 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به256:
گفتي: "تا آنجا که من تحقيق کرده ام و بيشتر به وقايع تاريخي توجه کرده ام تا به روايت و نقل قول - تاريخ چهره درخشاني از هر چهار خليفه بعد از پيامبر ارائه مي کند"
سؤال: چه إيرادي داشت ما را هم به مآخذ نظريه-ات راهنمائي ميكردي؟ لطفاً إسم آن كتابِ تاريخ را براي روشن شدن أمثال بنده ذكر كن.
گفتي: "چون ايران به دست عمر فتح شد ودر اين فتح مسيبت هاي فراوانبر ايران و زنان و دختران ايراني رفت و مسلمانان جنايت هاي شرم آوري در حق ما ايرانيان انجام دادند و موجت سکوت 2 قرن ما از نظر فرهنگي و اجتماعي شدند ما کينه عمر را به دل گرفتيم"
سؤال: آيا شيعيان شرق دور [مثلاً ژاپن] و شيعيان غربِ دور [مثلاً كانادا] همچنين شيعيان مغرب العربي و ساير قاره ها و بلاد، همگي ايراني اند؟!
گفتي: "مراسم عمر کشان راه مياندازيم"
سؤال: آيا نشاني محل برگزاري چنين مراسمي را داري؟ اگر داري، لطفاً مضايقه نكن.
258 | محسن ا | , ایران | 09:23 - 24 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر

جناب روشن روان بي خودي زور نزن تا حالا نديده ام يك سني بتواند خودش را شيعه جا بزند و موفق باشد. تو هم بي خود زور نزن كه نمي توني...

259 | مهدي مهدي | , ایران | 11:01 - 24 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
مهدي از قم هر چند که مرا هم سني خواهيد دانست ولي شيعه اي معتدلم از قم و نظرات روشن روان را قبول دارم ضمنا در همان زمان هم شهره ترين ابوبکر و عمر و عثمان رضي الله عنهم هم همين سه نفر بودند

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

آي‌پي شما ، چيز ديگري را نشان مي‌دهد !

پاسخ داده شده در اين متن ، براي اهل سنت است ، و پاسخ براي شيعيان ، در بخش نظرات داده شده است !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

260 | momen abdullah | , مالزی | 15:28 - 24 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب روشن روان
فرموده‌ايد که «اکثر ما توان تشخيص آن دوران را نداريم»
اشکالي ندارد عزيز ما!!! بنده خودم توان دارت مي‌کنم!!! شما هيچ نگران نباشيد.
آدرس يک «مرکز بازتواني معلولين ذهني» خدمت شما مي‌دهم که کودک منگول مبتلا به سندرم داون را ابن سينا مي‌کند!!!!
اصلا آقا ما کارمان اين است که «توانايي ذهني» معلولين و عقب افتاده‌هاي ذهني چون شما را «بازتواني» کنيم!!!!
مبادا غصه «ناتواني عقلي» خود را بخوريد؟؟ خدا کريم است!!! پيش از شما هم خيلي ها از اين «ناتواني ذهني» رنج مي‌برده‌اند که بحمد الله «بازتواني» شده اند!!!
اين را هم بگويم که شما تنها «بيمار ناتوان» ما نيستيد!!! در همين سايت صدها ناتوان ذهني چون شما مشغول درمان هستند!!! توکل به خدا!!!
*********
خوب براي شروع:
مي‌شود بفرماييد که چرا از لفظ زشت «بانکدار» براي حضرت نبي‌اکرم محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) استفاده کرديد؟؟ هدف شما از توهين به ساحت مقدس ايشان چيست؟؟
دوما، مي‌شود بفرماييد چرا اين ابوبکر اينقدر بي‌رحم و شقي بود که با آن همه ثروت ادعايي شما پدر کورش را از نوکري براي مردم نجات نداد؟؟

يا علي
261 | momen abdullah | , مالزی | 15:33 - 24 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب سينا
3 ميليون انساني که در عراق بوسيله اهل عمر کشته شدند، مساله شيعه سني نبود؟

يا علي
262 | مجيد م علي | | 16:02 - 24 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
دوستان گروه پاسخ به شبهات ابروي اين بابا را برديد .
اما دوست محترم جناب ( زكي زكي ) 259259 .حرف تو را باور كنم يا دم خروست .
اخه اخوي كدام شيعه معتدل به اينها ميگه رضي الله عنهم . خراب كردي اخوي . البته اين براي اين نيست كه بلد نيستي دروغ بگي نه والله خوب هم ميتونيد دروغ بگوئيد اما اين خداوند است كه در وقت معين قدرت تفكر را ازتون ميگيره تا ضايع شويد .

يا علي
263 | دشمن خرافات | , ایران | 19:07 - 24 خرداد 1389 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
وقتي خداوند با در ايات مبارکه ا ز انها در ايات مبارکه رضي الاه ياد مي کند نظرات شما ابله ها براي هيچ انسان واقع انديشي ارزش ندارد
برويد بميريد
264 | كميل | , ایران | 20:45 - 24 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
مجيد م علي خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخيلي باحالي. مردم از خنده احساس ميكنم 9 ربيع الاوله. نوووووووكرتم
265 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 21:16 - 24 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
برادر عزيز جناب momen abdullah
فرموديد :با آن همه ثروت ادعايي شما پدر کورش را از نوکري براي مردم نجات نداد؟؟
برادر عزيز كار هيچگونه عيبي ندارد حتي اگر نوكري مردم بكني و محتاج اولاد نشي . اما اخوي ايشون جاي ديگه اي خدمت ميكرد كه خيلي بد بود .
ايشون در خدمت ××××××××××××××××××××××××××× كه محل رفت امد×××××××××× وبراي ×××××××××× ميرفتند بود .
در اول هم كور هم نبود .

يا علي
266 | عبدالله | , ایران | 11:33 - 25 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به263 دشمن أخرّ ميشه اون آيه اي كه توش إسم اون ها اومده رو برام بفرستي؟ خيلي دنبالشم!
267 | روشن روان | , ایران | 15:53 - 25 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خوشحال شدم که نظرات من مورد انتقاد و بعضاً موافقت قرار گرفت - اما برادران به شما توصيه ميکنم تاريخ اجتماعي ايران و دو قرن سکوت ذبيحي ا... منصوري را بخوانيد - در مورد نظراتم هم به کتاب الغدير و بحارالانوار علامه مجلسي مراجعه کنيد - بهتر است در مناظره ادب را رعايت کرد -در ضمن تعصب خشک مذهبي را کنار گذاشت - وقتي تاريخ به اين وضوح تمام وقايع را نشان ميدهد چرا بايد مطلق گرا با شيم - مگر نه اين است که پس از وفات پيامبر ودرست بعد از صلح امام حسن و قيام زيدبن علي بن الحسين شيعه به معناي واقعي آن با نام را فضي پا به عرصه وجود گذارد - در ضمن من شيعه هستم وعلاقه زيادي هم به ائمه دارم اما اگر درتحقيقاتم به من ثابت شود که ائمه معصوم نبوده اند اين موضوع را با کمال ميل قبول ميکنم - باور کنيد بسياري از مسائل بموجب تعصب هاي خشک مذهبي ايجاد شده است - چرا به اين اعتراف نکنيم که پيامبر و ائمه هم مثل من و شما انسان بودند و تمام محدوديت هاي جسمي ما را داشند - اتفاقً من معتقدم اگر ائمه را معصوم فرض کنيم ديکر براي انها خصلت بزرگي قائل نشده ايم - زيرا معصوم نبودن و گناه نکردن است که از آنها انسانهاي خارق العاده مي سازد - برادران در جاي جاي قرآن پيامبر خود را انساني مثل من و تو مي داند - من نمي دانم چرا ما شيعه ها اصرار داريم به همه بگوييم که قران از فهم عامه مردم خارج است در حالي که اين قران براي تمام انسانها و بويژه براي اعراب عربستان نازل شد چطور آنها بعنوان اعراب باديه نشين بايد قران را بفهمند ولي مراجع ما لفظ تأ ويل را بکار ميبرند و عامه را از فهم کلام خدا عاجز ميدانند من اين حرف را قبول ندارم - از طرف ديگر براي ما اصل عمل مهم است حال حضرت مهدي ميخواهد 1470 سال قبل به دنيا آمده باشد يا در آينده به دنيا ميآيد مگر نه اين است که من و تو بايد براي ظهورش دعا و تلاش کنيم پس محل اختلاف چيست ؟- در مورد اين که خلفاي راشدين بر حق بودند يا نه هم بايد بگويم تاريخ ونه روايت شيعه و سني ميگويد که همگي و بويژه ابوبکر - عمر و علي (ع) تمام تلاش خود را مصروف حفظ اسلام و نه حفظ شيعه وسني کردند و در موردعثمان هم که مشخص شد حاکم اسلامي اگر خطا رفت چه عاقبتي در انتظارش هست حال چه عثمان باشد چه علي (ع)فرقي نمي کند - در مورد اين که گفتم ابوبکر بانک دار رسول ا... بوده مراجعه کنيد به کتاب محمد پيغمبري که از نو بايد شناخت ترجمه ذبيحي ا... منصوري دوستان براي رسيدن به يک عقيده محکم بهتر است مطالعه خود را بين آثار علماي شيعه - سني و مستشرقان بي طرف غربي و شرقي توسعه داد زيرا موضوعات درکتاب هاي شيعه و اهل سنت کاملا نسبي است و اگر شما موضوعي را از کتب اهل سنت بر له آنها ثابت ميکنيد مطمئن باشيد که آنها هم با استفاده از منابع شيعه ما را متهم ميکنند - زيرا بازار نقل روايت و حديث هاي متضاد در بين هر دو فرقه فراوان است - بايد مطلع باشيد که پس از خلافت يا امات علي ع با شهادت هر يک از ائمه پيروان جديد فرقه جديدي ايجاد کردند - مثلاً پس از شهادت امام حسين ع مختار ابتدا به ابوحنيفه مراجعه و خواستار امامت او شذو عده اي اورا پس از امام حسين امام ميدانندو معتقند او در کوه رضوي است وروزي ظهور ميکند -يا زيدبن علي ابن الحسين در کوفه 15 هزار نفر را بر عليه يزيد شوراند بزرگان قوم نظر او را راجع به خلفاي راشدين پرسيدند و او گفت ما را با آنها خصومتي نيست با اين سخن تند روها از دور او کنار رفتند و آن 15 هزار نفر او را رها کردند و از انجا آنها معروف به رافضي يا رها کنندگان شدند و زيد مجبور به قيام بدون ياري رافضيان شد و شد انچه نبايد ميشد - امام باقر ع به فرزندش اسماعيل عشق ميورزيد و شيعه اورا امام بعد از او ميدانستند اما وقتي اسماعيل پيش از خود او وفات يافت عده اي فرقه جديدي بوجود آوردند و به اسماعيليه يا 6 امامي معروف شدند . پس از ائمه ديگر هم فرقه هاي مختلف ايجاد شد که هنوز هم در ايران و کشور هاي ديگر وجود دارندو اگر علاقه داشتيد منابع آن را اعلام مي کنم پس همه چيز نسبي است آيا بايد کمي به فرقه اثني عشري که خود من پيرو آن هستم شک کنم و در پي استدلال محکم براي عقيده خود باشم ؟ باور کنيد متأسفانه بسياري از اين خرافات را عالمان آخر زماني که پيامبر از دست آنها در آخر الزمان به خدا پناه ميبرد به خرد من و تو ميدهند اي کاش شيعه خود را از بند خرافات پاک ميکرد اما اين که گفته بودند پس شيعيان ساير ملل چه حرف ما ر مورد خصومت شيعيان که مرکز انها ايران است بود و بهتر است بدانيد مذهب شيعه از نجف و ايران به ساير ملل رفته - ابايد به تلاش هاي صحابهاحترام گذاشت - ما چرا عايشه همسر رسول را زن خوبي نمي دانيم و حتي نسبت ازداج از قول بزرگ مردي چون علي ع به او ميدهيم در حالي که خداوند در مورد پاکدامني او و رفتار با زنان رسول وحي نازل کرده - البته اگر شما باز به حربه تأ ويل متوسل نشويد بايد گفت ما کلام علي ع را بر کلام خدا ارجه کرده ايم که البته من بعد ميدانم حضرت علي ع اين سخن را گفته باشد - در مورد پهلوي شکسته بي بي فاطمه س هم من همين اعتقاد را دارم - اصلا قابل باور نيست که عمر در مقابل مولا علي ع به خود جرأت چنين کاري دده باشد باور کنيد دروغ محض است - البته منکر کدورت دل زهراي اطهر از رفتار عمر و ابوبکر نيستم .
يا حق- موفق و پيروزباشيد
268 | ارش | , ایران | 18:33 - 25 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب مومن عبداله بهتر ان است واسه خودتون مداوا پيدا کنيد اگر احساس مي کني ديگران بايد برن روانکاوي در غلطيد افرادي مثل شما قدرت تحليل ومباحثه را ندارند وقي که کم اوردن ديگران را ديوانه مي پندارن برو حلاج خود کن وبس مگر نمي داني جوان ايراني به فکر پيشرفت وترقي وبالندگي خلاقيت ونواوري باشه نه خرافاتي که تو امثال تو دنبالش هستيد شما شيعه هم نيستي با اين تحليلهاي سخيفي که ميکني به جاي جذب دفع مي کني خداون عقل داده که از عقلش استفاده کنه شما ها سنگ سينه پييامبر رابه سينه مزنيد غافل از اينکه کار وتلاش او را ناچيز ميشماريد اگر يک ميليار د شيعه وسني وجود داشته باشه خودتون ميدونيد چند درصد شيعه وچند درصد سني هستند حال اگر به قول شمه فقط شيعه ها مسلمان باشند چند کشور مسلمانند وتعداد جمعيت انها چقدر است و بعد از گذشت 1400 سال اگر رشد جمعيت را حساب نکنيم توانسته ايد چقدر جمعيت شيعيان زياد بشه ؟
راستي چه عقلي قبول مي کنه شيعه به دشمن خودش کمک کنه وبه طرفداري از اونها تظاهرات راه بيندازه منظورم مسلمانان فلسطين و بوسني وچچن است هر چند شما اونها را مسلمان نمي داني چون سني هستند و دشمن علي پس کافرند و شايد اسراييلي را از اونها بهتر بدوني
ديگران پيشرفت ميکنند و روز به روز ترقي وترقي وترقي وشما ها مي خواهيد جوان شيعه وسني عقب گرد بزنه و به جان هم بيفته کشته شدن شيعه وسني به دست همديگر را افرادي مثل شما را در طول تاريخ هراهي کرده که خودش خدا ميدونه از کجا اب مي خوره
خشونت وخونريزي و کينه شتري بايد بر چيده بشه هرکسي ان را ترويج کنه چه مفتي عربستان ومصر وچه مرجع تقليد شيعه مسلمان نيست
ما همه انسانيم وعقل داريم برييد از جاي ديگه و به طريق ديگه نان پيدا کن
269 | (كميل) ارش بخواند | , ایران | 20:02 - 25 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب ارش فكر ميكنم اونايي كه مثل شما بدون اينكه در بحثي شركت داشته باشن يهو احساس ميكنن يكي ديوونست از همه بي عقل ترن.

بهونه پيدا نكردي توهين كني؟
عيب نداره هيچ كس از شماها تاحالا نتونسته از حرفاي آقاي مومن عبدالله ايرادي بگيره واسه همينم هست كه زود جوش ميارين.
بجاي اينكه جذب كني چيه؟ مگه مومن عبدالله ميخواد كسي رو هدايت كنه؟اصلا مگه شماها قابل هدايتين؟‌ اون بنده خدا داره از مذهبش در مقابل بي مذهبا دفاع ميكنه.

270 | momen abdullah | , مالزی | 22:16 - 25 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله شديد العقاب
جناب ظلمت روان
يعني شما تا اين حد به مذهب عمري خود شک داريد که از ابراز علني آن وحشت داريد؟
مگر اين مذهب عمري شما چه بوي تعفني مي‌دهد که چنين سعي در مخفي نمودن آن داريد؟
گرچه مطالب شما نشان مي‌دهد که شما يک چيز را به خوبي از صنم خود عمر آموخته‌ايد و آن نفاق و تلاش براي براندازي اسلام است.
*******
مردک منافق (تا زماني که مذهب عمري خود را علنا ابراز نکني همين لفظ شايسته تو است)
از نفاق تو همين بس که کتب مراجع مورد استفاده تو جز نوشته شده بوسيله منافقين نيست. براستي که امامي منافق مانند ذبيح الله منصوري شايسته تو است:
«در شماره 23 ماهنامه سوره، بهمن و اسفند 1384، مصاحبه اي با يعقوب توکلي، پيرامون جريانهاي تاريخ نگاري انقلاب درج شده است. توکلي در ضمن اين مصاحبه چنين مي گويد:
"مرحوم بازرگان وقتي کتاب "امام صادق مغز متفکر جهان تشيع" منتشر شد، چون به روش پردازيهاي علمي دين هم علاقه مند بود و مطالعاتي داشت، چندين بار به مؤسسه خواندنيها (به مديريت ذبيح الله منصوري) رفته بود. ظاهراً دفتر مرحوم منصوري هم طبقه چهارم پنجم بود که او را پيدا کند و بپرسد که مؤسسه اسلامي استراسبورگ که اين همه مستشرق جمع شدند و راجع به امام صادق(ع) مطالعه کردند، آدرسي بدهيد که ما فرانسه مي رويم آنجا هم برويم. چند بار مراجعه کرده بود. هر بار طوري سر دوانده بود. بعد کسي گفته بود که چنين مؤسسه اي وجود ندارد. خيلي از اين مستشرقين هم وجود ندارند. يا کتاب "ملا صدرا"ي هانري کربن (ترجمه منصوري) که واقعاً چنين کتابي ننوشته است. از او پرسيدند گفته بود خبر ندارم ولي تا حالا فکر مي کنم بيست سي بار چاپ شده."(صفحه 95ماهنامه)»
*******
براي آنکه بيشتر با چهره امام منافقت آشنا شوي به اين بلاگ رجوع کن:
http://jew.blogfa.com/post-11.aspx
***************
«بهتر است در مناظره ادب را رعايت کرد»
مناظره؟؟؟؟!!!! چطور شد؟؟؟!!!! مگر تو ادعاي شيعه بودن نمي‌کردي منافق؟؟؟ چطور حالا از مناظره سخن مي‌گويي؟؟؟
**************
«در ضمن تعصب خشک مذهبي را کنار گذاشت» لطفا از پرستش عمر دست بردار تعصبت مرحله بعد!!
**********
«وقتي تاريخ به اين وضوح تمام وقايع را نشان ميدهد چرا بايد مطلق گرا با شيم»
منافق بودي بس نبود کافر هم شدي؟؟؟ نسبي گرا شدي؟؟؟
آقاي نسبي گرا
چرا شما در نسبي گرايي چنين «مطلق گرا» هستيد؟؟ چرا «نسبي گرايي» را چنين مطلق باور داريد و هميشه صحيح مي‌دانيد؟؟؟
نسبي‌گرايي يکي از هزاران سياه چال فکري agnostic ها است كه با اندکي تعقل پوچيت آن ثابت مي‌شود!!!
**********
«مگر نه اين است که پس از وفات پيامبر ودرست بعد از صلح امام حسن و قيام زيدبن علي بن الحسين شيعه به معناي واقعي آن با نام را فضي پا به عرصه وجود گذارد»!!!!
منافق بودي،کافر نسبي گرا شدي!!!! کافر نسبي گرا بودي، مجنون شدي!!!!
براي اثبات دروغ گويي عمري تو همين يک حديث نوراني از سرور خلائق محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) بس است:
«أنت يا علي و شيعتك تأتي أنت و شيعتك يوم القيامة راضين مرضيّين»
***********
«در ضمن من شيعه هستم وعلاقه زيادي هم به ائمه دارم»
آهاي عمري!!! منافق عمري!!! صبر مي‌کردي حداقل دو جمله با جمله قبلي‌ات فاصله بگيري و بعد ادعاي شعيه بود کني!!!
براستي که شيعه ابوسفيان هستي!!!!
**************
«اما اگر درتحقيقاتم به من ثابت شود که ائمه معصوم نبوده اند اين موضوع را با کمال ميل قبول ميکنم »
خوب معلوم است که امامان شما اهل عمر معصوم نيستند!!!! اين را هر کودک خردسالي مي‌داند!!
**********
«باور کنيد بسياري از مسائل بموجب تعصب هاي خشک مذهبي ايجاد شده است»
آري!!! مانند ابوبکر پرستي شما اهل عمر!!!
***********
«چرا به اين اعتراف نکنيم که پيامبر و ائمه هم مثل من و شما انسان بودند و تمام محدوديت هاي جسمي ما را داشند»
بله وجود مقدس ايشان انسان به معناي واقعي کلام بودند!!! راستي چرا شما اهل عمر محدوديتهاي شياطين را بر گردن خود انداخته‌ايد؟؟ تا کي زنداني شهوات بودن؟؟
*************
«اتفاقً من معتقدم اگر ائمه را معصوم فرض کنيم ديکر براي انها خصلت بزرگي قائل نشده ايم - زيرا معصوم نبودن و گناه نکردن است که از آنها انسانهاي خارق العاده مي سازد»
عمري!!! عمري!!! به گناه نکردن آن بزرگواران مي‌گويند عصمت!!!
يک سئوال:
چرا شما اهل عمر از تفکر منطقي محروم هستيد و در جملات شما چنين تناقضاتي است؟؟
*************
«برادران در جاي جاي قرآن پيامبر خود را انساني مثل من و تو مي داند»
آري!! ولي ايشان انسانيت خود را زير پاي شياطين جن و انس نابود نکردند!!!
*************
«من نمي دانم چرا ما شيعه ها اصرار داريم به همه بگوييم که قران از فهم عامه مردم خارج است در حالي که اين قران براي تمام انسانها و بويژه براي اعراب عربستان نازل شد چطور آنها بعنوان اعراب باديه نشين بايد قران را بفهمند ولي مراجع ما لفظ تأ ويل را بکار ميبرند و عامه را از فهم کلام خدا عاجز ميدانند من اين حرف را قبول ندارم»
عمري شيعه ابوسفيان!!!!
چرا مراجع شما چنين با معني روشن و صريح قرآن کريم مخالفت مي‌کنند؟؟
«وامسحوا برووسكم وارجلكم الي الكعبين»
صريحا در قرآن کريم آمده است که پاي خود را مسح کنيد!!! اين تاويلات و تفاسير ابلهانه عمري چيست که علماي شما وارد دين کرده‌اند؟؟
**************
«از طرف ديگر براي ما اصل عمل مهم است حال حضرت مهدي ميخواهد 1470 سال قبل به دنيا آمده باشد يا در آينده به دنيا ميآيد مگر نه اين است که من و تو بايد براي ظهورش دعا و تلاش کنيم پس محل اختلاف چيست؟»
اولا 1470 سال قبل شايد باباي امام شما حجاج يوسف به دنيا آمده باشد!!!!
دوما بسيار فرق است بين مومنين به ولايت الله متعال و کفار به ولايت الله.
************
«در مورد اين که خلفاي راشدين بر حق بودند يا نه هم بايد بگويم تاريخ ونه روايت شيعه و سني ميگويد که همگي و بويژه ابوبکر - عمر و علي (ع) تمام تلاش خود را مصروف حفظ اسلام و نه حفظ شيعه وسني کردند»
عمري منافق!!!
عمر معاويه هندمادر و ربا خوار را حاکم شام کرد--- حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) آن فاسق را دستور به عزل دادند!!!
مي‌شود بفرماييد اسلام کدام است؟؟
نصب معاويه فاسق و يا عزل معاويه هندمادر؟؟؟
*************
«و در موردعثمان هم که مشخص شد حاکم اسلامي اگر خطا رفت چه عاقبتي در انتظارش هست حال چه عثمان باشد چه علي (ع)فرقي نمي کند »
خودتو کشتي!!! نفست در آمد!!! عضلات گردنت همه منقبض شد و يک انتقادکي از صنمت عثمان کردي!!!!
ولي دقيقا به مانند تمام عمريان ديگر بلافاصله شروع به توهين به مقام حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) کردي!!!
مردک منافق!!! مردک عمري!!! مردک سفياني!!!
سيره سراسر نور و نبوي حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) کجا و حکومت فسق و فجور و خيانت عثمان کجا؟؟؟
************
«در مورد اين که گفتم ابوبکر بانک دار رسول ا... بوده مراجعه کنيد به کتاب محمد پيغمبري که از نو بايد شناخت ترجمه ذبيحي ا... منصوري»
هم تو غلط کردي و هم امام منافقت ذبيح الله منصوري!!!
****************
«دوستان براي رسيدن به يک عقيده محکم بهتر است مطالعه خود را بين آثار علماي شيعه - سني و مستشرقان بي طرف غربي و شرقي توسعه داد»
يهودي هستي؟؟؟ راستي تو از کجا تماس مي‌گيري؟؟؟ از يافا؟؟
*************
«زيرا موضوعات درکتاب هاي شيعه و اهل سنت کاملا نسبي است و اگر شما موضوعي را از کتب اهل سنت بر له آنها ثابت ميکنيد مطمئن باشيد که آنها هم با استفاده از منابع شيعه ما را متهم ميکنند»
ما خيلي مشتاق پاسخهاي شما اهل عمر نه از کتب خودمان بلکه از کتب خودشان هستيم!!!
هزار و چهارصد سال از آنها 20 صفحه مطلب از ابوبکر مي‌خواهيم ولي هنوز که هنوزه چيزي در اختيار ما نگذاشته‌اند!!!
*************
«امام باقر ع به فرزندش اسماعيل عشق ميورزيد و شيعه اورا امام بعد از او ميدانستند »
مردک عمري!!!
تو ادعاي شيعه بودن مي‌کني و هنوز نمي‌داني که اسماعيل فرزند امام صادق (عليه السلام)‌بود؟؟
براستي که چون عمر دروغ مي‌گويي!!!
راستي اين دروغ گويي ها را از که آموختي؟؟ از عايشه؟؟
**************
«پس همه چيز نسبي است» = مطلق گويي!!! تضاد دروني و بطلان کلام!!!
نگفتي چرا آگنوستيک نسبي‌گرا شدي؟؟؟
********
«آيا بايد کمي به فرقه اثني عشري که خود من پيرو آن هستم شک کنم »
حتما شک کن!!! اصلا واجب است که شک کني!!! کمي از عقل بهره برده باشي شک خواهي کرد!!!
که چگونه ممکن است 12 خليفه بعد از نبي‌اکرم (صلي الله عليه و آله) ابوبکر و يزيد سگ باز باشند!!
**************
«باور کنيد متأسفانه بسياري از اين خرافات را عالمان آخر زماني که پيامبر از دست آنها در آخر الزمان به خدا پناه ميبرد به خرد من و تو ميدهند. اي کاش شيعه خود را از بند خرافات پاک ميکرد»
اين را راست گفتي!!!
اي کاش شيعيان ابوسفيان خود را از اينهمه خرافات پاک مي‌کردند!!!
خرافاتي مانند ترور سعد بن عباد توسط «جنيان»!!!
******************
«و بهتر است بدانيد مذهب شيعه از نجف و ايران به ساير ملل رفته »
نجف و ايران!!! نجف و ايران!!! نجف و ايران!!!
عمري! عمري! تو اي منافق عمري!!!
شهر مقدس نجف در ايران است؟؟
*******************
«ابايد به تلاش هاي صحابهاحترام گذاشت»
آري. دقيقا براي همين است که نبايد ابوذر غفاري (رحمة الله عليها) را نعوذبالله سوسياليست و يا غير اجتماعي و ... دانست.
راستي هدف شما از توهين هاي بيشرمانه به حضرت ابوطالب (عليه السلام)‌چيست؟؟
آيا از «تلاشهاي» ايشان بي‌خبر هستيد؟؟
*************
«ما چرا عايشه همسر رسول را زن خوبي نمي دانيم »
شما عايشه را زن خوبي نمي‌دانيد؟؟؟ چرا؟؟؟
ما شيعيان نيز عايشه را بنا به فرمايش سخن خداوند متعال زن خوبي نمي‌دانيم:
«فقد صغت قلوبکما»: براستي که قلب عايشه به باطل منحرف شده بود!!!!
خودمانيم: انسان چقدر بايد بدبخت باشد که در بيت نبي‌اکرم (صلي الله عليه و آله) زندگي کند و چون يهود قلبش به باطل منحرف شود!!!
*************
«در حالي که خداوند در مورد پاکدامني او و رفتار با زنان رسول وحي نازل کرده - البته اگر شما باز به حربه تأ ويل متوسل نشويد»
**** توجه!!! توجه!! *****
تاويل «حق انحصاري» اهل عمر است!!! اداره ثبت اختراعات Patent «تاويل» را فقط منحصر به اهل عمر مي‌داند!!!
اگر اهل عمر آيه افک را در مورد عايشه «تاويل» کردند شما حق نداريد اصل داستان را که در مورد ام المومنين ماريه (رحمة الله عليها)‌ بود بازگو کنيد!!!
***************
«بايد گفت ما کلام علي ع را بر کلام خدا ارجه کرده ايم »
مردک عمري!!! مردک عمري!!!
يک جمله!! فقط و فقط يک جمله از حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) بياور که با کلام خداوند متعال متناقض باشد.
در مقابل علت تقابل و تضاد سخن عمر با آيه نوراني متعه الحج را بيان کن!!
******************
«باور کنيد دروغ محض است»!!!
مثل تو مثل يک دلقک است که در پايان برنامه خود در سيرک از حضار مي‌خواهد که کمي گريه کنند!!!
دو کامنت نوشته‌اي سراسر کذب و دروغ!!! و بعد از ما مي‌خواهي که سخن تو را باور کنيم!!
*****
از حقانيت واقعه جانگداز حمله به خانه وحي همين بس که منافق عمري مانند تو سعي در کتمان آن دارد!!
*******
«البته منکر کدورت دل زهراي اطهر از رفتار عمر و ابوبکر نيستم .»
پس منکر خلود در جهنم و سوخته شدن ابدي عمر و ابوبکر نيستي؟ بله؟؟

يا علي
271 | momen abdullah | , مالزی | 22:48 - 25 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب آرش
بعد از کودتاي سقيفه چند درصد مسلمين شيعه بودند؟؟ اکنون چند درصد شيعه هستند؟؟

«وبه طرفداري از اونها تظاهرات راه بيندازه»؟؟؟!!!
اولا شما از کجا مي‌دانيد که در فلسطين و چچن و بوسني شيعه نيست؟
دوما از کجا مي‌دانيد که در اصلاب و ارحام پاک مسلمين آنجا شيعه نيست؟
سوما وجه اصلي آن تظاهرات نه به طرفداري بلکه به ضديت با کافران يهودي و نصاري است.
************
در ضمن شما خيلي مايل به پيشرفت و ترقي و بالندگي و ... هستيد لطف کنيد در اولين کلاس اکابر ثبت نام نماييد تا ديگر ننويسيد «حلاج»!!!

يا علي
272 | عارفه | , ایران | 11:03 - 26 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
روشن روان
اولا قران براي تمام بنده هاي خدا نازل شده نه براي اعراب عربستان............... و قران كلام خدا را كسي ميفهمه كه ايمان داشته باشه و براي فهميدن و عبرت گرفتن بخونه. ما شيعه كه هستيم اعتقاد داريم قران براي همه ي مردم قابل فهم هست و شما را نميدونم ؟؟؟؟؟؟ چون شايد اصلا شيعه نباشيد كه همچين حرفي ميزنيد ؟ ما اعتقاد داريم/ چون خداوند تبارك تعالي فرموده اند:
ولقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر (ايه 17 سوره قمر) البته اسان كرديم قران را براي يادكردن . ايا هيچ پند گيرنده اي هست
4 بار در سوره قمر اين ايه تكرار شده كه براي تاكيد هست.(ايه هاي 22 و 32و42و17)
ما پيامبر و امامان را معصوم ميدونيم چون اونها مرتكب خبط و خطايي نشدند و هيچ كس ادعا نداره مثل فرشته معصوم خلق شده اند!!!!!!!! چون همون طور كه ميدونيم فرشته نميتونن گناه كنند و اين مرتكب گناه نشدن براي اونها امتياز نيست ولي انسانها بدليل مختار بودن هر كاري ميتونن انجام بدن و اگر با تهذيب نفس يا راههاي ديگر مرتكب گناه نميشن اين براي انسانها حسن بحساب مياد و معصوميت پيامبر به اين دليل هست و اتفاقا ما هم پيامبر ص و امامان را انسان ميدونيم و معتقديم كه انها در مقامي قرار داشتند كه مرتكب خطايي نميشدند .
حتي در زمان فعلي ايت الله بهجت (رضي الله عنه)نيز نمونه بارزي بودند . اگر شما تعصب خشك نداريد لطف كنيد بگيد ما هم بدونيم كه اين اقاي زنگنه چي فهميدن كه از شيعه بودن دست كشيدن ؟؟؟؟؟؟؟ ما براي حرفمون سند داريم سند كتاب خدا....شما هم براي ما سند بياريد ...سند درستي حرفتون. ضمنا ايشون اين همه شيعه را ول كردن و به يه مرجع اكتفا كردن و با خطاي ايشون (با فرض درست بودن ادعاي شما) شيعه بودن خودشون را ترك كردن. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا با عقل سليم جور در مياد؟؟؟؟///
273 | عبدالله | , ایران | 12:38 - 26 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
........................................................................................................................................................................................... به267 'گفتي: "بعد از صلح امام حسن و قيام زيدبن علي بن الحسين شيعه به معناي واقعي آن با نام را فضي پا به عرصه وجود گذارد" جواب: 1-بهتر است تحليلت از تأريخ زيديّة را به خودشان بگوئي، اين پايگاه مربوط به إثني عشريّة است! 2-بنظر تو إسم رافضي خوب است يا بد؟ اگر خوب است، چرا توهين آميز بكارمي-بري؟ اگر بد است، بگو ببينم كدام أحمق إسم بدي بر خود ميگذارد؟ 3-چرا تأريخ را منقلب ميكني؟ در كدام سندِ معتبر فريقين ديده اي، كسي إسم خودش را رافضي بگذارد؟ دروغگوئي هم حدّي دارد و حدّش هم حياست و الحياء مِن الإيمان! كه گر نيست با يادش بايد زيست، أمّا همين هم، همّت و توفيق ميخواهد... 4-إسم رافضي از إختراعاتِ عامّة براي جسارت به شيعة است كه البته مدح شبيه به ذمّ است! چون إفتخار ما در دنيا و عُقبي اينست كه -عليرغم قِلّتِ عِدّة و عُدّة- با شهامت، رفض ناحقّ كرده، زبونِ هركس و ناكثي نشده و شهادت را بر إسارت ترجيح داده، دين خدا را بازيچه مجتهدان في النّصّ نكرده و بندگانِ خدا را طلسم إنتقادناپذير، نساختيم! 5-كسيكه درطول عمرش حتي يكبار قرآن را تندخواني كرده باشد، حتماً ميداند كه سابقه شيعة به ماقبل إسلام بازميگردد، آنجا كه ميفرمايد:"وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ(الصافات83) پس اين ناصبي است كه با كودتاي سقيفة، پا به عرصه وجود گذارد! وگرنه قبل از اين كودتا، هم سيّدالأنبياء[صلي الله عليه وآله] وجود داشت و هم سيّدالأوصياء[عليهالسلام] و هم تكليف معلوم بود، از يوم الإنذار[أوّلين روز تبليغ عمومي إسلام] تا آخرين منبر حضرتِ خاتم الأنبياء[صلي الله عليه وآله] يكروز قبل از إرتحالش به ملكوت أعلي؛ پس اگر كسي، اينقدر فقيه-تشريف-داشته كه مولايش را گم كرده، يا معاند بوده و تجاهل به وجود أظهر مِن الشّمس كرده، گناهِ ديگران نيست! إدّعاكردي: "من شيعه هستم وعلاقه زيادي هم به ائمه دارم" جواب: 1-واقعاً؟! از زانوي اشترت پيداست كه شيعة هستي! اگر راست ميگوئي شيعةاي، بخداي سبحان قسم بخور در صورتِ شيعة نبودن، با عمر محشور شوي.2-اينكه "علاقه زيادي هم به ائمه داري" را بدون شاهد و قسم قبول ميكنيم چون إدّعاي فخري براي خود نكرده اي؛ اين فخر حضراتِ أئمّة أطهار[عليهم السلام] بر ديگران است كه مؤالف و مخالف، دم از حبّ-شان ميزند. پرسيدي: "چرا به اين اعتراف نکنيم که پيامبر و ائمه هم مثل من و شما انسان بودند و تمام محدوديت هاي جسمي ما را داشند"؟ جواب: كي خلافِ اينرا گفته؟ صدالبته كه "پيامبر و ائمه هم مثل من و شما انسان بودند و تمام محدوديت هاي جسمي ما را داشتند" طوري اين مسئله بديهي را مطرح ميكني كه انگار كشفي تازه كرده اي! پرسيدي: "چرا ما شيعه ها اصرار داريم به همه بگوييم که قران از فهم عامه مردم خارج است"؟ جواب: أوّلاً: بگو چرا ما ضدشيعةها إصرار داريم به همه بگوييم که قران از فهم عامه مردم خارج است؟ چون بازورچپوني إلقاء ميكني، از آياتِ بيّناتِ ذيل، چيزي خلافِ مدعيان سقيفة، فهم نميشود! 1-يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ(المائدة67) 2-"...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا...(المائدة3) 3-فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ(الشرح7) 4-إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ(المائدة55) ثانياً: كمال نخوت و غرور است كه قدرتِ فهم خود را ملاك فهميده شدن، قرار دهي! يعني آنچه را من ميفهمم، فهميدني است و آنچه را تجاهل ميكنم يا نمي-فهمم، فهميدني نيست! ثالثاً: گناهِ ديگران چيست كه ميفهمي و تجاهل ميكني يا بإعترافِ خودت، واقعاً چنين واضحاتي را فهم نمي كني؟! پرسيدي: "چطور آنها بعنوان اعراب باديه نشين بايد قران را بفهمند ولي مراجع ما لفظ تأ ويل را بکار ميبرند و عامه را از فهم کلام خدا عاجز ميدانند من اين حرف را قبول ندارم" جواب: 1-اين سؤال را از پايگاهِ مراجع خودت بپرس، نه از اينجا، أمّا اگر براي گله-مندي از مراجع-ات، به اين در آمده اي، تسليت ميگوئيم! 2-براي ديگران جالب نيست كه تو چه چيز را قبول داري يا نداري! 3-اگر حرفي براي گفتن نداري، زحمت كم كن. گفتي: "حضرت مهدي ميخواهد 1470 سال قبل به دنيا آمده باشد يا در آينده به دنيا ميآيد" جواب: خواننده عزيز، تو رو بخداش باوركن اين شيّاد شيعة! است، با اينكه از ولادتِ حضرت مهدي[عجّل الله فرجه] فقط Nسال گذشته؛ اگه نميتوني، لاأقلّ باوركن اين شيّاد مسلمان! است، با اينكه از تأريخ هجري فقط Nسال گذشته؛ أصلاً نه شيعة، نه مسلم، لاأقلّ باوركن طفلك آدمه! يعني چي كه حيوونكي از كرّه مريخ آمده؟! چون چيزي بنام تقويم نميشناسه، چون اگر از ما-ساء-چوست هم بود، قبل از اين رسوائيهاش لاأقل لاي يك تقويم را باز ميكرد! پرسيدي: "مگر نه اين است که من و تو بايد براي ظهورش دعا و تلاش کنيم پس محل اختلاف چيست ؟" جواب: هيچي. دعاكن! گفتي: "تاريخ ونه روايت شيعه و سني ميگويد که..." جواب: 1-تاريخ، فقط "تاريخ اجتماعي ايران و دو قرن سکوت ذبيحي ا... منصوري"! 2-اين ذبيحي ا... منصوري" مؤلف است يا مترجم داستانهاي مستشرقين؟! 3 -چيزي كه نه شيعه و نه عامّة ميگويد، به چه دردِ ما نحن فيه ميخورَد؟ مگر ما اينجا، از سرخپوستهاي صحراي سيبري بحث ميكنيم؟ وصيّتكردي: "مراجعه کنيد به کتاب محمد پيغمبري که از نو بايد شناخت ترجمه ذبيحي ا... منصوري" جواب: 1-پس أوّل بايد شناخت! تا بعد از نو ...2-اگر دستفروشهاي دَرهم-فروش، ميدانستند چه تأثير شگرفي روي تو گذاشته، اين كتاب را بعنوانِ زيرخاكي به موزه لوور لندن ميفروختند! گفتي: "مستشرقان بي طرف غربي و شرقي" جواب: 1-اگر مستشرقان بيطرف-اند، غربي و شرقي چيست؟ 2-يكي از همين مستشرقان، مستر همفر مولي عبدالوهّاب است! گفتي: "اگر شما موضوعي را از کتب اهل سنت بر له آنها ثابت ميکنيد مطمئن باشيد که آنها هم با استفاده از منابع شيعه ما را متهم ميکنند" جواب: أوّلاً: هيچ أحمقي "موضوعي را از کتب اهل سنت بر له آنها ثابت نميکند" ثانياً: اين پايگاه، مشحون و مملوّ از موضوعاتي است كه "از کتب اهل سنت بر عليه آنها"ست، ولي نه تنها مطمئن نشديم بلكه هرگز نديديم، " که آنها هم با استفاده از منابع شيعه ما را متهم کنند"! إدّعاكردي: "همه چيز نسبي است" سؤال: جز همين عرض-ات؟! إلتماس كردي: "باور کنيد متأسفانه بسياري از اين خرافات را عالمان آخر زماني که پيامبر از دست آنها در آخر الزمان به خدا پناه ميبرد به خرد من و تو ميدهند" جواب: براي أمر مسلّم إلتماس نكن! -بخاطر تو- قسم ميخورم كه اين جمله-ات، عين حقيقت است! [با اين تحفّظ كه اين خرافاتي را كه گفتي، عالمان نگفته اند بلكه جاهلان گفته اند] پرسيدي: "ما چرا عايشه همسر رسول را زن خوبي نمي دانيم"؟ جواب: علّت إعتقاداتت را از ما ميپرسي؟ نوبره وا لاّ! گفتي: "ما کلام علي ع را بر کلام خدا ارجه کرده ايم" جواب: تو خيلي غلط ميكني كه "کلام علي ع را بر کلام خدا" أرجح بداني! [خوانندگان ببينيد آيا در صفحه كليد حرفين ه و ح يكجا هستند يا اين أمّي أكابر نرفته، كه فرق معنوي ايندو حرف را نميداند، چطور بخودش جرأت داده، پاپتي وسط مسائل بزرگان بدوَد! گمانم منگِ بنگِ ديار وافور است!] تو أوّل برو كمي با بزرگترهات روي غلطهاي إملائي و إنشائي-ات كاركن تا بعد.
274 | عبدالله | , ایران | 12:43 - 26 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
268
اگر براستي إنساني و عقل داري برو جاي ديگه و به طريق ديگه نان پيدا كن
275 | عقيل العزيز(روشن روان بخواند) | , ایران | 12:55 - 26 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
(( ____________ به نام الله جل جلاله _____________ ))

سلام عليکم.

مومنين و مومنات.!!!! ميخواهم واقعيتي را برايتان آشکار کنم.

اين جناب روشن روان (البته بايد بگوييم روشن ضمير يا الفاظي ديگر که براي احترام براي نابينايان به کار برده ميشود) واقعا به معناي واقعي کلمه روشن روان است(کور است) .!!!
زيرا خودش تاريخ نقل ميکند و خودش با اسامي ديگري مهر تاييد ميزند که ( خوشحال شدم که نظرات من مورد انتقاد و بعضاً موافقت قرار گرفت )

کجااااااااااااي کاري نا مومن.!!! فکر ميکني ما ؟؟؟ هستيم که نفهميم ((ارش)) خود تو هستي و (( شيعه-دانشجو-سينا و دشمن خرافات)) همگي اسامي شماست. که با مکر و خدعه سعي در پر رنگ جلوه دادن چهره ي کريح خود هستيد.
پسر جان. تو را نصيحتي ميکنم پند آموز:

اينحا سايت حضرت ولي عصر(عج) است و مملو از ارادتمندا و دسوختگان و جان برکفان الله جل جلاله و اهل بيت النبوه. و با چرنديات شما کسي تکان نميخورد.

تا بيشتر از اين خودت را ضايع و باطل نکرده اي بار و بنديلت را جمع کن و برو وگرنه که ............

راستي در جواب نظرت که با نام (ارش) داده بودي چند نکته نا گفته ماند که من ميگويم.

اولا ميخواهيم 10000000000000000000000000000000000000000000000 سااااااااااال سياه ترقي و پيشرفتي که شما بي دينان دنبالش هستيد تحقق پيدا نکند که نکند.!! چرا که فرموديد:

يگران پيشرفت ميکنند و روز به روز ترقي وترقي وترقي وشما ها مي خواهيد جوان شيعه وسني عقب گرد بزنه و به جان هم بيفته کشته شدن شيعه وسني به دست همديگر را افرادي مثل شما را در طول تاريخ هراهي کرده که خودش خدا ميدونه از کجا اب مي خوره
خشونت وخونريزي و کينه شتري بايد بر چيده بشه هرکسي ان را ترويج کنه چه مفتي عربستان ومصر وچه مرجع تقليد شيعه مسلمان نيست
ما همه انسانيم وعقل داريم برييد از جاي ديگه و به طريق ديگه نان پيدا کن

ترقي و پيشرفت منهاي اهل بيت يعني معاويه و عمريسم. لعنت بر معاويه و عمريسم و کساني که اذهان مردم را به چنين افکاري سوق ميدهند.
در ضمن اين را بدان و آگاه باش که ما بي خيال سيلي ....... نميشويييييييييييييييييم(تا قيام قيامت)

ثانيا: جناب ارش خان( روشن روان=کور ) اين اصنام سعودي شما هستند که هر روز فتاواي قتل شيعيان را ميدهند و با دادن فتواي تخريب حرمين دل شيعيان را جريحه دار کردند و تحريک مکردند وگرنه کدام مرجع شيعي حکم قتل داده( اي کااااش ميداد ) و کجاي دنيا ما رو به کشتار شما که زن و بچه ي بي دفاع هم شاملش شود دعوت کرده اند و شيعيان کشتار بي رحمانه کرده اند که ور ورت بلند شده؟؟؟؟؟ ها؟؟!!!

برو پسر جان...برو.... پشت سرتم نگاه نکن. ان شا الله به مدد الله جل جلاله تا ما هستيم از اين خبرا نيست که بگذاريم اين چنين کلام ننگين و نجس و شرک آلودي قد الم کند و خريدار پيدا کند .

مکروا و مکر الله. والله خير الماکرين.

راستي کينه ي شتري هم که گفتي بايد برچيده بشه سنت مادرت ام ال؟؟؟؟؟ است. اگر ميخواهي برچيدش کني بايد برگردي 1400 سال قبل و جلو دهنشو و اعمال ننگينش و گستاخانه و وقيحانه اش را بگيري...............................

لعن الله قوم الکافرين والمشرکين.
276 | محسن ا | , ایران | 13:44 - 26 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
در مورد روشن روان
(نظر 267)

مردك عجب رويي داره! مي خواست خودشو شيعه جا بزنه رسوا شد. حالا با كمال پررويي ميگه "خوشحال شدم که نظرات من مورد انتقاد و بعضاً موافقت قرار گرفت". عجب رويي داره!
277 | بنده خدا | , ایران | 14:58 - 26 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام خدمت تمامي برادران عزيز چه شيعه و چه سني
اميدوارم كه بحث ها موجب شناخت حقيقت بشه بدون تعصب و غرض
براداران نمي دونه چرا بعضي از بحث در حد آدمهاي بيسواد صورت مي گيره كه جاي تاسف داره بسياري از اين سوالات در طول تاريخ مطرح و پاسخ داده شده كه بيان انها در اينجا نشان از عدم مطالعه دوستان است كه با اين روال ادامه آن حماقت محضه ... براي خود من بسياري از سوالات مطرح شد كه حرف شيعه چيه حرف سني چيه .... با مطالعاتي كه كردم به بسياري از آنها پي بردم و توصيه مي كنم همگي همين كار رو انجام بديم ولي از اوجاييكه ممكن است طرفين كتابها و مطالب خودشونو قبول داشته باشند بهترين راه اينه كه به مناظراتي كه بين بزرگان و علماء اين دو فرقه اسلامي صورت گرفته رجوع كنيم كه مطابق با عقل هم هست چرا كه يقينا آنها عالمتر از ما و مسائلي كه مطرح و جواب دادند براساس شريعت و قرآن هست در اين خصوص كتب بسياري موجود مي باشد كه حجت را بر همه تمام كرده و اگه كسي به دنبال حقيقت باشه و نمي خواد تا در دنياي ديگر نزد خدا و رسول الله سرافكنده و شرمنده باشه حتما بايد آنها را مطالعه كنه و هر كجا كه حقيقت براو آشكار شد بدون حب و بغض بپذيره كه در غير اينصورت نه تنها چيزي از كسي كم نميشه (مثلا اگه من بدونم كه شيعه يا سني حق است ولي عناد كنم و نپذيرم چيزي از شما عزيزان كم نخواد شد) بلكه خود را آگاهانه در ضلالت قرار داده و نمي تونه انتظار بخششي هم از طرف خداوند داشته باشه. عزيزان اين مسلمه و شكي در آن نيست كه همه ما روزي خداوند را ملاقات خواهيم كرد و هيچ عذري نمي تونيم بياريم از اين جهت كه حواسم نبود يادم نيافتاد متوجه نشدم كسي به من نگفت و از اين صحبت ها .... اينكه ميليونها آدم شيه هستند يا سني مهم نيست مهم اينه كه آيا منه يك نفر در مسير حق هستم يا نه ..... پس برادراني عزيزي كه با بودن در سايت و علاقه اي كه نسبت به اعتقادات خودتون نشون مي دين كه اين نشان از عشق شما به يافتن مسير حقه ، بجنبيد و وقتتونو هدر ندين كه زمان رفتن بر هيچيك از ما معلوم نيست و رسيدن به حق طولاني .... پس عاقلانه است كه راه كوتاه كنيم و به اينگونه كتابها رجوع كنيم كه البته هرچه بيشتر كتاب بخونيم بهتره من چند كتاب معرفي مي كنيم اميدوارم كه دوستان هم كتابهاي رو معرفي كنند تا همگي بخونيم ... شبهاي پيشاور ... المراجعات .... كه تصور مي كنم بر هر آزاد انديش و جوينده حق واجبه كه بخونه .... منتظر معرفي كتاب از طرف شما هستم التماس دعا ....
278 | روشن روان | , ایران | 16:19 - 26 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام - در ابتداکه به اين سايت مراجعه کردم فکر کردم اهل بحث و به دنبال حقايق هستيد اما مي بينم شما هم مثل تندروهاي اسلامي طاقت گفتمان نداريد - عزيزم اگر قرار بر اين بود همه نظرات شما جناب مومن عبدا... را قبول داشته باشيم پس چه دليلي براي راه اندازي اين سايت بوده - اما عزيزم من به شيعه بودنم افتخار ميکنم اما نمي خواهم چون پدر و مادرم شيعه بوده من هم چشم وگوش بسته شيعه باشم - برادر جان تاريخ از چون شماهايي هميشه در رنج بوده - کساني که طاقت 2 کلام حرف حساب ندارند - به هر حال اين سايت را مناسب بحث و مناظره نمي دانم - اميدوارم افراد ديگر هم نظر خود را بگويند تاشايدباز سري به شما بزنم .
يا حق - علي يارتون
279 | دارا | , ایران | 19:45 - 26 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
چرا شيعه ها فرقه هاي زيادي دارند؟کتاب فرق الشيعه را نگاه کنيد اهل سنت در مورد عقايد دچار تشتت نيستنداما در طول تاريخ در شيعه انشعاب و تفرقه و جدايي بوده ؟ تا حالا فکر کرديد چرا؟اسماعيلي - زيدي- 5 امامي 6 امامي 7 امامي 8 امامي 9 امامي و 10 امامي .... احاديث در مورد مهدي را مرور کنيد چه خرافاتي است مايه شرم مسلمان است با اين خرافات نمي توانيد به جايي برسيد توحيد اساس عقيده اهل سنت است - اعتقاد اهل سنت به اصحاب و ياران پيامبر اعتقاد عصمت نيست و عصمت را فقط براي پيامبر آنهم در وحي مي دانند .... شما بهتر است به جاي تهاجم به اهل سنت که عقيده بيش از يک ميليارد و نيم مسلمان است بخود اجازه بدهيد اهل سنت ايران در تهران مسجدي بنا کند شما ادعاي وحدت مي کنيد پس چرا در شهرهاي اهل سنت مسجد شيعه بنا مي کنيد؟ خوب شما هم بريد مساجد اهل سنت نماز بخوانيد .....نفاق بس است خدا را خدا بشناسيد ..شما به شيعه 12 امامي معتقد به ولايت فقيه رحم نمي کنيد چه برسد به اهل سنت ؟ تنها شاهکار شما فحش و لعن است که بنا بفرموده پيامبر از اخلاق مسلمان نيست ....... ديدم حاکيت شيعه چقدر عادل و اسلامي بود و مسوولين چقدر پيرو علي بودند ....کافي است گندزديد
280 | عبدالله | , ایران | 06:22 - 27 خرداد 1389 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
278
خدا ما را از بازگشتِ ناميمونت براي هميشه محروم فرمايد
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   قبلی