نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)
کد مطلب: 6342 تاریخ انتشار: 20 فروردين 1395 تعداد بازدید: 226246
مقالات » نقد خلافت خلفا
بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)

نبود دختري به نام ام كلثوم، پدر ابوبكر، تعارضات در اين قضيه، بررسي بهانه عمر براي ازدواج

بسم الله الرحمن الرحيم

ازدواج ام كلثوم با عمر، شاهد دروغ بودن شهادت:

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه دوم قاتل فاطمه زهرا (رضي الله عنها) است؛ اما كدام عقل سليم مي پذيرد كه حضرت علي (رضي الله عنه ) دخترش را به ازدواج قاتل همسر گراميش ، فاطمه (رضي الله عنها) درآورد و رابطه دوستانه با او برقرار نمايد؟

نقد و بررسي:

يكي از شبهاتي كه اهل سنت؛ به ويژه در سال هاي اخير به صورت گسترده مطرح كرده اند، ازدواج خليفه دوم با امّ كلثوم دختر امير مؤمنان و فاطمه زهرا عليهما السلام است.

اهل سنت، استفاده هاي گوناگوني از اين ازدواج مي كنند؛ از جمله مي خواهند با اثبات اين ازدواج، رابطه صميمانه و دوستانه امير مؤمنان با خلفا را ثابت و از سوي ديگر، شهادت صديقه شهيده سلام الله عليها، غصب خلافت و... را انكار نمايد.

از اين رو، اين شبهه اهميت فوق العاده و پيوند ناگسستني با انديشه هاي شيعيان دارد و بايد به صورت دقيق و مستدل بررسي شود.

انديشه وران شيعه پاسخ هاي گوناگوني از اين مطلب داده اند كه همگي آن ها صحيح و معقول به نظر مي رسد؛ برخي همچون رضي الدين حلي، علامه مقرّم، علامه باقر شريف القرشي و... اصل وجود دختري به نام امّ كلثوم را براي حضرت زهرا سلام الله عليها منكر شده و دليل هاي متقني براي آن ارائه كرده اند. كه ما نيز در اين مقاله، در دفاع از اين نظر، شواهد فراوان بيان كرده ايم.

برخي ديگر، وقوع تعارض در روايات ازدواج را دليلي واضح براي بطلان مدعاي اهل سنت در باره اين ازدواج مي دانند؛ از جمله شيخ مفيد رضوان الله تعالي عليه در دو رساله مجزا به نام هاي المسائل العُكبرية و المسائل السروية، و نيز سيد ناصر حسين الهندي در كتاب افحام الأعداء والخصوم و آيت الله ميلاني و...

ما نيز در اين مقاله، تعارض هاي گسترده در نقل اين ماجرا را مطرح و مستندات آن را از كتاب هاي اهل سنت ذكر كرده ايم.

و انديشه وران ديگري، همچون سيد مرتضي پاسخ داده اند كه اين ازدواج با زورگويي و تهديد عمر بن خطاب بوده است.

عده اي از دانشمندان شيعه و سني با پذيرش اصل ازدواج، نكته ديگري را مطرح كرده اند كه امّ كلثوم همسر عمر، دختر امير مؤمنان عليه السلام نبود؛ بلكه دختر ابوبكر بوده است؛ از جمله يحيي بن شرف نووي، مهمترين شارح صحيح مسلم در كتاب تهذيب الأسماء اين مطلب را نقل كرده و آيت الله مرعشي نجفي از عالمان شيعه در شرح احقاق الحق به اين مطلب تصريح كرده اند كه در ادامه مدرك و اصل سخن ايشان خواهد آمد.

گويا از بين پاسخ هاي موجود، پاسخ اخير كامل تر است؛ چرا كه از طرفي تمام روايات موجود در كتاب هاي اهل سنت كه ازدواج دختر امير مؤمنان عليه السلام را با خليفه دوم ثابت مي كند، با اشكالات سندي مواجه و با تعارض ها و تناقض هاي غير قابل جمعي كه دارند، غير قابل اعتماد هستند و از طرف ديگر در هيچ يك از روايات موجود در كتاب هاي شيعه، تصريح نشده كه امّ كلثوم دختر امير مؤمنان از حضرت زهرا عليهما السلام باشد؛ بلكه ازدواج دختري به نام امّ كلثوم را كه در خانه امير مؤمنان بوده ثابت مي كنند.

اعتراف انديشمندي همچون نووي، برترين شارح صحيح مسلم كه گسترده ترين و مهمترين كتاب فقهي شافعي نيز متعلق به او است، عامل مهم ديگري است كه اين ديدگاه را تقويت مي كند.

و نيز مي گوييم كه حتي در صورت اثبات چنين ازدواجي، نمي توان از آن رابطه صميمانه امير مؤمنان را با خلفا اثبات كرد؛ زيرا اين ازدواج نه تنها براي خليفه دوم فضيلت محسوب نمي شود؛ بلكه لكه سياهي است كه همانند تيرگي غصب خلافت، بر دامان او باقي مانده است؛ چرا كه در ماجراي اين ازدواج چيزهايي نقل شده است كه عرق شرم از پيشاني انسان غيرت مند جاري مي شود. اين مطلب را در محور چهارم بررسي كرده ايم.


فهرست مطالب

محور اول: دختري به نام ام كلثوم وجود نداشته است

كلام عالمان شيعه در تاييد اين ديدگاه:

كلام علماي اهل سنت در تاييد اين نظر:

شواهد اين ديدگاه:

1. در هيچ روايت صحيح السندي بين نام ام كلثوم و زينب جمع نشده است:

2. عبد الله بن جعفر با چه كسي ازدواج كرده است:

3. دو خطبه با نام يك نفر:

4. عزاداري و نوحه خواني ام كلثوم براي حضرت زهرا سلام الله عليها:

5. امير مؤمنان در شب ضربت خوردن، مهمان چه كسي بود؟

6. ام كلثوم بهترين دختر امير مؤمنان عليه السلام:

7. معاويه، از دختر چه كسي خواستگاري كرد؟

8. در شام چه كسي دفن شده است:

9. چه كساني از زنان اهل بيت، در كربلا اسير شدند:

10. ميراث فاطمه، فقط به ام كلثوم رسيد:

11. ازدواج عمر با حضرت زينب (س)!!!

12. ام كلثوم در كربلا حضور داشت:

منكرين ازدواج در اهل بيت به اقرار علماي اهل سنت


محور دوم: ام كلثوم دختر ابوبكر، يا ام كلثوم دختر امير مؤمنان عليه السلام؟

1. اعتراف مهم ترين شارح صحيح مسلم: عمر داماد أبو بكر

تحليل روايت جعلي رد خواستگاري عمر از دختر أبو بكر توسط عايشه:

2. يك روايت از دو ام كلثوم:


محور سوم: تعارض هاي موجود در نقل قضيه

1. ام كلثوم پس از عمر با چه كسي ازدواج كرد؟

2. سن ام كلثوم هنگام ازدواج

هنوز به حدي نرسيده بود كه شهوت را برانگيزد:

دختري كوچك و غير بالغ كه با ديگر دختران بازي مي كرد:

ده سال يا بيشتر داشت:

3. مقدار مهريه ام كلثوم:

الف: ده هزار دينار:

ب: چهل هزار دينار:

ج: چهل هزار درهم:

4. آيا عمر از ام كلثوم فرزندي داشته است؟

فرزندي نداشت:

يك فرزند داشت:

دو فرزند داشت:

سه فرزند داشت:

زيد برادر عمر بود يا پسر عمر؟

5 . زيد اصغر بزرگتر از زيد اكبر!!!

6 . عمر، دخترش رقيه را به ازدواج ابراهيم بن نعيم آورد:

7. تاريخ وفات ام كلثوم و زيد:

مرگ در زمان حكومت عبد الملك بن مروان (73 ـ 86هـ):

مرگ در زمان امارت سعيد بن العاص (48 ـ 54هـ):

مرگ، پس از واقعه كربلا:

8. نحوه وفات ام كلثوم و زيد:

مرگ بر اثر مريضي:

مرگ بر اثر اصابت سنگ:

مرگ بر اثر اصابت تير:

مرگ بر اثر خوردن سم:

9. آيا زيد، فرزند داشت؟

فرزندي نداشت:

چندين فرزند داشت:

10. سن زيد هنگام وفات:

خردسال بود:

جوان بود:

بزرگسال بود:

11. چه كسي بر جنازه زيد و ام كلثوم نماز خواند؟

عبد الله بن عمر

سعيد بن العاص:

12. حضور أبو قتاده بدري در صف نماز جماعت:

13. ازدواج عمر با ام كلثوم يا با حضرت زينب (س)

14. چه كسي امام جماعت را مقدم كرد؟

امام حسن عليه السلام:

امام حسين عليه السلام:

مردم امام جماعت را مقدم كردند!


محور چهارم: اهانت به ناموس رسول خدا

عمر ساق ام كلثوم را برهنه كرده به آن نگاه كرد:

عمر ساق ام كلثوم را برهنه، لمس كرد!

آرايش ام كلثوم توسط امير مومنان پيش از ازدواج، و لمس ساق و بوسيدن او توسط عمر!

كشف ساق توسط عمر، مصدر تشريع براي پيروان او:

توجيه اين عمل توسط علماي اهل سنت:

بررسي اين روايات از ديدگاه منصفين:

ديدگاه علماي شيعه نسبت به اين عمل:

ام كلثوم، عمر را «امير المؤمنين» مي خواند!!!

عمر در مقابل اهانت مغيره به ام كلثوم، سكوت كرد:

محور پنجم: بررسي و تحليل بهانه عمر براي ازدواج


محور ششم: مخالفت با سنت رسول خدا

رد خواستگاري أبو بكر و عمر توسط رسول خدا (ص):

احياء سنت جاهلي توسط عمر:

جمع بين دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا حرام است:


محور هفتم: عمر با ام كلثوم «كفو» نبود

غير هاشمي، كفو هاشمي نيست:

عدم كفائت سني عمر با ام كلثوم:

عدم صلاحيت اخلاقي عمر براي ازدواج با ام كلثوم:

عدم كفائت ديني عمر با ام كلثوم:

امير مؤمنان (ع)، خليفه دوم را فاجر، ستمگر، دروغگو، خيانتكار و... مي داند:

شراب خواري خليفه، دليل بر عدم كفائت:

بدعت گذار با دختر عفيفه، كفو نيست:


محور هشتم: ازدواج با تهديد و زورگويي

در حال ضرورت، ازدواج با كافر نيز جايز است:

ازدواج اجباري عمر با عاتكه:

ازدواج هاي اجباري با خاندان اهل بيت عليهم السلام:

ازدواج اجباري حجاج بن يوسف با دختر حضرت زينب (س):

ازدواج اجباري مصعب بن زبير با سكينه بنت الحسين عليهما السلام

روايت جنيه در كتاب هاي سني

محور نهم: بررسي روايات اهل تسنن

زهري، در خدمت گروه جعل حديث بني اميه:

زهري، كثير الإدراج است:

زهري از مدلسين بوده است:

زهري، دشمن امام علي عليه السلام است:

لينك فايل pdf:

http://www.valiasr-aj.com/lib/omekolsom/omekolsom.pdf





Share
1 | مؤمن | , ایران | 12:00 - 13 دي 1386 |
1
 
 
1
پاسخ نظر
به نام خدا..جزاكم الله خير الجزاء..واقعا دستتون درد نكنه..واقعا يك رد جامع وعالي است..كاش ترجمه بشود به عربي وبخش بشه..واقعا متاسفانه چقدر وهابيها وسلفيها ونواصب وسنيها اين شبهه را مطرح ميكنند وجوانهارو در تشكيك انداخته اند..در كويت بسيار اين شبهه رو مطرح ميكنن متاسفانه وبهخاطر اون جوّيكه عموما روي ماست اكثرا تقيه ميشه!وجواب درستي جواب داده نمي شه!جون كه هر حرفي ضد صحابه شون باشه ولو از كتبشون ممنوع است وزندان وجريمه دارد..!ويك طوري احساس ميكنيم كه انگار تمامي مجالسمون رو تحت نظر دارند جون هر مجلسي يكم ضد حتى معاويه جيذي بگه سريعا يك برونده براش درست ميشه......!وحتى خيلي موارد خود قانون رو هم زير با ميذارن وجندين برابر بيشتر از حد قانوني حكم رو سخت وقاسيانه تر ميكنن!وجندين مورد هم تاحالا شده كه مثلا يه بسر جوان يك مقاله نوشته بود از كتب اهل سنت درباره بعضي از اشتباهات صحابه شون(ابوبكروعمروعثمان...)كه مخالفا با خود قانون 10سال حكم زندان زدن بهش وجندين هزار دينار غرامت مالي كه خدا رو شكر فتو از آيت الله العظمى وحيد خراساني گرفتيم وبه بعضي مسؤولين در كويت داديم كه بعد از كش مكش ها....الان اون جوون در انكليسه دور از خانواده اش تك وتنها .... واينكه كفتم : صحابه شــون به اين سببه كه در قانون است كه اهانت به صحابه(بدون استثنا)ممنوعه واينقدر غرامت مالي واينقدر هم زندان(معينه ومحدود)ولي اهانت به سلمان وابوذر ومقداد و....هيج اشكالي نداره!!وحتى امام علي(ع)..!!مگه اينکه خودمون شكايت كنيم ..خلاصه هميشه در طول تاريخ ما مظلوم بوديم وآرزو داريم باظهور امام زمان(عج)حضرت از ظالمين انتقام بگيرد ان شاء الله تعالى .. اللهم عحل لوليك الفرج والعافية والنصر ..
2 | قاسم ميرشكاري | , ایران | 12:00 - 13 دي 1386 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
به نام خدابا عرض تشكر كه اين شبهه را پاسخ داديد. التماس دعا
3 | مجيد | , امارات متحده عربی | 12:00 - 19 دي 1386 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
با تشكر از مقالات بسيار مفيد شما ايا اين مسئله چه راست باشد چه دروغ براي جناب عمر خليفه دوم مايه فضيلت و شان شده مرا ياد اين حرف انداخت كه ميگويند ( گويند پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل
4 | ××× | , ایران | 12:00 - 05 بهمن 1386 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
سلام . خدا خيرتون بده ، خيلي خوب دليل اورده بودين .
5 | صادق | , ایران | 12:00 - 09 اسفند 1386 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
سلامخدا خيرتون بده اين مسئله ديگه براي من يك دق دقه ي ذهني شده بود ممنون كه به اين خوبي دليل آورده بوديد.
6 | شاهد | , عربستان سعودی | 12:00 - 06 فروردين 1387 |
1
 
 
0
پاسخ نظر
نميدانم روايات ( معتبر شيعه ) كه اصلا ازدواجي دركار نبوده را قبول نماييم ؟
يا اينكه علي كه( از شجاعت وجرأت ودليري معروف او درجنكها او را شير خدا ناميدند) تن به ازدواج بزوري دخترش(والله او نا موسى است كه از ما غصب كردند (جعفر الصادق) به عمر ميدهد را قبو نماييم ؟
براي اهل سنت ازدواج ثابت است. اما روايات در كتب شيعه عجيب است. كه نه معترف ازدواج هستند. و اما وقتكه طبق اسناد متواتر تاريخي و از أئمه كه ازدواج بزور انجام يافته را اعتراف مينمايند .
دلايلي عجيب وغريب براي بزوري بودنش ابراز ميدارند:
مثل ترهيب وتخويف علي رضي الله تعالى عنه وأكرم وجه الشريف به قطع يد و لت و كوب ايشان توسط عمر.
واينكه ازدواج بزور انجام يافت
اما خداوند راضي نبود و جايش جني به اسمي......فرستاد وتا روزي كه عمر زنده بود با ان جني معاشرت مينمود . و أم كلثوم توسط علي در جاي بنهان بود . تا اينكه عمر فوت شد وام كلثوم را علي دور باره ظاهر ساخت .
اين يكي از داستان ها در كتابي يكي ازعلماي معاصر لبنان ذكر شده كه خيلي هم انتشارش زياد بوده (ضروري باشد دنبال اسمش ميروم) اين است شخصيت عالي علي شير خدا دركتب شيعه . انساني ضعيف غير فعال بيكاره كه در طول خلافت ابوبكر و عمر وعثمان كه بيش از بيست سال دوام نمود درخانه خود از ضعف و بيجاركي اعتكاف نموده بود .
فتوحات اسلامي داشت توسط اصحاب علي و عمر در بيت المقدس مصر روم عراق و ايران وسعت ميافت. دين اسلام درهرطرف منتشر ميشد عمر ايراني هارا مسلمان ميساخت اما علي هيج كاره نبود وبا فاطمه وحسن وحسين در خانه اش بيش از 20 سال مقحور ومعتكف بود.
اينست علي كه شما دركتب خود داريد . اما ما اين علي را نميشناسيم .
ما علي را ميشناسيم كه از طفلي شجاع دلير مؤمن قوي كه از حق مقابلي هركسي كه باشد مي ايستد و درامور دولت فعال ميباشد وبه عمر درحكمش مشوره ميدهد تا اندازه اي كه ( لو لا علي لهلك عمر ميكويد) اكر علي نبود عمر هلاك ميشد. باز ميكويد (لا أبقاني الله في أرض ليس فيها ابو الحسن) خداوند من را در زميني بقا ندهد اكر انجا ابو الحسن نباشد. ما اون علي را ميشناسيم كه به عمر مشوره ميدهد كه مستقيم بجنك فارس نرود . بايد در مدينه باشد.
باز براي فتح بيت المقدس خلاف مشورهاي صحابه برايش ميكويد كه براي تسليمي بيت المقدس برود . وعلي را در جاي خودش ميكزارد. اينست اون علي كه ما ميشناسيمش قوي . شجاع .غيور. مؤمن. عابد .زاهد. متواضع وراضي. تاريخ علي بعد از نبي محمد تا خلافتش وحتى با كمال تأسف بعد ازآن در كتب شيعه مسخ شده است . ألا عده اي از علماء شيعه كه مقابل هر كتابي كه حقيقت روابط علي را با اصحابش مينويسند سخت با ايشان مبارزه ميشود.

پاسخ:
جناب شاهد ! اگر چشمانتان را باز مي&zwnjكرديد ، مي&zwnjديديد كه ما هيچ روايتي ، نه معتبر و نه غير معتبر ، در اين باره كه اصلا ازدواجي صورت نگرفته است ، نياورده&zwnjايم ، ما فقط نظر محققان شيعه را در اين باره ذكر كرده&zwnjايم . اين كه چنين ازدواجي اصلا در كار نبوده است ، با دلايل ديگري ثابت كرده&zwnjايم كه اگر مي&zwnjتوانيد ، آن&zwnjها را نقد نماييد . گفته&zwnjايد كه "براي اهل سنت ازدواج ثابت است." اگر راست مي&zwnjگويي حتي يك روايت صحيح السند از كتاب&zwnjهاي اهل سنت پيدا كن كه ثابت كند اين ازدواج صورت گرفته است .

ما منتظر هستيم . جناب شاهد ! شما معناي شجاعت را اشتباه فهميده&zwnjايد ، شجاعت و دلاوري اين نيست كه در هر زماني بدون توجه به موقعيت آن دست به شمشير ببري و هر مخالفي را از سر راه برداري . شجاعت اين است كه با سنجيدن موقعيت ، هر آن چه را كه لازم است براي اجراي فرمان الهي به كار ببري .

زماني فرمان خداوند اين است كه جانت را در كف دستت بگيري و تا آخرين قطره خونت از دين خداوند دفاع نمايي . كه امام علي عليه السلام اين كار را ، با تمام توان انجام داد ؛ تا جايي كه لقب «حيد كرار» به او داده شد . زماني نيز فرمان خداوند اين است كه براي حفظ اساس و بنيان اسلام ، از حق خود بگذري و دين نوپاي اسلام را از توطئه&zwnjهاي كفار و منافقان در كمين نشسته ، حفظ نمايي . كه امير المؤمنين عليه السلام خار در چشم و استخوان در گلو ، در برابر جنايت&zwnjها و ظلم&zwnjهاي دشمنان رسول خدا صلي الله عليه و آله ، صبر كرد و با اين شكيبايي دين اسلام را از شر شياطين حفظ كرد . شجاعت حقيقي اين است . اگر علي عليه السلام ، غير از اين عمل مي&zwnjكرد بايد به شجاعت او شك مي&zwnjكرديم كه نتوانسته فرمان الهي را اجرا كند .

خود آن حضرت در روايتي مي&zwnjفرمايد : شجاعترين مردم كسي است كه بر هواي نفسش غلبه كند . و امير المؤمنين عليه السلام در آن موقعيت حساس بر نفس خويش مسلط بود و فرمان الهي را كه همان صبر و شكيبايي بود به بهترين وجه انجام داد . تصويري كه از امام علي عليه السلام در كتاب&zwnjهاي شيعه نقش بسته است ، شخصيت عظيمي است كه در تمام عمرش لحظه&zwnjاي از فرمان&zwnjهاي الهي سرپيچي نكرده است ؛ چه آن فرمان جهاد با شمشير در برابر مشركان ، يهوديان و يا در برابر مسلمان&zwnj نماهايي كه خود را همسر و يا اصحاب پيامبر مي&zwnjدانستند باشد و چه صبر و شكيبايي در برابر ظلم&zwnjها و حق خوري&zwnjهاي ، غاصبان حكومت . امير المؤمنين در هر دو ميدان شجاع به معناي واقعي بوده است . شما كه اين همه از شجاعت ، غيرت ، ايمان و ... علي بن أبي طالب عليه السلام تعريف مي&zwnjكنيد كه حقيقتاً نيز سخن درستي است ، آيا تا به حال از خودتان سؤال كرده&zwnjايد كه چرا آن حضرت در جنگ&zwnjها و كشورگشايي&zwnjهاي خلفاء شركت نكرده است ؟ آيا خداي نخواسته شجاعتش را از دست داده بود يا اين كه نمي&zwnjخواست خود را در خدمت كساني قرار دهد كه آنان را غصب كنندۀ حق خود مي دانست ؟

اين همكاري ، دور از شأن او و تأييد كننده سياست خليفه وانمود مي&zwnjشد و به رفتار خليفه و سپاهيانش در اين جنگ&zwnjها اعتبار و مشروعيت مي&zwnjبخشيد . و امير المؤمنين با عدم شركت در اين جنگ&zwnjها ، بر مشروعيت اين كشورگشايي&zwnjها مهر بطلان مي زند .

حقيقت روابط امام علي عليه السلام با خلفا در صحيح مسلم آمده است و آن اين كه علي عليه السلام ابوبكر و عمر را ؛ دروغ&zwnjگو ، خيانت&zwnjكار ، گناهكار و پيمان شكن مي&zwnjداند . و ما نيز به پيروي از آن حضرت به اين مطلب ايمان كامل داريم .



گروه پاسخ به شبهات



مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
7 | حسين اسيري | , ایران | 12:00 - 12 فروردين 1387 |
0
 
 
2
پاسخ نظر
به نام خدا .. سلام عليكم ..
واقعا دست شما درد نكند .. خدا ما و شما را با امير المؤمنين (ع) حشر نمايد ان شاء الله تعالى ..
به آقاي (شاهد) بيشتر از جواب شما جيزي نميكويم .. فقط جند مصدر درباره بيشبيني حضرت بيامبر (صلى الله عليه وآله) به حضرت امير (ع) درباره خيانت امت به او (ع) ودستور به صبر وشكيبائي بالاخص اكر كسي را نيافت براي أخذ حق خويش
1-حاكم نيشابوري بسند خويش وبا اعتراف به صحت حديث در كتاب معرفة الصحابه حديث : 4686 نقل ميكند كه حضرت بيامبر (صلى الله عليه وآله) به حضرت علي (ع) فرمودند : امت بعد از من به تو خيانت خواهد كرد ؛ وتو بر ملت من زندكي ميكني وبر سنت من كشته ميشوي ؛ كسي كه تو دوست بدارد مرا دوست داشته است وكسي كه مبغض تو باشد مبغض من است ؛ واين از اين خوني خواهد شد ؛ يعني از سر تا ريش حضرت . ذهبي هم اعتراف به صحت اين حديث ميكند ..
2-حاكم نيشابوري در المستدرك ؛ كتاب معرفة الصحابه حديث : 4676 ؛ هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه ؛ ذهبي هم به صحت اين حديث اعتراف ميكند ..
3-باز هم همان منبع حديث : 4677 با اعتراف به صحت اين حديث بر مبناي شيخين (بخاري ومسلم)
4-خطيب بغدادي در تاريخ بغداد : ترجمه عمر بن الوليد الكرابيسي .
5-ابن عساكر در تاريخ دمشق : ج42 /ص 323
6-ابو يعلى در المسند : مسند علي بن ابي طالب حديث شماره : 565
7-باز هم ابن عساكر در تاريخش : ج42/ ص447
8-همان مصدر : ص422
9-طبراني در المعجم الكبير : ج11/ص60حديث: 11084
10-هيثمي در مجمع الزوائد : باب مناقب علي بن أبي طالب – تحت عنوان باب بشارته بالجنة
11-متقي هندي در كنز العمال : در باب فضائل - فضـائل علي – حديث : 32996
12-همان منبع سابق حديث : 32997
8 | احد ايماني | , ایران | 12:00 - 14 فروردين 1387 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
استفاده شاياني برديم . hekmatabad.parsiblog.com
9 | شاهد | , عربستان سعودی | 12:00 - 15 فروردين 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
باعرض سلام مجدد كه باز وارد سايت ميشوم و از اين كه گروه رد شبهات برايم دوبار ايميل فرستاده اند تشكري مينمايم. بنده يكفرد عادي وكارمند ميباشم ونميتوانم بشكل متواتر روي كمپيوتر باشم, واز اينكه براي جواب تآخير نموده ام معذرت ميخواهم, درضمن ميخواهم كه توجه قارئين معزز را به اين نقطه جلب نمايم كه ما سني ها وقتيكه سعي ميكنيم ثابت نماييم روابط حسنه بين علي و وديگر صحابه وجود داشته, منظور مان ايجاد الفت بين مسلمانان امروزي از آينه اي تاريخ اسلام است. اگر كل ما اهل تسنن اينطور نباشيم اغلب اينطوري هستيم, اين اغلبيت اغلبيتي صامت هستند , اين اغلبيت اصلا توي جرياني جدالي كه در سايت ها, مخصوصا سايت هاي مذهبي اهل تشيع وجود دارد نيستند. اين بار ميخواهم يكمقدار مفصل تر روي رد شبهات زواج أم كلثوم با عمر بن الخطاب صحبت نمايم, چون بحثي كه ازطرف رد شبهات در صفحه اي بالا شده است ,من منحيث يك سني عادي بايد نظرم را درباره اش اظهار نمايم تا اون نقطه آى بالا (تقارب بين مذاهب)را كمك كرده باشم وبعض نقاط را وضح نموده باشم. محور اول: گروه بر اي رد شبهه اي ازدواج, به دو مصدر, شيعه و سني, اشاره نموده اند, براي رد مصادر اهل سنت بيشتر ازنصف صفحه را اختصاص دادند,مخصوصا براي اينكه ثابت نمايند كه بعضي مصادر اهل سنت دروغ گو جعل كار وعالم سلطه وغيرى ثقه بودند , به مصادر مختلفي تاريخي وعلمى حديث اشاره نموده اند. اما از كتب اهل تشيع كه 3 روايت نقل شده است كه ازدواج صورت گرفته, مثل : 1) از ابى عبدالله جعفر الصادق( كه گفتند اون ناموس از ما بود كه غصب شده است)(بنده شك دارم از امام صادق اينطور حرف صادر شود) 2 ) امر ازدواج را به عباس گزاشت 3 ) و علي امكلثوم را از خانه عمر بعد از وفاتش براي انتهاء عدتش به خانه خود برد. از انصاف ميبود اگر گروه اينهارا هم رد مينمود و با تفصيل ميفرمود كه ايا مصادر, دركتب تشيع هم دروغگو ,جعل كار, وغيره وغيره....... بودند يا چطور؟ با اينكه مرجوع ساختيد به كتب مختلفه. درشروع مبحث فرموديد كه علماي شيعه دراين باره نظرات مختلف دارند وبعضي شان قبول دارند كه اين ازدواج صورت گرفته , اما بزور. وبعضي شان اصلا از انجام ازدواج انكار دارند براي بنده سؤال خلط ميشود كه آيا بعضي علماي شيعه كه منكر ازدواج هستند دارند به اون حديث عمل مينمايند كه از امام جعفر الصادق روايت ميكنند كه ميگويد( اذا صادفكم مسئله تختلفون فيها وبعضه يخالف العامه خذو مايخالف العامه) اگربا مسئله اي بر خورديد كه باهم اختلاف داشتيد وبعضش مخالف (عامه) هست, به اون عمل نماييد كه مخالف عامه هست, در اون زمانه عامه علماي اهل (سنت) بودند. ايا علماي شيعه دارند جدا از اين روايت پيروي مينمايند؟ ايا ممكن است عمري را كه هزارها دو دشنام براش ميدهند, ودشمني هاي گوناگون باعلي برايش ميتراشند, داماد علي قبولش كنند ؟, قبول اين امر چطور ممكن است؟ محور دوم:ارسال علي دخترشرا نزد عمر و ديدن عمر ساق امكلثوم را : من هم با شما موافق هستم كه اين كار نه با اخلاق علي خانا است ونه عمر. همانطور كه روايت ( انه فرج" غصبنا) (روايات كتب شيعه) با مقام امام جعفر الصادق جور نمياد. از ترجمه اش خجالت ميكشم. محور سوم: مخالفت با سنت رسول خدا . اين خيلي جالب است, كه چطور علي عملي را انجام بدهد كه رسول خدا مانع انجام ان شده است؟ خدمت شما عرض شود , ايا ميتوانيد تصور نماييد كه شما ممكن است داماد رسول خدا باشيد ؟ به به , اين چه قدر با عظمت است براي كسيكه داماد رسول خداباشد. بلي, ابي بكر وعمر كه از نزديكترين اصحاب رسول خدا بودند اين تمنا را داشتن , چرا نه, كي نميخواست اين افتخار را داشته باشد, از نگاه رسول خدا ابى بكر وعمر اشكال ايماني وشخصي نداشتند. مگر رسول خدا داماد ابى بكر و داماد عمر نشدند ؟ نه, ابى بكر وعمر نزد رسولله عيبي نداشتند, جز اينكه جواني محبوب مثل علي پسر عمويشان را براي فاطمه زير نظر داشتند, پس براي دامادي از علي كسي ديگر بهتر نبود . شماخواستيد بفهمانيدكه رسول خدا ابي بكر وعمر را مستحق دامادي نميدانستند ,ميگوييد چطور ممكن است علي دخترش را به عمر به زني بدهد؟ مگر شما فراموش ميكنيد كه رسول خدا دو دخترش را بنكاح عثمان در اورد ؟ وقتيكه دختري دوم شان وفات نمود گفتند ( لو كانت عندنا الثالثه لزوجناكها) يعني اي عثمان اگر دختر سوم هم ميداشتم اورا هم برايت .وجه ميساختم. مصادر ما سني ها عثمان را ازنگاه ايماني وايثار وتواضع وعدل درجه اي بعد از ابي بكر وعمر برايش ميدهند. اهل تشيع كه عثمان را هم دشمن علي وغاصب حقش ميدانند , ايا رسول خدا دوتا جگر گوشه اش را كه اگر سوم هم ميداشت, به ازدواج دشمن علي وال بيتش وغاصب حقش به زني ميداد؟ اهل تشيع ايمان دارند به اين كه رسول خدا به علي وال بيتش خبر دادند كه بالاي علي وال بيتش توسط اصحابش ظلم خواهد شد, ايارسول خدا به ظالماني مثل عثمان 3 تا دخترش را به زني دادند؟ زبانم لال (مگر رسول خدا اينقدر ادم ناشناس وبيخبر بودند؟) درضمن اينكه از ظلم عثمان درغصب حق علي با خبر بودند. گروه در بحث بالا مينويسد: ((((در حقيقت مي‌خواست به آن دو بگويد كه شما لياقت اين را نداريد كه با خانواده رسول خدا رابطه خويشاوندي برقرار كنيد ، نه تناسب سني با حضرت زهرا داريد و نه تناسب ايماني ، و نه اخلاقي نسبي و ...)))) اولا تناسب سني: ايا رسول خدا وقتي باحضرت عايشه ازدواج نمودند مگر تناسب سني داشتند قربان؟ تناسب ايماني ,نسبي واخلاقي : ايا عثمان تناسب ايماني , اخلاقي ونسبي مناسب براي 3 تا دختر رسولله داشت كه ابي بكر وعمر نداشت؟ ايا رسول خدا نسب ابي بكر و عمر, اخلاق و ايمانشانرا براي به زني گرفتن دختر هاي شان مناسب ديدند اما براي دختر خودشان ودختر علي مناسب نديدند. تعجب ميكنم, مگر رسول خدارا از اپارتيد هاي جنوب افريقا (سفيد پوستان) فكر نموديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مسئله مخالفت سنت رسول خدا در ازدواج عمر با ام كلثوم نيست, بلكه اگر بخواهيد از 3 صفحه اي يك كتاب كلمات مختلفي دلخواه خودرا برداريد يك داستان مختلف از داستان كتاب درست خواهد شد, كه اقايون براي محور سوم كلا همين كار را كردند كه مخالفتي سنت رسول خدابرايش اسم گزاشتند. محور چهارم: احياي سنت جا هليت: رفئوني رفئوني : درينجا دو مسئله است كه يكي انا را شما بايد قبول كنيد : يكي انكه ازدواج صورت نگرفته وعمر هم اين حرف را نزده ديگه سؤال شما از اهل سنت بيجاست. دوم اينكه قبول كنيد كه عمر اين حرف را زده, پس ازدواج صورت گرفته. اگر قبول كرديد كه ازدواج صورت گرفته خدمت تان توضيح ميدهم. وقتيكه رسول خدا دختر عمر (حفصه )را به زني گرفت عمر خيلي زياد خوش و مسرور بود وتمنا داشت دخترش ذريتي از رسول خدا داشته باشد چون ايمان داشت به حديث رسولله كه ميگويد( كل نسب ينقطع الا نسبي )همه انساب قطع ميشوند الا نسبي من, اما (حفصه) از رسول خدا ذريت بجاي نگذاشت , براي همين عمر خيلي تمنا داشت بارسول خدا وعلي هم نسب شود واز ان ذريت بجاي بگزارد تا از نسب رسولله منقطع نباشد, پس اگر قبول كنيد كه موافقت براي ازدواج عمر با ام كلثوم حاصل شده است ,بايد بدانيد كه عمر خود را در اون لحظه خوش نسيب ترين انسانها ميدانست وچون تمنا داشت از امكلثوم ذريت داشته باشد از اصحابي پهلوي قبري پيغمبر ميخواهد برايش تمناي بنين وبنات نمايند. عمر در نهايت يك انسان بود ونميتوانست ملايك با شد واشتباه نكند, ادم دروقتي خوشي زياد ممكن است دشمنش را به اغوش بكشد, وحرف هاي خلاف طبيعت خود بزند, مگر نشنيدين مردي كه شترش را با بارش بعد از اينكه خوابيد در صحرا گم كرد اما بعد از اين كه شترش را بازيافت براي اين كه شكر خدارا ادا نمايد از خوشحالي اشتباه نموده گفت (اللهم انت عبدي وانا ربك, خداوندا تو بنده اي من ومن رب تو هستم. ) (خداوند ازين حرفش خنديد) (حديث شريف) پس ادم در وقتي خوشحالي خيلي زياد ممكن است اشتباه حرف بزند, كه اگر عمر اين حرف را زده كلا مناسب به تمناي نزديك شدن به محبوبش رسولله بوده , نه اينكه اين حرف را به مردم قبولانده با شد كه بعد ازين اينطوري بگويند, وما بگوييم كه سنت جاهليت را احيا نموده است. محور پنجم تناسب سني: فرموديد كه عمر تناسب شني نداشت تا با ام كلثوم ازدواج نمايد. من از شما سؤال مينمايم كه (نسبت به معيار امروزي شما ) ايا رسول خدا وقتي باحضرت عايشه ازدواج نمودند مگر تناسب سني داشتند قربان؟ نه. در آن زمان سن مرد ها زياد مطرح نبود. محور ششم: اخلاق تند عمر. بلي عمر مرد جدي بود, خيلي جدي . اما براه حق , حالا اين را شما اخلاق بد ميناميد يا چيز ديگر زياد فرق نميكند ,چون مخالفين عمر برايش هر لقبيدليشان خواست بگزارند,اما ميخواهم چند تا توضيح بدهم , در بالا مينويسند كه به عمر گفت كه از خدا بترس وبه بندهاي خدا سخت نگير , ما اينطوري برداشت مينماييم كه عمر يك انسان ديكتاتور ,ظالم , خدا ناترس بود , ايا شما هم خواننده اي عزيز اينطوري برداشت داريد؟ عمر در زنده گي خانه اش مثل علي بود با كفاف زنده گي مينمود حتي از بيت المال مزد نميگرفت تا اينكه علي برايش مشوره داد كه به اندازه اي كفافي روز مره اش از بيت المال مزد بگيرد, عمر ابن الخطاب مرد قوي الجثه قدي بلند داشت واز جواني مرد ميدان بود, جدي بود وبراي احقاق حق از هيچكسي باك نداشت تقيه وخوف از ادمها بلد نبود از واليانش دقيق حساب ميخواست وبراي باخبر بودن از حال عمالش از نامه بر استفاده مينمود تا به كسي ظلم ننمايند وبراي خود ثروت نه اندوزند ,عمالش كه از كبار صحابه بودند ازش حساب ميبردند, حتي كه بعد از وفات عمر در خلافت عثمان بعضي شان براي خود ثروت ها اندوختند. اما شخصيكه ميفهميد عمر اشتباه نموده است به عمر چه ميگفت؟ عمري كه واليناش , سراني نظامي اش هر ظالم وجابر ي كه در مدينه وخارج ازمدينه بسر ميبرد مثليكه گنهكار از عزرايل حساب ببرد از عمر حساب ميبردند. ببينيد يكفرد مسلمان عادي ازعمر چطور حساب ميخواهد: مردي در داخل مسجد وقتي خطبه گفتن عمر بلند ميشود وازش سؤال ميكند كه (چرا براي خودش دو پارچه از مال غنيمت تخصيص داده است در وقتيكه به ديگران يكپارچه داده است ) مثلي يكفردي كه جواب قاضي را بدهد برايش ميگويد كه اين پارچه اي دوم مال پسرش عبد الله است. عمر ميخواهد براي خانمها مهريه تعين نمايد , يكخانم بلند ميشود وايرادميگيرد, عمر با كلي تواضع اعتراض را قبول ميكند وميگويد, صدقت امرأه وأخطاء عمر. مثال زياد است خواننده اي عزيز براي اينكه عمر چطور ادم بود شما لطفا كتابهاي را مطالعه نماييد كه رويه اي عمر با غير اهل بيت رسولله را بدانيد كه چطور بود, اين كتابها نبايد مصادرش اهل تشيع باشد چون راي اهل تشيع در باره اي عمر معروف است, اما كتابهاي اهل سنت ممكن است درباره اي روابت عمر با اهل بيت رسول الله براي تملق دروغ بگويند ,اما براي بيان طريقه اي برخورد با ابوسفيان , پسرش معاويه, سعد ابن الوقاص, عمرو ابن العاص, خالد ابن الوليد, وديگر صحابه اي معروف كه بنده حوصله اي نوشتن زياد را ندارم , برسي نماييد تا بتوانيد عمررا بشناسيد. با كمال عذر خواهي كه از اين بيشتر وقت نوشتن ندارم براي حاضر به همين مقدار اكتفاء مينمايم , وازاينكه فارسي ام خيلي خوب نيست ونوشته هايم بي ربط است از خواننده اي عزيز پوزش ميخواهم. والله من وراء القصد.

پاسخ:
جناب آقاي شاهد ، از لحن مؤدبانه شما در نقد مقاله ممنونيم . اميدوارم كه اين ارتباط همچنان ادامه داشته باشد . اما جواب مطالب شما : × گفته‌ايد : " اما از كتب اهل تشيع كه 3 روايت نقل شده است كه ازدواج صورت گرفته از انصاف ميبود اگر گروه اينهارا هم رد مينمود و با تفصيل ميفرمود كه ايا مصادر, دركتب تشيع هم دروغگو ,جعل كار, وغيره وغيره....... بودند يا چطور؟ با اينكه مرجوع ساختيد به كتب مختلفه " . -
جناب شاهد ! اتفاقاً ما اين روايت را آورده‌ايم كه به آن‌ها پاسخ بدهيم ، با كنار هم قرار دادن آن‌ها پاسخ نيز داده‌ايم و به كتاب‌هاي مختلفه نيز ارجاع نداده‌ايم . تعجب مي‌كنم شما چگونه در ادامه جواب ما را نخوانده‌ايد ! . بلي ممكن است در كتاب‌هاي شيعه نيز راوياني پيدا شود كه به دروغ چيزهايي را به اهل بيت عليهم السلام نسبت مي‌دهند . اگر اين طور نبود ، علم رجال و درايه در مذهب شيعه پايه گذاري نمي شد .
× گفته ايد : " براي بنده سؤال خلط ميشود كه آيا بعضي علماي شيعه كه منكر ازدواج هستند دارند به اون حديث عمل مينمايند كه از امام جعفر الصادق روايت ميكنند كه ميگويد( اذا صادفكم مسئله تختلفون فيها وبعضه يخالف العامه خذوا ما يخالف العامه) اگربا مسئله اي بر خورديد كه باهم اختلاف داشتيد وبعضش مخالف (عامه) هست, به اون عمل نماييد كه مخالف عامه هست, در اون زمانه عامه علماي اهل (سنت) بودند. ايا علماي شيعه دارند جدا از اين روايت پيروي مينمايند؟ " -
جناب شاهد ! اگر دقت مي‌كرديد ، هيچ وقت برايتان خلط نمي شد . روايتي را كه شما نقل كرديد ، بنده در هيچ يك از كتاب‌هاي روائي شيعه پيدا نكردم ؛ با اين كه تمامي كتاب‌هاي روائي شيعه و سني را در كامپيوترم دارم . آيا بهتر نيست كه اصل روايت را با ذكر مدرك نقل مي‌كرديد تا بتوان در باره آن قضاوت كرد ؟ آري با توجه به اين كه امامان عليهم السلام در عصر بني اميه و بني عباس كه حكومت اسلامي را به حكومت استبدادي سلطنتي تبديل كرده بودند و به دنبال بهانه بودند كه امامام و شيعيان را قلع و قمع نمايند، برخي از موارد براي حفظ جان خود و يا شيعيان مطلبي را به عنوان تقيه موافق نظر حكومت بيان مي كردند و در موارد خصوصي به روات شيعه مي فرمودند در صورت تعارض دو روايت از ما امامان شما به آن چه مخالف نظر اهل سنت مي باشد و به صورت تقيه صادر شده، عمل كنيد.

× گفته ايد " ايا ممكن است عمري را كه هزارها دشنام براش ميدهند, ودشمني هاي گوناگون باعلي برايش ميتراشند, داماد علي قبولش كنند ؟, قبول اين امر چطور ممكن است؟ " - بلي ، ممكن نيست عمري كه حضرت زهرا سلام الله عليها را كتك زده است ، فرزندش را سقط كرده و در نهايت آن حضرت را به شهادت رسيده است ، داماد علي شده باشد . چطور ممكن است امير المؤمنين عليه السلام دخترش را به كسي بدهد كه ( طبق روايت صحيح مسلم ) اعتقاد دارد وي «دروغگو ، پيمان شكن ، گناه‌كار و خيانت كار» بوده است .
بلي ، ممكن نيست امير المؤمنين عليه السلام بر خلاف سنت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم كه دخترش فاطمه عليها السلام را به آن دو نداد ، دختر فاطمه را به عمر بدهد . بلي ، ممكن نيست امير المؤمنين دخترش را به پيرمردي ( همانند عايشه) از دادن دختر به وي امتناع مي‌كنند و حتي كساني همچون عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه كه از دوستان نزديك خليفه به حساب مي‌آ‌يند ، به بد اخلاق بودن او اعتراف مي‌كنند .

× گفته‌ايد : " ارسال علي دخترش را نزد عمر و ديدن عمر ساق ام كلثوم را : من هم با شما موافق هستم كه اين كار نه با اخلاق علي مي سازد و نه عمر . " -
متأسفانه اكثر علماي اهل سنت ، براي اثبات ازدواج ام كلثوم با عمر ، اين مطلب را ذكر و آن را از قطعيات شمرده‌اند . حتي يك نفر از علماي اهل سنت را بنده پيدا نكردم كه اين مطلب را رد كرده باشد . جز سبط ابن جوزي كه فقط استبعاد كرده است. در حقيقت هر عالمي از علماي اهل سنت كه نحوه ازدواج را بيان كرده ، اين مطلب را آورده كه عمر اين عمل زشت را در حق ناموس رسول خدا انجام داده است . بلي اين مطلب با اخلاق علي بن أبي طالب سازگار نيست .
ثانياً : خود ايشان گفته است كه من در نكاح تابع جاهليت هستم ... « ما بقي فيّ شئ من أمر الجاهلية إلا أنّي لست أبالي إلى أي الناس نُكحت وأيهم أنكحت » كنز العمال ج 16 ص 534، الطبقات الكبرى ج 3 ص 289، من حياة الخليفة عمر بن الخطاب ، عبد الرحمن أحمد البكري - ص 535 . كه از ترجمه روايت خجالت پوزش مي‌ خواهيم .

× گفته‌ايد : " از نگاه رسول خدا ابى بكر وعمر اشكال ايماني وشخصي نداشتند. مگر رسول خدا داماد ابى بكر و داماد عمر نشدند ؟ "
- جناب شاهد ! مگر نه اين كه پيامبر خدا صلي الله عليه وآله وسلم با دختر ابوسفيان نيز ازدواج كرده است . آيا مي‌شود به اين مطلب استناد كرد و ايمان ابوسفيان را ثابت كرد ؟

× گفته ايد : " نه, ابى بكر وعمر نزد رسولله عيبي نداشتند, جز اينكه جواني محبوب مثل علي پسر عمويشان را براي فاطمه زير نظر داشتند, پس براي دامادي از علي كسي ديگر بهتر نبود . "
- اگر پيامبر اسلام ، علي (عليهما السلام) را براي فاطمه زير نظر داشتند ، علي عليه السلام نيز طبق روايات اهل سنت دخترش را براي فرزند برادرش جعفر در نظر گرفته بود و اتفاقاً يكي از دلايل امير المؤمنين بر رد خواستگاري عمر از ام كلثوم ، همين مطلب بوده است . آيا كسي حاضر مي‌شود با وجود جوان رشيدي از برادرش ، دخترش را به يك پير مرد بد اخلاق بدهد ؟ معاذ الله . همان طور كه پيامبر نداد ، علي نيز عذر عمر را خواست .

× گفته ايد : " مگر شما فراموش ميكنيد كه رسول خدا دو دخترش را بنكاح عثمان در اورد ؟ وقتيكه دختري دوم شان وفات نمود گفتند ( لو كانت عندنا الثالثه لزوجناكها) " .
- اين مطلب يكي از دروغ‌هاي است كه افسانه سازان بني اميه ساخته‌اند . پيامبر دختري غير از فاطمه زهرا سلام الله عليها نداشته است كه آن را به ازدواج عثمان دربياورد . اگر كسي را به ازدواج عثمان درآورده باشد ، دختران وي نبوده ؛ بلكه ربيبه‌هاي وي (دختران خواهر حضرت خديجه) بوده است . ما ابن مطلب را پيش از اين ثابت كرده‌ايم كه مي‌توانيد آن را در اين آدرس پيدا كنيد :
 http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=469

× گفته ايد : " ايا رسول خدا وقتي باحضرت عايشه ازدواج نمودند مگر تناسب سني داشتند قربان؟ "
- ما اين مطلب را نيز ثابت كرده‌ايم كه خردسال بودن عايشه از دروغ‌هايي است كه بني اميه ساخته‌اند . چطور ممكن است عايشه در سال اول بعثت همراه با پدرش ابوبكر اسلام آورده باشد و از طرف ديگر بعد از هجرت با پيامبر در حالي ازدواج كند كه 9 سال بيتشر نداشته است ؟ اين تعارض را چگونه مي‌توانيد حل كنيد ؟
 http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=699

× گفته ايد : " ايا عثمان تناسب ايماني , اخلاقي ونسبي مناسب براي 3 تا دختر رسولله داشت كه ابي بكر وعمر نداشت؟ "
- در جواب مي‌گوييم : نه عثمان تناسب ايماني ، اخلاقي و نسبي با خانواده پيامبر داشت ، و نه عمر و ابوبكر ؛ از اين رو پيامبر دخترانش را به هيچ يك از آنان نداد .
× اما محور چهارم : احياي سنت جا هليت توسط عمر با گفتن كلمه رفئوني رفئوني . شما اگر اين ازدواج را قبول كنيد ، بايد بپذيريد كه عمر موروج سنت‌هاي جاهلي بوده است و اين مسأله زير بناي مذهب شما را به هم مي‌زد . چطور مي‌شود كسي را به عنوان خليفه رسول خدا قبول كرد ؛ كه خود با ترويج افكار جاهلي با دين خداوند علناً دشمني ورزيده است ؟ آيا مروج افكار جاهلي مي‌تواند خليفه رسول خدا باشد ؟ معاذ الله . اما اگر اصل ازدواج درست نباشد ، ما نيز قبول خواهيم كرد كه عمر اين سخن را نگفته است . جالب اين است كه شما عمر را با يك شترچران مقايسه كرده‌ايد ، اگر عمر شما به اندازه يك شتر چران نمي‌تواند بر سخنان خود كنترل داشته باشد ، چطور مي‌تواند جاي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم پر كند ، دين اسلام را به آن مقصود نهايي رسانده و مردم را به صراط مستقيم الهي هدايت كند ؟ اگر عمر شما همانند آن شتر چران ، گاهي خود را خدا ، خطاب و گاهي خداوند را بنده خود خطاب مي‌كند‌ ، ارزاني خودتان . ما نمي‌توانيم سرنوشت خود را به دست چنين انساني بدهيم .

× گفته ايد : " خداوند ازين حرفش خنديد " .
- بلي ، خداي اهل سنت مي‌خندند ، راه مي‌رود ، هروله مي‌كند ، دست دارد ، پا دارد ، چشم دارد ، آن قدر چاق است كه عرش به فرياد مي‌آيد و... خلاصه همانند شما انساني است كه توانسته به آسمان برود و عرش را قبضه كند . آيا فراموش كرده‌ايد كه خداوند مي‌فرمايد : "ليس كمثله شي " و " لم يكن له كفوا احد " ؟ و آياتي فراواني كه داشتن اين صفات را براي خداوند نفي مي‌كند .

× گفته‌ايد : " عمر در زنده گي خانه اش مثل علي بود با كفاف زنده گي مينمود حتي از بيت المال مزد نميگرفت "
- آيا معناي جمله : «خشن العيش شديد على النساء » و « شديد الخلق على أهلك » و « ويدخل عابسا ويخرج عابسا » با كفاف زندگي كردن است ؟ اگر عمر همان طوري بود كه شما گفته‌ايد ، چرا عايشه حاضر نشد دختر ابوبكر را به وي بدهد ؟ چرا بد اخلاق بودن و تند خو بودن عمر را بهانه كرد ؟ چرا ام أبان حاضر نشد كه با عمر ازدواج كند ؟

× گفته‌ايد : " از جواني مرد ميدان بود "
- كدام ميدان ؟ آيا تا به حال شنيده‌ايد كه عمر بن الخطاب پشه‌اي را از دوش نبي مكرم اسلام صلي الله عليه وآله وسلم پرانده باشد ؟ آيا تا به حال شنيده‌ايد كه عمر در ميدان جنگ يك نفر كافر را كشته باشد ؟ تا آن‌جايي كه ما مطالعه كرده‌ايم ، به اعتراف خود علماي اهل سنت ، عمر در اكثر جنگ‌ها فرار مي‌كرد ؛ از جمله در جنگ احد ، جنگ حنين ، جنگ خيبر و ... تا جايي كه به وي لقب « فرّار غير كرار» دادند . كه اگر لازم شد ، مدارك همه آن‌ها را از كتاب‌هاي اهل سنت براي شما نقل خواهم كرد . اگر مي‌توانيد حتي يك روايت از كتاب‌هاي اهل سنت در باره شجاعت و جنگاوري‌هاي عمر در ميدان جنگ براي بنده پيدا كنيد ؟ ما منتظريم .

× گفته‌ايد " ببينيد يكفرد مسلمان عادي ازعمر چطور حساب ميخواهد "
- بلي ، ما نيز اين مطلب را قبول داريم كه عمر بر خلاف آيه قرآن كه مي‌فرمايد : " مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم‏ " ، «أشداء علي المؤمنين و رحماء مع الكفار» وقتي در ميدان جنگ با كفار حاضر مي‌شد ، از ترس كشته شدن فرار مي‌كرد (همانند جنگ احد و حنين) ؛ اما وقتي در برابر زنان ، پير مردان و مسلمانان عادي قرار مي‌گرفت ، چنان خشن و شجاع مي‌شد كه انگار مثل او شجاع در روي زمين وجود ندارد . او آن قدر بر مؤمنين سخت مي‌گرفت كه حتي زنان مؤمنه نيز از ترس عمر خود را خيس و يا سقط جنين مي‌كردند :
عن إبراهيم قال : طاف عمر بن الخطاب في صفوف النساء ، فوجد ريحا طيبة من رأس امرأة ، فقال : لو أعلم أيتكن هي لفعلت ولفعلت ، لتطيب إحداكن لزوجها ... قال : فبلغني أن المرأة [ التي ] كانت تطيبت بالت في ثيابها من الفرق .
المصنف ، عبد الرزاق الصنعاني ، ج 4 ، ص 373 – 374، ح8117 .
عمر در ميان صفوف زنان حركت مي‌كرد ، بوي خوشي از سر يكي از زنان استشمام كرد ، گفت : اگر بدانم كه بوي خوش از سر كداميك از شما است ، فلان و فلان مي‌كنم . شما بايد بوي خوش را براي همسرانتان استفاده كنيد ... راوي مي‌گويد : به من خبر دادند زني كه بوي خوش استفاده كرده بود ، از ترس عمر شلوارش را خيس كرده بود .
واستدعى عمر امرأة ليسألها عن أمر وكانت حاملا ، فلشدة هيبته ألقت ما في بطنها ... .
عمر ، زن حامله‌اي را خواست تا از وي در باره مسأله‌اي سؤال كند ، آن زن از ترس هيبت عمر فرزندش را سقط كرد ... .
شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 1 ، ص 174
اما وقتي در برابر كفار قرار مي‌گيرد ، فرار را بر قرار ترجيح مي‌دهد : فخر رازي از بزرگترين علماي تاريخ اهل سنت در باره فرار عمر و عثمان در جنگ احد مي‌نويسد :
ومن المنهزمين عمر ، الا أنه لم يكن في أوائل المنهزمين ولم يبعد ، بل ثبت على الجبل إلى أن صعد النبي صلى الله عليه وسلم ...
تفسير الرازي ، الرازي ، ج 9 ، ص 50 .
از فرار كنندگان (در جنگ احد) عمر بود ؛ ولي او از نخستين فرار كنندگان نبود و زياد دور نرفته بود ؛ بلكه بر بالاي كوه ثابت ماند تا پيامبر به آن‌جا آمد . براي اين كه مطلب طولاني نشود ، به همين يك روايت اكتفا مي‌كنيم . انشاء الله اگر ارتباط با شما همچنان ادامه داشت ، بيش از اين برايتان خواهيم نوشت .
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
10 | مجتبي | , ایران | 12:00 - 21 فروردين 1387 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
واقعا ممنون از جواب شبهتون كه خيلي حال دادخدا لعنتشون كنه
11 | سيب سيب | , ایران | 12:00 - 21 فروردين 1387 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
بسيار عالي است
12 | سوران | , ایران | 12:00 - 27 ارديبهشت 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
ما با سند جلو آمديم ولي شما انكار مي كنيد پس شما سند بياريد مي دونم كه نداريد چون در آن زمان مذهب شيعه نبوده و اما اگر بدنبال حديثي درباره حضرت علي و.......باشيد بايد به كتابهاي اهل سنت و جماعت مراجعه كنيد و اگر در همين كتابهاي اهل سنت نوشته باشد كه حضرت علي و حضرت عمر نه تنها نسبتي با هم داشتند بلكه با هم دوست هم بودند شما مينويسيد ميگيد دروغه پس بفرمايد چه لزومي دارد و چه مصلحتي در اين است كه ما آن دو حضرت را به هم نسبت دوستي دهيم اگر دشمن همديگر بودند.
مگه ما از شماها مي ترسيم ما مي خواهيم متحد شويم باز شما تفرقه به پا مي كنيد چرا؟؟؟؟
اگر شما مي خواهيد بگوييد كه حق به علي بوده حال بوده الان چه فايده اي داره جز اينكه تفرقه به وجود آورديم و خود را بازيچه دست استكبار كرده ايم !!!!!!!!!

پاسخ:
جناب سوران ! از كدام سند صحبت مي&zwnjكنيد ؟ اگر مي&zwnjخواهيد ما را با مطالبي كه در كتاب&zwnjهاي شما وجود دارد قانع كنيد ، بدانيد كه اين مطالب از نظر ما هيچ ارزشي ندارد و چيزي را براي ما ثابت نمي&zwnjكند .

گفته ايد : "در آن زمان مذهب شيعه نبوده " سؤال ما از شما اين است كه مذاهب اهل سنت در چه قرني پايه ريزي شده&zwnjاند ؟ آيا مذهبي به نام شافعي ، حنفي و ... در آن زمان بوده&zwnjاند ؟ قديمي&zwnjترين مذهب شما حنفي است كه خود ابوحنيفه شاگرد امام صادق عليه السلام ، رئيس مذهب شيعه بوده است و خود بارها اعتراف كرده است كه : «لو لا السنتان لهلك النعمان ؛ اگر آن دو سال شاگردي در نزد امام صادق (عليه السلام) نبود ، نعمان (ابوحنيفه) هلاك شده بود » .

ضمن اين كه ما پيش از اين به همين شبهه شما و تمامي سؤالات ديگرتان پاسخ مفصلي داده&zwnjايم كه نمي&zwnjدانيم چرا آن را نديده&zwnjايد ، شايد به خاطر اين بوده است كه ايميل اصلي&zwnjتان را ننوشته بوده&zwnjايد . لطفاً به اين آدرس مراجعه بفرماييد :

 http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1313

بقيه سؤالات و نظرات قبلي شما را نيز پاسخ داده و براي عموم مردم نمايش داده&zwnjايم كه مي&zwnjتوانيد در قسمت فهرست پاسخ&zwnjها آن&zwnjها را بيابيد .

گفته&zwnjايد كه : "اگر بدنبال حديثي درباره حضرت علي و.......باشيد بايد به كتابهاي اهل سنت و جماعت مراجعه كنيد"

جناب سوران ! اگر ما براي اثبات حقانيت مذهب شيعه و ولايت امير المؤمنين عليه السلام به كتاب&zwnjهاي شما مراجعه مي&zwnjكنيم ، از اين باب نيست كه ما آن&zwnjها را قبول داريم و يا اين كه براي اثبات عقائدمان روايتي در كتاب&zwnjهاي شيعه نيست ؛ بلكه فقط از باب الزام خصم و مجاب كردن او به مطالبي است كه در كتاب&zwnjهاي اهل تسنن وجود دارد و آن&zwnjها مجبور به پذيرش آن&zwnjها هستند .

اين ويژگي ،&zwnj مخصوص مذهب حقه شيعه است كه مي&zwnjتواند حقانيت خود را حتي از كتاب&zwnjهاي مخالفين خود ثابت كند . اما بحث دوستي و يا دشمني امير المؤمنين عليه السلام با خلفاء : جناب سوران ! شما بحث وحدت و يكپارچگي در برابر استكبار را با مباحث علمي اشتباه گرفته&zwnjايد و در حقيقت معناي وحدت را درست متوجه نشده&zwnjايد .

 وحدت اين نيست كه ما از عقائدمان دست برداريم و هر آن&zwnjچه كه اهل تسنن گفته&zwnjاند بپذيريم . هر سخن جايي و هر نقطه مكاني دارد . قرار نيست به خاطر حفظ وحدت ، تاريخ را تحريف كنيم و به خود مان دروغ بگوييم . نظر امير المؤمنين عليه السلام در باره عمر و ابوبكر ، در صحيح&zwnjترين كتاب شما بعد از قرآن ، يعني صحيح مسلم &zwnjآمده است ، اين مطلب را نه مي&zwnjتوان مخفي كرد و نه به خاطر وحدت ناديده گرفت .

مسلم نيشابوري در صحيح خود مي&zwnjنويسد : فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا ... ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا .

صحيح مسلم ، كتاب الجهاد ، باب حكم الفيء .

«پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت : من جانشين رسول خدا هستم ،&zwnj شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده&zwnjات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را . ابوبكر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چيزي به ارث نمي&zwnjگذاريم ، آن&zwnjچه مي&zwnjماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناه&zwnjكار ، حيله&zwnjگر و خيانت&zwnjكار معرفي كرديد و... پس از مرگ ابوبكر ،&zwnj من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن ، دروغگو و گناهكار خوانديد .»

اين نظر حقيقي امير المؤمنين عليه السلام در باره آن دو نفر كه در صحيح&zwnjترين كتاب&zwnjهاي شما آمده است .



والسلام علي من اتبع الهدي



گروه پاسخ به شبهات
13 | سيد عمر حسيني | , ایران | 12:00 - 06 خرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام به شما كه از همه تاريخ آگاهيد و خبر داريد.
حضرت علي (كرم الله وجه) ميفرمايد: هركسي كه ظلم را قبول كند از ظالم بدتر است. خب حتما اين سخن خليفه چهارم را كه گفتم قبول داريد, پس طبق حرفها و نظرات شما: حضرت علي واقعا آدم ترسو و بزدل و بي غيرتي بوده. هم حقش را گرفتن هم زنش را كه دختر برترين انسان بوده كشتن ,هم بچه اش را كشتن. خداييش كدوم يكي از شما چنين رفتاري ميكنه اگه زن و بچه اش رو بكشن.(فقط نگيد : به خاطر حفظ اسلام يا تقيه تقيه).
واقعا خيلي بزدل بوده كه دخترش را به قاتل زن و بچه اش داده. درضمن اگه عمر و ابوبكر اونجوري اند كه شما ميگيد پس واي به حال مسلمونها كه از سخنان پيامبري پيروي ميكنن كه خوب و بد رو نميتونه از هم تشخيص بده و از دو آدم ظالم غاصب جنايتكار دختر به زني ميگيره و به يه آدم بد ديگه دوتا دختر ميده.
واي كه چه پيامبر بي ملاحظه اي داريم. آقايون با سواد (الحمدلله كه اكثراساتيد ايران از خودتونه و به ما اجازه رشد نميديد) بريد از سه تا استاد تاريخ اسلام خودتون بپرسيد تا بهتون بگن پيامبر چندتا دختر داشته. و از چه كساني زن گرفته.
حاكمي كه ترسو باشه مطمئناَ افرادش هم بي لياقتن خب بريد توي تلاريخهاي خودتون نگاه كنيد كه بيشترين فتوحات اسلام چه زماني بوده.
يكي از خودتون يه روزي ميگفت:ماازعمربدمون مياد چون اون بوده كه ايران رو مسلمون كرده.
شما كه فقط حرف خودتون رو ميزنيد و همش به صحابه رسول خدا فوش و دشنام ميديد و واسه اين دشنام ها هم دلايلي مياريد اما ما اهل دشنام نيستسم و علي چهارمين خليفه ماست و شير اسلام و فاطمه دختر پيامبرمونه و حسن و حسين سرورجوانان بهشتند و امام صادق استاتد چهار امام ما بوده و به هيچ كس بي احترامي نميكنيم حالا شماهر چقدر دوست داريد فوش و بد و بيراه و لعنت بفرستيد.
درآخر ميگم: 2تاعلي داريم:علي ما كه دخترش رو به عمر ميده ومشاورش ميشه و الي آخر ,اما علي شما آدم ترسو و بزدل و بي شهامتي بوده كه زنش رو جلوي چشاش ميكشن اما سكوت ميكنه(به خاطر اسلام حتما) حقش رو ميگيرن جرات نداره چيزي بگه,دخترش رو به زور ميگيرن از ترس چيزي نميگه .
آخرين حرفم: حضرت علي ميفرمايد: هركس ظلم ظالمي را قبول كند از خود ظالم بدتراست.( دقت كنيد هيچ استثنايي نياورده مثلا بگه بعضي وقتا اشكال نداره).................... هدانا الله كلَنا و اياكم.
يه موضوع جديد هم بهتون بدم واسه تحقيقات بعديتون: اسامي فرزندان و زنان امامان شيعه,مثل فرزندان امام حسين كه در كربلا شهيد شدند و اسمشون عمراكبر و عمراصغر ميباشد كه به بركت نظام جمهوري شيعه ايه ايران اساميشون و خيلي چيزاي ديگه تغيير كرد.( البته همه زنها و بچه هاتون مثلا خيلي از شما ها فكر ميكنن كه تنها زن حضرت علي فاطمه است و ديگه هيچ زني نداشته اما عرب اونموقع هميشه چندتا زن داشتند و سن و سال هم واسشون مهم نبوده وقتي پيامبر رفت خواستگاري حضرت عايشه ,ايشون داشتند بازي ميكردند. اما حيف كه پيامبرازاصل و نسب ابوبكر و از دل اببوبكر خبر نداشت و.گرنه نميرفت دخترش رو بگيره(عجب پيامبري داريم ها).

پاسخ:
جناب عمر ! ما پيش از اين به تمامي مطالب شما پاسخ داده&zwnjايم ، اگر كمي جستجو مي&zwnjكرديد ، نيازي نمي&zwnjديديد كه اين همه سخنراني نماييد. اما بحث شجاعت امام علي عليه السلام و ... همان طوري كه عثمان خليفه چهارم شما ، در هنگامي كه ياران عايشه و طلحه به خانه&zwnjاش حمله كردند ، نتوانست از زنش دفاع كند و مهاجمين در جلوي چشمان عثمان به زنش حمله كردند و دستش را قطع كردند .

اگر واقعاً عثمان شجاع بود ، چرا نتوانست در آن صحنه از زنش دفاع كند ؟ آ&zwnjيا عثمان هم در آن جا تقيه كرد و از زنش دفاع نكرد يا غيرت نداشت .

ثانياً : شما كه اين همه از شجاعت امير المؤمنين عليه السلام مي&zwnjنويسيد كه الحق نيز چنين است ، چرا آن حضرت در جنگ&zwnjهاي زمان خلفاء شركت نكرد ؟ همان علي كه در تمامي جنگ&zwnjهاي زمان رسول خدا شركت داشت و دشمنان اسلام را يكي يكي از سر راه برمي&zwnjداشت ، چه اتفاقي افتاده بود كه در خانه نشست و در جنگ&zwnjهاي خلفاء بر عليه مشركان شركت نكرد ؟

آيا نعوذ بالله غيرت و شجاعتش را از دست داده بود يا مشروعيت خلافت خلفا را قبول نداشت و جنگ زير پرچم آن&zwnjها را جهاد نمي دانست . اما بحث زن گرفتن پيامبر از عمر و ابوبكر : هيچ&zwnjگاه اين مطلب نمي&zwnjتواند خوب بودن ابوبكر و عمر را ثابت نمايد ؛ چرا كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم از ابو سفيان نيز دختر گرفته است .

همان طوري كه داماد ابوبكر و عمر بوده است ، داماد ابو سفيان نيز بوده است . آيا واقعاً اين مطلب مي&zwnjتواند دليل بر آن باشد كه ابو سفيان آدم خوبي بوده است ؟ اما بحث دختر دادن به عثمان : اين مطلب از دروغ&zwnjها و افسانه&zwnjهايي است كه بني اميه ساخته&zwnjاند ، پيامبر اسلام دختري غير از فاطمه زهرا سلام الله عليها نداشته است تا آن&zwnjها را به عثمان بدهد .

ما اين مطلب را پيش از اين بررسي كرده&zwnjايم ، لطفاً به اين آدرس مراجعه بفرماييد&zwnj:

 http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=469

بحث فرزندان امام علي عليه السلام و فرزنداني كه اسم آن&zwnjها را عمر و ابوبكر بوده را نيز پيش از اين بررسي كرده&zwnjايم ، لطفاً به اين آدرس مراجعه بفرماييد :

 http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=437

اگر واقعاً رابطه بين امام علي عليه السلام و عمر خوب بوده ؛ تا جايي كه امير المؤمنين اسم فرزندانش را از نام عمر و ... گذاشته است ، چرا عمر و ابوبكر نام فرزندان خود را از نام سروران جوانان اهل بهشت نگذاشتند ؟ نكند كه اين دوستي يك طرفه بوده است .

شما گفته&zwnjايد كه امام صادق عليه السلام ، استاد چهار امام شما بوده است ؛ پس چرا شما استاد را رها كرده و از شاگردان وي تقليد مي&zwnjكنيد ، آيا شايسته نبود كه از خود استاد تقليد مي كرديد ؟

گفته&zwnjايد كه : "وقتي پيامبر رفت خواستگاري حضرت عايشه ,ايشون داشتند بازي ميكردند" . اين مطلب نيز از دروغ&zwnjهايي است كه بني اميه ساخته&zwnjاند ، عايشه پيش از آن زن پيامبر بشود ، در عقد كسي ديگري به نام جبير بن مطعم بوده و سن سالش بيش از آن بوده است كه در كتاب&zwnjهاي اهل سنت آمده است .

ما اين مطلب را نيز پيش از اين بررسي كرده&zwnjايم ، لطفاً به اين آدرس&zwnj مراجعه بفرماييد :

 http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=699

والسلام علي من اتبع الهدي

گروه پاسخ به شبهات
14 | محب اهل البيت | , ایران | 12:00 - 15 خرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
دوستان عزيز من مقاله را كامل خوندم سعي كنيد جواب واضح باشه عزيزان سوال من اين است ازدواج صورت كرفته يا نه حالا جه بصورت زوركويي بوده يا رضايت ما اول مي خواهيم ثابت كنيم ازدواجي صورت كرفته يا نه حالا به هرطريقه كه مي خواهد باشد لطف كنيد جواب واضح دهيد
ازدواج با زوركويي و غصب صورت كرفته سوال واضحتر ازاين؟
متشكرم عزيزان

پاسخ:
بسمه تعالي
با سلام
در ميان علماء شيعه در مورد وقوع ازدواج اختلاف است (به همين دليل نيز ما به عنوان يک محور در مقاله خود به آن اشاره کرده ايم)
يکي از فرضيه ها اين است که اين ازدواج با زور و تهديد صورت گرفته است ولي قبل از زفاف عمر توسط ابولؤلؤ کشته شد.
وليکن با فرض صحت اين امر و با فرض اينکه ما به شما پاسخ مثبت داديم (البته باتوجه به اينکه اين دختر با توجه به بسياري از محققين، دختر حضرت فاطمه زهرا(س) نمي باشد) ، به دنبال چه نتيجه اي هستيد؟ !!
آيا به دنبال اثبات فضيلتي براي عمر هستيد؟ که خوب بد نيست به داستان حضرت لوط در قرآن نيز توجه داشته باشيد. (وقتي قوم کافر حضرت لوط در پي اميال نفساني خود به دنبال فرشته ها آمده بودند ، حضرت لوط به آن قوم کافر فرمودند: هؤلاء بناتي، هنه اطهر لکم)
----------
اما در ميان علماي اهل سنت يک روايت صحيح (دقت کنيد حتي يک روايت صحيح) نيز بر وقوع چنين ازدواجي وجود ندارد، بلکه طبق محورهاي اشاره شده در مقاله تمامي آنها داراي تناقضات بسيار است.
15 | محب اهل البيت | , ایران | 12:00 - 15 خرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
برادران عزيز سعي كنيم براي اينكه مطلب مشخص بشه قدم به قدم جلو بريم وجواب واضح وبدون لف ودوران باشه
نظر برادران شيعه درمورد حديث هذا فرج غصبناه جيست؟

پاسخ:
بسمه تعالى
با سلام
اي کاش متن مقاله را با دقت بيشتري مطالعه مي کرديد تا متوجه مي شديد که در بخش «محور هشتم: ازدواج با تهديدو زورگويي» به اين مطلب به صورت کامل پاسخ داده شده است
بنا بر عقيده شيعه همنطور که در محور هشتم گفتيم مبناي اين ازدواج بر تهديد و زورگويي بوده و بر فرض صحت اين حديث ، متن اين حديث ناظر بر روايتي است که در قبل از اين حديث به آن استناد شده است.
معاونت اطلاع رساني
16 | محب اهل البيت | , ایران | 12:00 - 16 خرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
برادران عزيز باتشكر از باسخ
ولي بد نيست جوابهاي خودتان را خوب بخونيد كه جوابي همراه با تناقضات شديد ما مي خواهيم از بحث استفاده كنيم وشما
از دادن جواب واضح خوداري مي كنيد من اول خدمت شما عرض كردم مي خواهيم قدم به قدم بريم جلو وفعلا بحث را متمركز كنيم سر اينكه ازدواج
جه بصورت رضايت و جه بصورت زوركويي جه دخترش بوده جه ربيبش بوده صورت كرفته يا نه اكر قبول كرديد كه ازدواج صورت كرفته حالا با هر نحوي باشه
مي ريم سر بقيه بحث كه اكر دوست داشتيد روايتهاي اهل سنت را نسبت به اين ازدواج برسي مي كنيم اما درمورد سوالتان كه ايا دنبال فضيلتي
براي عمر هستيم خدمتتان عرض كنم كه امير المومنين عمر اينقدر فضيلت داره كه نياز به اين فضيلتها نيست
من منتظر جواب شما هستم دركل ازدواج صورت كرفته يا نه (به هر نحو كه باشه) بدون لف ودوارن جواب واضح بدهيد تا بحث را ادامه بدهيم
متشكرم عزيزان

پاسخ:
بسمه تعالى
با سلام
برادر گرامي ما که جواب شما را به صورت واضح داديم باز چه بحثي داريد که ما هنوز جوابي نداديم، از ديدگاه علماء شيعه که گفتيم اختلاف نظر هست
ولي با فرض همه بحثها (به قول شما رضايت يا زورگويي يا دختر يا ربيبه يا ...) ما که به شما عرض کرديم خوب بله بر فرض اينکه ازدواج صورت گرفته باشد.
شما اصل بحثي را که مي خواهيد مطرح کنيد بفرماييد
(چرا که وقتي شما اين همه مطلب را در مورد اصل مقاله (حالات مختلف) را مي خوانيد و باز اين سؤال هنوز برايتان پاسخ داده نشده است پيداست يا غرضي در کار است يا ...) که با همه اين اوصاف فرض بر اينه داشته باشيد که ما به شما جواب مثبت داديم
حالا شما ادامه بحثتان را بفرماييد !!!!
اما راجع به بحث فضيلت جناب عمر بد نيست مقاله ذيل که از منابع خودتان (اهل تسنن) و نه يک منبع معمولي بلکه به قول شما صحيح کتب بعد از قرآن (صحيح بخاري) و کليه کتب صحيحين آمده بخوانيد
يقينا ديگر به دنبال ساير فضايل نخواهيد رفت
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=102
موفق و مؤيد باشيد
والسلام من التبع الهدي
معاونت اطلاع رساني
17 | محب اهل البيت | , ایران | 12:00 - 17 خرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
خوب برادران عزيز شما اعتراف مي كنيد كه ازدواج صورت كرفته اي كاش درانتخاب اسم موضوع كه (برسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر ) مي باشديك خورده مهربانتر باشيد وبااذهان مردم بازي نكنيد كه همه فكر كن اين واقعه اصلا افسانه بوده .
خوب بركرديم سراغ بحث شيرين خودمان
اول طبق حديث صحيح خودتان حضرت علي براي كذراندن عده ام كلثوم ان را به خانه خودش برد وهمه مي دونن ون براي شوهرش توي عده مي شينه اين را كفتم كه به يقين برسيد كه ازدواج صورت كرفته
اما درمورد حديث صحيح
البته خيل معذرت مي خوام در حديث يخاري جيزي قابل توجه نديدم اكر زهري مشكل داره يا مدلس است اول معناي تدليس نزد اهل سنت بدانيد
بعد ترجمه زهري هم بخونيد وبد نيست كه براي زير سوال بردن زهري از رجال وعلماي مشهور استفاده كنيد نه از ابن ابي حديد معتزلي وسقاف صوفي
اين هم جندتا حديث صحيح
115418 - إن عمر بن الخطاب رضي الله عنه قسم مروطا بين نساء من نساء أهل المدينة ، فبقي منها مرط جيد ، فقال له بعض من عنده : يا أمير المؤمنين ، أعط هذا بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم التي عندك ، يريدون أم كلثوم بنت علي ، فقال عمر : أم سليط أحق به . وأم سليط من نساء الأنصار ، ممن بايع رسول الله صلى الله عليه وسلم ، قال عمر : فإنها كانت تزفر لنا القرب يوم أحد .
الراوي: ثعلبة بن أبي مالك القرظي - خلاصة الدرجة: [صحيح] - المحدث: البخاري - المصدر: الجامع الصحيح - الصفحة أو الرقم: 4071
----------------------------------------------
186058 - كان بين أولاد الجهم بن حذيفة العدوي شر ومقاتلة فتعصبت بيوتات بني عدي بينهم فأتى الغلام المذكور ليلا والضرب قد وقع بينهم في الظلام وهذا الغلام هو زيد بن عمر بن الخطاب وأمه أم كلثوم بنت علي بن أبي طالب رضي الله عنهم فأصابه حجر لا يدرى من رماه وقد قيل ظنا إن خالد بن أسلم أخا زيد بن أسلم مولى عمر بن الخطاب هو الذي ضربه وهو لا يعرف من هو في الظلمة وكان ابن عمر أخوه يقول له عند الموت اتق الله يا زيد فإنك لا تعرف من أصابك فإنك كنت في ظلمة واختلاط
الراوي: - - خلاصة الدرجة: قصة مشهورة - المحدث: ابن حزم - المصدر: المحلى - الصفحة أو الرقم: 10/489
------------------------------------------------
29365 - أن ابن عمر - رضي الله عنه - صلى تسع جنائز رجال ونساء فجعل الرجال مما يلي الإمام ، وجعل النساء مما تلي القبلة ، وصفهم صفا واحدا ، ووضعت جنازة أم كلثوم بنت علي امرأة عمر بن الخطاب - رضي الله عنه - وابن لها يقال له : زيد بن عمر - رضي الله عنه - والإمام يومئذ سعيد بن العاص ، وفي الناس يومئذ ابن عباس ، وأبو هريرة ، وأبو سعيد ، وأبو قتادة ، فوضع الغلام مما يلي الإمام
الراوي: نافع - خلاصة الدرجة: إسناده حسن - المحدث: النووي - المصدر: الخلاصة - الصفحة أو الرقم: 2/969
---------------------------------------------
159196 - أنه صلى على تسع جنائز جميعا رجال ونساء ، فجعل الرجال مما يلي الإمام ، وجعل النساء مما يلي القبلة ، وصفهم صفا واحدا ، ووضعت جنازة أم كلثوم بنت علي امرأة عمر بن الخطاب وابن لها يقال : زيد بن عمر بن الخطاب ، والإمام يومئذ سعيد بن العاص ، وفي الناس يومئذ ابن عباس ، وأبو هريرة ، وأبو سعيد ، وأبو قتادة ، فوضع الغلام مما يلي الإمام ، فقلت : ما هذا ؟ فقالوا : السنة
الراوي: عبدالله بن عباس و أبو سعيد الخدري و أبو قتادة و أبو هريرة - خلاصة الدرجة: إسناده حسن - المحدث: ابن الملقن - المصدر: البدر المنير - الصفحة أو الرقم: 5/385
--------------------------------------------
241626 - عن سعيد بن العاص أنه صلى على زيد بن عمر بن الخطاب وأمه أم كلثوم بنت علي فوضع الغلام بين يديه والمرأة خلفه وفي القوم نحو من ثمانين نفسا من أصحاب النبي صلى الله تعالى عليه وسلم فصوبوه وقالوا : هو السنة
الراوي: أصحاب رسول الله - خلاصة الدرجة: إسناده صحيح - المحدث: ابن الملقن - المصدر: خلاصة البدر المنير - الصفحة أو الرقم: 1/280
------------------------------------------
56964 - عن ابن عمر أنه صلى على سبع جنائز جميعا رجال ونساء ، فجعل الرجال مما يلي الإمام ، وجعل النساء مما يلي القبلة ، وصفهم صفا واحدا ووضعت جنازة أم كلثوم بنت علي امرأة عمر وابن لها يقال له : زيد ، قال : والإمام يومئذ سعيد بن العاص ، وفي الناس يومئذ ابن عباس ، وأبو هريرة . وأبو سعيد . وأبو قتادة ، فوضع الغلام مما يلي الإمام فقلت : ما هذا ؟ فقالوا : السنة
الراوي: عبدالله بن عمر - خلاصة الدرجة: إسناده صحيح - المحدث: ابن حجر العسقلاني - المصدر: تلخيص الحبير - الصفحة أو الرقم: 2/716
-------------------------------------------
فكر كنم اين كافي باشه خواهشن تحليل احاديث طبق شرايط حديثي اهل سنت باشه نه شيعه
ان شاالله بحثمان دوستانه باشد واز خدا مي خوام حق را برروي زبان شما جاري سازد
متشكرم

پاسخ:
جناب آقاي محب اهل البيت !
از لحن بسيار مؤدبانه شما در نقد اين مقاله بسيار ممنونيم ، اميدواريم كه مباحثه بين ما و شما همچنان ادامه داشته باشد .
گفته‌ايد : "برادران عزيز شما اعتراف مي كنيد كه ازدواج صورت كرفت ... "
همان طور كه در اصل مقاله آمده است ، اولاً : ما اين ازدواج را از افسانه‌هاي بني اميه و به همان دلايلي كه در متن مقاله آمده است ، دروغ محض مي‌دانيم .
ثانياً : بر فرض صحت اين خبر ، شما مي‌خواهيد با اين ازدواج ، محبت و دوستي ميان اهل بيت عليهم السلام و خليفه دوم را ثابت كنيد ؛ در حالي كه نه تنها اين مطلب ثابت نمي‌شود ؛ بلكه عكس آن ؛ يعني : زورگو بودن خليفه دوم ، خيانت و دست درازي وي به ناموس رسول خدا ، دشمني او با اهل بيت رسول خدا صلوات الله عليهم اجمعين و ... ثابت مي‌شود .
اگر شما حاضريد اين عوارض را بپذيريد ، ما نيز با تمام توان براي اثبات اين ازدواج تلاش خواهيم كرد .
گفته‌ايد : " اول طبق حديث صحيح خودتان حضرت علي براي كذراندن عده ام كلثوم ان را به خانه خودش برد... "
ما در متن مقاله جواب اين روايت و برخي از روايات ديگر را داده‌ايم كه متأسفانه فكر مي‌كنم شما اصل مقاله را نخوانده‌ايد و گر نه بار ديگر آن را مطرح نمي‌كرديد .
گفته ايد : "زير سوال بردن زهري از رجال وعلماي مشهور استفاده كنيد نه از ابن ابي حديد معتزلي وسقاف صوفي"
جناب محب اهل البيت !
ما براي زير سؤال بردن زهري و اثبات اين مطلب كه وي عضو گروه جعل حديث بني امية بوده است ، از كلمات بزرگاني همچون : ابن عساكر «فإنه مال إلى بني أمية وأخذ جوائزهم» ، ابن حجر عسقلاني « الزهري يرى العرض والإجازة ويعمل لبني أمية» ، شمس الدين ذهبي «د له صورة كبيرة في دولة بني أمية» استفاده كرده‌ايم .
و نيز براي اثبات كثير الإندراج بودن وي و اثبات صحت سخن حسن بن سقاف ، به كلمات ابن حجر عسقلاني ، حافظ علي الإطلاق اهل سنت و شارح معروف صحيح بخاري و همچنين محيي الدين نووي كه ذهبي از وي در تذكرة الحفاظ «الامام الحافظ الأوحد القدوة شيخ الاسلام على الأولياء...» تعبير مي‌كند ، استفاده كرده‌ايم .
و نيز بيش از بيست مورد از اندراجات زهري را به نقل از ابن حجر آورده‌ايم .
آيا اين موارد براي شما كفايت نمي‌كند ؟ آيا سخن اين بزرگان كه در حقيقت بزرگترين علماي تاريخ اهل سنت هستند ، ارزشي براي شما ندارد ؟
------------------
اما رواياتي كه به آن استناد شده است :
روايتي اولي كه از صحيح بخاري نقل كرده‌ايد را در متن مقاله بررسي كرده‌ و دلايل خود را براي جعلي بودن آن بيان كرده‌ايم كه فكر نمي‌كنم نيازي به تكرار باشد .
روايت دوم :
همان طوري كه سايت « الدرر السنية» در جواب شما اعلام كرده ، مصدر اين روايت ، كتاب المحلي ابن حزم اندلسي ظاهري ، و راوي آن نيز مشخص نيست .
تعجب مي‌كنم از عالمي همانند شما كه در بالا اعلام مي‌كنيد : «اين هم جندتا حديث صحيح» و در ذيل به روايتي استناد مي‌كنيد كه هيچ سندي ندارد و ابن حزم اندلسي آن را بدون ذكر سند و به صورت مرسل نقل مي‌كند .
آيا به چنين روايتي مي‌توان «روايت صحيح» اطلاق كرد ؟!
روايت سوم :
اين روايت را محيي الدين نووي در المجموع نقل مي‌كند و همانند روايت قبلي هيچ سندي براي آن ذكر نكرده و روايت را اين گونه آغاز مي‌كند : «روى عن ابن عمر ... » .
البته اين روايت در كتاب السنن الكبري ، بيهقي با اين سند آمده است :
( أخبرنا ) أبو زكريا بن أبي إسحاق أنبأ أبو عبد الله الشيباني ثنا محمد بن عبد الوهاب أنبأ جعفر ( ح وأخبرنا ) أبو عبد الله الحافظ ثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا أحمد بن حازم بن أبي غرزة الغفاري ثنا جعفر يعني ابن عون عن ابن جريح عن نافع عن ابن عمر انه.
السنن الكبري ، ج4 ، ص33 .
ما فقط يكي از راويان اين روايت را ؛ يعني عبد الملك بن عبد العزيز بن جريج را بررسي مي‌كنيم .
اولاً اين شخص نيز همانند زهري از مدلسين مشهور بوده است و همان طوري كه در باره زهري در متن مقاله ذكر شده است ، تدليس از ديدگاه اهل تسنن ، زشت‌تر از زنا و برادر دروغ است .
ابن حجر عسقلاني در باره وي‌ مي‌نويسد :
وصفه النسائي وغيره بالتدليس قال الدارقطني شر التدليس تدليس بن جريج فإنه قبيح التدليس لا يدلس الا فيما سمعه من مجروح .
نسائي و ديگران وي را از مدلسين شمرده‌اند . دار قطني گفته است : بدترين نوع تدليس ، تدليس ابن جريج است ؛ زيرا وي زشت تدليس بوده و تدليس نمي‌كرده است ؛ مگر در روايتي كه آن را از راوي ضعيف شنيده است .
تعريف اهل التقديس بمراتب الموصوفين بالتدليس ، ابن حجر عسقلاني ، ج1 ، ص 41 ، محقق : د . عاصم بن عبد الله القريوتي ، الناشر : مكتبة المنار – الأردن .
و جلال الدين سيوطي در باره وي مي‌نويسد :
36- عبد الملك بن جريج يكثر من التدليس
أسماء المدلسين ، جلال الدين السيوطي ، ج1 ، ص 73 ، محقق : محمود محمد محمود حسن نصار ، الناشر : دار الجيل – بيروت ، الطبعة : الأولى .
و ابو سعيد علائي نيز مي‌نويسد :
وقال البخاري لم يسمع بن جريج من عمرو بن شعيب شيئا قلت وقد روى عنه عدة أحاديث وهي عن جماعة ممن تقدم ذكرهم ولكنه مدلس .
جامع التحصيل في أحكام المراسيل ، أبو سعيد بن خليل بن كيكلدي أبو سعيد العلائي ، ج1 ، ص 229 ، محقق : حمدي عبد المجيد السلفي ، الناشر : عالم الكتب – بيروت ، الطبعة : الثانية 1407 – 1986 .
سيوطي در باره جرح بودن تدليس مي‌گويد :
قال العلائي وبالجملة فهذا النوع أفحش أنواع التدليس مطلقا وشرها قال العراقي وهو قادح فيمن تعمد فعله وقال شيخ الإسلام لا شك أنه جرح وإن وصف به الثوري والأعمش .
تدريب الراوي ، سيوطي ، ج1 ، ص226 ، الباب الثاني عشر التدليس .
آيا به نظر شما مي‌توان به روايت يك مدلس كه عمل وي از ديدگاه اهل تسنن ، زشت‌تر از زنا محسوب مي‌شود ، اعتماد كرد ؟
ثانياً : ابن جريج كسي بوده است كه بر خلاف سنت خليفه دوم مبني بر حرمت متعه ، نه تنها آن را جايز مي‌دانسته است ؛ بلكه بر آن اصرار مي‌كرده و تا 90 زن صيغه‌اي داشته است !!! .
ذهبي در ترجمه وي مي‌نويسد :
قال أبو غسان زنيج سمعت جريرا الضبي يقول كان ابن جريج يرى المتعة تزوج بستين إمرأة وقيل إنه عهد إلى أولاده في أسمائهن لئلا يغلط أحد منهم ويتزوج واحدة مما نكح أبوه بالمتعة
جرير مي گفت که نظر ابن جريج حليت متعه بود . او با 60 زن متعه کرد و گفته شده است که او نام ايشان را به اولادش گفت تا مبادا کسي از ايشان به اشتباه افتاده و با زني از زناني که پدرش با ايشان متعه کرده بود ازدواج کند!!!
سير أعلام النبلاء ، ج6 ، ص331 .
2- وقال محمد بن عبد الله بن عبد الحكم سمعت الشافعي يقول استمتع ابن جريج بتسعين امرأة حتى إنه كان يحتقن في الليل بأوقية شيرج طلبا للجماع
سير أعلام النبلاء ، ج6 ،‌ ص333 .
از شافعي شنيدم که مي گفت : ابن جريج با 90 زن متعه کرد ؛ حتي او شب ها يک ظرف روغن کنجد به خود تنقيه مي کرد تا بتواند نزديکي کند !!! .
با اين حال چگونه مي‌توان به روايت شخصي كه سنت خليفه دوم را زير پا گذاشته و عملي كه را كه عمر بن الخطاب آن را حرام كرده است ، حلال شمرده ، اعتماد كرد ؟
روايت چهارم :
أخبرنا محمد بن رافع قال أنبأنا عبد الرزاق قال أنبأنا ابن جريج قال سمعت نافعا يزعم أن ابن عمر صلى على تسع جنائز جميعا ... .
سنن نسائي ، ج4 ، ص71 .
اين روايت كه در سنن نسائي آمده است ، سند آن ضعيف است ؛ چرا كه اولاً همانند روايت قبلي در سند آن ابن جريج است و ابن جريج از مدليس بوده و نيز بر خلاف سنت عمر بن الخطاب متعه را جايز مي‌دانسته است . ثانياً طبق روايت نسائي ، ابن جريج مي‌گويد : «سمعت نافعاً يزعم أن ابن عمر صلي ...» .
معلوم مي‌شود كه خود نافع نيز يقين به صحت اين مطلب نداشته است و گرنه با كلمه «يزعم ...» تعبير نمي‌كرد .
روايت پنجم :
اين روايت نيز سند صحيحي ندارد ؛ چرا كه ابن ملقن شافعي متوفاي 804 هـ در كتاب البدر المنير ، ج5 ، ص 384 ، آن را بدون ذكر سند نقل كرده است.
ثانياً : سعيد بن عاص از عمّال بني اميه و از دشمنان اهل بيت عليهم السلام به شمار مي‌رود ؛ از اين رو سخن وي در باره اهل بيت عليهم السلام قابل استدلال نيست .
ثالثاً : اين روايت با روايت‌هاي قبلي كه مي‌گفتند ابن عمر بر جنازه زيد نماز خوانده است ، در تعارض است .
روايت ششم : اين روايت نيز همان روايت‌هاي قبلي است كه از ابن جريج ، از نافع نقل شده است و همان اشكال روايت‌هاي قبلي را دارد .
علاوه بر اشكال‌هاي سندي گذشته ، روايت‌هاي سوم تا ششم اشكال دلالي دارند و‌ آن اين كه طبق اين روايت‌ها ام كلثوم در زمان حكومت سعيد بن عاص در مدينه به همراه پسرش زيد از دنيا رفته‌‌اند و عبد الله بن عمر و يا خود سعيد بن عاص بر جنازه هر دو نماز خوانده‌اند ؛ در حالي كه تاريخ شهادت مي‌دهد ام كلثوم دختر امير المؤمنين عليه السلام در قضيه كربلا حضور داشته و به همراه ساير نواميس رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) توسط يزيد بن معاويه اسير شده و در كوفه سخنراني غرائي كرده است كه ابن طيفور ، متوفاي 380 هـ در كتاب بلاغات النساء ، ص23 آن را نقل كرده است .
و از اين اشكال نيز كه بگذريم ، اهل سنت مي‌خواهند با اثبات اين ازدواج ، حسن رابطه بين اهل بيت و خليفه دوم را ثابت كنند ؛ از اين رو مسأله مهم در اين مبحث ، نحوه خواستگاري و ازدواج عمر با ام كلثوم است كه اگر ثابت شود نحوه اين ازدواج نيز دوستانه بوده است ، ارزش داشته و قابل استدلال است ؛ و حال آن كه روايات موجود در كتاب‌هاي شيعه و سني يا دوستانه بودن آن را ثابت نمي‌كنند يا اين كه وقايع تلخ و صد البته بسيار زشتي را مطرح مي‌كنند كه عرق شرم از پيشاني انسان جاري مي‌شود .
ما نمونه‌هاي از اين روايات را در محورهاي دوم و هشتم همين مقاله ذكر كرده‌ايم .
چگونه مي‌توان باور كرد كه خليفه مسلمين و كسي كه خود را خليفه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) مي‌داند ، به ناموس رسول خدا دست درازي كرده ، پاي او را برهنه كند ، او را به سينه چسپانده باشد ، صورت او بوسيده باشد و ...
والسلام علي من اتبع الهدي

گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
18 | ش -محمدي | , ایران | 12:00 - 25 خرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسيار بسيار ممنونم من مدتي بود به دنبال اين جواب بودم وحالا خيلي خوشحال شدم
19 | رضا | , ایران | 12:00 - 27 خرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خسته نباشيد
اما آقا جون حقيقت اينه كه محبت خودشون بايد بدن ما فقط براي لحظه اي فكر ميكنيم خواستيم!!!!
براي پذيرش حق بايد ذره اي محبت خالصانه به خدا باشه تا بتوان رسول خدا را دوست داشت و بعد ائمه ع تنا بتوان حقيقت را پذيرفت و خدا نيازي به محبت ما نداره سود اين محبت براي ماست
20 | يا علي | , ایران | 12:00 - 19 مرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
دلائل بسياري وجود دارد كه حضرت زهرا دو دختر داشته اند !؟

پاسخ:
دوست گرامي سلام !
البته دلايل بسيار ديگري نيز وجود دارد كه حضرت زهرا فقط يك دختر داشته‌اند و آن كسي نيست ، جز حضرت زينب كبري كه كنيه وي ام كلثوم بوده است . ما به دلايلي نخواستيم خيلي روي اين مسأله مانور بدهيم .
موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
21 | محمد نوري | , ایران | 12:00 - 27 مرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام خدمت همه عزيزان
به نظر من بحث كردن با اهل تسنن بي فايده هست چون شواهد ومدارك ما از روز روشنتر هست
22 | يك حقيقت جوي مسلمان | , ایران | 12:00 - 31 مرداد 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با عرض سلام و خسته نباشيد در باسخ به جناب نوري بايد عرض كنمدلايل محكم داشتن به اين معنا نيست كه براي هرآنچه جوابي نداشتيم بگوئيم اين دورغ است و اين را بني اميه ساخته ياهنگام در ماندن بگوئيم تقيه بوده .شما نگاه كنيد درمورد اين ازدواج بين علما بزرگ شيعه ( بقول خودشما ) دونظر وجود داره حالا وقتي در حل مسئله مي مانيد نظر گروهي را كه بهر نحوي به ازدواج تصريح كرده اند حمل بر تقيه ميكنيد و گمان ميكنيد قضيه تمام شد و مخاطبين شما هم چشم بسته قبول كردند كه البته عزيزان اهل تشيع همينطور اند و به نظر ميرسه طبيعي باشه چون شما را صادق مي بندارند حال اگر از بعد ديگري نگاه كنيم مي بينيم علمائي كه ازدواج را تصديق كرداند مورد تائيد و تصديق فقهاي شيعه قرارگرفته اند و بر چسب تقيه ساختگيه و براي فرار استفاده شده مثلاَ صاحب فروع كافي در فروع کافي جلد 6 صفحه 117 چاپ دارالاضواء حديثي آورده با اين مضمونعن عبدالله بن سنان عن ابي عبد الله (ع) قال : سالته من المراه المتوفي عنها زوجها اتعتد في بيتها او حيث شا ئت ؟ قال بل حيث شائت ، ان عليا (ع) لما مات عمر اتي ام کلثوم فانطلق بها الي بيته . اين فقيه بزرگوار شيعه براي اثبات مسئله محل عده زن متوفي زوجها دركتاب خودش حديثي از ابي عبدالله (رض) ذكر ميكنند كه ايشان درجواب سوال كننده اي كه در مورد محل عده گذارانيدن زن شوهر مرده سوال كرده بود فرمودند هرجا دوست داره عده بگذرانه و فرمودند وقتي عمر وفات كرد علي ام كلثوم را به خانه اش برد . به نظر شما ابي عبدالله مجبور بوده در اينجا مطلب غير واقع بگويد يا اين فقيه بزرگوار از اصل قضيه خبر نداشته ؟ البته بنده با تحقيق شخصي به اين نتيجه رسيدم و اگر گردانندگان اين سايت دليل قوي دارند كه بنده در تحقيقات اشتباه كرده ام لطفاَ دريغ نفرمائيد با تشكر از شما والسلام
23 | گروه وبلاگ پاسخ به شبهات | , ایران | 12:00 - 10 شهريور 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب يك حقيقت جوي مسلمان !پاسخ شما در اصل مقاله داده شده و روايتي كه شما به آن استناد كرده‌ايد ، در متن مقاله بررسي شده است .موفق باشيد

پاسخ:

24 | يوسفي | , ایران | 12:00 - 15 مهر 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بنده باز هم عرض کنم شما روايات اهل سنت را کامل نمي آوريد و به قسمتي از آن استناد ميکنيد که حتي موضوع اصلي روايت منحرف ميشود. مثلا در تمامي رواياتي که شما در مورد خردسال بودن ام کلثوم آورديد . حضرت عمر در جواب حضرت علي دليل خود را فقط وصلت با اهل بيت پيامبر و خاندان مطهر آن حضرت بيان ميکند . و هيچ جبري نبوده بلکه يک تقاضا مطرح ميشود . شما در اين موارد که از اهل سنت روايت ميکنيد متن روايت را کامل بياوريد .
در روايات شيعه هم معقول نيست که امام جعفر صادق در بيان يک مساله شرعي به موردي اشاره کند که از نظرشان مشروع انجام نشده بلکه به زور بوده
جالب اينجا ست که علماي معتبر شيعه اين نظرات شما در مورد خلفا را ندارند و اينچنين بي محابا همه اصحاب پيامبر را مرتد نميگويند.
سوال اصلي من اين است آيا اثبات حقانيت شيعه فقط با تهمت و توهين و افترا به صحابي پيامبر امکان پذير است؟

پاسخ:
جناب يوسفي عزيز ! فقط ادعا كردن ،&zwnj دردي را دوا نمي&zwnjكند ، لطف كنيد مواردي را كه ما روايت را كامل نياورده&zwnjايم ، شما كامل كنيد تا همه متوجه تحريف ما بشوند .

هدف عمر بن الخطاب از اين ازدواج ، فقط و فقط آزار و اذيت اهل بيت عليهم السلام بود نه وصلت با خاندان پيامبر ؛ زيرا حفصه دختر عمر ، همسر پيامبر بود و از اين طريق وصلت انجام شده بود و نيازي به تكرار نبود . و اگر واقعاً فقط هدفش وصلت بود ، مي&zwnjتوانست ام كلثوم خرد سال را براي يكي از پسرانش خواستگاري كند نه براي خودش كه بيش از پنجاه سال از او بزرگتر بود .

ما در كجا گفته&zwnjايم كه اصحاب پيامبر مرتد بوده&zwnjاند ؟ اين تهمتي است كه شما به ما زده&zwnjايد . اگر هم در جايي بحث شده است ، از صحيح ترين كتاب&zwnjهاي شما ؛ از جمله صحيح بخاري نقل شده است كه تمامي اصحاب پيامبر ؛ جز عده انگشت شماري مرتد شدند .

در اثبات حقانيت مذهب شيعه ، نيازي به تهمت و افتراء نيست ، اين ويژگي مذهب شيعه است كه مي&zwnjتواني حقانيت خود را از صحيح ترين كتاب&zwnjهاي شما به اثبات برساند .



والسلام علي من اتبع الهدي



گروه پاسخ به شبهات



25 | علي | , آمریکا | 12:00 - 19 مهر 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام عليكم. اگر بگوييم كه اين ازدواج افسانه است پس زيد و رقيه فرزندان حضرت ام كلثوم سلام الله عليها از چه مردي هستند؟ متشكر ميشوم اگر پاسخي بدهيد. يا علي...

پاسخ:

جناب آقاي علي سلام !

بلي ، برخي از علماي اهل سنت براي تثبيت افسانه‌ ازدواج ام كلثوم ، به آن شاخ و برگ‌هاي نيز داده‌اند . از جمله گفته‌اند كه ام كلثوم از عمر دو فرزند نيز به دنيا آورد كه اسم آن‌ها زيد و رقيه بوده‌ !!! محمد بن سعد در الطبقات الكبري مي‌نويسد :

أم كلثوم بنت علي بن أبي طالب ... تزوجها عمر بن الخطاب وهي جارية لم تبلغ فلم تزل عنده إلى أن قتل وولدت له زيد بن عمر ورقية بنت عمر ثم خلف على أم كلثوم بعد عمر عون بن جعفر بن أبي طالب بن عبد المطلب فتوفي عنها ثم خلف عليها أخوه محمد بن جعفر بن أبي طالب بن عبد المطلب فتوفي عنها فخلف عليها أخوه عبد الله بن جعفر بن أبي طالب بعد أختها زينب بنت علي بن أبي طالب ...

در اين حديث آمده است كه ام كلثوم بعد از به كشته شدن عمر بن خطاب با پسر عمويش عون بن جعفر ازدواج كرد . بعد كه عون فوت كرد ، با برادرش محمد ازدواج كرد و بعد از آن كه محمد فوت كرد ، با عبدالله برادر ديگرش ازدواج كرد ؛ در حالي كه راوي فراموش كرده كه عون و محمد هردو در جنگ شوشتر سال 16 يا 17 هجري در زمان خليفه دوم كشته شده‌اند ؛ يعني همسر دوم و سوم ام كلثوم قبل از همسر اول فوت كرده‌اند !

ابن حجر در الاصابه مي‌گويد :

وقال أبو عمر استشهد عون بن جعفر في تستر وذلك في خلافة عمر وما له عقب.

الإصابة، ابن حجر، ج 4، ص 619.

ابو عمر مي گويد : عون بن جعفر در جنگ شوشتر در زمان عمر شهيد شد و هيچ فرزندي از او بر جاي نماند .

ما اين مطلب را در اصل مقاله و در محور اول بررسي كرده‌ايم . متأسفانه برخي از دوستان بدون اين كه مقاله را بخوانند ، شبهات و سؤالات خود را مطرح مي‌كنند .

ضمن اين كه زيد بن عمر بن الخطاب ، از همسر ديگر او به نام ام كلثوم بنت جرول بوده است نه از ام كلثوم بنت علي .

طبري تاريخ نويس مشهور سني در اسماء فرزندان عمر مي‌نويسد :

وزيد الأصغر وعبيدالله قتلا يوم صفين مع معاوية وأمهما أم كلثوم بنت جرول بن مالك بن مسيب بن ربيعة

تاريخ الطبري269:3، الكامل في التاريخ2: 450، البداية والنهاية 156:7 .

زيد كوچك و عبد الله ، در جنگ صفين به همراه معاويه بودند و در همان جنگ كشته شدند ، مادر آن‌ها ام كلثوم دختر جرول بود .

حتي برخي ديگر از علماي اهل سنت گفته‌اند كه ام كلثوم قبل از اين كه بالغ شود ، از دنيا رفته است . زرقاني مالكي ، متوفاي 1122 در المواهب اللدنية ، ج7 ، ص9 مي‌نويسد :

وأمّ كلثوم زوجة عمر بن الخطاب مات عنها قبل بلوغها .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

26 | محب اهل بيت | , ایران | 12:00 - 24 مهر 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام؛
مورد توجه آقايان شاهد و سيدعمر و كل دارودسته ى عمرى هاى سينه چاك.
خدمت اين دوستان : مى خواستم اين موضوع را با نظر و تحقيق شخصى خودم متذكر شوم كه اگر شما برويد و يك كمى فكر و بررسي كنيد
مى فهميد كه حتي شخص رسول اكرم (ص) از هيچ يك از زن هاى خود به غير از حضرت خديجه (س) فرزندى باقى نمانده است و نسل پيغمبر از
حضرت فاطمه زهرا (س) باقى مانده است.
و حتى بر فرض صحـت موضوع ازدواج عمر و يا عثمان با دختران پيغمبر و يا ازدواج خود شخص نبي اكرم (ص) با دختران ابوبكر و عمر ؛ حضرات معزز شما
چرا ؟! هيچ نسلى يا بنات و بنيني از اين سبب و نسبها حاصل نشد و يا شايد هم شده و باقى مانده است من باب نمونه همين آقاى سيد عمر عمرى
است باقى مانده ى نسل منقرض شده ي ابوبكر،عمر ،عثمان در اين زمان است الله اعلم.
نه نه نه خير اگر اين طور بود در حساب و كتاب و قضا و قدر الهي هم العياذ بالله بايد شك ميكرد چرا كه تمام سنتهاو دستورات قرآني دچار تبديل و تحويل شده بود خداوند هرگز نخواسته است كه خون و صلب و رحم شجره ي طيبه ي اهل بيت عصمت و طهارت با خون و صلب و رحم شجره ي خبيثه ي دشمنان اهل بيت مخلوط و ممزوج شود.
و در آخر فقط اين نكته را عرض ميكنم كه هيچگونه قرابتي ما بين اين غاصبين ، قاتلين ،كاذبين و جاعلين با وارثين ، صالحين ،صادقين ،سابقين وجود ندارد و نخواهد داشت و مصداق اين سخن قرآن مجيد است كه ميفرمايد: الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات و الطيبات للطيبين و الطيبون للطيبات اولئك مبر’ون مما يقولون لهم مغفرهُ و رزق كريم . آيه ي 26 از سوره ي نور
27 | عاطفه | , ایران | 12:00 - 02 آبان 1387 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
من يكبار اين نظر رو براتون فرستادم اما فكر مي كنم به دستتون نرسيده كه نمايشش نداديد حالا دوباره براتون مي فرستم و منتظر ميشم جواب سوالمو بديد در ضمن از ايميلتونم ممنونم.
باسمه تعالي
سلام عليکم و رحمت الله و برکاته بر شما عزيزان شجاع و غيرتمند وراستگو و زحمتکش وبا ايمان شيعه که اينقدر خوب از پس دروغگويان سني بر مي آييد .واقعا از همه شما کمال تشکر را دارم چون جواب بسياري از سوال هايم را از مقاله هاي کاملتان گرفتم.دست همه شما عزيزان را از راه دور مي بوسم.
من از شما مي خواهم که به من بگوييد چرا رواياتي که از امام صادق (ع) درباره ازدواج ام کلثوم با عمر ذکر شده را رد مي کنيد و مي گوييد اميرالمومنين(ع) دختري به نام ام کلثوم نداشته اند؟ چون بنده از پژوهشگري در اين باره سوال کردم ايشان گفتند که درسته اين ازدواج صورت گرفته و علي (ع) را به زور تهديد و زورگويي به اين ازدواج راضي کردند ولي عمر بعد از اينکه ام کلثوم به سن بلوغ رسيد با او عروسي کرد و ام کلثوم که خيلي کوچک بودند که زير شلاغ ها و کتکهاي عمر جان باختند. اگر بتوانيد و با کتب معتبر شيعه اين مسئله را روشن کنيد ممنون مي شوم چون من يک شيعه هستم.مي خواهم حقيقت را واضح و روشن بيابم.از لطفتان ممنون
حق يارتان

پاسخ:
در اين مقاله سعي گرديده که تمامي موارد مطرح شده در رابطه با اين ازدواج بصورت کامل در اين مقاله بررسي شده (اسناد روايت و پژوهش در رابطه با هر کدام از آنها) و همچنين نظرات ساير عزيزان در اين مقاله نيز آورده شده که توسط گروه پاسخ به شبهات پاسخ داده شده است.

پيشنهاد مي کنم کل مقاله و نظرات و جواب آنها را مجددا با دقت مطالعه نماييد

موفق و مؤيد باشيد

معاونت اطلاع رساني




28 | محمود | , ایران | 12:00 - 25 آذر 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام خدمت گروه پاسخ به شبهات جواب شما را دريافت نمودم، از اينکه قبول زحمت نموديد و جواب ارسال نموديد ممنون، ايميل شما سه بخش دارد، 1- خواسته ايد از منابع اهل سنت ازدواج ام کلثوم با عمر ثابت شود 2- خواسته ايد مسخرگي اهل سنت را با فرستادن لينکي که فتواي بعض فقها است نشان دهيد. 3- گفته ايد از آزادي بيان کاملاً دفاع مي نماييد. الف- در مورد دو بند اول فعلاً جوابتان را به تفصيل نمي دهم، اما در کتب متعدد از جمله در طبري جلد پنج صفحه 2035 مواردي در مورد ام کلثوم دختر حضرت علي نقل شده است. لطف مي کنيد منابعي که شما آن را صحيح السند نمي دانيد ذکر نماييد؟ گفته ايد که بنا بر روايات موجود در کتب شيعه اين ازدواج ثابت مي شود، اما به قيمت کفر عمر. خوب کار بسياري خوبي است که شما روايات کتب شيعه را که در اين مورد است با ذکر منبع و صحيح السند بودنش منتشر نماييد تا اذهان مردم بيشتر تنوير گردد و ظالم بودن و ستمگر بودن عمر نيز بيشتر ثابت شود. اما تا جايي که من ديده ام اکثر کتب شما از نظر پايهء علمي ضعيف هستند، مخصوصاً در قسمت حديث، در بخش تاريخ هم وضع خوبي نداريد و کتب دست اول در اين زمينه محسوب نمي شوند، تنها در بخش فلسفه و کلام شيعه چيزي براي گفتن دارد که نمي شود منکر آن شد، اما با فلسفه و کلام نمي شود تاريخ اختراع نمود، اما به درد توجيه بسا مسايل مي خورد. اما همانطور که شايد خودتان متوجه شده باشيد، شيعه وقتي در ظرف تاريخ انداخته مي شود بيشتر ادعاهاي امروزينش بي موضوع مي شوند. ب- بسيار خوشقتم شدم که شما را طرفدار آزادي بيان يافتم، خوب فکر مي کنم تا همين اواخر شما آزادانه به نشر مذهب تشيع در تمام نقاط دنياي اسلام به استثناي عربستان مي پرداختيد و بسيار کم کسي مانع فعاليت هاي شما مي گرديد. مي بينم که مدتي مي شود بعضي دولت هاي عربي مانع ورود بعضي کتب شيعي به کشورهايشان مي شوند، که هنوز شکل گسترده نگرفته است. در داخل آن کشورها، باز به استثناي عربستان ترويج و عمل به مذهب تشيع آزاد بوده است و کتب و نشريات آنها آزادانه چاپ مي شده است. اما سخن من روي ايران است، نه مدارس علميه اهل تسنن در دنياي اسلام، شما در ايران براي مردم خودتان کي آزادي مذهبي قايل شده ايد؟ شما صدها جلد کتاب در رد انديشه هاي سني ها چاپ کرده ايد و مي کنيد، و فعلاً هم اين همه سايت و تريبون و بودجه براي بيان آراء و انديشه هاي خود داريد، اما حتي براي سني ها حق داشتن سايتي که بتواند پاسخگوي همين نقد هاي شما هم باشد اجازهء فعاليت ندارد، و اگر هم است در ايران فيلتر شده است. کجاي اين آزادي انديشه و بيان است؟ در کجا شنيده ايد که سايتهاي شما را فيلتر کرده باشند؟ ما نديديم که شما معترض اين امر شده باشيد، در خانه هايتان اگر از آزادي بيان دفاع مي کنيد به درد مردم که نمي خورد، دفاع از آزادي بيان، آزادي فعاليت مذهب بايد در عرصهء عمومي باشد. اما هيچکدام از اينها اتفاق نمي افتاد، چرا؟ يک دليلش همين است وقتي که طبقهء تحصيلکرده آزادانه با اطلاعات دسترسي داشته باشد، روايت هاي يک طرفه نقش خود را از دست مي دهند، و در جامعه تعادل ايجاد مي شود، تعصب و تندروي کمتر مي شود، اما شما فقط با راديکاليزه کردن روايت شيعي از تاريخ اسلام تصور مي کنيد مي توانيد تشيع را از خاطر نابودي نجات دهيد و يا آن را گسترش دهيد. براي همين پروژه هاي شما، براي مسئله دار کردن بسياري از رويدادهاي تاريخي اسلام همين خط را دنبال مي کند، و بهترين روش هم روشهاي پوپوليستي است. از سويي عرصه را براي ديگران تنگ مي کنيد، از جانب ديگر تبليغات خود را به شکل وسيع و نظام مند شده، با ايجاد مراکز تحقيقي و تبليغي گسترش مي دهيد. دفاع شما از آزادي بيان حقيقي نيست، يک شعار است، چون مواردي عملي از آن را تا حالا بروز نداده ايد. جواب شما را خواهم نبشت. با احترام ------------------------------------------------------ اين ايميل در جواب ايميل ذيل داده شد: پاسخ دوست گرامي جناب آقاي محمود سلام ! اگر شما دليلي براي اثبات ازدواج ام كلثوم با عمر داريد ، لطف كنيد براي ما ارائه دهيد تا ما نيز با خبر شويم ؛ چون تمام كتاب‌هاي سني‌ها را گشتيم و حتي يك روايت صحيح السند نتوانستيم پيدا كنيم . اگر مي‌خواهيد به روايات موجود در كتاب‌هاي شيعه استناد كنيد ، ممكن است اين ازدواج ثابت شود ؛ اما از آن طرف كفر عمر و ظالم بودن وي نيز ثابت مي‌شود ؛ زيرا طبق رواياتي كه در كتاب‌هاي پيروان اهل بيت عليهم السلام وجود دارد ، ثابت مي‌كند كه جناب خليفه امير المؤمنين عليه السلام را تهديد كرد كه اگر دخترت را به من ندهي ، دو شاهد اقامه مي‌كنم كه دزدي كرده‌اي و دستت را قطع مي‌كنم . اگر كسي بخواهد به اين روايت استناد و ازدواج را ثابت كند ، ما حاضر هستيم كه با جان و دل اين مطلب را بپذيريم . براي اين كه ثابت شود مذهب شيعه ، مذهب مسخره است يا مذاهب سني به اين سايت مراجعه بفرماييد : http://www.vahhabi.com/main.htm?id=1&bankname=vahhabi_fatva مسئوولين اين سايت با سند و مدرك مطالبي را آورده‌اند كه مطمئنم با خواندن آن نظرت 180 درجه برخواهد گشت . ما از آزادي بيان كاملاً‌ دفاع مي‌كنيم ، اگر در ايران به قول شما آزادي نيست ، در ديگر كشورهاي اسلامي اين آزادي وجود دارد . آيا در اين كشورها شيعيان همگي سني شده‌اند ؟!!! ما از آزادي به صورت كامل استقبال مي‌كنيم ، شما مذهب سني را تبليغ كنيد و به ما نيز اجازه بدهيد كه آزادانه در مدارس علميه شما وارد و تبليغ كنيم . آن وقت خواهيم ديد كه چه كسي شيعه و يا سني خواهد شد . والسلام علي من اتبع الهدي گروه پاسخ به شبهات

پاسخ:

با سلام

اگر واقعا طالب حق هستيد ، بهتر است به مطالب ذيل نظري بياندازيد :

پاسخ قسمت اول ادعاي شما در مورد ازدواج ام کلثوم :

شبهه اي که اهل سنت القا مي کنند آن است که اگر عمر فاطمه زهرا را کشته است چطور ممکن است که دختر امير مومنان از فاطمه زهرا (ام کلثوم) حاضر مي شود با قاتل مادرش ازدواج کند !!! زيرا در کتب شيعه و سني آمده است که عمر با ام کلثوم ازدواج کرد !!! و از وي داراي فرزندي به نام زيد بن عمر شد !!!

اين شبهه اشکالات فراواني دارد که به اجمال به آنها اشاره مي کنيم :

1- بر فرض که ازدواجي صورت گرفته باشد ، اما وقتي اين ازدواج به زور باشد - همانطور که در کتب شيعه و سني آمده است و ما نيز در مقاله آن را ذکر کرديم - دردي را دوا نخواهد کرد ، و بر عکس رذيله اي بر رذايل عمر خواهد افزود .

2- اگر کسي در تاريخ جستجو کرده باشد ، براي وي مشخص خواهد شد که ام کلثوم فرزند امير مومنان از فاطمه زهرا (سلام الله عليهما) همان زينب کبري است ؛ و شواهد بسياري بر اين مطلب اقامه شده است ( وکساني که فرزندان امير مومنان از فاطمه زهرا را پنج نفر معرفي کرده اند يعني حسن و حسين و محسن و زينب و ام کلثوم تنها به مضامين روايات نظر داشته اند که در آنها گاهي نام زينب آمده است و گاهي ام کلثوم و به همين سبب نام هر دو را آورده اند ؛ غافل از اينکه ام کلثوم کنيه زينب کبري است ، همانطور که اين مطلب در بسياري از کتب انساب شيعه ذکر شده است)

الف) در هيچ روايتي صحيح در مورد فرزندان فاطمه زهرا (س) و ماجراهايي که به ايشان مربوط مي شود ، نام زينب و ام کلثوم با هم نيامده است ؛ بلکه تنها يا نام زينب آمده است و يا نام ام کلثوم

ب) در مورد خطبه حضرت زينب در کوفه و شام ، در کتب تاريخ يک خطبه با دو عنوان ذکر شده است «خطبة ام کلثوم بنت علي» و «خطبة زينب بنت علي»

ج) در رحلة ابن بطوطة در هنگام سفر به شام به جاي زيارت قبر زينب بنت علي مي گويد قبر ام کلثوم دختر علي در نزديکي دمشق و...

در تاريخ مدينه دمشق نيز وي را ام کلثوم مي خواند اما مي گويد نمي دانم اين دختر کدام دختر علي است ؛ زيرا ام کلثوم دختر علي همسر عمر در مدينه مرده است :

تاريخ مدينة دمشق ج 2 ص 309

د) بخاري در صحيح خويش آورده است :

وَجَمَعَ عبد اللَّهِ بن جَعْفَرٍ بين ابْنَةِ عَلِيٍّ وَامْرَأَةِ عَلِيٍّ

صحيح البخاري ج 5 ص 1963

عبد الله بن جعفر با همسر علي و دختر علي هردو ازدواج کرد .

در شرح اين روايت علماي اهل سنت اين دختر را زينب معرفي کرده اند :

وجمع عبد الله بن جعفر بين بنت علي وامرأته أما امرأة علي فهي ليلى بنت مسعود وأما بنته فهي زينب

مقدمة فتح الباري ج 1 ص 321

عده اي نيز او را ام کلثوم معرفي کرده اند :

جمع عبد الله بن جعفر بين ليلى بنت مسعود النهشلية وكانت امرأة علي رضي الله عنه وبين أم كلثوم بنت علي لفاطمة رضي الله عنها فكانتا امرأتيه

سنن البيهقي الكبرى ج 7 ص 167

در جمع بين اين دو روايت علماي اهل سنت که مي دانسته اند اگر زينب را همان ام کلثوم معرفي کنند دچار مشکل مي شوند حرف خنده داري زده اند :

ولا تعارض بين الروايتين في زينب وأم كلثوم لأنه تزوجهما واحدة بعد أخرى مع بقاء ليلى في عصمته

فتح الباري ج 9 ص 155

منافاتي بين دو روايت نيست که در يکي زينب و در ديگري ام کلثوم آمده است ؛ زيرا عبد الله بن جعفر ايشان را يکي بعد از ديگري ازدواج کرد (نه اينکه در زمان واحد با دو خواهر ازدواج کرده باشد)

با اينکه کساني که ام کلثوم را غير از زينب مي دانند (و در روايات اهل سنت نيز آمده است)مي گويند حسنين عليهما السلام در هنگام رحلت ام کلثوم زنده بوده اند و در نماز بر وي شرکت داشته اند .

و طبق روايات شيعه و سني عبد الله بن جعفر در زمان حيات امير مومنان با حضرت زينب ازدواج کرده است !!! و تا آخر عمر حضرت زينب که بعد از شهادت امام حسين عليه السلام بوده است با ايشان در قباله نکاح بوده است .

حال آيا به نظر ابن حجر بلافاصله بعد از شهادت امير مومنان يا در زمان ايشان زينب را طلاق داده است و سپس با ام کلثوم ازدواج کرده و دوباره بعد از رحلت ام کلثوم با زينب ازدواج کرده است !!!!

علماي اهل سنت در توجيه اين روايت به جاي رفتن راه درست لقمه را دور گردن خود چرخوانده و سپس به جاي دهان در چشم خود فرو کرده اند !!!

هـ) در مورد حيات امير مومنان بعد از فاطمه زهرا (س) آمده است که ايشان شبي در خانه امام حسن و شبي در خانه امام حسين و شبي در خانه عبد الله بن جعفر (شوهر حضرت زينب) براي افطار حاضر مي شدند ؛ و در شب شهادت نيز طبق تمامي نقل ها در خانه ام کلثوم بوده است ؛ ام کلثوم همسر کداميک از افراد فوق است ؟

و....

با وجود اينهمه شواهد ادعاي يکي نبودن زينب و ام کلثوم جايي ندارد ؛ و همه مي دانند که عمر با زينب ازدواج نکرده است . بنا بر اين نمي توان ادعا کرد که عمر با ام کلثوم دختر فاطمه زهرا (که همان زينب است) ازدواج کرده است .

3- بر خلاف ادعاي اهل سنت که اين دختر را فرزند امير مومنان از فاطمه زهرا معرفي کرده است ، در هيچ روايتي اشاره به اين نشده است که اين دختر فرزند امير مومنان از فاطمه زهرا (سلام الله عليهما) بوده است ؛ و تنها به اين نکته اشاره دارد که دختري به نام ام کلثوم که در خانه امير مومنان زندگي مي کرده است ، به ازدواج عمر (آنهم به زور) در آمده است .

بنا بر اين مي گوييم : ممکن است که اين دختر فرزند امير مومنان باشد اما از همسري ديگر ؛ چون بسياري از فرزندان ائمه و پيامبران با عقائد پدرانشان مخالف بوده اند ؛ و ديگر اين توجيه احساسي که وي فرزند فاطمه زهرا (س) بوده است نيز کارگر نخواهد شد .

4- جداي از اين نکته به مطلب مهمتري اشاره مي کنيم و آن کلمات و سخناني است که علماي اهل سنت در مورد زيد و خود ام کلثوم زده اند :

الف) زيد فرزند عمر از ام کلثوم بوده است ، اما نه ام کلثومي که از خانه امير مومنان با عمر ازدواج کرده است ؛ بلکه وي فرزند ام کلثوم دختر جرول است که وقتي عمر اسلام آورد اسلام را قبول نکرد و عمر از وي جدا شد .

قال كان لعمر من الولد زيد الأصغر وعبيد الله قتل يوم صفين مع معاوية وأمهما أم كلثوم بنت جرول بن مالك بن المسيب بن ربيعة بن أصرم بن ضبيس بن حرام بن حبشية بن سلول بن كعب بن عمرو من خزاعة وكان الإسلام فرق بين عمر وبين أم كلثوم بنت جرول

تاريخ مدينة دمشق ج 38 ص 58

البته عده اي ادعاي خنده داري کرده و مي گويند زيد اصغر (که قبل از اسلام عمر متولد شده است) مادرش ام کلثوم بنت جرول بوده و زيدي ديگر نيز (لابد زيد اکبر) وجود دارد که مادرش ام کلثوم دختر علي است !!! ولي عجيب است که چطور برادر بزرگ تر را با نام اصغر خوانده اند !!!! و اگر زيدي اکبر از وي وجود داشته باشد بايد قبل از او متولد شده باشد اما طبق ادعاي اهل سنت عمر با ام کلثوم در زمان خلافتش ازدواج کرده است .

ب) اما در مورد خود ام کلثوم نيز دو نکته بايد مورد توجه قرار گيرد :

کلام نووي مهمترين شارح صحيح مسلم در کتاب تهذيب الاسماء :

وي مي گويد عمر با ام کلثوم دختر ابوبکر ازدواج کرده است !!!

1224 - أختا عائشة:

اللتان أرادهما أبو بكر الصديق، رضى الله عنه، بقوله لعائشة: إنما هما أخواك وأختاك، قالت: هذان أخواى، فمن أختاى؟ فقال: ذو بطن بنت خارجة، فإنى أظنها جارية. ذكر هذه القصة فى باب الهبة من المهذب، وقد تقدم بيانهما فى أسماء الرجال فى النوع الرابع فى الأخوة، وهاتان الأختان هما أسماء بنت أبى بكر، وأم كلثوم، وهى التى كانت حملاً، وقد تقدم هناك إيضاح القصة، وأم كلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب، رضى الله عنه.

تهذيب الاسماء ج 2 ش 1224

در کتب ديگري نيز به ماجراي اين ازدواج اشاره شده است اما به صورتي که نه شيعه آن را قبول دارد و نه سني ؛

در آن کتب آمده است که عمر از دختر ابوبکر خواستگاري کرد اما عائشه گفت :عمر مردي خشن است و من براي خواهر خويش نگرانم ؛ ولي کسي ديگر را به جاي خواهر خويش معرفي مي کنم و آن ام کلثوم دختر فاطمه است !!!

وخطب أم كلثوم ابنة أبي بكر الصديق إلى عائشة فقالت أم كلثوم : لا حاجة لي فيه إنه خشن العيش شديد على النساء . فأرسلت عائشة إلى عمرو ابن العاص فقال : أنا أكفيك . فأتى عمر فقال : بلغني خبر أعيذك بالله منه . قال : ما هو ؟ قال : خطبت أم كلثوم بنت أبي بكر . قال : نعم ، أفرغبت بي عنها أم رغبت بها عني ؟ قال : ولا واحدة ولكنها حدثة نشأت تحت كنف أمير المؤمنين في ليني ورفق ، وفيك غلظة ، ونحن نهابك وما نقدر أن نردك عن خلق من أخلاقك فكيف بها ....

الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 54 – 55 و تاريخ الطبري ، ج 3 ، ص 270 .

مگر اهل سنت از عمر نقل نمي کنند که گفت : بستگان رسول خدا از بستگان من براي من مهمتر هستند ؟

آيا ايشان قبول مي کنند که بگويند که عمر حرمت بستگان ابوبکر را مراعات مي کند ولي حرمت خاندان پيامبر را مراعات نمي کند !!! به خاطر خشونت ذاتي از ازدواج با دختر ابوبکر امتناع مي کند اما با دختر فاطمه ازدواج مي کند !!!

علت جعل اين روايت مشخص است ؛ در زمان جعل اين نظر در بين مردم شيوع داشت که عمر با دختر ابوبکر ازدواج کرده است و نه دختر علي ؛ خواستند بگويند يک خواستگاري ساده صورت گرفته است و سپس به دنبال دختر علي رفته است !!! (همان دروغ هايي که در بسياري از ازدواج ها گفته مي شود !!! که اين آقا قبلا همسر نداشته و تنها يک خواستگاري ساده بوده است ؛ اما مشخص مي شود که زن داشته و ...)

نسب شناسان شيعه نيز همين کلام نووي را قبول داشته و ام کلثوم همسر عمر را از نسل امير مومنان نمي دانند .

آية الله مرعشي که تمامي شجره نامه هاي موجود خاندان اهل بيت در اختيار ايشان بود در حاشيه شرح احقاق الحق همين مطلب را اشاره کرده و آن را نظر محققين مي دانند.

حال اين دختر چطور در خانه امير مومنان بوده است ؟ واضح است ؛ وقتي ابوبکر از دنيا رفت ، بعضي همسران ابوبکر با امير مومنان ازدواج کردند ؛ و به همين سبب ايشان و تعدادي فرزندان ابوبکر در خانه حضرت بزرگ شده اند ، مانند محمد بن ابي بکر ؛ ام کلثوم هم يکي از ايشان .

بنا بر اين با کلام علماي اهل سنت ثابت شد که ام کلثوم دختر ابوبکر است و فرزند عمر هم از ام کلثوم بنت جرول بوده است ؛ و علت شيوع اين دروغ ، سوء استفاده عده اي از ناپاکان از تشابه اسمي است .

اين جمع با تمامي روايات شيعه نيز سازگار است ؛ و شما که ادعاي وجود ازدواج عمر با ام کلثوم دختر فاطمه زهرا از امير مومنان را داريد بهتر است نگاهي دوباره به روايات شيعه بياندازيد .

قسمت دوم : در مورد کلام شما در مورد فتاواي خنده دار علماي اهل سنت :

در مورد اين بخش مطلبي که به عنوان جواب باشد مطرح نفرموديد ؛ اگر باشد منتظر هستيم (ولي ظاهرا اين فتاواي خنده دار قابل دفاع و پاسخگويي نيست)

قسمت سوم : آزادي بيان ؛ ظاهرا شما خبري از اوضاع ساير بلاد اسلامي نداريد ؛ البته غير از عربستان (که قبول داريد شيعيان در جايي که پايتخت اهل سنت به حساب مي آيد تحت فشار بسيار هستند و همين براي جواب به شما کافي است)

اما در غير عربستان بهتر است نگاهي به اوضاع کويت بياندازيد که جناب آقاي فالي به خاطر نقل روايات اهل سنت بازداشت شد !!!

در قوانين بسياري از کشورهاي عربي همراه داشتن کتاب شيعه (ونه تنها چاپ آن) حکم حبس و در بعضي موارد (مانند کتاب الغدير) حکم اعدام نيز دارد .

اما در ايران همه ساله در نمايشگاه بين المللي کتاب ، کتب اهل سنت به وفور چاپ مي شود !!!

در تمامي کشور هاي عربي سايت هاي شيعه دچار معضله فيلترينگ هستند (غير از امارات) .

در تمامي بسياري کشور هاي عربي شيعيان در مدارس بايد در صندليهاي رديف عقب کلاس بنشينند!!!

در بعضي کشورهاي عربي شيعيان به بهانه هاي واهي دچار زندان و در بعضي موارد اعدام مي شوند !!!

و شما اين ها را آزادي بيان در آن کشورها مي دانيد و توقع داريد در تنها کشور شيعه سايت هاي شيعه وجود نداشته باشد و در دفاع از شيعه کتاب چاپ نشود !!!

خواهشمنديم کمي بازتر به قضيه نگاه کنيد .

اما در مورد نکته اي که فرموديد و آن ضعف ما در بحث تاريخ و قدرت علمي ما در کلام (که اثبات روايي عقايد است) ظاهرا متوجه تناقض کلام خود نشده ايد !!! زيرا تاريخ تا زماني که از روايات صحيح و معتبر استفاده نکند مقبول نيست ، مخصوصا تاريخ اسلام که توسط حکام جور دستخوش تحريفات بسيار شده است ؛ و اگر کسي در کلام قوي باشد (در نتيجه در روايت قوي است) و تحليل هاي تاريخي وي بسيار قوي تر از ساير کساني است که تنها به ظاهر روايات نگاه مي کنند و در مورد سند و حقيقت مقصود آن ها هيج بررسي انجام نمي دهند .

موفق باشيد .

گروه پاسخ به شبهات

29 | جامي | , افغانستان | 12:00 - 29 آذر 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
- افراد ذيل از علماي شيعه اين ازدواج را ذکر کرده‌اند:
الكليني في الكافي في الفروع (6/115)، والطوسي في تهذيب الأحكام (باب عدد النساء 8/148) وفي (2/380)، وفي كتابه الاستبصار (3/356)، والمازنداراني في مناقب آل أبي طالب، (3/162)، والعاملي في مسالك الأفهام، (1/كتاب النكاح)، ومرتضى علم الهدى في الشافي، (ص 116)، وابن أبي الحديد في شرح نهج البلاغة، (3/124)، والأردبيلي في حديقة الشيعة، (ص 277)، والشوشتري في مجالس المؤمنين. (ص76، 82)، والمجلسي في بحار الأنوار، (ص621).
و براي اطلاع بيشتر به رساله: «زواج عمر بن الخطاب من أم كلثوم بنت علي بن أبي طالب ـ حقيقة لا افتراء» لأبي معاذ الإسماعيلي مراجعه کنيد.

پاسخ:
با سلام

ما منکر نقل اين روايات در کتب شيعه و سني نيستيم ؛ بلکه مي گوييم در هيچ کدام از روايات شيعه نيامده است که ام کلثوم دختر امير مومنان از فاطمه زهرا (س) بوده است ؛ و اين مطلب با آنچه محققين گفته اند که ام کلثوم دختر ابوبکر بوده و به همراه ساير افراد خانواده مانند محمد بن ابي بکر و مادرش اسماء در خانه امير مومنان زندگي مي کرده است ، منافاتي ندارد .

جداي از اين مطالب ما حتي بر فرض صحت اين ادعا نيز پاسخ شما را داده ايم ؛ بهتر است به مقاله اي که در اين زمينه بر روي سايت قرار دارد مراجعه نماييد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83

موفق باشيد

30 | محسن محسني | , ایران | 12:00 - 11 بهمن 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام بر همه دوستان، بگم كه بحث شيعه و سني هميشه بوده و هست و من يكي از به گل نشستگان اين سفسطه بازان تقيه كار هستم و به شما بگويم كه اين كار هيچ نفعي ندارد و تا وقتي مسئله تقيه را در مذهبشان روشن نكنند مسئله اي حل نخواهد شد چون تقيه راه دروغ رو براشون باز كرده و اگر توجه كرده باشيد حرفهاي همه علمايشان با هم تناقض دارد. شما ميخواهيد با كدام يك از علماي آنها به مناظره بنشينيد و بهترين و به نظرم تنها راه حل اين مسائل اينه كه همه اهل تشيع و همه اهل تسنن از رهبري كه مورد تاييد هر كدام از مذاهب باشه و به نمايندگي تام از هر دو مذهب باشه خواهان مناظره باشند حتي اگه اين مناظره به ماه و سال بكشه.البته نه شخصي مثل آقاي رفسنجاني كه ميگه من فقط نظر شخصي خودم رو ميگم. اينا اگه مذهبشون مشكل نداشت حداقل ميذاشتن اهل سنت كه حد اقل (20درصد) جمعيت ايران رو تشكيل ميدن ميزاشتن چندتا مسجد در شهرهاي بزرگ داشته باشند نه اينكه مساجد و مدارس ديني اهل سنت رو تخريب كنند و علماي اهل سنت رو به بهانه هاي دروغين يا حتي بدون هيچ بهانه اي دستگير كرده و بكشند و بعد به آنها برچسب جاسوس بودن و حمايت از اسراييل و محارب بالله بزنند و اين در صورتي است كه يهوديان ، مسيحيان ، و زردتشتيان براي خودشان هر نقطه اي از ايران كه بخواهند ميتونن عبادتگاه داشته باشند . و اين آقايي كه شما به مناظره با اون نشستين از يه آخوند بي اطلاع افراطي بيش نيست. حالا ميخواد ناراحت بشه به درك كه بشه اون به ياران در پهلو خوابيده رسول الله سخنان دور از ادب و انسانيت ميگه و همه اهل بيت رو بي غيرت و تقيه باز ميدونه و به اين كارا ميگه غلبه بر هواي نفس و مصالح اسلام و به ياران پيامبر نسبت منافق ميده در صورتي كه رسول خدا حتي يك بار از آنها سخني به بدي ياد نكرد او از رسول خدا هم بلدتر شده .تازه از بعضي ها به خاطر لحن مودبانه شان تشكر ميكنه در صورتي كه خودش هيچ بويي از ادب نبرده و به همه احاديث اهل سنت ميگه: افسانه هاي بني اميه و در جواب سكوتي كه به حضرت علي نسبت ميده، ميگه : وقتي خواستند حضرت عثمان رو شهيد كنن انگشتهاي همسرش نائله در اثر حمله اونا با ضرب شمشير قطع شد و حضرت عثمان هيچ عكس العملي نشان نداد ،پس بي غيرت بود.آدم ابله در اون موقع حضرت عثمان خودش شهيد شد در حالي كه مشغول تلاوت قرآن بود آنهم در سن 85 سالگي و فر صتي براي انتقام نداشت ولي حضرت علي فرصت كه داشت ولي سكوت كرد(البته از نظر شما سكوت كرده ). و حضرت عثمان با اينكه ميتوانست با قدرتي كه در دست داره همه شورشيان را نابود كرده و از بين ببرده ، حتي همه از حضرت عثمان خواستند كه با شورشيان بجنگند وآنها را از بين ببرند ولي اون گفت كه من دستور قتل كلمه گويان رو صادر نميكنم، و اگر آنها قصد كشتن مرا دارند ،اين كار را بكنندو من يك نفر هستم و من دستور قتل عام كلمه گويان لا ال الا الله رو نميدم . و شخص من نيازي به اين ندارم كه جنابعالي اين حرفا رو قبول داري يا نه و فقط بار گناهان خودت رو به تهمت زدن به صحابه كرام سنگين تر ميكني يا نه فقط چند شعر از عطار نيشابوري برات ميزارم كه اگه بدون غرض و كينه بخوني چشمات بيشتر به حقايق باز ميشه و اگه با غرض بخوي كور تر از ايني هم كه هستي ميشي.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- در مورد سخنان شما در مورد تقيه ، بهتر است بدانيد در مورد اصل دين تقيه نيست و به همين سبب علماي شيعه در نوشتن کتب فقهي و عقيدتي تقيه ندارند ؛ براي مناظره مي توانيد به کتب فقهي و عقيدتي شيعه استدلال کنيد ؛ شاهد بر اين مطلب علمايي هستند که در خواست مناظره با شيعه را مي دهند ؛ اگر به راستي به سبب تقيه امکان مناظره با شيعه موجود نباشد ، پس چرا جناب مولوي عبد المجيد درخواست مناظره با شيعه را دادند ؟ و در مناظره با دكتر قزويني هم شركت كردند.

2- به جاي اشکال گرفتن به مناظرات در واقع سياسي و در ظاهر ديني ، بهتر است به مناظراتي که در اصل ديني بوده است بپردازيد (مناظرات مختلفي در سايت موجود است که توسط جناب دکتر قزويني و با علما و بزرگان اهل سنت صورت گرفته است ؛ البته عده اي از اين بزرگان که تا قبل از مناظره از بزرگان علماي اهل سنت زاهدان و دارالعلوم و صاحب تاليفات بسيار به شمار مي رفتند بعد از مناظره تبديل به شخصي بي سواد و... شده اند !!! ) :
http://www.valiasr-aj.com/fa/list.php?bank=monazerat

3- در مورد تهمت نفاق به گروهي از صحابه ، بهتر است بدانيد اولين کسي که به صحابه منافق اطلاق كرده ، خود رسول گرامي اسلام (ص) بوده اند ؛ مي توانيد به صحيح بخاري ، باب روايات حوض مراجعه فرماييد :
صحيح البخاري ج 5 ص 153، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا بَاب في الْحَوْضِ
يا در صحيح مسلم آمده است که رسول خدا فرمودند در بين اصحاب من دوازده منافق هستند که هيچ گاه وارد بهشت نخواهند شد !!!:
في أصحابي إثناعشر منافقاً ، فيهم ثمانية لايدخلون الجنّة حتّى يلج الجمل في سمّ الخياط ، ثمانية منهم تكفيكهم الدبيلة. وأربعة لم أحفظ ما قال شعبة فيهم.
صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 122

4- فرموديد که عثمان تا لحظه آخر قرآن مي خواند و به کساني که به همسرش متعرض شدند چيزي نگفت !!! دوست گرامي ، غيرت تنها به اين نيست که شخص ، گردن متجاوز را قطع کند ، آيا عثمان نمي توانست لحظه اي خواندن قرآن را قطع کرده و بگويد به همسر من کاري نداشته باشيد !!! حتي با اينکه سن او 85 سال بوده است ، اين ربطي به سن ندارد ، وقتي قدرت بر قرآن خواندن دارد قدرت بر اعتراض نيز دارد و به قول شما اگر اعتراض نکند نشانه بي غيرتي است .
طبري ، در تاريخش مينويسد : وجاء سودان بن حمران ليضربه فانكبت عليه نائلة ابنة الفرافصة واتقت السيف بيدها فتعمدها ونفح أصابعها فأطن أصابع يدها وولت فغمز أوراكها وقال إنها لكبيرة العجيزة وضرب عثمان فقتله .
تاريخ الطبري ، الطبري ، ج 3 ص 421 ، الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ص 178 ، البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 7 ص 210 .
سودان بن حمران آمد تا او را كتك بزند ، نائله دختر فرافضه (زن عثمان) خود را بر روي او انداخت ، سودان شمشير را گرفت و انگشت او را قطع كرد و بعد دست به پشت او زد و گفت : عجب پشت بزرگي دارد ، سپس عثمان را زد و كشت .
چرا عثمان در برابر جسارت وقيحي كه به همسرش كردند هيچ عكس العملي نشان نداد؟
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
31 | مهدي | , ایران | 12:00 - 24 بهمن 1387 |
0
 
 
1
پاسخ نظر
فقط مي دونم بگم دستتون درد نکنه . خدا به حق امام زمان در دنيا و آخرت کمکتون کنه خدا گواهست پي دشمن علي نروم - ح؟؟؟رهش از ؟؟؟جداست
32 | هادي | , ایران | 12:00 - 06 اسفند 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام
واقعا متشکرم
خيلي استفاده کردم
يا علي
33 | محمد قشمي | , ایران | 12:00 - 11 اسفند 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
خدا گمراهان رو هدايت كنه. خدا رو شكر شيعه ها خيلي خيلي كم هستن و هر روز از اونها كاسته ميشه بعضيها ميشن بي دين و بعضيها ميشن مسلمان راستين. به اميد اينكه ايران باز به دوره قبل از شاه صفوي ؟؟؟؟ برگرده. بگيد آمين خدا رو شكر اين روزها جناب دكتر ملازاده تو ماهواره در رنگارنگ دست شماها رو داره رو ميكنه و شيعه هاي عزيز دارن دست از اين عقايد باطل برميدارن و ميشن مسلمان راستين ما هم براي سلامتي جناب دكتر دعا ميكنيم. چون اين دجالان همان فرزندان اسماعيل صفوي ؟؟؟؟ هستن و كار ترر رو از 30 سال قبل در پيش گرفتن.
34 | ميثم انتظاري | , ایران | 12:00 - 13 اسفند 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سعديا شرمي بدار آخر چه مي ترسي بگو نيست بعد از مصطفي مولاي ما الا علي ع
35 | احسان | , مالزی | 12:00 - 15 اسفند 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
من دانشجوي دکتراي برق هستم و تخصصي هم در زمينه هاي ديني ندارم اما براي اثبات عدم حقانيت اهل تسنن برام همين کافيه که مي بينم غرب به راحتي به همه ارکان نواميسشون تجاوز ميکنه اما اونا با خودفروشي دارن ازشون مهلت زنده بودن ميگيرن در عوض بچه هاي شيعه بهترين دانشگاههاي دنيا رو فتح کردن، مرزهاي دانش رو ميشکنن و هيچ کس هم توان مقابله با اونها رو نداره.
36 | momen abdulla | , مالزی | 12:00 - 25 اسفند 1387 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
جناب محمد قشمي
اسماعيل صفوي دجال است يا محمود غزنوي و تيمور و سلاطين عثماني؟
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85_%D8%A7%D9%88%D9%84
لطفا بگوييد ژنرالهاي ارتش ترکيه فرزندان که هستند؟
37 | خادم المهدي ( عمو ناصر ) | , ایران | 12:00 - 05 ارديبهشت 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام بر شما : جناب محب عزيز : کجايي رفيق شفيق ؟؟؟ اين همه کتاب روايي و رجالي خوندي ، آخرش هم به روايات مرسل و ضعيف السند احتجاج کردي ؟؟؟؟ انتظار داشتم که قوي تر عمل کني .... آيت الله حسيني قزويني ، خيلي خوب جوابت را دادند ... ادعا مي کردي که ( موسسه تحقيقاتي وليعصر عج ) ؛ موسسه " دروغ عصر " است !!! چه شد که در جواب ، واماندي !!!؟؟؟؟ يه جلسه با خالد و سني ايران و بقيه برو يچه هاي سايت مسلمان بذار ، بد جوري ضايع کردي رفيق !!!! ---------------------------- با تشکر از آيت الله حسيني قزويني و گروه پاسخگويي به شبهات .... در پناه اربابمان مهدي عج يا علي ع
38 | مسيحا | , ایران | 12:00 - 08 ارديبهشت 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام خدمت تمام دوستان من يك شيعه هستم و انتظار داشتم كه حداقل در قرن بيست ويكم استدلال هاي روشنفكرانه از گروه شبهات بخونم اما متاسفانه مثل عوام كه به هركدام لعنته الله عليه ميفرستد جواب سوال ها را ميدهند. من فكر كنم كه شما با اين استدلال ها نه تنها نميتوانيد حقانيت خود را ثابت كنيد كه سبب مبهم شدن بسيار مسائل بديهي هم ميشويد. ديگر چه فايده دارد كه شهادت حضرت زهرا ع را بخواهيم ثابت كنيم؟يا مظلوميت هاي علي و ساير امامان را ثابت كنيم؟يا ازدواج ام كلثوم را رد كنيم؟ بياييم به برادران اهل سنت بگوييم كه خلفاي شما براي ساختن يك جامعه مسلمان و آزاد و متعهد چه پيشنهادي دارند و آنوقت اين مسئله را در سخنان علي و ساير امامان معصوم بررسي كنيم و بعد هر كه اختيار دارد كه انتخاب كند هر راهي كه به نظرش درست ميرسد. البته اين يك پيشنهاد بود كه اگر درست به نظرتان رسيد كوشش شود كه به عمل نماييم خداوند شما را اجر دهد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها سند مخالفت ايشان و امير مومنان با خلافت خلفاي جور است ؛ پس ثابت كردن آن ثابت كردن ولايت است .
2- ازدواج ام كلثوم ، شبهه اي است كه هر وقت اهل سنت دستشان از هر جا كوتاه شد ،‌به آن تمسك مي كنند !!! چرا قبور را خراب مي كنيد !اين كار دليل شرعي ندارد ! چون علي دخترش را به عمر داد !
چرا دست بسته نماز مي خوانيد ! اين كار به اقرار مالك بن انس (رهبر فرقه مالكي روايت صحيح ندارد) :چون علي دخترش را به عمر داد !!!
3- البته مطلبي كه شما در انتها مطرح كرده ايد ، نيز مطلب درستي است ؛ نامه امير مومنان به مالك اشتر به عنوان جامع ترين سند حكومتي در سازمان ملل ثبت شده است و...
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
39 | اخباري | , ایران | 12:00 - 14 ارديبهشت 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
با سلام اگر بر فرض هم چنين ازدواجي صورت پذيرفته باشد هيچ دليلي بر رضايت اميرالمومنين (ع) از عمر نيست و نمي توان از اين مطلب براي تاييد عملکرد عمر استفاده نمود. جريان حضرت لوط عليه السلام و پيشنهاد به قوم کافر خويش براي ازدواج با دخترانش در قرآن آمده است:قَالَ هَؤُلاءِ بَنَاتِي إِن کُنتُمْ فَاعِلِينَ گفت: «دختران من حاضرند، اگر مى‏خواهيد کار صحيحى انجام دهيد (با آنها ازدواج کنيد، و از گناه و آلودگى بپرهيزيد!)» اين جريان به خوبي مشخص مي نمايد که حضرت لوط (ع) قصد تاييد کار و عملکرد قوم خويش را نداشت و تنها به مصلحتي اين پيشنهاد را داد.
40 | شاهين مقيم | , آلمان | 12:00 - 28 ارديبهشت 1388 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اللهمّ صلّ علي محمّد وآل محمّد
سروران گرامي السّلام عليکم ورحمة الله
با تشکر از مجاهدت شما عزيزان ، اجرکم عند الله تعالي .
آيا ممکن است اين مقاله را بشکل پي دي اف دربياوريد؟
ممنون خواهيم شد. والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13]