2024 July 14 - يکشنبه 24 تير 1403
بیان تفسیر آیات با مضمون « ما انت عليهم بوكيل»
کد مطلب: ١٥٧١٠ تاریخ انتشار: ٠٧ بهمن ١٤٠٢ - ١٣:٠٢ تعداد بازدید: 1069
خارج فقه الحکومه » فقه
بیان تفسیر آیات با مضمون « ما انت عليهم بوكيل»

(جلسه چهل و سوم – 09 10 1402)

 
 
 

 

لينک دانلود
  

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیستم

 (جلسه چهل و سوم  – 09 10 1402)

موضوع:  بیان تفسیر آیات با مضمون « ما انت عليهم بوكيل»

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

همان تعبیری که از امام عسکری (سلام الله علیه) است برای فرج اینگونه دعا کنید مثل پدر و مادری که تنها فرزندشان بیمار است دکترها جواب کردند از همه جا دستشان کوتاه است چه انقطاع و دل شکسته ای دارد، در هنگام دعا کردن آن چنان برای فرج فرزندم دعا کنید. اگر این چنین کردید فرج ان شاء الله خواهد رسید در غیر این صورت فرج، مسیر طبیعی خودش را طی می کند.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

شصت و چند آیه ای که استدلال کردند بر این که حضرت رسول اکرم حق تشکیل حکومت نداشت را به تدریج مطرح کردیم و عرض کردیم خود این آیات نشان می دهد که:

(لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ)

در قبول دين، اکراهی نيست.

سوره بقره (2): آیه 256

(لَسْتَ عَلَيهِمْ بِمُصَيطِرٍ)

تو سلطه ‌گر بر آنان نيستی که (بر ايمان) مجبورشان کنی.

سوره غاشیه (88): آیه 22

(وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَيكُمْ بِوَكِيلٍ)

قوم و جمعيت تو، آن (آيات الهی) را تکذيب و انکار کردند، در حالی که حق است! (به آنها) بگو: «من مسؤول (ايمان آوردن) شما نيستم! (وظيفه من، تنها ابلاغ رسالت است، نه اجبار شما بر ايمان.)»

سوره انعام (6): آیه 66

و ... اصلاً و ابداً هیچ رابطه ای نسبت به حکومت اسلامی ندارد. این ها یک بحث دیگری است مجموع این آیات را اگر جمع بندی کنیم این است که ای پیغمبر! نمی توانی ایمان را به زور وارد قلب مردم کنی، ایمان یک امر اختیاری و انتخابی است تا طرف شخصاً به این نتیجه نرسد که ایمان به صلاح آخرت و دنیای او است شما به زور نمی توانی ایمان را در قلب مردم وارد کنی.

کل این آیات همین را می خواهد بگوید رسیدیم به هشت آیه ای که (لَسْتُ عَلَيكُمْ بِوَكِيلٍ)

(وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ)

گر خدا می ‌خواست، (همه به اجبار ايمان می آوردند،) و هيچ يک مشرک نمی ‌شدند؛ و ما تو را مسؤول (اعمال) آنها قرار نداده‌ايم؛ و وظيفه نداری آنها را (به ايمان) مجبور سازي!

سوره انعام (6): آیه 107

عرض کردیم این ها کلاً قبل و بعد آیه یا اول و آخر آیه را لحاظ کنیم همه اش همین را می گوید: (وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ) اگر خدا بخواهد این ها ایمان می آورند مشرک نمی شوند. (وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ) سوره یونس خیلی واضح و روشن است.

(قُلْ يا أَيهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يضِلُّ عَلَيهَا وَمَا أَنَا عَلَيكُمْ بِوَكِيلٍ)

بگو: «ای مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده؛ هر کس (در پرتو آن) هدايت يابد، برای خود هدايت شده؛ و هر کس گمراه گردد، به زيان خود گمراه می ‌گردد؛ و من مأمور (به اجبار) شما نيستم!»

سوره یونس (10): آیه 108

کسی به الفبای قرآن آشنا باشد اول و آخر آیه را ملاحظه کند متوجه می شود که آیه در مقام نفی تشکیل حکومت نیست (بلکه در مقام نفی اجبار مردم به راه هدایت و ایمان است.)

باز در سوره زمر همین تعبیر است (فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يضِلُّ عَلَيهَا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ)

(إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يضِلُّ عَلَيهَا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ)

ما اين کتاب (آسمانی) را برای مردم به حق بر تو نازل کرديم؛ هر کس هدايت را پذيرد به نفع خود اوست؛ و هر کس گمراهی را بر گزيند، تنها به زيان خود گمراه می ‌گردد؛ و تو مأمور اجبار آنها به هدايت نيستی.

سوره زمر (39): آیه 41

این جا به هیچ وجه ارتباطی به بحث سیاسی و حکومت ندارد.

 یا:

(أَرَأَيتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيهِ وَكِيلًا)

آيا ديدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود برگزيده است؟! آيا تو می ‌توانی او را هدايت کنی (يا به دفاع از او بر خيزی)؟!

سوره فرقان (25): آیه 43

یعنی تمام آیاتی که کلمه وکیل آمده است چه عبارت

(وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيهِمْ وَكِيلًا)

و ما تو را به عنوان مأمور بر آنان نفرستاده‌ ايم (که آنان را مجبور به ايمان کنی!)

سوره اسراء (17): آیه 54

(أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيهِ وَكِيلًا)، (وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ)، (وَمَا أَنَا عَلَيكُمْ بِوَكِيلٍ) با عبارت های مختلف تمامی این ها دلالت می کند که بحث، بحث ایمان و اسلام است که ایمان و اسلام را به زور نمی شود وارد قلب کسی کرد.

پرسش:

اسلام به زور می شود ولی ایمان نه در فتح مکه، اسلام آورد ولی ایمان نیاورد.

پاسخ:

کاری با آن نداریم اسلام هم نیاوردند امیر المؤمنین می فرماید:

«فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص374، خطبه 16

اسلام نیاوردند. عمار هم همین تعبیر را دارد:

«والله ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر فلما رأو عليه أعوانا أظهروه»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج1، ص113، ح439

ما این مطالب را از بزرگان اهل سنت آوردیم تا به ابو اسحاق نیشابوری، متوفای 427 رسیدیم.

«(قل لست عليكم بوكيل) أي حفيظ ورقيب وقيل: مسلط»

تو آدمی نیستی تسلط داشته باشی مردم را به زور وارد اسلام و ایمان کنی.

«إنما أنا رسول، لكل نبإ مستقر»

تا آن جایی که ایشان از قول کلبی نقل می کند

«لكل قول أو فعل حقيقة ما كان منه في الدنيا فستعرفونه. وما كان منه في الآخرة فسوف يبدو لهم وسوف تعلمون ذلك»

خواهید دید که این (وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ) حالا یا در دنیا با جنگ شما را از بین می بریم عذاب دنیا است یا عذاب آخرت.

بعد یک جمله ای دارد جالب است در تفسیر ثعلبی می گوید:

«ورأيت في بعض التفاسير إن هذه الآية نافعة من وجع الضرس إذا كتبت على كاغد ووضع عليه السن» !

الكشف والبيان (تفسير الثعلبي)؛ اسم المؤلف:  أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري الوفاة: 427 هـ - 1035م، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - 1422هـ-2002م، الطبعة: الأولى، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ج4، ص156 و 157

اگر کسی این آیه (67 انعام) را بنویسد درد دندان داشته باشد روی دندانش بگذارد درد دندان ساکت می شود! افاضه ای هم کرده است! یعنی آیه:

بدر الدین عینی که متوفای 855 و معاصر ابن حجر است. ابن حجر متوفای 852  است هر دو کتاب در شرح صحیح بخاری نوشتند به نظرم می رسد کتاب بدر الدین عینی در مقایسه با ابن حجر در کتابش منصفانه تر کار کرده است، شرح خوبی هم کرده است یعنی عبارت های حدیث را از صحیح بخاری می آورد لفظ به لفظ اولاً معنا می کند بعد در جمله هم خوب معنا می کند.

یعنی کسی خوب بخواهد احادیث را متوجه بشود که مضمون حدیث چه است بهترین شرح صحیح بخاری عمدة القاری بدر الدین عینی است.

ابن حجر که شافعی است مثل این کار نکرده است خیلی سریع رده شده است مخصوصاً نسبت به فضائل اهل بیت (علیهم السلام) و امیر المؤمنین خیلی غیر منصفانه وارد شده است.

 ان شاء الله محکمه عدل امیر المؤمنین (سلام الله علیه) همه این ها را روشن می کند این ها چه جوابی برای آن جا دارند؟! در دنیا هر کاری کردند یا نکردند رد می شود ولی آن جا باید در پیشگاه عدل الهی بیایند جواب بدهند آن خیلی مهم است.

 ایشان دارد:

«بابٌ: وَكِيلٌ حَفِيظٌ وَمُحِيطٌ بِهِ»

یک بابی دارد بعد آیه شریفه 66، 101 و 107 انعام را می ‌آورد:

«وفسر لفظ : وكيل : بقوله : حفيظ ومحيط به، وكذا فسره أبو عبيدة، وفي بعض الشروح قوله: (وكيل)، يريد (لست عليكم بوكيل) ( الأنعام : 66 )»

بعد می گوید این مهم است غالب شارحین صحیح بخاری و بزرگان اهل سنت چه در کتاب های فقهی شان و چه در کتاب های حدیثی شان می گویند:

«ونزلت هذه الآية قبل الأمر بالقتال»

همان تعبیری که از بزرگان دیگر هم نقل کردیم که 120 آیه را آیة السیف نسخ کرده است این ویروسی است که به جان این ها افتاده است می گوید تمام این آیات با آیة السیف: (فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ) نسخ شده است.

 (فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ)

مشرکان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد

سوره توبه (9): آیه 5

وأما قوله تعالى: (تتخذوا من دوني وكيلاً) ( الإسراء : 2 ) فقيل: يكون شريكا . أي : تكون أموركم إليه، وقيل: كفيل وقبيل: كاف قلت: جاء وما أنت عليهم بوكيل . أي: بوكيل على أرزاقهم وأمورهم وما عليك إلا البلاغ. كما في قوله: (لست عليهم بمسيطر) ( الغاشية : 22 ) وقال : فإنما عليك البلاغ وعلينا الحساب»

عمدة القاري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني الوفاة: 855هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج18، ص228

تعبیری است که ایشان می آورد بعد (لَسْتَ عَلَيهِمْ بِمُصَيطِرٍ) تمام آیاتی که علی عبد الرزاق استدلال کرده است تمام این ها را می آورد و می گوید تمام این ها با آیه سیف نسخ شد و تمام شد و دیگر هیچ دلالتی برای بعد از نسخ ندارد.

 عرض کردیم بهترین جواب هم جواب آیت الله العظی خویی است که نسخ آیه با خبر واحد یا خبر مستفیض اثبات نمی شود. برای نسخ آیه توسط آیه دیگر نیاز به حدیث متواتر داریم که به قطع برسیم. آنکه تالی تلو آیه است متواتر است ولذا آقایان اهل سنت هم دارند که:

«مَنْ أَنْكَرَ الْمُتَوَاتِرَ فَقَدْ كَفَرَ»

الفتاوى الهندية في مذهب الإمام الأعظم أبي حنيفة النعمان؛ اسم المؤلف: الشيخ نظام وجماعة من علماء الهند الوفاة: 9999، دار النشر: دار الفكر - 1411هـ - 1991م، ج2، ص265

«من أنكر ما ثبت بالتواتر والإجماع فهو كافر»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج1، ص109

کما این که: «فإن من أَنْكَرَ آيَةً من الْقُرْآنِ كَفَرَ»، «مَنْ أَنْكَرَ الْمُتَوَاتِرَ» هم«فَقَدْ كَفَرَ»

«فإن من أَنْكَرَ آيَةً من الْقُرْآنِ كَفَرَ»

البحر المحيط في أصول الفقه؛ اسم المؤلف: بدر الدين محمد بن بهادر بن عبد الله الزركشي الوفاة: 794هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - 1421هـ - 2000م، الطبعة: الأولى، تحقيق: ضبط نصوصه وخرج أحاديثه وعلق عليه: د. محمد محمد تامر، ج3، ص181

بعد به آیه 107سوره انعام می رسیم (وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ) در این جا سه مسئله را قرآن مطرح کرده است اول: بحث مشیت خدا و عدم شرک، دوم این که تو حافظ مردم نیستی و سوم این که وکیل مردم نیستی.

در رابطه با (وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا) ان شاء الله تمام آیاتی که (لو شاء ربُک، لو شاء الله) چه از قول خدای عالم چه از قول مشرکین مانند:

(لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا)

اگر خدا می ‌خواست، نه ما مشرک می ‌شديم و نه پدران ما؛

سوره انعام (6): آیه 148

این ها را مستقل و جدا بحث می کنیم. کلمه (لو شاء) این جا چه مشیتی است؟ مرحوم شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه) متوفای 460 در تبیان که اولین تفسیر مفصل شیعه است  و مجمع البیان هم تلخیصی از آن با اضافات کمی است، می گوید:

«كيف قال تعالى" ولو شاء الله ما أشركوا " والمشيئة لا تتعلق الا بفعل يصح حدوثه ، ولا تتعلق بأن لا يكون الشئ»

مشیت به امر عدمی تعلق نمی گیرد باید به یک امر وجودی و حدوثی تعلق بگیرد بعد ایشان می گوید تقدیر این است که (قبلاً هم اشاره داشتیم)

«قلنا: التقدير لو شاء الله ان يكونوا على غير الشرك قسرا»

اگر خدا بخواهد که این ها به غیر شرک یعنی ایمان بیاورند

«ما أشركوا فمتعلق المشيئة محذوف، فمراد هذه المشيئة حالهم التي تنافى الشرك قسرا بالاقتطاع عن الشرك عجزا أو منعا أو الجاء»

التبيان في تفسير القرآن؛ المؤلف: الطوسي، محمد بن الحسن (المتوفى460ق)، تحقيق وتصحيح: أحمد حبيب قصير العاملي، ناشر: مكتب الإعلام الإسلامي، الطبعة: الأولى، 1409هـ. ج4، ص231

البته علامه طباطبایی تعریضی خیلی مؤدبانه به فرمایش شیخ طوسی دارد بدون این که نام ببرد. -که اگر فرصت شد عرض می کنم- یکی از ویژگی های المیزان این است اگر می خواهد نقدی از مفسرین دیگر داشته باشد خیلی نقد محترمانه و مؤدبانه دارد.

 علامه مجلسی با این که ما به ایشان خیلی ارادت داریم معمولاً اصفهان می رویم برای زیارت قبر ایشان می رویم و معتقد هستیم یکی از جاهایی که دعا به اجابت می رسد کنار قبر این پدر و پسر است زحمت زیادی برای اسلام کشیدند. در رابطه با این که اگر کسی در نماز نیت کند خدایا نماز می خوانم مرا به بهشت ببری، نماز می خوانم به آتش جهنم گرفتارم نکنی. بعضی از بزرگواران معتقد هستند که، این نیت مبطل صلاة است. از جمله سید ابن طاوس و شهید اول.

 در عروه بحث نیت آن جا هم بعضی از محشّین معتقد هستند کسی که به خاطر ترس از جهنم یا به طمع بهشت نماز بخواند نمازش مبطل است. علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در بحار سه، چهار صفحه علیه این نظر و قائلین آن خیلی تند قلم زده است.

امام (رضوان الله تعالی علیه) در آداب الصلاة این را مطرح می کند می گوید بعضی ها گفتند مبطل نماز است. ایشان خیلی محترمانه بیان کرده این که می گویند مبطل است «فی غیر محله» یا «غیر صحیحٍ» امام (رضوان الله تعالی علیه) همچنین تعبیری دارد.

«النية وهي القصد إلى الفعل بعنوان الامتثال والقربة. ويكفي فيها الداعي القلبي، ولا يعتبر فيها الإخطار بالبال ولا التلفظ، فحال الصلاة وسائر العبادات حال سائر الأعمال والأفعال الاختيارية، كالأكل والشرب والقيام والقعود ونحوها من حيث النية، نعم تزيد عليها باعتبار القربة فيها بأن يكون الداعي والمحرك هو الامتثال والقربة، ولغايات الامتثال درجات: أحدها: وهو أعلاها أن يقصد امتثال أمر الله»

در این جا آقای حکیم می گوید:

«أعلاها أن یکون الداعي الحب»

العروة الوثقى؛ نويسنده: السيد اليزدي (وفات : 1337)، تحقيق: مؤسسة النشر الإسلامي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة: 1420، ج2، ص438

یعنی نماز بخواند «حباً لله»

«کما ورد عن أمير المؤمنين (عليه السلام) ما عبدتك خوفا من نارك، ولا طمعا في جنتك، قوما عبدُ الله حبا لک»

«وَ قَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام) مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا شَوْقاً إِلَى جَنَّتِكَ بَلْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك‏»

عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية؛ نويسنده: ابن أبي جمهور، محمد بن زين الدين‏ (تاريخ وفات مؤلف: زنده در 901 ق‏) ، محقق / مصحح: عراقى، مجتبى‏، ناشر: دار سيد الشهداء للنشر، قم: 1405ق، ج2، ص11

امام در حاشیه دارد:

«وأعلى منه درجات اخر أشارت إلى بعضها ما وردت في صلاة المعراج ومصباح الشریعة»

**

«وهذا ما أشار إليه أمير المؤمنين (عليه السلام) بقوله: " إلهي ما عبدتك خوفا من نارك ، ولا طمعا في جنتك ، بل وجدتك أهلا للعبادة فعبدتك»

این را معمولاً مثال می زنم «وجدتک اهلا للعبادة فعبدتک» شما در خیابان راه می روید می بینید روی دیوار تابلوی نقاشی خیلی زیبای چمن، گل، درخت و ... گذاشته شده، شروع می کنید تعریف و تمجید کردن.

آیا وقتی شما تعریف می کنید چیزی به شما می دهند؟! یا اگر تعریف نکنید جریمه می کنند؟! نه! می گویید این تابلو با این زیبایی ارزش تعریف کردن دارد و این تعبیر حضرت امیر «بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك» در حدیث قدسی است خدای عالم می فرماید اگر من بهشت و جهنمی نیافریده بودم آیا شایسته عبادت نبودم؟

«الثاني: أن يقصد شكر نعمه التي لا تحصى. الثالث: أن يقصد به تحصيل رضاه، والفرار من سخطه. الرابع: أن يقصد به حصول القرب إليه»

تا این که:

«الخامس: أن يقصد به الثواب ورفع العقاب بأن يكون الداعي إلى امتثال أمره رجاء ثوابه وتخليصه من النار، وأما إذا كان قصده ذلك على وجه المعاوضة من دون أن يكون برجاء إثابته تعالى فيشكل صحته، وما ورد من صلاة الاستسقاء وصلاة الحاجة إنما يصح إذا كان على الوجه الأول»

العروة الوثقى؛ نويسنده: السيد اليزدي (وفات : 1337)، تحقيق: مؤسسة النشر الإسلامي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة: 1420، ج2، ص435

این تعبیر را می آورد بعضی از محشّین در این جا اعتراضات خیلی مفصلی دارند که مرحوم شهید اول هم در کتاب ذکری جلد 2 صفحه 103، شهید ثانی از شهید اول در قواعد نقل می کند

«بطلان العبادة بهاتین الغایتین الترغیب والترهیب»

بعد می گوید:

«وبه قطع السيّد رضي الدين ابن طاوُس - رحمه اللَّه - محتجّاً بأنّ قاصد ذلك إنّما قصد الرشوة والبِرطيل، ولم يقصد وجه الربّ الجليل، وهو دالّ على أنّ عمله سقيم وأنّه عبد لئيم»

بعد مرحوم مجلسی تعبیر تندی دارد. ایشان می گوید همچنین چیزی از یک کسی که با آیات و روایات سر و کار دارد صادر نمی شود.

پرسش:

استاد! مرحوم علامه مجلسی بیراه هم نگفته است!

پاسخ:

بحث این است یک دفعه آیاتی است که: (يدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا)

(تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ينْفِقُونَ)

پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مي‌شود (و بپا مي‌خيزند و رو به درگاه خدا مي آورند) و پروردگار خود را با بيم و اميد مي‌خوانند، و از آنچه به آنان روزي داده‌ايم انفاق مي‌کنند!

سوره سجده (32): آیه 16

یا: (وَيدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا)

(فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يحْيى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يسَارِعُونَ فِي الْخَيرَاتِ وَيدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ)

ما هم دعاي او را پذيرفتيم، و يحيي را به او بخشيديم؛ و همسرش را (که نازا بود) برايش آماده (بارداري) کرديم؛ چرا که آنان (خانداني بودند که) همواره در کارهاي خير بسرعت اقدام مي‌کردند؛ و در حال بيم و اميد ما را مي‌خواندند؛ و پيوسته براي ما (خاضع و) خاشع بودند.

سوره انبیاء (21): آیه 90

(أُولَئِكَ الَّذِينَ يدْعُونَ يبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيهُمْ أَقْرَبُ وَيرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا)

کساني را که آنان مي‌خوانند، خودشان وسيله‌اي (براي تقرب) به پروردگارشان مي‌جويند، وسيله‌اي هر چه نزديکتر؛ و به رحمت او اميدوارند؛ و از عذاب او مي‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است!

سوره اسراء (17): آیه 57

یا نسبت به خمسه طیبه در سوره نور دارد:

(رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)

مرداني که نه تجارت و نه معامله‌اي آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداي زکات غافل نمي‌کند؛ آنها از روزي مي‌ترسند که در آن، دلها و چشمها زير و رو مي‌شود.

سوره نور (24): آیه 37

این برای خمسه طیبه است. امام (رضوان الله تعالی علیه) 9 مرحله برای اخلاص مطرح می کند. بعضی از عبارت هایی که ایشان می آورد بسیار سنگین است. مخصوصا از مرتبه هفتم که بالاتر می رود می گوید حصول به لذّات جمال الهی و رسیدن به بهجتهای انوار سبحات‏ ‏غیر متناهی که عبارت از رسیدن جنت لقاء است این مرتبه یعنی جنت لقاء از مهمات مقاصد اهل معرفت و اصحاب است.

بعد می گوید این هم باز دست آمال نوعاً از آن کوتاه است و اوحدی از اهل معرفت به سعادت این شرف مشرف‌اند. و اهل حبّ و جذبه از كمّل اهل اللَّه و اصفياء اللَّه هستند؛ و لكن اين كمال مرتبه كمّل اهل اللَّه نيست، بلكه از مقامات معمولى سرشار آنها است. و اين كه در ادعيه، مثل مناجات شعبانيّه، حضرت امير المؤمنين و اولاد طاهرينش اين مرتبه را خواسته يا اشاره به داشتن آن نموده، نه آن كه مقامات آنها منحصر به همين مرتبه است.

بعد می گوید: و آن عبارت است از تصفيه عمل از خوف فراق (که آن نيز) از كمال مقامات كمّل نيست، و اين كه جناب امير المؤمنين كَيْفَ اصْبِرُ عَلى فِراقِكَ‏ گويد از مقامات معمولى سرشار او و مثل او است.

بعد دارد: بالجمله، تصفيه عمل از اين دو مرتبه نيز در نزد اهل اللَّه لازم است، و عمل با آن معلّل و از حظوظ نفسانيّه خارج نيست؛ و اين كمال خلوص است. و پس از اين، مراتب ديگرى است كه از حدود خلوص خارج و در تحت ميزان توحيد و تجريد و ولايت است كه بيان آن اينجا مناسب نيست.

چون هشت مرحله برای نیت مطرح می کند و نکات قشنگی است. دوستان اگر مراجعه کنند بسیار مفید است. آدرس آداب الصلاة از صفحه 174 به بعد.

پرسش:

اگر پدر امر کند مسجد برو این جا مسئله نیت چه می شود؟

پاسخ:

اطاعت او، اطاعت خدا است. خدا گفته از او اطاعت کن. همین که مسجد می رود پدرش گفته. خدای عالم می گوید دستور پدر را اجرا کن، به قصد امتثال امر الهی دستور پدر را اجرا می کند.

پرسش:

استاد! در کتاب وسائل «بَابُ مَا يَجُوزُ قَصْدُهُ مِنْ غَايَاتِ النِّيَّةِ وَ مَا يُسْتَحَبُّ اخْتِيَارُهُ مِنْهَا» سه تا روایت در مورد نیت می آورد و شبیه هم هست. می گوید نیت سه قسم است قسم اولش این است که می گوید کسی خوفا لله بخواهد نیت کند. قسم دومش می گوید تبعا للثواب نیت کند. و قسم سومش این است که حبّا لله نیت کند.

از امام صادق (علیه السلام) است.

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: الْعِبَادَةُ ثَلَاثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَلَبَ الثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ.»

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ نویسنده: شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر و محقق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج‏1، ص762

پرسش:

کسانی که باطل دانسته اند مبنای روایی ندارد.

پاسخ:

این آقایان نظرشان این است که نباید به خاطر ترس تعبیر این است که «فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ»

پرسش:

در دعای ابو حمزه هم است امام سجاد می فرماید:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ جَمِيعَ ثَوَابِ مَنْطِقِي وَ ثَوَابِ مَجْلِسِي رِضَاكَ وَ اجْعَلْ عَمَلِي وَ صَلَاتِي خَالِصاً لَكَ وَ اجْعَلْ ثَوَابِيَ الْجَنَّة»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏1، ص 144

پاسخ:

بله. همه را این جا آوردم.

«إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَار وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ.»

تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص246

در کتاب تحف العقول است.

پرسش:

در نهج اللاغه هم است.

پاسخ:

بله، عبارت های مختلف از ائمه (علیهم السلام) نقل شده است.

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته 


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها