2021 March 7 - يکشنبه 17 اسفند 1399
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
کد مطلب: ٥٠٠٩ تاریخ انتشار: ٠٨ دي ١٣٩٩ - ١٢:٠٠ تعداد بازدید: 201427
پرسش و پاسخ » شيعه
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟

توضيح سؤال :

لطفا جريان حمله به بيت حضرت امير المومنين علي (ع) و ضرب و شتم حضرت فاطمه الزهرا ( س ) از كتب شيعه و سني را به صورت مفصل ( فايل ) برايم بفرستيد

با تشكر

براي ارائه به يكي از برادران سني كه گفته است اگر برايم ثابت كني كه عمر به حضرت فاطمه الزهرا ( س ) جسارت نموده از سني بودن دست بر ميدارم !!!!

پاسخ :

اين كه عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ، از قطعيات تاريخ است .

رواياتي كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صديقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته مي شود تقسيم كرد .

1. تهديد به سوزاندن خانه:

ذكرالطبري: باسناده عن زياد بن كليب قال: أتي عمر بن الخطاب منزل عليّ وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال: واللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلي البيعة»، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من بده فوثبوا عليه فأخذوه.

تاريخ الطبري: 2/443.

وابن أبي الحديد: عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر اليهم فقال: «والذي نفسي بيده لتخرجنّ إلي البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم .

شرح نهج البلاغه: 1/164 (2/45).

2. آوردن وسائل آتش سوزي و بي توجهي خليفه دوم بر اعتراض مردم:

وابن قتيبة: قال: ... وقال عمر: والذي نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها علي من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.

الامامة والسياسة: 1/12، أعلام النساء لعمر رضا كحالة: 4/114.

3 . آوردن وسائل آتش سوزي ودرگيري لفظي ميان حضرت صديقه و خليفه دوم:

البلاذري: باسناده عن سليمان التيمي وعن ابن عون: إنّ أبابكر أرسل إلي علي(عليه السلام)يريد البيعة فلم يبايع، فجاء عمر ومعه فتيلة فتلقّته فاطمة علي الباب، فقالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراك محرقاً عليّ بابي؟ قال نعم: وذلك أقوي فيما جاء به أبوك.

انساب الاشراف: 1/586.

أبو الفداء: قال: ... فأقبل عمر بشيء من نار علي أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضي اللّه عنها وقالت: إلي أين يابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.

تاريخ أبي الفداء: 1/164.

وابن عبد ربّه: الذين تخلّفوا عن بيعة أبي بكر: عليّ والعباس، والزبير، وسعد بن عبادة، فأمّا علي والعباس والزبير فقعدوا في بيت فاطمة حتّي بعث اليهم أبو بكر عمر بن الخطاب ليخرجوا من بيت فاطمة وقال له: إن أبوا فقاتلهم. فأقبل عمر بقبس من نار علي أن يضرم عليهم الدار فلقيته فاطمة فقالت: يابن الخطاب! أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.

العقد الفريد:5/12، طبعة مكتبة الرياض الحديثة.

4 . حمله خليفه دوم به حضرت صديقه طاهره

الشهرستاني: عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّي ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان في الدار غير عليّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب(عليهم السلام).

الملل والنحل: 1/57. طبعة بيروت، دار المعرفة.

قال المسعودي: فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّي أسقطت محسناً.

اثبات الوصية:143.

قال ابن حجر العسقلاني: إنّ عمر رفس فاطمة حتّي أسقطت بمحسن.

لسان الميزان:1/268.

قال الصفدي: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّي ألقت المحسن من بطنها.

الوافي بالوفيات: 5/347.

روايات فراواني از طريق اهل سنت و شيعه نقل شده است كه غضب فاطمه ، غضب پيامبر و غضب پيامبر غضب خداوند است :

عن علي رضي اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم لفاطمة: «إنّ اللّه يغضب لغضبك، ويرضي لرضاك . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .

المستدرك: 3/153، مجمع الزوائد: 9/203، الآحاد والمثاني للضحاك: 5/363، الذرية الطاهرة النبوية للدولابي: 119، المعجم الكبير للطبراني: 1/108، 22/401، نظم درر السمطين للزرندي الحنفي: 178، الكامل لعبداللّه بن عدي: 2/351، تاريخ مدينة دمشق : 3/156، أسد الغابة :5/522، ذيل تاريخ بغداد: 2/140، 2/141 ميزان الاعتدال :2/492، الإصابة: 8/265،266، تهذيب التهذيب: 21/392، سبل الهدي والرشاد للصالحي الشامي: 11/ 44 .

عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّي فمن أغضبها أغضبني .

صحيح البخاري 4/210، (ص 710، ح 3714)، كتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم.

عن المسور بن مخرمة قال قال رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا .

صحيح مسلم 7/141 ح 6202) كتاب فضائل الصحابة رضي الله تعالي عنهم، ب 15 ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ .

و از قطعيات تاريخ است كه حضرت زهرا سلام الله عليها تا آخر عمر از دست خليفه و دار و دسته اش غضبناك بود و هر گز از آن ها راضي نشد .

محمد بن اسماعيل بخاري مي نويسد :

فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم فهجرت ابا بكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

صحيح البخاري: 4/42، ش 2862.

بنا بر نقل ابن قتيبه دينوري ، وقتي ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت زهرا آمدند ، حضرت زهرا به آن ها گفت كه آن دو را تا آخر عمر پس از هر نمازش نفرين خواهد كرد .

واللّه لأدعونّ اللّه عليك في كلّ صلاة أصلّيها .

الإمامة والسياسة، تحقيق الشيري ج 1، ص 31.

اما از ديدگاه روايات شيعه ، اين كه قاتل حضرت زهرا سلام الله عليها ، عمر بن الخطاب است ، قطعي است . ما فقط به نقل يك روايت اكتفا مي كنيم :

وكان سبب وفاتها : أن قنفذا مولي عمر لكزها بنعل السيف بأمره ، فأسقطت محسنا ومرضت من ذلك مرضا شديدا ، ولم تدع أحدا ممن آذاها يدخل عليها .

سبب شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها اين بوده است كه قنفذ غلام عمر به دستور او ، آن حضرت را با غلاف شمشيرش زد . و اين سبب شد كه محسن سقط شود و حضرت زهرا شديدا مريض شوند . در مدتي كه مريض بودند ، به هيچ يك از آناني را كه او را اذيت كرده بودند ، اجازهء ملاقات نداد .

دلائل الإمامة ج 2 ، عنه بحار الأنوار : 8 / 230 - 232 ( ط الكمپاني ) ، 30 / 290 - 295 . 2 . مثالب النواصب : 371 - 374 ، 418 - 419 . 3 . الصراط المستقيم : 3 / 25 . 4 . مطارح النظر في شرح الباب الحادي عشر : 109 .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)



Share
161 | اكبري | , آمریکا | ١٢:٠٠ - ٢٧ دي ١٣٨٨ |
واقعا دور از اتصاف است كه نظران موافقان اگرطعن ولعنت وتوهين باشد نشان ميدهي ونظرمخالفان اگر از قران واحاديث ودلايل عقلي باشد سانسور كنيد يا اصلا نشان ندهي متاسفم سايت شما ارزش سر زدن ندارد وقت خود را نبايد با شما تلف كرد به سايت برادران سني ميروم كه در انجا نه لعن است ونه توهين به كسي همه دلايل انها از قران هستند كه انسان يك دنيا فايده ميبرد فقط ميخواهم بگويم كه پيامبر ص گفته مسلمان لعن کننده وطعن کننده نيست ولي متاسفانه لعن وطعن جز مذهب شيعه است در اروپا و امريکا لعن وطعن جرم بحساب مي ايند زيرا لعن وطعن کار غير اخلاقي وکار زشت در ميان همه انسانهاي با ادب و باشخصيت است فقط خداوند اختيار دارد کسي را لعن کند واز رحمت خود دور کند نه بشر خداوند اگر لعن ميکند ولي دستور لعن کردن را نداده است او صاحب اختيار بندگان است و توصاحب اخيار بندگان خداوند نيستي انهاي را که تو لعن ميکني علي ع با انها بيعت کرده وپشت سر انها نماز خوانده حاشالله که حضرت علي به ظاهر بيعت کند وپشت سرانها نماز بخواند ودر دل انها رالعنت کند وبغض کينه انها را در دل داشته باشداين نشانه منافقت ودو رنگيست ايا مي توان به حضرت علي ودو رنگ ومنافق گفت دو رنگي ومنافقت کار ترسو وبزدلان است او که شير خدا بود ايا معني بيعت را ميداني بيعت اينست که يعني من قسم ميخورم به ان پروردگاري که قبضه روح من در دست اوست که با صدق دل واخلاص از تو اطاعت کنم اطاعت از محبت ميشود اطاعت بدون از محبت فايده اي نداره انسان در اين دو روز دنيا بايد تخم محبت را بکارد نه تخم نفرت وکينه را فردا همين بچهاي مان افرادي کينه اي وحسود بار مياند اگر افرادي را ميبيني به نظرشما گمراه هستند دعاي هدايتشان را بکن خدايا هدايتش کن وقران کريم مي گويد جادلهم....يعني بابهترين طريقه با دشمنانت مجادله کن ودرجاي ديگر مي فرمايد ولوکنت فظا.......خداوند ميگويد اي پيمبر من تو سخت دل ميبودي ازکنارت فرار ميکردند ونسبت به پيامبرش ميفرمايد انک لعلي خلق عظيم پيامبر تو بهترين اخلاق راداري اين همه ياران واصحاب رسول الله که ايمان اوردند همه به خاطر اخلاق نيکو رسول الله بود که ايمان اوردند اگر اين لعن ونفرين ها را اگر يک نفر غير مسلمان بخواند از اسلام نفرت نمي کند نمي گويد اين چه ديني است که انها را چنين تعليم داده که حتي مسلمانان برخود هم رحم نمي کنند همديگر را لعن ونفرين ميکنند اگر ميخواهي من دوباره به سايت شما سر بزنم متن کامل نوشته هايم را بزاريد مثل قبل سانسور نکنيد خدايا همه امت رسول الله را به صرات المستقيم هدايت بفرما

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- جدا از مقدماتي كه ذكر كرده‌ايد ، تنها به بحث‌هاي علمي مي‌پردازيم : فرموده‌ايد « فقط ميخواهم بگويم كه پيامبر ص گفته مسلمان لعن کننده وطعن کننده نيست»!
بهتر است نگاهي به آدرس ذيل كنيد و بعد بگوييد آيا صحابه‌اي كه طبق مدارك معتبر اهل سنت ، يكديگر را لعن كرده و به هم دشنام داده‌اند را مسلمان مي‌دانيد و يا خير ؟:
http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn4.htm#_Toc244137861
2- فرموده‌ايد «متاسفانه لعن وطعن جز مذهب شيعه است در اروپا و امريکا لعن وطعن جرم بحساب مي‌ايند زيرا لعن وطعن کار غير اخلاقي وکار زشت در ميان همه انسانهاي با ادب و باشخصيت است»!
لابد شما صحابه را بي شخصيت مي‌دانيد ! يا انبياي الهي را بي شخصيت مي‌دانيد «لعن الذين كفروا من بني اسرائيل علي لسان داود وعيسي بن مريم»!
3- فرموده‌ايد «انهاي را که تو لعن ميکني علي ع با انها بيعت کرده وپشت سر انها نماز خوانده حاشالله که حضرت علي به ظاهر بيعت کند وپشت سرانها نماز بخواند ودر دل انها رالعنت کند»!
در آدرس فوق كساني كه صحابه‌اي كه اميرمومنان آنان را لعنت كرده‌ است نيز آمده است ! (از جمله خلفاي اهل سنت) همچنين در صحيح مسلم آمده است كه اميرمومنان ، ابوبكر و عمر را «دروغگو ، بدكار ، حيله‌گر و خيانتكار» مي‌دانست ! نفاق قطعا از اميرمومنان به دور است و نه شيعه و نه سني نمي‌تواند چنين ادعايي داشته باشد ! بنا براين وقتي ايشان چنين اعتقادي در مورد ابوبكر و عمر داشته و پشت سر آنان نيز نماز خوانده‌اند (البته طبق روايات شيعه ، با خواندن حمد و سوره و به صورت فرادا) قطعا علت مهمتري داشته است !
4- فرموده‌ايد «اين همه ياران واصحاب رسول الله که ايمان اوردند همه به خاطر اخلاق نيکو رسول الله بود که ايمان اوردند»!
اما بايد ديد همين صحابه چه كردند ، كه رسول خدا (ص) گروهي از انان را لعن كرده است !:
http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn3.htm#_Toc244137838
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
162 | momen abdullah | , مالزی | ١٢:٠٠ - ٣٠ دي ١٣٨٨ |
جناب بهنام
به عضلات دستانت کنترل داري؟ هيچ متوجه هستي چه چيزي تايپ مي‌کني؟
از يک طرف از «عدالت علي» سخن مي‌گويي و از طرف ديگر با وقاحت تمام فرمانده لشکر او را ملعون خطاب مي‌کني؟؟
براستي که علت دشمني و عداوت تو با آن محاهد نستوه ، مبارز عرصه علم و تقوي و مردانگي، حضرت مالک اشتر معلي و مومن و متقي (رضوان الله تعالي عليه)، چيزي نيست جز جهاد آن حضرت با پايه گذاران مذهب شما يا همان مذهب تضاد:
مذهبي که معاويه قاتل و خونريز و حضرت امير المومنين علي عليه السلام هر دو بهشتي هستند!!!

يا علي
163 | بهنام | , ایران | ١٢:٠٠ - ٣٠ دي ١٣٨٨ |
با سلام آقاي حسيني. اولين كار شما عوض كردن موضوع مي باشد. من فقط گفتم حديث غدير رو ترجمه كن. همين. در مورد مالك اشتر ملعون بايد كمي دقت كنيد كه به چه نحو به هلاكت رسيد.اما در ورد خلفا. اعتقاد اهل سنت بر احترام به كل صحابه استوار مي باشد نه چند نفر. اما در مورد خالد بن وليد. قبل از ايمان آوردن برنده ترين شمشير عليه اسلام بود ولي هنگام ايمان آوردن برنده ترين شمشير عليه دشمن بود. اما در مورد محمد بن ابوبكر. ما ايشان را مسلمان مي دانيم و خطا هايي هم در زندگي داشته اند از جمله شركت در شهادت حضرت عثمان به تحريك يهوديهاي ملعون. برو داستان شهادت حضرت عثمان رو از رو كتب معتبر تاريخ بخون. نه از رو كتب شيعه كه كاري جز توهين به صحابه ي گرام ندارند.ببين من گفتم اگر خيانتي رخ داده باشد كه اين محال است. فقط و فقط حديث رو ترجمه كن. اين حديث به اعتقاد اهل سنت يك حديث صحيح مي باشد. ولي داستان غدير رو بخونيد بعد درباره ي جانشيني صحبت كنيد. اما در مورد عبدالله بن سبا . ايشان مگر يكي از فرماندهان سپاه حضرت علي نمي باشند. چرا بدست حضرت علي به هلاكت رسيدند.؟ جنگ جمل و صفين رو بخونيد. ببينيد چه كساني فرماندهي سپاه حضرت علي رو در اختيار داشتند. استدلال و فقه شيعه؟ به شما توصيه مي كنم درباره منشا فقه خودتان يك تحقيق انجام بدهيد. ( كتاب اصول فقه/ فصل اول/ ابولحسن محمدي) در ضمن اين آقا اهل تشيع مي باشند. داريد در مورد فتنه ي وهابيت سخن مي گوييد. اگر واقعا شما بر حقيد برويد با بحث حضوري به آنها ثابت كنيد. نه تبليغات كاذب.آنها وهابي مي باشند در صورتي كه هيچ ظلم و فساد و جنايت و آدم كشي در كشورشان وجود ندارد . ولي شما چي؟ ؟؟؟ به اين مي گيد عدالت علي؟ علي تو كمرتون بزنه. به خدا علي اگر زنده بود تك تك شما را نابود مي كرد. كمي در خودتان نگاه كنيد.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- فرموده‌ايد «در مورد مالك اشتر ملعون بايد كمي دقت كنيد كه به چه نحو به هلاكت رسيد»!
ا. شما يك مسلمان را لعنت كرده‌ايد و اين به اعتقاد بسياري از اهل سنت جايز نيست !
ب. درست مي‌گوييد ؟ بايد بپرسيم او چطور به شهادت رسيد ؟ چه كسي دستور داد او را مسموم كنند ؟ همچنين چه كسي خال المومنين ،‌ محمد بن ابي بكر را كشت و دستور داد بدن شريف ايشان را در پوست الاغي نهند و آتش بزنند ؟
فبعث علي الأشتر النخعي مكانه فلما انتهى إلى عريش كتب معاوية عليه اللعنة إلى دهقان عريش إن أنت قتلت الأشتر فلك خراجه عشرين سنة فأخرج له سويقا وجعل فيه سما فلما شربه الأشتر يبس مكانه فقال معاوية لما بلغه ما أبردها على الفؤاد إن لله جنودا من عسل وبلغ الخبر عليا عليه السلام فبعث محمد بن أبي بكر إلى مصر مكانه وبعث معاوية عمرو بن العاص إليها فاقتتلا بالمسناة وقتل محمد بن أبي بكر وجعلوا جثته في جيفة حمار وأحرقوه بالنار
البدء والتاريخ ج 5 ص 226 ، اسم المؤلف: وهو المطهر بن طاهر المقدسي الوفاة: 507هـ ، دار النشر : مكتبة الثقافة الدينية - بورسعيد
2- فرموده‌ايد «اعتقاد اهل سنت بر احترام به كل صحابه استوار مي باشد نه چند نفر»
صحيح است ؛ اهل سنت اعتقاد به احترام كل صحابه دارند (مومن يا منافق)‌ بنابر اين اگر ثابت شود حتي يكي از صحابه قابل احترام نيست و بايد او را ذم كرد ، اعتقاد اهل سنت زير سوال مي‌رود !
اما شيعه مي‌گويد مومنين صحابه بايد تقدير شوند و غير مومنين ، بايد مورد قدح قرار بگيرند .
بنا بر اين اشكالي به شيعه وارد نيست !
3- فرموده‌ايد « اما در مورد خالد بن وليد... ولي هنگام ايمان آوردن برنده ترين شمشير عليه دشمن بود»!
واقعا چنين است ؟ كشتن يك مسلمان و همبستري با همسرش بلافاصله بعد از قتل او ! اين برنده‌ترين شمشير بر عليه دشمن است ؟ كار او به قدري زشت بود كه خليفه دوم از خليفه اول خواست او را سنگسار كند (البته به خاطر كينه‌اي كه از خالد داشت اين مطلب را مطرح كرد)
4- فرموده‌ايد «اما در مورد محمد بن ابوبكر. ما ايشان را مسلمان مي دانيم و خطا هايي هم در زندگي داشته اند از جمله شركت در شهادت حضرت عثمان به تحريك يهوديهاي ملعون»!
شما از يك طرف همه صحابه را قابل احترام و عادل مي‌دانيد و از طرف ديگر مي‌گوييد محمد بن ابي بكر كه از صحابه بود ، در كشتن خليفه سوم دخالت داشته است !
يعني در همين چند خط نوشته نيز خود دچار تعارض شده‌ايد !
5- فرموده‌ايد « برو داستان شهادت حضرت عثمان رو از رو كتب معتبر تاريخ بخون»!
لازم نيست به سراغ كتب برويم ! همين اقرار شما بر مشاركت محمد بن ابي بكر صحابي در كشتن عثمان ، دليلي محكم بر ضد شما است ! البته ما در مورد تاريخ كشتن خليفه سوم به كتب اهل سنت نيز مراجعه فراوان داشته‌ايم و همانها بوده‌اند كه به ما گفته‌اند كه صحابه بيشترين فعاليت را در كشتن او داشتند !
6- فرموده‌ايد « اما در مورد عبدالله بن سبا . ايشان مگر يكي از فرماندهان سپاه حضرت علي نمي باشند»!
خير ! چه كسي او را فرمانده سپاه اميرمومنان علي بن ابي‌طالب معرفي كرده است ؟!
7- فرموده‌ايد «چرا بدست حضرت علي به هلاكت رسيدند.؟»! زيرا او قائل به الوهيت اميرمومنان شده بود و به همين سبب حضرت او را كشتند !
8- فرموده‌ايد « جنگ جمل و صفين رو بخونيد. ببينيد چه كساني فرماندهي سپاه حضرت علي رو در اختيار داشتند.»!
در كتب اهل سنت آمده است كه بيشترين صحابه ، در جنگ جمل و صفين و نهروان در لشكر اميرمومنان علي عليه السلام بودند ! (نه در لشكر معاويه)
http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn1.htm#_Toc243910517
9- فرموده‌ايد «داريد در مورد فتنه ي وهابيت سخن مي گوييد. اگر واقعا شما بر حقيد برويد با بحث حضوري به آنها ثابت كنيد»
بهتر است سري به بخش مناظرات سايت بزنيد تا ببينيد در بحث حضوري نيز با آنان همين سخنان مطرح شده است !:
http://www.valiasr-aj.com/fa/list.php?bank=monazerat

10- فرموده‌ايد «در صورتي كه هيچ ظلم و فساد و جنايت و آدم كشي در كشورشان وجود ندارد»!
ظاهرا شما چيزي در مورد عربستان و حكومت آن نمي‌دانيد ! تنها نگاهي به قانون اساسي عربستان بخش دوم ، به شما نشان مي‌دهد كه در آنجا چه مي‌گذرد «تمامي مواهب الهي عربستان تحت سرپرستي خاندان آل سعود است و هيچ كس حق ندارد بدون اجازه آنها از آن استفاده كند !»
آيا دزدي از اين بيشتر كه تمام مواهب الهي عربستان (كه مهمترين صادر كننده نفت در منطقه است) براي يك خاندان يهودي زاده باشد ؟!
جداي از ساير جنايت‌ها و خيانت‌هاي صورتر گرفته !
بهتر است نگاهي به كتاب «صفحة عن آل سعود الوهابيين» داشته باشيد كه در ان تنها ذره‌اي از مدارك خود وهابيون را مطرح كرده است !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
164 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٠٢ بهمن ١٣٨٨ |
با سلام
يكنفر اينجا هي از خطبه غدير خم و ترجمه ان صحبت ميكند .
بسم الله بفرما اما حتماً انرا بخوان :


<<<<<<<<<بسم الله الرحمن الرحيم>>>>>>>>
{ 1 }
[1] ستايش خداي را سزاست که در يگانه گي اش بلند مرتبه و در تنهاي اش به آفريدگان نزديک است. سلطنتش پر جلال و در ارکان آفرينش اش بزرگ است، بر همه چيز احاطه دارد بي آنکه مکان گيرد و جابه جا شود و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.همواره ستوده بوده وخواهد بود ، مجد و بزرگي او را پاياني نيست آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست .

[2] اوست آفريننده ي آسمان ها و گستراننده ي زمين ها و حکمران آنها . دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر. هموست پروردگار فرشتگان و روح ، افزوني بخش بر آفريدگان ، و بخشنده ي بر همه موجودات است ، به نيم نگاهي ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند .کريم و بردبار و شکيباست.رحمتش جهان شمول و عطايش منت گزار در انتقام و کيفر سزاواران عذاب بي شتاب است .

[3] بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا ، پوشيده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است .بر هر هستي فراگير و چيره . نيروي آفريدگان از او و توانايي بر هر پديده ويژه ي اوست ، او را همانندي نيست .در تاريکستان لاشيء او هستي بخش هر هستي است جاودانه و زنده و عدل گستر ، خداوندي جز او نباشد و اوست ارجمند و حکيم .

[4] ديده ها رابر او راهي نيست و اوست که ديده ها را دريابد و اوست بر پنهاني ها آگاه و بر کارها دانا ، از ديدن ، کسي وصفش را نيابد و بر چگونگي او از نهان و آشکار دست نيازد مگر او-عز وجل –راه نمايد و خود را بشناساند.

[5] گواهي مي دهم که او « الله » است همو که تنزهش سراسر روزگاران را فرا گرفته و پرتوش ابديت را شامل است . فرمانش را بي مشاور اجراکند و تقديرش را بي شريک امضاء وهستي را بي ياور سامان دهد ،

[6] صورت آفرينش اورا الگويي نبوده ، آفريدگان را بدون ياور و سختي و حيله ، هستي بخشيده است جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است. پس اوست « الله » و معبودي جز او نيست هم او که صنعش استوار و ساختمان آفرينش اش زيباست . دادگري که ستم روا نمي دارد و بخشنده ترين که کارها به او باز مي گردد.

[7] و گواهي مي دهم که او الله است که هر هستي در برابر بزرگي اش فروتن و در مقابل ارجمندي اش رام و به توانايش تسليم و به هيبت اش خاضع است .

[8] پادشاه هستي ها و چرخاننده ي سپهرها و رام کننده ي آفتاب و ماه که هريک تا اجل معين جريان يابند .او پرده ي شب را به روز و پرده ي روز را به شب –که شتابان در پي شب است -(اعراف/54) به پيچد هم او شکننده ي هر ستمگر باطل گرا و نابود کننده ي هر شيطان سرکش است ،

[9] نه او را ناسازي باشد و نه برايش مانند و انبازي، يکتا وبي نياز ، نه زاده و نه زائيده شده و او را همتايي نبوده (سوره اخلاص)، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است . بخواهد به انجام رساند ، اراده کند و حکم نمايد ، بداند و بشمارد ، بميراند و زنده کند ، نيازمند و بي نياز فرمايد ، بخنداند و بگرياند نزديک آورد و دور برد ،باز دارد و عطا کند اوراست پادشاهي و ستايش ، به دست تواناي اوست تمام نيکي و هم اوست بر همه چيز توانا.

[10] شب را در روز و روز را در شب فرو برد ،جز او خداوندي نباشد گرانقدر و آمرزنده ،پذيرنده ي دعا و افزاينده ي عطا، برشمارنده نفس ها و پروردگار پري و انسان ، چيزي بر او مشکل ننمايد. فرياد فرياد کنندگان ، او را آزرده نکند و اصرارِ اصرار کنندگان او را به ستوه نياورد .نيکوکاران را نگاهدار و رستگاران را يار ، مومنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است ،هم او که در همه ي احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.

[11] او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مي گويم در شادي ورنج و آسايش و سختي و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هايش ايمان داشته فرمان او را گردن مي گذارم و اطاعت مي کنم وبه سوي هرآنچه مايه ي خوشنودي اوست ، مي شتابم و به حکم و فرمان او تسليم ،چرا که به فرمان بري او شايق واز کيفر او ترسانم زيرا او خدايي است که کسي از مکرش در امان نبوده و از ستم اش ترسان نباشد (زيرا او را ستمي نيست).

{ 2 }
[12] و اکنون به بندگي خويش و پروردگاري او گواهي ميدهم ، و وظيفه ي خود را در آنچه وحي شده انجام ميدهم مباد از سوي او عذابي فرود آيد که کسي را ياراي دور ساختن آن از من نباشد هرچند توانش بسيار ، دوستي اش - با من - خالص باشد. خداوندي جز او نيست. چرا که به من هشدار داده که اگر آنچه در حق علي نازل کرده ،به مردم ابلاغ نکنم ، وظيفه ي رسالتش را انجام نداده ام و خود او –تبارک وتعالي– امنيت از آزار مردم را برايم تضمين کرده و البته که او بسنده و بخشنده است . پس آنگاه خداوند چنين وحي ام فرمود: «به نام خداوند همه مهر مهرورز اي فرستاده ي ما آنچه از سوي پروردگارت درباره علي و جانشيني او بر تو فرو فرستاديم به مردم برسان وگرنه رسالت خداوندي را به انجام نرسانده اي و او تو را از آسيب مردمان نگاه ميدارد ..»(مائده/67).
[13] هان مردمان ! در تبليغ آنچه خداوند بر من نازل فرموده کوتاهي نکرده ام و اکنون سبب نزول آيه را بيان مي کنم : همانا جبرئيل از سوي سلام پروردگارم –که تنها او سلام است - سه مرتبه بر من فرود آمد و فرماني آورد که در اين مکان به پا خيزم و به هر سفيد و سياهي اعلام کنم که علي بن ابيطالب برادر وصي و جانشين من در ميان امت و امام پس از من است هم او که جايگاه اش نسبت به من به سان هارون نسبت به موسي است مگر اين که پيامبري پس از من نخواهد بود و او پس از خدا و رسول او صاحب اختيار شماست و خداوند تبارک و تعالي آيه اي بر من نازل فرموده که « همانا تنها ولي و سرپرست و صاحب اختيار شما خداوند و پيامبرش و موءمناني اند که نماز به پا مي دارند و در رکوع زکات مي پردازند ...» (مائده/55) و قطعاً علي بن ابيطالب نماز بر پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پيوسته خداخواه است .
[14] و من از جبرئيل در خواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از ماموريت تبليغ به شما معاف دارد زيرا کمي پرهيزگاران و فزوني منافقان و دسيسه ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را ميدانم همانان که خداوند در وصفشان در کتاب خود فرموده : «...به زبان مي گويند آن را که در دلهايشان نيست و آن را اندک و آسان مي شمارند حال آنکه نزد خداوند بس بزرگ است...»(نور/15)
[15] و نيز از آن روي که منافقان بارها مرا آزار رسانيده اند تا بدان جاکه مرا اذن (سخن شنو و زود باور ) ناميده اند به خاطر همراهي افزون و تمايل و پذيرش علي از من و توجه ويژه ي من به او ،تا بدان جا که خداوند آيه اي فرو فرستاد (توبه/61) « و از آنان اند کساني که پيامبر خدا را آزرده ، گويند او سخن شنو و زود باور است بگو آري او سخن شنو ست بر عليه آنان که گمان مي کنند او تنها سخن مي شنو د –ليکن به خير شماست او(پيامبر) به خدا ايمان دارد و اهل ايمان را تصديق کرده راستگو مي انگارد و همو رحمت است براي ايمانيان شما و البته براي آنان که او را ازار دهند عذابي دردناک خواهد بود...» و اگر مي خواستم نام گويندگان چنين سخن را بر زبان آورم و به آنان اشارت کنم و مردمان را به سويشان هدايت کنم ( که آنان را شناسايي کنند ) ميتوانستم.ليکن به خدا سوگند در کارشان کرامت نموده لب فرو بستم .
[16] با اين حال خداوند از من خشنود نخواهد شد مگر فرمان او را در حق علي به شما ابلاغ کنم . آنگاه پيامبر (صلي الله عليه و آله) چنين خواند : «...اي پيامبر ! آنچه –در حق علي - از سوي پروردگارت بر تو فرود آمده ابلاغ کن و گرنه رسالت او را انجام نداده اي و البته خداوند تو را از آسيب مردمان نگاه مي دارد ...»(مائده/67)
{ 3 }
[17] هان مردمان ! بدانيد اين آيه درباره اوست ژرفاي آن را بفهميد و بدانيد که خداوند او را سرپرست و امام شما قرار داده و پيرويش را بر مهاجران و انصار واجب کرده و بر پيروان آنان در نيکي ، و بر صحرانشينان و شهروندان ،و بر عجم و عرب و آزاد و برده و کوچک و بزرگ و سفيد و سياه و هر يکتا پرست. (هشدار) اجراي فرمانش لازم ، امرش نافذ ، ناسازگارش رانده ، پيرو و باور کننده اش در مهر است البته که خداوند او و شنوايان سخن اش و پيروان راهش را آمرزيده است .
[18] هان مردمان ! براي آخرين بار در اين اجتماع به پا ايستاده (با شما سخن مي گويم) سخنم را شنيده پيروي کنيد و فرمان پروردگارتان را گردن گذاريد که خداوند عزّوجلّ صاحب اختيار و سرپرست و معبود شماست و سپس سرپرست شما ، فرستاده و پيامبر اوست که اکنون با شما سخن مي گويد و پس از من به فرمان او ، علي ولي و امام شماست و سپس امامت ، در فرزندان من از نسل علي خواهد بود تا برپايي رستاخيز که خدا و رسول او را ديدار کنيد .
[19] روا نيست مگر آنچه خدا و رسول و امامان روا دانند و ناروا نباشد مگر آنچه آنان ناروا دانند ، و خداوند عز و جل هم روا و هم ناروا را بمن شناسانده و من آموخته هايم را از کتاب خدا و حلال وحرام او را در اختيار علي گذاشته ام.
[20] هان مردمان !او را برتر دانيد ، هيچ دانشي نيست مگر اينکه خداوند در جان من نبشته و من تمامي آن را در جان علي امام پرهيزگاران ضبط کرده ام ،و دانشي نبوده مگر اينکه آن را به علي آموخته ام او پيشواي روشنگر است که خداوند در سوره ياسين از او گفتگو کرده :« و علم هر چيز را در امام مبين برشمرده ايم...»( يس / 12)
[21] هان مردمان ! او را فراموش نکنيد و از امامتش رو برنتابيد و از سرپرستيش نگريزيد چرا که شما را به درستي و راستي خوانده و خود نيز بدان عمل مي کند ، او باطل را نابود و شما را از آن باز دارد و هرگز نکوهش نکوهش گران او را از کار باز ندارد .
[22] او نخستين مومن به خدا و رسول اوست و کسي در ايمان به من از او سبقت نجسته و همو جان خود را فداي رسول خدا کرده با او همراه بو ده است تنها او همراه رسول خدا عبادت مي کرد و جز او از مردان کسي چنين نبو د . علي اولين نماز گزار و پرستش کننده ي همراه من است از جانب خدا وند به او دستور دادم تا (در شب هجرت )در بستر من بيارامد و او نيز فرمان برده پذيرفت که جان خود را فداي من کند .
[24] هان مردمان ! او را برتر بدانيد که خداوند او را برتري داده و پيشوايي او را پذيرا با شيد که خداوند او را (به امامت )نصب کرده است .
[25] هان مردمان ! او امام از جانب خداست و خداوند هرگز توبه ي منکر اورا نپذيرد و چنين کسي را نيامرزد اين است روش قطعي خداوند درباره ناسازگار با امامت علي ،و حتماً او را به عذاب دردناک جاودانه کيفر خواهد کرد . پس ، از مخالفت او بهراسيد وگرنه در آتشي در خواهيد شد که آتش گيره ي آن مردمانند و سنگ که براي حق ستيزان آماده شده است .
[26] هان مردمان! به خدا که پيامبران پيشين به ظهورم بشارت داده اند و همانا من فرجام آنان و برهان بر آفريدگان آسمانيان و زمينيانم ، آن کسي که راستي و درستي مرا باور نکند به کفر جاهلي گذشته در آمده و ترديد در سخنان امروزم همسنگ ترديد در تمامي محتواي رسالت من است و ناباوري در امامت يکي از امامان به سان ناباوري در تمامي آنان است و جايگاه ناباوران امامت ما آتش دوزخ خواهد بود .
[27] هان مردمان خداوند عز و جل از روي منت و احسان خويش اين برتري را به من پيش کش کرده و خدايي جز او نيست . هشدار که تمامي ستايش هاي من در تمامي روزگاران و هر حال و مقام ، ويژه ي اوست .
[28] هان مردمان ! علي را برتر دانيد که او برترين از مردان و زنان ، پس از من است تا آن هنگام که آفرينش برپاست و روزيشان فرود آيد دور دور باد از مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن که اين گفته ام را نپذيرد و بامن سازگار نباشد .هان! آگاه باشيد جبرئيل سه بار از سوي خداوند خبرم داد هرکه با علي ستيزد و بر ولايت او گردن نگذارد نفرين و خشم من بر او باد ، البته بايست هرکس بنگرد که براي فرداي خويش چه پيش فرستاده پس تقوا پيشه کنيد و از ناسازي با علي بپرهيزيد ، مباد گامهايتان پس از استواري در لغزد و همانا خداوند بر کردارتان آگاه است .
[29] هان مردمان! او هم جوار و هم سايه ي خداست که در کتاب گرانقدر خود ( قرآن ) او را ياد کرده و درباره ستيزندگان با او فرموده : « ... مباد کسي در روز رستاخيز بگويد افسوس که درباره ي هم جوار و همسايه ي خداوند کوتاهي کرده ام »
[30] هان مردمان! در قرآن انديشه کنيد و ژرفاي آيات آن را دريابيد و بر محکماتش نظر کنيد و از متشابهات آن پيروي ننماييد. به خداوند سوگند که باطن ها و تفسير آن را روشن نمي کند مگر همين که دست و بازوي او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام مي دارم که هر آن کس که من سرپرست اويم اين علي سرپرست اوست و او علي ، فرزند ابي طالب، برادر و وصّي من است. ولايت و سرپرستي او حکمي از سوي خداست که بر من فرو فرستاده است.
[31] هان مردمان! همانا علي و پاکانِ از فرزندانم از نسل او يادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن يادگار ارزشمند بزرگتر. هر يک از اين دو از ديگر همراه خود حکايت مي کند و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نمي شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.هان! آنان امانت داران خدا در ميان آفريدگان و حاکمان او در زمين اند. هشدار که من وظيفه ي خود را ادا کردم.
[32] هان! من وظيفه ام را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. هشدار که روشن نمودم. بدانيد که اين سخن خدا بود و من از سوي او سخن گفتم.
[33] هان بدانيد! هرگز به جز اين برادرم کسي نبايد اميرالمومنين خوانده شود. هشدار که پس از من امارت مومنان بر کسي جز او روا نباشد.
{4}
[34] سپس فرمود : مردمان ! کيست سزاوارتر از شمايان به شما ؟ گفتند : خداوند و رسول او . آنگاه فرمود : آن که من سرپرست اويم پس اين علي ولي و سرپرست اوست . خداوندا پذيراي ولايت او را دوست بدار و دشمن او را دشمن دار و يار او را ياري کن و رهاکننده ي او را تنها گذار .
[35] هان مردمان ! اين علي است برادر و وصي و نگاهبان دانش من و جاي نشين من در ميان امت وايمان آورندگان به من و بر تفسير کتاب خدا ، او مردمان را به سوي خدا بخواند و به آنچه موجب خشنودي اوست عمل کند و با دشمنان او ستيز نمايد. او سرپرست فرمانبرداري خدا باشد و بازدارنده از نافرماني او . [36] همانا اوست جانشين رسول الله و فرمانرواي ايمانيان ، و از سوي خدا پيشواي هدايتگر .اوست پيکار کننده ي با پيمان شکنان ، رويگردانان از راستي و درستي و بدر رفته گان از دين.
[37] خداوند فرمايد: « فرمان من دگرگوني نمي پذيرد. » پروردگارا، اکنون به فرمان تو مي گويم : خداوندا دوست داران او را دوست دار و دشمنانش را دشمن. پشتيبانان او را پشتيباني، يارانش را ياري کن و خودداري کنندگان از ياري اش را رها کن. ناباورانش را از مهرت بران و خشم خود را بر آنان فرود آور.
[38] معبودا ! تو خود در هنگام بيان ولايت علي و برپايي او فرمودي : « امروز آيين شما را به کمال و نعمتم رابراي شما تمام نمودم و با خشنودي اسلام را دين شما قرار دادم.( مائده/ 5) » و نيز گفتي: « همانا دين در نزد خدا تنها اسلام است.(آل عمران/19) » و فرمودي:« و آنکه به جز اسلام ديني بجويد از او پذيرفته نبوده درجهان ديگر در شمار زيانکاران خواهد بود.(آل عمران/85)»
[39] خداوندا تو را گواه مي گيرم که پيام تو را به مردمان رساندم.
{5}
[40] هان مردمان! خداوند عزوجل دين را با امامت علي تکميل نمود. اينک آنان که از او و جانشينانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپايي رستاخيز و عرضه بر خدا - پيروي نکنند کرده هايشان در دو جهان بيهوده بوده در آتش دوزخ جاودانه خواهند بود. « به گونه اي که نه از عذابشان کاسته و نه بر ايشان فرصتي براي نجات خواهد بود. (بقره/161)»
[41] هان مردمان! اين علي است ياورترين، سزاوارترين، نزديک ترين و گرانقدرترين شما نزد من و خداوند عزوجل و من از او خشنوديم. آيه ي رضايتي در قرآن نيست مگر درباره او و هرگاه خداوند ايمانيان را خطابي نموده به او آغاز کرده . و آيه ي ستايشي نازل نگشته مگر درباره ي او و در سوره ي « هل اتي علي الانسان » گواهي بر بهشت نداده مگر براي او و آن را در حق غير او فرود نياورده و به وسيله آن آيه جز او را نستوده است.
[42] هان مردمان! علي ياور دين خدا، دفاع کننده از رسول اوست و هم او پرهيزکار پاکيزه و رهنماي ارشاد شده« به دست خود خدا است. » پيامبرتان برترين پيامبران، جانشين اش برترين جانشينان و فرزندانش بهترين اوصيايند.هان مردمان! فرزندان پيامبران از نسل آنانند و فرزندان من از نسل اميرالمومنين علي است.
[43] هان مردمان! به راستي که شيطان اغواگر آدم را با رشک از بهشت رانده. مباد شما به علي رشک ورزيد که آنگاه کرده هايتان نابود و گام هايتان لرزان خواهد شد. آدم به خاطر يک اشتباه به زمين هبوط کرد حال آنکه برگزيده خداوند عزوجل بود. پس چگونه خواهيد بود که شما شماييد و دشمنان خدا نيز از ميان شمايند.
[44] هشدار که با علي نمي ستيزد مگر شقي و سرپرستي اش را نمي پذيرد مگر رستگار پرهيزکار و به او نمي گرود مگر ايمان دار بي آلايش و به خدا سوگند سوره ي « والعصر » درباره او نازل شده است : « به نام خداوند همه مهر مهرورز . به زمان سوگند که انسان در زيان است. » (والعصر/1-2) مگر علي که ايمان آورده و به درستي و شکيبايي آراسته است.
[45] هان مردمان! خدا را گواه مي گيرم که پيام او را به شما رساندم و « بر فرستاده وظيفه اي جز بيان روشن نيست ». (عنکبوت 18 - نور 54)
[46] هان مردمان! « تقوا پيشه کنيد همانگونه که بايسته است و نميريد جز با شرف اسلام ». (آل عمران/102)
{6}
[47] هان مردمان! « به خدا و رسول او و نور همراهش ايمان آوريد (تغابن/8)».« پيش از آنکه چهره ها را تباه و باژگونه کنيم، يا چونان اصحاب روز شنبه ( يهودياني که بر خدا نيرنگ آوردند ) رانده شويد.» (نساء/47) به خدا سوگند که مقصود خدا از اين آيه گروهي از صحابه اند که آنان را با نام و نَسَب مي شناسم ليکن به پرده پوشي کارشان مأمورم. آنک هر کس پايه کار خويش را مهر و يا خشم علي در دل قرار دهد (و بداند که ارزش عمل او وابسته به آن است).
[48] هان مردمان! نور از سوي خداوند در جان من، سپس در جان علي ابن ابيطالب آنگاه در نسل او تا قائم مهدي - که حق خدا و ما را مي ستاند – جاي گرفته، چرا که خداوند عزوجل ما را دليل و حجت قرار داده بر کوتاهي کنندگان به عمد، ستيزه گران، ناسازگاران، خائنان و گنهکاران و ستمکاران و غاصبان از تمامي جهانيان.
[49] « هان مردمان! هشدارتان مي دهم همانا من رسول خدايم. پيش از من نيز رسولاني آمده و سپري شده اند. پس آيا اگر بميرم يا کشته شوم به جاهليت برمي گرديد ؟ و آن که به قهقرا برگردد خدا را زيان نخواهد رسانيد و او سپاس گزاران شکيبا گر را پاداش خواهد داد.(آل عمران/144)»
[50] هان! علي و فرزندان من از نسل او داراي کمال شکيبايي و سپاس گزاري اند.
[51] هان مردمان! «..اسلامتان را بر من منت مگذاريد(حجرات/17) » و بر خدا نيز، که اعمالتان را بيهوده و تباه خواهد کرد و او بر شما خشم خواهد گرفت و شما را به« شعله اي از آتش و مس گداخته(الرحمن/35)» گرفتار خواهد کرد.«.. به يقين پروردگار شما در کمين گاه است..(فجر /14)».
[52] هان مردمان! به زودي پس از من«.. اماماني خواهند آمد و شما را به آتش خواهند خواند. آنان در روز رستاخيز تنها و بي ياور خواهند بود(قصص /41)».
[53] آگاه باشيد که خداوند و من از آنان بيزاريم.
[54] هان مردمان! حتما آنان و ياوران و پيروان و تابعانشان در پست ترين جايگاه آتش خواهند بود، چه جايگاه بدي است منزل متکبران. (نحل/29)
[55] هان! «که آنان اصحاب صحيفه اند». اکنون هر که در صحيفه خود نظر کند.
[56] هان مردمان! اينک جانشيني خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جاي مي گذارم در نسل خود تا برپايي روز رستاخيز و اکنون مأموريت خود را انجام مي دهم تا برهان بر هر شاهد و غايب باشد و نيز برهمه ي آنان که زاده شده يا نشده اند.پس بايسته است اين سخن را حاضران به غايبان و فرزندداران به فرزندان تا برپايي رستاخيز ابلاغ کنند.
[57] و به زودي گروهي پس از من! امامت را چپاول کرده به پادشاهي جابجا مي کنند. هان! خشم خدا بر غاصبان و چپاولگران. و« البته به زودي به کار شما جن وانش خواهد پرداخت ..» (الرحمن/31) آن که مي پردازد – عذاب خواهد نمود- «.. و شعله هاي آتش و مس گداخته بر سر شما ريخته خواهد شد و در آن هنگام هرگز ياري نمي شويد ..» (الرحمن/35)
[58] هان مردمان!«...همانا خداوند عزوجل شما را به خود رها نخواهد کردتا ناپاک را از پاک جدا کند و هر آينه خداوند شما را بر غيب آگاه نمي گرداند.» (آل عمران/179)
[59] هان مردمان! هيچ سرزميني نيست مگر اين که خداوند به خاطر تکذيب اهل آن – حق را – آن را پيش از برپايي رستاخيز نابود خواهد کرد و آن را به« امام مهدي »خواهد سپرد و حتما خداوند وعده ي خود را انجام خواهد داد.
[60] هان مردمان! شمار فزوني از گذشتگان شما گمراه شدند و خداوند نابودشان کرد و همو نابود کننده ي آيندگان است. خداوند تعالي فرموده : «... آيا پيشينيان را تباه نکرديم ؟ و در پس آنان آيندگان را نابود نساختيم ؟ آري با مجرمان اين چنين کنيم. واي بر ناباوران در روز رستاخيز ! ...» (مرسلات/19)
[61] هان مردمان! همانا خداوند مرا فرمان داده و بازداشته و من نيز به دستور او به علي امر و نهي کرده ام، پس دانش امر و نهي در نزد علي است. فرمان او را بشنويد تا سلامت مانيد و اطاعتش کنيد تا هدايت شويد و از آن چه باز مي دارد خودداري کنيد تا راه يابيد و به سوي مقصد او حرکت کنيد و هرگز راه هاي پراکنده شما را از راه او باز ندارد. (انعام/153)
{7}
[62] هان مردمان! خداوند را صراط مستقيم منم که فرمان به پيروي آن داده و سپس علي است و آنگاه فرزندانم از نسل او ، پيشوايان هدايت اند که به راستي و درستي راه مي برند و با حق دادگري کنند. سپس چنين خواند : « به نام خداوند همه مهرِ مهر ورز . تمامي ستايش ها ويژه ي پروردگار جهانيان است. هم او که به همه آفرينش مهر مي ورزد و به ويژگان ، مهرِ ويژه دارد. فرمان رواي روز جزا است. خداوندا !تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوييم ، ما را به صراط مستقيم رهنمايي کن . راه آنان که منت نهاده نعمتشان بخشيدي ، نه راه خشم شدگان و نه راه گمراهان ! ... (حمد/1-7) و آنگاه ادامه داد : اين سوره درباره ي من نزول يافته و شامل امامان است و به آنان اختصاص يافته . آنان اند «.. اولياي خدا که ترس و اندوهي برايشان نباشد ». (يونس/62) هان ! « همانا حزب الهي چيره خواهد بود ... » (مائده/56)
[63] هان ! «...ستيزندگان آنان گمراه و نابخردو همکاران شياطين اند که براي گمراهي مردمان ، سخنان بي هوده را به يکديگر مي رسانند...» (انعام/112)
[64] هشدار : خداوند در کتاب خود از دوستان امامان چنين ياد کرده : « ... (اي پيامبر ما) نمي يابي ايمان آوردگانِ به خدا و روز بازپسين را که ستيزه گران خدا و رسول او را دوست بدارند، گرچه پدران ، فرزندان ، برادران و خويشانشان باشند. خداوند ايمان را در دل هايشان تثبيت فرموده و با روحي از سوي خود، ايشان را تاييد نموده، آنان را جاودانه در بهشت هايي در خواهد آورد که از زير درختان آن ها نهرها جاري است ، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند، همانان اند حزب خدا. هشدار که حزب الهي رستگارانند.» (مجادله/22)
[65] هان! دوست داران امامان ، مومناني هستند که خداوند عزوجل چنين توصيف فرموده است: «... آنان ايمان آورده باور خود را به شرک نيالوده اند، پس ايشان در امان اند و راه يافتگان ...». (انعام/82)
[66] هشدار! ياران پيشوايان به باور رسيده گان اند و دور از ترديد و انکار ! (حجرات/15)
[67] هشدار ! ايشان با آرامش و سلام به بهشت در خواهند شد و فرشتگان با رفاه و تسليم آنان را پذيرفته مي گويند : درود بر شمايان، اکنون پاکيزه شده ايد ! « ...در بهشت جاودانه در آييد...». (حجر/46)
[68] هان ! بهشت پاداش دوستان امامان است که در آن بي حساب روزي داده خواهند شد .... (غافر/40) .
[69] هشدار ! دشمنان امامان ، در آتش درآيند .. (نساء/10) .
[70] هشدار ! که ناله ي افروزش جهنم را در حالي که شعله هاي آن زبانه مي کشد ، مي شنوند و زفير (صداي بازدم ) آن را درمي يابند .... (ملک/7) .
[71] و خداوند در وصفشان فرمايد : « هرگاه امتي در جهنم درآيد همتاي خود را نفرين کند تا آن که تمامي آنان به يکديگر بپيوندند ، پسينيان به پيشينيان گويند پروردگارا ! اينان ما را گمراه کردند پس بر آنان کيفر دوچندان از آتش فرود آور ، خداوند فرمايد براي هر دو گروه کيفر دوچندان خواهد بود و ليکن شما نمي دانيد.» (اعراف/38)
[72] هشدار ! که خداوند درباره ي دشمنان امامان فرمايد : «...هر گروه از آنان که در جهنم انداخته شوند، نگاهبانان آن مي پرسند مگر بر شما ترساننده اي نيامد ؟ پاسخ دهند چرا ! ليکن تکذيب کرده گفتيم خداوند خبري نداده و شمايان نيستيد مگر در گمراهي بزرگ...» و نيز گفتند : «...اگر سخن خدا را مي شنيديم يا انديشه مي کرديم اکنون در ميان اهل آتش نبوديم...». پس اينان به گناه خود اعتراف نمودند، پس دور باد دوزخيان از رحمت خداوند. (ملک/8-11)
[73] هان! ياران امامان در نهان، از پروردگار خويش ترسانند. آمرزش و پاداش بزرگ بر ايشان خواهد بود. (ملک/12)
[74] هان مردمان! چه بسيار راه است ميان شعله هاي آتش و پاداش بزرگ !
[75] هان مردمان! ستيزه جوي ما کسي است که خداوند او را ناستوده و نفرين فرموده و ياران و دوستان ما آنان اند که خداوند ايشان را ستوده و دوست مي دارد.
[76] هان مردمان! همانا من انذارگرم و علي بشارت دهنده ! [77] هان که من بيم دهنده ام و علي رهنماست.
[78] هان که من پيامبرم و علي وصي من است.
[79] هان مردمان! من رسول ام و علي امام و وصي پس از من است و پس از او امامان، فرزندان اويند. آگاه باشيد من والد آنان و ايشان از صلب اويند.
{8}
[80] آگاه باشيد همانا آخرين امام، قائم مهدي از ماست.
هان ! او بر تمامي اديان چيره خواهد بود.
هشدار ! اوست انتقام گيرنده ي از ستمکاران.
هشدار ! اوست فتح کننده ي دژها و منهدم کننده ي آن ها !
هشدار ! اوست چيره بر تمامي قبايل مشرکان و رهنماي آنان.
[81] هشدار ! اوست خون خواه تمامي اولياي خدا.
هان ! همانا او ياور دين خداست.
[82] هان ! او از دريايي ژرف پيمانه هايي افزون گيرد.
هشدار ! او به هر ارزشمندي به اندازه ي ارزش او و به هر نادان و بي ارزشي به اندازه ي ناداني اش نيکي کند.
هان ! او نيکو و برگزيده ي خداست.
هشدار ! اوست ميراث دار دانش ها و احاطه دار بر ادراک ها.

[83] هان ! او از پروردگارش خبر دهد و نشانه هاي او را برپا کند و استحکام بخشد .
هشدار ! اوست باليده و استوار.
آگاه باشيد ! هم اوست که اختيار امور جهانيان به او سپرده شده است.
[84] هان ! پيشينيان از قرن ها ظهور او را پيشگويي کرده اند.
[85] هشدار ! اوست حجت پايدار و پس از او حجتي نخواهد بود. (اين تعبير به عنوان حجت، امامت و مسئوليت است و نظري به رجعت ديگر امامان ندارد. زيرا آنان حجت هاي پيشين اند که دوباره رجعت خواهند کرد.) راستي و درستي و روشنايي جز با او نيست.
[86] هان ! کسي بر او پيروز نخواهد شد و ستيزنده او ياري نخواهد گشت.
هشدار ! او ولي خدا در زمين، داور او در ميان مردم و امانت دار امور آشکار و نهان است.
{9}
[87] هان مردمان ! من پيام خدا را برايتان آشکار کرده، تفهيم نموده ام و اين علي است که پس از من شما را آگاه مي کند.
[88] اينک شما را مي خوانم که پس از پايان خطبه براي انجام بيعت با او و اقرار به امامتش، با من و سپس با او دست دهيد.
[89] هشدار ! من با خداوند بيعت کرده ام و علي با من پيمان بسته است و اکنون از سوي خداي عزوجل بر امامت او از شمايان پيمان مي گيرم. ( اي پيامبر ! ) آنان که با تو بيعت کنند، هر آينه با خدا بيعت کرده اند. دست خدا بر فراز دستان آنان است و آن کس که بيعت شکندبه زيان خود شکسته و خداوند آن را که بر پيمان الهي وفادار باشد پاداش بزرگي خواهد داد.
{10}
[90] هان مردمان ! همانا حج و عمره از شعائر و آداب خدايي است. پس زائران خانه خدا و عمره کنندگان بر صفا و مروه بسيار طواف کنند و آن کس که در انجام کار خير فرمان برداري کند، پس حتما خداوند سپاس گزارِ داناست.(بقره/158)
[91] هان مردمان ! در خانه ي خدا حج به جاي آوريد، هيچ خانداني داخل آن نشد مگر بي نياز شد و مژده گرفت و آنکه روي از آن برتافت بي بهره و نيازمند گشت.
[92] هان مردمان ! مومني در موقف ( عرفات، مشعر، منا ) نماند مگر اينکه خداوند گناهان گذشته ي او را آمرزيد. پس بايسته است که پس از پايان اعمال حج ( با پاکي ) کار خود را از سر گيرد.
[93] هان مردمان ! حاجيان، از سوي خداوند کمک شده و هزينه هاي سفرشان جايگزين خواهد شد و البته خداوند پاداش نيکوکاران را تباه نخواهد فرمود. هان مردمان ! خانه ي خدا را با دين کامل و ژرفايي دانش ديدار کنيد و از زيارت گاه ها جز با توبه و بازايستادن ( از گناهان ) بر نگرديد.
[94] هان مردمان ! نماز را به پا داريد و زکات پردازيد همان سان که خداوند عزّوجلّ امر فرموده است. پس اگر زمان بر شما دراز شد و کوتاهي کرديد و يا از ياد برديد علي صاحب اختيار و تبيين کننده ي بر شماست. همو که خداوند عزّوجلّ پس از من او را امانت دار خويش در ميان آفريدگان نهاده است. او از من و من از اويم. همانا او و جانشينانش از فرزندان من به پرسش هايتان پاسخ داده ، آنچه را نمي دانيد به شما مي آموزند.
[95] هان ! روا و ناروا بيش از آن است که آن ها را شمارش کرده يکباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از اين روي مامورم که از شما پيمان بگيرم که دست در دست من نهيد در پذيرش آن چه از سوي خداوند درباره «علي اميرمومنان» آورده ام و درباره اوصياي پس از او که از من و اويند. اين امامت در ميان آنان پايدار است و فرجام آنان « مهدي » است و استواري پيشوايي تا روزي است که او با خداوند قدر و قضا ديدار کند (قيامت) .
[96]هان مردمان ! شمايان را به هر روا و ناروا ( حلال و حرام ) رهنمايي کردم و از آن بر نمي گردم. هان ! آنها را ياد آوريد و نگه داريدو يکديگر را به آن توصيه کنيد و احکام خدا را دگرگون نسازيد. هشدار ! دوباره ياد مي آورم: هان ! نماز به پا داريد و زکات بپردازيد و به معروف فرمان دهيد و از منکر باز داريد.
[97] هشدار ! برترين بخش امر به معروف اين است که به گفته ي من – درباره امامت و ولايت علي و فرزندان او – برسيد و سخنم را به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه کنيد و آنان را از ناسازگاري با من باز داريد که اين سخنان ، فرمان خدا و من است. هان ! هيچ امر به معروف و نهي از منکري جز با امام معصوم تحقق و کمال نمي يابد.
[98] هان مردمان! قرآن بر شما روشن مي کند که امامان پس از علي فرزندان اويند و من به شما معرفي کردم که آنان از او و از من اند چرا که خداوند در کتاب خود مي گويد : « امامت را فرماني پايدار در نسل او قرارداد...» (زخرف/28) و من نيز گفته ام مادام که به آن دو – قرآن و امامان – تمسک کنيد گمراه نخواهيد شد.
[99] هان مردمان! پرهيزکاري! پرهيزکاري! از سختي رستخيز به پرهيزيد آن سان که خداوند عزوجل فرموده : « البته زمين لرزه ي رستاخيز حادثه اي بزرگ است ...» (حج/1)
[100] ياد آوريد مرگ و قيامت را ، حساب و ترازوهاي ( اعمال) را ، محاسبه ي در برابر پروردگار جهانيان و پاداش و کيفر را . پس آن که نيکي کرد پاداش گيرد و آن که بدي کرد بهره اي از بهشت نخواهد برد.
{11}
[101] هان مردمان ! شمار شما بيش از آن است که در يک زمان با يک دست با من بيعت کنيد . از اين روي خداي عزّوجلّ دستور فرموده که از شما اقرار زباني گيرم و پيمان سرپرستي علي« امير المؤمنين » را محکم کنم و نيز بر امامان پس از او که از نسل من و اويند چرا که گفتم که فرزندانم از نسل اويند.
[102] پس همگان بگوييد :« البته که سخنان تو را شنيده پيروي مي کنيم و از آن خوشنود و بر آن گردن گذار ، و بر آن چه از سوي پروردگارمان و پروردگار تو در امامت اماممان علي« امير المؤمنين » و ديگر امامان – ازصلب او – به ما ابلاغ کردي ، با تو پيمان مي بنديم ، پيماني با دل ، با جان با زبان و با دستانمان ، با اين پيمان زنده ايم و با آن خواهيم مرد و با اين اعتقاد برانگيخته مي شويم و هرگز آن را دگرگون نکرده شک و انکار نخواهيم داشت و هرگز از عهد خود برنگشته پيمان نشکنيم.
(اي رسول خدا) ما را به فرمان خدا پند دادي ، درباره علي امير مومنان و امامان پس از او ، فرزندانت از نسل او ، حسن و حسين و پيشوايان بعد از آن دو ، که خداوند بر پايشان کرده . اينک براي آنان عهد و پيمان از ما گرفته شد از دل ها ، جان ها، زبان ها و درون ها و از دستانمان ، هرکس توانست با دست و گرنه با زبان بيعت نمود ديگر پيمان نخواهيم شکست و خداوند دگرگوني از ما نبيند و از اين پس فرمان تو را به نزديک و دور از فرزندان و خويشان خواهيم رساند و خداوند را بر آن گواه گرفته او بر گواهي کافي است و تو نيز بر ما گواه باش .
[103] هان ! مردمان ! اکنون چه مي گوييد ؟
البته خداوند هر صدايي را مي شنود و بر اسرار دلها آگاه است (هرآن کس که هدايت پذيرد به خير خويش پذيرفته و آن که گمراه شد به زيان خود رفته..) (زمر/41). و آن کس که بيعت کند حتماً با خداوند پيمان بسته « دست خدا بالاي دستان آن هاست ...» (فتح/10)
[104] هان مردمان آنک با خداوند بيعت کنيد و با من پيمان ببنديد و با علي امير مؤمنان و حسن و حسين و با امامان از نسل آنان که پس از آنان خواهند بود اماماني که فرماني پايدار در دنيا و آخرت اند.
خداوند مکّاران را تباه مي کند و به باوفايان مهر مي ورزد « هرکس پيمان شکند البته به زيان خود گام نهاده و آن که بر عهدش پا برجا ماند بزودي خدا او را پاداش بزرگي خواهد داد...» (فتح/10).
[105] هان مردمان ! بگوييد هر آن چه به شما گفتم ! و به علي با لقب« امير المؤمنين » سلام کنيد و اکنون بگوييد :« شنيديم و فرمان مي بريم پروردگارا ، آمرزشت خواهيم و به سوي توست بازگشت » (بخشي از آيه 285 بقره) و بگوييد : « تمام ستايش و سپاس خدايي راست که ما را به اين را هدايت فرمود و گرنه راه نمي يافتيم و البته فرستادگان پروردگارمان به درستي آمده اند...» ( اعراف/43 )
[106] هان مردمان ، برتري هاي علي بن ابيطالب نزد خداوند عزّوجلّ – که در قرآن نازل فرموده – بيش از آن است که من يکباره برشمارم ، پس هرکس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت ، او را باور کنيد.
[107] هان مردمان ! (احزاب/71) فرمان بردار از خدا و فرستاده ي او و از علي و امامان که نام بردم به رستگاري بزرگ دست يافته است .
[108] هان مردمان ، سبقت جويان به بيعت و پيمان و سرپرستي او و سلام کنندگان بر او با لقب« امير المؤمنين » رستگارانند و در بهشت هاي پر بهره خواهند بود .
[109] هان مردمان ! آنچه خدا را خوشنود مي کند بگوييد ، و اگر شما و تمامي زمينيان کفران ورزند خدا را زياني نخواهد رسيد.
[110] خداوندا بيامرز ايمان آورندگان به آن چه ادا کرده و فرمان دادم ، و بر انکارکنند گان کافر خشم گير و الحمدلله رب العالمين
165 | مجيد م علي " اشنا " | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٠٤ بهمن ١٣٨٨ |
با سلام تکذيب غدير " خم " کمر مسلمين را شکست وحدت وبرادري انها را به بغض عداوت مبدل ساخت وجلوي فتح وپيروزي هاي روزانه انها را گرفت وبه جنگ خونريزي در ميان خود مبدل ساخت . حالا درست شد . يعني 100 % و چون 100% قسمت 100 را دوبار تكرار ميكنم تا انانكه واقعه غدير " خم " را تكذيب ميكنند بدانند چه در انتظارشان است : [100] ياد آوريد مرگ و قيامت را ، حساب و ترازوهاي ( اعمال) را ، محاسبه ي در برابر پروردگار جهانيان و پاداش و کيفر را . پس آن که نيکي کرد پاداش گيرد و آن که بدي کرد بهره اي از بهشت نخواهد برد. يا علي
166 | ناشناس | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٠٤ بهمن ١٣٨٨ |
کذب غدير کمر مسلمين را شکست وحدت وبرادري انها را به بغض عداوت مبدل ساخت وجلوي فتح وپيروزي هاي روزانه انها را گرفت وبه جنگ خونريزي در ميان خود مبدل ساخت

پاسخ:
با سلام
جناب اكبري
1- فرموده‌ايد «كذب غدير»‌! با اين جمله خويش تمامي علماي اهل سنت كه اين روايت را در كتب خويش نقل كرده و تصحيح كرده‌اند ، دروغگو كرديد !:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=120
2- خيانت به ماجراي غدير بود كه سبب ايجاد خونريزي در ميان مسلمانان شد ! بهتر است در آدرس فوق ، نظر علماي اهل سنت را راجع به بيعت خليفه دوم در غدير خم ببينيد !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
167 | مالك اشتر | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٥ بهمن ١٣٨٨ |
بسم الله مــالك المـــلك...!!!!! جناب بهنام كمي معني حرفي كه به دهان نجست مياري رو بفهم....!! توي نا مومن اصلا ميداني حضرت مالك اشتر نخعي(رضي الله عنه) كست كه چنين بدون لجام ياوه گويي ميكني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا لعنتت كنه. مالک اشتر (رضي الله عنه) از زبان پيامبرہ(صلي الله و عليه و آله و سلم): نقل است که از او نزد پيغمبر، ذکري شد. آن حضرت فرمود: او حقيقتا مؤمن است. همچنين پيغمبر در مسير خود در تبعيدگاه ابوذر، به هنگام تجهيز و دفن ابوذر فرمود: يکي از شما در بياباني مي ميرد و گروهي از مؤمنان بر او حاضر مي شوند. از اين رو پيغمبر بر ايمان او گواهي داد. مگر نميگين مولانا امير المومنين. آيينه ي حق اليقين. علي ابن ابي طالب(ع) عادل بود و چنين بود و خليفه ي چهارم شما بود؟! فرمايش اميرالمؤمنين علي عليه السلام درباره مالک اشتر نخعي(رضي الله عنه): علي عليه السلام فرمود: مالک براي من چنان بود که من براي رسول خدا صلي الله عليه و آله بودم و به اصحاب خود فرمود: اي کاش در ميان شما دو نفر مثل او و بلکه يکنفر مثل او داشتم. و نيز فرمود: او مردي بود که براي ما خيرانديش و خيرخواه و براي دشمن ما تند و سرکش بود. ما از او خرسنديم و خدا از او خرسند باشد و بر پاداش او بيفزايد. و وقتي خبر شهادت مالک به حضرت علي رسيد، آنقدر اندوهناک و محزون و متأسف شد و بر منبر رفت و خطبه اي خواند و بعد از منبر به خانه رفت و بزرگان نخع به خدمت آن حضرت براي تسليت آمدند و آن حضرت متأسف بود و فرمود: خدا مالک را بيامرزد. به خدا قسم مرگ تو جهاني را محزون و غمگين و جهاني را خوشحال کرد. بر تو باد گريه کنان بگريند و آيا مانند مالک وجود دارد؟ و باز فرمود: چه بگويم در مورد مردي که حياتش اهل شام را درهم شکست و مرگش اهل عراق را نابود کرده است. خدا لعنتت كند كه چنين وقيحانه با اوليا الله توهين ميكني. خدا تو و آن خالد ابن وليد(لعنت الله. لعنت الله لعنت الله. لعنت الله. لعنت الله.لعنت الله. لعنت الله. لعنت الله. لعنت الله. لعنت الله. ) را با هم محشور كند. نميداني جنايات معشوقه هاي شما با دل ما شيعيان چه كرده است.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو خالد((لعنت الله عليه)).) را با حضرت مالك اشتر نخعي(رضي الله عنه) سردار اسلام. سيف الاسلام.مقايسه ميكني؟ خدا تورا با خالد(لعنت الله عليه) و آن دومي كه از آوردن نامش هم ننگ دارم محشور كنه. يا جبار و يا متكبر. يا الله...
168 | علي عليگو | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٠٦ بهمن ١٣٨٨ |
باعرض سلام خدمت مادرشهيدان ايران دو سوال داشتم چرا افرادي که با ولايت اميرمومنان مشکل دارند داراي جشماي چب هستند؟
169 | علي اكبر ايوري | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٨ بهمن ١٣٨٨ |
عمر اگر واقعا مسلمان بود نمي امد به پيامبر هنگام فوت آن حضرت بگويد اين مرد دارد هزيان مي گويد اگر خيلي به اهل بيت احترام مي گذاشت فدك رو به حضرت زهرا بر مي گردوند اگر ايرانيان رو عمر مسلمان كرد پس چرا اكثر ايرانيان شيعه اند خدا در قران گفته كه عهد او‌‍(خلافت)به ظالمان نمي رسد عمر قبل از اسلام بت پرست بود بت يعني اين كه او به خودش و خدا ظلم كرد.اون قدر درباره علي است كه اصلا نيازي به توضيح ندارد. فردا قيامت همه چيز مشخص خواهد شد
170 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٣ بهمن ١٣٨٨ |
سلام. من يك شيعه هستم كه سعي كرده ام دين و مرام خودمو با تحقيق بدست بيارم نه بخاطر تبعيت از دين پدر و مادرم. قرآن هم دين آبا و اجدادي بدون تحقيقو نميپسنده. به برادران شيعه عرض ميكنم: قرآن ما رو از فحش دادن نهي فرموده. به برادران سني هم عرض ميكنم: اگر چه سخته كه كسي اعتراف كنه كه من و پدران و مادرانم تا بحال اشتباه كرده ايم ولي غير ممكن نيست. باور كنيد كه حضرات خلفا اشتباهات غير قابل توجيهي دارند. مثلا اين كه حضرت خليفه دوم به پيامبر اكرم(ص) نسبت هذيان و پرت و پلا گويي دادن چطوري توجيه ميشه؟!!! لطفا نگيد كه اين ساختگيه چون در كتب معتبر فريقين ذكر شده و با يك سرچ ساده آمارش بدست مياد.(خدا رو شاهد ميگيرم كه من خودم اين كارو كردم). يادمون نره كه خدا در باره پيامبر به ما چه توصيه هايي فرموده. مثلا مراجعه كنيد به آيات اول سوره نجم و دهها آيه ديگه والسلام

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در مورد سب و لعن در قرآن و روايات معتبر ، مقاله مفصلي در ادرس ذيل موجود است ؛ بهتر است بعد از مطالعه آن در مورد سخن خداوند در مورد لعن ، دوباره نظر دهيد !
http://valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=154
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
171 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٥ بهمن ١٣٨٨ |
سلام مجدد
من گفتم قرآن سب و فحش رو نميپسنده نه لعن رو. و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم....
در روايات هم اومده که لا تکونوا سبابين....(قريب به اين مضمون)
ولي در مورد لعن که يکي از مظاهر تبري از دشمنان خداست که کسي اختلافي نداره.
به هر حال براي بحث علمي و منطقي خوبه که به مباني اعتقادي اسلامي و تواريخ صحيح استناد بشه تا دلهاي پاک رو جذب خودش کنه.
فحش دادن خلاف نص آيه فوق الذکره. و همچنين خلاف ادب. و هيچ مشکليو حل نميکنه
در ضمن به اون آقايي که نسبت به جناب مالک اشتر رحمه الله بد و بيراه گفته بود بايد بگم يه خورده فکر کن ببين چکار کردي که در کنار معاويه و عمرو عاص قرار گرفتي. جناب معاويه احوالاتش خيلي روشن تر از اونه که نياز به بيان داشته باشه!!!!!!

172 | خراساني | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ بهمن ١٣٨٨ |
سلام بر دوستان گرامي، من به عنوان يک فرد بي طرف که در طول اين يکسال شاهد بحث‌هاي علمي دوستان بودم (بدون شرکت کردن خودم در بحث) اکنون اجازه ميخام که نظرم رو نسبت به نتيجه‌اي که در ذهنم ترسيم شد ابراز کنم: از نظر بنده چه دوستان شيعه و چه دوستان اهل سنت نظرات جالبي رو بيان کردن ولي با مرور نظرات به نظر ميرسه نظرات دوستان در موسسه (واحدپاسخگويي به شبهات) هم از جهت ادب و هم از جهت علمي بر ساير ديدگاه ها برتري داره من به حمدالله تاحدود زيادي قانع شدم فقط يک سوال کوچيک برام باقي مونده که چرا اگر آيه تطهير در مورد فقط 5 نفر نازل شده و زنان پيامبر رو شامل نميشه پس چرا ازوسط آيه اي شروع ميشه که مربوط به زنان پيامبره؟ و سوال دومم اينه که اگر تو اين آيه منظور از اهل بيت زنان پيامبر نيستن پس چرا تو آيه73 سوره هود از همسر يکي از پيامبران الهي به اهل بيت او تعبير شده است؟ اگر بشه ممنون ميشم هم از ديدگاه حديث و هم از خود قرآن برام دليل بياريين . آيا ميشه بدون استفاده از احاديث ام المومنين عايشه و ام سلمه و ساير احاديث، از خود قرآن و از نظر لغوي اثبات کرد که مراد از اهل بيت در آيه 33 احزاب با 73سوره هود متفاوته ؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
ما به هر دو سؤال شما پاسخ داده‌ايم ، لطفا به آدرس‌هاي ذيل مراجعه فرماييد :

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=149

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=768

موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
173 | حميد 61 | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٣ بهمن ١٣٨٨ |
من نميدونم چرا انقدر اين جماعت احمقند که غدير خم رو قبول دارن بعد ولايت امير المومنين رو قبول ندارن ميدونن حضرت زهرا دختر رسول الله هست از کار اون ؟؟؟ دفاع ميکنن مگه پيامبر تو روز غدير نگفت هر که من مولاي اويم علي مولاي اوست خب اين سه تا چي ميخواستن جز اين بود که دنبال قدرت بوذن ؟و اين جماعت چقدر احمق هستند که با همه اين تفاسير باز از اونا حمايت ميکنن يا علي مدد التماس دعا
174 | (((ا))) | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٣٠ بهمن ١٣٨٨ |
با سلام من از شما 15 سوال داشتم كه جواب هيچكدام را ندادي من به شما حق ميدهم چونكه جواب نداري كه به من بدهيد و اگر نه فورا جوابم را ميدادي فقط من ميخواهم جواب اقاي حميد را بدهم كه اقاي حميد اگر پيامبر گفته هركرا من مولاي اويم علي مولاي اوست مولا به زبان عربي معني دوست ميشود يعني هر كرا من دوستش هستم علي نيز دوست اوست که هيچ ربطي به خلافت ندارد به نظر من احمق کسي است که ايه واضح و روشن قران را در باره خلافت به فراموشي بسپارد و درباره ايه و روايات بي ربط براي اثبات خلافت علي ع بگردد خداوند در سوره نور واضح وروشن ميفرمايد که (وعد الله اللذين امنوا منکم وعملوا الصلحت ليستخلفنهم في الارض...............) وعده داده است خداوند انانرا که ايمان اوردند ازشما (اصحاب رسول الله)وعملهاي شايسته کردند البته خليفه سازد ايشانرا در زمين چنانکه خليفه ساخته بود انانرا که پيش از ايشان بودند اين ايه که مانند روز روشن بيان خلافت را دارد شيعه او را به فراموشي سپرده است واياتي که هيچ ربطي به خلافت ندارند براي خلافت علي دليل مي اورند مانند اين ايه خداوند ميفر مايد( يا ايها الذين امنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منکم )يعني اي کساني که ايمان اورده ايد اطاعت کنيد از خدا ورسولش وکساني که ولي امر شما ميشوند ايه چنين ميگويد هرکه ولي امر تو شد از او اطاعت ببر تا زماني که او تو را به اطاعت خدا ورسولش فرا ميخواند ايه نمي گويد کسي را ولي امر وخليفه خود قرار بده الا ن شما افراد حق طلب خود قضاوت کنيد که احمق چه کسي است کسي که اياتي را که در باره خلافت صحبت ميکنند به فراموشي بسپارد واياتي که هيچ ربطي به خلافت ندارند دليل بر خلافت علي ع بياورد. برادران شيعه تا کي ميخواهيد در وهم وخيال باشيد وخود وديگران را سر در گم کني چه ميشود که قران را که انچنان که نازل شده است بپذيريد طبق خواسته خود انرا تفسير نکنيد والسلام لمن اتبع الهدي

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- نظر شما جواب داده شده و در شماره چهار ادرس ذيل موجود است :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=8435

بهتر است كمي بيشتر دقت كنيد !

2- معناي مولا همانطور كه علماي اهل سنت اقرار كرده‌اند در حديث غدير ، سرپرستي است !
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=130
البته اگر دوستي نيز باشد ، كساني كه از دوستي علي سرپيچي كردند به نظر شما چه حكمي دارند ؟ معاويه و عائشه و طلحه و زبير با علي دوست بودند يا جنگيدند ؟
3- آيه سوره نورد ، مربوط به گروه خاصي از صحابه است و نه همه آنان «الذين امنوا منکم وعملوا الصلحت» يعني دو شرط ايمان و عمل صالح ! اما خلفاي شما طبق روايت صحيح مسلم ، به نظر اميرمومنان چندين نشانه خروج از ايمان داشته‌اند !
3- فرموده‌ايد «اياتي که هيچ ربطي به خلافت ندارند براي خلافت علي دليل مي اورند»!
آيا ايه «انما وليكم الله» هيچ ربطي به خلافت ندارد ؟! ساير آيات را نديده‌ايد و اين آيه را اشكال كرده‌ايد كه دلالت آن نيز واضح است !
4- فرموده‌ايد «ايه چنين ميگويد هرکه ولي امر تو شد از او اطاعت ببر تا زماني که او تو را به اطاعت خدا ورسولش فرا ميخواند»!
آيه چنين نمي‌گويد ! آيه مي‌گويد هركس كه ولي امر تو شد از او اطاعت ببر ! و تا زماني كه ندارد ! البته ما ولي شدن را به امر الهي مي‌دانيم و شما به گرفتن قدرت به هر نحوي كه بود ! و بايد از او اطاعت كنيد ، حتي اگر يزيد بود !
5- فرموده‌ايد « ايه نمي گويد کسي را ولي امر وخليفه خود قرار بده»!
آيا ما چنين ادعايي كرده‌ايم ؟!
گروه پاسخ به شبهات

175 | حسين علي نژاد | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٧ اسفند ١٣٨٨ |
باسلام چند جمله حرف حق قضاوت باخودتان لعلکم تعقلون لعلکم تتفکرون چرابعضي ازما مسلمانان اين همه ازلعن بر قاتلان دخترپيغمبرمان صلي الله عليه واله وسلم گريزانيم به تاريخ رجوع کنيم اگرواقعا کسي دختر وپاره تن پيغمبرمان راازارداده ودرحق انهاظلم کرده خوب ماهم به تبعيت ازخداي عادل ظالمين اهل بيت پيغمبرمان رالعن کنيم مگرخداوندنمي فرمايد: ان الذين يوذون الله ورسوله لعنهم الله في الدنياوالاخره واعدلهم عذابا مهينا لعنه الله علي الظالمين44 ايه اعراف الالعنه الله علي الظالمين ايه 18 تازه مابخواهيم يانخواهيم انهاموردلعن خداوندهستند ماکه نبايدبه خاطرتعصب ولجاجتمان بياييم هرکسي رابر دختر واهل بيت پيغمبرمان ترجيح بدهيم کتب معتبراهل سنت الي ماشا ءالله زياداست مانندصحاح سته رجوع کنيم اگرظالمي درحق اهل بيت پيدا کرديم چه محبوبمان باشندان وچه مغضوبمان سخن خداوپيغمبرمان برايمان مهمتره ياتعصب بي جايمان؟ ايااگردرکتب معتبراهل سنت حديث ياسخني دال برآزار پيغمبرمان ، علي (ع)،فاطمه ،حسن وحسين عليهم السلام پيداکرديم علما ء به اين بزرگي مرض نداشتندکه مثلا خليفه محبوبشان راظالم ياغاصب معرفي کنندوبدون دليل به انها جسارت کنند. حتي اعتراف به اين ظلم وغصب ازطرف علماء اهل سنت اگردرحداحتمال هم باشدمهم است وقابل تحقيق چون کسي که به اهل بيت پيغمبرظلم کندياانهارابترساندنه تنها شايستگي خلافت رانداردکه به حکم خداوندمستحق لعنت است.براي ظالمين وغاصبيني که علماءبزرگ ومورخين اهل سنت انها رامعرفي کردنددنبال توجيهات بارده هم نگرديم هدف مايافتن راه درست است نه نژادپرستي ظلم ظلم است چه باعلم چه باجهل . برادران کشتن فرزند پيغمبر ياظلم به فاطمه زهراياکشتن صحابي پيغمبروزنا کردن با همسراوراماننديک ليوان اب ندانيم که بگوييم خوب اجتهادبه خطا بوده ميخواسته اب رابه سه نوبت بنوشد به يک نوبت نوشيده اشتباه کرده ايااگريکي ازمفتيان اهل سنت ياقضاتشان چه سني وچه وهابي حکمي برخلاف حکم واقعي صادرکندوحکم به قتل يکي ازفرزندان اهل سنت بدهدونعوذبالله با زن اين شخص هم زناکندايا به همين اساني ازخطاي اودرميگذرند اياعقل اين رامي پذيردچه نعمتي ازعقل بزرگتر عقل ميگويد توکه يقين نداري وقطع نداري دست به اين کاربزرگ نزن وفتوي نده اياهرگناه بزرگي راکه مرتکب شويم ودرحق مردم ظلم کنيم خدابه بهانه خطاي دراجتهادازحق مردم ميگذرد بياييم ناموس مردم رابرخودمان حلال کنيم فرزندان مردم رابکشيم حق انهاراغصب کنيم مگرما فرعونيم يا پيرو فرعون يذبحون ابناءهم ويستحيون نسائهم ايا اگرکسي اين کارها رانسبت به برادران اهل سنت انجام دهدازحقشان درميگذرند واين يک نوع هرج مرج وقتل وغارت به بارنمي اورد درهرزماني چه عصرپيغمبرمان چه عصرخودمان يانه مرگ حق است ولي براي همسايه . برادران چه شيعه وچه سني خوب دقت کنيد اگرکسي ازاديان ديگرخواسته باشددرمورداسلام تحقيق کند وبه همين حوادث بعدازپيغمبر برسدکه فرزند پيغمبرشان راسربريدند ياسريکي ازصحابه پيغمبررابريدند وبازن اوزنا کردند ثواب هم کردندچه حالي به اودست ميدهد اياازاين دين متنفرنميشود اياازاين فکر اسلام اوردنش توبه نميکند ؟ايا باخود نميگويد نه برهمين دين خودم مي مانم بهترازاين دين اسلام است که هربلايي را به سرانسان وناموسش دربياورند تازه به بهشت هم بروندايا نمي گويد علماء مابهترهستندکه بهشت رابه ماميفروشند اما حاکم يانماينده حاکم بعد ازپيغمبرناموسشان راگرفتند وسرخودشان رازيرديگ غذاانداختندبرادرا ن خواننده من ازشماسوال ميکنم مگردين اسلا م بافطرت انسان سازگاري ندارد اگرشما يا بنده درابتداء اسلام ميبوديم واين بلا راميخواستند به سرما بياورند واين حکم وراي رادرباره ماصادرميکردند ازاسلام برنميگشتيم؟؟؟؟ حاکم هم زنا کندهم به بهشت برود ايا ازاين اسلام برنميگشتيم اصلا فکرش رابکنيد نعوذ بالله زبانم لال اگراين عقيده که توجيهي براي هواوهوس رانان است هم خطا هم ثواب، هم دريک شب قتل وخوابيدن باناموس مردم براي يکي ازشمابرادران مسلمان اتفاق بيفتد واقعا مي پذيريد؟؟؟؟؟ برادران من چه شيعه وچه سني حتما نظربدهيدوبنويسيدکه اينگونه اسلام راکه بيان شدواقعاميپذيريد؟ صرف اينکه صحابه باشد ؟ اياهمان گونه که درهمه اعصارافرادمنافقي وجوددارند تا واردآن حکومت بشوندامااعتقادي به ان حکومت نداشته باشند وتنها به قصدسوء استفاده واردبشوند دران زمان کم بودند ياچرانباشند؟؟؟؟ ياميخواهيم منکرايات الهي بشويم (وممن حولکم من الاعراب منافقون ومن اهل المدينه مردوا علي النفاق لاتعلمهم نحن نعلمهم مگرنه اين که دردين اسلام به هيچ کس ظلم نميشودمگرنه اينکه کسي که غيرت ندارددين ندارد اياپذيرفتن اين گونه خرافات وتن دادن به اينگونه اجتهادها که صحابه هرکاري که خواسته باشند ميتوانندانجام دهند وبازهم ثواب ميکنند حالا اين صحابه هرگونه ادم شهوت پرست ،دنياطلب ،رياست طلب ،جاهل ،کم عقل وکم خردوکم علم ميتوانددرپناه پرچم اسلام باشدواين راخط قرمزي بدانيم چون صحابه پيغمبراست حق اعتراض يالعن وطعن رانداشته باشيم .اگرفرض کنيم که همان خالدبن وليد همين الان وجوددارد ديوارفرض بلنداست واين جسارتهارابه وهابيت روابداردناموسشان رابه ستم طلاق بده وبااوهمبستربشودبازهم مي پذيرند ؟غيرت کجارفته انسانيت کجارفته مردانگي کجارفته ؟؟؟؟؟ بگذريم سخن به درازا کشيد واما اگردرکتب اهل سنت اين ظالمان وغاصبان اصلا معرفي نشده باشند خوب ان راکه حساب پاک است ازمحاسبه چه باک است ازلعن برقاتلان وظالمان وغاصبان اهل بيت هراس نداشته باشند لذابرادران من چه شيعه وچه سني موقعي که کسي قاتلان انبيا اوصياء اهل بيت وفرزندان پيامبررابا تبعيت ازخداوند لعن ميکندهمه مان هم صدا بگوئيم امين يارب العالمين اگرچه ان قاتل کلمه اشهدان لا اله الاالله وان محمدا رسول الله رابرزبا جاري کرده باشد تعقل وتفکرداشته باشيم وازنفاق اينگونه افرادباکي نداشته باشيم چه بسا جزو اطرافيان پيغمبر(ص) باشند :((وممن حولکم من الاعراب منافقون ومن اهل المدينه مردوا علي النفاق لاتعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتين ثم يردون الي عذاب عظيم ايه 101 سوره توبه ) خيال ميکنيد اين اطرافيا پيامبرکافربودند وخداوند انهاراجزو اطرافيان پيغمبر مي داندنه منافق دونقش بازي ميکند به ظاهرمسلمان .خود پيغمبرواهل بيت براي ما مهمترندوهمه باهم الالعنه الله علي الظالمين وصلي الله علي محمدواله وسلم والسلام عليکم ورحمه الله وبرکاته موفق باشيد
176 | طالب حق | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٠٨ اسفند ١٣٨٨ |
باسلام من جواب اين احمق حسين علي نژاد را فقط از قران ميدادم كه كلام رب العالمين است ولي افسوس ميدانم كه نوشتهايم را مديران اين سايت نشان نمي دهند زيرا كه جواب ندارند با وجوديكه نوشتهايم توهين به هيچ كس نيست فقط حرف حق است از كلام رب العالمين چندين بار جواب احمقان را دادم وخودم را خسته كردم بدون از فايده والله المستعان فقط اينقدر مي خواهم بگويم كه اين همه لعن برخود شما برميگردد قاتل حقيقي خاندان پيامبرخدا خود شما هستي که بيش از 150 نامه براي سيدنا حسين رضي الله عنه نوشتي که بيا به عراق ما به جان دل ازشما حمايت مي کنيم وبا شما بيعت ميکنيم واگر نيايي جواب الهي را چه خواهي داد وقتي او را به صحراي کربلا کشانديد واو را بدست سربازان پليد يزيد ستمگر سپرديد از شما بزدلان ترسو کسي به حمايتش نه امد و او را در دشت کربلا بي يار و مددگار گذاشتي کربلا اين خاک شوم حقبر و پست که بر خود اجازه داد که برخاندان رسول الله چنيين مصيبتي بر روي او بياييد به خوشحالي اين مصيبت بزرگ اين خاک را ميبوسيد واين خاک راسجده ميکنييد اگر فرزندت ماشيني بخرد وبه ان ماشين فرزندت تصادف کند وکشته شود ديگر ان ماشين را ميبوسيد يا مي خواهي ان ماشين را اتش بزني اگر در مکاني زن وفرزندت ترور شوند ايا خاک ان مکان را ميبوسي وسجده ميکني يا که ميخواهي هرگز چشمت به ان مکان نه افتد ولي شما شاد خوشحال شديد که خون حسين در اين مکان مبارک ريخته شده است خون حسين سيدالشهدا رضي الله عنه مبارک است نه اين مکان شوم وپست وحقير که بر روي ان برحسين رضي الله عنه چنيين مصيبت بزرگ امد مگر خون حسين رضي الله عنه در انجا چند روز باقي ماند که تا به امروز ان خاک را ميبوسيد وسجده ميکنيد چنيين تهمتهاي ناروايي را برمادرت مي زدي هزار بار بهتر بود که بر همسران پيامبر بزني زيرا شخصيت مرد ايينه شخصيت زن است وشخصيت زن ايينه شخصيت مرداست که خداوند مي فرمايد الخبيثت للخبيثيين والخبيثون للخبيثت والطيبات للطيبون ........ يعني زنان ناپاک براي مردان ناپاک هستند ومردان ناپاک براي زنان ناپاک هستند وزنان پاک براي مردان پاک هستند ومردان پاک براي زنان پاک هستند بحکم اين ايه عايشه وحفصه در کدام گروه هستند محمد رسول الله نيز در همان گروه هست بيچاره ها ميبييني که از قران هيچي نداريد کتابهاي اهلسنت را زير زره بين گرفتييد تا که کوچکترين نقطه ضعفي پيدا کنييد و اقوال اهلسنت را قيچي شده بيان ميکنييد يا اينکه اگر عالمي سني از يک شيعه قولي را نقل ميکند منظور اين نيست که راي عالم نيز همچنان بوده است اگر هم چنيين قولي در يک کتب سني ذکر شده باشد کتب اهلسنت به خيال شما کلام الله مجيد هستند که در انها هيچ قول وحديث ضعيف ديده نميشود اگر واقعا مردهستي از کلام الله دليل بياوريد که در او کوچکترين شک وشبهه اي نيست واگر احيانا ايه اي را مي اوريد که در موضوعي ديگر صحبت ميکند وبراي خود وبه نفع خود تفسير ميکنييد از خداوندمتعال ارزوي هدايت جميع گمراهان را مسئلت دارم

پاسخ:

با سلام

جناب طالب حق !

1- فرموده‌ايد كه ما نظرات را علني نمي‌كنيم ! شما ده نظر براي ما فرستاده‌ايد ، با نام‌هاي «اكبري»‌ ، «ناشناس» « ((((ا))))» وطالب حق ، كه از اين ميان ، هشت نظر علني شده است ، يك نظر با نام اكبري در دست پاسخ است و يك نظر نيز درخواست علني كردن نظر شما بود كه پاسخ آن براي شما ارسال شد !

اگر غير از اينها با نام يا ايميل ديگري وارد شده‌ايد تا نظر زياد كنيد ! بنويسيد تا مشخص شود آيا علني شده است يا خير !

2- فرموده‌ايد «فقط اينقدر مي خواهم بگويم كه اين همه لعن برخود شما برميگردد»!
ا. آيا اين سخن شما از قرآن بود ؟ شما گفته‌ بوديد تنها مي‌خواهيد از قران به ما پاسخ دهيد !
ب. اگر لعن به ما باز مي‌گردد پس چرا شما از لعن جلوگيري مي‌كنيد ، چرا كساني را كه لعن مي‌كنند ، منع مي‌كنيد ، بگذاريد آنها لعنت كنند تا لعنت به خود آنان باز گردد !
ج . به آدرس ذيل مراجعه كنيد تا مشخص شود كه چه كساني از صحابه لعنت كرده‌اند و چه كساني لعنت شده‌اند :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=154
3- فرموده‌ايد « قاتل حقيقي خاندان پيامبرخدا خود شما هستي که بيش از 150 نامه براي سيدنا حسين رضي الله عنه نوشتي که بيا به عراق ما به جان دل ازشما حمايت مي کنيم»!
ا. آيا ما نامه براي امام حسين عليه السلام نوشتيم ؟ دليلي براي اين مطلب داريد ؟ اگر مقصود شما ادعاي محبت و شيعه بودن است ، اهل سنت نيز مي‌گويند ما محبين واقعي و شيعيان حسين بن علي و علي بن ابي طالب هستيم ! همانطور كه شيعه مي‌گويد ! از طرف مقابل ، ياوران حسين بن علي عليه السلام نيز ادعاي محبت و شيعه بودن داشتند ؛ حال بايد مشخص شود ادعاي كداميك از دو طرف مانند شيعه و ادعاي طرف ديگر مانند اهل سنت است ! البته سيد الشهداء عليه السلام خود قاتلين را معرفي كرده‌اند! ايشان خطاب به آنان مي‌فرمايند «يا شيعه آل أبي سفيان»! و... براي كامل‌تر شدن اطلاعات خويش مي‌توانيد به آدرس ذيل مراجعه كنيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=5043

4- فرموده‌ايد «به خوشحالي اين مصيبت بزرگ اين خاک را ميبوسيد واين خاک راسجده ميکنييد اگر فرزندت ماشيني بخرد وبه ان ماشين فرزندت تصادف کند وکشته شود ديگر ان ماشين را ميبوسيد يا مي خواهي ان ماشين را اتش بزني اگر در مکاني زن وفرزندت ترور شوند ايا خاک ان مکان را ميبوسي وسجده ميکني يا که ميخواهي هرگز چشمت به ان مکان نه افتد»!
ظاهرا شما از رسول خدا (ص) بيشتر مي‌فهميد كه خاك كربلا را بوييده و بوسيده و بر آن اشك ريخته و صورت بر آن گذاشته است ! بهتر است كمي در اين زمينه به كتب اهل سنت (و نه شيعه) مراجعه كنيد ! تا مشخص شود آيا شما واقعا اهل سنت پيامبريد ، يا در حد امكان از سنت‌هاي آن حضرت دوري مي‌كنيد !
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=86
5- فرموده‌ايد «چنيين تهمتهاي ناروايي را برمادرت مي زدي هزار بار بهتر بود که بر همسران پيامبر بزني زيرا شخصيت مرد ايينه شخصيت زن است وشخصيت زن ايينه شخصيت مرداست که خداوند مي فرمايد الخبيثت للخبيثيين والخبيثون للخبيثت والطيبات للطيبون ........ يعني زنان ناپاک براي مردان ناپاک هستند ومردان ناپاک براي زنان ناپاک هستند وزنان پاک براي مردان پاک هستند ومردان پاک براي زنان پاک هستند بحکم اين ايه عايشه وحفصه در کدام گروه هستند محمد رسول الله نيز در همان گروه هست»!
جواب اين مطلب را در نظري كه با نام «ناشناس» فرستاده بوديد ،‌داديم ! البته شايد شما به خاطر تعدد اسم‌هايتان فراموش كرده‌ايد كه كدام نظر مربوط به شما بوده است ! مي‌توانيد در بخش نظرات مقاله ذيل ، در شماره 68 نظر خويش و پاسخ ما را ببينيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1344
6- فرموده‌ايد «بيچاره ها ميبييني که از قران هيچي نداريد»!
چند پاسخ شما از قرآن بود ؟ تنها اين جواب آخر كه آن هم تفسير به راي آيه و مخالف با اجماع مسلمانان بود را استدلال به قرآن مي‌دانيد ؟!
7- فرموده‌ايد «
کتابهاي اهلسنت را زير ذره بين گرفتييد تا که کوچکترين نقطه ضعفي پيدا کنييد و اقوال اهلسنت را قيچي شده بيان ميکنييد يا اينکه اگر عالمي سني از يک شيعه قولي را نقل ميکند منظور اين نيست که راي عالم نيز همچنان بوده است»!
پس بايد به نظر شما ، بخاري و مسلم و ... از علماي شيعه نقل قول كرده‌ باشند ، چون بسياري از استدلال هاي ما به روايات بخاري و مسلم است ! در ضمن اگر جايي تقطيع سراغ داريد ، بيان كنيد ، تا ديگران نيز آگاه شوند !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

177 | momen abdullah | , مالزی | ١٢:٠٠ - ٠٩ اسفند ١٣٨٨ |
جناب طالب حق
براستي دوري و عناد تو با قرآن به چنان حدي رسيده است که در ابتداي جمله‌ات با انتهاي آن متناقض است!!!:
«... اين احمق...» «...با وجوديكه نوشتهايم توهين به هيچ كس نيست فقط حرف حق است از كلام رب العالمين چندين بار جواب احمقان را داد»

ولي اگر خيلي دلت مي‌خواهد که بداني احمق کيست پس داستان دو تن از سران فرقه‌ات را برايت بازگو مي‌کنم:
*****
نادان آن جاسوسه‌اي بود که اين آيه در مورد او نازل شد:

«وإذ أَسر النّبِي إلى بعضِ أَزواجه حديثا فلما نبات به وأَظهره الله عليه عرف بعضه وأَعرض عن بعض فلما نبأها به قالت من أَنبأَك هذا قال نبأَني العليم الخبِير»

براستي آن زن چقدر بايد نادان باشد که به همسري رحمة براي عالمين جناب خير البشر محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) دربيايد و بعد بر ضد ايشان براي يهود جاسوسي کند.
آيا حماقتي بالاتر از اين در تاريخ موجود است؟؟؟
*****
نادان دوم عبدالله ابن عمر بود آنگاه که با پسر يزيد ملعون بيعت کرد.
براستي آيا او در قتل امام حسين (عليه السلام) شريک نيست؟؟؟

آيا مي‌داني دليل آن نادان براي بيعت با يزيد فاسق چه بود؟
«چون خدا خواسته که او خليفه شود پس اين تقدير خداوند است و ما هم راضي به تقدير خداوند»
اين است دليل جبريون و قدريون. اين است همان دليلي که شيطان براي گمراهي خود آورد.

گرچه از عبدالله ابن عمري که برادرش لوءلوء خردسال را به شهادت رساند حماقتي جز اين انتظار نمي‌رود. هرچه باشد اين دو برادر پسر عمري بودند باعث شهادت سيدة النساء العالمين (سلام الله عليها) بود.

«پسر کو ندارند نشان از پدر»

يا علي
178 | طالب حق | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ١٠ اسفند ١٣٨٨ |
باسلام با تشكر از مدير ومسئولان اين سايت که نوشته هايم را علني کرديد و دو بار گذشته که بقول خود شما که علني نشده وهنوز در دست بررسي است اميدوارم که بزودي علني شود خصوصا ان 15 سوالات که کرده بودم و تشکر از دوست وبرادر عزيز پيرو حق که جواب سوالاتم را از کتاب خداوند متعال داده بودند که مورد قبول شيعه وسني است وبا عرض معذرت از دوست وبرادر عزيزم جناب اقاي حسين علي نژاد ولي بايد بگويم اگر كسي از اهلسنت به امامان وام المومنين خديجه رضي الله عنها ويا به سيدة النساء الجنةفاطمه الزهرا رضي الله عنها توهين كندشما مي توانيد خود را کنترل کنيد وباز هم خونسرد باشيد پس بدانيد که همه امهات المومنيين رضوان الله عليهم اجمعين و خلفاي راشدين رضوان الله عليهم اجمعين و اصحاب رسول الله خصوصا مهاجرين وانصار رضوان الله عليهم نزد ما عزيز ومحترم هستند.وقتي ببينيم کسي به انها توهين ميکند ويا تهمتهاي نارواي را مي زند ما هم کنترل وخونسردي خود را از دست مي دهيم . الحمدلله ما اهل سنت اين امتياز را از شما داريم که ما به کسي از امامان و ازواج مطهرات و دختران پيامبر را توهين نمي کنيم واگر کسي که انها را توهين کند مسلمان نمي دانيم خداوند قران کريم را نازل کرده تا ما راه هدايت را بيابيم هر مسلماني که ميخواهد حقيقت را پيدا کند بايد به قران رجوع کند که قران براي انها بهترين رهنما و دليل است که خداوند مي فرمايد ذلک الکتاب لاريب فيه هدي للمتقين اگر شيعه فقط کتب خود را بخواند هميشه شيعه باقي مي ماند اگر چه مذهب شيعه مذهب باطلي باشد واگر سني فقط کتب سني را بخواند هميشه برمذهب سني باقي مي ماند اگر چه مذهب سني مذهب باطلي باشد کتب خويش را هم بخوانيم وانها را با قران کريم مطابقت کنيم هر انچه با قران مطابق شد ان صحيح است وبر وي عمل کنيم وهر انچه خلاف کتاب خداوند بود او را به ديوار بزنيم .که ان حديث و روايت بهتاني بر رسول الله و امامان است ايه ضرب الله مثلا للذين کفروا امراة نوح وامراة لوط شما نمي توانيد ازواج مطهرات را با همسران نوح ع و لوط ع مقايسه کنييد در مذهب نوح ع ولوط ع حتما ازدواج با کافر و مشرک جائز بوده است ولي در مذهب رسول الله هرگز نمي توان با کافر ومشرک ومنافق ازدواج کرد در همين سوره خداوند اوصاف زني را که پيامبر ص داشته باشد بيان مي کند بايد اين اوصاف را داشته باشد مسلمات مومنات قانتات تائبات عبدات سئحات چه ثيبات باشد يا ابکار اين ايه خطاب است به ام المومنيين عايشه رضي الله عنها وام المومنيين حفصه رضي الله عنها خداوند رو در واستي باکسي ندارد منظور ايه اين ميشود اگر شما دو همسر پيامبر اوصاف مذکور را از دست بدهيد رسول الله شما راطلاق مي دهد و همسراني را به او عطا ميکند که اوصاف مذکور را داشته باشند قصه از اين قرار است که يک بار نوبت ام المومنيين حفصه بود او با اجازت پيامبر به خانه پدر گراميش رفته بود وقتي پيامبر ديد که او نيست ام المومنيين ماريه قبطه را پيش خود خواند وقتي ام المومنين حفصه امد از واقعه با خبر شد غيرت زنانه او را وادار کرد که خود را ناراحت نشان دهد پيامبربراي رضايت او فرمود راضي نيستي اگر او را بر خود حرام کنم ام المومنيين گفت راضي هستم يارسوالله فرمود اين رازي باشد بين من تو ام المومنيين حفصه رض قبول کرد ولي خوشحال ازاينکه در اينده بيشتر در کنار رسول الله ص خواهد بود به ام المومنيين عايشه اين راز پيامبر را گفت در هر صورت نزد اهل سنت ازواج مطهرات معصوم نيستند اين واقعه که براي يک بار در بيت رسول الله واقعه شده در خانه هاي بعضي از من وشما روزانه واقع ميشود و ازاين ايه اين نتيجه ميگيريم که ازواج مطهرات چقدر با نيکي وخوشرفتاري با رسول الله رفتار مي کردند زيرا اگر هر روز اينطور عمل مي کردند هر روز برضد انها ايه نازل ميشد يا يک يا دو بار خداوند به انها اخطار ميداد اگر به بد رفتايهاي خود ادامه ميدادند خداوند ميگفت ديگه اينها لياقت شما را ندارند انها راطلاق بده تبتغي مرضات ازواجک خود چقدر دلالت به محبت رسول الله نسبت به ام المومنيين حفصه رض الله عنه بوده که بخاطر رضامندي او چيز حلالي را برخود حرام ميکند احترام ازواج مطهرات بر همگي ما فرض است وخداوند انها را امهات المومنيين خوانده که فرموده وازواجه امهاتهم ولي برادران شيعه ميگويند منظور خداوند اين است که مانند مادر ازدواج با انها حرام است ولي ما ميگوييم وقتي که انها مادر گذشتند هم ازدواج با انها حرام است وهم احترام انها حتي بيشتر از مادر حقيقي واجب مي گردد ودر جاي ديگر خداوند فرموده ولا ان تنکحوا ازواجه من بعده....ديگر نياز نبود که براي تحريم ازدواج با انها به انها شرف مادر بودن را بدهد و سوال فرموده بودي ايا در زمان پيامبر منافق بود يا نه اري بود ولي قبل از اينکه منافق در محضر رسول الله حاضر شوند خداوند رسول خويش را با خبر مي کرد اذا جاءك المنفقون قالوا نشهد انك لرسول الله ...... رسول الله دستور داده شده بود جاهد الکفار والمنافقين واغلظ عليهم نه اينکه از اول اسلام تا به وفات رسول الله در کنارش باشند و در جاي ديگه ميگه ولاتقم علي قبره.... اي رسول الله اجازه نداري براي لحظه اي برقبر منافق توقف کني . فرموده اي اذيت پيامبرواهل بيتش لعنت را به همراه ندارد البته که دارد اگر منظورت همسران بعضي از از واج مطهرات هستند سخت در اشتبهاي خداوند مي فرمايد زن براي شما سکونت وارامش است اگر براي پيامبر زنان او اين اوصاف را نداشتند رسول الله اجازه مي يافت با انها زند گي کند فرموده اي شناخت ظالمين ايا جرم است نه بشرط اينکه جرم انها را از قران ثابت کني و ما از لعن بر ظالمين هراس نداريم ولي شما به کساني ظالم مي گويي که خداوند در حقشان ميگويد الف بين قلوبهم لو انفقت مافيالارض......ودر حقشان مي فرمايد اشداء علي الكفار و رحماء بينهم..... کتب معتبر نزد شما غير از کتي معتبر ما هستند پس بهتر است به کتاب الله رجوع کنيم ايه الخبثت للخبيثيين .......ايه مبهمي نيست که نياز به تفسير داشته باشد شما اگر يک انسان متقي هستي مي خواهي همسرت چه اوصافي را داشته باشد پس رسول الله بايد بدرجه اولي اين اوصاف را براي همسر خويش در نظر مي گرفت در جنگ بدر کسي فرار نکرده بلکه پيامبر وصحابه پيروزي بدست اوردند که در تاريخ نظير ندارد و خداوند در باره کساتي که در جنگ بدر شرکت کردند فرموده ففعلوا ماشئتم قد غفرالله لكم .....ودر جنگ احدپيروز گشتند بخاطر خطا سه يا چند صحابه که رسول الله انها را بربالاي کوه مقرر کرده بود انها وقتي ديدند که مسلمين پيروز گشتند گفتند که ديگه نيازي نيست بر بالاي کوه بمانيم بدون امر رسول الله از کوه پايين امدند که خداوند اين ازمايش را از انها کرد وبعداز گناه انها در گذر کرد بقيه سوالات شما در باره سياست هستند که من کاري به سياست ندارم واز سياست چيزي هم نمي دانم من يک ايراني هستم الحمد لله رهبرومسئولين ما ترسو وبزدل نيستند ازاينکه نوشتهايم طولاني شد معذرت ميخواهم موفق باشيد

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
1- فرموده‌ايد « اگر كسي از اهلسنت به امامان وام المومنين خديجه رضي الله عنها ويا به سيدة النساء الجنةفاطمه الزهرا رضي الله عنها توهين كندشما مي توانيد خود را کنترل کنيد وباز هم خونسرد باشيد»!
بهتر است بدانيد كه اهانت به اهل بيت در ابتدا از جانب گروهي از صحابه از جمله عائشه و معاويه و ... صورت گرفته است :
http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn5.htm#_Toc244137995
2- فرموده‌ايد «همه امهات المومنيين رضوان الله عليهم اجمعين و خلفاي راشدين رضوان الله عليهم اجمعين و اصحاب رسول الله خصوصا مهاجرين وانصار رضوان الله عليهم نزد ما عزيز ومحترم هستند»!
چطور ممكن است كه همه آنها در نزد شما محترم باشند ، اما گروهي از آنان در نزد گروهي ديگر محترم نبودند و به هم اهانت مي‌كردند و با يكديگر به جنگ پرداختند ؟
3- فرموده‌ايد «الحمدلله ما اهل سنت اين امتياز را از شما داريم که ما به کسي از امامان و ازواج مطهرات و دختران پيامبر را توهين نمي کنيم واگر کسي که انها را توهين کند مسلمان نمي دانيم»!
آيا شما اين گروه از صحابه را كه به اقرار علماي اهل سنت ، به همسران رسول خدا (ص) و به اهل بيت رسول خدا (ص) دشنام داده‌اند مسلمان نمي‌دانيد ؟ يعني شما گروهي از صحابه را كافر مي‌دانيد ؟ و اين را افتخار خويش نيز مي‌شمريد ؟ وقتي شيعه مي‌گويد گروهي از صحابه مومن نبودند، فرياد وا اسلاما سر مي‌دهيد اما وقتي نتيجه حرف شما تكفير گروهي از صحابه است ، افتخار شما است ؟
4- فرموده‌ايد « اگر سني فقط کتب سني را بخواند هميشه برمذهب سني باقي مي ماند اگر چه مذهب سني مذهب باطلي باشد»
به عكس نظر شما ما اعتقاد داريم كه اگر اهل سنت كتب خويش را با دقت بخوانند ، سني باقي نمي‌مانند ! بلكه شيعه مي شوند ! ادله‌اي كه ما به آنها استدلال مي‌كنيم از كتب شيعه نيست ! از كتب اهل سنت و قران است !
فرموده‌ايد «شما نمي توانيد ازواج مطهرات را با همسران نوح ع و لوط ع مقايسه کنييد در مذهب نوح ع ولوط ع حتما ازدواج با کافر و مشرک جائز بوده است ولي در مذهب رسول الله هرگز نمي توان با کافر ومشرک ومنافق ازدواج کرد»!
أ‌. در كجاي اسلام آمده است كه ازدواج با منافق جايز نيست ؟
ب‌. ما نگفته‌ايم كه اين آيه خطاب به همسران رسول خدا (ص) است ! علماي اهل سنت گفته‌اند !بهتر است يكبار به صورت كامل مقاله ذيل را بخوانيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=8435
5- فرموده‌ايد « در همين سوره خداوند اوصاف زني را که پيامبر ص داشته باشد بيان مي کند بايد اين اوصاف را داشته باشد مسلمات مومنات قانتات تائبات عبدات سئحات چه ثيبات باشد يا ابکار»!
به عكس ، اين آيه اوصاف زناني را كه رسول خدا (ص)‌ در زمان نزول آيه نداشته است بيان مي‌كند ! مي‌گويد اي زنان رسول خدا ! اگر توبه نكنيد ، و بر گناه خويش اصرار كنيد ، رسول خدا (ص) شما را طلاق داده و با زناني با اين اوصاف ازدواج مي‌كند ! چطور شما مي‌گوييد اين آيه در وصف زنان پيامبر است ؟!
بهتر است به جاي تفسيري كه از جانب خويش ارائه كرده‌ايد ، نگاهي به تفاسير معتبر اهل سنت بكنيد !
6- فرموده‌ايد «اگر هر روز اينطور عمل مي کردند هر روز برضد انها ايه نازل ميشد»!
يعني به نظر شما خداوند بايد از اول تا آخر قران را توبيخات همسران رسول خدا (ص) قرار مي‌داد ! چون اشكالاتي كه اهل سنت در مورد آنها نقل كرده‌اند بسيار زياد است و در موارد متعدد صورت گرفته است !
7- فرموده‌ايد « ما ميگوييم وقتي که انها مادر گذشتند هم ازدواج با انها حرام است وهم احترام انها حتي بيشتر از مادر حقيقي واجب مي گردد»! جالب است ! آيا وقتي مادر گشتند ، نگاه به آنان نيز بدون حجاب جايز مي‌شود ؟ چون از مادر هم به قول شما مادرتر هستند !
چه دليلي براي ادعاي خويش در وجوب احترام داريد ؟ آيا آيه قرآن براي شما كفايت نمي‌كند كه « وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ"! آيا وجوب تبري از پدري كه از راه دين تخطي كرده است ، براي شما دليل واضحي بر بطلان مدعاي شما نيست ؟
8- فرموده‌ايد « ودر جاي ديگر خداوند فرموده ولا ان تنکحوا ازواجه من بعده....ديگر نياز نبود که براي تحريم ازدواج با انها به انها شرف مادر بودن را بدهد»!
اين حكم زماني نازل شد كه گروهي از صحابه خواستند با نص آيه قبل مخالفت كنند (بهتر است به شان نزول اين آيه در مورد طلحه كه شما او را جزو عشره مي‌دانيد مراجعه كنيد!) لذا خداوند در اين آيه مي‌فرمايد «أن توذوا رسول الله»!
9- فرموده‌ايد «و سوال فرموده بودي ايا در زمان پيامبر منافق بود يا نه اري بود ولي قبل از اينکه منافق در محضر رسول الله حاضر شوند خداوند رسول خويش را با خبر مي کرد اذا جاءك المنفقون قالوا نشهد انك لرسول الله ...... رسول الله دستور داده شده بود جاهد الکفار والمنافقين واغلظ عليهم نه اينکه از اول اسلام تا به وفات رسول الله در کنارش باشند و در جاي ديگه ميگه ولاتقم علي قبره.... اي رسول الله اجازه نداري براي لحظه اي برقبر منافق توقف کني»
از شما سوال مي‌كنيم آيا در تاريخ آمده است كه رسول خدا (ص) با منافقين جنگيده باشد ؟ آيا نمي گوييد خداوند فرمود «جاهد الكفار والمنافقين» و به اين آيه استدلال مي‌كنيد كه رسول خدا (ص) با منافقين برخورد كرده است ؟! يك مورد را در تاريخ بياوريد كه رسول خدا (ص) حكم به قتال منافقين داده باشد !
البته بهتر است كمي سخن رسول خدا (ص) را در مورد منافقين بخوانيد «ان في اصحابي اثني عشر منافقا»!
و...
10- فرموده‌ايد «خداوند مي فرمايد زن براي شما سکونت وارامش است اگر براي پيامبر زنان او اين اوصاف را نداشتند رسول الله اجازه مي يافت با انها زند گي کند»!
چه استدلال جالبي ! آيا آيه اول مخصوص رسول خدا (ص) است يا به صورت عمومي گفته شده است كه زن مايه آرامش است ؟ پس براي هيچ كس جايز نيست كه با زن بداخلاق ازدواج كند ! از زمان آدم تا به الان ! آيا اصلا چنين معنايي به ذهن كسي خطور مي‌كند كه شما به آن استدلال مي‌كنيد ؟
11- فرموده‌ايد «ما از لعن بر ظالمين هراس نداريم»!
پس بهتر است به مقاله ذيل مراجعه كنيد كه در آن يكي از ظلمه در لسان صحابه مشخص شده است :
http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn2.htm#_Toc244137767
طبق روايت صحيح بخاري ، عباس عموي رسول خدا (صلى الله عليه وآله) ، اميرمومنان علي عليه‌السلام را به عنوان ظالم معرفي مي‌كند !
... فقال هل لك في عَلِيٍّ وَعَبَّاسٍ فَأَذِنَ لَهُمَا قال الْعَبَّاسُ يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ اقْضِ بَيْنِي وَبَيْنَ الظَّالِمِ اسْتَبَّا ...
صحيح البخاري ج 6 ص 2663 ش 6875 ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا
دربان به نزد عمر آمده و گفت : آيا به علي و عباس اجازه ورود مي‌دهي ؟ عمر اجازه داد ؛ عباس گفت : اي اميرمومنان ! بين من و اين ظالم قضاوت كند و سپس به هم دشنام دادند !
از شما سوال مي‌كنيم آيا شما كه به صحابه احترام مي‌گذاريد و صحيح بخاري را نيز معتبر مي‌دانيد آيا حكم به ظالم بودن اميرمومنان كرده و ايشان را لعنت مي‌كنيد ؟!!!!
12- فرموده‌ايد «ايه الخبثت للخبيثيين .......ايه مبهمي نيست که نياز به تفسير داشته باشد شما اگر يک انسان متقي هستي مي خواهي همسرت چه اوصافي را داشته باشد پس رسول الله بايد بدرجه اولي اين اوصاف را براي همسر خويش در نظر مي گرفت»!
ا. به عكس براي تفسير قرآن احتياج به شناخت ناسخ و منسوخ است تا تفسير به راي نشود ! و البته اين آيه به اقرار علماي اهل سنت جزو آيات منسوخه است !
ب. آيه واضح است !‌آري ! ما نيز معني واضح آيه را گفتيم ! اما آنچه شما گفتيد «كه هر زني بدكاره شد شوهرش نيز بدكاره است» هيچ عقل سليمي قبول نمي‌كند ! پاسخ ما را نداديد كه اگر زني به خاطر هرزگي محكوم به رجم شد ، آيا شوهر او نيز بايد رجم شود ؟! چون «الخبيثات للخبيثين»! پس اين مرد نيز به خاطر بد بودن زنش خبيث است !
ج. شما در واقع به آيه استدلال نكرده‌ايد ، به اين استدلال كرديد كه آيا يك انسان عاقل حاضر است يك زن بد اخلاق و... بگيرد ؟! جواب ما نيز واضح است ! آري ! همانطور كه وقتي ازدواج با كفار جايز بود ، نوح و لوط با زنان كافر بد اخلاق ازدواج كردند ! در زمان اسلام نيز كه ازدواج با غير مومنه جايز بود ، شايد رسول خدا (ص) با غير مومنه ازدواج كرده باشد !
13- فرموده‌ايد «در جنگ بدر کسي فرار نکرده بلکه پيامبر وصحابه پيروزي بدست اوردند»!
آيا در صدر اسلام تنها يك جنگ بدر بود ؟ فرار ابوبكر و عمر در احد و خندق و ... را نديده‌ايد !
14- فرموده‌ايد «در جنگ احدپيروز گشتند بخاطر خطا سه يا چند صحابه که رسول الله انها را بربالاي کوه مقرر کرده بود انها وقتي ديدند که مسلمين پيروز گشتند گفتند که ديگه نيازي نيست بر بالاي کوه بمانيم بدون امر رسول الله از کوه پايين امدند که خداوند اين ازمايش را از انها کرد وبعداز گناه انها در گذر کرد»!
ا. آيا تنها سه نفر بودند ؟ پنجاه نفر مامور بودند كه تنها سه نفر پابرجا ماندند !
ب. بعد از خيانت آنها ، همه مسلمانان جز چند نفر فرار كردند (از جمله فراري‌ها ابوبكر و عمر بودند)
ج . آيا كسي كه در اينجا فرار كرده لياقت خلافت را دارد يا كسي كه در هيچ جنگي فرار نكرد ؟!
د. بر فرض كه خداوند فرار را در احد بخشيد ، فرار در حنين و خيبر را نيز بخشيد ؟
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

179 | ح علي نژادطالب منطق ومعرفت | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٠ اسفند ١٣٨٨ |
جناب طالب حق (ان شاءالله!!!) مابه شماميگوئيم :سلام عليکم .يابهتراست بگويم ازقول خداوند ،اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما ايه 63 سوره هود خونسردباشيد وبداخلاقي نکنيدشمافحش داديدوتوهين کرديدکه اين ازاخلاق برادران مسلمان به دوراست ولي بازهم ماسربه سرشمانمي گذاريم . سلا م عليکم لا نبتغي الجاهلين (ايه 55 قصص ) اعوذ بالله ان اکون من الجاهلين( ايه 67 سوره بقره ) عجيب درابتدا نوشتيدکه به کسي توهين نمي کنم ظاهرا اختلال هواس داريدياخيلي عصباني شديد!درکلامتان تناقض وجود دارد! بازهم تاکيدميکنم ، فحش وناسزادرگفتگوي علمي کارجاهلان وافرادبي منطق است اني اعظک ان تکون من الجاهلين ( ايه 46 سوره مبارکه هود) بياييم منطقي شبهات رابرطرف کنيم هرچه گفتم دوباره تاکيد مي کنم چرا که ازقران کريم وقول خداوند مي باشد.چراحرف نا حق بزنم ؟؟ مايکون لي ان اقول ماليس لي بحق (ايه 116سوره مائده ) مي خواهم بدانم درزمان پيغمبر (ص)طبق ايه قران منافق وجودداشته يا نه؟؟ اين افرادباپيغمبرمان رفت امد داشتند يانه ؟ منافق با مشرک وکافر فرق دارديانه ؟؟؟؟؟؟ منافقين به ظاهرمسلمان بودند يانه ؟ اذيت پيغمبر(ص)واهل بيت پاکش لعنت دردنيا واخرت رابه همراه ندارد ؟ ايا شناخت ظالمان وازار دهندگان رسول خدا (ص )واهل بيت طاهرش جرم است اگرجرم است چراخداوندظالمين رادرقران معرفي مي کند! ايااگرظلم کنندگان وازاردهندگان رسول خدا واهل بيت طاهرش با برهان وسندمشخص شوند.باز هم ابا داريم که انها رالعن کنيم ؟ چرا ازلعن برظالمان واقعي هراس داريد؟ ازانجا که مادرمذهبمان اختلاف داريم اگرخواسته باشيم به مذهب حق دسترسي پيدا کنيم اياجزاينستکه به کتب روائي معتبرويا کتب تاريخي مراجعه کنيم ؟ بعضي ازمسلمانان هم ابتدا از اين ايه اي که نوشتيد الخبيثت للخبيثيين والخبيثون للخبيثت والطيبات للطيبون ....برداشتي مانند شما داشتند ومي گفتندمگرميشود........ امابا توجه به ايه : ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلينَ ايه( 10 التحريم) متوجه شدند که بله ميشود ،اما با اندک تعقل ومراجعه به تفاسير،کافيست تاتناقض کلام خداوند ازديدگاه بشر برطرف گردد. پس اين ايه اي که شما نوشتيد درهمه جاها شخصيت زن ايينه شخصيت مردنيست. وهم چنين بالعکس. واما جوابي قانع کننده اي که قراربود ازقران کريم به مابدهيد درنوشته شما مشاهده نشد. واما اينكه نوشتيد ترسو وبزدل .ترسو وبزدل بعضي ازسران مذاهبي هستندكه ازجنگهاي بدر ،حنين و احد....فراركردند. ودرزمان خودمان هم ترسوهاي سران مذاهب وحكام انها درجنگ 33روزه و23روزه لبنان وفلسطين مشخص شدند نه تنها كمك نكردند و درمقابل كشتار برادرانشان سكوت كردند بلكه سوخت هواپيماهاي اسرائيلي راهم تامين كردند !!! ترسوها كساني هستندكه مرزبين مصروفلسطين را مي بندندتا برادرانشان به خاك وخون كشيده شوند. ترسوها كساني هستند كه دركشور ام القري اسلامي سرزمين وحي مانع اجراء حكم خداونددرايام حج ميشوند واجازه برائت ازمشركين رادست كم بطوركامل ندادند. بقول خداوند: ايبتغون عندهم العزه فان العزه لله جميعا 139 سوره نسا صدق الله العلي العظيم
180 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٠ اسفند ١٣٨٨ |
آقاي طالب حق
حضرت حسين عليه السلام توسط سپاه يزيد پليد به شهادت رسيد.
يزيد را پدرش بر خلاف عهد نامه اي كه با امام حسن عليه السلام امضا كرده بود به عنوان خليفه معرفي كرد و از مردم به زور شمشير براي او بيعت گرفت.
پدر يزيد را حضرت خليفه دوم به فرمانداري شامات منصوب كرده بود و جناب خليفه سوم نيز اورا براي مصالح اسلام !!! در پست خود ابقا نمود.
حضرت علي عليه السلام پس از بيعت مردم: حتي يك روز هم پدر يزيد (كه همان خال المؤمنين هستند!!!) را در پست خود ابقا نكردند. به همين جهت بود كه جناب خال المومنين خونخواه حضرت عثمان شدند.
باز هم از اين خاندان با فضيلت بني اميه و آنان كه به ايشان قدرت بخشيدند بگم يا بسه؟!!!
تو خود حديث مفصل بخوان.....................
181 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٠ اسفند ١٣٨٨ |
سلام آقاي طالب حق آيه .... ( ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا ) در كدوم سورست؟!!!!!!!
182 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ١١ اسفند ١٣٨٨ |
با سلام
جناب طالب اجازه بدهيد چند خطي در جواب شما بنويسم .
1 ) با تشكر از مدير ومسئولان اين سايت که نوشته هايم را علني کرديد ..... اصولاً برادران در اين سايت تمامي نظرات را درج ميكنند مگر اينكه يا خيلي خيلي توهين اميز باشد و يا خيلي خيلي تكراري .
2 )..... ولي بايد بگويم اگر كسي از اهلسنت به امامان وام المومنين .... بايد بگويم ما اهل پيروان حق به عدل وعدالت اعتقاد داريم و نه به اصل و نسب . اگر به كسي احترام ميگذاريم بخاطر ايمان و اعمال اوست نه بخاطر قرابت با رسول خدا ( ص ) و اهل بيت النبي ( ص ) نه تنها اعمالشان مورد تائيد خداوند متعال و رسولش مكرمش ميباشد بلكه اعمالشان بر اساس حق و عدل بوده اند . بعنوان مثل نه بمثل بعضي از ان بقول معروف حق كسي را ناديده گرفته اند نه بر عليه حق جنگ راه انداختند , نه از بيت المان انقدر خوردند و بردند كه ,,,,,, هر كس كه حقيقتاً به اسلام خدمت كرد مورد احترام خدا و رسولش ميباشد مسلم بدان مورد احترام ما ميباشد و انكس كه عمداُ ( و نه سهواً چونكه ما غير از حضرت محمد ( ص ) و اهل بيت مكرمشان كسي را معصوم نميدانيم ) كاري بر خلاف اسلام و كتاب خدا كرده باشد مورد تائيد ما و هيچ مومن ديگري نتنها نيست بلكه نبايد باشد . مگر نه اينكه خداوند متعال در كتابش حساب رن حضرت نوح ( ع ) و لوط ( ع ) را از شوهرانشان جدا كرد و .......
3 ) فرموديد .... مذهب نوح ع ولوط ع حتما ازدواج با کافر و مشرک جائز بوده است ... بر فرض حرف شما صحيح سوال من اين است ايا شما منافقين را بهتر از كفار ميدانيد كه در دفاع از انها برخواسته ايد و ايا دفاع از منافقين خود جفا در حق مومنيين است و فكر مطمئن باشد تكريم منافقين خود بالاترين اهانت به مومنين است . بعنوان مثل تكريم ان ام المومنيين كه بر خلاف ايات قراني سوار بر شتر شد و برخلاف احاديث مشهور بر امام زمان خود شوريد جفا برا ان ديگر ام المومنين ( ع ) نيست كه در بالاترين سختيها دوران زندگي حضرت محمد ( ص ) هرگز و هرگز عملي انجام نداد كه باعث ناراحتي و دلخوري حضرت شود بلكه تمامي ثروت خود را در راه و اهداف ايشان صرف كرد .
جناب طالب حق طالب حق باش حق را بشناس و طالبش باش نشود كه در روز حساب و كتاب بجاي انكه با حضرت محمد ( ص ) محشور شوي ( انشاءالله ) با عموي ايشان ابوجهل و ابوجهل هاي و زنان بمثل زنان حضرت نوح ( ع ) و لوط ( ع ) محشور شوي .

متن و نظرت نشان دهنده اينه كه بمثل بعضي از دوستان اهل سنت من مطالعه زيادي داري اما مصادر مطالعه شما صحيح نيست . ميزان را عدل الهي و وجدان خود قرار بده .

يا علي
183 | طالب حق | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ١٢ اسفند ١٣٨٨ |
با سلام مجدد دوستان گرامي رب اشرح لي صدري ويسرلي امري اميدوام که مقصد از اين بحث ومباحث رضامندي خداوند تبارک وتعالي باشد نه چيزي ديگر سوالات زياد هستند ونمي شود که يکباره به همه انها پاسخ گفت ولي چندتاي را که ميتونم پاسخ مي گويم اميدوارم که بتوانم پاسخ درست داده باشم براي تبرک از ايات قران شروع کنم فرموده اي وما کان استغفار ابراهيم لابيه ....... اين ايه نه اينکه موافق شما نيست وبلکه سخت برضد شماست زيرا که ابراهيم عليه السلام وقتي ديد که پدرش دشمن خداست از او بيزار شد ولي چرا محمد صلي الله عليه وسلم اين کار رانکرد چرا از عايشه وحفصه رضي الله عنهما جدا نگشت چرا از پدرانشان اظهار برائت نكرد محمدص ايام بيماريش را چرا در خجره عايشه گذراند چرا در انجا وفات يافت چرا در انجا دفن شد چرا ايامي را که نمي توانست به مسجد برود به جايش ابوبکر رض امامت کند چرا به گويد مري ابابکر يصلي بالناس مگر ابراهيم ع به خدا نزديکتربود. فرموده اي اگر ازواج پيامبر مادران مومنانند مي توانند بي حجاب در پيش انها بنشينند مي پرسم که اگر کسي مادر دوست خود را مادر بخواند منظورش اين است که پيش او بيحجاب بشيند يا منظورش احترام اوست فرموده اي چطور همه اصحاب پيامبر وهمسرانش نزد شما محترمند در صورتيکه بعضي که بعضي ديگر را لعن ميکردند اين همه صحبتها چرا در زمان رسول الله نبود که صحابه همديگر را لعن کنند چرا در زمان خلافت ابوبکر صديق نبود چرا در زمان عمر فاروق نبود چرا در زمان عثمان ذوالنورين نبود همه صحابه باهمديگر با محبت زندگي ميکردند تاريخ گواهي نمي دهد که در زمان انها کوچکترين جنگي در ميان صحابه صورت گيرد اين همه صحبت از لعن وطعن در سال 34 هجري بعد از بظاهرمسلمان شدن عبدالله سبا منافق مشهور يهودي بوجود امد چرا که کفار به اين نتيجه رسيده بودند که اگر فتوحات تا 10سال همينطور پيش برود ديگر نام کافر واديان تحريف شده يهود ونصاري در جهان باقي نخواهد ماند انها ازموده بودند که با قدرت سلاح با مسلمين نمي توان مقابله کرد تا اينکه همين اختلافها را راه انداخت که چرا عثمان بايد خليفه شود هر نبي وصي داشته وصي محمدص علي است او صحابه را با يکديگر دشمن جلوه داد اما براي شما قول خداوند کافي نيست که ميگويد اشداءعلي الكفار ورحما بينهم ومي فرمايى يوثرون علي انفسهم ولو كان بهم خصاصة ومي فرمايدو الف بين قلوبهم لو انفقت ما في الارض ما الفت بين قلوبهم...ايات قران براي ما بايد گرامي تر از روايات واحاديث باشند روايات واحاديث در صورتي ارزش دارند که با قران مطابقت داشته باشند چه روايات سني باشند ياشيعه. وفرموده اي در باره ايه الخبثت للخبثيين سوال فرمودي ايا اگر زني محکوم به رجم باشد شوهرش را هم رجم کنند من در موضوعي ديگر جواب اين سوال را دادم ولي شما علني نکرديد اينطور نيست ولي اگر مرد از چنيين زني دفاع کند وحاضر شود با اوزندگي کند مردم چه ميگويند نمي ميگويند که چه مرد بي غيرتي است باچنيين زني حاضر است زندگي کند براي اينکه اين ايه بيشتر مورد فهم شما شود چند بيت شعر از مثنوي ومعنوي رحمه الله عليه مينويسم ذره ذره کاندرين ارض وسما است جنس خود را همچو کاه وکهرباست ناريان مر ناريان را جاذبند نوريان مر نوريان را طالبند اهل باطل باطلان را ميکشند اهل حق از اهل حق هم سر خوشند ادامه دارد

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
1- فرموده‌ايد « چرا محمد صلي الله عليه وسلم اين کار رانکرد چرا از عايشه وحفصه رضي الله عنهما جدا نگشت چرا از پدرانشان اظهار برائت نكرد»!
ا. آيا طلاق حفصه و رجوع مجدد به او در كتب اهل سنت نيامده است ؟ !
ب. آيا سوره تحريم در مورد دو زن پيامبر نازل نشده است ! و آنان را توبيخ كرده است ؟
ج . آيا به گفته برخي علماي شما رسول خدا (ص) متخلفين از جيش اسامه را لعنت نكرد و ابوبكر و عمر نيز جزو آنان بودند ؟ و...
د. بيزاري جستن و لعن ، يك امر است و زندگي كردن با آنان امري ديگر !
شاهد واضح اين مطلب زندگي كردن نوح و لوط با همسران كافر و نداشتن عقيده متناسب با آنان است !
2- فرموده‌ايد «چرا ايامي را که نمي توانست به مسجد برود به جايش ابوبکر رض امامت کند چرا به گويد مري ابابکر يصلي بالناس مگر ابراهيم ع به خدا نزديکتربود.»!
اين ادعا ، تنها توسط عائشه صورت گرفته است و اشكالات فراواني دارد ! و روايات فراواني نيز بر ضد آن وجود دارد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=3608
3- فرموده‌ايد « اگر کسي مادر دوست خود را مادر بخواند منظورش اين است که پيش او بيحجاب بشيند يا منظورش احترام اوست»!
جمله شما تنها يك مجاز است ، و براي مجاز ، علاقه هاي فراواني مي‌توان در نظر گرفت ! از جمله معنايي كه ما از علماي اهل سنت نقل كرديم ! يعني تنها مجرد حرمت !
آيا حكم ظهار را مي‌دانيد ؟ اگر كسي به زنش مي‌گفت تو براي من مانند مادرم هستي ، با آن زن ظهاركرده بود !
بهتر است كمي در مورد عرف عرب و مجاز تحقيق كنيد !
4- فرموده‌ايد «اين همه صحبتها چرا در زمان رسول الله نبود که صحابه همديگر را لعن کنند چرا در زمان خلافت ابوبکر صديق نبود چرا در زمان عمر فاروق نبود چرا در زمان عثمان ذوالنورين نبود»!
چرا قبل از خواندن مقالات سايت ما چنين اظهار نظر مي‌كنيد ؟ بسياري از لعن‌ها در زمان رسول خدا (ص) و در زمان ابوبكر و عمر و عثمان بوده است !
5- فرموده‌ايد « تاريخ گواهي نمي دهد که در زمان انها کوچکترين جنگي در ميان صحابه صورت گيرد»
به عكس طبق تاريخ ، صحابه حتي در زمان رسو لخدا (ص) با يكديگر درگيري داشتند ! آيا آيات قران را در مورد «وان طائفتان من المومنين اقتتلوا» و شان نزول آن نديده‌ايد ؟!
6- فرموده‌ايد «او صحابه را با يکديگر دشمن جلوه داد اما براي شما قول خداوند کافي نيست که ميگويد اشداءعلي الكفار ورحما بينهم »!
آيا جنگ‌هاي بين علي (عليه السلام)‌ و معاويه تظاهر به جنگ بوده است ؟ به عكس ، حقايق تاريخي نشان مي‌دهد كه آياتي كه شما به آنها اشاره مي‌كنيد نمي‌تواند شامل همه صحابه شود ! و مخصوص گروهي از انان است ! (دقيقا مطابق نظر شيعه)
7- فرموده‌ايد «من در موضوعي ديگر جواب اين سوال را دادم ولي شما علني نکرديد اينطور نيست ولي اگر مرد از چنيين زني دفاع کند وحاضر شود با اوزندگي کند مردم چه ميگويند نمي ميگويند که چه مرد بي غيرتي است باچنيين زني حاضر است زندگي کند»!
اين پاسخ سوال ما نشد ! آيا اگر خبث زني ثابت شد ، شوهر او نيز خبيث بوده است ؟! (آيه اطلاق دارد ، چه شوهر او را طلاق دهد و چه ندهد)‌! جداي از اينكه آنچه ما در مورد زن رسول خدا (ص) مي‌گوييم ربطي به بي غيرتي ندارد ! يعني آيا نوح و لوط به نظر شما بي غيرت بودند كه همسران كافر داشتند ؟!
گروه پاسخ به شبهات

184 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٢ اسفند ١٣٨٨ |
آقاي طالب حق
با سلام مجدد
طبق تعاليم قرآن براي ما نبايد خديجه و عايشه تفاوتي داشته باشد مگر به خاطر تقوي. برادرانه از شما درخواست ميكنم سوره مباركه احزاب و خطابات خداوند به همسران پيامبر را مطالعه فرموده و در آن تامل و تدبر فرماييد.
اگر انحراف همسران پيامبر (ص) امكان ندارد پس اين آيات و آيه اي را كه قبلا ذكر كردم براي چه نازل شده است؟ آيا نعوذ بالله اين آيات لغو و بي مورد است؟!!!
185 | ح علي نژادطالب منطق | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٤ اسفند ١٣٨٨ |
باسلام به مسئولين سايت وبرادر جناب طالب حق برادر طالب حق شما نوشتيد: الحمدلله ما اهل سنت اين امتياز را از شما داريم که ما به کسي از امامان و ازواج مطهرات و دختران پيامبر را توهين نمي کنيم واگر کسي که انها را توهين کند مسلمان نمي دانيم . اقاي طالب حق برادر مسلمان، برادران سايت جواب كامل را داده اند ،من چيز ديگري مي خواهم بگويم. 1- اگر با آدرسي كه برادران سايت ولي عصر (عج) به شما دادند http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn5.htm#_Toc244137995 ثابت شد كه اين افراد توهين كردندانشا ء الله سرقولتان هستيد كه انها رامسلمان ندانيد؟؟ 2-اگرقضيه حتي تهديد (چون ميدانيد تهديدكمتر ازتوهين نيست وتوهين عملي است) فاطمه زهرا(ص) وبقيه وقايع راباسند ومستدل ببينيد حاضريد نظرتان راعوض كنيد؟؟؟ 3-فرموده ايد : خداوند قران کريم را نازل کرده تا ما راه هدايت را بيابيم هر مسلماني که ميخواهد حقيقت را پيدا کند بايد به قران رجوع کند که قران براي انها بهترين رهنما و دليل است که خداوند مي فرمايد ذلک الکتاب لاريب فيه هدي للمتقين ميدانيدكه در قران هم محكمات وجودداردهم متشابهات قوله تعالي : منه ايات محكمات واخر متشابهات فا ماالذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاويله وما يعلم تاويله الا الله والراسخون فالعلم (ايه 7 سوره بقره ) بالفرض كه ما مسلمانان در محكمات اختلاف نداشته باشيم براي متشابهات چه كنيم هر كدام مان از خودمان نظر بدهيم وتفسير به راي كنيم ؟ ايا همين تفسير به راي نبود كه احكام خدا را تغيير دادند ودختر پيغمبرمان را از ارث محروم كردند ايه ولايت را طوري ديگر تفسير كردند . متعه را حرا م كردند حتي در طريقه وضو گرفتن اختلاف داريم والخ ....... چه قدر برداشتهاي مختلفي از قران دارند؟ .چه ما با يكديگر درقران ما اختلاف داريم .شكي نيست قران لاريب فيه است . اما اختلاف سليقه ونظر مسلمانان را كه در برداشت از قران تاثير گذار است چه كنيم ؟ به نظر شما مسلمانان در برداشت از قران با هم اختلاف ندارند؟؟ ايا ميتوانيم بگوييم همه هدايت شده ونجات يافته هستند؟؟ اگر همه را هدايت يافته فرض كنيم حديث هفتادو سه گروه رسول خدا را چه كنيم ؟؟ پس جز اينستكه احتياج به يك مفسر واقعي داريم ؟؟؟ كه همه ما به سمت انها برويم تا سر از گمراهي و ضلالت درنياوريم ؟؟ باز نسبت به تعيين اين مفسرين چه كنيم ؟؟؟ ايا رسول خدا (ص) اين مفسرين وهدايت كنندگان رادرحديث ثقلين براي ما معين نكردند كه تا ابد گمراه نشويم ؟ راسخون در علم چه كساني هستند؟ واما اينكه فرموديد: اگر شيعه فقط کتب خود را بخواند هميشه شيعه باقي مي ماند اگر چه مذهب شيعه مذهب باطلي باشد واگر سني فقط کتب سني را بخواند هميشه برمذهب سني باقي مي ماند اگر چه مذهب سني مذهب باطلي باشد برادر طالب حق گرچه برادران موسسه جواب شمارا داده اند . اما من هم مي گويم :اين طوري نيست چون دلا ئلي را كه شيعه براي اثبات حقانيت مذهب تشيع واعتقاداتش مي اورد از كتب اهل سنت است . واما خود شيعه هم اگر از باب ليطمئن قلبي ايه 260سوره بقره كه خداوند مي فرمايد: اولم تومن قال بلي ولكن ليطمئن قلبي خواسته با شد اطمينان قلبي اش نسبت به مذهبش بيشتر شود بايد به كتب اهل سنت رجوع كند و برادران اهل سنت هم خيلي هاشان با مراجعه به كتب خودشان مستبصر شده اند ان هم افراد عالم وبزرگشان ، وهيچ مستبصري نگفته من با مراجعه به كتب اهل تشيع مذ هب انها را پذيرفته ام .با تشكر موفق باشيد
186 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٤ اسفند ١٣٨٨ |
با سلام مجدد
چون كسي نظر نميده مجبورم خودم حرف بزنم!!!!!!
يكي از سوالات اساسي در مورد ام المومنين عايشه اين است كه چرا در جنگ جمل در مقابل خليفه مسلمين ايستاد (اگر نگوييم كه خود او جنگ جمل را در برابر اميرالمومنين به راه انداخت!)
ظاهرا همه ي ازواج پيامبر و صحابه ي ايشان از هر خطايي مبرا هستند جز امير المومنين!!! چون هر كس كه به ايشان هر ناسزا و لعني را روا دارد و حتي با او مقاتله كرده باشد مبري است چون به اجتهادش عمل كرده. ولي هيچ كس حق ندارد به لاعنين و مقاتلين او هيچ جسارتي بكند. انصافتان را شكر.....
187 | طالب حق | , آمریکا | ١٢:٠٠ - ١٦ اسفند ١٣٨٨ |
باسلام برادران عزيز ح علي نژاد و پيرو حق من جواب چندي از سوالات شما را دادم وگفتم باقي مانده سوالات شما را هم جواب ميدهم ولي متاسفانه سايت شما انها را علني نکرد . شما حق داريد که از کتب ما اهل سنت نقل کنيد اما خوشبختانه علماي ما هم صدها روايت وقول را از نهج البلاغه وديگر کتب معتبرشما نقل کرده اند که براي شما خوشايند نيستند من چندي از انها را ذکر مي کردم اما متاسفانه سايت شما موضوعي را علني ميکنند وموضوعي را که جواب ندارند علني نمي کنند . موفق باشيد

پاسخ:

!!!

آيا نظرات 147 و 151 براي شما نيست ؟ كه در آن خود را شيعه معرفي كرده بوديد ؟

آيا همين دروغ پردازي براي اثبات هدف اصلي شما كفايت نمي‌كند ؟

نظر شماره 151 شما امروز پاسخ داده شد ! بهتر است با دقت آن را مطالعه كنيد !

گروه پاسخ به شبهات

188 | سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ اسفند ١٣٨٨ |
با عرض سلام دوستان گرامي صرف نظر از تمامي مطالب مطرح شده از جانب شيعه و سني با يک بررسي عقلي و منطقي به راحتي ميشود حق را از باطل تميز داد. فکر ميکنيد اين حرف و حديثهائي که پيش آمده و منجر به اختلاف شده ريشه در کجا دارد؟ چرا در زمان پيامبر ص اين اختلافات وجود نداشت و يا اگر داشت در سطحي جزئي بود؟! جواب در همينجاست: چون در زمان پيامبر ص کسي نتوانسته بود به راي خود ((راي غير خدا)) عمل کند و تمامي دستورات پيامبر ص طبق آئين واقعي دين مبين اسلام بود و طبق ايه قرآن پيامبر ص هر چه فرمود و عمل کرد تمامآ از طرف خداوند تبارک و تعالي بوده است. اما کودتاچيان بعد از پيامبر ص هيچ حرفي و هيچ فعلي را طبق فرمان خداوند انجام ندادند و تا توانستند دزديدند و کشتند و بردند جنايت و خيانت و گناه مرتکب شدند و اسم انرا هم گذاشتند ((سنت)) براستي بروز اختلافات بعد از پيامبر ص به غير از بدعت بدعتگذاران کودتاچي و غاصب بوده است. مثل خلفاي راشدين دقيقا مثل دزداني است که يک هواپيما را از خلبان واقعي آن سرقت کرده و مسافران را به ناداني خودشان به خاک و خون بکشند. براستي نظر حضرت امير المومنين علي ع سزاوار اين خائنين گناهکار و غاصب و حيله گر است . اللهم العن الجبت و الطاغوت
189 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ اسفند ١٣٨٨ |
سلام مجدد
جناب طالب حق اگر اين سايت مطالب شما را درج نميكند پس لطف كنيد اگه زحمتي نيست براي من ايميل فرماييد
[email protected]
متشكرم
190 | ح علي نژاد | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٩ اسفند ١٣٨٨ |
با سلام جناب طالب حق همانطور که شما ازديدگاه خودتان خيلي از سوالات راجواب داده ايد دليل براين است که برادران درسايت نظرات شما را وارد ميکنند.وخوب بود بقيه جواب هايتان راهم درهمان قسمت مي نوشتيد. ازکلام شما برمي ايد که اصلا ذکر نکرده ايد که ببينيد علني مي کنند يا نه؟چون نوشتيد (ذکر مي کردم) اما اينکه مي فرمائيد :جوابتان راداده ام شکي نيست درجواب سوالات ما مطالبي مي نويسيد ونوشتيد ولي باورکنيد باکمال احترام وادب ، منطقي ومستدل نيست و اين جوابها قانع کننده نيست وجواب داديم خوب بود باز شما هم جواب مي داديدمهم نوشتن نيست مهم اين است که دلايل قوي بايد منطقي واما نوشتيد: شما حق داريد که از کتب ما اهل سنت نقل کنيد اما خوشبختانه علماي ما هم صدها روايت وقول را از نهج البلاغه وديگر کتب معتبرشما نقل کرده اند که براي شما خوشايند نيستند من چندي از انها را ذکر مي کردم اما متاسفانه سايت شما موضوعي را علني ميکنند وموضوعي را که جواب ندارند علني نمي کنند . خوب بود اين صد ها روايت حداقل يک روايت رانقل ميکرديد. مطمئنا برادران اهل سايت هم علني ميکنند با وجود اينکه درنوشته هاي قبلي تان توهين وجودداشت وغير منطقي باز هم برادران انها را وارد کرده بودند من تعجب کردم که حتي کلمه احمق ها را وارد کرده بودند. اصلا هدف از قسمت نظرات همين است که نظرات علني بشودمن هم ازبرادران مي خواهم که علني کنند. اما شما ازقول بزرگانتان که نقل کرده اند فقط اين جمله رانقل مي کنيد ونوشتيد خوشايند نيست تمام روايت باذکر سند وشرائطش رابنويسيد جريان شما مثل شخصي است که گفت اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم قال الله الحکيم:وانتم سکاري ....(خداوند مي فرمايد :وشما مست هستيد)خوب اين ازانصاف نيست که مطلب کامل اورده نشود و..... .بازهم منتظرنظرات مودبانه تان هستيم. موفق باشيد.
191 | آشنا | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٩ اسفند ١٣٨٨ |
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
عم يتساءلون عن النبأ العظيم
الذي هم فيه مختلفون
كلا سيعلمون
ثم كلا سيعلمون. . .
192 | طالب حق | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٢٠ اسفند ١٣٨٨ |
با سلام دوست عزيز اقاي ح علي نژاد من نظر دادم ولي نمي دانم چرا علني نشد امشب هم چونكه تا دير وقت سر كار بودم خيلي خسته ام نمي توانم جواب همه سوالات را بدهم من هرشب پشت کمبيوتر نيستم گاهي که از سر کار مي ايم چنان خسته ميشوم که حوصله نمي کنم که بيام پشت کمبيوتر شايد هم تا چند روز هم نيام ولي هر وقت امدم ديدم شما نظر داده اي اگر وقت کردم من هم نظر خودم را ميدهم لطفا بفرماييد کدام يک از نظراتم منطقي نبودند نظراتم از قران بودند فکر نمي کنم که از قران هم منطق بهتري وجود داشته باشد شما چرا از قران دليل نمي اوريد که مورد قبول همه است. در تفسير ايه الخبيثات للخبيثيين مثنوي معنوي تفسير زيباي داره مي فرمايد ذره ذره کاندرين ارض و سما است جنس خود را همچوکاه وکهرباست ناريان مر ناريان را جاذبنذ نوريان مر نوريان را طالبند اهل باطل باطلان را ميکشند اهل حق از اهل حق سر خوشند طيبات امد ز بهر طيبين للخبثات الخبيثون باليقين فرموده بوديد خوب بود اين صدها روايت حد اقل يک روايت را نقل ميکرديد اين هم يک روايت از نهج البلاغه معتبر ترين کتاب شماودر فرصت بيشتر خواهم نوشت فعلا وقت ندارم امام علي فرمود انه بايعني القوم الذين بايعوا ابابکر و عمر وعثمان علي مابايعوهم عليه فلن يکن للشاهد ان يختار ولا للغايب ان يرد انما الشوري للمهاجرين والانصار فان اجتمعوا علي رجل وسموه اماما کان ذالک لله رضا فان خرج عن امرهم خارج بطعن او بدعه ردوه الي ما خرج منه فان ابي قاتلوه علي اتباعه غير سبيل المومنين و ولاه الله ما تولي همانا گروهي با من بيعت کردند که با ابوبکر وعمر وعثمان بيعت کرده بودندو بر ان چيزي که با انها بيعت نمودند با من بيعت کردند پس فردي که در بيعت حضور داشته است نمي تواند بيعت خود را پس بگيرد وکسي که حاضر نبوده حق انتخاب ديگري ندارد شوري فقط ازان مهاجرين وانصار است پس اگر مهاجرين وانصار بر فردي اتفاق نمودند و او را امام ناميدند بدانيد که مورد پسند خداست اگر فردي اعتراض کرد يا با ايجاد بدعتي عليه ان شوريددو باره به انچه بر ان بود باز گردانيده مي شود اگر نپذيرفت با او بجنگيد چون راهي غير از راه مومنيين در پيش گرفته است (6) 14/35 نهج البلاغه فکر ميکنم روايت چنان واضح وروشن است که نياز به هيچگونه تفسيري نداشته باشد. موفق باشيد

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

همانطور كه در ساير نظرات به شما پاسخ داده‌ايم ، روايت نهج البلاغه به صورت دقيق در آدرس ذيل مورد بررسي قرار گرفته است ، ساير مطالب شما نيز در ساير نظرات شما پاسخ داده شده است .

http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/04.htm#16

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

193 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٢ اسفند ١٣٨٨ |
سلام مجدد
آقاي طالب حق
شما كه از نهج البلاغه سخن گفتيد حتما در آن جستجوي كاملي كرده ايد. در اين صورت جاي تعجب است كه منكر اختلاف نظر صحابه پس از رحلت پيامبر (ص) هستيد. لطفا خطبه معروف به شقشقيه را حتما دوباره بخوانيد.........
194 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٣ اسفند ١٣٨٨ |
سلام مجدد
در مورد چيزهايي كه در مورد ايام وفات پيامبر ذكر كرده ايد بايد بگويم:
اولا مطالبي كه شما فرموده ايد تنها از برخي كتب اهل سنت است كه براي ما حجيت ندارد. همانطور كه ما از كتاب الله و كتبي كه علماي شما قبول دارند ( مثل صحيحين و ...) براي شما حجت مي آوريم شما هم از كتاب الله و كتبي كه نزد ما معتبر است بگووييد. آنچه در كتب ما و شما آمده آن است كه پيامبر در روزهاي آخر عمر مباركشان سپاهي را به فرماندهي اسامه روانه جايي فرمودند و به صحابه دستور دادند به سپاه اسامه بپيوندند ولي برخي از حضرات صحابه از اين دستور صريح پيامبر تمرد كردند و اين امر موجب نارضايتي پيامبر شد تا جايي كه فرمودند: لعن الله من تخلف عن جيش اسامه... ولي باز هم آقايان چون نگران حال پيامبر بودند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! سرپيچي فرمودند.... اين چيزيست كه مورد اتفاق است نه مري ابابكر ان...
ثانيا اينكه چرا پيامبر رفتاري را كه ابراهيم با آذر داشت با دو همسر خود نداشتند دليلش بسيار روشن است. آذر رسما و علنا كافر و مشرك بود ولي آن دو اظهار اسلام مينمودند و پيامبر مامور به كشف باطن افراد براي همگان نبودند. چنانكه اسلام امثال ابوسفيان و معاويه را پذيرفتند. هرچند كاملا روشن است كه اسلام آنان ظاهري و از سر مصلحت انديشي!!!! بوده است
در ضمن اين مطلب را توضيحا عرض كنم كه اذر پدر ابراهيم نبوده و اين مطلب از خود قرآن به خوبي استفاده ميشود ولي چون به بحث ما مربوط نيست از بيان آن صرفنظر ميكنم.
ثالثا اين كه گفته ايد در زمان پيامبر در ميان صحابه جنگ نبوده اين مطلب كاملا دليلش روشن است و آن حضور شخص پيامبر بوده است. ولي حتي در آن زمان ميان صحابه حب و بغض و حتي بعضاجدل هم بوده است. حتي در قضيه اي كه پيامبر قلم و دوات خواستند و يكي از صحابه به ايشان نسبت هذيان دادند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در همانجا برخي از صحابه به او معترض شدند و برخي ديگر از او حمايت كردند تا جايي كه كنار بستر بيماري پيامبر كارشان به مجادله انجاميد و اين موضوع خاطر شريف پيامبر را آزرد و فرمودند قوموا عني لاينبغي المراء عندي (قريب به اين مضمون)
ثالثا سخن از اب سبا به ميان آورديد. اساسا وجود چنين شخصي از نظر تاريخي مشكوك است و برخي از علماي شيعه كه وجود وي را تاييد ميكنند او را زنديق و كافر ميدانند و هيچ شيعه اي نيست كه به اين شخصيت خيالي و مشكوك كوچكترين علاقه اي داشته باشد. شما كه در يهودي شناسي تبحر داريد به احوال كعب الاحبار بپردازيد و ببينيد ريشه اش كجاست. اين را براي طعن و استهزا نميگويم بلكه برادرانه از شما ميخواهم...
بقيه اش طلبتان....
195 | طالب حق | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٢٤ اسفند ١٣٨٨ |
باسلام ازشما مسئولين سايت متشکرم که نظرشماره 184 مرا علني کرديد روزي که من نظر شماره 187 را دادم نمي دانم علني بود يا نه شايد هم علني بود من در اشتباه شده ام از بس که عجله داشتم شايد من فقط اخرين نظر را نگاه کردم ديدم که اخرين نظر از من نيست گفتم حتما نظرم علني نشده فقط يک گلايه دوستانه از شما کردم ولي شما مرا به دروغ پردازي متهم کرديد متاسفم اگر هم اشتباه از من است معذرت مي طلبم . دنباله....... ذره ذره کاندرين ارض وسما است جنس خود را همچوکاه و کهر است ناريان مر ناريان را جاذبند نوريان مر نوريان را طالبند اهل باطل باطلان را ميکشند اهل حق از اهل حق هم سرخوشند طيبات امد از بهر طيبيين للخبيثات الخبيثون باليقين در باره دشنام صحابه وتوهين به يکديگر گفتيد بايد بگويم که من يک روحاني نيستم که تمام کتب اهلسنت و حتي کتب اهل تشيع را داشته باشم که بروم تحقيق کنم و جواب شما را بدهم ولي در کتبي که من خوانده ام هيچ گونه توهين بيکديگر نديدم البته اين هم شده است که بخاطر يک امري ديني شايد هم دنيوي گاهي باهم اختلاف مي کردند چونکه انسانند ومعصوم نيستند نا خواسته يک حرف ناروا از کسي هم گفته ميشد مثلا در بخاري است که حضرت ابوبکر رضي الله عنه با حضرت عمر رضي الله عنه در موضوعي اختلاف کردند وشکايت خود را پيش رسول الله بردند رسول اکرم صلي الله عليه واله وسلم خطاب به حضرت عمر کرد که اي عمر مگر شما نبوديد که با من دشمني کرديد او بود که به من ايمان اورد و به مال وجان از من حمايت کرد شما چنين کسي را اذيت مي کني شما چنين کسي را اذيت ميکنيد حضرت عمر ترسيد که مورد خشم رسول الله ص واقع نشود ما اين حديث را بايد دلالت بر اين بدانيم که حضرت ابوبکر و حضرت عمر با يکديگر دشمن بودند ويکديگر را توهين ميکردند بسيار اتفاق افتاده که من با برادرم اختلاف کنم وشايد حرف بدي به او گفته باشم يا شما با برادرت اختلاف داشته باشي وبه او حرف بدي گفته باشي ولي اين دلالت بر اين نيست که من دشمن برادرم هستم و او را دوست ندارم اقاي علي نژاد من برسر قولم هستم اگر يك نفر سني كسي از اهلبت رسول رسول الله يا امامان را توهين كرد من او را مسلمان نمي دانم ولي بايد در مورد اصحاب محمد ص خداوندمتعال چنين گفته كه محمد رسول الله وكساني كه با او بودند بركفار سخت بودند وبا هم مهربان بودند يا فرموده والف بين قلوبهم در قلبهاي انها براي يكديگر الفت انداختيم يا فاصبحتم بنعمته اخوانا بفضل الله شما صحابه با هم برادر گشتيد در مقابل ايات كلام الله من هيچ روايات واحاديثي را نمي پذيرم گر چه حديث بخاري و مسلم باشد خداوند برزمان حال و اينده صحابه خبر داشت هيچگاه برکسي که بر کفر وارتداد بميرد رضايت خويش را اعلام نمي کند و او را وعده جنت نمي دهد و در تفسير ايه جاهدالکفار والمنافقين واغلظ عليهم فرموده اي يک مورد در تاريخ بياوريد که رسول خدا برعليه منافقين جهاد کند من مگه بر رسالت پيامبر اسلام شک دارم که براي تاييد اينکه او امر خدا را اجرا کرده يا نه از تاريخ دليل بياورم اين امري از جانب خداوند که با کفار ومنافقين جهاد کن من اگر مسلمانم يقين بدانم که رسول اکرم ص امر خداوند را اجرا کرده است گفته اي منظور جهاد فرهنگي است فکر نمي کنم که کفار هم چنيين چيزي را بپذيرند که جهاد فرهنگي را با غلظت وسختي انجام بدهند خدا گفته واغلظ عليهم بر انها سخت باش جهاد فرهنگي به حکمت ودليل وبرهان واخلاق نيکو صورت مي گيرد چنانچه خداون مي فر مايد وجادلهم بالتي هي احسن نمي دانم شما چرا اينقدر از منافقين دفاع مي کني گاهي ميگي نکاح با منافقين جايز است گاهي ميگي رسول الله با منافقين جهاد نکرده گاهي ميگي در مجلس رسول الله منافق بوده اند حالانکه ضرر منافق از کافر بيشتر است خداوند انچنان بر منافقين سخت است که انها را به پايين ترين طبقه جهنم وعده داده است ان المنافقين في درک الاسفل من النار گفته اي رسول الله گفته ان في اصحابي اثناعشرا منافقا خيلي حرف بسيار سنگيني گفتي که فکر نکنم کوهها بتوانند تحمل سنگيني چنين حرفي را داشته باشند پيامبر گفته 12 نفر از دوستان ويارانم منافق هستم مي دوني دوستي از يک طرف ممکن نيست بايد دوستي دو طرفه باشد معني اش اين مي شود از 12نفر کساني که من انها را دوست دارم وانها مرا دوست دارند منافق هستند يا به اين معني ميشود 12 نفر از کساني که با من هم صحبت دوستانه دارند منافق هستند حکما مي گويند هيچگاه فرد را نگاه نکن به دوستان وهم صحبتان يا هم نشينان او نگاه کن اگر با ادمهاي خوب هم نشين است ادم خوبي است واگر با ادمهاي بد يا منافق هم نشين است پس او هم بد ومنافق است چرا چنيين فهم جاهلانه از محمد ص واسلام داريد بحث را در همينجا خاتمه ميدهم دوست عزيزم علي نژاد يك روايات خواسته بيان كنم روايتي از خطبه ششم نهج البلاغه بيان كردم كه هنوز علني نشده انه بايعني القوم الذين بايعوا.........علي اتباعه غير سبيل المومنيين و ولاه الله ماتولي . روايت دوم امام علي رضي الله عنه با سخني زيبا كساني را كه همراه او مي جنگيدند سرزنش مي كند و اصحاب رسول الله را به انها ياد اوري ميكند ومي فرمايد اين القوم الذين دعواالي الاسلام فقبلوه وقروا القران فاحكموه وهيجوا الي الجهاد فولهوا له وله اللقاح الي اولادها وسلبوا السيوف اغمادها و اخذوا باطراف الارض زحقا زحقا وصفا صفا بعض هلك وبعض نجا لايبشرون بالاحيا ولا يعزون علي الموتي مره العيون من البكا خمص البطون من الصيام ذبل الشفاه من الدعا صفر الالوان من السهر علي وجوههم غبرة الخاشعين اولئك اخواني اللاذاهبون فحق لنا ان نظما اليهم ونعض الايدي علي فراقهم معني : کجاهستند قومي که به اسلام دعوت شدند انگاه پذيرفتند قران را خواندند وان را حاکم نمودند و براي رفتن به جهاد تشويق شدند پس چون شتران تازه زايمان کرده که عاشقانه بسوي فرزندانشان مي روند مستانه به ميدان جهاد شتافتند وشمشيرها را از نيام کشيدند وبعضي به شهادت رسيدند وبعضي نيز نجات يافتند زنده مانده ها را مژده نمي دادند و براي از دست رفتن عزيزان تسليت نمي گفتند چشمهايشان از گريه سفيد وپرخون بود از بس که روزه مي گرفتند شکمهايشان به کمر چسبيده بود و لب هايشان از دعا خشکيده بود از بيداري شبها رنگهايشان زرد وپريده بود وغبار فروتني بر چهره هايشان هويدابود اينان برادران من هستند که رفته اند وماحق داريم که تشنه ديدار انها باشيم و بخاطر جداي شان انگشت حسرت به دهان بگيريم 291/7 (120) موفق باشيد

پاسخ:


با سلام
دوست گرامي
1- فرموده‌ايد «در باره دشنام صحابه وتوهين به يکديگر گفتيد بايد بگويم که من يک روحاني نيستم که تمام کتب اهلسنت و حتي کتب اهل تشيع را داشته باشم که بروم تحقيق کنم و جواب شما را بدهم ولي در کتبي که من خوانده ام هيچ گونه توهين بيکديگر نديدم»!
بهتر است يكبار مقاله‌اي را كه در باب لعن ، در سايت گذاشته‌ايم كامل بخوانيد و مصادر ان ، از جمله صحيح بخاري ، ومسلم و ساير صحاح سته ،‌و تفاسير معتبر اهل سنت ، و كتب فقهي مشهور اهل سنت را ببينيد !
(بهتر است نام كتاب‌هاي مرجع در دسترس خويش را بنويسيد ، تا براي شما از آنها آدرس دهيم)
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=154
2- فرموده‌ايد « البته اين هم شده است که بخاطر يک امري ديني شايد هم دنيوي گاهي باهم اختلاف مي کردند چونکه انسانند ومعصوم نيستند نا خواسته يک حرف ناروا از کسي هم گفته ميشد»!
أ. آيا دشنام دادن ،‌منافات با عدالت ندارد ؟! اگر منافات ندارد ، لعني كه گاهي از برخي شيعيان در مورد برخي از دشمنان اهل بيت مي‌كنند (هم براي امر ديني است) و هم منافات با عدالت نيست !
ب. البته اينكه فرموده ايد شايد هم دنيوي ، بهتر بود مي فرموديد «شايد ديني» چون عموم موارد درگيري بين صحابه ، جز موارد نادر ، در مسائل دنيوي بوده است!
3- فرموده‌ايد « اگر يك نفر سني كسي از اهلبت رسول رسول الله يا امامان را توهين كرد من او را مسلمان نمي دانم»!
بهتر است در همان آدرس داده شده ، بخش صحابه‌اي كه به اهل بيت رسول خدا (ص)‌ دشنام داده‌اند را مطالعه كنيد !
http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn5.htm#_Toc244137995
همچنين در كتب معتبر اهل سنت روات بسياري هستند كه دشمنان اهل بيت عليهم السلام بوده‌اند !
4- فرموده‌ايد « ولي بايد در مورد اصحاب محمد ص خداوندمتعال چنين گفته كه محمد رسول الله وكساني كه با او بودند بركفار سخت بودند وبا هم مهربان بودند…»
در مورد اين آيه و عدم شمول آن براي همه صحابه به صورت مفصل در آدرس ذيل پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=128
5- فرموده‌ايد « در تفسير ايه جاهدالکفار والمنافقين واغلظ عليهم فرموده اي يک مورد در تاريخ بياوريد که رسول خدا برعليه منافقين جهاد کند من مگه بر رسالت پيامبر اسلام شک دارم که براي تاييد اينکه او امر خدا را اجرا کرده يا نه»!
شما ادعا كرديد كه اگر در نزديكان رسول خدا (ص)‌كسي منافق بود ، پس چرا رسول خدا (ص) با آنها نجنگيد ! ما به شما گفتيم شما يك نمونه بياوريد كه رسول خدا (ص)‌با منافقين جنگيده باشد ! در واقع جنگ با منافقين ، جنگي فرهنگي و سياسي بود ، و نه نظامي ، و منافق ، چه نزديك و چه دور ، مي‌شود با او چنين جنگي كرد !
همانطور كه رسول خدا (ص) با گروهي از نزديكان خويش برخوردهاي بسيار سخت داشته است !
6- فرموده‌ايد « نمي دانم شما چرا اينقدر از منافقين دفاع مي کني»!
آيا اينكه در تاريخ نيامده است كه رسول خدا (ص) با منافقين جنگ نظامي كرده باشد ، دفاع از منافقين است ؟!
7- فرموده‌ايد « گاهي ميگي نکاح با منافقين جايز است»! اين اجماع كل مسلمانان است !
8- فرموده‌ايد « گاهي ميگي رسول الله با منافقين جهاد نکرده گاهي ميگي در مجلس رسول الله منافق بوده اند»! اين مطلب را نيز از علماي اهل سنت نقل كرديم ! آيا شما علماي اهل سنت را مدافع منافقين مي‌دانيد ؟!
9- فرموده‌ايد «بايد دوستي دو طرفه باشد معني اش اين مي شود از 12نفر کساني که من انها را دوست دارم وانها مرا دوست دارند منافق هستند يا به اين معني ميشود 12 نفر از کساني که با من هم صحبت دوستانه دارند منافق هستند»!
آيا شما گمان كرده‌ايد كه دشمني كردن قلبي ، با خوب صحبت كردن ، و محبت آميز بودن براي جلب علاقه آنان منافات دارد ؟
بهتر است تفسير سوره عبس را ببييند كه اهل سنت مي‌گويند رسول خدا (ص) با يكي از كفار بسيار دوستانه سخن مي‌گفت و...
10- فرموده‌ايد « حکما مي گويند هيچگاه فرد را نگاه نکن به دوستان وهم صحبتان يا هم نشينان او نگاه کن اگر با ادمهاي خوب هم نشين است ادم خوبي است واگر با ادمهاي بد يا منافق هم نشين است پس او هم بد ومنافق است چرا چنيين فهم جاهلانه از محمد ص واسلام داريد»!
كلام شما در مورد انسان‌هاي بد صحيح است ! اما در مورد منافق خير !
منافق يعني دو رو ! يعني هم با رسول خدا (ص) مي‌نشيند و هم با دشمنان دين !
آيا آيات قرآن درمورد منافقين و سخنان آنان با رسول خدا (ص) را نديده‌ايد ؟
«واذا رايتهم تعجبك اجسامهم وان يقولوا تسمع لقولهم »! و...
11- فرموده‌ايد «بحث را در همينجا خاتمه ميدهم دوست عزيزم علي نژاد يك روايات خواسته بيان كنم روايتي از خطبه ششم نهج البلاغه بيان كردم كه هنوز علني نشده انه بايعني القوم الذين بايعوا...»!
جواب اين روايت را در آدرس ذيل به صورت مفصل داده‌ايم :!
http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/04.htm#16
12- متوجه نحوه استدلال شما به روايت آخر نيز نشديم ! روايت آخر وصف گروهي از صحابه را مي‌كند ، صحيح است ! اما آيا كل صحابه اينچنين بودند ؟ بيش از 120000 نفر صحابه پيامبر اين خصوصيات را داشتند ؟
ما شيعيان نيز قبول داريم كه گروهي از صحابه از ايمان كامل برخوردار بودند ، اما آيا همه صحابه ؟!
اميرمومنان آرزوي اين را دارند كه چنين اصحابي داشتند ، آيا معاويه نيز در طرف مقابل اميرمومنان در هنگام ايراد اين سخنان ، جزو صحابه نبود ؟!
سخن اميرمومنان اشاره به صحابه‌اي است كه در زمان حيات رسول خدا (ص) و در جنگ‌ها به شهادت رسيدند ! و ما همه آنها را مومن مي‌دانيم !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

196 | پيرو حق | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٦ اسفند ١٣٨٨ |
سلام گرچه نظز قبلي بنده را ثبت نفرموديد/ اين كه پيامبر در زمان حيات خود با منافقين جهاد نظامي نكردند كاملا طبيعيست چون اصلا معناي منافق اين است كه اظهار سلام ميكند. و پيامبر با كسانيكه اظهار اسلام ميكردند مقاتلۀ مصطلح نداشتند. اما پس آيا پيامبر اين امر خدا را تعطيل كردند؟ اصلا اين فرمان خداوند چه وجهي دارد آيا العياذ بالله لغو است؟ حاشا كه اينگونه باشد. براي دريافت پاسخ به اين سؤالات شما را ارجاع ميدهم به سوره مباركه شرح كه ميفرمايد (بسم الله الرحمن الرحيم الم نشرح لك صدرك و رفعنا لك ذكرك و وضعنا عنك وزرك الذي انقض ظهرك...) اين كدام وزر و سنگيني بوده است كه بار آن بر دوش پيلمبر سنگيني ميكرده است؟ آيا نميتواند همان قتال با منافقين باشد كه ايشان اين وظيفه مهم و خطير را به جانشين خود سپردند تا فرمان خدا تعطيل نشده باشد؟ آيا اين پس از رحلت پيامبر نبود كه كينه هاي دروني بعضيها آشكار شد و نفاقها علني و قابل قتال شد؟ لطفا در اين موضوع تدبر بيشتري فرماييد

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
بهتر است به جاي تفسير به راي ، به تفاسير و روايات مشهور مراجعه كنيد ! جهاد با منافقين ، جهاد فرهنگي بود و نه نظامي ! و اينكه پيامبر جهاد با منافقين را به جانشين خويش سپرد هيچ دليلي ندارد ! به عكس خطاب آيه به خود رسول خدا است كه « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» و نه خطاب به مومنين تا كفته شود رسول خدا اين كار را به بعضي از مومنين سپرد !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

197 | مجيد نخجيري | | ١٢:٠٠ - ٠٢ فروردين ١٣٨٩ |
از بردران عزيز خواهشمند است از بحث در اين مورد خود داري نموده و اگر ميخواهيد بحثي کنيد به عقايد همديگر احترام گذشته و از توحين به عقايد و افراد اکيدا" خودداري نماييد چرا همانطوريکه حضرت علي براي ما مورد احترام است عمر نيز براي آنها مورد احترام ميباشد واز طرفي 1400 سال اين بحث ها توسط امامان و علماء دين از هر دو مذهب صورت گرفته ولي به جاي نرسيده نه ما سني ميشويم و نه آنها شيعه ميشوند اين صحبتها باعث تفرقه و سوء استفاده افراد بي دين ميشود چرا که از صحبت بعضي از افراد بالا مشخص است که نه شيعه هستند و نه سني بلکه ملحد بوده و با کش دادن اين موضوع ميخواهند بين ما تفرقه بياندازند و از سرپرست سايت ميخواهم سريعا به اين موضع خاتمه داده چرا که ضررش از سودش بيشتر است در آخر از هر دو مذهب ميخواهم اين دعا را هميشه بگويند ( اللهم العن اول ظالما" ظلمه حق محمدا" وال محمد و آخر تابع له علي ذلک)
198 | سعيد حسيني (شاه اسماعيل صفوي) | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٠٤ فروردين ١٣٨٩ |
سلام

چناب مجيد نخجيري

نوشته ايد که شيعه هستيد اما!!!!!!!!!!!!!!!
چگونه ميشود حضرت علي ع را احترام کرد و دشمنش را هم مورد احترام قرار داد
ايا شما ميتوانيد حق و باطل را در کنار هم بپذيريد و هر دو را احترام کنيد؟؟؟!!!
با توجه به گفته ي شما ، از اين پس نياز نيست ابليس (شيطان) را لعن کنيم

لابد يکي از دلايل احترام شما به عمر به شهادت رساندن دخت گرامي پيامبر اکرم ص و به اتش کشيدن خانه اش و نيز غصب خلافت حضرت علي ع است

آيا بيان حقايق مساوي است با ملحد بودن؟؟؟!!!
در ضمن دعائي را هم که در آخر نوشته هايت با غلط املائي زياد آورده اي با گفتار اوليه ات در تناقض شديد است که با اجازه من هم آمين ميگويم و آنرا اصلاح مينمايم
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و اخر تابع له علي ذلک
آمين
اللهم العن الجبت و الطاغوت
در ضمن ميداني شما خودتان به شخصه نه سني هستيد و نه شيعه
بنده براي مذهب جديد شما نامي مناسب پيشنهاد ميکنم
و آن اين است (مني) بر وزن (سني) = نه شيعه نه سني

جناب مني از اينکه مذهب جديدي را به ما معرفي کرديد که حدودي به بهائيت شباهت دارد ، از شما سپاسگذارم
لطفا مباني اعتقادي خود و پيغمبر دينتان و کتابش را کامنتهاي بعدي معرفي نمائيد
با تشکر
شاه اسماعيل صفوي ، نوکر اهل بيت ع
199 | كميل | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٤ فروردين ١٣٨٩ |
مجيد نخجيري جون پس تبري که انقدر به ما سفارش شده چي ميشه؟در آخرم از سني ها خواستي عمر رو نفرين کنن؟؟؟؟ اينکه بدتر دشمني ايجاد ميکنه.
200 | سيد علوي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٧ فروردين ١٣٨٩ |
آقاي نخجيري عزيز

اين بي دين هائيكه كه ميگي سو استفاده ميكنند كيان؟؟ غير از همين هائيكه با كشورهاي سني نشين عرب روابط تجاري و سرمايه گذاريهاي كلان دارند؟ خب معلومه كه خوب هم حمايت ميشند تا نسلشون از ما بيشتر بشه روز به روز هم گردنشون كلفتر ميشه!!
دخترهاي روسّپي رو تجارت ميكنند و نماز اول وقت رو حتما مي خونند(البته مورد اول از نماز شب هم واجب تره)!! ادعاي اسلام ناب محمدي ميكنند. گوشت حتما با ذبح اسلامي ميخورند در حاليكه نجاست رو هم رعايت نميكنند. (اين تو فرهنگشونه كه از ابتدا باهاشون بوده من با اونها زندگي كردم و با چشم خودم ديدم ). چه بلائي كه سر زنهاشون نميارند با تفكرات سنتي عقب افتاده عربهاي عصر جاهليت ( اخه از نسل ابوسفيانند ديگه).
ادعا ميكنند كه شيعه فرقه هاي زيادي داره. همين حنفي و شافعي بس كه همديگه رو قبول ندارند كه ادعاي وحدت ميكنند حالا با بقيه تفكرات وحشي گرانه كار نداريم؟؟؟؟؟

اينها به ظاهر سنگ اسلام رو به سينه ميزنند ولي حقيقت اينه كه همين كردها و تركمنها و بلوچها ادعاي استقلال دارند؟ الان كه دمشون رو قيچي كردند ادعاي ايراني بودن ميكنند ولي خودشون رو نه برادر ديني ما ميدونند نه ايراني و اگه قدرت دست اونها بود با شيعيان چيكار ميكردند؟؟ فقط الكي مظلوم نمائي ميكنند تا غرب از اونها حمايت كنه.توي همين تركمن صحرا پر مسجد سني هاست كه صداي اذانشون رو براحتي ميشنوي ولي ادعا دارند كه ما مسجد نداريم!!

اينها از ابتدا بخون ائمه تشنه بودند و هستند.حتما نديديد كه چطور شيعيان رو سر ميبرند و قرآن هم تلاوت ميكنند؟؟؟ چه نا امني توي سيستان و بلوچستان و كردستان درست كردند؟ چه ظلمهائيكه توي افغانستان و پاكستان و عربستان ميكنند.

تفرقه رو خود همين پست فطرتهاي وهابي بوجود ميارند. اين حرفهائيكه اينها ميزنند همه از روي عقده است. دلشون قدرت ميخواد ولي خب سر جاشون نشوندند. ايران جاي اين غلطها نيست. هيچكس تحت تاثير تبليغات شما قرار نميگيره غير از خودتون. نون خورهاي بد بخت صهيونيست.

لعنت خدا به ابوبكر و عمر و عثمان كه تخم كفر رو كاشتند.
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها