2024 June 21 - جمعه 01 تير 1403
عدم تبعیت پیامبر از ادیان انبیاء پیشین
کد مطلب: ١٥٦٧٧ تاریخ انتشار: ١٠ دي ١٤٠٢ - ١٨:١٤ تعداد بازدید: 1084
خارج فقه الحکومه » فقه
عدم تبعیت پیامبر از ادیان انبیاء پیشین

(جلسه بیست و هشتم – 27 08 1402)

 
 
 

 

لينک دانلود
  
 
 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیستم

 (جلسه بیست و هشتم – 27 08 1402)

موضوع:  عدم تبعیت پیامبر از ادیان انبیاء پیشین 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

پرسش:

یک روایتی را مرحوم صاحب جواهر با تعبیر «و في الصحیح أو الحسن» نقل می کند.

در مورد این تعبیر توضیح بفرمایید.

پاسخ:

معمولا ابراهیم ابراهیم ابن هاشم که در سند قرار می گیرد موجب می شود که چنین تعابیری را بیان بکنند چون او توثیق خاصی ندارد. آقایان از روایات ابراهیم ابن هاشم به حسنه تعبیر می کنند. صاحب جواهر دارد، صاحب ریاض دارد، مجموعة الفائدة والبرهان مقدس اردبیلی دارد، حدائق دارد.

قبل از آقای خویی این ها روایت ابراهیم ابن هاشم را عمدتا به حسنه تعبیر می کردند.

پرسش:

حسن ابن محبوب نیز در سند است.

پاسخ:

ایشان از اجلاء اصحاب است. مالک بن عطیه نیز به خاطر همان ابراهیم ابن هاشم است.

قدما درباره او توثیق خاص ندارند اما او را مدح کرده اند و گفته اند: «اول من نشر حدیث الکوفین بقم ابراهیم ابن هاشم» بیش از این در رابطه با ابراهیم ابن هاشم نداریم.

آقای خویی می فرماید:

«لا ریب في وثاقة ابراهیم ابن هاشم»

دلیل شان این است که در قم معمولا از افراد ضعیف، حدیثی نقل نمی کردند بلکه اگر کسی از افراد ضعیف، حدیث نقل می کرد این ها را طرد یا تبعید می کردند. مثلا احمد ابن عیسی که رئیس حوزه علمیه قم بود، احمد ابن خالد برقی را به کاشان تبعید کرد. سهل ابن زیاد را به ری تبعید کرد.

یعنی این ها خیلی سخت گیر بودند اما بااین حال علماء قم از ابراهیم ابن هاشم، هفت هزار روایت نقل می کنند. این نشان می دهد که جایگاه ابراهیم ابن هاشم در میان قمیون یک جایگاه ویژه بوده است.

لذا آقای خویی می گوید: «لا ریب في وثاقة ابراهیم ابن هاشم» این تعبیر را در مورد ایشان دارد.

البته حسنه باشد یا صحیحه از نظر اعتبار اصلا و ابدا هیچ تفاوتی ندارد. فقط تفاوت شان در تعارض است یعنی اگر دو تا روایت متعارض داشتیم یکی صحیح بود و یکی حسن بود طبق حدیث:

«خذ بما رواه اوثقهما»

ما صحیح را می گیریم و حسن را کنار می گذاریم و الا از نظر عمل، روایت صحیح با روایت حسن هیچ تفاوتی ندارد. (حسن موثق، صحیح) هر سه در یک رتبه هستند؛ یعنی معمولٌ ‌به عند العلما است.

الا اینکه بعضی افراد مانند صاحب مدارک و صاحب معالم ودیگران به روایت موثق عمل نمی کردند. لذا «منتقی الجمان فی الاحادیث الصحاح والحسان» نام کتابی است که صاحب معالم نوشته است به حدیث حسن عمل می کرد اما به حدیث موثق عمل نمی کرد.

پرسش:

استاد ببخشید! در مورد چند همسری که در اسلام، یک مرد می تواند چند تا همسر بگیرد اما یک زن نمی تواند این کار را بکند. حالا از جهت این که تعبد است و روایات است قبول است؛ اما زن ها قبول نمی کنند توجیهاتی هم که می شود که در نسل اختلال ایجاد می شود یا مسائل این چنینی که گفته می شود به هیچ عنوانی قبول نمی کنند و می گویند با توجه به پیشرفت علم چرا نباید این اتفاق بیفتد؟

آیا توجیه قانع کننده ای هست که بشود مطرح کرد؟

پاسخ:

مرد محیط بر امور زندگی است؛ یعنی یک نفر باید در زندگی باشد که حرف او فصل الخطاب و صاحب قدرت باشد لذا خداوند می فرماید:

(الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ)

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند

سوره نساء (4):‌ آیه 34

اگر بنا باشد زن مثل مرد باشد و چند همسر داشته باشد یک روز می خواهد با این مرد باشد و چهار روز می خواهد با دیگری باشد، یک ماه با این بخواهد مسافرت برود و یک ماه دیگر با آن یکی مسافرت برود دیگر این زن نه به شوهرداری می رسد و نه به بچه داری می رسد و علاوه برآن کانون زندگی متلاشی می شود.

برای یک مرد به هیچ وجه قابل قبول نیست که همسر او با یک مرد دیگری رابطه جنسی داشته باشد.

اگر شما یک سفر به خارج تشریف ببرید می بینید آن مردهایی که زن هایشان پایبند به زندگی نیستند زندگی سرد و بی روحی دارند. در زندگی شان به هیچ وجه گرمی، صفا و صمیمیت نیست. اصلا اگر کاری به مسائل عقلی و شرعی آن هم نداشته باشیم در خارج از کشور ببینیم آن زن هایی که وابسته به مردشان هستند در زندگی، موفق هستند و آرامش دارند یا آن هایی که وابستگی ندارد و آزاد هستند؟چون بالاترین شیء در زندگی برای آدم، آرامش است، نه ثروت برای ما خوشبختی می آورد و نه مقام و نه پول و نه چیز دیگر اما آرامش برای آدم خوشبختی می آورد. آیا در آن خانواده ها یی که زن ها رابطه های جنسی و رابطه های بگو مگو شوخی با دیگران دارند آرامش بیشتر است یا آن خانواده هایی که زندگی سالم و پاک دارند یعنی علقه بین زن و شوهر در زندگی حاکم است؟

پرسش:

مرد هم که چند همسر دارد همه اش اختلاف، دعوا و مشکل دارند.

پاسخ:

نه ! برعکس من به شما می توانم فردی را نشان بدهم که در بیست سالگی سه تا زن گرفته، سه تا زن هم در یک خانه هستند مثل سه تا خواهر باهم زندگی می کنند. من گمان نمی کنم در کره زمین هیچ سه تا خواهری در خانه مثل این سه تا هوو صفا و صممیت داشته باشند.

پرسش:

حاج آقا! آن موردی و استثنا است.

پاسخ:

مرد اگر مرد باشد، مردانگی داشته باشد موفق است. یک مردی که اسیر زن باشد، این زن چنین بگوید و آن یکی چنان بگوید دچار مشکل می شود!

معلوم می شود که مشکل، مشکل مرد است. اگر مرد ازدواج دومش با معیارهای صحیح بود، با رضایت همسر اول بود خوب است. نه این که چون از همسر اول ناراضی است مشکلات و درگیری دارد می رود یک همسر دیگر هم می گیرد به درگیری هایش تازه اضافه هم می شود.

باید معیار انتخاب خوب در همسر اول باشد یعنی انسان بیاید با انتخاب خوب، همسر انتخاب کند نه با تحقیقات دیگران یا با سفارش دیگران یا روی هوای نفس.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.

بحث ما در رابطه با بیانات آقای علی عبد الرزاق بود. به فتوای دار الافتاء مصریه رسیدیم، تقریبا 21 اصل را در رابطه با همین قضیه که آیا آیه سیف آیات دیگر را نسخ کرده است یا نه مطرح کرده است.

به دوازدهمین اصل رسیدیم. می گوید:

«الإسلام لا يبيح الخروج على الحاكم المسلم وقتله، ما دام مقيما على الإسلام يعمل به حتى ولو بإقامة الصلاة فقط.»

اسلام خروج بر حاکم را جایز نمی داند. یک دفعه این است آقایان می آیند می گویند این نظر ما است، فتوای ما این است، بر مبنای قیاس این مطالب را مطرح می کنیم و یکبار این ها دارند به پای اسلام می نویسند، این خیلی درد است.

 این ها آمدند یک چیزی در ذهن شان درست کردند، و تمام آنچه را که نبی مکرم در رابطه با خلافت مطرح کرده است، نسبت به امیر (علیه السلام) گفته است همه این ها را کنار گذاشتند، و این که صحابه آمدند ابوبکر را به عنوان خلیفه انتخاب کردند و او هم عمر را انتخاب کرده است و شورای شش نفره و غیره، تصور می کنند که اسلام اصیل همین چیزی است که در صدر اسلام اتفاق افتاده است و مهم ترین دلیل شان نیز عمل صحابه است.

 من بار ها گفتم؛ اساسی ترین اختلاف ما با علماء اهل سنت نه بحث خلافت است، نه بحث عصمت است، نه بحث مهدویت است، نه بحث وضو و غیره است. اصل اختلاف اساسی ما بحث صحابه است که آیا صحابه مصدر تشریع هست یا اهل بیت علیهم السلام مصدر تشریع هستند؟

اگر ما این را خوب جا بیندازیم و تحلیل کنیم و از کتب خودشان استدلال کنیم، که نبی مکرم آیا یادگار بزرگشان، کتاب و صحابه است یا کتاب و اهل بیت علیهم السلام است؟ یکی از چیز هایی که برای من در مورد کتاب تاریخ اسلامی که مرکز پژوهش های حوزه و دانشگاه نوشته درد آور بود این است که در همان جلد 1، عنوان داده است، یادگار رسول اکرم، آورده است که یادگار بزرگ پیامبر کتاب و سنت است!

 اصلا من جا خوردم که چطور ممکن است یک شیعه، یک حوزوی چنین مطلبی بیان کند!

تاریخ اسلام، چاپ اول، صفحه 241، چاپ دوم صفحه 214 عنوان این است "قرآن و سنت دستاورد رسالت" قرآن به عنوان ... و سنت آموزه های موجود در این دو منبع برای عرصه های گوناگون زندگی فرمان های هدایت و سعادت را به همراه داشته اند. این با همان عقیده ای که اهل سنت دارند

«إني قد تركت فيكم شيئين لن تضلوا بعدهما كتاب الله وسنتي ولن يتفرقا حتى يردا علي الحوض»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج1، ص172

چه تفاوتی دارد؟ آیا شما چیز دیگری از این استفاده می کنید؟

پرسش:

استاد! منبع معرفی کرده است گفته است قرآن و سنت منبع است.

پاسخ:

قرآن و اهل بیت علیهم السلام است، آن چیزی که بیانگر سنت است فقط اهل بیت علیهم السلام هستند، ما اصلا کاری به سنت نداریم، قرآن و اهل بیت علیهم السلام است.

(بِالْبَينَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ)

(از آنها بپرسيد که) از دلايل روشن و کتب (پيامبران پيشين آگاهند!) و ما اين ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کرديم، تا آنچه به سوي مردم نازل شده است براي آنها روشن سازي؛ و شايد انديشه کنند!

سوره نحل (16): آیه 44

در مورد «لِتُبَينَ لِلنَّاسِ » پیامبراسلام  به حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:

«أنت تبين لأمتي ما اختلفوا فيه من بعدي»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص132

یعنی سنت من را فقط تو بیان می کنی و تو بیانگر سنت هستی. نه این که سنت بیانگر تو باشد، این همان حرفی است که اهل سنت می گویند، قرآن و سنت. «إني قد تركت فيكم شيئين لن تضلوا بعدهما كتاب الله وسنتي ولن يتفرقا حتى يردا علي الحوض»

آیا این است؟! یعنی 23 سال پیامبر زحمت کشید، شاید بیشتر از 200 روایت در رابطه با «کتاب الله واهل بیتي» با تعابیر مختلف داریم.

«إِنِّی‏ تَارِکٌ‏ فِیکُمُ‏ الثَّقَلَیْنِ‏ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَمْ تَضِلُّوا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص226

شما ببینید یک جا واو نمی بینید، «کتاب الله عترتی و اهل بیتی» بلکه «عترتي اهل بیتي» است. عطف بیان است، حتی عطف نسق نیست. «إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَمْ تَضِلُّوا»، «أَنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»

«أَنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة : الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج 5، ص 166

«إني تارك فيكم خليفتين كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء والأرض أو ما بين السماء والأرض وعترتي أهل بيتي وانهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص603

«إني قد تركت فيكم خليفتين كتاب الله وعترتي أهل بيتي وإنهما يردان علي الحوض»

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج 2، ص 786

«انى تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ ما بين السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أو ما بين السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 181

پرسش:

حکومت دست آن ها بوده است و سنت را همان طوری که آن ها درست کردند که الان داریم می بینیم.

پاسخ:

مشکل همین است، قضیه چیست که این آقایان شیعه دارند به این شکل مباحث را مطرح می کنند من سر در نیاوردم!

پرسش:

استاد از عدم اطلاع است.

پاسخ:

بحث عدم اطلاع نیست، یک جوانی که پای منبر ها بزرگ شده این می داند، آن وقت یک روحانی که یک عمری در حوزه بوده است، در جبهه بوده است، مقلد رهبری است نشنیده و اطلاع ندارد؟!

 یا مثلا در کتابی به نام دائرة المعارف شیعه، آمده است: رسول اکرم قبل از رسالت به آیین حضرت ابراهیم علیه السلام عمل می کرده و بای این مدعا دلیل نیز آورده است. با دیدن این مطلب یک شوکی بر من وارد شد و هرچه فکر می کنم اصلا برای من قابل حل نیست.

(وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا)

و پيرو آيين خالص و پاک ابراهيم گردد؟ و خدا ابراهيم را به دوستي خود، انتخاب کرد.

سوره نساء (4): آیه 125

این نشان می دهد که قبل از رسالت به آیین حضرت ابراهیم عمل می کرده است. اگر (وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا) درست باشد، این آیه برای بعد از نبوتش است، تا بعد از نبوت را شما ثابت نکنید، قبل از نبوت ثابت نمی شود.

ببینید کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، علامه حلی، بزرگان ما همه ادعای اجماع کرده اند که رسول اکرم قبل از رسالت به اسلام عمل می کرده است، در بین شیعه و سنی 200 روایت داریم که:

«كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمَ بَيْنَ الْمَاءِ وَ الطِّين‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج16، ص402

دین ابراهیم توسط حضرت موسی نسخ شد، دین موسی توسط حضرت عیسی نسخ شد، این قطعی است. هر پیامبری آمده است دین قبلی را نسخ کرده است، دین جدید را آورده است، اگر بنا باشد پیامبر هم به دین پیامبر قبلی عمل کند باید به دین حضرت عیسی عمل می کرد.

پرسش:

قبل از این که به پیامبری مبعوث بشود، بالاخره یک دین باید باشد.

پاسخ:

پیامبر اکرم قبل از این که آدمی باشد، قبل از این که آسمان و عرش و کرسی ای باشد پیامبر بوده است.

آلوسی می گوید: انبیاء (علیهم السلام) در صلب آباء شان، در رحم مادران شان هر فیضی می گرفتند به برکت رسول اکرم بوده است. حضرت آدم متوسل به حضرت رسول اکرم و خمسه طیبه می شود. بحث این است. ما یکی دو روایت نداریم عرض کردم این اجماع علمای شیعه است.

پرسش:

این اسلام معنای عام است معنای خاص نیست به معنای تسلیم است.

پاسخ:

«وَ قَدْ كَانَ صَلَّى قَبْلَ ذَلِكَ وَ هُوَ ابْنُ أَرْبَعِ سِنِينَ وَ هُوَ مَعَ أَبِي طَالِبٍ فِي أَرْضِ بُصْرَى وَ هُوَ مَوْضِعٌ كَانَتْ قُرَيْشٌ تَتَّجِرُ إِلَيْهِ مِنْ مَكَّة»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج15، ص361

شیخ طوسی، سید مرتضی، ادعای قطع می کنند که نبی مکرم به آیین خودش عمل کرده است.

 شیخ طوسی:

«عندنا أنّ النّبي صلَّى الله عليه وآله وسلَّم لم يكن متعبّدا بشريعة من تقدّمه من الأنبياء، لا قبل النّبوّة ولا بعدها، وأنّ جميع ما تعبّد به كان شرعا له ويقول أصحابنا: إنّه عليه السّلام قبل البعثة كان يوحي إليه بأشياء تخصّه ، وكان يعمل بالوحي لا اتّباعا لشريعة قبله»

العدة في أصول الفقه ( عدة الأصول ) ( ط.ق )؛ الشيخ الطوسي تحقيق: محمد مهدي نجف، ناشر: مؤسسة آل البيت ( ع ) للطباعة والنشر، ج 2 ص 590

علامه حلی:

«أنه " عليه السلام " لم يكن متعبدا بشرع من قبله، قبل النبوة ولا بعدها وإلا، لاشتهر، ولافتخر به أهل تلك الملة»

مبادئ الوصول إلى علم الأصول؛ نويسنده: العلامة الحلي (وفات : 726)، تحقيق: إخراج وتعليق وتحقيق: عبد الحسين محمد علي البقال، ناشر: مركز النشر - مكتب الإعلام الإسلامي، ص170

شریعت اصفهانی (رضوان الله تعالی علیه):

«أحسن من تناول الموضوع هو العلامة المجلسي قدس سره في كتابه الجليل ( بحار الأنوار ) 18 / 277 من الطبعة الجديدة ، ونحن ننقل هنا بحثه لاستيعابه ، فنقول : قال بعد نقل أدلة القوم : أقول إنما أوردنا دلائل القول في نفي تعبده ( ص ) بعد البعثة بشريعة من قبله لاشتراكها مع ما نحن فيه في أكثر الدلائل ، فإذا عرفت ذلك فاعلم أن الذي ظهر لي من الأخبار المعتبرة والآثار المستفيضة هو أنه ( ص ) كان قبل بعثته مذ أكمل الله عقله في بدو سنه نبيا مؤيدا بروح القدس يكلمه الملك ويسمع الصوت ويرى في المنام ، ثم بعد أربعين سنة صار رسولا وكلمه الملك معاينة ونزل عليه القرآن وأمر بالتبليغ، وكان يعبد الله قبل ذلك بصنوف العبادات»

البيان في عقائد أهل الإيمان؛ نويسنده: الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني، ص60

مرحوم سید جعفر مرتضی که باید الگوی این تاریخی ها باشد، روایات متعددی را می آورد که نبی مکرم قبل از رسالت به آیین اسلام عمل می کرده است فقط نبی مکرم بعد از بعثت مأمور به ابلاغ شده است.

پرسش:

دلیلی دارد که پیامبر مأمور بشود به تبعیت از دین و آیین حضرت ابراهیم با وجود این که انبیاء بعد از ایشان هم هستند، و دلیلی داشته است که خصوصا حضرت ابراهیم را آورده است.

پاسخ:

آیات مربوط به حضرت ابراهیم را من جمع کردم، (وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا) یا اتبعوا، خطاب به مسلمان ها است، (اتَّبِعَوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا) بحث در این است که یهودی ها می گفتند حضرت ابراهیم به آیین یهود بوده است، مسیحی ها می گفتند به آیین نصاری ها بوده است، و شما بیایید به آیین یهود یا به آیین مسیح عمل کنید.

 خدای عالم فرمود که این دو تا دین تحریف شده است بلکه ملة ابراهیم حنیفاً، نه دین ابراهیم، مراد از ملت هم همان مراسم حج و طواف و امثال این ها است

(وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيتِي لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ)

و (به خاطر بياوريد) هنگامي که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان براي مردم قرار داديم! و (براي تجديد خاطره،) از مقام ابراهيم، عبادتگاهي براي خود انتخاب کنيد! و ما به ابراهيم و اسماعيل امر کرديم که: «خانه مرا براي طواف‌کنندگان و مجاوران و رکوع‌کنندگان و سجده‌کنندگان، پاک و پاکيزه کنيد!»

سوره بقره (2): آیه 125

مراد از ملت ابراهیم این آیین حج است نه چیز دیگر و اضافه بر آن هرکجا هم آورده است (وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا) کلمه اشرک آمده است، شما به این ها یک دقتی بفرمایید.

پرسش:

به خاطر همین بود که آباء و اجداد شان مشرک نبودند.

پاسخ:

بله.

پرسش:

پیامبر از فرزندان اسماعیل است.

پاسخ:

« إن الله سبحانه أمر خليله إبراهيم ، أن يشرع للناس عمل الحج، كما قال (وأذن في الناس بالحج يأتوك رجالا وعلى كل ضامر يأتين من كل فج عميق إلى آخر الآيات ) الحج - 27 ، وما شرعه عليه السلام وان لم يكن معلوما لنا بجميع خصوصياته ، لكنه كان شعارا دينيا عند العرب في الجاهلية إلى أن بعث الله النبي صلى الله عليه وآله وسلم وشرع فيه ما شرع ولم يخالف فيه ما شرعه إبراهيم إلا بالتكميل كما يدل عليه قوله تعالى : ( قل إنني هداني ربي إلى صراط مستقيم دينا قيما ملة إبراهيم حنيفا ) الانعام - 161...»

الا این که پیامبر هم آمد گفت (إنني هداني ربي إلى صراط مستقيم دينا قيما ملة إبراهيم)

«وقوله تعالى : ( شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا، والذي أوحينا إليك، وما وصينا به إبراهيم وموسى ، وعيسى ) الشورى - 13 . »

الميزان في تفسير القرآن؛ تأليف: العلامة السيد محمد حسين الطباطبائي قدس سره، ناشر: جماعة المدرسين في الحوزة العلمية في قم المقدسة، ج1، ص298

اگر بنا بر این باشد این ها هم است، اگر از این آیات استفاده کنیم به دین ابراهیم، (ما وصی به نوحا) پیامبر دین نوح را هم عمل می کرده است، دین حضرت موسی را هم عمل می کرده است، به دین عیسی عمل می کرده است، و ببینید تمام این مواردی که آمده است

(ثُمَّ أَوْحَينَا إِلَيكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ)

سپس به تو وحي فرستاديم که از آيين ابراهيم -که ايماني خالص داشت و از مشرکان نبود- پيروي کن!

سوره نحل (16): آیه 123

به پیامبر گفتند:

(وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ)

(اهل کتاب) گفتند: «يهودي يا مسيحي شويد، تا هدايت يابيد!» بگو: «(اين آيينهاي تحريف شده، هرگز نمي‌تواند موجب هدايت گردد،) بلکه از آيين خالص ابراهيم پيروي کنيد! و او هرگز از مشرکان نبود!»

سوره بقره (2): آیه 135

(مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يهُودِيا وَلَا نَصْرَانِيا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ)

ابراهيم نه يهودي بود و نه نصراني؛ بلکه موحدي خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشرکان نبود.

سوره آل عمران (3): آیه 67

تمام این موارد هر کجا آمده است (وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ) کنارش آمده است، یعنی در حقیقت مشخص است نزول این آیه در یک قضیه ای واقع شده است و آن هم اصرار یهودی ها و نصاری بوده است (وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا) به پیامبر گفتند اگر می خواهی هدایت پیدا کنی یا باید یهودی بشوی یا نصاری بشوی. یهودی ها می گفتند آیین حضرت موسی، گفت نه (مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا) آن کسی که دور از شرک بوده است و دور از این مسائل بوده است ملت و آیین حضرت ابراهیم است.

 آیین حضرت ابراهیم هم مشخص است، همه را در حدود 12 مورد در رابطه با آیین حضرت ابراهیم آورده اند که این ها در هیچ دینی نسخ نشده است.

در تفسیر قمی آمده است:

«و أما قوله وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ- قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قال هو ما ابتلاه الله «1» مما أراه في نومه بذبح ولده- فأتمها إبراهيم (علیه السلام) و عزم عليها و سلم- فلما عزم و عمل بما أمره الله قال الله تعالى «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» قالَ إبراهيم وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ لا يكون بعهدي إمام ظالم- ثم أنزل عليه الحنيفية و هي الطهارة- و هي عشرة أشياء خمسة في الرأس و خمسة في البدن- فأما التي في الرأس فأخذ الشارب و إعفاء اللحى- و طم الشعر و السواك و الخلال- و أما التي في البدن فحلق الشعر من البدن و الختان- و قلم الأظفار و الغسل من الجنابة و الطهور بالماء- فهذه خمسة في البدن و هو الحنيفية الطهارة- التي جاء بها إبراهيم فلم تنسخ إلى يوم القيامة و هو قوله «وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً» و أما قوله وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً فالمثابة العود إليه- و قوله طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُود»

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: : موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج1، ص59

این ده موردی که در آیین حضرت ابراهیم بوده است، این ده مورد در تمام ادیان بوده است، تفسیر المیزان، جلد 1، صفحه 314، را آقایان ملاحظه کنند، جلد 2، صفحه 203، را هم ملاحظه بفرمایند، و همچنین جلد 7، صفحه 213، و جلد 13، صفحه 47، من روی این ها بصورت مفصل کار کردم، اگر ما به ظاهر (اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا) عمل کنیم، پس دین اسلام همان دین حضرت ابراهیم است، یعنی لازم نیست که پیامبر یک دین جدیدی بیاورد.

(وَمَنْ يبْتَغِ غَيرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ)

و هر کس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آييني براي خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانکاران است.

سوره آل عمران (3): آیه 85

این ها کاملا مشخص است ما که نباید یک آیه را بگیریم، آیات دیگر و بزرگان، روایاتی که ما در رابطه به رسول اکرم داریم، الان شما این عبارت را ملاحظه بفرمایید.

پرسش 2:

استاد این معلوم می شود که هر کجا گفته است ملت ابراهیم منظور آن معنای عام اسلام است، یعنی معنای تسلیم است نه معنای خاص آن.

پاسخ:

بله. ببینید در تفسیر آلوسی، جلد 15، صفحه 126 می گوید:

«بل هو عليه الصلاة والسلام وسيلة سائر الموجودات والواسطة بينهم وبين الله تعالى في إفاضته سبحانه الوجود وكذا سائر ما أفيض عليهم وأحظى الخلق بوسطاته الأنبياء عليهم السلام فإنهم أشعة أنواره وعكوسات آثاره وهو النور الحق والنبي المطلق وكان نبينا آدم بين الماء والطين وقد تلقى الأنبياء منه من وراء حجاب الأرحام والأصلاب»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج 15، ص 126

یک سلفی دارد این چنین حرفی می زند، ما الی ما شاء الله روایت در این زمینه داریم. حتی خود ابن تیمیه حرانی تعبیرش این است که وقتی حضرت آدم آمد روایت نقل می کند روایت هم از عمر ابن الخطاب است، طبق قواعد اهل سنت هم روایت خوبی است و سند صحیحی نیز دارد:

«يا رب بحق محمد إلا غفرت لى فأوحى إليه وما محمد ومن محمد فقال يا رب إنك لما أتممت خلقى رفعت رأسى إلى عرشك فإذا عليه مكتوب لا إله الا الله محمد رسول الله فعلمت أنه أكرم خلقك عليك إذ قرنت اسمه مع اسمك فقال نعم قد غفرت لك وهو آخر الأنبياء من ذريتك ولولاه ما خلقتك فهذا الحديث يؤيد الذى قبله وهما كالتفسير للأحاديث الصحيحة»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج2، ص151

البته خباثتش در این است که می آید به حق محمد قسم می خورد و اسامی اهل بیت علیهم السلام را حذف می کند. ولی شما کتاب های دیگر را نگاه کنید می بینید اسامی اهل بیت علیهم السلام هم هست. از جمله در در المنثور سیوطی، جلد 1، صفحه 147،

«عن ابن عباس قال سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فتاب عليه قال: سأل بحق محمد وعلي وفاطمة والحسن والحسين ألا تبت علي فتاب عليه»

الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911 ، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993، ج1، ص147

این خباثت ابن تیمیه است که علی و فاطمه و الحسن والحسین را حذف را کرده است.

  همچنین شواهد التنزیل حسکانی:

«عن ابن عباس قال: سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فتاب عليه ، قال : سأل بحق محمد وعلي وفاطمة والحسن والحسين إلا تبت علي . فتاب عليه.»

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ تأليف: الحافظ الكبير عبيد الله بن أحمد المعروف بالحاكم الحسكاني؛ الحنفي النيسابوري، تحقيق وتعليق: الشيخ محمد باقر المحمودي؛ مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والارشاد الاسلامي مجمع أحياء الثقافة الاسلامية، 1411 ه‍ - 1990م، ج1، ص101

مناقب ابن مغازلی:

«سأل بحق محمد وعلي وفاطمة والحسن والحسين»

فرودس الاخبار:

«سأل بحق محمد و آل محمد سبحانک ...»

بحق محمد و آل محمد دارد؛ ولی ابن تیمیه خباثتش در این است که می گوید: سأل بحق محمد، دیگر آل پیامبر را نمی آورد.

در هر صورت...

 ما روایات متعدد داریم، شما کتاب«فضائل الصحابه» احمد ابن حنبل را ملاحظه کنید، با سند صحیح هم نقل کرده است.

«كنت انا وعلي نورا بين يدي الله عز وجل قبل ان يخلق آدم بأربعة عشر ألف عام»

چهارده هزار سال قبل از خلقت آدم، خدا نور من و علی را آفریده است.

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج2، ص662، ح1130

نه تنها ایشان، خوارزمی نیز همین تعبیر را دارد:

«كنت انا وعلي نورا بين يدي الله عز وجل...»

کتاب الاصابة با سند صحیح می گوید:

«متى كنت نبيا قال وآدم بين الروح والجسد وهذا سند قوي»

الإصابة في تمييز الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ج6، ص239

همچنین مستدرک حاکم نیشابوری:

«قال قلت لرسول الله صلى الله عليه وسلم متى كنت نبيا قال وآدم بين الروح والجسد هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 2، ص 665

ذهبی نیز می گوید این حدیث صحیح است، الاصابه و مستدرک، ما در این قضایا یک مقداری خوب دقت نمی کنیم، و بعد می آییم و شروع می کنیم به کتاب نوشتن. مخصوصا کتاب هایی که به نام درسی دارد مطرح می شود، این ها یک مقداری درد آور است، شما ببینید در ذیل آیه شریفه:

(وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يعْبَدُونَ)

از رسولاني که پيش از تو فرستاديم بپرس: آيا غير از خداوند رحمان معبوداني براي پرستش قرار داديم؟!

سوره زخرف (43): آیه 45

ببینید تعبیر ابن عساکر چیست؟

«قال النبي صلى الله عليه وسلم يا عبد الله أتاني ملك فقال يا محمد (واسأل من أرسلنا من قبلك من رسلنا) على ما بعثوا»

برچه چیزی مبعوث شدم؟

«قال قلت على ما بعثوا قال على ولايتك وولاية علي بن أبي طالب»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج24، ص241

ثعلبی می گوید:

«قال رسول الله: صلى الله عليه وسلم (أتاني ملك فقال: يامحمد) واسأل من أرسلنا من قبلك من رّسلنا (على ما بعثوا، قال: قلت: على ما بعثوا، قال: على ولايتك وولاية علي بن أبي طالب»

الكشف والبيان (تفسير الثعلبي )؛ اسم المؤلف: أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري الوفاة: 427 هـ - 1035م، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - 1422هـ-2002م، الطبعة: الأولى، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ج8، ص338

خوارزمی، حاکم نیشابوری با سند صحیح. معرفة علوم الحدیث با سند صحیح این را نقل کرده است، از انبیاء سوال کرد

«عَلَى مَا بُعِثْتُمْ؟ فَقَالُوا: عَلَى ولایَتِکَ وَ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ»

ما این ها را می خواهیم چه کار کنیم، همه هم از اهل سنت این ها را نقل کردند.

 در کتاب کافی، جلد 1، با سند صحیح:

«مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: وَلَايَةُ عَلِيٍّ (علیه السلام) مَكْتُوبَةٌ فِي‏ جَمِيعِ‏ صُحُفِ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ رَسُولًا إِلَّا بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ وَصِيِّهِ عَلِيٍّ (علیه السلام).»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص437، بَابٌ فِيهِ نُتَفٌ وَ جَوَامِعُ مِنَ الرِّوَايَةِ فِي الْوَلَايَة، ح6

بصائر الدرجات شاید نزدیک 20 روایت آورده است در این زمینه، شما ملاحظه بفرمایید

«وَلَايَةُ عَلِيٍّ (علیه السلام) مَكْتُوبَةٌ فِي‏ جَمِيعِ‏ صُحُفِ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ رَسُولًا إِلَّا بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ وَصِيِّهِ عَلِيٍّ (علیه السلام).»

بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم؛ نویسنده: صفار، محمد بن حسن، مصحح: كوچه باغى، محسن بن عباسعلى‏، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، ج1، ص72

نزدیک 20 تا روایت آورده است. یکی دو تا نیست که ما بیاییم به سندش اشکال کنیم، بر دلالتش اشکال کنیم.

پرسش:

این مسائل را معمولا سر آباء‌ و اجداد پیامبر مطرح می کنند.

پاسخ:

چون این ها می بینند پدر ابوبکر کافر بوده است، پدر عمر کافر بوده است، پدر عثمان کافر بوده است، و از آن طرف می بینند که پدر حضرت علی علیه السلام کافر نبوده است این برای شان نقص است. برای این که بتوانند مسئله را بیشتر کنند می گویند پدر پیامبر هم کافر بوده است.

 نمی دانید این ها چقدر روایت بر کفر پدر رسول اکرم دارند، این ها را که نمی توانند بالا بیاورند و با پیامبر یکی کنند پس پیامبر را پایین می آورند، روایات متعدد دارند بر این که خلیفه دوم و پسرش و چند نفر از صحابه ایستاده ادرار می کردند، برای این که این را توجیه کنند در چند جای بخاری آمده است:

«أَتَى النَّبِیُّ صلّى الله علیه وسلم سُبَاطَةَ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًا» !

پیامبر(ص) به زباله دان قومی رفت و در آنجا ایستاده بول کرد 

صحیح بخاری.ص66.ط بیت الافکار الدولیة

از این مدل روایات که شأن پیامبر و امیرالمؤمنین را پایین آورده اند زیاد دارند. این یکی از بحث های عمیقی است که ما باید یک مقداری بیشتر دقت کنیم!

 والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

 

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها