نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: 5137 تاریخ انتشار: 13 تير 1394 تعداد بازدید: 451397
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا  تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات 

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
441 | محمد امين | , ایران | 15:27 - 19 اسفند 1389 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
به ظاهر پيروان خليفه ام علي چرا پيامم را تاييد نميکنيد؟خودتون خوندين بسه برام /حالا بگو کدوم پيام!!!/لطفا ماهيت خود را نشان ندهيد چقد رافضي هستيد پيروان حضرت علي ع /اول تاييد بعد....

پاسخ:

!!!

دوست گرامي

شما اگر به دنبال پاسخ بوديد ، ايميل خود را به صورت صحيح وارد مي‌كرديد ؛ اما نظر با نام محمد امين ،كه مضمون آن اشكال به شيعه باشد ، تنها يك مورد بود كه در ذيل موضوع «چگونه ثابت مي‌شود كه ابراهيم عليه السلام ...» به آن پاسخ داده شده و علني نيز شده است !

البته شايد شما توقع داريد كه ما جواب را به ايميل نداشته شما ارسال مي‌كرديم !

گروه پاسخ به شبهات

442 | مرتضي محمدي | , ایران | 10:39 - 08 فروردين 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
پروردگارا بر قاتلين نور چشم رسول تو لعنت مي فرستيم وظهور هرچه زودتر مهدي موعود (عج) از تو مي طلبيم.با شد كه مارا از تندروي ها و كندروي ها و از فتنه ها حفظ نمايي. بنده مدتي است دچار ترديدهاي عذاب دهنده شدم.روزي شخصي از نهج البلاغه خطبه هايي نشان مي دهد كه امام علي (ع) يار و همراه و دوستدار خلفاي راشدين بوده و روزي ديگر در شبكه اي يك روحاني خطبه اي از همان كتاب ارزشمند نشان مي دهد كه امام خلفا را كذاب و ظالم و... مي خواند. روزي در جايي از ثواب زيارت قبور مي شنوم و روزي ديگر حديثي از پيامبر مي بينم كه زيارت را منع كرده. روزي مي گويند توكل جز به خدا كفر است و روزي با چشمانم مي بينم و با گوشهايم مي شنوم كه درماندگاني امام رضا را صدا مي زنند و مي گوييند:يا امام رضا اميد من به تو است.نا اميدم نكن. روزي مي شنوم كه فردي مي گويد:اطاعت از رهبر ( ولي امر مسلمين جهان ) از نمازهم واجب تر است و روزي ديگر امثال اين افراد را درمانده تر از آن ميابم كه با پاسخ منطقي و مدرك جواب فلان روحاني را در فلان شبكه بدهند... و اين گونه موارد براي من بسيار است... اي كاش من نيز در زمان پيامبر(ص) و اهل بيت بودم.آنجاحديث ها روشن بود .كتابها تحريف نشده بود و قرآن ناطق مي زيست و هركسي خود را نائب آقا امام زمان نمي خواند.... افسوس. اهدنا الصراط المستقيم...آمين
443 | momen abdullah | , ایران | 02:57 - 11 فروردين 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب مرتضي محمدي
بنده از خدمت شما دو سوال داشتم:
1)) رقاصي را از که آموختي؟
2)) کجاي نهج البلاغه نوشته شده است «که امام علي (ع) يار و همراه و دوستدار خلفاي راشدين بوده»؟؟!!!
*******
از بنده به تو نصيحت که زين پس گر خواستي که چون صنمت عمر، ماهيت و جنست را مخفي کني و خود را به جاي جنس ديگري معرفي کني، به اين سايت نوراني نيا!!!
برو جايي که تغيير ماهيت تو خريدار داشته باشد!!!

يا علي
444 | ابراهيم نصرالهي | , ایران | 18:17 - 12 فروردين 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باعرض سلام/جناب مرتضي محمدي عزيز "برادر بزرگوارم نه به اسم قشنگ و شيرينت نه به اين حرفاي زشت و تلخت!!!!!
داداش گلم پس چرا؟بنده با توهين كردن موافق نيستم ولي آقاي مومن عبدالله هم ديگه دلش داغ بوده و اينا رو گفته(هرچند از حرفاتون همين كه آقاي مومن عبدالله فرمودن بر مياد)و گرنه من با منطق ايشون آشنا هستم و شكر خدا منطقشون فحاشي و توهين نيست"
البته آدم با شك كردن به بلوغ ميرسه و كامل ميشه ولي بنده در فرمايش هاي شما چيزي بيشتر يا بهتره بگم چيزي به اسم انكار ميبينم!
قبلا هم تو جاهايي ديگه هم گفتم كه آخرين حربه آدمهاي بي منطق انكاره و از انكار به باور ميرسن"
برادرم چرا انكار كردي؟؟شك كن ولي انكار نكن!!
ميشه از شما بپرسم كجاي نهج البلاغه حضرت امير ابراز دوستي با خلفا كردن؟؟
ميشه بپرسم چه موقع ولي امر مسلمين ابراز عجز و ناتواني كردن كه ما نديديم؟؟
برادرم چرا سوالتو از اهل فنش نميپرسي؟
اگه موافق باشي دوست داشته باشي همه اين سوال ها جواب واضح و منطقي دارن كه هم بنده و هم بقيه دوستان كه از بنده استادترن در خدمتت هستيم
يا حيدر مدد"
445 | محمد امين | , ایران | 19:21 - 06 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
ارجاع به کامنت439 ]چه مغلطه و مغالطه ي زيبايي!!!! در ضمن تهمت زنان بي شخصيت به من انگ وهابيت نزنيد من پيرو طريقه نقشبندي هستم اهل گلستان نه وهابي سيستان
446 | مجيد م علي | , ایران | 14:58 - 09 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب محمد امين شاعر ميگوييد چون قافيه تنك ايد شاعر به جفنگ ايد . نتوانستي دليل خوبي بياوري جفنگ گفتي
خواستي اين را بخوان :
درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني (وضو از منظر فريقين)

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=119

بعدش اخوي فرموديد كه پيرو طريقه نقشبندي هستي !!!! اسم اين طريقه كجاي قزان امده ؟؟؟؟ اخه من پيرو محمد امين صلوات الله عليه و اله و صراط المستقيم الله سبجان تعالي ( ... وإن‌ وليتموها عليّاً فهاد مهتد يقيمكم‌ علي‌ صراط‌ مستقيم. . المستدرك‌: 3/142. ) هستم ولا غير

لبيك يا علي
447 | سعيد حسيني ) شاه اسماعيل صفوي | , ایران | 15:44 - 10 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب امين به عمر
-----------------------
صرف نظر از اينکه وهابي هستيد يا نه، لطفا به ما بگوئيد وهابيت از نظر تو چگونه است؟
يا به عبارت ساده تر وهابيت از نظر تو مورد تائيد است يا خير؟
از پاسخت اين طور بر مي آيد که ظاهرا نطر موافق با مساعدي نسبت به آن نداريد !
بنابراين براي ادامه بحث همينجا بر وهابيت ملعون از مبداء تا انتها لعنت بفرستيد و بدانيد که در غير اسن صورت وهابي هستيد زيرا اتلاق عنوان وهابي به تو بخاطر قيافه ات نيست بلکه برداشت از سخنان توست که ساختار شخصيتي و عقيدتي تو را بر عهده داشته است.
منتظرم
اعلام کنيد که نظر شما نسبت به وهابيت چيست؟
يا حق
448 | مبين | , افغانستان | 24:15 - 13 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام : به به اين آخون ها و اطلاعات که کي ميخواهند سر مردم کلا بگذارند؟؟؟!!! دوماً اي بيچاره ها شما با کدام ابي بکر و عمر و عثمان مخافت ميکنيد با او ابي بکر و عمر و عثمان که ياران با وفا پيامبر بود يا او ابي بکر که از علي ع و امام حسن و امام حسين بود:- بيچاره ها برويد کتاب هاي خودتون را يه با که هم شده بخوانيد کشف الغمه اثر علي اردبيلي ، جلاء العيون ملا باقر مجلسي کشف الامعمه اثر ابن طاي در اين کتاب هاي معتبر نوشته شده وقتي خونه علي ع پسر متولد شد بعد از وفات فاطمه ع ، اسم اون پسر را گذاشت محمد ، به اسم رسول الله ، وقتي پسر دوم متولد شد اسمش رو گذاشت ابي بکر به اسم وقتي خونه علي پسر سوم متولد شد اسمش رو گذاشت عمر ، وقتي چهارم متولد شد اسمش رو گذاشت عثمان وقتي پسر پنجم متولد شد اسمش رو گذاشت عباس به اسم کاکاي خود وقتي که خونه حسن رضي الله عنه پسر تولد شد اسمش رو گذاشت زيد به اسم پسر خونده محمد ص ، وقتي پسر دوم متولد شد اسمش رو گذاشت حسن وقتي پسر سوم متولد شد اسمش رو گذاشت ابوبکر وقتي پسر چهارم متولد شد اسمش رو گذاشت عمر ، وقتي پسر پنجم متولد شد اسمش رو گذاشت عثمان ... وقتي خونه شيد الشهدا حسين رضي الله عنه پسر متولد شد اسمش رو گذاشت علي به اسم پدر خودش وقتي پسر دوم متولد شد اسمش رو گذاشت ابوبکر وقتي پسر سوم متولد شد اسمش رو گذاشت عمر !!!! بيچاره ها کور خونديد قرآن نميدانيد !!! برداريد قرآن رو سوره توبه آيه 87 خداوند ميفرمايد اي پيامبر به تو مناسب نيست که نماز منافق رو بخواني يا حتي سر قبر منافق بريد ، ليکن علي ع که 25 سال تمام پشت ابي بکر و عمر و عثمان نماز خوند شما هميشه از غدير خم استدلال ميکنيد از حديث مجهول که پيامبر گفته من کنتم مولا و هذا علي مولا به به علي ع و اهل بيت ع که هرگز با اين حديث مجادله نکردند و نگفتند که ما جانيشنان پيامبر هستم ، ليکن آخون ميگه علي ع خاموش ماند زيرا ممکن بود اسلام نابود بشه ههههههههههههه مگه اسلام انسان بوده که نابود ميشد ؟؟!!! اوست آنکه فرستاد پيغامبر خود را به هدايت و دين حق تا غالب بگرداند اش بر تمامي اديان. و کافيست خدا اظهار کننده حق . سوره الفتح آيه ۲۸ قرآن او (خدا) کسي است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند! سوره توبه آيه ۳۳ اسلام اينقدر دين بي ارزش هم نيستش که نابود بشه ، اسلام دين هست که خداوند به تمامي مردم انتخاب کرد و گفت من تنها دين اسلام را ميپذيرم براي شما ، هرآئينه دين معتبر نزد خدا اسلام است و اختلاف نکردند در قبول اسلام اهل کتاب مگر بعد از آنکه آمد به ايشان دانش از روي حسد در ميان خويش. و هرکي کافر باشد به آيه هاي خدا پس خدا زود کننده حساب است. سوره آل عمران ايه ۱۹ قرآن شما ميگيد خداوند اراده کرد و علي ع رو بعد از علي جانشين ساخت او او او چه عقلي جالبي داريد شما شيعيان محترم به به مگه اراده خدا رو اراده خامنه اي يا احمدي نژاد فکر کرديد يا باراک اوبا ما؟؟؟ شما هرگز نمي‌توانيد بر اراده خدا چيره شويد و از حوزه قدرت او در زمين و آسمان بگريزيد؛ و براي شما جز خدا، ولي و ياوري نيست!» سوره عنکبوت آيه ۲۲ هستي بخش آسمانها و زمين اوست! و هنگامي که فرمان وجود چيزي را صادر کند، تنها مي‌گويد: «موجود باش!» و آن، فوري موجود مي‌شود. سوره بقره ۱۱۷ سوال::: اگر واقعاً حضرت علي ع امام و خليفه بعد از رسول الله تعين شد و اون هم اراده خدا بوده پس چرا حضرت علي ع نشد هههههههههه اخون ميگه حضرت عمر رضي الله عنه با زور خودش علي ع رو نگذاشته تا خليفه و امام بشه ههههههههههه مگر حضرت عمر رضي الله عنه از فرعون هم قوي تر بوده وقتي خدا اراده کرد موسي را منجي و رسول براي بني اسرائيل بفرسته فرعون خواب ديد و جادوگران خودش را گفت که من به خواب ديدم که يه طوفان از طرف قوم بني اسرائيل به من رسيد و من را نابود کرد ، جادوگران فرمودند در بني اسرائيل پسر تولد خواهد شد که اون سبب نابودي تو ميشود ، فرعون گفت نابود کنيد تمامي فرزندان بني اسرائيل رو که کردند ولي اراده خدا بر اين بود که موسي نجات پيدا کند تا رسولي براي بني اسرائيل باشه که اين کار شد وقتي مادر موسي به امر خداوند موسي را به دريا افگند باز هم خداوند او را حفظ کرد ؟؟؟ و فرعون هرگز نتوانست موسي را نابود کنه ههههههههه آيا عمر رضي الله عنه قوي تر از خدا بود که بر اراده خدا چيره شد ؟؟؟؟ تازه همين کتب کافي کليني شما فرموده علي ع دختر خودش ام گلثوم را داده به عمر رضي الله عنه البته به روايت جعفر صادق برو بخوان . آخون ها از شما شيعيان بيچاره استفاده ميکنند تا به عمر و ابي بکر و عثمان لعن کنيد و اهل سنت هم با شما بجنگند يا از شما متنفر بشند ، خب آخون ها بدبخت هم حق دارند که اگر اين تفرقه نباشه آخون از کجا نون بخورد از کجا هر شب يه دختر 14 يا 15 يا .. شيعه رو صيغه کند ، ليکن ميدانيد چيست اين مسائيل رو وقتي درک ميکنيد که قرآن رو دقيق بخوانيد ولي آخون چيکار کرده ديده که اگر شما شيعيان قرآن بخوانيد مسائيل روشن و آشکار ميشه يه روايت ساخته و گفته قرآن قابل فهم نيست ههههههههههه خداند قسم خورده به قرآن ، ول قرآن المبين ، خداوند ميگه کتاب آشکارا ولي آخون ميگه نه بابا اين کتاب قابل فهم نيست اگر قابل فهم نميبود پس چرا خدا براي ما انسان ها فرستاد؟؟؟ مسئله خلافت يه امر شورائي بوده ، که خداوند هم تو قرآن فرموده و امرهم شورا بينهم ولي آخون ميگه نه خداون اما تعين کرده و امامت هم از نبوت بالا ترست هههههههههه کافي کليني رو بخوانيد کليني بقال بي سواد گفته امام را ده نشانه بود ، اولاً ختنه شده به دنيا مياد دوماً سايه نداره ، سوماً از پشت سر ميبنه چهارماً امام علم غيب داره و ...... اين ادعا ها رو که پيامبر هم نکرده که ههههههه ولي کله که زنجير خوره عقل نمگذاره گوش هاي که روضه و مدعا بشنوه اون هم براي غير خدا قفل ميشه با احترام براي اطلاعات بيشتر به اين وب سايت مراجع کنيد و کتب هاي مفيد رو دانلود کنيد و بخوانيد البته فلتير شکن هم يه ضرورت هست چون آخون ها دغال نميخاند تجارت شون نابود بشه آه http://soalat.wordpress.com/

پاسخ:

449 | momen abdullah | , ایران | 03:35 - 14 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب مبين
چنان متن سخيف و جاهلانه‌اي انگاشته‌اي که چيزي را جز حماقت و جهالت اهل عمر را ثابت نکرده‌اي. بنده فقط به گوشه‌هايي از جهالت عمري که در متن تو آشکار است اشاره مي‌کنم:
********
«بيچاره ها کور خونديد قرآن نميدانيد !!! برداريد قرآن رو سوره توبه آيه 87 خداوند ميفرمايد اي پيامبر به تو مناسب نيست که نماز منافق رو بخواني يا حتي سر قبر منافق بريد »!!!!!!!!!!
از کدام قرآن سخن مي‌گويي؟‌ منظورت آيات شيطاني نازل شده بر ابوبکر است؟
قرآن کريم نزد ما مسلمين چنين مي‌گويد:
«رضوا بان يكونوا مع الخوالف وطبع علي قلوبهم فهم لا يفقهون»( سوره مبارکه توبه آيه 87)
حال تو اين اراجيف را از کجا آورده اي؟ عمر در خواب به تو الهام کرده است؟ و يا شايد عائشه آياتي از قرآن را که بز خورده بود را يافت و به تو رسانده است؟
گرچه به نظر بنده منبع اين اوهامات تو نيست مگر شيري که از پستان زنان يکديگر مي‌خوريد!!!
*********
«ليکن علي ع که 25 سال تمام پشت ابي بکر و عمر و عثمان نماز خوند»
http://www.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=1076&idto=1076&bk_no=48&ID=497
(تفسير قرطبي)
«وتولية الإمامة والحسبة ; وإقامة ذلك على وجه الشريعة . وإن صلوا بنا وكانوا فسقة من جهة المعاصي جازت الصلاة معهم , وإن كانوا مبتدعة لم تجز الصلاة معهم إلا أن يخافوا فيصلى معهم تقية وتعاد الصلاة »
پس بنا بر عقيده شما مي‌توان پشت امام گناه کار و عاصي نماز خواند. حتي اگر بدعتي هم در نماز بياورد بنا بر عقيده شما از سر تقيه مي‌توان به او اقتدا کرد.
********
البته اين تنها موردي نيست که کينه عمري شما باعث جهالت شما به کتب خودتان هم شده است. حديث کاملا صحيح غدير که در صحيح ترين کتب شما نيز آمده است حال از نظر شما «مجعول» است!!!
*********
در مورد نامگذاري هم که جواب فحاشي هايت را اين مقاله به خوبي داده است.
يکي از عادات زشت عمر، به غير از سوسمارخواري او، تغير نام مسلمين بوده است.
ابوبکر هم که اصلا نام نبوده است و لقب بوده است. حال تو همچنان مي‌تواني در اوهامات شير زن مولوي‌ات باشي.
*********
در مورد اراجيفي هم که از عدم نياز اسلام به صبر حضرت امير المومنين علي (عليه السلام) گفتي همين آيه بس است:
«و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيرا و لينصرن الله من ينصره ان الله لقوي عزيز»

خداوند کريم اسلام را حفظ کرد به صبر علي (عليه السلام).
«فاصبر صبرا جميلا»
*********
چهارماً امام علم غيب داره و ...... اين ادعا ها رو که پيامبر هم نکرده که ههههههه
«عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه احدا الا من ارتضي من رسول»
خنده دار بود؟
به چه مي‌خندي؟
آيات قرآن چنين براي تو مسخره است که به آن مي‌خندي؟
اين هههههه تو يعني چه؟ فکر مي‌کني پيش از تو کسان ديگر به آيات قرآن کريم ههههههه نکرده بودند؟
«ثم كان عاقبه الذين اساءوا السواي ان كذبوا بآيات الله وكانوا بها يستهزيون»
حال به آيات شريف قرآن کريم چون مادرت عائشه هههههه کن.
چه کني ديگر. حب عائشه داري و ايمان به عمر.
براستي اين شيرهاي رضاع کبير با عقول شما چه مي‌کند!!

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
450 | بنده خدا | , ایران | 17:46 - 14 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليک تشکر از جوابهاي دندانشکنتون
بعد تو عمري که اسمتو گذاشتي مبين اولا برو کشکتو بساب دوما تو نميخاد به ما بگي بريم چه کتابي بخونيم و کدوم کتاب شيعه معتبره کدوم معتبر نيست ، سوما همين که عمري هستي معلوم عقل درستي نداري و خدا زدت پس بيشتر از اين بهت نميگم چون ارزششو نداري
451 | جعفر علي پور | , آمریکا | 18:16 - 17 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقايون اهل سنت دست ازلج بازي برداريد.واسه خودتون دليل نتراشيد بابا ازين واضحتر که پيغمبر دست مولاي جهانيان روبالا گرفت واحاديث بسياري هم داريم که بسيار هم معتبر ه وخودتون هم ميدونين.جدا ازين آيه اي که همونجا نازل شد وشما هم ميخونيد(اليوم اکملت لکم دينکم...)بابا به قرآن حق با عليست وآل پاکش تا حضرت مهدي(عج).اگه فهميديد وقبول کرديد فبها اگه نه انشاالله شب اول قبر ميبينيم :هرکس اعمال خودشو:اما قيامت همه ازحال هم با خبر ميشيم.
.
.
جانم فداي نوکران علي(ع)
452 | محمد | , ایران | 09:22 - 22 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
هر چقدر هم دليل و برهان بياوريد نه يك شيعه سني مي شود ونه يك سني شيعه پس بهتر نيست كه به عقا يد يك ديگر احترام بگزاريم و به اصل وريشه اسلام چنگ بزنيم و بردن الفاض توهين آميز و دشمن دوست خوداري كنيم بابا علي عمر عثمان ابوبكر كه حالا زنده نيستند از خودشان دفاع كنند اينقدر پشت سر مرده ها حرف نزنيم .بلكه به روحشان درود و صلوات بفرستيم .
453 | Momen Abdullah | , ایران | 19:26 - 22 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب محمد
علت دشمني شما با قرآن کريم و آتش زدن آيات آن از سوي شما چيست؟
«ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»

چرا به قرآن ايمان نمي‌آوريد و از فحاشي به حضرت ولي الله الاعظم حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) دست بر نمي‌داريد؟

يا علي
454 | زهرا عزيزي | , آمریکا | 16:27 - 26 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
چرا برخي از اسامي دشمنان اسلام با اسم اهلبيت يکي است.

پاسخ:

با سلام

خواهر گرامي

به خاطر اينکه اين اسامي در آن زمان جزو اسم هاي رايج شده بود .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

455 | ??? | , ایران | 17:44 - 26 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام امکان داره چکيده ي حرف هاي آقاي نجاح طائي در کتاب تحريف أسماء أولاد المعصومين عليهم السلام را در کتابشان برايمان بازگو کنيد کدام احتمال بيشتر است؟

پاسخ:

با سلام


دوست گرامي


مي توانيد به آدرس ذيل مراجعه کنيد :


http://www.4shared.com/document/RE4BuZeW/______-___.html


موفق باشيد


گروه پاسخ به شبهات

456 | پيمان | , چین | 14:24 - 27 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
برو بابا جمعش كنيد شما اگه يه جو انصاف داشتين اسم اين پسراي علي رو مثل امام حسن و امام حسين مي گفتين پس چرا فقط اين دو تا يكي ندونه فكر مي كنه فقط اين دوتا پسر رو داشته بابا اينا هم كنار امام حسين تو كربلا شهيد شدن كنار امام دفن شدن و يار و برادرش بودن
راستي ابوبكر مگه ام كلثوم رو نگرفت ؟ اونو چي ميگي
به هيچ عنوان اينارو نمي پسندم و نمي پذيرم كه امام علي اسم سه تا از پسراشو اسم سه تا خليفه بذاره و شانسي اين اتفاق افتاده باشه اين همه اسم سجاد تقي نقي مرتضي ....
چرا همين سه تا ؟
من ديگه اين سايت نميام اگه توضيحي دارين و واستون مهمه بياين و جواب رو يا به ايميلم (با ياهو) يا به www.zehne-ziba.blogfa.com. جواب منو بدين
در ضمن من پيرو هيچ دين و مذهبي نيستم شايد اسماً مسلمون باشم ولي پيرو اون نيستم
خداحافظ عدالت مداران ! 
457 | پيمان | , چین | 14:27 - 27 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
برو بابا جمعش كنيد شما اگه يه جو انصاف داشتين اسم اين پسراي علي رو مثل امام حسن و امام حسين مي گفتين پس چرا فقط اين دو تا يكي ندونه فكر مي كنه فقط اين دوتا پسر رو داشته بابا اينا هم كنار امام حسين تو كربلا شهيد شدن كنار امام دفن شدن و يار و برادرش بودن راستي ابوبكر مگه ام كلثوم رو نگرفت ؟ اونو چي ميگي به هيچ عنوان اينارو نمي پسندم و نمي پذيرم كه امام علي اسم سه تا از پسراشو اسم سه تا خليفه بذاره و شانسي اين اتفاق افتاده باشه اين همه اسم سجاد تقي نقي مرتضي .... چرا همين سه تا ؟ من ديگه اين سايت نميام اگه توضيحي دارين و واستون مهمه بياين و جواب رو يا به ايميلم (با ياهو) . بدين در ضمن من پيرو هيچ دين و مذهبي نيستم شايد اسماً مسلمون باشم ولي پيرو اون نيستم خداحافظ عدالت مداران ! 

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

ما در همين مقاله به سوال شما در مورد نامگذاري پاسخ داده و منکر آن نشده ايم .

در مورد ازدواج ام کلثوم هم بهتر است به آدرس ذيل مراجعه کنيد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=83

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

458 | كربلا | , ایران | 11:17 - 04 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
علي ولي الله

در دوره اي كه بسيار خفقان بود و تمام دشمنان اهل بيت عليه آقا و مولايمان امير المومنين عليه السلام تبليغات منفي مي نمودند و دوستان و تا حتي اصحاب خاص مولايمان مامور به تقيه بودند فقط يك مرد به نام نامي حضرت سيد الشهدا پيدا شد كه فرمود خداوند تبارك و تعالي هرچه به من فرزند پسر عنايت بفرمايد اسامي تماميشان را نام مبارك علي عليه السلام و هرچه دختر عطا بفرمايد اسامي تماميشان را نام مباركه حضرت فاطمه سلام الله عليها مي گزارم.

تا كور شود هرآنكه نتواند ديد.

خارجي گفت كه من مدح علي عليه السلام دوست ندارم گفتم البته درست است كه مادر بخطايي
459 | فردين | , آلمان | 13:12 - 05 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
برو اي گداي مسكين در خانه علي زن كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را .كداميك ازخلفا ناراشدين جز علي حيدر كرار اي خصوصيت را داشت ؟
460 | عثمان فاتحي | | 22:51 - 07 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اگر چنانچه گدائي نيازمند انگشتر طلا و جواهر نشان بخواهد آن را از انگشت بيرون آورده به او ميدهم به همين راحتي .
بنابراين علي كار بزرگي نكرده است.
461 | امين آغا | , ایسلند | 15:04 - 08 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
به نام خدا
خطاب به عثمان
اگه راست ميگي در شهر خودت يه دختر بچه فقيرتر از خودت گير بيار و طلا كه هيچ ، يه دونه شكلات بهش هديه بده تا خدا خوشش بياد ؛به همين راحتي؛
تازه علي(ع)فقط اين يه كارو براي نيازمندان نكرده ،و اون بزرگيي كه تو ذهن شماست علتش كوچكي مخ شماست ؛
بلكه علت بزرگي اين كار معيار وميزان و نشانه قرار دادن آن توسط خداي مهربان براي مشخص كردن حق وباطل و مرد و نامرد مي باشد.(55 مائده)
.....................
مرو اي گداي مسكين در خانه علي تو ----------كه علي خودش بكوبد در خانه ي گدا را

........................
حالا آقا عثمان اگه واقعا تو هم ميتوني بيا برو در خونه فقرا را بكوب ولي خدائيش اگه نتونستي سرتو بگير بالا وبگو ""يا علي""

يا حق
462 | شيدا | , ایران | 20:13 - 08 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
ازتون واقعا ممنونم نوشته هاتون خيلي كمكم كرد.
463 | شاه عباس صفوي كبير (رضي الله عنه ) | , ایران | 21:57 - 08 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم رب الحيدر

سخني با جناب عثمان فاتحي

آيا کاري که خداوند براي نشان دادن بزرگي و عظمت شخص فاعل آن آيه اي را در قرآن ذکر نموده است به اين راحتي کم ارزش ميکني ويا اينکه اگر اينکار را ابوبکر عمر يا عثمان انجام داده بودند باز هم به همين سادگي آنرا کوچک ميشماردي . البته خودت به خوبي بر ارزش بسيار بالاي اين کار واقفي ولي امان از تعصب کور

الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولايت علي ابن ابيطالب عليه السلام
464 | محمد رسول | , ایران | 02:01 - 22 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام دوستان . تنها حرفي که به ذهن ناقصم ميرسه : اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ والرَّابِعَ اَللَّهُمِّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ




وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ.


465 | ناصر | , ایسلند | 21:34 - 22 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باسلام و عرض خسته نباشيد، از جوابهاي قاطعانه شما ممنون و سپاسگزارم. اما به نظر من بهتر است اين مباحث مودبانه تر و به دور از توهين و تمسخر باشد.
در مرام شيعه و مريد مرد عدل و انصاف نيست که جواب بدي را با بدي بدهد. بايد تا حد امکان خود را به مولايمان علي نزديک کنيم و در جواب بي ادبان با صبر و حوصله و متانت و ادب سخن بگوييم.
اميدوارم اساعه ادب نشده باشد، خداوند رحمان به شما خير دهد
466 | شهرام | , ایران | 19:53 - 26 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خدايا:
کافر کيست؟ مسلمان کيست؟ شيعه کيست؟ سني کيست؟
مرزهاي درست هرکدام ، کدام است؟
من آرزو مي کنم که روزي سطح شعور و شناخت مذهبي ، در اين تنها کشور شيعه جهان ، به جايي برسد که سخنگوي رسمي مذهب ما‌ «فاطمه» را آنچنان که سليمان کتاني - طبيب مسيحي - شناسانده است، و «علي» را آنچنان که دکتر جورج جرداق - طبيب مسيحي - توصيف ميکند و «اهل بيت» را آنچنان که ماسينيون کاتوليک تحقيق کرده است و «ابوذر غفاري» را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتي «قرآن» را آنچنان که بلاشر - کشيش رسمي کليسا - ترجمه نموده است و «پيغمبر» را آنچنان که ردنسن - محقق يهودي - ميبيند، بفهمد و ملت شيعه و محبان اهل بيت و متوليان رسمي ولايت و مدعيان مذهب حقه جعفري روزي بتوانند به ترجمه آثار اين کفار رسمي!! توفيق يابند.
خدايا اين مردم شيعه اند ، شيعه علي ، تنها پيروان اهل بيت ، تنها ملتي که حق را تشخيص داده اند و چهره پرشکوه علي را و عظمت هاي خاندان علي را يافته اند؟؟
و دکتر بنت الشاطي ، استاد دانشگاه و نويسنده توانايي ، که قلمش و عمرش همه در خدمت زنان اهل بيت ، که ميگفت:(من در اين خانه زندگي ميکنم )، سني است؟
و بلاشر که روحاني رسمي مسيحيت بود و چهل سال در تحقيق و ترجمه قرآن رنج برد و بر روي آيات کور شد کافر است؟
و ماسينيون که دريايي از دانش بود و ۲۷ سال تمام در زندگي سلمان، نخستين بنيانگذار تاريخ شيعه در ايران، غرق شد و هرگاه از فاطمه ، از عرفان اسلامي و از سلمان سخن ميگفت ، سراپا مشتعل ميشد کافر است؟
خدايا:
به من بگو ، تو خود چگونه ميبيني؟ چگونه قضاوت ميکني؟
آيا عشق ورزيدن به اسمها تشيع است؟ يا شناخت مسمي ها ؟؟



اسلام، شکل ظاهري دارد و هر کس شهادتين را بر زبان جاري کند، در زمره مسلمانان است اما ايمان يک امر واقعي و باطني است و جايگاه آن قلب آدمي است، نه زبان و ظاهر او. بنابراين ايمان بالاتر و برتر از مسلماني است. در آيات قرآن آمده است: "اعراب گفتند که ما ايمان آورده‏ايم، اي پيامبر! به آن‏ها بگو که اسلام آورده (تسليم شده‏ايد) و هنور ايمان در دلهاي شما وارد نشده است".(1) اسلام ممکن است انگيزه‏هاي مختلفي داشته باشد، حتي انگيزه‏هاي مادي و منافع شخصي، ولي ايمان حتماً از انگيزه‏هاي معنوي سرچشمه ميگيرد. امام باقر(ع) ميفرمايد: "ايمان اقرار است و عمل، و اسلام اقرار بدون عمل است".(2) امام صادق(ع) ميفرمايد: "ايمان شريک اسلام ميشود، ولي اسلام شريک ايمان نيست".(3)در روايتي ديگر امام باقر(ع) فرمود: "ايمان آن است که در دل مستقر شود و بنده را به سوي خدا کشاند و اطاعت خدا و گردن نهادن به فرمانش مصدّق آن باشد، ولي اسلام گفتار و کردار ظاهري است".(4)مؤمن واقعي کسي است که به همه دستورهاي اسلام عمل نمايد؛ واجبات را انجام دهد و محرّمات را ترک نمايد يعني ايمان واقعي همراه عمل است و عملش بايد مطابق با ايمانش باشد.در بعضي آيات آمده است: "مومنان کساني اند که چون ياد خدا شود، دلهاشان ترسان ميشود و چون آيات الهي برايشان خوانده شود، ايمانشان افزون ميشود و بر پروردگار خود توکّل ميکنند. آنان که نماز را بر پا ميدارند و از آنچه روزيشان داده‏ايم، انفاق ميکنند. آنان مؤمنان واقعي هستند".(5) خداوند در اين آيات وصف مؤمنان واقعي را بيان کرده، در آيات ديگر مانند آيات اوّل سوره مؤمنون نيز اوصاف مؤمنان واقعي را بيان فرموده است.
467 | شهرام | , ایران | 20:04 - 26 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اقاي مالك اشتر من شيعه هستم و خيلي هم به علي و اولاد علي ارادت دارم (اهل بيتم فداي علي و اولادش)ولي همانطوري كه اقاي احمدي عزيز فرمودند اين لحن صحبت شما خيلي وقيحانه است ،به لحن صحبت يك كودك 4 ساله ميماند،من هم سينه ميزنم و موقعي كه از دنيا خسته ام به ائمه تضرع ميكنم ولي شما .......................نميدانم چه بگويم فقط متاسفم كه بعضي از كارهاي ما شيعيان باعث بدبيني و سوءاستفاده ديگران ميشود والسلام
468 | شهرام | , ایران | 21:29 - 26 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اسلام، شکل ظاهري دارد و هر کس شهادتين را بر زبان جاري کند، در زمره مسلمانان است اما ايمان يک امر واقعي و باطني است و جايگاه آن قلب آدمي است، نه زبان و ظاهر او. بنابراين ايمان بالاتر و برتر از مسلماني است. در آيات قرآن آمده است: "اعراب گفتند که ما ايمان آورده‏ايم، اي پيامبر! به آن‏ها بگو که اسلام آورده (تسليم شده‏ايد) و هنور ايمان در دلهاي شما وارد نشده است".(1) اسلام ممکن است انگيزه‏هاي مختلفي داشته باشد، حتي انگيزه‏هاي مادي و منافع شخصي، ولي ايمان حتماً از انگيزه‏هاي معنوي سرچشمه ميگيرد. امام باقر(ع) ميفرمايد: "ايمان اقرار است و عمل، و اسلام اقرار بدون عمل است".(2) امام صادق(ع) ميفرمايد: "ايمان شريک اسلام ميشود، ولي اسلام شريک ايمان نيست".(3)در روايتي ديگر امام باقر(ع) فرمود: "ايمان آن است که در دل مستقر شود و بنده را به سوي خدا کشاند و اطاعت خدا و گردن نهادن به فرمانش مصدّق آن باشد، ولي اسلام گفتار و کردار ظاهري است".(4)مؤمن واقعي کسي است که به همه دستورهاي اسلام عمل نمايد؛ واجبات را انجام دهد و محرّمات را ترک نمايد يعني ايمان واقعي همراه عمل است و عملش بايد مطابق با ايمانش باشد.در بعضي آيات آمده است: "مومنان کساني اند که چون ياد خدا شود، دلهاشان ترسان ميشود و چون آيات الهي برايشان خوانده شود، ايمانشان افزون ميشود و بر پروردگار خود توکّل ميکنند. آنان که نماز را بر پا ميدارند و از آنچه روزيشان داده‏ايم، انفاق ميکنند. آنان مؤمنان واقعي هستند".(5) خداوند در اين آيات وصف مؤمنان واقعي را بيان کرده، در آيات ديگر مانند آيات اوّل سوره مؤمنون نيز اوصاف مؤمنان واقعي را بيان فرموده است.

پي نوشت‏ها: 1. اصول کافي، ج 3، ص 39.2. همان، ص 42.3. همان، ص 41.4. حجرات (49) آيه 14.5. انفال (8)
آيات 2 - 4.


خدايا:
کافر کيست؟ مسلمان کيست؟ شيعه کيست؟ سني کيست؟
مرزهاي درست هرکدام ، کدام است؟
من آرزو مي کنم که روزي سطح شعور و شناخت مذهبي ، در اين تنها کشور شيعه جهان ، به جايي برسد که سخنگوي رسمي مذهب ما‌ «فاطمه» را آنچنان که سليمان کتاني - طبيب مسيحي - شناسانده است، و «علي» را آنچنان که دکتر جورج جرداق - طبيب مسيحي - توصيف ميکند و «اهل بيت» را آنچنان که ماسينيون کاتوليک تحقيق کرده است و «ابوذر غفاري» را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتي «قرآن» را آنچنان که بلاشر - کشيش رسمي کليسا - ترجمه نموده است و «پيغمبر» را آنچنان که ردنسن - محقق يهودي - ميبيند، بفهمد و ملت شيعه و محبان اهل بيت و متوليان رسمي ولايت و مدعيان مذهب حقه جعفري روزي بتوانند به ترجمه آثار اين کفار رسمي!! توفيق يابند.
خدايا اين مردم شيعه اند ، شيعه علي ، تنها پيروان اهل بيت ، تنها ملتي که حق را تشخيص داده اند و چهره پرشکوه علي را و عظمت هاي خاندان علي را يافته اند؟؟
و دکتر بنت الشاطي ، استاد دانشگاه و نويسنده توانايي ، که قلمش و عمرش همه در خدمت زنان اهل بيت ، که ميگفت:(من در اين خانه زندگي ميکنم )، سني است؟
و بلاشر که روحاني رسمي مسيحيت بود و چهل سال در تحقيق و ترجمه قرآن رنج برد و بر روي آيات کور شد کافر است؟
و ماسينيون که دريايي از دانش بود و ۲۷ سال تمام در زندگي سلمان، نخستين بنيانگذار تاريخ شيعه در ايران، غرق شد و هرگاه از فاطمه ، از عرفان اسلامي و از سلمان سخن ميگفت ، سراپا مشتعل ميشد کافر است؟
خدايا:
به من بگو ، تو خود چگونه ميبيني؟ چگونه قضاوت ميکني؟
آيا عشق ورزيدن به اسمها تشيع است؟ يا شناخت مسمي ها ؟؟
469 | Momen Abdullah | , ایران | 15:21 - 29 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب شهرام
در پاسخ به مهملات شما همين دو آيه قرآن بس است:
«لقد كفر الذين قالوا ان الله ثالث ثلاثه»
و
«ومن يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه وهو في الآخره من الخاسرين »
*****
حال هم يا از مهمل گويي و ماسوني گري توبه مي‌کني يا همينجا به ولايت علي ابن ابيطالب (عليهما السلام) رسوايت مي‌کنيم.

يا علي
470 | شهرام | , ایران | 19:19 - 02 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
دوست عزيز(momen abdollah) همانطوري كه گفتم من نه مهمل ميگويم نه ماسوني گري ميكنم پدر و مادرم فداي علي و اولادش اينها قسمتي از نوشته هاي دكتر شريعتي بود . اگر قرار است ابرويي از من برود ابروي شما نيز رفته است .شما همين الفاظ را به كار ميبريد كه باعث بد بيني مذاهب ديگر ميشويد چه ابرويي ميخواهي از من بريزي چه رسواييي
471 | شهرام | , ایران | 19:28 - 02 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام جناب اقاي مبين شما كه ميگوئيد برويم جلاءالعيون بخوانيم شما تشريف ببر خودت اين كتاب رو مطالعه كن مخصوصا باب قيامت را كه انجا به محمل گويي هاي خود پاسخ خواهي يافت شما يا مطالب را كپي ميكنيد يا از كسي شنيده ايد و نميتوانيد درست بيان كنيد وقتي خوب مطالعه كردي تشريف بيار جواب خودتو بگير.
472 | Momen Abdullah | , ایران | 02:38 - 05 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب آقاي شهرام
الحمد الله احتياجي نيست بنده شما را رسوا کنم که شما با نام بردن از معلم فکري خود، خود را رسوا کرده ايد:
لطفا براي آشنايي بهتر با آن مردک اينجا را بخوانيد:
http://mostafakamyab.blogfa.com/post-185.aspx
*********
در زمينه بي‌آبرويي کافي است اندکي به فاجعه‌اي که سوسياليسم بر سر شيعيان آورد تاملي کنيد و بيش از آن مردک مارکسيست زده فارغ التحصيل از سوربن مهد کمونيسم، دفاع نکنيد و مهملات او را اينجا بيان نکنيد.

همين سوسياليسم بود که باعث نابودي اقتصاد ما و رشد و کنترل شريانهاي تجاري ما توسط طاغوتي ها (عمري‌ها) امارات و مالزي و ... شد.

يا علي
473 | محمد | , ایران | 01:02 - 10 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بابا جون اين چه دعواييه که راه انداختيد باور کنيد که نزديک ترين عقيده را به ما شيعه ها همين سني ها دارن يه اختلافايي هم هست که بايد تو محيط مناظره منطقي با رعايت کامل ادب و احترام به عقايد طرف رو به رو باشد.هر کسي عقيده خودشو بهترين عقده ميدونه چون اگه نمي دونست عقيدشو عوض ميکردو به عقيده ي بهتر روي مي آورد پس خواهش مي کنم بي احترامي نکنيد چون ممکنه اونا هم مقابله به مثل کنن
474 | Momen Abdullah | , ایران | 22:45 - 10 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب محمد
لطفا در موتورهاي جستجو به زبان عربي كلمه شريفه «متعه» را سرچ فرماييد.
اين دهها هزار سايتي كه ركيك ترين فحاشي‌ها را نسبت به شيعيان روا مي‌دارند متعلق به چه كساني هستند؟

اگر شما مي‌خواهيد مي‌توانيد سرتان را در خاك كنيد و اين هجوم سنگين نظامي و تروريستي و فرهنگي ... از سوي اهل عمر را فراموش كنيد، ولي ما مي‌خواهيم زنده بمانيم و شرف و ناموسمان را در دستان لشكر عمر نبينيم.

جناب محمد
جان ما از جنايات عمرها و تيمورها و صدام‌ها به لب آمده است. تا كي ما بايد شاهد نابودي دين اسلام و تجاوز به نواميس خود و تكه‌تكه شدن توسط بمبهاي اهل عمر باشيم؟
فقط به خاطر اينكه خائنين در بين ما دست دوستي به سمت اهل عمر مي‌گشايند؟

يا علي
475 | عليرضا | , ایران | 01:55 - 12 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
آقايان عمري (الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء)ما نميدانيم به حال شما بخنديم يا گريه كنيم
476 | محمد نظري | , ایران | 15:09 - 19 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
قومي متفکرند اندر ره دين قومي به گمان فتاده در راه يقين
ميترسم از آن که بانگ بر آيد روزي کاي بي خبران راه نه آنست و نه اين
477 | شهاب | , ایران | 24:16 - 19 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام ببخشيدميخواستم بپرسم چرا شماخلفاي مسلمين را كافر ميدانيد درحالي كه آنان از اولين کساني بودندکه به حضرت محمد<ص>ايمان آوردندودر جنگ رسول الله<ص> باکفار ايشان را همراهي کردند؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

ما آنها را كافر نمي دانيم ، هر آنكس كه لفظ شهادتين را بر لب جاري سازد ، و در ظاهر مشغول به فرائض اسلامي گردد مسلمان است ؛ اما مهم در نزد خداوند ايمان قلبي است كه از التزام قلبي به اين شرايع حاصل مي شود .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

478 | شهرام | , ایران | 19:44 - 21 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
ببينيد جناب مومن دعوي شما دعوي مذهب
نيست
دكتر شريعتي بزرگ مرد تشيع در قرن معصر بود كه امسال شما در مورد او چنين نظر ميدهيد
من ديگر نيازي به پاسخ دادن به شما نميبينم
چون واقعا متاسفم كه اشخاصي مثل جناب عالي از تشيع دفاع ميكنند
479 | شهرام | , ایران | 19:54 - 21 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اين سايت هم اونايي هست كه خودتان نوشته ايد و براي من قابل قبول نيست
480 | محمد امين | , آمریکا | 24:55 - 27 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
ارجاع به کامنت 446 /واو عطف واصل بين دو اسم يا دو فعل/ جفنگ نمي خواد که دادا/ مثلا جفنگ گو طريقه نقشبندي فرقه نيست /طريقه يعني راه، بيشواد /قزان ديگه چيه حالا/ طريقه يعني راه/ مثه مرجع تقليد شما..... ها/وهابي هم خودتي و ....../ بو گند پاتون مسجد پر کرده ميخوايي دليل هم واسش بياري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   قبلی