نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: 5137 تاریخ انتشار: 13 تير 1394 تعداد بازدید: 451352
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
81 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 25 مرداد 1388 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب آقاي ابوبكر خالصي.
برادر من.
شما نوشته ايد كه اهل سنت منكر فضل حضرت علي( ع ) نيستند.
اين حرف شما بمانند اين است كه يك مسلمان اهل سنت ايراني بشما بگويد كه من به جناب عمر و خلافت ايشان اعتقاد دارم وليكن فيروز ايراني را نيز بخاطر اينكه يك ايراني شجاع بود و انتقام خون چند ده هزار ايراني را گرفت تحسين ميكنم , شما چه ميكنيد ؟؟؟؟؟؟
جناب اقاي ابوبكر خالصي
ناراحتي ما از عمل كرد اين سه نفر نه بخاطر فيروز ايرانيست بلكه بخاطر تمامي ظلمهائي كه اينها به نام اسلام در حق بهتر مردمان روي زمين كردند:
1 ) توطئه قتل حضرت نبي ( ص )
2 ) اقدام بخروج بر عليه حضرت نبي ( ص ) در ماجراي صلح حديبيه
3 ) فاجعه هجوم به بيت حضرت فاطمه الزهرا ( ص )
4 ) ضرب و شتم حضرت فاطمه الزهرا ( ص ) كه منجر به شهادت ايشان و سقط محسن شد .
5 ) فاجعه اسفناك سقيفه و كودتا بر عليه حضرت علي ( ص)
6 ) توطئه قتل حضرت علي ( ص ) در نماز بدست خالد .
7 ) تجهيز سپاه براي جنگ با علي ( ص ) بوسيله عايشه و قاتلين اون سومي
8 ) خروج معاويه ابن هند بر عليه امامان علي ( ص ) و همان خليفه اي كه شما نوشته ايد: اهل سنت منكر فضل علي نيست <>< زين سبب .....
9 ) توطئه و مسموم كردن امام حسن ( ص ) بوسيله ابن هند .
10 بشهادت رساندن امام حسين ( ص ) نوه حضرت محمد ( ص ) و ياران و فرزندان ايشان بوسيله سپاه الحاد و النفاق نوه هند ملعون دو عالم .
و و و و
اينها را كه نوشتم و هزاران هزار جرم ديگر كه ننوشتم و در كتابهاي علماي بزرگ و خيلي بزرگ و خيلي بزرگتر اهل سنت حتما پيدا ميكنيد .
اينهم دوتا حديث از جناب مسلم كه هيچ احتياج به شرح ندارد كه بقول علماي بزرگ و خيلي بزرگ و خيلي بزرگتر اهل سنت صحيح ترين صحاح است ؟؟؟

باب الجمع بين الصلاتين في الحضر
56 - ( 705 ) وحدثنا أبو الربيع الزهراني حدثنا حماد بن زيد عن عمرو بن دينار عن جابر بن زيد عن ابن عباس أن رسول الله صلى الله عليه و سلم صلى بالمدينة سبعا وثمانيا الظهر والعصر والمغرب والعشاء
58 - ( 705 ) وحدثنا ابن أبي عمر حدثنا وكيع حدثنا عمران بن حدير عن عبدالله بن شقيق العقيلي قال قال رجل لابن عباس
Y الصلاة فسكت ثم قال الصلاة فسكت ثم قال الصلاة فسكت ثم قال لا أم لك أتعلمنا بالصلاة ؟ وكنا نجمع بين الصلاتين على عهد رسول الله صلى الله عليه و سلم .
منبع حديث سايت انترنتي اهل سنت

هيچ احتياج به شرح و تاويل نداره

يا علي
82 | خالصي | , ایران | 12:00 - 25 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي حسيني به نظر خودتان آيا عدول از فرمان خداوند (قرآن ) و پيامبر (ص) از حضرت علي بعيد نيست . آن هم از شخص بزرگواري كه به كوچكترين مسايل ديني و فرامين خداوند حساسيت داشت و حتي طبق اعتقاد شما معصوم هم بوده - چنين امر بزرگي را كه همانا واگذاري امور مسلمين آن هم ازطرف يك شورا نه - بلكه ازطرف خدا و رسول است - ناديده گرفته و حق خدا را در همان لحظه اول نستاند. والله منطقي نيست حرف شما. درمورد محمد ابن ابوبكر بزرگان خودتان بيشتر از ما ميدانند كه حضرت علي بعداز وفات حضرت ابوبكر با بيوه وي " اسمابنت عميس" ازدواج نمود كه هم سرپرستي آن را برعهده بگيرد و هم سرپرست فرزند خردسالش محمد بن ابوبكر را - خوب معلوم است ديگر وقتي بچه اي سه چهارم عمر خودرا نزد حضرت علي بگذراند مانند فرزند خودش تلقي خواهد شد و همچنين هم شد. البته حضرت علي از مادر وي فرزندي بنام يحيي نيز داشته است . اگر شيخين طمع قدرت داشتند بعد از خود ثروتي بجا مي گذاشتند (به غير از حضرت عثمان كه تاجر ثروتمندي بود) و فرزندان خود را به خلافت برميگزيدند . در حالي كه آندو نه ثروتي از خود بجا گذاشتند و نه وارث خلافتي پس حرف شما خلاف واقعيت است .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- بهتر است در ابتدا مطرح شود كه دستور خداوند براي امير مومنان (كه از جانب رسول خدا به آن حضرت محول شد چه بوده است !) ؛ شما چون تصور كرده‌ايد كه دستور ، گرفتن زمام حكومت به هر نحوي است ، مي‌گوييد آيا معقول است كه علي دستور پيامبر را رها كند ! اما ما مي‌گوييم پيامبر به حضرت دستور دادند كه در صورتي كه مقدمات خلافت فراهم شد ، آن را بگيرند و گرنه جان خود را به خطر نيانداخته و اصل امامت را حفظ كنند ؛ از طرف ديگر به مردم دستور دادند كه خلافت را براي حضرت و نه كسي ديگر بخواهند ؛ كه اين مطلب در كتب اهل سنت نيز آمده است !
2- در مورد محمد بن ابي‌بكر ، درست فرموديد كه او در نزد امير مومنان علي عليه السلام بزرگ شده است و خوي ابوبكر در او اثر كمتري داشته و تربيت امير مومنان بود كه در او نمود فراوان داشت ؛ شايد به همين جهت است كه اهل سنت در كتب خويش ادعا كرده‌اند كه او قاتل عثمان بوده و او را نعثل خطاب مي‌كرد !
3- ادعا كرده‌ايد كه ثروت عثمان به خاطر تجارت او بود ! ظاهرا چيزي از تاريخ و آنچه در مورد بذل و بخشش‌هاي عثمان از بيت‌المال به خانواده‌اش آمده است ، نديده‌ايد ! كه خمس يك جنگ را گرفته و به دامادش داد و ...
شايد هم ترجمه تجارت در نظر شما با تجارت ديني «إلا ان تكون تجارة عن تراض» فرق دارد و مقصود شما از تجارت ، هر گونه ثروت‌آندوزي از هر سو است !
4- ادعا كرده‌ايد اگر طمع قدرت داشتند ، فرزندان خويش را به خلافت بر مي‌گزيدند ! آيا به نظر شما ابوبكر مي‌توانست با وجود عمر ، و ساير صحابه ، پسر خويش را به خلافت برگزيند ؟
يا عمر قدرت تعيين كردن عبد الله را به خلافت داشت ؟ و كسي با او مخالفت نمي‌كرد ؟!
حضرت علي كه طبق نظر شما اهل سنت همسنگ آنان و نزديكترين فرد به آنان بود ، بعد از تعيين به خلافت ، دچار مشكل مخالفت افرادي مانند طلحه و زبير و معاويه و... شد ، واي به حال عبد الله بن عمر و عبدالرحمن بن ابي‌بكر !
به عكس ، آن دو از روي سياستي كه داشتند ، فرزندان خود را تعيين نكردند ، تا مبادا مردم به علي روي اورده خلافت دوباره به حضرت باز گردد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
83 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 26 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب آقاي ابوبكر خالصي برادرعزيز من نعوذ بالله بنده نگفته ام كه حضرت رسول الله ( ص ) نتوانست هيچ يار مخلصي را گرد هم بياورد و تربيت كنند برعكس اصحاب حضرت محمد ( ص ) كه صادقان با ايشان بيعت كردندو بر بيعت خودشان تا اخرين لحظه عمرشان باقي مانندند بسيار تا بسيار زيادتر از ان هستند كه من بتوانم نام همگي را بياورم . بعنوان نمونه حضرت سلمان ( رضوان الله عليه ) بمقامي رسيدند كه حضرت محمد ( ص ) ايشان را جزو اهل بيت خاص خويش ناميدندو ان جمله مشهور كه "سلمان منا اهل البيت " كه بسيار مشهور ميباشد .همچنين جناب حمزه , جناب جعفر , جناب ابوذر مقداد , ياسر , پدرايشان جناب عمار و مادر شهيدشان سميه , و مالك بن نويره و صدها صحابي ديگر ......
اما اين كه نه تنها قصد ترور حضرت را داشتند بلكه در نهايت اين كار را هم كردند و اين را تنها شيعيان نميگويند بلكه بسياري از علماي اهل سنت نيز به ان اعتراف كرده اند در زير هم روايت را ميبنيد هم لينك انرا :

1) http://www.valiasr-aj.net/fa/page.php?bank=question&id=1257
ان أبا بكر وعمر وعثمان وطلحة وسعد بن أبي وقاص رضي الله عنهم أرادوا قتل النبي صلى الله عليه وسلم وإلقاءه من العقبة في تبوك.
المحلى، ابن حزم، ج 11، ص 224، وفات: 456، ناشر: دار الفكر، توضيحات: طبعة مصححة ومقابلة على عدة مخطوطات ونسخ معتمدة كما قوبلت على النسخة التي حققها الأستاذ الشيخ أحمد محمد شاكر .
ابوبكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن أبي وقاص ؛ قصد كشتن پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) را داشتند و مي‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌اي در تبوك به پايين پرتاب كنند .
البته ابن حزم ، وقتي اين حديث را نقل مي‌كند ، تنها اشكالي كه به روايت دارد ، وجود وليد بن عبد الله بن جميع در سلسله سند آن است و لذا مي‌گويد كه اين روايت موضوع و كذب است . اما """ - الوليد بن عبد الله بن جميع الزهري المكي نزيل الكوفة صدوق.""
تقريب التهذيب،ابن حجر، ج 2، ص 286، وفات: 852، دراسة وتحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، چاپ: الثانية، سال چاپ: 1415 - 1995 م، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، لبنان، توضيحات: طبعة مقابلة على نسخة بخط المؤلف وعلى تهذيب التهذيب وتهذيب الكمال .

2 ) http://www.valiasr-aj.net/fa/page.php?bank=question&id=1084

قَالَتْ عَائِشَةُ لَدَدْنَاهُ فِي مَرَضِهِ فَجَعَلَ يُشِيرُ إِلَيْنَا أَنْ لَا تَلُدُّونِي فَقُلْنَا كَرَاهِيَةُ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَلَمْ أَنْهَكُمْ أَنْ تَلُدُّونِي قُلْنَا كَرَاهِيَةَ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فَقَالَ لَا يَبْقَى أَحَدٌ فِي الْبَيْتِ إِلَّا لُدَّ وَأَنَا أَنْظُرُ إِلَّا الْعَبَّاسَ فَإِنَّهُ لَمْ يَشْهَدْكُمْ .

ام المومنين عايشه گفته است در دهان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در زمان مريضي ايشان به زور دوا ريختيم ، پس با اشاره به ما فهماندند كه به من دوا نخورانيد ،‌ ما با خود گفتيم اين از آن جهت است كه مريض از دوا بدش مي‌آيد و وقتي حضرت بهتر شد ، فرمودند : آيا من شما را از اين كه به من دوا بخورانيد نهي نكردم ؟ پس فرمودند : بايد در دهان هر كسي كه در اين خانه است ،‌ در جلوي چشم من دوا ريخته شود ؛ غير از عباس كه او شاهد ماجرا نبوده است .

صحيح البخاري - البخاري ج 8 - ص 40، ح 6886 ، ج 5 - ص 143 و ج 7 - ص 17 و و صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 7 - ص 24 و مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 53 و تاريخ الطبري - الطبري - ج 2 - ص 437 و...

در ضمن برادر عزيز اصلا و ابداً مزاحم نبوديد بلكه مراحم بوديد و انشاء الله من بعد هم نظرات شما را در اين سايت ببنيم و خواهش ميكنم در صورت امكان تحقيقات خود را با مراجعه به منابع صحيح زياد كنيد تا بتوانيد به صراط المستقيم هدايت شويد

يا علي

84 | خالصي | , ایران | 12:00 - 26 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
عجب !! با اين تفاسير شماها ميشه نتيجه گرفت كه: " نعوذ بالله " حضرت رسول خدا (ص) در مدت 23 سال نتوانسته هيچ يار مخلصي را گردهم بياره و تربيت كنه و احتمالا" گسترش اسلام و موفقيت آن درفتح شبه جزيره عرب و اقصي نقاط جهان در آن مقطع توسط " مجيد جان و ... " صورت گرفته است و پيامبر خودرا ياري دادند . احتمالا" شما سابقون اولين هستيد و گروه مهاجرين و انصاري كه خداوند از آنها يادكرده و شماييد.
يه چيز جديد هم از سايت شما نصيبمان شد : توطئه قتل پيامبر توسط ... عجب احتمالا" اين مورد هم داره بررسي ميشه كه درتقويم هايتان بگنجد.
درهرصورت ازاين كه چند روزي مزاحم شما بوديم ما رو ببخشيد. فقط دعا ميكنم كه خداوند اين همه كينه و دشمني (كه به گواه تاريخ و عملكرد اهل بيت رسول خداوند هيچگاه در دل آن بزرگواران وجود نداشته ) دردلهايتان را به انس و آشتي سوق دهد همچنان كه نياكانتان قبل از شما(دوران صفويه) بودند.
" مسلمان واقعي كسيست كه از دست و زبانش همه انسانها درامان باشند".
85 | محمد | , ایران | 12:00 - 29 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام جناب پاسخ به شبهات با اينكه به حضرتعالي عرض كردم دوست ندارم تشيع را با روايات قيچي شده و تكه اي از روايت كه در ادامه روايت هم چيز برخلاف عقيده شيعه تمام مي شود ولي باز هم دست از اين كار برنداشته ادامه مي دهيد و در روايتى كه در صحيح بخارى وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مى‌داند: وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَى لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم نَصِيبًا. تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مى‌ديديم. البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م. و در روايت ديگرى خود شيخين نقل كرده‌اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتى دوست نداشت، چهر عمر را ببيند: فَأَرْسَلَ إلى أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ. البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م. مي بيني 2 ادرسي كه دادي دقيقا يكي است مي بيني چه كار كردي اين 2 همه اش در يك روايت است و انهم يك روايت خيلي بزرگ تقريبا 1 صفحه كه خود بهتر از من مي دانيد و در اخر روايت است كه امام علي عليه السلام از ابي بكر راضي شد و مردم هم به او نزديك شدند فكر روزه خود باشيد تحريف نكنيد و دوستان پيشنهاد مي كنم شيعه منبري نباشيد در موقع حساب و كتاب بگي در اين سايت اينگونه ديدم قبول نيست جناب مجيد م علي كه بنا به گفته خود 2 سال است با اين موسسه در ارتباطي چرا تذكر نمي دي نكنه شيعه منبري هستي در مورد اسامي فرزندان امام علي عليه السلام من در ان دنيا بايد جواب پس بدم نمي توانم با اين دليل پوچ كاري از پيش ببرم . بگوييم چون اسامي انها مثل 3 خليفه بود پس رابطه خوبي داشتند !!!!!!!!!! بايد به تاريخ صحيح رجوع كرد نه تحريفي!!!!!!!!!! يك شبهه هم قبلا وارد كردم جواب ندايد اميد است كه الان جواب بديد و در نظراتم قرار ندايد !!!!!!!!!!!! ايا اين درست است كه به امام صادق عليه السلام گفتند چرا نام امام علي عليه السلام در قران نيست فرمود تعداد ركعات نماز هم در قران نيست و پيامبر خود ان را توضيح داد ايا اين قياس نيست ؟مگر نمي گوييم قياس كار شيطان بود ؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- شما هنوز فرق بين تحريف و بين ذكر شاهد مثال را نمي‌دانيد !
از شما سوال مي‌كنيم :
الف) آيا امير مومنان (طبق روايت بخاري كه شما ادعا مي‌كنيد ما آن را تحريف كرده‌ايم) ايا در ابتدا با ابوبكر بيعت كرد و يا با خلافت ابوبكر مخالف بود ؟
ب) ايا حضرت كه از همنشيني با عمر بدشان مي‌امد ، آيا در انتها به اين كار راغب شدند يا خير؟
ج) چرا امير مومنان از همنشيني با عمر بدشان مي‌آمد ؟
د) آيا فاطمه زهرا نيز در زمان رحلت ، نظري مشابه امير مومنان (در ان دوران) داشتند ؛ يعني بدون قبول داشتن خلافت ابوبكر (امام زمان خويش) و بيعت با او از دنيا رفته‌اند ؟
ما نه تنها رواياتي را كه از صحيح بخاري نقل كرده‌ايم (به عنوان دليل جدلي) قبول نداريم ! بلكه آنها را جعلي مي‌دانيم و معتقديم كه جاعل اين روايات ، براي اينكه كمي از ذهنيت مردم راجع به نظر منفي امير مومنان نسبت به خلفا كم كند ، اين روايات را اينگونه با مطرح كردن جزيي از حقايق و تحريف ادامه آن مطرح كرده‌است ! و گرنه در صحيح مسلم ، در اواخر خلافت عمر اين روايت را از خود او نقل مي‌كند كه امير مومنان وعباس عموي رسول خدا (ص) ابوبكر و عمر را دروغگو بدكار حيله گر و خيانتكار مي‌دانستند !
مهم اين است كه براي همين مقدار دشمني بين كه در روايات ذكر شده توسط ما ، آمده است اهل سنت هيچ پاسخي ندارند ! و سوالات را بدون جواب و يا با جواب‌هاي ناقص مانند جواب شما مطرح مي‌كنند !
2- در مورد نامگذاري فرزندان امير مومنان ، پاسخ به صورت مفصل در همين مقاله آمده است كه هيچ كدام از نامگذاري ها به اهل بيت مربوط نمي‌شود ! اگر پاسخي براي ادله مطرح شده داريد ، ارائه نماييد ! و گرنه صرف ادعا فايده‌اي ندارد .
3- در مورد ارتباط بسيار خوب خلفا ، مي‌توانيد به آدرس ذيل مراجعه كنيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1312
4- خير اين قياس نيست ؛ اين برهان است ! شما هنوز فرق بين قياس (تمثيل منطقي) و برهان را نمي‌دانيد .
اهل سنت ادعا كرده‌اند كه همه مطالب مهم ديني در قران است ؛ چرا نام امير مومنان نيست ؛ حضرت با يك مثال نقيض در واقع كبراي برهان انها را خراب كردند كه موارد بسيار ديگري كه اهميت فراوان نيز دارد ، در قرآن نيامده است !
البته ما معتقديم كه قياس و راي كار شيطان است و اهل سنت نيز خود به اين مطلب اقرار دارند ، اما كسي كه مرتكب اين كار شده بود ، به اقرار علماي اهل سنت ، ابوحنيفه نعمان بغدادي امام فرقه حنفي است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6340
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
86 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 10 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب اقاي عبد الرحمن عثمان ال عارف حج مبرور .
حالا بايد منتظر بمانيم تا چشممان به نظرات اقاي مهران روشن بشود .
پيشكش شما :
واشترى ( معاوية ) من عائشة منزلها ، يقولون بمائة وثمانين ألف درهم ويقال بمائتي ألف درهم وشرط لها سكناها حياتها.
معاويه منزل عائشه را به صد و هشتاد هزار درهم و بعضي گفته اند به دويست هزار درهم خريداري نمود مشروط به اين كه عائشه تا آخر عمر در آنجا سكونت داشته باشد.
الطبقات الکبري ، ج 8 ، ص 165

در خانه اگر كس است يك حرف بس است .

يا علي
87 | momen abdullah | , مالزی | 12:00 - 10 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي عبد الرحمن عثمان ال عارف
با سلام
الحمدالله که چشمتان روشن شد به خانه خدا و بارگاه پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله)
جناب عبدالرحمن. بگذاريد بي پرده و فاش همان اول سوالم را از شما بپرسم. فرمايشات شما صحيح.

اي مسلمان تکليف چيست؟
بنده حقير از شما به عنوان يک مسلمان صاحب خرد دعوت مي‌کنم که در اين روزگاري که به معناي واقعي کلام(literally) از آسمان باران ضلالت مي‌بارد شما راه حل خود را براي نجات خود و اهل بيت خود و اهل شهر خود بيان بفرماييد.

اي مسلمان اي صاحب خرد اي مومن به الله
معيار شما چيست؟ ميزان شما چيست؟ عروة الوثقي چيست؟

آخر اي مسلمان هزار سال بگذرد و بعد بفرمايي که «من» اين احاديث را قبول ندارم.
حديث را قبول نداري؟ محدث را چه؟ مبلغ را چه؟
آيا مي‌داني که براي قبول اين احاديث چه خونها ريخته شده است؟

آيا شما به «من» هاي ديگر اجازه مي‌دهيد که در احاديث ديگر شک کنند؟

شايد شما بگوييد که خوب شما به عقلتان و قرآن رجوع کرده ايد. ولي برادر طبق فرمايش همين قرآن قرآن مي‌تواند باعث ضلالت شود. عقل هم که چه ها مي‌کند.

اي مسلمان که به عشق دوست رنج سفر مي‌کشي آيا هنگام آن نيامده است که به خداي خودت نظر خير بري؟
آخر اي مسلمان چگونه است که براي اين سراي فاني هرگاه به در دوست طلب کردي تو را پاسخ گفت ولي براي سراي جاويد تو را تنها گذاشته باشد؟

آيا شما جناب عبد «الرحمان» به کرم و جود خدا (نعوذ بالله) شک داري؟

آخر اي مسلمان خداوندي که براي براي مردمان بي سواد و جاهل هر قريه اي مبلغي فرستاد اکنون ميليارد ها انسان مجهز به انواع علوم و فنون را به حال خود رها کرده باشد؟
اين همه فيزيکدان. اين همه پزشک. اين همه متفکر. اين علوم عظيم و غامض. اين مردمان مسلط به چند زبان.
آيا لطيفي که زنبور عسل را هدايت کرد همه آنها را به حال خود گذاشت؟

لطفا خدا وکيلي جوابي را که هزار و چهار صد سال به ما مي‌داديد ديگر تکرار نکن که ديگر آن پاسخ نخ نما خودش شرمش مي‌آيد که اعلان وجود کند:
«نه خير. بعد از رسول (ص) قرآن ما را بس است»

آري جناب عبد الرحمان ما هم حديث جعلي داشتيم. ما هم محدث دروغ گو داشتيم. ماهم منافق داشتيم. ماهم شيطان جن و انس داشتيم. ماهم فريب و نيرنگ را ديديم. ماهم راههاي ضلالت پيش رويمان بود.

ولي جناب عبد الرحمان. ما با شما يک فرق بزرگ داشتيم و داريم و (خواهيم داشت؟):

ما به خداي خود نظر خير داريم. ما امام معصوم و هادي و مهدي و مومن و عزيز (عليه السلام) داريم

امام کيست؟ هادي مضلين کيست؟ اين را بخوان تا بداني کيست:
«اَلحمْدُ لِلَّهِ اَلّذِي لاَ يبلغُ مدْحتهُ اَلقائلونَ وَ لاَ يحْصي نعماءَهُ اَلْعادُّونَ وَ لاَ يُؤَدِّي حقهُ اَلْمجْتهِدُونَ اَلَّذِي لاَ يُدْرِكُهُ بُعْدُ اَلْهِمَمِ وَ لاَ يَنَالُهُ غَوْصُ اَلْفطنِ اَلَّذِي ليسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لاَ نعتٌ مَوْجُودٌ وَ لاَ وَقتٌ معدُودٌ وَ لاَ أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ اَلْخَلاَئِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ اَلرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ»
http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/tar/index.htm

«اَلْحَمْدُ لِلَّهِ خَالِقِ اَلْعِبَادِ وَ سَاطِحِ اَلْمِهَادِ وَ مُسِيلِ اَلْوِهَادِ وَ مُخْصِبِ اَلنِّجَادِ لَيْسَ لِأَوَّلِيَّتِهِ اِبْتِدَاءٌ وَ لاَ لِأَزَلِيَّتِهِ اِنْقِضَاءٌ هُوَ اَلْأَوَّلُ وَ لَمْ يَزَلْ وَ اَلْبَاقِي بِلاَ أَجَلٍ خَرَّتْ لَهُ اَلْجِبَاهُ وَ وَحَّدَتْهُ اَلشِّفَاهُ حَدَّ اَلْأَشْيَاءَ عِنْدَ خَلْقِهِ لَهَا إِبَانَةً لَهُ مِنْ شَبَهِهَا لاَ تُقَدِّرُهُ اَلْأَوْهَامُ بِالْحُدُودِ وَ اَلْحَرَكَاتِ وَ لاَ بِالْجَوَارِحِ وَ اَلْأَدَوَاتِ»
http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/nama/ar/khotab/sobhi/kh0163.htm

ختم صحيح بخاري کردي. آفرين به تلاشت. نگاهي هم به کتب امام صادق(ع) بيانداز:
http://www.ghadeer.org/hadis/KAFI_J1/o_kfi_31.html#link33
http://www.ghadeer.org/hadis/KAFI_J1/o_kfi_30.html#link31
http://www.ghadeer.org/hadis/KAFI_J1/o_kfi_30.html#link30
http://www.ghadeer.org/hadis/KAFI_J1/o_kfi_35.html#link44

به جوشن کبير هم نگاهي بيانداز:
http://www.tebyan.net/Weblog/mhosamim/post.aspx?PostID=29060


حرف شما قبول. «شيعه و سني هر دو احاديت جعلي دارند».
ولي آيا شيعه و سني در داشتن احاديث توحيدي نيز برابر هستند؟
آيا سخنان توحيدي شيعه در اهل سنت نيز يافت مي‌شود؟

اگر توانستي فقط يک خطبه مانند خطبات توحيدي اميرالمومنين (ع) را براي من بياور.
در اين ماه رمضان قسم مي‌خورم که غلام و پيرو آن فرد مي‌شودم.

هرکس به کسي نازد ما همه به علي نازيم
علي ولي الله.
88 | محمد علي | , ایران | 12:00 - 10 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
من شك في كفر عدونا فقد كفر
سلام خدا بر علي و فرزندان پاك و معصومش!

علاوه بر دلائل بيان شده در اين مقاله ما مي دانيم كه نام هاي سه خليفه، نام هاي مخصوص اين سه نبود، بلكه قبل و بعد از اسلام، چنين نام هايي در ميان عرب شايع و رايج بود. پس اين نامگذاري، هرگز دليل بر علاقه به مقام خلافت و اداره كنندگان آن نيست. شما مي توانيد با مراجعه به كتاب هاي رجالي; مانند الاستيعاب نوشته ابن عبد البر و اسد الغابه نوشته ابن اثير، صحابه اي را كه نام ابو بكر، عمر يا عثمان داشتند، ملاحظه فرماييد.

ما، در اين جا، تنها به يك كتاب به نام «اسدالغابه في معرفة الصحابه» بسنده مي كنيم و از كساني نام مي بريم كه نام آنان «عمر» بود.

1 . عمر الأسلمي 2. عمر الجمحي 3. عمربن الحكم 4. عمربن سالم الخزاعي 5 . عمر بن سراقه 6. عمر بن سعد الأنماري 7. عمر بن سعد السلمي 8 . عمر بن سفيان 9. عمر بن ابي سلمه، 10. عمر بن عامر السلمي، 11. عمر بن عبيد الله 12. عمر بن عكرمه 13. عمر بن عمرو الليثي 14. عمربن عمير 15. عمربن عوف 16. عمر بن غزية 17. عمر بن لاحق 18. عمر بن مالك بن عقبه 19. عمربن مالك الأنصاري 20. عمربن معاوية الغاضري 21. عمربن يزيد 22. عمر بن اليماني.

اينها كساني هستند كه ابن اثير آورده و اگر تابعان راهم، كه نامشان عمر بوده، بر آن ها بيفزاييد، تصديق خواهيد كرد كه اين نام و نام هاي ديگر خلفا، از اسامي معروف ميان عرب جاهلي و اسلام بوده و هرگز از شنيدن اين نام، تنها آن سه نفر به ذهن تداعي نمي كرد.

بنابراين، تنها با نام گذاري نمي توان همه ستم هايي را كه در تاريخ بر اهل بيت (عليهم السلام) روا شده، انكار كرد.

گذشته از اين، اگر وضعيت خفقان، وحشت و فشار بر شيعيانِ آن روزگار را در نظر آوريم، خواهيم ديد ائمه معصوم از اهل بيت براي نجات شيعيان ناگزير دست به اقداماتي مي زدند كه در نظر شرع جايز بود; از جمله: نام خلفا را بر فرزندانشان مي نهادند. با بزرگان صحابه، به وسيله ازدواج، پيوند خويشاوندي برقرار مي كردند تا از اين فشارها بكاهند و دستگاه ظلم بني اميه و بني عباس نتوانند به اين بهانه كه آنان با خلفاي سه گانه معارض اند، از سادگي مردم سوء استفاده كرده، عرصه را بر آنان و شيعيانشان سخت بگيرند و دست به قتل و غارت بزنند.
89 | عبد الرحمن عثمان ال عارف | , ایران | 12:00 - 10 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليکم: برادر ارجمند جناب اقاي مهران از اينکه در جواب شما فاصله زياد افتاد پوزش مي طلبم بنده مدتي عربستان بودم وامکان دسترسي به اينترنت را نداشتم .از اينکه به من لطف کرديد متشکرم . اما جواب اشکال شما که فرموده بوديد اگر صحيح مسلم را قبول داريد در انجا امده است پيامبر اکرم در خانه ام المومنين دفن شده است.برادر جان بنده بارها وبارها صحيحين را ختم کرده ام بله اين مطلب را ديده ام اما بر خلاف اعتقاد خيلي از علماي خودمان بنده دربست همه احاديث ان را قبول ندارم واين فکر را که هرچه بخاري ومسلم نقل کرده اند واقعيت دارد غلو وافراط گري مي دانم . ومعتقدم اگر ملتزم به اين مطلب شويم به مذهب اهل سنت اسيب جدي مي رسد که قابل دفاع نيست واتفاقا برادران شيعه ما هم اماده شکار همين ضعفها هستند .در صحيحين رواياتي امده که تجسيم وتجسد خداوند را ثابت مي کند واين شرک اکبر ومسلم است. بنده باروايات فراوان وقرائن قطعي که بنده را مجال نگارش انها دراين مختصر نيست محل دفن پيامبر را حجره الوفود معرفي کردم وروايت بخاري ومسلم را نپذيرفتم. نه اينکه از ان اطلاع نداشتم.برادرجان روايات جعلي در تمام کتب سني وشيعه بدون استثنا هست .تنها کتابي قطعي السند هست وهيچ شبه اي در ان نيست قران کريم است موفق باشيد.
90 | مجيد م علي | | 12:00 - 15 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
با تشكر از برادران گروه پاسخ به شبهات كه هميشه با استدلالهاي بشيار متينشان مرا شاد كرده اند .
بنده با استناد به اين جمله برادر بزرگ وارمان كه فرمودند """" خطاب بنده به ان بزرگواران بود كه اين نظريه افراطيست.2از اينكه گفتم كتب شيعه وسني احاديث جعلي فراوان دارند گزافه نگفتم """" به ابن حدبد سني معتزلي استناد كردم و چرا كه اين برادرمان به ناصحيح بودن بعضي از احاديث صحاح اقرار كردند و براي ايشان فرقي نميكند كه از كجا سخن بميان اورد.
اين برادران اگر واقعا و عملاً حضرت علي ( ع ) خليفه چهارم خود قبول ميكردند و همان مقدار كه از خلفاي سه گانه تبعيت ميكنند از حضرت علي هم تبعيت ميكردند وضع مسلمانان بهتر از اين بود ولي دريغ .
در ضمن اقرار جناب خلفه دوم به اينك اين عمل يك بدعت است مزيد بر علت ميشود كه برادران ابن بدعت را ترك كنند .
اما اينكه بعضي منافقان ميخواهند عمل به اين بدعت را به امامان ما نسبت دهند خيالي باطل است , چرا كه حتي اگر ضعيفترين حديث در كتابهاي شيعه انرا نقل كرده بود , وهابيت چكار كه نميكرد .
يك نفر گفته """" .......اين سنت دارد به يك واجب شرعي تبديل مي شود مردم را از اداي جماعت بر حزر "" حذر " كردند ,,,,,,, """ چه اقرار قشنگي .
اما ايشان با اين اقرار قشنگشان هرچه بگوئيم قبول نميكنند چاره چيه ؟؟؟؟
بسم الله الرحمان الرحيم
« و ما ينطق عن الهوي( 3 ) إن هو إلا وحي يوحي( 4 ) » . النجم
صدق الله العلي العظيم .
اما اقرار زيبا ديگري و ان " ,,,,پر شكوهترين نماز تراويح را حضرت حسين (ع) در,,,,,, """متوجه شديد حسين ( ع ) . الحمد الله .
اينهم يك حديث نبوي قشنك وصف الحال اين موضوع "",,,,,ولي باز بگوييد تراويح بدعت است و حرام ومن هم مي گويم شكم پرستي و چاق شدن حرام است ,,,,,؟؟؟؟
ابن عبّاس مي‏گويد: من با كودكان بازي مي‏كردم كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آمد. خودم را پشت دري مخفي كردم. حضرتش به پشتم زد و فرمود: برو به معاويه بگو بيايد. من آمدم و گفتم: او دارد غذا مي‏خورد. مجدّدا مرا فرستاد و چون برگشتم گفتم: او دارد غذا مي‏خورد. حضرت فرمود: «لا اشبع اللّه بطنه».(صحيح مسلم، ج 4، ص 2010، كتاب البرّ والصّلة والآداب، باب 25، ح 96 و 97)
يعني خدا شكمش را سير نكند. او به همين نفرين به مرض «جوع» (يعني گرسنگي) مبتلا گشت و هرگز از كنار سفره سير برنخاست بلكه از خستگي دست مي‏كشيد
«وصاحب لي بطنه كالهاوية ******* مي‏گويد: من رفيقي دارم كه شكمش مانند «هاويه» است.
كاَنَّ في احشائه معاويه» ******* گوئيا در درون او معاويه مي‏باشد.
ابن أبي الحديد معتزلي<<<<<< سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي>>>> بله سنــــــــي در ج 4 شرح نهج البلاغه، ص 55

يا علي



91 | momen abdullah | , مالزی | 12:00 - 15 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خدمت آقاي عبد الرحمن عثمان ال عارف
با عرض سلام
بنده از شما خواهشي داشتم.
لطفا با توجه به کبر سنتان و مشرف شدنتان به حج خواهش بنده را رد نکنيد.
بنده از شما مي‌خواهم که براي من دعا کنيد که شيعه شوم.
وقتي مي‌گويم شيعه منظور بنده اين است:

«حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) به سعيد بن حسن (يكى از شيعيان ) فرمود: ((آيا يكى از شما نزد برادر (دينى خود) مى آيد كه دست در جيب او كند و هر چه نياز دارد بردارد؟ و او جلوگيرى نكند؟)).
سعيد: چنين كارى در ميان ما نيست .
امام باقر: پس خبرى (از اسلام و تشيع حقيقى ) در ميان شما نيست .
سعيد: بنابراين ، آنها مستحق هلاكت و عذابند؟
امام باقر: هنوز عقلهاى آن آدم ، كامل نشده است»

و يا:
«وَاللّهِ ما يتقرَّبُ إلَي اللّهِ تبارََکَ وَتعالي اِلاّ بالطاعةِ وَما معنا براءَةٌ مِنَ النارِ وَلا علي اللّهِ لاِءحَدٍ منْ حجةٍ منْ کانَ لِلّهِ مُطيعا فهوَ لنا وَلِيٌّ، وَمنْ کانَ لِلّهِ عاصيا فهوَ لنا عدُوٌّ، وَما تنالُ وِلايتنا إلاّ بالعملِ وَالوَرَعِ»( امام صادق عليه السلام)

ويا:

«ابواسماعيل مى گويد: در محضر امام باقر(ع ) بودم و عرض كردم : ((شيعيان در آنجا كه ما زندگى مى كنيم ، بسيار هستند)).
امام باقر: آيا ثروتمندان آنها نسبت به مستمندان ، مهربان هستند و به آنها توجه دارند؟ و آيا نيكوكاران نسبت به گنهكاران گذشت دارند؟، آيا آنها نسبت به همديگر، همكارى و برادرى دارند؟
ابو اسماعيل : نه ، اين ويژگى در ميانشان نيست .
امام باقر:
ليس هؤ لاء شيعة ، الشيعة من يفعل هذا
((اينها شيعه نيستند، شيعه كسى است كه اين ويژگيها را داشته باشد)).»
http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=3850&id=29671

آري جناب عبدالرحمان لطفا براي بنده دعا بفرماييد که شيعه شوم.
چرا که اگر بنده شيعه بود آنقدر اعمال زشت من باعث فرار مردمان از تشيع نمي‌شد.

در ضمن درخواستي از شما دارم.
شما کتب صحاح را خوانديد و آنچه که با عقلتان مطابق نبود کنار گذاشتيد.
چرا نبايد کتب شيعه را هم بخوانيد و آنچه را که مورد پسندتان بود برنگيريد؟
http://www.ghadeer.org/hekayat/kafy1_2/osool018.htm

علي ولي الله
92 | مهران | , ایران | 12:00 - 15 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليكم قابل توجه مجيد م علي رافضي: نمي دانم اگر اين ابن ابي الحديد معشوقه دربار غازانهاي مغول و روايت تراش مشهور معتزلي رافضي نبود شما مي خواستيد دنبال كدام بخت برگشته اي برويد . آخر نماز تراويح را پيامبر خود خوانده است و در صحيح بخاري ومسلم و در سنن ابن ماجه و ترمذي هم آمده كه حضرت رسول(ص)اين نماز را فرادا در مسجد مي خوانده است ولي بعدها چون مشاهده كردند اين سنت دارد به يك واجب شرعي تبديل مي شود مردم را از اداي جماعت بر حزر كردند ولي دليل اين امر حقد باطني شما است كه اداي اين نماز را به جماعت بدعت مي دانيد چون نمي توانيد 20ركعت نماز را طي يكي دو ساعت بخوانيد و سنگيني معده پر شده از غذاي مشكوك شما را از خم شدن وراست شدن در مقابل خداوند باز مي دارد و دوما شما اصلا نمي توانيد ده نفر را هم براي اين نماز جمع كنيد چون اصلا شما عادت كرده ايد كه بخوريد وبياشاميد و اذيت ومشقت در راه خدا را فراموش كنيد . ولي حضرت عمر با اين همه مشكلات سر راه كه امپراطوري بزرگترين مملكت جهان را در آن زمان بر عهده داشتند و با روافضي مانند شما در گير جنگ بودند با اين همه در آن هواي گرم مدينه ودر آن سن وسال باز بيست وسه ركعت نماز تراويح و وتر شريف را مي خواندند و حضرت عثمان هم همين طور و متعاقبا حضرت علي و حسنين و امامان هم اين سنت پيامبر را فرادا و جماعت به جا مي آوردند . حالا شما اگر راست مي گوييد حداقل فرادا به جا بياوريد تا راه امامان خود را به اندازه سر سوزني ادامه داده باشيد ولي واسفا كه راهتان از راه امامانتان جداست. ضمنا اگر به كتابهاي روايي و تاريخ امامان مسجد الحرام و مسجد النبي مراجعه كنيد پي خواهيد برد كه پر شكوهترين نماز تراويح را حضرت حسين (ع) در زمان شورش خود مقابل يزيدبن معاويه به همراهي قبايل جمع شده در مكه در مسجد الحرام و مقابل محراب حضرت ابراهيم با شكوه تمام به جاي آوردند آنهم به جماعت و دعاهاي زيبايي هم از ايشان روايت شده است كه در قنوت نماز وتر شريف قرايت نموده اند ولي باز بگوييد تراويح بدعت است و حرام ومن هم مي گويم شكم پرستي و چاق شدن حرام است ؟؟؟؟. والسلام

پاسخ:
با سلام
1- ابن ابي الحديد كه مورد اينهمه تعرض قلم شما واقع شده است ! يك عالم سني است كه كمي از حقايق را گفته است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=727
همانطور كه نسائي (صاحب سنن و مولف يكي از صحاح سته) به خاطر مطرح كردن حقايق ، متهم به شيعه بودن شده است :
قلت هذا أصح فإن ابن يونس حافظ يقظ وقد أخذ عن النسائي وهو به عارف ولم يكن أحد في رأس الثلاث مئة أحفظ من النسائي هو أحذق بالحديث وعلله ورجاله من مسلم ومن أبي داود ومن أبي عيسى وهو جار في مضمار البخاري وأبي زرعة إلا أن فيه قليل تشيع وانحراف عن خصوم الإمام علي كمعاوية وعمرو والله يسامحه
سير أعلام النبلاء ج 14 ص 133 ش 67 النسائي
2- هيچ يك از روايات مربوط به نماز تراويح در كتب اهل سنت ، قابل استدلال نيست ! يا از جهت سندي و يا از جهت دلالي !
جداي از اينكه با روايتي كه عمر (در صحيح بخاري) جماعت خواندن تراويح را بدعت خوانده است ، در تعارض است :
1906 وَعَنْ بن شِهَابٍ عن عُرْوَةَ بن الزُّبَيْرِ عن عبد الرحمن بن عَبْدٍ القارىء أَنَّهُ قال خَرَجْتُ مع عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضي الله عنه لَيْلَةً في رَمَضَانَ إلى الْمَسْجِدِ فإذا الناس أَوْزَاعٌ مُتَفَرِّقُونَ يُصَلِّي الرَّجُلُ لِنَفْسِهِ وَيُصَلِّي الرَّجُلُ فَيُصَلِّي بِصَلَاتِهِ الرَّهْطُ فقال عُمَرُ إني أَرَى لو جَمَعْتُ هَؤُلَاءِ على قَارِئٍ وَاحِدٍ لَكَانَ أَمْثَلَ ثُمَّ عَزَمَ فَجَمَعَهُمْ على أُبَيِّ بن كَعْبٍ ثُمَّ خَرَجْتُ معه لَيْلَةً أُخْرَى وَالنَّاسُ يُصَلُّونَ بِصَلَاةِ قَارِئِهِمْ قال عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ هذه وَالَّتِي يَنَامُونَ عنها أَفْضَلُ من التي يَقُومُونَ يُرِيدُ آخِرَ اللَّيْلِ وكان الناس يَقُومُونَ أَوَّلَهُ
صحيح البخاري ج 2 ص 707 ش 1906
3- در مورد اهانت‌هاي شما به شيعه ! بهتر است نگاهي به برنامه قرائت قرآن كه همه روزه به صورت مستقيم از شبكه‌هاي مختلف سيما پخش مي‌شود ، بياندازيد ، تا برنامه‌اي را ببينيد كه ساير كشورهاي مدعي اسلام ، تا ساليان سال ، خواب اجراي چنين برنامه‌اي را در كشورشان نمي‌توانند ببينند !
4- در مورد نماز تراويح خواندن امير مومنان و حسنين عليهم السلام ، روايت خود حضرت در مورد بدعت بودن و مخالفت با اين نماز ، مشهور است ! و شما جز يك ادعاي بدون سند ، چيزي مطرح نكرده ايد (چيزي كه ما و ساير خوانندگان از شما در اين سايت بسيار ديده‌ايم !)
5- در پاسخ به ساير بي ادبي هاي شما نيز مي‌گوييم «واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»
گروه پاسخ به شبهات
93 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 15 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام جناب اقاي عبد الرحمن با تشكر از نظر محبت اميزتان كه با نصايحي همراه بود . برادر عزيز بهتر بود بجاي نصحيت كردن اين جوان عهد دقيانوس قدري در مورد قره العينتان اين بي ادب هم فرقه ئي عبدالشيطان ملحد زاده لندني " مهران" قلم فرسائي ميكرديد . بقول معروف چراغي كه بخانه رواست به مسجد حرام است , خصوصا تا انجائي كه ميدانم ايشان هم تازگيها از سفر سرزمين حجاز به ايران برگشتند . شما فرموديد كه : علي متعلق به اسلام است نه فقط شيعه او خليفه چهارم ما هم هست.او افضل صحابه برادر ووصي رسول خداست. پس لطف بفرمائيد كه روايت زير را چگونه برداشت ميكنيد . وقد روى : أن عمر خرج في شهر رمضان ليلا فرأى المصابيح في المسجد ، فقال : ما هذا ؟ فقيل له : إن الناس قد اجتمعوا لصلاة التطوع ، فقال : بدعة فنعمت البدعة ! فاعترف كما ترى بأنها بدعة ، وقد شهد الرسول صلى الله عليه وآله أن كل بدعة ضلالة . وقد روى أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلى بهم نافلة شهر رمضان ، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم وقدموا بعضهم فبعث إليهم ابنه الحسن عليه السلام فدخل عليهم المسجد ومعه الدرة فلما رأوه تبادروا الأبواب وصاحوا وا عمراه ! روايت شده است که عمر در ماه رمضان شب هنگام بيرون آمده پش در مسجد چراغ هايي را ديد ؛ پس گفت : اين چيست ؟ به او گفتند : مردم براي نماز مستحبي جمع شده اند (تا آن را جماعت بخوانند) ؛ پس گفت بدعت است اما خوب بدعتي است . پس اعتراف کرده است که اين کار بدعت است و رسول خدا شهادت داده اند که هر بدعتي گمراهي است . و از امير مومنان عليه السلام روايت شده است که وقتي در کوفه گرد ايشان جمع آمدند ، و از حضرت خواستند که براي ايشان امامي قرار دهد که با او نماز مستحب ماه رمضان را بخوانند ، ايشان را از اين کار منع کرده و ايشان را آگاه نمود که اين کار بر خلاف سنت رسول خداست ؛ پس امير مومنان را رها کرده و خودشان گرد هم جمع شدند و يکي را جلو انداختند ( تا امام جماعت شود ) ؛ پس حضرت امام حسن مجتبي را به نزد ايشان فرستادند ؛ حضرت وارد مسجد شدند در حاليکه شلاقي به همراه داشتند ؛ وقتي مردم ايشان را ديدند فرار کرده و فرياد مي زدند اي واي سنت عمر از بين رفت!!! شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد از علماي اهل سنت ج 12ص 283 متشكر ميشوم . يا علي

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
جناب مجيد م علي !
در مورد بدعت بودن جماعت خواندن نماز تراويح ، در صحيح بخاري نيز رواياتي از اهل سنت از عمر موجود است ! درست است كه ابن ابي الحديد سني است ! و در سايت در مقاله‌اي خاص به اين مطلب اشاره كرد‌ه‌ايم ، و استدلال به كلام او صحيح است ، اما بهتر است براي رفع هرگونه شبهه‌اي مدارك معتبرتر را ارائه نماييد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
94 | عبد الرحمن عثمان ال عارف | , ایران | 12:00 - 15 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام به محضر تمامي خوانندگان گرامي خصوصا برادران مومن ومجيد كه نصايحي را دلسوزانه به پدر پيرشان كردند.برادرجان با بيان احساسات كه نمي شود مسائل را حل كرد.جاي بسي تاسف است كه اينگونه سطحي نظر مي دهيد.بعضي از بزرگان اهل سنت كه اكثريت متاخرين هستند صحيحين(مسلم وبخاري)راوحي منزل مي دانند.خطاب بنده به ان بزرگواران بود كه اين نظريه افراطيست.2از اينكه گفتم كتب شيعه وسني احاديث جعلي فراوان دارند گزافه نگفتم اتفاقا اكثريت علماي شيعه با بنده هم نظرند ودر اين مسئله راه اعتدال وانصاف را پيموده اند.اين يك واقعيت است همه بايد بپذيريم وسر را در برف فرو نكنيم.البته اين مسئله خطري براي اسلام ندارد كه بعضيها توهم كرده اند .چون ما راه حل داريم.حديث صحيح را از سقيم مي توانيم با علوم ومعيارهايي كه در دست داريم جدا كنيم علم رجال _علم درايه _علم الحديث همه اينها براي همين است.وبهترين راه به قول امام صادق(رضي الله عنه)عرضه كردن احاديث به قران كريم است واگر مخالف قران بود به ديوار مي كوبيم.بيش از يك قرن نقل حديث ممنوع بود از اين خلئ سودجويان يهودي درپشت صحنه به وسيله مسلمانان نادان وخودفروخته با پشتباني حكومتهاي اموي وعباسي اسرائيليات زيادي را وارد احاديث ما كردند وبراي حديث ساختن وپول گرفتن مسابقه مي گذاشتن البته اقرار مي كنم كه احاديث شيعه بيشتر جان سالم بدربردند ان هم به دليل وجود پر بركت اهلبيت خصوصا امام باقر وامام صادق(رضي الله عنهما)بود.3اما فرموديد مذهب تشيع مذهب توحيديست.درست است برمنكرش لعنت كي ما گفتيم مذهب اهلبيت مذهب غيرتوحيديست؟!!!!.4.اينكه فرموديدكسي مانند علي(كرم الله وجهه)نمي تواند سخن بگويد وتوحيد را توصيف نمايد.اين درست است او امير بيان است به گفته يكي از علماي بزرگ اهل سنت او كلامش ما فوق كلام بشر ومادون كلام خداست.اما چرا علي را مختص شيعه مي دانيد؟!!!علي متعلق به اسلام است نه فقط شيعه او خليفه چهارم ما هم هست.او افضل صحابه برادر ووصي رسول خداست.خلاصه:برادر جان افكار وهابيت وبهايت شما را به دو طائفه مسلمين بدبين كرده است.سنيهاي نا لاگاه همه شيعه ها را با بهاييت اشتباه مي گيرند وشيعه هاي نا اگاه سنيان را با وهابيت اين همان خواسته ي پير استعمار انگليس مادر اين دو گروه بود.ما بايد در دام دشمنان دين نيفتيم.
95 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 17 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام والله مشكل مسلمانان خصوصاً علماي شيعه و ما محبان اهل بيت با وهابيت اين است كه انها فقط به اباطيل خودشان راضي ميباشند . احاديث دروغين خودشان را راست ميپندارند , قران را به كيف خودشان تفسير ميكنند , احاديثي را كه مخالف عقايدشان است ضعيف و مرسل مينامند . اينها همان كساني هستند كه الله سبحان تعالي در موردشان ميفرمايد : منافقان‏- همانند كسى هستند كه آتشى افروخته -تا در بيابان تاريك‏، راه خود را پيدا كند-، ولى هنگامى كه آتش اطراف او را روشن ساخت‏، خداوند -طوفانى مى‏فرستد و- آن را خاموش مى‏كند؛ و در تاريكيهاى وحشتناكى كه چشم كار نمى‏كند، آنها را رها مى‏سازد. «17» آنها كران‏، گنگها و كورانند؛ لذا -از راه خطا- بازنمى‏گردند! «18» بقره و با اين اعتقاداتشان است كه فكر ميكنند باب معجزات الهي بسته است , احاديث قدسي را كه علماي اهل سنت نيز به انها اقرار كرده اند قبول ندارند و و و و ....... اما ايندفعه ميخواهم اتفاقي كه برايم پيش امده را براي دوستان بازگو كنم : دوستي دارم يمني از اهل سنت و بدليل نشستش با من و حرفهايمان هم در مورد ايران و هم در مورد شيعيان مقداري معلواتش بهتر شده است . دو روز قبل تعريف ميكرد كه يك تلويزيون مسيحي با مراجعه به حديثي از عايشه و جواز رضاع الكبير مسلمانان را بمسخره گرفته بود و بمن گفت ببين اين تلويزيون مسيحي به مسلمانان افترا مي بنده. منهم گفتم متاسفانه اين افترا نيست بلكه اين حديث در صحيح مسلم و شرح نبوي مسلم وجود دارد . اول قبول نكرد مجبور شدم كه عين حديث را از نرم افزار كه توليد سعودي نيز هست در اورده و چاپش را در اختيارش گذاشتم . حالا برادران اهل سنت ايا ميتوانند جوابي قانع كننده به اين مسائل دارند . ايا بهتر نيست بجاي جبهه گيري عليه شيعيان فكر رفع اينگونه احاديث از كتابهايشان باشند . اين هم براي ان كور دلاني كه با معجزات الهي نا اشنايند احضار تخت بلقيس فرستادگان بلقيس بازگشتند و ملكه خود را در جريان مشاهداتى كه از قدرت و شوكت سليمان و نپذيرفتن هدايا داشتند، قرار دادند و تأكيد كردند كه سليمان سوگند ياد نموده و تهديد كرده است در صورتى كه از حضور در كشور وى خوددارى كنيد به نبردتان خواهد آمد، اينجا بود كه بلقيس دانست سليمان، پيامبر و فرستاده خداست و در تهديد خود صادقانه عمل خواهد كرد و توان مخالفت دستور او را ندارد. از اين رو همراه با اشراف و بزرگان قوم خود به تدارك ساز و برگ حركت به سوى وى پرداخت. سليمان متوجه شد كه بلقيس به سوى او مى‏آيد، لذا خواست برخى از نعمت‏هايى را كه خداوند به عنوان معجزه به او عنايت كرده بود به بلقيس ارائه دهد تا دليلى بر نبوّت و پيامبرى او باشد. از اين رو، به جنّيانى كه پيرامون او بودند گفت: كدام يك از شما مى‏تواند تخت بلقيس را قبل از آن‏كه با قومش نزد من آمده و ايمان آورند، پيش من حاضر كند تا آنان قدرت خدايى را كه آنها را به پرستش او فراخواندم در برابر خود مشاهده كنند. ديوى ازجنّيان گفت: قبل از اين‏كه از جايگاه قضاوت و داورى خويش برخيزى - سليمان هر روز صبح تا ظهر براى داورى ميان مردم بر كرسى قضاوت تكيه مى‏زد - آن را نزد تو خواهم آورد. ديو اضافه كرد كه توان حمل آن تخته را داشته، و نسبت به جواهراتى كه در آن وجود دارد، امين خواهد بود، ولى يكى از فرشتگانى(از ابن عباس منقول است كه وى آصف بن برخيا، وزير و پسر خواهر سليمان بوده كه فردى راستگو و درستكار به‏شمار مى‏آمده‏است. مجمع‏البيان، ج‏7، ص‏223. <ج».) كه خداوند آنان را حاميان سليمان قرار داده بود و از علوم كتب آسمانى بهره‏اى داشت، اعلام نمود كه، من سريع‏تر ازيك چشم به هم زدن آن را نزد تو خواهم آورد و تخت را در برابر سليمان گذاشت، وقتى سليمان تخت را در جايگاه خود ديد گفت: اين نصر و پيروزى در حاضر كردن تخت، از الطاف خداوند بزرگ من است تا مرا بيازمايد كه او را بر نعمت‏هايش سپاس مى‏گويم يا كفران نعمت‏هاى وى مى‏كنم، ولى من خدا را بر نعمت‏هايش سپاسگزارم و فايده شكر به شكرگزار برمى‏گردد؛ زيراشكر نعمت، نعمت را فزونى و دوام مى‏بخشد و اگر كسى خدا را سپاس نگفت، پروردگارمن از بندگانش بى‏نياز بوده و كريم و بخشنده است و بر تمام آفريده‏هاى خود لطف و احسان دارد: قالَ يا أَيُّها المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِى بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِى مُسْلِمِينَ * قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَإِنِّى عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ * قالَ الَّذِى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّى لِيَبْلُوَنِى أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّى غَنِىٌّ كَرِيمٌ؛ نمل آيات 38 - 40. و گفت: اى حضّار، كدام يك از شما تخت او را قبل از اين‏كه با تسليم نزد من آيند، برايم مى‏آورد. ديوى از جنّيان گفت: قبل از آن‏كه از جاى خود به پا خيزى آن را برايت خواهم آورد، و من توان اين كار را داشته و امانت‏دار هستم. شخصى كه بهره‏اى از علم كتاب داشت گفت: قبل از اين‏كه چشم خود برهم زنى تخت را پيش رويت قرار خواهم داد. وقتى سليمان تخت را در برابر خود ديد، گفت: اين از لطف الهى است تا مرا بيازمايد كه سپاس او مى‏گويم يا كفران نعمتش مى‏كنم. هر كس خدا را سپاس گويد به سود خويش سپاس گفته و آن كس كه كفران نعمت ورزد، پروردگارم از همه بى‏نياز بوده و كريم و بخشنده است. يا علي
96 | ابو مسلم | , آمریکا | 12:00 - 18 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
و لعنه دائم علي اعدائهم اجمعين ! تو (( مهران )) : باز هم دهانت را بيش از حد باز کردي!!! و بر زبان آوردي که : (( نماز تراويح را حضرت حسين (ع) در زمان (شورش) خود مقابل يزيدبن معاويه )) شما قيام امام حسين را شورش ميخواني ؟ برادران شيعه گول اين محبان عمر و يزيد را نخوريد از قديم گفتن .؟؟؟؟ دليل دارم. جناب عبد الرحمن عثمان آل عارف در ابتداي سخن و نظرش اين وهابي را چنين وصف نمودند : برادر ارجمند جناب اقاي مهران ) بله وهابيان برادر ارجمند ايشانند. اگر شما جناب عبد الرحمن راست ميگوييد و ادعاي برادري با ما را داريد پس چرا کسي مثل مهران وهابي را که حضرت ابا عبد الله را شورشي معرفي ميکند زير پر و بال خود ميگيريد.؟ مگر شما نفرموديد : (برادر جان افكار وهابيت وبهايت شما را به دو طائفه مسلمين بدبين كرده است.سنيهاي نا آگاه همه شيعه ها را با بهاييت اشتباه مي گيرند وشيعه هاي نا اگاه سنيان را با وهابيت اين همان خواسته ي پير استعمار انگليس مادر اين دو گروه بود.) جناب عبد الرحمن عثمان آل عارف : مثل اينکه از اولين کساني که دارند چنين بد بيني را در ميان شيعيان رواج ميدهند خود شمائيد! ميپرسيد چرا؟ چرايش را گفتم : اگر شما جناب عبد الرحمن راست ميگوييد و ادعاي برادري با ما را داريد پس چرا کسي مثل مهران وهابي را که حضرت ابا عبد الله را شورشي معرفي ميکند زير پر و بال خود ميگيريد.؟ اميد وارم واقع بينانه حرف هايم را مطالعه کنيد. شما فرموديد به عربستان نزولي سفر کرديد . من يک سوال دارم ! جناب عبد الرحمن . شما اين همه به آنجا رفته ايد و آمده ايد. حتما هم به مدينه و قبرستان بقيع هم رفته ايد. ببين و قتي اونجا ميري چه حالي بهت دست ميده؟؟؟؟؟؟؟ تو رو به همون عمرت قسم ميدم ! به ابو بکرت و عثمانت که جان فدايشاني و ان شا الله با آنان محشور شوي قسمت ميدم کج بشين اما راست حرف بزن.......... چه حالي ميشي و قتي ميري اونجا؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!؟ اگر ........... نيستي حد اقل آزاده باش و بگو. چرا به هم کيشات در ايران نميگي تو عربستان با برادران عزيز تر از جان ما چه ميکنند و چقدر آزادي دارن؟! چرا بر دهانت مهر تعصب زدي. عزيز من مثلا نام خودت را عبد الرحمن گذاشتن. حد اقل حرمت نامتو نگهدار بگو با قبور مولا هاي ما و ((همون امام صادق که ازش دم ميزني)) چه بلايي آوردن.! ديگه هيچي بهت نميگم. فقط برادران شيعه الکي گول تمجيد و تعريف بعضيارو نخوريد. بله من خودم سني محب ديده ام اما اون سني از معاويه و وهابي چنان نفرت داشت و حتي خجالت ميکشد نام ............ رو به زبانش بياره. خدا همه رو هدايت کنه. يا عقيله العرب.
97 | مهسا | , ایران | 12:00 - 22 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
وهابي هاي کوردل از يک نکته مهم غافل شده اند اينکه حسن بن عبدالله بن جعفر (عبدالله بن جعفر همسر حضرت زينب (س)) که بر عليه بني اميه قيام کرد چرا نام فرزندش را معاويه گذاشت که اتفاقا معاويه (بن حسن) نيز بر عليه بني اميه قيام کرد و فکر کنم هر دو نيز شهيد شدند. آيا در اين مورد نيز ميخواهند بگويند حسن بن عبدالله ميخواسته علاقه اش را به معاويه نشان دهد؟ اگر پاسخشان آري است که ديگر معلوم است با چه کوردلاني روبرو هستيم و اگر دلايل ديگري دارند ما نيز همان دلايل را براي نام فرزندان امام علي ذکر ميکنيم.
98 | أحمدي | , ایران | 12:00 - 22 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
روحاني صفوي بقيه عبارت را نمي آورد چون اگر بياورد معلوم مي شود که اين نام گذاري از روي محبت بود. روايت به اين صورت است: وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه ونحله غلاما اسمه مورق (و حديث دوم : وهبه غلاما) حالا معنا دقيقا ضد منافع صفوي ها مي شود: عمر فرزند علي را به نام خود اسم گذاري کرد و غلامي به نام مورق به او هديه داد!

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- عمر به اميرمومنان نيز هديه فراوان مي‌داد ! همانطور كه در بسياري از كشورها افراد خلافكار ، با دادن هديه به افراد درستكار مي‌خواهند چنين وانمود كنند كه ما نيز با آنها دوست بوده و ارتباط داريم !
اين روايت دو مطلب دارد :
الف) نامگذاري عمر بن علي ، به دست حضرت اميرمومنان علي عليه السلام نبود
ب) عمر هديه اي به او داد ، و ما دادن هديه را نيز جهت علت فوق الذكر مي‌دانيم !
بنابراين استدلال شيعه صحيح است .
2- ممكن است عبارت ذكر شده توسط شما ، در اصل مصادر نيامده باشد ! و از ساخته‌هاي اهل سنت باشد كه آن را ضميمه روايات حقه مي‌كرده‌اند ! كه اين روش در ميان آنها بسيار رايج بوده است !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
99 | أحمدي | , ایران | 12:00 - 22 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا. اين روايت را کامل بنويس اي مدلس بتر کننده/ قضيه دارد! به قزويني بگوييد که من پس از مقايسه بين جوابهاي شما و اهل سنت و مشاهده اکاذيب شما سني شدم. و تمام سعيم را خواهم کرد تا اين دروغهاي شما را آشکار کنم. مطمئن باش که به فضل خدا در آينده کابوسي براي تو خواهم بود و تا الان هم با چند نفر از دوستانم صحبت کرده ام و دو نفرشان تشيع را رها کرده اند و بقيه هم در آستانه هدايتند. تو که در مستقله رسوا شدي چرا عبرت نگرفتي! از خدا بترس قزويني و اين همه همواي خمس را در سرت نپروران! والسلام علي من اتبع الهدي

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- مقصود شما از كامل نوشتن روايت چيست ؟
آيا كامل نوشتن روايت در اينكه به اقرار عمر ، اميرمومنان و عباس عموي رسول خدا (ص) او و ابوبکر را دروغگو ، بدكار حيله‌گر و خيانتكار مي‌دانستند ، تاثيري‌ مي‌گذارد ؟
اگر تاثيري مي‌گذارد و كامل نوشتن روايت ، سبب مي‌شود چنين معني برداشت نشود ، حق با شما است ؛ و گرنه چنين نيست و بي جهت ما را به تدليس متهم كرده‌ايد !
و قطعا تاثيري ندارد .
2- اگر واقعا شما به خاطر اين مطالب سني شده‌ايد ، بهتر است همين مطالب را با مقايسه كتب اهل سنت ، در سايت‌هاي اهل سنت كپي كرده و بگذاريد تا همه مردم سني شوند !
3- مناظره مستقله ، به خوبي نشان داد كه حق با چه كسي است ! سايت‌هاي اهل سنت كه همه روزه در زمان مناظره ادعا مي‌كردند به زودي فيلم مناظره را با زيرنويس فارسي پخش خواهند كرد ، هنوز مشغول زيرنويس كردن هستند ! و حتي فيلم مناظره را نيز به زبان عربي پخش نمي‌كنند !
اما ما بلافاصله بعد از مناظره ، متن كامل عربي و ترجمه فارسي مناظره را بر روي سايت قرار داديم !
همچنين شيعه شدن بسياري از اهل سنت بعد از مناظره ، به خوبي بيانگر ميزان صحت مدعاي شما است !
از خداوند مي‌خواهيم شما و آن دو دوست جديدا سني شده شما و ما را به راه راست هدايت كند !
در مورد خمس نيز بهتر است از حوزه‌هاي اهل سنت سوال كنيد كه چرا در عربستان ، يك پنجم تمامي ثروت عربستان و پول نفت را بدون اذن مردم به مسئولان ديني اين كشور اختصاص مي‌دهند كه سرمايه بسياري از حوزه‌هاي ايران نيز از همان جا تامين مي‌شود ! اما خمسي كه مردم ايران به اختيار خويش ، به دست مراجع و نمايندگان انها داده و انها خمس را در مصارف تعيين شده شريعت (كه اهل سنت نيز در مورد آن روايت دارند)‌ مصرف مي‌كنند و در بسياري از موارد نيز با اجازه مراجع خود خمس دهنده ، اموال را در راه خير مصرف مي‌كند . چرا انچه را خود بدون اجازه شرع انجام مي‌دهند نمي‌بينند اما آنچه را طبق روايات ، سبب تطهير اموال مردم و حلال بودن اموال انها است ، منع مي‌كنند ؟! آيا مقصود اين نيست كه مردم را به حرامخواري عادت دهند تا دل‌هاشان مانند خود انان سنگ شود ؟
در پايان نيز مي‌گوييم :
«لعنة الله علي الكاذبين»
گروه پاسخ به شبهات
100 | مالك اشتر | , ایران | 12:00 - 23 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليکم. جناب احمدي! اگر واقعا شيعه بودي و الان با اين اراجيف سني شدي بايد بهت بگم که تو همون موقع هم شيعه نبودي. الکي نام مذهب قبليت شيعه بودنت رو يدک نکش که همون وقت هم ملحد بودي. بايد اين مساله را از والدينت سوال کرد که چه کردند. قبل از به دنيا آمدنت. من آرزو دارم که اگر روزي متوجه اشتباهت شدي خدا توفيق دوباره شيعه شدن را از تو بگيرد و هر چه زود تر بميري و با عمر محشور شوي با آن دو دوستت. بهتر است بداني که روز به روز دارد از ميان اهل سنت هدايت ميشوند و شيعه ميشوند. وببين پدر و مادر آن سني ها چه کردند که سرنوشت فرزندانشان هدايت بود. و والدين تو..................... ان شا الله هر روز از روز قبلت گمراه تر شوي و زود تر به قنفذ و مغيره و يزيد و ابن ملجم بپيوندي. حالا يه سوالم ازت دارم:؟> تو ديگه چطور ميخوايي به اون آرامشي که در هيات ها و ذکر اولاد رسول پيدا ميکردي برسي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اي گمراه بيچاره خدا توفيق ذکر اولاد زهرا را ازت گرفت.! و خوشا به حال ما که هر وقت دلي پر غصه داريم و روزگار بر ما سخت ميشود با ذکر علي انگار تمامي غصه هايمان تار و مار ميشود. ديگر بايد حسرت نام حسين. نام علي . سينه زني و عشق بازي با مولات رو با خودت به گور ببري ان شا الله. ما که در بهشتيم با حب علي و نام علي. و چيز ديگري هم جز اين از خدا نميخواهيم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بهشت چيه؟ >>>> بهشت ما علي است. بهشت ما حسينه. بهشت ما زهراست. بهشت ما شش گوشست. بهشت ما ابا الفضل العباس است. و تو چي؟ <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< گريه ي بر حسين براي ما از شادي هاي زود گذر تو بالا تر است. ( تورو خدا آقاااااااااااا يه نيم نگاه آقاااااااااااااااااااااااااااااا ) ( يه کربلا آقاااااااااااااا يه کربلااااااااااااااااااااااااااااا ) حال ميکنيم و عشق بازي ميکنيم با معشوق و همينيم و تو ....................... آقا جان! ( از من نديدي غير نامردي !!!!!!!!!! ) ( اما تو آقا ولم نکردي !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) (هر وقت ز قصه دارم ميميرم ) ( ميام تو هيات آروم ميگيرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ) آقا شنيدم ذره نوازي!!!!! ميخوام که از من آدم بسازي !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا وقتي انشا الله به مرض لا علاجي مبتلا شدي برو مدينه از قبر عمر و ابو بکر و عثمان شفا بخواه شايد بگي ما از خدا حاجت ميخواييم .! آره انقدر برو در خانه ي خدا تا زير پاهات علف سبز بشه.! هي توسل کن هي توسل کن. اما از من ميشنوي : رنج بيهوده نبر................................... اي شرمنده ي رسول الله. تا حالا شنيدي آقا رسول الله کسي رو شفا بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه. چون اونا اونجان. و تا اونا اونجان شفايي در کار نيست تا آن جمعه اي که منتقم آل محمد بياد و قبر واقعيشونو بهشون نشون بده.! برو . برو که بيچاره شدي. الحمد الله که اينگونه شيعيان واقعي از حراميان شناسايي ميشن؟ ببينم.! نکنه از اين کسايي هستي که از وهابيا تو ايلام و اهواز وام خودرو بدون عوض گرفتي و به خاطر يه پژو پرشياي آهن پاره سني شدي؟؟؟؟؟؟؟؟ چقدر خوشحالم که ميبينم به خاطر ماشين و ويراژ دادن تو کوچه خيابونا و اذيت مردم و آزار ناموس مردم سني شدي. الحمد الله الحمد الله . سينه زنم . تا ابد از تو دم ميزنم ميدونم دم جون دادنم ميايي ارباب بي کفنم. حسين ارباب. دم جون دادن تو هم عمر مياد تا تورو با خودش ببره و من امثال منم ان شا الله با ابا عبد الله . يا مولا ........! وقتي که غريب و تنها ميمونم نگامو به ضريحت ميدوزم. به خدا اگه به دادم نرسي !!!!!! توي آتش گناهم ميسوزم. ماه مني !!!!!!!!!!! هميشه تکيه گاه مني!!!!!!!!!!! آقاجان توي اين زمونه !!!!!!!!! به خدا تو پناه مني.!!!!!!!!!!!!! __________________________________________________ حالا اينو به تو و امثال تو ميگم تا بسوزين : هر چي بشه .!!!!!!!!!!!!!!! نوکرت ميمونم هميشه !!!!!!!!!!!! و اولادم هم همينطور خواهند بود ان شا الله. و ما کاري که والدين تو با تو کردند نميکنيم.! ان شا الله رو تخت بيمارستان که افتادي و اميدت از همه قطع شد بهت سلام ميدم. ما شيعيان غيرتي هستيم نه همج الرعا هايي مثل تو و بادي به هر حهت هايي مثل تو. که با کوچکترين شبه اي دست از مذهبشون بر ميدارن. همان بهتر که سني شدي و ما ننگ داشتن همچين شيعه نماهايي بر گردنمان نماند.! يا ابن الارباب. حسين ارباب.
101 | ايوب | , ایران | 12:00 - 23 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خطاب به مهسا
شما نيز از يک نکته غافل شده ايد و آن اينکه خود عبدالله بن جعفر بود که نام پسرش را معاويه گذاشت و عجيب اينکه معاويه نيز نام يکي از فرزندانش را حسن و نام يکي را عبدالله و نام ديگري را يزيد! گذاشت. جالب اين است که هم معاويه و هم يزيد رحمه الله عليهم بر ضد معاويه و يزيد لعنه الله عليهم(!) قيام کردند.
102 | ابو مسلم | , ایران | 12:00 - 24 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به به سلام عليکم جناب عثمان آل عارف عزيز. و لعنه الله علي قوم الظالمين و ضالين! ميدانيد ! هر کس نسبت به کسي که دوستش دارد از او ارثي معنوي ميبرد. همانطور که حضرت امير المومنين فرموده: شيعه نيست مگر کسي که از من رگي در تن داشته باشد( منظور خصائص است) و شما هم همانطور که اقرار به حب عمر (قاتل دخت نبي) عليه ميکنيد. رگي از عمر در تنتان هست. دليلش هم اين است که لو دادي! دوستان توجه کنند : >>>>>>>>>>>>>>>. (( بنده ابتدائا" جوابيه (مفصلي) را براي شما نوشته بودم اما با کمي تامل وتحمل منصرف شدم ان مطالب را ذکر کنم.. )) جناب عثمان! منظورت از جوابيه ي مفصل چه بود؟ شايد و حتم به يقين سيره ي عمر است؟!!!!!! يعني خشونت و فحاشي.................................. هيهات!!!!!!!!!!!!!!! برادران ديديد که رگ عمريش چيست؟ من براي همين چيز ها ميگفتم گول تعريف و تمجيد اينان را نخوريد. و ايشان بعد که کمي تامل کرد. فهميد که کساني مثل برادر momen abdullah و مجيد م علي هستند که حرف هايش را نقد و بررسي کنند و نميگذارند که ياوه گويي کنند اين جمله ي نکبت بار را نوشت : توجه فرماييد: اما با کمي تامل وتحمل منصرف شدم ان مطالب را ذکر کنم.. تازه بنده در کمال ادب با شما سخن گفتم. ما که مثل شما عمريا نيستيم. تو اگر خيلي مسلمان بودي و به قول خودت : بنده بارها گفتم شيعه واقعي ام که همان سني واقعي است.نه سني اموي هستم تا از امثال مهران خوشم بيايد چه رسد که زير پر وبالم جايش دهم اگر تو اينطوري که اظهار ميکني پس چرا وقتي مهران جانت ابا عبد الله را شورشي معرفي کرد عکس العملي نشان ندادي تا برائت بجويي؟ اگر شما من را بد لحن و زشت گفتار معرفي ميکنين و براي ما سريع از اما صادق حديث و روايت مياري چرا اينم در مورد عمرت نميگي؟ راستي چرا جواب سوال مرا ندادي؟ ها ؟ در سوالي که گفتم : حد اقل حرمت نامتو نگهدار بگو با قبور مولا هاي ما و ((همون امام صادق که ازش دم ميزني)) چه بلايي آوردن؟ و سوالات مشابهي که کردم؟ حالا تو ميگي بهت توهين کردم؟ مولاي تو عمر بزرگترين جنايت تاريخ بشريت رو انجام داد حالا تو به من که از اون و دوست دارانش به خاطر دخت رسول بغض و کينه دارم ميگي حرفات زشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا عجب رويي داري؟

پاسخ:
با سلام
از همه دوستان تقاضا داريم به جاي اينگونه مباحث ، مسائل علمي را در اين قسمت مطرح كنند .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
103 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 24 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام برادر عزيز جناب اقاي عبد الرحمن عثمان ال عارف با برسي مطالب فوق چه از برادرم جناب اقاي momen abdullah و جناب اقاي ابومسلم و خود بنده مطلبي اهانت اميز نديدم كه شما را ناراحت كرده باشد . از اينكه جوابهاي مستدل و قوي بشما داده شده ناراحتيد ؟؟ برادر من شما در تمجيد و تعريف از اقاي " مهران . عقايد شنيعش هيچ كوتاهي نكرديد اما ما را متهم به اهانت ميكنيد . شما متاسفانه با يك حالت منافقانه و دو روئي كه از متنتان مشاهده وارد ميشويد كه به شيعيان افترا مي ببنديد ,ايا اين حرف شما نيست كه فرموديد " گفتم كتب شيعه وسني احاديث جعلي فراوان دارند گزافه نگفتم ...... اي كاش چند حديث جعلي از بخاري و مسلم مياورديد تا بدانيم ايا قصدتان خير است يا نه و شايد يكي دوتا حديث هم از كتب اربعه شيعيان . شما فرموديد كه كتابهاي زيادي خواندم از جمله مراجعات سيد شرف الدين شبهاي پيشاور سيد الواعظين ,,,,,,,,, سوال بنده اينه كه ايا اين كتابها را خوانديد ايا در انها تعمق و تعقل كرديد يا فقط دنبال اين گشتيد كه اشكال هاي انها را پيدا كنيد . در اينكه اعلام كرديد كه بنده بارها گفتم شيعه واقعي ام که همان سني واقعي است ..... البته بنده صد در صد با اين حرف شما كاملا موافقم كه سني محمد ( ص ) همان شيعه"" واقعي "" علي ( ص ) است بلا شك . اين دليل قراني ان : «إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزكاه و هم راكعون» سوره مباركه مائده آيه 55 . اين هم دليل حديثي ان : حديث (من كنت مولاه فهذا علي مولاه) . المعجم الكبير ‎/ ابوالقاسم طبراتي ‎/ ج۵ ‎/ ص ۱۹۴ لسان الميزان ‎/ ابوالفضل عسقلاتي شافعي‎/ ج۲ ‎/ ص ۲۸۸ إجابه السائل ‎/ محمدبن اسماعيل امير صنعاني ‎/ ج ۱ ‎/ ص ۹۹ المحصول في علم الأصول حسين رازي ‎/ انتشارات دانشگاه امام محمد بن سعود رياض ‎/ ج ۴ ‎/ ص ۴۱۰ منهاج السنه ‎/ ابن تيميه ‎/ ج ۷ ‎/ ۳۱۴ ، ۳۱۵ و ۳۱۷ سنن ابن ماجه ‎/ ج۱ ‎/ ص ۴ سنن ترمذي‎/ج‎/۵ص۲۹۷ مسند أحمد حنبل ‎/ ج۱ ‎/ ص۳۳۱ ، ۱۵۲ ، ،۱۱۹ ،۱۱۸ ۸۴ ‎/ ج۴ ص ۳۷۲ ، ۳۷۰ ، ۳۶۱ ، ۲۸۱ ‎/ ج۵ ص ۴۱۹ ، ۳۷۰ ، ۳۶۶ ، ۳۴۷ الآحاد و المثاني ‎/ ابوبكر شيباني ‎/ ج۴ ‎/ ص ۳۲۵ سنن كبري نسايي ‎/ ج ۵ ص ۱۳۰ ، ۱۰۸ ، ۴۵ مسند ابي يعلي ‎/ ج ۱ ‎/ ص ۴۲۹. ‎/ ج ۱۱ ‎/ ص ۳۰۷ كنزالعمال ‎/ حسام الدين متقي ‎/ ج۱ ‎/ ص ۱۸۷ ‎/ ج۵ ‎/ ص ۲۹۰ ‎/ ج۱۱ ص ۶۰۸ ، ۶۰۳ ، ۳۳۱ البته براي شما اين يك ايه و حديث بايد كافي باشد . اما گفتم تعمق و تفكر در كتابهاي خوانده شده پس بهتر است اين اتفاق كه در عربستان افتاد يك بار ديگر بگويم : يك نفر از اهالي كانادا پس از انكه با اشنا شدن با اسلام بدين مبين مشرف شد , بعد از سفري كه به عربستان داشت تحت تاثير وهابيت به اين مذهب گرايش پيدا كرد . ايشان نويسنده بسيار زبردست بود, و كتابهايي به لغت انگليسي در مورد اسلام نوشت , بزرگان وهابي در عريستان از اين فرصت استفاده كردند و از او خواستند كتابهايي بر ضد شيعه بنويسد . او هم تقاضاي اين كرد كه كنابهاي شيعه را اختيارش بگذارند تا بتواند بعد از تحقيق با ذكر منابع از شيعه انتقاد كند , بعد از مدتي تحقيق و تفحص به علماي سعودي اعلام كرد كه در نتيجه تحقيقاتش به حقانيت شيعه پي برده و اكنون خودش مذهب شيعه را اختيار كرده . اين از خدا بيخبران او را بجرم شبعه شدن به زندان انداختند كه با دخالت سفارت كانادا انها مجبور شدند كه او را ازاد كنند ..... برادر عزيز استاد محترم جناب اقاي عبد الرحمن عثمان ال عارف بقول خودتان " اسلام به ذات خود ندارد عيبي هر عيب که هست از مسلماني ماست." منهم موافقم . ديده ئي خواهم كه باشد شه شناس ×××××× تا شناسد شاه را در هر لباس موفق و مويد باشيد يا علي
104 | مهران | , ایران | 12:00 - 24 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليكم جناب پاسخ به شبهات مي بينم كه در جواب آقاي احمدي عزيز و راشد و مستقيم و مهتدي .كاملا وا مانده ايد و باز گاف بزرگي را روانه سايت وزوزين ولي عصر كرده ايد و دسته گل بسيار بزرگي را به آب دجله انداخته ايد شنيدم كه فرموديد: ((عمر به اميرمومنان نيز هديه فراوان مي‌داد ! همانطور كه در بسياري از كشورها افراد خلافكار ، با دادن هديه به افراد درستكار مي‌خواهند چنين وانمود كنند كه ما نيز با آنها دوست بوده و ارتباط داريم !)) باز دوباره با اين حرف خود بايد خاكستر به سر بريزيد كه علي را شريك دزد ورفيق قافله معرفي كرده ايد (البته معاذ الله و استجير بالله)چون با اين حرف شما علي از عمر رشوه گرفته و نام فرزند خود را با اين رشوه اكراها و با تقيه عمر گذاشته است پس در واقع مولاي متقيان وشير بيشه تحقيق و سرور جوانمردان دو عالم رشوه مي گرفته و با تقيه رفتار مي كرده !!!! سبحان الله هذا بهتان عظيم ولا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم خاك بر سر شما روافض خاك بر سرتان . ودوباره خاك بر سرتان آتش جهنم گواراي وجودتان لذت ببريد.. واما جناب عثمان آل عارف بنده از ابتدا به شما گفتم تا مثل من به منجلاب رافضي گري نيافتاده ايد وتجربه تلخ آن را امتحان نكرده ايد دست از مدعاي خود برداريد و مذهب به حق اهل سنت وجماعت را رها نكنيد ولي باز دير نشده مي توانيد مثل همين جناب احمدي و دوستانشان دوباره به آغوش اسلام برگرديد و توبه كنيد :اني لغفار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدا(من بخشنده ومهربان هستم نسبت به كسي كه توبه مي كند و به اسلام ايمان مي آورد و عمل صالح انجام مي دهد و در اين توبه و ايمان وعمل صالح استقامت مي ورزد ) و اين را هم از استادم قطب عالم و شيخ وقت بشنو:استقامت آخر همه چيز است . كسي كه به استقامت رسيده به همه چيز رسيده است.

پاسخ:
با سلام
جناب مهران
1- أيا در كتب شما نيامده است كه هاجر كنيزي بود كه سلطان جائري كه قصد ازدواج با همسر حضرت ابراهيم عليه السلام را داشت ، به آن حضرت هديه كرد ؟
آيا به نظر شما حضرت ابراهيم عليه السلام رشوه‌ گرفته است ؟ بهتر است كمي در كتب اهل سنت ، مطالعه كرده و اينگونه مطالبي را كه جزو ساده‌ترين مطالب تاريخي است ، بياموزيد تا اينگونه بي‌جهت سخني نگوييد كه نتيجه ان اهانت به انبياي الهي باشد !
2- در مورد جناب عثمان آل عارف و سخن شما با ايشان ! ولايت اميرمومنان علي عليه السلام ، والاترين نعمتي است كه خداوند به كسي خواهد داد ؛ هر چند كه اين نعمت ، قطعا با سختي‌هايي نيز همراه خواهد بود .
قطعا وقتي انسان ، آيه شريفه «ثم لتسألن يومئذ عن النعيم» را به ياد آورد ، هيچگاه حاضر نمي‌شود با وجود تمام مشكلات ، بزرگترين نعمت الهي را رها كرده و به سراغ ديگران برود .
3- قطب عالم ديگر چيست ؟ ايا خبر نداريد كه وهابيون ، اينگونه اعتقادات را شرك مي‌دانند ؟
توصيه ما از لسان وهابيت به شما اين است كه « دوباره به آغوش اسلام برگرديد و توبه كنيد :اني لغفار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدا(من بخشنده ومهربان هستم نسبت به كسي كه توبه مي كند و به اسلام ايمان مي آورد و عمل صالح انجام مي دهد و در اين توبه و ايمان وعمل صالح استقامت مي ورزد )»!!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
105 | احمدي | , ایران | 12:00 - 24 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
ضمنا قزويني اين همه به اسم اهل سنت نظر ننويس. من از همه چيزت خبر دارم! دور برت دنبال من بگرد! ضمن اسم صلاح الدين رو بخاطر داشته باش چون در آينده آنرا زياد خواهي شنيد و تبديل به کابوسي براي تو خواهد شد. طلبه هاي شيعي قم را هم آخر پاييز (بعد از سه چهر سال) بشمار! طلبه هايي با افکار سلفي در انتظار آينده قم.
106 | احمدي | , ایران | 12:00 - 24 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي مالک اشتر(قزويني) که مالک اشتر از تو بيزار است. آنقدر آي کيوت کمه که خدا مي دونه! تو از کجا فهميدي که من سني شدم؟ اين قسمت از نظر من که حذف شده! خيلي ممنون از اينکه ادب برگزفته از مذهب اهل بيت را به من و بقيه دوستان نشان داديد. خوب است بدانيد که من طلبه اي هستم که ده سال در حوزه درس خوانده و به عربي تسلط دارم.به اندازه روزهاي زندگي تو مقاله شيعي به عربي ترجمه کرده ام و عقائد تشيع را بهتر از شما مي دانم. عمرم هم درکلاسهاي قزويني و سبحاني و ميلاني گذشته. قرآن و احاديث را هم با ترجمه نمي فهمم بلکه خودم مي خوانم. چون زبان قرآن را مي فهمم و به آن صحبت مي کنم. پاسخ به اين مقاله را هم به طور کافي و وافي در ؟؟؟ داده ام. بدون که من هم روزي افکار تو رو داشتم و شديدا شيفته قزويني بودم. ولي حقيقت هميشه براي جستجوگران پنهان نمي ماند! 1- من اميدوارم که با عمر محشور شوم و مي دانم که شايستگي آن را ندارم. 2- و اميدوارم تو با عبدالله ابن سبأ محشور شوي. 3-در مورد بي ادبي ات پاداشت را خدا خواهد داد و من مي گويم سلاما سلاما 4-در مورد ادعاي حب علي بدان که من علي عليه السلام را هزاران بار بيشتر از تو دوست دارم ولي به حرفهايش هم عمل مي کنم. خود حضرت علي فرموده است: که امت اسلام به 73 فرقه تقسيم مي شوند که بدترين آنها کساني هستند که ادعاي محبت من را دارند ولي به حرف من عمل نمي کنند. 5-مواردي را درمورد آرامش گفتي که قبل از همه چيز سوالهايت متوجه پيامبر است. راستي پيامبر که سينه زني نمي کرد و روضه نمي خواند با چه چيزي آرامش پيدا مي کرد>>>ألا بذکر الله تطمئن القلوب شما مي گوييد: ألا بذکر علي تطمئن القلوب و علي نيز از قول شما بيزار است. البته توجيهات تکراريتان را در اين مورد نگوييد که از آن خسته شده ام.وحدت وجودي ها! 6- من از قبر ابوبکر و عمر هم حاجت نمي خوام. اين شمائيد که مشرک شده ايد. 7-بهشت ما حسينيه است>>يعني شيعيان قبل از صفويه بهشت نداشتند و همه پيامبران هوتوتو! خدا هدايتت کند. 8-منتظرتان نمي داند که نبش قبر حرام است؟ تازه اين منتظرتان اينقدر ساده است که نمي داند عذاب اين دنيا نسبت به عذاب اون دنيا مثل نشستن تو کافي ترياست! چرا اونها رو از اون دنيا برميگردونه؟ 9-در مورد بيماري آيا دليل تو براي شيعه بودنت همينه؟!! پس چرا اينهمه شيعه ميميرند و آيا هيچ سني اي شفا پيدا نمي کنه. اين حرف تو هم با قرآن که مي گويد و إذا مرضت فهو يشفيني تناقض دارد. خدا خود شفا مي دهد و نيازي به هيچس نه ابوبکر و نه عمر و نه علي ندارد! 10. اما درمورد اينکه افتخار نمي کني شيعي مثل من در ميان شيعيان باشد بايد بداني که قبل از تو دهها نفر از علماي قم به شيعي بودن من افتخار کرده اند و از طرف بسياري از آنها تشويق شده ام. اين علي است که شيعي مثل شماها رو نمي خواد! براي تو واقعا متاسفم. بي ادبي تو از حد فراتر رفته اي محب(قبور) اهل بيت! راستي قزويني ! تو کدوم روايت قسمت آخر ذکر نشده و با چه مدرکي ميگي که اين بعدا اضافه شده. اجبار رو از کجا برداشت کردي!؟ والسلام علي من اتبع الهدي

پاسخ:
!!!
جناب احمدي!
1- ظاهرا فراموش كرده‌ايد كه شما دو نظر براي ما ارسال كرده و در يكي از آنها ادعا كرده‌ايد كه شما سني شده‌ايد !
شما به اشتباه گمان كرده‌ايد كه يك نظر فرستاده و ما قسمتي از ان را حذف كرده‌ايم !
اگر اينگونه بي دقت درس طلبگي را در قم خوانده‌ايد همان بهتر كه سني شويد !
جالب اينجاست كه بر همين مبنا ادعا كرد‌ه‌ايد كه يكي از كساني كه نظر فرستاده جناب دكتر قزويني است ! كه از اين مطلب خيلي سري ! آگاه بوده است !
بهتر است كمي بيشتر دقت كنيد !!!
2- پيامبر (ص) طبق روايات اهل سنت ، هم براي حمزه عزاداري كرده و هم دستور به روضه‌خواني داده‌اند ؛ همچنين عائشه و ساير همسران رسول خدا (ص) براي ان حضرت سينه زني كرده اند ! شما كه به خوبي كتب اهل سنت را مطالعه مي‌كنيد (نه مثل كتب شيعه در دوره درس حوزه خواندن) اين روايات را خواهيد ديد !
3- ما نيز از قبر رسول خدا (ص) حاجت نمي‌خواهيم ، بلكه از خود حضرت طلب حاجت مي‌كنيم ! همانطور كه طبق روايات اهل سنت ، ابوبكر ، اميرمومنان علي عليه السلام و بلال بن حارثه از صحابه چنين كرده‌اند :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=87
4- نبش قبر مومن حرام است ! و نه كسي كه يقين داريم ، ايمان واقعي نداشته است !
5- در مورد شفا گرفتن مريض سني و مردن مريض شيعه ! آيا خبر نداريد كه وقتي يزيد به خانه كعبه با منجنيق حمله كرد ، و پرده كعبه را به آتش كشيد ، ابابيل نيامده و او را نابود نكرد ؟ بسياري از كساني كه از ايمان خارج شدند ، به اين علت بود كه توقع داشتند به مجرد ادعاي اسلام ، بركات آسمان و زمين بر آنان نازل شود ، اما وقتي چنين نشد ، از حقيقت ايمان خارج شدند !
در مورد معجزه نيز همين مقدار كه عام و خاص در حرم امام رضا عليه السلام و ساير ائمه معصومين ديده‌اند ، و حتي اهل سنت نيز آن را نقل كرده‌اند ، براي فهم حقيقت كفايت مي‌كند !
(اگر شما واقعا ده سال طلبه شيعه بوده‌ايد ، لابد يكبار در حرم امام رضا رفته‌ايد ، مي‌توانستيد در انجا سري به دفتر ثبت كرامات بزنيد ، تا خود با چشم خود مدارك معتبر پزشكي و تصاوير شفايافتگان قبل و بعد از شفا را ببينيد ؛ البته الان نيز براي شما اين كار ممكن است)
6- هيچ كس ،به اينكه فلاني شيعه است افتخار نمي‌كند ! (مخصوصا علماي شيعه) بلكه همه به شيعه اميرمومنان بودن افتخار مي‌كنند ! اگر شما شيعه بوديد ، اين ابتدايي ترين مساله در نزد شيعيان را به علما نسبت نمي‌داديد !
7- اگر راست مي‌گفتيد ، الان تمامي سايت‌ها و شبكه‌هاي اهل سنت ، پر شده بود از نام و تصوير شما كه فلان طلبه شيعي ، بعد از ده سال سني شده است ! نه اينكه تصوير با قيچي بريده شده شخصي توهمي به نام مرتضي رادمهر را مونتاژ كرده و به خورد مردم بدهند !
البته ما از اين نمونه‌ها زياد ديده‌ايم ! دو سال پيش هم شخصي ادعا كرد كه آيت الله العظمي شيعه در نجف بوده و هم بحثي مرحوم آيت الله خويي و امام خميني و كتابي بر ضد شيعه به نام «لله ثم للتاريخ» نگاشت ! اما بعد از يك سال ، همان شخص ، كه جواني حدودا سي ساله بود به حقيقت امر پي برده و شيعه شد و اقرار كرد كه من سني بوده‌ام و به دروغ اين مطالب را نگاشته‌ام و بعد از تحقيق براي مقابله با شيعه ، به حقانيت شيعه پي بردم ! و سپس جلد دوم كتاب خويش را نگاشت :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=124
8- اينكه با چه مدركي مي‌گوييم ممكن است اضافه شده باشد ، دليل ما همان تحريفات گسترده‌اي است كه توسط علماي شما در كتب اعمال شده است و نمونه‌هاي بسياري از آن در دسترس ما است ! از جمله تحريف روايت «انا مدينة العلم وعلي بابها»
وقال ابن عساكر أنبأنا أبو الفرج غيث بن علي الخطيب حدثني أبو الفرج الإسفرايني قال كان أبو سعد إسماعيل بن المثنى الاستراباذي يعظ بدمشق فقام إليه رجل فقال أيها الشيخ ما تقول في قول النبي أنا مدينة العلم وعلي بابها ؟ قال فأطرق لحظة ثم رفع رأسه وقال نعم لا يعرف هذا الحديث على التمام إلا من كان صدرا في الإسلام إنما قال النبي : أنا مدينة العلم وأبو بكر أساسها وعمر حيطانها وعثمان سقفها وعلي بابها قال فاستحسن الحاضرون ذلك وهو يردده ثم سألوه أن يخرج له إسناده فاغتم ولم يخرجه لهم
اللآلىء المصنوعة في الأحاديث الموضوعة ج 1 ص 308، اسم المؤلف: جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي الوفاة: 911 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1417 هـ - 1996م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : أبو عبد الرحمن صلاح بن محمد بن عويضة
و تحريف ساير روايات و كتب ، از جمله تحريف كتاب التاريخ الكبير بخاري :
سليمان بن عبد الله عن معاذة العدوية سمعت علينا أخا الصديق الأكبر قاله بشر بن يوسف عن نوح بن قيس
التاريخ الكبير ج 4 ص 23 ش 1835، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل بن إبراهيم أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار الفكر ، تحقيق : السيد هاشم الندوي
به نظر شما اين جمله كه «سمعت علينا اخا الصديق الاكبر» چه معني دارد ؟ قطعا معني ندارد ! اما وقتي به ساير مصادري كه اين جمله را از سليمان بن عبد الله نقل كرده‌اند مراجعه كنيد مي‌بينيد جمله چنين است «سمعت عليا أنا الصديق الاكبر»!!!!
كتب اهل سنت ، پر است از تحريفات و... و ما نيز پاسخ شما را با قسمت اول نظر قبل داديم و اين پاسخ را نيز به عنوان يك احتمال شايع در كتب اهل سنت مطرح كرديم ! و اين هم شواهد !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
107 | عبد الرحمن عثمان ال عارف | , ایران | 12:00 - 24 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام بر همگي خصوصا انهايي که بنده را مورد بي لطفي قرار دادند وتهمتها وتوهينهاي فراواني کردند.دستتان در د نکند.بنده ابتدائا" جوابيه مفصلي را براي شما نوشته بودم اما با کمي تامل وتحمل منصرف شدم ان مطالب را ذکر کنم...فقط به يک سري دست يافتم که برايم از هر هديه اي بالاتر بود.وان اينکه من بسيار در مورد مذهب( اهلبيت)شيعه تحقيق کرده بودم کتابهاي زيادي خواندم از جمله مراجعات سيد شرف الدين شبهاي پيشاور سيد الواعظين شيرازي.الغدير علامه اميني.انگاه که هدايت شدم .سني واقعي وهمراه با راستگويان دکتر تيجاني سماوي و...هميشه سئوالم اين بود اين مذهب دقيق وعميق وپاک چراکمتر از ديگر مذاهب رشد کرده ودر اقليت هستند؟!!!!بعداز نوشته هاي شما ولحن زشت شما در مقابل بنده برايم روشن شد که هر مذهبي طرفداراني چون شما داشته باشد چنين مي شود حيف صد حيف اين مذهب که طرفداراني چون شما دارد.!!!!!اسلام به ذات خود ندارد عيبي هر عيب که هست از مسلماني ماست.حيف اهلبيت که شما خود را به ان گوهرهاي پاک نسبت مي دهيد.واينگونه راهت توهين مي کنيد وتهمت مي زنيد.امام صادق(رض) فرمودند :کونوا لنا زينا ولا تکونوا علينا شينا.حال شما شيعه ايد يا بنده؟؟؟ بنده بارها گفتم شيعه واقعي ام که همان سني واقعي است.نه سني اموي هستم تا از امثال مهران خوشم بيايد چه رسد که زير پر وبالم جايش دهم. ونه شيعه صفوي هستم تا از امثال شما رافضي ها خوشنود باشم بلکه سني محمدي(ص)وشيعه علوي(ع)هستم.واميد وافر به شفاعت اهل بيت پاک پيامبر(ص)واصحاب مکرمش دارم.
108 | حميدرضا | , ایران | 12:00 - 25 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باسلام بسيار خسته نباشيد 1- لطفا در مورد سايت بيشتر اطلاع رساني کنيد 2- در مورد آدرس از کتب به چاپ و ديگر مشخصات آن نيز اشاره کنيد 3-اگر بتوانيد جواب شبهات را با آيات بدهيد بسيار نافعتر است 4-مرام اهل بيت در مواجهه با مخالفين هموني است که قرآن ميفرمايد وادع الي سبيل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن بسياري از اظهار نظرهاي موجود دفاع از اهل بيت نيست فقط تشفي دل ميباشد قول محکم و سديد و منطقي و مستند هدايت دست خداست و بس.
109 | مالك اشتر | , ایران | 12:00 - 25 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر

و اذا خاطبهم الله الجاهلون> قالوا سلاما....

سلام جناب احمدي( مهران) وهابي.!
چقدر خوشحال شدم وقتي ديدم انقدر کوته فکر و تند خو مثل عمر هستي.....................
شعار امسال وهابيت : >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> هر روز گمراه تر از ديروز <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

که ان شا الله هر روزت از روز قبلت گمراه تر شوي.

وباز چقدر خوشحالم که يه بار کسي بنده حقير سراپا تقصير را با جناب آيت الله استاد و دکتر قزويني( حفظ الله عنه) اشتباه گرفت.
که بسي مايه ي مباهات منه.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مثل اينکه شما يادت رفته نام من چيه؟
اگه قرار کسي کابوس ديگري بشه اون منم نه تو ..........................!

ميدوني چرا؟
آخه هر وقت اسم مبارک مالک اشتر نخعي رو جلوي مولات و دار و دستش مياوردن از ترس به خودشون ............................
پس يوااااااااااااااش ....!!!!!!!!! زياد تند نرو.

حال که دقت ميکنم ميبينيم چقدر لحن حرف زدنت مثل اون ملا زاده ي ملعونه؟!
نکنه خودشي..............
تو مناظره کم آوردي............ حالا کارت به جايي رسيده که ميايي تو نظرات شرکت ميکني و خودت ميبري و ميدوزي و آخرشم ميگي نتونستين جواب احمدي رو بدين.
آخه نا مومن ! اين همه جواب به اين واضحي..
کوري يا خودتو به کوري و نا بينايي زدي؟

هههههههههههي ببين کار ملا زاده به کجا رسيده.........؟
شايد در جواب بزني من که ملا زاده نيستم و ( از من تقليد کني) و بگي اگه جاش بودم چه خوب بود و ......................................

آره منم ميدونم ملا زاده نييستي......... از اونم ملعون تري تو .............. ولي خواستم بهت بفهمونم تهمت زدن چقدر آسونه که تو به دکتر قزويني زدي.
من نامم مال اشتر .
نه مثل تو يه دروغ گو باشم که با اسم مهران بيام ......

شايد فکر ميکردي صلاح الدين واست افت کلاس داره که با مهران اومدي؟
اينم از عقده هاي ارضا نشدته ديگه...
خدا رسواتان کنه.

و لعنه قاتليک يا بنت رسول الله.
110 | محمد جسين | , ایران | 12:00 - 26 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام بنده مدرس آموزش و پرورش و دانشگاه هستم سايت بسيار خوبي داريد اما به عقيده من شمانبايد تمام مطالب کاربران را که به اعقتادات يکديگر توهين مي کنند درج نماييد . به نظر اين حقير برخي مطالب شما به اختلافات ميان فريقين دامن مي زند باتشکر
111 | سلفي از قم | , ایران | 12:00 - 26 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام علي عباد الله المومنين آقا محمد حسين! کجاي کاري؟ اصلا هدف از ايجاد موسسه وليعصر و کل تشيع ايجاد تفرقه است. ضمنا آقاي قزويني اينقدر به جاي سني ها نظر هاي ساده و بي منطق ننويس.

پاسخ:
!!!
ظاهرا شما از تهران به جاي اهل قم نظر مي‌نويسيد !
112 | صلاح الدين(احمدي) | , ایران | 12:00 - 27 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
من مهران نيستم. اين تصور ناشي از تخيلات ماليخوليايي شماست. از اينکه فکر کرديد من ملازاده هستم بسيار خوشحالم. يعني پاسخ هام اينقدر کوبنده شده و به مزاجتون خوش نمياد؟! راستي نگفتيد از کجا فهميديد که من قبلا شيعه بودم؟ اينقدر به جاي اين و اون نظر ننويسيد. اما در مورد آقاي"سلفي از قم" اگر براي ما خطرناک نبود(به خاطر سربازان بدنام امام زمان) حتما از قم بهت چند تا تک زنگ مي زديم تا کد قم بيافته و بدونيد که چند تا سلفي در قم هست! روش شما و تيجاني هميشه اين بوده که از موضوع خارج مي شويد تا کسي وارد مبحث اصلي نشود و دروغهاي شما را آشکار نکند. چرا جواب سوام رو نداديد؟ با چه توجيهي روايت "فرأيتماني آثمين ..." را ناقص ذکر مي کنيد؟ مي دونيد که شيعيان هيچ آيه اي در قرآن براي استناد ندارند که مگر اينکه پس و پيش آيه ها ناديده گرفته شود. با اين روش شيعيان ميشود عدم وجوب نماز را هم اثبات کرد. چون خدا العياذ بالله گفته: لاتقربوا الصلاة از خدا بترسيد اگر قزويني نيستي (چون مي دونم اون حق را مي شناسه و از آن پيروي نمي کنه) حتما برو تو سايتهاي عربي مثل شبکة الدفاع عن السنة و بقيه سايتهاي عربي و دنبال جوابهاي شبهات قزويني بگرد. مطمئن باش که دروغهاش برات ثابت ميشه. برو به کتابهاي منبع رجوع کن تا ببيني چقدر احاديث رو تکه تکه ميکنه! از من نصيحت قبول مي کني بکن و نمي کني نکن. از خدا مي خواهم که من و شما را هدايت کند

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- شما مهران باشيد يا نباشيد ، به هر صورت نظر شما شبيه نظر ايشان بوده و از همان مباني ساده انگارانانه و خطرناك وهابيت سرچشمه مي‌گيرد . خداوند متعال در قرآن مي‌فرمايد «وان الشياطين ليوحون بعضهم الي بعض ليجادلوكم» و علت شباهت نظرات شما به نظرات او نيز به خوبي با اين آيه مشخص مي‌شود .
2- فرموده‌ايد «راستي نگفتيد از کجا فهميديد که من قبلا شيعه بودم؟» وقتي شما اصلا به نظراتي كه قبلا خود فرستاده‌ايد نگاه نكنيد تا مبادا جواب را ببينيد ، فراموش مي‌كنيد كه در اولين نظر خود ادعا كرده‌ايد كه شيعه بوده‌ايد و سپس سني شده‌ايد !
3- ظاهرا خبر نداريد كه همه مديران سايت و حتي وبلاگ‌ها ، اين قابليت برايشان موجود است كه محل تقريبي مراجعه كننده را با توجه به آي‌پي به دست آورند ! به عكس ادعاي شما ، براي اثبات كذب مدعايتان ، احتياجي به سربازان گمنام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيست !
4- جواب روايت «فرايتماني كاذبا...» (و نه آنچه شما به اشتباه نوشته‌ايد) قبلا داده شده است ! البته همانطور كه قبلا گفته شد ، شما به خاطر عدم مراجعه به مطالب قبلي خودتان و عدم فرستادن ايميل صحيح ، نمي‌توانيد (يا نمي‌خواهيد) از حقيقت مطلع شويد .
5- در مورد سايت‌ها و انجمن‌هاي عربي ، بسياري از آنها نيز به حمد الله مانند سايت‌هاي شما ديگر قدرت شبهه افكني نداشته و به خاطر قدرت علمي شيعه ، همگي مجبور به دفاع شده‌اند (مگر در مواردي كه مطالب خارج از اصل بحث شيعه و سني را مطرح كرده و به عنوان دليلي بر ضد شيعه به كار مي‌برند و يا مطلبي را به دروغ مطرح مي‌كنند!!!!)
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
113 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 27 شهريور 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
برادر عزيز جناب اقاي محمد حسين .برادر عزيز اين چيزهاي كه نوشته ميشود شبهه زدائي هست . شما كه مدرس هستيد ايا سعي در بر طرف كردن شبهات درسي شاگردانتان نمي نمائيد , مسلماً اين كار را ميكنيد .
اينجا هم همينطور ممكن است بعضي ها از روي غرض خوششان نيايد اما حقيقت را بايد گفت .
بقول معروف :
من انچه شرط بلاغ است با تو ميگويم××××× تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال

جناب اقاي سلفي از غم خوب شد خودت اقرار كردي كه """ نظر سني ها ساده و بي منطق هست , مثلاً:
أبو هريرة از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله احاديثى نقل كرده است از جمله آنكه حضرت فرمود: خداى عزّ وجلّ آدم را بر صورت خودش آفريد طولش 60 ذراع بود
2) الف ـ صحيح بخارى، ج 8، ص 62، ابتداى كتاب الاستئذان.
ب ـ صحيح مسلم، ج 4، ص 2183، كتاب الجنّة وصفة نعيمها واهلها، باب 11، ح 28.

يعني يك ساختمان 20 طبقه در تهران كه از قم ديده نميشود وقت كردي برو تهرون ببين .

يا علي


114 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 05 مهر 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام اقاي ظلال الدين كه گفته تو اون عبد الشيطان ملحد زاده لندني هستي ؟؟؟؟؟ اينقدر تقيه براي چي , كه نتوني از قم تلفن بزني . اين راه حل داره كه منهم يادت نميدم . استدلالهايت مثل دلايل ديگرت پوچه " چند تا نك زنگ بزنم . . . . يعني چي ؟؟؟؟؟ نوشتي : اگر براي ما خطرناک نبود ,,,,,, اشتباه گرفتي سربازان خيلي خيلي خوش نام امام ( عج ) براي افرادي مثل تو كه ادعاي الحاد و كفر يا نفاق بكنند وقت عزيزخودشان تلف نميكنند ؟؟ اينقدر تبليغ سايتهاي سني نكن كه اينجور بحثهاي ازاد توشون نميشه بارها مراجعه كردم تا يك سوال بكنم ببينم چطور جواب ميدهند حقيقتش نتونستم . ولي برو ببن كتابهائي را كه اونا در سايت خوشون گذاشتند كي چاپ كرده و اين چاپخانه ها چندتا كتاب ديگه چاپ كردند؟؟؟؟ يا علي
115 | عبد الرحمن عثمان ال عارف | , ایران | 12:00 - 05 مهر 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام به همگي:يکي از مشکلات عمده ما با شما اين است که شما مباني کلامي اهل سنت را نمي شناسيد وبا مباني خود ديگران را محکوم مي کنيد.برادر جان که فرموديد جناب عمر(ر ض)در تاريخ امده کمي خشن بوده ويا متعصب بوده ويا اين مکررا اشتباه مي کرده ودر کتب اهل سنت هم امده است درست است.ما که عمر وابوبکر وعثمان(رض هم)را معصوم نمي دانيم بله انها هم مثل بقيه انسانها اشتباه مي کردند.لذا با رها وبارها خليفه اشتباه مي کرد ومعذرت مي خواست چون جايز الخطاست.گاهي با علي(کرم الله وجهه)مشورت مي کرد ومي فرمود: لولا علي لهلک العمر.ايه تطهير در مورد خلفاي ثلاثه نازل نشده است تا به قول شيعه معصوم باشند وبه قول ما محفوظ از گناه.بلکه اين ايه مختص اهل کسا است.اما ... متاسفم که بعضي نوشتهاي بنده را تفسير به راي کردند وباز تهمت نفاق و... زدند. من کفر مومنا فقد کفر...واما از اينکه مهران بنده را توصيه به توبه کرده بود جاي تعجب نيست چون مرام وهابيت چنين است خود را مسلمان وديگران را کافر مي دانند.اما بهتر است بحال خود فکري کنيد وبدانيد در همين صحيح مسلم وبخاري امده است:حب ال محمد ايمان وبغضهم کفر...اني تارک فيکم ثقلين کتاب الله وعترتي....علي مع الحق والحق مع علي.....و.... ودها حديث ديگر که جاي نگارشش در اين مختصر نيست.اما جواب ان برادري که گله کرده بود چرا بنده در مقابل توهين به ريحانه رسول سيد جوانان بهشت وسيد الشهدا چيزي نگفتم. برادر جان حسين نياز به دفاع من وشما ندارد امروز نه مسلمانان بلکه تمام ازاديخواهان جهان حسين را مي شناسند وخود را مديون خون پاک وبه ناحق ريخته شده او مي دانند.سلام خدا براو روزي متولد شد وروزي که به شهادت رسيد وروزي که برانگيخته خواهد شد.
116 | سعيد حسيني | , ایران | 12:00 - 10 مهر 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليکم در گمراهي اهل بدعت ( اهل سنت ) همان بس که به فرد معلوم الحالي بنام ( عبدالرجيم ملازاده ) همان ابن ملجم بلوچي افتخار ميکنند. ما شيعيان انشاءالله مطيع خدا و رسول خدا و اهل بيت عليهم السلام بوديم و هستيم و انشاءالله خواهيم بود تا کور شود هرآنکه نتواند ديد. در ضمن گروه شبهه افکن که با نامهاي مهران ، بارز ، فرزاد و . . . . . اقدام به دروغ پردازي و شبه افکني ميکنيد بدانيد صداي عجز و ناتواني شماها گوش فلک را کرد کرده است. باز هم خجالت نميکشيد ؟ نکند مانند خلفاي خائن و حيله گرتان قابليت خجالت و شرم از گناه و دروغ و کثافتکاري را نداريد ؟ با اين احکامي که مفتي هاي شما ميدهند به ما بگوئيد در خانه هايتان چه ميگذرد ؟ ايا واقعآ خود را مسلمان ميدانيد ؟ يا اينکه سعي در مسلمان جلوه دادن خود داشته و براي رسيدن به اهداف کثيفتان خود را مسلمان مي ناميد ؟ چگونه است که دم از قرآن ميزنيد ولي بر عليه و ضد قر|آن عمل مي کنيد ؟ آيا واقعآ قرآن را قبول داريد ؟ حقيقت در عقيده شما چه جايگاهي دارد ؟ اصلا ايا حقيقت در عقيده شما داراي جايگاه هست يا نه ؟ اگر حقيقت در عقيده شما جايگاه دارد مبناي عقلي و عقيدتي شما را پشتيباني ميکند يا خير ؟ اگر اينگونه است چرا سعي در وارانه جلوه دادن حقايق داريد ؟ شماها که حقايق را وارانه جلوه ميدهيد اصلا داراي عقيده پاک نميتوانيد باشيد !!! منکر حقيقت منکر قر|آن نيز هست !!! منکر حقيقت منکر خدا نيز هست چون اگر قائل به وجود خدا بود منکر حقيقت خدا نمي شد و اينکه دم از خدا و قرآن و رسول خدا ميزنيد صرفا بخاطر استفاده ابزاري شما از آن است !!! بدانيد که شماها مانند هميشه همانطور که تاريخ معترف است رسوا هستيد. بوي نفاق و کفر و شرک عقيده و حرفهايتان عالم را متعجب کرده است. و اعمال خلفاء و نيز خوتان بزرگترين دليل بر اين مدعاست. نياز به اينهمه تلاش نيست قبلا هم گفتم و باز هم ميگويم خيالتان راحت باشد که چارپاي جاهليت به گرد پاي شما هم نميرسد. چشمهايتان را باز کنيد و جهان را بنگريد که نه تنها شيعيان بلکه تمام انسانهاي آزاده ي اين جهان شما را چگونه ارزيابي ميکنند ؟ البته اگر کور نبوده و داراي چشم بينا و گوش شنوا باشيد. شماها مايه ننگ جهان اسلام به شمار ميرويد. ( صم بکم عمي فهم لايرجعون ) مصداق شما کور دلان ضد قرآن است و الحق که (صدق الله العلي العظيم) حال که شبهات شما پاسخ داده شده به مظلوم نمائي روي اورده ايد. جابه که مهران ميگه من کشاورزم. حال که از پاسخ سئولات شيعه در مانده ايد به کساني مانند آن (عبدالرجيم ملازاده بلوچي) افتخار ميکني که حتي علماي خودتان او را ديوانه ميخوانند. و اين بزرگترين دليل بر ديوانگي خودتان است. در واقع مبناي شما کافران مشرکي مانند اوست که مبارکتان باشد. ميتوانيد در جهنم همنينش بوده و به او افتخار نمائيد. اما ما متفخر به مولايمان حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله وسلم و اميرالمونين حضرت علي عليه السلام و فزرندان پاک آنان هستيم و راه ما اسلام واقعي و کتاب ما قرآن و وفقط و فقط خدا را بنده بوده و هستيم و خواهيم بود انشاءالله. در شفافيت عقيده شيعه همين بس که نظرات شما هم بطور کامل در اينجا نمايش داده ميشود اما من خودم تابحال حداقل در 6 سايت سني نظر داده ام اما نظر مرا علني نکرده اند. جالبه که من هيچوقت از منابع شيعي نظر نميدهم و هميشه از منابع خوتان استفاده ميکنم. ايا علماي خودتان را هم قبول نداريد؟؟ اگر مطالب کتب خودتان تا اين اندازه مزخرف است که روي آنرا نداريد در سايتها آنرا درج کنيد، پس به ما بگوئيد عقيده و دين واقعي شما ها چيست؟؟ چرا که اسلام اينوگنه نيست. لطفا اينکه از چه ديني پيروي ميکنيد را به ما بگوئيد.!!! در ضمن اگر از نظرات بر حق شيعه آزرده ميشويد طبيعي است چرا که حقيقت تلخ است. دليل حضور مستمر خود را در اين سايت را با توجه به عدم قبول مطالب ان به ما بگوئيد؟؟؟!!! خودتان به وضوح مي بينيد که عليرغم فعاليتهاي شما مبني بر شبهه افکني شيعيان در عقيده خود محکمتر از پيش قدم بر ميدارند. و اين يعني شکست باطل در مقابل حق. خداوند هميشه دشمنان خود را رسوا ميکند. منتظر باشيد. بزودي ريشه شما و عقيده گندتان از روي زمين کنده خواهد شد. هر چيزي که مبناي عقلي و منطقي نداشته باشد ماندگار نيست. اگر داراي منطق و علم و تعقل هستيد جواب سئولات ما را بدهيد. مگر شماها مناظره اقاي دکتر سيد محمد قزويني و ملازاده بلوچي و ديگر مفتي ها تون را نشنيديد ؟ مگر نشيديد که مثل چهار پا در گل مانده بودند ؟ هر وقت شبهه اي مطرح ميکنيد و پاسخ آن داده ميشود سراغ شبهات ديگر که البته تکراري هم هست ميرويد و هيچوقت نتيجه و جواب را نميگوئيد و هميشه از حقيقت فرار ميکنيد، اما بدانيد حقيقت چيزي است که وجود دارد ، حقيقت ساختني و خريدني نيست. بيخودي خودتان را خسته نکنيد. اگر واقعا قصد دستيابي به حقيقت داريد راه آن در قرآن آمده است (( صراط المستقيم )) يعني اهل البيت عليهم السلام اگر باور نداريد به خومد زحمت بدهيد و کتب خودتان را مطالعه فرمائيد و منظور قر|آن را از راه راست در آن مطالعه کنيد و در صورت قابليت مردانگي کنيد و نتيجه آنرا به ما بگوئيد. اما هميشه به حقانيت شيعه رسيده ايد و سکوت کرده ايد و آنهائي که بطور واقعي دنبال حقيقت بوده اند به ن رسيده اند همانند بيش از 170 عالم سني که به حقيقت رسيدند. واقعا که عجب روئي داريد !!! اينهمه ادله روشن وجود دارد ولي هنوز اصرار در گمراهي ميکنيد !!! مسئله اسم چه ربطي به محبت به طرفين دارد ؟ دوستان پاسخ به شبهات جواب شما را بخوبي داده اند. اما شما بگوئيد مبناي افتخارتان چيست؟ آدرس ايميل من در سايت وجود دارد هر کس ميخواهد بحث منطقي و عقلي با توجه به ادله تاريخي بنمايد در خدمتم . البته اين بهاين دليل نيست که بنده عالم باشم بلکه به اين دليل است که حقيقت هميشه مانند خورشيد ميدرخشد و کوردلان از نور آن بي نصيب خواهند بود مگر اينکه واقعا بدنبال حقيقت باشند و چشمشان بينا شود. hoseini142005@yahoo.com اينم ايمل من اللهم العن الجبت و الطاغوت يا علي مدد
117 | عبد الرحمن كريم زهي | , ایران | 12:00 - 14 مهر 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بنده را كم وبيش بايد بشناسيد اگر چه مدتيست كمتر مطلب مي نويسم .من همان كسي هستم كه سال گذشته از مذهب جعلي حنفي به مذهب پاك اهل بيت مشرف شدم وخداوند را بر اين نعمت عظمي ستايش مي كنم واز زحمات استاد ارجمند جناب اقاي قزويني وديگر سروران تشكر وقدرداني مي كنم منظور من از مزاحمت اين بود :با توجه به مراحلي كه بنده پشت سر گذاشتم حال برادر ارجمند جناب ال عارف را بهتر از ديگران درك مي كنم ايشان در حال تحول وگذر است روحش بسيار حساس است.بايد رعايت حالش را كنيد وبا ان جملات تند از او استقبال نكنيد بنده ايمان دارم او به حقيقت رسيده است.اما دست برداشتن از كساني كه يك عمر به انها معتقد بوده كار ساده اي نيست. ايمان اوردن به كساني كه سالها به انها بدبين بوده كار مشكليست. همه بايد به او دعا كنيم تا از اين گردنه وتنگناه به سوي روشنايي حركت كند.ومن با اجازه ايشان واساتيد بزرگم خصوصا جناب اقاي قزويني نام اين مرد بزرگ را چنين مي نويسم اميدوارم راضي باشد عبد الرحمن علي ال عارف درود خداوند بر همه راه يافتگان حقيقت محمدي واهلبيت طيبين وطاهرينش با تقديم احترام عبد الرحمن كريم زهي از زاهدان
118 | علي عارفي | , ایران | 12:00 - 15 مهر 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
السلام علي من تبع الهدي:بنده هم اين موفقيت را به برادر ارجمندم جناب ال عارف وهمه دوستان واقعي اهلبيت تبريك عرض مي كنم
119 | عبد الرحمن عثمان ال عارف | , ایران | 12:00 - 21 مهر 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
السلام علي من تبع الهدي: يا ايها الذين امنوا من يرتد منکم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبهم ويحبونه اذله علي المومنين اعزه علي الکافرين يجاهدون في سبيل الله ولا يخافون لومه لائم ذلک فضل الله يوتيه من يشائ والله واسع عليم54انما وليکم الله ورسوله والذين امنوا الذين يقيمون الصلاه ويوتون الزکاه وهم راکعون 55ومن يتول الله ورسوله والذين امنوا فان حزب الله هم الغالبون56المائده......چند سئوال از برادران اهل بدعت همکيشان سابقم. 1/اين قوم که خداوند بشارت امدنشان را داده است کدام قوم هستند؟ 2/اثر اين قوم تابع چه مذهبي هستند؟در زمان مبارزه وبه تعبير قران کريم مجاهده دو طرف جنگ وجهاد چه قومها ومذاهبي بودند؟(يک طرف ايران لبنان ومردم غزه ودر طرف مقابل امريکا اسرائيل وکشورهاي سني نشين ومسيحي نشين واسرائيل يهود) 3/ کدام قوم موجب عزت مسلمانان شدند وکدام فرقه موجب ذلت انان؟کدام کشورها با چه مذاهبي عاشق غرب وتمدن انها هستند وکدام کشور متنفر از غرب ومسيحيت ويهوديت(نگاه کنيد به جنگ 33 روزه لبنان و22روزه غزه نگاه کنيد به سران کشورهاي سني نشين وايران ولبنان)4/شان نزول ايه55 کيست علي يا ديگران؟در نهايت خداوند وعده پيروزي حزب الله را داده است.البته بگويم من بيش از ده سال است درمورد شيعه وسني تحقيق مي کنم انچه بيان کردم ازباب اگر درخانه کس است يک جمله بس است. واينک با سربلندي اعلام مي کنم اشهد ان لا الله الا الله واشهد ان محمدا رسول الله واشهد ان عليا ولي الله واولاده المعصومين حجج الله(صلوات الله عليهم اجمعين)الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوالکم فاخشوهم فزادهم ايمانا وقالوا حسبنا الله ونعم الوکيل 173فانقلبوا بنعمه من الله وفضل لم يمسسهم سوئ واتبعوا رضوان الله والله ذو فضل عظيم174انما ذلکم الشيطان يخوف اوليائ ه فلا تخافوهم وخافون ان کنتم مومنين175ال عمران صدق الله العلي العظيم.
120 | لطيف | , ایران | 12:00 - 22 مهر 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام .عجب جواب مسخره اي.من که خندم گرفت .0k.اصلا حرف شما درست .اگه اينطوره چرا در اين ايران .... شيعه پيدا نميشه که اسمش عثمان باشه .
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   قبلی