2024 March 1 - جمعه 11 اسفند 1402
اهمیت و مشروعیت «توسل» به اهل بیت علیهم السلام
کد مطلب: ١٥٧١٥ تاریخ انتشار: ٠٧ بهمن ١٤٠٢ - ١٤:٤٤ تعداد بازدید: 786
خارج فقه الحکومه » فقه
اهمیت و مشروعیت «توسل» به اهل بیت علیهم السلام

(جلسه چهل و هشتم - 17 10 1402)

 
 
 

 

لينک دانلود
  

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیستم

 (جلسه چهل و هشتم - 17 10 1402)

موضوع:  اهمیت و مشروعیت «توسل» به اهل بیت علیهم السلام 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

در مورد بحث توسل به ائمه (علیهم السلام) امام (رضوان الله تعالی علیه) یک تعبیر خیلی زیبایی دارد در کتاب ولایت فقیه نسبت به ائمه (علیهم السلام) یا در آداب الصلاة می فرماید "خدای عالم تمام کمالات ذاتی، صفاتی و اسمائی را به اهل بیت عصمت و طهارت عنایت کرده است."

اگر این است که من یا الله بگویم خدا بخواهد به من حاجت بدهد راهش از طریق ائمه علیهم السلام است هیچ شکی نیست چه یا صاحب الزمان بگویم حضرت هم از خودش خرج نمی کند. خدای عالم این را به ایشان عنایت کرده است که به اذن الله وقدرتهِ حاجت ما را می دهند. همان طوری که کسی بگوید یا عیسی روح الله فرزندم را زنده کن، شرک نیست.

تفاوت است بین این که بگوید یا عیسی فرزند و یا پدر من را زنده کن و بین اینکه بگوید خدا شفاء بدهد. اگر خدا هم بخواهد شفا بدهد واسطه اش حضرت عیسی است، حضرت عیسی هم بخواهد شفاء بدهد به قدرت الله شفاء می دهد.

یک مقاله ای است قبلاً هم به دوستان گفتم اگر بتوانند مطالعه کنند برای خانم حاج احمد آقا (خمینی) دختر آیت الله سلطانی است. مقاله خوب و عموم فهم است.

در رابطه با مراحل کمالات در سیر نزول و در سیر صعود، کمال و نعمتی بخواهد به ما برسد اول خدای عالم اراده می کند اراده خدای عالم به قلب مطهر حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) منتقل می شود چون فرمودند که:

«إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج4، ص577، بَابُ زِيَارَةِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (علیه السلام)، ح2

«قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيَّةِ اللَّه‏»

الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامية، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص247

بعد از طریق حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) که امروز واسطه فیض است این کمال به ما می رسد البته مراحلی که آقایان قائل هستند از ذات حق اراده به عالم مشیت، از عالم مشیت به عالم اسماء، از عالم اسماء به عالم جبروت، ملکوت، مثال تا در این عالم ماده به ما می رسد. یک سیر نزولی دارد اراده حق در تمام کمالات هر چه بخواهد به ما برسد.

یک سیر صعودی داریم ما نماز می خوانیم این نماز ما توسط این ملائکه ای که به تعبیر مرحوم علامه طباطبایی می گوید این دو ملک، منشیان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه هستند. همان طور که یک رئیس اداره منشی دارد کارهایش را انجام می دهد این دو فرشته ای که سمت چپ و راست ما هستند این ها منشیان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه هستند.

مطالب را ثبت می کنند از عالم ماده به عالم برزخ از برزخ به مثال از مثال به ملکوت از ملکوت به جبروت به مشیت به خدای عالم می رسد هم در سیر نزول این کمالات واسطه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه هستند هم در سیر صعود واسطه، حضرت است.

 روایات الی ماشاء الله داریم آیه قرآن در رابطه با آل فرعون می گوید:

(وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ)

و آن را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند، در حالی که در دل به آن يقين داشتند! پس بنگر سرانجام تبهکاران (و مفسدان) چگونه بود!

سوره نمل (27): آیه 14

(وَاسْتَيقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ) می گویند یا موسی این بلا را از ما دفع کن تا به تو ایمان بیاوریم نمی گویند از خدا بخواه. (لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ)

(وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيلَ)

هنگامي که بلا بر آنها مسلط مي‌شد، مي‌گفتند: «اي موسي! از خدايت براي ما بخواه به عهدي که با تو کرده، رفتار کند! اگر اين بلا را از ما مرتفع سازي، قطعا به تو ايمان مي‌آوريم، و بني اسرائيل را با تو خواهيم فرستاد!»

سوره اعراف (7): آیه 134

یا موسی اگر این بلا را از ما دفع کنی یک جا می گوید (لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ)، مستقیم از حضرت موسی می خواهند یک دفعه می گوید اگر از خدا بخواهی، فرقی نمی کند حضرت موسی بخواهد مستقیم بلا را دفع کند از خودش هیچ ندارد مظهر اسمی از اسماء الله است. خدا هم بخواهد دفع کند توسط حضرت موسی واسطه است هیچ تفاوتی ندارد.

(بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ) یعنی آن قدرت و اجازه ای که خدای عالم به تو داده است با آن قدرتی که داری اگر این بلا را از ما کشف کنی (لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ) مستقیم، از حضرت موسی می خواهد. آن وقت ما تشکیک کنیم از ائمه یا خدا مستقیم بخواهیم؟!

پرسش:

در زیارت جامعه کبیره هم داریم:

«مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج‏4، ص576

پاسخ:

«بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ‏  إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ يَكْشِفُ الضُّر  بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ، وَ بِكُمْ يَخْتِمُ اللَّه‏»

المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص532

«إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج4، ص577، بَابُ زِيَارَةِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (علیه السلام)، ح2

پرسش:

«وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُم‏»

پاسخ:

بله، «توجّه بکم» ما در اولیات اعتقادات و در توحیدمان مشکل داریم اگر مسئله توحید حل بشود همه مسائل حل است یعنی در دنیا یک اراده است و بس آن هم ارادة الله است مابقی همه مظهر جریان ارادة  الله است. چه نعمتی به ما برسد چه اعمال ما بخواهد بالا برود.

 ائمه، ملائکه و مأمورین الهی واسطه در رسیدن نعمت به ما هستند هم واسطه رساندن اعمال ما به خدای عالم هستند هیچ تفاوتی ندارد.

پرسش:

در قرآن داریم که اکثریت را توبیخ می کند مثلا داریم:

(بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْقِلُونَ)

اما بيشتر آنها نمی ‌دانند.

سوره عکنبوت (29): آیه 63

از این طرف قانون اساسی نوشته شده است رأی بر پایه اکثریت است چطور قابل جمع است؟ در حالی که قرآن توبیخ می کند از طرفی دیگر نگاه می کنیم متن قانون بر آمده از قرآن و سنت است و خارج از این دو نیست از آن طرف نفی است از این طرف اثبات است.

پاسخ:

در آن جا که می گوید: (أَكْثَرُهُمْ لَا يعْقِلُونَ) این ها در مورد اعتقادات است. در مسائل اعتقادی اکثرهم لا یعقلون، اکثرهم... تمام این ها روی اکثریت اعتقادی می رود.

در رابطه با بحث خلافت -قبلا هم عرض کردم- و ان شاءالله بعدا هم مفصل بحث می کنیم رسول اکرم، رسول است و حاکم هم است. وظیفه تشکیل حکومت هم دارد چه مردم بخواهند و چه مردم نخواهند ولی خواست مردم این ارادة الله و قدرتی که خدای عالم یا اختیاری که به رسول اکرم داده محقق می شود.

تحقق حکومت به مقبولیت است نه مشروعیت حکومت، مشروعیت حکومت به الله و جریان حکومت به مقبولیت است. در مکه رسول اکرم مقبولیت نداشتند حکومت هم تشکیل ندادند، ولی نبی و حاکم بودند. امام بودند. وقتی به مدینه آمدند آن مشروعیت به مقبولیت رسید حکومت تشکیل دادند، لذا در رابطه با مسائل حکومتی چنین است که حتی امیر المؤمنین می فرماید:

«لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 82، و من كلام له (علیه السلام) [للخوارج‏] في الخوارج لما سمع قولهم «لا حكم إلا لله»

 یعنی حکومت و تدبیر امور جامعه بدون رئیس، بدون امام و بدون حاکم امکانپذیر نیست، چون انسان ذاتا اجتماعی آفریده شده است و نمی تواند یک نفر هم خودش بزاز باشد، خیاط باشد، نانوا باشد، و... امکانپذیر نیست.

حتی یک خانواده هم نمی توانند تمام ما یحتاجش را خودشان بر آورده کنند. مجبور است یک حکومتی تشکیل بشود در این حکومت یک سری بروند خیاطی جامعه را انجام بدهند، یک سری بروند بنایی انجام بدهند، یک سری بروند مسائل دیگر را انجام بدهند تا امور بگذرد و این هم بدون حکومت و بدون قانون امکان پذیر نیست.

این حکومت و قانون هم در صورتی است که مردم تبعیت و تعهد کنند آن چه که حاکم دستور می دهد عمل کنند. بحث این که حاکم چه کسی باشد و شرایط حاکم چیست آن بحث دیگری است. ولی در تشکیل حکومت معیار نظر مردم است. در مقبولیت و اعمال آن مشروعیت در جامعه مقبولیت است.

و الا (أَكْثَرُهُمْ لَا يعْقِلُونَ) همه این ها را که شما در قرآن ملاحظه کنید بحث مسائل اعتقادی، توحید، کفر، شرک و امثال این ها است.

در بحث توسل، ما چند نوع توسل داریم

«اللهم إنّي أسئلک أن تغفر ذنوبي»

توسل به اعمال صالح:

(رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ)

«پروردگارا! ما ايمان آورده‌ايم؛ پس گناهان ما را بيامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاهدار!»

سوره آل عمران (3): آیه16

  توسل به نبی مکرم:

(وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ)

و وسيله‌اي براي تقرب به او بجوئيد!

سوره مائده (5) آیه 35

توسل به اولیاء الهی این ها همه اش انواع و اقسام توسل است. ولی آنهایی که به هدف رسیدند از معاصرین ما مثل آیت الله العظمی بهجت و... این هایی که ما دیدیم این ها همه معتقدند با توسل به ائمه بویژه توسل به حضرت سید الشهداء خیلی از کارهای حل نشده حل می شود.

به امام حسین هم که ما متوسل می شویم، امام حسین از خودشان هیچ ندارند. شما روایت امام صادق (سلام الله علیه) را ببینید که صد در صد صحیحه هم است. امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید:

«شِعَارُنَا يَا مُحَمَّدُ يَا مُحَمَّد ... وَ شِعَارُ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) يَا مُحَمَّدُ وَ شِعَارُنَا يَا مُحَمَّدُ»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج5، ص47، بَابُ الشِّعَار، ح1

می خواهیم این را چه کار کنیم؟ روایت هم صد در صد صحیحه است. «شعارنا یا محمد» نمی گوید شعارنا یا الله.

پرسش:

دلیل نمی شود ما در سراسر نماز به خدا ارادت نشان می دهیم و در الفاظ مان اسم خدا رابه کار می بریم هیچ اسمی از ائمه برده نشده است.

پاسخ:

در حمد و سوره می خوانیم:

(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ)

ما را به راه راست هدايت کن

سوره فاتحه (1): آیه 6

صراط مستقیم چه است؟

(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)

ستايش مخصوص خداوندي است که پروردگار جهانيان است.

 (الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ)

(خداوندي که) بخشنده و بخشايشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).

سوره الفاتحه (1): آیه 2 و 3

خدایی که رحمان هستی بسط عالم وجود، بسط عالم وجود به چه کسی است؟ مستقیم خدای عالم به من وجود می دهد، مستقیم خدای عالم من را آفریده است، مستقیم خدای عالم من را سیر می کند. یا:

«أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابِهَا»

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة و تكملة منهاج البراعة (خوئى)؛ هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله/ حسن زاده آملى، حسن و كمرهاى، محمد باقر، 21جلد، مكتبة الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1400 ق، ج‏17، ص272

(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)، تمام نعمت ها، نعمت از کجا به من رسیده است؟ آیاجز از کانال اهل بیت به من رسیده است؟

این روایت صد در صد صحیحه هم است

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)»

همه روات آن ثقات بالاتفاق هستند امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

«شِعَارُنَا يَا مُحَمَّدُ يَا مُحَمَّدُ وَ شِعَارُنَا يَوْمَ بَدْرٍ يَا نَصْرَ اللَّهِ»

بعد می گوید:

«وَ يَوْمِ خَيْبَرَ يَوْمِ الْقَمُوصِ يَا عَلِيُّ»

شعار ما در یوم خیبر یا علی

«وَ يَوْمِ خَيْبَرَ يَوْمِ الْقَمُوصِ» قموص یکی از کوه های نزدیک خیبر است «يَا عَلِيُّ»

«آتِهِمْ [ائْتِهِمْ‏] مِنْ عَلُ»

یعنی از آن بالا این ها را نابود کن.

این شعارنا یا علي در جنگ خیبر چه است؟ یا دارد:

«شِعَارُ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) يَا مُحَمَّدُ وَ شِعَارُنَا يَا مُحَمَّدُ.»

الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج5، ص47، بَابُ الشِّعَار، ح1

ببینید عبدالله ابن عمر می گوید پایش شل شده بود و تکان نمی خورد دارد:

«فخدرت رجله»

پایش لمس شده بود تکان نمی خورد

«فقلت يا أبا عبد الرحمن ما لرجلك قال اجتمع عصبها من هاهنا هذا في حديث زهير وحده قال قلت ادع أحب الناس إليك»

...محبوب ترین فرد را بخواه

«قال يا محمد فبسطها»

الطبقات الكبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‌اي براي تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد کنيد، باشد که رستگار شويد!)

سوره مائده (5) آیه 35

(اتَّقُوا اللَّهَ)، (وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ)، (وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ) این سه تا باهم مرتبط است. تقوا یعنی حداقل ما از گناه و معصیت دور باشیم. اتقوا الله ساده اش این است انجام واجبات و ترک محرمات.

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنْفِقُوا خَيرًا لِأَنْفُسِكُمْ وَمَنْ يوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)

پس تا مي‌توانيد تقواي الهي پيشه کنيد و گوش دهيد و اطاعت نماييد و انفاق کنيد که براي شما بهتر است؛ و کساني که از بخل و حرص خويشتن مصون بمانند رستگارانند!

سوره تغابن (64): آیه 16

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ) این یک تقوا است.

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! آن گونه که حق تقوا و پرهيزکاري است، از خدا بپرهيزيد! و از دنيا نرويد، مگر اينکه مسلمان باشيد! (بايد گوهر ايمان را تا پايان عمر، حفظ کنيد!)

سوره آل عمران (3): آیه 102

(اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ)؛ اصلا غیر از خدا چیز دیگری ندیدم آن یک بحث دیگری است که اصلا فکر ما هم به آن جا نمی رسد (اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ)، ما از (فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ) هستیم. (وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ) پیش خدا بروید از خدا حاجت بخواهید واسطه بین خودتان و خدا قرار بدهید منطق قرآن و امر و دستور قرآن است.

حالا این واسطه یک دفعه رسول اکرم است و یک دفعه عمل صالح من است مثل همان داستانی که در صحیح بخاری است سه نفر در غار گیر کرده بودند گفتند آن اعمال خوبی که انجام دادیم واسطه قرار بدهیم... که در غار بسته شده بود باز شد.

یک دفعه به اسماء الهی است و یک دفعه به قرآن است.

«اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِيه‏»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص187

یعنی انواع و اقسام توسل در شب های احیا ما داریم. این ها همه شان انواع و اقسام توسل است. یکی می گوید یا الله خیلی بهتر است. بگوید. یکی می گوید یا رسول الله اشفع لنا عند الله، یکی یا صاحب الزمان می گوید این ها هیچ تفاوتی ندارند.

حالا اگر کسی با یا الله گفتن لذت می برد یا الله بگوید. کسی با یا صاحب الزمان گفتن لذت می برد یا صاحب الزمان بگوید. از آقای مصباح سوال می کنند ما چه کار کنیم از دست خطورات خلاص شویم نماز می خوانیم همه اش خطورات به ذهن ما می آید.

ایشان می گوید من غیر از یا صاحب الزمان هیچ چیز دیگر بلد نیستم. این عین عبارت آقای مصباح است، ایشان فیلسوف هم است حکیم هم است، فقیه هم است، اصولی هم است.

در جنگ یمامه مسلمان ها شعارشان این بود می گفتند: «یا محمداه»

«نادى بشعار المسلمين وكان شعارهم يومئذ يا محمداه»

البداية والنهاية؛ اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت، ج6، ص324

برای صحابه هم هست. یمامه در جنگ رده و در دوران ابوبکر است. پنج – شش ماه از رحلت پیامبر گذشته شعارشان یا محمداه است. امام حسین می فرماید شعارنا یا محمد است.

پرسش:

حرف صحابه که معیار نیست!

پاسخ:

بفرمایید: این فرمایش پیغمبر است و شیعه و سنی نقل کردند اهل سنت هم بالاتفاق می گویند روایت صحیح است.

«عن عثمان بن حنيف»

 عثمان ابن حنیف می گوید:

«أن رجلا أعمى أتى النبي صلى الله عليه وسلم فقال إني أصبت في بصري»

چشم هایم از دست رفته است.

«فادع الله لي»

از خدا بخواه که چشمم را شفا بدهد.

«قال اذهب فتوضأ وصلّ ركعتين ثم قل»

حضرت فرمود برو وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و بگو:

«اللهم إني أسألك وأتوجه إليك بنبي محمد نبي الرحمة يا محمد إني أستشفع بك على ربي في رد بصري»

قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1390 - 1970، تحقيق: زهير الشاويش، ج1، ص98

باید از خدای عالم بخواهیم که در دنیا بتوانیم خوب چشم مان را باز کنیم و با چشم بسته آن طرف نرویم

«الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا»

نشویم. از خود حضرت معصومه (سلام الله علیها) بخواهیم، از حضرت میمونه دختر امام جواد علیه السلام که در کنار حرم حضرت معصومه دفن است بخواهیم. خیلی ها از ایشان حاجت گرفته اند و به مقامات بالا رسیده اند.

یعنی یکی از اولیاء که خدمت حضرت ولی عصر هست نقل می کند من به هر کجا رسیدم به برکت قبر مطهر حضرت میمونه بوده است.

مقبره ایشان از ایوان طلا که وارد می شوید سمت چپ تان یک دیواره ای است که خانم ها و آقایان را جدا کرده است از همین دیوار که چسپیده به ضریح است به اندازه یک متر سمت ضریح بیایید همان جا نزدیک ضریح محل قبر حضرت میمونه دختر امام جواد (سلام الله علیه) است.

ایشان خیلی پیش خدا آبرو دارد و این دو تا بزرگوار نعمت بزرگی هستند. خود من هم در توسلات از حضرت میمونه خیلی حاجت گرفتم، من هیچ نمازی نیست که بخوانم به یاد حضرت میمونه نباشم.

پرسش:

چطور برای ایشان بارگاه و ضریح نساختند؟

پاسخ:

در کربلا هم هفتاد دو تن شهدا بودند همراه امام حسین بودند از این جمع فقط برای حضرت ابو الفضل (علیه السلام) ضریح و بارگاه درست کردند. حضرت علی اکبر (علیه السلام) که اسمش در زیارت عاشورا است تنها شهیدی است که اسمش برده شده است.

«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْن‏ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ‏»

همه بالاتفاق می گویند علی ابن الحسین حضرت علی اکبر است؛ چون جزء شهدای کربلا است و حضرت سجاد جزء شهدای کربلا نبود ولی همین حضرت علی اکبر ضریح ندارد.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. حدیث وسیله را که جلسه قبل هم صحبت کردیم خیلی از بزرگواران در ذیل آیه:

(فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيهِمْ حَفِيظًا)

تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستاديم (و در برابر او، مسؤول نيستي).

سوره نساء (4): آیه 80

آقایان آورده اند. مرحوم صاحب البرهان در سه – چهار جا این روایت را مطرح کرده است. در کافی هم جلد 8 صفحه 26 یعنی از صفحه 2 شروع می شود تا صفحه 31 ادامه دارد. یعنی در حقیقت 28 صفحه حدیث است و حدیث هم خیلی طولانی است.

پرسش:

در چه موضوعی است؟

پاسخ:

اولا در رابطه با توحید است، یعنی یک بخشی از حدیث وسیله توحید است، یک بخشی از آن جایگاه رسول اکرم است، بخش عمده آن ولایت خود حضرت امیر است. یک بخشی از آن نقدی از خلیفتین است و یک بخشی از آن نقدی از مسلمان ها است که بعد از پیامبر عهد پیامبر را کنار گذاشتند.

من هرچه گشتم ببینیم کسی این را شرح کرده یانه دیدم کتابخانه ملی تهران یک نسخه خطی دارد. شرح خطبة الوسیله حضرت به نظم و نثر که در کل چهار پنج صفحه هم بیشتر نیست خود حدیث وسیله 30 صفحه است. ایشان در چهار – پنج صفحه آمده مطلبی را به عنوان شعر در آورده. من غیر از این ندیدم کسی حدیث وسیله را شرح کرده باشد و خیلی هم دنبالش گشتم پیدا نکردم.

تنها چیزی که هست ملا صالح مازندرانی در شرح کافی لغات مشکله و معانی مشکله را خوب شرح کرده است. مرأة العقول هم مثل مرحوم ملا صالح مازندرانی شرح نکرده است.

بعد در ابتدای امر که راوی می گوید:

«دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ أَرْمَضَنِي اخْتِلَافُ الشِّيعَةِ فِي مَذَاهِبِهَا»

«ارمضنى أي أحرقنى و أوجعنى»

هردو را آورده اند. علامه مجلسی اوجعنی دارد.

«فَقَالَ يَا جَابِرُ أَ لَمْ أَقِفْكَ عَلَى مَعْنَى اخْتِلَافِهِمْ مِنْ أَيْنَ اخْتَلَفُوا وَ مِنْ أَيِّ جِهَةٍ تَفَرَّقُوا قُلْتُ بَلَى يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ فَلَا تَخْتَلِفْ إِذَا اخْتَلَفُوا»

مردم که فرقه فرقه شدند دنبال فرقه ها نرو

«يَا جَابِرُ إِنَّ الْجَاحِدَ لِصَاحِبِ الزَّمَانِ كَالْجَاحِدِ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم)»

یعنی حواس تان باشد کسی یا صاحب الزمان نگوید یا رسول الله بگوید هیچ فایده ندارد.

«إِنَّ الْجَاحِدَ لِصَاحِبِ الزَّمَانِ كَالْجَاحِدِ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فِي أَيَّامِهِ يَا جَابِرُ اسْمَعْ وَ عِ»

این «وَ عِ» در حقیقت امر است وعی یعی می شود ع مثل وقی یقی «قِ». اسمع و ع بشنو و حفظ کن.

«قُلْتُ إِذَا شِئْتَ»

اگر تو بخواهی من حفظ می کنم، می گوید اگر تو بخواهی و اراده کنی من حفظ می کنم اگر نخواهی نه.

«قَالَ اسْمَعْ وَ عِ وَ بَلِّغْ حَيْثُ انْتَهَتْ بِكَ رَاحِلَتُكَ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص18

این را که من می گویم دقت کن و حفظ کن و جایی که رفتی رسیدی برای مردم بگو. شرح اصول کافی هم تعبیرش این است:

«(يا جابر اسمع و ع) أمر بالمحافظة و الفهم بعد السماع لان السماع لا ينفع بدونهما»

شنیدن بدون فهم و محافظت فایده ای ندارد.

«ثم أمر بتبليغه لينشر بين أهله (قلت اذا شئت) بفتح التاء بمنزلة ان شاء اللّه لان مشيئته مشيئة اللّه تعالى»

مشیت امام باقر، مشیت الله است.

«و فى اذا دلالة على وقوع المشيئة المستفاد من الامر و الجزاء محذوف بقرينة المقام أى اذا شئت أسمع»

اگر تو بخواهی من این را حفظ می کنم، مشیت این ها هم مشیت الله است.

شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني)؛ مازندرانى، محمد صالح بن احمد، محقق / مصحح: شعرانى، ابوالحسن‏، ناشر: المكتبة الإسلامية، ج11، ص202

«إنّ اللهَ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيَّةِ وَ خَلَقَ الْمَشِيَّةَ بِنَفْسِهَا نَحْنُ مَشِیَةَ الله»

التوحيد( للصدوق)؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏، (وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: حسينى، هاشم‏، ناشر: جامعه مدرسين‏، ص148

دوستان اگر حرف من را بپذیرند شرح دعای سحر این قسمتی که دارد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِأَمْضَاهَا وَ كُلُّ مَشِيَّتِكَ مَاضِيَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّهَا»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص100

امام (رضوان الله تعالی علیه) در آن جا نسبت به مقام امام طوفان کرده است. من گمان نمی کنم امثال ابن عربی، قیصری و ابن فناری و این ها اصلا عقل شان به این مرحله از توحید و فرمایشات اهل بیت برسند.

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

  


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها