2023 January 30 - دوشنبه 10 بهمن 1401
سه روایت صحیح در تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
کد مطلب: ١٥٣٧٢ تاریخ انتشار: ٢٥ دي ١٤٠١ - ١٨:٥٢ تعداد بازدید: 572
سخنراني ها » شبکه جهانی ولی عصر
سه روایت صحیح در تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

ویژه برنامه صدیقه شهیده17-09-1401

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

17/09/1401

موضوع: سه روایت صحیح در تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

ویژه برنامه صدیقه شهیده

فهرست مطالب این برنامه:

پیشنهاد عجیب علمای اهل سنت برای حکومت جمهوری اسلامی ایران!

تهدید عمر بن خطاب به آتش زدن خانه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) با قسم جلاله!

بررسی سندی روایت طبری طبق رجال اهل سنت!

روایت «ابن ابی شیبه» و بررسی سندی آن طبق رجال اهل سنت!

روایت «بلاذری» و بررسی سندی آن طبق رجال اهل سنت!

یک سؤال ساده از علما و بزرگان اهل سنت!

نمونه هایی از برخورد محترمانه!! «عمر بن خطاب» با زنان مدینه!

تماس‌های بینندگان برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت یکایک شما ببینندگان عزیز، محترم و ارجمند «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

آجرک الله یا بقیة الله؛ ابتدا تسلیت عرض می‌کنیم شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به روایت 75 روز تحت عنوان فاطمیه اول خدمت محضر شریف حضرت حجة بن الحسن (صلوات الله علیه).

قطعاً حضرت ولی عصر به شدت داغدار هستند با توجه به وقایعی که از همین دوشنبه از جریاناتی شروع شد که بعدها ما در تاریخ می دانیم، ادامه پیدا کرد.

طبق نقلی که حضرت زینب (سلام الله علیها) خطاب به امام حسین (علیه السلام) داشتند که شما کشتهٔ روز دوشنبه هستید.

ما این جریانات را طی این چند شب با ویژه برنامه «صدیقه شهیده» بحث کردیم و به شبهات مختلفی پرداختیم که از جانب گروه‌های مختلف در ایام فاطمیه مطرح می‌شود.

همچنین سعی کردیم پاسخ همهٔ این شبهات را بصورت مستدل و مستدرک خدمتتان بیان کنیم.

امشب هم در پنجمین شب که شب جمعه و شب زیارتی امام حسین (علیه السلام) هست ما را همراهی بفرمایید.

در خدمت استاد گرانقدر حضرت آیت الله حسینی قزوینی عزیز هستیم که ان‌شاءالله می‌خواهیم از محضر ایشان مستفیض و بهره مند شویم. سلام علیکم و رحمة الله، أعظم الله أجورنا و أجورکم؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، أعظم الله أجورنا و أجورکم؛ خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم.

ایام شهادت مظلومانه حضرت صدیقه طاهره را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقه مندان به اهلبیت عصمت و طهارت و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

ما طبق برنامه همیشگی خود ابتدا یادی از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می‌کنیم. الان که ایام فاطمیه است. قبل از فاطمیه هم ابتدای برنامه از مصائب حضرت صدیقه طاهره یاد می‌کردیم تا خودمان، دست اندرکاران شبکه و بینندگان عزیز و شیعیان را بیمه حضرت صدیقه طاهره کرده باشیم.

طرفدار علی بودم که بین آن همه دشمن

نشد جز شعله آتش در آنجا کس طرفدارم

گهی در خانه گه بین در و دیوار و گه کوچه

خدا داند چه آمد بر سرم کشتند صد بارم

دلم بهر علی می‌سوخت چون قنفذ مرا می‌زد

نگاه غربت او بیشتر می‌داد آزارم

نگفتم راز خود با هیچکس اما خدا داند

نمی‌آید به هم از درد یک شب چشم بیمارم

«صبت علی مصائب لو أنها»

به قدری بعد از رسول الله مصیبت بر من وارد شد.

«صبت علی الأیام صرن لیالیا»

که اگر این مصیبت‌ها بر روز روشن وارد می‌شد به شب ظلمانی مبدل می‌شد.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 19، ص 149، باب الشعراء: (227) إلا الذین آمنوا... ..

و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

باشد که ان‌شاءالله حضرت بقیه الله الاعظم (أرواحنا فداه) تشریف بیاورند و انتقام همه مظلومان را بگیرند و بدین طریق انبیاء و اولیاء و ملائکه و همه مسلمانان بویژه شیعیان خوشحال شوند.

ان شاءالله با آمدن حضرت ولی عصر، آن حکومت جهانی که پرندگان آسمان و ماهی‌های دریا از آن اظهار شادمانی می‌کنند و مرده‌های در درون قبرها، آرزوی برگشت به دنیا و زندگی در سایه حکومت جهانی حضرت ولی عصر می‌کنند، شکل بگیرد.

روایات متعدد در منابع اهل سنت نظیر کتاب «صحیح» اثر «بخاری» و «مسلم» و کتاب «مسند احمد» و کتاب‌های شیعه نظیر «کمال الدین» و «الغیبة» اثر «شیخ طوسی» و «غیبة نعمانی» در این زمینه داریم.

طبق این روایات حضرت ولی عصر بقدری از نظر مسائل اقتصادی به مردم بذل و بخشش می‌کنند که مردم چشم و دلشان سیر خواهد شد و دیگر از هیچ کسی هیچ هدیه و مبلغی را نمی‌پذیرند.

در آن زمان اگر کسی زکات و صدقه‌ای داشته باشد شهر به شهر می‌گردد، اما یک مستحق پیدا نمی‌کند که صدقه خود را به او بپردازد. این است دور نمایی از حکومت جهانی حضرت ولی عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء).

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. چه ذکر قشنگی بود از اینکه بدانیم قرار است چه اتفاقی بیفتد. دعای هرشب مان خصوصاً مردم عزیز که این شبها در روضه تشریف می‌برند، فقط دعا برای فرج امام زمان باشد، ان‌شاءالله.

ابتدا در آغاز برنامه اشاره داشته باشیم که امشب شب جمعه است و مادر جانمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم در کربلا به سر می‌برند. ان‌شاءالله حضرت در کنار ضریح شریف حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) دعاگوی ما باشند و ما را شفاعت کنند.

ما بحث را با این سؤال که از جلسه قبلی باقی ماند شروع کنیم. سؤال بنده مبنی بر اینکه اصلاً بطور کلی هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا که بسیار در مورد آن صحبت کردیم و دیدیم که در کتب اهل سنت خصوصاً وهابیت چه شبهاتی مطرح شده هست.

حال بررسی کنیم که آیا این موضوع بصورت معتبر در کتب اهل سنت وارد شده است یا خیر؟! آیا اصلاً سند صحیحی دارد یا خیر؟! اگر در این خصوص پاسخی بفرمایید ممنونیم.

پیشنهاد عجیب علمای اهل سنت برای حکومت جمهوری اسلامی ایران!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

قبل از پاسخ به سؤال جنابعالی باید بگویم که وهابی‌ها چندسالی است که این مطالب را مطرح می‌کنند. اخیراً بعضی از علمای اهل سنت هم باتوجه به اغتشاشات، مدام مطرح می‌کنند حکومت جمهوری اسلامی باید مثل حکومت خلفای راشدین باشد.

خلفای راشدین برای مردم احترام قائل بودند، زن‌ها احترام داشتند، خلفا به مخالفینشان احترام می‌گذاشتند و با آنها برخورد خشن نداشتند. ما این حرف‌ها را زیاد می‌شنویم و حتی بعضی‌ها اعلان مناظره هم کردند.

البته بنده عرض می‌کنم «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» آماده است که اگر بحث علمی دارند ما در خدمتشان هستیم. اگر مخالفین به قم تشریف بیاورند ما در خدمتشان هستیم یا اگر از طریق اپلیکیشن های موجود روی خط بیایند ما آمادگی مناظره داریم.

اگر مخالفین بخواهند حکومت جمهوری اسلامی را با حکومت خلفای راشدین مقایسه کنند، ما آمادگی هرگونه مناظره را داریم و هیچ مشکلی نیست.

البته ما عقیده نداریم که جمهوری اسلامی صد درصد همه ضوابط اسلامی را رعایت می‌کند. مسئولین ما که در رأس آنها امام راحل و مقام معظم رهبری هستند هم چنین ادعایی ندارند.

ولی در مقابل، حکومت خلفای راشدین اصلاً قابل مقایسه با حکومت جمهوری اسلامی نیست. علی الخصوص اینکه آقایان بسیار شعار می‌دهند که خلفا راشدین برای زن‌ها احترام قائل بودند. مگر ما از حضرت صدیقه طاهره محترم‌تر داریم؟!

حضرت فاطمه زهرا تنها یادگار نبی مکرم اسلام است به طوری که بارها رسول اکرم فرمودند:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1361، ح 3510

رسول گرامی اسلام مشخص نکرده‌اند مراد از «فَمَنْ أَغْضَبَهَا» چه کسی است. به صورت کلی فرمودند که هرکسی حضرت فاطمه زهرا را اذیت کند، منِ پیغمبر را آزار داده است.

«إنما فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی ما آذَاهَا»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 1903، ح 2449

همانطور که قرآن کریم هم می‌فرماید:

(إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِینا)

آن‌ها که خدا و پیامبرش را ایذاء می‌کنند خداوند آنها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور می‌سازد، و برای آنان عذاب خوار کننده‌ای آماده کرده است.

سوره احزاب (33): آیه 57

لذا باید ببینیم این افراد که ادعای توجه خلفای راشدین به حقوق زن دارند، واقعاً با تنها دختر پیغمبر چه کردند که مصداق اتم این آیه شریفه بود که فرمود:

(قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی)

بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست داشتن نزدیکانم.

سوره شوری (42): آیه 23

تهدید عمر بن خطاب به آتش زدن خانه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) با قسم جلاله!

در رابطه با تهدید به احراق خانه حضرت زهرا، باید عرض کنم که این مسئله به نقل از «طبری» با سند صحیح و نیز به نقل از «ابن ابی شیبه» با بررسی سندی و همچنین به نقل از «بلاذری» با بررسی سندی نقد شده است.

حال این افراد حتی اگر برای مناظره هم نمی‌آیند، به ما جواب بدهند. ما می‌خواهیم این را بحث کنیم که آیا حضرت صدیقه طاهره واقعاً استحقاق اینگونه تهدید را داشت؟!

در کتاب «تاریخ طبری» جلد دوم صفحه 233 آمده است که «ابن حمید» از قول «جریر» از قول «مغیره» از قول «زیاد بن کلیب» نقل می‌کند:

«أتی عمر بن الخطاب منزل علی وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین»

عمر بن خطاب در خانه علی بن أبی طالب آمد، در حالی که در درون خانه طلحه و زبیر و شخصیت‌هایی از مهاجرین بودند.

«فقال والله لأحرقن علیکم أو لتخرجن إلی البیعة»

عمر گفت: به خدا سوگند یا این خانه را به آتش می‌کشم یا برای بیعت با ما می‌آیید.

این بزرگواران که می‌گویند در زمان حکومت خلفای راشدین با مخالفان برخورد خشونت آمیز نداشتند، پس این برخورد چیست؟! این برخورد محترمانه است؟!

«والله لأحرقن علیکم»

به خدا سوگند یا این خانه را به آتش می‌کشم.

همین داعشی های وطنی که در چند شهر منزل بندگان خدا را آتش زدند جزء همین افراد هستند. افرادی که در لاهیجان با وضع ناگوار یک بسیجی را در خانه کشتند. همچنین افرادی که در کردستان خانه را آتش زدند و شروع به چرخاندن لباس زنانه کردند. این افراد اصلاً نه غیرت دینی داشتند و نه غیرت ناموسی داشتند.

من گمان می‌کنم اگر تاریخ بخواهد بی غیرت‌ترین و بی ناموس‌ترین فرد را نشان بدهد، همین داعشی های وطنی که اغتشاشات را رهبری می‌کنند را باید نشان بدهد.

این افراد حتی برای ناموس مردم هم احترام قائل نیستند. شما ببینید این بزرگواران که می گویند حکومت خلفا راشدین حکومت مردمی بود و با مخالفینشان برخورد تند نداشتند، آیا این برخورد محترمانه است؟!

ابتدا می‌گوید:

«والله لأحرقن علیکم أو لتخرجن إلی البیعة»

به خدا سوگند یا این خانه را به آتش می‌کشم یا برای بیعت با ما می‌آیید.

بعد می‌گوید:

«فخرج علیه الزبیر مصلتا السیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فأخذوه»

زبیر با شمشیری از غلاف بیرون کشیده آمد، اما پایش به زمین خورد و شمشیر از دستش افتاد و صحابه ریختند و شمشیر او را از دستش گرفتند.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 2، ص 233، باب ذکر الأخبار الواردة بالیوم الذی توفی فیه رسول الله

این برخورد محترمانه است یا برخورد خشونت آمیز است؟! این را برای ما روشن کنید. من قبل از بررسی سند، سؤالی از این آقایان دارم.

خلیفه دوم قسم خورد. اگر این افراد آمده باشند و بیعت کرده باشند که هیچ، اما اگر بیعت نکرده باشند جناب خلیفه حنث قسم کرده و قسم را شکسته و باید کفاره دهد. اگر کسی قسم بخورد و به آن عمل نکند باید کفاره دهد. شما روایتی دارید که ایشان کفاره داده باشد؟!

ما در جلسه گذشته هم گفتیم در کتاب «صحیح بخاری» که به اعتقاد آقایان، صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن است آمده است:

«ولم یکنْ یبَایعُ تِلْک الْأَشْهُرَ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 4، ص 1549، ح 3998

طبق این روایت امیرالمؤمنین و بنی هاشم تا شش ماه با ابوبکر بیعت نکردند. باز هم در کتاب «صحیح مسلم» آمده است:

«ولم یکنْ بَایعَ تِلْک الْأَشْهُرَ»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1380، ح 1759

حال بفرمائید حضرت امیرالمؤمنین که بیعت نکردند و خلیفه هم قسم خورده است. قسم شکسته شد و کفاره قسم لازم است.

بررسی سندی روایت طبری طبق رجال اهل سنت!

حال روایت را از جهت سند بررسی کنیم. راوی اول «محمد بن حمید» است. آقای «البانی» که از دیدگاه آقایان ایدئولیک رجال است، در کتاب «سلسله الاحادیث الصحیحة» جلد 3 صفحه 225 در روایتی می‌نویسد:

«وفی إسناد البزار محمد بن حمید الرازی وهو ثقة وفیه خلاف وبقیة رجاله وثقوا»

سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقهها وفوائدها، المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، بن الحاج نوح بن نجاتی بن آدم، الأشقودری الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، الناشر: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، الریاض، الطبعة: الأولی، (لمکتبة المعارف)، ج 3، ص 225، ح 1225

این شخص ثقه است، هرچند برخی افراد هم در این خصوص اختلاف دارند. نهایتاً روایت حسن می‌شود. همچنین در کتاب «تهذیب الکمال» اثر آقای «مزی» جلد 25 صفحه 100 در خصوص «محمد بن حمید» می‌نویسد:

«من فاته ابن حمید یحتاج أن ینزل فی عشرة آلاف حدیث»

اگر کسی به احادیث محمد بن حمید عمل نکند 10 هزار حدیث را از دست داده است.

در ادامه می‌نویسد:

«سئل یحیی بن مَعِین عن محمد بن حمید الرازی فقال: ثقة»

سپس می‌نویسد:

«سمعت یحیی ابن مَعِین یقول: ابن حمید ثقة»

همچنین می‌نویسد:

«سمعت جعفر بن أَبی عثمان الطیالسی یقول: ابن حمید ثقة»

تهذیب الکمال، اسم المؤلف: یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج المزی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ج 25، ص 100، ح 5167

بنابراین راوی اول ثقه است. مخصوصاً اینکه آقای «یحیی بن معین» در کتاب «عمده القاری» جلد 7 صفحه 11 در خصوص یک راوی می‌نویسد که «حاکم نیشابوری» گفته است او را «ابن معین» توثیق کرده است و می‌نویسد:

«فهذا ابن معین إمام هذا الشأن وکفی به حجة فی توثیقه إیاه»

ابن معین امام علم رجال است و اگر کسی را توثیق کرد کافی است و دیگر حرفی نباید زد.

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: بدر الدین محمود بن أحمد العینی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 7، ص 11، ح 899

راوی بعد «جریر بن عبد الحمید» هست که در کتاب «التهذیب الکمال» جلد چهارم از قول «محمد بن سعد» آمده است:

«کان ثقة کثیر العلم... حجة، کانت کتبه صحاحا»

تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، المؤلف: یوسف بن عبد الرحمن بن یوسف، أبو الحجاج، جمال الدین ابن الزکی أبی محمد القضاعی الکلبی المزی (المتوفی: 742 هـ(، المحقق: د. بشار عواد معروف، الناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1400 – 1980، ج 4، ص 544، ح 918

راوی سوم «مغیرة بن مقسم» هست که بازهم در کتاب «تهذیب الکمال» اثر «مزی» جلد 28 صفحهٔ 397 آمده است:

«المغیرة بن مقسم الضبی، مولاهم، أبو هشام الکوفی الفقیه»

سپس می‌نویسد:

«کان مغیرة من أفقههم»

در نهایت می‌نویسد:

«عن یحیی بن مَعِین: ثقة، مأمون»

دیگر به دنبال چه هستیم؟! «عجلی» هم گفته است:

«مغیرة ثقة فقیه الحدیث»

تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، المؤلف: یوسف بن عبد الرحمن بن یوسف، أبو الحجاج، جمال الدین ابن الزکی أبی محمد القضاعی الکلبی المزی (المتوفی: 742 هـ(، المحقق: د. بشار عواد معروف، الناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1400 – 1980، ج 28، ص 397 – 400، ح 6143

راوی بعد «زیاد بن کلیب» هست که در کتاب «تهذیب المکال» جلد 9 صفحه 504 آمده است که آقای «عجلی» گفته است:

«کان ثقة فی الحدیث»

سپس می‌نویسد:

«صالح»

در ادامه می‌نویسد:

«وَقَال النَّسَائی: ثقة»

همچنین می‌نویسد:

«وَقَال ابن حبان: کان من الحفاظ المتقنین... روی له مسلم»

تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، المؤلف: یوسف بن عبد الرحمن بن یوسف، أبو الحجاج، جمال الدین ابن الزکی أبی محمد القضاعی الکلبی المزی (المتوفی: 742 هـ(، المحقق: د. بشار عواد معروف، الناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1400 – 1980، ج 9، ص 505، ح 2065

این‌ها روات حدیث آقای «طبری» است که همه هم ثقه هستند. ما کاری به رجال شیعه نداریم. طبق نظر خودشان همگی ثقه هستند. بنابراین روایت صحیح است.

جناب خلیفه دوم می‌آید در حالی که امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن، امام حسین، حضرت زینب، حضرت أم کلثوم، «طلحه»، «زبیر»، «سلمان» و «ابوذر» و «مقداد» در خانه هستند، به این‌ها می‌گوید: خانه را بر سر شما به آتش می‌کشم!!

حال چطور می‌خواهد اجرا کند؟! آیا این برخوردی خشونت آمیز با مخالف است یا برخوردی مسالمت آمیز است؟! خیلی واضح این امر را برای ما توضیح دهید.

شما که می‌آیید جمهوری اسلامی را با خلفای راشدین مقایسه می‌کنید و ادعای مناظره هم دارید، نیاز به مناظره نیست! شما فقط بیایید به ما جواب بدهید. اگر در نماز جمعه هم به ما جواب بدهید، ما فرمایشات شما را در اینجا پخش می‌کنیم.

روایت «ابن ابی شیبه» و بررسی سندی آن طبق رجال اهل سنت!

«ابن ابی شیبه» استاد «بخاری» متوفای 235 هجری در کتاب «مصنف» جلد 7 صفحه 432 از قول «زید بن اسلم» به نقل از پدرش می‌گوید:

«أنه حین بویع لأبی بکر بعد رسول الله کان علی والزبیر یدخلان علی فاطمة بنت رسول الله فیشاورونها ویرتجعون فی أمرهم»

هنگامی که مردم با ابوبکر بیعت کردند، علی بن أبی طالب و زبیر در خانه فاطمه زهرا به گفتگو و مشاوره پرداخته بودند تا بتوانند امر خلافت را برگردانند.

«فلما بلغ ذلک عمر بن الخطاب خرج حتی دخل علی فاطمة فقال یا بنت رسول الله والله ما من أحد أحب إلینا من أبیک وما من أحد أحب إلینا بعد أبیک منک»

وقتی این خبر به عمر بن خطاب رسید، او به خانه فاطمه زهرا آمد و عرضه داشت: ای دختر رسول خدا! محبوب‌ترین فرد نزد ما پدر توست و پس از رحلت پدرت تو محبوب‌ترین فرد نزد ما هستی.

«وأیم الله ما ذاک بمانعی ان اجتمع هؤلاء النفر عندک إن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت»

یا زهرا! محبوبیت تو مانع آتش زدن خانه نمی‌شود. به خدا سوگند اگر افرادی که در خانه تو هستند بیرون نیایند، دستور می‌دهم خانه را به آتش بکشند.

بعد می‌نویسد وقتی عمر بن خطاب رفت، حضرت فاطمه زهرا فرمودند:

«أن عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیکم البیت»

عمر بن خطاب گفت یا برای بیعت می‌آیید یا خانه را به آتش می‌کشم و به خدا سوگند خورد.

«وأیم الله لیمضین لما حلف علیه فانصرفوا راشدین»

من یقین دارم که عمر بن خطاب به سوگند خود عمل می‌کند.

 «فروا رأیکم»

المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 7، ص 432، ح 37045

آقایان روی کلمه «فروا» خیلی بحث دارند و اختلاف دارند که این کلمه «فِروا» هست، «فَروا» هست، «فرعوا» هست.

آقایان و شارحین روی این کلمه خیلی بحث داشتند. خلاصه بروید دنبال نظر خودتان و اینجا نیائید. البته ما یقین داریم ذیل روایت همه اضافاتی است که اضافه شده است، زیرا حضرت صدیقه طاهره با قرینه دیگر روایات چنین تعبیری را بکار نمی‌برد.

سؤال این است که وقتی خلیفه دوم می‌گوید: یا زهرا! تو محبوب‌ترین فرد بعد از پدرت هستی، اما محبوبیت تو آنقدر برایم ارزشمند نیست که اگر آنها پیش تو بیایند من خانه را آتش نزنم.

قسم به خدا اگر آنها بیایند خانه را آتش می‌زنم و آنها را در آتش می‌سوزانم. مسئله فقط آتش زدن خانه نیست که آنها فرار کنند، بلکه می‌گوید: آن‌ها را در داخل خانه حبس می‌کنم و خانه را آتش می‌زنم.

بازهم عزیزان به سند روایت دقت کنند. راوی اول روایت، «محمد بن بشر» هست که «یحیی بن معین» و «نسائی» و «ابن قانع» می‌گویند: ثقه است. در کتاب «تهذیب التهذیب» جلد 9 صفحهٔ 64 آمده است:

«ومحمد بن سعد وزاد فی جمادی الأولی وقالا وکان ثقة کثیر الحدیث»

سپس می‌نویسد:

«وقال النسائی وابن قانع ثقة»

در ادامه می‌نویسد:

«عثمان بن أبی شیبة محمد بن بشر ثقة ثبت»

تهذیب التهذیب، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولی، ج 9، ص 64، ح 90

راوی دوم روایت «عبدالله بن عمر بن فحص» هست که «یحیی بن معین» در کتاب «تهذیب الکمال» می‌نویسد:

«قال یحیی بن مَعِین: عُبَید الله بن عُمَر من الثقات»

و:

«وَقَال أبو زُرْعَة، وأبو حاتم: ثقة»

سپس می‌نویسد:

«وَقَال النَّسَائی: ثقة ثبت»

تهذیب الکمال، اسم المؤلف: یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج المزی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ج 19، ص 128، ح 3668

راوی سوم روایت، «أسلم قرشی» هست که در خصوص او می‌گوید:

«أسلم القرشی العدوی، أبو خالد، ویقال: أبو زید المدنی، مولی عُمَر بن الخطاب»

سپس می‌نویسد:

«وَقَال العجلی: مدینی ثقة من کبار التابعین. وَقَال أبو زُرْعَة ثقة»

در ادامه می‌نویسد:

«وهو والد زید بن أسلم وخالد ابن أسلم»

او پدر زید بن اسلم و خالد بن اسلم هست.

«أدرک زمان النبی»

بعضی افراد گفتند زمان پیغمبر را هم درک کرده و صحابی است.

آقایان می‌گویند صحابی فوق وثاقت است. البته «عجلی» گفته است:

«مدینی ثقة من کبار التابعین»

همچنین آمده است:

«وَقَال أبو زُرْعَة ثقة»

تهذیب الکمال، اسم المؤلف: یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج المزی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ج 2، ص 529، ح 407

خلاصه اینکه ما کاری به اینکه صحابه است یا نیست نداریم، اما در مورد اینکه ایشان ثقه است اتفاق نظر وجود دارد. بنابراین روایت صحیح است.

این برخورد خلیفه با مخالفینش است. آیا آقایان محترم در این 44 سال جمهوری اسلامی نسبت به مخالفانشان حتی کسانی که در فتنه 88 دنبال براندازی بودند این کار را انجام داده است؟!

حکم این افراد قطعاً اعدام است. کسانی که در فتنه 76 و فتنه 96 بودند هم همین حکم را دارند. این افراد در فتنه‌های اخیر هم جنایاتی انجام دادند. آیا جمهوری اسلامی در خانه آنها رفت و آن‌ها را تهدید به آتش زدن کرد؟!

یک مورد را به ما نشان دهید که جمهوری اسلامی همان برخوردی را داشت که جناب خلیفه دوم با حضرت صدیقه طاهره و امیرالمؤمنین و «طلحه» و «زبیر» و «ابوذر» و «سلمان» و «مقداد» داشت.

چرا حرفی می‌زنید که برای آن پاسخی ندارید؟! این چیزی است که در کتاب‌های شما آمده است. من نه از کتاب «کافی» نقل می‌کنم نه کتاب «تهذیب الاحکام» و نه «من لا یحضره الفقیه» و «بحارالانوار».

این روایات در کتاب شما با سند صحیح آمده است تا فردا نگویید آقای قزوینی روایت‌های ضعیف را نقل می‌کند.

کارشناسان شبکه‌های وهابی ادعا می‌کنند که علمای شیعه روایات را از زباله دانی های ما می‌آورند. حال این زباله‌ها چیست، من نمی‌دانم. این دیگر طلا و جواهرات کتاب‌های شماست.

من از بینندگان عزیز تقاضا می‌کنم بحثی که ما امشب داریم را در فضای مجازی مطرح کنند. قبلاً هم گفتیم شاید خیلی از بینندگان عزیز ما هم که اهل علم هستند و پیگیر برنامه‌های ما بودند این مطالب را آوردند.

من در «شبکه المستقله» با 3 نفر از آقایان وهابی مناظره داشتم. آن‌ها یک طرف و بنده یک طرف بودم. «دکتر ابو شوارب» از دانشگاه اسکندریه مصر بود، «حسن حسینی» از وهابی‌های هتاک بحرین بود و «هاشمی» هم به تنهایی یلی است برای خود!

بنده در آن جلسه این روایت‌ها را خواندم و یک مورد را هم نتوانستند جواب بدهند. در مناظره‌ای که بنده با آقای «مرادزهی» هتاک، که هر روز در «شبکه کلمه» و «شبکه اینترنشنال» مصاحبه می‌کند داشتم، این مطالب را بیان کردم.

حال نمی‌دانم مسئولین قضایی چه برخوردی می‌خواهند با این ایشان داشته باشند و دیگر به ما ربطی ندارد. در مناظره‌ای که با ایشان داشتم، نتوانستند پاسخگوی سؤالات ما باشند.

علمای زاهدان در واکنش به این مناظره گفتند: "تو ب آبروی ما را بردی که رفتی با آقای قزوینی مناظره کردی و قادر به پاسخگویی نبودی"! ما این صحبت‌ها را در آنجا هم مطرح کردیم و این آقایان در مناظره هم نتوانستند هیچ جوابی به ما بدهند.

البته این روایت را دیگر بزرگان اهل سنت هم مفصل مطرح کرده‌اند. «حسن بن فرحان المالکی» این روایت را تصحیح کرده است. «حسن حسینی» که در مناظره با ما بود هم در کتاب «موسوعة حسن الحسینی» این روایت را تصحیح کرده است.

«سعد بن ناصر عبدالعزیز» این روایت را تصحیح کرده است. «عمر بن عبدالمنعم» و «یاسر خالد بن قاسم» نیز این روایت را تصحیح کرده‌اند.

چندین نفر از بزرگان متعدد اهل سنت گفته‌اند که این روایت صحیح است. اگر تصحیح هم نکرده بودند، این روایت چندین راوی داشت که ما آنها را آوردیم.

روایت «بلاذری» و بررسی سندی آن طبق رجال اهل سنت!

«بلاذری» هم روایتی در این خصوص آورده است. «بلاذری» متوفای 270 هجری که معاصر «بخاری» متوفای 256 هجری و «مسلم» متوفای 261 هجری است.

در حقیقت «بلاذری» 9 سال بعد از «مسلم» و 14 سال بعد از «بخاری» از دنیا رفته است و معاصر هم بودند. ایشان در کتاب «انساب الاشراف» روایتی آورده است. آقایان بازهم در نحوه برخورد خلیفه با مخالفین به ما جواب بدهند. خلیفه دوم کسی را نفرستاده بود و خود شخصاً آمده بود.

اگر خلیفه دوم کسی را فرستاده بود و مثلاً «خالد» یا «قنفذ» یا «مغیره» آمده بود می‌گفتند سرخود چنین کاری انجام داده است، اما روایت‌هایی که نقل کردیم همه به این امر اذعان دارند که خود خلیفه شخصاً آمده و تهدید کرده است.

ایشان هم از «مدائنی» و «مسلمة بن محارب» و «سلیمان تیمی» و «ابن عون» روایت نقل کرده و این روایت، چهار راوی بیشتر ندارد. در روایت آمده است:

«أن أبا بکر أرسل إلی علی یرید البیعة، فلم یبایع»

ابوبکر شخصی را نزد علی بن أبی طالب فرستاد تا برای بیعت بیاید، اما علی بیعت نکرد.

«فجاء عمر، ومعه قبس»

عمر بن خطاب آمد، در حالی که همراه خود وسایل آتش سوزی آورده بود.

امروزه وسایل آتش سوزی کوکتول مولوتوف و امثال آن است، اما در زمان گذشته چوب‌های بزرگی آماده می‌کردند و سر آن را با پارچه می‌بستند و آن را یا به روغن یا نفت آغشته می‌کردند و با آن جایی را که می‌خواستند به آتش می‌کشیدند.

«فتلقته فاطمةُ علی الباب»

حضرت فاطمه زهرا با خلیفه دوم دم در ملاقات کرد.

«فقالت فاطمة: یا بن الخطاب، أتراک محرّقاً علی بابی؟»

حضرت فاطمه فرمود: ای پسر خطاب! آمدی که خانه مرا به آتش بکشی؟

«قال: نعم، وذلک أقوی فیما جاء به أبوک»

آقایان این برخورد خشونت آمیز است یا مسالمت آمیز؟! این را به ما توضیح دهید. آیا شما می‌گویید خلفا احترام زن را نگه می‌داشت؟

«قال: نعم، وذلک أقوی فیما جاء به أبوک»

عمر بن خطاب گفت: بله، آتش زدن خانه شما دین پدرت را تقویت می‌کند.

آقایان بیایند به ما توضیح بدهند آتش زدن در خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که پارهٔ وجود پیغمبر است و غضبش، غضب پیغمبر است، چطور دین اسلام را تقویت می‌کند؟!

اگر شما می گویید که اهلبیت مخالف خلفا بودند، ما نزدیک به پنجاه تن از صحابه را داریم که با خلفا بیعت نکردند.

«سعد بن عباده» تا آخر عمر نه با ابوبکر بیعت کرد و نه با عمر بن خطاب بیعت کرد. چرا درب خانه او نرفتید؟! چرا در خانه کسانی که آنجا بودند نظیر «سلمان» و «ابوذر» و «مقداد» و «طلحه» و «زبیر» نرفتید؟!

آیا احترام پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نسبت به فرزندش این است؟! آیا نتیجه آیه شریفه:

(قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی)

بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست داشتن نزدیکانم.

سوره شوری (42): آیه 23

آیا نتیجه آیه مباهله این است؟! ما نه جسارت می‌کنیم و نه توهین می‌کنیم و نه فحش می‌دهیم، بلکه آن را خلاف شرع و گناهی بابخشودنی می دانیم. در مقابل سؤال محترمانه پرسیدن را حق مسلم خود می‌دانیم.

شما که جمهوری اسلامی را با زمان خلفا مقایسه می‌کنید، به ما پاسخ دهید. امیدوارم صحبت‌های ما به گوش این بزرگواران برسد و در نماز جمعه خود به ما جواب بدهند. ما که نه دعوا داریم و نه جسارت و توهین کرده‌ایم. در ادامه روایت آمده است:

«وجاء علی، فبایع وقال: کنتُ عزمتُ أن لا أخرج من منزلی حتی أجمع القرآن»

أنساب الأشراف، اسم المؤلف: أحمد بن یحیی بن جابر البلاذری (المتوفی: 279 هـ)، ج 1، ص 252، باب أمر السقیفة

عرض کردیم «بخاری»، «مسلم» و دیگران روایت دارند که امیرالمؤمنین تا شش ماه بیعت نکردند. عبارت ذیل این روایت از دروغ‌های بزرگ است.

راوی اول روایت «مدائنی» است. در کتاب «سیر اعلام النبلاء» اثر آقای «ذهبی» جلد 10 صفحه 400 آمده است:

«المدئنی العلامة الحافظ الصادق أبو الحسن علی بن محمد بن عبد الله بن أبی سیف المدائنی الأخباری»

در ادامه آمده است:

«قال یحیی ثقة ثقة ثقة»

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 10، ص 400 و 401، باب 3

این یعنی تأکید سه قبضه. راوی دوم «مسلم بن محارب» است که «ابن حبان» در کتاب «ثقات» آورده و او را توثیق کرده است.

راوی سوم «سلیمان تیمی» هست که «احمد بن حنبل» در کتاب «تهذیب الکمال» جلد 12 صفحه 8 می‌نویسد:

«یحیی بن مَعِین، والنَّسَائی: ثقة وَقَال أحمد بن عَبد الله العجلی: تابعی ثقة»

در ادامه می‌نویسد:

«وکان من العباد»

تهذیب الکمال، اسم المؤلف: یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج المزی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1400 - 1980، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ج 12، ص 8، ح 2531

راوی سوم هم «عبدالله ابن عون» است که آقایان اهل سنت می گویند جزء صحابه بوده است و احتیاجی به توثیق ندارد.

ما این سه روایت را آوردیم. البته افراد زیادی نظیر «ابو محمد یمنی»، «احمد حسن ابو هاشم»، «عبد العزیز سالم» و «محمد حسین هیکل» ماجرای هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا را نقل کرده‌اند که ما کاری با آنها نداریم.

تمامی این افراد قضیه هجوم را نقل کرده‌اند، اما فرض می‌گیریم این سه مدرک هرسه ضعیف هم هستند. طبق نظر شما اگر یک مطلب از طریق سه سند آمده باشد مستفیض است و مطلب تمام است.

بدین ترتیب به ما بفرمایید این مسئله را چگونه می‌خواهید حل کنید!! این سه روایت هر سه کاملاً صحیح هستند. برفرض صحیح هم نباشند، مستفیض‌اند. «ابن تیمیه» که از او به "شیخ الاسلام" تعبیر می‌شود قاعده‌ای در این خصوص آورده است.

حال ما کاری نداریم «ابن تیمیه» "شیخ الاسلام" است یا "شیخ الزنادقه" است یا "شیخ نواصب" است. اقوال مختلف است! ایشان در کتاب «مجموع الفتاوی» خود می‌نویسد:

«فإن تعدد الطرق وکثرتها یقوی بعض‌ها بعضاً حتی قد یحصل العلم بها ولو کان الناقلون فجارا فساقا»

اگر یک روایت با چند سند آمد این سندها همدیگر را تقویت می‌کنند و برای انسان یقین حاصل می‌شود، حتی اگر راویانش همه فساق و فجار باشند.

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج 18، ص 26

بزرگواران برای ما توضیح دهند که برخوردی که خلفا با حضرت صدیقه طاهره، «طلحه»، «زبیر»، «سلمان»، «ابوذر»، «مقداد»، امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین داشتند چه حکمی دارد!؟

تمامی این افراد صحابه بودند، مخالف هم بودند و نمی‌خواستند بیعت کنند. برخورد کردن به این شکل آیا برخوردی مسالمت آمیز با مخالفین است یا خشونت آمیز؟!

مطلب دوم اینکه شما می‌فرمائید خلفا برای زن احترام قائل بودند. آیا احترام دختر پیغمبر اکرم که سیدة النساء العالمین و سیدة النساء اهل الجنة است، اینگونه است؟!

بزرگان شما می گویند حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از حضرت خدیجه و عایشه هم افضل هستند. حتی می گویند اگر قائل باشیم حضرت مریم نبوت داشته بازهم حضرت فاطمه زهرا افضل است، زیرا حضرت فاطمه زهرا پاره وجود پیغمبر است و پاره وجود پیغمبر از همه انبیاء افضل است حتی از حضرت مریم.

این برخورد با زن چگونه توجیح می‌شود؟! ما اصلاً کاری با دیگر قضایا نداریم. بزرگواری کنید در این خصوص به ما پاسخ دهید.

اگر تلفنی به ما پاسخ دهید ما افتخار می‌کنیم. اگر نماینده بفرستید بازهم افتخار می‌کنیم. اگر در سخنرانی‌های خود مطرح کنید و نوارش را بفرستید ما عیناً پخش می‌کنیم یا اگر در خطبه‌های نماز جمعه بگویید ما اینجا پخش می‌کنیم.

شنوندگان ما حرف ما را شنیده‌اند، فرمایشات شما را نیز بشنوند. داوری و قضاوت برعهده مخاطبین باشد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. با اجازه شما فاصله‌ای بگیریم و برگردیم، سؤال بعدی را مطرح می‌کنم.

خیلی ممنون و سپاسگذار و قدردان نگاه‌های ارزشمند شما هستیم. امیدوارم تا پایان برنامه ما را همراهی بفرمائید.

راه‌های ارتباطی با ویژه برنامه «صدیقه شهیده» و بطور کلی «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» توسط دوستان بنده برای شما زیرنویس می‌شود. مشتاق شنیدن نظرهای شما خواهیم بود. میان برنامه‌ای می‌بینیم برمی‌گردیم و در خدمت شما عزیزان هستیم.

خیلی ممنونم که ما را همراهی می‌کنید. امیدواریم که طاعات و عباداتتون، به این منظور که در مجالس اهل بیت و در مجالس شهادت حضرت زهرا شرکت می‌کنید، قبول باشد از این جهت که قطعاً حضور در روضه‌های حضرت زهرا یکی از بالاترین عبادات است.

فراموش نکنید که دعا برای فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در رأس حوائج و خواسته‌هایمان قرارگیرد.

درمیان برنامه سؤالی از حاج آقا پرسیدم و حقیقتاً حیف است اگر مطرح نکنم مبنی بر اینکه ما الان این همه سند از اسناد و کتاب‌های آنها ارائه دادیم و مورد بحث قرار گرفتند.

در ادامه سؤالی که شاید در ذهن شکل بگیرد این است که این موضوع امری عادی و واضح است. واقعاً آیا کسی هست که این مطالب را بپذیرد و بتواند همچنان ادعایش را ادامه دهد؟!

شنیدن پاسخ شما بسیار خوشحال کننده بود مبنی بر اینکه تعداد بسیار زیادی از این افراد با شنیدن این ادله الحمدالله شیعه شدند و این امر خیلی لذت بخش است. خداوند به شما و به تمام کسانی که در این زمینه قدم برمی‌دارند جزای خیر بدهد.

امیدوارم این روند همچنان ادامه پیدا کند و تعداد یاران و محبان امیرالمؤمنین بیشتر شود و تا ما هم بیشتر خوشحال شویم. اگر نکته‌ای در این زمینه دارید بفرمائید تا من سؤال بعدی را مطرح کنم.

یک سؤال ساده از علما و بزرگان اهل سنت!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نکته‌ای را خدمت دوستان عزیز عرض کنم. عبارتی بسیار عجیب از «ابن تیمیه» است که حیف است مطرح نشود. ایشان در کتاب «منهاج السنة» جلد 7 صفحه 473 می‌نویسد:

«فمنهم من لم یبایعه ولم یقاتل معه کسعد بن أبی وقاص و أسامة بن زید وابن عمر ومحمد بن مسلمة وزید بن ثابت وأبی هریرة و أمثال هؤلاء من السابقین والذین اتبعوهم بإحسان»

کسانی که با امیرالمؤمنین بیعت نکردند عبارتند از: سعد بن ابی وقاص، اسامة بن زید، عبدالله بن عمر، محمد بن مسلمه، زید بن ثابت، ابو هریره و امثال آنها.

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 473

آیا حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) درب خانه «سعد بن ابی وقاص»، «اسامة بن زید»، «عبدالله بن عمر»، «محمد بن مسلمه»، «زید بن ثابت» و «ابو هریره» رفت و آنها را تهدید کرد که اگر با او بیعت نکنند خانه‌هایشان را به آتش می‌کشد؟!

علی بن أبی طالب خلیفه چهارم شماست. این مطلب هم که از خود «ابن تیمیه» است و نه جایی دیگر. امثال این افراد که با امیرالمؤمنین بیعت نکردند زیاد بودند که در رأس آنها معاویه قرار داشت. «طلحه» و «زبیر» نیز بیعت شکستند.

آیا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بدلیل بیعت شکنی به خانه آنها رفت و تهدید به آتش زدن خانه کرد؟!

قضیه بقدری روشن و صریح است که دیگر نباید خودمان و مخاطبینمان را فریب دهیم. شب اول قبر مخاطبین شما از شما شکایت می‌کنند و می‌گویند: "این افراد ما را گمراه کردند." بیائید حقیقت را به مردم بگویید.

ما که معصوم نیستیم و ممکن است مرتکب اشتباه شویم. اگر ما هم اشتباه می‌کنیم بزرگواری کنید تماس بگیرید و بگوئید آقای قزوینی شما در فلان بخش اشتباه کردید!!

ببینید برخورد ما با شما چگونه است. اگر ثابت کردید و ما در همین جلسات زنده از حرفمان برنگشتیم و عذرخواهی نکردیم و به اشتباه خود معترف نشدیم، هرچه خواستید بگوئید. چرا حاضر به گفتگو و مناظره نیستید؟!

امیدواریم به خاطر این دو مرتبه‌ای که آقایان برای مناظره اعلان آمادگی کردند، علمای بزرگوار این استان برای مناظره بیایند و قضیه روشن شود.

این مسئله در فضای مجازی هم بسیار پر سروصدا بوده است. حتی از خود بنده مرتب سؤال می‌کنند که ایشان برای مناظره اظهار آمادگی کردند. ما گفتیم که حرفی نداریم.

ما نه مسئولیت سیاسی داریم و نه می‌خواهیم در سیاست دخالت کنیم. ایشان اگر می‌خواهد در موضوعات سیاسی مناظره کند، آقایان هستند.

در مقابل ایشان می‌گویند من نسبت به مسئله مقایسه جمهوری اسلامی با خلفای راشدین بحث می‌کنم. این بحث سیاسی نیست و در حوزه تخصصی ماست.

بحثی که شما مطرح می‌کنید، بحث علمی و مذهبی و دینی است. در بحث دینی ما جلودار هستیم.

شما بیائید در این مورد با همدیگر مناظره کنیم و ببینیم واقعاً آنگونه که شما می‌فرمائید خلفای راشدین مردمی بودند و با مخالفانشان برخورد مسالمت آمیز داشتند درست است و مطابق تاریخ است یا خیر؟! من درخدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

زنده باشید. یکی از مباحثی که پیرامون همین صحبت‌هایی که داشتیم، روایت‌های متعددی است که از خودشان آوردید.

در مقابل برخی از علما که می‌بینند از این راه به نتیجه نمی‌رسند، یک مسئله را مطرح می‌کنند مبنی بر اینکه این مستبعد است و بعید است خلفا چنین کاری انجام دهند.

یعنی شما می گویید این موضوع اتفاق افتاده است و ما می گوییم این موضوع امری بعید است که به ذهن خطور نمی‌کند.

حضرتعالی بفرمائید ما اصلاً در تاریخ چنین چیزی را داشتیم و جریاناتی مشابه این هم وجود داشته یا خیر؟! بطور کلی نظر شما را بشنویم.

نمونه هایی از برخورد محترمانه!! «عمر بن خطاب» با زنان مدینه!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خیلی دوست دارم این آقایان روزی رو در رو با ما صحبت کنند. یک جانبه صحبت کردن انصاف نیست. ایشان می‌گوید مگر ممکن است که خلیفهٔ دوم احترام دختر پیغمبر را نداشته باشد و تهدید کند یا کتک بزند؟!!

دوستان عزیز چند نمونه مطرح می‌کنم، البته نمی‌خواهم نسبت به خود رسول اکرم بیاورم. در کتاب «مسند احمد بن حنبل» که نزدیک به سی هزار روایت دارد جلد 1 روایت 3103 روایت صحیحی آمده است.

در روایت آمده است:

«حتی مَاتَتْ رُقْیةُ ابْنَةُ رسول اللَّهِ فقال الحقی بِسَلَفِنَا الْخَیرِ عُثْمَانَ بن مَظْعُونٍ»

رقیه دختر پیغمبر از دنیا رفت و حضرت فرمود او را در کنار قبر عثمان بن مظعون دفن کنند.

«وَبَکتِ النِّسَاءُ»

زن‌ها گریه می‌کردند.

در میان زنان «عایشه»، «حفصه»، «أم سلمه»، حضرت صدیقه طاهره و زینب دختر پیغمبر اکرم بود که داشتند گریه می‌کردند.

«فَجَعَلَ عُمَرُ یضْرِبُهُنَّ بِسَوْطِهِ»

عمر جلوی چشم پیامبر، زن‌ها را با شلاق کتک می‌زد.

اگر این روایت در کتاب «کافی» نقل شده بود، آقایان اهل سنت! شما با «کلینی» چه می‌کردید؟! اگر این روایت را در کتاب «بحارالانوار» آورده بودند چکار می‌کردید؟! این دیگر کتاب «مسند أحمد بن حنبل» است و روایت هم صحیح است.

«فقال النبی لِعُمَرَ دَعْهُنَّ یبْکینَ»

پیامبر فرمودند: عمر بگذار زن‌ها گریه کنند.

«وإیاکنَّ وَنَعِیقَ الشَّیطَانِ»

حضرت به زن‌ها فرمود: مبادا جملات نادرستی بگوئید.

مثلاً در نوحه سرایی‌ها جملات نادرستی مثل اعتراض به قضا و قدر الهی می‌گفتند. حضرت به زنان سفارش کردند که از این حرف‌ها نزنید.

«مَهْمَا یکون مِنَ الْقَلْبِ وَالْعَینِ فَمِنَ اللَّهِ وَالرَّحْمَةِ»

شکستن قلب و جاری شدن اشک از جانب خداوند و رحمت اوست.

«وَمَهْمَا کان مِنَ الْیدِ وَاللِّسَانِ فَمِنَ الشَّیطَانِ»

اگر عبارت نادرستی بگویید و به قضا و قدر الهی اعتراض کنید از ناحیه شیطان است

«وَقَعَدَ رسول اللَّهِ علی شَفِیرِ الْقَبْرِ وَفَاطِمَةُ إلی جَنْبِهِ تبکی»

سپس پیغمبر اکرم کنار قبر دخترش رقیه نشست و حضرت زهرا در کنار ایشان برای خواهرش گریه می‌کرد.

بنابراین معلوم می‌شود در میان گریه کنندگانی که خلیفه دوم با شلاق می‌زد حضرت فاطمه زهرا هم بوده است. جواب شما چیست؟! این برخورد مسالمت آمیز است؟!

«فَجَعَلَ النبی یمْسَحُ عَینَ فَاطِمَةَ بِثَوْبِهِ رَحْمَةً لها»

حضرت فاطمه زهرا اشک می‌ریخت و رسول اکرم با عبایش اشک چشمان دخترش را پاک می‌کرد.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 335، ح 3103

این نحوه برخورد خلیفه دوم با زن‌هاست که آنها را جلوی چشم پیغمبر اکرم کتک می‌زد.

«وَبَکتِ النِّسَاءُ فَجَعَلَ عُمَرُ یضْرِبُهُنَّ بِسَوْطِهِ»

این در حالی است که هنوز پیغمبر از دنیا نرفته است. شما می گویید استبعاد دارد؟! می گویید مگر می‌شود خلیفه دوم به دختر پیغمبر جسارت کند؟!

شما که می‌گویید جمهوری اسلامی باید احترام زن را نگه دارد؛ زن زندگی آزادی! آیا این زن، زندگی، آزادی است؟! نمی‌دانم این موضوع را چکار باید کرد؟!

بازهم در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» اثر «حاکم نیشابوری» جلد 3 روایتی نقل شده است. «ذهبی» می‌گوید سندش خوب است و سند را تصحیح می‌کند. در روایت آمده است:

«ماتت زینب بنت رسول الله قال رسول الله ألحقوها بسلفنا الخیر عثمان بن مظعون فبکت النساء فجعل عمر یضربهن بسوطه»

زینب دختر پیغمبر از دنیا رفت و حضرت فرمود او را در کنار قبر عثمان بن مظعون دفن کنند. زن‌ها گریه می‌کردند و عمر با شلاق آنها را می‌زد.

«فأخذ رسول الله یده وقال مهلا یا عمر»

پیغمبر اکرم دست عمر بن خطاب را گرفت و گفت: ای عمر! بس کن.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 210، ح 4869

«مهلا یا عمر» پیام زیادی دارد. آیا برخوردی که این آقایان با زنان داشتند، این بود؟! آقای «شوکانی» وهابی در کتاب «نیل الأوطار» جلد 4 این حدیث را آورده است و می‌نویسد:

«مَاتَتْ زَینَبُ بِنْتُ رسول اللَّهِ فَبَکتْ النِّسَاءُ فَجَعَلَ عُمَرُ یضْرِبُهُنَّ بِسَوْطِهِ فَأَخَذَ رسول اللَّهِ بیده وقال مَهْلًا یا عُمَرُ»

نیل الأوطار من أحادیث سید الأخیار شرح منتقی الأخبار، اسم المؤلف: محمد بن علی بن محمد الشوکانی، دار النشر: دار الجیل - بیروت – 1973، ج 4، ص 149، بَابُ ما جاء فی الْبُکاءِ علی الْمَیتِ وَبَیانِ الْمَکرُوهِ منه

آقایان مقداری دقت کنند نکته جالب این است که در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» جلد 1صفحهٔ 335 آمده است:

«مَاتَتْ رُقْیةُ ابْنَةُ رسول اللَّهِ فقال الحقی بِسَلَفِنَا الْخَیرِ عُثْمَانَ بن مَظْعُونٍ وَبَکتِ النِّسَاءُ فَجَعَلَ عُمَرُ یضْرِبُهُنَّ بِسَوْطِهِ»

رقیه دختر پیغمبر اکرم از دنیا رفته بود، زن‌ها گریه می‌کردند و عمر بن خطاب آنها را با شلاق می‌زد. این در حالی است که «حاکم نیشابوری» می‌نویسد:

«ماتت زینب بنت رسول الله قال رسول الله ألحقوها بسلفنا الخیر عثمان بن مظعون فبکت النساء فجعل عمر یضربهن بسوطه»

رقیه و زینب هردو همسر «عثمان» بودند و هردو در زمان حیات پیامبر اکرم فوت کردند. در روایت اول آمده است که وقتی رقیه از دنیا رفته بود، زن‌ها گریه می‌کردند و خلیفه دوم آنها را با شلاق می‌زد.

در روایت دوم آمده است که وقتی زینب از دنیا رفته بود زن‌ها گریه می‌کردند و خلیفه دوم آنها را با شلاق می‌زد. آقای «شوکانی» هم همین روایت را در جلد هفتم آورده است.

«مَاتَتْ زَینَبُ بِنْتُ رسول اللَّهِ فَبَکتْ النِّسَاءُ فَجَعَلَ عُمَرُ یضْرِبُهُنَّ بِسَوْطِهِ»

یعنی در هر دو قضیه خلیفه دوم جلوی چشم پیغمبر اکرم چنین برخوردی با زن‌ها داشته است.

نکته بسیار مهمتری وجود دارد که امیدوارم آقایانی که دم از مناظره می‌زنند و حکومت جمهوری اسلامی را با خلفای راشدین مقایسه می‌کنند، بتوانند به ما جواب دهند.

«صحیح بخاری» روایتی آورده است، اما از سر و ته آن را بریده است. ملاحظه کنید در حدیث 2287 «بَاب إِخْرَاجِ أَهْلِ الْمَعَاصِی» آمده است:

«وَالْخُصُومِ من الْبُیوتِ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ وقد أَخْرَجَ عُمَرُ أُخْتَ أبی بَکرٍ حین نَاحَتْ»

خلیفهٔ دوم خواهر ابوبکر را که در مرگ ابوبکر گریه می‌کرد از خانه اخراج کرد.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 2، ص 852، ح 2287

حال ببینید کتاب «فتح الباری» شرح کتاب «صحیح بخاری» در جلد 5 صفحه 74 چه نوشته است.

آقایانی که دم از مناظره می‌زنند و حکومت جمهوری اسلامی را با حکومت خلفای راشدین مقایسه می‌کنند، به این روایت خوب دقت کنند.

یک مرتبه هم آقای «خاتمی» حرف نامربوطی در مجلس زد. ایشان در آخر دوره چهار ساله‌شان در حال ارئه گزارش چهار ساله خود گفت: حکومت خلفای راشدین، مردمی‌ترین حکومت بود!

اتفاقاً آن روز حضرت آیت الله خزعلی و آیت الله سبحانی منزل ما مهمان بودند. آیت الله خزعلی در جریان رفاقت بنده با آقای «ابطحی» رئیس دفتر آقای «خاتمی» بودند. رفاقتی که به پیش از انقلاب باز می‌گردد.

آیت الله خزعلی به من گفتند با ایشان تماس بگیرم و بگویم: اگر ما شیخ‌ها چنین حرفی بزنیم مستبعد نیست، اما آقای «خاتمی» تو که فرزند حضرت فاطمه زهرا هستی چرا چنین حرفی زدی؟!!

من اتفاقاً با ایشان تماس گرفتم و با آقای «ابطحی» صحبت کردم و گفتم: ما الآن در قم در محضر آیت الله سبحانی و آیت الله خزعلی هستیم. این دو بزرگوار در منزل بنده مهمان هستند. دیروز که آقای خاتمی در مجلس گزارش داد و خلفای راشدین را مردمی‌ترین حکومت خواند، این سؤال را آقایان از شما دارند!!

آقای «ابطحی» سعی در توجیح کردن این حرف داشت. من گفتم: این چه حکومت مرمی بود که هجوم بردند و خانه حضرت فاطمه زهرا را آتش زدند؟! و این موضوع در کتب اهل سنت موجود است.

این چه حکومت مردمی است که مردم هجوم آوردند و عثمان را کشتند؟! این حکومت مردمی بود؟! آقایان می گویند حرف ما را به آقای «خاتمی» برسانید. برای جمع آوری چند رأی به کل مقدسات پشت پا می‌زنیم.

البته بنده به آقای «ابطحی» گفتم به آقای «خاتمی» سلام برسان و بگو روزی سیلی حضرت فاطمه زهرا را خواهی خورد، با حضرت فاطمه زهرا نمی‌شود شوخی کرد. با دم شیر نمی‌توان شوخی کرد.

در کتاب «فتح الباری» جلد پنجم روایتی در این زمینه آمده است. درقضیه دختر پیغمبر، حضرت به عمر بن خطاب فرمودند: بگذار زنان گریه کنند و آنها را کتک نزن. حال رسول گرامی اسلام از دنیا رفته و ابوبکر دو سال بعد از ایشان فوت کرده است.

«لما توفی أبو بکر أقامت عائشة علیه النوح»

وقتی ابوبکر از دنیا رفت عایشه مجلس عزایی برای پدرش برپا کرده بود.

«فبلغ عمر فنهاهن فأبین»

وقتی این قضیه به گوش عمر رسید، او گفت: عزاداری نکنید، ولی زن‌ها به عزاداری خود ادامه دادند.

«فقال لهشام بن الولید أخرج إلی بیت أبی قحافة یعنی أم فروة»

عمر به هشام بن ولید گفت: به خانه أبو قحافه برو و أم فروه خواهر ابوبکر را بیرون بیار.

«فعلاها بالدرة ضربات»

خلیفه دوم با شلاق چندین ضربه محکم بر بدن خواهر ابوبکر زد.

«فتفرق النوائح حین سمعن بذلک»

وقتی شنیدند که عمر خواهر ابوبکر را می زند، همه ترسیدند.

«فجعل یخرجهن امرأة امرأة وهو یضربهن بالدرة»

شهاب الدین زهری می‌گوید: خلیفه دوم تمام زن‌ها را یکی یکی از مجلس نوحه ابوبکر بیرون می‌آورد و هشام بن ولید آنها را با شلاق می‌زد.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 5، ص 74، قوله باب إخراج أهل المعاصی والخصوم من البیوت بعد المعرفة

معنای احترام به زن این است؟! این را «ابن حجر العسقلانی» می گوید. ایشان یکی از استوانه‌های کلامی، رجالی، فقهی و اصولی شماست. بقول معروف علمای اهل سنت عیال کنار سفره چهار نفرند که یکی از آنها هم آقای «عسقلانی» است. من در خدمت شما هستم.

مجری:

خیلی ممنونم. الحمدالله حضرتعالی اینقدر شیوا صحبت می‌کنید و مشخصاً همه چیز معلوم است و مصداق بارز آیه شریفه:

(إِنَّا هَدَیناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکراً وَ إِمَّا کفُوراً)

ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا کفران کند.

سوره إنسان (76): آیه 3

یعنی چه قبول بکنند و چه نکنند، ما اتمام حجت کردیم.

تماس‌های بینندگان برنامه:

از این لحظه به بعد به سراغ تماس‌های بینندگان برنامه برویم. جناب آقای بهادری از کرج سلام علیکم و رحمة الله. خیلی ممنونم که هرشب ما را همراهی می‌کنید، مشتاق شنیدن صدای شما هستیم.

بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و شب بخیر دارم خدمت جنابعالی و حضرت آیت الله حسینی قزوینی.

مجری:

ممنونم، بفرمایید.

بیننده:

حضرت آقا اشاره فرمودند که در قرآن خدای متعال فرموده‌اند:

(قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی)

بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست داشتن نزدیکانم.

سوره شوری (42): آیه 23

ای رسول من در مقابل اجر رسالتت از مردم بخواه که مودت ذی القربی داشته باشند. شما می دانید و همه هم می‌دانند اینها چه مودتی به ذی القربی پیغمبر داشتند.

تمام اهل بیت پیغمبر اکرم را شهید کردند و هیچ یک از آن بزرگواران به مرگ طبیعی فوت نکردند. این افراد حتی به کتاب و گفته خداوند هم عمل نکردند. ما چگونه به اینها صحابه عادل بگوئیم؟ توهین نمی‌کنیم و تنها نقد داریم.

نقد ما بر جناب آقای ابوبکر این است که جای علی ابن أبوطالب را غصب کرد و حضرت را خانه نشین کرد. آقایان اهل سنت هم می گویند ای کاش آقایان به خلافت خلفای راشدین باز می‌گشتند و ما از آنها پیروی می‌کردیم.

آیا الآن مثلاً ابوبکر کسانی را آتش بزند کار خوبی می‌کند؟! پیروان «مالک بن نویره» در رده از دادن خمس و زکات سرپیچی می‌کنند و گفتند که ما ایشان را به خلافت قبول نداریم.

ما در غدیر حضور داشتیم که نبی مکرم اسلام، حضرت علی بن ابی طالب را جانشین خود قرارداد. ما ابوبکر را بعنوان خلیفه نمی‌شناسیم. ابوبکر دستور قتل عام مسلمانان را داد. الان می‌توانیم مانند او عمل کنیم؟!

ابوبکر گفت: ای کاش من سه کار را انجام نمی‌دادم. اول اینکه غصب خلافت نمی‌کردم. ای کاش روز سقیفه آهسته خود را از چنگال خلافت رها می‌کردم و آن را گردن عمر و «ابوعبیده جراح» می‌انداختم.

«أبو عبیده جراح» قبرکن مدینه بود و یک روایت بیشتر از ایشان نیاورده‌اند. آیا ایشان برای خلافت جایز بوده است؟! آقایان اهل سنت و وهابیت آیا نفرینی که حضرت فاطمه زهرا نسبت به این آقایان داشتند را روا می دانید؟!

کارهای جناب خلیفه دوم را هم اگر بخواهیم بگوییم مثنوی هفتاد من کاغذ می‌خواهد. من یک نمونه را بیان می‌کنم.

در کتاب «کنز العمال» اثر «متقی هندی» که شیعه هم نیست، آمده است که جناب عمر بن خطاب فتوا می‌دهد که برای اینکه خانم‌هایتان از خانه بیرون نیایند به آنها لباس ندهید و سعی کنید آنها عریان باشند.

کدام عاقلی این موضوع را می‌پذیرد؟! اگر الان بخواهید از خلیفه دوم پیروی کنید، باید ناموستان عریان باشد و در خانه لباس نداشته باشد. کدامتان این حرف را قبول می‌کنید؟!

«صبیغ عراقی» برای طرح سؤال قرآنی از کوفه به مدینه آمد و گفت: جناب خلیفه من این همه راه را برای پرسیدن یک سؤال قرآنی آمدم. خلیفه گفت: بنشین تا به تو بگویم. جریده خرما برایش آوردند و آنقدر با آن بر سر این بنده خدا زدند تا خون از سر و صورت او جاری شد.

«صبیغ عراقی» گفت: ای خلیفه! اگر می‌خواهی مرا بکشی، زیبا بکش. من سؤال قرآنی کردم. خلیفه که جوابی نداشت تا بدهد ایشان را شکنجه کرد.

جایی دیگر در همین کتاب «کنز العمال» اثر «متقی هندی» آمده است که شخصی به نام «موسی بن زید عبدی» را گرفتند و گفتند: اسم تو «موسی» است؟ او گفت: بله. از او پرسیدند: چه کسی اسم تو را انتخاب کرده است؟ او گفت: پیامبر.

به او گفتند: رسول اکرم اشتباه کرده است. تو حق نداری اسمت موسی باشد، زیرا نام پیغمبر است. ببینید چه کسی جانشین پیغمبر شده است!!

غصب خلافت هم کردند. آقای استاد قزوینی عزیز شما ببینید به خلافت رسیدن نماز ابوبکر را گواهی خانم عایشه می‌دانند و ادعا می‌کنند خانم عایشه گواهی داده است که پیغمبر به پدرم گفت شما جای من در مسجد نماز بخوان.

آقایان سریع سخن او را پذیرفتند و گفتار خانم عایشه را در مورد پدرش تصدیق کردند که برای مردم نماز بخواند.

در مقابل گفتار حضرت فاطمه زهرا، علی ابن أبی طالب، امام حسن، امام حسین، «أم ایمن» و «رباح» غلام پیغمبر را در مورد فدک تصدیق نکردند و گفتار کسی که از طرف خداوند آیه شریفه:

(إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیرا)

خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.

سوره احزاب (33): آیه 33

برایش نازل شده بود را قبول نکردند و ابوبکر از آن بزرگواران شاهد خواستند. ابوبکر از بانویی همچون حضرت فاطمه زهرا در دعوایش نسبت به ارث پدر بینه خواستند.

واقعاً حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مظلوم تاریخ است و ما هر روز باید برای آن بزرگوار گریه کنیم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. تماس دوم را هم وصل کنیم تا به یکباره با توجه به ضیق وقتی که داریم استاد پاسخگوی هردو سؤال باشند. جناب آقای فارابی از تهران سلام علیکم و رحمة الله، در خدمت شما هستم.

بیننده (آقای فارابی از تهران – شیعه):

عرض سلام دارم خدمت آقای قزوینی عزیز.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله.

بیننده:

تسلیت می گوییم ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را خدمت ولی امر مسلمین.

من از سالیان قبل از جمله بیننده‌های «شبکه جهانی ولایت» هستم و خیلی خوشحالم که در این سال‌ها هنوز هم برنامه‌های استاد را می‌بینم و هم چنان دارند با استدلال‌های محکم دارند کارشان را انجام می‌دهند.

دوست داشتم خلاصه مطلبی را خدمت حضرت آیت الله بگوییم. باتوجه به شرایطی که امروزه در جامعه بوجود آمده است، ما معارف فاطمی و علوی را لازم داریم و به جهت اینکه کشورمان امنیت کامل داشته باشد باید جمهوری اسلامی باشد.

اگر برنامه‌های شبکه به سمت و سوی سیاسی برود و برنامه خاصی برای روشن دلی جوان‌ها داشته باشند خوب است، زیرا «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» تنها شبکه‌ای است که می‌بینم خیلی محکم و مستند برنامه اجرا می‌کند.

صدا و سیما خیلی کم از این کارها می‌کند. استنادهایی که شما می‌کنید از کتاب‌ها و فیلم‌ها خیلی مفید است.

من در سال‌های قبل آن زمان که جنگ سوریه بود و مردم داعشی را خیلی کم می شناختند، من داعشی ها را با کلیپ‌هایی که «شبکه ولایت» می‌گذاشت و بحث‌هایی که با شبکه‌های وهابی می‌کردند شناختم.

بسیار قبل‌تر از اینکه رویکرد صدا و سیما این باشد، «شبکه جهانی ولایت» آن زمان و «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» الان رویکردش این بود و بسیار مستدل و شفاف همه چیز را می‌گفت و موضع گیری نمی‌کرد.

مجری:

حتماً سعی می‌کنیم همین کار کنیم، خیلی ممنون از پیشنهاد شما. حتماً سعی می‌کنیم با حضور استاد و اجازه ایشان این کار را انجام دهیم.

جناب احمدی از تهران صحبت‌های شما را می‌شنویم و بعد از آن ان‌شاءالله برنامه را باید به اتمام برسانیم. سلام علیکم و رحمة الله، در خدمت شما هستیم.

بیننده (آقای احمدی از تهران – شیعه):

سلام علیکم، شب شما بخیر، خسته نباشید.

مجری:

شب شما هم بخیر باشد.

بیننده:

دوستان از ما سؤالی پرسیدند، اما نتوانستیم جوابی بدهیم. خواستیم از شما بپرسیم.

مجری:

بفرمایید.

بیننده:

دوستان پرسیدند چرا هرجا اسلام است نظیر ایران و فلسطین و لبنان و یمن و سوریه جنگ، قتل و غارت است و مسئولین به جای توجه به مردم به فکر اختلاس‌اند؟!

این در حالی است که قرآن کریم فرموده همگی باهم متحد و برابر باشید. در مقابل با کوچکترین مسئله‌ای میانشان تفرقه ایجاد می‌شود. به عنوان مثال همین اغتشاشات اخیر یا بحث شیعه و سنی که حل آن زمان بر است.

این مسئله به چه دلیل روی می‌دهد در حالی که آیات زیادی در خصوص اتحاد وجود دارد و سفارش شده که فریب دشمنان را نخورید و زودباور نباشید؟!

مجری:

این مسئله‌ای در ارتباط با اسلام است و ان شاءالله پاسخگو خواهیم بود. خیلی ممنونم از تماس شما.

خیلی متشکرم از شما عزیزان که محبت می‌کنید و برخی از تماس‌ها را هم به دلیل زمان محدودی که داریم نتوانستیم وصل کنیم. حاج آقا حدوداً 5 دقیقه فرصت داریم، لطفاً پاسخ بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در خصوص صحبت‌های عزیزی که آخر صحبت کردند اولاً باید بگویم برادر بزرگوارم این اختلاف تنها مختص کشورهای اسلامی نیست و در تمام دنیا اختلاف وجود دارد.

اختلافی که در کشورهای اروپایی و غربی است، به مراتب چندین برابر بیشتر از کشورهای اسلامی است.

خشونت‌هایی که در کشورهای غربی وجود دارد و برخوردی که با مخالفین دارند را می‌بینید. در آمریکا، فرانسه، آلمان که همین امروز گفته شد بدنبال کودتا و براندازی بودند. اختلاف و درگیری در همه جا هست.

الان در فضای مجازی منتشر شده است که در اروپا زن‌ها از وسیله نقلیه عمومی بدلیل عدم امنیت استفاده نمی‌کنند.

خانمی از آلمان یا فرانسه به قطر آمده بود و می‌گفت: من باور نمی‌کردم به یک کشور اسلامی سفر کنم و کسی برای من مزاحمتی ایجاد نکند. این برای اولین بار است و اینکه در یک کشور اسلامی کسی متعرض من نشود امری رؤیایی است.

این قضایا همه جا هست. در خصوص اینکه درگیری هست ببینید امیرالمؤمنین پنج سال حکومت کردند، اما آیا شیاطین گذاشتند حضرت حکومت کنند؟! خیر. حضرت در این پنج سال مشغول جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ خوارج بودند.

بعد از آن قضیه چه شد؟! امام مجتبی در رأس کار قرار گرفتند، اما آیا مخالفین گذاشتند حضرت حکومت کنند؟!

ملاحظه کنید در زمان رسول اکرم چقدر بعضی از فرماندهان خیانت می‌کردند و مردم را می‌کشتند. «خالد بن ولید» کاری می‌کند که رسول اکرم می‌فرماید:

«اللهم إنی أبرأ الیک مما فعل خالد»

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج 28، ص 255

رسول گرامی اسلام در قضیه جنگ احد می‌فرمایند:

«اللهم إنی أَعْتَذِرُ إِلَیک مِمَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ یعْنِی أَصْحَابَهُ»

خدایا من از آنچه اصحاب من انجام دادند معذرت خواهی می‌کنم.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1032، ح 2651

این قضایا همه جا هست و مشکل همه این است که رسول اکرم می‌فرمایند: من دو چیز گرانبها در میان شما گذاشتم و می‌روم؛ کتاب خدا و اهل بیتم. اگر؛

«إن تمسکتم به»

الجامع الصحیح سنن الترمذی، اسم المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت --، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج 5، ص 663، ح 3788

و:

«إن تبعتموهما»

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 2، ص 439، الفصل الأول فی الآیات الواردة فیهم

و:

«ان أخذتم به»

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 585، ح 990

هرگز گمراه نمی‌شوید. یک عده از مسلمانان قرآن را گرفتند و اهل بیت را رها کردند و عده‌ای اهلبیت را گرفتند و قرآن را رها کردند که نتیجه همین می‌شود. تمام اینها بخاطر عمل نکردن به توصیه نبی اکرم اسلام است.

اگر کشورهای اسلامی بخواهند اختلاف نداشته باشند، هیچ راهی نیست جز اینکه در سایه سار قرآن و اهل بیت حرکت کنیم. آن‌ها تضمین کننده امنیت عمومی و نابود کننده هرگونه اختلاف است.

مادامی که قرآن و اهل بیت در میان ما معنا ندارند، همین قضایا وجود دارد. موفق و مؤید باشید.

مجری:

خیلی ممنونم. جناب آقای فارابی از تهران این مدنظرشان بود که برای روشنگری جوان‌ها بخصوص در این دوره، برنامه‌ای تبیین شود و خصوصاً با اتکا به عقاید شیعه صحبت‌هایی مطرح شود تا جوانان پاسخ بگیرند.

اتفاقاً فکر می‌کنم در جلسه‌ای که در خدمت شما بودیم این قضیه مطرح شد و قصد آن را داشتید. ان‌شاءالله که این اتفاق هم بیفتد. دعا بفرمائید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدایا تو را به آبروی صدیقه طاهره قسم می‌دهیم فرج مولایمان امام زمان را نزدیک بگردان و ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قراربده ان‌شاءالله.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. در شب جمعه از شما التماس دعا داریم. امیدواریم که همه بچه‌ها را که در اینجا زحمت می‌کشند را دعا کنید.

خیلی ممنونم که ما را همراهی کردید. یادتان باشد و التماس می‌کنم در این شب‌های روضه اولین دعایتان دعا برای فرج امام زمان باشد.

ویژه برنامه «صدیقه شهیده» از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» تقدیم نگاهتان شد. ان‌شاءالله فردا شب هم از ساعت 20 الی 21:30 بوقت تهران میزبان نگاه ارزشمند شما بینندگان هستیم.

در این شب جمعه و فردایی که منتظریم و امیدوار به ظهور حضرت ولی عصر هستیم، عرض کنیم:

غم پهلوی تو در سینه ما عقده شده

چشم را بر فرج منتقمت دوخته‌ایم

یا فاطر بحق فاطمة عجل لولیک الفرج

به امید دیدار، یاعلی مدد

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها