2021 March 7 - يکشنبه 17 اسفند 1399
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟
کد مطلب: ٥٠٠٩ تاریخ انتشار: ٠٨ دي ١٣٩٩ - ١٢:٠٠ تعداد بازدید: 201435
پرسش و پاسخ » شيعه
آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟

توضيح سؤال :

لطفا جريان حمله به بيت حضرت امير المومنين علي (ع) و ضرب و شتم حضرت فاطمه الزهرا ( س ) از كتب شيعه و سني را به صورت مفصل ( فايل ) برايم بفرستيد

با تشكر

براي ارائه به يكي از برادران سني كه گفته است اگر برايم ثابت كني كه عمر به حضرت فاطمه الزهرا ( س ) جسارت نموده از سني بودن دست بر ميدارم !!!!

پاسخ :

اين كه عمر بن الخطاب به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ، از قطعيات تاريخ است .

رواياتي كه در رابطه با هجوم به خانه حضرت صديقه طاهره در كتب اهل سنت آمده به چند دسته مي شود تقسيم كرد .

1. تهديد به سوزاندن خانه:

ذكرالطبري: باسناده عن زياد بن كليب قال: أتي عمر بن الخطاب منزل عليّ وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال: واللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلي البيعة»، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من بده فوثبوا عليه فأخذوه.

تاريخ الطبري: 2/443.

وابن أبي الحديد: عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر اليهم فقال: «والذي نفسي بيده لتخرجنّ إلي البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم .

شرح نهج البلاغه: 1/164 (2/45).

2. آوردن وسائل آتش سوزي و بي توجهي خليفه دوم بر اعتراض مردم:

وابن قتيبة: قال: ... وقال عمر: والذي نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها علي من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.

الامامة والسياسة: 1/12، أعلام النساء لعمر رضا كحالة: 4/114.

3 . آوردن وسائل آتش سوزي ودرگيري لفظي ميان حضرت صديقه و خليفه دوم:

البلاذري: باسناده عن سليمان التيمي وعن ابن عون: إنّ أبابكر أرسل إلي علي(عليه السلام)يريد البيعة فلم يبايع، فجاء عمر ومعه فتيلة فتلقّته فاطمة علي الباب، فقالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراك محرقاً عليّ بابي؟ قال نعم: وذلك أقوي فيما جاء به أبوك.

انساب الاشراف: 1/586.

أبو الفداء: قال: ... فأقبل عمر بشيء من نار علي أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضي اللّه عنها وقالت: إلي أين يابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.

تاريخ أبي الفداء: 1/164.

وابن عبد ربّه: الذين تخلّفوا عن بيعة أبي بكر: عليّ والعباس، والزبير، وسعد بن عبادة، فأمّا علي والعباس والزبير فقعدوا في بيت فاطمة حتّي بعث اليهم أبو بكر عمر بن الخطاب ليخرجوا من بيت فاطمة وقال له: إن أبوا فقاتلهم. فأقبل عمر بقبس من نار علي أن يضرم عليهم الدار فلقيته فاطمة فقالت: يابن الخطاب! أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.

العقد الفريد:5/12، طبعة مكتبة الرياض الحديثة.

4 . حمله خليفه دوم به حضرت صديقه طاهره

الشهرستاني: عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّي ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان في الدار غير عليّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب(عليهم السلام).

الملل والنحل: 1/57. طبعة بيروت، دار المعرفة.

قال المسعودي: فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّي أسقطت محسناً.

اثبات الوصية:143.

قال ابن حجر العسقلاني: إنّ عمر رفس فاطمة حتّي أسقطت بمحسن.

لسان الميزان:1/268.

قال الصفدي: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّي ألقت المحسن من بطنها.

الوافي بالوفيات: 5/347.

روايات فراواني از طريق اهل سنت و شيعه نقل شده است كه غضب فاطمه ، غضب پيامبر و غضب پيامبر غضب خداوند است :

عن علي رضي اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلي اللّه عليه وآله وسلم لفاطمة: «إنّ اللّه يغضب لغضبك، ويرضي لرضاك . هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه .

المستدرك: 3/153، مجمع الزوائد: 9/203، الآحاد والمثاني للضحاك: 5/363، الذرية الطاهرة النبوية للدولابي: 119، المعجم الكبير للطبراني: 1/108، 22/401، نظم درر السمطين للزرندي الحنفي: 178، الكامل لعبداللّه بن عدي: 2/351، تاريخ مدينة دمشق : 3/156، أسد الغابة :5/522، ذيل تاريخ بغداد: 2/140، 2/141 ميزان الاعتدال :2/492، الإصابة: 8/265،266، تهذيب التهذيب: 21/392، سبل الهدي والرشاد للصالحي الشامي: 11/ 44 .

عن المِسْوَر بن مَخْرَمَة أنّ رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم قال: «فاطمة بَضْعَة منّي فمن أغضبها أغضبني .

صحيح البخاري 4/210، (ص 710، ح 3714)، كتاب فضائل الصحابة، ب 12 ـ باب مَنَاقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم.

عن المسور بن مخرمة قال قال رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم: «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا .

صحيح مسلم 7/141 ح 6202) كتاب فضائل الصحابة رضي الله تعالي عنهم، ب 15 ـباب فَضَائِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِيِّ عَلَيْهَا الصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ .

و از قطعيات تاريخ است كه حضرت زهرا سلام الله عليها تا آخر عمر از دست خليفه و دار و دسته اش غضبناك بود و هر گز از آن ها راضي نشد .

محمد بن اسماعيل بخاري مي نويسد :

فغضبت فاطمة بنت رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم فهجرت ابا بكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

صحيح البخاري: 4/42، ش 2862.

بنا بر نقل ابن قتيبه دينوري ، وقتي ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت زهرا آمدند ، حضرت زهرا به آن ها گفت كه آن دو را تا آخر عمر پس از هر نمازش نفرين خواهد كرد .

واللّه لأدعونّ اللّه عليك في كلّ صلاة أصلّيها .

الإمامة والسياسة، تحقيق الشيري ج 1، ص 31.

اما از ديدگاه روايات شيعه ، اين كه قاتل حضرت زهرا سلام الله عليها ، عمر بن الخطاب است ، قطعي است . ما فقط به نقل يك روايت اكتفا مي كنيم :

وكان سبب وفاتها : أن قنفذا مولي عمر لكزها بنعل السيف بأمره ، فأسقطت محسنا ومرضت من ذلك مرضا شديدا ، ولم تدع أحدا ممن آذاها يدخل عليها .

سبب شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها اين بوده است كه قنفذ غلام عمر به دستور او ، آن حضرت را با غلاف شمشيرش زد . و اين سبب شد كه محسن سقط شود و حضرت زهرا شديدا مريض شوند . در مدتي كه مريض بودند ، به هيچ يك از آناني را كه او را اذيت كرده بودند ، اجازهء ملاقات نداد .

دلائل الإمامة ج 2 ، عنه بحار الأنوار : 8 / 230 - 232 ( ط الكمپاني ) ، 30 / 290 - 295 . 2 . مثالب النواصب : 371 - 374 ، 418 - 419 . 3 . الصراط المستقيم : 3 / 25 . 4 . مطارح النظر في شرح الباب الحادي عشر : 109 .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)



Share
361 | م-ع | , آمریکا | ٠٧:٢٧ - ١٩ مهر ١٣٨٩ |
اي عمر jتو كمتر از آني كه بخواي منو مسلمان كني.تو كي هستي؟اولا پيامبر صلي الله عليه و اله فرموده بود كه به مردم ايران حمله نكنيد.چرا خوب معلوم است چون ميدانست كه مردم ايران اهل بيت را صاحب اختيار خود قرار خواهند داد.عمر تو هم كه با اميرالمومنين عليه الصلوه و السلام دشمن بودي اين را ميدانستي پس به ايران حمله كردي.
362 | خادم الحسين محمد رحماني | , ایران | ١٦:٠٥ - ٠٥ آبان ١٣٨٩ |
باسلام خدمت مسلمانان عزيز كه با كمال ادب و احترام سعي دارن وقايع را روشن كنند ؛شيعه نبايد از طرح اين مسائل به خود ترسي وارد نمايد چراكه امامان و اوليائ ما طبق اقرار تمام اديان و بزرگان تاريخ از بهترين انسانها و پاكترين بشرها بوده اند وما نيازي به تقلا براي خوب جلوه دادن امامانمان نداريم بلكه معتقديم زبان و وجود شيعه نيز از توصيف و شرح گوهر وجود اين معصومان قاصر است. به عقيده بنده هركسي و هر وجودي گيرا و پذيراي حقانيت امامان ع نيستند فلذا اسرار ما براي روشن كردن نور اهل بيت در دلهاي تاريك عده اي بي فايده بوده ما را بجايي نمي رساند و ما بايد سعي بكنيم اين سعادت را با كمي خصاصت براي خود و فرزندان و نسل هاي بعديمان حفظ كنيم .در پايان از خداي بزرگ خواستارم كه هرچه زود تر اسباب فرج مولا ومقتدايمان حضرت بقيه الله اعظم؛ باب الله ؛ مهدي موعود (عج) را فراهم نمايد و جهان را از تاريكيهاي جهل و بي عدالتي نجات فرمايد.والسلام
صل الله عليك يا ابا عبدالله(ع)
363 | من حيدريم سر به سرم نگذاريد | , ایران | ١٣:٢٤ - ٠٦ آبان ١٣٨٩ |
سلام من تعصب خود را كنترل كرده ام و بي طرف مينويسم در ضمن كلي در اين رابطه مطالعه داشته ام. مگر غير از اين است كه : خطاب با خواهرش ازدواج كرد و ؟؟؟ (( عمر )) به دنيا آمد. خود خطاب هم از ؟؟؟ متولد شد. با مادر خود هم ؟؟؟ كرد و خواهر و دختري برايش متولد شد بعدها هم با همان خواهر ازدواج كرد و (( عمر )) متولد شد.
364 | من حيدريم سر به سرم نگذاريد | , ایران | ١٣:٢٦ - ٠٦ آبان ١٣٨٩ |
با سلام خدمت برادران عزيز
من حدوداً 70 درصد کامنت هاي شما را خواندم . اما آنها با اين اسناد فکر نميکنم راضي شوند . اگر ريشه اي تر ببينيد متوجه ميشويد همه چيز بخاطر محبت است.
ما محبت حضرت علي را داريم.
کاش اين مطلب که در مورد حديث معرفت است را بخوانيد :
http:
bc.najva.ir/index.php?topic=3117.0
محبت حضرت علي چيزي نيست که همه داشته باشند يا اينکه اکتسابي باشد فقط اگر آقا بخواهند از محبتشان به کسي زياد و به کسي کم ميدهند پس : به هر کس ، که ، بخواهند ، محبت ميدهند .
ما چرا ديگران را بخاطر نداشتن اين مهم محاکمه کنيم يا با آنها به بحث و جدل بپردازيم . آنها به ما ميگويند شما به مرده متوسل ميشويد ، اما مرده اربابان شمايند مطمئن باشيد اگر آنها ميتوانستند خواسته هاي شما را اجابت کنند شما هم به آنها متوسل ميشديد و چون ارتباطشان با دنيا قطع است درست ميگوييد و مرده اند. اما ما متوسل ميشويم و اگر شرايط درخواست را رعايت کرده باشيم مطمئنا" استجابت دعايمان را ميگيريم .
*جواب اينکه ميگوييد نبايد از غير خدا طلب چيزي کرد: ما از اهل بيت شناخت کسب ميکنيم و با شناختي که کسب کرده ايم خدا را ميشناسيم . اهل بيت ما داراي صفاتي از صفات خدا هستند . اما سر چشمه اصلي اين صفات خدا ميباشد . پس طبيعي است که اول بايد اهل بيت را بشناسيم ، از آنها طلب کنيم ، با آنها و کراماتشان بيشتر آشنا شويم بعد سراغ سرچشمه اصلي برويم و مطمئنا خداوند هم آن موقع که به اصول دينمان به خوبي پي برده ايم ما را بهتر ميپذيرد.

شما فکر مي کنيد ما نمي فهميم که بعد از هزار و چهار صد سال محرم را عزايي اينچنيني ميگيريم؟ نه شما نمي فهميد ، ما عزيزترين عزيزانمان اگر از دنيا بروند به خدا که به اندازه اندوه حسين (ع) در سينه هايمان غم نمينشيند . ما عقيده داريم که حسين (ع) در کربلا جنگيدند و در آن همه مصيبت که به امام وارد شد صبر پيشه کردند تا اسلام ناب زنده بماند و ماند . ما تا عمر داريم سپاسگذار حسين (ع) هستيم و از ايشان ميخواهيم محبتش را در دلمان بيشتر کند.

اينها همه حول محور محبت است که درکش براي شما مشکل است . البته در شيعيان هم محبت به طور يکسان پخش نشده منظورم کساني هستند که فقط شيعه به دنيا آمده اند و مطمئنا در مذهب شما هم از اين افراد زيادند .
نکته ديگر : اميد وارم بدانيد که ما چرا امروز قرآن مي خوانيم و قرآن چرا کتابي آسماني است و با ديگر کتب فرق دارد؟ مطمئن باشيد فقط بخاطر اين نيست که کلامي از سوي خداوند است . چون خدا قرآن را هزار و چهارصد سال پيش به پيامبر نازل کرد و از هزار سال پيش تا به حال مطمئنا اگر مانند ديگر کتب بود در اين زمان کسي ديگر قرآن نميخواند و اسلام از بين ميرفت . فقط به اين دليل است که قرآن (معجزه قرآن) کتابي هست که محتوايش براي همه ي زمانها ميباشد و همه ي زمانها را مورد خطاب قرار ميدهد .
شيعيان ميدانند که به جز قرآن اهل بيت و سخنانشان نيز به اين شکل است چرا که آنها مترجمان و مفسران راستين قرآنند . و حضرت محمد (ص) ميفرمايند : ( من در بين شما دو يادگار گرانبها و سنگين باقى ميگذارم كتاب خدا و خاندانم و تا شما به اين دو يادگار اصيل چنگ زنيد هرگز گمراه نميشويد و اين دو هميشه باهمند تا در كوثر بر من درآيند )
و على (ع) در خطبه 239نهج البلاغه درباره شناخت امامان چنين ميفرمايد :
« كرائم اخلاقى قرآن در وجود آنان متجلى است ، آنها گنجينه‏هاى عنايت پروردگارند ، اگر سخن بگويند به راستى گويند و اگر خاموش مانند كسى نتواند در سخن بر آنها پيشى گيرد ، هر پيشوائى بايد به پيروانش راست بگويد و خرد خود را بكار اندازد و فرزند آخرت باشد ، زيرا از آن سراى آمده و بدان سراى باز ميگردد » نتيجه ميگيريم اگر امامان نمى‏بودند ، قرآن كتابى ، بيروح و دور از صحنه عمل بود و به تنهائى نمى‏توانست برهبرى مردم بپردازد و سخن نادرست ( كتاب خدا براى ما بس است ) از دهان كسى برآمد كه با امامان دشمن بود و خود ميخواست با ناشايستگى جامه امامت را در پوشد .

فکر ميکنم ديگر به همين ها بسنده کنم کفايت کند . در آخر هم دو سند از علماي اهل سنت ميگذارم.
(( مير علي همداني شافعي در اوايل مودت ششم از « موده القربي» از خليفه ي ثاني عمر نقل مي نمايد که چون پيغمبر عقد اخوت بين اصحاب بست، به علي فرمود: هذا علي اخي في الدنيا و الاخره و خليفتي في اهلي و وصيي في امتي و وارث علمي و قاي ديني ماله مني مالي منه نفعه نفعي و ضره ضري من احبه فقد احبني و من ابغضه فقد ابغضني = اين علي برادر من است در دنيا و اخرت و خليفه ي من است در اهل من و وصي من است در امت من و وارث علم و ادا کنند ي دين من، مال او از من و مال من از اوست،نفع او نفع من و ضرر او ضرر من است، کسي که او را دوست بدارد مرا دوست داشته و کسي که او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است ))
و حديث خلقت:
((امام احمد بن حنبل در « مسند » و مير علي همداني شافعي در « موده القربي» و ابن مغازلي فقيه شافعي در « مناقب» و مولانا ديلمي در « فردوس» با سلسله روايات و اسناد صحيحه نقل مي نمايند که پيغمبر فرمود: خلقت انا و علي من نور واحد قبل ان يخلق الله تعالي ادم باربعه عشر الف عام فلما خلق الله تعالي ادم رکب ذلک النور في صلبه فلم يزل في شي ء واحد حتي افترقا في صلب عبدالمطلب فقي النبوه و في علي اخلافه = من و علي از يک نور افريده شديم، قبل از ايجاد ادم به چهارده هزارسال ،پس از خلقت ادم ان نور را در صلب ادم قرار داد، پس بلا زوال با هم يکي بوديم تا در صلب عبدالمطلب از هم جدا شديم، پس در من نبوت و در علي خلافت مقرر گرديد.))
و بدانيد
((خداوند در قرآن به مسلمانان ميفرمايد" نگوييد که ايمان آورده ايم بلکه شما اسلام آورديد" و نشانه ايمان قبول سفارشات حضرت محمد به اهل بيت و قرآن و اعتقاد و پيروي از جانشين بلافصل پيامبر(ص) اسلام و علي (ع) و يازده تن از فرزندان او ميباشد ))

اميدوارم در شناخت امامان توانسته باشم يک قطره از درياي وجودشان را به شما نشان دهم .
365 | فاطيما هاشمي | , ایران | ٠١:٤٢ - ٢١ آبان ١٣٨٩ |
سلام خسته نباشي آيه 28 سوره مبارك فصلت د ر مور د عمر وابوبكر است آيه مي فرمايد كساني كه كافر شدند مي گويند(در قيامت) پروردگار ما به ما نشان بده آن دو نفر را كه گمراه كردند ما را از جن و انسان تا قرار دهيم آن دو را زير پاهايمان تا پست وذليلترين مردم شوند سوره تحريم در مزمت عايشه وحفصه آمده وكقر آنها را ثابت كرده اگر باور نمي كنيد مرا جعه كنيد و شان نزول آنرا در بخاري ببينيد
366 | من حيدريم سر به سرم نگذاريد | , ایران | ١٩:٢٠ - ٢٤ آبان ١٣٨٩ |
جنايات و عشق قدرت عمر (لعنت الله ) بر كسي پوشيده نيست كه خودتان در تاريخ طبري و در غدير خم هم از زبان پيامبر شنيدايد كه :
هر كس كه من مولاي اويم از اين به بعد علي مولاي اوست
شما مولا را به دوست تشبيه كرديد نا مسلمان ها
دايه دار چه هستي ؟ اين كه ايراني مسلمان كرده ايد ؟
ايراني هاي قديم برابر همان تاريخ طبري خودتان از روي اينكه غريبه ها به آنها متجاوز نكنندبه دروغ به اسلام گرويدند.
از زمان شاه اسماعيل و شاه عباس بود كه از روي كينه اي كه به عمر داشتند و حب علي كه در دلشان افتاد شيعه شدند
چشمتان كور و دندتان نرم
جهت اطلاع آن دشمن خار كرده اين مطلب را مي نويسم كه همين حالا با گذشت 1400 سال از آن تاريخ ما به دين خود استواريم
شما چه كه با بادي به چپ و با نسيمي به راست مي رويد اي دورو هاي دروغ گو به ظاهر مسلمان
367 | منتظر منتقم فاطمه | , ایران | ١١:٠٦ - ٣٠ آبان ١٣٨٩ |
سلام.
اي شيعه ها
برادران اينها خودشان را به خواب زده اند.
اللهم عجل لوليك الفرج
368 | ساره | , امارات متحده عربی | ١٢:٤٧ - ٠٤ آذر ١٣٨٩ |
اللهم العن كل من ظلم آل محمد
اللهم اجعلنا من انصار محمد وآل محمد
السلام على فاطمه وابيها وبعلها وبنيها والسر المستودع فيها
369 | بنده خدا | , ایران | ٢٤:٣٥ - ٢٨ آذر ١٣٨٩ |
آقاي محترم گون رو تو چشم خودت نمي بيني اما يه خار رو تو چشم مردم ميبيني اگر واقعا مردي و خودت را مسلمان مي داني براي خدا بندگي کن من خودم سني هستم و هيچ تعصب خاصي نه به عمر(رض) يا علي(رض) ندارم نه حب و نه بغض آنها در دنيا و آخرت سودي برام ندارد عمر يا علي هر کاري کرده اند خوب يا بد اجرشان را ميبينند ××گر خواهي سالاري دنيا كني خدا را بندگي كن××
370 | عبدالله | , ایران | ٢١:٢٧ - ٢٩ آذر ١٣٨٩ |
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ(1)مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ(2)سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ(3)وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ(4)فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ(تبّت5)
صدق الله العلي العظيم
371 | من حيدري ام سر به سرم نگذاريد | , ایران | ١٥:١٦ - ٠٢ دي ١٣٨٩ |
بسم الله الرحمن الرحيم
خدمت همه برادران سلام عرض ميكنم.
خطاب به بنده خدا مينويسم : شيعه بندگي خدا را ميكند و در ضمن بندگي وظيفه دارد ولايت امام علي (ع) را نيز داشته باشد و اين جز اصول دينمان ميباشد (پايه دين) . در ضمن قصد توهين ندارم ولي عمر مگر كي هست كه بخواهيد به او تعصب داشته باشيد ؟ عمر قصدش خلافت بود كه به آن رسيد اما او خلافت كس ديگري راغصب كرد كسي كه از جانب خدا جانشين پيامبر شده و داراي تمامي صفات جانشيني ميباشد مانند : علم ، عصمت ، تقوا و عدل . اما اگر ما متعصب هستيم بخاطر اين است که علي (ع) را ذره اي شناختيم و به ايشان به عنوان جانشين رسول الله (ص) ايمان کامل داريم و دشمنش را دشمنمان ميدانيم . قابل ذکر است در وجود مبارک حضرت علي (ع) سرّي وجود دارد که همان محبت ايشان ميباشد و محبت ايشان را خدا به هر کس که بخواهد ميدهد (از زبان مبارک پيامبر (ص) هم بيان شده) ، آيا عمر نيز اين صفت را داراست که شما بخواهيد حب داشته باشيد؟ افرادي هم که بر خلاف جنابعالي متعصب به عمر ميباشند (وهابيون) ريشه هاي نا سالمي دارند و فقط به نابودي تشيع فکر ميکنند و زير گروه اين دسته انسانهاي ناداني ميباشند (البته تبليغات زيادي براي وهابيت ميشود ، اما انسان بايد از عقلش کمک بگيرد) و آخرين کار شومشان را نيز در واقعه ناگوار عزاداران سيستاني شاهد هستيد .
حال تشيع : کافيست ذره اي از محبت و معرفت حضرت علي (ع) به کسي داده شود ، او از بهترين بندگان خدا ميشود و براي بندگي کردن خدا که شما فرموديد ، بايد فرستاده ي خدا را شناخت و چون حضرت محمد (ص) آخرين فرستاده خدا ميباشد و ديني جديد با معجزه اي جديد از جانب حق تعالي آورده و بخاطر عمر معمولي حضرت (مثال: عمري که حضرت نوح کردند نهصد سال هم نقل شده است) طبيعتاً از طرف خداوند بايد براي خود جانشيني دانا و داراي صفاتي خاص انتخاب کند تا او قرآن را براي مردم تفسير کند و مسائل شرعي مردم را توضيح دهد و همچنين با عدل خود مسائل حقوقي را حل و فصل نمايد و اين مورد بايد ادامه داشته باشد يعني فرزندان و فرزند زادگان حضرت علي (ع) که يازده نفر ميشوند از طرف پيامبر نام برده شده اند و آنها هم از طرف خدا داراي اين صفات بوده اند ، به خاطر طولاني شدن بحث وارد موضوع نميشوم ولي اگر لازم باشد گروه پاسخ به شبهات ميتوانند سند هاي اين حديث را مطرح کنند. حال بحث برتري علي (ع) از تمامي گزينه هاي خلافت : مگر علي (ع) بعد از رسول الله (ص) اولين مسلمان مرد نبود؟ ( مسلماني که از سر آگاهي و درک خود مسلمان شد ، نه با زور و همچنين ترس از قدرتي که اسلام به دست آورده بود ) آيا رسول الله (ص) نفرمودند : من شهر علمم و علي درب آن ، هر کس بخواهد وارد شهر شود بايد از درب بگذرد. ( فکر کنيد چرا رسول الله (ص) خود را به شهر و علي (ع) را به درب آن شهر تشبيه کردند و چرا فرمودند: هر کس ميخواهد وارد شود بايد از درب بگذرد ، آيا اين فقط راجع به علم بوده يا اينکه منظور ايشان شرط مسلمان شدن هم بوده؟ چون ولايت حضرت علي (ع) کامل کننده نبوت پيامبر(ص) و دين اسلام است و فرد زماني مسلمان شناخته ميشود که به جز اعتقاد داشتن به : توحيد و نبوت رسول خدا(ص) ، به امامت (ولايت) و عدل و معاد هم پايبندي داشته باشد)
اگر منظور از حديث ، ولايت هم نبوده باشد باز هم غدير خم و زکات دادن حضرت علي (ع) در رکوع و برادر و وصي خواندن ايشان توسط پيامبر (ص) سندي بر ولايت ايشان است.
در آخر ذکر کنم که محبت حضرت علي (ع) اکتسابي نيست اما شايد خداوند در سرنوشت کسي از اهل سنت هم اين مهم را قرار داده باشد (خيلي ها از اهل سنت به تشيع گرايش پيدا کرده اند و ميکنند) و اينکه شما محبتي از عمر نداريد و پايبندي به دين خدا را ملاک زيستن قرار ميدهيد امتياز بزرگي است . اما تا زنده ايد فرصت داريد حضرت علي (ع) را بشناسيد شايد خداوند خواسته شما در سنين بالاتر به تشيع وارد شويد . که در آن صورت مقام شما به عنوان شيعه از من شيعه زاده (با اينکه دينم و مذهبم را به خوبي ميشناسم و در مورد پيامبري رسول خدا (ص) و جانشين بعد از ايشان تحقيق زيادي کرده ام) خيلي بالا ترست.
در كامنت 364 هم توضيح بيشتري داده ام.

اگر سوالي داشتيد در خدمتم.
372 | سگ آستان حيدر | | ١٩:٥٧ - ٠٤ دي ١٣٨٩ |
نفرين خداوند بر کساني که سرنوشت اسلام را دگرگون کردنند (فقط حيدر اميرالمومنين است)
373 | محمدباقر | , کویت | ١٣:٥٤ - ٠٥ دي ١٣٨٩ |
345 نام و نام خانوادگي: عمر - تاريخ: 13 شهريور 89 - 15:02:50
كثر شما برادران اهل تشيع به مفهوم آيه‌هاي قرآن واقف نيستيد يا خودتان را به آن راه زده‌ايد و گرنه قرآن به مسلمانان دستور استطاعت از مردگان را نداده است. آيه مباركه (و اذا سالك عبادي عني فاني قريب .....) توجه كرده‌ايد كه خداوند متعال به مسلمانان دستور مي‌‌دهد كه دعاها و مشكلات خودتان را پيش من اظهار كنيد كه من از رگ گردن شماها بهتون نزديك‌ترم. پس چه نياز به مرده‌هايي‌که دست‌شون از دنيا قطع مي‌باشد. بالفرض مثال اگر اين را که شما مي‌گوييد آنان بندگان محبوب خداوند بوده‌اند، از پيامبر عظيم الشان اسلام که مقرب‌تر نيستند. چرا از پيامبر نخواهيم به جاي امامان. اما توهين و لعنت فرستادن براي خلفاي راشدين، کاري به جز احمقانه چيزي نيست. بنده به تمام سايت‌هاي شما سرک مي‌کشم تا از عقايد پوچ و واهي شماها اطلاع دارم که هيچ إبايي از زير سوال بردن حضرت علي نداريد. مثال: عمر، أم کلثوم را از علي خواستگاري کرد. علي در جواب گفت: دخترم کوچک مي‌باشد، ولي برايت مي‌فرستم تا از نظرت جويا شوم. ام کلثوم پيش عمر رفت و همراه با يک پارچه که علي بهش گفت: از عمر سوال کن: آيا از اين پارچه خوشت مي‌آيد يا نه؟ عمر با ديدن ام کلثوم در جواب آن گفت: بله، خدا از علي راضي باشد. دست برد ام کلثوم را بغل کرد. اما او پر خاش کرد و گفت: اگر امير مومنان نبودي، مشتي به بينيت مي‌زدم. ام کلثوم به نزد پدر برگشت و گفت چه پيرمرد گناه‌کاري بود! تمام ماجرا را برايش تعريف کرد و علي در جواب گفت: دخترم! اون شوهر تو مي‌باشد. حال با گفتن اين اراجيف، چي مي‌خواهيد ثابت کنيد که علي از غيرت، صفر درجه بود که دخترش را هم‌چون کالايي روانه خانه عمر کند و بعدش با حرکتي که عمر کرد هيچ واکنشي از خودش نشان نداد. حتما باز هم مصلحت نبوده. خاک عالم بر چنين پيرواني که امام‌شان را به سرحد بي‌غيرت و بي‌ناموسي نشان مي‌دهند. فرداي قيامت جواب خدا را چه مي‌دهيد؟
مي دهي كمي مطالعه وبخوان كه اين داستانهايي است كه اهل سنت انها را روايت كرده اند.

نام و نام خانوادگي: عمر - تاريخ: 12 مهر 89 - 00:31:36
بي شرفاي رافضي اگه من شمارو مسلمان نميکردم الآن با خواهر خود هم بستر ميشديد اي مجوسهاي کثيف

چه مدركي در اين باره داري كه اينچنين به مردم ايران زمين نسبت ناروايي مي زني.
ايا ملتي كه بيش از هزار ودويست سال دولت وتمدن دارند اين چنين اعمالي را مرتكب مي شوند. در صورتي كه در قبايل وحشي بدون تمدن وبين بت پرستان نيز چنين كارهاي انجام نمي شود.
374 | منتظر م.آ.م | , ایسلند | ١٥:٢٠ - ٠٦ دي ١٣٨٩ |
به نظر من اشخاص ... در حدى نيستند كه بخواهيد درباره آنها صحبت كنيد بيشتر درمورد مناقب امير المومنين بنويسيد
375 | محسن | , ایران | ٢٣:٤٢ - ٠٦ دي ١٣٨٩ |
از: عمربن الخطاب خليفه المسلمين به : يزدگرد سوم شاهنشاه پارس يزدگرد! من آينده خوبي براي تو و ملتت نمي بينم مگر اينکه پيشنهاد مرا قبول کرده و بيعت نمايي. زماني سرزمين تو بر نيمي از جهان شناخته شده حکومت ميکرد ليکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهي براي نجات به تو پيشنهاد مي کنم. شروع کن به عبادت خداي يگانه ، يک خداي واحد ، تنها خدايي که خالق همه چيز در جهان است. ما پيغام او را براي تو و جهان مي آوريم ، او که خداي حقيقي است. آتش پرستي را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستي را که کذب مي باشد متوقف کنند و به ما بپيوندند براي پيوستن به حقيقت. الله خداي حقيقي را بپرستيد ، خالق جهان را. الله را پرستش نماييد و اسلام را بعنوان راه رستگاري خود قبول کنيد. اکنون به راههاي شرک و پرستش کذب پايان داده و اسلام را بعنوان ناجي خود قبول کنيد. با اجراي اين تو تنها راه بقاي خود و صلح براي پارسيان را پيدا خواهي نمود. اگر تو بداني چه چيزي براي عجم( لقبي که عربها به پارسيان مي دادند به معني کودن و لال) بهتر است ، تو اين راه را انتخاب خواهي کرد. بيعت تنها راه مي باشد. (محل امضاي عمر) خليفه المسلمين عمربن الخطاب پاسخ يزدگرد سوم به نامه عمربن الخطاب از: شاهنشاه ، شاه پارس و غيره ، شاه کشورها ، شاه آريايي ها و غير آريايي ها ، شاه پارسها و ديگر نژادها و نيز تازيان ، شاهنشاه پارس ، يزدگرد سوم ساساني. به: عمربن الخطاب ، خليفه تازي( لقبي که پارسيان به عربها مي دهند به معني سگ شکاري ) به نام اهورا مزدا ، آفريننده جان و خرد. تو در نامه ات نوشته اي مي خواهي ما را بسوي خداوندت الله البر هدايت کني ، بدون دانستن اين حقيقت که ما که هستيم و ما چه را پرستش مي نماييم! شگفت انگيز است که تو در جايگاه خليفه تازيان تکيه زده اي! با اينکه خردت به مانند يک ولگرد پست تازي است ، ولگردي در بيابان تازيان ، و مانند يک مرد قبيله اي باديه نشين! مردک! تو به من پيشنهاد مي کني که يک ايزد يگانه و يکتا را پرستش نمايم بدون اينکه بداني هزاران سال است که پارسها ايزد يکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت مي نمايند! سالهاست که در اين سرزمين فرهنگ و هنر ، اين راه عادي زندگي بوده است. زمانيکه ما سنت ميهمان نوازي و کردارهاي نيک را در گيتي پايه گذاري نموده و پرچم ” پندار نيک ، گفتار نيک ، کردار نيک “ را برافراشتيم ، تو و نياکانت بيابان گردي مي کرديد ، سوسمار مي خورديد زيرا که چيز ديگري براي تغذيه خود نداشتيد و دختران بيگناه خود را زنده بگور مي نموديد! مردم تازي هيچگونه ارزشي براي آفريدگان خداوند قايل نيستند! شما فرزندان خدا را گردن مي زنيد ، حتي اسيران جنگي را ، به زنان تجاوز مي کنيد ، دختران خود را زنده بگور مي نماييد ، به کاروانها يورش مي بريد ، قتل عام مي کنيد ، زنان مردم را دزديده و اموال آنها را به يغما مي بريد! قلب شما از سنگ ساخته شده ، ما تمام اين اعمال اهريمني را که شما مرتکب مي شويد محکوم مي کنيم. چگونه شما مي توانيد به ما راه خدايي را تعليم داده در حاليکه اين گونه اعمال را مرتکب مي شويد؟ تو به من مي گويي پرستش آتش را متوقف کنم! ما ، پارسها عشق آفريدگار و نيروي او را در روشني آفتاب و گرماي آتش مشاهده مي نماييم. روشني و گرماي آفتاب و آتش ما را قادر مي سازد تا نور حقيقت را مشاهده نموده و قلبهايمان را به آفريدگار و به يکديگر شعله ور نماييم. به ما کمک مي کند تا به يکديگر مهر بورزيم ، ما را روشن نموده و قادر مي سازد تا شعله مزدا را در قلبهايمان زنده نگهداريم. خداوندگار ما اهورا مزداست و عجيب است که شما مردم نيز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله اکبر نامگذاري نموديد. اما ما مثل شما نيستيم ، ما با شما در يک رده نيستيم. ما به نوع بشر کمک مي کينم ، ما عشق را در ميان بشريت مي گسترانيم ، ما نيکي را در زمين مي گسترانيم ، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ هاي ديگر بر روي زمين مي گسترانيم ، درحاليکه شما بنام الله سرزمين هاي ديگر را مورد تاخت و تاز قرار مي دهيد شما مردم را قتل عام مي کنيد ،قحطي به ارمغان مي آوريد ، ترس و فقر براي ديگران به راه مي اندازيد ، شما به نام الله اهريمن مي آفرينيد. چه کسي مسئول اين همه بدبختي است؟ آيا اين الله است که به شما فرمان مي دهد تا بکشيد ، غارت نماييد و تخريب کنيد؟ آيا اين شما رهروان الله هستيد که بنام او اين اعمال را انجام ميدهيد؟ يا هردو؟ شما از گرماي بيابان ها و سرزمينهاي سوخته بي حاصل و بدون منابع برخاسته ايد، شما مي خواهيد از طريق لشگر کشي و زور شمشيرهايتان به مردم درس عشق به خدا دهيد ، شما وحشيان بياباني هستيد ، در حاليکه مي خواهيد به مردم شهر نشين مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگي مي کنند درس عشق به خدا بدهيد! ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داريم ، که به راستي يک ابزار نيرومند مي باشد! به ما بگوييد؟ با تمام لشگر کشي هايتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به اين ارتش اسلامي چه آموخته ايد؟ شما چه چيز به مسلمانان آموخته ايد که بر آن ابرام مي ورزيد تا آنرا به ديگر ملل غير مسلمان نيز بياموزيد؟ شما چه فرهنگي از اين الله خود آموخته ايد ، که حالا مي خواهيد به زور آنرا به ديگران تعليم دهيد؟ افسوس آه افسوس... که امروز ارتش هاي پارسي از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما مي بايد همان خدا را پرستش نماييند ، همان پنج نوبت در روز را ، اما با زور شمشير و او را به عربي عبادت نمايند . پيشنهاد مي نمايم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بيابانهاي خود به جايي که در آن زندگي مي کرديد برگرديد. آنها را به جايي برگردان که در آن عادت به سوختن در گرماي آفتاب را دارند ، زندگاني قبيله اي ، خوردن سوسمار و نوشيدن شير شتر ، من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمين هاي حاصلخير ، شهرهاي متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاري. اين ”جانوران قسي القلب “ را ، براي قتل عام مردم ما ، دزديدن زنان و فرزندان ما ، تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسير ، آزاد مگذار! به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اينگونه اعمال شوند ، به رفتار جنايتکارانه خود پايان ده. آريايي ها بخشنده ، گرم ، ميهمان نواز و مردمي نجيب بوده و هرجايي که رفته اند آنها بذر دوستي خود را گسترانده اند ، عشق و خرد و حقيقت. بنابراين ، آنها نبايد تو و مردمت را براي رفتار جنايتکارانه و راهزني مجازات نمايند. من از تو درخواست مي کنم که با الله اکبر خودت در بيابانهايت بمان و به شهرهاي متمدن ما نزديک مشو زيرا که اعتقادات تو ” خيلي مهيب “ و رفتارت ” بسيار وحشيانه “ مي باشد. (محل امضاي يزدگرد سوم ) شاهنشاه يزدگرد سوم ساساني
376 | محدثه شكوهنده | , ایران | ٢١:٤٢ - ٠٧ دي ١٣٨٩ |
مگردوستي مولي متقيان اميرجن وانس بادشمنش قابل جمع است اجتماع نقيضين طبق گفته خودحضرت دروغ گفت کسي که ميگويد مرادوست داردودشمنان مراهم دوست دارد...... قال النبي ص اناوعلي ابوا هذه الامه
377 | فاطمه معمار | , ایران | ٢٤:٠٤ - ١٣ دي ١٣٨٩ |
من خدايم که همه نام مرا مي جويند همه ذرات جهان حمد مرامي گويند من خدايم که همه راه مرا مي پويند همه جانها به يد قدرت من مي رويند همه چيز وهمه کس در همه جا مال من است دل هر جامد وجنبنده به دنبال من است آن زمانيکه زمان ياد ندارد چه زمان آن مکاني که مکان ياد ندارد چه مکان دل من درپي يک واژه بي خاتمه بود اولين واژه که آمد به نظر فاطمه بود از طفيل گل او ساخته ام دنيارا من به عشق رخ او ساخته ام طه را ميل او بود که سازم علي اعلي را جبرئيل وفلک وآدم وهم حوا را از ازل تا به ابد هرچه وهرکس هستند همه مديون رخ فاطمه من هستند از ميان همه آثار که از من برجاست همه دار وندارم گل روي زهراست نه همين بهر پدر پاره اي از تن باشد فاطمه پاره از جان وتن من باشد
378 | اميرعلي | , ایران | ٢٤:٣٩ - ١٥ دي ١٣٨٩ |
بسم الله الرحمن الرحيم خدمت همه برادران مسلمان سلام عرض ميكنم. من خودم شيعه هستم ولي خداي اگر امام علي مردي بوده كه زنش راكشته اند و25سال پشت سرقاتل همسرش نمازخوانده اين چه مردي بوده ماميگيم حضرت علي شيرخدا بوده مردي قوي بوده است خوب وقتي كسي باشد كه نتواند ازخانواده خود دفاع بكند چطورميتواندجانشين باشد واز مردم وحق مسلمانان دفاع بكنديا ان زمان چگونه فهميده اند بچه پسر است يادختر واسم اورا گذاشته اند محسن

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

بهتر بود با همان نام‌هاي قبلي يعني عبد الله ، اهل سنتم ، و نيما كه هر سه به عنوان يك سني وارد سايت شده‌ بودند ، وارد مي‌شديد !

گروه پاسخ به شبهات

379 | محمود وطن | , ایران | ٠٨:٢٦ - ١٨ دي ١٣٨٩ |
حضرت عمر (رض) اسلام واقعي يعني اهل سنت را به ايران اورد و باعث شد عقيده درست دانشمنداني مانند فارابي و عمر خيام و ابوبكر رازي
و شاعراني مانند فردوسي و نظامي و سعدي و حافظ ومولوي حاصل شود.
380 | بي طرف | , ایران | ١٤:٤١ - ٢٦ دي ١٣٨٩ |
به خدا پناه ميبرم از اين همه عناد و دشمني و شکافي که بين مسلمانان و اصحاب محمد ( ص ) بوجود آمده يا ايهاالمسلمون اتحدو اتحدو
381 | بيطرف | , ایران | ١٤:٤٤ - ٢٦ دي ١٣٨٩ |
از صاحب سايت خواهش مينکم برا جلوگيري از اين مباحث تند بي نتيجه دعوت به مباحثي شود که باعث اتحاد مسلمين گردد .

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

بهتر است براي فهميدن معناي درست اتحاد به آدرس ذيل مراجعه كنيد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=55

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

382 | كلب كوي عباس (ع) | , ایران | ٢١:٢٩ - ٢٩ دي ١٣٨٩ |
از مدير سايت خواهش ميكنم اسم حضرت را در معرض ديد نا محرمان قرار نديد . درسته كه بي حرمتي عمر بايد به همه اثبات شود اما اينجا خيلي نا محرم رفت و آمد ميكند . قصيده حضرت خضر و الياس و حضرت امير المومنين (ع) تا كور شود هر آن كس نتواند بيند ! : در حديث است كه روزي علي عمراني آن شفيع همه خلق جهان رحماني ظاهرا بود به سن دو سه سال آن سرور با پسرهاي عرب بود سوي راه گذر كوچه و شهر مدينه بشد آن زوج بتول با پسرهاي عرب بود ببازي مشغول از قضا خضر بر آن كوچه عبورش افتاد سوي طفلان عرب بهر كرم روي نهاد زانميانه يكي از طفل عرب گشت بلند قامتش سروو برخ ماه دو گيسو چو كمند گفت اي خضر سلامم بتو يا پيغمبر هر كجا ميروي امروز مرا با خود بر خضر گفتا كه ايا كودك نيكو منظر اين خيالي كه تو را هست ز سر باز گذز كي تواني كه تو با ما قدمي ساز كني گر شوي همچو يكي مرغ و تو پرواز كني ده دو گام نهم هر دو جهان را يكدم نيست مانند من امروز كسي در عالم بگذر از اين سخناني كه محالست بدان عمرت امروز بشب گشت سه سالست بدان اين زمان بهر تماشاي تو مستور شوم ديده بر بند كه تا از نظر تو دور شوم ميشوم غايب از اينجا تو مرا پيدا كن گربجويي تو مرا انچه كني با ما كن مظهر كل عجائب بشنيد اين سخنان گفت البته قبول است مرا از دل وجان ديده خويش ببندم تو برو از نظرم زانكه از حال تو اي خضر همه با خبرم ديده بنهاد بهم شاه و بشد خضر روان سوي مشرق بشد انلحظه بسي شكر كنان گفت يارب تو همان كودك من ياري كن هر كجا هست خدايا تو نگهداري كن ناگهان از عقبش گفت كه آمين اي خضر هست در شان تو هم سور ياسين اي خضر گر قبولت نبود بار دگر غائب شو بررخ خويش نقابي زن و بر حاجب شو باز آن زنده دل از روي ادب شد به حجاب بار ديگر سوي مغرب شدوبربست نقاب شهر مغرب چو قدم زد پس از آن بيرون شد بر سر راه ملاقات شه مردان شد طفل گفتا كه ايا خضر ترا مينگرم هست اين لحظه دو ساعت كه تو را منتظرم خضر چون كرد نظر طفل بگتش كه سلام بپريد از سر خضر عقل و هم از هوش تمام چهره اش زردو لبش خشك بشد دم بسته پاي آن ماند زرفتار و بشد دلخسته طفل گفتا كه ايا خضر تويي فخر قدم نيست مانند تو امروز كسي در عالم بگذر از اين سخناني كه همه چون وچراست دم مزن خضر كه اين دفعه دگرنوبت ماست روي كن در عقب اي خضر نگه كن بر من معجز از من بظهور آمد و تو كن احسن خضر چون كرد نظر بر عقب و برگرديد اثري از قدو بالاي همان طفل نديد گفت امروز خدايا بكجا افتادم روي خود سوي همان كوچه چرا بنهادم اين بگفت و سوي صحرا وبيابان گرديد كوه ودشت و چمن و بيشه شتابان گرديد نه صدايي نه ندايي بشنيد از آن طفل هم بدندان لب حسرت بگزيد از آن طفل بگذشت از همه جا و اثري ديده نشد طي شد از غصه آن طفل پسنديده نشد پاي آن ماند ز رفتار بسي گردش كرد باز آمد لب دريا بنسشت با رخ زرد زد به الياس صدايي كه برون شو از آب خضرمحنت زده خويش برادر درياب چون كه الياس شنيد اين سخن از خضر نبي خويش از ته دريا بفكند بر عقبي گفت اي خضر چرا مانده و حيراني تو هم كار خودت ايخضر پريشاني تو خضر گفتا چه بگويم بتو من ورد زبان چه بديدم به جهان آنچه بگويم بعيان شدم امروز بگردش كه جهان سير كنم نظري از روي حقيقت سوي اين دير كنم پرسيدم به يكي شهر من از راه دراز وقت ظهري بدو رفتم سوي مسجد بنماز چونكه فارغ شدم واز ذكر روان گرديدم بسر كوچه يكي طفل عرب من ديدم طفل چون كرد نظر گفت بمن خضر سلام باز برده ز سرم عقل و هم از هوش تمام داد الياس جوابش كه ايا خضر نبي هفت سال است كه آن طفل چنين كرده بما روزي آمد ته دريا و بمن ياري كرد چند روزي به من غمزده دلداري كرد پس از آن غيب شد و بنده ندانم كه كجاست يا بعرش است بفرش است همان سر خداست اثري از قدو بالاش نمي يابم من نظري از رخ زيباش نمي يابم من الغرض همچو قضيه بمنم رخ داده من ندانم بكجا رفته همان شهزاده خضر نوميد ز الياس بسد آن سرور زارو حيران وسراسيمه بشد بار دگر بار الها تو از اين غصه مرا باز رهان بار ديگر من محزون بهمان طفل رسان گفت در دل برم تا بخورم آب حيات گاه باشد كه همان طفل بود در ظلمات بر سر چشمه و هر غاري و هركوه وكمر بيشه وغروه ودره بنمود آنچه نظر نه صدايي نه ندايي بشنيد از آن طفل هم به دندان لب حسرت بگزيدش بر طفل بسكه گرد آمده بود صورت او پنهان بود هم به خود حال پريشاني خود حيران بود كام آن خشك بد از تشنگي اندر ظلما ت گفت در دل بروم تا بخورم آب حيات باز آمد لب آن چشمه نشست آن از پا سرو رخ تازه نمود و بشد از نو احيا سر ان چشمه گلي چيد كه تا بوش كند كف خود زد به همان آب كه تا نوش كند ناگهان از ته آن چشمه صدايي بشنيد بعد از او باز پس از لحظه ندائي بشنيد كه ايا خضر نبي جام بگير از دستم نوش كن ماء معين زانكه من از وي هستم خضر چون كرد نظر صاحب آواز نديد به خود آن لحظه كسي ياورو دمساز نديد گفت اي صاحب آواز ايا نيك اختر پس كجا جام كه من آب خورم ايسرور ناگهان ديد كه دستي بشد از آب برون آن همانجام پر از آب گرفتي بعيان جام بگرفت از آن دست از آن آب بخورد پس دگرجام نداد او بهمراش ببرد دگر اواز بر امد كه ايا خضر نبي آب خوردي جام بردن بود بهر چه چي خضر گفتا كه خدايا به من اين هجر بسست اين صدا از ته اين چشمه ندانم چه كسست اي جوان رحم به حالم كه زپا افتادم بهرت اي طفل ببين من به كجا افتادم به خدايي كه تو را مرتبه ات داد زياد به كريمي كه ترا روز اذل نام نهاد برسولي كه بود از همه عالم بهتر به محمد كه بود نام خوشش پيغمبر دهمت من قسم اي طفل بيا باور كن تو بيا از ته اين چشمه خودت ظاهر كن چونكه دادش قسم آن لحظه برو ذات اليم ناگهان گشت همان آب از ان چشمه دو نيم نوري اول به ظهور آمد بعد از پس نور روي آن طفل ازآن اب بيامد به ظهور قدو بالاش همه خشك برون شد از آب ناگهان گشت دل خضر بر آن طفل كباب كه ايا طفل حزين من به فداي تو شوم من بقربان همه دردو بلاي تو شوم صدقا طفل كه مرشد تويي اندر عالم اين زمان بهر خدا رحم نما بر حالم تو بگو با من مسكين كه كجا رفته بدي بكجا بودي اندر ته آن چشمه شدي گفت اي خضر بهمراه تو بودم همه جا سخنانت بشنيدم همگي جا بر جا گفت اي خضر مگو طفل كه من طفل نيم منم آجر بخدا بسته و از ذات ويم منم آن كس كه دو عالم بطفيلم بر پاست در سما شمس و قمر ذره ازنور ماست كعبه از مولد من قبله حاجات آمد نورم از نور خدا وند بيك ذات آمد آنكه بگرفت سر راه نبي من بودم در سما ديد چو شير ازلي من بودم من عليم كه علي نام خدا ميباشد بتو هر لحظه علي راهنما ميباشد من عليم كه سما تا بسمك چاكر ماست درازل حضرت جبريل پيام آورماست بوترابم كه ايا خضر ترامن پدرم حيدرو صفدرم و در دو جهان حيه درم اسدالله ام و باشم اسد رهباني هم غضنفر بودم نام تو هم ميداني گركني شرط ايا خضر تو با شيعه من هركه بيني كه زده بر سر خود جقه ي من آنكه از روي حقيقت تو نگهداري كن از سر صدق تو با شيعه من ياري كن مرقد شاه شهيدان ببغل من گيرم كاندر ان گلشن فردوس برين من ميرم روز حشر كه بپا شد غضب جباري يا علي يك نظري كم به غريب لاري باز از لطف ببخشاي تو قهاري را باني و ساعي و هم مستمع و قاري را
383 | من حيدري ام سر به سرم نگذاريد | , ایران | ٢٤:٤٥ - ٠٢ بهمن ١٣٨٩ |
بسم الله الرحمن الرحيم بي شرف نا مسلمون اومدي توي اين موضوع : (آيا آن بي ناموس به حضرت جسارت كردند؟) با اينكه به شخصت ثابت شد كه اون بي ناموس يه همچين غلطي كرده نظر ميذاري كي ما رو مسلمون كرد ؟ و ناراحت دختر پيغمبر (ص) نميشي و با گستاخي تمام ميگي عمر (با اون شجره نامه اش) ما رو مسلمون كرد ؟!! هم با تو ام هم با هر عمري ديگه كه توي اين پست از اون دفاع ميكنند. پس چرا از مسلمون كردن اين عمر جنابعالي بيش از يكي دو ميليون كسي طرفدارش نموند؟ جواب : چون ايراني ها از عمر متنفر بودند (سر قضيه لشكر كشي و جناياتش) جنابعالي هم خوشحال باش كه محبتش رو داري و بررسي كن شايد يكي از سرداران عمر با شما نسبتي داشته باشد كه انقدر دوستشان داريد ! يه دعا ميكنم به خدا كه پاش واي مييستم ! خداوند تو را با عمر و ابوبكر و عثمان محشور كند ! مرا با نوكر نوكر نوكر نوكر نوكر آستان علي (ع) !
384 | سالار شريفي | , ایران | ١٥:٤٦ - ١٢ بهمن ١٣٨٩ |
با سلام خدمت انسانيت و شما من سني بودم البته ارثي بود اما حالا كه به سن 22 سالگي رسيدم فهميدم كه چرا بايد اسلام چند فرقه باشد سنت شيعه .. به معني سني كه نگاه ميكنم يعني سنت و سيرت پيامبر به شيعه يعني پيرو به هر حال هيچ كدام واژه زبان خودمان نيستند واز عربي برگرفته .. مانده بودم خدايا اسلام كجاست اينا كه خودشون سر جنگ دارن . باز هم سرتونو درد نميارم الان كه كلا اسلام انداختم دور و خدا رو و انسانيت رو سيره و الگو قرار داده و راحت شدم .. انتخاب دست شمات فكر كنيد فكر بازم فكر به نتايجي خواهيد رسيد مرسي

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

هميشه دشمنان دين ، و فرقه‌هاي نا صحيح خود را در پشت نام‌هاي زيبا و سخنان فريبنده پنهان مي‌كنند ، و فرقي نمي‌كند كه كدام مذهب و كدام گروه باشد ، بايد براي تشخيص گروه درست تحقيق كرد .

خداوند متعال ، در قرآن از زبان منافقين مي‌فرمايد «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ»

سوره منافقون آيه 1

يعني اينكه شخصي يا گروهي ، سخن زيبا بزند دليل بر حقانيت او نيست ،و بايد در عمل به اين سخنان زيبا نيز پايبند باشد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

385 | moein813 | , ایران | ٠٥:٣٩ - ١٥ بهمن ١٣٨٩ |
سلام بر ايران و ايراني , آخر دوستان عزيز چرا اين همه از روي تعصب خشک با هم برخورد ميکنيد يکي از بهترين نعمت هاي خداوند عقل است اول مطالعه کنيد بعد با عقل خود عادلانه قضاوت کنيد و سعي کنيد که اخلاق و ارزشهاي انساني رو زير پا نذاريد شما از نسل ملتي متمدن و پايبند به اخلاق هستيد و سعي کنيد به هر کسي به خاطر انسان بودنش احترام بذاريد باشد که عمر باشد يا معاويه يا بوش يا بلر يا هر کس ديگري چون رفتار شما نشانه شخصيت شماست بنده يک شيعه هستم و بعد از مطالعه فراوان به اين نتيجه رسيدم اين اشخاص مشکل آن چناني با هم نداشتند و ولي بعضي ها بانشان دادن اختلاف بين اين عربها زير سايه امات براي خودشون دکون زدند و کاسبي ميکنند و رفتن به بهشت و جهنم در آن دنيا ربطي به قبول داشتن اشخاص خاصي نداردو خود قرآن رو اگه درک کردياين پيام رو ميخواد به ما برسونه و بلکه با توجه به شئونات و ارزشهاي انساني بستگي دارد و چو گيرد خوي تو مردم سرشتي/هم اينجا و هم آنجا در بهشتي دوستان عزيز ارزش انساني خودت رو زيرسئوال نبر و خودت رو سگ ندون آقاي محترم چون سگ سگه بذار صاحبش هر کي باشه .با تشکر اميدوارم که بهم بر چسب چيزي نزنيد دوستان عزيز .
386 | عبد الزهرا(س) | , ایران | ١٢:٤٣ - ١٦ بهمن ١٣٨٩ |
فقط يه سوال؟!ايا قبول داشتن کسي که پدرانش معلوم نيست به عنوان خليفه مسلمين درست است؟؟؟؟
387 | محسن منتظر | , ایران | ١١:٥٩ - ١٨ بهمن ١٣٨٩ |
به واقعيات تاريخ نمي توان گفت تعصب خشک!! اگر با تو و ناموس تو آن کار را ميکردند که با دخت معصوم پيامبر تو کردند چه مي کردي ؟ اسم گذاري "تعصب خشک" چيزي را حل نميکند و از عظمت جنايت آن جنايت پيشگان ذره اي نمي کاهد.آري اين چنين جنايت شد برادر ارجمند. شکّى نيست که هواداران خليفه ، به دستور او و دستيار سناريو نويس و مشاور اعظم او (خليفه دوم ) به خانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها هجوم آوردند و حرمت دخت معصوم پيامبر را شکستند. اين موضوع از امور مسلّمى است که به استناد به اسناد تاريخي فراوان ، هيچ شک و شبهه اى در آن راه ندارد و حتّى شخصى چون ابن تيميّه که از نام آوران بزرگ اهل سنت است نيز در آن ترديد نمى کند. ابن تيميّه نيز اصل جنايت آن دو جنايت پيشه را منکر نمى شود، امّا دست به توجيه مى زند و مى گويد: «او به خانه حمله کرد تا ببيند آيا از اموال خداوند که بايد تقسيم شود، چيزى در آن جا يافت مى شود که آن را به مسلمانان برساند !! (۱). به راستى، اگر کسى در اين امر ترديد کند، بدتر از ابن تيميّه نخواهد بود؟ چنين فردى چگونه مى تواند ادّعا کند که شيعه است يا از فرزندان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله و حضرت فاطمه زهرا عليها السلام است؟ در بسياري ازکتب اهل سنت از ابوبکر روايت شده است که پيش از مرگ و در آخرين لحظات زندگى خود گفته است: من بر چيزى از امور دنيا تأسّف نمى خورم مگر سه کارى که کرده ام و اى کاش نمى کردم، و سه کارى که ترک کرده ام و اى کاش ترک نمى کردم ؛ و اى کاش سه سؤال از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله پرسيده بودم. اين روايت بسيار مهمّى است و ما تنها به نکاتى از آن که به آنها نياز داريم اشاره مى کنيم: ۱ ـ وددت أنّي لم أکشف بيت فاطمه عن شيء وإن کانوا قد غلقوه على الحرب. ۲ ـ وددت أنّي کنت سألت رسول اللّه لمن هذا الأمر فلا ينازعه أحد. ترجمه : ۱ ـ اى کاش خانه فاطمه را نمى گشودم، اگر چه براى جنگ، آن را بسته بودند. ۲ ـ اى کاش از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله مى پرسيدم که بعد از شما، خلافت از آنِ کيست، تا کسى در آن نزاع نکند!! آيا گمان مى بريد که او در اين آرزويش صادق بود؟ مگر او در روز غدير، وقايع ديگر و جايگاه هاى ديگر از زمره نخستين بيعت کنندگان نبود که با جمله معروف و تاريخي خود "بخ بخ يا علي " به حضرت مولا تبريک گفت ؟! اين آرزوهاى ابوبکر در کتاب " تاريخ طبرى" نيز ديده مى شود. البتّه ابن عبدربّه در العقد الفريد، محدّث بزرگ حافظ امام ابى عبيد قاسم بن سلاّم در کتاب الأموال، ذهبى در مروج الذهب، و ابن قُتَيْبَه دينوري درکتاب " الإمامه والسياسه" نيز آنها را نقل کرده اند (1). البتّه در اين مورد نيز قلم تحريف تحريف گران جنايت پيشه نيز فعّال بوده است. به کتاب الأموال مراجعه کنيد، در آن به جاى «اى کاش!» آمده است: «اى کاش! چنين و چنان نمى کردم ! ببينيد چطور جمله واقعى را حذف مى کنند و به جاى آن «چنين و چنان» مى گذارند! آيا با اين وضع انتظار داريد حقايق را همان گونه که بوده است، نقل کنند؟ از چه کسى چنين توقّع و انتظارى را داريد؟ آرى، اين چنين فريبکارانه، دست به تحريف مى زنند و اين گونه سخن مى رانند. (1) کتاب الأموال: ۱۳۱، الإمامه والسياسه: ۱ / ۱۸، تاريخ طبرى: ۳ / ۴۳۰، مروج الذهب: العقد الفريد: ۲ / ۲۵۴. آنجا که جنايت پيشه اى فقط از چند جنايت خود لب مى گَزَد دليل عظمت آنهاست که به آن اقرار مى کند. بى اجازه وارد خانه فاطمه سلام الله عليها شدن که نام ديگرش هجوم دستجمعى بود، هنگام مرگ، پيش چشم ابوبکر مجسم شد و نمى دانم چه مى ديديد که آرزو مى کرد اى کاش هرگز دست به چنين جنايتى نزده بود!! سند اصلي از کتاب تاريخ طبري : قال أبوبکر:... إنّي لا آسي على شي ء... إلا على ثلاث فعلتهنَّ و وددتُ أنّي ترکتهنّ... فوددتُ أنّي لم أکشف بيت فاطمه عن شى ء و إن کانوا قد غلقوه على الحرب. ( تاريخ الطبرى، ج ۳ ص ۴۳۰ ) ابوبکر گفت: من از سه کار که انجام داده ام پشيمانم و اى کاش مرتکب نشده بودم، از جمله اين که: اى کاش بى اجازه وارد خانه فاطمه نمى شدم اگر چه کار را به جنگ مى کشاندند. اسناد ديگر از يک نويسنده معاصر : عبد الرحمن دمشقيه، نويسنده معاصر وهّابى، در مقاله‌اش با عنوان « قصه حرق عمر رضي الله عنه لبيت فاطمه رضي الله عنها» که در سايت «فيصل نور» آمده، در باره روايت إبن أبي‌شيبه مى‌نويسد: ۱ : وددت أني لم أحرق بيت فاطمه... (قول أبي بکر). فيه عُلْوان بن داود البجلي ؛ لسان الميزان، ج۴، ص۲۱۸، ترجمه رقم ۱۳۵۷- ۵۷۰۸ و ميزان الاعتدال، ج۳، ص۱۰۸، ترجمه رقم ۵۷۶۳ قال البخاري وأبو سعيد بن يونس وابن حجر والذهبي منکر الحديث» وقال العُقيلي ( الضعفاء للعُقيلي، ج۳، ص۴۲۰) در روايت ابوبکر، نام داوود بن عُلْوان بَجَلِى وجود دارد که بخارى، ابوسعيد بن يونس،‌ ابن حجر و عقيلى وى را منکر الحديث مى‌دانند. اصل روايت در منابع اهل سنت : ابن زنجويه در الأموال، ابن قتيبه دينورى در الإمامه والسياسه، طبرى در تاريخش، ابن عبد ربه در العقد الفريد، مسعودى در مروج الذهب، طبرانى در المعجم الکبير، مقدسى در الأحاديث المختاره، شمس الدين ذهبى در تاريخ الإسلام و... داستان اعتراف ابوبکر را با اندک اختلافى نقل کرده‌اند که متن آن را از کتاب الأموال ابن زنجويه،‌ از دانشمندان قرن سوم اهل سنّت نقل مى‌کنيم: أنا حميد أنا عثمان بن صالح، حدثني الليث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمي، حدثني علوان، عن صالح بن کيسان، عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف، أن أباه عبد الرحمن بن عوف، دخل على أبي بکر الصديق رحمه الله عليه في مرضه الذي قبض فيه ... فقال [أبو بکر] : « أجل إني لا آسى من الدنيا إلا على ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّي تَرَکْتُهُنَّ، وثلاث ترکتهن وددت أني فعلتهن، وثلاث وددت أني سألت عنهن رسول الله (ص)، أما اللاتي وددت أني ترکتهن، فوددت أني لم أَکُنْ کَشَفْتُ بيتَ فاطِمَهَ عن شيء، وإن کانوا قد أَغْلَقُوا على الحرب... . ترجمه : عبد الرحمن بن عوف به هنگام بيمارى ابوبکر به ديدارش رفت و پس از سلام و احوال‌پرسى، با او گفت و گوى کوتاهى داشت. ابوبکر به او چنين گفت : من در دوران زندگى بر سه چيزى که انجام داده‌ام تأسف مى‌خورم ، دوست داشتم که مرتکب نشده بودم ، يکي از آن‌ها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود ، دوست داشتم خانه فاطمه را هتک حرمت نمى‌کردم؛ اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند... . اين هم لشکري از منابع و مآخذ : الخرساني، أبو أحمد حميد بن مخلد بن قتيبه بن عبد الله المعروف بابن زنجويه (متوفاى۲۵۱هج) الأموال، ج ۱، ص ۳۸۷؛ الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبه (متوفاي۲۷۶هـ)، الإمامه والسياسه، ج ۱، ص ۲۱، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الکتب العلميه - بيروت - ۱۴۱۸هـ - ۱۹۹۷م، با تحقيق شيري، ج۱، ص۳۶، و با تحقيق، زيني، ج۱، ص۲۴؛ الطبري، محمد بن جرير (متوفاي ۳۱۰هـ)، تاريخ الطبري، ج ۲، ص ۳۵۳، ناشر: دار الکتب العلميه – بيروت؛ الأندلسي، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفاي: ۳۲۸هـ)، العقد الفريد، ج ۴، ص ۲۵۴، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان، الطبعه: الثالثه، ۱۴۲۰هـ - ۱۹۹۹م؛ المسعودي، أبو الحسن على بن الحسين بن على (متوفاى۳۴۶هـ) مروج الذهب، ج ۱، ص ۲۹۰؛ الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم (متوفاي۳۶۰هـ)، المعجم الکبير، ج ۱، ص ۶۲، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مکتبه الزهراء - الموصل، الطبعه: الثانيه، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۳م؛ العاصمي المکي، عبد الملک بن حسين بن عبد الملک الشافعي (متوفاي۱۱۱۱هـ)، سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج ۲، ص ۴۶۵، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلميه - بيروت - ۱۴۱۹هـ- ۱۹۹۸م. اين اهل سنت جنايات آن دو تن را چگونه توجيه ميکنند؟ اللهم العن الجبت و الطاغوت وابنتيهما : خداوندا جبت و طاغوت و دو دختر آنها را لعن کن (تا روز قيامت) و آنان را به اندازه عظمت خود به دردناک ترين عذاب دچار کن و آه دل فاطمه (س) و جنين سقط شده او را از آن دو بگير. استدلالي ديگر بر مهدور الدم بودن جنايتگر : هنگامي که رسول خدا صلي الله عليه و آله ابو العاص را که در جنگ بدر اسير شده بود از اسارت آزاد نمود از او پيمان گرفت که زينب (دختر پيامبر خدا) را رها کند و از او دست بردارد وقتي که ابوالعاص وارد مکه شد جريان را به همسرش زينب گفت او هم آماده حرکت به سوي مدينه شد. زينب مي گويد: هنگامي که حاضر شدم به نزد پدرم پيامبر خدا بروم، هند دختر عتبه نزد من آمد و گفت: اي دختر محمد آيا گمان مي کني از رفتن تو به نزد پدرت خبر ندارم؟ گفتم: تا کنون چنين تصميمي ندارم. گفت: اي دختر اگر نيازي به پول و وسايل ديگري که مسافرت را براي تو آسان کند و تو را به راحتي به پدرت برساند داشته باشي به من بگو تا برايت تهيه کنم و از من خجالت نکش زيرا آن قيد هايي که در ميان مردان است در ميان زنان نيست. زينب مي گويد: در عين حال که مي دانستم او راستگو است و به گفته هايش عمل مي کند ولي باز مي ترسيدم. از اين جهت او را از تصميم خود اگاه نساختم. آنگاه که آماده حرکت شدم برادر شوهرم کنانه پسر ربيع شتري که داراي محمل بود آورد. من بر آن سوار شدم و او نيز کمان و جعبه تيرش را برداشت و افسار شتر را به دست گرفت و در روز روشن به سوي مدينه حرکت کرد. زنان و مردان قريش از جريان آگاه شدند ويکديگر را سرزنش کردند و از اين که دختر رسول خدا به راحتي ازميان شان خارج شده سخت خشمگين گشتند بدين جهت با سرعت هرچه بيشتر به جستجوي زينب پرداختند عاقبت در محلي به نام ذي طوي به او رسيدند اولين شخصي که پيش آمد و با نيزه زينب را که حامله بود ترساند، هبار پسر اسود بن عبدالمطلب بود زينب دراثر ترس و وحشت در هودج خونريزي کرد و پس از آنکه به مکه باز گردانده شد سقط جنين نمود. بدين جهت پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) وقتي که مکه را فتح کرد ريختن خون هبار پسر اسود را مباح دانست ابن ابي الحديد معتزلي مي گويد اين خبر را به استادم ابن جعفر نقيب خواندم او گفت: هنگامي که رسول خدا صلي الله عليه وآله ريختن خون هبار پسر اسود را به اين جهت که زينب را ترسانده و باعث سقط جنين او گشته است مباح و جايز دانسته کاملا روشن است که اگر حضرت زنده بود حتما ريختن خون کسي که فاطمه سلام الله عليها را ترسانيده و در نتيجه فاطمه سلام الله عليها بچه اش را سقط کرده مباح و جايز مي دانست. اثبات اين جنايات از خود همان کتب اهل سنت به خوبي امکان پذير است. من واقعاً نميدانم چطور ممکن است کسي نام خود را سني بگذارد و شرم نکند، در حالي که دختر معصوم پيامبر او را آن دو جنايت پيشه کشته باشند و جنين او سقط شده باشد و خانه او را به آتش کشيده باشند و شوهر او را با ريسمان بکشند و به زور به مسجد برده و از او بيعت گرفته باشند. زهي بيشرمي و وقاحت و شرم بر علماي اهل سنت باد ! نفي اين وقايع يا جهالت ميخواهد - که اکثريت اهل سنت و عوام آنها از اين دسته اند - يا وقاحت و بيشرمي و يا توجيه و سرپوش بر جنايت. واي بر شما علماي اهل سنت که دانسته پا بر جاده گروه دوم و سوم ميگذاريد!!
388 | منتظر منتقم فاطمه | , ایران | ١٤:٠٧ - ١٨ بهمن ١٣٨٩ |
سلام به معين813.
مثل اينكه شما شيعه ي ظاهري هستي يعني فقط اسمت را شيعه گذاشتي!!!!!
شما ميگي مهم نيست رهبرت كي باشه فقط مهمه كه در دين اسلام باشي.
پس تو هم برو سني شو يا كه اصلا سني هستي!!!!!!؟؟؟؟؟
آن شوراي ملعون آمد و ولايت علي بن ابيطالب را غصب كرد و آن سه را قرار داد!!!!
يعني به نظر شما آن ولايت مردم را به كمال ميرساند!!!!
آن آدمهاي مرتد!آن كسي كه به دختر پيامبر جسارت كرد!!!!!
آن كسي كه به خانه علي عليه السلام حمله كرد!
آن كساني كه با علي عليه السلام وارد جنگ شدند!!!!!
ان كسي كه وقتي پيامبر ميخواست وصيت نامه بنويسد گفت:پيامبر حزيان ميگوييد!!!!!
پس بدان كه هنوز شيعه نشدي!!!!
البته من هم هنوز شيعه ي واقعي نيستم!!!!
پس بيشتر در مورد شيعه ولعن به دشمنان اهل بيت مطالعه كن وآنها را بشناس.
اللهم عجل لوليك الفرج
389 | مهدي | , ایران | ٠٨:١١ - ١٩ بهمن ١٣٨٩ |
کاش به جاي اين همه تعصب خشک و خالي يه کمب عقلتون رو به کار مي انداختيد
يه کم خودتون رو اصلاح کنيد-به همديگه توهين نکنيد
390 | ياسر حسيني | , ایران | ٠٨:١٥ - ١٩ بهمن ١٣٨٩ |
تو رو خدا اين مزخرفات رو تمومش كنيد
391 | من حيدري ام سر به سرم نگذاريد | , ایران | ٢٤:٢٩ - ١٩ بهمن ١٣٨٩ |
خدا هدايت كند كسي را كه به روشن شدن حقايق بگويد :مزخرفاتو كسي كه بگويد تعصب خشك و خالي ! بابا اگه شيعه هستيد ديگه اين حرف رو نزنيد ! از امام زمان (عج) خجالت نميكشي ؟ اگر هم سني هستيد (كه بوي بد تسنن در نوشتهاتون به مشام ميرسد) چطور ميتونيد اصل موضوع كه جسارت يك خدا نشناس است به دختر پيغمبرت را مزخرف بدوني ؟! تعداد كساني كه در اينجا آن خدانشناس را محكوم كردند چند برابر كساني است كه اين مطالب را مزخرف ميدانند و تعصب خشك ميدانند و يا زير بار اين مطلب نمي رفتند! پس ميخواي نظري داده باشي از دنيا عقب نموني يا برو جاي ديگه نظر بده يا با مطالعه نظر بده ! از آقا محسن و منتظر منتقم فاطمه تشكر ميكنم و دعا ميكنم آقايمان ، منتقم حضرت ، ظهور كنند و هم ما را هدايت كنند ، هم انتقام مادرشان را بگيرند. (انشاالله)
392 | معين813 | , چین | ١٠:٠٣ - ٢٣ بهمن ١٣٨٩ |
با درود بر دوستان/رهبر من عقلمه دوست عزيز نه هيچ كس ديگري .شيعه واقعي هيچ وقت اخلاق رو زير پا نميذاره و به ديگران توهين نميكنه آقاي محترم .من باز هم ميگم شيعه هستم و به شيعه بودنم افتخار ميكنم و من حضرت عليي (ع) رو قبول دارم كه مثل شير شجاع هستش واجازه نميده كه نه عمر و نه هيچ كس ديگري به حقوق اون تعرض كنه. تو برادر بزرگوار كه خودت رو منتقم حضرت فاطمه سلام الله عليها ميدوني آيا حضرت علي (ع) هم اندازه تو نعوذ بالله مردي نداشت كه تو همون زمون كار عمر رو يه سره كنه . خداحافظ دوستان عزيز اميدوارم مطالبم كسي رو نرنجونه .
393 | ناسركريمي .ازكرماهشاه | , نروژ | ١٦:٢٩ - ٢٣ بهمن ١٣٨٩ |
من حودم شيعيه هستم.ايا دركربلا فقط علي اكبر علي اصغر .عباس شهيد شدند .درجند كتاب سني وشيعه معتبر امده است .كه بجه هاي عمر هم شهيد شدند.وبجه هاي امام حسن وحسين بيشتر بوده اند.جر مواقع نوحه حواني اسمي از انها برده نمي شود.يك سني به من كف توحوشيت مياد وقتي كه مادرت مرد در جمع مردان نامحرم براش نوحه بحوانند.كفتم نه لطفان جواب سوالاهم رابدهيد

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- در كربلا بيش از 72 نفر به شهادت رسيدند ، و اگر بنا باشد براي هر كدام از آنها يك روز تعيين شود ، بايد به جاي دهه 72 روز عزاداري كرد ! انتخاب علي اكبر و علي اصغر و ديگر كساني كه در دهه براي آنها عزاداري مي‌شود به عنوان نماد است

2- آيا در مراسمات ختمي كه براي زنان گرفته مي‌شود ، مردها شركت نمي‌كنند!!!

البته اگر او چنين مي‌گويد ، بايد به او گفت : آيا دوست داري كسي همسر تو رادوست بدارد ؟ قطعا مي‌گويد خير ! بگو پس چرا مي‌گوييد ما به عائشه محبت داريم ؟!

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

394 | منتظر منتقم فاطمه | , ایران | ١٤:٥٩ - ٢٦ بهمن ١٣٨٩ |
؟؟؟؟ به تو كه اسم آقامون مهدي را روي خودت گذاشتي. تو به ظلم به اهل بيت ميگي تعصب خشك و خالي!!!!! صد در صد تو شيعه نيستي!!!!! شيعه به بي حرمتي به اهل بيت پيامبر پشت نميكنه!!!!!! تو كه خودت را درست كردي بگو ببينم چه كسي به حضرت زهرا جسارت كرد؟؟؟؟ پيامبر ص فرمودند:هر كه فاطمه را اذيت كند مرا اذيت كرده!!!!!!!!!!! آقايان مهدي و ياسر ؟؟؟؟ بيشتر ببينيد!!!!!!!!!!!! يا به قول رهبرمون سيد علي خامنه اي بصيرت داشته باشيد!!!!!!!!!!!!!
395 | كلب زيببم | , ایران | ٢٣:٥٣ - ٣٠ بهمن ١٣٨٩ |
حضرت حيدربه نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود اي كه ره بستي ميان كوچه هابرفاطمه گردنت را مي شكست انجا اگر عباس بود ........كي شودتاانتقام سيلي زهرا بگيرم............

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

حضرت عباس عليه السلام هم اگر بود، مأمور به صبر بود، و او نيز قطعا همانند اميرمؤمنان عليه السلام در برابر وصيت و سفارش رسول خدا صلي الله عليه وآله ، سر تسليم فرود مي‌آورد . بنابراين، به نظر مي‌رسد كه اين شعر چندان جالب نباشد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

396 | حسيني | , ایران | ١٨:٤١ - ١٠ اسفند ١٣٨٩ |
آقايون شما وارث ملتي 2500ساله هستيد شخصيت شما خيلي بالاتر از اين حرفهاست که مطرح ميکنيد . شما که عرب نيستيد . اگر تاريخ حمله اعراب به ايران را خوب بخوانيد خواهيد ديد چه جنايتهايي که نکرده اند. چرا از وقايع حمله اعراب در کتابهاي عمومي درج نمي شود؟
مردم جهان در کرات مختلف بدنبال حيات هستند شما هم به 1400سال پيش برگشته ايد.؟؟؟؟؟؟؟؟
اصالت شما در نامه يزدگرد سوم د رکامنت شماره 375 درج شده است .که آقا محسن نوشته است . والسلام
397 | مصطفي قوردويي ميلان | , ایران | ١٩:٢٤ - ١٠ اسفند ١٣٨٩ |
من سني هستم ولي به شيعه اعتقاد کامل دارم من اينجوري فکر مي کنم که شيعه و سني مانند اب گرم و سرد هستند و هر کدام در جاي خود کارايي خود را دارند. هردو راه خدا را پيشه کرده اند شيعه از راه اسفالت راهشو ادامه مي ده و سني از راه خاکي مسيرش را مي پيمايد.
398 | momen abdullah | , ایران | ٢١:١٩ - ١١ اسفند ١٣٨٩ |
جناب مصطفي قوردويي ميلان
«اتستبدلون الذي هو ادني بالذي هو خير»

يا علي
399 | momen abdullah | , ایران | ٢١:٣٧ - ١١ اسفند ١٣٨٩ |
جناب حسيني
فرموده‌ايد که «چرا از وقايع حمله اعراب در کتابهاي عمومي درج نمي شود».
خوب درج نکنند. به درک!!! شما چرا منتظر آنها هستيد؟
مگر آنها کوچکترين اعتقادي به اين آيه نوراني دارند؟
«كم من فيه قليله غلبت فيه كثيره باذن الله والله مع الصابرين»
"how oft, by Allah's will, hath a small force vanquished a big one? Allah is with those who steadfastly persevere."
متاسفانه اينها رضايت يک ميليارد آدم کش را جايگزين رضايت الله متعال کرده اند.

يا علي
400 | دوست | , ایران | ٢١:٠٥ - ١٣ اسفند ١٣٨٩ |
جناب آقاي دکتر قزويني من رو حلال کنيد.
لعنت خدا بر اين ...ها که از ريشه حروم زاده اند و ما رو نسبت شما بدبين ميکنند
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها