2018 May 27 - يکشنبه 06 خرداد 1397
=نماز تراويح: علت نامگذاري تراويح
کد مطلب: ٦٥٦٢ تاریخ انتشار: ١٤ فروردين ١٣٨٩ تعداد بازدید: 793
خارج فقه مقارن » نماز تراويح
=نماز تراويح: علت نامگذاري تراويح

 
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: 14 / 01 / 89

بحث ما در رابطه با نماز تراويح بود. يكي از موضوعات اختلافي ميان شيعه و سني، خواندن نوافل ماه رمضان به جماعت است. در اين كه نافله ماه رمضان، أمر مشروعي است، ميان شيعه و سني، اتفاق نظر است. روايات متعددي از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) نقل شده است كه در ماه رمضان، نوافلي وجود دارد. اما در تعداد ركعات و كيفيت خواندن آن اختلافي وجود دارد. شايد تعداد ركعاتي كه ما شيعه داريم، از أهل سنت بيشتر باشد. گرچه آنها [مذاهب أهل سنت] اختلاف زيادي در تعداد ركعات نوافل ماه رمضان دارند. ولي اختلاف اصلي ميان ما و أهل سنت، اين است:

 

آيا اين نافله را بايد به فراديٰ خواند، يا به جماعت؟

شيعه با پيروي از ائمه (عليهم السلام)، خواندن نافله ماه رمضان را به جماعت، حرام مي داند. در جوامع روائي خودمان، روايات متعددي داريم از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) كه نافله ماه رمضان بدعت است. روايات متعددي داريم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) در زمان خلافت خويش، تلاش كرد تا نماز تراويح را بردارد. مردمي كه نافله ماه رمضان را به جماعت مي خواندند، اعتراض و سر و صدا كردند و گفتند:

وا سنة عمرا!

أمير المؤمنين (عليه السلام) هم وقتي ديد اگر اين بدعت برداشته شود، در ميان مسلمانان، تفرقه ايجاد مي شود، دست از اين كار برداشت. أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

اگر بخواهم اين بدعت ها را بردارم:

لتفرق عني جندي حتي أبقي وحدي أو قليل من شيعتي الذين عرفوا فضلي و فرض إمامتي من كتاب الله عز وجل و سنة رسول الله (صلي الله عليه و آله) . . .

كساني كه در اطراف من هستند، همه پراكنده مي شوند و من يا تنها مي مانم يا فقط تعداد اندكي از شيعيانم كه امامت مرا از طريق كتاب و سنت معتقدند، در كنارم مي مانند . . .

الكافي للشيخ الكليني، ج8، ص59 ـ وسائل الشيعة (آل البيت) للحر العاملي، ج1، ص458

لذا به امام حسن (عليه السلام) فرمود:

به مردم بگو: همين نماز بدعتيِ خودشان را بخوانند.

بحث بر اين است كه آيا مي شود يك بدعت را به قيمت ايجاد اختلاف و تفرقه و زير سؤال رفتن حكومت، از ميان برداشت؟ بحث مهم تر، نگه داشتن حكومت بود. لذا أمير المؤمنين (عليه السلام) فقط تكليف خود را انجام داد و به مردم متذكر شد:

وَ مَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ

سوره يس/آيه17

مگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه كرد؟ آيا مردم را به زور، مؤمن كرد؟ خير. احكام را براي مردم بيان كرد و:

وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ

سوره كهف/آيه29

أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: اين كار، بدعت است. وقتي ديد در ميان مردم، تفرقه و تشتّت ايجاد مي شود، از تلاش براي منصرف كردن مردم منصرف شد.

ما روايات متعددي داريم كه ائمه (عليهم السلام) و أمير المؤمنين (عليه السلام) بر بدعت بودن نماز تراويح، تصريح كرده اند. أهل سنت هم بر اين مسئله اتفاق نظر دارند كه در زمان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و خليفه اول، نافله ماه رمضان به جماعت خوانده نشده است و در زمان خليفه دوم اين كار انجام شد و خود خليفه دوم هم تصريح كرد:

نعم البدعة هذه.

به جماعت خواندن نافله ماه رمضان، بدعت خوبي است.

صحيح بخاري، ج2، ص252، كتاب صلاة التراويح

صحيح مسلم هم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

كلّ بدعة ضلالة.

صحيح مسلم، ج3، ص11

كلمه كلّ در هر جا بيايد، تخصيص پذير نيست. مگر بعضي از مواردي كه جمله مخصّصه، متصل به كلام باشد. گرچه بعضي ها در اين مورد هم اختلاف كرده اند كه إستثناء كردن أمري از جمله اي كه شامل أدوات عام (كل، أجمع، أكتع و ...) است، خلاف فصاحت است.

از طرفي هم آقايان أهل سنت مي گويند با اين كه خود خليفه دوم نماز تراويح را پايه ريزي كرد، خودش حتي يك مورد هم به جماعت نخواندند. زيرا خودشان نقل كرده اند كه اگر خليفه دوم به جماعت مي خواند، خودش بايد امام جماعت مي شد، نه أبي بن كعب. آنها يك روايت مرسل يا ضعيف هم ندارند كه عمر بن خطاب نافله ماه رمضان را به جماعت خوانده باشد. هم چنين پسر خليفه دوم، عبد الله بن عمر، يك مورد هم در عمرش نافله ماه رمضان را به جماعت نخواند. حتي از او سؤال كردند:

أقوم خلف الامام في شهر رمضان؟ فقال: تنصت، كأنك حمار؟

آيا مي توان نافله ماه رمضان را به جماعت خواند؟ عبد الله بن عمر گفت: مي خواهي پشت سر امام جماعت مانند الاغ ساكت باشي؟!

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج4، ص264 ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج2، ص288 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج2، ص494

چون در نماز تراويح، امام جماعت، يك جزء قرآن مي خواند و عبد الله بن عمر كنايه مي زند كه آيا امام جماعت قرآن بخواند و ثواب ببرد و تو مي خواهي ساكت باشي؟!

بعضي از فقهاء أهل سنت هم قائل به إستحباب به جماعت خواندنِ نماز تراويح نيستند. در روايات زيادي هم از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آمده و از خود محمد بن ادريس شافعي هم آمده است:

نافله هاي تان را در منازل بخوانيد؛ منازل تان حق دارند و حق منازل تان را أداء كنيد. ولي فرائض و نمازهاي واجب را در مسجد بخوانيد.

إن شاء الله در بخش احاديث أهل سنت، اينها را بررسي خواهيم كرد.

الف) علت نام گذاري تراويح

بايد در رابطه با اصل نماز تراويح، مطلبي را اشاره كنم و سپس وارد مباحث بعدي شويم.

چرا به تراويح، ترواويح مي گويند؟

اگر به كتاب هاي لغت مراجعه كنيد، مفصل آمده است:

1. كتب أهل سنت

إبن اثير:

التراويح جمع ترويحة و هي المرة الواحدة من الراحة، تفعيلة منها، مثل تسليمة من السلام.

النهاية في غريب الحديث لإبن الأثير، ج2، ص274 ـ لسان العرب لإبن منظور، ج2، ص462 ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج4، ص217

مجمع البحرين للشيخ الطريحي، ج2، ص244

اين بود علت نام گذاري نماز تراويح.

ب) روايات ائمه (عليهم السلام) در نماز تراويح

اين روايات بر 2 دسته است:

1. روايات دالّ بر مشروعيت نوافل ماه رمضان

2. روايات دالّ بر حرمت اقامه نوافل ماه رمضان به جماعت

1. روايات دالّ بر مشروعيت نوافل ماه رمضان

روايت اول:

مرحوم شيخ طوسي (ره) در روايت موثقه اي نقل مي كند:

الحسين بن سعيد عن القاسم عن علي بن أبي حمزة قال: دخلنا علي أبي عبد الله (ع)، فقال له أبو بصير: ما تقول في الصلاة في رمضان؟ فقال:

إن لرمضان لحرمة و حقا لا يشبهه شئ من الشهور، صل ما استطعت في رمضان تطوعا بالليل و النهار و إن إستطعت في كل يوم ألف ركعة فصل، إن عليا (ع) كان في آخر عمره يصلي في كل يوم و ليلة ألف ركعة، صل يا أبا محمد! زيادة في رمضان، فقال: كم جعلت فدك؟ فقال في عشرين ليلة، تمضي في كل ليلة عشرين ركعة ثماني ركعات قبل العتمة و إثنتي عشرة بعدها سوي ما كنت تصلي قبل ذلك، فإذا دخل العشر الأواخر فصل ثلاثين ركعة كل ليلة ثماني ركعات قبل العتمة و إثنتين و عشرين بعد العتمة سوي ما كنت تفعل قبل ذلك.

حسين بن سعيد اهوازي (از أجلّاي روات شيعه) از قاسم بن محمد جوهري (غير إمامي و ثقه) از علي بن أبي همزه بطائني (از بنيان گزاران مذهب واقفيه كه قبل از انحرافش، مورد وثوق و وكيل رسمي امام كاظم (عليه السلام) بود و رواياتي كه از ايشان نقل شده، عمدتا مربوط به دوران قبل از انحرافش بود و او و چند نفر ديگر، بعد از انحراف، مطرود جامعه شيعي شدند و امام رضا (عليه السلام) آنها را طرد كرد و مطالبي در مذمت آنها نقل كرد و امام جواد (عليه السلام) از آنها تعبير كرد به كفار و مشرك و زنديق. بعد از انحراف آنها، كسي به سراغ شان نرفت و روايتي از آنها نقل نكرد) نقل مي كند:

أبو بصير از امام صادق (عليه السلام) سؤال كرد: نظر شما درباره نافله ماه رمضان چيست؟ حضرت فرمود:

ماه رمضان احترامي خاص دارد كه هيچ يك از ماه ها، اين احترام را ندارند. تا جائي كه مي تواني، در شب و روز ماه رمضان، نافله بخوان. اگر توانستي در هر شبانه روز، هزار ركعت نماز بخوان. علي (عليه السلام) در اواخر عمرش، در هر شبانه روز ماه رمضان، هزار ركعت نماز مي خواند. اي ابا محمد! در ماه رمضان زياد نماز بخوان. أبو بصير گفت: فدايت شوم! چقدر نماز بخوانم؟ حضرت فرمود: 20 ركعت در هر شب از 20 شب اول و 30 ركعت در 10 شب آخر.

الإستبصار للشيخ الطوسي، ج1، ص463، ح1798 ـ تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج3، ص64، ح215 ـ الكافي للشيخ الكليني، ج4، ص154 ـ وسائل الشيعة (آل البيت) للحر العاملي، ج8، ص31، ح10038

روايت دوم:

در روايت صحيحي ديگر از امام صادق (عليه السلام) آمده است:

علي بن الحسن بن فضال عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن صدقة عن أبي عبد الله عليه السلام قال:

مما كان رسول الله (صلي الله عليه و آله) يصنع في شهر رمضان كان يتنفل في كل ليلة و يزيد علي صلاته التي كان يصليها قبل ذلك منذ أول ليلة إلي تمام عشرين ليلة، في كل ليلة عشرين ركعة، ثماني ركعات منها بعد المغرب و إثنتي عشرة بعد العشاء الآخرة و يصلي في العشر الأواخر في كل ليلة ثلاثين ركعة إثنتي عشرة منها بعد المغرب و ثماني عشرة بعد العشاء الآخرة و يدعو و يجتهد اجتهادا شديدا و كان يصلي في ليلة إحدي و عشرين مائة ركعة و يصلي في ليلة ثلاث و عشرين مائة ركعة و يجتهد فيهما.

از كارهايي كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) در ماه رمضان انجام مي داد، اين بود كه در هر شب، نافله ماه رمضان را مي خواند و نافله هايي كه قبل از ماه رمضان مي خواند، در ماه رمضان بر تعداد نافله هايش مي افزود. 20 ركعت در هر شب از 20 شب اول و 30 ركعت در 10 شب آخر نافله ماه رمضان مي خواند ... .

الإستبصار للشيخ الطوسي، ج1، ص462، ح1796 ـ تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج3، ص62، ح213 ـ وسائل الشيعة (آل البيت) للحر العاملي، ج8، ص29، ح10036

روايت سوم:

در روايت موثقه ديگري (كه موثقه بودنش به دليل وجود زرعة بن محمد حضرمي در سند روايت است كه از واقفي هاي ثقه است) از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است:

الحسين بن سعيد عن الحسن عن زرعة عن سماعة بن مهران قال: سألته عن شهر رمضان كم يصلي فيه؟ فقال:

كما يصلي في غيره، إلا أن لرمضان علي سائر الشهور من الفضل ما ينبغي للعبد أن يزيد في تطوعه، فإن أحب و قوي علي ذلك أن يزيد في أول الشهر عشرين ليلة كل ليلة عشرين ركعة سوي ما كان يصلي قبل ذلك، من هذه العشرين إثنتي عشرة ركعة بين المغرب و العتمة و ثماني ركعات بعد العتمة، ثم يصلي صلاة الليل التي كان يصلي قبل ذلك ثماني ركعات و الوتر ثلاث ركعات، ركعتين يسلم فيهما، ثم يقوم فيصلي واحدة يقنت فيها فهذا الوتر، ثم يصلي ركعتي الفجر حين ينشق الفجر، فهذه ثلاث عشرة ركعة، فإذا بقي من شهر رمضان عشر ليال، فليصل ثلاثين ركعة في كل ليلة سوي هذه الثلاث، عشرة ركعة يصلي بين المغرب و العشاء إثنتين و عشرين ركعة و ثمان ركعات بعد العتمة، ثم يصلي بعد صلاة الليل ثلاث عشرة ركعة كما وصفت لك و في ليلة إحدي و عشرين و ثلاث و عشرين يصلي في كل واحدة منهما إذا قوي علي ذلك مائة ركعة سوي هذه الثلاثة عشرة ركعة و ليسهر فيهما حتي يصبح، فان ذلك يستحب أن يكون في صلاة و دعاء و تضرع، فإنه يرجي أن يكون ليلة القدر في إحداهما.

سماعة بن مهران از مقدار نوافل ماه رمضان از امام صادق (عليه السلام) سؤال كرد و حضرت فرمود:

همان مقدار را كه در ماه هاي قبل مي خواندي، در ماه رمضان هم بخوان. ولي به خاطر برتري و فضيلت ماه رمضان بر بر ساير ماه ها، سزاوار است بنده را كه در تطوّع و اعمال مستحبّ خود بيفزايد. پس اگر دوست بدارد و قدرت داشته باشد، در در 20 شب اول، علاوه بر نمازهائي كه پيش از اين مي خواند، هر شب 20 ركعت اضافه كند و سپس نماز شب را در 8 ركعت و وتر را در 3 ركعت بخواند به اين ترتيب كه دو ركعت بجا آورد و سلام بگويد و سپس يك ركعت ديگر بخواند و در اين يك ركعت أخير، قنوت را بجا آورد و اين همان وتر است. سپس 2 ركعت فجر را تا وقت شكافته شدن فجر برگزار كند، كه مجموع آنها 13 ركعت است. در 10 شب آخر، علاوه بر اين 13 ركعت، در هر شبي 30 ركعت نماز بخواند و پس از آن 13 ركعت نماز شب را بدان گونه كه وصف كردم انجام دهد. در شب هاي 21 و 23 در صورتي كه قادر باشد، در هر يك از آن 2 شب 100 ركعت علاوه بر آن 13 ركعت أداء نمايد و بايد در اين 2 شب تا صبح بيدار بماند؛ زيرا مستحب است كه آن 2 شب در دعا و تضرّع سپري گردد. به دليل اين كه اميد مي رود شب قدر در يكي از آن 2 شب باشد.

الإستبصار للشيخ الطوسي، ج1، ص463، ح1797 ـ تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج3، ص63، ح214 ـ وسائل الشيعة (آل البيت) للحر العاملي، ج8، ص30، ح10037 ـ من لا يحضره الفقيه للشيخ الصدوق، ج2، ص138، ح1967

روايت چهارم:

در روايت صحيح ديگري از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است:

علي بن حاتم عن علي بن سليمان الزراري قال: حدثنا أحمد بن إسحاق عن سعدان بن مسلم عن أبي بصير قال: قال أبو عبد الله عليه السلام:

صل في العشرين من شهر رمضان ثمانيا بعد المغرب و إثنتي عشرة ركعة بعد العتمة، فإذا كانت الليلة التي يرجي فيها ما يرجي فصل مائة ركعة، تقرأ في كل ركعة قل هو الله أحد عشر مرات، قال قلت: جعلت فداك فإن لم أقو قائما؟ قال: فجالسا، قلت : فإن لم أقو جالسا؟ قال: فصل و أنت مستلق علي فراشك.

در هر شب از 20 شب اول ماه رمضان، 20 ركعت نماز بخوان؛ 8 ركعت بعد از مغرب و 12 ركعت بعد از عشاء. در شبي كه اميد است شب قدر باشد، 100 ركعت نماز بخوان و در هر ركعت، 10 مرتبه سوره توحيد را بخوان. أبو بصير مي گويد: گفتم: فدايت شوم! اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ حضرت فرمود: نشسته بخوان. گفتم: اگر نتوانستم نشسته بخوانم؟ حضرت فرمود: به صورت دراز كشيده و خوابيده نماز بخوان.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج3، ص64، ح216 ـ وسائل الشيعة (آل البيت) للحر العاملي، ج8، ص31، ح10039

البته درباره نماز شب روايتي ديده ام كه آمده است:

اگر مي توانيد نماز شب را ايستاده بخوانيد. اگر نمي توانيد، در حال راه رفتن بخوانيد. اگر نمي توانيد، در حالت نشسته بخوانيد. اگر نمي توانيد، در رختخواب در حالت خوابيده ـ كف پاي تان به طرف قبله باشد يا مانند ميت در قبر، سينه تان به سمت قبله باشد ـ بخوانيد و نگذاريد نماز شب تان از دست برود.

يعني شارع مقدس مي خواهد اين ثواب ها از دست نرود؛ ولو اين كه نماز شب در حالت خوابيده خوانده شود.

خاطره اي از مرحوم حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني (ره)

از مرحوم حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني (ره) هم نقل مي كردند كه ايشان گاهي نماز شب خود را در حالت راه رفتن مي خواندند. وقتي از علت اين كار از ايشان سؤال شد، فرمود:

در روايت آمده است در منزلي كه هستيد، در جاي جاي آن نماز بخوانيد. چون فرداي قيامت، آن مكان نماز، شهادت مي دهد كه اين شخص بر روي آن نماز خوانده است. من با اين راه رفتن، مي خواهم در جاي جاي اين منزل نماز بخوانم تا اين زمين شهادت بدهد.

روايت چهارم:

در روايت ديگري با سندهاي ضعيف و از طُرُق متفاوت (از 8 طريق نقل شده كه محمد بن سليمان در سند آنها قرار گرفته كه مجهول است) از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است:

البته اين روايت در منابع أهل سنت هم آمده است كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نماز مي خواند و وقتي شروع كرد به خواندن نافله، مردم آمدند پشت سر حضرت ايستادند به جماعت و حضرت فرمود:

نافله ماه رمضان را نمي شود به جماعت خواند.

مردم متفرق شدند. وقتي حضرت شروع كرد به نماز خواندن، باز هم مردم آمدند پشت سر ايشان. حضرت فرمود:

و اعلموا أن لا جماعة في نافلة، فافترق الناس فصلي كل واحد منهم علي حياله لنفسه.

نافله ماه رمضان را نمي شود به جماعت خواند.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج3، ص64، ح217 ـ الإستبصار للشيخ الطوسي، ج1، ص465، ح1801 ـ وسائل الشيعة (آل البيت) للحر العاملي، ج8، ص32، ح10040

مجموعاً آنچه كه توانستم در كتب أربعه پيدا كنم، 8 روايت است كه مشروعيت نافله ماه رمضان را ثابت مي كند. ائمه (عليهم السلام)، صحابه را تشويق و تحريك كرده اند به خواندن اين نوافل؛ حتي اگر ايستاده نمي توانند، نشسته بخوانند و اگر نشسته نمي توانند، در حالت خوابيده و درازكش بخوانند.

إن شاء الله در جلسه بعدي در رابطه با روايات دالّ بر حرمت اقامه نوافل ماه رمضان به جماعت بحث خواهيم كرد. حتي أمير المؤمنين (عليه السلام) با اين بدعت و ساير بدعت هايي كه در زمان خلفاء پايه ريزي شده بود، مبارزه كرد، ولي نتوانست به نتيجه برسد. در خطبه 53 نهج البلاغه مي فرمايد:

فإن هذا الدين قد كان أسيرا في أيدي الأشرار، يعمل فيه بالهوي و تطلب به الدنيا.

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English