2024 June 13 - پنج شنبه 24 خرداد 1403
چرا با وجود امیرالمومنین علیه السلام، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به پشت در رفتند؟
کد مطلب: ١٥٦٧٩ تاریخ انتشار: ١٠ دي ١٤٠٢ - ١٨:٤٩ تعداد بازدید: 1187
خارج فقه الحکومه » فقه
چرا با وجود امیرالمومنین علیه السلام، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به پشت در رفتند؟

(جلسه سی ام – 29 08 1402)

 
 
 

 

لينک دانلود
  
 
 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیستم

 (جلسه سی  – 29 08 1402)

موضوع: چرا با وجود امیرالمومنین علیه السلام، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به پشت در رفتند؟

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

یکی از بحث هایی که وهابی ها مطرح می کنند بحث «قرآن از نظر شیعه» است. این بحث را از قرن چهارم و پنجم با توجه به روایاتی که داریم موضوع بحث وشبهه قرار داده اند.

می گویند: شیعه معتقد است قرآنی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) نوشته است غیر از قرآنی است که دست مردم بوده است و آن قرآن در دست حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف هست که آن را خواهد آورد.

بعد می گویند: روایاتی مبنی بر این که قرآن دارای هفده هزار آیه است، در خود کافی هم است، که البته نسخه بدل است و اصل نیست و روایات زیادی که تفسیر آیه در متن آیه آمده است، مثل همان عبارتی که اهل سنت دارند، از عبد الله مسعود نقل می کنند:

«أخرج ابن مردويه عن ابن مسعود: كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك) ان عليا مولى المؤمنين (وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس)

الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت – 1993، ج3، ص117

این ها دست مایه عده ای از اهل سنت و بعد هم دست مایه وهابی ها شده که قرآن شیعه غیر از قرآنی است که در دست مسلمان ها است.

در جواب می گوییم:

اولا: خدا مرحوم نوری را بیامرزد، ایشان کتاب «فصل الخطاب» را نوشت اما اولا از نوشتن آن پشیمان شد. مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب الذریعه مفصل این را مطرح می کند و ثانیا همه بزرگان در برابر او  ایستادند و ایشان اظهار ندامت کرد البته این کتاب بیشتر از یک بار چاپ نشد اما در عربستان سعودی چندین بار چاپ شده است!

 این ها مسائلی است که مطرح می کنند اما آنچه که مسلم است این است که این ها هیچ دلیلی ندارند مبنی براینکه قرآنی که در دست ائمه (علیهم السلام) و اصحاب ائمه (علیهم اسلام) است با قرآنی که صحابه یا بنی امیه یا بنی العباس داشتند، تفاوت داشته است حتی یک روایت ضعیف هم ندارند.

ثانیا: به هیچ وجه من الوجوه در منابع اهل سنت نتوانستند این را اثبات کنند، این بهترین دلیل است که این قرآن، زمان رسول اکرم تدوین و جمع آوری شده است و با همین کیفیتی که الان در دست مسلمان ها است قرائت می شد. حافظان قرآن همین قرآن را حفظ می کردند، و قرآنی که در عصر نبوت بعد از حجة الوداع که ما معتقد هستیم دیگر آیه ای نازل نشد.

(الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي)

امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم.

سوره مائده (5): آیه 3

آیه (الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي) آخرین آیه ای است که آمده است و سوره مائده، آخرین سوره ای است که بر پیامبر نازل شده است، اگر یکی دو جا هم آیه نازل شده باشد، این یکی دو آیه ضرر به اصل قرآن نمی زند.

 مهم تر از همه تعبیری که از نبی مکرم است:

«إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَمْ تَضِلُّوا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص226

«اني تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وانهما لَنْ يَفْتَرِقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 3، ص 14

اگر این کتاب، کتاب ناقصی بود وهنوز جمع آوری نشده بود، یا مطالب دیگری بود، این هیچ فایده ای نداشت یعنی مردم به کدام قرآن مراجعه می کردند؟ قرآنی که بنا است 40 سال بعد از پیامبر جمع بشود؟! إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏‏ كِتَابَ اللَّهِ که سی سال یا چهل سال بعد از پیامبر می خواهد جمع بشود!؟

ثالثا: نکته مهم این است روایاتی که در مورد تحریف در کتب اهل سنت آمده است شاید 20 برابر روایاتی است که در کتب شیعه است. الان شما سوره احزاب را نگاه کنید، روايت از عمر بن خطاب است، می گوید سوره احزاب در زمان پیامبر که ما می خواندیم به اندازه سوره بقره بود!

وأخرج ابن مردويه عن حذيفة قال: قال لي عمر بن الخطاب: كم تعدون سورة الاحزاب قلت: اثنتين أو ثلاثا وسبعين قال: إن كانت لتقارب سورة البقرة وان كان فيها لآية الرجم

الدر المنثور في التفسير بالمأثور، سیوطی، جلال الدین، ج 6، ص 559، دار الفکر

 سوره بقره چند آیه دارد؟ 286 آیه دارد، احزاب چند آیه دارد؟ 72 آیه دارد. بقیه آیات چه شده است؟! و قاطعانه هم نقل کردند. شما نگاه کنید تفسیر قرطبی دارد، در المنثور دارد، ابن کثیر دارد، همه شان این روایت را آورده اند که سوره احزاب به اندازه سوره بقره بوده است.

این ها ده ها از این نوع روایات دارند. یا آن قضیه ی:

«فدخل داجن فأكلها»

مسند أبي يعلى ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي الوفاة: 307 ، دار النشر : دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : حسين سليم أسد، ج 8، ص 64

آیه ای که عایشه می گوید بعد از رحلت پیامبر در برگ درخت نوشته بودیم بز یا گوسفند آمد خورد و رفت!! آیا این آیه قرآن بود یا آیه قرآن نبود؟! این آیه قرآنی که در شکم گوسفند یا بز رفت این آیه چه شد و کجا رفت؟ !

از این طور مطالب زیاد است قرآنی که دست عایشه بوده است، قرآنی که دست حفصه بوده است، قرآنی که دست عبد الله ابن مسعود بوده است، خود این ها می گویند این قرآن ها با هم تفاوت داشته است.

 عبد الله مسعود می گفت معوّذتین جزء قرآن نیست، وقتی که قرآنی به دستش می رسید این دو تا سوره را پاک می کرد، در زمان سابق مرکب بود، دستش را به آب می زد و آن دو تا سوره را پاک می کرد و می گفت معوذتین جزء قرآن نیست.

 لذا این ها فقط دنبال بازار گرمی هستند که علیه شیعه شبهه مطرح کنند و الا وضع خودشان خیلی بدتر است. و الحمد الله رب العالمین این شبهاتی که مطرح می کنند در طول تاریخ هم بزرگان ما جواب دادند، حتی از خود سید مرتضی در کتاب الشافی، مرحوم علامه حلی بعد از ایشان بزرگان همه در طول تاریخ این شبهه را مفصل جواب دادند!

پرسش:

استاد بیعت نکردن عبد الله بن عمر با حضرت امیرالمومنین علیه السلام را توضیح می دهید.

پاسخ:

مدارک این مطلب: (فتح الباری، جلد 13، صفحه 168، منهاج السنة، جلد 7، صفحه 473، تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 698، کامل ابن اثیر، جلد 3، صفحه 191) این ها آورده اند که عبد الله بن عمر با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت نکرد.

 از آن طرف هم اسکافی در کتاب المعیار والموازنه، صفحه 24، دارد که یک شب عبد الله بن عمر در خانه حجاج بن یوسف ثقفی رفت، نیمه شب بود، حجاج دراز کشیده بود و داشت استراحت می کرد، عبد الله بن عمر گفت امشب یک روایتی به یادم افتاد:

«مَنْ مَاتَ بِلا إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»

من خواستم که با عبد الملک بن مروان بیعت کنم، دستم به او نمی رسد، آمدم با شما که نماینده عبد الملک هستی بیعت کنم. حجاج هم برای این که عبد الله بن عمر را تحقیر کند پایش را دراز کرد و گفت با پای من بیعت کن و برو!

بله! کسی که با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت نکند باید این قدر ذلت بکشد با پای حجاج بیعت کند!

منابع این مطلب: معیار والموازنه، صفحه 24، نهج البلاغه ابن ابی الحدید، جلد 13، صفحه 242، این چیز هایی است که ما به دست آوردیم، فایل من برای بیست و پنج – سی سال سال قبل است جدیدا ما روی این کار نکردیم، حالا دوستان هم می توانند کار کنند مدارک دیگری هم پیدا کنند.

پرسش:

استاد! آیا لقب ام المؤمنین از عایشه توسط حضرت امیرالمومنین علیه السلام گرفته شد؟

پاسخ:

نه، ما هیچ دلیلی نداریم که لقب ام المؤمنین از عایشه گرفته شده باشد. ما روایت صحیحی نتوانستیم پیدا کنیم، فقط در قضیه جنگ جمل هست و ما مدارک ان را هم به دست آوردیم از جمله در کتاب الفتوح ابن ابی اعثم کوفی جلد 2، صفحه 484، که چنین آمده امیرالمؤمنین احساس کرد، یک عده ای دنبال این هستند که دوباره عایشه را تحریک کنند، جمل سومی را تشکیل بدهد، چون دو تا جنگ جمل قبلا انجام شد.

 یکی قبل از رسیدن حضرت امیرالمومنین علیه السلام که حاکم منصوب حضرت را شکنجه سختی دادند و بیت المال را غارت کردند و یک جملی که حضرت امیرالمومنین علیه السلام آمد و یک جمل سومی می خواستند درست کنند، امیرالمؤمنین به عایشه پیام داد که برو، نرفت، ابن عباس را فرستاد نرفت، برادرش محمد بن ابی بکر را فرستاد اما عائشه نرفت.

 راوی یکی از خانم های انصار است می گوید ما در اتاقی که عایشه بود بودیم، عایشه مشغول بافتن مو های سرش بود، امام حسن مجتبی (علیه السلام) آمد و به آهسته به عائشه یک جمله ای گفت. عایشه بافتن موی سرش را نیمه کاره گذاشت گفت حرکت کنیم! همه ما تعجب کردیم که چه شد؟!

 ابن عباس آمد، محمد آمد ترتیب اثر نداد اما با حرف خصوصی حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام این انجام شد. بعد راوی می گوید ما آمدیم در مدینه یک روزی اتفاقی عایشه را دیدیم و به او گفتیم که امام حسن علیه السلام چه گفت که شما بدون درنگ حرکت کردید؟ گفت امام حسن علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام پیام آورد که عایشه یادت است که طلاق امهات المؤمنین را رسول اکرم به عهده من گذاشته است؟ اگر حرکت نکنی به مسجد می آیم و لقب ام المؤمنین را از تو سلب می کنم و تو را طلاق می دهم!

عایشه گفت دیدم که اگر بخواهد این چنین اتفاقی بیفتد دیگر هیچ آبرو و حیثیتی برای من نمی ماند، لذا سریع حرکت کردم.

پرسش:

مگر طلاق بعد از مرگ شوهر ممکن است؟

پاسخ:

زوجیت آنها بعد از مرگ هم ثابت بوده است (وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ)

(النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ)

پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها [= مؤمنان‌] محسوب مي‌شوند

سوره احزاب (33): آیه 6

پرسش:

احکام اسلام که برای همه جاری است، تفاوتی ندارد.

پاسخ:

نه، این از مختصات نبی مکرم است که نکاح زنان پیامبر بعد از خودشان با دیگر مردان حرام است.

این را آیه قرآن هم می گوید:

(وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا)

و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسري خود درآوريد که اين کار نزد خدا بزرگ است!

سوره احزاب (33): آیه 53

روایات زیادی هم داریم.

چند نفر از دوستان در خواست داشتند که امروز و فردا را با توجه به این که هفته آینده فاطمیه است یک مقداری به شبهات فاطمیه بپردازیم. البته عزیزان می دانند الان در فضای مجازی در این سه چهار تا شبکه ای که وهابی ها راه انداختند، شکبه کلمه، شبکه وصال، شبکه توحید و نور، یکی دو هفته قبل از فاطمیه این ها مرتب هر سال یک سری شبهاتی را مطرح می کنند و جواب هم داده می شود ولی سال آینده باز همین شبهات را تکرار می کنند.

به قول یکی از آقایان مراجع می فرمود این ها شبهات را تکرار می کنند شما هم موظف هستید جواب ها را تکرار کنید. شاید کسانی در سال گذشته این شبهات را نشنیدند، امسال شنیدند و این جواب شما را هم این ها امسال باید بشنوند.

 در رابطه با حضرت زهرا سلام الله علیها شبهات زیاد است مخصوصا امسال که این امیری مشیری (علیه ما علیه) که خیلی آدم پست و رذلی است، و خودش هم معتقد به هیچ دین و مذهبی نیست، در فضای مجازی هتاک ترین شبهات را نسبت به اهل بیت و صدیقه طاهره سلام الله علیهم مطرح کرده است.

 همین دو سه روز قبل که یک همایشی در اصفهان بود از دوستان واحد رصد خواستم جدید ترین شبهات حضرت زهرا سلام الله علیها را به من بدهند، من همین شبهاتی که از اول مهر به این طرف بوده است را دیدم بیش از دویست و پنجاه شبهه، این ها مطرح کردند و با الفاظ خیلی رکیک و عبارت های سخیف که من هفت - هشت صفحه و نزدیک بیست و چند تا شبهه این ها را مطالعه کردم اصلا اعصابم بهم ریخت و سر درد گرفتم و رها کردم.

 الان این ها یک قرارگاهی گذاشته اند، آتئیست ها، مسیحیت تبشیری و وهابیت تندرو هستند، این ها سه تایی دست به دست هم دادند و علیه شیعه دارند شبهه افکنی می کنند، و طبق مدارک مستندی هم که از آشوب سال گذشته هست تقریبا اساسی ترین تحریکات برای این ها بوده است، و مرکز شان هم اسرائیل است و از آن جا دستور می گیرند و تمام برنامه های شان از آن جا می آید.

دوستان می توانند بعضی از شبهاتی که قابل طرح است را در شبکه حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف دنبال کنند دوستان ما حاج آقای ابوالقاسمی یا جناب آقای روستایی یا آقای حسینی به مناسبتی این شبهات را مطرح می کنند و جواب می دهند.

 دوستان می توانند آرشیو شبکه حضرت ولی عصر عجل الله فرجه را ببینند  این شبهاتی که این ها مطرح می کنند را ملاحظه کنند.

بعضی از این ها که فحاشی است و اهانت جواب ندارد، این ها ماهیت خودشان را دارند نشان می دهند.

در هر صورت...

شما می توانید در فضای مجازی، خودتان با مسئولیت خودتان این ها را ببینید و جواب بدهید.

شیعه کلا سه تا تاریخ اساسی دارد که هویت شیعه به این سه تا است. بحث غذیر است، بحث فاطمیه است و بحث عاشورا است.

بحث مهدویت هم در حقیقت فرزند  این سه برنامه اساسی است، ما روی این سه تا مسئله   هر چقدر کار کنیم باز هم کم کار کرده ایم. یعنی الی ما شاء الله جا برای کار کردن هست.

 متأسفانه کتاب هایی که در این ده – بیست سال اخیر نوشته می شود این ها روی این چهار مورد و بویژه روی همان سه تا مسئله قبلی خیلی توجه ندارند.

در هر صورت...

 باید روی این سه تا مسئله خوب کار بشود، یعنی هم تبیین، هم دفاع و جوابگویی به شبهات، هم در این سه تا موضوع هجمه داشته باشیم. یعنی یک مثلث مقدسی را درست کنیم، یک ضلع این مثلث بشود تبیین؛ همان جهاد تبیین و بحث معرفتی، یک ضلعش بشود شبهه زدایی و پاسخگویی به شبهات، یک ضلعش هم بشود روشنگری و ایجاد شبهه و هجمه.

این سه محور را، البته در همه معارف شیعی باید داشته باشیم، ولی روی این سه مسئله باید یک مقدرای بیشتر توجه کنیم.

 من چند تا از شبهاتی که این ها مفصل دارند مطرح می کنند به این ها اشاره ای داشته باشم.

یک: بحث خواستگاری حضرت امیرالمومنین علیه السلام از دختر ابو جهل، یعنی جویریه است که این ها این را هر سال مطرح می کنند.

دو: بحث هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را توجیه می کنند که پیامبر نیز مسلمان ها را تهدید کرد اگر از مسلمان ها کسی نماز جماعت نیاید خانه های شان را آتش می کشیم.

سه: می گویند شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها هیچ مدرک و سندی ندارد، اصلا چرا حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در رفت؟ این خلاف غیرت است که در بزنند و مرد در خانه بنشیند و زن خانه برود در را باز کند.

چهار: این که شما می گویید حضرت زهرا سلام الله علیها بین در و دیوار ماند، اصلا خانه های مدینه در نداشت، همه اش حصیر و پرده بود.

پنج: چرا حضرت علی (علیه السلام) از همسرش دفاع نکرد؟

شش: می گویند از سال 1372 به بعد بحث شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در تقویم مطرح شد و بعد هم روز شهادت را تعطیل اعلام کردند. می گویند قبلا در همه تقویم ها وفات می نوشتند.

هفت: اصلا فاطمیه با وحدت امت اسلامی منافات دارد.

هشت: می گویید خانه حضرت زهرا سلام الله علیها آتش گرفت، چون خانه حضرت چسبیده به مسجد بود باید مسجد هم آتش می گرفت و شما دلیل ندارید که مسجد آتش گرفته باشد!

این ها تقریبا نمونه ای از شبهاتی است که مطرح می کنند. من یکی از این ها را جواب می دهم. این که چرا با وجود امیرالمومنین علیه السلام، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به پشت در رفت؟ آنچه که ما در بحار الانوار و کتاب سلیم داریم این است که وقتی این ها آمدند در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را زدند

«فَاطِمَةُ (علیها السلام) قَاعِدَةٌ خَلْفَ‏ الْبَاب‏»

صدیقه طاهره پشت در نشسته بود

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق، ج‏28 ؛ ص299

كتاب سليم بن قيس، نویسنده: هلالى، سليم بن قيس، محقق / مصحح: انصارى زنجانى خوئينى، محمد؛ ناشر: الهادى‏؛ ج‏2، ص 864

حضرت امیرالمومنین علیه السلام و طلحه و زبیر و عده ای در اتاق نشسته بودند، خانه حضرت زهرا سلام الله علیها که 10 اتاق نداشت، در یک اتاق نشسته بودند و مشورت می کردند که با حکومت چه کار کنیم؟ حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها پشت در نشسته بود که آنها در را زدند و در را باز کرد این طوری نبود که حضرت زهرا سلام الله علیها داخل خانه باشد، حضرت امیرالمومنین علیه السلام به ایشان بگوید که فاطمه جان برو در را باز کن.

مهم تر از این حضرت زهرا سلام الله علیها این ها را مسلمان می دانست و معتقد بود که این ها قرآن خواندند تابع قرآن هستند، قرآن می گوید:

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيوتًا غَيرَ بُيوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ* فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! در خانه‌هايي غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام کنيد؛ اين براي شما بهتر است؛ شايد متذکر شويد! و اگر کسي را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر گفته شد: «بازگرديد!» بازگرديد؛ اين براي شما پاکيزه‌تر است؛ و خداوند به آنچه انجام مي‌دهيد آگاه است!

سوره نور (24): آیه 27-28

و علاوه بر آن دارد:

(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيوتَ النَّبِي إِلَّا أَنْ يؤْذَنَ لَكُمْ)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! در خانه‌هاي پيامبر داخل نشويد مگر به شما براي صرف غذا اجازه داده شود.

سوره احزاب (33): آیه 53

روایاتی که خودشان هم آوردند از حضرت رسول اکرم سوال کردند (فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ)

(فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ)

(اين چراغ پرفروغ) در خانه‌هايي قرار دارد که خداوند اذن فرموده ديوارهاي آن را بالا برند

سوره نور (34) آیه 36

«فقام اليه رجل«فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله»

مراد از قام الرجل ابوبکر بوده است. گفت مراد از آیه (فِي بُيوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ) کدام بیت است.

«قال: بيوت الأنبياء»

ابوبکر گفت:

«يا رسول الله هذا البيت منها البيت علي وفاطمة»

گفت ای رسول خدا خانه علی و زهرا هم جزء بیوت النبی است؟

«قال : نعم من أفاضلها»

از با فضلیت تر از بیت انبیاء، بیت حضرت زهرا و حضرت علی (علیهما سلام) است.

 الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993، ج 6، ص 203

قرآن هم که می گوید (يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيوتَ النَّبِي إِلَّا أَنْ يؤْذَنَ لَكُمْ) این ها کاملا مشخص است.

نکته مهمی که ما در این جا داریم این است که شما (اهل سنت) می گویید یک مرد در خانه بنیشیند، در خانه را بزنند و به زن بگوید برو در را باز کن، این با غیرت مردانگی نمی سازد.

 این کتاب های شما است، تاریخ دمشق، جلد 44، صفحه 35: رسول اکرم در مکه است، پیامبر نماز مغرب را خواند

«قرع عمر بن الخطاب الباب»

عمر آمد در زد.

«وقال افتحي يا خديجة»

رسول اکرم فرمود خدیجه بلند شو در را باز کن!

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 44، ص 35

شما که این همه دارید هجمه می کنید و می گویید که خلاف غیرت است که مرد در خانه بنشیند و به زن بگوید برو در را باز کن، اینجا شما چه چیزی دارید که بگویید؟ آیا نسبت به رسول اکرم هم شما حاضر هستید_نعوذ بالله_ بگویید که این خلاف غیرت بوده است که پیامبر در خانه بنشیند و به خدیجه بگوید برو در را باز کن؟

پرسش:

این در حالی است که این ها می گویند در آن زمان در هم وجود نداشته است.

پاسخ:

بله، یکی از ادله وجود در هم همین هست. آن را بعدا عرض می کنیم، و همچنین در جلد 42، صفحه 470، این برای مدینه است، حضرت رسول اکرم به خانه ام سلمه آمدند و نوبت ام سلمه هم بود و چند لحظه ای گذشت

«جاء علي فدق الباب دقا خفيفا»

خیلی آهسته در زد.

«فانتبه النبي صلى الله عليه وسلم للدق»

پیامبر متوجه شد که در می زنند.

«وأنكرته أم سلمة»

ام سلمه گفت که در نمی زنند و من چیزی نشنیدم.

«فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم قومي فافتحي له»

پیامبر فرمود: ام السلمه بلند شو در را برای علی باز کن!

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج 42، ص 470

این جا را چه می گویید؟ رسول اکرم به ام سلمه می فرماید برو در را باز کن.

 آیا شما این جا هم حاضر هستید همان شبهه ای که نسبت به حضرت امیرالمومنین علیه السلام مطرح می کنید، درباره پیامبر اکرم هم مطرح کنید؟ و همین هم دلیل بر این است که خانه های مدینه در داشته است، پرده و حصیر نبوده است.

در کتاب های شیعه نیز به همین شکل است که رسول اکرم در حجره عایشه بود، حضرت امیرالمومنین علیه السلام در زدند، حضرت رسول فرمودند:

«يَا عَائِشَةُ افْتَحِي لَهُ الْبَاب‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج38، ص348

 سیوطی در اسباب النزول نقل می کند خیلی جالب است می گوید:

أخرج الطبراني بسند صحیح عَن عائشة قالت كنت آكل مع النبي صلى الله عليه وسلم طعاما في قعب»

در یک سینی بزرگی با پیامبر غذا می خوردیم

«فمر عمر فدعاه»

عمر هم عبور کرد و در باز بود، پیامبر به عمر تعارف کرد که بیا، عمر آمد.

«فمر عمر فدعاه فأكل فاصابت أصبعه أصبعي»

لباب النقول في أسباب النزول، ص162،جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ)، ضبطه وصححه: الاستاذ أحمد عبد الشافي، الناشر: دار الكتب العلمية بيروت

وقتی غذا می خوردیم من که داشتم از این سینی غذا بر می داشتم در همان حال هم عمر آمد و انگشت های عمر به انگشت من خورد، شما این ها را چه می گویید؟! آيا این خلاف غیرت نیست که یک مرد نامحرمی را دعوت کند بیاید و زنش هم آنجا دارد غذا می خورد به طوری که دست نامحرم به دست همسرش برسد؟! آیا این جا هم می توانید بگویید این خلاف غیرت است؟

آن هم رسول اکرم که:

(وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ)

و تو اخلاق عظيم و برجسته‌اي داري!

سوره قلم (68): آیه 4

ما این ها را بار ها در شبکه سلام، در شبکه ولایت ، در شبکه ولی عصر عجل الله فرجه و در فضای مجازی گفتیم اما شما ببینید ایام فاطمیه که شروع می شود در این شبکه ها مرتب دارند این شبهات را هر ساله پخش می کنند.

 در فضای مجازی در کانال ها و گروه هایی که دارند هر سال این شبهات را مطرح می کنند، و ما هم وظیفه داریم که هر سال این شبهات را جواب بدهیم.

پرسش:

طبق فرمایش مقام معظم رهبری که می فرماید ما باید هجوم داشته باشیم قبل از آن که آن ها شروع کنند ما شروع کنیم و شبهات را علیه آن ها ایجاد کنیم که آن ها جواب بدهند، که البته توانایی جواب دادن را ندارند، از این روش چطور می شود استفاده کرد؟

پاسخ:

در برنامه های ما باید سه ویژگی باشد، من معتقد هستم یک منبر خوب، منبری است که درآن هم تبیین باشد، هم پاسخ به شبهه و هم هجمه و ایجاد شبهه برعلیه مخالفین.

 بر فرض می گوییم حدیث ثقلین مدرک ما است، از آن طرف شبهاتی که شما آوردید ضعف سند و ضعف دلالت دارد، این را هم که علمای شما تصریح کرده اند سند این ها صحیح است.

 از آن طرف شما آمدید کتاب و عترت را کنار گذاشتید کتاب الله وسنتی گفتید علمای بزرگ شما از حاکم نیشابوری قرن پنجم و ششم گرفته تا علمای معاصر مثل سقّاف و غیره می گویند این روایت دروغ است، به پیامبر بسته اند، بنی امیه برای مقابله با حدیث ثقلین جعل کرده اند.

لذا ما باید به این ها دقت کنیم کتاب الله وسنتی، کدام سنت را شما دارید می گویید؟ به ما جواب بدهید، سنتی که ابوبکر همان روز دوم- سوم خلافتش طبق عبارت عایشه در تذکرة الحفاظ، جلد 1، صفحه 3 و 5 دستور داد تمامی احادیث پیامبر را آوردند و آتش زدند؟!!

یا سنتی که عمر در زمان خودش دستور داد هر کس حدیثی از پیامبر دارد بیاورد، احادیثی که در تمام شهر ها و روستا ها بود را آوردند و دستور داد همه را آتش زدند؟! شما کدام سنت را می گویید؟ اصلا شما در صد سال اول یک صفحه کتاب مدوّن در سنت و حدیث دارید؟!

عرض کردم ما باید هم تبیین، هم پاسخ به شبهات، هم هجمه را داشته باشیم، مخصوصا روی هجمه که علما و بزرگان ما خیلی کار نکردند.

 یعنی در این 14 قرن، اگر صد جلد کتاب در دفاع از اهل بیت از بزرگان مان داریم، ولی 10 جلد کتاب در هجمه نداریم.

پرسش:

حکومت دست آن ها بوده است.

پاسخ:

نه، بحث حکومت نیست، مثلا الطرائف سید ابن طاووس، تمامش هجمه است، متوفی 664 است. یا مثلا سید مرتضی در الشافی، به مناسبتی هجمه را انجام داده است.

عرض کردم نسبت به دفاع و تبیین ، هجمه کم داریم؛ یعنی اگر صد تا کتاب در دفاع نوشته شده است، به زحمت می توانیم کتابی پیدا کنیم که در هجمه نوشته شده باشد.

مرحوم علامه امینی خیلی مردانه نسبت به هجمه علیه مخالفین وارد شده است در جلد هفت، هشت، و نه الغدیر این کار را کرد که دیگر لا رطب و لا یابس نسبت به خلافت شیخین و عثمان از منابع اهل سنت ایشان آوردند.

مرحوم کراجکی هم یک کتابی دارد به نام "التعجب من أغلاط العامة فی مسألة الإمامة" ایشان هم در کتابش شبهاتی را علیه اهل سنت مطرح کرده است.

 الحق والانصاف در هجمه شاید موقعیت نبوده است، یا به قول این عزیزمان حکومت ها اجازه نمی دادند که این مسائل مطرح بشود، به خاطر این بوده است.

کتاب "التعجب من أغلاط العامة فی مسألة الإمامة" کتاب خوبی است ولی یک مقدار تند است. مطرح کردن این ها امروز در فضای مجازی به صلاح نیست. من معتقد هستم که در مسئله هجمه هرچقدر آن ها (مخالفین) بی ادب هم هستند ما باید ادب را رعایت کنیم.

 آن ها پرورش یافته سقیفه و آن سر و صدا و داد و بی داد و فحاشی ها: 

«اقتلوه فإنه منافق»

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج20، ص13

زدند دندان ها حباب ابن منذر را خورد کردند، ولی ما پرورش یافته غدیر هستیم و باید در هجمه ها هم تلاش کنیم خیلی مؤدبانه، همان کاری که علامه امینی در الغدیر کرده است، در همان جلد 7، ایشان می آید تقریبا هفت هشت سطر در رابطه با فضیلت ابوبکر حرف می زند که از علامه امینی (با توجه به روش او در کل کتاب الغدیر) این چنین حرفی خیلی بعید است. می گوید که ما منکر فضیلت ابوبکر نیستیم، یار غار پیامبر بوده است، اولین کسی بوده است که در رکاب پیامبر هجرت کرده است، این ها را آن بالای بالای بالا می برد. بعد در صفحات بعدی با (استناد علمی به کتاب های اهل سنت) از همان بالا پایین پرت شان می کند!

 دوستان ملاحظه کنند روش علامه امینی را، این روش خیلی خوب است، یا یک جایی است که می گوید آقای ابوبکر، جناب عمر، این کار ها را انجام داد، در کتاب های خود شما هم است.

من همیشه به دوستان توصیه می کنم تلاش کنیم این هجمه ها شخص ثالثی بشود، مستقیم نگوییم که مثلا عمر همچنین کاری کرد. این طوری بگوییم اگر کسی از شما سوال کند عمر این کار را کرده است چه جوابی دارید بدهید؟

یا بگوییم از ما پرسیدند ما بلد نبودیم جواب بدهیم مثل همان قضیه حضرت ابراهیم

(فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ)

و گفت: «من بيمارم (و با شما به مراسم جشن نمي‌آيم)!»

سوره صافات (38): آیه 89

در حالی که سقیم نبوده است، یک چیز آشکاری است، در این جا می گوییم اگر کسی از ما سوال کرد یا حد اقل در ذهن مان بگذاریم یک کسی از ما سوال می کند. بگوییم یک کسی از ما سوال کرد ما بلد نبودیم جواب بدهیم، می شود شما این را برای ما توضیح بدهید ببینیم که چیست؟

یا بگوییم آقایان اهل سنت به ما یک جوابی بدهند ما هم یاد بگیریم و برای دوستان مان که سوال می کنند پاسخ بدهیم.

بصورت مستقیم اثر منفی دارد و او هم گارد می گیرد، شروع به اهانت کردن و جسارت کردن می کند، قطعا این خلاف شرع است و حرام است که ما کاری کنیم که این وهابی یا سنی موضع بگیرد.

 چون همان نگاهی که ما نسبت به ائمه داریم، آن ها هم نسبت به خلفاء همین نگاه را دارند، حالا یا راست یا دروغ ما به این کاری نداریم، کسی نسبت به ائمه ما جسارت کند ما چه کار می کنیم؟ به هیچ وجهی سر از پا نمی شناسیم.

 آن ها هم اگر کسی نسبت به خلفا جسارت کند به همین شکل هستند، یک مقدرای خودمان را جای آن ها بگذاریم؛ چون ما تصور می کنیم که آن باطل است ما می توانیم هر حرفی را بزنیم، این درست نیست.

 همان روایتی که از آقا امام صادق در کتاب الاعتقادات، صفحه 107 و در تصحیح اعتقادات، صفحه 137، نقل شده است:

«إِنَّا نَرَى فِي الْمَسْجِدِ رَجُلًا يُعْلِنُ بِسَبِّ أَعْدَائِكُمْ»

می گوید یک کسی در مسجد نشسته بود و به خلفاء فحش می دهد و سب می کند و اسم هم می برد.

حضرت فرمود:

«مَا لَهُ لَعَنَهُ اللَّهُ»

چه مرضش است، خداوند لعنتش كند!

«تَعَرَّضَ بِنَا»

با فحشش به خلفا باعث می شود که آن ها هم به ما  فحش بدهند.

اعتقادات الإماميه( للصدوق)؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏ (وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: كنگره شيخ مفيد، مكان چاپ: ايران؛ قم‏، سال چاپ: 1414 ق‏، ص107(39 باب الاعتقاد في التقيّة)

بعد آيه ‌108 سوره انعام

(وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَينَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَينَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يعْمَلُونَ)

(به معبود) کساني که غير خدا را مي‌خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها (نيز) از روي (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اينچنين براي هر امتي عملشان را زينت داديم سپس بازگشت همه آنان به سوي پروردگارشان است؛ و آنها را از آنچه عمل مي‌کردند، آگاه مي‌سازد (و پاداش و کيفر مي‌دهد).

سوره انعام (6): آیه 108

شما که به مقدسات آن ها فحش می دهید آن ها هم به مقدسات شما فحش می دهند که ما هستیم!

 والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها