2024 July 15 - دوشنبه 25 تير 1403
چرا در قیامت، بهشتیان را کشان کشان به بهشت می برند!؟
کد مطلب: ١٥٦٠٨ تاریخ انتشار: ١٨ مهر ١٤٠٢ - ١٧:٤٧ تعداد بازدید: 2477
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
چرا در قیامت، بهشتیان را کشان کشان به بهشت می برند!؟

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی26-05-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

26/05/1402

موضوع: چرا در قیامت، بهشتیان را کشان کشان به بهشت می برند!؟

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

بالاترین مقام و کمال انسانی، که ابلیس به آن راه ندارد!

به چه دلیل در قیامت، بهشتیان را کشان کشان به بهشت می برند!؟

تماس بینندگان برنامه

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

خداوند را سپاسگزاریم که این توفیق را باز به ما داد در شب جمعه ای دیگر و در شب اول ماه صفر برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را تقدیم کنیم.

برنامه ای که ان شاءالله در محضر حضرت آیت الله حسینی قزوینی خواهیم بود و از فرمایشاتشان نهایت بهره و استفاده را خواهیم برد.

در ابتدا مثل همیشه سلام و عرض ادبی خدمت حضرت استاد داشته باشیم و از ایشان بخواهیم دلهای ما را زنگار زدایی بکنند با ذکر نامی از حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) سلام عرض می کنم در خدمتتان هستیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم.

ما طبق برنامه همیشگی زندگیمان را با ارادت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) گره می زنیم. برای آن که دین مان، دنیا و آخرتمان را بیمه آن بانوی دو سرا کنیم یادی از آن بزرگوار می کنیم.

پرستوی مهاجرم چرا ز لانه می روی * اگر ز لانه میروی چرا شبانه می روی

قرار من شکیب من مهاجر غریب من *  که با کبودی بدن ز تازیانه می روی

کبوتر شکسته پر مرا به همرهت ببر *  چرا بدون همدمت ز آشیانه می روی

چهار طفل خون جگر زنند در غمت به سر * تو بر زیارت پدر چه عاشقانه می روی

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت * ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود * ای کاش در سوخته مسمار نداشت!

وسيعلم الَّذين ظلموا أَي منقلب ینقلبون

مجری:

طیب الله انفاسکم. خیلی ممنون و متشکر. الحمدلله برنامه، برنامه معرفتی است. افرادی که همراه ما بودند مطلع هستند در این برنامه هر چقدر که دل آماده تر باشد بیشتر می تواند بهره ببرد از این معارف نابی که در محضر حضرت استاد استفاده می کنیم و پند می گیریم.

چه چیزی بهتر از این که نام حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) این حجابها را کنار بزند تا ان شاءالله نور معرفت به قلبهای ما روسیاهان و گرفتاران بتابد.

حضرت استاد الحمدلله ما توفیق داریم در برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمتتان هستیم اگر امکانش است ابتدا یک مختصری از آن چیزی که فرمودید بیان بفرمایید تا ان شاءالله وارد مبحث اصلی بشویم.

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ؛ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ؛ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در گذشته عرض کردیم در رکاب حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) قرار گرفتن شرط و شروط و لوازماتی دارد و آن این است که ما بتوانیم خودمان را با اخلاق علوی و سیره مهدوی وفق بدهیم.

در رأس این اخلاق علوی و سیره مهدوی مسئله رسیدن به مقام توحید وبه مقام معرفت اللهی است. تا به این مرتبه نرسیده ایم سنخیتی با حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) نمی توانیم پیدا کنیم.

این عبارت را تکرار کردیم که مرحوم «حائری» در کتاب «الزام الناصب» در ویژگیهای یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) آورده است که:

«فهم الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده‏»

یاران حضرت مهدی کسانی هستند که به بالاترین مرتبه توحید رسیده اند.

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص 165

رسیدن به مرتبه توحید به این سادگی ها نیست یک تعبیری از مرحوم «قاضی» (رضوان الله تعالی علیه) استاد بزرگوارانی مثل آیت الله «بهجت» و آقای «کشمیری» و دیگران. ایشان جمله ای دارد می فرماید رسیدن به توحید جز از طریق امام حسین امکان پذیر نیست.

اگر کسی می خواهد به مقام توحید برسد «عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏‏ وحَّدوا الله حق توحیده»؛ تنها یک راه دارد آن هم توسل به سید الشهداء (سلام الله علیه) است.

درب این توسل هم آقا قمر بنی هاشم (سلام الله علیه) است، رئیس دفتر امام حسین و کسی که می تواند درِ ورودی امام حسین را برای توسل به سید الشهداء و درخواست مرتبه توحید باز کند آقا قمر بنی هاشم (سلام الله علیه) است.

یک جایی ایشان می گوید من جز از این کانال راه دیگری ندارم. یا اگر خودم به جایی رسیده ام فقط از طریق توسل به امام حسین (سلام الله علیه) و قمر بنی هاشم، باب الحسین بوده است.

یک بحثی در عرفان است که هدف ما از سیر و سلوک چیست؟ ترک گناه، انجام واجبات،ترک مکروهات، انجام مستحبات، ترک مباحات و این ها. بعضی از اذکار الهی گفتن و یاد خدا بودن. هدفمان چیست؟

مرحوم «سید بحر العلوم» (رضوان الله تعالی علیه) متوفای 1212 ایشان در «رساله سیرک و سلوک» که دارند و آیت الله «مرعشی» (رضوان الله تعالی علیه) حاشیه زده اند؛ می فرماید مراد از سیر و سلوک،‌ رسیدن به مقام مُخلَصین است.

بالاترین مقام و کمال انسانی، که ابلیس به آن راه ندارد!

ما باید بتوانیم به مقام مُخلَصین برسیم. اگر به مقام مُخلَصین رسیدیم بالاترین مرتبه کمال را طی کردیم. آنجا شیطان اطراف ما نمی چرخد، دیگر جرأت نزدیک شدن به ما هم ندارد.

خداوند در سوره حجر می فرماید وقتی شیطان از درگاه خدا بیرون آمد گفت:

(قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيتَنِي لَأُزَينَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ)

گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من (نعمت های مادی را) در زمين در نظر آنها زينت می ‌دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان مخلصت را.»

سوره حجر (15): آیات 39 و 40

یعنی شیطان هم با آن شیطانیش می داند راهی به مُخلَصین ندارد. همچنین شیطان در سوره «ص» به عزت خدا قسم می خورد

(قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ)

گفت: «به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها!»

سوره ص (38): آیات 82 و 83

مقام بندگان مُخلَص، بالاترین مقام برای ما است. ما به این مقام برسیم دیگر خیال مان تخت است. و همچنین در سوره صافات می فرماید:

(وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ * أُولَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ)

و جز به آنچه انجام می ‌داديد کيفر داده نمی ‌شويد، جز بندگان مخلص خدا (که از اين کيفرها بر کنارند)! برای آنان روزی معين و ويژه ‌ای است.

سوره صافات (37): آیات 39 تا 41

در قیامت تمام خلایق را به خاطر اعمال شان پاداش می دهیم هر کس عمل خوبی دارد پاداش می دهیم الا بندگان مُخلَص که پاداششان در برابر عمل نیست. بلکه عنایتهای ویژه ای برای مخلَصین می کنیم که برای دیگر بندگان این عنایت های ویژه نیست. همچنین در سوره نحل می فرماید:

(إِنَّهُ لَيسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يتَوَكَّلُونَ)

چرا که او، بر کسانی که ايمان دارند و بر پروردگارشان توکل می کنند، تسلطی ندارد.

سوره نحل (16):‌ آیه 99

آنهایی که واقعاً بر خدا توکل کردند و به مراحل مُخلَص رسیدند دیگر شیطان بر آنها تسلطی ندارد. مرحوم «بحر العلوم» می گوید اگر ما بتوانیم به مقام مخلَصین برسیم بالاترین قله کمال را طی کردیم.

مرحوم «قاضی»، مرحوم «علامه طباطبایی»، مرحوم آقای «بهجت» (رضوان الله تعالی علیهم)ا ین طیف از عرفا «نحله نجف» می فرمایند رسیدن به مقام مُخلَصین نیست بلکه مراد رسیدن به مقام ولایت است.

یعنی ما در اثر سیر و سلوک راهی را می پیماییم که منتهی إلیه این راه رسیدن به ولایت الله است. یعنی آنجایی که انسان مظهر تمام کمالات الهی بشود. همان طوری که در روایات شیعه و سنی هم است به مرحله ای برسیم که:

«كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص352، بَابُ مَنْ آذَى الْمُسْلِمِينَ وَ احْتَقَرَهُم‏، ح7

اگر بنده به آن مرتبه ولایت رسید دیگر چشم او، چشم عبد نیست. دیگر عبدی در کار نیست. دیگر خودیتی در کار نیست. یعنی جلوه خدای عالم و حق می شود. اگر به اینجا رسیدیم کار تمام است. در «زیارت عاشوراء» هم می خوانیم:

«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص 177

حسین جان، من از خدا می خواهم به آن مقام محمود، آن مرتبه ولایتی که خدای عالم شما را رسانده است ما را هم به آن جا برساند.

حضرت «امام» (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «آداب الصلاة» صفحه 207 تعبیری دارد. آداب الصلاتی که در «مرکز نشر و آثار امام» به صورت پی دی اف بوده با توضیحات مرحوم «سید احمد فهری» صفحه 229 هم تعبیر خیلی زیبایی دارد.

ایشان می فرماید: "انسان با ارتیاضات قلبیه می تواند مظهر اسماء الله و آیت کبرای الهی شود. و وجود او وجود ربانی و متصرف در مملکت او، دست جمال و جلال الهی باشد."

یعنی آنچه که در وجود این عبد تصرف می کند عبد نیست، دست جمال و جلال الهی در وجودش تصرف می کند. می فرماید در حدیث هم قریب به این معنا است. که همان: «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ»

بعد می فرماید: "همانا روح مؤمن، اتصالش به خداوند شدیدتر است از اتصال شعاع شمس به آن یا به نور آن" تعبیر زیبایی است می گوید روح مؤمن آنچنان متصل به خدای عالم است که چون خدا هست و جلوه او:

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

البته این روایتی که دیدید من اضافه کردم؛ در کتاب «آداب الصلاة» نیست. امام صادق (سلام الله علیه) بنابر نقل «کافی» می فرماید:

«وَ إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمْسِ بِهَا»

روح مؤمن آنچنان به خدای عالم متصل است که از متصل شدن نور خورشید به خورشید قوی تر است.

الكافي ( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران‏: 1407 ق‏، ج2، ص 166، بَابُ أُخُوَّةِ الْمُؤْمِنِينَ بَعْضِهِمْ لِبَعْض‏، ح4

یعنی شما آیا می توانید خورشید را بدون نور تصور کنید؟ نور خورشید را بدون خورشید تصور کنید؟ امکان پذیر نیست. می گوید مؤمن روحش مثل نور خورشید به خود خورشید است. اگر ما به اینجا خودمان را برسانیم یعنی این منیّت، من رفتم، من کردم، من گفتم، من ایستادم، من نشستم؛ این «من» «من» ها باید کنار برود.

در حقیقت باید آیه شریفه:

(وَمَا رَمَيتَ إِذْ رَمَيتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى)

و اين تو نبودی (ای پيامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی؛ بلکه خدا انداخت!

سوره انفال (8): آیه 17

در وجود ما تجلی کند. بعد ایشان آن حدیث صحیح که در کتاب «کافی» و هم «صحیح بخاری» است که بنده من با نافله به من نزدیک می شود و او را دوست می دارم من گوش او می شوم با آن می شنود. چشم او می شوم با آن می بیند. زبان او می شوم با آن نطق می کند. دست او شوم با آن اخذ می کند. همان روایت شریف «کافی» است که: «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ»

در حدیث است که علی چشم و دست خدا است:

«عليّ عين اللّه‏، عليّ يد اللّه‏»

كشف اليقين؛ نويسنده: العلامة الحلي (وفات: 726)، تحقيق: حسين الدرگاهي، ناشر: وزارت ارشاد، تهران: 1411، ص 19

یعنی آن چه که در امیرالمؤمنین تجلی می کند چشم و دست علی نیست بلکه چشم و دست الهی است. و همچنین امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید:

«نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِي لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا»

قسم به خدا ما اسماء حسنیٰ الهی هستیم که هیچ عملی از بنده ای پذیرفته نیست مگر با شناخت ما.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص144، ح4

شناخت آنها چیست؟ امیرالمؤمنین فرمود:

«إنّ مَعْرِفَتِي بِالنُّورَانِيَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل»

کسی معرفت و شناخت نورانی من را پیدا کند به شناخت خدا رسیده است.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج26، ص1

یعنی معرفت نورانی منِ علی معرفت الله است. ولذا بزرگان یکی از چیزهایی که می گویند این است که بعد از هر نماز سجده بروید و دعا کنید. چون بعد از هر نماز واجب خدا یک دعای مستجاب برای عبد دارد.

می گوید از خدا بخواهید خدای عالم معرفت نورانی اهل بیت را که مساوی با معرفت الله است به شما عنایت کند؛ چون خدای عالم در وجود اینها تجلی کرده است.

لذا فرمایشات این بزرگواران مرحوم آقای «شاه آبادی»، «امام»، مرحوم «قاضی»، مرحوم «میرزا جواد آقای ملکی» و این طیف بزرگان این است که بالاترین قله کمال رسیدن به ولایت الله است. یعنی انسان بتواند در کل عالم هستی تصرف کند. همانطوری که ائمه (علیهم السلام) داشتند:

«لهم الولاية التكوينية لما دون الخالق»

مصباح الفقاهة؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني چاپخانه: العلمية – قم، ناشر: مكتبة الداوري – قم، ج3، ص280

ائمه (علیهم السلام) در کل ما سِوی الله ولایت دارند. این تعبیر مرحوم آیت الله «خویی» است. ما باید بتوانیم به این مرحله برسیم. رسیدن به این مرحله غیر از تقوا، راه دیگری نیست. یک تقوای ظاهری است که شریعت برای ما معرفی کرده است که اطراف گناه و مکروهات نگردیم به واجبات اهتمام بورزیم و مستحبات را در کنار واجبات انجام بدهیم.

یک تقوای خاص است که بعد از ترک واجبات و انجام محرمات، آنجا می رسد که انسان شبانه روز به یاد خدا باشد و غیر خدا را در این دل جا ندهد. آنجا اجتناب از محرمات بود اینجا اجتناب از غیر خدا است.

یعنی در شبانه روز تلاش کند غیر خدا وارد قلب نشود هر چه می بیند جلوه خدا ببیند (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر کجا نگاه کند خدا ببیند؛

به دریا بنگرم دریا تو بینم * به صحراء بنگرم صحرا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت * نشان از صنع زیبای تو بینم

دلی کز معرفت نور صفا دید * ز هر چیزی که دید اول خدا دید

همان تعبیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که فرمود:

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

هر چه در عالم می بینم قبل از او خدا را می بینم با او خدا را می بینم و بعد از او هم خدا را می بینم. اگر مقداری دقت کنیم:

رهی دور و دراز است این رها کن * چو موسی یک نفس ترک عصا کن

در آ در وادی ایمن که ناگه * درختی گویدت (إِنِّي أَنَا اللَّهُ)

اگر حضرت موسی در «کوه طور» از درختی صدای (إِنِّي أَنَا اللَّهُ) می شنود، این راه برای همیشه باز است. بالاتر از آن هم باز است. ولی به شرط این که ما حرکت کنیم و به آن وظیفه ای که ائمه (علیهم السلام) و انبیاء گرامی برای ما معین کردند به آن مرحله خودمان را بتوانیم برسانیم.

مجری:

طیب الله انفاسکم خیلی استفاده کردیم. عزیزانی که همراهمان هستند شاهد هستند که در بیان خلاصه مطالب گذشته، چقدر درس های جدید می آموزیم و در وادی بحث اخلاق علوی و سیره مهدوی بحمدلله با صحبتهای نو، کلام نو و شیرین و شیوای حضرتعالی قرار می گیریم.

بحمد لله در قسمت های گذشته آموختیم برای طی کردن پله های معرفت باید به یاد مرگ باشیم. با استفاده از آیات قرآن خصوصیات مرگ را و خصوصیات بعد از زندگی را بشناسیم که آن زندگی جاودان چگونه است.

یکی از کارهای که شاید به حساب فلسفی اسمش را نشود برهان گذاشت اما از هزار تا برهان شاید دلنشین تر باشد مقایسه ای است که در کلام الهی ذکر شده است. مقایسه ای بین بهشتیان و جهنمیان. یکی از آن آیات در سوره زمر است:

(وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يتْلُونَ عَلَيكُمْ آياتِ رَبِّكُمْ وَينْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ * وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ)

و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنم رانده می ‌شوند؛ وقتی به دوزخ می ‌رسند، درهای آن گشوده می ‌شود و نگهبانان دوزخ به آنها می ‌گويند: «آيا رسولانی از ميان شما به سويتان نيامدند که آيات پروردگارتان را برای شما بخوانند و از ملاقات اين روز شما را بر حذر دارند؟!» می ‌گويند: «آری، (پيامبران آمدند و آيات الهی را بر ما خواندند، و ما مخالفت کرديم!) ولی فرمان عذاب الهی بر کافران مسلم شده است. و کسانی که تقوای الهی پيشه کردند گروه گروه به سوی بهشت برده می ‌شوند؛ هنگامی که به آن می ‌رسند درهای بهشت گشوده می ‌شود و نگهبانان به آنان می ‌گويند:«سلام بر شما! گوارايتان باد اين نعمتها! داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد!»

سوره زمر (39): آیات 71 و 73

لطفت درباره این آیه کمی توضیح بدهید.

به چه دلیل در قیامت، بهشتیان را کشان کشان به بهشت می برند!؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه این آیه شریفه خیلی حرف است. خداوند در این آیه می فرماید: ما کفار را (زُمَرًا) یعنی دسته دسته به طرف جهنم می کشانیم یعنی کشان کشان می بریم، این ها را می رانیم. مالک جهنم به این ها می گوید: آیا پیامبرانی نیامدند که آیات الهی را بر شما بخوانند و از این روز شما را بترسانند!؟

در دو آیه بعد آیه 73 نسبت به اهل بهشت هم همین را دارد که ما بهشتیان را هم به طرف بهشت به زور می کشانیم می بریم. خودشان نمی خواهند به بهشت بروند یعنی چه؟ مگر می شود انسان را به بهشت ببرند با آن نعمتها و با آن لذتهای معنوی و مادی و اینها نروند!؟

(سِیقَ) یعنی کشان کشان بردن، راندن و به زور بردن. آیت الله «شیخ بشیر نجفی» از مراجع بزرگوار «نجف» هستند و ما هم چند بار خدمتشان وقتی «نجف» رفتیم مشرف شدیم. خیلی خوش برخورد، خوش مشرب و خوش محضر هستند.

ایشان می گوید این آیات را می خواندم بارها فکر می کردم فکرم به جایی نمی رسید. مگر می شود انسان را به بهشت بخواهند ببرند نرود کشان کشان و به زور ببرند.

 ایشان می گوید روایتی را در «بحار» دیدم وقتی در قیامت حضرت سید الشهداء می آید برای دوستانش تجلی می کند. وقتی آقا سید الشهداء خودش را به موالیان و دوستانش نشان می دهد شیعیان و علاقمندان به امام حسین از نگاه به امام حسین سیر نمی شوند.

هر چه می گویند به بهشت بروید می گویند نمی خواهیم. می بینند اینها رفتن به بهشت را از سرشان بیرون کردند می خواهند جاودانه اینجا باشند قیامت به پایان نرسد امام حسین را تماشا کنند. لذا اینها را کشان کشان می برند ایشان مطرح می کند. دیدم در بعضی از سایت ها بعضی می گویند ما همچنین روایتی پیدا نکردیم کاری نداریم هر کسی به اندازه سواد خودش باید حرف بزند.

در کتاب «کامل الزیارات» مرحوم «ابن قولویه» که مرحوم آقای «خویی» هم می فرماید تمام روایاتش صحیح است. «زرارة ابن أعین» متوفای 150 از اصحاب خاص امام صادق است که حضرت فرمود:

«لَوْ لَا زُرَارَةُ وَ نُظَرَاؤُهُ لَانْدَرَسَتْ أَحَادِيثُ أَبِي‏»

اگر «زراره» نبود تمام احادیث پدرم امام باقر از بین می رفت.

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام،  محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج27، ص144

«زراره» از امام صادق نقل می کند - روایت خیلی طولانی است - هر کس برای امام حسین گریه کند، پیغمبر، حضرت زهرا و ائمه را خوشحال کرده است. تا در آخر روایت می گوید:

«مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلَّا وَ عَيْنَاهُ بَاكِيَة»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص81

عزیزان ایام محرم و صفر را قدر بدانید بعد از محرم و صفر هوای حسینی از فضای کشور و از فضای جهانی جمع می شود. می گوید تمام بندگانی که در قیامت هستند همه گریه می کنند چون (يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِر) است.

همه پرونده ها رو می آید همه کارهای بد و نادرستی که کرده بودیم در میان خلایق رسوا است. این مسئله خیلی سخت است، رسوایی جهنم قطعاً از آتش جهنم سوزناک تر است. «صائب تبریزی» شعر زیبایی دارد می گوید:

خدایا در دوزخم بیافکن و نام گنه مبر * آتش به گرمی عرق انفعال نیست

ولذا امام سجاد (سلام الله علیه) در دعای «مکارم الأخلاق» دارند بر این که خدایا در دنیا آبرویم را حفظ کردی میان صالحین رسوایم نکردی، در قیامت به این ستاریّتت بیش از دنیا نیاز دارم.

«فلا تفضحنى يوم القيمة على رؤس الأشهاد»

الصحيفة العلوية و التحفة المرتضوية / ترجمه رسولى‏؛ نويسنده: سماهيجى، عبد الله بن صالح- رسولى، هاشم‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1135 ق‏)، محقق / مصحح: رسولى، هاشم‏، ناشر: انتشارات اسلامى، تهران: 1396ق، ص186‏

ولذا دارد که تمام خلایق در آن جا گریان هستند غیر از آن کسانی که برای امام حسین گریه کردند.

«مَا مِنْ عَبْدٍ يُحْشَرُ إِلَّا وَ عَيْنَاهُ بَاكِيَةٌ إِلَّا الْبَاكِينَ عَلَى جَدِّيَ الْحُسَيْنِ»

در قیامت همه گریان هستند اشک می ریزند، ناله می کنند و ضجه می زنند مگر آن کسانی که برای جدم حسین اشک ریختتند. آن اشکی که دارد اگر یک قطره از آن اشک در جهنم ریخته شود آتش جهنم برای همیشه خاموش خواهد شد.

بعد می گوید:

«فَإِنَّهُ يُحْشَرُ وَ عَيْنُهُ قَرِيرَةٌ»

کسانی که برای جدم حسین گریه کرده اند وقتی به محشر می آیند چشمانشان از خوشحالی برق می زند و بشارت، سرور و خوشحالی از سراسر وجود و چهره شان می بارد.

«وَ هُمْ حُدَّاثُ الْحُسَيْنِ تَحْتَ الْعَرْشِ وَ فِي ظِلِّ الْعَرْشِ لَا يَخَافُونَ سُوءَ يَوْمِ الْحِسَابِ»

اینهایی که برای امام حسین گریه کردند این ها «حُدَّاثُ الحسین» هستند حُدَّاث یکی از معنایش این است که با حسین حرف می زنند. امام حسین با اینها حرف می زند. در ملاقات با امام حسین با امام حسین گفت و شنودی دارند. اینها مشغول با گفت و شنود با امام حسین هستند. مشغول تماشای جمال حسینی هستند

«يُقَالُ لَهُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ»

به اینها می گویند بهشت آماده است در بهشت هم باز است. می گویند نمی خواهیم به بهشت برویم. خدایا، ملائکه نمی خواهیم به بهشت برویم. به یک بچه ای به زور چیزی می دهید می گوید نمی خواهم

«وَ يَخْتَارُونَ مَجْلِسَهُ وَ حَدِيثَهُ»

می گویند بودن در مجلس امام حسین و حرف زدن با امام حسین از بهشت برای ما لذتبخش تر است.

«وَ إِنَّ الْحُورَ لَتُرْسِلُ إِلَيْهِمْ»

حوری های بهشتی، حوری های هر کسی برای صاحبش، کسی را می فرستد می گوید:

«قَدِ اشْتَقْنَاكُمْ مَعَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِينَ»

وِلدان مُخلد و حوری ها همه منتظر شما هستند. خدا ما را برای شما آفریده است. ما مشتاق دیدار شما هستیم.

«فَمَا يَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ إِلَيْهِمْ لِمَا يَرَوْنَ فِي مَجْلِسِهِمْ مِنَ السُّرُورِ»

به فرستاده های حوری ها اصلاً توجه نمی کنند سرشان را بلند نمی کنند به طرف فرستاده های حوری نگاه بکنند.

بعد در ذیلش می گوید:

«وَ إِنَّهُمْ لَيَرَوْنَ مَنْزِلَهُمْ وَ مَا يَقْدِرُونَ أَنْ يَدْنُوا إِلَيْهِمْ وَ لَا يَصِلُونَ إِلَيْهِمْ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتَأْتِيهِم بِالرِّسَالَةِ مِنْ أَزْوَاجِهِمْ وَ مِنْ خُدَّامِهِمْ»

تا این که ملائکه از طرف این حوری ها و از طرف خدّام نامه مکتوب می آورند یا آن فرستاده، گفتاری بود این دیگر نوشتاری است. حوری ها و خدّام بهشتی برای هر یک از گریه کنندگان برای امام حسین نامه فدایت شوم می فرستند. ما منتظر و در اشتیاق دیدار شما هستیم.

وقتی به اینجا می رسد تعبیر زیبایی دارد یعنی این طور تعبیر بنده هیچ جا ندیدم می گوید اینها وقتی به طرف حوری ها می آیند

«إِذَا هُمْ خَبَّرُوهُمْ بِمَا هُمْ فِيهِ مِنَ الْكَرَامَةِ وَ قُرْبِهِمْ مِنَ الْحُسَيْنِ»

حوری ها می گویند امام حسین فقط در قیامت نیست اینجا بیایید شما در جوار حسین هستید. در بهشت از امام حسین دور نمی شوید.

لذا است که: (وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا) بعد از آن ملائکه از طرف حوری ها و خدّام بهشتی به او نامه می دهند کشان کشان به بهشت می برند فقط امام حسین در این جا نیست در بهشت بیایید در همسایگی امام حسین هستید. وقتی احساس می کنند در بهشت هم حسین است فقط مال قیامت نیست

«فَيَقُولُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَفَانَا الْفَزَعَ الْأَكْبَرَ»

خدا را شکر از گرفتاریهای قیامت نجاتمان داد و در بهشت هم ما را در جوار و نزدیکی امام حسین قرار داد اینها وقتی بشارت زیارت امام حسین و همجواری امام حسین را از حوری ها می شنوند یا شاید داخل همین نامه بود - روایت خیلی توضیح نداده است – اینها؛

«يَنْتَهُوا إِلَى مَنَازِلِهِمْ»

به جایگاه شان در بهشت کنار حوری ها بر می گردند.

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص81

ولی آنچه که برای اینها مهم است حوری ها، طیور و نعمتهای بهشتی نیست. تمام نعمتهای بهشتی را بگذارند تا إلی الأبد الأبد مقایسه کنند با یک لحظه، یک میلیاردم ثانیه جمال امام حسین را دیدن، اصلا قابل مقایسه با آن بهشت نیست.

ولذا این که دارد (وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا) احساس می کنیم حدیث «کامل الزیاراة ابن قولویة» جلد 1، صفحه 81 و «بحار الأنوار» همان طور که این بزرگوار هم نقل کردند جلد 45، صفحه 206 این روایت را نقل کرده است. روایت سه چهار صفحه است من بخش پایانی روایت را برای بینندگان عزیز قرائت کردم.

مجری:

بسیار زیبا، از حضرتعالی شنیدیم که «سعید ابن عبد الله»‌ یکی از اصحاب آقا ابی عبد الله الحسین بدنش را جلوی این تیرها قرار داده بود و در لحظه آخر هم گفت:

«يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ وَفَيْتُ»

آیا وفا کردم؟ زمانی که آقا ابا عبد الله الحسین می خواهد به او بهترین بشارت را بدهد این فرمایش را می فرماید که:

«نَعَمْ أَنْتَ أَمَامِي فِي الْجَنَّة»

اللهوف على قتلى الطفوف / نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى- ترجمه: فهرى زنجانى، احمد (تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏)، ناشر: جهان‏، تهران: 1348 ش، ص 108

چقدر خوشحال می شود. اینها از خداوند و آقا ابی عبد الله الحسین می خواهند که در جوار وجود نازنین حضرت آقا ابی عبد الله الحسین باشند.

 ان شاءالله بتوانیم این توفیق را، این مراتب از بهشت را به دست بیاوریم قطعاً بعد از این که به آن معرفت رسیدیم و ان شاءالله خود آقا ابی عبد الله الحسین شفاعت گر ما در یوم الورود بودند.

تماس بینندگان برنامه:

بیننده (آقای محمد از مازندران – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم خدمت مجری محترم و استاد عزیز و واقعا دوست داشتنی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم.

رهبر انقلاب سال 94 فرمودند «اسرائیل» بیست و پنج سال دیگر نابود خواهد شد. در سخنرانیهای سالهای بعد هم این نکته را تأکید کردند. شما به یک بچه ده ساله بگویید ده دقیقه چه می شود؟ در جواب می گوید ممکن است هزار اتفاق بیافتد پس چطوری «رهبری» عدد تعیین می کند می گوید تا بیست و پنج سال دیگر حتمی است؟

شاید سی سال طول بکشد شاید صد سال طول بکشد جزء این است که بگوییم «رهبری» با غیب در ارتباط است درباره این که غیب چیست دوست دارم نظر «آیت الله قزوینی» را بدانم یا علی مدد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مقام معظم رهبری اگر اشتباه نکنم حدود چهار یا پنج سال قبل در دوران آقای «روحانی» بحث آغاز جنگ «آمریکا» علیه «ایران» و برای تحمیل «برجام» بود ایشان «مشهد» مشرف شدند.

در کنار قبر مطهر حضرت رضا چه گفتگو و حالی داشتند از آنجا که آمدند در اولین سخنرانی فرمودند جنگ اتفاق نمی افتد و حال آن که همه دولتی ها دم از جنگ می زدند. حتی آقای «ظریف» می گفت اگر «آمریکا» یکی از بمب های «اتمی» را در «ایران» بیاندازد بخش عظیمی از «ایران» نابود خواهد شد.

ایشان فرمود جنگ اتفاق نمی افتد از این فرمایش ایشان حدود پنج، شش سال می گذرد جنگ هم اتفاق نیفتاد. بحث امضای «برجام» هم بود گفت «برجام» امضاء نخواهد شد. یعنی «برجام» تحمیلی، «برجام» تا الان انجام نشده است.

بعضی از مسائل است که از ناحیه اهل بیت (علیهم السلام) هیه می شود یا با کشف یا با مشاهده حاصل می شود. شهود بالاتر از کشف است برای بعضی از اولیاء خدا این در باز است. این مختص به «مقام معظم رهبری» یا بعضی از اولیاء الله نیست. برای همه بندگان خدا این راه باز است.

خدای عالم در حدیث قدسی می فرماید:

«عبدى اطعنى حتّى اجعلك مثلى أو مثلى أقول للشي‏ء كن فيكون و تقول للشي‏ء كن فيكون‏»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج102، ص 165

می فرماید آنگونه که شایسته هستم اطاعت کن تا تو را به مثل خودم قرار بدهم. من چه کسی هستم؟ «أنا الذي اذا ارادَ شَيْئًا انْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون‏»، من خدایی هستم به هر چه اراده کنم آن در خارج محقق می شود.

تو هم اگر بنده خوب و مطیع من باشی تو را مثل خودم قرار می دهم «اذا ارادت شَيْئًا وتقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون»، وقتی اراده می کنی در آن جا، آن محقق خواهد شد.

حضرت سید الشهداء داشت به طرف «کوفه» می آمد برادر بزرگوارشان «محمد حنفیه» التماس و گریه کرد آقا جان شما قول داده بودی نروی. حضرت اشاره ای کرد، «محمد حنفیه» می گوید دیدم بین آسمان و زمین مملو از ملائکه است. حضرت فرمود اگر من بخواهم با این ملائکه ها بجنگم آثاری از اینها نمی ماند ولی جدم فرمود:

«يا حسين اخرج إلى العراق فإنّ اللّه قد شاء أن يراك قتيلا»

خدای عالم می خواهد با شهادت من دین پیغمبر، شریعت پیغمبر و نام الله در عالم هستی جاودان بماند. من تابع اراده الهی هستم بعد عرض کردم زن و بچه را نبر گفت رسول اکرم فرمود:

«إنّ اللّه قد شاء أن يراهنّ سبايا»

عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد)؛ بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله (تاريخ وفات مؤلف: قرن 12)، محقق / مصحح: موحد ابطحى اصفهانى، محمد باقر، ناشر: مؤسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف - ايران - قم، 1413 ق، ج‏17-قسم الحسین (علیه السلام)، ص214

خدا هم می خواهد اینها را اسیر ببیند از راه اسارت، درسی به بندگان در عصر حاضر و در عصرهای آینده باشند که اینها برای اعتلای نام الله اسیر شدند.

بالاتر از امام حسین اعتلای نام الله، جلوه الله است می خواهد نام الله در عالم هستی جاودانه بماند. لذا با یک اشاره حضرت ایشان تمام ملائکه را دیدند امثال این الی ماشاء الله داریم.

حالا این که آقا امام حسین (سلام الله علیه) است. کتاب «در محضر لاهوتیان شیخ جعفر مجتهدی تبریزی» ببینید ایشان با یک اراده چه کارهای خارق العاده و کارهای عجیب و غریبی که اصلاً به ذهن آدم نمی آید انجام می داد.

آقازاده مرحوم «نخودکی» کتاب «نشان از بی نشانی ها» دارد. البته مقدمه اش را دوستان بخوانند. چون آقازاده ایشان مقداری مشکلات «تصوفی» دارد مطالبش خیلی زیاد علیه السلام نیست. ولی قسمت اول که تقریباً شصت هفتاد صفحه شرح حال مرحوم آقای «نخودکی» است آنجا را ملاحظه بفرمایید ببینید اینها با اتصال به عالم الهی و عالم ائمه مطالبی را می گفتند و این مطالب هم دقیقاً و عیناً انجام می شد.

اما مسئله این که فرمودند «اسرائیل» 25 سال دیگر را نخواهد دید ما هم ان شاءالله بر این امید هستیم که این از وعده های غیر مکذوب الهی است. در قضیه حضرت لوط قومش را انذار می کرد می گفتند او حرف می زند فرمود:

(ذَلِكَ وَعْدٌ غَيرُ مَكْذُوبٍ)

اين وعده ‌ای است که دروغ نخواهد بود!

سوره لوط (11): آیه 65

این از آن وعده هایی است که بدا پذیر و تغییر پذیر نیست. این وعده های غیر مکذوب، حتمی، قطعی و واقعی است. الان مسائلی که فعلاً در «فلسطین» اشغالی انجام شده است خود اینها به جان هم افتادند

(يخْرِبُونَ بُيوتَهُمْ بِأَيدِيهِمْ وَأَيدِي الْمُؤْمِنِينَ)

به گونه ‌ای که خانه‌ های خود را با دست خويش و با دست مؤمنان ويران می ‌کردند؛

سوره حشر (59): آیه 2

خانه های خودشان را در حقیقت به دست خودشان ویران می کنند. الان درگیریهایی که بین خودشان افتاده است و راهپیمایی هایی که علیه «نتانیاهو» دارد انجام می شود و اینها و حتی نظامی هایشان دست از کار کشیدند اعتصاب کردند یا از ارتش بیرون آمدند.

حکومت پست این رژیم غاصب دارد به دست خودشان متلاشی می شود شاید نیازی به جنگ نباشد. چند نفر از مسئولان شان گفتند با این کاری که «نتانیاهو» دارد انجام می دهد دارد «اسرائیل»‌ را از هم می پاشاند. خودشان هم به این نتیجه رسیده اند که «اسرائیل»‌ در آستانه سقوط و فروپاشی است.

مجری:

بله وعده خداوند، وعده پیامبران، وعده نایب بر حقشان همه اینها دست به دست هم می دهند واضح می شود آن امری که ان شاءالله خواهد آمد.

حضرت استاد آقای «کرمی» از «لرستان» تماس گرفتند گفتند آیا نسبت به «مختار» و کارهای که انجام داده است آن چیزی که مبتلابِه شان است الان در ایام اربعین زوار مشرف می شوند و به «مسجد کوفه» هم می روند آیا به زیارت قبر «مختار»‌ بروند؟ آیا کارهای که انجام داده است یا شخصیتش قابل تأیید است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با «مختار» این که ایشان قیامش به امر معصوم نبود هیچ شکی نداریم، ولی آیا این که به امر آقا امام سجاد (سلام الله علیه) نبود آیا به خاطر این بود که امام سجاد راضی به انتقام گیری از خون شهداء نبود؟

یا نه، با توجه به موقعیت سیاسی امام سجاد (سلام الله علیه) و این که تحت نظر حکومت «اموی» بود حتی «عبد الملک» مراقب مسائل خانوادگی امام سجاد است. به امام سجاد نامه می نویسد یابن رسول الله تو با یکی از کنیزانت ازدواج کردی موقعیت شما به خطر می افتد، جایگاه وسیعی داری از اهل بیت و «قریش» هستی!

همه گفتند مراد از این که، این نامه را برای امام سجاد می نویسم نمی خواهد بگوید شما چرا با کنیز ازدواج کردی می خواهد برساند یابن رسول الله ما از تمام مسائل داخلی زندگیت با خبر هستیم. زندگی تو هم کاملاً‌ تحت نظارت ما است.

اگر امام سجاد (سلام الله علیه)، «مختار» را تأیید نکرد به خاطر این بود که محذوریت سیاسی داشتند. ائمه موظف بودند برای حفظ جان خودشان و شیعیانشان یک سری مسائلی را رعایت کنند.

ولی این که ما از ائمه (علیهم السلام) روایتی داشته باشیم که قیام مختار را تکذیب کرده باشند بگویند این قیام، قیام مشروع و به حق نیست و قیام ظالمانه است، بنده ندیدم. نمی گویم نیست خیلی رویش کار کردم من ندیدم!

مفصل ترین چیز را مرحوم «مامقانی» (رضوان الله تعالی علیه) در «تنقیح المقال» جلد 3 در شرح حال «مختار» با چاپ رحلی قدیمی چندین صفحه در رابطه با «مختار» ایشان تحقیق گسترده ای کرده است.

کمتر دیدم کسی مثل مرحوم «مامقانی» این طور تحقیق گسترده کرده باشد و ایشان هم می گوید نه تنها ما ذمی از معصومین نداریم بلکه ائمه (علیهم السلام) تأیید هم کردند و از خونخواهی «مختار» تشکر کرده اند.

نمونه اش همین چیزی که آقایان مداحان می گویند و مرحوم «مامقانی» هم این را نقل کرده است (مصدرش را یادم نیست).

می گوید وقتی به امام سجاد خبر دادند «مختار» قیام کرده است قاتلاین پدر بزرگوارتان را به درک واصل کرده است، حضرت فرمود به من بگویید از «حرمله» چه خبر؟ او را هم به درک واصل کرده است یا نه؟

 گفتند ما نمی دانیم نامه رسان ها آن روز با اسب های تندرو خبرها را می رساندند خبر به «مختار» رسید امام سجاد از قاتل علی اصغر سوال کرده است. «مختار» دستور داد «حرمله» در هر کجا است اسیرش کنید. «حرمله» به سپاه «عبد الله زبیر» و برادرش «مصعب» پیوسته بود دنبال این بودند خودشان لشکری علیه «مختار» تهیه کنند.

 «مختار» سپاهی را فرستاد اینها را شکست دادند من جمله از کسانی اسیر کردند و پیش «مختار» آوردند «حرمله» بود سر «حرمله» را برید برای امام سجاد (سلام الله علیه) فرستاد. حضرت مشغول غذا خوردن بود وقتی سر «حرمله» را دید دست از غذا کشید و سجده کرد و برای «مختار» طلب رحمت و مغفرت کرد.

اینها نشان می دهد که عمل،  عمل خوبی است اگر نسبت به خود «مختار» حرفی باشد عمل «مختار» مرضی ائمه (علیهم السلام) بوده است.

بنده هم به قصد رجاء می روم زیارت می کنم و قرآنی می خوانم همان طوری که امام سجاد برای او طلب مغفرت کرده است ما هم از خدای برای ایشان طلب مغفرت می کنیم.

مجری:

طیب الله انفاسکم خیلی ممنون و متشکر حضرت استاد ماه محرم به پایان رسید و شروع ماه صفر اگر دعا و مطلبی است مختصراً بفرمایید از محضرتان استفاده می کنیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اگر دوستان بتوانند در ماه صفر مشهور است می گویند ماه سنگین و شومی است. همه اینها عوامانه است هیچ روایتی نداریم که ماه صفر، ماه نحس و شومی باشد.

 البته دعایی در «مفاتیح» است دعای مخصوص ماه صفر

«يَا شَدِيدَ الْقُوَى يَا شَدِيدَ الْمِحَال‏ ... ‏»

 دوستان اگر بتوانند این دعا را برای رفع بلا و این ها بخوانند. در روایت هم داریم همیشه تفأل به خوبی بزنید، پیدا می کنید. تفأل به بدی ها شاید چیزی بیاورد این مربوط به خود ما است نه مربوط به ماه صفر دارد.

«يَا شَدِيدَ الْقُوَى يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ»

اگر دوستان این دعا را هر روز بعد از نمازهای شان قرائت کنند خیلی خوب است بتوانند هر روز صبح صدقه کنار بگذارند هر کسی به اندازه توان خودش آنهایی که امکانات مالی دارند مقداری بیشتر صدقه بگذارند.

صدقه هم کنار می گذارند توصیه آیت الله «کشمیری» به بنده بود می فرمود صدقه کنار می گذارید صدقه را سه قسمت کنید یک سومش به نیت سلامتی حضرت ولی عصر، یک سومش هدیه به ارواح جمیع شهداء از حضرت «هابیل» گرفته تا قیامت و یک سومش هم برای سلامتی خودتان و خانواده تان و رفع مشکلات از زندگی خودتان و خانواده تان!

اگر می توانید اول ماه قربانی کنید آن های که می توانند شتر، گاو یا گوسفندی قربانی کنند یا نمی توانند مرغ یا خروسی اگر بتوانند در حیاط منزل خودشان این خون ریخته بشود اثرش خیلی بیشتر است تا بیرون.

گوشت قربانی را در حد توان به فقراء یا پدر، مادر، برادر و خواهر بدهند لازم نیست که پدر، برادر یا خواهر فقیر باشند به عنوان صله هم باشد چیز خوبی است.

تلاش کنند اگر محتاجی آمد قرضی خواست چون قرض الحسنه ثوابش اگر اشتباه نکنم هفتاد برابر صدقه است. شما اگر هزار تومان صدقه بدهید هزار تومان قرض الحسنه این هزار تومان قرض الحسنه به جای هفتاد برابر آن صدقه است.

«امام» هم فرمود چون صدقه به مستحق و غیر مستحق می رسد ما نمی دانیم این کسی که ما صدقه دادیم مستحق است یا نه.

چندی قبل بود یک نفر خودش را به معلولیت زده بود دستگیر کردند می گفت من روزی هفتاد هشتاد میلیون درآمد دارم حتی به «نیروی انتظامی» گفته بود اگر مجوز بگیرید حاضر هستم روزی دوازده میلیون تومان رشوه بدهم و این تکدی گری را داشته باشم.

ولی قرض الحسنه حتماً به مستحق می رسد تا کسی نیازی نداشته باشد سراغ قرض نمی رود. تا می توانید در ماه صفر نسبت به قرض الحسنه اهتمام بورزید.

اگر بتوانید صبح یا شب برای امام حسین (سلام الله علیه) و اهل بیتش که دوران خیلی سختی را دارند می گذرانند. از امام سجاد سوال فرمودند شب و روز عاشوراء، شب یازدهم محرم و در «کوفه» کجا بر شما خیلی سخت گذشت؟ حضرت سه مرتبه فرمود «الشام، الشام، الشام» الان هم تقریباً به «شام» رسیدند یا در حال رسیدن به «شام» هستند.

برای مظلومیت امام حسین بتوانیم گریه کنیم یا خودمان را به تباکی بزنیم. شعری از مداح ها یاد گرفتیم یا کتاب خواندیم بعد از نماز صبح یا بعد از نماز مغرب و عشاء خودمان را به گریه بزنیم گریه مان هم نیاید خود این مشکلات زیادی را بر طرف می کند. نسبت به اجابت دعا و قضای حوائج کاربرد خیلی زیادی دارد.

مجری:

طیب الله انفاسکم خیلی استفاده کردیم از محضرتان تشکر می کنم. همچنین از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند تشکر می کنم که تا انتهای برنامه امشب همراه ما بودید التماس دعا خدا نگهدار!

 

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها