نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: 5137 تاریخ انتشار: 13 تير 1394 تعداد بازدید: 451753
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
41 | عبد الرحمن عثمان ال عارف | , ایران | 12:00 - 04 خرداد 1388 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
سلام :بنده از همه شما بزرگواران گله دارم خصوصا از ان برادران هم مذهب خودم كه ادعاي سني بودن دارند هيچ گاه درمرام مسلمان نبايد به اسم دين توهين شود جاي بسي تاسف است كه برادري براي تطهير خلفاي راشدين(رض)كلمات زشتي را درمورد صديقه طاهره كسي كه طهارت اورا قران كريم تاييد كرده به كارمي برد وقتي كلمه تجاوزرا به اين بانوي پاك ديدم به خود پيچيدم.برادر تا به امروز احدي چه سني وچه شيعه علت نامعلوم بودن قبر دخت پيامبر را مسئله تجاوز بيان نكرده احدي به خود اجازه چنين تصوري را نداده.توچگونه به اين راحتي .....اما بعد:پيامبر اسلام سه نوع منزل داشتند 1/تعدادي حجره براي امهات المومنين.يعني براي هريك از انها يك حجره وانها تا زنده بودند در ان حجرات زندگي مي كردند2/يك حجره مخصوص عبادت ايشان بود كه متصل به بيت فاطمه(رض)بود اين همان حجره معروف تهجداست كه دريچه اي به خانه فاطمه داشته است كه پيامبر گاهي اوقات ازهمين دريچه حال اورا مي پرسيده است.3/يك هجره براي ملاقاتها با مردم داشته كه معروف بوده است به حجره وفود.محل نشست پيامبر با مهمانان وسران قبائل كه عمودالوفود به ان متصل بوده است وقتي پيامبر(ص)بيمار بودند دراين حجره خوابيده بودند زيرا مردم براي عيادت خدمت ايشان مي امدند.زيرا اندرون يا همان حجرات زنان پيامبر جاي مناسبي براي ملاقات كننده ها كه اغلب نامحرم بودند نبود.پيامبر اسلام در اين حجره مبارك جان به جهان افرين تسليم كردند ودر همين مكان مقدس توسط علي (كرم الله وجهه)غسل داده شدند نماز خوانده شد ودفن گرديدند.لذا ادعاي ام المومنين عائشه(رض)برمالكيت اين حجره بي اساس است.حجره بي بي عائشه(رض)بعد از حجره وفود بود كه الان در راهرو خروجي باب البقيع واقع شده است.وايشان تا اخر عمر پربركتشان در ان زندگي مي كردند .اگر خانه ام المومنين جايگاه قبور گرديده بود ايشان كجا زندگي مي كردند؟!!احدي انتقال ايشان را به بيت جديدي بيان نكرده است موفق باشيد.
42 | مشفق | , آمریکا | 12:00 - 04 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باسلام
دوست عزيز جناب آقاي ايكس
اولاً طبق چه سندي دفن جناب عمر بدستور رسول الله بوده است؟
دوماً : طبق چه سندي لقب صديق را پيامبر(ص )به جناب ابوبکر اعطا فرمود؟
سوماً : طبق چه سندي برحق بودن را تنها با دفن کردن در کنار پيامبر (ص )توجيه ميکنيد؟
چهارماً : يکي از افتخارات عمر در زمان خلافت ، گسترش اسلام به ديگر کشورها بوده ؟ که امروزه پاپ بنديکت شانزدهم ، اسلام را بعنوان اسلامي که
بعد از پيامبر با خشونت گسترش يافته در قلب اروپا و مسيحيت ياد ميکند آيا اين است افتخارات که به آن مينازيد؟
در زمان عمربن خطاب برخي کشورها چون ايران فتح شدند درست ، ولي مگر فتح کشور مساوي است با ترويج اسلام. کجاي قرآن کريم و روايات نبوي آمده است که براي ترويج اسلام بايد حتماً دست به کشور گشايي زد؟ تا جايي که ما سراغ داريم پيامبر خدا هيچگاه داعيّه ي کشور گشايي نداشت و تنها براي دفاع از اسلام و مسلمين نبرد مي نمود و هيچگاه دين را با شمشير تبليغ نمي کرد. لذا اگر عمر بن خطّاب براي تبليغ دين کشور گشايي نموده خلاف سنّت پيامبر رفتار کرده است. قرآن کريم نيز جنگ را تنها از باب مقابله به مثل اجازه داده است و از جنگ با افرادي که با مسلمين سر جنگ ندارند نهي فرموده است. (ر.ک: بقره: 190 ـ 193 ، ممتحنه: 8 و 9 )
43 | مهران | , ایران | 12:00 - 04 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليكم جناب پاسخ به شبهات شما يك حجره 12متري كه آنهم متعلق به عايشه صديقه است را از آن فقرا مي دانيد و مي گوييد عايشه بايد از حجره بيرون مي رفت و در خيابان مي خوابيد و فقرا مي آمدند و انجا را تصرف مي كردند پس اي داعي كذاب چطور فدك را كه 400000متر مربع يا چهل هكتار است را فاطمه تصرف كند و كسي چيزي نتواندبگويد اگر فاطمه ادعاي فدك را بكند پس عايشه نمي تواند ادعاي يك اتاق را داشته باشد و بايد بيرون برود . ثانيا خود حجره فاطمه مگر مال فاطمه بود يا سند به نام ايشان بود. اين حجره را هم مردم بنا كرده بودند و در كنار مسجد پيامبر كنار حجره هاي امهات المومنين بود ومتعلق به حضرت رسول و بعد از ايشان از كسي پس گرفته نشد ومتعلق به علي بود و اگر باز اي داعي اين حجره غصبي بود چرا سه امام شما كه عالم غيب وشهاده بودند و معصوم بودند و خود فاطمه كه در آن زمان زنده بود چرا حرفي از حجرات امهات المومنين نزدند وادعاي ارث نكردند وچرا بقيه زنان پيامبر اعتراض نكردند كه سهم ما را از حجره عايشه بدهيد . پس اين دفن شدن آنها در كنار خير البشر (ص) يك فضيلت فوق العاده است كه شيعه از درد آن مثل ابليس به خود مي پيچد و فغان سر مي دهد .

پاسخ:
با سلام
جناب آقاي مهران
1- عائشه همسر رسول خدا (ص) چطور مالك آن حجره شده است ؟ آيا ان را خريده ، يا به او اهدا شده و يا به او ارث رسيده است ؟
2- اصلا پيامبر (ص) در حجره عائشه از دنيا نرفتند !!! و اين رواياتي كه اهل سنت از او نقل مي كنند با رواياتي از خود او در تعارض است (روايات صلاة ابوبكر) كه در ساير نظرات به اين مطلب مفصلا پرداخته ايم .
3- وقتي پيامبر ارث نگذارد چه يك حجره 12 متري و چه زمين 400000متري!و فرقي هم بين فاطمه و عائشه در ارث بردن نيست ، اگر بنا باشد ارث ببرد ، از حجره مي برد از فدك هم مي برد ، اگر بنا باشد نبرد ، از حجره نمي برد ، از زمين هم نمي برد ، البته فدك ارث نبود و به اقرار علماي اهل سنت ، هديه پيامبر (ص) به فاطمه زهرا در ايام حياتشان بود .
4- ائمه ما در مورد خلافت ادعا كردند ، انها را تكذيب كردند ، در مورد فدك ادعا كردند ، تكذيب شدند ، فايده ادعاي حجره پيامبر (ص)‌ چه بود ؟
5- آيا دفن شدن به دستور پيامبر (ص) بوده است؟
البته اهل سنت در اينجا دچار اشكالات بسياري هستند ، اگر خاك محل دفن پيامبر (ص) ارزشي ندارد ، همسايه حضرت در قبر بودن نيز ارزشي ندارد .
خود پيامبر (ص)‌ كه از دنيا رفته اند و دستور به دفن خلفا نداده اند ، فضائل هم توقيفي هستند (پيامبر بايد فرموده باشند) پس دفن ابوبكر و عمر هم فضيلتي نيست و...
اينها جزيي از اشكالات است ، اميدواريم مانند ساير نظرات ، توجهي هم به جواب هاي ما داشته و تنها شبهه افكني نكنيد
گروه پاسخ به شبهات
44 | مهران | , ایران | 12:00 - 05 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليكم
جناب عبد الرحمن شما فرموده ايد حضرت رسول در حجره وفود مدفون هستند ولي صحيح بخاري اگر شماباور به اين كتاب داشته باشيد صراحتا و با روايات صحيح بيان كرده كه آن حجره متعلق به حضرت عايشه بوده و در ماجراي دفن حضرت فاروق اعظم (رض) نيز از عايشه اجازه گرفته شد و اين جزو مبرهنات است ولي نمي دانم شما از كجا اين حرف را شنيده ايد ولي باز خدا شما را اجر دهد كه از نظرات آتشين و كينه آلود شيعيان كه يك جوري مي خواهند قصه اسلام و تمام احاديث و روايتها را به خاطر خلفاي راشدين عوض كنند و آن را كاملا مشوش جلوه دهند و قبور آنها را مورد اهانت و توهين قرار دهند نيستيد
ولي جناب راهعلي سعادت آيا شاهد نبودي كه به هنگام دفن لنكراني در قم زلزله 5 ريشتري درست در هنگام دفن او رخ داد كه همه ترسيدند و حتي شيعيان هم به هم مي گفتند كه نكند خاك به خاطر اين جنازه بي تابي مي كند
اين هم جواب توهين تو كه انشا الله خداوند شخصا جواب توي ملعون من رحمه الله را بدهد
45 | نادر | , ایران | 12:00 - 06 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي ايكس باهوش عمرزيرپاي حضرت دفن شده كه هروقت لازم شد بالگد بكوبه توچونه ش
46 | نادر | , ایران | 12:00 - 06 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
قابل توجه محمد: آخه داداش سني باهوش من همه اين تعصباروكنار بذار عمرم شد اسم؟
47 | راه علـي سعـادت | , ایران | 12:00 - 06 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
مهران خان مهران خان مهران خان مهران خان تنـــــدنرو گوش بده اين عالم رااصلا نبايد باآنهامقايسه كني!!!درحدآنهانيست.
هنگام شهادت امام حسين(ع)اتفاقاتي افتاد.به نقل راوي ما همچنان مي ديديم كه تمام اشياء و اسباب ما مملو از خون است . . علي بن مسهر از جده اش نقل مي كند كه مي گفت: هنگامي كه امام حسين به شهادت رسيد من دختري نوجوان بودم، آسمان چند شبانه روز درنگ نمود كه گويا لخته خون بود از ام حيان نقل است كه گفت : روز شهادت حسين اسمان سه شبانه روز تاريك شد وهر كس دست به زعفران مي زد دستش مي سوخت و زير هر سنگي در بيت المقدس خون ديده مي شد .
سند اين نقل قولها درسايت باعنوان(بعد از شهادت امام حسين (ع) چه اتفاقاتي در عالم افتاد؟)درسايت موجوداست.

اگرزلزله آمده نشانه ي اينكه زمين هم ازرحلت اين عالم رباني حضرت آيه فاضل لنكراني هم به نوعي ابراز مصيبت مي كند.

امـــــــا ...امـــــــــــا ..... وقتي زمين جنازه ي عمرراقبول نكند بحث فرق مي كندزمين نيزاز اوبيزاراست.
48 | مشفق | , ایران | 12:00 - 09 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب مهران خان عزيز اولا شما هم مثل هم کيشان زمان جاهليتتان ، بيخير هستيد که زمان تشيع پيکر آيت الله لنکراني چه موقع بوده و زمان زلزله 5.6 ريشتري چه موقع ؟ آيت الله لنکراني صبح روز 28 /3/ 86 در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شدند و زلزله ي همان روز در ساعت 17.59 دقيقه بعد از ظهر !! پس سعي نکنيد تاريخ را مثل رسوم خودتان تغيير دهيد ثانيا درمکتب شيعه بر خلاف سني ها سوء استفاده ار اتفاقات طبيعي (جزءبه اذن خدا ) براي چسباندن به بزرگان در دين جايز نيست ثالثا (بيني و بين الله) تحريفي را که اهل تسنن دراحاديث و روايات اسلامي بوجود آورده اند در تشيع ميبيند؟پس لطف کنيد تشيع را به مشوش کردن اذهان مسلمين متهم نکنيد که نا گفته بر هر دل بينايي واضح است رابعا : آيا از آدم تا خاتم دودماني را از ايشان ديده ايد که ابتدا بت پرست بوده سپس يگانه پرست شده باشند ؟ اما از افتخارات شيعه آن است که از سلاله رسول اکرم يعني خاندان نبوتش بر خلاف خلفاي سني از اول تا ابد يگانه پرست بوده اند
49 | momen abdullah | , مالزی | 12:00 - 19 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
چشم آقاي حسين سروري براي شروع مي‌شود بفرماييد که چرا من بايد ماليات بدهم؟ آيا مي‌دانيد که سياستهاي پولي مبتني بر ربا باعث اين بحرانهاي مالي کاذب در سراسر جهان است؟ هيچ فکر کرده ايد که چرا دولتها بايد هميشه مقروض باشند و در سراسر جهان مشغول فروش اوراق قرضه باشند؟ مي‌شود بفرماييد که چرا من بايد چيزي به نام patent را قبول کنم؟ آيا شما مي‌دانيد که همين Patent بزرگترين مانع براي نشر علم است؟ مي‌شود بفرماييد امثال مني که امکان ازدواج دائم برايشان مقدور نيست چه بايد کنند؟ مي‌شود بفرماييد که اگر از چهل وشش کروموزم کودک يکي را از فردي غبر از پدر يا مادر به کودک منتقل کنيم تکليف حقوقي آن کودک چيست؟ مي‌شود بفرماييد که اين گمرک اختراع کي بود؟ تمام اين مسائل به ظاهر بي ربط يک پاسخ بيشتر ندارند و آن توجه به امام زمان ( عجل الله تعالي فرجه شريف ) است. شما واقعا فکر مي‌کنيد که امثال ما تا هزار هزار مشکل لاينحل و بفرنج در زندگي برخود نکرده بوديم اين چنين به دنبال امام زمانمان ( عجل الله تعالي فرجه شريف ) مي‌رفتيم؟
50 | حسين سروري | | 12:00 - 19 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اول از همه به همه تان سلام و بعد خطاب به همه تان .فکر کنم همه تون بيکارين.برين دنبال علم . دانش تا بتونين کمي منطقي فکر کنين و بفهمين که دين و مذهب از مسايل خصوصي هر شخص است و در درجه دوم در دنياي امروزي کمتر کسي است که به دين و مذهب فکر کنه برين دنبال رندگي تون و بزارين تو اون دنيا خود خدا مشخص کنه که ابوبکر راست ميگقت يا بقيه شون........
51 | جبار بن آل فارس | , آمریکا | 12:00 - 19 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليکم مهران خان.!!!!! بهتره يکم اندازه دهنت حرف بزني. تو که ديوانه وار اسم ملعون ترين بنده خدارو رضي الله عنه مينامي و حتي براي يک بار هم دنبال اين نميري که اين فرد چه خيانتهايي به اسلام کرده. يکم تعصباتت رو کنار بذار و مردانه بشين مطالعه کن و نترس. از اينکه هم کيشانت سرتو واسه فهميدن حقايق گوش تا گوش ........................ اين منطق سنياست و دوستان و برادران وهابيتون.
52 | جبار بن آل فارس | , آمریکا | 12:00 - 19 خرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب آقاي >>>>>>>>>>>>>>>>>>> کازم<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< آقاي سني شيعه نماي منافق. اگه درس خونده باشي ميفهمي که کاظم با ظ نوشته ميشه نه با ز. خدا رسواتون کنه. بدبختهاي مزدور.
53 | شاهد | , ایران | 12:00 - 01 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب مومن عبدالله با سلام شما ميگوئيد : نقي حق حيات ولو به زبان مي‌تواند بسيار خطرناک باشد.» چنانچه در همه قوانين تهديد به قتل مجازات سنگين دارد " در صورتي كه كلام الله قرآن بارها مفسده جويان و فتنه گران...را تهديد به قتل كرده است و صاحب اين كتاب از مومنان خواسته آن قبيل افراد را (در مرحله اي كه بايد كشته شوند) بكشند ...مثل سوره بقره ؛ نساء ؛ توبه و آل عمران ... خواهشا اگر توضيحي داريد بنويسيد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
جناب وهابي ، خواهر هتاو ، عمر و... بهتر نبود با همان نام قبلي نظر خود را مي‌داديد ؟
قرآن مفسده جويان و فتنه گران را تهديد به قتل كرده است ، اين درست است ، اما آيا نفي حق حيات قبل از اثبات فتنه گري ، صحيح است ؟ آيا اين خود نوعي فتنه گري نيست ؟ آيا اين خود مفسده جويي نيست ؟
شما به جاي اينكه مطلب واضح جناب مومن عبد الله را ببينيد ، تنها به اينكه چرا كلام ايشان به صورت مطلق بوده است ، اشكال گرفته ايد ! كه اين در واقع ديدن انگشت اشاره به جاي ديدن ماه است !!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

54 | momen abdullah | , مالزی | 12:00 - 01 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب طالب منصوري مسلما شما سخنانتان را از در خيرخواهي و مصلحت انديشي بيان فرموديد. منتهي آقاي عزيز من شما را به نکاتي چند از تاريخ توجه مي‌دهم. در طول تاريخ هر قومي که مي‌خواست دست به قتل عام و نابودي قوم ديگر بزند جنايت خود را نفي انسانيت قوم مقابل خود آغاز مي‌کرد. آيا شما هيج مي‌دانستيد که چه بسيار محققان بزرگ قرن نوزدهم مدافع سرسخت برتري بعضي نژاد ها بر بعضي ديگر بوده اند؟ همين چندي پيش محقق بزرگ قرن بيستم فرانسيس کريک يکي از کاشفان DNA سخن از پستي بعضي از نژادهاي غرب آفريقا زد. شما بهتر از من ‌مي‌دانيد اين Pseudo Science (ناعلم) نژادپرستي منجر به چه جناياتي و نسل کشي هايي شد. اصولا من شما را به يک نکته حقوقي توجه مي‌دهم. چه چيزي به حکومت اجازه اعدام يک متجاوز به ناموس را مي‌دهد؟ غير از نفي حق حيات فرد متجاوز توسط قانون؟ «پس نقي حق حيات ولو به زبان مي‌تواند بسيار خطرناک باشد.» چنانچه در همه قوانين تهديد به قتل مجازات سنگين دارد. حال شما لطف کرده و اندکي هم به اخبار مظلوميت شيعه در عراق و پاکستان و افغانستان و ... توجه بفرماييد. جز اين است که افرادي که با پول و موقعيت و سخن و فتوا و حتي جان خود اين نسل کشي ها را انجام مي‌دهند کار خود را با نفي انسانيت و حق حيات شيعيان شروع کرده اند؟ انها شيعه را کافر معرفي و خون کافر را مباح مي‌دانند. از معاويه ملعون و يزيد و خلفاي عباسي و سلسله عثماني و ... هميشه اين محبين عمر شيعه را بدتر از ۷۰ کافر حربي معرفي مي‌کنند. حال به نظر شما عقل حکم نمي‌کند که ما از همان ابتدا جلوي کافر خوانده شدن خود را بگيريم؟ ويا بايد مانند گوسفنداني منتظر باشيم که بيشتر از اين ما را قتل عام کنند؟
55 | طالب منصوري | | 12:00 - 01 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با عرض سلام دوستان عزيز من به طور اتفاقي با اين سايت اشنا شدم وبه مباحث آن برخوردم ونظر كاربران عزيز و واقعا متاسف شم براي همه كسانيكه چه شيعه چه سني كه با تعصبات كور خود اين طور به دين اسلام ضربه مي زنند به نظر اينجانب اين اشخاص نه تنها شيعه وسني نيستند بلكه اصلا مسلمان نيستند وبا قرآن واسلام هيچ آشنايي ندارند چرا كه معتقدم كسيكه حتي براي يكبار قرآن را خوانده باشد اينقدر كينه ديگران را در دل ندارد انسانها از هر فرقه دين ومذهبي كه هستند بايد به همديگر احترام بگذارند وبه اين اعتقاد داشته باشند كه اگر مي خواهند به اعتقادادشان توهين نشه نبايد به اعتقاد ديگران توهين كنند واگر معتقدند كه كساني گمراه شدند بايد با رفتار خود كردار خود وحركات خود طرف را قانع كنند نه با توهين وفش دادن . بدبختي ما مسلمانها اين است كه شيعها مي گويند مهم نيست كه سنيها خدا را ميپرستند مهم نيست كه محمد را عنوان پيامپر قبول دارند مهم نيست كه روزي هفده ركعت نماز مي خوانند مهم نيست كه توي شبانه روز حداقل هفده بار شهادتين مي گويند مهم نسيت كه زكات مي دهند روزه مي گيرند حج بروند پاك باشند گناه نكنند مهم اين است كه بايد علي را خليفه اول بدانند و بلعكس اهل تسنن هم براشون مهم نيست تمام اعمالي كه در بالا نوشتم شيعها انجام دهند مهم اين است كه خلفا و عقاييد انهارا قبول داشته باشند در غير اينصورت كافر هستند .ايا واقعا اسلام وقران اينو از ما مسلمانها خواسته كه نسبت به يكديگر كينه داشته باشيم به هم ديگر به نام اسلام توهين كنيم همديگر را بكشيم اصل دين را كنار گذاشتيم به حاشيه دين چسپيديم به جاي خدا خلفا و امامان به جاي قرآن احاديث و روايات . من نمي دونم با اين حرفها مي خواهيد چي را ثابت كنيد 1400 سال از اين قضايا مي گذرد هيچكدام قبول نمي كنند كه حق با كي هست مطمنا 140 ميليون سال ديگه هم قبول نمي كنند پس نتيجه اين بحثها چيه كينه /نفرت/ دشمني. آنهاي كه ادعاي مسلمان بودن را دارند اگر راست مي گويند كه مسلمانند اگر فقط يكبار قرآن خواندند اين حرفهاي بي فايده را كنار يگذارند و فقط اصل دين فكر كنند نمي خواهد كه شيعه را سني و يا سني را شيعه كنيد اگر تواناييش را داريد چهار نفر غير مسلمان را مسلمان كنيد نه با پول نه با زور نه با ازدواج كه طرف از روي اجبار اين كار بكند بلكه انچنان حركات ورفتاري را از خودمان بروز بديم كه طرف قلبا بياييد واسلام را قبول كند وگر نه شيعه وسني مسلمانند به خداي واحد اعتقاد دارند به قرآن اعتقاد دارند به مرگ وزنده شدن پس از مرگ به محمد پيامبر خدا به اينكه به غيراز خدا هيچ خداي نيست وشريكي ندارد به اينكه محمد فرستاده خدا وبنده اوست . من اعتقاد دارم هر كس كه به قيامت اعتقاد داشته باشد وارد اين بحثهاي پوچ كه نتيجه اي جز كينه ودشمني ندارد نمي شود . پيامبران و اولياي گذشته هر كار خوب وبدي كه كردند براي خود كردند وشما هم هر كاري كنيد براي خود كردي )سخن خدا (

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- شيعه ، هيچ گاه سني را كافر نمي‌داند و همانطور كه بارها در سايت گفته ايم ، ما بسياري از برادران اهل سنت را اهل بهشت مي‌دانيم
2- در مورد فايده اين بحث ها ، حداقل فايده آن است كه شبهاتي را كه به خاطر عدم اطلاع از مسائل تاريخي در ذهن بسياري از شيعيان پديد مي آيد ، از بين مي‌برد .
3- تنها اعتقاد به معاد كافي نيست ، بلكه بهشتي شدن شرايط بسيار دارد كه بايد براي دانستن آن شرائط ، سخنان رسول گرامي اسلام را بدانيم ، و براي دانستن اين سخنان ، بايد از طريق صحيح (راويان راستگو) به آنها دست پيدا كنيم و همين مقدار براي ضرورت بحث در مورد تاريخ كفايت مي‌كند .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
56 | شاهد | , ایران | 12:00 - 02 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب پاسخگو شما به جاي سرگرمي درست كردن و پرت كردن اذهان و دور كردن فرد مقابل از هدف بهتر است اجازه بدهيد جناب مومن عبدالله كه در تناقض بسر ميبرند جواب بدهند و راه براي رسيدن كامل به حقيقت اسلام برايشان باز شود ؛ چرا صد عن سبيل الله ميشويد؟؟

پاسخ:
!!!
دوست گرامي
پاسخ خود را گرفتيد ؛ احتياجي به اضافه گويي نيست .
البته شما اگر واقعا پاسخ مي‌خواستيد ايميل واقعي خود را مي نوشتيد !
گروه پاسخ به شبهات
57 | طالب منصوري | | 12:00 - 02 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با عرض سلام
جناب آقاي مومن عبدالله
من حرفهاي شما را قبول دارم واز آنچه كه بر سر شيعه در كشورهاي كه ذكر كرديد وهمچنين بر سر سنيها واقعا ناراحتم وبه خاطر همين كارها اين حرفها را گفتم دوست عزيز آيا واقعا اين كارهانقشه كيست كي از اين جنايتها سود مي برد شيعه يا سني مسلما هيچ كدام فقط دشمنان اسلام وشما خوب مي دونيد كه افراد به ظاهر مسلمان چه چهره اي از اسلام را به جهانيان نشان دادند كه دنيا به مسلمانان به عنوان يك تروريست نگاه مي كنند .
دوست عزيز با توهين ولعنت كردن رافضي خواندن هم ديگر هيچ چيز درست نمي شود تاريخ اين را ثابت كرده .شرط خداوند است مهم اين است كه پيش او چه مقامي داشته باشيم .ما اگر قواننين اسلام را به خوبي رعايت كنيم اين خداست كه پاداش ما را مي دهد نه بنده پس اوست كه پاك وناپاك بودن ما را تشخيص مي دهد .
ما بايد به خداوند فكر كنيم كه پيش او چه مقامي داريم نه بنده در قيامت جاي پارتي وپارتي بازي نيست اگر خلفا آدمهاي خوبي بوده باشند كه بهشت ميروند در غير اينصورت جهنم وهمين طور امامان با لعنت كردن من وشما كسي جهنم نمي رود وبا سلام وصلوات من وشما هم كسي بهشت نمي رود فقط اعمال شخصه كه بهشت وجهنمي بودن انو مشخص مي كند .خداوند مي فرماييد هر كس به هر اندازه خوبي كرده باشد خوبي مي بيند وبه هر اندازه كه بدي كرده باشد بدي مي بيند .هر كس كه باشد داماد پيغمبر پدر زن پيغمبر عموي پيغمبر حتي خود پيامبران هيچ كس هم نميتونه كه ادعا كنه كه كسي بواسطه شيعه يا سني بودنش بهشت يا جهنم ميرود .
در ضمن يك گله هم از سايت دارم كه نظر آقاي شاهد را به بنده نسبت دادند وبنده را وهابي مي نامند آيا حرفهاي كه بنده گفتم عقايد وهابي بود آيا بنده به كسي توهين كردم . به خدا كه نظر آقاي شاهد نظر من نبود وسلام.
58 | حسين مرصاد | , ایران | 12:00 - 08 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باسلام من تشکر مي کنم از اينکه اين سوالات را به خوبي جواب داده و شبهات زيادي را بي پاسخ نمي گذاريد فقط من براي آن دسته از مراجعه کننده گان به اين سايت که چشمشان را روي حقيقت بسته اند متاسفم چرا که هيچ وقت نخواسته اند به حقايق توجه داشته باشند و سوالات بي اساس مطرح مي کنند من به آنها مي گويم برويد سوادتان را بيشتر کنيد و اين همه بي اساس صحبت نکنيد که اگر بخواهيد اينطور جلو برويد سزاي شما با امام زمان عج
59 | ودود | , ایران | 12:00 - 08 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باي ذنب قتلت ؟.... باسلام .وقت با ارزش عمر راصرف كه ميكنيد ؟ ؟؟ دربرابر ديدگان گذشتگان كوردلشان حق وحقيقت بود و نديدندوكردند انچه كه نبايد ونشايست ... حال مي خواهيد اين متعصبان بكم عمي بشنوند وبپذيرند ؟!!!!!!! لازمه پذيرفتن حق داشتن چشم بينا است وگوش شنوا كه........
60 | داود موسوي | , ایران | 12:00 - 20 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
پيامر(ص): دشمن علي يا حرامزاده است يا در زمان حيض نطفه اش بسته شده
61 | زهرا خيرانديش | , ایران | 12:00 - 23 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خيلي جالبه که افرادي مثل جناب طالب منصوري ادعا دارند که ما بايد راه خودمان را برويم و سني ها راه خودشان
اين قرن قرن ارتباطات و مخابرات نامگذري شده است مي دانيد يعني چي؟
يعني هر کس که اهل تبليغات باشد برده است.
شما کتابهاي بيل گيتس را بخوانيد. يک بيمار سندرم دان علنا اعلام ميکند که در قرن حضر ودر پي آن هر کسي که تحصيلات پيشرفته نداشته باشد بايد بميرد. کساني که در اوگاندا زندگي مي کنند بايد با استانداردي که بيل گيتي مي گذارد چه کنند؟
بهتر است به جاي اينکه تصور کنيم اوگاندايي هستيم و تظاهر کنيم که نمي بينيم که عربستان سعودي براي هر کس که در ايران وهابي شود ماهيانه 300 هزار تومان حقوق مي فرستد (تبليغات) و هر خانواده وهابي که بيش از 3 فرزند داشته باشد مادام العمر حمايت مالي خواهد شد (تبليغات) سعي کنيم که صداي سيد الشهدا عليه السلام را که همانا معرفي اسلام واقعي به جهانيان است به اهلش برسانيم.
در اين بين دعوايي نيست.ما تبليغات خودمان را مي کنيم و ديگران تبليغات خودشان را. همانطور که امام علي عليه السلام فرمودند با زمان خود پيش برويد. شنونده بايد تصميم بگيرد که اهل کدام گروه است. تجربه نشان داده يکي از بهترين روش هاي ترويج علمي مباحثه است. تحقيقات هم نشان داده اند که اگر کسي بخواهد زبان ياد بگيرد بهتر است به وسيله مباحثه اين کار را نجام دهد. ما دقيقا داريم همين کار را مي کنيم. مباحثه. حالا اين مباحثه براي عموم آزاده. يکي به عمر متلک ميندازه يکي حرمت صديقه ي طاهره سلام الله عليها را مي شکنه که جزاي هر کدام در نزد خداوند محفوظه.
62 | اسماعيل | , ایران | 12:00 - 23 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
حسن روابط و چگونگي حالات ياران محمدمصطفي (ص) را خداوند متعال درقرآن در آيه 29 سوره فتح به بهترين شكل اعلام فرموده است. بنابراين درجايي كه به اين واضحي آيات روشني وجود دارد بحث كردن و به اعتقادات همديگر توهين كردن وقت تلف كردن است . بجاي آن اگر روزي يك صفحه ازقرآن را بخونيم و درمعاني آن بينديشيم و بعد آن را به ديگران بياموزيم درپيش خداوند عزيزترخواهيم بود. به نظر شما اين طور نيست؟

"محمد رسول الله والذين معه اشدا, علي الكفاررحما’بينهم تريهم ركعا"سجدا"يبتغون فضلا"من الله ورضوانا"سيماهم في وجوههم من اثرالسجود..."
معني : محمد(ص) فرستاده خداست وكساني كه همراه اويند(ياران )بركفار سختگيرند(ولي)دربين خودشان مهربانند آنها را درحالي كه هميشه درحال ركوع وسجده هستند مي بينيد ...".

پس بدانيم كه : خداوند بهترازمخلوقاتش نظرميدهدو ما بايد مطيع خالق خود باشيم نه مطيع (برخي )ازدست نوشته هاي فراواني كه ازصحت وسقم آن خبرنداريم و يا اين كه بدوراز اظهارنظرات واعمال عقايد شخصي بوده اند يا نه ؟
63 | اسماعيل | , ایران | 12:00 - 24 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خانم خيرانديش
سلام اولا" بدانيد كه اعتقادات واقعي افراد را با پول نميشه بدست آورد و بالفرض هم اين گونه باشه هروقت منبع آن قطع بشه خبري از اون اعتقاد دروغين (فرقي نمي كنه براي هرفرقه اي كه باشه )باقي نمي مونه .
ثانيا": حضرت علي (ع) خيلي چيزهاي با ارزش را بيان فرمودند كه شما يك مورد ازاون را گرفته و حرف گهربار ايشان را با مجادله (مباحثه)اشتباه گرفته ايد.
حضرت علي درخطبه 18 نهج البلاغه به تبعيت از قرآن مباني وحدت امت اسلامي را به خوبي بيان نموده است كه دران خبري از اين نيست كه مسلمانها براي اين كه گروه خودشان را تبليغ نمايند به بحث و جدل بپردازند اصلا" دين خدا مگه ناقصه كه بخواهيم من و شما با مباحثه خود آن را به اثبات برسانيم .
مضمون خطبه : ... درصورتيكه خدايشان يكي و كتابشان يكي است آيا خداي سبحان آنها را به اختلاف فرمود؟ كه اطاعت كردند؟ يا آنها را از اختلاف پرهيزداد و معصيت خدا نمودند؟ آيا خداي سبحان دين ناقصي فرستاد و درتكميل آن از آنها استمداد كرده است ؟ آيا آنها شركا خدايند ......
64 | زهرا خيرانديش | , ایران | 12:00 - 27 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
برادر اسماعيل چرا شما براي من جبهه مي گيريد؟ من كه گفتم ما تبليغات خودمون را مي كنيم وآنها تبليغات خودشون را. واقعا عجيبه. من دقيقا هميني كه شما مي فرماييد را گفتم. زمان امام حسين عليهم السلام يك گروه طرفداران امام عليهم السلام بودند(گروه اندك) و يك گروه طرفداران يزيد حرامزاده لعنته الله (اكثريت) كه بيشترشان از زمان معاويه حرامزاده لعنت الله با پول خريده شده بودند. سوال اين است كه امام حسين عليه السلام توان مادي نداشتند كه براي خودشان يار بخرند؟ خوب براي ما كه شيعه هستيم و معتقديم كه روزي اهل زمين (شيعه, سني, مسلمان, غير مسلمان, كافر,....) توسط امام و حجت عليهم السلام تقسيم مي شود اين حرف بسيار خنده آور است, امامي (عليهالسلام) كه يك باره به يك نيازمند چهار هزار دينار مي بخشند, امامي كه كنيز خود را به خاطراينكه از باغ خودشان يك دسته گل به ايشان ميدهد در را خدا آزاد مي كنند قطعا توان خريد ميلييونها برابر سپاه يزيد را داشتند ولي اين كار را نكردند چون چنان حمايتي را نمي خواستند. ايشان (عليه السلام) در پي هدايت مردم و اعتقاد واقعي و قلبي انها به خداوند بودند نه اعتقادي كه با پول خريده و فروخته شود. كاري كه اين سايت مي كنند ترويج اسلام به همان روش است "خريدن دلها و نه شكم ها". با اين حال نمي توانيم بگوييم كه چون روش آنها مادي است پس نيازي نيست كه نگران باشيم. تقويم هاي تحريف شده ي وهابي, و كتابهاي فلان قيمت تبليغي (اميرالمومنين يزيد) كه در سيستان بلوچستان در حال چاپ است چيزي غير از اين مي گويد.
65 | سيد حفيظ رهسپار از افغانستان | , افغانستان | 12:00 - 30 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام يك چيز ديگر مهخواهم بگويم. لعنت خدا و فرشتگان او بر غاصب حق (؟؟؟؟ ) از امروز تا روز قيامت.
66 | سيد حفيظ رهسپار از افغانستان | , افغانستان | 12:00 - 30 تير 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام خسته نباشيد. راجع به اين موضوع بايد بگويم كه نامگذاري فرزندان امير مومنان سلام الله عليه هيچگاهي نميتواند توجيهي باشد براي تبريه خلفاي ثلاثه از جنايتشان. ثانيا اسم اولين نايب حضرت حجت سلام الله عليه هم عثمان بن سعيد بود پس توجه كنيد كه گذاشتن اسم عمر يا عثمان موجب خداي نكرده فضيلت آنان نميشود.
يا علي
67 | اسماعيل | , ایران | 12:00 - 03 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جالبه توي منابع معتبر شيعه ؛اسم يک پسر امام حسن (ع ) ابوبکر نام دارد - اسم پسر امام سجاد(ع) بعداز امام باقر(ع) عمر و دخترش عايشه است و اسم يک پسر امام موسي کاظم نيز عمر بوده است و اسم يک دختر امام رضا (ع) نيز عايشه بوده و حتي اسم کنيه امام صادق (ع) نيز ابوبکربوده البته شايد چون مادر امام جعفر صادق "ام فروه " نوه ابوبکر بوده به اين خاطر...خلاصه دراکثر خانواده اهل بيت(ع) اين اسامي مخصوصا" ابوبکر و عمر تکرار شده اند ... من که ماندم چي بگم
68 | مهدي | , ایران | 12:00 - 09 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
ان شاالله خداوند ما رابا علي (عليه السلام ) و ساير امامان محشور کند و آن ها را هم با خليفه هاي خودشان ما که حرفي نداريم. آن ها هم راضي هستند که با سه خليفه ي خودشان ابو بکر و عمر و عثمان محشور شوند و در کنار هم باشند ما هم راضي هستيم !!!
69 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 11 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
الهي قربونت برم يا فاطمه الزهرا ( س )
جناب ابوبكر خالصي بفرض قبول حرف شما دو تا سوال :
1 ) چطور شد كه اول نبوت و خلافت در يك خانواده جمع نميشد وليكن بعد سه تاي اولي در چهارمي جمع شد ؟
2 ) اين ها كه شدن چهار تا اون هشتاي ديگر كي ميباشند ؟
3 ) اگر اين چهار خليفه در قيامت با هم محشور نشوند يعني حتما همشون باهم با حضرت محمد ( ص ) محشور نميشوند حالا دوست داري با كداميشون محشور شوي خصوصاً با استناد به حديث زير اين امر حتمي است .

فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْ.

فاطمه دختر رسول خدا از ابوبكر ناراحت و از وى روى گردان شد و اين ناراحتى ادامه داشت تا از دنيا رفت.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 3،‌ ص 1126، ح2926، باب فَرْضِ الْخُمُسِ، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

عالم و آدم همه شيدائيت
شمس و قمر پرتو زهرائيت

زهره زهرا دو جهان نام توست
كن فيكون بسته به اقدام توست

فاش كنم گرفته بى تملق
بر تو اراده خدا تعلق

فاش كنم قصه لولاك را
خلق سماواتى افلاك را

اين من و اين دينم واين حرف نغز
فاطمه، احمد و على اسم رمز

اسم تو موجود مطيع خداست
آن محك رمز بديع خداست

يا علي
70 | ابوبكر خالصي | , ایران | 12:00 - 11 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
مهدي جان
سلام
قربونت برم ما اهل سنت چهار تا خليفه داريم چطور به خودت اجازه ميدهي وجود مبارک حضرت علي کرم الله وجه را از اعتقادات ما حذف ميکني زهي خيال باطل برو يکم مطالعه کن فقط محشور شدن با اونها کافي نيست بلکه مطيع سيره و احوالات اونها هم بايد باشي .
ضمنا" ما قبل از اين با اونها محشور بشيم دوست داريم ابتدا با رسول خدا محشور بشيم . البته فراموش نشه که داشتن هيچ کدومشون امتيازي براي ما و شما محسوب نميشه . چون خداوند متعال ملاک را برداشتن تقوي الهي گذاشته نه چيز ديگه !!! تازه اگه هم شفاعتي بخواد صورت بگيره از طرف رسول خدا حضرت محمد ص خواهد بود و همه اونهايي که تو نام بردي جزو امت رسول خدايند که درهمه احوال خويش تابع وي بوده اند و اتفاقا" آرزوي قلبي همگي اونها محشور شدن با رسولشان بوده . حالا تو بيا ....
71 | ali | , ایران | 12:00 - 16 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام پس شما که تابع کامل ائمه هستيد چرا نام فرزندان خود را به اين نامها نمي گزاريد ؟ آنها که گذاشتند . حالا که به قول شما دوستي يک طرفه نيست . البته دو طرفه هم نيست جون اهل سنت نام فرزندان خود را به نام اهل بيت نامگذاري مي کنند اما شما چرا با توجه به اتباع کامل از ائمه اين کار را نمي کني و بگوييد عمر منظور عمر اليماني يا . . . . است . بگذاريد عثمان و بگوييد چون عثمان از ياران امام زمان بوده است .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در بخش نظرات همين مقاله به سوال شبيه سوال شما پاسخ داده شده است !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
72 | ابوبكر خالصي | , ایران | 12:00 - 17 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب مجيد با سلام

تو كه خودت را مطيع حضرت علي و خانواده اش ميداني سخن مبارك حضرت رسول درمورد حضرت علي را فراموش كردي و يكطرفه ميتازي و نيز با مراجعه به احاديث ضعيف و غير متواتر سعي درتخريب چهره ستونهاي اصلي اسلام داري . حضرت رسول ميفرمايند: اي علي دو گروه در حق تو هلاك خواهند شد. 1- گروهي كه تو را اذيت كند و 2- گروهي كه درحق تو غلو (بزرگ نمايي بيش از حد) نمايد .
حال مجيد جان اگه بالفرض كه حرف تو را قبول بكنيم (كه هيچ كدومشون منطقي هم نيست) كه سه خليفه حق علي را ناديده گرفتند و مشمول بند يك باشند (كه هيچ وقت درست نبوده و نيست )در عوض تو هم با اون شعري كه درج نمودي شامل بند 2 سخن رسول خدا ميشي و حتي با مصرع " كن فيكون بسته به اقدام توست " براي خدا شريك ميتراشي كه اين از غلو مقام حضرت علي هم خطرناكتر است .
راستي 2×4 ميشه هشت تا من هم از اين قاعده استفاده كردم !!!!!!!!!!!!
راستي جواب سئوال 3 شما !!! من گفتم ملاك تقواي الهي است نه چيز ديگه نه فحش و ناسزا به بهترين ياران رسول خداوند و نه غلو مقام حضرت علي و خانواده بزرگوارش !!! خوب معلومه ديگه كسي كه شامل اين دومورد نباشه و فقط از خدا و قرآن و رسول خدا و سنتش پيروي كنه با رسول خدا و بهترين انسانهاي عصر اسلام و اولياي خدا همانا ابوبكر و عمر و عثمان و علي و ساير اصحاب جان بركف رسول خدا محشور خواهد شد.
يا الله
73 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 18 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
برادر عزيز جناب اقاي ابوبكر خالصي
و عليكم السلام و رحمه الله و بر كاته .
معاذ الله كه بنده بخواهم براي خداوند متعال شريك بسازم يا حتي بخواهم با ان گروه شاذ و كذاب منافق غلاه هم سوئي داشته باشم , پناه ميبرم بخداوند متعال از اين گونه افكار شوم . لعنهَ الله علي غلاه و انان كه براي خداوند همتائي ميپندارند .
اين دوتا ايه را خوب بخوانيد .
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى . الضحي / 5 .
و بزودى پروردگارت تو را عطاي خواهد داد ، تا خرسند گردى .
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا . الإسراء / 79 .
و پاسى از شب را زنده بدار ، تا براى تو [ به منزله ] نافله اى باشد ، اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند . خصوصا بمعتاي " مَقَامًا مَحْمُودًا "

در مورد ايات فوقاني و دهها ايات ديگر خود شما چي ميپنداريد .
البته بظاهر الامر شما با احاديث كه مخالف افكار شما باشد مخالفيد خصوصاً كه حديث مذكور در نظر سابق من از كتاب بظاهر "" صحيح " البخاري " بود .
من فكر ميكنم اگر اتفاقاتي را كه بعد از رحلت حضرت رسول پيش امد نگاهي عادي و بدور از تعصبات هم داشته باشيم خواهيم ديد كه نمي توان ان خلفاي راشدين را حتي حكامي همسو و موافق خطاب كرد , اختلافات بين انها بسيار زياد ميباشد و اگر نبود خواست خداوند متعال و وصيت حضرت محمد ( ص ) و بردباري حضرت علي ( ص ) الان از اسلام عزيز چيزي باقي ميماند ايا همه بر يك صراط ميبوديم و مهمتر از همه ايا اين صراط همان صراط مستقيمي ميبود كه خواست الله سبحان تعالي و حضرت نبي ( ص ) ميبود .

ايا از نظر شما ايه ذيل شامل حال خلفا و اصحاب حضرت نبي ( ص )
«فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره ، ومن يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره» ( الزلزلة : 7 و 8 . )
ايا با تلاون ان به بعضي از اصحاب اهانت نمي شود , يا انها و شايد تابعين انها و شايد تابعين تابعين انها را خداوند مستثني كرده , و فقط شامل حال ما ميشود .
طبق عادت و نه بخاطر بي احترامي بشما فقط به يك روايت اشاره ميكنم :
حضرت نبي ( ص ) : يا عمار ! ان رايت عليا قد سلک واديا و سلک الناس کلهم واديا غيره فاسلک مع علي فانه لن يدليک في ردي و لن يخرجک من هدي ... يا عمار ! ان طاعه علي من طاعتي و طاعتي من طاعه الله عزوجل .
اي عمار! اگر علي را در راهي و تمام مردم را در راه ديگري يافتي دنبال رو علي باش که او هرگز تو را از طريق هدايت خارج نمي سازد ... اي عمار! همانا اطاعت علي اطاعت من واطاعت من اطاعت خداوند عزّ و جلّ است.
تاريخ بغداد- ج13 ص186 – کنز العمال – ج12 ص 212 – فرائد السمطين ج1ص178 - المناقب خوارزمي – ج57 ص124.

در ضمن برادر عزيز ما پيرون خط تشيع به اين روايت عمل ميكنيم :
حضرت امام على بن ابى طالب ( ص) : «إنّى أكره لكم أن تكونوا سبّابين » نهج البلاغه : خ 206 .
يا علي



74 | ابوبكر خالصي | , ایران | 12:00 - 19 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب مجيد با سلام
من معتقد هستم كه شما نيز از نهج البلاغه فقط چيزهايي كه مطابق ميل خودتون هست را استخراج و به آن عمل مي كنيد .
يه سئوال اگه واقعا" پيرو حضرت علي هستي لطف كن و به تمام موارد مندرج و سخنان حضرت علي لااقل شمايي كه ادعاي مخلص بودن اون را داريد عمل نماييد . حضرت علي درنامه 52 نهج البلاغه به فرمانداران شهرها اوقات پنج گانه نماز را به متابعت از رسول خداوند ابلاغ كرده است :
الي امرا’ البلاد في معني الصلاه: اما بعد فصلوا بالناس الظهر حتي تفي الشمس مثل مربض العنز و صلو بهم العصر و الشمس بيضا’ حيه في عضو من النهار حين يسار فيها فرسخان و صلو بهم المغرب حين يفطر الصايم و يدفع الحاج الي مني و صلوا بهم العشا حين يتواري الشفق الي ثلث الليل و صلوا بهم بهم الغداوه و الرجل يعرف وجه صاحبه و صلوا بهم صلاه اضعفهم و لا تكونوا فتانين.
معني : به فرمانداران شهرها
وقتهاي نماز پنجگانه
پس از ياد خدا و درود! نماز ظهر را با مردم وقتي بخوانيد كه آفتاب به طرف مغرب رفته سايه آن به اندازه ديوار خوابگاه بز گردد و نماز عصر را با مردم هنگامي بخوانيد كه خورشيد سفيد و جلوه دارد در پاره اي از روز كه تا غروب مي شود دو فرسخ راه پيمود. و نماز مغرب را با مردم زماني بخوانيد كه روزه دار افطار و حاجي از عرفات به سوي مني كوچ مي كند. و نماز عشا را با مردم وقتي بخوانيد كه شفق پنهان مي گردد تا يك سوم از شب بگذرد و نماز صبح را با مردم هنگامي بخوانيد كه شخص چهره همراه خويش را بشناسد و در نماز جماعت در حد ناتوان آنان نماز بگذاريد و فتنه گر نباشيد .

حالا نگاه كن پيرو و رهرو واقعي حضرت علي "كرم الله وجه" كيه ؟؟
آيا اين مدرك هم ساختگي است ؟؟؟
والسلام
يا الله
75 | مجيد م علي | | 12:00 - 20 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
برادر عزيز جناب اقاي ابوبكر خالصي
سلام عليكم و رحمه الله و بركاته .
خداي ناكرده مگر ما بر شما اشكال گرفتيم كه چرا شما نماز هاي يوميه را در پنج وقت ميخوانيد ,ايا شما در جائي ديده ايد كه شيعيان بگويند اين عمل اهل سنت بدعته و مخالف سنت نبي مكرم ميباشد ؟ من كه نديده ام و نشنيده ام ,وليكن جمع نمازها كه در صحاح سته هم به ان اشاره شده را شما بر ما اشكال ميگيرد چـــــــــــــــــــــرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.
اما بعد .
پيرو مطلب قبليم ( 72 )
خواهشمندم اين دو ايات قراني را ملاحظه بفرمائيد . ايا غير از اين است كه خداوند خودش از كساني به اين صورت تمجيد ميكند . بنده كه فكر ميكنم اين ايات هيچ احتياج به ترجمه و شرح ندارد بهتر از شمس در روز ميدرخشند .

1 ) وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ( الرعد 43 )

2 ) إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ( المائده 55 )

اينها و چند ده ايات ديگر الله سبحان تعالي خود مقامي عظيم كه مافوق تصور ما ميباشد به انبيا و اوليا خود داده است ما انرا شراكت در خداوندي الله سبحان تعالي نميدانيم , بسياري از شعرا بزرگ و متدين اهل سنت ( كه به نظر بنده شايد در اواخر حياتشان مستبصر شده باشند و تقيه نيز كرده باشند ) شعرهاي بسيار قوي تر در مدح علي ( ص ) اورده اند كه در اخر انرا ضميمه اين نظر ميكنم .
در اخر شما نوشته بودبد " حالا نگاه كن پيرو و رهرو واقعي حضرت علي ( ص ) "كرم الله وجه" كيه ؟؟""
من هم از همان ( شرح ) نهج البلاغه برايتان دليل مياورم :
,,,, وقد روى : أن عمر خرج في شهر رمضان ليلا فرأى المصابيح في المسجد ، فقال : ما هذا ؟ فقيل له : إن الناس قد اجتمعوا لصلاة التطوع ، فقال : بدعة فنعمت البدعة ! فاعترف كما ترى بأنها بدعة ، وقد شهد الرسول صلى الله عليه وآله أن كل بدعة ضلالة . وقد روى أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلى بهم نافلة شهر رمضان ، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم وقدموا بعضهم فبعث إليهم ابنه الحسن عليه السلام فدخل عليهم المسجد ومعه الدرة فلما رأوه تبادروا الأبواب وصاحوا وا عمراه !
شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد از علماي اهل سنت ج 12ص 283
روايت شده است که عمر در ماه رمضان شب هنگام بيرون آمده پش در مسجد چراغ هايي را ديد ؛ پس گفت : اين چيست ؟ به او گفتند : مردم براي نماز مستحبي جمع شده اند (تا آن را جماعت بخوانند) ؛ پس گفت بدعت است اما خوب بدعتي است .
پس اعتراف کرده است که اين کار بدعت است و رسول خدا شهادت داده اند که هر بدعتي گمراهي است .
و از امير مومنان عليه السلام روايت شده است که وقتي در کوفه گرد ايشان جمع آمدند ، و از حضرت خواستند که براي ايشان امامي قرار دهد که با او نماز مستحب ماه رمضان را بخوانند ، ايشان را از اين کار منع کرده و ايشان را آگاه نمود که اين کار بر خلاف سنت رسول خداست ؛ پس امير مومنان را رها کرده و خودشان گرد هم جمع شدند و يکي را جلو انداختند ( تا امام جماعت شود ) ؛ پس حضرت امام حسن مجتبي را به نزد ايشان فرستادند ؛ حضرت وارد مسجد شدند در حاليکه شلاقي به همراه داشتند ؛ وقتي مردم ايشان را ديدند فرار کرده و فرياد مي زدند اي واي سنت عمر از بين رفت!!!
حالا شما نگاه بكنيد پيرو و رهرو واقعي حضرت علي "كرم الله وجه" كيه ؟؟
آيا اين مدرك هم ساختگي است ؟؟؟
<<<<<البته منظور سعي در پيروي ميباشد كه كسي را در ان مقام نديدهام كه بتواند صد در صد پيروي حضرت را بكند >>>>>

^^^^^^^^^^^^علي بود ^^^^^^^^^^^^

تا صورت و پيوند جهان بود علي بود^^^^تا نقش زمين بود و زمان بود علي بود
شاهي که ولي بود و وصي بود علي بود^^^^سلطان سخا و کرم و جود علي بود
^^^^علي بود^^^^
مسجود ملائک که شد آدم به علي شد^^^^آدم چو يکي قبله و مسجود علي بود
آن معني قرآن که خدا در همه برهان^^^^کردش صفت عصمت و بستود علي بود
^^^^علي بود^^^^
جبريل که آمد ز بر خالق يکتا^^^^در پيش محمد شد و مقصود علي بود
آن قلعه گشايي که در قلعه خيبر^^^^برکند به يک حمله و بگشود علي بود
^^^^علي بود^^^^
عيسي به وجود آمد و في الحال سخن گفت^^^^آن نطق و فصاحت که در او بود علي بود
چندان که در آفاق نظر کردم و ديدم^^^^از روي يقين بر همه موجود علي بود
^^^^علي بود^^^^
اين کفر نباشد سخن کفر نه اين است^^^^تا هست علي باشد و تا بود علي بود
سرو دو جهان جمله ز پيدا و ز پنهان^^^^شمس الحق تبرير که بنمود علي بود
^^^^علي بود^^^^
شعر از مولانا ( جلال‌الدين محمد ابن محمد ابن حسين حسيني خطيبي بکري بلخي )


يا علي
76 | مالك اشتر | , آمریکا | 12:00 - 21 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب آقاي ابوبكر خالصي.
برادر من.
شما ميفرمائيد : (تازه اگه هم شفاعتي بخواد صورت بگيره از طرف رسول خدا حضرت محمد ص خواهد بود و همه اونهايي که تو نام بردي جزو امت رسول خدايند که درهمه احوال خويش تابع وي بوده اند و اتفاقا" آرزوي قلبي همگي اونها محشور شدن با رسولشان بوده .)

فرمايش شما درست.
اما مثل اينكه مطالعاتت ضعيفه.
وگرنه تا حالا درك ميكردي كه اگه رسول الله بخواد از مسلماني شفاعت كنه ( كسي مشمول اين شفاعت كه محب دختر و آل ايشان باشه ولا غير) بايد دوستدار آلش باشه. و به واسطه ي حب دختر و آلش هست كه مورد شفاعت آن حضرت قرار ميگيرند.
من در تعجبم شما ميخوايي با كسي كه دخترش رو به قتل رسونده محشور بشي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در ضمن ما در مورد مولاي متقيان امير المومنين مولاالموحدين علي ابن ابي طالب غلو ( بزرگنمايي بيش از حد ) نميكنيم.
فقط صفاتي رو كه بيغمبر هم از گفتنش واهمه داشت ( به دليل گنجايش كم مردم و بزرگي بيش از گنجايش مغز ما ) رو اون هم در حد بسيار بسيااااااااااااااااااااااااار ضعيف و كم و محدود به اندازه ي ظرفيت خود ميگوييم.
وگر نه به فرموده ي رسول الله : اگر ميترسم صفات و كمالاتي از علي (ع) بگويم كه همانطور كه به عيسي صفت خدايي دادند به علي (ع) هم بدهند و اين از اندازه ي ظرفيت كم ماست.

و به فرموده ي ديگر رسول الله : اگر از علي بگويم آنچراكه ميخواهم بگويم موجب ميشود كه وقتي علي (ع) راه ميرود خاك باي او را سرمه ي چشمانشان كنند مردم.

حال . ما نميگوييم علي خداست و قائليم هر كس اين صفت را به امير المومنين بدهد يقيتا كافر است همانطور كه مولا گردن چنين كساني كه در بيشگاهشان چنين عرضي كردند را قطع كرد.
ما هيچگاه نميگوئيم علي (ع) خداست و لي ميگوييم علي (ع) از خدا جدا نيست.
وبدان هيچ بني بشري نميتواند 100% بيروي از آن بزرگوار را بكند.
.
.
.
.
.
.
و بدان !!!!!!!!!!!!!!!! (( ذكر علي عباده))

77 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | 12:00 - 22 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
برادر عزيز جناب مالك اشتر نظر زيباي شما مرا چقدر بياد بعضي از ايات قراني انداخت خصوصا اين ايات را از سوره يوسف :
««««««««««««««««بسم الله الرحمن الرحيم »»»»»»»»»»

, ايا وقتي كه حضرت يعقوب ( ع ) از مقام حضرت يوسف با خبر ميشود چرا بايد از مكر و حسادت اولادش در باره يوسف ( ع ) خوف داشته باشد و مناقب او را از انها پنهان داشته باشد :
[به خاطر بياور] هنگامى را كه يوسف به پدرش گفت‏: (پدرم‏! من در خواب ديدم كه يازده ستاره‏، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مى‏كنند!) «4»
گفت‏: (فرزندم‏! خواب خود را براى برادرانت بازگو مكن‏، كه براى تو نقشه [خطرناكى‏] مى‏كشند؛ چرا كه شيطان‏، دشمن آشكار انسان است‏! «5»
و اين گونه پروردگارت تو را برمى‏گزيند؛ و از تعبير خوابها به تو مى‏آموزد؛ و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام و كامل مى‏كند، همان‏گونه كه پيش از اين‏، بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد؛ به يقين‏، پروردگار تو دانا و حكيم است‏!) «6»
در [داستان‏] يوسف و برادرانش‏، نشانه‏ها[ى هدايت‏] براى سؤال‏كنندگان بود! «7»
هنگامى كه [برادران‏] گفتند: (يوسف و برادرش [= بنيامين‏] نزد پدر، از ما محبوبترند؛ در حالى كه ما گروه نيرومندى هستيم‏! مسلّماً پدر ما، در گمراهى آشكارى است‏! «8»
ترجمه ايت الله مكارم شيرازي
ملاحظه فرموديد حالا قياس بفرمائيد :

««««««««علي را جز خدا و نبي(ص) نشناختند»»»»»
راستي اين اعجوبه هستي کيست که همه در شناخت او در مانده‏اند، عدّه‏اي او را تا سر حدّ خدايي بالا برده‏اند، و عدّه‏اي حتي در بندگي او شک دارند که: در مسجد کوفه شهيدش کردند. گفتند مگر اهل نماز است علي؟! و آن که او را حقيقتاً شناخت خداي او و رسول خدايش بود.

پيامبر اعظم(ص) خطاب به علي(ع) فرمود: «يا علي ما عرف اللّه حق معرفته غيري و غيرک و ما عرفک حق معرفتک غير اللّه و غيري؛( مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 268) اي علي! خداوند متعال را نشناخت به حقيقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق شناخت توست، جز خدا و من.»

«««««««« بيهقي يکي از دانشمندان نامي اهل سنّت چنين روايت نموده که پيامبر اکرم(ص) فرمود »»»»»
«من احبّ ان ينظر الي آدم في علمه و الي نوحٍ(ع) في تقواه و ابراهيم في حلمه و الي موسي في عبادته فلينظر الي علي بن طالب عليه الصّلوة و السّلام؛ هر کسي دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداري نوح را(مشاهده نمايد) و بردباري ابراهيم(نظاره کند) و به عبادت موسي(ع) (پي ببرد) بايد به علي بن ابي طالب(ع) نظر بيندازد.»
<<<المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمي، قم، جامعه مدرسين، چاپ چهارم، ص 32، ابن شاذان، مأة منقبه، قم مدرسةالامام المهدي(ع)، ص 177، حديث 99، اين حديث را منابع متعدد اهل سنت مانند، عسقلاني، لسان الميزان، ج 5، ص 62، ذهبي، ميزان الاعتدال، ص 467و...نقل نموده است.>>>

«««««««« خليل بن احمد وقتي از او درباره فضائل علي(ع) پرسش شد گفت »»»»»
: «کيف اصف رجلاً کتم اعاديه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بين الکلمتين ملأالخائفين؛( روضةالمتقين، ج 13، ص 265. )
چگونه مي‏توانم مردي را توصيف کنم که دشمنانش از روي حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بين اين دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.

يا علي


78 | مالك اشتر | , ایران | 12:00 - 23 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
برادر عزيز >> مجيد م علي <<

خداوند تبارک و تعالي شما را حفظ کند که چنين اطلاعات غني را در اختيار ديگر برادران شيعه ي خود ميگذاريد.

و ممنون از حسن توجه شما نسبت به بنده ي حقير.

و همه بدانند << (( ذکر علي عباده ))
79 | علي ك.حسيني | , ایران | 12:00 - 24 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
از برادران اهل سنت سوالي دارم 1-چرا به محمدابن ابوبكر محمدابن علي ميگويند؟؟؟ 2-در رابطه باكنار امدن امير مومنان (((از نظر ولايت و جانشيني پيامبر كه اين وظيفه را قران و پيامبر(غدير خم)بر عهده ايشان نهاده)))با شيخين چرا بنابر تواريخ اهل سنت حضرت در جلسه شش نفره خلافت با سنت شيخين را نپذيرفت ولي خلافت با سنت پيامبر و قران را پذيرفت ولي امان از شيريني قدرت و ............
80 | خالصي | , ایران | 12:00 - 24 مرداد 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اهل سنت منكر فضل علي نيست زين سبب دردلشان غمي نيست برادران شما لازم نكرده فضائل حضرت علي (ع) يك يك برايمان شرح دهيد خودتان با مداركي كه آورده ايد دوستي به شائبه اهل سنت را به علي و خاندانش اثبات نموده ايد . ولي با اين وجود شما بيشتر دنبال مدارك دشمني علي با ساير خلفا از داخل منابع اهل سنت هستيد وبا دست آويز قرار دادن مداركي و مستندات و احاديثي كه متواتر نيستند ميخواهيد آن را اثبات نماييد . ولي تا قيام قيامت هم اين كار را بكنيد هيچ فايده اي دربرندارد . چون تاريخ غير قابل برگشت است و سيره ورفتار علي و خاندان پاكش با آن بزرگان دين از جمله همكاري درتمام عرصه هاي ديني و علمي و ايجاد روابط خويشاوندي هاي متعدد و نام گذاري فرزندان خود به نام آن بزرگواران خود گواه بر اين مدعاست . عزيزان دوصد گفته چو نيم كردار نيست . حداقل اين را مي دانيد كه ما با حضرت علي مشكلي نداريم ولي مانده مشكل شما كه اين همه كينه و عداوتي كه با سه خليفه اول داريد "كه هيچگاه دردل حضرت علي و فرزندانش جايي نداشته " چه كنيم . درضمن لطف كنيد از صحاح سته صفحه و جايي كه ما ميتوانيم نماز ها را جمع نماييم عنوان كنيد چون تاجايي كه ما ميدانيم و خوانديم به غير از حالت اضطرار چنين عملي از پيامبر سر نزده است و بصورت تكرار انجام نداده است . درضمن دراكثر منابع معتبر اهل تشيع قضيه وفات حضرت فاطمه (س ) ذكرگرديده است . اين يكي به انصاف خود شما بستگي دارد كه مدارك خودتان را قبول يا رد نماييد . در ضمن آقاي مالك اشتر يك سئوال از شما دارم . فرض كنيد آقاي فلاني حاكم يك شهر باشد و به خانم محترم شما سيلي زده و آن را به قتل برساند در اين صورت آيا غيرت شما به عنوان يك مسلمان به شما اجازه خواهد داد كه با اون حاكم همكاري كني و بعد هم نام فرزند خود را به نام آن مسمي كني تا كه هردم تورا به ياد قاتل همسرت بيندازد ماكه مانديم چه بگيم . در حالي كه تو يك فرد خيلي عادي هستي و هيچ گون قدرت و غيرت هاشمي حضرت علي را نداري . به نظر شما حرف شما توهين به ساحت مقدس و پاك حضرت علي نيست . آيا تو غيرت اون بزرگوار را زير سئول نمي بري ؟ عزيزم حضرت علي را آنقدر تعريف ميكني و از فضايل آن بيان ميكني در حالي كه در جايي ديگر اون بزرگوار را آن قدر ضعيف جلوه ميدهي كه از يك آدم عادي نيز چنين رفتاري بعيد است . لطفا" كمي منطق را نيز چاشني سخن خود نماييد . در كجا ديدي كه حضرت علي از حق ديني و ناموسي خود كوتاهي كرده باشد . حاشا و كلا كه اين موارد از حضرت علي بدور است بدور. والسلام

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- ادعا كرده‌ايد كه ما مدارك مربوط به دشمني اهل بيت ، با خلفاي اهل سنت را از منابع معتبر نقل نكرده‌ايم ! يا شما صحيح بخاري و مسلم را جزو منابع معتبر اهل سنت نمي‌دانيد !
و يا مراجعه‌اي به نظرات امير‌مومنان در اين دو كتاب در مورد خلفا نداشته‌ايد !
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1312
2- در مورد نامگذاري به نام خلفا ! پاسخ به صورت مفصل از كلام خود امير مومنان و كتب اهل سنت داده شده است !
3- در مورد جمع خواندن دو نماز ، مي‌توانيد به صحيح مسلم ، كتاب صلاة المسافرين وقصرها ، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر ، مراجعه كنيد ! تا نه تنها يك روايت ، بلكه چندين روايت در اين زمينه ببينيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=697
4- در مورد كلمه وفات ، در مورد شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ! اهل سنت نيز راجع به شهادت امام حسين ، حضرت علي ، عمر ، عثمان ، حضرت حمزه و ... كلمه وفات را به كار برده‌اند ! و اصولا كلمه وفات در لغت ، به معني رحلت است ، حال به صورت طبيعي و يا غير طبيعي !
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6058
بعد از مشخص شدن پاسخ سوالات فوق،‌پاسخ سوال شما از جناب مالك اشتر نيز به خوبي مشخص خواهد شد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   قبلی