نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
کد مطلب: 6342 تاریخ انتشار: 20 فروردين 1395 تعداد بازدید: 226242
مقالات » نقد خلافت خلفا
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)

نبود دختري به نام ام كلثوم، پدر ابوبكر، تعارضات در اين قضيه، بررسي بهانه عمر براي ازدواج

بسم الله الرحمن الرحيم

ازدواج ام كلثوم با عمر، شاهد دروغ بودن شهادت:

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه دوم قاتل فاطمه زهرا (رضي الله عنها) است؛ اما كدام عقل سليم مي پذيرد كه حضرت علي (رضي الله عنه ) دخترش را به ازدواج قاتل همسر گراميش ، فاطمه (رضي الله عنها) درآورد و رابطه دوستانه با او برقرار نمايد؟

نقد و بررسي:

يكي از شبهاتي كه اهل سنت؛ به ويژه در سال هاي اخير به صورت گسترده مطرح كرده اند، ازدواج خليفه دوم با امّ كلثوم دختر امير مؤمنان و فاطمه زهرا عليهما السلام است.

اهل سنت، استفاده هاي گوناگوني از اين ازدواج مي كنند؛ از جمله مي خواهند با اثبات اين ازدواج، رابطه صميمانه و دوستانه امير مؤمنان با خلفا را ثابت و از سوي ديگر، شهادت صديقه شهيده سلام الله عليها، غصب خلافت و... را انكار نمايد.

از اين رو، اين شبهه اهميت فوق العاده و پيوند ناگسستني با انديشه هاي شيعيان دارد و بايد به صورت دقيق و مستدل بررسي شود.

انديشه وران شيعه پاسخ هاي گوناگوني از اين مطلب داده اند كه همگي آن ها صحيح و معقول به نظر مي رسد؛ برخي همچون رضي الدين حلي، علامه مقرّم، علامه باقر شريف القرشي و... اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي حضرت زهرا سلام الله عليها منكر شده و دليل هاي متقني براي آن ارائه كرده اند. كه ما نيز در اين مقاله، در دفاع از اين نظر، شواهد فراوان بيان كرده ايم.

برخي ديگر، وقوع تعارض در روايات ازدواج را دليلي واضح براي بطلان مدعاي اهل سنت در باره اين ازدواج مي دانند؛ از جمله شيخ مفيد رضوان الله تعالي عليه در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية، و نيز سيد ناصر حسين الهندي در كتاب افحام الأعداء والخصوم و آيت الله ميلاني و...

ما نيز در اين مقاله، تعارض هاي گسترده در نقل اين ماجرا را مطرح و مستندات آن را از كتاب هاي اهل سنت ذكر كرده ايم.

و انديشه وران ديگري، همچون سيد مرتضي پاسخ داده اند كه اين ازدواج با زورگويي و تهديد عمر بن خطاب بوده است.

عده اي از دانشمندان شيعه و سني با پذيرش اصل ازدواج، نكته ديگري را مطرح كرده اند كه امّ كلثوم همسر عمر، دختر امير مؤمنان عليه السلام نبود؛ بلكه دختر ابوبكر بوده است؛ از جمله يحيي بن شرف نووي، مهمترين شارح صحيح مسلم در كتاب تهذيب الأسماء اين مطلب را نقل كرده و آيت الله مرعشي نجفي از عالمان شيعه در شرح احقاق الحق به اين مطلب تصريح كرده اند كه در ادامه مدرك و اصل سخن ايشان خواهد آمد.

گويا از بين پاسخ هاي موجود، پاسخ اخير كامل تر است؛ چرا كه از طرفي تمام روايات موجود در كتاب هاي اهل سنت كه ازدواج دختر امير مؤمنان عليه السلام را با خليفه دوم ثابت مي كند، با اشكالات سندي مواجه و با تعارض ها و تناقض هاي غير قابل جمعي كه دارند، غير قابل اعتماد هستند و از طرف ديگر در هيچ يك از روايات موجود در كتاب هاي شيعه، تصريح نشده كه امّ كلثوم دختر امير مؤمنان از حضرت زهرا عليهما السلام باشد؛ بلكه ازدواج دختري به نام امّ كلثوم را كه در خانه امير مؤمنان بوده ثابت مي كنند.

اعتراف انديشمندي همچون نووي، برترين شارح صحيح مسلم كه گسترده ترين و مهمترين كتاب فقهي شافعي نيز متعلق به او است، عامل مهم ديگري است كه اين ديدگاه را تقويت مي كند.

و نيز مي گوييم كه حتي در صورت اثبات چنين ازدواجي، نمي توان از آن رابطه صميمانه امير مؤمنان را با خلفا اثبات كرد؛ زيرا اين ازدواج نه تنها براي خليفه دوم فضيلت محسوب نمي شود؛ بلكه لكه سياهي است كه همانند تيرگي غصب خلافت، بر دامان او باقي مانده است؛ چرا كه در ماجراي اين ازدواج چيزهايي نقل شده است كه عرق شرم از پيشاني انسان غيرت مند جاري مي شود. اين مطلب را در محور چهارم بررسي كرده ايم.


فهرست مطالب

محور اول: دختري به نام ام كلثوم وجود نداشته است

كلام عالمان شيعه در تاييد اين ديدگاه:

كلام علماي اهل سنت در تاييد اين نظر:

شواهد اين ديدگاه:

1. در هيچ روايت صحيح السندي بين نام ام كلثوم و زينب جمع نشده است:

2. عبد الله بن جعفر با چه كسي ازدواج كرده است:

3. دو خطبه با نام يك نفر:

4. عزاداري و نوحه خواني ام كلثوم براي حضرت زهرا سلام الله عليها:

5. امير مؤمنان در شب ضربت خوردن، مهمان چه كسي بود؟

6. ام كلثوم بهترين دختر امير مؤمنان عليه السلام:

7. معاويه، از دختر چه كسي خواستگاري كرد؟

8. در شام چه كسي دفن شده است:

9. چه كساني از زنان اهل بيت، در كربلا اسير شدند:

10. ميراث فاطمه، فقط به ام كلثوم رسيد:

11. ازدواج عمر با حضرت زينب (س)!!!

12. ام كلثوم در كربلا حضور داشت:

منكرين ازدواج در اهل بيت به اقرار علماي اهل سنت


محور دوم: ام كلثوم دختر ابوبكر، يا ام كلثوم دختر امير مؤمنان عليه السلام؟

1. اعتراف مهم ترين شارح صحيح مسلم: عمر داماد أبو بكر

تحليل روايت جعلي رد خواستگاري عمر از دختر أبو بكر توسط عايشه:

2. يك روايت از دو ام كلثوم:


محور سوم: تعارض هاي موجود در نقل قضيه

1. ام كلثوم پس از عمر با چه كسي ازدواج كرد؟

2. سن ام كلثوم هنگام ازدواج

هنوز به حدي نرسيده بود كه شهوت را برانگيزد:

دختري كوچك و غير بالغ كه با ديگر دختران بازي مي كرد:

ده سال يا بيشتر داشت:

3. مقدار مهريه ام كلثوم:

الف: ده هزار دينار:

ب: چهل هزار دينار:

ج: چهل هزار درهم:

4. آيا عمر از ام كلثوم فرزندي داشته است؟

فرزندي نداشت:

يك فرزند داشت:

دو فرزند داشت:

سه فرزند داشت:

زيد برادر عمر بود يا پسر عمر؟

5 . زيد اصغر بزرگتر از زيد اكبر!!!

6 . عمر، دخترش رقيه را به ازدواج ابراهيم بن نعيم آورد:

7. تاريخ وفات ام كلثوم و زيد:

مرگ در زمان حكومت عبد الملك بن مروان (73 ـ 86هـ):

مرگ در زمان امارت سعيد بن العاص (48 ـ 54هـ):

مرگ، پس از واقعه كربلا:

8. نحوه وفات ام كلثوم و زيد:

مرگ بر اثر مريضي:

مرگ بر اثر اصابت سنگ:

مرگ بر اثر اصابت تير:

مرگ بر اثر خوردن سم:

9. آيا زيد، فرزند داشت؟

فرزندي نداشت:

چندين فرزند داشت:

10. سن زيد هنگام وفات:

خردسال بود:

جوان بود:

بزرگسال بود:

11. چه كسي بر جنازه زيد و ام كلثوم نماز خواند؟

عبد الله بن عمر

سعيد بن العاص:

12. حضور أبو قتاده بدري در صف نماز جماعت:

13. ازدواج عمر با ام كلثوم يا با حضرت زينب (س)

14. چه كسي امام جماعت را مقدم كرد؟

امام حسن عليه السلام:

امام حسين عليه السلام:

مردم امام جماعت را مقدم كردند!


محور چهارم: اهانت به ناموس رسول خدا

عمر ساق ام كلثوم را برهنه كرده به آن نگاه كرد:

عمر ساق ام كلثوم را برهنه، لمس كرد!

آرايش ام كلثوم توسط امير مومنان پيش از ازدواج، و لمس ساق و بوسيدن او توسط عمر!

كشف ساق توسط عمر، مصدر تشريع براي پيروان او:

توجيه اين عمل توسط علماي اهل سنت:

بررسي اين روايات از ديدگاه منصفين:

ديدگاه علماي شيعه نسبت به اين عمل:

ام كلثوم، عمر را «امير المؤمنين» مي خواند!!!

عمر در مقابل اهانت مغيره به ام كلثوم، سكوت كرد:

محور پنجم: بررسي و تحليل بهانه عمر براي ازدواج


محور ششم: مخالفت با سنت رسول خدا

رد خواستگاري أبو بكر و عمر توسط رسول خدا (ص):

احياء سنت جاهلي توسط عمر:

جمع بين دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا حرام است:


محور هفتم: عمر با ام كلثوم «كفو» نبود

غير هاشمي، كفو هاشمي نيست:

عدم كفائت سني عمر با ام كلثوم:

عدم صلاحيت اخلاقي عمر براي ازدواج با ام كلثوم:

عدم كفائت ديني عمر با ام كلثوم:

امير مؤمنان (ع)، خليفه دوم را فاجر، ستمگر، دروغگو، خيانتكار و... مي داند:

شراب خواري خليفه، دليل بر عدم كفائت:

بدعت گذار با دختر عفيفه، كفو نيست:


محور هشتم: ازدواج با تهديد و زورگويي

در حال ضرورت، ازدواج با كافر نيز جايز است:

ازدواج اجباري عمر با عاتكه:

ازدواج هاي اجباري با خاندان اهل بيت عليهم السلام:

ازدواج اجباري حجاج بن يوسف با دختر حضرت زينب (س):

ازدواج اجباري مصعب بن زبير با سكينه بنت الحسين عليهما السلام

روايت جنيه در كتاب هاي سني

محور نهم: بررسي روايات اهل تسنن

زهري، در خدمت گروه جعل حديث بني اميه:

زهري، كثير الإدراج است:

زهري از مدلسين بوده است:

زهري، دشمن امام علي عليه السلام است:

لينك فايل pdf:

http://www.valiasr-aj.com/lib/omekolsom/omekolsom.pdf





Share
201 | محمد | , ایران | 24:57 - 25 بهمن 1389 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
سلام خدمت همه مطالعه كنيد لطفا احتجاج على عليه السلام با ابوبكر. مرحوم طبرسى احتجاج على عليه السلام را با ابوبكر در كتاب احتجاج خودنقل كرده و ذيلا بخلاصه آن اشاره مينمايم. پس از آنكه امر خلافت بابوبكر قرار گرفت و مردم باو بيعت كردند براى اينكه در برابر على عليه السلام بر اين كار خود عذرى بتراشد آنحضرت را در خلوت ملاقات كرد و گفت يا ابالحسن بخدا سوگند مرا در اين امر ميل و رغبتى و حرص و طمعى نبود و نه خود را بدين كار از ديگران ترجيح ميدادم! على عليه السلام فرمود در اينصورت چه چيزى ترا بدين كار وادار كرد؟ ابوبكر گفت حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود امت مرا خداوند بگمراهى جمع نميكند و چون ديدم مردم اجماع نموده‏اند من هم از قول پيغمبر صلى الله عليه و آله پيروى كردم و اگر ميدانستم كسى تخلف ميكند قبول اين امر نميكردم! على عليه السلام فرمود اينكه گفتى پيغمبر فرموده است خداوند امت مرا بگمراهى جمع نكند آيا من نيز از اين امت بودم يا خير؟ (5) عرض كرد بلى. فرمود همچنين گروه ديگرى كه از خلافت تو امتناع داشتند مانند سلمان و عمار و ابوذر و مقداد و سعد بن عباده و جمعى از انصار كه با او بودند آيا از امت بودند يا نه؟عرض كرد بلى همه آنها از امتند. على عليه السلام فرمود پس چگونه حديث پيغمبر را دليل خلافت خود ميدانى در حاليكه اينها با خلافت تو مخالف بودند؟ ابوبكر گفت من از مخالفت آنها خبر نداشتم مگر پس از خاتمه كار و ترسيدم كه اگر خود را كنار بكشم مردم از دين برگردند! على عليه السلام فرمود بمن بگو ببينم كسى كه متصدى چنين امرى ميشود چه‏خصوصياتى بايد داشته باشد؟ ابوبكر گفت:خير خواهى و وفا و عدم چاپلوسى و نيك سيرتى و آشكار كردن عدالت و علم بكتاب و سنت و داشتن زهد در دنيا و بيرغبتى نسبت بآن و ستاندن حق مظلوم از ظالم و سبقت (در اسلام) و قرابت (با پيغمبر صلى الله عليه و آله) . على عليه السلام فرمود ترا بخدا اى ابوبكر اين صفاتى را كه گفتى آيا در وجود خود مى‏بينى يا در وجود من؟ ابوبكر گفت بلكه در وجود تو يا ابا الحسن! على عليه السلام فرمود آيا دعوت رسول خدا را من اول اجابت كردم يا تو؟عرض كرد بلكه شما . حضرت فرمود آيا سوره برائت را من بمشركين ابلاغ كردم يا تو؟عرض كرد البته شما. فرمود آيا در موقع هجرت رسول خدا من جان خود را سپر آنحضرت كردم يا تو؟عرض كرد البته شما. على عليه السلام فرمود آيا در غدير خم بنا بحديث پيغمبر صلى الله عليه و آله من مولاى تو و كليه مسلمين شدم يا تو؟عرض كرد بلكه شما. فرمود آيا در آيه زكوة (انما وليكم الله...) ولايتى كه با ولايت خدا و رسولش آمده براى من است يا براى تو؟عرض كرد البته براى تو. فرمود آيا حديث منزلت از پيغمبر و مثلى كه از هارون بموسى زده شده است درباره من بوده يا درباره تو؟ابوبكر گفت بلكه درباره تو. على عليه السلام فرمود آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز مباهله مرا با اهل و فرزندم براى مباهله مشركين (نصارا) برد يا ترا با اهل و فرزندانت؟عرض كرد بلكه شما را . فرمود آيا آيه تطهير در مورد من و اهل بيتم نازل شده يا درباره تو و اهل بيت تو. ابوبكر گفت البته براى تو و اهل بيت تو.فرمود آيا در روز كساء من و اهل و فرزندم مورد دعاى رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم يا تو؟عرض كرد بلكه تو و اهل و فرزندت. فرمود آيا (در سوره هل اتى) صاحب آيه:يوفون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيرا منم يا تو؟ابوبكر گفت البته تو. على عليه السلام فرمود آيا توئى آنكسى كه در روز احد او را از آسمان جوانمرد خواندند يا من؟عرض كرد بلكه تو. فرمود آيا توئى آنكه در روز خيبر رسول خدا پرچمش را بدست او داد و خداوند بوسيله او (قلعه‏هاى خيبر را) گشود يا من؟عرض كرد البته تو. فرمود آيا تو بودى كه از رسول خدا و مسلمين با كشتن عمرو بن عبدود غم را زدودى يا من؟عرض كرد بلكه تو. فرمود آيا آنكسى كه رسول خدا او را براى تزويج دخترش فاطمه برگزيد و فرمود خدا او را در آسمان براى تو تزويج كرده است منم يا تو؟ابوبكر گفت بلكه تو. على عليه السلام آيا منم پدر حسن و حسين دو نواده و ريحانه پيغمبر آنجا كه فرمود آندو سيد جوانان اهل بهشتند و پدرشان بهتر از آنها است يا تو؟عرض كرد بلكه تو. فرمود آيا برادر تست كه در بهشت بوسيله دو بال با فرشتگان پرواز ميكند (جعفر طيار) يا برادر من؟عرض كرد برادر تو. فرمود آيا منم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بعلم قضا و فصل الخطاب دلالت نمود و فرمود على اقضاكم يا تو؟ابوبكر گفت بلكه تو. على عليه السلام فرمود آيا منم آنكسى كه رسول خدا باصحابش دستور فرمود بعنوان امارت مومنين باو سلام دهند يا تو؟ابوبكر گفت البته تو. فرمود آيا از نظر قرابت برسول خدا صلى الله عليه و آله من سبقت دارم يا تو؟عرض كرد البته تو. على عليه السلام فرمود آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله براى شكستن بتهاى‏طاق كعبه ترا روى دوش خود قرار داد يا مرا؟عرض كرد بلكه ترا. فرمود آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره تو فرمود كه تو در دنيا و آخرت صاحب لواى من هستى يا درباره من؟عرض كرد بلكه درباره تو. فرمود آيا پيغمبر موقع مسدود كردن در خانه جميع اهل بيت خود و اصحابش بمسجد در خانه ترا باز گذاشت يا در خانه مرا؟ابوبكر گفت بلكه در خانه ترا. على عليه السلام پيوسته از مناقب و فضائل خود كه خدا و رسولش آنها را مختص آنحضرت قرار داده بودند سخن ميگفت و ابوبكر تصديق ميكرد،آنگاه فرمود پس چه چيز ترا فريب داده كه اين مقام را تصاحب نموده‏اى؟ابوبكر گريه كرد و گفت يا ابا الحسن راست فرمودى امروز را بمن مهلت بده تا در اين‏باره بينديشم،آنگاه از نزد آنحضرت بيرون آمد و با كسى صحبت نكرد شب كه فرا رسيد خوابيد و رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديد و چون بدانجناب سلام كرد پيغمبر روى خود را از او برگردانيد ابوبكر عرض كرد يا رسول الله آيا دستورى فرموده‏اى كه من بجا نياورده‏ام؟فرمود با كسى كه خدا و رسولش او را دوست دارند دشمنى كرده‏اى حق را باهلش بازگردان،ابوبكر پرسيد كيست اهل آن؟فرمود آنكه ترا عتاب كرد على عليه السلام ابوبكر گفت باو باز گردانيدم يا رسول الله و ديگر آنحضرت را نديد. صبح زود خدمت على عليه السلام آمد و عرض كرد يا ابا الحسن دست را باز كن تا با تو بيعت كنم و آنچه در خواب ديده بود بدانحضرت نقل نمود،على عليه السلام دست خود را گشود و ابوبكر دست خود را بآن كشيد و بيعت نمود و گفت ميروم مسجد و مردم را از آنچه در خواب ديده‏ام و از سخنانى كه بين من و تو گذشته آگاه ميگردانم و خود را از اين مقام كنار كشيده و آنرا بتو تسليم ميكنم! على عليه السلام فرمود بلى (بسيار خوب) . چون ابوبكر از نزد آنحضرت بيرون آمد در حاليكه رنگش ديگرگون شده و خود را سرزنش ميكرد با عمر كه دنبال وى در كوچه ميگشت مصادف شد،عمر پرسيد چه شده است اى خليفه پيغمبر؟ابوبكر ماجرا را تعريف كرد،عمر گفت ترا بخدا اى خليفه رسول الله گول سحر بنى‏هاشم را نخورى و بآنها وثوق نداشته باشى اين اولى سحر آنها نيست (از اين كارها زياد ميكنند) و عمر آنقدر از اين حرفها زد كه ابوبكر را از تصميمى كه گرفته بود منصرف نمود و مجددا او را بامر خلافت راغب گردانيد (6) . محمد عمر(التحقيق) ترا به خدا جان مادرت! لطفا! خواهشا! التماس ميكنم !!!!!!! 4 خط از فضائل و كرامات مولايت عمر را برايمان بنويس.بنويس بدونم فكر كن من هيچي نميدونم. پي‏نوشتها (1) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 1 ص 153 نامه معاويه بامير المؤمنين عليه السلام مراجعه شود. (2) بعضى نوشته‏اند كه عمر دستور داد براى آتش زدن درب خانه هيزم بياورند و ساكنين خانه را تهديد نمود كه اگر بيرون نباييد خانه را آتش ميزنم فاطمه عليها السلام بر در خانه آمد و فرمود اى پسر خطاب آمده‏اى كه خانه ما را بسوزانى؟گفت بلى تا بيرون آيند و با خليفه پيغمبر بيعت كنند(عقد الفريد جزء سيم ص 63) حافظ ابراهيم مصرى در اينمورد در مدح و تمجيد عمر گويد: و كلمة لعلى قالها عمر اكرم بسامعها اعظم بملقيها حرقت بيتك لا ابقى عليك بها ان لم تبايع و بنت المصطفى فيها ما كان غير ابى حفص بقائلها يوما لفارس عدنان و حاميها (خلاصه مضمون اين اشعار چنين است يعنى غير از عمر كسى نميتوانست بعلى كه يكه سوار قبيله عدنان بود و بحمايت كنندگان او بگويد اگر بيعت نكنى خانه‏ات را آتش ميزنم با اينكه دختر پيغمبر در آن خانه است) 0نقل از شبهاى پيشاور.) برخى هم گويند بدستور خالد درب منزل را كندند و يك عده هم از پشت بام داخل منزل شدند .آنچه محرز و مسلم است اينست كه على عليه السلام را بعنف و اجبار براى بيعت با ابوبكر برده‏اند. (3) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 1 ص 134 (4) بايد بدين مطلب توجه داشت كه احتجاج حضرت امير عليه السلام با ابوبكر بمنطق جدل بوده يعنى روى اصل مسلماتى كه مورد قبول طرف مخالف بوده و در عين حال موجب محكوميت او ميگردد و الا شورا و اجماع بفرض محال و لو اجماع حقيقى باشد صلاحيت اين كار را ندارد و جانشين پيغمبر را خداوند تعيين ميكند همچنانكه خود پيغمبر را خدا مبعوث ميكند. (5) الاحتجاج جلد 1 ص 157ـ .184
202 | محب الزهرا | , ایران | 10:39 - 21 فروردين 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
نظر ديگري هم که ممکن است تقويت نمايد اين ديدگاه که ام کلثوم همان حضرت ز ينب سلام الله عليها باشد اين که ما در مقاتل و روايات در کربلا وجر يانات اتفاق افتاده در کربلا همزمان جمع بين اين دو راندار يم مثلا در قضيه خدا حافظي امام حسين ع از اهل بيت ع که نام حضرت ز ينب اورده شده و يا هنگام شهادت امام ع که حضرت در بالاي بلندي ايستاده ونظاره گر بوده و يا خدا حافظي اسرا وعبور انها از محل کشتگان کربلا و خطبه در کوفه وشام و سرپرستي اسرا و عذر خواهي حر بن يز يد ر ياحي از امام ع و مخصوصا حضرت زينب س و ورود اسرا به شام و سپس مدينه و گفته هاي امام جهت تسلاي خاطر و سفارش به صبر و سفارش به کودکان و بسياري از موارد ديگر 0000 ايا ميشود حضرت امام حسين ع فقط به حضرت ز ينب س سفارش نمايد و از خواهر ديگر صحبتي ننمايد وسفارشي نکند و يا ام کلثومي باشد و هيچ اقدامي انجام ندهد و نامي از ايشان در کربلا نباشد و فقط نظاره گر باشد و از انهمه تو صيفي که براي حضرت ز ينب س در کربلا امده براي خواهر ديگر نباشد اينها همه شايد دليلي مضاعف بر اين باشد که ام کلثوم همان حضرت ز ينب سلام عليها باشد
203 | مهدي محمديان | | 11:28 - 02 ارديبهشت 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
واي چقدر دروغ از كجا اوردي هاهاهاها
204 | محمد جواد | , ایران | 09:17 - 02 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام
سن حضرت زهرا هنگام شهادت 19 سال بود و در 9 سالگي ازدواج کرد و حضرت امام حسن و امام حسين و زينب کبري و ام کلثوم
به نظر شما حضرت زهرا در طي 10 سال چند بچه به دنيا آوردند
خودتون يه محاسبه اي انجام بديد
در خوشبينانه ترين حالت ام کلثوم 6 ساله بودند
فکر کنم همين کفايت کنه
205 | Bargche | , ایران | 17:06 - 02 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
طبق قاعده ي نرود ميخ آهني در سنگ
مطمئن باشيد بازم حرفشونو تکرار ميکنن که عمر داماد علي بود
206 | امين آغا | | 24:27 - 04 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
من كه عمرا به چنين آدمايي زن بدم حالا طبق كدوم قاعده علي مرتضي معصوم وعاقل وكامل و داهرالعدو و اسدالله و باب شهر علم نبي زن داده ما كه نميدونيم
اگه كسي ابن تيمه رو ديد ازش بپرسه و ما را باخبر كنه
207 | محمد رضا | , ایران | 24:01 - 05 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
من نيز مانند دوست عزيزي كه به شيعه بودن آقاي التحقق قبل سني شدنشان اشاره كرده بودند شك داشتند مشكوكم زيرا ايشان اگر اهل تحقيق هستند لازم نبود بيوگرافي زندكي خود را تعريف كنند ونتيحه كار خودشان را به عنوان سند حقانيت مطرح كنند واين خود نشان از عدم صداقت راستين در ايشان است بلكه مي بايست در ادامه به اصطلاح تحقيشان به صورت سوال وجواب وارد بحث مي شدند وجواب منطقي مي دادند وبالطبع جواب منظقي مي گرفتند اينجانب مانند دوستان ديگر در سايت اينترنتي مسلمانان با خيلي از سنيهايي كه ايشان دم از روراستي انها ميزند صحبت كرده ام ولي هرگز جوابهاي متقني از انها نشنيده ام وبيشتر قبول كردن همه جيز پس از پيامبر ص به روال صد در صد عادلانه طي شده وتمامي صحابه هيچ گونه هواي نفسي نداشته اند وحتي گروهي از آنها از حسين و يزيد در آن واحد دفاع مي كنند من فكر مي كنم جناب التحقيق آدمي احساسي هستيد زيرا اگر دنبال حقيقت باشيد بايد بدانيد اينكه تمامي صحابه را به طور تضميني وارد بهشت كردن كار عقلايي نيست واگر اينگونه فكر كنيد يا به همان احساستتان بر ميگردد يا اينكه جدا كردن حق وباطل براي شما در بعد از وفات پيامبر كمي سنگين مي نماييد وبراي اينكه بدانيد مسائل به آن راحتي كه شما مي پنداريد نبوده بگوييد چرا فاطمه زهرا س كه خود از تمامي صحابه نزد رسول گراميتر بوده اند با ابوبكر بيعت نكردند ويا جرا حضرت علي ع اگر به حالت خوشبينانه فكر كنيم نه براي مصلحت اسلام بعد از پيامبر ص پس از شش ماه اين بيعت را انجام دهند
208 | روح الله دبستاني | , ایران | 23:32 - 06 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام.از دقت شما بر اين مسايل ممنون.
اگر زحمتتون نيست کتابهاي از علماي برجسته در مسير ولايت رو با مشخصات کامل بام بفرستيد.ممنونم
209 | سيداسماعيل حسيني ليلابي | , ایران | 14:40 - 07 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام و تشكر از استاد علامه قزويني بنده مدرس معارف اسلامي دانشگاه از پاسخ حضرت عالي با ادبيات شجاعانه حضرتعالي استفاده كردم و در وبلاگ خود(lilabi.com) لينك پاسخ شما را قرار دادم اجرتان با فاطمه زهرا سلام الله عليها
210 | 29جمادي الثانيه شهادت حضرت ام كلثوم تسليت | , ایران | 19:05 - 14 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اگر شما صورت مساله را پاك كنيد و وجود حضرت ام كلثوم را منكرشويد دشمن عقب نشيني نكرده و اين مساله را به حضرت زينب نسبت مي دهد: ذكر الشيخ المختار الكنتي في الاجوبة المهمة نقلا عن الحافظ الدميري اعظم صداق بلغنا خبره صداق عمر لما تزوج زينب بنت علي فانه أصدقها اربعين الف دينار فقيل له في ذلك فقال والله ما في رغبة إلى النساء ولاكني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول كل سبب ونسب ينقطع يوم القيامة الا سببي ونسبي فأردت تاكيد النسب بيني وبينه صلى الله عليه وسلم فأردت أن أتزوج ابنته كما تزوج ابنتي وأعطيت هذا المال العريض اكراما لمصاهرتي اياه صلى الله عليه وسلم. منها هذا مع كون عمر نهى عن المغالات في المهر پس چرا وقتي مي توانيم به اين دقيقي ازدواج را رد كنيم بقول معروف بجاي كلاه سررا مي آوريم ويكي از بنات الزهرارا كه هرسال 29جمادي الثانيه روز شهادت ايشان در شهرها مجلس گرفته مي شودرابااين حرفها تضعيف كنيم؟؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

پاسخ اين ادعا واضح است:

1- اين ادعا خلاف کلمات صريح علماي اهل سنت و روايات آنها در ازدواج با ام کلثوم (دختري به غير از حضرت زينب سلام الله عليها) است .

2- به اقرار علماي اهل سنت ، حضرت زينب سلام الله عليها ، از ابتدا به عقد جناب عبد الله بن جعفر در آمده است ، و اين مطلب در زمان حيات خليفه دوم صورت گرفته است ؛ بنا بر اين نمي توانند ادعا کنند که حضرت زينب دو شوهر داشته است !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

211 | 29جمادي الثانيه شهادت حضرت ام كلثوم تسليت | , ایران | 19:21 - 14 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليكم با تشكر از مطالب عالي و كامل شما كه الحق بسيار استفاده كردم. اما تنها تذكري داشتم خدمت شما : با توجه به اين همه دلايل زيادي كه شما در مورد رد ازدواج به اين شيوايي آورده ايد ديگر جاي آن نيست كه وجود اين حضرت را جزو دختران حضرت زهرا منكر شويد يعني احتياجي به استناد كردن به اين دليل نيست . و با توجه به اينكه اين بانو بزرگوار در كربلا همراه حضرت عقيله بني هاشم حضرت زينب عليها السلام بوده است و با ايراد كردن خطبه هاي خود اولاد حضرت زهرا بودنش را ثابت ميكند بهتر اين است كه از اين مسئله بگذريم و مطرح ننماييم. و همچنين است كه چون اين شبهه مطرح شود اهل سنت بر ما دليل مي آورند كه در صد ها منبع از شيعه و سني به صراحت آمده است كه حضرت زهرا’ سلام الله عليها دو دختر به نام هاي : زينب و ام كلثوم عليهما سلام الله داشته است . و به عنوان مثال اين منابع را ذكر مي كنند : انساب الاشراف بلاذري , البدء و التاريخ مقدسي , تاريخ الآئمه ي ابن ابي الثلج , عقذ الفريد ابن عبد ربه , الموطاء مالك , سنن بيهقي , سير اعلام النبلاء ذهبي , الذريه الطاهره ي دولابي , دلائل الامامه ي طبري , مناقب آل ابي طالب ابن شهر آشوب , كفايه الطالب گنجي شافعي , معارف ابن قطيبيه . اين دوازده منبع به عنوان مثال از بيش از يك صد منبعي است كه از قرنهاي دوم و سوم تا به امروز در دسترس مي باشد كه تقديم شد . و از آن بابي كه بسياري از علماي قديم به اين مسئله (انكار وجود دومين دختر از حضرت زهرا) اشاره اي نمي كنند و بلكه قائل به وجود چنين دختري هستند و بر اين تصريح دارند كه حضرت زهرا دو دختر داشته اند يكي زينب كبري و ديگري زينب صغري المكناه به ام كلثوم كه اين مطلب را : مرحوم شيخ مفيد در كتاب شريف الارشاد و مرحوم طبرسي در اعلام الوري و مرحوم اربلي در كشف الغمه و ابن بطريق در العمده و سيد ابن طاووس در العدد القويه و ابن حبان در الثقات و علامه بزرگوار مجلسي در كتاب نفيس بحار الانوار آورده اند بهتر اين است كه اين مطلب را ديگر مطرح ننماييد. اما مطلبه ديگري هم در كتب ديده مي شود پيرامون اينكه عده اي از علما قائلند كه حضرت صديقه ي طاهره 3 دختر داشته اند و به عنوان نمونه : طبري در ذخائر العقبي , مناوي در اتحاف السائل , رفاعي در نور الانوار , شيرواني در مناقب اهل البيت , قندوزي در ينابع الموده , بحراني در عوالم العلوم , صنعاني در سبل السلام , دولابي در الذريه الطاهره , كردي در رفع الخفاء , بدخشاني در نزل الابرار , اتحاف اهل الاسلام و ... ذكر كرده اند. و شايد خبر دار باشيد كه در چندين سال اخير ارادتمندان به خاندان اهل بيت براي تعظيم شعائر الهي و ولايي در 29 جمادي الثانيه سالروز وفات جانگداز اين بانوي بزرگوار اقامه ي عزاداري و سوگواري مي كنند. بايد جمع تاريخ وجمع روايات در نظر گرفته شود كه مبادا كاسه داغتراز آش شويم وبه يكي از بنات الزهرا اهانت كنيم چون اين عقب نشيني باعث مي شود اين طوربگويند:ذكر الشيخ المختار الكنتي في الاجوبة المهمة نقلا عن الحافظ الدميري اعظم صداق بلغنا خبره صداق عمر لما تزوج زينب بنت علي فانه أصدقها اربعين الف دينار فقيل له في ذلك فقال والله ما في رغبة إلى النساء ولاكني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول كل سبب ونسب ينقطع يوم القيامة الا سببي ونسبي فأردت تاكيد النسب بيني وبينه صلى الله عليه وسلم فأردت أن أتزوج ابنته كما تزوج ابنتي وأعطيت هذا المال العريض اكراما لمصاهرتي اياه صلى الله عليه وسلم. منها هذا مع كون عمر نهى عن المغالات في المهر. مختار كنتى به نقل از دميرى مى‌نويسد: بزرگترين مهريه‌اى كه تاكنون شنيده‌ايم،‌ مهريه‌اى بود كه عمر براى ازدواج با زينب دختر علي قرار داد،‌ مبلغ اين مهريه عبارت بود از چهل هزار دينار . وهنگامى كه از اين مهريه سنگين از وى سؤال شد گفت: من ميلى به زنان ندارم؛‌ ولى از رسول خدا شنيدم كه فرمود: تمام نسب‌ها و سبب‌ها در قيامت قطع مى‌شود؛ مگر سبب و نسبت داشتن با من؛ بنابراين دوست داشتم تا نسبت بين من و رسول خدا محكم و استوار بماند و لذا با دختر وى همانگونه كه با دختر من ازدواج كرد،‌ ازدواج نمودم و اين مهريه سنگين را هم به جهت دامادى رسول خدا به عهده گرفتم. الكتاني، الشيخ عبد الحي (متوفاي1382هـ)، نظام الحكومة النبوية المسمى التراتيب الإدراية، ج 2، ص 405، ناشر: دار الكتاب العربي – بيروت

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

در همين مقاله ، مشخص شده است که جناب ام کلثومي که در کوفه و شام خطبه هاي بليغ خوانده است ، همان حضرت زينب سلام الله عليها است . بنا بر اين نه کسي منکر ام کلثوم از حضرت زهرا شده است و نه منکر خطبه ها .

ام کلثوم ديگري نيز در کربلا حاضر بوده است که همسر حضرت مسلم عليه السلام بوده است و مادر او همسري غير از فاطمه زهرا سلام الله عليها است .

و حتي به اقرار اهل سنتي که شما به آنها تمسک کرده ايد ، ام کلثوم همسر عمر در زمان حيات امام حسين عليه السلام از دنيا رفته است .

بهتر است براي جمع بين روايات طريقي معقول پيدا کنيد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

212 | علي | , ایران | 08:49 - 17 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
گيريم که عمر داماد علي ع باشد مگر فرعون شوهر آسيه نبود يکي از همکاران عرب زبان خوزستناني مي گفت عمر داشت براي حمله به ايران عازم مي شد علي ع برايش دعا کردند و حتي گفتند که اگر شما بميريد امت بي پدر مي شود و خيلي هاي ديگر را تحت تاثير قرار دادند که شيعه دين ايراني هاست به خاطر اينکه کينه عمر دارند ولي من معتقدم عثمان و عمر و ابوبکر در خلافت معاويه نقش اساسي داشتند پس در جنايتش شريک هستند و هم پيمان شکن حتي اگر اينها در يک دمکراسي با راي اکثريت به خلافت رسيده باشند باز هم اينها به علت اينکه مسبب جنايات زيادي شدند محکومند يک نفر شيعه راننده تاکسي در تهران مي گفت من زيارت عاشورا را قبول ندارم چونکه در ان به سه نفر لعن و نفرين شده گفتم اين شبهات را گوش نکن اينها گنه کارند مخصوصا اين شبهه دامادي دل خيلي ها را سست مي کند خودم تا چند روز درگير بودم و در شک عميقي بودم
213 | عباس | , ایران | 20:39 - 20 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام به نظر من شما فقط منابع اهل سنت را ذكر كرديد و در رد قضيه از منابع شيعه و احاديث معصومين(س) استفاده نكرديد ضمناَ من سه سوال دارم يكي اينكه آيا درست است كه نقل شده حضرت علي (ع) داماد عمر بوده و از آن همسر فرزندي به نام عمر داشته؟ دوم اينكه آيا درست است كه درهيچ يك از منابع شيعه وجود يا حضور سكينه(س) دختر امام حسين(ع) در حادثه كربلا ذكر يا اثبات نشده؟ سوم اينكه آيا قبر واقعي حضرت زينب(س) در مصر است يا همين مزار در سوريه درست است؟ با تشكر

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- منابع شيعه در بخش آخر اين مقاله آمده است .

2- در مورد ادعاي حضرت علي عليه السلام با خواهر خليفه دوم نيز مدرک معتبري وجود ندارد .

3- در آدرس ذيل راجع به حضور آن حضرت در بين اسرا سخن گفته شده است :

روضة الواعظين - الفتال النيسابوري - ص 191

4- در مورد قبر حضرت زينب در مصر مدرک معتبري وجود ندارد . آنچه در سوريه است طبق نظر برخي از مورخين قرن 6 و 7 تاييد شده است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

214 | مهدي اميري | , ایران | 09:24 - 22 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
ممنون از زحمات شما اما كاش كتاب آيت الله ميلاني كه به همين نام است را مطالعه فرماييد
زيرا براي حل مسئله نياز به پاك كردن صورت مسئله نيست

التماس دعا
215 | امين ريگي | , ایران | 17:40 - 31 خرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اهل خانه از درون خانه بهتر مطلع اند شما از حسن كجا پرسيدين كه گفت ما خواهري نداريم به اسم ام كلثوم والله ما هر كجا از شون پرسيديم اونها گفتن كه ما خواهري داشتيم به اسم ام كلثوم كه فرزند دوم بابا ومامانمان فاطمه بود كه اونو به حضرت عمر داديم وزن حضرت عمر شد ومامانمان هم شد مادر زن حضرت عمر معاويه ابن عمار روايت ميكند از ابي عبدالله پرسيدم زني كه شوهرش فوت كند بايد كجا عده بگذارند گفت هر كجا كه دلش خواست پرسيدم چطور گفت همانطور كه وقتي حضرت عمر شهيد شد بابام رفت ودست خواهرم ام كلثوم زن حضرت عمر را از خانه ايشان گرفت وبه خانه خودمان اورد. كافي ج3 ص 121 و122___همچنين عين اين گفته در وصايل الشيعه ....استبصار وفروع كافي ديده ميشه ميشه از شما بپرسم اگه ام كلثوم زن عمر نبود توي خانه حضرت عمر چه كار مي كرده اين تهمت نميشه به دختر امام علي خواهر حسين بن علي...... از اين سخن من اين نتيجه را ميگيرم كه يا ابي عبدالله دروغ گفته نعوذ بالله يا امام حسن كه گفته ما خواهري نداشتيم كه زن عمر باشه دروغ گفته بازهم نعوذ بالله چون اين دو از اصحاب بزرگوار پيامبر بودند وبه عقيده شما معصوم بودن!!!!!!!!!!!!! يا اينكه علامه كليني و شيخ حر عاملي وشيخ طوسي و احمدبن يعقوبي و.... دروغ گفتند نتيجه به عهده شما دوست عزيزم منصفانه قضاوت كنيد..

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
1- درست است ، اهل خانه از درون بهتر مطلعند ، اما چرا در باب سنت رسول خدا (ص) به سراغ آنها نرفتيد ؟ و حال كه كار به ازدواج ام كلثوم رسيده است مي‌گوييد كجا از اهل بيت سوال كرديد ؟!
2- در همين مقاله كلام اهل بيت در مورد اين ازدواج آمده است :
ا. ازدواج عمر با ام كلثوم (كه مشخص نشده است مقصود كدام ام كلثوم است ، دختر ابوبكر يا دختر حضرت علي) به زور صورت گرفته است (امام صادق)
ب. (جماعتي از اهل بيت به اقرار ابن حجر) عمر با ام كلثوم دختر حضرت علي ازدواج نكرده است!
3- حال از شما مي‌پرسيم كه شما كي از امام حسن عليه السلام پرسيديد كه آيا عمر با خواهر شما ازدواج كرده است ؟!
4- سند رواياتي كه شما مطرح كرده‌ايد در همين مقاله مورد بررسي قرار گرفته و تضعيف شده است ! لذا بهتر است به ادله تكراري نپردازيد !
5- گفته‌ايد «از اين سخن من اين نتيجه را ميگيرم كه يا ابي عبدالله دروغ گفته نعوذ بالله يا امام حسن كه گفته ما خواهري نداشتيم كه زن عمر باشه دروغ گفته بازهم نعوذ بالله چون اين دو از اصحاب بزرگوار پيامبر بودند وبه عقيده شما معصوم بودن!!!!!!!!!!!!! يا اينكه علامه كليني و شيخ حر عاملي وشيخ طوسي و احمدبن يعقوبي و.... دروغ گفتند نتيجه به عهده شما دوست عزيزم منصفانه قضاوت كنيد.»
اين سخن مثل آن است كه وقتي يك روايت در كتب اهل سنت ضعيف بود ، بگوييم پس يا رسول خدا (ص) دروغ گفته است ، يا احمد بن حنبل (شما كه تمامي روايات مسند احمد را صحيح نمي‌دانيد !)
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

216 | مسلمان | , امارات متحده عربی | 17:47 - 13 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اقا شما بغير از دورغ و افترا جيز ديكري بلد نيستيد در مورد ستودن صحابه نيازي به نهج البلاغه ندارند جون الله انها را در قران ستوده توبه ايه 20تا22 و100 الفتح ايه 29 و 18 الانفال 74 و 74 الحشر 8 تا 9 ال عمران 71 تا 74 و 110 و 195 برويد بيشتر مطالعه كنيد بيشتر قران را بخوانيد نه مصحف فاطمه يا مصحف علي كه توهين به بيامبر و كتاب الله است در مورد اسمهاي فرزندان حضرت علي (رض)؟جرا علي (رض) اسمهاي ابولهب يا ابوجهل يا ابولولو يا ديكر مشركان را بر فرزندانش نكذاشت و جرا شما اسم فرزندانتان را به اين اسمها نام كذاري نميكنيد برويد كتابهاي خودتان را مطالعه كنيد از خدا بترسيد و بيشتر مطالبتان بيدليل و مدرك بود حتي يك بيسواد هم به دروغ بودن اين مطالب هم بي ميبرد در مورد ازدواج ام كلثوم با حضرت عمر ما حالا نفهميد دختر يهودي بوده يا يا دختر حضرت علي كه بعد حضرت علي او را به خانه بازكرداند يعني حضرت علي فاتح خيبر كسي كه دروازه خيبر را با يك انكشت بالاي سرش برد از عمر ميترسيد شما غيرت شير خدا را هم زير سوال برديد شما منكر اين هستيد كه صحابه با اهل بيت صميمانه بودند شما قران را قبول نداريد ايا با اين افتراها ميتوانيد جلو نور خدا را بكيريد من فقط با شما فقط با قران مناظره مكينم جون شما هنوز احاديث ضعيف و صحيح كتوبتان را از هم جدا نكرديد و شما تمام احاديث ما را يا احاديث ضعيف را مطرح ميكنيد يا احاديث صحيح را قيجي ميكنيد ولي در برابر قران شما تسليميد الله شما را هدايت كند در غير اين صورت الله شما به انجه سزاوار هستيد سزار دهد

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
1- شما نيز بهتر است به جاي خواندن صحيح بخاري و ... كمي قرآن بخوانيد كه در مورد گروهي از صحابه مي‌گويد : همينها بودند كه همسر پيامبررا به فحشا متهم كردند ،همينها بودند كه خبر دروغ براي رسول خدا آوردند ، همينها بودند كه صداي خود را بر رسول خدا (ص) بلند كردند ،همينها بودند كه نماز جمعه حضرت را ترك كردند و به دنبال دنيا رفتند ، همينها بودند كه در جنگ فرار كردند و...
2- در مورد نامگذاري به صورت مفصل در آدرس ذيل سخن گفته شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=437
3- در مورد ازدواج ام كلثوم نيز به صورت مفصل پاسخ داده شده است:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

217 | محمد | , ایران | 09:51 - 30 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
شما با اين صخنانتون داريد امام علي رو به ذلت ميكشيد شرم بكنيد امام علي قويترين مرد زمان هست چطور شما ميگويدكه اين ازدواج با زورگويى و تهديد عمر بن خطاب بوده است. چرا تفرقه در دين ميزاريد چرا شما مرد را از راه دين به فساد ميكشيد ( صيقه يا زواج متعه) چرا از راه دين امول مردم را صرقت ميكنيد ( خمس و زكات ) چرا به دروغ وارد اسلام ميشويد كافرتر از شما كسي نيست شما به خودتون هم رحم نمي كنيد

پاسخ:

!!!

218 | سيد محمد حسيني | , ایران | 11:55 - 30 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جواب نظر
جناب---------------------------------------------------محمد------------------------------------------------
اول موضوع را ثابت کن سپس بگو((چرا))
گفته ايد(1.چرا تفرقه در دين ميزاريد چرا شما مرد را از راه دين به فساد ميكشيد)
(2.را از راه دين امول مردم را صرقت ميكنيد )
(3.به دروغ وارد اسلام ميشويد كافرتر از شما كسي نيست شما به خودتون هم رحم نمي كنيد)
براي هر سه مورد دليل قانع کننده بياوريد و يا اينکه با سکوت خود بپذيريد تهمت زده ايد.
يا حق
219 | مجيد م علي | , آمریکا | 13:39 - 30 تير 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب مهمد اين نظر شما باعث شگفتي من شد برادر عزيز سخنان و نه صخنان , صيغه و نه صيقه سرقت و نه صرقت . كم كم داري خوب ميشي ولي به مطالعات خودت ادامه بده بعد اخوي ما كه از خلفاي سه گانه پيروي نمي كنيم كه به دروغ وارد اسلام بشويم .
ان كساني كه بدروغ مسلمان ميشند بهشون ميگويند منافق نه كافر مثل اين وهابيون .

لبيك يا علي
220 | بهرام عمري خراساني | , انگلستان | 17:21 - 01 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اين ازدواج از کتب هاي معتبر شيعه ثابت است و شما هر چه کوشش کنيد نميتوانيد که اين حقيقت بزرگ را پنهان کنيد. واقعاُ حقيقت تلخي است براي دشمنان صحابه و اهل بيت. امير المومنين عمر بن خطاب (رضي الله عنه) آن شخصيت بزرگ تاريخ است که شما نميتوانيد با اين دروغ ها و تهمت ها به شخصيت او کدام نقص برسانيد.

پاسخ:

!!!

221 | مجيد م علي | , ایران | 21:17 - 01 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام جناب بهرام عمري . اخه بر فرض محال اين ازدواج هم سر گرفته باشد كه ميدايم نگرفته چه فرقي بحال عمر ميكنه ؟؟؟ بگذار برات بگم چه فرقي ميكنه همان فرقي كه ازدواج فرعون با حضرت اسيه براي فرعون كرد دقيقاً ... الحمد الله احتياج به اثبات هم نيست . اين را هم تاكيد كنم كه حقيقت هميشه براي دشمنان صحابه مومن و اهل البيت تلخ بوده . ميگي نه بفرما . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ﴿۱﴾ المعارج پرسنده‏اى از عذاب واقع‏شونده‏اى پرسيد لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ ﴿۲﴾ المعارج كه اختصاص به كافران دارد [و] آن را بازدارنده‏اى نيست . بهتر تفسري از علماي سني انرا ببيني از سفيان بن عيينه در باره شأن نزول آيه شريفه: «سأل سائل» سؤال نمودند؟ او گفت: از مسأله‌‌اي سؤال كرديد كه تاكنون كسي از من سؤال نكرده است. پدرم از حضرت جعفر بن محمد از پدران بزرگوارشان نقل نمود: هنگامي‌كه رسول خدا به سرزمين غدير خم رسيد، مردم را ندا داد و چون مردم اجتماع نمودند، دست علي بن أبي طالب را گرفت و فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه»، اين سخن ميان مردم و شهر‌هاي مختلف اشتهار پيدا كرد، تا اين كه اين خبر به حارث بن نعمان فهري رسيد، از اين‌رو سوار بر ناقه‌اي خود را به أبطح و نزد رسول خدا صلّي الله عليه وآله رساند، از مركب خود پياده شد و پاي شتر خود ببست و در حالي كه حضرت ميان جمعي از صحابه حضور داشتند جلو آمد و گفت: يا محمد! ما را امر نمودي تا شهادت به وحدانيت خداوند و رسالت تو دهيم و در پنج موعد به نماز بايستيم و زكات بپردازيم ماه رمضان را روزه بگيريم، و حج انجام دهيم اين همه را پذيرفته و انجام داديم. اما انگار به اين مقدار رضايت نداده و بعد از آن دست پسر عموي خود گرفتي و بر ما فضيلت بخشيدي و گفتي: «من كنت مولاه فعلي مولاه!!» آيا اين كه نيز از جانب خداست و يا از جانب خود چنين امري مي‌نمايي؟ رسول خدا صلّي الله عليه وآله فرمود: به خداي يكتا قسم كه تمام اين‌ها از جانب خداوند است. حارث بن نعمان وقتي اين سخن را شنيد رو بر‌گردانيد و در حالي كه محل را ترك مي‌كرد گفت: خدايا اگر آن‌چه كه محمد مي‌گويد حقيقت دارد باران سنگ و يا عذاب سختي از آسمان فرو فرست. با گفتن اين سخن او كه هنوز به مركب خود نرسيده بود سنگي از آسمان فرود آمد و بر فرق سر او اصابت نمود و از عقب او خارج گشت و او را در همان مكان به قتل رسانيد. در همين حال بود كه آيه نازل شد: «سأل سائل بعذاب واقع للكافرين ليس له دافع». (تقاضاكننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد! اين عذاب مخصوص كافران است، و هيچ كس نمى‏تواند آن را دفع كند). تفسير الثعلبي، ثعلبي، ج 10، ص 35. ديدي كه حقيقت براي يك صحابه غير مومن مثل حارث بن نعمان چقدر تلخ است ؟؟؟ تازه اخرتشو نگو و نپرس لبيك يا علي
222 | شاه ولايت | , ایران | 23:05 - 01 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب پان عمريسم خراساني

از بزدلي و بي لياقتي اربابت بشنو:

يکي از مسائل مهم و غير قابل گذشت در مورد غاصب ولايت عمر بن خطاب اين است که عمر در اکثر جنگهايي که همراه پيامبر اسلام(ص)بوده است از جنگ فرار کرده و پشت رسول خدارا خالي کرده است که اين امر بسيار مهم نشان دهنده ي بزدلي و بي کفايتي اين شخص است.و حتي خود او درباره ي فرارش در جنگ احد اينچنين ميگويد:((و در حين بالا رفتن از کوه ديدم که مثل يک بز کوهي فرار ميکردم))حال همين مساله براي اثبات بي ايماني و بي کفايت بودن اين خليفه ي گنهکار بس است.اسنادي را هم از کتاب هاي معتبر اهل سنت براي اين پست ميگذارم تا اگر کسي باور نکرد عمر فاروقش يک بزدل نامرد بوده است به اينها مراجعه کرده و يقين پيدا کند.

( صحيح البخاري کتاب التفسير باب قوله تعالي: ويوم
حنين إذ أعجبتکم کثرتکم، دلائل الصدق ج 3 ق 1 ص 362، سيرة المصطفي لهاشم
معروف ص 618. لم يثبت في أحد غير علي عليه السلام: شرح التجريد للقوشجي ص
486، دلائل الصدق ج 2 / 357 عنه، نور الابصار للشبلنجي ص 87،صحيح المسلم و . . .)

وقتي جاثليق شما اقرار به بزدلي و بز بودن صنمت ميكند شما خاموش

223 | سيد محمد حسيني | , ایران | 09:53 - 02 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جواب نظر
جناب---------------------------------------بهرام عمري خراساني---------------------------------------------------
جدي ميگوييد؟
به چه نکته ي ظريفي اشاره کرديد!!!
تابحال کسي به آن فکر نکرده بود!!!
يا حق
224 | مسلمان سني حنفي | , ایران | 17:48 - 02 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بشكست عمرپشت دليران عجم را بر باد فنا داد رگ وريشه جم را
اين عربده غصب خلافت زعلي نيست با آل عمر كينه قديم است عجم را
225 | مجيد م علي | , آمریکا | 19:13 - 02 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب مسلمان سني . گفتي ال عمر ؟؟؟ نداريم اگه فكر ميكنيد داريد معرفي كنيد تا بفهميم كينه ما به ال عمره يا جاهليت .

لبيك يا علي
226 | سيد محمد حسيني | , ایران | 08:24 - 03 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جواب نظر
جناب------------------------------------- مسلمان سني حنفي ------------------------------------
بشکست علي پشت دليران عرب را بر باد فنا داد يهود و نصارا
يا حق
227 | ali | , آمریکا | 14:09 - 03 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
مسلمان سني حنيفي شما خيلي بي غيرتي شما و پدرانتون وقتي عمر به ايران حمله کرد نواميس ايراني رو به کنيزي مي برد و مرد ها را به غلامي مي گرفت حال افرادي که اين جسارت عمر ملعون به نواميس ايراني برايشان مهم نبود رفتند به خاطر طمع طرفداري او را کردند تو هم از همونايي برو به خودت و فاروق افتخار کن kmishavadkebiaee.blogfa.com در بخش اختلاف شيعه و سني منتظرتونم !
228 | علي | , ایران | 11:13 - 04 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
از دوستان موسسه تقاضا دارم که مطلب زير را هم بررسي کنند و نظر خود را اعلام کنند: http://www.binesheno.com/Files/maghalat.php?idVeiw=2192&level=4&subid=2192 خيلي ممنون

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

متن اشاره شده ،‌شواهد بسيار خوبي در تاييد مقاله ما ارائه كرده است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

229 | سيد حسين حسيني | , ایران | 19:47 - 05 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام .در مورد اين شبهه آيت الله الله ياري در شبکه اهلبيت نيز جوابهاي بسيار زيبا و دقيقي را اضافه نموده اند. همچنين حجة الاسلام والمسلمين علوي تهراني در يکي از سخنراني هايشان چندين جواب ديگر به اين شبهه دادند که درج انها در اين لينک پر فايده است .يا علي مدد
230 | انسانيت زنده است | , ایران | 22:57 - 07 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اي دروغگويان نسل صفوي تا كي به مردم دروغ ميگويي.واگذارتان ميكنم به الله ذوالجلال.سريال حضرت عمرفاروغ رضي الله عنه باهفت زبان دنياپخش و همه دروغهاي شمارابرملا خواهدكرد.اميدوارم الله جان مرا تا انروز زنده نگه داردكه شمارارسواكندوهمه دروغهاي شمانقش براب شوند.انشاالله تا ان روز
231 | سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) | , ایران | 14:53 - 08 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب انسانيت زنده است ! کامنت شماره 230 --------------------------------------------------------- اينکه از شاه اسماعيل صفوي "رضوان الله تعالي عليه" لرزه بر اندامتان افتاده است، واقعيتي مبتني بر طبيعت است و شما راهي جز خوف نداريد زيرا (الخائن خائف) !!! اما در مورد انسانيت که مورد ادعاي شما جماعت نسل تجاوز عمر بايد بگويم که شما انسانيت را در چه چيزي جستجو ميکنيد؟! نگاهي به قسمت نظرات همين سايت بيندازيد و ببينيد که مدعي ترين افراد از اهل بدعت از پاسخ به سئوال ساده ي بنده فرار کرده يا سکوت اختيار کرده اند !!! ميدانيد دليل اين فرارها چيست ؟ چون پاسخي ندارند و اين سئوالات ساده مبناي مذهب شما و نيز کذب ادعاي شما مبني بر انسان بودنتان را افشاء ميکند !!! پاسخ به اين سئوال ميزان علم و عقل و ايمان شما و علمايتان را به خداي واحد و پيامبرش حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم) بر ملا ميکند !!! من هم اميدوارم همان خدائي که شما عمري هاي را بعد از سيطره ي 800 در ايران عزيز ما، بدست جناب شاه اسماعيل صفوي (رض) رسوا و به خاک ذلت نشاند تو زنده نگهدارد تا زماني که ببيني شرف، ايمان بخدا، آزادگي و علم تنها مختص پيروان حقيقت و شيعيان حضرت امير المومنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) نه پيروان عنصري متجاوز ، بنام عمربن صهاک !!! شما همچنان ميتوانيد به خلفاي زنازاده اي مانند معاويه (چهار پدره) و اجداد عرب ي خود که در حمله به ايران به اجداد مادريتان تجاوز جنسي کردند افتخار کنيد و آنان را انسان بدانيد !!! در ضمن لطف کنيد به سازنده ي فيلم عمربن صهاک بگوئيد نحوه تولد عمر را هم به تصوير بکشد و همچنين زماني که زنان را به تازيانه مي بندد و همچنين زماني که به رسول خدا ص وقيحانه تهمت هزيانگوئي ميدهد و همچنين زماني که به عاتکه به اجبار تجاوز ميکند و زماني که . . . الحق که شما حاصل تجاوز عرب سوسمار خوار به ايران هستيد شما همچنان ميتوانيد به وجود متجاوزان جنسي به اجداد مادري خود افتخار کنيد
232 | مجيد م علي | , آمریکا | 16:13 - 08 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام
جناب 230 نام و نام خانوادگي: ×××× - تاريخ: 07 مرداد 90 -

خدا كند از بدو تولدش تا وقت مرگش را به فيلم بكشند دوست دارم چهره مجاهد محبوبم حضرت فيروز نهاوندي شيعه حضرت علي عليه السلام را در اين فيلم ببينم . خدا كنند كه تا روز رسوا شدن كامل عمر الخطاب زنده باشي شايد تا انموقع رستگار شوي .


لبيك يا علي
233 | شبير | , ایران | 13:44 - 10 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
ابن حجر در الاصابه و ابن قتيبه در المعارف و ابن اثير در اسد الغابه براي ام‌ّكلثوم سه شوهر ديگر پس از هلاكت عمر ذكر كرده‌اند، كه يكي از آنها « عون بن جعفر» بوده است؛ و حال آنكه همين ابن حجر در كتاب الاصابه و ابن اثير در اسد الغابة نوشته‌اند: عون بن جعفر در جنگ شوشتر به شهادت رسيد، و اين جنگ در زمان عمر به وقوع پيوست. ابن اثير در الكامل مي‌نويسد: فتح شوشتر در سال 17 هجري بوده است و بعضي سال 16و بعضي سال 19 هم گفته‌اند، و ذهبي در تاريخ الاسلام ـ عهد الخلفاء الراشدين ـ اين فتح را در سال 18 هجري مي‌داند. بنابراين شهادت عون در سال 16 يا 17 يا 18 يا 19 هجري و در زمان عمر بوده است، در حاليكه تاريخ ازدواج عمر با ام‌ّكلثوم را ابن اثير در الكامل و ذهبي در تاريخ الاسلام، سال 17 هجري نوشته‌اند؛ و قتل عمر در سال 23 هجري واقع شده است.

نتيجه اين‌كه، چطور ممكن است اولين ازدواج ام‌ّكلثوم در سال 17 هجري با عمر واقع شده باشد و عمر تا اواخر سال 23 هجري زنده باشد و سپس با عون بن جعفر كه در سال 17 هجري در جريان فتح شوشتر به شهادت رسيده است، ازدواج كند؟!
234 | ميلاد | , ایران | 18:59 - 19 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خام عالم برسرتان !
235 | ؟ | , ایران | 16:43 - 21 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
همه عمري هاي بي تعصب را رجوع ميدهم به ««««««««««««««««(((((((((((((شبکه اهلبيت)))))))))))))»»»»»»»»»»»»»»»»

همه عمري هاي متعصب را هم رجوع ميدهم به««««««««««««««««((((((((((((اسفل السافلين)))))))))))»»»»»»»»»»»»»»»»
عمري هايي که ميخواهند از مذهب ابطلشون دفاع کنند بيان پيش من:
[email protected]
236 | صادق اميدخدا | , ایران | 23:48 - 21 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بنده چند نقل مهمي كه از شيعه و سني در اين زمينه شده است را مي‌اورم و پس از آن قضاوت را به خودتان واگذار مي‌كنم كه هر كدام را كه خواستيد بپذيريد:
از ابن حجر در الاصابه ، ج4 ، ص 492 [و] ابن‌عبدالبر در استيعاب ، ص 490 چاپ دار صادر روايت شده كه عمربن خطاب از علي بن ابي‌طالب ، ام‌كلثوم را خواستگاري كرد . حضرت فرمود او هنوز كودكي بيش نيست و هنگام آن فرا نرسيده كه كسي او را شوهر گردد . عمر گفت : اي ابوالحسن ! او را به تزويج من درآور كه من چندان كه بدين كرامت آرزومندم كس را آرزو نيست . علي فرمود : من او را به سوي تو مي‌فرستم اگر خشنود گشتي او را به كابين تو درمي‌اورم . آنگاه حضرت امّ‌كلثوم را با يك برد به جانب عمر فرستاد و به امّ‌كلثوم فرمود: به عمر بگو اين همان بردي است كه من به تو مي‌گفتم . ام كلثوم گفت : اين برد براي عمر است . پس عمر گفت : به علي بگو كه خشنود و راضيم . آنگاه دستش را به جامه‌ي او برد و جامه را از ساقش به يك سو كشيد. ام كلثوم كه به خشم آمده بود گفت : اگر اميرالمومنين نبودي بيني تو را خرد مي‌كردم . سپس از نزد او بيرون شد و چون به نزد پدر آمد گفت : مرا به نزد پيري نكوهيده كيش گسيل داشتي . علي فرمود : اي فرزند او شوي توست.
از روايت فوق چند مطلب استخراج مي‌شود كه در صورت پذيرفتن آن مطالب زير را هم بايد همراه آن پذيرفت:
اولاً : حضرت امير (ع) تنها به خاطر خشنود گشتن عمربن خطاب دختر خردسال خود (و نوه عزير پيغمبر) را كه هنوز به سن تكليف و زناشوئي نرسيده (خصوصاً اينكه همچناكه در مناطق سردسير زمين دختران و پسران در شرايط عادي معمولاً چند سال ديرتر به بلوغ مي رسند همينطو در مناطق گرمسير معمولاً چند سالي زودتر به سن بلوغ ميرسند يعني احتمالاً ام‌كلثوم 5 تا نهايت 7 ساله بوده ) به ازدواج يك پيرمرد سالخورده درآورده !!!
ثانياً : عمربن خطاب به اندام و بدن يك دختر نامحرم به زور نگاه كرده ، كه اگر به عنوان ازدواج هم بخواهيم آن را توجيه كنيم از اينكه او بدون اجازه دختر و ولي او آن هم بدون حضور اولياي او چنين كاري را انجام داده نمي‌توان گذشت [ خلاصه صد‌مرحبا به تقوا و زهد و چشم‌پاكي خليفه ]. در ضمن رويت بدن دختر بدون لباس در صورتي آن هم با شرايط خاص خود كه در كتب فقهي شيعه آمده ، مجاز است كه در تصميم گيري مرد تأثير داشته باشد . اما آقاي عمر كه آرزومند اين كرامت بودند ديگر چه احتياجي به روئيت آن هم به عنف و بدون حضور و اذن دختر و ولي او بود .!!!
ثالثاً : اصلاً مگر اصرار از جانب اميالمومنين بود و يا عمر شرطي براي پذيرفتن ازدواج با ام‌كلثوم گذاشته بود كه اميرالمومنين بر خلاف معمول جاي آن كه عمر به خواستگاري آمده و ام‌كلثوم را ببيند دختر و ناموسش را تنها به نزد عمر بفرستد كه خليفه خوششان بيايد يا نيايد‌ آن هم در حالي كه طبق روايت عمر آنچنان در آرزوي اين كرامت بود كه احدي آنچنان آرزومند آن نبود. فاعتبروا يا اولي‌الباب!!!
سبط ابن جوزي نيز در تذكرة الخواص ص321 مي‌گويد: جدّم در كتاب المنتظم متذكر گرديده است كه علي (ع) ام‌كلثوم را به نزد عمر فرستاد و عمر مستوره از ساق او برگرفت و با دستان خود آنها را لمس كرد . من مي‌گويم سوگند به خدا ، اين عمل عملي است ناروا و زشت كه اگر به جاي ام‌كلثوم ( دختر علي و زهرا و نوه پيامبر خدا ) كنيزكي بود؛ اينچنين با وي نمي نمودند و به اجماع مسلمين لمس زن اجنبي حرام است . پس چگونه اين عمل به عمر نسبت داده مي‌شود ؟...
از جمله اخباري كه در ازدواج ام‌كلثوم با عمر بن خطاب آمده ؛ خبري است كه بيان مي دارد پس از قتل عون بن جعفر در روز تستر در زمان خلافت عمر ، در سال هفدهم هجري ، به تزويج عمر درآمد . بايد پرسيد كه اين مطلب چگونه با واقعيت همسوئي دارد ؟ و امر شگفت تري كه در اين شوخي واقع شده است گفتار عبدالبر است ، آنجا كه مي‌گويد : محمد بن جعفر بن ابي طالب ، ام كلثوم دختر علي بن ابي طالب را پس از فوت عمر به كابين خود درآورد . و حال آنكه در جاي ديگري از كتابش مي‌گويد : عون‌بن جعفر و برادرش ، محمد بن جعفر در تستر به شهادت رسيدند كه اين گفتار با علم به اينكه يوم تستر هفت سال پيش از فوت عمر بن خطاب واقع شده ، چگونه صحيح درميآيد؟
عالمان و بزرگان شيعه هم بيشترشان بر عدم صحت اين خبر معتقدند مثلاً شيخ مفيد در عدة‌الرسائل ، ص227 در اين مورد مي‌گويد خبري كه در مورد به ازدواج درآمدن امّ‌كلثوم به عمر توسط علي (ع) وارد شده است غير ثابت است زيرا خبر از طريق زبيربن بكار نقل شده است و طريق او شناخته شده است و وثاقتي در نقل او يافت نمي‌شود و او بدانچه كه مي‌گويد متهم است و دشمني علي(ع) را در دل داشته است و در آنچه كه او از بني ‌هاشم نقل مي‌كرده است امين و راستگو نبوده.
البته اخباري هم كه در كتاب اصول كافي درباره اين امر آمده بر اجبار و مضطر بودن حضرت امير در اين باره صراحت دارد از جمله در ج5،ص346 از امام صادق (ع) نقل شده كه همانا او بانوئي بود كه به زور تصاحب گرديد . همچنين از هشام بن سالم از امام جعفرصادق (ع) روايت كند كه حضرت فرمود : چون عمر از اميرالمومنين امّ كلثوم را خواستگاري نمود حضرت فرمودند : او دختر خردسالي بيش نيست . عمر ، عباس را ديدار كرد و گفت : من چه هستم ؟ آيا در من اشكالي وجود دارد ؟ عباس گفت چه شده است؟ عمر گفت : از پسر برادرت دخترش را خواستگاري كردم ؛ اما او مرا رد كرد . به خدا سوگند ، زمزم را مي‌خشكانم و براي ايشان منقبتي قرار نمي‌دهم مگر اينكه به انهدامش كمر بندم و بر او دو شاهد مي‌تراشم تا شهادت دهند كه او ارتكاب به سرقت نموده و دستش را قطع مي‌كنم. عباس آمد و ماوقع را به حضرت باز گفت و از او پرسيد كه چه مي‌كند ؟ حضرت هم مجبور شد امر را بر وفق مراد او انجام دهد.
حقير مي‌گويم : البته ايشان در شاهد تراشيدن استاد بودند چنانچه در سقيفه و در ايام كشمكش براي جانشيني پس از پيامبر(ص) كلي شاهد تراشيدند كه اثبات كنند كه پيامبر (ص) فرموده است نبوت و خلافت با هم در يك خانه (خانواده) جمع نمي‌شود؛ اما نمي‌دانم چه شد كه پس از چند سال يكي از همان شهود يعني عمربن خطاب اميرالمومنين را( در راستاي بعضي سياستهايش) جزء شوراي 6نفره و يكي از كانديداهاي خلافت و امامت مسلمين معرفي نمود ؛ كه انسان به ياد اين ضرب‌المثل معروف كه مي‌گويد دروغگو فراموشكار مي‌شود مي‌افتد.
همچنين شيخ انصاري در اللمعة البيضاء ، ص130 ميگويد عمر بعد از صحبتهايي كه با عباس كرد به منبر رفت و در آخر خطبه‌اش گفت : اگر خليفه آگاه گردد كه فردي از شما با زني زنا نموده و در موقع عمل شهودي وجود نداشته شما چه مي كنيد؟ آنان گفتند : گفتار خليفه براي ما حجت است و اگر ما را فرمان به سنگسارش دهد ، سنگسارش مي‌كنيم . عمر ساكت شد و از منبر به زير آمد . آنگاه عباس را در خلوت خواست و گفت : وضعيت را مشاهده نمودي ؟ عباس گفت : بلي ، عمر گفت : سوگند به خدا اگر علي خواستگاريم را نپذيرد ، چون روز برآيد در خطبه‌ام خواهم گفت كه آن مردِ زنا كرده علي بوده است ؛ سپس سنگسارش مي‌كنم.
حقير مي‌گويم: اگر كسي به درستي در منابع و مأخذ ماجراهايي كه در صدر اسلام و پس از پيامبر (ص) بر اميرالمومنين پيش آوردند و سخناني كه ايشان در اين رابطه به خصوص در زمان خلافتشان كه آزدي عمل بيشتري داشتند فرموده‌اند را به دقت مطالعه كند(مثل ماجراي معروف سجده طولاني ابوبكر كه به خالدبن وليد دستور قتل اميرالمومنين را پس از سربرداشتن از سجده داده بود يا انواع مصائبي را كه بعد از پيامبر براي آن حضرت به وجود آورده بودند و يا سخن معروف ايشان كه 25 سال خار در چشم و استخوان در گلو داشتم و از اين قبيل سخنان ايشان ) به وضوح و البته به طور باورنكردني درمي‌يابد كه شايد در طول تاريخ و در يك برهه زماني خاص شايد كسي به مانند علي(ع) پا به عرصه هستي نگذاشته باشد كه براي زنده ماندن و ادامه دادن راه پيغمبر(ص) و زنده كردن و زنده نگه داشتن دين اينچنين مجبور به صبر و تقيه كامل شود - آنچنان كه كاملاً اعتماد دستگاه حكومت وقت جلب شده و از خيال كشتن و نيست كردن هر چه زودتر بزرگترين مدعي خلافت و جانشيني پيامبر(ص) دست بردارند ، كاري (يعني همان تقيه و عدم مخالفت و ادعاي حكومت) را كه امثال سعد بن عباده نتوانستند انجام دهند و در نتيجه محكوم به فنا شدند – هر چند كه با مراجعه به سطور تاريخ مي‌بينيم كه همواره شيعيان در تقيه و تحت انواع شكنجه‌ها و تهمتهاي دستگاه‌هاي وقت بوده‌اند اما با اين حال اميرالمومنين يك نمونه بي‌نظير در طول تاريخ است و شايد به خاطر همين مطلب باشد كه نقل شده است ايشان براي گريه و مناجات هم سر در چاه كرده و دردهاي خود را آنجا بيان مي‌داشتند ؛ تا مبادا دشمنان از صداي ناله ايشان متوجه نارضايتي و غم و دردي كه در سينه ايشان وجود داشت شوند و از ترس اينكه مبادا اين درد سينه ، مجالي براي ظهور در ميدان عمل پيدا كند هر چه زودتر صداي ايشان را خاموش كنند ؛ و همينطور البته به نظر بنده شايد - غير از عللي كه بزرگان بيان نموده‌اند - علت ناميدن بعضي پسرانشان به نام بعضي از خلفا هم همين تقيه و نشان دادن بي‌طرفي بود و حتي بعضي اوقات با مشورتهايي كه البته براي صلاح اسلام و جامعه اسلامي به خلفا مي‌داد ؛ مي‌خواستند تا كاملاً خيال ايشان را از بابت خود آسوده كنند ، تا آنان نيز دست از نقشه‌ريزي براي از ميان برداشتن اميرالمومنين بكشند. الا لعنة‌الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ايّ منقلبٍ ينقلبون.

پس با اين حساب ، ناگزير بايد يكي از احتمالات و نقلهاي فوق را در اين باره پذيرفت يعني:
1. نقلهايي كه از اهل سنت در اين زمينه آمده را قبول كنيم البته با همه جوانب و حواشي‌اش كه توضيح داده شد.
2. كذب بودن اين خبر را قبول كنيم آنچنان كه عده‌اي از علماي شيعه به آن معتقدند
3. غاصب بودن خليفه دوم و اضطرار اميرالمومنين (ع) را در اين باره بپذيريم ، كه البته و به قول شيخ مفيد اين امر شگفت‌تر از ماجراي قوم حضرت لوط نمي‌باشد كه خداوند چنين حكايت مي‌كند:(هؤلاء بناتي هن اطهر لكم ) يعني اين دختران من براي شما پاكيزه‌تر و نيكوترند ؛ پس آنان را در حالي به عقد دخترانش خواند كه در زمره كافران و گمراهان بودند و خداي تعالي هم اذن به هلاكت ايشان داده بود ( و ملائكه عذاب در خانه لوط حاضر بودند ) در حالي كه خليفه دوم حدأقل از نظر ظاهري اقرار به ايمان و اسلام مي‌كرد.
237 | شيعه علي | , ایران | 17:51 - 22 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
محض اطلاع همه . با کمال احترامي که قائلم براي همه ي مسلمين چون خلاصه خدا و پيغمبر و کتابمون يکيه ، لطفا احترام همديگر رو نگه داريم ، اهل تسنن عزيز تحقيق کنن . اگه درست بود مثل همه ما که عشق علي و آل علي که اهل بيت پيامبر اکرم هستن داريم ، شيعه علي ( ع) بشن . باشد که رستگار شويم.

يکي از زبان ما

شب اول قبر به روايت يک دختر


علامه سيد محمد حسين طباطبائي صاحب تفسير الميزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج ميرزا علي آقا قاضي» مي‏گفت:
در نجف اشرف در نزديكي منزل ما، مادر يكي از دخترهاي اَفَنْدي‏ها (سني‏هاي دولت عثماني) فوت كرد.
اين دختر در مرگ مادر، بسيار ضجه و گريه مي‏كرد و جداً ناراحت بود، و با تشييع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گريه و ناله كرد كه همه حاضران به گريه افتادند.
هنگامي كه جنازه مادر را در ميان قبر گذاشتند، دختر فرياد مي‏زد: من از مادرم جدا نمي‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفيد واقع نشد؛ ديدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بيفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوي بدن مادر در قبر بماند، ولي روي قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روي قبر را با تخته‏اي بپوشانند و دريچه‏اي هم بگذارند تا دختر نميرد و هر وقت خواست از آن دريچه بيرون آيد.
دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابيد، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببينند بر سر دختر چه آمده است، ديدند تمام موهاي سرش سفيده شده است.
پرسيدند چرا اين طور شده‏اي؟
در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابيدم، ناگاه ديدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ايستادند و شخص محترمي هم آمد و در وسط ايستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب مي‏داد، سؤال از توحيد نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پيامبر من محمد بن عبدالله(صلي الله عليه و آله و سلم)است.
تا اين كه پرسيدند: امام تو كيست؟
آن مرد محترم كه در وسط ايستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نيستم»
در اين هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوي آسمان زبانه مي‏كشيد.
من بر اثر وحشت و ترس زياد به اين وضع كه مي‏بينيد كه همه موهاي سرم سفيد شده در آمدم.
مرحوم قاضي مي‏فرمود: چون تمام طايفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثير اين واقعه قرار گرفته و شيعه شدند (زيرا اين واقعه با مذهب تشيع، تطبيق مي‏كرد و آن شخصي كه همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نيستم، حضرت علي (عليه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشيع، اعتقاد پيدا كرد.

تبيان
علامه سيد محمد حسين حسيني تهراني، معادشناسي، ج 3، ص 110.

يکي از زبان شما

مظلوميت حضرت زهرا و فاصله دو حديث!

سيد نعمت الله جزائري در « انوار نعمانيه » درباره مناظره اي که بين مرحوم شيخ بهاء و عالمي از علماء اهل سنت که اعلم علماء مصر بود واقع شد نوشته است:


شيخ بهاء چون سفر مکه کرد چهار سال سفرش طول کشيد و دو سال در مصر ماند و ميان شيخ و آن عالم دوستي بود. شيخ به آن عالم اعلام نموده بود که من بر مذهب عامه و اهل سنت هستم.

روزي آن عالم به شيخ گفت که اين طائفه رافضه که در نزد شما هستند در باب شيخين چه مي گويند؟ شيخ بهائي فرمود: که آنها دو حديث براي من ذکر نمودند که من از جواب آنها عاجز ماندم.

آن عالم سني پرسيد که آن دو حديث کدام است؟ شيخ فرمود : مي گويند که مسلم در صحيح خود روايت مي کند که پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود هر که فاطمه را اذيت و آزار برساند پس به تحقيق که مرا آزار کرده و هر که مرا اذيت کند خدا را اذيت کرده وهر که خدا را اذيت کند کافر است. و نيز مسلم در همان کتاب پس از پنج ورق روايت کرده که فاطمه عليها السلام از دنيا رفت و حال آنکه بر ابي بکر و عمر خشمناک بود.

پس من نتوانستم جواب اين دو حديث را بدهم و شيخين را تبرئه کنم . عالم سني به شيخ گفت : من ميروم آن کتاب را مطالعه مي کنم و آن دو حديث را مي بينم تا جوابش را هم براي شما بياورم. رفت و فرداي آن روز به نزد شيخ آمد عرض کرد: من نگفتم که اين رافضه هميشه به ما تهمت مي بندند و در نقل حديث دروغ مي گويند .

من رفتم ديشب کتاب صحيح مسلم را مطالعه کردم ديدم فاصله ي حديث اول با حديث دوم بيشتر از پنج ورق است!!!!!


منبع : قصص العلماء صفحه 226
238 | محسن | , ایران | 11:36 - 23 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب شيعه علي اينها با اين حرفها به صراط مستقيم هدايت نميشن بذار شب اول قبر كه نكير ومنكر اومدن بالاي سرشون حساب كارشونو بكنن. از داستان زيبايي كه نوشتيد ممنونم واقعا"تاثير گذار بود ولي جالبتر از اين ماجرا ماجراي خواب پسر استاد عبدالباسط هست: استاد عبدالباسط‌ قاري‌ برجسته‌ و ممتاز قرآن‌ كريم‌ را كمتر كسي‌ است‌ كه‌ نشناسد. شهرت‌ او بحدي‌ است‌ كه‌ هر جا اسمي‌ از قرائت‌ قرآن‌ و قاري‌ خوش‌صدا به‌ ميان‌ مي‌آيد اولين‌ اسمي‌ كه‌ به‌ ذهن‌ مي‌رسد نام‌ عبدالباسط‌ است‌. او اهل‌ مصر و سني‌مذهب‌ بود. وي‌ در سال‌ 1330 شمسي‌ به‌ دعوت‌ شيعيان‌ عراق‌ به‌ آنجا رفت‌ و در صحنهاي‌ مطهر كاظمين‌ آياتي‌ از سوره‌هاي‌ حشر، تكوير و فجر را با لحني‌ دلنشين‌ و بسيار استادانه‌ قرائت‌ كرد. تلاوت‌ وي‌ بقدري‌ شورانگيز بود كه‌ جمعيت‌ فراوان‌ حاضر در صحن‌ از شور هيجان‌ از جا برمي‌خاستند و تكبير مي‌گفتند. ماجراي‌ خوابي‌ كه‌ فرزند استاد دربارة‌ پدر بعد از وفاتش‌ ديده‌ قابل‌ تأمل‌ است‌، بهتر است‌ بدانيم‌ كه‌ محبت‌ و عشق‌ مصريها به‌ حضرت‌ علي‌، عليه‌السلام‌، و خاندان‌ اهل‌بيت‌، عليهم‌السلام‌،با وجود سني‌مذهب‌بودن‌مصريان‌ مشهوراست‌. نقل‌ مي‌كنند كه‌: فرزند استاد عبدالباسط‌ چندين‌ بار پدر را در خواب‌ مي‌بيند در حالي‌ كه‌ از وي‌ مي‌خواهد به‌ شهر نجف‌ برود و تذكرة‌ ولايت‌ اميرالمؤمنين‌ علي‌، عليه‌السلام‌، را براي‌ او از مراجع‌ آن‌ شهر تهيه‌ كند. پسر در عالم‌ خواب‌ از او مي‌پرسد كه‌ چه‌ نيازي‌ به‌ اين‌ تذكره‌ دارد و او در جواب‌ مي‌گويد: قرآن‌ مرا از رفتن‌ به‌ جهنم‌ حفظ‌ كرد. از اين‌ بابت‌ نگران‌ پدرت‌ نباش‌، اما براي‌ گذشتن‌ از پل‌ صراط‌ و ورود به‌ بهشت‌ در حالي‌ كه‌ در آستانة‌ آن‌ قرار گرفته‌ام‌ يك‌ چيز كم‌ دارم‌ و آن‌ تذكرة‌ ولايت‌ علي‌، عليه‌السلام‌، است‌. برو و آن‌ را برايم‌ تهيه‌ كن‌. فرزند استاد براي‌ اجراي‌ مأموريت‌ پدر راهي‌ نجف‌، مدفن‌ امام‌ علي‌، عليه‌السلام‌، مي‌شود. هفته‌نامة‌ عراقي‌ بدر چاپ‌ قم‌ در تاريخ‌ 27 رمضان‌ سال‌ 1418 برابر با 26 ژانويه‌ 1999 در مقاله‌اي‌ به‌ قلم‌ لعيبي‌ با عنوان‌ پدرت‌ را نجات‌ بده‌ اين‌ ماجرا را به‌ نقل‌ از برخي‌ خطباي‌ عراقي‌ از جمله‌ خطيب‌ معروف‌ سيد عادل‌العلوي‌ بازگو كرده‌ است‌ اگر گيري وضو با آب زمزم اگر سجاده گردد عرش اعظم اگر گويي اذان بر بام افلاک گر از تکبير گردد سينه ات چاک اگر ضرب المثل گردد رکوعت به حمد و قل هو والله در سجودت اگر باشد به توحيدت تعهد اگر گردي شهيد اندر تشهد مبادا بر نماز خود بنازي علي را گر نداري بي نمازي
239 | شيعه علي | , ایران | 15:01 - 23 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب محسن با تشكر از مطلبي كه فرموديد . نشانه اي است براي جويندگان حقيقت . من فكر نكنم كسي بهتر از جناب عبدالباسط واسه اين حكايت مي تونست برادران عزيزي از اهل تسنن كه جويندگان حقيقت باشند را قانع كنه .

دلم از عالم و از عالميان بسي گرفته است
لوح دل سخت سياه است و به خود خَسي گرفته است
اي که عالم همه از هجر تو در سوز و گدازند
رُخ نما کز تو جهان عطر چو نرگسي گرفته است


اللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد و احشرنا مع محمد و آل محمد
240 | محب اهل بيت و صحابه (رضي الله عنهم اجمعين) | | 03:45 - 25 مرداد 1390 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام خدمت برادر هاي شيعه و سني عزيز ولله همتون رو دوست دارم و از فتنه اي که بين ما هست بيزارم دوستان شيعه کمي به خاطر وحدت هم که شده بي تعصب به داستان بنگريم کدام يک از شما عزيزان تا حالا توانسته يک غير مسلمان را مسلمان کند ؟؟؟؟؟؟ اما نمونه کوچک عمر هدايت و نجات ايرانيان بود کدام يک از شما عزيزان با بزرگي يا انديشمندي به بزرگي وانديشمندي نبي اکرم (صل الله عليه و اله و سلم) دوست و رفيق بوده انقدر دوست که باره تنتان دخترتان رن به زني بگيرد انگونه که نبي اکرم (صل الله عليه و اله و سلم) حفصه دختر عمر را به زني گرفت و اما عمر تا بايان عمر رسول با او بود و هيچ وقت نبي اکرم (صل الله عليه و اله و سلم) او ئا از نزد خود نراند بلکه به دامادي او نيز در امد ايا به نظرتان نبي اکرم (صل الله عليه و اله و سلم) نميدانست و از روي غفلت با دختر (به قول برادرا عزيز شيعه ام ) يک کافر و قاتل و مرتد ازدواج کرد خدا چي او هم نميدانست و مانع نبي اکرم (صل الله عليه و اله و سلم) نشد !!!!!!!!!! نههههههههههههه والله مي دانست اما برادرانم شما نميدانيد که چه حرف بس سنگيني به اين شخصيت ميزنيد. برادرانم عزيزانم مسلمانان مگر مشورت دادن به ظالم شرکت در ظلم او نيست بس چرا حضرت علي بارها و بارها به عمر مشورت ميداد واين بين عامه مردم هم معروف است تا چه رسد به طبري و ابن کثير و . . . سخن در باب ياران نبي اکرم (صل الله عليه و اله و سلم) بسيار است و شما را به تحقيق علمي وجدي به ان ميخانم به اميد يک بارچه شدن اسلام ومسلمين و ازادي فلسطين والسلام عليکم ورحمة الله و برکاة

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
ا. روز قيامت ، اعمال را اينگونه كه شما حساب كرديد ، حساب نمي‌كنند ، اعمال با ميزان دستورات رسول خدا (ص) سنجيده مي‌شود و هر كس به دستورات آن حضرت عمل كرده باشد ، نجات مي‌يابد حتي اگر هيچ كس را مسلمان نكرده باشد ،‌و هر كس هزاران نفر را مسلمان كرده باشد ، اما خود به دستورات رسول خدا‌(ص) عمل نكند اهل آتش است ؛ آيا عمر دستورات رسول خدا (ص) در مورد احترام به فاطمه زهرا سلام الله عليها را اطاعت كرده است ؟!
ب. در مورد ازدواج با حفصه ، رسول خدا (ص) با دختر حيي بن اخطب رئيس يهوديان خيبر نيز ازدواج كرد ، يا با دختر ابوسفيان ، يا با قتيلة و... ؛ آيا چون با دختر آنها ازدواج كرده است پس ديگر تمام همگي بهشتي شدند ؟
ج. در مورد مشورت دادن نيز حضرت طبق روايات صريح ، تنها براي حفظ دين (و نه حفظ عمر) مشورت داده‌اند ، و مشورت دادن به ظالم ، در هر جايي ظلم به حساب نمي‌آيد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13]   قبلی