نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: 5137 تاریخ انتشار: 13 تير 1394 تعداد بازدید: 451858
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
601 | محمد امين | , چین | 18:54 - 05 اسفند 1390 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
سلام، خواهش و التماس ميکنم از همتون به گفته قرآن عمل کنيد. خداوند ناسزا گفتن را محکوم کرده حتي ناسزا گفتن به بتها را ، ابوبکر و عمر و عثمان مگر براي اسلام خدمت نکردند که هيچ يک از ما بي مقداران نميتوانيم حتي ذره اي از آن را انجام دهيم آيا ميتوانيم به آنان ناسزا گوييم اسلام زيباست ولي کساني مثله ملا زاده و قزويني و دانشمند و .. نميخواهند اتحاد زينت اسلام باشد. اي محمد بيا امتي را که به حال آنان گريه ميکردي را ببين آيا اين است امت تو/ به خاطر رسول تاييد کنيد.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

اگر واقعا مي‌خواهيد در مورد سب و لعن ، در اسلام تحقيق كنيد نگاهي به آدرس ذيل داشته باشيد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=154

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

602 | محمد امين | , چین | 16:21 - 07 اسفند 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام، با توجه به اين مقاله پس شما ميخواهيد بگوييد که قرآن امر به فحاشي ميدهد و رسول رحمت را وقتي دندان شکستند رسول فحش و لعن داد ولي من نميخواهم ظالم را فحش دهم من فقط خواهم گفت کساني مانند قزويني و ملازاده را به خدا واگذار کردم اتحاد را از بين ببريد اسلام را تکه تکه همديگر لعن کنيد چون سنت پيامبر اين بود و خدا ما را امر به اهانت به مقدسات يکديگر کرد و اسلام اين است دين تفرقه دين لعن به يکديگر و اي خدا اشک ها? مرا ناد?ده بگ?ر چون من از لعن که دستور تو و سنت رسولت بود سر باز م?زنم و خواهان تفرقه ن?ستم! اي کاش خدا قصاوت قلب هاي تفرقه افکنان را از بين ببرد. به خاطر رسول تاييد کنيد.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

بهتر بود اين مطلب را مي‌گفتيد كه آيا در قرآن بحث لعن گروهي از صحابه آمده است يا خير ؟ اگر آمده است چرا شما كاسه داغتر از آش شده و مي‌گوييد اين كار درست نيست ! اگر پيامبر (ص) اين كار را كرده‌اند چرا شما مي‌گوييد اين كار جايز نيست ؟!

آيا رسول خدا (ص) كار ناپسندي كرده‌ و مرتكب گناه شده‌اند ؟

در ضمن بهتر است فرق بين لعن و دشنام و بددهاني را كه در همان مقاله آمده است ببينيد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

603 | محمد علي مقدس | , ایران | 18:44 - 07 اسفند 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
برادر عزيزم محمد بنده ادعاي فارغ التحصيل بودن از دانشگا ابن تيميه نداشتم ودرمقطح تحصيلي پايينتر درس خواندم وهمين مقدارکه شمامتوجه شويد کفايت ميکند؟ چشم از اين بابت بيشتر دقت خواهم کرد واما توصيه جنابعالي به خواندن کتابهاي رادمهر وووووووو که اشاره فر مودي آشنايي دارم از راهنمايي شما متشکرم برادر گرام شما اول فکري به حال مغزتان کنيد که ويروسي شده واون را دچار مشگل واختلال نموده است کنيد ؟بعد حرف از قيامت بزنيدشما ها مثل آب خوردن فتوا صادر ميفر ماييد وشيعيان را به آدم پر ستي وبت پرستي و؟؟؟؟ متهم ميفر ماييد و خود را هم مسلمان ميدانيد واز قيا مت حرف ميزنيد آيا شما نيستين که مداوم به مقدسات شيعيان از دوازده امام معصوم ما گرفته تا روحا نيت معظم اهانت ميکنيد در صورتيکه حرف اينها حرف قرآن است حرف پيغمبر ص است حرف علي و يازده فرزند اوست باز هم دم از قيامت ميزنيد شما با عملکرد خود دنياتان را با قيامتتان معا مله کردين وهنوز هم متوجه نشديد بند از جيبم در نياوردم از کتابهاي خودتان است شما اونها را به مردم جواب دهيد کتاب راد مهر پيشکش خودت رادمهر خيال پردازي شماهاست که خيلي هم نا شيانه بود وهر بچه هم ميفهميد اين يک داستان خياليست ؟ در شبکه تلزيوني ولايت دو نفر از روحانيهاي جوان که خدا اونهارا سلامت بدارد آبروي شما وراد مهرتان بردن شما در خواب بودين اين آقا خارج از موضو ع ديني يک وطن فروش بودن ؟ جنا ب شيخ حيدري شما به امام زمان عزيز ما توهين ميکند واحساسات تمام شيعيان راجريحه دار مينمايد بعد هم دم از مسلمانبودن ميزني اين به يک جوک نزديک است تا مسلمان بودن شما اگر شما راست ميگيد از اتحاد مسلمين ونزديک کردن اونها بهم سخن بگيد خداوند متعال من وشما وهمه مسلمانهارا به راه راست که همان قرآن کريم ورسول اکرم ص واهلبيت او هدايت فر مايد
604 | مجيد م علي | , آمریکا | 21:28 - 07 اسفند 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام جناب نا امين اول از همه چيز برو فرق بين فحش و لعن را بفهم بعد بيا اينجا نطق كن. لبيك يا علي .
605 | محمد ام?ن | , ایران | 19:20 - 08 اسفند 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
و شما ه?چ وقت فحش نداد?د!!!
606 | وريـــــــــــــــا | , عراق | 11:27 - 12 اسفند 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
دوستان عزيز شما فرموديد شيعيان حرفشان حرف قرآن است اين از نظر شما شايد اما از نظر من نه‌ چون شما تفسير قرآن را آن گونه‌ مي كنيد كه‌ خود خواهيد، من تا حالا نشنيدم كسي به‌ 12 امام شيعيان توهين كند اين شمائيد كه‌ شخصيت رسول اكرم رو زير سؤال مي بريد با اين تهمت هاي كه‌ به‌ اصحاب و نزديكترين كسش كه‌ زنش بوده‌ مي زنيد، بترسيد از خودتون كه‌ به‌ خود اجازه‌ مي دهيد به‌ پيامبر بگويد كه‌ يك زن فاحشه‌ كار داشته‌، يك پدر زن نا مسلمان و خيانت كار داشته‌ بترسيد چون خدا خودش مي فرمايد تو خانه‌ پيامبر بدي نبوده‌ تا ابد نخواهد بود، عزيزانم هيچ كس معصوم نيست!!! بترسيد از تهمتهاي كه‌ به‌ هم دينيهاتون مي زنيد، شيعه‌ و سنه‌ كجا وجود داشتن تو زمان پيامبر؟ اين نيروي كه‌ صرف لعن كردن همديگه‌ و كسان دوروبر پيامبر مي كنيد بريد صرف غيره‌ مسلمانان بكنيد، بس كنيد من سني هستم ولي حضرت علي و عثمان و ابوبكر و عمر را مثل هم دوست دارم اما شايد ولاء بيشتري براي حضرت علي داشته‌ باشم چون من بهم ميگن سيد و سيد هستم، شماو چه‌ به‌ اين كارها الان دنيا دنياي جنگ يهوديت و مسيحيت با مسلمانان است بس كنيد دست برداريد، بريد واسه‌ مردم ثابت كنيد كه‌ اسلام رحمت براي جهانيان است، نه‌ اينكه‌ جدال مذهب هاي خودي بيايد براي جهان ثابت كنيم كه‌ ما مسلمانيم بخشنده‌ جانيم نه‌ گيرنده‌ جان، ما تروريست نيستيم ما آزادي خواهيم اگر ما در بين هم اين جدالهارو داشته‌ باشيم چي تو ذهن غيره‌ اسلامي ها كاشتيم؟ وقتي ما باهم جدال داريم اينقدر به‌ پرو بال همديگر مي پريم اونا چي فكر مي كنن، نمي گويند كه‌ آنان با هم اين جوري هستند واي به‌ حال ما كه‌ غير مسلمان هستيم بايد زير حكم اينها چه‌ بلاي به‌ سرمان بيايد بس كنيد تهمت و لعن كردن همديگر اسلام آمد ما جلو بريم و پيشرفت كنيم نه‌ اينكه‌ به‌ تأريخ برگرديم و به‌ تأريخ همديگر تهمت وارد كنيم،، بس كنيد تورو خدا بس كنيد جنگ و جدال ........... وسلام وريـــــــا عراقي

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

اكثر علماى شيعه و سني اتفاق دارند كه هيچ يك از زنان پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله و بلكه هيچ يك از زنان ديگر پيامبران، مرتكب فحشاء نشده‌اندبراي اطلاع بيشتر به آدرس ذيل مراجعه فرماييد.

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=10289#1

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

607 | منتظر منتقم فاطمه | , آمریکا | 22:28 - 16 اسفند 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم

جناب وريا

بر عکس!!!!!!

شما اهل سنت هستيد که شان پيامبر(ص) را به اندازه مردم عادي پايين آورده ايد!!!!!!!!!!!

خليفه(دوم) شما بود زماني که پيامبر ميخواست وصيت بنويسد گفت پيامبر(ص)هزيان(نعوذبالله) ميگويد وگرنه الان شيعه و سني اي وجود نداشت!!!!!!!!!!!!!!

همه يک مذهب داشتيم!!!!!!!!!!!

پس تهمت خود گناه بزرگيست.

در مورد همسران پيامبر هم دوستان جوابتان را دادند!!!!!!!!!!!!!

پس:

ما منتظريم.................

شما هم منتظر ياشيد تا روز(موعود)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

واي بر غاصبان ولايت علي ين ابي طالب(ع) در آن روز!!!!!!!!!

واي!!!!!!!!!!!!!

اللهم عجل لوليک الفرج

ياحق
608 | محمد امين | , چین | 22:05 - 12 فروردين 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
تو رو خدا حرف خدا رو که ميگه به ريسمان الهي چنگ بزنيد رو توجه کنيد تورو خدا

پاسخ:

609 | مهسا | , ایران | 23:25 - 20 فروردين 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خداوند همه ي ما را به راه راست هدايت کند
مسلمان هاي با خدا همين شما ها هستين که بين خودتون تفرقه ايجاد مي کنيد بخداي رحمان قسم
ما مسلمان هستيم بايد به اعتقادات همديگه احترام گذاشتت
ما نگران اين هستيم که دشمنان بين ما تفرقه ايجاد نکنند ولي ما هنوز داريم بين خودمون فاصله ايجاد مي کنيم وا... بخدا ما همه از يه خاک و گل درست شديم
شايد خيلي ها فکر کنن دارم اشتباه مي گم ولي همه ما قراره روز قيامت به يک خدا جواب پس بديم وهر کس براساس عقل و فهم خودش پاداش وجزا ميبينه واسه کاراي که انجام داده است
اصلآ هم درست نيست راجب اعتقادات ديگران صحبت کنيم اون هم از نوع توهين!
همه ما توي قبر خودمون ميخابيم نه بجاي کس ديگه
التماس دعا
سوره الفاتحه


به نام خداوند بخشنده بخشايشگر (1)

ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است. (2)

(خداوندى كه) بخشنده و بخشايشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (3)

(خداوندى كه) مالك روز جزاست. (4)

(پروردگارا!) تنها تو را مى‏پرستيم؛ و تنها از تو يارى مى‏جوييم. (5)

ما را به راه راست هدايت كن... (6)

راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى، نه كسانى كه بر آنان غضب كرده‏اى، و نه گمراهان. (7)
610 | مهسا | , ایران | 23:26 - 20 فروردين 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خداوند همه ي ما را به راه راست هدايت کند مسلمان هاي با خدا همين شما ها هستين که بين خودتون تفرقه ايجاد مي کنيد بخداي رحمان قسم ما مسلمان هستيم بايد به اعتقادات همديگه احترام گذاشتت ما نگران اين هستيم که دشمنان بين ما تفرقه ايجاد نکنند ولي ما هنوز داريم بين خودمون فاصله ايجاد مي کنيم وا... بخدا ما همه از يه خاک و گل درست شديم شايد خيلي ها فکر کنن دارم اشتباه مي گم ولي همه ما قراره روز قيامت به يک خدا جواب پس بديم وهر کس براساس عقل و فهم خودش پاداش وجزا ميبينه واسه کاراي که انجام داده است اصلآ هم درست نيست راجب اعتقادات ديگران صحبت کنيم اون هم از نوع توهين! همه ما توي قبر خودمون ميخابيم نه بجاي کس ديگه التماس دعا سوره الفاتحه به نام خداوند بخشنده بخشايشگر (1) ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است. (2) (خداوندى كه) بخشنده و بخشايشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (3) (خداوندى كه) مالك روز جزاست. (4) (پروردگارا!) تنها تو را مى‏پرستيم؛ و تنها از تو يارى مى‏جوييم. (5) ما را به راه راست هدايت كن... (6) راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى، نه كسانى كه بر آنان غضب كرده‏اى، و نه گمراهان. (7)
611 | علي | , ایران | 01:43 - 21 فروردين 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
متاسفانه در کتب متعددي نعوذ بالله شما زن پيامبر را بدکاره دانسته ايد.مانند تفسير قمي.آقاي قزويني هم گفته هر کس زن پيامبر را بدکاره بداند کافر است پس صاحب تفسير قمي کافر است.
612 | سبحان عليزاده | , ایران | 18:27 - 04 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به نظر من کسانيکه دراين مورد بحث ميکنن به کتاباي استناد ميکنن که مورد تاييد عده کمي از مردم هستند بجاي تکيه قرار دادن اين کتابا به قران مراجعه شود بهتر چون کسي نميتون بگويد به قران ايمان ندارم اگر بگويد از اسلام خارج شده وحرفش براي ما پذيرفتني نيست ولي برادران شيعه ما هر وقت دليل از کتاب خدا آورديم سعي بر منحرف کردن موضوع ميکنن چون دليل محکم از قران نمدارن
613 | بخت النصر | , قزاقستان | 11:12 - 06 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب مهسا
توهين بد است؟
پس چرا عمر بن خطاب از توهين به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) لذت مي‌برد؟
614 | بخت النصر | , قزاقستان | 24:00 - 06 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب الي 609
آيا تو هنوز نمي‌داني که زن بعد از طلاق ديگر زن شوهر سابقش قلمداد نمي‌شود؟
عائشه مطلقه هرچه بود که بود.
او ديگر زن پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نبود.
615 | محسن | , ایران | 19:40 - 09 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
قابل توجه مسلمانان سني تبار عزيز، حضرت علي اولين امام شيعيان و همان كسي است كه براي ميلادش ديوار كعبه شكافته شد كه هرچقدر وهابيون سعي كردند شكاف ديوار را پر كنند انجام نشد و بالاخره شكاف ديوار را با نقره پر كردند.لازم بذكر است مي توانند راجع به مقايسه ميلاد حضرت عيسي و حضرت علي در اينترنت تحقيق كنيدhttp://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=khabar&id=315
در ضمن حضرت علي را همه مسلمانان( چه شيعه و چه سني) بنام حضرت علي ابن ابيطالب مي شناسيم و كلاً رسم اعراب برين بوده كه نام پدر را بهمراه نام شخص مي آورده اند ولي راجع به عمر اينگونه نيست و عمر را بنام هم پدر عمر و هم پدر بزرگ عمر و هم دايي عمر بود، كه خطاب بوده مي آورند دليل اين را هم خودتان (سني ها ) بررسي كنيدhttp://kalyfatalnabyalomyi.blogfa.com/post-39.aspx
، قطعا به نتايجي مي رسيد كه اگر عقلاني فكر كنيد شايد گره هاي دين و مذهبتان باز شود.و در پايان همه ما مسلمان هستيم ولي مي بايست دين و ايمانمون ارثي نباشه و راجع بش تحقيق كنيم.تعصباي تند رو كنار بذاريم و خودمون تصميم بگيريم.
616 | ab | , ایران | 23:47 - 10 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام هيچ يك از شما مذهب خود را انتخاب نكرده ايد من سني هستم چون پدرم بوده وشما شيعه هستيد چون پدرتان شيعه بوده بريد مطالعه كنيد و فقط به اسلام و قر آن عمل كنيد و المسلم من سلم المسلمون من يده ولسانه
اگر حضرت عمر نبود و ايران را تصرف نكرده بود امروز نه من سني بودم ونه شما شيعه پس مديون او هستيم
617 | محسن | , ایران | 10:58 - 16 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام آيا ميدانيد در روسيه تكه اي از كشتي نوح نبي (ع) پيدا كردن كه حضرت نوح در آن نوشته از پنج تن آل عبا(حضرت محمد(ص)حضرت علي(ع)حضرات حسنين(عليهم السلام)و حضرت فاطمه(س)) طلب شفاعت كرده اند و به معصوم بون اين پنج تن شريف اشاره نموده است. آيا ميدانيد در يك كتاب بزرگ تاريخي آمريكا به اسم خاطرات آنگلوساكسون نوشته شده است در سال به نظرم سال 265(البته اگه اشتباه نكنم)يعني اگه به قمري برگردونيم ميشه همون سال واقعه عاشورا)از آسمان آمريكا خون باريده و آب ها و شير ها به خون تبديل شده و از زير سنگ ها خون ميجوشيد. اين ها يعني نشانه هاي حقانيت شيعه. سرورم حضرت علي(ع)ميفرمايند نشانه ها مانند خورشيد در يك روز آفتابي در آسمان پديدار است و عده اي به جهل آن را نميبينند.
618 | بخت النصر | | 21:16 - 16 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب محسن «فاسالوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» اولا انگلوساکسونها 1000 سال بعد از واقعه عاشورا وارد آمريکا شدند. دوما روسيه کشتي حضرت نوح (عليه السلام) يافت نشده است که مهتمل ترين مکان براي يافت آنهم ترکيه است. سوما از حقانيت شيعه همان بس که اول دشمن رباخواران يهودي است. يا علي
619 | SaTaNisTs | , ایران | 20:09 - 19 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
وقتتون رو بيهوده بگذرونيد.... هم خدا رو خوش مياد هم پيغمبرش رو// همينطور متفرق شيد تا دين صهيون حکمران شما باشه و شعار تفرقه بنداز حکومت کن مستدام باشد آمين
620 | بخت النصر | , قزاقستان | 20:56 - 19 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب شيطان‌پرست
بزرگترين جنايت و خيانت يهود در طول تاريخ انحراف دين اسلام است.
روزي دين اسلام حضرت موسي (عليه السلام) را منحرف کردند.
روزي ديگر دين اسلام حضرت عيسي (عليه السلام) را منحرف کردند.
و حال دين اسلام خاتم النبيين حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) را منحرف کرده‌اند.

يهود و پول تارسوسي و کعب الاحبار، همگي در امتداد يک خط شيطاني هستند.
و مقابله با آنها و شاگردان آنها، جهاد في السبيل الله است.
621 | مجيد م علي | , ایران | 01:23 - 22 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام جناب SaTaNisTs يعني با شما و منافقين ديگر وحدت كلمه داشته باشيم تا خدا شما همان صهيون از شما راضي باشه ؟؟؟ اين چه حرفيه مي زني ؟؟؟ لبيك يا علي
622 | سيدحسن | , ایران | 17:53 - 30 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
يک سوال چرا حضرت علي چهارمين امام يا خليفه ما سني ها است مگر نميگوييد او شيعه بود پش چرا دوستان ميتوننند براي جواب دادن به اين وب مراجعه کنند http://alla1.blogfa.com/
623 | قاسم روستايي | , ایران | 12:14 - 31 ارديبهشت 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
براي اينکه بدانيد چه کساني از تفرقه بين شيعه وسني سود ميبرند توصيه ميکنم کتاب سني محمدي وسني اموي=شيعه علوي شيعه صفوي.دکتر شريعتي را مطالعه نماييد چه دوستان شيعه چه برادران اهل تسنن بدون هيچ پيش داوري ممنون.
624 | مجيد م علي | , ایران | 01:13 - 01 خرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام جناب 620 يك مثل هست كه ميگويد با حلوا حلوا دهان شيرين نمي شود . اينكه شما او را چهارمين خليفه خود بناميد يا نه دليل بر فضيلت ان سه نفر اولي نميشود و نعوذ بالله كسر شاني براي مولاي متقيان نخواهد بود . مهم اينه كه ايشان امام انس و جن است همانطور كه الله سبحان تعالي ابلاغ كرده همانطور كه حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلم اخرين پيغمبر خداست چه بعضي ها قبول كنند و چه قبول نكنند . پس سعي نكن ان سه نفر اولي خودتان و كساني كه بعد از ايشان امدند خليفه الله سبحان تعالي و يا خليفه حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلم بخواني كه اصلاً بايت فايده نخواهد داشت . لبيك يا علي
625 | بخت النصر | , ایران | 09:10 - 01 خرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب آقاي قاسم روستايي
بنده هم توصيه مي‌کنم براي آنکه مسلمان شويد اين آيه قرآن کريم را بدون پيش‌داوري بخوانيد:
«لا تدركه الابصار وهو يدرك الابصار»

باور کنيد که پرستش وهم ساقدار آسماني خيلي مايه عقب افتادگي و جهالت است.
626 | محبت | , آمریکا | 23:23 - 05 خرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بعد از بيش از سيزده قرن خسته نشديد دوست عزيز...؟به حق يا نا به حق ....!!! 23 سال جفا بر علي درست ... خار در جشم و استخوان در گلو ...درست اين بحث ها رو ادامه مي ديد كه چي ؟...به همون ذوالفقار علي و فرق شكافته اش ...خشت بر دريا زدنه.... حالا تويي كه دم از علي و حق ميزني ....سرسوزني هم حق گرا باش دوست خوب من
627 | سيدصادق | , ایران | 17:01 - 10 خرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام دوستان
کسي که علم نداره
چرت وپرت ميگه...
لطفا بعضيا بروند و
لااقل 15 تا از کتب تاريخي رو بخونند
بعد در فضاي مجازي
اظهارنظر...

اي کاش در رکاب امامم شوم شهيد
من سخت بر دعاي فرج بسته ام اميد
628 | گداي كوي حيدرم | , ایران | 06:27 - 11 خرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
عبادت بي ولايت حقه بازيست
اساس مسجدش بتخانه سازيست
چراسني نميخواهدبداند
وضوي بي ولايت آب بازيست
629 | نودژي | , ایران | 09:14 - 17 خرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
همه مي دانند که بوجودامدن مذاهب مختلف بعد از رحلت پيامبر(ص) بوجود امد و باعث ان کساني بودند که به دستور پيامبر عمل نکردند(که پيامبر فرمودند قلمي وکاغذي براي من بياوريد) .گفتند که پيامبر هذيان ميگو يد..اگر دران روز خلاف دستور رسول خدا عمل نمي کردند اين چند دستگي وگرفتاري براي مسلمانان بوجود نمي امد گروهي مذهب خود را حق مي داند وديگري را تکفير مي کند وريختن خون انها را حلال مي دانند.فرداي قيامت چه کسي بايد پاسخگوي خونهاي بناحق ريخته واين همه گرفتاري ميان مسلمانان باشد؟
630 | سيد يماني | | 01:26 - 22 خرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله دين از آدم تا خاتم يکي است و آن اسلام است مسلمانها نبايد2دستگي داشته باشند در دشمني جاي خيانت نيست ولي در رفاقت جاي خيانت هست و در مرام مردان و شاه مردان علي ع وفاي به عهد جا دارد نه کينه نه تعصب بي جا شيعه بر حق است در قران کلام يزدان پاک آمده: اهل بيت طاهر هستن (پاک/معصوم)جز فرزندان علي ع و فاطمه س اهل بيت محمد ص کيست؟ موئمنان نماز بپا ميدارند و در رکوع زکات ميدهند(امام علي ع) انان که در ايمان به خدا از ديگران پيشي ميگيرند به خدا نزديکترن(چه کسي به خدا نزديک تر است علي فاطمه حسنين اولاد حسين يا .......) کساني که در راه خدا شهيد ميشوند به خدا نزديکترند و انان زنده هستند انان در نزد خدا روزي دارند (علي ع و اولاد علي ع همه در راه خدا به قتل رسيدند/شهيد شدند) و اما تفسير قران جز بر پيامبر و اهل بيت او جمعا(تفسير قران جز بر14معصوم)بر ديگران حرام است تفسير قران بايد توسط جانشين پيامبر باشد(در حال حاضر امام عصر)ولاغير روزي شخصي از امام... ع (دقيقا يادم نميداد)پرسيد شما اهل بيت گناه ميکنيد امام ع پاسخ داد نه گفت به گناه فکر ميکنيد فرمودنه گفت مگر ميشود به گناه فکر نکرد انجام ندادنش را مي توانم تصور کنم اما فکر نکردن به گناه؟!!!!!!امام فرمود موال(مستراح)ميرويد گفت اري گفت تا به حال فکر کردي که از دفعيات خود بخوري اري اين است حقانيت و فاصله معنوي اهل بيت با ما دوستدار شما سيد يماني ياعلي..................
631 | دانيل حسين | , ایران | 22:45 - 24 خرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اخه به ان كسي كه شما مي پرستيد(شيطان ,ابوبكر ,بت ,خدا ,علي ,مسيح ,موسي ) ديني كه شما مي گوييد كامل است سرپرست ان دين -ان دين را بدونه جانشين رها ميكند من از دست شما مسلمانان خنده ام مي گيرد ولي با اين وجود به بزرگان دين شما اعتماد دارم (پيامبر وخواندانش)و خيلي كمكم كرده اند به خصوص كسي كه در مشهد دفن شده است
632 | عليرضا ن | , ایران | 02:14 - 25 خرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام جناب آقاي سيد يماني، نظرتان را مطالعه نمودم ، خيلي خوب بود، فقط اين جمله شما درست نمي باشد: (و اما تفسير قران جز بر پيامبر و اهل بيت او جمعا(تفسير قران جز بر14معصوم)بر ديگران حرام است.). جناب يماني اگر ايات قران را مطالعه کنيم، مي بينيم که بعضي از ايات قرآن آگاهي ان منحصر به خداوند متعال است، نظير آيه 34سوره لقمان:( إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ الساعَةِ =آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست ). و بعضي از آيات، آياتي هستند که ظاهر آن مطابق معناي آنهاست، از اين رو هر آشناي به زبان عربي، آنها را مي فهمد، مثل آيه 151سوره انعام:(قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكمْ عَلَيْكمْأَلا تُشرِكُوا بِهِ شيْئاًوَ بِالْوَلِدَيْنِ إِحْسناًوَ لا تَقْتُلُوا أَوْلَدَكم مِّنْ إِمْلَقٍنحْنُ نَرْزُقُكمْ وَ إِيَّاهُمْوَ لا تَقْرَبُوا الْفَوَحِش مَا ظهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطنَوَ لا تَقْتُلُوا النَّفْس الَّتى حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقّ‏ِذَلِكمْ وَصاكُم بِهِ لَعَلَّكمْ تَعْقِلُونَ‏=بگو بيائيد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم : اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد ، و به پدر و مادر نيكى كنيد ، و فرزندانتان را از ( ترس ) فقر نكشيد ، ما شما و آنها را روزى مى‏دهيم ، و نزديك كارهاى زشت و قبيح نرويد چه آشكار باشد چه پنهان ، و نفسى را كه خداوند محترم شمرده به قتل نرسانيد ، مگر به حق ( و از روى استحقاق ) اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده ، تا درك كنيد). و برخي از ايات، آياتي هستند که مجمل هستند و مراد از آنها به طور کامل، از ظاهر انها دانسته نمي شود ، نظير ايه 43سوره بقره:(وَ أَقِيمُوا الصلَوةَ وَ ءَاتُوا الزَّكَوةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّكِعِينَ‏=و نماز را بپا داريد و زكات را ادا كنيد ، و همراه ركوع كنندگان ركوع نمائيد ). و همچنين اياتي هستند که الفاظ آنها در دو معنا يا بيشتر مشترک است و هر يک مي تواند مراد باشد، در اين گونه آيات، تفسير جز با راهنمايي پيامبر(ص) يا ائمه هدي عليهم السلام جايز نيست. جناب سيد يماني ، بايد دانست که بيشترين آياتي که فهم انها دشوار است، آيات متشابه اند که قرآن با ويژگي خاصي از آنها ياد کرده و بر فراهم بودن زمينه فتنه جويي در اين آيات براي کژدلان تاکيد کرده است، يعني همان مورد آخر که تفسير آن بدون راهنمايي پيامبر(ص) يا ائمه هدي عليهم السلام ممنوع اعلام شده است، از اين رو در قرآن سوره آل عمران آيه7 آمده است:(وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُوَ الرَّسِخُونَ فى الْعِلْمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِ كلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا). و همچنين شاهد اين مدعا که مردم نيز سهمي از فهم قران دارند، برخوردي است که از ائمه هدي عليهم السلام در ارجاع دادن اصحاب خود به قران مي شناسيم که نمونه آن، روايت عبد الاعلي است که به امام صادق (ع) عرض کرد: من افتادم و ناخن انگشتم شکست، براي وضو گرفتن چه کنم؟ که امام فرمود: ( اين مساله و انثال آن از قران دانسته مي شود، آنجا که خداوند فرموده است:" در دين براي شما تنگنا قرار نداد" ، بر زخم بند مسح کن.)(کافي ج3ص33). و شاهد ديگري که امکان دستيابي به معناي قران را براي همگان تاييد مي کند، آن دسته از آيات است که مردم را به خاطر عدم تدبر در قران، مورد عتاب قرار مي دهد، نظير ايه 24سوره محمد:( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا=آيا آنها در قرآن تدبر نمى‏كنند ؟ يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است).
633 | علي خان (ابراهيمي) | , امارات متحده عربی | 01:45 - 05 تير 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بنده دراين باره ازشما ميخواهم که معلومات هاي که درسايت انترنيت ميگذاريد باجزياد بنويسد .امابازهم تشکرمن مدچند وقت است که به انترنيت دست رسي دارم بسيارمعلومات خوب ودلچسپ راآموختم من دراين وقت کم . وموضوعات ديني را بيشتر با جزياد گفته شود.
634 | عليي خان ابراهيمي | , امارات متحده عربی | 02:02 - 05 تير 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام دوستان عزيم تشکر ازنظريات شما
635 | شبگرد2000 | , ایران | 08:41 - 21 تير 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام
واي به افکار شما هنوز دعواي 1500 سال پيشو ميکنيد به خدا همه اينايي که ميگيد بنده خدا هستن مگه يادتون رفته اياک نعبدو اياک نستعين. ايه 25 سوره جن 0 ايه 106 سوره يونس
ديگه داريد پاتونو از گليمتون درازتر ميکنيد جايي که خدا هست صحابه ياران خانواده فاميل پيامبر کاره اي نيستن پيامبر فرمدند از من شمارا هيچ سودي نيست اعمال شما براي شماست حالا هي گير بديد به زن و بچه پيامبر و بقيه به خدا همه بندگان خدا حتي پيامبر هم گوش به فرمان خداست اين عاقلانه است که بگوييم خدا خدا اداره جهان و احرت را به يک شخص واگذار کرده اي کساني که به معصوميت کامل اعتقاد داريد چرا پيامبر مشورت مينمود ايا اين بيانگر اين نيست که ايشان ممکن بود اشتباه کنند پس امکان اشتباه بحث معصوميت رو ميبره زير سئوال من سني نيستم يک شيعه هستم از نوع 2 اتيشه اما به خدا همه داريد غرق ميشيد در خرافات بس کنيد مقام ائمه را اينقدر ضايع نکنيد بسه ديگه حالمو از دين به هم زديد حاضرم با همتون مناظره کنم من 10 ساله دارم تحقيق ميکنم همتون خرافي هستيد دلم واسه امام زمان ميسوزه که با چه افکاري بايد بجنگه
636 | عليرضا ن | , ایران | 01:55 - 22 تير 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام جناب شبگرد2000اين جمله شما واضح نيست:( اين عاقلانه است که بگوييم خدا خدا اداره جهان و احرت را به يک شخص واگذار کرده ). اگر منظور شما از اين عبارت به اين معني که : کساني معتقد باشند که خداوند بعد از خلقت جهان از جمله انسان ، تدبير و اداره کردن آن را وانهاده و به ديگران ( مثلاً پيامبر اکرم و بعد از او به امام علي) سپرده يا تفويض نموده است. با اين حرف شما موافق هستم ، يعني اگر خداوند کاري از کارهاي جهان هستي را به کسي واگذار کند و در بقاي آن نفوذ فاعلي نداشته باشد چنين کاري از پوشش ربوبيت خداوند خارج است و از آنجا که ربوبيت خداوند ، بي کران و نا محدود است ، محال است در کاري از کارها حضور نداشته باشد. چنين انديشه هايي در زمان امامان (ع) نيز وجود داشت که امامان از خود واکنش نشان مي دادند و ان را ابطال مي نمودند. به عنوان مثال امام صادق به فردي که عقايد تفويض داشت فرمودند که سوره حمد را تلاوت نمايد. وقتي که آن فرد به ايه اياک نعبد و اياک نستعين رسيد، حضرت پرسيد که تو که قاتل به تفويض همه امور به انسان و استقلال وي و عدم نياز به خداوند هستي، با اين مبنايت از کي ياري مي طلبي و اصلاً چه نيازي به استعانت داري؟ در مقابل اين پاسخ منطقي امام شخص تفويضي سر تسليم فرود آورد. پس از اين روايت معلوم مي شود که از مولفه هاي تفويض ، قول به تفويض امور به انسان و استقلال و عدم نياز انسان در جهان به خداوند است. يا در روايت ديگري دوباره امام صادق(ع) مي فرمايد: مردي که گمان کند امور به وي وانهاده شده، چنين صاحب عقيده اي بر قدرت و سلطنت الهي اهانت کرده است که نابود خواهد شد. جناب شبگرد2000 حالا کي چنين عقيده اي دارد؟ با مطالعه اي که در مورد اين شبهه داشتم ، علما شيعه چنين جواب داده اند که : اين مسئله مانند فعل و افعال انسان است که بعضي ها از تفويض و بعضي ها از جبر سر در اورده اند، ولي امر بين الامرين بهترين راه حل مسئله است، که يک جواب ان طرح مسئله با عليت طولي است، به اين معني که علت نخستين هر فعلي خداوند است، ولي خداوند از طريق اسباب و علل ، افعال خود را انجام مي دهد که علل واسطه و مياني نيز اصل وجود و وقوام خود را از علت الاولي يعني خداوند کسب فيض مي کنند. چنين فعلي چون به اذن الهي و از طريق علل مياني به خداوند تعلق دارد و همه سلسله علتها در اصل وجود و قوام خودشان نيز به خداوند مي رسند. لذا هيچ تعارضي با فاعليت خداوند ندارد. يا به قول عرفا انسان خصوصاً انبيا و اوليا نمود و تجلي فعل الهي هستند، آنان از نظر ايمان و تهذيب و تکامل نفس به درجه بالا و قرب الهي نائل آمده و محل تجلي و ظهور فعل الهي شدند، مانند آينه که نور صورت را از خود منعکس مي کند. و همچنين قرآن کريم خود به وجود واسطه هايي در اداره عالم تاکيد مي کند، مثل: قران گاهي فاعل قبض ارواح را خدا و گاهي فرشته مرگ عزرائيل و در مواردي فرشتگان معرفي مي کند. جناب شبگرد2000به اين ايات توجه کنيد: ( فالمدبرات امرا -نازعات آيه5)-- ( فالمقسمات امرا- ذاريات آيه4)، اين دو آيه شريفه از وجود تدبير و تقسيم کنند گان امور جهان خبر مي دهد که مصداق بارز آن فرشتگان مقرب الهي هستند. و همچنين خداي متعال رسول اکرم را مغني مي داند، پس خود آن حضرت غني است، زيرا تا خود غني نباشد نمي تواند مغني ديگران باشد، از اين جهت غناي پيامبر بسته به غناي الهي است، از اين رو بعد از جمله (اغنيهم الله و رسوله) در ايه74سوره توبه بلافاصله خداوند فرمود:( من فضله) يعني از فضل خداوند ، نفرمود:(من فضلهما)، سخن از تثنيه نيست بلکه فقط سخن از فضل خداست ، و اغناي پيامبر فضل خداست. يا نمونه ديگر،ك خداوند در ايه 105 سوره نسا مي فرمايد:( ما اين كتاب را به حق بر تو نازل كرديم , تا به آنچه خداوند به تو آموخته , در ميان مردم قضاوت نمايي و از كساني مباش كه از خائنان حمايت كني), جناب شبگرد 2000 اگر در آيه دقت كني مي بيني كه خداوند در آيه مي فرمايد كه (بما اراك الله) يعني بايد بر اساس آنچه خدا بر تو ارائه كرده است , حكم كني, نه بر اساس راي خودت. و مثال اخر اينکه خداوند در سوره ص آيه 35 مي فرمايد که : ( قَالَ رَب اغْفِرْ لى وَ هَب لى مُلْكاً لا يَنبَغِى لأَحَدٍ مِّن بَعْدِىإِنَّك أَنت الْوَهَّاب‏=گفت : پروردگارا مرا ببخش ، و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچكس نباشد ، كه تو بسيار بخشنده‏اى). که در اين ايه حضرت سليمان از خداوند در خواست سلطنتي بي نظير کرد. و خداوند دعايش را مستجاب کرد و فرمود:( فَسخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تجْرِى بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْث أَصاب‏-- وَ الشيَطِينَ كلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ‏-- وَ ءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فى الأَصفَادِ--هَذَا عَطاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِك بِغَيرِ حِسابٍ‏= ما باد را مسخر او ساختيم تا مطابق فرمانش به نرمى حركت كند ، و به هر جا اومى‏ خواهد برود--و شياطين را مسخر او ساختيم ، هر بناء و غواصى از آنها-- گروه ديگرى ( از شياطين ) را در غل و زنجير(تحت سلطه او ) قرار داديم.-- (و به او گفتيم ) اين عطاى ماست به هر كس مى‏ خواهى ( و صلاح مى‏ بينى ) ببخش و از هر كس مى‏ خواهى امساك كن و حسابى بر تو نيست). جناب شبگرد2000 خداوند در اين ايات، سلطنت بخشي از نظام هستي را به حضرت سليمان عطا کرد و از ان تعبير به تسخير نمود. يعني سليمان فاعل بالتسخير است. جناب شبگرد 2000در ادامه گفتيد که :( چرا پيامبر مشورت مينمود ايا اين بيانگر اين نيست که ايشان ممکن بود اشتباه کنند پس امکان اشتباه بحث معصوميت رو مي بره زير سئوال ). خداوند در ايه 159 سوره ال عمران مي فرمايد:( فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنت لَهُمْ وَ لَوْ كُنت فَظاًّ غَلِيظ الْقَلْبِ لانفَضوا مِنْ حَوْلِك فَاعْف عَنهُمْ وَ استَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فى الأَمْرِفَإِذَا عَزَمْت فَتَوَكَّلْ عَلى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يحِب الْمُتَوَكلِينَ‏= در پرتو رحمت الهى در برابر آنها نرم ( و مهربان ) شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مى ‏شدند بنا بر اين آنها را عفو كن و براى آنها طلب آمرزش نما و در كارها با آنها مشورت كن اما هنگامى كه تصميم گرفتى ( قاطع باش و ) بر خدا توكل كن زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد). که اين آيه نشان مي دهد که فرمان مشورت براي دلجويي و رحمت با آنهاست نه براي عمل به راي و نظر آنان. چنانکه در ادامه آيه به پيامبر (ص)فرمود: و چون تصميم گرفتي بر خدا توکل کن و به نظر و تصميم خود عمل کن. و هدف اين مشورتها اين نبوده که پيامبر راي و نظر درست را از اصحاب خود فرا بگيرد و به کار ببندد، بلکه هدف اين بوده که راي و نظر صحيح خود را از پيش مي دانست، از راه مشورت به انها بياموزد تا بدان عمل نمايند. چنانچه مشورت پيامبر با اصحاب در جنگ بدر چنين بود، زيرا خداوند پيش از ان پيامبرش را از اينکه به زودي با قريش وارد جنگ مي شوند و بر انها پيروز مي گردند، آگاه کرده بود و پس از مشاوره نيز پيامبر(ص) آنها را از نتيجه کار با خبر ساخت و قتلگاههاي قريشيان را به‌انها نشان داد. و چنين مشاوره هايي توجه دادن مسلمانان به انجام کارهايي بود که انجامش شايسته انهاست و پيامبر آن را از راه مشورت بدانها مي آموخت، و اين بر خلاف روش پادشاهان و جباران است که راي و نظر خود را بر مردم ديکته مي کنند. و از آن گذشته در همه انسانها همواره زمينه انجام اشتباه و گناه و ... وجود دارد. ايا شما حتي نسبت به انسانهاي معمولي به صرف وجود امکان اشتباه يا گناه مي توان نتيجه گرفت که اين افراد اشتباه يا گناه مي کنند؟ ممکن است مانع يا موانعي موجب شوند تا زمينه تاثيري نداشته باشد.
637 | محمدمهدي/ايران | , ایران | 09:17 - 22 تير 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسمه الله الرحمن الرحيم
كلامي كه شيطان را در پناه ان راهي نيست
چند تا از نظراتتون رو خوندم به اون عزيزاني كه نوشته اند مضمونن: بپرهيزيد از تفرقه عرض ميكنم اصل ولايت علي بن ابيطالب(ع) موضوعي است كه عظيم الشان ترين مخلوق خدا محبوب دل جضرت رسول اكرم(ص) جان خود را فداي ان كرد پس ما را با كسي كه غصب ولايت را به هر علت( وحدت ) اعتقاد ندارد كاري نيست.ولي تا زمان ظهور حضرت وليعصر (عج) حكمي هم صادر نميكنيم.
شيعيان اماده باشيد تا در زمان ظهور انسااله جان بر كف در صف ستيز حق بر باطل باشيم.
638 | حبيب | , ایران | 05:55 - 24 تير 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام به نظر ميرسه ديگه 100 سال پيش نيست كه هر چي علماي مثلاَ دين (شيعه يا سني يا ...)بگن همه كوركورانه قبول كنن.دين مرج خودش رو مشخص كرده اونهم فقط قرآنه. شكر خدا همه جوونا ميتونن بخوننش.پس راه رو از چاه ميشه تشخيص داد پس نيازي به اداهاي مقدس مابهايي چون شما نيست تا براي ما دين سازي كنيد خواستيد هدايت بشيد خواستيد نشيد فقط به خدا منت نگزاريدكه من مسلمانم شيعه هستم يا سني يا ساير... دوماَهر مذهبي داشتيم مهم نيست مهم اونه فقط خداپرست باشيم نه عمر پرست يا علي پرست اگه خروجي اين اعتقاد منجر بشه به انسان بودن اون درسته . از خدا خواهش كنيم منت بكشيم تا هدايت بشيم. آفريننده انبيا و علي و عمر و همه فقط خداست خدا همه اونها رو ببخشه ما رو هم بيامرزه والسلام
639 | عباس | , ایران | 03:12 - 26 تير 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اقاي614اگرايران راعمرمسلمان كردپس چرابيشترشون شيعه هستن ؟
640 | عباس | , ایران | 03:52 - 26 تير 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
براي من شيعه همين بس كه از كساني پيروي ميكنم كه هيچ وقت ازدستور خدا وپيامبرش سرپيچي نكردن ومهمتر اينكه خدا تو قران ميفرمايد اينها پاك ومعصوم هستن وباخيال راحت به احكامم عمل ميكنم

  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   قبلی