2017 March 29 - چهار شنبه 09 فروردين 1396
فهرست نظرات

از تاریخ: تا تاریخ: شامل عبارت: محل عبارت: تعداد نمایش:

شماره صفحه از 2766  »
1
کد مطلب: 5142 - عنوان: آيا حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام اعتراض كرد؟
نام و نام خانوادگی: اکبر - تاریخ انتشار: ١٢:٢٣ - ٢٤ اسفند ١٣٩٥
بله میخواست دختر ابوجهل را بگیر پیامبر گفت فاطمه را ازار نده و او را تهدید کرد و حدیث معروف هر که اون را اذیت کند من را اذیت کده
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در خصوص افسانه ازدواج حضرت  علی علیه السلام با دختر ابوجهل به این آدرس رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

2
کد مطلب: 5067 - عنوان: آيا اهميت دادن به عيد نوروز بدعت نيست؟
نام و نام خانوادگی: جانمان مولا علی - تاریخ انتشار: ٠٩:٤٣ - ٢٤ اسفند ١٣٩٥
پاسخ به نظر شماره 70639
از جناب abdolhaia متشکرم
3
کد مطلب: 5228 - عنوان: آيا يك خانم شيعي مي تواند با يك فرد سني ازدواج كند ؟
نام و نام خانوادگی: حسین - تاریخ انتشار: ٠٧:٤٧ - ٢٤ اسفند ١٣٩٥
به نظر من بدلیل تبلیغات بسیار زیاد علیه شیعیان و اتهامات کاذب به آنها در دهه اخیر ، باعث شده که بیشتر سنی مذهبان در بیشتر کشور ها نفرت بسیار زیادی علیه شیعیان پیدا کنند و کسانی که هنوز چنین تفکری پیدا نکرده اند هر لحظه امکان دارد که متأثر شوند ، پس بهتر است چنین ازدواجی انجام نشود و دختران مهمترین ملاک ازدواجشان را محبت به اهل بیت و تقوا قرار دهند
4
کد مطلب: 6317 - عنوان: استدلال به خطبه 228 نهج البلاغه (لِلّهِ بلاء فلان)، براي انكار شهادت فاطمه زهرا(س)
نام و نام خانوادگی: محمد - تاریخ انتشار: ٢٠:٥٣ - ٢٣ اسفند ١٣٩٥
دوستان به قرآن رجوع کنید به خداقسم درروزقیامت ازشما به خاطراهل بیت وعمر وعلی وغیره بازخواست نمی کنند بلکه ازشما ازتوحیدونبوت ومعاد وانجام کارهایت سوال خواهنذپرسید فحش وناسزا کارانسان نیست انسانهای بیسوادونفهم به همدیگرتوهین می کنند باهم دوست باشیدبخاطررضای خداونه بخاطر اشخاص
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
ای کاش ابتدا تحقیق می کردید بعد نظر قطعی در خصوص این مسئله می دادید  مگر در روایات اهل سنت و شیعه نیامده است که در قیامت از ولایت حضرت علی علیه السلام نیز سوال می کنند مگر امامت از اعتقادات نیست چطور از شما می گویید از انجام کارها در قیامت سوال می کنند اما از امامت که از اعتقادات مهم است سوال نمی کنند !!! 
ابن مردويه همين روايتی را از ابن عباس از مجاهد نقل مي كند :
513 . ابن مردويه ، عن مجاهد في الآية قال : يعني مسؤولون عن ولاية علي بن أبي طالب .
مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) - أبي بكر أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني - ص 312
حاكم حسكاني از علماي حديث اهل سنت، روايت معتبري را از ابو سعيد خدري صحابه جليل القدر رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل كرده است كه در قيامت از ولايت اميرمؤمنان عليه السلام سؤال مي شود:
788 - حدثنا أبو عبد الرحمان السلمي إملاءا ، أخبرنا محمد بن محمد بن يعقوب الحافظ ، حدثنا أبو عبد الله (الحسين بن محمد) ابن عفير ، حدثنا أحمد ، حدثنا عبد الحميد ، حدثنا قيس ، عن عطية ، عن أبي سعيد ، عن النبي صلي الله عليه وآله وسلم في قوله (تعالي): «وقفوهم إنهم مسؤولون» قال : عن ولاية علي بن أبي طالب .
ابو سعيد خدري مي گويد: رسول خدا صلي الله عليه وآله در ذيل آيه «وقفوهم انهم مسؤلون» فرمود: از ولايت علي عليه السلام سؤال مي شود.
الحاكم الحسكاني، عبيد الله بن محمد الحنفي النيسابوري (ق 5هـ) ، شواهد التنزيل، ج 2 ، ص 162، تحقيق: الشيخ محمد باقر المحمودي، ناشر: مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامي- مجمع إحياء الثقافة، الطبعة: الأولي، 1411 - 1990 م.
چطور در روایات شما آمده است که زيد بن خارجه انصاري در زمان عثمان از دنيا رفت و او را در ميان كفن پيچيدند؛ اما وقتي گوش دادند، شنيدن كه او نام پيامبر و ابو بكر و عمر و عثمان را به زبان مي آورد چطور به ما که می رسد اشکال دارد و امکان ندارد اما به خودتان برسد اشکال ندارد!!
در روایات شیعه نیز آمده است كه وقتي ميت را در لحد گذاشتيد، عقائدش را به او تلقين كن و از جمله ولايت علي و ائمه طاهرين عليهم السلام را تلقين كن:
135- الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَي عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ قَالَ: إِذَا وَضَعْتَ الْمَيِّتَ فِي لَحْدِهِ فَقُلْ- بِسْمِ اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَي مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَاقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَاضْرِبْ بِيَدِكَ عَلَي مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ ثُمَّ قُلْ يَا فُلَانُ قُلْ رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَبِالْإِسْلَامِ دِيناً وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولًا وَبِعَلِيٍ إِمَاماً وَيُسَمَّي إِمَامُ زَمَانِهِ فَإِذَا حُثِيَ عَلَيْهِ التُّرَابُ وَسُوِّيَ قَبْرُهُ فَضَعْ كَفَّكَ عَلَي قَبْرِهِ عِنْدَ رَأْسِهِ وَفَرِّجْ أَصَابِعَكَ وَاغْمِزْ كَفَّكَ عَلَيْهِ بَعْدَ مَا يُنْضَحُ بِالْمَاءِ.
امام باقر عليه السلام فرمود: وقتي ميت را در لحد قبرش نهادي، بگو: به نام خدا و به ياد خدا و در راه خدا و بر دين رسول خدا _ كه درود خدا بر او و آلش باد _ ، آية الكرسي را بخوان و با دست خود بر شانه راستش بزن پس از آن بگو: اي فلاني (در جواب نكير و منكر) بگو: راضي هستم كه خداوند پروردگار من است و اسلام دين من و محمد پيامبر و علي امام من است، و امام زمان خودت را نام مي بري.
الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي460هـ)، تهذيب الأحكام، ج 1 ، ص457، تحقيق: السيد حسن الموسوي الخرسان، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ طهران، الطبعة الرابعة، 1365 ش .
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

5
کد مطلب: 5212 - عنوان: چرا خداوند انسان را آفريد؟
نام و نام خانوادگی: م . ی - تاریخ انتشار: ١٨:٣٦ - ٢٣ اسفند ١٣٩٥
با سلام
خداوند میتونه خلق کنه و خالقه و بسیار قدرتمند و دارا و توانا و البته واحد و یکتا هست.
قبل از وجود هر کسی و هر چیزی وجود داشته و بعد از هر موجودی هم وجود خواهد داشت.
خداوند شایسته ی ستایش و حمد هست و بسیاری از موجودات پیش از انسان اون رو میپرستیدند اما فاقد قوه ی ادراک و عقل به مانند انسان بودند.
و در این میان خداوند تصمیم به موجود ساختن موجودی به اسم انسان میکنه که به خواست خدا باید دارای عقل و خصوصیات لازم برای درک هستی و خداوند بشه و بنابراین خداوند از روح خودش در اون میدمه و این انسان که دارای عقل و خصوصیات متمایز هست و بسیار خارق العاده است نسبت به موجودات ماقبل خودش، به خواست خدا به وجود میاد.
پرسشی دارم که محدود به این نیست که بخوام هدف خداوند رو از خلقت انسان بدونم! چرا که خداوند نیازی نداره هدف داشته باشه و مثل ما ضعیف و محدود نیست و این اون هست که قدرت تصمیم گیری و هدف گذاری برای سایر موجودات رو داره و بنا گذاشته.
پرسش من بیشتر در این باب هست که، با وجود اینکه خداوند پرستش میشده پیش از انسان، بعد از خلق این موجود، فکر میکنم هدف اصلی این موجود هم عبادت خدا از مسیر پیچیده تر و جمیلتر و لدتبخش تری هست و اما چیزی که در ذهنمه این هست که
آیا امکان داره در پس این عبادت، در آخرت برنامه ای و نتایجی فراتر از دیدگاه ساده ی ما نسبت به عبادت در دنیای مادی، وجود داشته باشه؟
و اینکه پرسش دیگه ی من این هست که باتوجه به جهل انسانها و تکبرورزی انسانها و طمع و خصوصیات منفی دیگر ، زمانی که بسیاری از انسانها به میزان کافی به هدف که جلب رضایت الهی هست نزدیک نمیشن، به عنوان مثال در همین عصر حاضر، بسیاری میدونن که اسلام وجود داره و همچنان مسیحی میمونن با علم به این وجود اسلام، و بر طبق عرف کشورهای خودشون و البته دینشون ممکن هست مثلا مشروب روابط جنسی نامشروع و غیره رو داشته باشن بدون حتی نماز خواندن یا انجام واجبات دیگه یا مستحبات، اما در قلب اعتقاد به وجود خدا و مسیح دارند و حضرت مریم، و پرسشی که من دارم این هست که خداوند به میزانی که اینها جلو آمدند و به میزانی که با خدا آشنا شده اند، آیا حاضر هست که زندگی اخروی اونها رو در درجات خیلی پایینی از بهشت قرار بده یا اینکه مخلد در جهنم هستند؟
در واقع منظور بنده این هست که
من تا اینجا متوجه این شده ام که هدف خلقت جن و انس و موجودات شناخت و رسیدن به خدا و عبادت او و بندگی او بوده
ولی چیزی که میخوام بدونم این هست که خدا به تلاش انواع بشر بها میده یا فقط اسلام رو در نظر داره و سایر ادیان و پیروان سایر پیامبران قابل شفاعت نیستند؟
ممنون میشم اگر پاسخ من رو بدید
و البته خداوند اجرتون بده اگر این پرسشهارو پاسخ بدید و یک نسخه از پاسخ رو به ایمیل هم بفرستید
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
برترين‌ دين‌ آن‌ ديني‌ است‌ كه‌ جواب گوي‌ همة‌ نيازهاي‌ انسان‌ در دنيا و موجب‌ سعادت‌ او در آخرت‌ باشد و ساير اديان‌ آسماني‌ گرچه‌ براي‌مردم‌ زمان‌ خود مناسب‌ بوده‌، ولي‌ جامعيت‌ دين‌ اسلام‌ را نداشته‌اند. علت‌ آن‌نيز نبودن‌ زمينه‌ و آمادگي‌ در مردم‌ آن‌ زمان‌ها بوده‌ است‌؛ چون‌ افراد بشر درهمة‌ زمان‌ها از نظر فهم‌ و درك‌ مطالب‌ يكسان‌ نيستند. آنان‌ مانند دانش‌آموزاني‌هستند كه‌ هر كدام‌ آمادگي‌ براي‌ شركت‌ در كلاس‌ مخصوصي‌ را دارند و آنچه‌براي‌ كلاس‌ اول‌ ابتدايي‌ به‌ عنوان‌ درس‌ مطرح‌ مي‌شود يا آنچه‌ در سطح‌متوسطه‌ و كارشناسي‌ و بالاتر در نظر گرفته‌ مي‌شود فرق‌ مي‌كند و چون‌ از زمان ‌ظهور اسلام‌ به‌ بعد رشد فكري‌ بشر رو به‌ كمال‌ بود و روز به‌ روز كاملتر مي‌شد،ازين‌رو ديني‌ هم‌ كه‌ براي‌ هدايت‌ چنين‌ افرادي‌ در نظر گرفته‌ شده‌ كامل‌تر وجامع‌ترين‌ دين‌ مي‌باشد. قرآن‌ نيز صريحاً اين‌ معنا را بيان‌ مي‌كند كه‌: «ان‌ّ الدين‌ عندالله الاسلام‌ و من‌ يبتغ‌ غيرالاسلام‌ ديناً فلن‌ يقبل‌ منه‌ تنها دين‌ كامل‌ از نظرخدا اسلام‌ است‌ و هر كس‌ در آخرت‌ با ديني‌ غير از اين‌ بيايد از او قبول‌ نمي‌شود»
دین اسلام سایر ادیان را نسخ کرده است لذا بعد از پیامبر اسلام (ص) همه چه مسیحیان و یا یهودیان و غیره موظف به دینی هستند که کامل و مورد خواست خداوند است هر کس غیر از این دین را قبول کند اعمال او مورد پذیرش نیست و شرط ورد به بهشت نیز اسلام و عمل به دستورات این دین است اما  کسانی که مستضعف فکری بودند و راهی برای شناخت اسلام نداشتند تکلیف آنها در قیامت جداست
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

6
کد مطلب: 10852 - عنوان: این 10 روز سرنوشت ساز ...
نام و نام خانوادگی: میترا - تاریخ انتشار: ١٤:٥٢ - ٢٣ اسفند ١٣٩٥
عرض سلام و احترام
مطلب بالا را مطالعه کردم. تنها یک سوال دارم. شما در بخش انتهایی در مورد امادگی لازم در این ده روز فرمودید.سوالم اینجاست که دقیقا ما باید چکار کنیم که ادعای اماده بودن را داشته باشیم.و اماده بشویم.
لطفا مرا راهنمایی و وظیفه ام را گوشزد نمایید.
باتشکر فراوان
7
کد مطلب: 10750 - عنوان: آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
نام و نام خانوادگی: محمد - تاریخ انتشار: ٠٨:٤٤ - ٢٣ اسفند ١٣٩٥
پاسخ به نظر شماره 73166
درباره باب نوادر به نظر من اشتباه میکنید.همانطور که علامه ماماقانی این نظر را اشتباه می داند(.این که برخی فکر کرده‌اند که مقصود از «نوادر» روایاتی است که روایت آن کم و عمل به آن به ندرت واقع می‌شود، یک اشتباه است و منشأ آن خلط بین نوادر و حدیث شاذ است؛ زیرا برخی از روایات در باب نوادر، شیوع روایی و عملی دارد. و لذا کتاب «نوادر الحکمه» از محمد بن احمد یحیی، ارزشمند و مورد مدح شیخ صدوق واقع شده است)احادیث باب نوادر توسط علما بزرگی مثل علامه مجلسی تصحیح شده.و در کتب من لا یحضره صدوق که خودش گفته همه احادیث ان صحیح و حجت بین من و خدا است باب نوادر داریم.
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
نقل روایت در باب نوادر به معنی عدم صحت روایت نیست چه بسا روایت معتبر باشد اما چون خلاف مشهور است لذا در باب نوادر می آوردند البته لازم به ذکر است برخی از محققین نظری دیگر دارند
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 

8
کد مطلب: 10750 - عنوان: آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
نام و نام خانوادگی: دانشجو - تاریخ انتشار: ٢٠:٠٩ - ٢٢ اسفند ١٣٩٥
سلام مطلبی رو شبکه ی کلمه منتشر کرده است مبنی بر اینکه در منابع شیعه از قول امام صادق (ع) آمده است که زمین روی شاخ گاو قرار دارد..لطفا پاسخ این شبهه را بفرمائید. واینکه روایت از نظر سند چگونه است..و اگر ایراد دارد چه ایرادی بر آن وارد است...آیا اهل سنت هم مشابه این روایت را دارند؟
**متن روايت به اينصورت امده است:
" عن ابي عبدالله -عليه السلام- قال: سالته عن الارض علي اي شيء هي؟ قال : علي حوت! قلت : فالحوت علي اي شيء هو؟ قال : علي الماء. قلت : فالماء علي اي شيء هو؟ قال : علي صخره! قلت: فعلي اي شيء الصخره؟ قال : علي قرن ثور املس! قلت : فعلي اي شيء الثور؟ قال : علي الثري! قلت: فعلي اي شيء الثري؟ فقال : هيهات، عند ذلک ضل علم العلماء".

ترجمه :" از آبان بن تغلب روايت شده است که گفت: از ابو عبدالله صادق -عليه السلام- پرسيدم زمين بر چه چيز تکيه دارد؟ گفت: بر ماهي! گفتم: ماهي بر چه چيز تکيه دارد؟ گفت: بر آب، گفتم: آب بر چه چيز تکيه دارد؟ گفت: بر سنگ سخت! گفتم: سنگ سخت بر چه چيز تکيه دارد؟ گفت: بر شاخ گاو نرم تن! گفتم: گاو بر چه چيز تکيه دارد؟ گفت: بر خاک نمناک! گفتم: خاک نمناک بر چه چيز تکيه دارد؟ گفت: هيهات، در اينجا دانش دانشمندان گم گشته است"!!! الروضه من الکافي، ج 1 ص 127، چاپ تهران (از انتشارات علميه اسلاميه).. شيخ کليني در "روضه کافي" ذيل عنوان "حديث الحوت علي اي شيء هو"!!!؟**


پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
چنین مطالبی مانند بودن زمین بر روی ماهی و غیره در منابع اهل سنت نیز به وفور نقل شده است
( وعن مجاهد قال : ( ن ) الحوت الذي تحت الأرض السابعة
تفسير القرطبي  ج 18   ص 223
در تفسیر طبری نیز آمده است:
حدثنا محمد بن عمرو قال ثنا أبو عاصم قال ثنا عيسى وحدثني الحارث قال ثنا الحسن قال ثنا ورقاء جميعا عن بن أبي نجيح أن إبراهيم بن أبي بكر أخبره عن مجاهد قال كان يقال النون الحوت الذي تحت الأرض السابعة
تفسير الطبري  ج 29   ص 14
سیوطی نیز گوید:
أخرج أبو الشيخ عن ابن عباس قال: )إن هذا الخلق أحاط بهم بحر، قيل: وما بعد البحر قال: هواء، قيل: وما بعد الهواء قال: بحر أحاط بهذا الهواء، والبحر الزاخر على سبعة أبحر قيل: والثامن قال: كذلك هواء، قيل: وما بعد الثامن قال: ثم انتهى الأمر(.
وأخرج عن وهب قال: )إنها سبعة أبحر وسبعة أرضين والارض على ظهر الحوت واسم الحوت بهموت(.
وأخرج عن حسان بن عطية قال: )بلغني أن مسيرة الارض خمسمائة البحور منها مسيرة ثلاثمائة سنة، أو مائتي سنة، والخراب منها مسيرة مائة سنة أو مائتين، والعمران مسيرة مائة سنة(.
أسرار الكون  ص 14
در اين خصوص شرح کتاب الروضة من الكافي يا گلستان آل محمد / ترجمه كمره‏اى، ج‏1، ص: 168 را براي فهم اين روايت ذکر مي‌کنيم:
شرح- اين الفاظ را بترتيب بايد در خاطر سپرد:
1- زمين 2- حوت ماهى 3- آب 4- صخره 5- شاخ گاو 6- ثرى خاك با نم. 7- ايكس- ناگفتنى يا نافهميدنى.
اكنون اين مصاحبه 6 سؤالى را مى‏توان بچند وجه تقسيم كرد:
1- از نظر ساختمانى و بشكل عمودى و مقصود اين باشد كه ساختمان زمين و پايه‌‏هاى آن تا هر جا كه باشد بعنوان يك ساختمان هفت اشكوبه تنظيم گردد كه روى هم چيده شده و بر زبر هم قرار گرفته است و از اين نظر صورت ساختمانى به اين شكل در مى‏آيد:
2- از نظر عمرانى و دوره‏هاى زندگى تاريخى بشر بر روى زمين و بشكل افقى و منظور سؤال از اين است كه عمران و آبادى زمين از روز اول تكوين و اجتماع بشرى بر چه پايه بوده و بر چه عواملى استوار شده است در اين صورت مى‏توان اين مصاحبه را به اين صورت تشريح كرد:
1- راوى- عمران و آبادى زمين بر چه وضعى بوده است؟
امام- بر ماهى- اين بيان اول زندگى آبرومندانه بشر است زيرا اول تشكيل اجتماع‏
و عمران بشرى در كنار نهرها و درياها بوده و اولين خوراك معمولى او از شكار ماهى تأمين شده است پس مى‏توان ماهى را رمز يك دوران ابتدائى زندگى بشر دانست.
2- راوى- ماهى بر چه اساس زندگانى داشته و كفايت قوت بشر را مى‏نموده است؟
امام- ماهى بر آب زندگانى دارد و هرگز ناياب نميشود و نياز بپرورش ندارد.
3- راوى- آب بر چه قرار مى‏گيرد؟
امام- بر صخره- يعنى ماده‏اى كه فشرده شده است و سنك شده و ممكن است منظور سؤال پرسش از آغاز شروع اين گونه زندگانى بشر باشد و منظور جواب اين باشد كه زندگى بشر با خوراك ماهى و شكار از نهر و دريا همراه با دوران زندگانى حجرى او بوده است كه يكى از ادوار تاريخى زندگانى ابتدائى بشر است و هزارها سال بدرازا كشيده است.
4- راوى- زندگانى دوران حجر بر چه استوار شده است؟ يعنى اين زندگانى دوران حجرى كه با شكار ماهى و حيوانات دريا گذشته بچه وضع ديگرى مبدل شده است و بچه صورت تازه‏اى در آمده است؟
امام- بشاخ نره گاو استوار شده است يعنى دوران حجرى بشر در سير تكامل بدوران زراعت و كشت گندم و حبوبات منتقل شده است و بعهده گاو و آهن گذاشته شده است و معنى اين مثل معروف كه:
زمين روى شاخ گاو ميگردد همين است، يعنى گردش عمران زمين و زندگانى بشر بر پايه كشت و زراعت است كه بنيروى نره گاو از دوران بسيار قديم تا آغاز همين قرن اداره ميشده و از آغاز اين قرن آن را بوسائل مكانيزه و تراكتور تحويل داده است.
براى توضيح بايد گفت كه جمله‏
 «على اى شي‏ء»
به اصطلاح نحوى ظرف مستقر است و جار و مجرور متعلق بفعل عام مقدرى است و لازم نيست آن فعل عام نسبت بمورد تعبير ماضى باشد بلكه روا است مستقبل باشد و چنين تفسير شود كه زندگانى دوران حجر بر چه وضعى قرار گرفت؟ و امام در جواب ميفرمايد بر زندگانى زراعت و كشاورزى و با تحصيل غذا از گندم و حبوبات آن دوران ماهى خوردن و تنها با شكار حيوانات درياها و نهرها گذرانيدن به پايان رسيد.
5- راوى، نره گاو كه كار زراعت را انجام ميدهد بر چه استوار است؟ يعنى بچه وسيله و بر چه پايه اين كار زراعت از او ساخته است؟
امام- خاك با رطوبت كه هم مى تواند آن را شيار كند و هم تخمى كه در آن كشت مى‏شود سبز ميكند و ميرويد و بثمر ميرسد و خلاصه مقصود اينست كه زندگى زراعتى كه روى شاخ گاو نر ميچرخد بر زمين خاكى و آب كافى استوار است و گاو ابزارى است كه در زمينه وجود خاك و رطوبت ميتواند توليد زراعت كند.
6- راوى زمين با رطوبت بر چه وضعى استوار مى‏شود؟
ممكنست مقصود پرسش از سر انجام زمين باشد و پايان زندگانى بشر و ممكنست مقصود پرسش از وضع تازه زراعت باشد كه جانشين زراعت با گاو مى‏شود مانند زراعت با وسائل صنعتى امروزه و در پاسخ اين پرسش بهر نظر باشد:
امام- بسيار دور است، يعنى دوران پايان عمر زمين كه برستاخيز ميكشد يا دوران تبديل وضع‏
زراعت با گاو بزراعت با ماشين بسيار دور است و علم دانشمندان هنوز بدان راه نبرده و در وادى فهم آن گم است و در آن زمان ميسر نبوده است كه در پاسخ اين پرسش بيانى شود كه براى عموم مردم دانشمند آن روز قابل فهم و باور باشد.
3- طرح سؤالات از نظر علمى و فيزيكى و فهم رموز نظم زمين و مواد شيميائى آن بدين تفصيل:
1- راوى- از او پرسيدم زمين بر چه استوار است؟ يعنى بچه وسيله زمين در قرارگاه معين خود در بخش ثابتى از فضا برقرار است و از مدار مقرر خود اين ور و آن ور نميرود؟
امام- بر ماهى استوار است- يعنى طبع سرد و آبگون خود و اين رمز قوه دافعه است كه بر اثر برودت و سردى در نهاد زمين بوجود آمده و آن را در فاصله معينى از مركز خورشيد و سيارات ديگر متوقف و مستقر ساخته است.
2- راوى- قوه دافعه كه بكلمه حوت تعبير شده است بر چه حقيقتى استوار است؟
امام- بر آب كه مايه برودت و ثقل است.
3- راوى- آب كه خود جسم سائل و روانى است بچه وسيله مستقر مانده است تا حافظ نيروى دافعه زمين باشد؟
امام- بر مواد متحجره زمين كه سرد شده و بصورت كوه و لنگر درياها در آمده است و اين موافق با آيات بسياريست كه در قرآن مجيد كوهها را كه صخره‏هاى كره زمين است به لنگر و وسيله استقرار زمين در مدار خود تعبير كرده است از آن جمله ميفرمايد (30- النازعات) و زمين را پس از آن گسترد 31- و آب و چراگاهش را از آن بر آورد 32- و كوهها را لنگر آن كرد.
و خود ترتيبى كه در اين آيات مقرر شده بمضمون پاسخ‏هاى امام (ع) در اين روايت بسيار نزديك است.
4- راوى- صخره بر چه استوار است؟
امام (ع)- بر روى شراره‏هاى شاخ شكل مايع نر شور و نرم و بدون گيره درون زمين- در حقيقت اين صخره‏هاى سخت قشر زمين بمانند در پوش محكمى است كه روى شراره مايع مذاب درون آن قرار دارد كه بمانند شاخ نره گاوى جهش ميزنند تا سر برآورند و اگر كوههاى آتش فشان خاموش را در نظر بگيريد و تصور كنيد كه چگونه در هنگام آتش فشانى شعله‏هائى از دهانه آن بيرون ميجسته كه چون شاخ گاوى از درون زمين سر بر مى‏آورده است برسائى و شيوائى اين تعبير تصديق مى‏كنيد و با توجه به اين حقيقت كه چگونه پس از صخره شدن اين مواد اين صخره بمانند در پوشى در روى اين شاخ قرار گرفته و آن را نگهداشته است مطلب بسيار روشن مى‏شود.
و كلمه املس هم اين معنى را تأييد مى‏كند- در مجمع البحرين گويد:
ملاست ضد خشونت است يعنى نرمى و ملس الشي‏ء از باب تعب در جايى گويند كه براى چيزى گيره و وسيله استمساك نباشد.
المنجد گويد: ملس كه جمع آن ملوس و املاس و جمع بر جمعش اماليس است بمعنى مكان مستوى است و ملسى بمعنى ناقه تندرو تا آنكه گويد املس ضد خشن است.
در اين صورت تعبير از مايع مذاب قسمت درونى زمين كه قشر جامد و صخره مآبى بر آن احاطه دارد به ثور املس يا از نظر معنى لغوى اشتقاقى كلمه ثور است كه بمعنى جوشش و جهش است از ثار يثور ثورانا- در مجمع البحرين گويد:
 «ثور»- خدا فرموده است «و أثار و الارض» يعنى آن را براى كشت زير و رو كردند و در خبر است كه ثارت قريش بالنبى (ص) فخرج هاربا يعنى قريش بر پيغمبر (ص) شوريدند و او هم گريخت.
 «المنجد» گويد: ثار ثورا و ثورانا و ثؤارا هاج يعنى جهيد، تا آنكه گويد: ثوران و ثور به معنى شفق و سرخى انتشار آن است و با توجه به اين معانى اگر كلمه ثور املس را بمعنى جهنده نرمى، عبارت از مايع درونى زمين تفسير كنيم كه بطور استعاره كلمه قرن بدان اضافه شده است راه دورى نرفتيم.
و يا اينكه ثور املس بمعنى گاو نرم اندام و هموار پشت بطور استعاره و تشبيه در اين معنى بكار رفته است.
5- راوى- اين مايع درونى و پر شور زمين چه حقيقتى دارد و بر چه استوار است؟
امام (ع)- خاك با رطوبتيست يعنى ماده‏اى كه داراى مواد آب است اكسيژن و هيدروژن يا مقصود ذرات اصلى ماده است كه داراى قوه و نيروى جنبش است كه از نظر طبيعى مبدأ پيدايش همه موجودات مادى است و بناچار ماده‏اى بايد و نيروى حركتى تا موجودى مادى پديد آيد و اين مسأله ماده نخست و قوه نخست از بغرنجترين مسائل طبيعى امروزه است و بزرگترين دانشمندان در تصوير حقيقت آن گيج و گم شده‏اند و هنوز ندانسته‏اند كه اين دو چيز هستند يا يك چيز و آن يك چيز ماده است يا قوه! و در اينجا دور نيست كه بجاى كلمه ثرى كه در پاسخ امام است كلمه اثر گذارده شود كه در اصطلاح دانشمندان طبيعى عرب زبان امروزه يك بطن عميقيست از ماده و يا اثر عميق آنست.
6- راوى- تار و پود و جود ثرى بر چه استوار است؟ يعنى ماده اول بچه تجزيه و تحليل مى‏شود؟ يا گازى كه در درون زمين است بچه تجزيه و تحليل مى‏شود؟
امام- بسيار دور است در اينجا است كه دانش دانشمندان گم است.
اگر سؤال بر وجه اول طرح شود كه مقصود فهم نهان ماده نخست باشد معنى هيهات اينست كه حقيقت ماده نخست بسيار دور از فهم است و دانشمندان تا هميشه در آن گم‏اند و اين خود از مسائل اصم و لا ينحل علم طبيعيست.
و اگر سؤال بر وجه دوم طرح شود معنى هيهات اينست كه هنوز قرنها بايد بگذرد و زمان بسيار دورى آيد تا دانش بشر بپايه‏اى رسد كه بتواند حقيقت گاز و اجزاء درونى آن را تشخيص دهد و آن را تجزيه و تحليل نمايد.
اكنون بايد يادآور شوم كه طرح اين مصاحبه از نظر اول كه سؤال از اشكوبه‏هاى سازمان زمين باشد و از پايه‏هاى ساختمانى آن كه بر وجه عمودى بدان استوار است معقول بنظر نميآيد نه از نظر سؤال و نه از نظر جواب و نميتوان آن را منسوب باصحاب دانشمند امام دانست و بشخصيتى‏
مانند ابان بن تغلب كه از فضلا و دانشمندان بنام دوران خود بوده است نسبت داده. در شرح حال او گفته‏اند (ص 2 رجال كبير ط ط).
ابو عمرو كشى در كتاب رجال خود گفته است ابان از على بن الحسين (ع) روايت حديث كرده است و ابو زرعه رازى او را در شمار روات امام صادق (ع) ثبت كرده است و هم روات از تابعين و نزديكان بدانها و گفته ابان بن تغلب از انس بن مالك روايت كرده و ابو بكر محمد بن عبد الله بن ابراهيم شافعى حديث ابان را چنين ياد آور شده است:
1- اعمش 2- محمد بن منكدر 3- سماك بن حرب 4- ابراهيم نخعى. و ابان رحمه الله در هر فنى از فنون دانش استاد و پيشوا بوده است، در قرآن و حديث و ادب و نحو و كتبى دارد:
1- تفسير غريب القرآن.
2- كتاب فضائل- و پس از ذكر سلسله سند خود در روايت اين دو كتاب گويد.
3- كتاب صفين- تا آنكه گويد احمد بن محمد روايت كرده كه پسرش گفت من با پدرم خدمت امام صادق (ع) شرفياب شديم و تا چشم او بپدرم افتاد فرمان داد تو شكى براى او انداختند و با او دست داد و او را در آغوش كشيد و از او احوالپرسى كرد و باو خوش آمد گفت.
و گفته چون ابان بمدينه وارد ميشد همه مردم دور او را ميگرفتند و يكى از اسطوانه‏هاى مسجد پيغمبر براى تدريس و سخنرانى او آماده ميشد.
و از بلاذرى در وصف او روايت كرده است كه عطيه عوفى از ابان روايت كرده است كه امام باقر (ع) باو فرمود: در مسجد مدينه بنشين و بمردم فتوى بده و من دوست دارم كه در شيعيانم مانند توئى ديده شود.
با اين مدح بليغ و فضل و دانش شگرفى كه رجال‏شناسان اسلام از موافق و مخالف در باره ابان بن تغلب ره بيان كرده‏اند نميتوان او را بيك مسأله مسلم جاهل شناخت و آن اينست كه زمين كره ايست در فضا و از همه طرف بهوا برخورد دارد و روى پايه‏اى ساخته نشده است زيرا اين مسأله هزارها سال پيش از دوران ابان بن تغلب مسلم شده بود و كوچكترين دانشمندان آن را ميدانستند و خصوص در اين تاريخ كه اسلام در محيط جهان پهن شده بود و دانشمندان يونان و ايران و مصر و كشورهاى ديگر جزء سازمان فرهنگى اسلام شده بودند و خصوص در محيط كوفه محل نشو و نماى ابان كه بدانشگاه جنديسابور نزديك بود و در كنار مدائن پايتخت علمى و فلسفى دولت ساسانيان ساخته شده بود با توجه باين مطالب هرگز نميتوان گفت ابان بن تغلب از ساختمان‏هاى اشكوبه‏دار زير زمين از امام صادق (ع) پرسش كرده و جواب روى اين نظر صادر شده است.
و نارواتر اينكه امام صادق با اين گونه پرسش موافقت كرده و براى زمين و پايه‏هاى آن اين اشكوبه‏ها را تحويل ابان بن تغلب داده است چنانچه نميتوان تصور كرد كه كسى چنين مضمونى را بنام مصاحبه‏اى ميان ابان بن تغلب و امام صادق (ع) جعل كرده باشد زيرا در باره ساختمان زمين چنين عقيده‏اى از خرافى‏سرايان هم در هيچ كجا بنظر نرسيده است تا اين خرافت را در باره امام جعل كرده باشند زيرا چنانچه گفتيم مسأله كروى بودن زمين و معلق بودن آن در فضا به اعتبار مركز ثقل جهان مادى كه يك اصل فلسفه يونانى است در اين دوره معروف و مسلم بوده است و در محافل نيم علمى هم بچنين سخنها دم زدن ميسر نبوده تا برسد بمحفل علمى كشاف حقائق جعفر بن محمد الصادق (ع) و دانشمندى چون ابان بن‏
تغلب و با ملاحظه اينكه سند اين روايت هم صحيح بوده است و بعلاوه از اعتبار و صحت، كليه اخبار كافى صحت اسنادى هم دارد نميتوان آن را طرح كرد و بناچار مقصود از آن بيان يك حقائقى است كه بنظر من هر كدام از دو وجه اخير با آن سازگار است و بسا وجه صحيح ديگرى هم در نظر ديگران آيد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

9
کد مطلب: 3285 - عنوان: موضع گيري تعدادي از مراجع تقليد نسبت به برخي نظرات علامه فضل الله
نام و نام خانوادگی: انصارالمهدي - تاریخ انتشار: ٠٢:٥٨ - ٢٢ اسفند ١٣٩٥
امثال فضل الله برای شهرت طلبی چیزی را انکار می کنند
که ابن تیمیه با اون ناصبی بودنش انکار نکرد
علمای دیگه سنی مثل مسعودی در اثبات الوصیه و بقیه اعتراف کرده اند،ایمه معصومین علیهم السلام،علمای شیعه هم سیره مستمره بوده شیخ مفید ،سلیم بن قیس هلالی،شیخ طوسی،شیخ طبرسی،شیخ صدوق ،سیدمرتضی علم الهدی،ابن شهرآشوب و......

بله دو ونیم میلیون دلار عربستان برای فضل الله کار خودش را کرد

10
کد مطلب: 6340 - عنوان: مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
نام و نام خانوادگی: dd - تاریخ انتشار: ١٨:٢٠ - ٢١ اسفند ١٣٩٥
پاسخ به نظر شماره 60986
خواهر من! این جا آمده است که بزرگانتون در صدر اسلام لعن می کرده اند. الان را خدا داند. ولی اگر شک دارید می توانید شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید را بخوانید (جلد 2 یا 3) که آورده است عایشه پس از شهادت امام علی سجده ی شکر آورد و همین که پس از شهادت حضرت فاطمه خوشجالی کرد که این خبر به امام غلی رسید!!!
11
کد مطلب: 10750 - عنوان: آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
نام و نام خانوادگی: k - تاریخ انتشار: ١٧:٤٩ - ٢١ اسفند ١٣٩٥
پاسخ به نظر شماره 73089
ضمیر جمع مذکر برای همسران پیامبر همخوانی ندارد (عنکم, یطهرکم)
12
کد مطلب: 10750 - عنوان: آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
نام و نام خانوادگی: k - تاریخ انتشار: ١٧:٤٦ - ٢١ اسفند ١٣٩٥
شما چرا آیه ی صریح قرآن رو فراموش کردید؟
ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدینا و الاخرة
13
کد مطلب: 10750 - عنوان: آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
نام و نام خانوادگی: aa - تاریخ انتشار: ١٦:٤٩ - ٢١ اسفند ١٣٩٥
ابوبکر چرا دو سال بعد نبی مرد؟
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در خصوص مرگ ابوبکر احتمالاتی نقل شده است که موجب شک در چگونگی کشته شدن  او دارد برخی نقل کرده اند او را یهود مسموم کرد به این صورت که یهودیان در غذایش سم ریخته بودند برخی هم گفته اند او روزی غسل کرد و چون هوا سرد بود تب کرد و مریض شد و در اثر آن مریضی از دنیا رفت
 مؤلف الكتاب في سبب موته قولان أحدهما أن اليهود سمته في حريرة أكل منها هو والحارث بن كلدة فأخذ منها الحارث لقمة ثم قال كف فقد أكلت طعاما مسموما سم سنة فماتا جميعا للسنة يوم مات أبو بكر
ژوروى ابن سعد عن عبدالعزيز بن عبدالله الأويسي عن الليث بن سعد عن عقيل عن ابن شهاب أن أبا بكر والحارث بن كلدة كانا يأكلان حريرة أهديت لأبي بكر فقال الحارث ارفع يدك يا خليفة رسول الله والله إن فيها لسم سنة وأنا وأنت نموت في يوم واحد فلم يزالا عليلين حتى ماتا في يوم واحد عند انتهاء السنة
والقول الثاني ذكره الواقدي عن أشياخه أن أبا بكر رضي الله عنه اغتسل في يوم بارد فحم خمسة عشر يوما فكان لا يخرج إلى الصلاة وأمر عمر أن يصلي بالناس وكان عثمان الزمهم له في مرضه
المنتظم  ج 4   ص 129
البته در این خصوص باید به چند نکته توجه داشت که دلیلی در خصوص مسموم کردن یهود وجود ندارد و اگر واقعا یهود در این خصوص دستی داشتند چرا مشخص نشد و قصاصی صورت نگرفت!!!
همچنین چرا با این وجود اگر یهود او را کشتند چرا شبانه دفن شد!!
چرا در کنار ابوبکر چند نفر دیگر از جمله طبیب، غلام و بعد پدر ابوبکر از دنیا رفتند اینها سوالاتی است که باید جواب داده شود؟!!!1
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 

14
کد مطلب: 9473 - عنوان: آيا امام علي عليه السلام از شهادت خود خبر داشت؟ اگر مي دانست، چرا به مسجد رفت؟
نام و نام خانوادگی: یا علی جان - تاریخ انتشار: ٢٣:٥٥ - ٢٠ اسفند ١٣٩٥
سلام یا علی جان ای امام مهربونم ذلم میسوزه برای اونهایی که شما رونشناختن من توحرم مولا تمام بدنم به یکباره لرزید ابهتی داره مولامون من عاشق امام علی ام امام علی مرده مرداس من نوکر اقام امام علی ام توروخدا اونهایی که امام علی رو نشناختید برید حرم آقا اونجا بهتون معرفت میدن علی جان کمکم کن آقا من عاشقتم دیوونتم مولا جان خودم مال وخانواده و پدرومادرم به فدات آقا جان
15
کد مطلب: 5212 - عنوان: چرا خداوند انسان را آفريد؟
نام و نام خانوادگی: مهدئ - تاریخ انتشار: ٢٢:٠٤ - ٢٠ اسفند ١٣٩٥
با سلام
ايا خداوند به عبادت ما نياز دارد
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در قسمت نظرات مقاله فوق پاسخ داده شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

16
کد مطلب: 5210 - عنوان: با توجه به اين كه خداوند فرموده " فقط مرا بخوانيد " گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و...» سبب شرك نمي شود؟
نام و نام خانوادگی: مرتضی - تاریخ انتشار: ١٣:٣١ - ٢٠ اسفند ١٣٩٥
این که ما مستقیم از ایمه کمک می خواهیم .مثلا میگیم یا حضرت عباس بچمو شفا بده .اینجا نقش واسط که قایل نیستیم و مستقیما حضرت عباس و ایمه را صاحب قدرت می دانیم .ایا این شرک نیست .در زمان جاهلیت هم همین گونه بود .بت ها را خالق جهان نمیدانستند تنها برایشان نقش این چنینی قابل بودن .نقش صاجب قدرت بودن .و خیلی فرق میکنه ما بگیم یا حضرت عباس از خدا بخواه که فرزندمون را شفا بده .ممنون میشم به این سوال جواب بدید .ایا نقش قایل بودن و صاحب قدرت بودن و حضور در مه جا بودن برای ایمه و حتی امامزاده ها قایل شدن که اونها همه جا صدای ما را می شنوند شرک نیست .
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در صورتي که انسان در عرض خدا موجودي را بپرستد، و يا در توسل خواهي کسي را مستقل در تاثير بداند، در اين صورت، طبق اعتقاد شيعه او مشرک است. اين در حالي است که شيعيان و يا برادارن اهل سنت وقتي از پيامبر (ص)  و يا از بزرگان خود کمک مي خواهند معتقدند که واسطه بدون کمک خدا قادر بر کاري نيست و هر چي دارد از خداست . اگر حاجت خواستن از غير خدا شرک است که همه ي عالم و آدم مشرک هستند. آيا انبيا از مردم کمک نمي گرفتند ؟ آيا حضرت سليمان براي آوردن تخت بلقيس از مخلوق کمک نخواست ؟ آيا شما براي رفع حوائج روزمره از مردم کمک نمي گيريد وقتي ما مي گوييم يا علي ادرکني در حقيقت از ايشان درخواست کمک مي کنيم  و بوسيله ي ايشان به خدا توجه مي کنيم.حاجت خواهي مستقيم از خدا نيز مورد توجه شيعيان نيز هست ولي اينکه چرا ما بدنبال وسيله هستيم مربوط مي شود به فرماني که خداوند متعال در آيه ي 35 سوره ي مائده به ما داده است و فرموده است (وابتغوا اليه الوسيله) ؛ مي بينيد که ما طبق دستور نبي مکرم اسلام (ص) خاندان آن حضرت را وسيله ي تقرب خود به سوي الله مي دانيم.
بنابراين مسئله كمك خواستن و واسطه قرار دادن ، انبياء ، امامان و صالحان به پيشگاه خداوند  ريشه قرآني دارد چنانچه خداوند، در قرآن كريم مي‌فرمايد :يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ  .مائدة، آيه35 اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ، از خدا بترسيد و براي تقرب به او وسيله‌اي بجوييد .
اين آيه به تمامي مؤمنين دستور مي‌دهد كه به هر وسيله‌اي كه سبب تقرب به خداوند مي‌شود تمسك بجويند ؛ بنابراين تقرب به خداوند بدون وسيله و واسطه‌ امكان ندارد شيعيان در حقيقت همان کار را مي کنند که خداوند به آن امر کرده است
شيطان نيز وقتي خداوند به او دستور دارد بر آدم سجده کند اما او گفت من فقط بر خدا سجده مي کنم آيا مي شود گفت او چون بر غير خدا سجده نکرد مقربترين افراد به خداوند است؟!!!
شما َاين آيه را چگونه توجيه مي کنيد: اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ بقره وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ بقره 45 آيا اين منافات با آيه اياک نستعين ندارد؟
پس منحصر كردن استعانت به خداوند صحيح است و هرگز منافاتى با استعانت از اسباب ندارد؛ زيرا اگر اين اسباب استقلال در تأثير داشته باشند در اين صورت استعانت از آنها منافات با استعانت از خداى متعال دارد  امّا اگر اين اسباب را مستقل ندانيم و بگوييم لامؤثر فى‏ الوجود الّا اللَّه در اين صورت استعانت از آنها منافاتى با توحيد در استعانت ندارد و قرآن نيز فرموده است: وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ
با اين وجود اگر شخص کسي را مستقل در تأثير نداند بلكه او را عبد خدا بداند كه با اراده و مشيّت الهى و به اذن خدا كار مى‏ كند در اين صورت استغاثه به او عين توحيد و بلكه موجب تقرب به خداوند مى‏ گردد
توسل شيعيان در حقيقت بر گرفته از سيره خود اهل بيت است که شعار آنها يا محمد يا محمد بوده است اگر اين کار اشکال داشت چرا ائمه نيز چنين مي‌کردند
در روايت صحيحي چنين آمده است
بسند صحيح:
 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: شِعَارُنَا يَا مُحَمَّدُ يَا مُحَمَّدُ وَ شِعَارُنَا يَوْمَ بَدْرٍ يَا نَصْرَ اللَّهِ اقْتَرِبْ اقْتَرِبْ وَ شِعَارُ الْمُسْلِمِينَ يَوْمَ أُحُدٍ يَا نَصْرَ اللَّهِ اقْتَرِبْ وَ يَوْمَ بَنِي النَّضِيرِ يَا رُوحَ الْقُدُسِ أَرِحْ وَ يَوْمَ بَنِي قَيْنُقَاعَ يَا رَبَّنَا لَا يَغْلِبُنَّكَ وَ يَوْمَ الطَّائِفِ يَا رِضْوَانُ وَ شِعَارُ يَوْمِ حُنَيْنٍ يَا بَنِي عَبْدِ اللَّهِ [يَا بَنِي عَبْدِ اللَّهِ‏] وَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ‏ حم* لَا يُبْصِرُونَ وَ يَوْمِ بَنِي قُرَيْظَةَ يَا سَلَامُ أَسْلِمْهُمْ وَ يَوْمِ الْمُرَيْسِيعِ‏  وَ هُوَ يَوْمُ بَنِي الْمُصْطَلِقِ أَلَا إِلَى اللَّهِ الْأَمْرُ وَ يَوْمِ الْحُدَيْبِيَةِ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ‏ وَ يَوْمِ خَيْبَرَ يَوْمِ الْقَمُوصِ يَا عَلِيُّ آتِهِمْ [ائْتِهِمْ‏] مِنْ عَلُ‏ وَ يَوْمِ الْفَتْحِ نَحْنُ عِبَادُ اللَّهِ حَقّاً حَقّاً وَ يَوْمِ تَبُوكَ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ وَ يَوْمِ بَنِي الْمُلَوَّحِ أَمِتْ أَمِتْ وَ يَوْمِ صِفِّينَ يَا نَصْرَ اللَّهِ وَ شِعَارُ الْحُسَيْنِ ع يَا مُحَمَّدُ وَ شِعَارُنَا يَا مُحَمَّدُ.
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، ، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.ج‏5 ؛ ص47
در اين روايت امام صادق عليه السلام بيان داشته است که شعار ما يا محمد يا محمد است
در منابع اهل سنت نيز نقل شده است که صحابه نيز چنین متوسل مي شدند اگر واقعا توسل مصداق من دون الله باشد بايد گفت صحابه کار شر آلودي را انجام داده‌اند بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و اله ابوبکر خودش را روى بدن حضرت انداخت و خطاب به آن حضرت گفت : اذكرنا يا محمّد! عند ربّك، سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد  محمد بن يوسف الصالحي الشامي الوفاة: 942هـ ،   12 ص 299
 شعار لشگريان ابوبكر در جنگ با مسيلمه كذاب يامحمداه بوده است. طبري در تاريخش كه ابن تيميه اين كتاب را از صحيحترين كتب تاريخ مي داند، مي نويسد : كان شعارهم يومئذ يا محمداه   . تاريخ الطبري  ج 2   ص 281 .
نقل شده است عمر بن عبدالله  وقتي كه فلج شد و بر زمين نشست، شخصى به او گفت: محبوب‌ترين فرد در نزد خود را بخوان (تا به فريادت برسد). او نيز گفت: يا محمد! به فريادم برس. سپس ايستاد و به راهش ادامه داد . اين جريان در اين آدرس بطور مفصل ذكر شده است
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=174
در خصوص سماع موتی مقاله مفصلی نوشته شده است
http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=6310
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

17
کد مطلب: 10750 - عنوان: آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
نام و نام خانوادگی: محمد - تاریخ انتشار: ١٠:١٤ - ٢٠ اسفند ١٣٩٥
سلام
معنی باب نوادر در کتب شیعه چیست؟
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
برخی از بزرگان اشاره کرده اند که مراد از نوادر، روایاتی است که بر خلاف مشهور باشد
و الشاذّ و النادر: ما خالف المشهور، و یطلق على مرویّ الثقه إذا خالف المشهور.
و شاذ و نادر:آنچه که مخالف مشهور است.و بر روایتی اطلاق میشود که راوی ثقه نقل کرده هنگامیکه مخالف مشهور باشد.
ذکرى الشیعه فی أحکام الشریعه،شهید اول،ج‌1،ص:۴۸،موسسه آل البیت،قم
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 

18
کد مطلب: 5195 - عنوان: آن چه كه در كتاب در محضر لاهوتيان از شيخ جعفر مجتهدي نقل شده صحت دارد؟
نام و نام خانوادگی: یص - تاریخ انتشار: ١٣:٣٥ - ١٩ اسفند ١٣٩٥
پاسخ به نظر شماره 67416
شما بی خود میکنید .اینجوری نظر میدید
19
کد مطلب: 10750 - عنوان: آيا بر اساس روايت «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك » خداوند تابع حضرت زهرا سلام الله عليها مي باشد؟
نام و نام خانوادگی: امیر خوزستان - تاریخ انتشار: ١٠:٣٦ - ١٩ اسفند ١٣٩٥
با سلام در مورد بحث متعه
اوالا منابع ان از کتب صحیح اهل سنت میخواستم
ثانیا چرا مذهب شیعه با وجود اینکه مفاسد زیادی بران مترتبه دست به جعل احادیث زده تا ثابت کنه متعه نه تنها خوبه بلکه بر عاملان به ان ثوابهای زیادی مترتبه؟
ثالثا اگر متعه در برهخ ای از زمان (مثلا در زمان جنگ ) خوب بود ایا باید به این زمان هم تعمیم داد؟
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در خصوص متعه اگر یک مقدار تحقیق جزئی از منابع خودتان می داشتید متوجه می شدید که متعه از زمان صدر اسلام بوده و ربطی به زمان جنگ ندارد
قبل از هجرت و در اوئل اسلام متعه بوده است
مسلم روايتي را در اين خصوص چنين نقل کرده است
قال بن أبي عَمْرَةَ إِنَّهَا كانت رُخْصَةً في أَوَّلِ الْإِسْلَامِ  متعه دراول اسلام  جايز بود
صحيح مسلم  ج 2   ص 1026
ترمذي نيز  از ابن عباس نقل کرده است:
حدثنا مَحْمُودُ بن غَيْلَانَ حدثنا سُفْيَانُ بن عُقْبَةَ أَخُو قَبِيصَةَ بن عُقْبَةَ حدثنا سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ عن مُوسَى بن عُبَيْدَةَ عن مُحَمَّدِ بن كَعْبٍ عن بن عَبَّاسٍ قال إنما كانت الْمُتْعَةُ في أَوَّلِ الْإِسْلَامِ كان الرَّجُلُ يَقْدَمُ الْبَلْدَةَ ليس له بها مَعْرِفَةٌ فَيَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ بِقَدْرِ ما يَرَى أَنَّهُ يُقِيمُ فَتَحْفَظُ له مَتَاعَهُ وَتُصْلِحُ له شَيْئَهُ حتى إذا نَزَلَتْ الْآيَةُ ) إلا على أَزْوَاجِهِمْ أو ما مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ ( قال بن عَبَّاسٍ فَكُلُّ فَرْجٍ سِوَى هَذَيْنِ فَهُوَ حَرَامٌ
متعه در اول اسلام بوده است
سنن الترمذي  ج 3   ص 430
بغوي در شرح السنه حتي تعين مدت در مورد متعه در اول  اسلام را نيز ذکر کرده است:
قال الإمام : نكاح المتعة كان مباحا في أول الإسلام ، وهو أن ينكح الرجل المرأة إلى مدة
شرح السنة ، اسم المؤلف:  الحسين بن مسعود البغوي الوفاة: 516هـ ، دار النشر : المكتب الإسلامي - دمشق _ بيروت - 1403هـ - 1983م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط - محمد زهير الشاويش   ج 9   ص 99
ابن تيميه نيز به اين مسئله اعتراف کرده است
والمتعة أبيحت أول الإسلام
كتب ورسائل وفتاوى ابن تيمية في الفقه  ج 30   ص 223
بنابرين متعه قبل از هجرت بوده و اين اشکال که عبد الله بن زبير قبل از تشريع متعه متولد شده باشد، وارد نيست
ويقول العلامة الطباطبائي رحمه الله: «من المعلوم بالضرورة: أن التمتع كان معمولاً به في مكة قبل الهجرة في الجملة، وكذا في المدينة بعد الهجرة في الجملة..»(2). تفسير الميزان ج 15 ص 14.
در ضمن رضاع کبیر مفاسد ندارد  اما متعه که ریشه قرآنی دارد مفاسد دارد؟!!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

20
کد مطلب: 7258 - عنوان: وظيفه ما نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
نام و نام خانوادگی: m - تاریخ انتشار: ١٦:٥٠ - ١٨ اسفند ١٣٩٥
پاسخ به نظر شماره 70528
لینک ایراد دارد لطفا اصلاح شود/