نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: 5137 تاریخ انتشار: 13 تير 1394 تعداد بازدید: 451578
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
641 | علي | , ایران | 20:20 - 26 تير 1391 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام سوال جديد اينجاست چرا نام مبارك فاطمه زهرا وامام حسن و امام حسين راخداوند انتخاب كرد ولي نام ديگر صحابه از طرف خودشان بود اينها كه مي گويند ابوبكر از همه صحابه بالاتر است چرا فرزندان ابوبكر از جانب خداوند نامگذاري نشدند چرا پيامبر براي آنها نام انتخاب نكرد چرا نام امام حسن و حسين از جانب خداوند به پيامبر وحي شد اينها كه مي گويند حضرت علي به عشق خلفا اسم فرزندانش را نامگذاري كرد ابتدا بايد خداوند نيز به علاقه ابوبكر و عمر نام امام حسن و امام حسين را ابوبكر و عمر مي گذاشت چرا خداوند اينكار را نكرد چرا نام فاطمه زهرا را عايشه نگذاشت با توجه به اين مطالب نتيجه مي گيريم كه اسم گذاشتن نشانه محبت شخص را نشان نمي دهد بلكه اسم با توجه به عرف جامعه گذاشته مي شود كما آنكه امروز كسي نام فرزند خويش را ابابكر و عمر و عثمان نمي گذارد و اگر كساني كه اين نامها را انخاب مي كنند كمتر هستند ولي علي و حسن و حسين و محمد در بين اسمها زياد است
642 | امير سهيلي | , ایران | 04:44 - 31 تير 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
يا هو.
الحمدالله الذي جعلنا من المتمسكين با ولايت امير المومنين و اولاد معصومين.
برادران عزيز دلايل واضح و شفافي در ولايت و جانشيني بلافضل اسدالله غالب علي ابن ابيطالب بعد از رسول خدا وجود دارد. چرا به حاشيه هايي كه مورد اختلاف بين شيعه و سني وجود دارد ميپردازيد اينها ما را از بحث اصلي دور ميكند. در اولين دعوت رسمي كه خداوند سبحان به رسول الله گفت (و انذر عشيرتك الاقربين) اقوام و خويشانت را به اسلام دعوت كن. در اين جلسه تمام بزرگان قريش حاضر بودند و پيامبر ابلاغ رسالت و نبوت خود را از سوي خداوند سبحان به ايشان به حاضرين رساندند و حضار را به اسلام دعوت كردند و فرمودند چه كسي مرا در رساندن پيام خداوند ياري ميكند تا پس از من خليفه و و صي و وزير جانشين من در امتم شود‘ هيچ يك از سران قريش پاسخي ندادند. در هر سه بار علي ابن ابيطالب دست مبارك خود را بالا آورد و گفت يا نبي الله من شما را در رساندن پيام پروردگار ياري ميكنم و رسول الله در همان جلسه علي ابن ابيطالب را به عنوان خليفه و و صي و وزير جانشين خويش پس از خودش معرفي كرد در حالي كه هنوز ابوبكر و عمر اسلام نياورده بودند و بت پرست بودند.
پس برادران ببينيد در اولين دعوت رسمي پيامبر به اسلام ابوبكر و عمر حاضر نبودند زيرا از آنان بزرگتر در قريش خيلي بود و ثانيا در ان زمان كه اين جلسه طرح ريزي شد علي ابن ابيطاليب و خديجه كبري به عنوان اولين مرد و زن اسلام آورده بودند و ولايت رسول الله را پذيرفته بودند در حاليكه ابوبكر و عمر هنوز اسلام نياورده بودند و بت پرست بودند.
پس به اين نتيجه ميرسيم كه قبل از بيرون آمدن اسلام از خانه پيامبر جانشيني ايشان مطرح شده بود زيرا امر جانشيني پيامبر و هدايت جامعه اسلامي به سمت اسلام ناب فقط در شان كسي است كه وارث علم و حلم و خكمت و شجاعت و معرفت و عصمت و قضاوت بر حق به شيوه پيغمبر‘ باشد و اينها همه در وجود مبارك اميرالمومنين علي (ع) بود.
اين يك نمونه از هزاران دلايل شفاف جانشيني بر حق علي ابن ابيطالب بعد از پيغمبر است.
اما اما اما غديييييييييييييييييييييييييييييييييييير. يا محمد بلغ ما انزل اليك. يا محمد علي را به عنوان جانشين پس از خودت معرفي كن و اگر اينكار را نكني خداون از تو نميگذرد و محازاتت ميكند.
رسول خدا به علي (ع) فرمودند: روزگار به جايي خواهد رسيد كه مردم اين دو نفر را حق ميشمرند و تو را رها ميكنند.
رسول خدا فرمودند: زماني يك جامعه به عقب و به جهالت ميرود كه جاهلان امت بر مردم حكومت كنند. (و عينا اين مسئله پس از پيامبر اتفاق افتاد )
رسول خدا فرمودند: يا علي پس از من حكومت را از تو غصب خواهند كرد و تو بخاطر حفظ اسلام بايد سكوت كني زيرا اگر چيزي بگويي تو را خواهند كشت و نور خدا در زمين خاموش خواهد شد و شيطان پرستي در زمين حاكم ميشود.
خداوند در قرآن ميفرمايد: اينها ميخواهند نور خدا را در زمين خاموش كنند در حاليكه خدا نور خود را كامل ميكند.

از خوانندگان خواهش ميكنم كه اگر خواستند جواب بدهند. يا علللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللي مدد
643 | حميد | , آمریکا | 03:04 - 07 مرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
من نمي دانم شما چه هستيد و که هستيد و مسئوليت عقايد شما را ندارم. اما همين " يا علي" " يا علي مدد" گفتنتان خود خلاف دستور قرآن نيست!!!!؟؟. إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو مدد مي خواهيم وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا (الجن 18) و مساجد ويژه خداست، پس هيچ كس را با خدا مخوانيد. ... وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ ﴿فاطر13﴾ إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ ۚ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ ( فاطر 14) ... و كساني را كه غير از او به كمك ميخوانيد اختيار‌دار چيزي حتي باندازه پوست هسته خرمائي هم نيستند. اگر آنها را صدا بزنيد صداي شما را نميشنوند و اگر بشنوند جوابتان را نميدهند و روز قيامت منكر شرک شما ميشوند و هيچكس و [هيچ كس‌] چون [خداى‌] آگاه، تو را خبردار نمى‌كند. إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّـهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ ۖ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ ﴿ الاعراف196﴾ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلَا أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ ﴿ الاعراف 197﴾ بى‌ترديد، سرور (ولي) من آن خدايى است كه قرآن را فرو فرستاده، و همو يار صالحين است. (196) كساني را كه غير از خدا به كمك خود ميخوانيد، توانائي ياري شما را ندارند، خودشان را هم نميتوانند ياري كنند(197)

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اينكه خدا فرموده اياك نعبد و اياك نستعين، از طرف ديگر فرموده است :يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَة . المائده / 35 .اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد ! و وسيله ه‏ايى براى تقرب به او بجوئيد .و نيز از قول برادران حضرت يوسف عليه السلام نقل فرموده كه به حضرت يعقوب فرمودند :يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ .گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم!»و حضرت يعقوب عليه السلام نيز كه پيامبر خدا بود به آن‌ها قول داد كه در آينده نزديك از خداوند براي آن‌ها طلب استغفار خواهد كرد :قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . يوسف / 97 و 98 .گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است! اگر قرار بود كه توسل به غير خدا شرك بود ، حضرت يعقوب كه پيامبر خداوند بود ، نبايد به آن‌ها چنين قولي مي‌داد و بايد آن‌ها را از اين كار شرك‌آلود نهي مي‌كرد . خداوند نيز بعد از نقل اين واقعه نمي‌گويد كه كار آن‌ها شرك بوده است .و باز در آيه خطاب به پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايد : وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا . النساء / 64 . و اگر آنان ، هنگامى كه به خود ستم مى‏ كردند (و فرمان هاى خدا را زير پا مى ‏گذاردند)، به نزد تو مى‏ آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏ كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏ كرد خدا را توبه پذير و مهربان مى‏ يافتند .
اين آيه صراحت دارد كه آمدن به سراغ پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و او را بر در درگاه خدا شفيع قرار دادن ، و وساطت و استغفار آن حضرت براى گنهكاران نه تنها شرك نيست ؛ بلكه سبب پذيرش توبه ، و رحمت الهى نيز مي‌شود.
اگر وساطت ، دعا ، استغفار و شفاعت خواستن از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم شرك بود ، چگونه امكان داشت كه خداوند چنين دستورى را به گنهكاران بدهد !
به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه پيامبران و ائمه عليهم السلام آمرزنده گناه نيستند ؛ بلكه آن‌ها فقط مى‏توانند از خدا طلب آمرزش كنند و از آن‌جايي كه آن‌ها بندگان برگزيده خداوند هستند و در نزد خداوند آبرو دارند ، خداوند شفاعت آنان را مي‌پذيرد و آمرزنده حقيقي خداوند است
بناراين انحصار در عبادت در آيه اياك نعبد و اياك نستعين صحيح است و پرستش غير خداوند حرام است و كسى كه به علي عليه السلام توسل مى‏ جويد حضرت علي عليه السلام را پرستش نكرده است؛ زيرا شرط پرستش آن است كه عبادت كننده اعتقاد به ربوبيت و الوهيت معبود داشته باشد، و كسى علي عليه السلام را ربّ و اله خود نمى‏ داند.امّا منحصر كردن استعانت به خداوند صحيح است و هرگز منافاتى با استعانت از اسباب ندارد، زيرا اگر اين اسباب استقلال در تأثير داشته باشند در اين صورت استعانت از آنها منافات با استعانت از خداى متعال دارد امّا اگر اين اسباب را مستقل ندانيم و بگوييم لامؤثر فى‏ الوجود الّا اللَّه در اين صورت استعانت از آنها منافاتى با توحيد در استعانت ندارد و قرآن نيز فرموده است: وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ بقره 45
اما درباره آيات (وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً)....، بايد بگوييم كه مقصود از دعا در مجموع اين آيات، مطلق دعا و خواستن نيست؛ بلكه دعا و نداى خاصّى است كه با قصدِ آن معنا، مرادف با معناى عبادت مى ‏شود و آن معناى الوهيت و يا ربوبيت است. به علاوه اينكه مجموع اين آيات مربوط به بت‏ پرستانى است كه گمان مى‏ كردند بت‏ هايشان برخى از شئون تدبير را مالكند. لذا براى آنها استقلال در فعل وتصرف قائل بودند. واضح است كه هر نوع تواضع براى كسى و درخواست از كسى غير از خداوند با اين اعتقاد، عبادت او محسوب شده و شرك است.
اين قيد به خوبى از برخى آيات ديگر استفاده مى‏شود از جمله:
1. (فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ) (هود: 101 )و غير از خدا همه خدايان باطلى را كه مى‏پرستيدند، هيچ رفع هلاكت از آنان ننمود.
2. (وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ) (زخرف: 86 )و غير از خداى يكتا كه به خدايى مى‏خوانند، قادر بر شفاعت كسى نيستند.
3. (وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ) (فاطر: 13 )و به غير او، معبودانى را كه به خدايى مى‏خوانيد در جهان مالك پوست هسته خرمايى هم نيستند.
4. (فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَ لا تَحْوِيلًا) (اسراء: 56) پس نمى توانند دفع ضرر و تغيير حالى از شما كنند.
بنابراين، علّت مذمّت مشركين از طرف خداوند اين بوده كه آنان معتقد به تدبير و تصرّف بتان به نحو استقلال و بدون اذن و مشيت‏ خداوند بوده‏ اند.
حال ما سوالي از شما دوست عزير داريم اگر يا علي گفتن برخلاف قرآن و شرك است چرا مثل همين عبارت با عنوان يا محمداه شعار لشكر ابوبكر در جنگ با مسيلمه بوده است؟ آيا آنها بر خلاف قرآن عمل كرده و مشرك شدند؟! ابن اثير چنين نقل مي كند «كان شعارهم يومئذ يا محمداه » البداية والنهاية ، ابن كثير ا، دار النشر : مكتبة المعارف - بيروت ج 6 ص 324
بنابراين شيعيان به هيچ وجه با يا علي گفتن، اعتقاد به الوهيت او ندارد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
644 | حميد | , آمریکا | 10:00 - 08 مرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام در جواب شما بايد بگويم که آيات قرآن واضح و آشکار است. و قرآن آشکار کننده و روشنگر. الر ۚتِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿ يوسف1﴾ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿القصص: 2﴾ الر ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ ﴿الحجر 1﴾ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَة . وسيله : مجموعه به نام وسيله = { } فرض مي کنيم. حال مي خواهيم ببينيم اعضاي اين مجموعه چه هستند. اين اعضا و عناصر مجموعه را از کجا بياوريم.. منِ بي سواد از آيات قرآن استفاده مي کنم. شما را نمي دانم. حال به اندازه سوادم پر مي کنم . يک عضو پيدا کردم . ايمان .وسيله ={ ايمان ، ... .) آقاي بي سواد(من) اين را از کجا آوردي!!؟ بي سواد( من): از قرآن . ايمان به چه چيزي؟؟؟ بي سواد(من) ايمان به خدا. خوب اين که واضح است. ايمان به غيب ، ملائکه . الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ، ... ايمان به رسول الله و آنچه به او نازل شده . وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ و ... . ايمان به پيامبران پيشين و آنچه به آنها نازل شده . مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ و ... . ايمان به آخرت . بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ و ... . آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّـهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ﴿البقره 285﴾ پيامبر بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ايمان آورده است، و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ايمان آورده‌اند [و گفتند:] ميان هيچ يك از فرستادگانش فرق نمى‌گذاريم و گفتند: شنيديم و گردن نهاديم، پروردگارا، آمرزش تو را [خواستاريم‌] و فرجام به سوى تو است. کافي است آقاي بي سواد(من). يک عضو ديگر معرفي کن . بي سواد(من) : وسيله= { ايمان، نماز ، ... .} نماز ؟؟ بي سواد( من): يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ عنصر بعد ؟؟ وسيله ={ ايمان، نماز، انفاق ، ... } انفاق؟؟ بي سواد(من) بله .مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ. الم ﴿1﴾ ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿2﴾ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿3﴾ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿4﴾ أُولَـٰئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . (البقره) اگر اين کار را بکنيم هدايت يافته ايم از سوي خدا و پيروز واقعي هستيم؟؟؟؟؟؟ بي سواد( من): آره . من نيمگم الله گفته. أُولَـٰئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . چه وسيله هاي خوبي !!! بي سواد(من): چيزاي ديگه هم هست : وسيله:{ ايمان، نماز، انفاق، عمل صالح، سفارش کردم همديگه به حقيقت و صبر، ... .} واقعا!!!؟ بي سواد(من): آره : إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿2﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر(العصر 3) چه جالب. چه دين خوبي !!! بي سواد(من): آره عاليه. يه وسيله ديگه پيدا کردم محشره. دعا . وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ براي هم ديگه هم مي تونيم دعا کنيم؟؟ بي سواد(من) : آره فکر کنم. تا زنده ايم ميتونيم فکر کنم. مرديم که ديگه واسه خودمونم فکر نکنم بتونيم کاري بکنيم. وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا آره پيامبر در نزدشان بود. ازش خواستن براشون دعا و طلب بخشش کنه. وسيله:{ ايمان، نماز، انفاق، عمل صالح، سفارش کردم همديگه به حقيقت و صبر، جهاد و ... .} چه مجموعه خوبي!!! اين مجموعه اي بود که من بي سواد ساختم. پناه مي برم به خدا. حال مجموعه وسيله هايي که يادمون دادند : وسيله={ علي،فاطمه، حسن، حسين، ... ،مهدي، حضرت معصومه. امام زاده صالح، شاه عبدالعظيم، امام زاده زيد، آقا سيد جلال الدين اشرف، امام زاده هاشم، ... .} جميعا درود خدا بر صالحين که نام بردم و نام نبردم. البته آگاه به ايمان و عمل بندگان تنها خداست. أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿الإسراء: 57﴾ آنهايي که مي‌خوانند آنان خود به درگاه خدا وسيله تقرب مي‌جويند، تا که مقرب‌تر باشد؟ و اميدوار به رحمت و ترسان از عذاب اويند، که البته از عذاب پروردگارت بايد سخت هراسان بود. فکر نميکنم خداوند در جايي از قرآن ما را و به مدد و ياري خواستن از کسي به غير خود امر يا سفارش کرده باشه.(فکر کنم شما منظورم را از مدد ميدانيد. { اين مدد منظورم نيست : برادرم رو صدا کنم که تو اتاق بقليه که بياد اين ميز را با هم بلند کنيم. منظورم اين مددِ که مي خوايم دوتايي ميزو بلند کنيم و از علي( درود خدا بر اوباد) مدد بخوايم و بگيم " يا علي " }. اگر هست چنين آيه اي، منو آگاه کنيد . کلام خدا واضح و روشنه و براي خودم حجت ميدانم. با اينحال اين خطبه نهج البلاغه هم براي شما: نَّ اءَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِيمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ، وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلاَمِ، وَ كَلِمَةُ الْإِخْلاَصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ، وَ إِقَامُ الصَّلاَةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ، وَ إِيتَاءُ الزَّكَاةِ فَإِنَّهَا فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ، وَصَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَابِ، وَ حَجُّ الْبَيْتِ وَ اعْتِمَارُهُ فَإِنَّهُمَا يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ وَيَرْحَضَانِ الذَّنْبَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاةٌ فِي الْمَالِ وَ مَنْسَاءَةٌ فِي الْاءَجَلِ، وَ صَدَقَةُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُكَفِّرُ الْخَطِيئَةَ، وَ صَدَقَةُ الْعَلاَنِيَةِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِيتَةَ السُّوءِ، وَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِي مَصَارِعَ الْهَوَانِ. اءَفِيضُوا فِي ذِكْرِ اللَّهِ فَإِنَّهُ اءَحْسَنُ الذِّكْرِ، وَارْغَبُوا فِيمَا وَعَدَ الْمُتَّقِينَ فَإِنَّ وَعْدَهُ اءَصْدَقُ الْوَعْدِ، وَاقْتَدُوا بِهَدْيِ نَبِيِّكُمْ فَإِنَّهُ اءَفْضَلُ الْهَدْيِ، وَاسْتَنُّوا بِسُنَّتِهِ فَإِنَّهَا اءَهْدَى السُّنَنِ وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ اءَحْسَنُ الْحَدِيثِ، وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ، وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ، وَ اءَحْسِنُوا تِلاَوَتَهُ فَإِنَّهُ اءَنْفَعُ الْقَصَصِ، فَاِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَيْرِ عِلْمِهِ كَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِي لاَ يَسْتَفِيقُ مِنْ جَهْلِهِ، بَلِ الْحُجَّةُ عَلَيْهِ اءَعْظَمُ، وَالْحَسْرَةُ لَهُ اءَلْزَمُ، وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ اءَلْوَمُ. برترين چيزى كه توسّل جويندگان به خداى سبحان، بدان توسّل مى‏جويند، ايمان به او و به پيامبر اوست و جهاد است در راه او، زيرا جهاد ركن اعلاى اسلام است. و كلمه توحيد است، كه در فطرت و جبلت هر انسانى است. و برپاى‏داشتن نماز است، كه نشان ملت اسلام است و دادن زكات است، كه فريضه‏اى است واجب و روزه ماه رمضان است، كه نگهدارنده آدمى است از عذاب خداى و حج خانه خداست و به جاى آوردن عمره آن است، كه فقر را مى‏زدايند و گناه را مى‏شويند و صله رحم است، كه موجب افزايش مال است و واپس‏افكننده اجل است و صدقه نهان است، كه خطاها را مى‏پوشاند و صدقه آشكار است، كه مرگ ناگهانى را باز دارد و انجام دادن كارهاى نيك است، كه آدمى را از لغزيدن در خواريها نگه مى‏دارد. خدا را ياد كنيد و بدان شتابيد، كه بهترين يادهاست و به رغبت بخواهيد آنچه را كه پرهيزگاران را وعده داده، كه وعده‏اش راست‏ترين وعده‏هاست. و از رهنمودهاى پيامبرتان پيروى كنيد، كه نيكوترين رهنمودهاست و به سنّت او رفتار نماييد، كه راهنماينده‏ترين سنّتهاست و قرآن را بياموزيد، كه بهترين سخن است و آن را نيك بفهميد، كه بهار دلهاست و به پرتو آن شفا جوييد، كه شفاى سينه‏هاست و نيكو تلاوتش كنيد كه نافعترين گفتارهاست. همانا عالم كه علم خود را كار نبندد، چون نادانى است سرگردان، كه از بيمارى نادانى نرهد، بلكه حجّت بر او قويتر است و حسرت او را لازمتر، و نزد خدا سرزنشش از همه بيشتر. نکته جالبي ديديم درون اين خطبه." خدا را ياد كنيد و بدان شتابيد، كه بهترين يادهاست". نگفته من(علي) را ياد کنيد که من بهترين ياد ها هستم کنيد. دوست عزيز بر زبان مردم ما هم اکنون ياد و نام الله جاري است ؟؟ هنگامي که مدد مي خواهند " يا علي" و " يا علي مدد" مي گويند. و هنگامي که مي ترسند، " يا ابالفضل" مي گويند. و وقتي متحير مي شوند " يا قمر بني هاشم "مي گويند. هنگام جدا شدن از هم بجاي " خدا نگهدارت باشد" و " الله يارت" ،، " يا علي" و " علي نگهدارت باشه" مي گويند. {مردم به معناي عامه ي مردم. نه تک به تک مردم . کساني که اينگونه نيستن که چه خوب، نيستن} يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّـهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ﴿ الحزاب 41﴾ انشالله ما هم ايماني کمي نزديک به علي و ديگر مهاجرين و انصار اوليه ( رَّضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ) داشته باشيم. وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿التوبة: 100﴾ پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و آنانکه به نيکي پيرو آنان شدند، خدا از آنها خشنود و آنها از خدا خشنودند و خدا براي آنها بوستان هايي که نهر ها از زير آنها جاري است مهيا نموده در آن هميشه جاودانند اين است کاميابي بزرگ. منو بخاطر کم سواديم و شايدم بي سواديم ببخشيد. خدا نگهدار.
645 | تقي قرباني | , ایران | 05:14 - 11 مرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
يا علي گفتن سرشت پاك ودل پاك مي خواهد در ضمن كمي فكر (يك ساعت تفكر درعلوم ديني بهتر از هزار سال نماز اهل سنت است )---علي شير خدا در خانه خدا به دنيا آمد.............. اما كو عقل كه بداند انسان ناپاك داخل مسجد هم نميشود مگر عمر!!...
646 | محمد رضا | , ایران | 01:14 - 21 مرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اي شيعه کثيف براي خودتون ميبري ميدوزي به شما ميگن دجال به شمابابد گفت شيطان نه شيعه کم مونده قران را هم تغير دهيد خاک برسرها امام علي به جاي يک عمر دو عمر داشته عثمان وابوبکر نيز هرکدام از اسمهارو بر دو فرزند گذاشته است اين نشانه پاکي ودوستي اين چهار امام با هم بوده حالا شيعه کثيف ومرتد اومده ميگه اينا حرام زاده اونا حلال زاده خاک برسرتون ما سني ها نگران نيستيم چون دنيا زير دست شما نيست وخدا نيستي يک سري ادم بدبختي خدا خودش ميدونه امام عمر ..............چقدر براي اسلام زحمت کشيدن حالا شيعه ???اومده اين امامان را جدا وبينشون فرق ميزاره مشغول کفر باشيد شيعه ما نگران اين همه تهمت نيستيم چون خداروداريم مشغول باشيد که داريد اخرزمانو به وجود مياي
647 | ناجي | , ایران | 13:14 - 22 مرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام افسوس که در اين دوران هم با اينهمه پيشرفت، کساني هستند که همچون خوارج گول ظواهر را ميخورند و در مورد حضرت علي(ع) که صراط مستقيم است اينگونه قضاوت ميکنند. خوارج قرآن ناطق را رد کرده و به پوست و مرکب دل خوش کردند، آيا مقدس تر از خانه خدا نقطه اي روي زمين سراغ داريد؟ چرا اين مکان مقدس ديوار گشود تا مادري باردار درون آن شود و فرزند پاکش را در آنجا بدنيا آورد؟ پس بدانيد انسان مقدس در مکان مقدس بدنيا خواهد آمد و بدانيد همتايي چون او در کل عالم هستي نخواهيد يافت، همين است که گروهي به اشتباه او را خدا ميخوانند، او خدا نبود ولي ميتوان گفت نزديکتر از او بخدا کسي نيست. به اميد ظهور فرزندش(منجي عالم بشريت) و گشايش رازهاي هستي.
648 | علي | , ایران | 18:40 - 30 مرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باسلام من مسلمانم دينم اسلام کتابم قران وبه همه خلفاي راشدين وهمه امامان معصوم احترام ميگذارم اگرمسلمان هستيدباورکنيدکه دشنام دادن وتفرقه افکني ميان مسلمان شيوه کافران است انها همه ياران پيامبر بزرگوارمان حضرت محمدمصطفئ ص هستندوازشما خيلي بالاترند ودران دنيا رستگارانندپس بکوشيداسلام رازنده نگهداريدخودتان قضاوت کنيدوالسلام
649 | علي | , ایران | 18:41 - 30 مرداد 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باسلام من مسلمانم دينم اسلام کتابم قران وبه همه خلفاي راشدين وهمه امامان معصوم احترام ميگذارم اگرمسلمان هستيدباورکنيدکه دشنام دادن وتفرقه افکني ميان مسلمان شيوه کافران است انها همه ياران پيامبر بزرگوارمان حضرت محمدمصطفئ ص هستندوازشما خيلي بالاترند ودران دنيا رستگارانندپس بکوشيداسلام رازنده نگهداريدخودتان قضاوت کنيدوالسلام
650 | پرند | , ایران | 10:29 - 01 شهريور 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با درود چرا سالم ذندگي کردن رو مختص گروه خاصي مي دونيد.به غير از اين اشخاص رو انسانهاي خوبي متصور نيستيد.چرا عادت کرديد براي اينکه يک عده رو بزرگ کنيد عده ديگري رو به گند بکشيد.اگر اينان خوب بودند که نياز به مبلغاني مثل شما نداشتند ودر محل ذندگي خودشان محبوب مي شدند.نيازي نبود که شما و امثال شما به سر و صورت بکوبيد. و اينان رو تافته جدا بافته جلوه بديد اگر اينطوره که شما مي گيد خوب اينها فرزندان زيادي داشتند پس چرا يک عده خاص /همه مي تونستند همينطور به اسطلاح امام ومعصوم باشند.واقعيت هر ديني اينه که سفره اي گسترده است که يک عده خاصي مستحق برداشت بهترينها و مابقي محکوم به خورده ريز خواري آقايان ودر آخر اين دوري که مي زنيد دور باطلي بيش نيست. به اميد رهايي انسان از جهل وخرافه و پستي و برگشت به ذات انساني........هر کسي کو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در هر صورت در جامعه چنين دودستگيي وجود دارد! آيا شما اكثريت مسيحي و كفار و ... را خارج از زندگي سالم نمي دانيد؟
كار ما بيان واقعيات تاريخي با بيان مدارك و مستندات است كسي را كه خدا بزرگ كرده است نيازي نيست ما بزرگ كنيم در قرآن خداوند مي فرمايد: انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل و يطهركم تطهيرا مگر معناي اين آيه چيزي جز سخني كه شما به آن اعتراض كرده است مي باشد؟
علماي اهل سنت در مورد اين خاندان كتابها نوشته اند و از رسول الله در شآن اين خاندان احاديث فراواني نقل كرده اند. نقش ما پرده برداري از يك واقعيت است نه اينكه بي جهت كسي را بر كسي برتري دهيم. به اين آدرسها مراجعه كنيد:
و...
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
651 | محمد | , ایران | 17:15 - 08 شهريور 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام وصلوات برمحمد و آل محمد
از همه دوستان خواهش مي کنم به عقايد ديگران حتي بت پرستان توهين و بي احترامي نکنيد چون که اولاً با اين اعتقادات بزرگ شده اند،ثانياً کساني که توهين مي کنند بسيار واضح است که متعصب و کوته فکرند.تا مي توانيد به قرآن استناد کنيد نگيد که قرآن کلي گفته است اين ذهن و عقل ماست که از درک بسياري از حقايق قرآن عاجز است اين بحثها رو با هدف اتحاد و همدلي ادامه دهيم وگرنه کار به جايي خواهد کشيد که از اسلام چيزي جز اسم آن و نام نماند و علت اين که يهود جراًت پيدا کرده که به کشورهاي مسلمان تجاوز نمايد همين مسئله است.
652 | وحيد | , ایران | 11:03 - 20 شهريور 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام وخسته نباشيد من سوادم زياد نيست ولي اينو ميدونم که تا به حال هر که از امامان به خصوص حضرت علي (ع)کمک خواسته به دين وايمانش اضافه شده نه کم اگه کسي مخالفه اينه دستشو بگيره بالا
653 | ميلاد مهراني | , ایران | 15:12 - 20 شهريور 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام و صلوات بر محمد و ال محمد در اول سايت که نوشته شده است رضى الله عنه براي شخصي چون حضرت علي عليه السلام که معصوم مي باشد کاملا اشتباه است اين جمله را براي کساني به کار مي برند که معصوم نيست و اين جمله به اين معني است که خداوند از گناهانش بگذرد در حالي که حضرت علي عليه السلام معصوم مي باشد و به کار بردن چنين جمله اي براي ايشان از روي نفاق و دشمني با پيغمبر و خداوند است.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اين جمله را علماي اهل سنت بكار مي برند نه شيعيان و اگر كمي دقت مي كرديد مي دانستيد كه سوال كنند از شيعيان نبوده است و ما نيز از زبان آنها نقل كرديم
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
654 | حميد | , آمریکا | 20:16 - 28 شهريور 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي ميلاد مهراني. کمي به قرآن مراجعه کنيد. اين آيه را که در بالا هم آورده ام توجه کنيد. با چشم و ذهن و دلي باز: وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ (پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار) وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ ( وکسانيکه به نيکي از آنها پيروي کردند) رَّضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ( خدا از آنها خشنود و آنها از خدا خشنودند) { اين قسمت رو چند بار بخونيد } وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (و خدا براي آنها بوستان هايي که نهر ها از زير آنها جاري است مهيا نموده در آن هميشه جاودانند اين است کاميابي بزرگ.) ﴿التوبة: 100﴾ "ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ" هم چندبار بخونيد و تکرار کنيد. :) 1: پيشگامان اوليه از مهاجرين و انصار { علي و ديگر پيشگامان اوليه از مهاجرين و انصار} 2: و کساني که به نيکي پيرو اين مجموعه قسمت اول که گفتم، شدند 3: رَّضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ . خداوند از اينها (1 و 2) راضي و خوشنود است.
655 | سيد مهدي | , ایران | 04:20 - 30 مهر 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام در رو ايت است که حضرت علي براي اينکه در معذرات و بر اساس تقيه اگر بنا باشد تعريفي از خلفا کند مراد فرزندان خويش باشد نه خليفه اول و دوم و سوم
656 | سيد علي موسوي نژاد | , ایران | 20:04 - 01 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام برادر عزيزم حميد جان که گول شبهات پوچ و بي اساس مخالفين مکتب اهل بيت را خورده ايد در پاسخ شما برادر عزيزم بايد بگوييم که خداوند در آيه 100 توبه رضايت داءمي خود را از صحابه اعلام نکرده است بلکه رضايت خود را از صحابه که هجرت کرده اند و تا آن لحظه ايمان داشته اند به طور موقت اعلام کرده اند و اضافه اين آقايان به معاويه رضي الله عنه ميگويند در حالي که نه معاويه از مهاجرين بود و نه از انصار پس او شامل اين آيه نميشود که آنان ترضي ميکند
657 | حميد | , آمریکا | 15:22 - 03 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي سيد علي موسوي نژاد. اولا من نامي از معاويه نياوردم. دوما جواب من در راستاي نظر اون دوستمون بود که رضايت الله را براي علي (ع) کم مي دونستن ، که زبانم لال زبانم لال خداوند خودش نمي داند بندگانش را چگونه بخواند. استغفرالله سوما شما باز اين آيه را تکرار کنيد. پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار وکسانيکه به نيکي از آنها پيروي کردند. خدا از آنها خشنود و آنها از خدا خشنودند. و خدا براي آنها بوستان هايي که نهر ها از زير آنها جاري است مهيا نموده در آن هميشه جاودانند اين است کاميابي بزرگ. شما مي گيد موقت بوده اعلام رضايت و بهشت را بهشون موقت اجاره دادن، خود داني . ولي خداي من اينجا مي گيه: خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا . و چه پيروزي عظيمي است اين! از من گول خورده بي سواد به شما نصيحت، قرآن را با چشم و دل باز بخوانيد.)
658 | حميد | , آمریکا | 23:18 - 04 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي سيد علي موسوي نژاد يک مسئله ديگه را که باز در اين آيه دقت نکردين اين بود که اين آيه تنها مختص مهاجرين و انصار نيست ( وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ) بلکه شامل کساني که به نيکي از آنان تبعيت کردند هم مي شود. حال اينکه آقاي x يا y به راستي در اين مجموعه تابعين قرار مي گيرند يا خير ،مورد بحث من نيست. <<خدا آگاه ترين است>> قرآن را با تعقل و تفکر بخوانيم نه توهم
659 | سيد علي موسوي نژاد | , ایران | 14:50 - 05 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام بردار عزيزم حميد جان که گول شبهات مخالفين اهل بيت را خورده ايد بايد بگويم الله سبحانه وتعالي به تمام بندگانش که در دنيا کار حسنه انجام داده اند و با آن حال از دنيا برود وعد بهشت را داده اند و تضمين کرده اند که جاودانه در آن خواهند ماند شما فرض کنيد امروز من مومن و همراه پيامبر باشم با آن حضرت هجرت کرده باشم و با آن حضرت در جهاد عليه کفر شرکت کرده باشم و چند سال بعد از اين قضيه العياذبالله زنا کرده باشم و دزدي بکنم و در همين حال در حالي که توبه نکرده باشم از دنيا بروم آيا جزاي من بهشت است؟ آيا جاودانه در آن خواهم ماند؟ پاسخ اين است خير. آري اگر آن اعمال حسنه تا آخر عمر ادامه ميدادم جزاي من بهشت ميبود و جاودانه در آن مي ماندم.و اضافه شما گفته ايد قرآن را با چشم دل باز بخوانم من به شما توصيه همين توصيه را ميکنم خدواند سبحان وعد بهشت را جاودانه داده به کساني که هجرت کرده اند و انصار و کساني که از آنها پيروي کرده اند ولي در اين آيه تضمين بر اين کرده است که بعد از اين که خداوند عالم از آنه راضي شد ديگر پس آن گناه نکند يا اين که تا ابد راضي باشد راضي بودن خدا شرايطي دارد بايد انسان تا آخر عمر اعمال حسنه داشته باشد تا جاويد در بهشت بماند در حالي که خداوند در اين آيه چنين تضميني را براي صحابه نکرده اند يعني نگفته اند که صحابه تا پايان عمر در همين راهي که هستند باقي خواهد ماند بلکه ممکن است انحراف پيدا کنند و کسي جاودانه در بهشت باقي خواهد ماند که تا پايان عمر خود از اين راه حقبقت که قرآن ذکر کرده انحراف پيدا نکنند. والسلام
660 | سميه | | 16:33 - 06 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام حميدخان،من علاقمندم بتونم باشمابحث مفيدي داشته ياشم ميتونم ايميلت روداشته باشم؟
661 | حميد | , آمریکا | 21:41 - 06 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
فکر ميکنم يک نظر گذاشته بودم، قرار نداديد!!!؟؟
662 | علي اصغر | , ایران | 23:32 - 12 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام برادران وخواهران محترم اگر به خدا ايمان داريد حتما به فرستادگانش از حضرت ادم .نوح .عيسي . موسي. تا خاتم نبيين حضرت محمد مصطفي (ص)را قبول داريد خوب اين بيغمبران بعد خود جانشيني را معرفي ميکردند تا اخرين بيغمبر که حضرت محمد مصطفي صل الله عليه واله وصلم جانم فدايش باد بودند ايشان نيز بعد خودشان امام علي (ع) اميرامومنان را انتخاب کردند بيامبر (ص) که در روز غدير نيامدند کسي جز امام علي ((ع) را انتخاب کنند مثلا چرا در ان روز عمر را معرفي نکردند
663 | حميد | , آمریکا | 18:26 - 14 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
دوست عزيز علي اصغر، من متوجه سخن شما نشدم. منظورتون اينه که پيامبران براي بعد از مرگ خودشان جانشيني معرفي مي کردن که اين جانشينان پيامبر نبودند!!!؟؟؟ يا اينکه آنها (آن جانشين ها) هم پيامبران الهي بودند؟؟؟؟ شما خود مي گوييد که: "...اخرين بيغمبر که حضرت محمد مصطفي صل الله عليه واله وصلم ..." آخرين پيامبر. 2. رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّـهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّـهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿النساء: ١٦٥﴾ پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند، تا براى مردم، پس از [فرستادن‌] پيامبران، در مقابل خدا [بهانه و] حجّتى نباشد، و خدا توانا و حكيم است. دوست عزيز ،اين رويداد را هم براي من و شما از نيمه و آنگونه که خواسته اند و منفعتشان بوده تعريف کرده اند و مي کنند (مانندچيز هاي ديگر) اين نصفه گويي و رنگ و لعاب دادن و ... روش هميشگي آقايان است . :)
664 | حميد | , آمریکا | 20:21 - 14 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
دوست عزيز سيد علي موسوي نژاد. شما باز به آيه مورد نظر و آيات قرآن توجه نمي کنيد. و باورهايتان که از کودکي به من و شما القا شده، جلوي ديد شما را مي گيرد. آيه مورد نظر مهاجرين و انصار اوليه را براي تابعين الگو قرار داده است. که اگر از اين الگوها( مهاجرين و انصار اوليه) به نيکي پيروي کنند، رَّضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿التوبة: 100﴾ خداوند از درون و بيرون، گذشته، حال و آينده بندگانش آگاه است. چگونه خداوند کساني را الگو قرار ميدهد که ديگران را به گمراهي مي کشند و بعد وعده بهشت به گمراه کنندگان و کساني که از گمراه کنندگان پيروي ميکنند، مي دهد!!!!!؟ مگر آنکه زبانم لال، زبانم لال بگوييم خداوند نميدانسته. استغفرالله استغفرالله سخنان من گول خورده از نظر شما را بي خيال. قرآن را بخوانيد و تعقل و توجه کنيد. باز آيه را بخوانيد دوست عزيز: وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿التوبة: 100﴾ پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و آنانکه به نيکي پيرو آنان شدند، خدا از آنها خشنود و آنها از خدا خشنودند و خدا براي آنها بوستان هايي که نهر ها از زير آنها جاري است مهيا نموده در آن هميشه جاودانند اين است کاميابي بزرگ. اين هم ايميل آدرس براي سميه خانم که مي خواستن: tect _100H@yahoo.com خداوند همه ما را هدايت کند.
665 | روزبه | , ایران | 21:16 - 14 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام من يک سوال داشتم آيا پيامبر اکرم از تمامي امامان بالاتر است يا خير؟ اگر بالاتر است چرا يک نفر رو بعد از مرگ شفا نداده است؟ در حاليکه ما هر از چند گاهي مي شنويم فلان امام يا فلان امامزاده يک نفر رو شفا داده است !!! آقا اصلا اگر شفاهي هم هست اين همه کودک سرطاني داريم . اينها رو ببرين پيش همان امام يا امامزاده اي که شفا مي ده و شفا بگيرين !!!! بهر حال من نظرم رو گفتم

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اينكه مقام پيامبر صلي الله عليه وآله از تمام امامان بالاتر است ، شكي در آن نيست اما اينكه گفتيد چرا يك نفر را حضرت شفاء ندادند ، اين نشان از عدم دقت و مطالعه كم شماست زيرا مواردي داريم كه رسول خدا صلي الله عليه و آله بعد از رحلت ، افرادي را كه گرفتار بيماري بودند شفاء داده است :
إسماعيل بن يعقوب التيمي قال كان ابن المنكدر يجلس مع أصحابه فكان يصيبه صمات فكان يقوم كما هو حتى يضع خده على قبر النبي (ص) ثم يرجع فعوتب في ذلك فقال إنه يصيبني خطر فإذا وجدت ذلك استعنت بقبر النبي (ص) وكان يأتي موضعا من المسجد يتمرغ فيه ويضطجع فقيل له في ذلك فقال إني رأيت النبي (ص) في هذا الموضع.
ابن منكدر با اصحاب خود مى‌نشست پس گاهى زبانش بند مى‌آمد، سپس برمى‌خواست در همان حالى كه بود تا اينكه گونه‌هايش را بر قبر پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌گذاشت و سپس بر مى‌گشت، وقتى از جانب شاگردانش مورد باز‌خواست مى‌شد در جواب مى‌گفت: براى من سكته‌اى پيش آمد كه براى برطرف كردن آن استعانت از قبر پيامبر صلى الله عليه و آله جستم و گاهى نيز در جايى از مسجد دراز مى‌كشيد و غلط مى‌زد و مى‌گفت من پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در اين جايگاه ديده بودم.
الذهبي ،محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله، سير أعلام النبلاء، ج5، ص359 /358، الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي.
در خصوص سؤال سوم شما هم بايد بگوييم شفاي بيماران با اذن الهي است چنان كه از زبان ابراهيم (ع) مي خوانيم:وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِين «هر گاه بيمار شوم پس خداوند شفا مي دهد مرا» شعراء 80 در اين مورد، شفا دادن به خداوند نسبت داده شده است، و در آيه‌ي ديگر به حضرت عيسي(ع) نسبت داده شده، منتهي با قيد اذن خداوند،« َانىّ‏ِ أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْةِ الطَّيرْ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيرْا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْىِ الْمَوْتىَ‏ بِإِذْنِ الله» «و من به اذن خدا، كور مادرزاد و مبتلا به برص (پيسي) را بهبودي مي بخشم» آل عمران 49 و شفاي بيمار از طريق ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ نيز به اذن و امضاي خداوند است كه از طريق آنها صادر مي‌شود. بنابراين شفاي هرمريضي با اذن خداست
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

666 | حميد | , آمریکا | 13:49 - 15 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقاي کارشناس عزيز اولا: آيه اي که آورديد آيه 49 سوره آل عمران است. نه 43 وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ ۖ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّـهِ ۖ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّـهِ ۖ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿ آل عمران ٤٩﴾ دوم: در آيه 49 آل عمران کلمه " شفا" نيامده است بلکه "أُبْرِئُ" آمده است. سوم: اين اعمال عيسي (ع) معجزات پيامبري عيسي (ع) بوده است. و آيا عيسي (ع)بعداز رفتن از ميان مردمش باز چنين اعمالي را انجام مي دهد؟؟ کجا چنين ادعايي وجود دارد؟؟؟ و يا موسي (ع) هنوز به ساحل مي آيد و عصا به دريا مي زند و دريا مي شکافد!!!!؟ شما نمي توانيد با " به اذن الله" گفتن معجزات پيامبري را به هر کس که دلتان مي خواهد تعميم بدهيد. براي مثال ما نمي توانيم اين معجزات را به حضرت نوح (ع) نيز نسبت بدهيم و بگوييم نوح(ع)، نيز چنين معجزاتي داشته اند به اذن الله. چه برسد به امامان و امامزادگاني که شما اين ادعا را براي آنها داريد. اگر چنين آيه اي در مورد عيسي(ع) در قرآن نبود ما نمي توانستيم چنين معجزه هايي را به او هم نسبت بدهيم. و اين ها معجزاتي بودند که براي اثبات نبوت به انبيا داده مي شد ، آيت و نشانه اي از سوي الله. چهارم: اگر آيه اي در قرآن هست که بيان کرده باشد کساني که (امامان و امام زاده ها)شما ادعا مي کنيد چنين معجزه هايي داشته اند و دارند به ما هم بگوييد. پنجم: اگر دروازه به "اذن الله" را باز بگذاريم هرکسي مي تواند مدعي باشد. حتي من و شما :) استغفرالله. ششم: اين ادعاي شفا گرفتم را که شما داريد مسيحياني که عيسي(ع) را گاه خدا و گاه پسر خدا مي خوانند و هندو ها و ... نيز دارند. ادعا کردن آسان است، سند آوردن دشوار :) هفتم: لطف کنيد نظرات بنده را بي کم و کاست قرار دهيد. (قبل از اين نظر، نظري گذاشته بودم که هنوز قرار نداده ايد)

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
ممنون از اين تذكر شما؛ تصحيح شد.
در جواب از سخن دوم شما فرقي در اين مورد بين شفا و ابرّئُ نيست.
در جواب از سخن سوم شما؛ دليلي بر عدم آن نيست ممكن است با اين حال اگر كسي واقعاً مضطر شود و به آنها متوسل شود آنها شفا دهند. حضرت نوح هم چنين كاري مي توانست انجام دهد و انجام ندادن دليل نتوانستن نيست.
در جواب از پنجم تنها ادعا كافي نيست بايد بتواند در خارج واقعاً عملي كند و بسياري از اينها در خارج چنين اعمالي داشته اند حتي خاك كربلا بسياري از افراد را شفا داده است بسياري از علما به اذن خدا افراد را شفا مي داده اند مانند شيخ نخودكي اصفهاني كه برخي پس از مرگ او هم از قبر او شفا مي گيرند شك داريد صاحب نفسي را پيدا كنيد خودتان متوسل شويد و جواب بگيريد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
667 | مجيد م علي | , سوئد | 15:50 - 15 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
الله اکبر با سلام جناب روزبه . پيغمبر اسلام هم نبي بود هم امام پس حتما از ائمه افضل تر است . هرچند حضرت اميرمؤمنان على عليه السلام از آدم ونوح وابراهيم وعيسى وموسى وديگر پيامبران برتر بودند، ولى هنگامى كه از حضرت سؤال مى شود آيا شما پيامبر هستيد مى فرمايد: ويلك أنا عبد من عبيد محمد؛ واى بر تو من بنده اى از بندگان محمدم. كافى، ج1، ص89، ح5. لبيک يا علي
668 | غضنفري | , ایران | 17:24 - 15 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب665:
اين که تا بحال نشنيده اي که پيامبراکرم صل الله عليه وآله وسلم کسي را شفا نداده به عدم اطلاع شما از کتب صحاح خودتان مخصوصاً بخاري شده که حرارتش الان دامنگيرتان شده و دروغهايتان را ميسوزاند برو ببين که در کتبتان چطور نقل کرده اند که عبدالله بن عمر وقتي که پايش افليج شد چطور به نبي مکرم اسلام صل الله عليه و آله وسلم متوسل شد شفا گرفت
مطلب ديگر اينکه پيامبر صل الله عليه وآله وسلم به کساني شفا ميدهند که معتقد به قرآن بوده و طبق دستور خداي متعال از آنحضرت طلب شفا بکنند و به وهابيون ناصبي که با پيامبر و اهلبيت مکرمش عليهم الصلوات و السلام عناد دارند نه تنها شفا نميدهد بلکه دعا ميکند که خداي متعال آنها را مانند بن باز وآل شيخ کور و لوچ و به طور کلي مسخ کند.
شما اگر قرآن ميخواندي به اسلام و قرآن شک نميکردي.سفارش ميکنم با قرآن مانوس شو تا با مباني اسلام آشنا شوي و بدان که قرآن يکي از ثقلين است و ثقل ديگر اهلبيت عليهم السلام هستند که اگر با هردو ثقل انس بگيري رستگار خواهي شد و تو هم شفا خواهي گرفت
669 | داوود | , ایران | 15:21 - 16 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب حميدکامنت 666من ازنظرشمااستفاده علمي خوبي نمودم چون من رابه فکرفروبردتابيشتردراين موارددقت نموده وتحقيق کنم. ممنون ازسوال شما وممنون ازپاسخ گروه سايت ولي عصر
670 | احمدنوري | , ایران | 19:59 - 16 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اقاي غضنفري سلام بخشيدشما فرموديد:پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم به کساني شفا ميدهند که معتقد به قرآن بوده و طبق دستور خداي متعال از آنحضرت طلب شفا بکنند.وقبل ان اشارنموده ايدکه:نقل کرده اند که عبدالله بن عمر وقتي که پايش افليج شد چطور به نبي مکرم اسلام صل الله عليه و آله وسلم متوسل شدوشفا گرفت.""""نتيجه""".عبدالله ابن عمرمعتقدبه قرآن ومومن بوده است.
671 | حميد | , آمریکا | 13:42 - 17 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
دوست عزيز داوود 669 : خوشحالم که سخنان من شما را به تفکر و انديشه انداخت. ( ديگر نظرات كه به اسم حميد در اين صفحه قرار دارند نيز نظرات بنده است.) قرآن و عقل خود را به کار گيريد، راست و دروغ را با اميد به پروردگار درخواهيد يافت. هيچکس راستگوتر از الله نيست. اللَّـهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّـهِ حَدِيثًا ﴿النساء: ٨٧﴾ خداوند جز او معبودى نيست. قطعا شما را به روز رستاخيز كه شكى در [وقوع‌] آن نيست گرد خواهد آورد، و چه كسى در سخن راستگوتر از خداست تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا ﴿الفرقان: ١﴾ بزرگ [و خجسته‌] است كسى كه بر بنده خود، فرقان [=كتاب جداسازنده حق از باطل‌] را نازل فرمود، تا براى جهانيان هشداردهنده‌اى باشد.
672 | سيد عبدالحميد | , افغانستان | 13:49 - 17 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اگر بخواهيم علي ع را تعريف بكنيم كافي است كه بگوئيم علي تنها كسي است
كه در مكان مقدس چون كعبه تولد شده است كه هيچ بشري در اين مكان تولد نشده است
و آيه هاي متعدد در شان امام نازل شده است از جمله آيه 56 سوره مائده .
673 | سيد يحيي صداقت | , ایران | 24:33 - 17 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بلاشک حضرت علي ع جانشين پيغمبر است چرا که ميزان علاقه ايشان به علي بر هيچ کس پوشيده نيست علي جانشين بر حق مصطفي ص است و اهل سنت طبق گفته هاي پدران خويش خلفاي راشد را جانشين پيغمبر ميدانند چرا که سينه به سينه نقل شده است ولي از لحاظ شريعت علي ع مقدم بر تمام خلفاست .
674 | غضنفري | , ایران | 19:07 - 20 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب آزار
پسر خوب مثل اينکه خيلي وقت نيست که نبيذ مصرف ميکني و زيادي هوش و حواست را باطل کرده.
بهتر است کمي به خودت بيايي و ببيني که چه کساني خودشون را به آب و آتش ميزنن تا به هر طريق ممکن خلفاي سه گانه اولي و دومي و سومي را به اميرالمومنين مولي الموحدين وصي برحق سيدالمرسلين حيدر کرار فاتح خيبر قاتل عمروبن عبدود فاروق اعظم واقعي( که شخص رسول الله صلالله عليه وآله وسلم ايشان را به اين لقب مفتخر فرمودند نه مثل دومي شما توسط يهود)صديق اکبر برادر مصطفي علي مرتضي عليه السلام منصوب کنند تا شايد بتوانند فضيلتي براي اينها بتراشند ولي هيهات که با اين حربه هاي نخ نما شده تلاششان و يا تلاشتان بيهوده است.
پس اين را بدان که اين اسامي آنزمان مرسوم بوده و اساتيد هم جواب داده اند که شما از اين مورد به نفع خودتان سوءاستفاده نکنيد.
و ما هم به دعاي تو آمين ميگوئيم که اختلاف افکنان به درک واصل شوند ولي عاقلان دانند که تفرقه انداز کيست.پيرو اهلبيت عليهم السلام يا تروريست هاي وهابي؟
675 | آراز | , ایران | 24:46 - 20 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
هنوز شما در اسامي و نامگذاريها مشکل داريد اما دم از وحدت مي زنيد ؟؟؟ کساني که از اسامي هم ترس و بيم دارند و برايش اينقدر وقت صرف مي کنند به خدا قسم که همگي کساني که تفرقه مي افکنند اهل جهنم هستند فرقي هم ندارد چه مقام و منزلت زميني دارند
676 | غلامعباس غلامي | , ایران | 02:10 - 22 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
علي ع را از زبان بزرگان اديان ديگر بخوانيد و بهد در مورد آن غاصبين شما كه شبهه از قبيل اينكه چرا علي ع نام فرزندان خود را فلان گذاشته اين شبهه نيست بلكه افتخاري شده براي شما كه مولي نام فرزندانش را بنام اصحابي كه بغير آن افراد اين نامها را داشته اند گذاشته است . دشمن ما باشيد همانگونه كه دشمن مولي علي ع بوديد روز قيامت امثال ما با اهل بيت عليهم السلام خواهيم بود اگر لايق آن بزرگواران باشيم وشما هم با آن 3 نفر و دايي گراميتان معاويه فرزند ابوسفيان و پدر يزيد ملعون .
677 | محمد كرد فيروزجايي | , ایران | 22:56 - 25 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام به همه دوستان.شهادت حضرت آقا ابا عبدالله الحسين را به پيروان راستين و منتقمش تسليت و تعزيت عرض مي نمايم.چرا در بحث تيشه به ريشه ي هم مي زنيد؟مگر کلام رسول الله فراموشتان شد؟مگر به معجزه پيامبر اعتقاد نداريد؟مگر به پيامبر ايمان نداريد؟اي شيعيان اي اهالي سنت بدانيد که جدل و ايجاد تنش ميان دو مذهب هدف دشمن است،چه کيفي مي کند دشمن اين ميان که دعواي بين مسلمانان را مي بيند.
سني ها بدانيد،پيامبر خدا فرمود:فاطمه بضعه مني،فمن اغضبها اغضبني(فاطمه پاره تن من است هرچه اورابيازارد مرا آزرده است.)اي سني ها بدانيد پيامبر خدا فرمود:من كنت مولاه فهذا علي مولاه(هركه من مولاي اويم پس اين علي مولاي اوست)اي سني ها بدانيد به همان پيامبري که اعتقادش داريد،که فرمود:حسين منّي و انا من حسين.

مگر قضيه فدک را فراموش کرديد؟ مگر قضيه صيغه را فراموش کرديد؟
چه گذشت؟
چرا از دستورات پيامبر گرامي اسلام پيروي نمي کنيد؟
تعصبي کار نکنيد.

www.ghaemie.blogfa.com
678 | رضوي | , ایران | 24:02 - 27 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت. ميشه اين روايت رو کامل ترجمه کنين و بفرمايين که ابن عباس به امام علي توهين ميکنه يا نه؟ وحَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْمَاءَ الضُّبَعِيُّ ، حَدَّثَنَا جُوَيْرِيَةُ ، عَنْ مَالِكٍ ، عَنْ الزُّهْرِيِّ : أَنَّ مَالِكَ بْنَ أَوْسٍ حَدَّثَهُ ، قَالَ : " أَرْسَلَ إِلَيَّ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ ، فَجِئْتُهُ حِينَ تَعَالَى النَّهَارُ ، قَالَ : فَوَجَدْتُهُ فِي بَيْتِهِ جَالِسًا عَلَى سَرِيرٍ مُفْضِيًا إِلَى رُمَالِهِ مُتَّكِئًا عَلَى وِسَادَةٍ مِنْ أَدَمٍ ، فَقَالَ لِي : يَا مَالُ إِنَّهُ قَدْ دَفَّ أَهْلُ أَبْيَاتٍ مِنْ قَوْمِكَ وَقَدْ أَمَرْتُ فِيهِمْ بِرَضْخٍ فَخُذْهُ ، فَاقْسِمْهُ بَيْنَهُمْ ، قَالَ : قُلْتُ : لَوْ أَمَرْتَ بِهَذَا غَيْرِي ، قَالَ : خُذْهُ يَا مَالُ ، قَالَ : فَجَاءَ يَرْفَا ، فَقَالَ : هَلْ لَكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فِي عُثْمَانَ ، وَعَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ ، وَالزُّبَيْرِ ، وَسَعْدٍ ؟ ، فَقَالَ عُمَرُ : نَعَمْ فَأَذِنَ لَهُمْ ، فَدَخَلُوا ثُمَّ جَاءَ ، فَقَالَ : هَلْ لَكَ فِي عَبَّاسٍ ، وَعَلِيٍّ ؟ ، قَالَ : نَعَمْ ، فَأَذِنَ لَهُمَا ، فَقَالَ عَبَّاسٌ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ، اقْضِ بَيْنِي وَبَيْنَ هَذَا الْكَاذِبِ الْآثِمِ الْغَادِرِ الْخَائِنِ ، فَقَالَ : الْقَوْمُ أَجَلْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ، فَاقْضِ بَيْنَهُمْ وَأَرِحْهُمْ ، فَقَالَ مَالِكُ بْنُ أَوْسٍ : يُخَيَّلُ إِلَيَّ أَنَّهُمْ قَدْ كَانُوا قَدَّمُوهُمْ لِذَلِكَ ، فَقَالَ عُمَرُ : اتَّئِدَا أَنْشُدُكُمْ بِاللَّهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ أَتَعْلَمُونَ أَنّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، قَالَ : لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ، قَالُوا : نَعَمْ ، ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى الْعَبَّاسِ ، وَعَلِيٍّ ، فَقَالَ : أَنْشُدُكُمَا بِاللَّهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ أَتَعْلَمَانِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، قَالَ : لَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ ، قَالَا : نَعَمْ ، فَقَالَ عُمَرُ : إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَعَزَّ كَانَ خَصَّ رَسُولَهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِخَاصَّةٍ لَمْ يُخَصِّصْ بِهَا أَحَدًا غَيْرَهُ ، قَالَ : مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ سورة الحشر آية 7 ، مَا أَدْرِي هَلْ قَرَأَ الْآيَةَ الَّتِي قَبْلَهَا أَمْ لَا ، قَالَ : فَقَسَمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَيْنَكُمْ أَمْوَالَ بَنِي النَّضِيرِ ، فَوَاللَّهِ مَا اسْتَأْثَرَ عَلَيْكُمْ وَلَا أَخَذَهَا دُونَكُمْ حَتَّى بَقِيَ هَذَا الْمَالُ ، فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، يَأْخُذُ مِنْهُ نَفَقَةَ سَنَةٍ ثُمَّ يَجْعَلُ مَا بَقِيَ أُسْوَةَ الْمَالِ ، ثُمَّ قَالَ : أَنْشُدُكُمْ بِاللَّهِ الَّذِي بِإِذْنِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ أَتَعْلَمُونَ ذَلِكَ ؟ ، قَالُوا : نَعَمْ ، ثُمَّ نَشَدَ عَبَّاسًا ، وَعَلِيًّا بِمِثْلِ مَا نَشَدَ بِهِ الْقَوْمَ أَتَعْلَمَانِ ذَلِكَ ؟ ، قَالَا : نَعَمْ ، قَالَ : فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، قَالَ أَبُو بَكْرٍ : أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا ، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ " ، فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ، ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ ، فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنِّي لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ، فَوَلِيتُهَا ثُمَّ جِئْتَنِي أَنْتَ وَهَذَا وَأَنْتُمَا جَمِيعٌ وَأَمْرُكُمَا وَاحِدٌ ، فَقُلْتُمَا : ادْفَعْهَا إِلَيْنَا ، فَقُلْتُ : إِنْ شِئْتُمْ دَفَعْتُهَا إِلَيْكُمَا ، عَلَى أَنَّ عَلَيْكُمَا عَهْدَ اللَّهِ أَنْ تَعْمَلَا فِيهَا بِالَّذِي كَانَ يَعْمَلُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَأَخَذْتُمَاهَا بِذَلِكَ ، قَالَ : أَكَذَلِكَ ؟ ، قَالَا : نَعَمْ ، قَالَ : ثُمَّ جِئْتُمَانِي لِأَقْضِيَ بَيْنَكُمَا وَلَا وَاللَّهِ لَا أَقْضِي بَيْنَكُمَا بِغَيْرِ ذَلِكَ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ ، فَإِنْ عَجَزْتُمَا عَنْهَا فَرُدَّاهَا إِلَيَّ ، حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، وَمُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ ، وَعَبْدُ بْنُ حميد ، قَالَ ابْنُ رَافِعٍ حَدَّثَنَا ، وقَالَ الْآخَرَانِ أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ ، عَنْ الزُّهْرِيِّ ، عَنْ مَالِكِ بْنِ أَوْسِ بْنِ الْحَدَثَانِ ، قَالَ : أَرْسَلَ إِلَيَّ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ ، فَقَالَ : إِنَّهُ قَدْ حَضَرَ أَهْلُ أَبْيَاتٍ مِنْ قَوْمِكَ ، بِنَحْوِ حَدِيثِ مَالِكٍ غَيْرَ أَنَّ فِيهِ ، فَكَانَ يُنْفِقُ عَلَى أَهْلِهِ مِنْهُ سَنَةً ، وَرُبَّمَا قَالَ : مَعْمَرٌ يَحْبِسُ قُوتَ أَهْلِهِ مِنْهُ سَنَةً ثُمَّ يَجْعَلُ مَا بَقِيَ مِنْهُ مَجْعَلَ مَالِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ .

پاسخ:
با سلام . اين هم ترجمه کامل اين روايت : زهري از مالك بن أنس نقل مي‌كند كه گفت : ساعاتي از روز نگذشته بود كه عمر بن خطاب مرا احضار كرد ، نزد وي رفتم ديدم بر تختي تكيه زده و نشسته بود ، گفت : گروهي از خاندان و قبيله‌ات نزد من آمدند ، مبلغ اندكي در نظر گرفته‌ام بين آنان تقسيم كن ، گفتم : فردي غير از من را مأمور اين كار كن ، گفت : خودت مسؤوليتش را بپذير . يرفا نزد ما آمد و گفت : عثمان ، عبد الرحمن بن عوف ، زبير و سعد بن أبي وقاص آمده‌اند ، اجازه دهم داخل شوند ؟ گفت : بگو داخل شوند . عباس خطاب به عمر گفت : بين من و اين آدم دروغگوي متجاوز و خيانت‌كار قضاوت كن ، حاضران گفتند : اي عمر بين اين دو نفر قضاوت و آنان را راحت كن . مالك بن أنس مي‌گويد : به نظرم رسيد كه آن چهار نفر كه جلوتر آمده بودند شايد براي همين مسأله بوده است . عمر رو به عباس و علي كرد و گفت : آرام باشيد ، سپس به آن چهار نفر گفت : شما را به خدائي كه آسمان و زمين به دستور او پابرجا است ،‌ آيا مي‌دانيد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود : ما پيامبران چيزي به ارث نمي‌گذاريم ؛ بلكه آن‌چه بعد از ما از اموال دنيا باقي مي‌ماند ،‌ صدقه است ؟ گفتند آري ، شنيده‌ايم . آن‌گاه متوجه عباس و علي شد و گفت : آيا شما دو نفر هم قبول داريد كه پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) اين سخن را فرموده است ؟ گفتند : آري شنيده‌ايم و قبول داريم . عمر گفت : خداوند بزرگ پيامبرش را مورد عنايت قرار داد و به او چيزي داده است كه به هيچ كس نداده است و آن «فيء است « مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى ... » رسول خدا اموال و ثروت‌هايي كه از بني نظير گرفته بود ميان شما تقسيم كرد و حقي اختصاصي براي شما و ديگران قائل نشد ، تا اين كه بخشي از آن نزد وي باقي ماند كه به اندازه مصرف يك سال از آن بر مي‌داشت و بقيه را نگهداري مي‌كرد ،‌آيا اين داستان را قبول داريد ؟ گفتند : آري . سپس به عباس و علي مانند همان سخن را متذكر شد و از آن دو هم تأييد گرفت . پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت : من جانشين رسول خدا هستم ،‌ شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده‌ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را . ابوبكر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چيزي به ارث نمي‌گذاريم ، آن‌چه مي‌ماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو ،‌ دين دار و پيرو حق بود . پس از مرگ ابوبكر ،‌ من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن ، دروغگو و گناهكار خوانديد و خدا آگاه است كه چنين نيستم . آمديد تقاضاي بازستاني ميراث پيامبر را داشتيد كه به شما گفتم : در صورتي كه قول بدهيد تا همانند رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) عمل و رفتار كنيد ،‌ به شما بازپس مي‌دهم كه اين چنين نشد . و اكنون آمده‌ايد تا در اين مورد بين شما قضاوت نمايم ، به خدا سوگند تا قيام قيامت به غير از اين شرط حكم نخواهم كرد ،‌و اگر نا توان هستيد آن را به خودم برگردانيد . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات
679 | خادم قرآن | , ایران | 18:43 - 28 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بايد توجه داشت آن چه امروز دنياي اسلام بيش از هر زمان ديگري به ان نياز دارد بر گزاري كرسي هاي آزاد انديشي در سراسر دنياي اسلام است آيا دانشمندان و بزرگان شيعه و سني حاضر به بحث و مباحثه منطقي در كنار هم هستند ؟چرا دنياي اسلام بيش از هر كسي بايد از مسلمان نماهها ضربه بخورد؟!عملياتهاي انتحاري توسط كدام گروه از مسلمانان انجام مي پذرد؟ايا كشتن عده اي انسان مؤمن آن هم در هنگام نماز يا بر پايي شعائر الهي كه محرم هم يكي از انهاست شرك است؟مگر قرآن بار ها و بارها ما دعوت به تفكر و تأمل نكرده است؟)افلا يتفكرون.....چرا آنهايي كه گمان مي كنند با عمليات انتاحاري و گرفتن جان چند انسان به بهشت ميروند اين اقدام را در كشورهايي كه يقنا كافر هستند انجام نمي دهند و در جايي انجام مي دهند كه به انها ظن شرك دارند و نه يقين؟آيا نداي حسين حسين شرك است ؟چرا تحقيق نمي كنند ببينند چرا اين حسين و اين علي ها گفته مي شود؟مگر جز اين است كه اينها ار بندگان برگزيده خداوند مي دانيم و تمام ارج و مقامشان به عبد بودنشان است و بس!!السلام عليك يا ابا عبد الله.....چه معنايي دارد؟چه كسي ادعا كرده كه اين بزرگواران در شفا دادن انسان هاي مومن استقلال داردند؟توسل معنايش وسيله و واسطه قرار دادن در اين مسير است نه استقلال در امر!و هر آنچه در اين عالم وجود دارنداز ملائك گرفته تا انبيائ و اولياي الهي به اذن الله انجام وظيفه مي كنند و بس.....!
680 | علي | , ایران | 21:29 - 28 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
انما وليکم الله ورسوله والذين امنوالذين يقيمون الصلاه ويوتون الزکوه هم فيهاراکعون قابل توجه کساني که مي گويند علي (ع) ولي وجانشين خداوند نيست ومارابه خاطراينکه دراذان واقامه مي گوئيم اشهدان علي ولي الله مشرک مي دانند واگراين شرک باشد پس خود خدا نعوذبالله اولين مشرک است چون درقرآن درجواب فرشتگان فرموده اني جاعل خليفه في الارص فاذانفخت فيه من روحي فوقع له ساجدين پس مي بينيد که خود خدا خليفه وولي درروي رمين قرارداده آيا اين چنين نيست ويک سوال ازشمادارم آيا هرکسي اسم کسي ديگري را برروي فرزندش بگذارد يعني از آن شخص ديگررادوست دارد پس اگرچنين است چرا عمر مردم رااز نهادن نام محمد منع نمود حثي به حالت بخشنامه صادر کرد وازعايشه درکتب خود شمانقل شده که پدرم ابي بکرپس از وفات حضرت رسول به من گفت هرحديثي از پيغمبرداري بياور وهمه را بسوزان وگفت عايشه که من به دستور ابوبکردرحدود600 حديث را سوزاندم وجلوگيري از پچش حديث درزمان ابوبکر به اوج خود رسيد وکساني که حديث درباره جانشيني علي (ع) برزبان مي اوردند مجازات وبلکه تعدادي جان خودراازدسن دادند آيا منکراين هستيد که درکتب اسماني پيشين نام علي به نام ايليا ونام حسن وحسين عليهماالسلام به نام شبروشبير ونام فاطمه بهنام فاطيما برده شده وايا منکراين هستيد که درروز مباهله حضرت رسول با عاله نصراني درقرآن آمده شما با اولادتان بيائيد ومن هم با پسرانم مي ايم ايا اولادرسول خدا ابوبکروعمروعثمان هستند يا حسن وحسين سيد وآقاي جوانان اهل بهشت به کدامين اينها راشماتکذيب مي کنيد آيا واقعه وغصب فدک را تکذيب مي کنيد که ابوبکرفدک را که رسول الله به فاطمه ارث داده بودراغصب کرد وحديثي را که فقط خوداو ونه کسه ديگر گفت که پيامبرفرموده ماپيامبران ارث نمي گذاريم پس اگرچنين است چرادرقران آمده وورث سليمان من داوود ودرزمان رحلت پيامبر باآن که رسول خداعمي وبي سواد بود فرمود قلم وپوستي بياوريد تا وصيت بکنم وعمردران زمان گفت که اين مرد درحال احتضاروديوانه است ووصيت اوارزشي ندارد آخه آقايان اهل سنت از کدومش بگم براتون وشما ميگوئيد که شيعيان مي گويند علي علم غيب داشته وميدانسته که دربستر پيامبربخوابدنخواهد مرد به اين خاطر به بستررفت بگذاريد بگويم که چنين نيست وعلم غيب تنها مختص خداست مي فرمايد ولله غيب السماوات والارض ودرهمان مصحف شريف درباره اين عمل مي فرمايد ازميان شما کساني هستند که جان خودرادرراه خدا فدا مي کنند آيا اين عمل مربوط به کيست ونظرقران که فرموده ازميان شما کساني هستند که فقير ويتيم واسيررااطعام مي کنند آيا به نظرشما اين مربوط به روزه داري علي (ع) که سه روز متوالي افطلر خودرادرراه خدا به اسيروفقير ويتيم داد آيا باز هم از فضايل علي بگويم چه کسي بود که دروازه خيبرراازجاکند واو کسي است که پيامبراسم اورابدون وضو نمي آورده آخه بازهم بگم واقعا من که هيچي نيستم وآدمهاي گنده اش هم از ذکر فضائل علي وخانواده او عاجزند وکم مياورند وفقط دوستانه مي گم که خداوند درقرآن فرموده که کساني هستند که ظالمند وهرکس ازانان پيروي ودوستدارانان باشد گناه آنان بي آن که که کم شود به گناه شخص افزوده مي شود وقال رسول الله من عند ربه ولايه علي ابن ابيطالب حصني فمن دخل حصني آمن من عذابي اين همه را من نوشتم وحال برشماست که به کتب دانشمندان خودرجوع کنيد وببينيد که حقيقت درچيست
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   قبلی