2020 June 4 - پنج شنبه 15 خرداد 1399
آیا حدیث غدیر به خاطر ماجرای جیش یمن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله صادر گردید؟
کد مطلب: ١٣٢١٧ تاریخ انتشار: ٠٦ اسفند ١٣٩٨ - ١٥:٣٦ تعداد بازدید: 1119
پرسش و پاسخ » شيعه
جدید
آیا حدیث غدیر به خاطر ماجرای جیش یمن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله صادر گردید؟

پاسخ:

ابتدا شرحی نسبت به جریان جیش یمن داشته باشیم که چگونه برخی آن را به غدیر مربوط می‌کنند:

ابن کثیر در کتاب البدایة والنهایة می‌گوید:

والمقصود أن عليا لما كثر فيه القيل والقال من ذلك الجيش بسبب منعه إياهم استعمال إبل الصدقة واسترجاعه منهم الحلل التي أطلقها لهم نائبه وعلي معذور فيما فعل لكن اشتهر الكلام فيه في الحجيج فلذلك والله أعلم.

البداية والنهاية، ج 5، ص 106

مقصود از حديث غدير اين است كه مردم گفتار نادرستي نسبت به اميرالمؤمنين داشتند، به خاطر اين كه سپاه از شتران بيت المال و از لباس هاي بيت المال به تن كرده بودند اميرالمؤمنين از اين كار آن ها جلوگيري كرد و با تندي با صحابه برخورد.

بعد مي گويد: اين عمل علي كار خوبي بوده است و معذور بوده است؛ ولي در ميان حجاج اين قضيه مشهور شد.

در ادامه ابن کثیر این ماجرا را این گونه به غدیر ربط می‌دهد:

لما رجع رسول الله من حجته وتفرغ من مناسكه ورجع إلي المدينة فمر بغدير خم قام في الناس خطيبا فبرأ ساحة علي.

البداية والنهاية، ج 5، ص 106

بعد از اين كه پيغمبر حجة الاسلام را انجام دادند و از مناسك حج فارغ شدند و به طرف مدينه مي آمدند و گذرشان به غدير خم افتاد، آنجا خطبه خواندند و علي بن ابي طالب را نسبت به اين بد بيني هايي كه صحابه داشتند، مبرا ساخت.

پاسخ اول:

مسافرت امیرالمؤمنین علیه السلام به یمن در سال 8 هجری بوده است و خطبه غدیر سال 10 هجری بوده است.

زيني دحلان كه مفتي مكه مكرمه است می‌گويد:

لم يكن سنة عشر إنما كان سنة عشر بعثه إلي بني مذحج، و أما بعثه إلي همدان فكان سنة ثمان بعد فتح مكة.

السيرة النبويه، زيني دحلان، ج2، ص371

اين كه در تاريخ آمده است كه علي بن أبي طالب سال 10 براي فتح يمن رفته است، اين هيچ ارتباطي ندارد و خيالي بيشتر نيست و كساني كه گفته‌اند، دچار توهم شده‌اند؛ چون رفتن علي به همدان براي فتح يمن، ارتباطي با سال 10 نداشته است؛ بلكه در سال 10 علي را به سوي قبيله مذحج بعد از فتح مكه فرستاد.

پاسخ دوم:

کسانی که از امیرالمؤمنین علیه السلام کدورت و شکایت داشتند، شکایت خود را در مدینه خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله مطرح کردند و پیامبر صلی الله علیه و‌ آله همان وقت پاسخ آن‌ها را داده است.

در کتاب معجم اوسط طبرانی آمده است از قول بریده که می‌گوید: خالد به من دستور داد كه به مدينه برو و به پيغمبر خبر بده در رابطه با آنچه كه علي انجام داده است:

فقدمت المدينة ودخلت المسجد ورسول الله صلي الله عليه وسلم في منزله وناس من أصحابه علي بابه فقالوا ما الخبر يا بريدة فقلت خير فتح الله علي المسلمين فقالوا ما أقدمك قال جارية أخذها علي من الخمس فجئت لأخبر النبي صلي الله عليه وسلم قالوا فأخبره فإنه يسقطه من عين رسول الله صلي الله عليه وسلم

المعجم الأوسط، ج 6، ص 162

بريده مي‌گويد: من وارد مدينه و داخل مسجد النبي شدم و تعدادي از صحابه هم دم در مسجد نشسته بودند، صحابه گفتند: چه خبر؟ گفت: خوش خبر هستم، خدا به مسلمان ها پيروزي عنايت كرد، گفتند: پس چرا تو زودتر، قبل از اين كه سپاه بيايد به مدينه آمدي؟ گفت: كنيزي را علي بن ابي طالب از خمس براي خودش گرفته است و استفاده شخصي كرده و تصرف در بيت المال كرده است، من هم آمده‌ام به پيغمبر خبر بدهم كه اين داماد شما از خمس كنيزي را گرفته است، صحابه گفتند: برو به پيغمبر خبر بده كه علي كنيزي را گرفته است و تصرف كرده است، اگر اين خبر را بدهي، علي از چشم پيغمبر مي‌افتد.

در روایت ابن ابی شیبه آمده است:

فتعاقد أربعة من أصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم إِذا لقينا رسولَ الله صلي الله عليه وسلم أخبرناه بما صنع عليّ

مصنف ابن أبي شيبة، ج 6، ص 372 و اسد الغابة، ج 4، ص 116

چهار نفر از صحابه پيامبر با هم پيمان بستند كه از علي بن ابي طالب پيش پيغمبر سعايت كنند.

ذهبي در تاريخ الاسلام مي‌گويد:

فأصاب علي جاريةً فتعاقد أربعة من أصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم لنخبرنه.

تاريخ الإسلام، ج 3، ص 630

علي بن ابي طالب نسبت به آن كنيزي كه از غنائم قرعه به نام او افتاده بود، تصرف كرد و چهار نفر از صحابه با هم عهد و پيمان بستند كه نزد پيغمبر بيايند و از علي شكايت كنند.

در اینجا همپیمان شدن صحابه بر علیه امیرالمؤمنین علیه السلام برای این که ایشان را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله خراب کنند به وضوح به چشم می‌خورد که این چیزی جز حسادت این صحابه به امیرالمؤمنین علیه السلام نیست؛‌ در حالی که اهل سنت همین افراد را ستاره‌های آسمان و عامل هدایت می‌دانند.

پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

ما تريدون من علي علي مني وأنا منه، وهو ولي كل مؤمن بعدي.

تاريخ الإسلام، ج 3، ص 631

از جان علي چه مي خواهيد؟ علي از من پيغمبر است و من پيغمبر از علي هستم و او ولي امر تمام مؤمنين بعد از من است.

خود ذهبی هم در رابطه با سند این روایت می‌گوید:

أخرجه أحمد في المسند والترمذي، وحسنه والنسائي.

تاريخ الإسلام، ج 3، ص 631

احمد در مسندش و ترمزي هم نقل كرده است و گفته است كه روايت حسن و معتبر است و نسائي هم نقل كرده است.

در برخی عبارات هم آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله به شدت از این شکایت برخی از صحابه خشمگین شدند:

بریده مي‌گويد: وقتي كه خدمت پيغمبر رسيدم و نامه خالد را به پيغمبر دادم:

فَرَأَيْتُ الْغَضَبَ في وَجْهِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم.

مسند أحمد بن حنبل، ج 5، ص 356 و سنن النسائي الكبري، ج 5، ص 133

غضب و خشم را در چهره پيغمبر ديدم.

بعد می‌گوید:

فقلت يا رَسُولَ اللَّهِ هذا مَكَانُ الْعَائِذِ بعثتني مع رَجُلٍ وأمرتني ان أُطِيعَهُ فَفَعَلْتُ ما أُرْسِلْتُ بِهِ فقال رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم لاَ تَقَعْ في علي فإنه مِنِّي وأنا منه وهو وَلِيُّكُمْ بعدي وانه مِنِّي وأنا منه وهو وَلِيُّكُمْ بعدي.

مسند أحمد بن حنبل، ج 5، ص 356 و سنن النسائي الكبري، ج 5، ص 133

من پناه مي‌برم از اينكه موجب غضب شما شدم، يا رسول الله من را با خالد فرستادي و دستور دادي كه از او اطاعت كنم و فرمانده من بوده است و نامه را او نوشته است، رسول الله فرمود: در رابطه با علي حرف بد نزن؛ چون علي از من است و من از علي هستم و او ولي شما بعد از من است.

در روايتي كه طبراني از بريده دارد مي‌گويد:

فخرج مغضبا وقال ما بال أقوام ينتقصون عليا من ينتقص عليا فقد انتقصني ومن فارق عليا فقد فارقني إن عليا مني وأنا منه.

المعجم الأوسط، ج 6، ص 162

از حجره خودشان در حال غضب بيرون آمد و فرمود: کسانی كه از علي بد گويي مي‌كنند و تنقيص مي‌كنند، چه شان است؟ هر كس از علي بدگويي كند و علي را تنقيص كند، من پيغمبر را تنقيص كرده است و هر كس از علي جدا شود، از من جدا شده است.

در همین ماجرای جیش یمن هم پیامبر به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کرده است.

در رابطه با ماجرای جیش یمن آیت الله دکتر حسینی قزوینی کتابی به زبان عربی نوشته‌اند که برای مطالعه بیشتر می‌توانید به لینک زیر مراجعه کنید:

دانلود کتاب "حدیث غدیر و شبهة شکوی جیش الیمن"

موفق و مؤید باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر

(عجل الله تعالی فرجه الشریف)



مطالب مرتبط:
آيا آيات ابلاغ و اكمال در غدير خم و امامت حضرت علي (ع) نازل شده است؟اگر منظور رسول خدا (ص) از حديث غدير، امامت امير مؤمنان (ع) بود، چرا صحابه دچار اختلاف شدند؟آيا رسول خدا (ص) در غدير خم حديث ثقلين را بيان كرده است؟آيا جمله « اللّهم وال من والاه ... » در حديث غدير از نظر سندي صحيح است؟ماجراي غدير را به طور اختصار بيان فرماييد؟


Share
1 | سید مرتضی | , ایران | ١٦:١٩ - ٠٦ اسفند ١٣٩٨ |
اگر اهل تسنن یک جمله بسیار کمتر از این را در مورد ابوبکر داشتند. با آن برای ابوبکر مقام خدایی اثبات می‌کردند اما به امیرالمومنین علیه السلام که می‌رسد سعی بر تشکیک در فضائل و امامت و خلافت ایشان می‌کنند

پاسخ:
با سلام
کاملا چنین است؛ مثال آن یکی جریان نماز ابوبکر است که پیامبر صلی الله علیه و آله وقتی فهمید ابوبکر به جای ایشان به نماز رفته است با آن حال شان که به شدت مریض بودند آمدند و ابوبکر را کنار زدند؛ اما اهل سنت برای این که از این هم فضیلتی برای ابوبکر بتراشند می گویند ابوبکر به پیامبر صلی الله علیه و آله اقتدا کرد و مردم به ابوبکر اقتدا کردند.
مثال دیگر آن جریان غار است که هرچند اسم ابوبکر در این آیه نیامده است؛ اما می گویند که ابوبکر یار غار بود؛ چون خود اهل سنت برای پذیرش ایه ای که در حق امیرالمؤمنین باشد یا امامت ایشان را بیان کرده باشد می گویند چرا اسم حضرت در قرآن نیامده است؛ در حالی که در این آیه غار هم اسم ابوبکر نیامده است.
از طرف دیگر آیه غار عدم ایمان همراه پیامبر صلی الله علیه و آله را ثابت می کند؛ زیرا سکینه فقط بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است و بر ابوبکر نازل نشده است و از آیات دیگر فهمیده می شود که هرگاه مؤمنی در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است سکینه بر او نازل شده است؛ اما در آیه غار سکینه بر ابوبکر نازل نشده است.
موفق و مؤید باشید
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
2 | اسماعیل | , ایران | ٢٣:٥٥ - ٠٩ اسفند ١٣٩٨ |
سلام
مسافرت حضرت علی به یمن جلوتر از حدیث غدیر اتفاق افتاده است و ربطی به هم ندارد :در ماجرای یمن چهار نفر از صحابه پيامبر با هم پيمان بستند كه از علي بن ابي طالب پيش پيغمبر بدگویی کنند و باصطلاح حضرت را از چشم پیامبر بیندازند که کار آنها بر عکس شد و خجالت زده بر گشتند و همدیگر را به خاطر این کار زشت سرزنش می کردند که پیامیر فرمود:از جان علي چه مي خواهيد؟او به همه ی شما اولا تر است ولی حادثه ی غدیر :
یک رویداد حساب شده از جانب خداوند بود که باید در آخرین حج پیامبر آن هم زمانی که مسلمانان می خواهند بعد از حج به وطن خود بر گردند و از آن نقطه راهها به هر منطقه ای تقسیم می شود پیامبر به دستور خدا باید برای این امت جانشینی انتخاب کند«ابن حجر عسقلانی» به سند صحیح در «المطالب العالیه» می نویسد(نبی مکرم صلی الله علیه و آله و سلم در محل غدیرخم حاضر شد و دست علی را گرفت، سپس فرمود: آیا شهادت می دهید که پروردگارتان الله است؟ همه گفتند بلی. فرمود: آیا شهادت می دهید که خدا و رسولش بر انفس شما اولی هستند؟ همه گفتند بلی.

پس فرمود: هرکس خدا و رسولش مولای اوست، پس علی نیز مولای اوست)
حاکم نیشابوری به سند صحیح در «المستدرک» می نویسد(«زید بن ارقم» می گوید پس از آنکه با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مکه خارج شدیم، در «غدیر خم» دستور توقف دادند و آن روز به شدت گرم و سوزان بود …

سپس فرمود: ای مردم! چه کسی بر شما اولی است؟ گفتند خدا و رسولش آنگاه فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست
التنویر شرح الجامع الصغیر ، ج10، ص 386
حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه . وقتی ابوبکر و عمر این جمله را شنیدند، بنابر نقل دارقطنی از سعد بن أبی وقاص گفتند: «پسر ابوطالب ! تو از الآن مولای هر مرد و زن مؤمن شدی». و همچنین نقل کرده که به عمر گفته شد: «تو با پسر ابو طالب برخوردی می‌کنی که با دیگر اصحاب نمی‌کنی» گفت: «زیرا او مولای من است
«ابن کثیر» عالم مشهور و مورد اعتماد وهابیت در «البدایه و النهایه» ج۷ ص۶۸۱می‌گویـد: «حدیـث مَن کُنتُ مَولاه… متواتر بوده و یقین دارم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این جمله را فرموده است.»
پس مشخص می شود ماجرای یمن باماجرای غدیر هیچ رابطه ای ندارد و کاملا دو موضوع جدا از هم می باشد
3 | رضا | , ایران | ١٥:٠٦ - ١١ اسفند ١٣٩٨ |
باسلام

ایا انتخاب 12نقیب در پیمان عقبه دوم به انتخاب انصار بود یا به انتصاب رسول خدا ؟؟؟متشکر اگر پاسخ دهید

پاسخ:
با سلام
به نظر می آید که 12 نقیب را خود انصار انتخاب کردند و پیامبر صلی الله علیه و آله هم آن ها را تأیید کرد:
اخرجوا الى منكم اثنى عشر نقيبا، يكونون على قومهم بما فيهم فاخرجوا اثنى عشر نقيبا ... ثم قال للنقباء: أنتم على قومكم بما فيهم كفلاء، ككفالة الحواريين لعيسى بن مريم، و انا كفيل على قومى، قالوا: نعم
طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 2، ص 363، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق.
موفق و مؤید باشید
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
4 | احمد | , ایران | ١٥:١٠ - ١١ اسفند ١٣٩٨ |
سلام علیکم
پیامبرص چند بار علی ع را به یمن فرستاد ؟؟از کتب اهل سنت اگه جواب بدید خیلی خوبه

پاسخ:
با سلام
 از بررسی روایات اهل سنت درباره سفر حضرت علی (علیه السلام) به یمن می‌شود استفاده کرد كه حضرت علی (علیه السلام) سه بار به یمن مسافرت نموده است:

الف) جهت تبلیغ اسلام

یکی از مسافرت‌های حضرت علی (علیه السلام) به یمن  برمی‌گردد به سال هشتم هجرت كه در این سفر حضرت لشکری را جهت دعوت مردم یمن به اسلام فرماندهی می‌کرد و با بعضی از قبائل وارد جنگ شدند و  قبیله هَمدان نیز به اسلام مشرف شدند، در این سفر بود که بریده به فرمان خالد بن ولید به مدینه رفته و از امیرالمومنین علیه السلام در مسجد مدینه، شکایت کرد: «فقدمت المدينة ودخلت المسجد ورسول الله صلي الله عليه وسلم في منزله وناس من أصحابه علي بابه».
المعجم الاوسط؛ ج 6، ص 162


ب) جهت قضاوت

مرتبه دیگر که حضرت علی (علیه السلام) به یمن مسافرت کرد، زماني بود که یمنی‌ها مسلمان شده بودند و نیاز به قاضی داشتند؛ لذا حضرت علی علیه السلام برای انجام قضاوت در میان یمنی‌ها به آنجا تشریف بردند.
مسند احمد؛ ج 1 ص 544

ج) جمع‌آوری زکات

یکی از سفرهای دیگر امیرالمومنین (علیه السلام) به یمن سال دهم هجرت صورت گرفت، در این سفر حضرت علی (علیه السلام) برای جمع‌آوری بیت‌المال و زکات مشرف شدند، این سفر بود که امام علی (علیه السلام) در راه برگشت به مدینه نامه‌اي از پیامبر (صلی الله علیه و آله) دریافت می‌کند، مبنی بر اینکه در حج کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حضور داشته باشد و ايشان نیز با گذاشتن یک فرد به عنوان نائب به سرعت خودش را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌رساند كه پيامبر نيز دستور می‌دهد که برگردد و با اصحاب خويش به حج مشرف شود؛ لذا وقتی حضرت علی (علیه السلام) به نزد اصحابش مراجعه می‌کند، در می‌یابد که اصحابش يك سري لباس‌هايي كه جزء مال بيت‌المال بوده را پوشيده‌اند و شترهايي را سوار شده‌اند. اميرالمومنين فرمودند: اين اموال بیت‌المال می‌باشد، شما حق استفاده نداريد اين‌ها بايد برگردد و به فرمان پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله تقسيم شود.
پيامبر از قيل و قالي در رابطه با اين قضيه با خبر مي‌شود و می‌فرمايد: «وعلى معذور فيما فعل...؛ علي نسبت به سخت‌گيري‌اي كه بر سپاه روا داشته است، عذرش پذيرفته است».
السیرة النبویة ج 4 ص 206
موفق و مؤید باشید
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
5 | نیشابوری | , ایران | ١٢:٠٥ - ٢٠ اسفند ١٣٩٨ |
سلام عزیزان.تو رو خدا جوابمو بدین
آیا حدیث بیماری امام کاظم(علیه السلام) که در جلد 59 بحارالانوار ص 99 امده صحیح السند هست؟
تو رو خدا جواب بدین.چون شما متخصص رجال شیعه هستین و بهتون اعتماد دارم.
چون ی عده میگن با این دارو و روایت میخوان از اسم امام کاظم سوء استفاده کنن و وجهه دین و مذهب اهل بیت رو تخریب کنن

پاسخ:
با سلام
این روایت در کتاب طب الائمه آمده است:
عن الرضا عليه السلام قال سمعت موسى بن جعفر عليهما السلام وقد اشتكى فجاءه المترفعون بالأدوية يعنى الأطباء فجعلوا يصفون له العجايب فقال : أين يذهب بكم اقتصروا على سيد هذه الأدوية الإهليلج والرازيانج والسكر في استقبال الصيف ثلاثة أشهر في كل شهر ثلاث مرات وفي استقبال الشتاء ثلاثة أشهر كل شهر ثلاث أيام ثلاث مرات ويجعل موضع الرازيانج مصطكي فلا يمرض إلا مرض الموت
طب الأئمة ( ع ) - عبد الله وحسين بن سابور الزيات ( ابني بسطام النيسابوري ) - ص 50
سند این روایت ضعیف است.
موفق و مؤید باشید
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
6 | شیعه اهل بیت | , ایران | ٠٧:٠٣ - ٢٧ اسفند ١٣٩٨ |
سلام خسته نباشید . در فضای مجازی دیدم که یک عده دارن این طور القا می کنند که تشیع علم رجال خودش را از اهل سنت گرفته. استنائ می کنند به یکی از سخنان ابن حر عاملی که گویا فرموده اصلطلاحات علم رجال را از اهل سنت گرفته است .لطفا اگر این تیکه از سخن ابن حر کامل نیست و در ادامه اش توضیح خاصی داده..متن کامل سخن ایشان را بزارید و اگر نه جواب دیگری وجود دارد ممنون میشم.

پاسخ:
با سلام
این که برخی اصطلاحات یک علم را از اهل سنت گرفته باشند دلیل نمی شود که بگویند تشیع علم رجال را از اهل سنت گرفته است.
ما روایات بسیاری داریم که از آن ها قواعد رجالی به دست می آید و همچنین روایاتی داریم که شیعیان در عصر معصومین یک سری قاعده های رجالی داشتند که از آن استفاده می کردند؛ اگرچه به صورت یک علم و مدون نبوده است.
موفق و مؤید باشید
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English