2024 June 21 - جمعه 01 تير 1403
هجوم به بیت حضرت فاطمه سلام الله علیها و شهادت ایشان
کد مطلب: ١٥٦٨٠ تاریخ انتشار: ١٠ دي ١٤٠٢ - ١٨:٥٢ تعداد بازدید: 1099
خارج فقه الحکومه » فقه
هجوم به بیت حضرت فاطمه سلام الله علیها و شهادت ایشان

(جلسه سی و یکم– 30 08 1402)

 
 
 

 

لينک دانلود
  
 
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیستم

 (جلسه سی و یکم– 30 08 1402)

موضوع:  هجوم به بیت حضرت فاطمه سلام الله علیها و شهادت ایشان

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

پرسش:

کتاب مأساة الزهراء علاّمه سید جعفر مرتضی چطور کتابی است؟

پاسخ:

کتاب مأساة الزهراء و کل کتاب های سید جعفر مرتضی کتاب های مفید و اگر نگوییم بی نظیر، کم نظیر است.

ایشان مثل علامه امینی تلاشش تکیه بر روی آدرس های زیاد است. ایشان به کمیت بیشتر اهمیت می دهد تا کیفیت. البته خوب است به قول آیت الله العظمی شبیری زنجانی به جای ده تا دلیل، دو دلیل مطرح کنیم ولی دو دلیلی که واقعاً قانع کننده و محکم باشد خیلی مهم است.

برای بنده پیش آمده در مواردی به آدرس های ایشان مراجعه کردم پیدا نکردم نمی گویم نبود ولی بنده نتوانستیم پیدا کنم، الان این کتاب ها در نرم افزار است مثل زمان سابق نیست بگوییم در چاپی بوده و در چاپ دیگر تفاوت دارد.

ولی با همه این حال آثار ایشان اگر بی نظیر نباشد از آثار کم نظیر عصر ما است. مخصوصاً دو کتاب الصحیح من سیره النبی الاعظم، در مورد حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و الصحیح من سیرة الامام علی علیه السلام در مورد حضرت امیر سلام الله علیه.

 اگر همین کتاب ها برای آقایان اساتید تاریخ ما ملاک باشد خیلی خوب است. مرحوم سید جعفر مرتضی در کتاب هایش مصادر شیعه را مد نظر دارد این نکته خیلی مثبتی در کارهای ایشان است.

 متأسفانه الان می بینیم کتاب هایی که در حوزه تاریخ نوشته می شود همه مصادر از اهل سنت است. جلسه ای که چند شب قبل پنج - شش نفر از اساتید برجسته تاریخ منزل ما تشریف داشتند گفتم چرا شما برای آقا امام صادق (سلام الله علیه) به اندازه واقدی ارزش قائل نیستید؟ واقدی مطلبی نقل می کند قبول می کنید. ابن اسحاق نقل می کند قبول می کنید. ابن سعد در طبقات نقل می کند قبول می کنید.

ولی آقا امام صادق یک مسئله تاریخی را در کتاب کافی، غیبت نعمانی، غیبت شیخ طوسی، اکمال الدین، بصائر الدرجات نقل می کند چرا زیر بار این روایات نمی روید؟

یا مقاله ای که در رابطه با رحلت امام جواد (سلام الله علیه) داشتند گفتم کلمه رحلت را شما روی چه اصلی عنوان دادید؟ آیا رحلت امام جواد درست است؟ شما اگر بالای منبر روز شهادت امام جواد رحلت، بجای عبارت شهادت، بگویید رحلت امام جواد ، مردم با شما چه برخوردی می کنند؟! گفتند ما خواستیم اقوال را بیاوریم! گفتم سلمنا اقوال را آوردید از طبری اوردید، از ابن اثیر آوردید، از واقدی آوردید و... در میان اقوال، از آقا امام رضا (سلام الله علیه) روایتی است که فرزندم به شهادت می رسد آیا این روایت امام رضا (سلام الله علیه)به عنوان یک قول نباید در این مقاله مطرح بشود؟!

روایات دیگری هم داریم  چهار - پنج روایت از معصوم در رابطه با شهادت امام جواد علیه السلام است. گفتم چرا شما وقتی اقوال را نقل می کنید اقوال ائمه (علیهم السلام) را نقل نمی کنید؟ لا اقل نه به عنوان معصوم بلکه به عنوان یک قول، محدّث، راوی و مورخ از این ها نقل کنید. هیچ جوابی نداشتند.

اخیراً‌ شنیدم آقای دوانی چهل جلسه بحث تاریخ از رسول اکرم تا حضرت ولی عصر فقط متکی بر روایات شیعه را مطرح کردند. آیا واقعاً ما می توانیم تاریخ ائمه را از زبان خود ائمه استفاده کنیم بدون این که سراغ دیگران برویم؟ البته من ندیدم ولی دوستانی که دیده بودند خیلی تعریف می کردند.

پرسش:

در کافی یک قسمتی به اسم تاریخ ائمه دارد می گوید.

پاسخ:

بله جلد اول کتاب کافی در کتاب الحجه ابواب تاریخ ائمه است که مفصل آورده است.

 علامه مجلسی در کافی هر چه دارد آورده است از کتاب های دیگر هم بود آورده است از جلد 11 تا 54 تقریباً 43 جلد در رابطه با تاریخ ائمه ‌آورده است.

پرسش:

تاریخ اهل بیت اشراف بر روایات اهل بیت است.

پاسخ:

این ها می خواهند روشنفکر بازی در بیاورند، می خواهند با علمای اهل سنت، دانشگاه های اهل سنت و دانشگاه های غربی همخوانی داشته باشند، دنبال این هستند این مطالب شان، به قول خودشان به روز باشد می گویند از ائمه بخواهیم در دانشگاه مطرح کنیم شاید خیلی ها نپذیرند.

پرسش:

مال آن ها را می پذیرند؟

پاسخ:

بله، بگویند واقدی یا ابن سعد در طبقات گفته است می پذیرند

پرسش:

...همان قدر که وقت می گذارند از اهل سنت تبلیغ می کنند همان قدر باید از شیعه هم تبلیغ کنند.

پاسخ:

این که دانشگاه سراغ بحث مسائل تاریخی رفته است دانشگاه است زورمان به آن جا نمی رسد ولی در حوزه، رشته تاریخ تأسیس کردند توقع مان این است تاریخ را با محوریت سخنان اهل بیت بنویسند.

 مثلاً یکی از دانشجویانی که الان در ارشد یا دکترا دارد تاریخ می گوید مطالبی که آقایان برای ما می آورند تمام این مطالب از کتب اهل سنت است اعصاب ما خرد می شود.

حتی می گفت من یکی دو مرتبه سر درس اشکال کردم گفتم این مطلبی که شما از واقدی می آورید مثلاً با فلان روایت کافی در تضاد است. استاد رفته بود در دفتر گفته بود اگر فلانی اشکال کند من به طور کلی درس نمی آیم، گفت ما تا آخر درس ساکت بودیم مجبور بودیم که این دوره را بگذرانیم و هیچ حرفی هم نمی زدیم!

پرسش:

در رابطه با صفت قدیم که از اسماء الهی است معلوم است که آغاز و پیشینه ای ندارد فلاسفه ... خیلی صحبت کرده اند اما قانع کننده نیست که ما یک موضوعی را بحث کنیم که آغازی نداشته باشد با عقل بشری من دارم می گویم خیلی از فلاسفه در این مسئله توقف کردند و مانده اند این را چطور می شود توجیه کرد یک چیزی که آغاز و پیشینه ای نداشته باشد؟ هرچیزی است ما می گویم محدث است حادث است یک آغازی دارد چطور می شود تصور کرد که آغازی نداشته باشد؟

پاسخ:

ذهن ما درگیر موجوداتی است که مسبوق به عدم است زندگی ما عمدتاً همین است فلان چیز نبود الان هست، فلان چیز آمد معلوم شد رفت. ذهن ما کلاً‌ با مادیات است . ولی شما در رابطه با علم لا یتناهی چه می خواهید تصور کنید؟ علم حق، عین ذات حق است چطور می خواهید تصور کنید؟

دوستان اگر لطف کنند مناجات العارفین را زمزمه کنند دقت بیشتری روی این بشود حداقل هر روز بعد از نماز صبح مناجات العارفین را بخوانید. مناجات العارفین عبارت خیلی زیبایی دارد. تعبیر امام سجاد را ملاحظه بفرمایید

«إِلَهِي قَصُرَتِ الْأَلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَنَائِكَ كَمَا يَلِيقُ بِجَلَالِكَ»

خدایا زبان ها عاجز هستند از این که ثنای تو را بگویند به آن گونه ای که لایق جلال توست.

 چون زبان مان همه اش با الفاظ بیست و هشتگانه و مادیات مأنوس است. با یک وجودی که کمالاتش حدی ندارد کمالاتش لا یتناهی است با این نمی توانیم.

«وَ عَجَزَتِ الْعُقُولُ عَنْ إِدْرَاكِ كُنْهِ جَمَالِكَ»

عقل ها عاجز است از این که کُنه جمال تو را بتوانند بشناسند.

‌«وَ انْحَسَرَتِ الْأَبْصَارُ دُونَ النَّظَرِ إِلَى سُبُحَاتِ وَجْهِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَرِيقاً إِلَى مَعْرِفَتِكَ إِلَّا بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِكَ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص150

انسان به این مرحله برسد که من محدود هستم ذات حق نا محدود، تصور محدود از نامحدود امکان پذیر نیست. گفتیم کتاب در محضر علامه طباطبایی را دوستان مطالعه کنند، نکات خیلی زیبایی دارد که در المیزان و جاهای دیگر ایشان این نکات را نیاورده است. در این کتاب آمده است که از ایشان سوالی می کنند ما می خواهیم خدا را بشناسیم این که شما می گویید خدا نامحدود است انسان هم محدود رابطه ای بین محدود و نا محدود نیست. ایشان می گوید اگر انسان مسیر کمالات را طی کند به جایی برسد

«كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص352، بَابُ مَنْ آذَى الْمُسْلِمِينَ وَ احْتَقَرَهُم‏، ح7

اگر به این جا رسید یک وحدت وجودی میان این محدود با نامحدود ایجاد می شود آن جا معرفت کاملاً راحت مشخص می شود اگر به آن جا برسیم شناخت نامحدود برای ما که بانامحدود سنخیتی پیدا کردیم (راحت می شود). یک نوع وحدت وجودی است البته نه آن وحدت وجودی که صوفی های احمق از آن دم می زنند.

یعنی ما به یک جایی برسیم که دیگر خودمان را جلوه ی حق بدانیم از این حالت منیت من انسان هستم، دست من، پای من، چشم من، و این مَنْ ها کنار برود (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) به این جا رسیدیم.

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

یا درک کردیم:

(وَمَا رَمَيتَ إِذْ رَمَيتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى)

و اين تو نبودي (اي پيامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختي؛ بلکه خدا انداخت!

سوره انفال (8): آیه 17

این (وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى) را اگر درک کردیم.

(اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ)

خداوند آفريدگار همه چيز است.

سوره زمر (39): آیه 62

(اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيءٍ) را خوب درک کردیم. آن جا دیگر سنخیتی بین محدودی که با نامحدود یکی شده است، پیدا می شود. در روایت هم داریم

«وَ إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمْسِ بِهَا.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص166

اجازه بدهید امروز یک مقدار در مورد بحثی که دیروز داشتیم صحبت کنیم. این هشت تا شبهه ای که دیروز گفتیم البته شبهه خیلی زیاد است. پنجاه و سه یا پنجاه و چهار مورد شبهه ی اساسی در رابطه با فاطمیه داریم که نیاز به جواب دارد، ما این ها را آوردیم و کار کردیم.

پرسش:

استاد! اگر امکانش است در مورد هجوم به خانه حضرت زهرا و این که این ها آتش آوردند و در را آتش زدند بحث کنید این ها می گویند فقط هجوم بوده و آتش نزدند.

پاسخ:

بحث تهدید به آتش زدن با روایت های صحیحی که آقایان آورده اند ثابت است. در کتاب مصنف ابن ابی شیبه روایتی با سند صد در صد صحیح در مورد خلیفه دوم وجود دارد.

«وأيم الله ما ذاك بمانعي ان اجتمع هؤلاء النفر عندك إن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت»

قسم به خدا اگر این ها برای بیعت نیایند من خانه را به آتش می کشم!

با قسم آورده و در چند جا قسم ذکر شده است. صدیقه طاهره می گوید:

«وأيم الله ليمضينّ لما حلف عليه»

قسم خورده و به قسمش عمل می کند.

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة : الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج7، ص432، ح37045

از آن طرف آیا این ها برای بیعت رفتند یا نرفتند؟ شما ملاحظه بفرمایید این کتاب صحیح بخاری است که می گوید: حضرت علی (سلام الله علیه) و بنی هاشم شش ماه که صدیقه طاهره در قید حیات بود برای بیعت نرفتند؛ یعنی شش ماه این ها بیعت نکردند.

پرسش:

نود روز بعد از پیامبر چه؟

پاسخ:

آن ها (اهل سنت) شش ماه می گویند. والا به عقیده ما همان حدود نود و پنج روز درست است.

در هر صورت عمر بن خطاب قسم خورده که آتش بزند. آیا آتش زده است یا نزده است؟ اگر آتش نزده باید کفاره حنث قسم بدهد. آیا این ها دارند که عمر به خاطر قسمی که خورده بود و آتش نزد ، کفاره قسم داد. این را ندارند.

لذا روایت های صحیحی که دارند ابن ابی شیبه دارد، انساب الاشراف بلاذری دارد، ما تمام روایانش را بررسی کردیم. محمد ابن بشر یحیی را ابن معین و نسائی می گوید ثقة. عبید الله ابن عمر ثقة، زید ابن اسلم ثقة. فرحان مالکی می گوید حدیث صحیح است. ده – دوازده تا از بزرگان شان می گویند روایت صحیح است.

پرسش:

عمر چون یک فرد عصبانی مزاج بود شاید این حرف را زده باشد ولی بعد پشیمان شده باشد. یا اجتهاد کرده به خطا رفته است.

پاسخ:

بحث اجتهاد و خطا نیست، کسی که قسم می خورد، خود قسم یک بار حکمی دارد من قسم خوردم فلان کار را انجام بدهم اگر انجام ندادم شارع می گوید من باید کفاره بدهم، دیگر این که عصبانی مزاج بودم فایده ندارد.

هرکسی قسم خورد کلمه الله را با واو قسم اورد بگوید والله، این مترتب بر یک امر خارجی بود و این امر خارجی هم برای او مقدور بود واجب الاجراست. یک دفعه می گوید والله من به آسمان پرواز کنم این محقق نمی شود چون پرواز کردن به آسمان مقدور طرف نیست.

این جا می گوید قسم به والله می خواهم این خانه را آتش بزنم و آتش زدن در اختیار ایشان است و  آتش نزده است باید دلیل بیاورند که حنث قسم کرده است.

پرسش:

منبع این مطلب کجاست؟

پاسخ:

در فرائد السمطین جلد 2 صفحه 34 است.

پرسش:

استاد این اصلا شرعی نیست که بخواهد ... عمل بکند

پرسش 2:

از دیدگاه ما شرعی نیست از دیدگاه خودشان شرعی است.

پاسخ:

ایشان می گوید ما حکومت تشکیل دادیم نیامدن این ها پایه های حکومت ما را متزلزل می کند، برای این که پایه های حکومت متزلزل نشود باید این ها را وادار به بیعت کنیم. از دیدگاه آن ها این امر شرعی است.

در عبارتی که جوینی دارد:

«فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»

کلمه ی مقتوله ای که دارد برای شیعه نیست برای خودشان است. فتقدم حضرت زهرا پیش من می آید محزون، مکروب، مغصوب و مقتول بعد من در آن جا می گویم:

«فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّي أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين»

فرائد السمطين؛ حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين (م 730)، مؤسسة المحمود، بيروت، چاپ اوّل، 1400 هـ. ق ج 2، ص35

دارد «وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّي أَلْقَتْ وَلَدَهَا»

این کتابی که ملاحظه می کنید تذکرة الحفاظ است. ذهبی می گوید:

«وسمعت من الإمام المحدث الأوحد الأكمل فخر الإسلام صدر الدين إبراهيم بن محمد بن المؤيد بن حمويه الخراساني الجويني»

تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج 4، ص 1505

ذهبی از جوینی به عنوان امام، محدث اوحد، اکمل و فخر اسلام تعبیر می کند. جوینی شخص عادی نیست که یک آخوند عادی باشد. این ها دارند وقتی به کسی نسبت امام گفتند، ذهبی هم دارد:

«من سمّي بالإمام إذا ثبتت امامة الرجل لم یضره ما قیل فیه»

 اگر تمام دنیا بیایند مذمتش کنند، مذمت ها هیچ تأثیری نسبت به این فرد ندارد. یعنی کسی که امام شد به نظر آقایان (اهل سنت) گویا به مرحله عصمت می رسد!! دیگر هیچ طعن و مذمتی در رابطه با این آقا نمی پذیرند.

این ها کاملا واضح و روشن است و اضافه بر آن از خود شیعه هم در رابطه با شهادت حضرت روایت زیاد داریم. از خود حضرت امیر (سلام الله علیه) در نهج البلاغه داریم.

همین طور از بزرگان شیعه ما مطلب داریم مثلا روایتی که در کافی شریف است و آیت الله میرزا جواد تبریزی به آن تصریح کرده و معتبر می داند:

«إن فاطمة (علیها السلام) صديقة شهيدة»

صراط النجاة ( تعليق الميرزا التبريزي ) - السيد الخوئي - ج 3، ص 440

شیخ مفید دارد: «أَيَّتُهَا الْبَتُولُ الشَّهِيدَةُ»

«يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ أَيَّتُهَا الْبَتُولُ الشَّهِيدَةُ الطَّاهِرَة»

كتاب المزار- مناسك المزار( للمفيد)؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: ابطحى، محمد باقر، ناشر: كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد- رحمة الله عليه‏، قم‏: 1413 ق، ص179

شیخ طوسی دارد: «و روایة الشیعة مستفیضة» در این که این ها حمله کردند و محسنش را سقط کردند. مرحوم کاشف الغطاء به همین شکل دارد. خود امام و بزرگان دیگر مطالبی دارند.

یا عبارتی که از خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمده، از امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و... ما تمام این ها را تحت عنوان اقوال ائمه (علیهم السلام) در رابطه با شهادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) جمع کردیم. این ها چیزی نیست که ما از کنار این ها به راحتی رد بشویم و بیرویم.

روی یک فایلی هم به مناسبتی کار کردیم ان شاءالله در کانال می گذارم که ایام  فاطمیه دوستان بتوانند استفاده کنند.

در این فایل مطالبی که کار کردیم:

·         ضرب فاطمه به روایت رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم)؛

·         کسر ضلع فاطمه؛

·         احراق الباب؛

·         سقط محسن؛

·         شکستن در؛

·         هجوم به خانه حضرت زهرا؛

·         تهدید به آتش زدن؛

·         شهادت حضرت زهرا؛

·         نظر علمای شیعه.

تمام این ها را مفصل کار کردیم. شما ملاحظه بفرمایید در کتاب الوصیة عیسی ابن مصطفی:

«وَيْلٌ لِمَنْ أَحْرَقَ بَابَهَا»

یا در کتاب سلیم دارد:

«دَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي الْبَابِ فَأَحْرَقَ الْبَابَ‏»

 كتاب سليم بن قيس الهلالي؛ محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد؛ ناشر: الهادى‏؛ ج‏2، ص 864

علامه مجلسی دارد:

«وَ ضَرْبَ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ وَ إِشْعَالَ النَّارِ عَلَى بَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِين‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج53، ص14

خصیبی در کتاب هدایة الکبری تعبیری از حضرت امام صادق (سلام الله علیه) آورده خیلی تعبیر عجیبی است به امام صادق عرض کردند آقا محنت و مصیبی به مانند کربلا نبوده است حضرت فرمود بله

«وَ لَا كَيَوْمِ مِحْنَتِنَا بِكَرْبَلا وَ إِنْ كَانَ كَيَوْمِ السَّقِيفَةِ وَ إِحْرَاقِ الْبَابِ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ زَيْنَبَ وَ أُمِّ كُلْثُومٍ وَ فِضَّةَ وَ قَتْلِ مُحَسِّنٍ بِالرَّفْسَةِ لَأَعْظَمُ وَ أَمَرُّ »

هجوم به خانه حضرت زهرا، آتش زدن خانه، شهادت محسن برای ما از حادثه کربلا بزرگ تر و تلخ ناک تر است.

«لِأَنَّهُ أَصْلُ يَوْمِ الْفِرَاشِ»

زیر بنای تمام ظلم حتی قضیه کربلا همین مسئله هجوم به خانه حضرت زهرا، آتش زدن و شهادت محسن بوده است.

الهداية الكبرى‏؛ نويسنده: خصيبى، حسين بن حمدان‏، (تاريخ وفات مؤلف: 334 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: البلاغ‏، مكان چاپ: بيروت‏1419 ق‏، ص 417

 این ها زیر بنا بوده است.

«لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةَ أسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُم‏ أهْلَ البَیْت»

یا آن شاعر شعر قشنگی در رابطه با حضرت محسن (سلام الله علیه) دارد:

و ما رماه إذ رماه حرملة * و إنما رماه من مهد له‏

حضرت علی اصغر را کسی تیر زد که زمینه قتل حضرت محسن را فراهم کرد.

سهم أتى من جانب السقيفة * و قوسه على يدى خليفة

خیلی شعر قشنگی است. البته این را هم دقت کنیم مطالب را می گوییم توأم با سبّ، شتم و لعن نشود. بگوییم این مطالبی است که در کتاب های ما آمده و در کتاب های شما هم آمده و این که مسبب اصلی این ها چه کسانی بودند بروید تحقیق کنید.

در بعضی از روایات آمده که قنفذ این کار را کرد، مغیره این کارها را کرد، شاید هم این ها برای این بوده تا به ما یاد بدهند بعضی از بزرگانی که در نظر اهل سنت مقدس هستند این ها مورد اهانت قرار نگیرند و باعث فتنه و شیعه کشی نشود.

عبارت زیاد داریم، بحث این که مغیره چنین کرد، قنفذ چنان کرد، تمام این ها در روایت های ما آمده است. این ها مثل همان عبارت: «وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلًا ثُمَّ الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِع» است

«اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي، وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلًا ثُمَّ الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِع‏»

المزار الكبير (لابن المشهدي)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، محقق/ مصحح: قيومى اصفهانى، ص484

یک مقدار برای حفظ جان شیعه این عبارات را داشته باشیم.

پرسش:

یعنی آن کار را نکرده است؟

پاسخ:

گفتن این ها در منبر به صلاح نیست. من در شبکه المستقله که برای عربستان سعودی و در لندن است مناظره داشتم. حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی شخصا به من گفت بر شما تکلیف است. حاج آقای سبحانی هم به همین شکل گفت. و تأکید داشتند شما در آن جا به هیچ وجه در رابطه به این که قاتل حضرت زهرا چه کسی بود حرف نزنید.

بگویید ما موظف هستیم شهادت حضرت زهرا را مطرح کنیم همان طور که در بیت امام، در بیت رهبری و در بیوت مراجع ایام فاطمیه شهادت حضرت زهرا مطرح می شود نسبت به قاتلش حرف نمی زنند، شما هم حرف نزنید.

ما سه شب در آن جا مناظره داشتیم یک طرف بنده بودم سه نفر هم آن ها بودند یک نفرشان دکتر ابو شوارب از دانشگاه اسکندریه مصر آورده بودند. آقای حسن حسینی از وهابی های خیلی هتاک بحرین است ایشان را آورده بودند، خود دکتر هاشمی است عمرو ابن عبدود وهابی ها بود.

این ها سه نفر بودند من تنها بودم. در این سه شب مناظره، شب سوم که فیلمش هست و کتابش را هم چاپ کردیم در سایت ولی عصر هم گذاشتیم. در شب سوم این ها خیلی تلاش کردند بیست دقیقه ما را در فشار قرار دادند که شما بگویید قاتل حضرت زهرا چه کسی بوده است؟

این ها هر کاری کردند من (حواسم بود که می خواهند چه کنند) گفتم شما خودتان بروید بررسی کنید، موظف نیستم این ها را بیان کنم، ما در قبال این ها تکلیف نداریم. شبکه های وهابی هم بعد از آن مناظره بیست دقیقه ای که این ها ما را تحت فشار قرار داده بودند شاید دویست بار پخش کردند فلانی نتوانست به صراحت بگوید قاتل حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه کسی بود.

من به این ها گفتم اصل شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها برای ما ثابت است اما چه کسی این کار را کرده شما بروید در کتاب های خودتان و کتاب های شیعه بررسی کنید این ها را خودتان به دست بیاورید، لذا در ایام فاطمیه دقت کنیم خدای ناکرده دچار مشکلات نشویم.

الان بعضی از وحدتی های تخریبی یا همین امت واحده در جلسات شان معمولا می گویند ایام فاطمیه خلاف وحدت است ما باید این ها را ترک کنیم! این ها به صلاح ما نیست.

یک دفعه هم قبلا خدمت تان عرض کردم، خدمت حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی بودم، خداوند روح ایشان را شاد کند به من علاقه خیلی ویژه و محبت داشت.

 ایشان گفت من شنیدم اقای تسخیری یک نامه ای خدمت مقام معظم رهبری نوشته و نوشته ما وقتی کشورهای خارج می رویم در آن جا یکی از اشکالات اساسی شان به ما این است که فاطمیه توهین به صحابه، توهین به خلفا است شما مادامی که ایام فاطمیه را دارید وحدت امکان پذیر نیست!

مرحوم حضرت آیت الله فاضل گفت من شنیدم نمی دانم اصلا همچنین نامه ای واقعیت دارد یا دروغ است. گفتم حاج آقا! من نامه ایشان را دارم، گفت می شود نامه را بیاورید من سریع منزل برگشتم و یک کپی از نامه را خدمت ایشان بردم.

بعد از دو سه ماه بعد در یک جلسه دیگر خدمت ایشان رسیدم، گفت من پسرم جواد را خدمت مقام معظم رهبری فرستادم و مطالب دیگری هم بود. بعد یک جمله ای از آقا نقل کردند مضمون جمله این بود مقام معظم رهبری به پسرم گفتند: به پدرتان سلام برسانید و بگویید: تا خامنه ای یک قطره خون داشته باشد و تا نفسی داشته باشد از مسئله فاطمیه و عزای حضرت صدیقه لحظه ای کوتاه نخواهد آمد.

این عبارتی بود که من با گوش خود از حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی شنیدم.

شما می بینید مقام معظم رهبری حتی در روز عاشورا ساعات آخر می آید در مجلس روضه می نشیند، ولی این سه روز روضه فاطمیه از اول جلسه تا آخر آن جا می شیند. یکی از اعضای دفتر به خود من گفت در فضای مجازی هم پخش شده گفت ما از آقا خواستیم شما با کمر دردی که دارید سخت است مثل عاشورا و دیگر ایام شهادت، آخر جلسه بیاید.

ایشان گفت من روزی یک ساله جمهوری اسلامی را در ایام فاطمیه از دست حضرت زهرا می گیرم و ملتزم هستم که این سه روز را از اول تا آخر جلسه بیایم بنشینم!

یک قضیه ای را هم آیت الله خزعلی (رضوان الله تعالی علیه) برای من نقل کرد می گفت من جایی رفته بودم شب برای خواب رخت خواب من را انداختند، دیدم رو بروی من عکس امام است خجالت کشیدم که پایم را به طرف عکس امام دراز کنم برداشتم رخت خوابم را تغیر دادم و خوابیدم.

در خواب دیدم حضرت امام دارد دعا می کند با یک سوزی الهی بفاطمة الزهراء، الهی بفاطمة الزهراء می گوید و دست و بدنش می لرزد. ایشان می گفت برداشت من این است من این ادبی که نسبت به عکس امام کردم، امام خواست به من بگوید حالا که این اداب را کردی بدان ما هرچه داریم از حضرت زهرا گرفتیم، هرچه هم می خواهید بگیرید از حضرت زهرا بگیرید، حضرت زهرا عمده و اصل کاری است.

بحث دیگری که در این جا هست، توسل ائمه (علیهم السلام) به حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. این را هم اگر دوستان کار کنند خوب است البته مرحوم سید جعفر مرتضی در مأساة الزهراء آورده است. امام صادق (سلام الله علیه) و دیگر ائمه (علیهم السلام)  در شدائد متوسل به صدیقه طاهره می شدند، همان عبارت امام عسکری هم است:

«نحن حجّة اللّه على الخلق، و فاطمة حجّة علينا»

عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد)؛ بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، محقق / مصحح: موحد ابطحى اصفهانى، محمد باقر، ناشر: مؤسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف - ج‏11-قسم-1-فاطمة (سلام الله علیها)، ص8

لذا ما در روایات خلقت نوری ائمه (علیهم السلام) هم داریم خدای عالم نور رسول اکرم را آفرید، از نور حضرت، نور حضرت امیر (سلام الله علیه) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آفرید و ائمه بعد از آقا امام حسن تا حضرت ولی عصر از نور حضرت زهرا آفریده شدند در این زمینه هم روایت زیاد داریم.

در خلقت نوری ائمه (علیهم السلام) که خلقت دیگر ائمه بعد از حضرت زهرا توسط حضرت صدیقه طاهره انجام شده است.

در بحث خلقت نوری یک سری مباحثی است که ان شاء الله ما در قنوت نمازمان و در سجده هایمان عبارت مناجات شعبانیه را توصیه می کنم حتما بخوانید دو سطر هم بیشتر نیست

«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص687

تلاش کنند دوستان در قنوت نماز و در سجده ها این عبارت مناجات شعبانیه را بخوانند، این دیگر بهترین دعا و بهترین حاجت است که اصلا ما برای همین خلق شدیم، اصلا خلقت ما برای این است که ما به آن جایی برسیم که ائمه (علیهم السلام) رسیده اند.

یا وقتی زیارت عاشورا می خوانید وقتی می رسید:

«وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏»

كامل الزيارات؛ نویسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد، ناشر: دار المرتضوية، محقق/ مصحح: امینی، عبدالحسین، ص177

این را هفت – هشت بار، ده بار، سی بار هرچقدر حال تان می کشد تکرار کنید؛ یعنی بیت القصیر زیارت عاشورا همین است.

بعضی ها می گویند: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» بیت القصیر است. یک استادی داشتیم ایشان می گفت من چهل است زیارت عاشورا می خوانم به این امید که یک روز این دعایم «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» به اجابت برسد.

بنده معتقد هستم اوج زیارت عاشورا «وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏» است. این بیت القصیر زیارت عاشورا است.

یکی از اعاظم و اولیاء الله را من سراغ دارم وقتی به این جا می رسد سرش را به سجده می گذارد سمت راست صورتش را به سجده می گذارد صد مرتبه «وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏» را تکرار می کند. بعد سمت چپ صورتش را به سجده می گذارد و صد مرتبه «وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏» را تکرار می کند.

لذا ما باید دقت بیشتری داشته باشیم در ایام فاطمیه هم بالاترین چیزی که از حضرت زهرا بخواهیم فرج حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است و این که ما برسیم به آن مرحله ای که با حضرت ولی عصر سنخیت پیدا کنیم.

یعنی آن کمالاتی که خدا برای حضرت ولی عصر قرار داده این ها دست ما را بگیرند و به آن مرتبه برسیم

«السّلمانُ‏ مِنّا أهلَ‏ البَيْت‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج108، ص285

حضرت ولی عصر بگوید فلانی منا اهل البیت، اگر به آن جا بتوانیم برسیم این بالاترین و بهترین دعا است.

ان شاءالله در ایام فاطمیه هر کجا تشریف می برید قصد قربت کنید و تلاش کنید ثواب کارهایتان را هم به روح مطهر حضرت نرجس خاتون هدیه کنید. حضرت نرجس خاتون خیلی پیش امام زمان آبرو دارد، امکان پذیر نیست چیزی حضرت نرجس خاتون از فرزند بزرگوارشان بخواهد حضرت ولی عصر جواب رد بدهد.

توسل به این خانم ها هم به اجابت می رسد من معمولا حوائجم را با توسلاتم به حضرت خدیجه ، حضرت ام البنین، حضرت رباب، حضرت زینب، حضرت ام کلثوم، حضرت رقیه، حضرت معصومه، حضرت نرجس خاتون و حضرت حکمیه خاتون  می گیرم!

این بزرگواران معمولا دل رحم هستند به گناهان ما نگاه نمی کنند به مظلومیت ما نگاه می کنند اشک چشم ما دل این ها را زودتر به رحم می آورد.

در روایت هم هست بعضی اقایان می گویند تشرف داشتند حضرت ولی عصر فرمودند خدا را به آبروی عمه ام زینب قسم بدهید تا فرجم را نزدیک کند. التماس دعا از همه دوستان!

 


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها