2024 May 23 - پنج شنبه 03 خرداد 1403
پاسخ به شبهه عدم علم امام هادی علیه السلام به امام پس از خود (2)
کد مطلب: ١٥٥٤٢ تاریخ انتشار: ٠١ تير ١٤٠٢ - ١٨:١٢ تعداد بازدید: 1178
خارج فقه الحکومه » فقه
پاسخ به شبهه عدم علم امام هادی علیه السلام به امام پس از خود (2)

(جلسه نود و هفتم - 08 03 1402)

 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه نود و هفتم - 08 03 1402)

موضوع:  پاسخ به شبهه عدم علم امام هادی علیه السلام به امام پس از خود (2)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعین وَهُوَ خَیرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِیَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِیَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ یَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

پرسش:

...

پاسخ:

من به دوستان توصیه می کنم کتاب کبریت الاحمر و شرایط المنبر را در تعطیلی ها یک دوره مطالعه کنند. نکات خیلی ظریفی در این کتاب است.

من یادم می آید سال 49 که در مدرسه  فیضیه حجره داشتم کتابخانه می رفتم این کتاب را یک دوره از اول تا آخر، مطالعه کردم.

یکی مطالعه این کتاب خیلی برای من لذت بخش بود و یکی هم کتاب «الدر المنضود فی شرح زیارت العاشور» نوشته مرحوم «تبریزی باغمیشه ای». اخیرا شنیدم این کتاب چاپ مجدد شده است. کتاب خیلی قدیمی است در رابطه با زیارت عاشورا توضیحات خیلی عمیق عرفانی دارد. الحق والانصاف در رابطه با زیارت عاشورا هم مقدمه ای خوبی دارد و هم در شرح متن آن خیلی عالمانه وارد شده است. روی احساسات و تعصب نبوده است. لعن ها را نیز خیلی خوب تحلیل کرده است.

یک مقدار ما باید در متن زیارت عاشورا دقت کنیم. ما یک مناظره ای با آقای بی آزار شیرازی داشتیم ایشان می گفت لعن آخر زیارت سند ندارد و در کتاب مصباح المتهجد این را اضافه کرده اند!

ما یک نسخه ای از کتاب مصباح المتهجد را که حدود نود _ صد سال بعد از وفات شیخ طوسی استنساخ شده بود را در کتابخانه اقای مرعشی پیدا کردیم یعنی با صد سال فاصله وفات شیخ طوسی 460 است این 570 یا 565 بود.

دیدم عین همین تعبیری که الان در کتاب مصباح المتهجد است

«اللَّهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّی وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلًا ثُمَّ الثَّانِیَ ثُمَّ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ اللَّهُمَّ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِی سُفْیَانَ وَ آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏ (تاریخ وفات مؤلف: 460 ق)، محقق و مصحیح: ندارد‏ ناشر: مؤسسة فقه الشیعة ، ج‏2، ص776

در نسخه قدیمی نیز هست. گفتم بفرمایید این هم نسخه ای که تقریبا عصر خود شیخ طوسی استنساخ شده است شما می گویید این ها را قرن یازدهم – دوازدهم بعد از صفویه اضافه کردند!

بعد نسخ دیگری مربوط به قرن پنجم و ششم پیدا کردیم که لعن به همین شکل در آن جا آمده بود. ظاهرا «المزار مشهدی» بود نسخه قدیمی که پیدا کردیم آن هم این عبارت را آورده بود.

 

پرسش:

در مورد آیت الله بهاء الدینی مطالب کمی مطرح شده است. اگر مطلبی هست بفرمایید استفاده کنیم.

پاسخ:

بنده خیلی توفیق زیارت ایشان را نداشتم. ما یک مقدار با آقای کشمیری ارتباط داشتیم و بعد هم آقای شیخ جعفر مجتهدی. ما عمدتا خدمت این دو بزرگوار بودیم.

حتی یک دفعه شیخ جعفر مجتهدی به آقای بهاء الدینی پیام داده بودند که شما در قنوت نمازتان برای امام زمان علیه السلام دعا نمی کنید. بعد از آن ایشان در قنوتشان ملتزم بودند که این دعای سلامتی حضرت را بخواند:

«اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً»

پرسش:

آقای بهجت با همه این بزرگان ارتباط داشت

پاسخ:

آقای بهجت یک روحیه ای داشت که با همه آقایان تلاش می کرد مرتبط باشد با آقای طباطبایی، آقای قاضی که استادشان بود. با آقای سعادت پرور ارتباط داشت، با اقای خوشوقت و ... ارتباط داشت.

اقای کشمیری که قم آمد شاید اقای بهجت جزء اولین کسانی بود که خدمت ایشان رفته بود. آقای کشمیری به من گفت آقای بهجت این جا آمد به من گفت اگر می خواهی سالم بمانی به هیچ کسی اجازه نده به خانه ات رفت و آمد داشته باشد حتی به من (بهجت) اجازه نده.

ولی اقای کشمیری خدا روح شان را شاد کند اول خیلی روشن حرف می زد وقتی انسان خدمتشان می رسید معمولا آن جایی که صلاح می دید گذشته و آینده طرف را همین طوری می گفت.

اما بعد از دو_سه سال که گذشت به ایشان هم کمال همنشین اثر کرد و خیلی کتوم شد یعنی آن آخرها که ما خدمت شان مشرف می شدیم اصلا حرف نمی زد سوال هم از ایشان می کردند بطور اجمال جواب می داد.

چند تا کلیپ هم از ایشان پخش شده ملاحظه کنید سوال که می کنند با دو کلمه جواب می دهد یا با یک کلمه جواب می دهد. اما چرا اینطور شد؟ ما متوجه نشدیم چرا ایشان به این شکل آخر عمری کتوم شدند.

پرسش:

یک کلیپی از ایشان است که سوال می کنند شما که محضر آقای قاضی بودید نظر آقای قاضی در مورد درس و بحث طلبگی چه بود؟ بعد ایشان جواب می دهد درس و بحث چندان مهم نیست.

پاسخ:

این عبارت عرفاء است کلیپی از امام (رضوان الله تعالی علیه) در فضای مجازی است اگر ما اعمالمان را در درس و بحث خالص نکنیم همین درس فقه و اصول ما فردای قیامت وبال گردن مان می شود؛ حتی درس اخلاق و توحید هم که می گوییم همین ها فردای قیامت مایه درد سر و عذاب مان می شود.

در حوزه ها داریم مشاهده می کنیم درس ها و بحث ها آن معنویتی که واقعاً خالص برای رضای خدا باشد برای نمره گرفتن نباشد برای این که ما بتوانیم یک اطلاعاتی کسب کنیم نباشد، خیلی کم است.

 در روایت هم داریم خدای عالم می فرماید اخلاص، نعمتی است که فقط در قلب کسانی که دوست دارم قرار می دهم. ولذا از اول صبح که بیدار می شویم اگر تمام اعمال مان را یادداشت بکنیم آخر شب می بینیم آیا کارهایی که انجام دادیم واقعاً چقدر برای خدا بوده است؛ یعنی واقعاً «خالصاً لوجه الله» انجام دادیم؟

بنده این جا برای درس آمدم واقعاً خالصاً لوجه الله است یا نه اغراض دیگری هم در آن است! نماز که می خوانم واقعاً خالصاً لوجه الله است؟ یعنی چون خدایا تو دوست داری من نماز می خوانم، تو راضی هستی من نماز می خوانم؟ یا به خاطر عادت، یا به خاطر ترس از این که اگر نماز نخوانم برای من گرفتاری پیش می آید؟ گرفتاری اخروی که هیچ، گرفتاری های دنیوی چون می دانیم ترک نماز یک سری عواقب دنیوی هم دارد. نماز هم که می خوانیم به تعبیر امام در نماز دقت کن با چه کسی حرف می زنی و چه حرفی می گویی. اگر این مسئله با چه کسی حرف می زنیم و چه حرف می زنیم در نماز برای ما حاصل نشود قضیه سخت می شود.

 مرحوم قاضی می گوید من محصول تمام عمر خودم را بخواهم به شما توصیه بکنم این هست که نمازتان را اصلاح کنید چون همه چیز در آن است.

 مرحوم نخودکی (رضوان الله تعالی علیه) می گوید اگر من به هر مقامی رسیدم با اصلاح نماز بوده است. شما هر کدام از عرفاء را ببینید در مورد نماز، شبیه این مطلب را  می گویند.

 یا نامه ای که آقای بهاری برای میرزای نائینی می نویسد همان جا هم می گوید اگر کسی می خواهد به یک مقام بالایی برسد و درهای کمالات به رویش باز بشود و چشم برزخی اش باز بشود و حقایق را ببیند: اول کلام نماز است آخر کلام هم نماز است.

ولی ما متأسفانه روی نماز خیلی زیاد سرمایه گذاری نکردیم فرصت هم نمی کنیم سرمایه گذاری کنیم. اگر ما روی نماز یک مقداری دقت مان را بیشتر بکنیم تمام امورمان حل شدنی است بویژه رعایت اول وقت، تلاش کنیم به هر قیمتی ولو ضرر (دنیایی) سخت در زندگی برای مان پیش بیاورد نماز اول وقت مان را ترک نکنیم.

در محضر بزرگی هم هستیم مطالب خیلی مهمی هم دارد مطرح می کند ولی وقتی که صدای اذان را شنیدیم این قدر جرأت داشته باشیم جلسه را ترک کنیم سراغ نماز برویم. همین رعایت اول وقت مقدمه است که بعد حضور قلب هم بیاید.

از آقای بهجت سوال کرده بودند مرحوم قاضی فرموده بود آن کسانی که نماز اول وقت می خوانند قطعاً به مقامات بالا می رسند آیا مراد ایشان نماز با حضور بود؟ ایشان فرمود نماز با حضور یک خواص دیگری دارد. خود نفس اول وقت نماز خواندن موضوعیت دارد.

 در روایات هم داریم. این روایت در کافی است کسی که مراقب نماز اول وقت هست ملک الموت هنگام جان دادن شهادتین را بر او تلقین می کند. و کاری می کند که شیطان از اطراف او فرار کند. یکی از ویژگی های نماز اول وقت کمک خود ملک الموت به این مؤمن هنگام جان دادن است که خطرناک ترین وقت ما، آن وقت است.

پرسش:

نماز اول وقت است یا خود اصل نماز است؟

پاسخ:

مراد اول وقت است آن هایی که اول وقت مراقب نمازشان هستند روایت از امیر المؤمنین (سلام الله علیه) دارد ملک الموت می گوید خودم تلقین را کمک می کنم و کاری می کنم شیطان از کنار او فرار کند.

پرسش:

چطور اسم اول وقت و آخر وقت گذاشتند

پاسخ:

«اولُها رضوان آخرُها غفران» برای تنبل هایی مثل ما گذاشتند همسران پیغمبر می گویند وقت نماز که می شد رسول اکرم هیچ کسی را گویا نمی شناخت.

پرسش:

از امام علی (علیه السلام) است در نامه ای که به محمد ابن ابی بکر می نویسد تمام کارهای تو تابع نماز است.

پاسخ:

بله

 «أَنَّ کُلَّ شَیْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلَاتِک‏»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص385

پرسش:

نماز اول وقت برخی مواردش حرمت دارد 20 مورد می شود برخی موارد هم کراهت دارد.

پاسخ:

یک دفعه نماز اول وقت می خوانید جلو شما یک انسانی دارد غرق می شود یک دفعه این است که الأهم فالأهم است شما نمازت را بخوانی یا انسانی که دارد غرق می شود را نجات بدهی آن بحث، جدا است. ولی ما هستیم بما هوَ هوَ. اول وقت مورد عنایت است.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ.

یکی از شبهاتی که برخی در رابطه با مقدمه ای بر بحث ولایت فقیه و زیر سوال بردن ائمه اثنی عشر مطرح می کنند این است که امام هادی (سلام الله علیه) نمی دانست که امام بعد از ایشان، امام عسکری (سلام الله علیه) و یا ابو جعفر سید محمد است.

 برای شما روایات متعددی را جلسه قبل عرض کردیم 8 روایتی که آمده: «أَحْدِثْ لِلَّهِ شُکْرا» و امثال این تمام این روایت ها ضعیف است.

مرحوم شیخ طوسی هم در غیبت بعد از این که، این روایت را نقل می کند می گوید:

«فعلی القول بصحة إسناد الشیخ الی سعد عبدالله فهو مخالف للروایات المتعددة فی امامة الأئمة الاثنی عشر والنصوص الواردة فی امامة العسکری»

این ها را مفصل عرض خواهم کرد ما خودمان نزدیک به 300 روایت بررسی سندی هم کردیم از این 300 روایت تقریباً 40- 50 روایت سند صحیح دارد مابقی مؤید است یعنی افراد کذاب و وضاعی در سندش نیست. نام ائمه (علیهم السلام) از حضرت امیر تا حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) ذکر شده است. این 300 روایت فوق تواتر است این ها به هیچ وجه قابل تردید و شک نیست انسان یقین می کند که از ائمه علیهم السلام صادر شده است.

حالا این که به گوش بعضی از صحابه نرسیده است به تعبیر مرحوم شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) این طوری نبود که تمام روایات به گوش همه روات برسد.

 فرض بفرمایید شیعه در عصر امام باقر علیه السلام  500 تا 1000 نفر بودند شاید 100 تا 200 نفر این روایت هم به گوش شان نرسیده باشد؛ ولی عمده روات فحول که ملازم با ائمه علیهم السلام بودند و مشتهر بکثرة الروایة هستند این ها در سند این احادیث الأئمة اثنی عشر هستند.

از قبیل ابو بصیر، مؤمن الطاق، هشام ابن سالم، هشام ابن حکم، محمد ابن مسلم و جابر یزید جعفی این ها که مشاهیر اصحاب ائمه بودند و عمده روایات ما بر محور این ها دور می زند این ها در سند روایات الأئمة اثنی عشر بودند و همین برای ما کفایت می کند.

 مضافاً بر این که ما روایات متعددی داریم تصریح در امامت امام عسکری (سلام الله علیه) دارد. در کافی شریف روایتی در جلد 1، صفحه 199، چاپ بیروت.

«عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُمَرَ النَّوْفَلِیِّ قَالَ: کُنْتُ مَعَ أَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام) فِی صَحْنِ دَارِهِ»

علی ابن عمر نوفلی می گوید با امام هادی در حیاط خانه بودم

«فَمَرَّ بِنَا مُحَمَّدٌ ابْنُهُ»

سید محمد ابو جعفر رد شد گفتم:

«جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا صَاحِبُنَا بَعْدَکَ فَقَالَ لَا صَاحِبُکُمْ بَعْدِیَ الْحَسَنُ.»

الکافی ( ط- الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الکتب الإسلامیة، تهران‏: 1407 ق‏؛ ج1، ص 326

همچنین مرحوم شیخ مفید در ارشاد همین روایت را می آورد که امام  علیه السلام فرمود:

«لَا! صَاحِبُکُمْ بَعْدِی الْحَسَن‏»

الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد؛ نویسنده مفید محمد بن محمد (وفات: 413)، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، ناشر : دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت – لبنان، ج2، ص315

هم کافی دارد هم غیبت طوسی دارد هم بحار آورده است. در غیبت شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 199 می گوید:

«دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام) بِصَرْیَا»

«صریا» یک آبادی است (هی قریة أسّسها موسى بن جعفر علیه السلام على ثلاثة أمیال من المدینة)»

«فَسَلَّمْنَا عَلَیْهِ فَإِذَا نَحْنُ بِأَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی مُحَمَّدٍ قَدْ دَخَلَا»

دیدیم سید محمد با امام عسکری داخل شدند

«فَقُمْنَا إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ لِنُسَلِّمَ عَلَیْهِ»

طرف سید محمد رفتیم سلام بدهیم.

 امام فرمود:

«لَیْسَ هَذَا صَاحِبَکُمْ عَلَیْکُمْ بِصَاحِبِکُمْ وَ أَشَارَ إِلَى أَبِی مُحَمَّد»

الغیبة (للطوسی)/ کتاب الغیبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامیة، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص199

این ها هم یک دسته از روایات است. ما اسامی ائمه را طبقه بندی کردیم. اسامی ائمه در بیان افضل الفرائض، توسط حضرت خضر، در اولیٰ بالمؤمنین، در قضیه لوح حضرت زهرا سلام الله علیها، مناظره عبد الله جعفر با معاویه، در سجده شکر امام کاظم علیه السلام، در حدیث معراج، در حدیث غدیر حدود 8- 9 مورد مکاتبات معصومین اسامی ائمه آمده است.

در عرضه عقاید به معصومین 6- 7 مورد است روات خدمت ائمه می آیند عقایدشان را عرضه می کنند از جمله شمارش اسامی ائمه مثلاً در زمان امام صادق علیه السلام حضرت می فرماید بعد از من چه کسی است تا حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) بخشی هم ذکر اسامی بعضی ائمه است مثلاً تا امام صادق و امام رضا علیهما السلام آمده است دیگر بعد از ایشان نیامده است همه این ها را ما تفکیک کردیم.

این هایی که تا قسمت آخرش اسامی تمام ائمه است یعنی از حضرت امیر (سلام الله علیه) تا حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه). تلاش می کنم فایلش را روی سایت بگذارم بزرگواران بتوانند از آن استفاده کنند.

پرسش:

دوازده امام است آیا خصوصیتی دارد چطور ده و یازده نیست؟

پاسخ:

چطور ده ماه و یازده ماه یا سیزده ماه نشده است؟ خدای عالم می توانست طوری کند که این گردش زمین مثلاً در 13 ماه باشد. در رابطه با حضرت عیسی داریم:

«وَ کَانَ أَصْحَابُه‏ اثْنَیْ عَشَرَ سِبْطا»

تفسیر القمی؛ قمى، على بن ابراهیم، محقق/ مصحح: موسوى جزائرى، طیّب‏، ناشر: دار الکتاب، ج2، ص122

(وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقِیبًا)

خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت. و از آنها، دوازده نقیب [= سرپرست] برانگیختیم.

سوره مائده (5): آیه 12

در آن جا هم 12 سبط است نُقبای بنی اسرائیل 12 نفر هستند. این که چه رمزی است ما نمی دانیم یک سری مسائل پشت پرده است، ان شاء الله بعد از آمدن حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) خیلی از مسائل روشن می شود و این هم روشن خواهد شد.

حکمت الهی بر این بوده یا نظام احسن اقتضایش این بوده که این یازده بزرگوار بیایند حجت را تمام بکنند و زمینه برای ظهور امام دوازدهم آماده بشود.

 بعضی از آقایان هم بر این عقیده هستند مثلاً در زمان امام حسین (سلام الله علیه) بنا بود قیام و حکومت جهانی صورت بگیرد. روایات هم در این زمینه داریم ولی بدا حاصل شد. در زمان امام صادق علیه السلام بنا بود حکومت جهانی توسط حضرت امام صادق علیه السلام صورت بگیرد شیعیان فاش کردند نشد.

یک چنین روایاتی از ائمه (علیهم السلام) داریم. اگر زمان امام حسین علیه السلام حکومت جهانی تشکیل می شد بعد ائمه (علیهم السلام) به تدریج حکومت می کردند تا حضرت مهدی (ارواحنا فداه) و رجعت اتفاق می افتاد یعنی این طوری نیست که امامت تمام بشود.

 بنده در این قسمت خیلی کار کردم شاید بالای 4- 5 هزار ساعت روی ائمه اثنی عشر شخصاً کار کردم و به کاری که دوستان در مؤسسه می کردند اکتفاء نکردم.

 آن چه که مسلم است از روز اَزل قبل از خلقت آدم علیه السلام روایات متعددی داریم در احادیث نوری، بحث حکومت جهانی لباسی است که فقط برای قامت حضرت حجة ابن الحسن (ارواحنا فداه) دوخته شده است نه برای ائمه دیگر.

قبلا بطور مفصل، شبهه «أأنت القائم» را مطرح کردیم که حضرت می گوید: «کُلنا قائم» ولی آن قائمی که: «یَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا»؛ او کسی دیگر است.

پرسش:

در روایت ائمه اثنی عشر وقتی می شمارند آخرش أفضلهم تاسعهم آمده است آیا آخر بودن حضرت، وجه افضلیت است؟

پاسخ:

نه، البته این ها در مقام نورانیت کلهُم نورٌ واحد

«وَ أَنَّ أَرْوَاحَکُمْ وَ نُورَکُمْ وَ طِینَتَکُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُها مِنْ بَعْض‏»

من لا یحضره الفقیه؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مصحح: غفاری، علی اکبر، ج2، ص613

ولی در عالم خلقت و در عالم خلقت نوری روایت است که از امام جواد علیه السلام سوال می کنند همه شما در یک صف هستید؟ حضرت می فرماید همه ما امام هستیم

 «وجدُّنا علی اعلمُنا»

پرسش:

درباره ائمه بعد از امام حسین علیهم السلام روایت ائمه اثنی عشر می فرماید «أفضلهم تاسعهم»

پاسخ:

دو تا مسئله است در میان ائمه هم حضرت امیرالمومنین علیه السلام و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) یک سری فضائل خاصی دارند. چهار تکبیر هم در نماز فقط در حق حضرت امیرالمومنین علیه السلام و حضرت مهدی (ارواحنا فداه) است.

این از روز ازل نه به خاطر تشکیل حکومت بلکه حکمت خدای عالم بر این تعلق گرفته است که این دو بزرگوار را یک مقداری برتری بدهد.

(إِنَّ الْفَضْلَ بِیدِ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ)

فضل (و موهبت نبوت و عقل و منطق، در انحصار کسی نیست؛ بلکه) به دست خداست؛ و به هر کس بخواهد (و شایسته بداند،) میدهد؛ و خداوند، واسع [= دارای مواهب گسترده] و آگاه (از موارد شایسته آن) است.

سوره آل عمران (3): آیه 73

در این قضایا احساس می کنم فرمایشات حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) مهم است که می فرماید سروران ما، از خلقت نوری هستند همه ائمه نه تنها رسول اکرم

(وَمَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَى)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید! آنچه می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست!

سوره نجم (53):آیات 3 و 4

بعد می گوید این ها مقاماتی دارند که عقل ما به آن جا نمی رسد. درک بشر به آن جا نمی رسد همان فرمایش حضرت امیرالمومنین (سلام الله علیه) که می فرماید:

«نزّلونا عن الرّبوبیّة و قولوا فینا ما شئتم.»

منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح‏؛ نویسنده: شیخ بهایى، محمد بن حسین- بسطامى، على بن طیفور (تاریخ وفات مؤلف: 1031 ق‏)، محقق / مصحح: حسن زاده آملى، حسن‏، ناشر: حکمت‏، تهران: 1384، مقدمه 2، ص33

«اجعلونا عبیدا مخلوقین وقولوا فینا ما شئتم»

الصفار، أبو جعفر محمد بن الحسن بن فروخ (متوفای290هـ) بصائر الدرجات، ص261، تحقیق: تصحیح وتعلیق وتقدیم: الحاج میرزا حسن کوچه باغی، ناشر: منشورات الأعلمی – طهران، سال چاپ : 1404 - 1362 ش

«نزّلونا عن الرّبوبیّة و قولوا فی فضلنا ما شئتم و لن تبلغ عقولکم علی ما آتانا الله من الفضل»

در بعضی از موارد لا تبلغ دارد و در بعضی از جاها «لن تبلغ عقولکم علی ما آتانا الله من الفضل» دارد.

در بعضی موارد حدیثنا است و در بعضی از موارد امرنا است

«إِنَّ حَدِیثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَان‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص401، بَابٌ فِیمَا جَاءَ أَنَّ حَدِیثَهُمْ صَعْبٌ مُسْتَصْعَب‏، ح1

«إِنَّ أَمْرَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَعْرِفُهُ وَ لَا یُقِرُّ بِهِ إِلَّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ مُؤْمِنٌ نَجِیبٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ.»

بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّى الله علیهم؛ نویسنده: صفار، محمد بن حسن، مصحح: کوچه باغى، محسن بن عباسعلى‏، ناشر: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، ج1، ص27

«إِنَّ حَدِیثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا صُدُورٌ مُنِیرَةٌ أَوْ قُلُوبٌ سَلِیمَةٌ أَوْ أَخْلَاقٌ حَسَنَةٌ إِنَّ اللَّهَ أَخَذَ مِنْ شِیعَتِنَا الْمِیثَاقَ کَمَا أَخَذَ عَلَى بَنِی آدَمَ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ فَمَنْ وَفَى لَنَا وَفَى اللَّهُ لَهُ بِالْجَنَّةِ وَ مَنْ أَبْغَضَنَا وَ لَمْ یُؤَدِّ إِلَیْنَا حَقَّنَا فَفِی النَّارِ خَالِداً مُخَلَّداً.»

بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّى الله علیهم؛ نویسنده: صفار، محمد بن حسن، مصحح: کوچه باغى، محسن بن عباسعلى‏، ناشر: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، ج1، ص401

مقاماتی که ائمه (علیهم السلام) دارند روایات شاید فوق تواتر باشد برای برخی انبیاء (علیهم السلام) حتی تصور آن مقامات سخت بوده است.

ان شاءالله بعد از ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه آن حضرت پرده ظلمات را برمی دارد. در روایت داریم علوم بیست و هفت قسمت است قبل از ظهور حضرت ولی عصر فقط 2 قسمتش منتشر می شود.

بعد از آمدن حضرت ولی عصر عمده علوم منتشر خواهد شد و معجزه حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء هم عمدتاً معجزه علمی است.

در رابطه با بحث بداء درباره سید محمد، اقوال بزرگان را چند مورد عرض کنم در رابطه با این که روایات متعددی داریم که:

«مَا بَدَا لِلَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ کَمَا بَدَا لَهُ فِی محمد ..»

مرحوم شیخ طوسی می گوید:

«بدا لله فی محمد کما بدا له فی إسماعیل معناه ظهر من الله و أمره فی أخیه الحسن ما زال الریب و الشک فی إمامته فإن جماعة من الشیعة کانوا یظنون أن الأمر فی محمد من حیث کان الأکبر»

سید محمد.

 «کما کان یظن جماعة أن الأمر فی إسماعیل بن جعفر دون موسى (علیه السلام) فلما مات محمد ظهر من أمر الله فیه»

وقتی سید محمد یا اسماعیل از دنیا رفتند این امر الهی برای مردم، منکشف شد نه این که برای خدا، بدا حاصل شد.

«ظهر من أمر الله فیه و أنه لم ینصبه إماما کما ظهر فی إسماعیل مثل ذلک لا أنه کان نص علیه ثم بدا له فی النص على غیره»

خدا، محمد را امام قرار نداده بود در اسماعیل هم همین طوری است.

«فإن ذلک لا یجوز على الله تعالى العالم بالعواقب.»

الغیبة (للطوسی)/ کتاب الغیبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامیة، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص202

این که ما می گوییم خدای عالم نمی دانست بعد بدا حاصل شد.

شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه) همین طوری می گوید

«و أما الإمامة فإنه لا یوصف الله فیه بالبداء و على ذلک إجماع فقهاء الإمامیة»

الفصول المختارة؛ مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: میر شریفی، علی ناشر: کنگره شیخ مفید، ص 309

شیخ حر عاملی هم همین طور.

حاج آقای سبحانی (حفظه الله) می گوید:

«ظهر فی شأنه أمر یخالف ما فی حسبان الناس»

البداء على ضوء الکتابِ والسنّة؛ المؤلف: السبحانی، الشیخ جعفر، ج1،  ص131

آن چیزی که مردم تصور می کردند در تصورات مردم بدا حاصل شد مردم تصور می کردند که امام بعد از امام هادی علیه السلام، سید محمد است؛ ولی بعد از فوت سید محمد برای مردم روشن شد یعنی خدای عالم برای مردم روشن کرد که امامت در سید محمد نبوده است این ها یک سری بحث هایی است در رابطه با امامت امام عسکری علیه السلام روایات متعددی داریم که این روایات به هیچ وجه قابل خدشه نیست.

ما نمی توانیم از کنار این روایات به این سادگی رد بشویم. ان شاء الله مطلب را در جلسه بعدی مفصل عرض می کنم. روایات صحیح در رابطه با امامت، امام عسکری (سلام الله علیه) است.

هفده تا روایت صحیح و مؤید پیدا کردیم با توجه به تفحصی که خودمان داشتیم. البته در رابطه با امام هادی علیه السلام شبهات زیاد نیست. شبهات اصلی روی اسماعیل است.

الان اسماعیلیه یک فتنه ای در دنیا شده اند و تبلیغاتی که علیه شیعه دارند می کنند این ها با بعضی از فرقه های منحرف مثل بهائی ها و وهابی ها هماهنگ شده اند و دست به دست هم داده اند.

آن ها که در پاکستان هستند یک عقیده ای دارند. آن ها که در هندوستان هستند عقیده دیگر دارند. در شرق عربستان سعودی و غرب یمن اسماعیلی ها یک عقیده ای دیگر دارند. در بعضی از کشورهای آفریقایی هم هستند در انگلیس این ها فتنه می کنند.

در این دو_سه سال اخیر هم شبهات اسماعیلیه در فضای مجازی پخش شده است. احساس می کنیم مثلا خود استعمار یا صهیونیست پشت قضیه هستند که بحث اسماعیلیه را مطرح کنند در حقیقت برای انحراف اذهان جوان های شیعه است.

اگر دوستان در این زمینه هم بتوانند مطالعاتی داشته باشند خوب است. بعضی از محققان هم مقاله های خوبی نوشته اند و خوب هم کار شده است. در موسسه علوم الحدیث دو سه مقاله در رابطه با فرقه اسماعیلیه دیدم خیلی خوب کار کردند.

ما هم یک برنامه ای در سوریه داشتیم حدود بیست سال قبل بود یک ماه آن جا بودیم و حدود هفتاد نفر از علمای شیعه را از لبنان و سوریه جمع کرده بودند و ما فرق اسلامی را در آن جا تدریس داشتیم من جمله اسماعیلیه بود.

آن چه که در ذهنم است یک هفته ما فقط در رابطه با فرق اسماعیلیه و عقاید مختلف این ها در آن جا بحث کردیم. لذا بحث اسماعیلیه را عزیزان جدی بگیرند و دارد در برابر شیعه به فتنه جدیدی تبدیل می شود.

  الان آتیئست ها هم خیلی در فضای مجازی فعال هستند. این ها الان هم با وهابی ها و با بهائی ها کاملا همدست شده اند.

 در فتنه سال گذشته هم در اغتشاشات اخیر مسئله قابل توجه هماهنگ بودن بهائی ها با مسیحی های تبشیری و صهیونیسم بود.

این ها دست به دست هم داده بودند خیلی از کسانی که دستگیر شدند هماهنگ کار می کردند هم اسلحه وارد می کردند و هم اسلحه توزیع می کردند عمده ترین این ها بهائی ها با مسیحی های تبشیری بود که از طریق صهیونیسم اسلحه ها را وارد ایران کردند.

در هر صورت ...

ما یک مقدار خواب هستیم و دشمنان ما دارند با همدیگر متحد می شوند. این ها با اینکه خیلی از نظر اعتقادی در تضاد هستند ولی  علیه شیعه و جمهوری اسلامی همه باهم متحد شدند.

«والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته» 

 

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها