2024 June 13 - پنج شنبه 24 خرداد 1403
فتاوای علمای اهل سنت در اطاعت از حاکم فاسق و فاجر
کد مطلب: ١٥٦٧٨ تاریخ انتشار: ١٠ دي ١٤٠٢ - ١٨:٢٧ تعداد بازدید: 1049
خارج فقه الحکومه » فقه
فتاوای علمای اهل سنت در اطاعت از حاکم فاسق و فاجر

(جلسه بیست و نهم – 28 08 1402)

 
 
 

 

لينک دانلود
  
 
 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیستم

 (جلسه بیست و نهم – 28 08 1402)

موضوع:  فتاوای علمای اهل سنت در اطاعت از حاکم فاسق و فاجر   

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

بزرگواری سوال کرد علی ابن ابی حمزه بطائنی از نظر رجالی چه حکمی دارد؟ بعضی از روات دارای دو زندگی هستند. یک زندگی دوران استقامت و یکی دوران انحراف. در میان روات از این طیف افراد داریم از جمله علی ابن ابی حمزه بطائنی، زیاد ابن مروان قندی و افراد دیگری که از وکلای امام کاظم (سلام الله علیه) بودند سپس بخاطر بعضی از مسائل مالی منحرف شدند و معتقد به مهدویت حضرت امام کاظم سلام الله علیه شدند و مذهب واقفیه را بنیان گذاری کردند.

آقای خویی به روایات علی ابن حمزه بطائنی عمل نمی کند؛ چون می گوید از بنیان گذاران وقف هستند آدم درستی نیست. آیت الله شبیری یک نکته ی خوبی دارد. نظر ما نیز همین است.

آیت الله شبیری می گوید وقتی این افراد منحرف شدند در جامعه شیعه کاملا مطرود شدند. کسی اصلا به این ها توجه نمی کرد مثل منافقین که قبل از انقلاب مسئولین و بزرگان به این ها عنایت داشتند اما بعد از انقلاب که منحرف شدند دیگر مطرود جامعه شیعه شدند.

علی ابن ابی حمزه بطائنی نیز در زمانی که وکیل امام کاظم (سلام الله علیه) بود، روایاتی را نقل می کرد و مورد وثوق نیز بود و روایاتش مورد قبول بود اما انحرافش، انحراف کوچکی نبود؛ یعنی در برابر امام رضا علیه السلام ایستاد، امام رضا و امام جواد علیهما السلام مذمت های زیادی در مورد آنها دارند. به همین خاطر این ها از نظر روات شیعه مطرود شدند.

بعد از انحراف دلیلی نداریم که روات شیعه از این ها روایت کرده باشند و لذا تمام روایاتی که از این ها در مصادر روایی ما است مربوط به دوران استقامت شان است. به این جهت روایت علی ابن ابی حمزه بطائنی را عمل می کنند و مورد وثوق است. روایتش هم روایت صحیحه است نه موثقه؛ چون بر مبنای این است که در دوران استقامت روایت ها را نقل کرده است لذا مورد قبول است.

علاوه بر این که علی ابن ابی حمزه بطائنی عصاکش ابو بصیر بوده است، ابو بصیر از اصحاب ویژه امام صادق و امام باقر (سلام الله علیهما) است و روایات زیادی هم دارد. خیلی مستبعد است که ابو بصیر بیاید بعد از انحراف با ایشان رابطه داشته باشد؛ یعنی یقینا افرادی مثل ابو بصیر، صفوان و دیگران همه رابطه شان را با واقفی ها قطع کردند.

حتی برای صفوان نامه نوشتند که بیا به ما بپیوند هر چقدر پول بخواهی ما به تو می دهیم، کنیز و غلام به تو می دهیم، خانه، باغ و امکانات می دهیم اما صفوان به هیچ وجه نه تنها جواب مثبت نداد بلکه در برابر این ها ایستاد.

ظاهرا سراغ روات دیگری نیز رفتند تا روات مورد اعتماد را به جمع شان بیفزایند اما همه به این ها جواب رد و منفی دادند. خلاصه حرف در رابطه با علی ابن ابی حمزه بطائنی و اطرافیانش همین بود که عرض کردم.

پرسش:

سراغ کسانی که رفته اند مشخص شده است؟

مرحوم بهبهانی در حاشیه بر منهج المقال مرحوم میرزا نکاتی دارد اگر دوستان آن جا را مطالعه کنند متوجه می شوند.

البته من در کتاب المدخل الی علم الرجال در قسمت مذاهب اسلامی این ها را اورده ام. مواردی هم که نبوده برای مطالعه آدرس دادم، این ها دست بردار نبودند وقتی می آیند چنین کار خطرناکی می کنند دنبال افراد هم هستند که تعداد شان را زیاد کنند.

 آدم واقعا نمی داند (عاقبتش چه می شود) کسی وکیل خاص معصوم و حجت خدا باشد به این شکل سر از انحراف در بیاورد.

پرسش:

استاد در مورد حضرت زینب (سلام الله علیها) دو – سه قول در مورد محل دفن ایشان است، کدام قول صحیح است؟

پاسخ:

آن چه که به ظاهر صحت دارد شام و دمشق است. دلیل خیلی قاطعی بر این که محل دفن حضرت زینب سلام الله علیها مصر باشد نداریم. آن روز هم عرض کردم یک آقایی داشت کتاب می نوشت تا اثبات کند که محل دفن حضرت زینب سلام الله علیها در شام است در همان وسط کار حضرت زینب سلام الله علیها را در خواب می بیند حضرت فرمودند: شما مگر بخیل هستید که در دو جا ما را زیارت کنند؟ به شما چه ضرری می رسد؟ بعد ایشان از خواب که بلند می شود تمام یاداشت هایش را پاره می کند.

این که در هرجا به یاد این خانم باشند که الحق والانصاف حق خیلی خیلی بزرگی نه در حق شیعه دارد بلکه در حق اهل سنت نیز دارد. اگر فداکاری های این بزرگوار نبود اولا تمام قضایای کربلا را یزید_ خداوند بر او و بر تمام اتباع و محبین و مریدانش لعنت کند_ همه را نابود می کرد. یعنی طوری پرده پوشی می کردند که به هیچ وجه اثری نباشد و این ها اسلام را نابود می کردند.

هدف این ها نابودی اسلام بود و انتقام بدر، حنین و امثال این ها بوده است.

         «لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلَا             خَبَرٌ جَاءَ وَ لَا وَحْيٌ نَزَل‏»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص307

یا:

ليت أشياخي ببدر شهدوا ** جزع الخزرج من وقع الأسل ** حين حكت بقباء بركها **واستحر القتل في عبد الأشل»

الأخبار الطوال؛ اسم المؤلف: أبو حنيفة أحمد بن داود الدينوري الوفاة: 282هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية  - بيروت/لبنان - 1421هـ-2001م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د.عصام محمد الحاج علي، ج 1، ص 395

می گوید کاش می بودند و می دیدند که من چه کار کردم. فداکاری های حضرت زینب سلام الله علیها و سخنرانی های آتشین شان در کوفه و در شام  وسپس افشاگری های ایشان در مدینه اسلام را بیمه کرد.

حضرت زینب سلام الله علیها پیش اهل بیت علیهم السلام آبروی ویژه ای دارند. آنهایی که ارتباطی با حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) دارند یعنی کسی که در شدت گرفتاری قرار گرفت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) را به جان عمه اش زینب قسم بدهد حضرت زینب سلام الله علیها به حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) علاقه ویژه دارند و رد نمی کنند.

پرسش:

استاد چرا از امامان معصوم برای ایشان زیارتنامه ای نیست ولی برای حضرت معصومه سلام الله علیها است؟

پاسخ:

شاید هم زیارتنامه برای حضرت زینب سلام الله علیها بوده اما به دست ما نرسیده است.

آقای خویی بیان خوبی در معجم الرجال دارند. نسبت به بعضی از مطالبی که اشکال می کنند که این در مصادر ما نیست، ایشان می گویند:

«عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود»

کتاب های شیعه را در طول تاریخ آتش زدند، کتابخانه شیخ مفید یک کتابخانه خیلی عریض و طویلی بوده است حتی بعضی ها گفته اند نزدیک سی – چهل هزار جلد کتاب بوده است که آتش زدند.

کتابخانه سید مرتضی را آتش زدند. کتابخانه شیخ طوسی هفده – هجده هزار جلد کتاب بود آتش زدند. یعنی خیلی از آثار شیعه از بین رفت همین مقدار هم که به دست ما رسیده از معجزات اهل بیت علیهم السلام است.

قضیه زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) را در تفسیر علی ابن ابراهیم آورده اند این هم شاید یک عنایت ویژه ای بوده که توجه ها نسبت به حضرت معصومه سلام الله علیها و حوزه علمیه جلب شود و این که در آخر الزمان حجت بر تمام مردم جهان از قم ابلاغ بشود و حجت تمام می شود.

 

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.

یکی از بحث هایی که باید دقت بیشتری داشته باشیم و تحقیق گسترده ای در مورد آن داشته باشیم همین عبارت هایی است که در فتاوای دار الافتاء مصر در رابطه با آیه سیف نقل شده است.

بعضی مدعی هستند آیه سیف (فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ)

(فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ)

مشرکان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد

سوره توبه (9): آیات 5 و 29

هفتاد آیه یا صد و بیست آیه را نسخ کرده است. در مورد جواب ایشان، بیست تا فرع مطرح کرده اند یکی از فروعات این است:

«الإسلام لا يبيح الخروج على الحاكم المسلم وقتله، ما دام مقيما على الإسلام يعمل به حتى ولو بإقامة الصلاة فقط.»

به محض اینکه حاکم بعضی از احکام و حدود الهی را ترک می کند نمی توان او را تکفیر کرد با اینکه عملکرد او با شریعت مطابقت ندارد و سندی از قرآن و سنت ندارد. اگرچه گناهکار است اما کافر نیست.

اسلام خروج بر حاکم مسلمان و قتل او را جایز نمی داند مادامی که «ما دام مقيما على الإسلام يعمل به حتى ولو بإقامة الصلاة فقط.» یعنی از تمام تکالیف شرعی فقط نماز می خواند همین اندازه کافی است اما نباید در برابر حاکم اسلامی خروج کرد.

در این زمینه در جلسه قبل گفتیم اهل سنت به جای این که بیایند کتاب و سنت را ملاک قرار بدهند، عملکرد حاکم، خلفاء، علما و فقهای خودشان را با کتاب و سنت مقایسه کنند یک چیزی در ذهن شان بر مشروعیت شیخین درست کردند و هر آن چه که با این تفکر مخالفت کند را خلاف اسلام می دانند.

در طول دوران بنی امیه نیز حدیث سازی و جعل حدیث بازار خیلی گسترده ای داشت و به تعبیر شعبی می گوید: هفتاد و پنج درصد روایاتی که به دست ما رسیده همه جعلیات است. این ها همه دروغی است که در کتاب های ما آمده است.

اسرائیلیاتی که در کتاب های شان آمده ابن کثیر دمشقی، ابن خلدون و دیگران مفصل مطالب را آورده اند.

این که حاکم اسلامی تا چه حدی قابل اطاعت و فرمان است، همین یک روایت صحیح مسلم را شما ببینید خیلی از مسائل را برای ما روشن می کند که این ها در طول تاریخ دنبال چه بودند و الان به کجا رسیدند.

در کتاب صحیح مسلم حدیث شماره 1851 شما ملاحظه بفرمایید، -البته در چاپ عربستان سعودی غیر از این شماره است-. عبدالله بن عمر کسی است که در زمان امیر المؤمنین علیه السلام با حضرت بیعت نکرد.

برخی از جمله طلحه و زبیر بیعت کردند اما عبدالله بن عمر حاضر نشد با امیر المؤمنین علیه السلام بیعت بکند. اما در زمان یزید ابن معاویه که دیگر زندقه بودن و شارب الخمر بودنش و نکاح با امهات و اخواتش یک مسأله ای واضح بوده است بعد از این که مردم مدینه در برابر این حاکم قیام می کنند ایشان نزد حاکم مدینه عبدالله مطیع می آید می گوید:

«من خَلَعَ يَدًا من طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يوم الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ له»

تمام کسانی که در واقعه حرّه قیام کردند در قیام حرّه هفتصد تا صحابه کشته شد. ما در تاریخ حادثه کمی داریم که هفتصد تا مهاجر و انصار به قتل برسد و به قول ابن کثیر بیش از هزار تا فرزند نامشروع در مدینه متولد شد، حرمت دختران باکره را از بین بردند.

یزید به نیروهایش دستور داد سه شبانه روز تمام زن های مردم مدینه بر شما مباح است. عبدالله ابن عمر می گوید کسانی که با یزید بیعت شکنی کردند فردای قیامت هیچ حجتی ندارند!

 وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

صحيح مسلم بشرح النووي؛ اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392، الطبعة : الطبعة الثانية،ج3، ص1478، ح1851

آقای عبدالله بن عمر! اگر کسی با یزید بیعت نکند «مات میتة جاهلیة» اما با حضرت امیر المومنین علیه السلام نکرد آن جا چه؟ آنجا هم «مات میتة جاهلیة» است یا نه «مات میتة اسلامیه»؟!

این ها یک سری بحث هایی است که آورده اند و از آن طرف محمد بن صالح عثیمین که از شخصیت های برجسته عربستان در زمان بن باز بوده و بعد از بن باز بالاترین رتبه علمی را در عربستان داشته است، در شرح عقیده تدمریه ابن تیمیه، از ایشان سوال می کنند

«هل یجب طاعة ولی الأمر العاصی؟

 آیا ولی امری که عاصی باشد ما می توانیم اطاعت کنیم؟

جواب:

«ولی الأمر العاصی یجب طاعـته ما لم یکن کافراً اما إذا کان یشرب الخمر و یتلوّط ویزني و یقتل النفس بغیر الحق»

اگر شراب بخورد، زنا کند، اهل لواط باشد، انسان بی گناهی را را بکشد.

«فإنه یجب طاعته حتی لو ضربک ضربا»

حتی به شدت تو را شکنجه کند و شلاق بزند.

«فیجب علیک أن تطیعه»

شرح عقیدة التدمریه، ابن تیمیه، محمد بن صالح العثیمین، مؤسسه محمد صالح العثیمین، ص 466

نتیجه آن روایت ها این می شود.

 یا مثلا عبد العزیز ریس یکی از علمای بزرگ عربستان است، در سایت العربیه صراحتا می گوید:

«لو قام الحاکم بالزنا لمدة نصف ساعة وشرب الخمر علی التلفزیون الرسمي فإنه لا یصح الخروج علیه او انتقاد علی العلن»

البته کلیپ این هم هست.

 یا مثلا در سایت فارسی شفقتنا هم این را مفصل آوردند که ایشان در یکی از مساجد مدینه سخنرانی می کرد و گفت اگر حاکم در تلویزیون زنا کند و مشروبات بخورد – البته این جا لواط را نیاوردند - اعتراض و انتقاد به او جایز نیست!

 سلفی های جامی در عربستان که البته الان نیز هستند یک بساطی در عربستان درست کردند که الان حکومت عربستان از دست این ها به ستوه آمده است.

 بنیان گذار این ها محمد الجامی بود که متولد 1990 است. این ها یک بحث مفصلی داشتند که آمدند در عربستان یک فرقه ای را تشکیل دادند، هدفشان هم نفی هرگونه تحزّب گرایی بود، معتقد بودند اطاعت و سرسپردگی کامل به حکام و هیچ جرح و تعدیلی نسبت به علما نباید باشد، با دموکراسی مخالف صد در صد هستند و دموکراسی خلاف اسلام است.

 نکته جالب این است که این ها نسبت به شیعه خیلی تندتر از وهابی ها هستند، یعنی در حقیقت یک فرقه جدا شده از وهابی ها هستند که وهابی ها را نیز قبول ندارند، این ها کفر شیعه را جزء اصول مهم خودشان می دانند و نسبت به حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) عبارت های خیلی سخیفی دارند.

«و اسلام الخمینی لیس باسلام فی نظرنا و لا یلتقی مع اسلامنا الحق الذی انزله الله فی کتابه و فیما اوحی به خاتم رسله، محمد الصلاة و السلام و لا یلتقی معه الا في (لفظ) فقط اما في حقیقته و جوهره، أما في عقیدته و کثیر من احکامه فهو في واد و الاسلام في واد آخر.»

و کتاب های متعددی هم در کفر حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) همین طیف نوشته اند. و تقریبا این ها ده – دوازده تا کتاب در رابطه با حضرت امام نوشته اند، الان در سایت هم گذاشته اند مخصوصا مقبل الوادعی که بعد از محمد امام الجامی، یک شخصیت تأثیر گذار فرقه جامیه است.

«و ان تکفیر الخمینی علی رفضه و تشیعه و غلوه فی دینه المنحرف، ایضا امر شاع وعم، فقد کتب فیه کثیر من طلبة العلم فی رسائل خاصة و اجمع علما الامة الاسلامیة علی تکفیره فی المؤتمر الاسلامی فی العام الثالث المعقود بمکة المکرمة فی صفر 1408 هـ »

یک سری بحث های مفصلی دارند.

پرسش:

چند سال از به وجود آمدن این ها می گذرد؟

پاسخ:

 این ها نزدیک به 45-50 سال بیشتر سابقه ندارند، ولی الان این ها در عربستان هستند و زمانی عمده مناصب حساس عربستان دست این ها بود.

 حتی آقای هاشمی در آخرین باری که به عربستان رفت در اوایل ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، ایشان زنگ زدند و ما با ایشان یک جلسه مفصلی داشتیم، آقای نوری شاهرودی که هشت سال سفیر ایران در عربستان بود منزل ما آمد و مفصل صحبت داشت.

 ایشان می گفت خود ملک عبد الله می گفت که ما از دست این سلفی های تند به ستوه آمدیم، این ها به حرف ما هم گوش نمی دهند، این ها هرچه که خودشان دوست دارند دنبالش هستند که انجام بدهند، و الان هیأت امر به معروف و نهی از منکر هم دست این ها است.

این ها خود حکومت را هم فاسد می دانند، اخیرا هم محمد بن سلمان تعداد زیادی از این ها را دستگیر کرده است و زندانی کرده است. اللهم اشغل الظالمین بالظالمین خوب در عربستان پیاده شد.  ملک عبد الله نمی توانست. یک مقداری ملاحظه داشت، اما محمد یک مقداری  شیطنت می کند و خیلی هم بی پروا است و دین و ایمان و تقوا ندارد.

پرسش:

برای شیعیان خوب است با این ها سخت بگیرد.

پاسخ:

بله. اما این که الان علمای تندروی وهابی را دستگیر کردند خیلی مهم است. در طول تاریخ از زمان ملک سعود چنین تضعیف نشده بودند. شاید الان زندانی های این تندرو ها ده برابر زندانی های شیعه در عربستان باشد.

 مخصوصا محمد بن سلمان نسبت به این افراد خیلی حساس است چون او دنبال این است که عربستان را یک کشور آمریکا پسند درست کند مثلا به زن ها اجازه داد که رانندگی کنند درحالی که رانندگی برای زن ها در عربستان ممنوع بود. این را آزاد کرد و حتی انتخابات برای زن ها حرام بود، ایشان شرکت در انتخابات را برای آن ها آزاد کرد.

 و این که در تلویزیون بی حجاب ظاهر بشوند در عربستان امکان پذیر نبود، الان علنا رقاصه های شان می آیند و این مسائل دارد مطرح می شود.

علمای شیعه و اهل سنت وحتی وهابی ها نیز علیه فرقه جامیه کتاب هایی نوشتند، ما یک مقداری با تفکرات این فرقه جامیه آشنا باشیم خیلی جا ها به درد مان می خورد.

پرسش:

سلفی های تند همین جامیه هستند؟

پاسخ:

یک فرقه اش جامیه است، فرقه های دیگری نیز هستند مثل همین بن لادن و برخی فرقه های دیگر. طالبان یک فرقه جدایی هست، داعشی ها یک فرقه جدایی هست، این ها فرقه های مختلفی دارند که یکی از فرقه های تند شان همین جامیه است. البته «الکفر کله ملة واحدة»

یا همان روایتی که ما بارها هم خدمت آقایان عرض کردیم که خیلی درد آور است که در صحیح مسلم نقل کردند، البته چند تا روایت است ولی فجیع ترین روایت این روایت است که پیامبر فرمود:

«يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ لَا يَهْتَدُونَ بِهُدَايَ ولا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِي وَسَيَقُومُ فِيهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ في جُثْمَانِ إِنْسٍ»

ظاهر قیافه انسانی است ولی قلب شان، قلب شیطانی است! حذیفه می گوید:

«كَيْفَ أَصْنَعُ يا رَسُولَ اللَّهِ إن أَدْرَكْتُ ذلك قال تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ وَأُخِذَ مَالُكَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1476، ح 1847

این روایت هایی که جعل کردند، البته این ها یک بام و دو هوا است. در کشور عربستان این مطالب را مطرح می کنند، در ایران عبد الحمید همه این ها را کنار می گذارد و علیه رهبری علیه نظام و تضعیف نظام صحبت می کند. این ها طبق بادی که از هر طرفی می وزد، عمل می کنند.

 خطرناک ترین روایت شان، این روایتی است که مصنف ابن ابی شیبه دارد، و السنة خلال دارد سندش هم صحیح است، از قول خلیفه دوم، از سوید ابن غفله که می گوید: اگر یک بیگانه هم باشد بر سر حکومت بیاید دستور ضد دینی داد، گفت برو لواط و زنا انجام بده، برو آدم بکش! اطاعت کن و بگو: دین من فدای جان من باد!

«إن ضربک فاصبر، إن حرمک فاصبر وإن أراد أمرا ينتقص دينك»

«فقل سمع وطاعة دمي دون ديني»

«فلا تفارق الجماعة»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج6، ص544

راویت هم می گوید «أسناد هذا الاثر عن عمر صحیح» این خیلی درد است که اگر حاکم اسلامی دستور ضد اسلامی بدهد، وظیفه مردم اطاعت و تبعیت از این حاکم است.

 حاکم اسلامی، حاکم اسلامی است، حاکمی است برای نشر اسلام و صیانت اسلام در رأس حکومت قرار گرفته است، وقتی که بیاید دستورات ضد اسلامی بدهد دیگر چیست؟!

البته برخی دیگر از این ها می گویند اگر دستور خلاف دین بدهد اطاعتش لازم نیست؛ حتی بن باز نیز در فتاوایش هست که اگر حاکم دستور خلاف دین داد، در کار های معصیت و حرام اطاعت از حاکم جایز نیست اما این فرقه جامیه می گویند هرچه حاکم دستور داد، این دستور حاکم لازم الاجرا است.

پرسش:

آیا تقیه خلاف دستورات دین نیست؟ یا احکام ثانویه خلاف احکام اولیه نیست؟

پاسخ:

نه، بحث احکام ثانویه برای نجات از جان می آید و آنجا حد و حدودی دارد.

«إذا بلغت التقیة الی الدم فلا تقیة فیه»

این بحث ها را قبلا داشتیم، در رابطه با تقیه از دیدگاه شیعه و سنی، تقیه برای حفظ جان است، اما اگر حفظ جان شما معلق باشد به قتل یک جان دیگر شما نمی توانید به خاطر حفظ جان خودتان کس دیگری را بکشید.

بله، اگر یک دفعه کلمه کفری به زبان بیاورید که در قلب تان خلاف آن باشد

(مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ)

کساني که بعد از ايمان کافر شوند -بجز آنها که تحت فشار واقع شده‌اند در حالي که قلبشان آرام و با ايمان است- آري، آنها که سينه خود را براي پذيرش کفر گشوده‌اند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظيمي در انتظارشان!

سوره نحل (16): آیه 106

امثال این مشکلی ندارد؛ ولی این آقایان می گویند اگر دستور به قتل انسان بی گناه هم داد شما موظف هستید از او اطاعت کنید! درحالیکه اذا بلغ الامر الی الدم فلا تقیة این دیگر قطعی است و هیچ اختلافی در میان فقهایی شیعه در آن جا نیست.

 حتی اگر یک فقیهی است که زندگی و حیاتش و تقیه اش بستگی دارد به قتل یک فرد عادی، فقیه نمی تواند برای حفظ حیات خودش یک فرد عادی را به قتل برساند، یعنی الاهمّ فالاهمّ هم در بحث قتل تقیه ای وجود ندارد.

دوستان می توانند بحث هایی که ما در فقه مقارن درباره تقیه داشتیم را ملاحظه کنند.

این ها در فضای مجازی و در رسانه های شان آوردند اگر حاکم زنا کند و شرب خمر کند، اطاعتش واجب است، شما این سایت انصار السنة را ببینید عنوانش چیست.

«في عقائد فرقة الشیعیة یجب طاعة المرجع الفقیه ولي امر الشیعة حتی ولوکان یشرب الخمر ویزني ویتلوط»

این را از کجا در آوردند؟ شما نگاه کنید که این ها چقدر احمق هستند. «الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقا»، در کتاب جامع المسائل آیت الله فاضل لنکرانی، صفحه 205، ببینید سوال چیست، برداشت چیست؟

«هل تکون لأحکام الصادرة من ولي الامر المسلمین في الجمهوریة الاسلامیة نافذة المفعول علی مسلمي سایر البلدان؟»

این نافذ است و باید در دیگر بلدان عمل بشود؟ این کلمه مفعول که این جا آمده است تصور کردند که مراد از مفعول یعنی زنا دادن و لواط دادن!

«الجواب: الاحکام الصادرة من ولي الفقیه إذا کانت لمنقطة خاصة فهي واجبة لتلک المنطقة وإذا کانت عامة فهي نافذة المفعول علی الجمیع»

مراد از مفعول در این عبارت را گفته اند: یعنی مثلا کسی که مورد تجاوز قرار بگیرد! ببینید این ها چقدر احمق هستند! عنوان نادرستی که این سایت ضد شعیی آورده است را دوباره ببینید «في عقائد فرقة الشیعیة یجب طاعة المرجع الفقیه ولي امر الشیعة حتی ولوکان یشرب الخمر ویزني ویتلوط»، حالا مفعول را از این جا آوردید، شرب خمر را از کجا آوردید؟! کلمه شرب خمر که در اصل عبارت استفتاء وجود ندارد.

این ها «الغریق یتشبث بکل حشیش» هستند، مثلا در یکی از شبکه های وهابی کسی زنگ می زند می گوید امام صادق علیه السلام دستور داده است که شما می توانید زن شوهردار را صیغه کنید، متعه کنید، روایت چیست؟

از تهذیب هم می خواند، این را بارها در شبکه شان گفتند.

 یکی از اصحاب می آید خدمت امام صادق علیه السلام می گوید یک خانمی آمد گفت من مشکلی ندارم، من او را عقد کردم و با او همبستر شدم، بعد شبهه ای برای من پیش آمد که آیا این شوهر دارد یا ندارد؟ رفتم تحقیق کردم دیدم شوهر دارد. امام صادق علیه السلام فرمود تو مکلف نبودی بروی تحقیق کنی، وظیفه تحقیق نداشتی!

این شبکه های ضدّ شیعه می گوید: ببینید! امام صادق علیه السلام می گوید: شما می توانید با زن شوهردار عقد موقت کنید! این را وهابی ها بعد از جمهوری اسلامی در کتاب های شان آوردند، همین قفاری در کتاب هایش دارد، دیگران همین را مطرح کردند که شیعه جایز می داند با زن شوهردار متعه بشود! درحالیکه اصلا مسئله این است که اگر خانمی گفت من شوهر ندارم نیاز به تحقیق ندارد.

یک زمانی این ها در شبکه کلمه شروع کردند به جسارت وقیحانه نسبت به حضرت زهرا علیها السلام . من به آقای ابوالقاسمی و یزدانی گفتم خط قرمز های شان را بزنید، ملاحظه نکنید.

این ها هم آمدند از صحیح مسلم، سنن ترمزی، ابن ماجه مطالبی را گفتند.

در این منابع است که یک سری جوان ها شب ها می آمدند خانه عایشه می خوابیدند و صبح محتلم شده بیرون می رفتند! یک کلیپی ما از این ها داشتیم که از مجری سوال کردند در صحیح بخاری است که عایشه می گوید وقتی پیامبر نماز می خواند پایم را جلوی پیامبر دراز می کردم، پیامبر که می خواست به سجده برود به پای من می زد و من پایم را می کشیدم، وقتی که پیامبر بلند می شد من پایم را دراز می کردم، یک کسی سوال کرد که این خلاف ادب نبود که عایشه جلوی پیامبر پایش را دراز کرد؟!

مجری آن شبکه پاسخ داد عایشه گفت حجره عایشه یک متر در یک متر بیشتر نبود، آن جا جایی نبود که پیامبر یک گوشه ای نماز بخواند به این خاطر پایش را دراز می کرد. دوستان ما هم در آن برنامه گفتند این که جوان ها می آمدند مهمان عایشه می شدند در این خانه یک متر در یک متر کجا می خوابیدند؟! و این که صبح ها محتلم شده بیرون می رفتند، این را ما از مصادر متعدد اهل سنت داریم.

 این یک ولوله ای انداخت حتی یک روز از خدمتی سوال کردند که جواب شما چیست؟ یک مقداری که جواب داد شروع کرد به گریه کردن، گفت ای کاش این دو نفر _ آقای ابوالقاسمی و یزدانی_به دنیا نمی آمدند که این قدر دردسر درست کردند!

 یعنی کار به جایی رسید که در دانشگاه زاهدان تعدادی از این دانشجو ها به اساتید سنی می گفتند که شما می گفتید قزوینی نمی تواند جواب شبکه کلمه را بدهد، حالا این را مطرح کرده است، آیا حضرت عایشه ام المؤمنین مهمان سرا داشت که جوان ها می آمدند در خانه اش مهمان می شدند؟! امهات المؤمنین زیاد بودند، حفصه بوده است، ام سلمه بوده است، صفیه بوده است، چرا خانه آن ها نمی رفتند مهمان بشوند، خانه عایشه می آمدند مهمان می شدند؟

 کار به جایی رسید که عبد الحمید یک هیأتی را همراه با عبد المجید مراد زهی فرستاد آمد منزل ما، عبد المجید گفت، آقای مولانا گفته است آقای قزوینی بالا غیرتا دست از عایشه بردارید، آبروی ما رفت! گفتم این ها اگر بخواهند نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت کنند، حضرت زهرا سلام الله علیها ناموس ما، دین ما، شریعت ما، همه چیز ما است، اگر آن جا را زدید ما قرمز ترین خط شما را می زنیم و هیچ ملاحظه ای هم نمی کنیم، فحش نمی دهیم، توهین نمی کنیم، آنچه که شما در کتاب های تان آوردید این را برای مردم می خوانیم دیگر مردم هستند و شما.

 بعد از آن این ها دیگر نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها آنگونه جسارتهای وقیحانه نکردند، ولذا در این طور موارد ما باید یک مقداری دست مان پر باشد اگر روی خط قرمز ها آمدند ما وظیفه مان رفتن روی خط قرمز آن ها است.

همان طور که مقام معظم رهبری در صحبت های دو سه ماه قبل شان فرمود، ما علاوه بر جهاد تبیین باید هجمه هم داشته باشیم، آن هجمه نباشد این ها بی حیایی را به حد اعلا می رسانند، و از کاه کوهی می سازند، مثل همین قضیه که می گویند «في عقائد فرقة الشیعیة یجب طاعة المرجع الفقیه ولي امر الشیعة حتی ولوکان یشرب الخمر ویزني ویتلوط»

امثال این ها را می آورند، این آقایان که خیلی سواد ندارند و همین را ملاک قرار می دهند که ببینید شیعه ها چه فتوایی دادند، حاکم می تواند هم زنا کند، هم شراب بخورد، هم لواط کند و امثال این ها. این مطالب را می آورند و ما باید نسبت به هجمه هایی که می آید حواسمان جمع باشد، هم جواب حلّی بدهیم، و قبل از جواب حلّی جواب نقضی هم بدهیم!

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

 

 

 

 

 

 

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها