نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: 5137 تاریخ انتشار: 13 تير 1394 تعداد بازدید: 469893
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
561 | عليرضا ن | , ایران | 13:36 - 22 آذر 1390 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام

آقاي جوياي حق که مي گويي: علي ع باطلحه وزبير قرارميكذارند كه قاتلين عثمان رو تحويل بدهندوقتي قاتلين عثمان باخبر ميشند صبحكاه تيري را به سمت خيمه طلحه و زبير برتاب ميكنند اونا هم فكر ميكنن علي ع برخلاف قراري كه كذاشتن انجام داده بس اونا هم تيري را به سمت خيمه حضرت علي برتاب ميكنن و قاتلين عثمان به علي ع ميكويند كه طلحه و زبير به زير قول خود زده اند وقصد جنك كردن دارند واينجوري جنك جمل اتفاق ميافته.
دوست عزيز تا کي مي خواهيد خود را با روايات سيف بن عمر ، پنهان کنيد. اگر روايت سيف بن عمر را قبول داري ، پس اين را هم قبول داشته باش: ( كتب إلي علي بن أحمد بن الحسن العجلي ) أن الحسين بن نصر العطار قال حدثنا أبي نصر بن مزاحم العطار قال حدثنا سيف بن عمر عن محمد بن نويرة وطلحة بن الأعلم الحنفي قال وحدثنا عمر بن سعد عن أسد بن عبد الله عمن أدرك من أهل العلم أن عائشة رضي الله عنها لما انتهت إلى سرف راجعة في طريقها إلى مكة لقيها عبد بن أم كلاب فقال لها ابن أم كلاب ولقد كنت تقولين اقتلوا نعثلا فقد كفر قالت إنهم استتابوه ثم قتلوه وقد قلت وقالوا وقولي الأخير خير من قولي الأول
تاريخ الطبري جزء 3 صفحة 477
اما ذهبي ميزان الاعتدال جزء2 صفحة255 ميگويد: درباره سيف بن عمر بزرگان چنين گفته اند:
قال عباس عن يحيى : ضعيف است
وروى مطين عن يحيى : هيچ ارزشي ندارد
وقال أبو داود : هيچ قيمتي ندارد
وقال أبو حاتم : متروک است و از او روايت نقل نميشود
وقال ابن حبان : سيف از زنادقه بود .( نظرات بزرگان علماي اهل سنت به تقل از سايت اسلام تکس).

اما طبري در ج 5ص 250 از جون بن قتاده نقل مي کند که : من در نزد زبير بودم که مرد اسب سواري آمد و گفت: سلام بر تو اي امير.
مرد اسب سوار گفت: امير، لشکر علي پيش آمده و در فلان محل قرار گرفته بودند، ولي هنگامي که تعداد تجهيزات و ساز و برگ شما را شنيدند، دلشان از خوف و ترس آکنده گرديد و از همان راهي که آمده بودند بر گشتند.
زبيرگفت: ساکت باش، تو چه مي گويي؟ آثار دروغ در گفتار تو نمايان است، زيرا اگر علي به جز يک چوبدستي سلاحي پيدا نکند، با همان چوب نيز به جنگ خواهد آمد و از مسير خود بر نخواهد گشت.
جون بن قتاده اضافه مي کند که لشکر علي به نزديکي بصره رسيده بود، اسب سوار ديگري پيش زبير آمد و گفت: اي امير سلام بر تو. امير ، اين لشکر علي است که به سوي شما مي شتابد و عمار نيز در ميان آن لشکر بود ، او را ديدم و با وي گفتگو نمودم.
زبيرگفت: اشتباه مي کني ، نبايد عمار در ميان لشکر علي باشد.
اسب سوار : امير به خدا سوگند هيچ اشتباهي در کار نيست و حتماً عمار در ميان لشکر علي است.
زبير: به خدا سوگند خداوند ، عمار را در ميان لشکر علي قرار نخواهد داد.
زبير که اصرار و پافشاري او را ديد، به يک تن از نزديکان خود دستور داد تا به ميان لشکر علي برود و جريان را از نزديک بررسي و تحقيق کند.
جون بن قتاده مي گويد: او رفت و طولي نکشيد که برگشت و گفت: زبير، به خدا سوگند ، آنچه او مي گفت راست بوده است، من عمار را در ميان لشکر علي ديدم.
در اينجا بود که حقيقت براي زبير روشن گرديد و بدون اختيار فرياد بر آورد که: اي واي کمرم شکست و دماغ ما بر خاک ماليده شد.
جون بن قتاده مي گويد: من که اين صحنه را ديدم ، گو اينکه از خواب غفلت بيدار گشتم ، با خود گفتم: واي بر من که مي خواستم در رکاب اين مرد بجنگم و در راه وي کشته شوم ، در صورتي که او خود منحرف و راه خويش را باطل مي داند و حتماً در اين باره مطلبي از پيامبر شنيده است که اين چنين بر خود مي لرزد.
آقاي جوياي حق مي داني آن مطلب چيست؟
پيامبر درباره عمار مي فرمايد: عمار مع الحق، يدعوهم الي جنه و يدعونه الي النار.

آقاي جوياي حق ، شيعه هر چند اصل نصب حکومت و خلافت امام علي را توسط خداوند و پيامبر را قبول دارند، ولي معتقديم که حکومت آن حضرت بايد با مقبوليت و رضايت مردم تحقق يابد و نمي توان با زور و اکراه حکومتي را هر چند مشروع را بر مردم تحميل کرد. يعني حکومت در مکتب تشيع از دو مولفه تشکيل شده است:1) مولفه اول ديني بودن حکومت و رهبر آن است که رهبر حکومت با وجود معصوم به غير معصوم نمي رسد که آن حکومت پيامبر و دوازده امام معصوم است.
2) مولفه دوم مشارکت مردم در امر حکومت و مقبوليت حکومت ديني نزد مردم است.


562 | مجيد م علي | , ایران | 15:59 - 22 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
برادر عزيز جناب عليرضا ن . چرا تو ذوق اين بچه ميزني بگذار كمي بخنديم.
با اين تخيلات كه اين جوياي حق داره فردا در مورد عمل كرد ابوبكر وعمر و عثمان و ديگرون در احد مينويسه ...... كي ميگه اونها فرار كردند نه همچنين حرفي صحيح نيست اونها چون ديدند مسئله جنگ سخت شده هر كدام بسمتي رفتند براي اوردن كمك . ابوبكر به دنبال سوپر من , عمر به دنبال بث من و عثمان اسپايدر من كه متاسفانه اونها در رفته بودند براي همين كه عمر يك چلپاسه شكار كرده بود و با ............

لبيك يا علي
563 | احسان علوي | , ایران | 21:02 - 22 آذر 1390 |
0
 
 
2
پاسخ نظر
ظاهرا سخنان دکتر علي شريعتي باعث نگراني وترس آقايان شده است که از گذاشتن آن در سايت خودداري مي شود.اشهد الله اله الا الله واشهد ان محمدا رسول الله.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

نظر شما علني شده بود ؛ ولي ظاهرا شما قصد داريد هر متن خود را چند بار بفرستيد ؛ و به همين سبب تنها متن‌ها تكراري علني نشد ؛ بهتر است به جاي اينگونه سخنان بي‌فايده كمي به دنبال حقيقت باشيد ؛ شريعتي گفته است يا ...

براي ما آنچيزي مهم است كه نظر حضرت علي عليه السلام است :

فرايتماني كاذبا آثما غادرا خائنا - كراهية محضر عمر بن الخطاب - استبددت علينا بالامر و...

در صورتي كه مايل هستيد نظري غير از نظر حضرت علي عليه السلام را تبعيت كنيد خود مي‌دانيد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

564 | احسان علوي | , ایران | 21:30 - 22 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
حضرت علي ع تاج سر من وشماست.بر منکرش لعنت

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

جناب اميرمومنان علي عليه السلام اعتقادش راجع به ابوبكر و عمر مشخص است ؛ آيا نظر دكتر شريعتي را مقدم مي‌كنيد يا نظر آن حضرت را ؟

گروه پاسخ به شبهات

565 | مجيد م علي | , ایران | 21:52 - 22 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
اولاً گروه پاسخ به شبهات متشكرم از جوابتان به اين 1 حصان الوي .

دقيقآ اين جماعت زنده بودن انگلي خودشان را با دروغ ادامه ميدهند , دقيقاً مثل جعل ان خبر درباره وجود 1 مليون سني در تهران كه حضرت ايت الله قزويني با مدرك انرا ثابت كرد .
در دفاع از مرحوم دكتر شريعتي همان گفتار حضرت ايت الله قزويني بسيار عاليست .
اما در مورد اين خرمگس معركه باور كنيد كه هرچه در مورد حرفهايي كه اين دروغگو در مورد دكتر شريعتي گفته دروغ محض ميگيد نه ازش مدرك ميخواهيم .

جناب 1 حصان اين كه بخواهيد با دروغ حرف خود را به كرسي بنشانيد نشانه تبعيتتون از يهود اونهم از نوع صهيوني ميباشد . اينكه شما را به وهابيون تشبيه نكردم براي اينه كه اونها در پيش همين صهيونيستها تلمذ كرده اند .


لبيك يا علي
566 | عليرضا ن | , ایران | 07:57 - 23 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر

آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده ؟ و خداوند او را با آگاهى ( بر اينكه شايسته هدايت نيست ) گمراه ساخته ، و بر گوش و قلبش مهر زده ، و بر چشمش پرده‏اى افكنده ، با اينحال چه كسى مى‏تواند غير از خدا او را هدايت كند ؟ آيا متذكر نمى‏شويد ؟
..............................................................سخني از آفريدگار دكتر شريعتي در آيه 23سوره جاثيه.........................................................

567 | احسان علوي | , ایران | 08:29 - 23 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
رابطه حسنه حضرت علي وعمر كه نيازي به توضيح ندارد زيرا كه ازدواج دختر حضرت علي(ام كلثوم) با عمر گواه اين مطلب است.وهمچنين همنامي فرزندان حضرت علي با خلفا كه همه ابهامات مطرح شده را رد مي كند.نمي دانم چرا ما جماعت اصرار داريم كه بگوييم حضرت علي با خلفا مشكل داشته است.آيا درآن حكمتي وجود دارد؟الله اعلم.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

آيا اينكه حضرت لوط ، به قومش پيشنهاد داد با دختران وي ازدواج كنند ، دلالت بر حسن روابط بين اين دو مي‌كند ؟

در مورد ازدواج ام كلثوم به صورت مفصل در آدرس ذيل پاسخ داده شده است :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83

حكمت اصرار ما بر عدم حسن روابط ، حسنه نبودن آن است ! كه در معتبرترين كتب اهل سنت نيز آمده است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

568 | احسان علوي | , ایران | 08:36 - 23 آذر 1390 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
آقايان مسئول سايت اگر به دنبال حقيقت هستيد لطفا كليه سخناني كه از شريعتي نقل كردم ومنبع آن را جهت تحقيق دوستان ذكر كرده ام در سايت قرار دهيد.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1. نظرات شما علني شده است و همانطور كه گفته شد ، نظرات تكراري تنها علني نشده است .

2. عقل سليم حكم مي‌كند كه وقتي نظرات حضرت علي عليه السلام با نظر آقاي شريعتي اختلاف داشت ؛ به سراغ نظرات حضرت رفت ؛ و نه آقاي شريعتي و يا حتي بزرگان دين !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

569 | مجيد م علي | , ایران | 13:05 - 23 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام

جناب 1 حصان چي شده ؟؟؟؟ اهان قران كريم چه قشنگ در مورد اعمال و افكار گفته .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ( 1 )
چون منافقان نزد تو آيند گويند گواهى مى‏دهيم كه تو واقعا پيامبر خدايى و خدا [هم] مى‏داند كه تو واقعا پيامبر او هستى و خدا گواهى مى‏دهد كه مردم دوچهره سخت دروغگويند

اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ( 2 )
سوگندهاى خود را [چون] سپرى بر خود گرفته و [مردم را] از راه خدا بازداشته‏اند راستى كه آنان چه بد مى‏كنند

ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ( 3 )
اين بدان سبب است كه آنان ايمان آورده سپس به انكار پرداخته‏اند و در نتيجه بر دلهايشان مهر زده شده و [ديگر] نمى‏فهمند


وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ( 4 )
و چون آنان را ببينى هيكلهايشان تو را به تعجب وا مى‏دارد و چون سخن گويند به گفتارشان گوش فرا مى‏دهى گويى آنان شمعك‏هايى پشت بر ديوارند [كه پوك شده و درخور اعتماد نيستند] هر فريادى را به زيان خويش مى‏پندارند خودشان دشمنند از آنان بپرهيز خدا بكشدشان تا كجا [از حقيقت] انحراف يافته‏اند

سوره المنافقون

خدا تو و امثال تو را بكشد .

لبيك يا علي
570 | احسان علوي | , ایران | 13:25 - 23 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
براستي كه ماهيت شما اقايان برايم نمايان شد.من به شما حق مي دهم كه با اين جواب هاي دروغ عوام را بفريبيد.ولي ديگر من را نمي توانيد فريب دهيد.من راهم را انتخاب كردم ومن راه حق را با خواندن مطالب سايت شما پيدا كردم.شما را به خدا واگذار مي كنم.ياحق

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

گفته‌ايد جواب‌هاي دروغ ! ممكن است بگوييد كداميك از جواب‌هاي ما دروغ بود ؟

اينكه در صحيح مسلم آمده است حضرت علي ابوبكر و عمر را بدكار و حيله گر و دروغگو و خيانتكار مي‌دانست ؟! و...

البته كسي را كه خواب است مي‌توان بيدار كرد ولي كسي كه خود را به خواب زده است خير ! وقتي كلام دكتر شريعتي به فرض صحت ادعاي شما ، با صريح نظر اميرمومنان در تضاد باشد ، ما از حضرت علي تبعيت مي‌كنيم و نه به شما و نه دكتر شريعتي و نه هر كسي ديگر كه ادعاي اشتباه و مخالف حضرت داشته باشد توجهي نداريم !

گروه پاسخ به شبهات

571 | سيد كريم | , ایران | 16:25 - 23 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اقاي احسان علوي شما هم مثل بعضي از جواناني که به جاي استخاره از قران به کتابهاي ديگران هر چند مهم باشد پناه اورده ايد مکتبي که دکتر شريعتي بنا نهاد به درد عامه جامعه نميخورد چون هيچ کسي در سواد مثل هم نيستند اشتباه اقاي شريعتي اين بود که ميخواست با شکل والگوي غربي دين اسلام را جلوه اي نو دهد اون فقط با زبان اساتيد دانشگاه حرف ميزد ولي همه که دانشجو ويا استاد نيستند اون فقط در يک جنبه از فکر وايدئولوژي فکري پيشرفت کرده بود وميخواست با بيان تقريبا خوبي که داشت به کل تعميم دهد البته اگر مطالعه کرده باشي به حرف من مرسي منظورم تاريخ کامل اسلام
572 | سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) | , ایران | 17:20 - 23 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام

جناب احسان شريعتي

آيا قرآن را دکتر شريعتي و اعوان و انصارش بر شما نازل کردند؟!!

خدا وکيلي بگو چه مسئله ي مهمي در کامنت َآقاي ابو زينب عزيز بود که تو را به حدي به وحشت انداخت که حتي نتوانستي کوچکترين پاسخي به او بدهي ؟؟!!!

راستي احسان جون يک سئوال هم خودم از تو دارم
البته تمام سئوالات دوستان من که در اين صفحه از تو پرسيده اند، در واقع سئوال من هم هست.

و اما سئوال من:

به چه دليل شما عاشق و دلباخته ي قتل و غارت و دين تحميلي و تجاوز جنسي به اجداد مادري خود و نيز بردگي اجداد پدري ات هستي ؟؟!!!!

در واقع عشق به قتل و غارت ، تجاوز جنسي به مادران و خواهران ايراني شما ، توحش و تهديد براي اجبار به قبول جفنگي که عمربن صهاک آنرا اسلام مي ناميد ، تويهن به نص صريح کلام خدا و سنت رسول خدا ص در شما تا بحدي پيش رفته است که حاضريد براي آن همه چيزتان را فدا کنيد !!!

آيا شما بنده خدا هستيد يا جنود شيطان

زندگينامه دکتر شريعتي را خوانده اي؟

اعترافات او را در باب جفنگياتي که امروز در ذهن تو خدائي ميکند را خوانده اي؟

اظهار ندامت و پشيماني او را در بيشتر تآليفاتش ديده اي؟

در خوشبينانه ترين حالت بايد بگوئيم حمايت شما از کسي که خود در جفنگيات خود وامانده است مبناي عقلي و علمي و عقيدتي شما را بخوبي به هر انسان عاقلي معرفي ميکند و اگر بخواهم غير از اين حرفي بزنم بايد عرض کنم که جنابعالي يکي از فتنه هاي وهابيت هستيد که تحت عنوان شيعه ، جهت لجن پراکني وارد عرصه و ميدان بحث شده ايد و متوجه شده ايد که نميتوانيد با خدا مقابله کنيد و اين کمال حماقت دشمنان خد است.

بنابراين در صورت داشتن علم و منطق و مستمسک قرآني و روائي و تاريخي صحيح حرفهايتان را اثبات کنيد در غير اينصورت درسي به شما خواهم داد که خاطره آن درس را تا آخر عمر بعنوان کابوسي که شيطان هميشه در مقابله با اهل حق مي بيند ، يدک بکشيد.

يکي از امثال شما تحت عنوان (عالم مقدس ملکوت) در وبلاگ ما و همين سايت وزين براي مناظره و ادعا ميکرد طلبه ي شيعه است اما درسي به او داده شد که هنوز که هنوز است دارد با خود کابوس مي بيند
اگر نام او را در همين سايت سرچ کنيد مناظره بنده و او را خواهيد ديد.
البته در وبلاگ خودمان نيز اين مناظره موجود است که با مراجعه به اين آدرس ميتوانيد آن را بخوانيد WWW.MAKTABSHIA.BLOGFA.COM

منتظرم

يا حق
573 | مجيد م علي | , آمریکا | 17:22 - 23 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب 1 حصان گفتي راهت را پيدا كردي .
يك نويد بهت ميدم خوشحال بشي ... و اون اينه كه راهت را گم نكرده بودي كه حالا بگي پيداش كني .
يك هشدار و انذار هم بهت ميدم اوني كه فكر ميكني حقه باور كن باطله .

بهر حال پيشنهاد ميكنم اگر دوباره برگشتي يعني اگـــــــــــر از تو خواستند برگردي دروغاشون را اينجا نگو ضايع ميشي .

لبيك يا علي
574 | احسان علوي | , ایران | 08:16 - 24 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليكم.متاسفانه آقايان مسئول قصد دارند با مغلطه كاري همه چيز را وارونه نشان دهند.اقايان محترم مسئول سايت يك سوال از شما دارم.چرا وقتي كه من مي گويم حرفهايم را سانسور نكنيد ناجوانمردانه دست به اين كار مي زنيد؟چرا نمي خواهيد دوستان ما پي به آن حقيقتي ببرند كه شما سالهاست پنهانشان كرديد؟مگر دكتر شريعتي غير از سخن از قران وسنت پيامبر چه چيزي را گفته؟چرا نمي خواهيد دوستانمان نيز مانند دكتر شريعتي ومن پي به حقايق نا گفته شما ببرند؟دوستان من برويد تحقيق كنيد وبه اين سايت بسنده نكنيد كه اين سايت ناجوانمردانه با سخن حق مقابله مي كنند وآنچه را كه احساس مي كنند به ضررشان هست ومطابق ميلشان نيست سانسور مي كنند.و خداوند ناظر است بر همه ما وما مسئوليم در پيشگاه خداوند متعال در قبال كارهايمان.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

يكي از مطالبي كه آقاي شريعتي خلاف سنت رسول خدا (ص) و اهل بيت ايشان گفته‌اند ، همين مطالبي است كه شما در مورد ابوبكر و عمر از وي نقل مي‌كنيد !

البته جالب است كه شما اينقدر تاكيد بر سخنان وي داريد ، اما حتي حاضر نيستيد بگوييد نظر اميرمومنان علي عليه السلام در مورد ابوبكر و عمر در صحيح مسلم چه است !

مقصود شما از سانسور كردن هم مشخص نيست ؟ اگر مقصود اين است كه در ميان نظرات تكراري شما را كه تنها براي تبليغ عقيده باطل خود چند بار فرستاده بوديد ، از هر كدام تنها يكي را علني كرديم تا نظر شما مشخص شود ، اسم اين كار سانسور نيست ! و حتي اگر باشد نيز امري طبيعي است . بهتر است به جاي اينگونه لفاظي ها كمي به دنبال حقيقت باشيد .

گروه پاسخ به شبهات

575 | بخت النصر | , ایران | 23:38 - 24 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب احسان عمري
ما از شما درخواست رفرانس و مرجع براي سخنان انتسابي به شريعتي کرديم.
يک اسم کتاب و شماره صفحه (و يا نام بخش) را گفتن که اينقدر مشکل ندارد.

مشتي ياوه را به دروغ به او نسبت مي‌دهي. نه سند داري و نه مدرک.
و از همه مهمتر واضحا علوي هم نيستي و وهابي بي‌سوادي هستي.
576 | عليرضا ن | , ایران | 08:58 - 25 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام

اگر امام علي(ع) با ابوبكر و عمر رابطه صميمانه داشت , پس چرا وقتي كه به امام علي (ع) مي گويند كه به اين شرط با تو بيعت مي كنم كه به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره حكومتي ابوبكر و عمر , عمل كني , امام علي(ع) مي فرمايد: با بودن كتاب خدا و سنت پيامبر به سيره هيچ كس ديگر احتياجي نيست و يك نه گفت و 12سال از حكومت دور شد.
چرا امام علي(ع), روش حكومتي رفيقش ابوبكر و دوست و داماد اش عمر را قبول نداشت؟ خب امام علي(ع) مي توانست , يك نه صوري بگويد, و خليفه بشود , و بعد از آن كي به كيه, مثل عمر سنت پيامبر را عوض كنه؟
راستي چرا امام علي(ع) , نه گفت؟ آيا معناي رفاقت اينه؟

سوال هفته:
چرا با وجود اينكه عمر داماد و رفيق امام علي(ع) بود, شرط عبدالرحمان براي حكومت كه عمل به سيره ابوبكر و عمر را قبول نداشت؟

1) رابطه حسنه حضرت علي وعمر.

2) امام علي سخن, عمر كه مي گفت: نبوت و خلافت در يك خاندان جمع نمي شود را به ياد داشت و به اين خاطر نه گفت.

3) سخن عمر كه مي گفت, علي شوخ طبع و جوان است را به ياد نداشت و نه گفت.

4) امام علي (ع) , اصلاً ابوبكر و عمر را قبول نداشت و در صورت قبول كردن شرايط عبدالرحمان علناً كارهاي عمر مثل , تحريم متعه نسا و حج و ..... را قبول كرده است.

577 | عليرضا ن | , ایران | 18:59 - 25 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام

سوال ) با توجه به اينکه امام علي(ع) در زمان پيامبر اکرم(ص)، نقش فعالي در جامعه اسلامي داشت ، به طوري که امام علي (ع)، فعال ترين و غيرتمندنرين ياور پيامبر(ص) در همه کارهاي بزرگي که براي اسلام صورت مي گرفت بود، و مجاهد بزرگ در جبهه اول همه جنگهاي اسلامي به حساب مي آمد، ولي بعد از رحلت پيامبر(ص) ، امام علي(ع) در دوره خلافت رفيقش ابوبکر و دوره خلافت دامادش عمر به زندگي آرام و بي سر و صدا بر مي گردد و اغلب خود را در چهار ديواري منزل محصور مي دارد و در جنگها شرکت نمي کرد؟

1) امام علي (ع) منتظر رخصت ، دکتر شريعتي بود.( )

2) جنگ در رکاب دامادش عمر را جهاد نمي دانست ( )

3)احتمالاً شريعتي کتاب درباره رابطه حسنه امام علي(ع) و عمر ننوشته بود( )

4) گزينه (1) و گزينه (3) ( )
578 | عليرضا ن | , ایران | 06:21 - 26 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به نظر شما چرا ابوبکر نام پسران خود را ، عمر و يا عمر نام پسران خود را به نام ابوبکر ، نام گذاري نکردند؟

الف) با توجه به اينکه نام پسران ابوبکر ، محمد و عبدالرحمان است، پس ابوبکر فقط با حضرت محمد(ص) و عبدالرحمان بن عوف رابطه دوستانه دارد.

ب) احتمالاً ابوبکر و عمر نمي دانستند که در آينده ، اين دليل ملاک مشروعيت حکومت و رابطه دوستانه خواهد بود.

ج) ابوبکر و عمر اصلاً رابطه با هم نداشتند و گرنه اسم پسرانشان را به نام همديگر نام گذاري مي کردند.

د) هيچ کدام
579 | عليرضا ن | , ایران | 06:51 - 26 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام

ابن هشام از عبدالرحمان بن عوف نقل مي کند که مردي در منا به عمر گفت: يا امير المومنين، درباره فلان شخص چه نظر داري که مي گويد به خدا قسم که بيعت ابوبکر کار بي تفکر و تدبيري بيش نبود و با اين وصف انجام گرفت؟ مي گويد عمر چون اين را بشنيد، غضبناک شد و گفت: من انشا الله امشب در اين کار قيام و اقدام مي نمايم و به آنان که مي خواهند زمام کار مردم را بدون استحقاق و غاصبانه از دست مردم بگيرند، اعلام خطر مي کنم.
عبدالرحمان گويد: من گفتم ، يا امير المومنين ، اين کار را مکن، که مردمان فرومايه و اخلالگر ، همگي در موسم حج يک جا جمعند، مهلتي بده تا به مدينه که پايتخت اسلامي است برسيم، آنجا طرف صحبت تو فقط مردمان دانشمند و شريف خواهند بود ، آنچه خواهي با اطمينان خاطر در مدينه مي گويي و دانشمندان ، سخن تو را فرا مي گيرند ، و به جاي خود به کار مي برند.
عبدالرحمان گويد: عمر گفت: به خدا قسم با خواست خدا در اولين بار که براي سخنراني در ميان مردم بايستم، به اين کار قيام و اقدام خواهم کرد.
سپس گويد: عمر در اولين جمعه اي که به مدينه رسيد، به منبر رفت و خطابه اي ايراد کرد و در ضمن آن گفت: به من گزارشي رسيده که فلاني گفته است به خدا قسم اگر عمر بن خطاب بميرد، مسلماً با فلان کس بيعت خواهم کرد، مبادا اين سخن که بيعت ابوبکر بي تامل و تدبير گرفت و به آخر رسيد، کسي را بفريبد، زيرا آن بيعت گر چه چنين بود ، لکن خداوند از شر آن ما را نگهداري کر و نيز ، بايد متوجه اين نکته باشيد که اکنون ديگر کسي مانند ابوبکر در ميان شما نيست که همگي متوجه او شده ، سر به او بسپارند، بنابراين، هر کس بدون مشورت مسلمانان به شخصي بيعت کند، اين چنين بيعتي به هيچ وجه ارزش قانوني نخواهد داشت و هر دو طرف بايد کشته شوند.( سيره ابن هشام ج4ص334)( اين روايت در منابع ديگر مثل بخاري نيز آمده است).

سوال1 ) به نظر شما فلاني که مي خواست با مردن عمربن خطاب با فلان کس بيعت کند، کيست؟ و نام آنکس مي خواست با او بيعت کند، و خشم خليفه را بر انگيخت، چيست؟

سوال2) عمر مي گويد که هر کس بدون مشورت مسلمانان به شخصي بيعت کند، اين چنين بيعتي به هيچ وجه ارزش قانوني نخواهد داشت و هر دو طرف بايد کشته شوند. آيا خود عمر با اين روش به خلافت رسيد؟

سوال 3) چرا عبدالرحمان مردمان حاضر در موسم حج را اخلالگر و فرومايه مي داند؟

580 | عليرضا ن | , ایران | 07:00 - 26 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به نظر شما چرا ، عمر داماد امام علي (ع) ، نام فرزند خود از دختر امام علي را زيد نامگذاري کرد و به اسم علي نامگذاري نکرد؟

1) چون عمر ارادت خاصي به زيد بن حارثه ، پسر خوانده پيامبر(ص) داشت و نام پسر خود را به نام زيد نامگذاري کرد.

2) احتمالاً ، عمر نمي دانست که در آينده، او را داماد امام علي خواهند دانست و گرنه اسم او را علي نامگذاري مي کرد.

3) چون عمر ، علاقه خاصي به زيد بن عمرو بن نفيل که پسر عمو و پدر زنش بود ، داشت نام او را زيد گذاشت.

4) چون عمر ، نام پسرش را علي نگذاشت ، و علي نام پسرش را عمر گذاشت، پس اين رابطه دوستانه يک طرفه بوده است.

5) هيچکدام
581 | مجيد م علي | , آمریکا | 14:25 - 26 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب غليرضا ن جايزه ميدي جواب ميدم وگرنه فكر نكنم عمر ارزش اينو داشته باشه كه در مورد خودش و بچه هاش فسفر مغزم را حتي تكون كوچكي بدهم چه برسه جواب بدم .

لبيك يا علي
582 | مجيد م علي | , آمریکا | 14:38 - 26 آذر 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب عليرضا ن اين يكي را جواب ميدهم چون سخته :
شمار ( 5 )
شرح جواب ابوبكر طبق نقشه اي كه مافقين و يهوديان و بنواميه با اونها كشيده بود ميدانست كه بعد از او عمر و بعد از عمر عثمان خليفه ميشود ...... كه بعدش طبق نقشه شان لاشخور اين توطئه شوم ميبايست بر روي شانه يكي از بنو اميه بمثل معاويه ملعون بنشيند .

چون ميدانست خودش و اين جماعت در اينده نه چندان دور مورد لعن مسلمانان خصوصاً مومنين قرار ميگرند نخواست پسري همنام ملعونين مستقبل داشته باشد اخه پدرشون بود .....

لبيك يا علي
583 | منتظر وارث 12 | , ایران | 21:49 - 01 دي 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
چرا جدييدا همه رو نظرات دکتر شريعتي استدلال مي کنند ؟
مد شده ؟

584 | وحيد اميني | , افغانستان | 10:06 - 05 دي 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
شما چرا هميشه چسبيده ايند به؟؟؟؟ اين كه كي خليفه شد و كي اهل بيت شد بابا بيايين كمي اين اختلافات را كنار بگذاريد شما كه دم از دشمني با يهوديان ميزنيد چرا از انها اطاعت كرده و اختلاف مذهبي به وجود مياوريد . لعنت خداوند بر كساني كه به اصحاب پيامبر توهين ميكنند حضرت عمر كسي بود كه ايرانيان را از جهل و بت پرستي به سوي خدا خواند و حال شما چنين قدر داني ميكنيد از ايشان تف بر روي شما و لعنت خداوند هر گز شما را به بهشت نخواهند گذاشت مگر به شفاعت حضر ت محمد ص و چهار يار باوفايش
585 | عبدالوحيد | , ایران | 12:54 - 06 دي 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به نام خدا و به ياد خدا
با سلام
در مورد نامگذاري پسران امير المؤمنين علي (ع) به نام خلفا اين روايت هم که در زير نقل مي کنم جالب و شنيدني است.
نامه معاويه ملعون به امير المؤمنين علي (ع)
تقيّه امير المؤمنين عليه السّلام در باره ابو بكر و عمر و عثمان‏
سپس معاويه به امير المؤمنين عليه السّلام چنين نوشت:
اگر آنچه گفته‏اى و ادعا كرده‏اى و اصحابت را بر آن شاهد گرفته‏اى حق باشد، در اين صورت ابو بكر و عمر و عثمان و همه مهاجرين و انصار غير تو و اهل بيت و شيعيانت هلاك شده‏اند.
خبر رحمت فرستادن و استغفار تو براى آنان به من رسيده است. اين مطلب يكى از دو صورت است كه سوّمى ندارد: يا از روى تقيّه است كه مى‏ترسى اگر از آنان اظهار برائت و بيزارى نمائى اهل لشكرت كه بوسيله آنان با من مى‏جنگى از اطرافت پراكنده شوند، و يا آنچه ادّعا كرده‏اى باطل و دروغ است! به من خبر رسيده و اين مطلب را يكى از خواصت كه به او اطمينان دارى برايم خبر آورده است- كه تو به شيعيان گمراه و خواصّ خود كه بد معتمدانى هستند مى‏گوئى : «من سه پسرم را به نامهاى ابو بكر و عمر و عثمان نامگذارى كرده‏ام. هر گاه از من شنيديد كه به يكى از امامان ضلالت رحمت مى‏فرستم پسرانم را قصد مى‏كنم».

ترجمه کتاب سليم، ص: 435
586 | علي مقصود | , ایران | 13:33 - 12 دي 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اولا در زيارت عاشورا ما ابوسفيان و .... را لعن مي گوييم كه اين خود به 3 خليفه بر ميگردد .
دوما امام علي قبل از اين اتفاق اسم را انتخاب كرده است .
587 | منتظر منتقم فاطمه | , ایران | 13:43 - 13 دي 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم جناب(عبدالوحيد) شما به چه استنادي اين حرفها را كه معاويه(لعنت الله عليه)ميزنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! لطفا منبع خودتان را معرفي كنيد!!!!!!!!! در مورد شيعيان هم پيامبر(ص)بشارت بهشت را به حضرت علي (ع) داده است!!!!!!!!!!!! و همچنين معاويه(لعنت الله عليه) خود كافر و از دين خارج شده اي بيش نبود!!!!!!!! يا حق اللهم عجل لوليك الفرج
588 | سعيد چ | , ایران | 02:53 - 26 دي 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
من واقعا متاسفم براي کساني که براي ضايع کردن شخصيت حضرت علي (ع) بزرگ مرد تاريخ اسلام، به حرفهاي دروغگوي بزرگ و خوک دست آموز شيطان، معاويه که لعنت ابدي خدا بر او باد استناد مي کنند.
و از مطالب و نظراتي که خواندم به اين نتيجه رسيدم که علي (ع) هنوز هم تنهاست.
خواهشا در کنار گشتن دنبال تاريخ و سند و داستان سرايي کمي دنبال وجدان خودتون بگرديد.
تا قيامت يا علي . . .
589 | ياسر سورگي | , ایران | 11:48 - 26 دي 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام به همه برادران ديني
قال رسول الله (ص): « يا علي انت قسيم الجنة والنار يوم القيامة » كه معناي آن كاملا روشن است
خواهشمندم برادران اهل سنت صحت اين حديث را در منابعي كه ذكر ميكنم و از بزرگان خودشان ميباشند بررسي كنند اگر مارا قبول ندارند.
1- كتاب«الصواعق المحرقه» ص75 از جناب ابن حجر به نقل از عنترة
2- كتاب «شرح نهج» ج1ص200 از جناب ابن ابي الحديد به نقل از حافظ ابو اسحاق بن ديزل
3- كتاب «الاصابة» ص75 از جنابدار قطني

ياعلي مددي.
590 | ياسر سورگي | , ایران | 20:47 - 26 دي 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام به محضر برادران ديني
قال رسول الله (ص):« يا علي انت منّي بمنزلة هارون من موسي، الاّ انه لا نبيّ بعدي» ( يا علي تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسي هستي، الا اينكه نبي و پيامبري پس از من نخواهد بود.)
اين حديث شريف بارها وبارها در موارد و مواضع و مناسبت هاي گوناگون برلسان شريف وما ينطق عن الهوي حضرت ختمي مرتبت (ص) جاري گشته و و از آن ناحيه مقدس صادر گرديده است. و در اين حديث شريف از استثناي مقام و منزلت نبوت وپيامبري معلوم ميگردد كه حضرت علي بن ابي طالب تمامي ديگر مقامات ومنازل بروني و دروني آنحضرت اقدس (ص) را دارا ميباشد. به عبارت ديگر همانگونه كه حضرت هارون تمامي مقامات و منازل حضرت موسي (ع) و از جمله آنها مقام نبوت را به عنوان تالي تلو ايشان دارا بوده است، همينطور حضرت علي نيز تمامي منازل ومقامات رسول (ص) را به استثناي مقام و منزلت نبوت آن هم بخاطر خاتميت آنحضرت بنا به فرموده خداوند عزّوجلّ در قرآن كريم،سوره احزاب آيه 40 و نه بخاطر عدم شايستگي ولياقت ايشان نسبت به آن- دارا بوده است.
برخي از منابع ومصادر اين حديث شريف از بزرگان اهل سنت:
1- صحيح بخاري ج3 ص 58
2-صحيح مسلم ج2 باب فضائل علي (ع) ص323
3- مسند احمد بن حنبل ج1 ص 173 و 175و 177و 179و 182و 185و 231
4-سنن ابن ماجه ج1 ص28
و بسياري ديگر

يا علي مدد.
591 | داوود | , ایران | 23:55 - 30 دي 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اين عمري ها جواب بدن ايا علي ع افضلتر يا ابوبکرو عمر
592 | منتقد | , ایران | 16:08 - 09 بهمن 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
چرا پسر امام علي(عليه السلام) كنيه ابوبكر را براي خود برگزيد؟ ابوبكر به چه معني ميباشد؟ نام ابوبكر كداميك بوده است؟عبدالله يا عتيق يا عبدالعزي يا عبدالكعبه بالاخره كداميك؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در خصوص اينكه چرا حضرت علي عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر گذاشت به اين آدرس مراجعه كنيد
علماى اهل سنت درباره نام ابوبكر دچار اختلاف شده‌اند، ابن أثير جزرى در كتاب اسد الغابة در شرح حال ابوبكر مى‌نويسد:
وقد اختلف في اسمه، فقيل: كان عبدَ الكعبة فسماه رسول الله صلى الله عليه وسلّم عبد الله. وقيل: إن أهله سموه عبد الله. ويقال له: عتيق أيضاً.
و همچنين در باره نام خود ابوبكر اختلاف شده است؛ برخى گفته‌اند كه اسم او عبد الكعبه بوده؛ پس رسول خدا او را عبد الله ناميد، برخى گفته‌اند كه خانواده‌اش او را عبد الله ناميدند؛ و گفته شده كه اسم او عتيق نيز بوده است.
ابن أثير الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاى630هـ)، أسد الغابة في معرفة الصحابة، ج 3 ص 315، تحقيق عادل أحمد الرفاعي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م.
طبرانى در معجم الكبير مى‌نويسد:
1 حدثنا محمد بن عَمْرِو بن خَالِدٍ الْحَرَّانِيُّ حدثني أبي ثنا بن لَهِيعَةَ عن أبي الأَسْوَدِ عن عُرْوَةَ قال أبو بَكْرٍ الصِّدِّيقُ اسْمُهُ عبد اللَّهِ بن عُثْمَانَ بن عَامِرِ بن عَمْرِو بن كَعْبِ بن سَعْدِ بن تَيْمِ بن مُرَّةَ شَهِدَ بَدْرًا مع رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم وَأُمُّ أبي بَكْرٍ رضي اللَّهُ عنه أُمُّ الْخَيْرِ سَلْمَى بنتُ صَخْرِ بن عَامِرِ بن عَمْرِو بن كَعْبِ بن سَعْدِ بن تَيْمِ بن مُرَّةَ بن كَعْبِ بن لُؤَيِّ بن غَالِبِ بن فِهْرِ بن مَالِكٍ.
از عروه نقل شده است كه اسم ابوبكر، عبد الله بن عثمان بن عامر بن عمرو بود، در جنگ بدر به همراه رسول خدا (ص) حضور داشت، و مادرش سلمى بنت صخر بن عامر بن عمرو... نام داشت.
الطبراني، ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاى360هـ)، المعجم الكبير، ج 1 ص 51، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
593 | منتظر منتقم فاطمه | , ایران | 22:20 - 15 بهمن 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم ميدانم که بايد وحدت دنياي اسلام از هم نپاشد!!!!!!!!!!!!!!!! ولي بياييد با بصيرت بنگريد!!!! يعني چه؟؟؟؟ يعني اگر اينجا بحث ميکنيد با مطالعه و با سند بحث کنيد و حق را گرچه تلخ باشد قبول کنيد!!!!!!! اللهم عجل لوليک الفرج ((((((((((((((يا حق))))))))))))))
594 | منتظر منتقم فاطمه | , ایران | 22:35 - 15 بهمن 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم اين هم يه دليل براي بر حق بودن امير المومنين علي بن ابي طالب(ع) و غصب خلافت وي به ناحق توسط آن سه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! رسول خدا(ص) ميفرمايند: هر کس اراده دارد آدم(ع) را ببيند در علمش----نوح(ع) را ببيند در عزمش----ابراهيم(ع) را ببيند در حلمش----موسي ابن عمران(ع) را ببيند در فتنتش---- عيسي ابن مريم(ع) را ببيند در زهدش:(((((((((((فلينظر الي علي ابن ابيطالب(ع) )))))))))))))))) منبع: ((((شيخ سليمان بلخي حنفي در اول باب40 ينابيع الموده از مسند احمد بن حنبل/نورالدين مالکي در صفحه ي 121فصول المهمه از بيهقي/احمد ابن حنبل در مسند فخر رازي در ذيل آيه مباهله)))))) فقط با دليل صحبت کنيد تا يه چيزي از بحثمون نتيجه گيري بشه!!!!!!!!!!!!!! اللهم عجل لوليک الفرج (((((((يا حق)))))))
595 | كوروش | , ایران | 23:05 - 16 بهمن 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام.امام علي نيز مانند سه امام ديگر يکي از خلفاي راشدين است...مردي بسيار غيور و شير خدا...ولي ايا مگر ميشود شير خدا که از اول کودکي براي برپايي اسلام تلاش کرده بيايد و در مورد ظلمي که شما ميگوييد به او شده راجع به خلافت سکوت کند و نعوذوبالله سر خم کند؟ان هم شير خدا...اگر ميگوييد براي انسجام اسلام بود پس او هم خلافت سه خليفه ديگر را قبول داشته در غير اين صورت مانند امام حسين به جنگ برميخواست...

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

حضرت هارون پيامبر خدا بود ، ولي وقتي ديد كه خليفه شدن ايشان موجب تفرقه مي‌شود ، با اينكه پيامبر بود و دستور موساي پيامبر (عليه السلام) بود كه خلافت را به دست بگيرد ، ولي دست به شمشير نبرد و مخالفين را قلع و قمع نكرد !

موقعيت هاي سياسي ، تاثير فراواني در وظيفه شخص دارند .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

596 | ميترا | , ایران | 24:30 - 20 بهمن 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
لعنت خدا به آنها که به محمد ال محمد و علي وال علي خيانت کردند....لعنت لعنت لعنت
597 | خسته از دروغ | , ایران | 13:07 - 21 بهمن 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام ميخواستم از شما بخوام كه در مورد چيزي اطلاع كافي نداريد بيخودكي بحث نكنيد. شما كه شريعتي رو باطل ميدونيد بر چه سندي اين حرف رو ميزنيد ؟ آيا از يك نوشته خاص در مورد يك شخصيت اينطور ناجوانمردانه نظر ميديد؟ شما واقعا به خدا و روز قيامت اعتقاد داريد؟ شما بد نيست نظرات عالمان ديني رو درمورد شريعتي بخونيد از سران مخالف از ??? بود كه معتقد بود شريعتي منكر معاد ونبوت و امامت ميباشد كه پاسخ خودش رو از شهيد مظلوم دكتر بهشتي كه در دفاع از شريعتي صحبت كرد دريافت كرد. در مورد??? هم كه نوشته هاي شريعتي رو همه را رد كرد بد نيست بدونيد كه دو نفر ساواكي در لباس روحانيت بعد از چندين بار رفت و آمد نزد علامه و نسبت دادن دروغ ها به دكتر توانستند يه نظري رو از ايشون بگيرند كه هنگامي كه شهيد مطهري از اين مسيله مطلع شد از علامه خواست كه در نظر داده شده خود را اصلاح كند ??? هم رفتن به حسنيه ارشاد رو تحريم كرد چون بهش گفته بودند اذان حسينيه رو تحريف شده ميگويند در صورتي كه اذان توسط آقاي صبحدل كه هنورم اذانگو هستند گفته ميشد شما كه دم از اسلام ميزنيد بد نيست نظرات ولي فقيه كشور مقام معظم رهبري، شهيدان آيت الله طالقاني، باهنر،بهشتي،چمران، و غيره رو در مورد شريعتي بخونيد در پايان اينكه مطالب گفته شده توسط دكتر در مواردي مشكل داشته اما به قول شهيد بهشتي : شريعتي هميشه به دنبال شدن بوده و هميشه به دنبال درك حقايق و سعي در اصلاح مطالب ولي افسوس كه ناپاكان تيز مغز و پاكان بيمغز نگذاشتند و صد افسوس به خاطر زود از دست دادن چنين شخصيتي و خيلي از مطالب گوناگون كه بعدها با هم بحث ميكنيم
598 | كنيز خانم فاطمه زهرا (س) | , ایران | 15:56 - 22 بهمن 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
نظرات چه باحال بودن .خطاب به عزيزان شيعه که سعي کردن عزيزن سني رو توي اين پستها مجاب و قانع کنن عرض ميکنن که خودتون رو خسته نکنيد دوستان .مگه نشنيديد کسي رو که خوابيده ميشه بيدار کرد ولي کسي رو که خودش رو به خواب زده نميشه بيدار کرد .عزيزان سني خواب نيستند بلکه خودشون رو به خواب جهالت زدن
599 | محمد علي مقدس | , ایران | 02:02 - 27 بهمن 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اسم فرزندان علي و يازده فرزند او از اسمهاي مبارکه است که شيعيان از اين اسمها را بر فرزندانشان ميگذارن
600 | محمد | , ایران | 21:59 - 28 بهمن 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اگر نام گذاري دليل بر علاقه باشد بدون توجه به چيز ديگر: پس من جناب عبدالله حيدري را که سايتهاي آقايان به شيعه توهين ميکند را منافق فرزند منافق ميدانم!! چرا؟ چون پدرش نام او را عبدالله گذاشت و او هم تغيير نداد و بدتر اينکه اسمش شهاب ابراهيمي باشد و اين نام را بر خود گذاشته باشد شدت نفاقش را نشان ميدهد. اما دليل بر اساس اعتقادات آقايان: نام منافق معروف در زمان پيامبر عبدالله ابن ابي را براي خود انتخاب کرده! خواهشا نگويند نام پدر پيامبر عبد الله بوده يا به معني بنده خدا است زيرا همانطور که خودتان اسرار داريد نام فرزندان حضرت علي بخاطر علاقه به خلفا بوده و دليل هم نداريد ما هم بر هماهنگي اين آقا با منافقان اصرار ميکنيم.
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   قبلی