2024 July 16 - سه شنبه 26 تير 1403
مهمترین و شاخص ترین ویژگی یاوران امام زمان (سلام الله علیه)
کد مطلب: ١٥٦٠١ تاریخ انتشار: ١٢ مهر ١٤٠٢ - ١٤:٤٥ تعداد بازدید: 2488
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
مهمترین و شاخص ترین ویژگی یاوران امام زمان (سلام الله علیه)

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی31-06-1401

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

31/06/1401

موضوع: مهمترین و شاخص ترین ویژگی یاوران امام زمان (سلام الله علیه)

برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

جلوه ای بی بدیل از چگونگی حکومت جهانی حضرت مهدی (سلام الله علیه)

آیا شیوع گناه در جامعه، زمینه ساز ظهور امام زمان (سلام الله علیه) است؟

مهمترین و شاخص ترین ویژگی یاوران امام زمان (سلام الله علیه)

این جمله را از من به یادگار داشته باشید!

تماس های بینندگان برنامه

دعایی مجرب برای افزایش رزق و روزی و حل مشکلات!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق نصیب مان شد در شب جمعه برنامه اخلاق علوی سیره مهدوی را تقدیم کنیم. به روال این برنامه و شب های جمعه از محضر استاد، حضرت آیت الله حسینی قزوینی ‌استفاده می کنیم، ان شاءالله بتوانیم بهره ببریم و مستفیض بشویم سلام عرض می کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت بیش از پیش برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم. خدا را سوگند می دهیم به آبروی سید الشهداء و اهل بیت داغدارش پاداش ما را فرج موفور السرور مولای مان بقیة‌ الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار بدهد ان شاءالله.

طبق برنامه همیشگی برنامه را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم باشد که دین، دنیا، آخرت، فکر، عقیده و برنامه هایمان را بیمه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم.

ز دست مردم یثرب چه آمد بر سرت مادر

که مرگ خویش را کردی طلب از داورت مادر

از این پهلو به آن پهلو مپیچ ای غم گسار من

مبادا صدمه بیند زخم های پیکرت مادر

تو بین دشمنان کردی حمایت از علی من هم

جدا یک دم نگردم از کنار بسترت مادر

تو کردی پاک از چشم علی اشک و غم

من هم بگیرم اشک مظلومی ز چشمان ترت مادر

نه تنها من در و دیوار این غمخانه می گرید

گهی بر تو گهی بر غصه های رهبرت مادر

وسيعلم الَّذين ظلموا أَي منقلب ينقلبون

مجری:

طیب الله انفاسکم خیلی ممنون و متشکر، الحمدلله این توفیق را داریم دل هایمان را در حسن مطلع برنامه ها به ساحت مقدس حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) روانه می کنیم ان شاء الله که این زنگارها زدوده شود، آماده بشویم و بشنویم از حکومت جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تنها کسی که می تواند تشفی دهنده آن سینه زخم دیده باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ؛ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ؛ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

یکی از بزرگ ترین وظیفه ما در زمان غیبت و نزدیکی ظهور آقا بقیة الله الأعظم (ارواحنا فداه) آشنا شدن با وظایف مان در زمان غیبت است. این که ما چه کار کنیم با آمدن حضرت در صف یاران حضرت باشیم نه در صف مخالفین حضرت که این مهمترین چیز است.

جلوه ای بی بدیل از چگونگی حکومت جهانی حضرت مهدی (سلام الله علیه)

نکته بعد این که از ظهور حضرت و ویژگیهای حکومت جهانی حضرت آگاه باشیم. روایتی است نمی خواهم آن روایت را عرض کنم بعداً مفصل درباره اش صحبت می کنیم. حضرت وقتی پرده را بالا می زند جایگاه خودش را معرفی می کند. آن جایگاهی که تکه هایی از آن سر سوزنی در «زیارت جامعه کبیره» آمده. در زیارت اول امام حسین آمده است. در حدیث حقیقت «کمیل» آمده است. حدیث نورانیت «سلمان و اباذر» آمده است. به ذره ای از آنها اشاره شده است.

حضرت وقتی مقام و جایگاه خودشان را مطرح می کند همه مردم فرار می کنند. یعنی توان شنیدن و هضم سخنان حضرت و بیان جایگاه حضرت را ندارند. خیلی درد است یعنی شاید درد آورترین حدیث و پر غصه ترین حدیثی که دیدم این است.

به دوستان قول می دهم ان شاءالله در جلسات بعدی، چون بخواهیم وارد آن شویم از اصل برنامه مان می مانیم ان شاءالله مفصل توضیح می دهم پیام روایت و تکلیف مان چیست ان شاءالله اشاره خواهم کرد.

همان طوری که حضرت امیر (سلام الله علیه) وقتی کوچک ترین گوشه ای از مقام معنوی و ولایی خودشان را بیان کردند مردم فرار کردند برچسب نستجیر بالله کفر و شرک به او زدند.

لذا یکی از مصیبت های ما این است که ما با جایگاه و مقام امام، آشنا نیستیم. از این ها به عنوان یک علمای ابرار، یک مقداری از مراجع بالاتر در نظر داریم. این را باید اصلاح کنیم.

روایتی را مرحوم «عیاشی» (رضوان الله تعالی علیه) نقل کرده است. ایشان متوفای 320 یعنی 9 سال قبل از «کلینی»‌ از دنیا رفته است تفسیری در دو جلد دارد.

البته ایشان اسانید روایات را نقل نمی کند ولی در «مؤسسه بعثت» خدا بیامرزد جناب آقای «اسلامی» آقا زاده «شیخ علی اسلامی» از دوستان خیلی نزدیک ما بود ایشان زحمت کشیدند تحقیق کردند تمام اسانیدشان را هم بیان کردند.

ایشان زحمت خوبی کشیدند تمام اسانید «تفسیر عیاشی» را از مصادر مختلف شیعه و سنی جمع کردند در دو جلد چاپ شد.

در جلد 1، صفحه 184، حدیث 82 از «عبد الله ابن بُکیر» که از اصحاب اجماع است و جایگاه خیلی والایی دارد می گوید:

«سألت أبا الحسن (علیه السلام) عن قوله: (وَ لَهُ‏ أَسْلَمَ‏ مَنْ‏ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً)»

در برابر او تسلیم می شوند تمام کسانی که در آسمان و زمین هستند چه بخواهند چه نخواهند. چه با میل و رغبت، چه با کراهت و زور.

 حضرت فرمود:

«أنزلت في القائم (علیه السلام)»

این آیه در حق حضرت مهدی (ارواحنا فداه) نازل شده است.

«إذا خرجَ باليهود و النصارى و الصابئين و الزنادقة و أهل الردة و الكفار في شرق الأرض و غربها»

 وقتی حضرت خروج می کند «یهود، نصارا، صابعین» آفتاب پرست و ستاره پرست «زنداقه» و «اهل ردّه» و «کفار» در شرق و غرب عالم هستند.

«فعرض عليهم الإسلام فمن أسلم طوعا أمره بالصلاة و الزكاة و ما يؤمر به المسلم و يجب لله عليه»

اسلام را به آنها عرضه می کند. هر کدام از «یهود، نصارا، زنداقه، کفار» در شرق و غرب عالم، اسلام را پذیرفتند حضرت دستور به زکات و نماز می دهد و آن چه یک مسلمان باید انجام بدهد و برای خدا واجب است.

«و من لم يسلم ضرب عنقه حتى لا يبقى في المشارق و المغارب‏ أحد إلا وحد الله»

هر کس اسلام نیاورد گردن او را خواهد زد. در شرق و غرب عالم احدی نمی ماند مگر این که موحد و خدا را به وحدانیت قبول دارد.

تفسير العياشي؛ نويسنده: محمد بن مسعود العياشي (وفات: 320)، تحقيق: الحاج السيد هاشم الرسولي المحلاتي، ناشر: المكتبة العلمية الإسلامية – طهران، ج1، ص184

این را عزیزن دقت کنند که حضرت می آید در بعضی از روایات داریم:

«يَقُومُ بِأَمْرٍ جَدِيدٍ وَ كِتَابٍ جَدِيدٍ وَ سُنَّةٍ جَدِيدَة»

الغيبة( للنعماني)؛ نويسنده: ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق‏، ص 255

در «آیة الکرسی» این آیه را می خوانیم

(لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ)

در قبول دين، اکراهی نيست.

سوره بقره (2): آیه 256

گرچه برخی از فقیه نماها در قضایای اخیر، بیانیه داده بودند و به این آیه استدلال کرده بودند که نباید امر به معروف کرد. کسی بی حجاب یا با حجاب است مربوط به خودش است. یعنی در حقیقت بی سوادی و نمی دانم چه تعبیری به کار ببریم که شایسته ایشان باشد. همین بگوییم بی سوادی خودش را به نمایش گذاشته است.

(لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ) در رابطه با اصل دین است. رسول اکرم وظیفه تبلیغ دارد:

(فَإِنَّمَا عَلَيكَ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ)

تو فقط وظيفه ابلاغ آشکار داری.

سوره نحل (16): آیه 82

وظیفه پیغمبر، رساندن بود

(لَسْتَ عَلَيهِمْ بِمُصَيطِرٍ)

تو سلطه ‌گر بر آنان نيستی که (بر ايمان) مجبورشان کنی

سوره غایشة (88): آیه 21

تو چوب به دست بالای سر اینها نیستی که به زور اینها را به اسلام دعوت کنی و اسلام در حقیقت یک اعتقادات قلبی است. اعتقادات قلبی را با ششمیر نمی شود وارد قلب کرد. این آقایان آمدند آیه (لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ) را متأسفانه در رابطه با مسئله حجاب اجباری و ... آوردند.

عرض کردم جز این که بگوییم این آقا بی سواد است و سواد ندارد هیچ چیز دیگری نمی توانیم بگوییم متأسفانه آقایان ادعاهایی هم دارند.

در مورد شأن نزول آن آیه اشاره کردیم در زمان رسول اکرم یکی از مسلمان ها خدمت رسول اکرم آمد عرض کرد دو فرزند دارم «نصرانی» هستند می خواهم اینها را به زور مسلمان کنم آیه نازل شد (لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ) شما دین را عرضه کنید اگر قبول کردند خیلی خوب. قبول نکردند شما نمی توانید به زور بگویید چون اسلام، امر اعتقادی است. امر اعتقادی باید با دلیل و برهان باشد یا با مکاشفه.

«عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاك‏»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 95، ص 226

با مسئله کشف، مکاشفات و مسائل قلبی باشد و گرنه با زور نمی شود گفت شما همچنین عقیده ای باید داشته باشید.

در زمان حضرت ولی عصر قضیه کاملاً عوض می شود روایات متعدد داریم هر کس قبول کرد، قبول کرد. قبول نکرد گردنش زده خواهد شد چون بنا است:

 (لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ)

تا آن را بر همه آيين‌ ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

سوره توبه (9): آیه 33

یعنی بنا است یک روزی اسلام بر تمام ادیان پیروز شود و غالب بیاید. این بشارت (لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ) در سه جای قرآن آمده است.

حضرت ولی عصر می آید ورق بر می گردد حضرت نگاه نمی کند این قلباً می خواهد قبول کند یا قبول نکند. عرضه می دارد ادله را بیان می کند تمام شواهد را بیان می کند اگر طرف عناد و لجاجت کرد این طوری نیست که (فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيكَ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ) فردا برود «جنگ بدر»، «جنگ احد» و «جنگ احزاب» علیه حضرت ولی عصر بخواهد تشکیل بدهد.

به قول معروف حضرت ولی عصر (سلام الله علیه) فدایش بشوم گربه را دم حجله خواهد کشت، تا غیر از اسلام هیچ دینی در کره زمین نداشته باشیم.

حتی در بعضی از روایات آمده است جزیه و امثال این در زمان حضرت نداریم. این که بگوید می خواهم در سایه سار حکومت اسلامی زندگی کنم جزیه بدهم می گوید نه یا اسلام یا مرگ!

البته این را هم عرض کنم روایات متعدد داریم حضرت می آید معجزه حضرت، معجزه علمی است. اولاً الان 33 یا 34 درصد مردم روی زمین «مسیحی» هستند یعنی یک سوم مردم روی زمین مسیحی هستند. وقتی حضرت مسیح (علی نبینا وآله وعلیه السلام) از آسمان به زمین می آید پشت سر حضرت نماز می خواند.

مسیحی ها با دیدن این قضایا عمده شان اگر نگوییم همه، عمده اینها مسلمان می شوند. یک سوم جهان با دیدن حضرت مسیح مسلمان می شوند.

یک سری افراد، اندیشمند، دانشمند، پزشک، مهندس و اینها هستند دنبال یک سری مشکلات علمی است دنبال این است که برای سرطان چه دارویی باید ساخته شود که سرطان ریشه کن شود. یا برای فلان بیماری مثلاً آنفولانزا چه کار باید کرد. تمام راه ها را رفته است تمام راه ها به بن بست برخورد کرده است. حضرت می آید می گوید بیماری آنفولانزا راه درمانش این و این است همه می بینند درست است. راه بهبودی سرطان این و این است.

حضرت وقتی می آید معجزه های علمی را مطرح می کند. معضلات علمی که اندیشمندان سال ها و سال ها برای حل آن نسل اندر نسل تلاش کرده بودند و نتوانستند حل کنند حضرت حل می کند.

این دسته هم که بخش عظیمی از مردم دنیا هستند با دیدن معجزات علمی تسلیم حضرت خواهند شد و افرادی هم که تابع اینها هستند مردم وقتی می بینند یک عده افراد مثل استاد دانشگاه، دانشمند در برابر حضرت تسلیم شده است این هم به تبع او تسلیم خواهد شد. یک بخشی عظیمی هم از این طرف مسلمان می شوند.

توده مردم نگاه می کنند حضرت آمده است یک سری کرامت، معجزات و حرفهایی می زند. در رابطه با از بین بردن مشکلات اقتصادی، مشکلات سیاسی، حل مسائل امنیتی و اینها حرفهایی می زند همه اینها با دلیل نه با شعار. با دلیل متقن با ارائه معجزات و کراماتی که از حضرت می بینند تسلیم می شوند.

تقریباً شاید پنج درصد مردم روی زمین می ماند ما احتمال می دهیم اینهایی که سردمدار کفر، شرک و استبداد هستند مقامی دارند رئیس جمهور و پادشاه است بیا و برویی دارد با تسلیم شدن به حضرت تمام قدرت تاج و تخت و طمع از بین می رود. این ها مجبور هستند در برابر حضرت مقاومت کنند.

وقتی مقاومت کرد حضرت هم نگاه نمی کند پنج یا حداکثر ده درصد مردم برای رسیدن به امیال شیطانی و نفسانی شان در برابر حضرت می ایستند برای رفاه نود درصد مردم، این ده درصد را حضرت ریشه کن می کند. یعنی ریشه فساد را برای همیشه از روی زمین بر می کند.

ان شاءالله خدا توفیق بدهد آن روز را ببینیم که در سراسر جهان جز اذان به «لا اله الا الله محمد رسول الله (صلی الله علیه وآله) علیٌ ولی الله»‌ هیچ صدایی در کره زمین به گوش نمی رسد.

مجری:

ان شاءالله بتوانیم توفیق دیدن آن لحظات را داشته باشیم و این اشتیاقمان را صرفاً‌ به این وسیله که از طریق این رسانه در محضر شما هستیم به هر وسیله ای که است این اشتیاق را بیشتر کنیم دل تنگی هایمان را نسبت به حضرتش بیشتر کنیم.

ان شاءالله این دل تنگی ها منجر به عمل بشود. منجر بشود تا ما بتوانیم سیره مهدوی و اخلاق علوی را بهتر بشناسیم و در این مسیر گام بر داریم.

حضرت استاد منتظر هستیم اگر یک مختصری از آن چیزی که جلسات گذشته نقل شده بفرمایید تا ان شاءالله وارد مسائل جدید این بحث بشویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در جلسات گذشته در رابطه با اخلاق علوی و سیره مهدوی عرض کردیم آن کسانی که می خواهند از اصحاب حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) بشوند باید خود سازی کرده باشند. یعنی یکی از بهترین راه ها، خود سازی است.

آیا شیوع گناه در جامعه، زمینه ساز ظهور امام زمان (سلام الله علیه) است؟

آن روز من کلیپی دیدم بزرگواری قصد سوئی نداشت ولی بعضی وقت ها آقایان سوره را به جای این که از اول بخوانند از آخر می خوانند. خلاف جهت رودخانه شروع به شنا می کنند.

می گوید این همه فساد، گناه و اینها است آیا ناراحت می شوید یا خوشحال می شوید؟ نه آقا ما خوشحال می شویم چرا؟ چون اینها مقدمه ای برای آمدن حضرت ولی عصر است.

البته حرفهای غلطی که به «انجمن حجتیه» نسبت می دهند تعداد اندکی از آنها کم عقل بودند، ولی اکثریت آنها همچنین عقیده ای نداشتند. مشهور است این ها می گویند ما باید گناه کنیم و معصیت را توسعه بدهیم تا حضرت ولی عصر بیاید. خیلی بی منطق است یعنی کسی الفبای اسلام بداند که اسلام با سین یا با صاد است همچنین حرفی نمی زند.

این آقا در کلیپ می گفت از این که گناه و معصیت بیشتر می شود خوشحال هستیم، خوشحال هستیم به این که شیطان دارد نیرو سازی می کند ما هم باید از این طرف برای حضرت ولی عصر، نیرو سازی کنیم. این برادر بزرگ مان به قولی شعر را از اولش نمی خواند از آخر می خواهد بخواند بالا برود.

این که ما بگوییم از گناهانی که روی زمین انجام می شود خوشحال هستیم، خودش گناه و معصیت است. یعنی اگر کسی راضی باشد در کره زمین یک غیبتی صورت بگیرد. یک دروغی صورت بگیرد، خود راضی شدن به گناه، گناه است.

نمی دانم اینها از اسلام چیزی فهمیدند یا نفهمیدند؟ اصلاً آن روایت را درک نکردند

«يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما»

كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر؛ نویسنده: خزاز رازى، على بن محمد، محقق / مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف‏، ناشر: بيدار، ص 89

«کَمَا مُلِئَتْ»‌ را مقداری بفهمید و درک داشته باشید. آن طوری که زمین از ظلم و جور پر شده است همان طور هم از عدل پر می شود. معنایش این نیست که کل کره زمین را ظلم فرا می گیرد.

می گوید اگر ده درصد کره زمین را ظلم فرا گرفته است این ده درصد را با عدل، پر می کند. سی درصد بود سی درصد را از عدل پر می کند. این که تمام کره زمین از ظلم و جور پر شود اگر این طور باشد دیگر کسی نیست حضرت را یاری کند اگر بنا است کل کره زمین را ظلم و جور فرا بگیرد حضرت با کدام یارانش می خواهد قیام کند؟

عزیز من یک مقداری فکر کنید بعد حرف بزنید آن وقت این کلیپ را بعضی ها از روی جهالت و نادانی بر می دارند در فضای مجازی «قربة إلی الله» منتشر می کنند.

 (وَهُمْ يحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يحْسِنُونَ صُنْعًا)

با اين حال، می ‌پندارند کار نيک انجام می ‌دهند!»

سوره کهف (18): آیه 104

تصور می کنند خدمتی دارند می کنند. نه عزیز دل من! ما نباید راضی و خشنود باشیم از یک سر سوزن گناهی که در کره زمین انجام می شود. به خدا پناه ببریم و از هر گناهی برائت بجوییم از خدای عالم بخواهیم هیچ بنده ای در کره زمین گناهی مرتکب نشود. از خدا بخواهیم ظلمی صورت نگیرد این دعای ائمه، انبیاء و اولیاء الهی بوده است. دعا کنیم گناهی صورت نگیرد. دعا کنیم آنهایی که آلوده به گناه هستند خدای عالم توفیق ترک گناه به آن ها بدهد.

خدا بیامرزد آقای «ری شهری» را، سال 83 یا 84 «مکه» بودیم آن زمان در «شبکه سلام» برنامه داشتیم. همانجا هم از «مکه» تماس تلفنی، در برنامه زنده داشتیم. شب جمعه هم بود فردا با آقای «ری شهری» دیداری داشتم گفت فلانی دیشب برنامه شما را گوش می کردم از یک جمله ات خیلی لذت بردم خدا خیرتان بدهد.

گفتم چه بود؟ گفت این جمله که گفتید من در «عرفات» و «منا» بودم هم جوانهای شیعه هم جوانهای سنی را دعا کردم. گفت این جمله ات در دل من نشست خیلی خوشم آمد دعایت کردم.

گفتم وظیفه ما است آن جوان سنی هم عزیز ما است. معتقد هستیم مسیر را اشتباه رفته است. اشکالات اعتقادی و عملی دارد آن بحث جدایی است این که ما از خدا می خواهیم چه جوان شیعه، چه جوان سنی که مسیر را اشتباه می روند وظیفه ما است این ها را دعا کنیم.

بنده در قالب دعاهایم نه تنها اهل سنت بلکه همه مؤمنین و مؤمنات، همه امت رسول الله، تمام فِرق و تمام افراد را حتی آنهایی که «مسیحی» و «یهودی» هستند دعا می کنم خدایا به حق زهرا توفیق هدایت برای همه شان فراهم کن. آخر ما مگر بخیل هستیم اگر یک «مسیحی» هدایت پیدا کند. یک «یهودی» هدایت پیدا کند. یک «بودایی» و «هندو» هدایت پیدا کند آنها را هم دعا کنیم.

بله این طرف حرفش درست است که باید نیرو سازی کنیم همان طوری که شیطان دارد نیرو سازی می کند و ما از نیرو سازی شیطان هیچ خوشحال نیستیم. نه این که از نیرو سازی شیطان خوشحال هستیم این آقا سه چهار بار می گوید از این خوشحال هستیم اینها دارند زمینه ظهور را فراهم می کنند.

همان طوری که شیطان امروز دارد نیرو سازی می کند جوانها را به مسیر اشتباه هدایت می کند ما هم باید نیرو سازی کنیم این حرف خیلی درستی است. ما باید تلاش کنیم مسیر صحیح از ناصحیح را برای عموم مردم بویژه جوان ها روشن کنیم و تلاش کنیم تقوا را در حدی که می توانیم رعایت کنیم.

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ)

پس تا می ‌توانيد تقوای الهی پيشه کنيد

سوره تغابن (64): آیه 16

نه آن اندازه ای که حق تقواست.

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ)

ای کسانی که ايمان آورده‌ ايد! آن گونه که حق تقوا و پرهيزکاری است، از خدا بپرهيزيد! و از دنيا نرويد، مگر اينکه مسلمان باشيد! (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر، حفظ کنيد!)

سوره آل عمران (3): آیه 102

آن حد مال مخلَصین است. آن جاها دست ما کوتاه و خرما بر نخیل است. ولی (إتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ) آن اندازه ای که ما می توانیم باید تقوا را رعایت کنیم. تقوا هم دو کلمه بیشتر نیست ترک گناه، إتیان واجب.

حتی بعضی از بزرگان می گویند إتیان واجب و ترک گناه نگویید. اول ترک گناه بگویید بعد إتیان واجب بگویید. چون با وجود گناه و معصیت إتیان واجب حبط می شود از بین می رود.

در روایات هم داریم حتی از اعاظم هم دارند وقتی بنده ای کار خوبی انجام می دهد از آسمان اول رد می شود همین طور به آسمان هفتم وارد می شود و تا به عرش می رسد. آنجا ملائکه مأمور در عرش، بررسی می کنند می بینند آن اخلاصی که زیبنده رسیدن این عمل به عرش است صاحب این نداشت از همان بالا پرت می کنند به سرش می خورد.

«الكلم الطيب أي العمل الصالح يرفع»

هر چه اخلاصمان در نماز و عبادت ها بیشتر باشد پیش خدای عالم مقبول تر است. در درگاه الهی یک چیز می خواهند اخلاص، اخلاص، اخلاص. حالا این اخلاص چیست یک دنیا حرف در آن است.

مراحل مراقبه را آقایان می آورند یک دفعه مراقبه ثواب است. نماز می خوانیم خدا ما را بهشت ببرد به جهنم نبرد. این هم خوب است بد نیست از هیچ بهتر است می گویند کاچی به از هیچی است.

یک دفعه نه این طور نیست چون خدا این را دوست دارد من هم دوست دارم این هم یک نوع معامله است. من دوست داشتن خدا را دوست دارم. در این شرک است.

یک دفعه این است که من عمل می کنم برای این که خدا دوست دارد. این که من دوست دارم یا دوست ندارم مهم نیست. یکی دو ساعت قبل از اذان با چشم خواب آلود، با بدن خسته بلند می شود وضو می گیرد مشغول نماز شب می شود خیلی سخت است به این سادگی هم نیست خدا به هر کس توفیق نمی دهد.

اگر بخواهد این را برای غیر خدا انجام بدهد بیچاره و بدبخت است خالص برای خدا چون خدا دوست دارد حداقل اخلاص است. پله اول اخلاص است خدایا من نماز می خوانم چون تو دوست داری، من دوست دارم یا دوست ندارم خودم را باید کنار بکشم.

چون خدایا تو دوست داری:

(إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِي لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ)

من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمين را آفريده؛ من در ايمان خود خالصم؛ و از مشرکان نيستم!

سوره انعام (6): آیه 79

یعنی خودم را در این عبادت سهیم نمی دانم. خدایا:

«إِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذُنُوبِي وَ إِنْ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي فأَنتَ أرحم الراحمین»

خدایا اگر بخواهی عذاب کنی گناه کردم به خاطر گناهم است گلایه هم ندارم گرچه گمانم این نیست.

«مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِك‏»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج‏2، ص 847

همچین گمانی نداریم که خدایا با این توفیقاتی که به ما دادی عذاب کنی ولی اگر خواستی عذاب کنی «الأمرُ أمرُکْ‌ وَالعَبْدُ عَبْدُکْ» چیزی نداریم. خودمان تمام مایتعلقات ما، ملک خودت است در ملک خودت «فعالٌ ما یشاء» در ملک خودت هستی.

من این نماز را می خوانم چه بهشت ببری، نماز می خوانم جهنم ببری نماز می خوانم خدایا من را دوست داشته باشی نماز می خوانم دوست هم نداشته باشی نماز را می خوانم این هنر است.

یعنی یک آدم صادقی بیاید بگوید خدای عالم، نماز هم بخوانی تو را به جهنم می برد نماز هم نخوانی تو را به جهنم می برد. آیا من حوصله دارم بلند شوم نماز بخوانم چون خدا دوست دارد یا نه می گویم حالا که خدا می خواهد من را به جهنم ببرد دیگر چرا نماز بخوانم؟ این را اخلاص می گویند یعنی خالص برای او نه برای نجات. اصلاً بگویند چه نماز بخوانی و چه نماز نخوانی به بهشت می روی آیا حوصله نماز خواندن داریم یا نداریم؟

لذا رسیدن به مراتب بالای اخلاص که مُخلَص می شود یعنی خالص شده، یعنی برای خودش و اعمالش چیزی نبیند. فقط او را ببیند.

حتی بعضی از آقایان می گویند شما خدا را دوست دارید به خاطر دوست خدا، (حب الهی) نماز می خوانی شرک است. برای این که خدا تو را دوست دارد به خاطر این هم نماز بخوانی این هم باز شرک است.

برای این که خدا تو را دوست دارد در حقیقت معامله ای در این جا است چون خدایا تو من را دوست داری نماز می خوانم، در حقیقت معامله ای دارم می کنم. نه حب و محبوب باید کلاً از بین برود چیزی انسان نبیند. نه حبی ببیند نه محبی ببیند نه محبوبی ببیند. فقط ذات اقدس ربوبی و جلوه او:

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست! خداوند بی ‌نياز و داناست!

سوره بقره (2): آیه 115

مثل این که نور خورشید به خورشید بگوید ببین این همه نور دارم در حقیقت همه به نور می خندند می گویند تو هر چه داری از خورشید است. چه چیزی غیر از خورشید داری که بخواهی به خوشید فخر بفروشی؟ خورشید را دوست داری برای این که نور دارد. هر چه داری از آن است اصلاً‌ چیزی نیست که شما بخواهی با دوست داشتن یا دوست نداشتنت معامله کنی.

دوستان عزیز تلاش کنیم خودمان را بسازیم. این مرحله، مرحله خیلی سختی است. به قول یکی از بزرگان اگر اشتباه نکنم تعبیر مرحوم آقای «پهلوانی» است که می گوید رسیدن به مقام اخلاص، مثل کندن کوه با مژه چشم است! با مژه چشم انسان بخواهد کوه را بکند چقدر است؟ رسیدن به آن مرحله این طور سخت است.

عمده بحث ما در جلسه گذشته بر این بود که بیاییم خودمان را بسازیم و مطهر کنیم چون ولی عصر، مطهر است.

(إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)

خداوند فقط می ‌خواهد پليدی و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

سوره احزاب (33): آیه 33

قرآن هم می گوید:

(لَا يمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ)

و جز پاکان نمی ‌توانند به آن دست زنند [= دست يابند].

سوره واقعه (56): آیه 79

مطهر را جز مطهر نمی تواند لمس کند. باید سنخیتی با حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) داشته باشیم تا بتوانیم در صف یاران حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) قرار بگیریم.

یکی از بهترین راه هایش همین بود که عرض کردم ترک محرمات و عمل به واجبات مدام بالا و بالاتر برویم. دفعه قبل هم عرض کردم چهار جلد کتابی که از مرحوم آقای «سعادت پرور پهلوانی» نوشته شده است این را دوستان اگر تهیه کنند از جلد اول مطالعه کنند تمام شد دوباره از اول مطالعه کنند.

شاید خیلی از مسائلی که در مدرسه ها، در کتاب های عادی دیده نمی شود در کتاب آقای «سعادت پرور» و فرمایشات مرحوم «علامه طباطبایی»‌ به چشم می خورد.

مجری:

الحمدلله بسیار عالی. دوست داریم مفصل تر بشنویم نسبت به خودسازی که این تطهیر به چه صورت امکانش است؟ چطور باید خداوند خودمان را بشناسیم؟ چطور باید زندگی کنیم که آن حالت معامله گری را نداشته باشد؟ همه این ها در گرو  این است که یک معرفتی نسبت به خداوند خودمان پیدا کنیم.

ان شاءالله همراه ما باشید حتماً پی گیر خواهیم شد از حضرت استاد سوال خواهیم کرد و پی گیر جواب هم هستیم.

قطعاً این مسیر خودسازی و تطهیر نفس از اینجا می گذرد که ما بخواهیم خداوند خودمان را به خوبی بشناسیم. این خدا شناسی به چه صورتی است؟

بخواهیم یک مرحله جلوتر آماده کنیم به قول حضرتعالی سپاهی هستیم که می خواهیم آماده کنیم عدلی را که ان شاءالله حضرت بیایند و این پرچم را به دست بگیرند باید حداقلش خداوند را آن گونه که اینها می پسندند ما هم بپسندیم و بتوانیم تشخیص بدهیم و به آن ذات مقدس معرفت پیدا کنیم.

مهمترین و شاخص ترین ویژگی یاوران امام زمان (سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته زیبایی فرمودید. یک روایت از کتب شیعه و یکی از کتب اهل سنت می خوانم «ابن اعثم کوفی» متوفای 314 در حقیقت معاصر با مرحوم «کلینی» بود که متوفای 329 است. تقریباً اواخر عمر آخرین سفیر را حضرت درک کرده است.

ایشان کتابی به نام «الفتوح» دارد روایتی را از امیرالمؤمنین نقل می کند روایت خیلی مفصل است. حضرت در رابطه با حضرت ولی عصر می آورد که بعضی از کشورها با حضرت چه کار می کنند، بعضی از شهرها چه کار می کنند؛ بعد می گوید:

«ويحا لك يا طالقان! فإن لله عز وجل بها كنوزا ليست من ذهب ولا فضة»

خوش به حالت ای «طالقان»! خدای عالم در آنجا گنجهایی دارد که از طلاء و نقره نیست.

«ولكن بها رجال مؤمنون عرفوا الله حق معرفته وهم أنصار المهدي في آخر الزمان»

الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج2، ص320

این جمله، جمله خیلی زیبایی است می گوید این گنج ها، طلا و نقره نیست این کنج ها، مردانی مؤمن هستند خدا را به آن گونه ای که شایسته است شناخته اند. این یکی از مراحل مخلَصین است. یعنی انسان وقتی خدا را با آن گونه ای که است شناخت می شود. «ليس في الدّار غيره ديّار.»، همان تعبیر حضرت امیر:

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

«عرفوا الله حق معرفتة» معنایش این نیست که ادله عقلی، فلسفی و کلامی برای اثبات خدا دارند. تمام 114 سوره قرآن را بگرد اگر یک آیه برای اثبات وجود خدا پیدا کردی جایزه می دهیم. همه اش در رابطه با وحدانیت و صفات خدا است.

(أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ)

آيا در خدا شک است؟! خدايی که آسمانها و زمين را آفريده

سوره ابراهیم (14): آیه 10

چون بحث خداشناسی یک مسئله فطری است یعنی هر کسی به دنیا می آید با فطرت خداشناسی به دنیا می آید. الا این که پدر، مادر و جامعه بیایند این روحیه خداشناسی او را بپوشانند به یک مسیر دیگری ببرند. هیچ طفلی نیست به دنیا بیاید جز با فطرت خداشناسی.

حضرت امام حسین (سلام الله علیه) در دعای روز «عرفه» می فرماید:

«أَ يَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ لَكَ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ إِلَى دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الْآثَارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْكَ عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاك‏»

آیا این جهان غیر از جلوه تو، جلوه دیگری هم است؟ کور باد آن چشمی که تو را نبیند.

یکی از آقایان می گفت از یکی از اولیاء سوال کردم «عمیت» إنشاء است یا إخبار؟ گفت نظر شما چیست؟ گفتم إخبار است. گفت نه إنشاء است. گفتم اگر إنشاء باشد باید تمام مردم کور باشند. گفت مگر کور نیستند؟

کسی که خودش، مالش، آسمان و زمین را می بیند و خدا را هم در حاشیه می بیند در ذهنش یک چیزی به نام خدا خواست می بیند این شخص کور شده است. از چه بالاتر می خواهید باشد؟ یک کسی مثل حضرت امیر می فرماید:

«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»

یا شاعر می گوید:

 به دریا بنگرم دریا تو بینم * به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

این را می گویند توحید که نمی تواند دریا را ببیند خدا را نبیند. صحرا را ببیند خدا را نبیند. همه عالم هستی، جلوه اوست او هست و جلوه او. غیر از او و جلوه او چیزی در جهان نیست.

بدبختی ما این است بارها هم عرض کردم ما خدای در حاشیه را عبادت می کنیم یک چیزی در ذهن مان به نام خدا درست کردیم. عوام می گویند خدا آن بالا نشسته است دست مان را بلند می کنیم می گوییم خدایا به ما روزی بده یک جسمی تصور می کنیم با این ها کار نداریم.

خوب های ما می گویند خدای عالم قدرت دارد قدرتش هیچ انتهایی ندارد. علم خدای عالم هیچ انتهایی ندارد. قیّومیت خدای عالم هیچ انتهایی ندارد.  از این آقا سوال می کنیم انتهاء ندارد یعنی چه؟ آیا همین شرک و محدود کردن خدا نیست؟

«التَّوْحِيدَ أَنْ لَا تَتَوَهَّمَهُ‏»

خصائص الأئمة عليهم السلام( خصائص أمير المؤمنين عليه السلام)؛ نويسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين‏ (تاريخ وفات مؤلف: 406 ق‏) محقق / مصحح: امينى، محمد هادى‏، ناشر: آستان قدس رضوى‏، مشهد 1406ق، ص124

اگر چیزی از توحید به ذهنت آوردی این توحید نیست یک چیزی است که در وهمت درست کردی. خدایی که حد ندارد پس شما حد درست کردی خدا یک چیزی است که حدی ندارد.

علمش حدی ندارد، قدرتش حدی ندارد، رزقیتش حدی ندارد و رأفتش حدی ندارد. یعنی حدی درست کردی مال بشر را می گویی محدود است ولی مال خدای عالم بیرون از این رفته است.

ان شاءالله فرمایش حضرت امیر را می خوانیم که:

«أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ‏‏»

اولِ پایه دین معرفت خدای عالم است.

«وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِهِ وَ كَمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ وَ كَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْه»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص39

و معرفت حق، تصدیق اوست و تصدیق هم این است که آخر می گوید: «أَنْ لَا تَتَوَهَّمَه‏» چیزی به ذهنت می‌ آید.

«كلّما ميّزتموه بأوهامكم في أدقّ معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود إليكم و لعل‏ النمل‏ الصغار تتوهم أن لله تعالى زبانيتين فإن ذلك كمالها و يتوهم أن عدمها نقصان لمن لا يتصف بهما و هذا حال العقلاء فيما يصفون الله تعالى به.»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج110، ص 34

هر چه از خدای عالم در ذهنت بیاوری علم و قدرت نا محدود این مخلوق ذهن تو است بعد حضرت می گوید مورچه ها تصور می کنند خدا، شاخ دارد چون شاخ از دیدگاه آن ها بالاترین مرحله کمال است. عقلای ما هم برای خدا یک کمالاتی را در نظرشان می گیرند کمالاتی که خودش کمال می داند این را به خدا نسبت می دهد. ولذا می گویند اول شرط قبولی نماز تکبیر است. تکبیر یعنی چه؟

«اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ.»

خدا بزرگ تر از آن چه که به وصف بیاید.

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص117

وقتی که تو می گویی کمال خدا، انتهاء ندارد خدا را وصف کرده ای این دیگر «الله اکبر مِنْ أن یوصف» نیست. در رکوع «سبحان الله» می گویید «سبحان الله» یعنی چه؟

(سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يصِفُونَ)

منزه است خداوند از آنچه توصيف می ‌کنند

سوره صافات (37): آیه 159

خدا از هرگونه توصیفی منزه است. حضرت امیر (سلام الله علیه) می گوید:

«لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 39

برای صفت خدای عالم هیچ نعت و صفتی نمی توانید یعنی چیزی از صفت خدای عالم تصور کنید. هر چه شما تصور کنید بدانید او بالاتر از او است این توحید می شود. هر چه شما از کمالات در نظرت بیاوری خدای عالم فراتر از آن است. هر چه شما از خدا بخواهید توصیف کنید خدا بالاتر از آن است این توحید می شود. اگر غیر از این است دیگر توحید نیست شرکی است که «إبن تیمیه» و امثالهم گرفتارش هستند.

ولذا نسبت به یاران حضرت ولی عصر می گوید:

«عرفوا الله حق معرفته»

اول ویژگی ها این است که خدا را شناختند آن گونه ای که شایسته شناختن است.

ان شاءالله عبارت حضرت امیر، آقا امام سجاد و آقا امام حسین را می خوانیم بعضی از عبارت هایش شاید به گوش بینندگان عزیز ما نخورده باشد. تکه های از لا به لای زیارتنامه ها، دعاها یا بعضی از روایات است که برای انسان حق معرفت را روشن می کند.

بعد می گوید:

«وهم انصار المهدي في آخر الزمان»

این رجال مؤمنونی که خدا را به آن گونه ای که شایسته است شناختند این ها انصار المهدی هستند.

الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج2، ص320

اگر بنده بخواهم أنصار المهدی بشوم شرط اولش «عرفوا الله حق معرفته» است. نه هر معرفتی این از کتاب سنی ها.

از کتاب شیعه ها مرحوم «یزدی» (رضوان الله تعالی علیه) متوفای 1332 کتابی دارد «الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب» ایشان در جلد 2 روایتی نقل می کند.

روایتش طولانی است بعداً مفصل می خوانم وقتی می آیند عبادات شان چطور است؟ شب و روزشان را چطور می گذرانند؟ تا آن جایی که:

«فهم الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده‏»

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص 165

بیت القصیر این روایت است به وحدانیت خدا رسیدند به آن گونه ای که وحدانیت خدا شایسته اوست. «حقّ توحیده» این ارزش دارد نه این خدایی که من در ذهنم چیزی درست کردم و با آن ذهنیت خودم دارم خدا را عبادت می کنم.

شب اول قبر می گویند: «من ربُک؟» چیزی که در ذهنم بود با جسم من در دنیا ماند چیزی نیاوردم یعنی این توحید در روح من، وارد نشده است معطل می مانم نمی توانم جواب بدهم. چرا؟ چون آن که از خدا داشتم همه در مغز و ذهنم بود این مغز و ذهن، جسم است در دنیا ماند فاصله گرفتم.

این جمله را قبلاً هم گفتم الان هم عرض می کنم این اعتقادات تا وارد قلب ما نشود شب اول قبر کلهم ملا قلی هستیم. هیچ فایده ای ندارد آن جا از ما سوال کنند «مَنْ ربُکْ؟»، «من إمامُک؟»، «ما قبلتُک؟» معطل می مانیم.

تلاش کنیم اعتقادات مان وارد قلب و روح مان شود اگر وارد قلب ما شد از این نفس و طبیعت ما بالا آمد این اعتقادات است که در شب اول قبر به داد ما می رسد. در قیامت به داد ما می رسد. در آن جایی که می خواهیم از پل صراط بگذریم به داد ما می رسد.

این جمله را از من به یادگار داشته باشید!

این جمله من را یادگاری داشته باشید. شاید برای بعضی ها خیلی زیاد قابل فهم نباشد تصور کنند داریم داستان «لیلی و مجنون» می گوییم. ولی این را داشته باشید. یک زمانی «قزوینی» گفت این اعتقادات ما مادامی که وارد قلب و روح ما نشده است این اعتقادات ما تا لب مرگ میهمان ما است. وقتی مردیم با این جسم اینجا ماند چیزی در روح ما نیست!

لذا یکی از چیزهایی که از خدای عالم بخواهیم خدایا:

«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مَعْرَفتک وَمحَبْتَک‏»

خدایا به ما معرفت و محبت خودت را بده

 اگر خدا به هر کس معرفت داد همه چیز داده است یعنی نعمتی در میان نعمت های الهی بالاتر از معرفت نیست.

تمام نعمت ها و قدرت های دنیا را به شما بدهند. تمام علم غیب و بعضی از ولایت تکوین و این ها را به شما بدهند. حالا «مرتاضان هندی» هستند بر اثر ریاضت به یک جایی می رسند می توانند در تکوین اثر بگذارند و از گذشته و آینده خبر بدهند.

ولی همه این ها مربوط به جسم است وقتی وارد برزخ شد همه در این جا ماند. اگر علم اولین و آخرین را هم به تو بدهند معرفت نداشته باشی هیچ فایده ای ندارد.

ولایت تکوین هم داشته باشی در اثر ریاضت به آن برسی مادامی که این معرفت نصیب شما نشود هیچ فایده ای ندارد.

مجری:

بسیار عالی همان طور که اشاره فرمودید بحث مفصل است ان شاءالله جلسات آینده حتماً از محضرتان استفاده خواهیم کرد. فقط چون حضرتعالی بارها فرمودید عزیزان بیننده در اولویت هستند بشنویم تماس های که با شبکه گرفته شده.

تماس های بینندگان برنامه:

بیننده (آقای دارابی از تهران – شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت استاد عزیزم آیت الله حسینی قزوینی و مجری محترم برنامه. من دانشجوی دوره دکترای عرفان هستم، می خواستم تشکر کنم که حضرت استاد فقراتی از کتاب «مصباح الهدایة» حضرت امام را برای ما بیننده ها با آن لحن شیوای خودشان می خوانند. چنان حالت سرور و ابتهاجی به ما دست می دهد مثل «خطبة المتقین» جناب «همام» یک همچنین حالتی به ما دست می دهد.

سوال من در خصوص دعای استغفاری که از حضرت امیر (علیه السلام) جلسات گذشته حضرت استاد نقل فرمودند. به سایت هم مراجعه کردیم اگر امکانش باشد از خواص، آثار و برکاتش بیشتر برای ما توضیح بدهند ممنون می شوم. اگر تجربه یا خاطره ای از تجویز این دعا به دوستان و این ها دارید به ما بگویند متشکر می شویم.

مجری:

ممنون و تشکر از تماس شما جناب اقای «دارابی از تهران» خدا حفظتان کند موفق باشید در این مسیری که دارید می پیمایید.

بیننده (آقای محمدی از اصفهان – شیعه):

سلام علیکم خدمت جناب آقای مرعشی و حضرت استاد قزوینی شب شما بخیر. خواستم خدمت حضرت استاد یک صحبتی بکنم اگر عرضم درست است بفرمایید اگر ایراد دارد بفرمایند اصلاح کنم.

صحبت من این است که ما خوشبختانه با دو شبکه ای که می شناسیم شبکه «ولایت» و شبکه «حضرت ولی عصر» خیلی استفاده می کنیم بخصوص از حضرت استاد و بیانات شان همه چیز از قبیل اخلاق و عرفان و این ها است داریم استفاده می کنیم.

عرض من این است شما زحمت می کشید و می فرمایید آیه تطهیر خاص ائمه و اهل بیت (علیهم السلام) یعنی پیامبر اکرم، حضرت فاطمه و دوازده امام (علیهم السلام) است.

ما اعتقاد داریم بهترین حکومتی که باید حاکم بر جهان باشد حکومت دین، حکومت پیامبر و حکومت اسلام است. باور داریم «ولایت فقیه» ولایت رسول الله است این را از صمیم قلب و با استفاده از قرآن و دستورات ائمه و مطلبی که وجود دارد تفهیم شده است و باور داریم. حتی از آیات سوره حجرات استفاده کردند و به ما تفهیم کردند باید از «مقام رهبری» سفت و سخت دفاع بشود و حرمت حفظ بشود و مطیع باشند.

اما این تطهیر را ما در کل نظام در عمل تعمیم دادیم به طوری که من نمی توانم از آبدارچی اداره مان انتقاد کنم و همین تعارض بین آن آیه و این عملی که من می بینم باعث می شود در مقابل بعضی کسانی که بهانه جویی می کنند و یا دنبال فتنه هستند کم بیاوریم.

دینی که باعث زَیْن ما باید بشود این روزها نمی دانم چطور شده است شرمنده می شویم در مقابل بعضی عوامی که اصلاً بین استدلال و چیز دیگری فرقی نمی توانند بگذارند. نمی دانم توانستم درست عرض را بگویم یا نه؟

مجری:

بله، تشکر می کنم جناب آقای «محمدی». مختصراً صحبت آقای «محمدی» این بود نسبت به حاکم شرع یک اختیاراتی قائل هستیم می گوییم این اختیارات همان اختیارات ائمه و آقا رسول الله (صلی الله علیه وآله) است. در کنار آن می بینیم آیه تطهیر آمده است مقام عصمت را برای آن بزرگواران اثبات کرده است آیا همان عصمت را باز در جانشین اینها «ولی فقیه» باشد می توانیم ببینیم یا خیر؟

دعایی مجرب برای افزایش رزق و روزی و حل مشکلات!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با سوال جناب آقای «دارابی» در «سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر» در قسمت جستجو کلمه «استغفار» می زنم اولین گزینه دعای استغفار حضرت امیر جهت فزونی روزی و اولاد. امام رضا از پدرانش و امام سجاد و از امام حسین که فرمود روزی در خدمت حضرت حضرت علی نشسته بودم امام حسین می فرمایند مرد عربی وارد شد و گفت یا امیر المؤمنین، مردی عیالوار هستم و از مال دنیا چیزی ندارم.

امام (علیه السلام) فرمود ای برادر عرب چرا استغفار نمی کنی تا حالت اصلاح شود. مرد «عرب» گفت ای امیر المؤمنین بسیار استغفار می کنم و حالم تغییر نمی کند. امام فرمود خدا می فرماید:

(فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا * يرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيكُمْ مِدْرَارًا * وَيمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا)

به آنها گفتم: «از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد که او بسيار آمرزنده است... تا باران های پر برکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد، و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغ های سر سبز و نهرهای جاری در اختيارتان قرار دهد!

سوره نوح (71): آیات 10 تا 12

حضرت گفت اینک من استغفار به تو یاد می دهم که هنگام خواب آن را بخوان تا خداوند روزیت را زیاد گرداند. آن گاه حضرت امیر، استغفاری را نوشت به مرد «عرب» داد و فرمود هنگامی که می خواهی بخوابی و به بستر بروی این استغفار را با حالت گریه بخوان. اگر گریه ات نیامد خود را به حالت گریه کنندگان در آور. جناب اقای «دارابی» عزیز این خیلی مهم است.

امام حسین (علیه السلام) می فرماید در سال بعد مرد «عرب» نزد پدرم آمد و گفت ای امیر المؤمنین خدا نعمتش را بر من تمام نموده است تا آنجایی که برای نگهداری مال و حیوانات خود جایی ندارم. امام فرمود ای برادر «عرب» سوگند به خدایی که محمد را به حق و به رسالت بر گزید هیچ بنده ای این استغفار نمی خواند جز آن که خداوند گناهانش را آمرزیده و حوائج مشروعش را بر آورده می سازد به برکت این استغفار، مال و فرزندانش افزایش می دهد.

این دعا در «صحیفه علویه جامعه» صفحه 164،‌ دعای 70 تألیف مرحوم «سید محمد باقر ابطحی» (رضوان الله تعالی علیه)

در حقیقت پنج مرحله است هر مرحله ای هم پنج فراز یعنی بیست و پنج فقره دارد. نکات ظریفی دارد. من هم تلاش کردم طوری ترجمه کنم کسی که کلاس پنجم و ششم ابتدایی را خوانده است ترجمه را متوجه بشود. چون در ترجمه معتقد به ترجمه تحت الفظی نیستم.

معتقد هستم ترجمه باید آزاد باشد مثل «کانَ زیدٌ قائما» بود، زید، ایستاده. مردم نمی فهمند که بود زید ایستاده یعنی چه؟ ترجمه می کنیم: زید ایستاده بود. باید آزاد ترجمه کنیم. من هر چه ترجمه کردم «زیارت جامعه کبیره»، «زیارت عاشوراء» و کتاب کوچکی در رابطه با حضرت رضا (سلام الله علیه) نوشتیم آنجا هم تلاش کردیم آنها را خیلی روان ترجمه کرده باشم.

این دعا یک سری واژه های دارد انسان وقتی می خواند آدم احساس می کند این دعا را امیرالمؤمنین برای من نوشته است. جانا سخن از زبان من می گویی. همه ما گرفتار هستیم خیلی بی پرده بگویم. اگر چند مرتبه این دعا را با دقت بخوانیم با شرایطی که حضرت امیر (سلام الله علیه) بیان کردند، حتما رفع حوائج خواهد شد.

در رابطه با فرمایشات آقای «محمدی». آقای «محمدی» جان! هیچ احدی از زمان مرحوم «شیخ مفید» (رضوان الله تعالی علیه) که اولین فقیه مشهور شیعه است تا «سید مرتضی»، «شیخ طوسی»، «علامه حلی»، «شهیدین»، «صاحب جواهر» آقای «خویی»، «امام» و ... احدی نگفته است فقهاء و «ولی فقیه» عصمت و یا ولایت تکوینی ائمه را دارند.

 بله در رابطه با ولایت تشریعی حرف است که فقیه می تواند به تناسب در واجبات تصرف کند. یعنی الان به علتی رفتن به «حج» به ضرر اسلام است جلوی رفتن به «حج» را می گیرد. در این زمینه نظر آنهایی که معتقد به «ولایت مطلقه فقیه» هستند این است.

هیچ کس نگفته است فقیه - نستجیر بالله - عصمت دارد ما عصمت را فقط در آن چهارده نور پاک منحصر می دانیم. اگر کسی بگوید غیر از این چهارده نور پاک، معصومی داریم بعد از رسول اکرم باید یک مشت خاک بر داشت به دهانش پرت کرد.

بله تالی تلو معصوم هستند بعضی ها مثل مرحوم «مقدس اردبیلی»، «سید بحر العلوم»، «سید ابن طاوس» و این ها در عمرشان دنبال گناه نرفتند ولی این که اینها معصوم باشند همچنین چیزی نداریم.

ما چهارده معصوم بیشتر نداریم بعد از او، تمام فقهای ما جایز الخطاء هستند. «شیخ مفید» با آن عظمت که حضرت ولی عصر به عنوان برادر گرامی صدا می کند فتوایی خلاف شرع داد. شخصی آمد گفت زنی از دنیا رفته است بچه در رحمش است. گفت ببرید دفن کنید. بلافاصله کسی از طرف حضرت ولی عصر آمد گفت این زن مرده است بچه داخل شکمش را چرا دفن می کنید؟

بعد از آن «شیخ مفید» در خانه نشست فتوا نمی داد حضرت پیام داد فتوا دادن از شما، اصلاح کردن از ما. لذا برادر بزرگوار ما به هیچ وجه معتقد به عصمت نیستیم.

خود حضرت «امام» (رضوان الله تعالی علیه) چندین مورد گفت من اشتباه کردم. «مقام معظم رهبری» در رابطه با مسئله اولاد و اینها چند مورد گفت من اشتباه کردم. این دلیل بر این است که این ها خودشان برای خودشان عصمت قائل نیستند.

بیننده (سرکار خانم احمدی‌ از شیراز – شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت شما و جناب آیت الله قزوینی و تشکر می کنم از برنامه تان. فقط می خواستم بپرسم بچه ای که در یک خانواده به دنیا می آید که خیلی تقید مذهبی ندارند لقمه حرام هم خورده است، تربیت خوب مذهبی ندارند خانواده اش متدین نبودند. این ها را نداشته است می خواستم بدانم تکلیف این بچه چه می شود. یعنی وقتی بزرگ شد آیا می تواند هدایت بشود یا اگر خواست هدایت بشود چه مراحلی را باید طی کند؟

چون مادر ایشان هم متأسفانه لقمه حرام می خوردند. یعنی شغل پدر ایشان طوری بود کسب و کارشان حلال نبود می خواستم توضیحی در این رابطه بفرمایید آیا بچه ای که در این خانواده به دنیا می آید و بزرگ می شود اساساً هدایت می شود یا نمی شود؟ اگر بخواهد هدایت بشود به چه صورت است؟ خیلی متشکر خدا نگهدار شما.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خواهر عزیزم! در یکی از جلساتم اشاره کردم مثل «بهلول نبّاش» کارش این بود قبرها را نبش می کرد کفن ها را می دزدید می برد می فروخت. از این بدتر؟ خدمت رسول اکرم می آید، رسول اکرم می گوید از مسجد بیرون برو می ترسم به خاطر تو عذاب بر مردم نازل بشود. می رود چهل روز گریه و زاری می کند درباره او آیه نازل می شود.

یا «فضیل عیاض» کارش دزدی بوده نه تنها پدر و مادر سالم نداشت خودش پنجاه، شصت سال دزدی می کرد. بالای دیوار است برای دزدی می رود یک دفعه صدای قرآن از خانه شنیده می شود

(أَلَمْ يأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ)

آيا وقت آن نرسيده است که دل های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل کرده است خاشع گردد؟!

سوره حدید (57): آیه 16

این آیه «فضیل عیاض» را منقلب می کند از همان جا بر می گردد از اولیاء‌ الله می شود. «بشر حافی» یک عمر اهل گناه، شراب خوردن، میکده و رقاصی بود. امام کاظم از کنار خانه شان رد می شود صدای رقاصه شنیده می شود در می زند کنیزی می آید می گوید صاحب خانه عبد است یا مولا. یعنی آقا است یا بنده است؟ گفت آقا است و تشکیلاتی دارد.

گفت بله آقا است بنده نیست. حضرت رد شد رفت کنیز مقداری دیر کرد «بشر حافی» از کنیز سوال کرد چه کسی بود؟ گفت یک آقای خیلی با عظمتی بود همچنین سوالی کرد من هم گفتم صاحب خانه آقا است عبد نیست. گفت بله عبد نیست عبد نیست. همین جمله امام کاظم او را منقلب کرد با پای برهنه دنبال امام کاظم افتاد دست به دامان امام کاظم (سلام الله علیه) شد و توبه کرد جزء اولیاء الله شد.

«ابوبکر» قبل از اسلام، چهل، پنجاه سال از عمرش را با کفر گذرانده است «محمد ابن ابی بکر» پسر اوست امیر المؤمنین فرمود «محمد» فرزند من از نسل «ابوبکر» است. از این طور افراد زیاد داریم.

به عکسش هم داریم «جعفر کذاب» فرزند آقا امام هادی (سلام الله علیه) است می آید همچین کاری می کند. یا «اسماعیل» پسر امام صادق (سلام الله علیه) ادعای امامت می کند.

خواهر عزیزم اینها ملاک نیست بستگی دارد که این فرد در مسیری که دارد می رود خدای عالم تمام راه های هدایت و گمراهی را برای این نشان می دهد.

(إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)

ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس!

سوره انسان (76): آیه 3

اگر این آقا با همه سوابقش متوجه این شد این راهی که دارد می رود نتیجه اش افتادن به چاله است. همین که متوجه شد به راه بعدی بر گشت

(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ)

و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) جهاد کنند، قطعا به راه‌ های خود، هدايت شان خواهيم کرد؛ و خداوند با نيکوکاران است.

سوره عنکبوت (29): آیه 69

خواهر عزیزم! لقمه حرام پدر و مادر خوردند این بچه گناهی نکرده است. ولی این باعث نمی شود تمام راه های رحمت برایش بسته شود. اگر این طوری باشد (نستجیر بالله) جَبر می شود. یعنی این بابا بدون هیچ عملی انجام بدهد تمام راه های هدایت به رویش بسته شده است همچنین چیزی در اسلام نداریم.

 امام حسین (سلام الله علیه) در روز عاشوراء با «عمر سعد» با آن خباثتش می گوید بیا از این کار بر گرد. «عمر سعد» برای کشتن امام حسین آمده است گناهی از این بالاتر؟

می گوید اگر من بر گردم تمام اموال من را مصادره می کنند حضرت می گوید تمام اموالت را چند برابر - قریب به این مضمون - من می دهم. خانه ام را ویران می کنند گفت من خانه بهتری برایت درست می کنم. گفت زن و بچه ام را نابود می کنند امام چه کار کند بگوید زن و بچه هم به تو می دهم!

وقتی این قدر شقاوت دارد حاضر نیست راه ضلالت را از هدایت تشخیص بدهد با امام معصوم دارد صحبت می کند دارد کَل کَل می کند. حضرت فرمود به آرزویت نخواهی رسید در رختخوابت کشته خواهی شد و در رختخوابش کشته شد.

 خواهر عزیزم اگر می بینیم یک فردی همچنین سابقه ای دارد نباید نا امید شویم و خودش هم نباید نا امید بشود. راه های رحمت خدای عالم به روی همه باز است.

«شمر» همان لحظه ای که می خواست امام حسین را بکشد همان لحظه هم اگر بر می گشت خدا توبه اش را قبول می کرد.

من ندیدم، «آیت الله شیخ محمد شاه آبادی» استاد ما و استاد زاده حضرت «امام» این را بارها می فرمود «عمر سعد» به یکی از غلام هایش شمشیر داد برود امام حسین را بکشد. آمد با شمشیر سر امام حسین را از بدن جدا کند امام حسین نگاهی کرد گفت:

«أ مِثْلُکَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَ مِثْلي‏»

جوان می خواهی دستت را به خون من آغشته کنی؟!

نگاه امام حسین آن چنان منقلبش کرد با همان شمشیری که آمده بود سر امام حسین را جدا کند برگشت با سپاهیان «عمر سعد» جنگید و شهید شد.

همه این ها نمونه است سوابق نمی تواند برای ما ملاک باشد اگر ما سوابق درست و حسابی داشته باشیم یا نداشته باشیم، در روایات هم داریم چه بسا افرادی هستند می آیند کار خوبان را می کنند عمل صالح دارند ولی عاقب امر اینها ختم به شر می شود. افرادی هم هستند عمل بد انجام می دهند ولی خدای عالم مقدماتی فراهم می کند که توبه کنند به طرف دین و مذهب بر گردند. این روایت را در کتاب های شیعه و اهل سنت هم دارد.

مجری:

طیب الله انفاسکم «اللّهمّ أجعل عواقب‏ أمورنا خيرا» حضرت استاد خیلی ممنون و متشکر از محضرتان. از همه عزیزانی که تا انتهای برنامه امشب با ما بودند تقدیر و تشکر می کنم، ان شاءالله موفق، مؤید و منصور باشید تا دیدار آینده خدا نگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها