2024 March 3 - يکشنبه 13 اسفند 1402
نکات هفتگانه در حدیث «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر»
کد مطلب: ١٥٣٦٨ تاریخ انتشار: ٢٥ دي ١٤٠١ - ١٨:١٠ تعداد بازدید: 1355
خارج فقه الحکومه » فقه
نکات هفتگانه در حدیث «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر»

(جلسه سیزدهم 01 08 1401)

 بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) - سال نوزدهم

 (جلسه سیزدهم  01 08 1401)

موضوع:  نکات هفتگانه در حدیث «لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر»

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

اگر کسی به مقدسات اهل سنت توهین بکند باید برخورد قاطعانه و شدیدترین حکم درباره اش جاری بشود. هیچ شکی هم نداریم. اگر یک سنی آمریکایی هم به تعبیر مقام معظم رهبری آمد این چنین کرد با او هم برخورد بشود. برخوردها نباید یک جانبه باشد.

پرسش:

مقدسات سنی ها چه هست؟

پاسخ:

ابوبکر و عمر و عایشه این سه تا برایشان مقدس هست مابقی مهم نیست یعنی شما به سلمان و ابوذر ده تا فحش بدهید بالای منبر صد تا لعن کنید کار ندارند سلمان و ابوذر و مقداد یا نسبت به حضرت امیرالمومنین و یا زهراسلام الله علیهما (نستجیر بالله) جسارت کنید حرفی ندارند.

به عثمان هم کار ندارند نسبت به عثمان حساسیت ندارند اما ابوبکر، عمر و عایشه مقدسات آن ها هست.

پرسش:

معاویه هم برای شان مقدس شده است.

پاسخ:

نه. برای همه اهل سنت نیست. حتی خیلی از اهل سنت علیه معاویه کتاب نوشتند. یک نفر از این ها که در اردن است به نام عدنان ابراهیم می گوید معاویه دجال ترین دجال ها است.

پرسش:

از سنی ها هست؟

پاسخ:

بله از سنی های خیلی مشهور هم هست. ایشان خیلی طرفدار دارد در فضای مجازی جزء سنی های روشنفکر است نسبت به شیعه حرف زیاد دارد ولی نسبت به معاویه نیز چنین عقیده ای دارد.

 حتی نسبت به داعش حرف های خیلی تندی دارد. تحصیل کرده های اهل سنت او را خیلی دوست دارند.

آغاز بحث...

بحث مان در رابطه با خطبه 40 حضرت امیرالمومنین (سلام الله علیه)در رابطه با ضرورت حاکم بود. چه حاکم عادل باشد وچه حاکم ظالم باشد. بعضی ها ایراد گرفتند که حضرت می فرماید:

«لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر یَعْمَلُ فِی إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ یَسْتَمْتِعُ فِیهَا الْکَافِرُ وَ یُبَلِّغُ اللَّهُ فِیهَا الْأَجَلَ وَ یُجْمَعُ بِهِ الْفَیْ‏ءُ وَ یُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ یُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِیفِ مِنَ الْقَوِیِّ حَتَّى یَسْتَرِیحَ بَرٌّ وَ یُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِر»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 82

چگونه حضرت امیرالمومنین علیه السلام به امامت فاجر مشروعیت می دهد؟

اگر مقداری در کلمات حضرت دقت بشود مشخص می شود که حضرت می گوید جامعه ای که حاکم ظالم داشته باشد، مقدم است بر جامعه ای که حاکم نداشته باشد.

دو تا نکته همواره در حکومت های ظالم هست عزیزان خوب دقت کنند:

نکته اول: حکومت ظالم برای این که حکومتش ادامه داشته باشد همواره مراقب است که از مرزها خوب مراقبت کند واز هجوم دشمن جلوگیری بکند.

نکته دوم: حاکم ظالم برای این که شورش مردمی علیه اش نشود ناگزیر است در حد پاسخگویی به مردم، عدالت را رعایت بکند اگرچه خودش عادل نیست اما امنیت را ایجاد می کند و جلوی هرج و مرج را می گیرد. این دو تا مسئله همواره در حکومت های ظالم هست.

لذا شما مقایسه کنید در یک کشوری که یک حاکم ظالم هست می آید از صد مورد پنجاه شصت مورد را رعایت می کند و جلوی هرج و مرج را می گیرد. آن را مقایسه کنید با جایی که حاکمی نیست و اراذل و اوباش ، امنیتی برای ناموس، اموال و بچه های مردم نمی گذارند.

حضرت امیرالمومنین (سلام الله علیه) با توجه به سخنان دیگرش می فرماید بر فرض که خدای عالم، حاکمی معین نکرده باشد و نصی برای فردی، برای حکومت معین نکرده باشد حاکم ظالم بهتر از بی حاکمی است.

ولی حضرت امیرالمومنین علیه السلام در جای جای نهج البلاغه در رابطه با حکومت و خلافت خودشان مطالبی مطرح کردند و از حکومت های خلفاء هم انتقاد تندی کردند.

 ابن ابی الحدید معتزلی می گوید من از استادم نقیب سوال کردم نجف رفته بودیم دیدیم مردم نسبت به شیخین حرف های تندی می گویند. گفتم چرا باید این چنین باشد؟

استادم به من گفت: این راه را خود حضرت علی علیه السلام برای این ها گشوده است چون خود حضرت امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه در نامه به مالک اشتر می فرماید:

«فَإِنَّ هَذَا الدِّینَ قَدْ کَانَ أَسِیراً فِی أَیْدِی الْأَشْرَار»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 435، نامه 53

از این واضح تر و روشن تر؟ در خطبه 150 نهج البلاغه، دوستان شرح نهج البلاغه حاج آقای مکارم که به خوبی خطبه 150 را شرح کرده و عبارت هایی راکه محمد عبده و ابن ابی الحدید می خواهند توجیه کنند خیلی قاطع رد کرده است.

«حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ»

تا جایی که می گوید:

«وَ ذَهَلُوا فِی السَّکْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 209، خطبه 150

از این تندتر ؟! از این واضح تر؟ !

خطبه شقشقیه هم خیلی واضح و روشن هست. دیگر چیزی در آنجا باقی نگذاشته است. ابن ابی الحدید از ابن عباس نقل می کند ومی گوید: در وسط صحبت امیر المؤمنین علیه السلام کسی آمد سوال کرد و بعد گفت یا علی ادامه بدهید. فرمودند:

«هذه شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّت‏»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 50

ابن عباس متأسف شد از اینکه چرا در وسط سخنرانی حضرت، کسی آمد سوال کرد که جلوی ادامه صحبت حضرت را گرفت.

می گوید اگر من آن جا بودم به ابن عباس می گفتم آیا پسر عموی شما چیز دیگری هم باقی گذاشت که نگفته باشد؟ ! مگر می خواست چیزی بر این حرف هایش اضافه کند؟ !

ما اصلا باید خطبه شقشقیه را آن طور که حضرت علی (سلام الله علیه) فرموده است بیان کنیم نه این که یک چیزی به آن اضافه کنیم. همان تعابیری که خود حضرت امیرالمومنین علیه السلام دارد را بگوییم و سر سوزنی هم به آن اضافه نکنیم.

عین همان تعابیر را بیاوریم برای جوان های خودمان مطرح کنیم که فردا این ها فریب نخورند و برای جوان های اهل سنت هم مطرح کنیم که این ها بیدار بشوند.

این صحبت‌ های خود حضرت امیرالمومنین علیه السلام به عنوان خلیفه چهارم شما است یا به عنوان یک صحابی وقتی خود خلیفه دوم خطاب به حضرت امیرالمومنین علیه السلام و عباس عموی پیامبر در صحیح مسلم جلد 5 صفحه 152 حدیث 4468 می گوید:

«فلما تُوُفِّیَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال أبو بَکْرٍ أنا وَلِیُّ رسول اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم) فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»

این چهار تا ویژگی.

 «ثُمَّ تُوُفِّیَ أبو بَکْرٍ وأنا وَلِیُّ رسول اللَّهِ وَوَلِیُّ أبی بَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»

امیر المؤمنین نگفت رأی من این نیست. عباس هم نگفت حق نداری چنین تهمتی را به حضرت علی علیه السلام و من روا بداری. در آن جا عثمان هم در جلسه نشسته است، عثمان هم نگفت چنین حرفی نگفته است. عبدالرحمن بن عوف ، زبیر، طلحه ، سعد ابن ابی وقاص در جلسه حضور داشتند اما هیچ کدامشان نگفتند که عقیده آن دو بزرگوار چنین نبوده است.

یعنی همه آن پنج نفر(غیرازحضرت) که در شورای شش نفره بودند، در آن جلسه حضور داشتند بلکه در آخر روایت، خلیفه دوم خطاب به امیر المؤمنین علی علیه السلام می گوید:

«إلیسَ کَذَلِکَ؟ قالا نعم»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی؛ ج3، ص 1378، ح 1757 (نرم افزار الجامع الکبیر)

یا در صحیح بخاری دارد:

«ولا یَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَکَ کَرَاهِیَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ... وَلَکِنَّکَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالْأَمْرِ»

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج4، ص1549، ح3998

این تعبیر صحیح بخاری خیلی واضح و روشن است.

پرسش:

تاریخ طبری هم همین بحث را دارد.

پاسخ:

این ها تاریخ طبری را قبول نمی کنند ولی از میان صحاح سته این دو تا را خیلی قبول دارند. و صحیح بخاری و صحیح مسلم را تالی تلو قرآن می دانستند.

پرسش:

... اهل سنت می گویند این حدیث غادرا خائنا این از ادراجات زهری است و بعد هم می آورد که از راویان دیگری که این حدیث را نقل کرده این واژه ها را استفاده کرده است.

پاسخ:

حتی بعضی ها کلمه فاجرا را هم اضافه کرده اند.

جالب این است که بخاری وقتی این جا می آید به جای آثما، خائنا، کاذبا می گوید و کذا و کذا مشخص است که کاملا می خواهد تحریف کند.

صحیح ابن حبان که در حد صحیح بخاری و مسلم است در جلد 14 صفحه 577 می گوید

«وَأَنْتُمَا تَزْعُمَانِ أَنَّهُ کَانَ فِیهَا ظَالِمًا فَاجِرًا»

غادرا، خائنا را حذف کرده و واژه های «ظالما فاجرا» را آورده است.

«وَأَنْتُمَا تَزْعُمَانِ أَنِّی فِیهَا ظَالِمٌ فَاجِرٌ»

صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان؛ اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی الوفاة: 354، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1414 - 1993، الطبعة: الثانیة، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ج14، ص577

البانی باز در تعلیقاتش در صحیح ابن حبان همین تعبیر را دارد و رد هم نکرده است شما ببینید صحیح بخاری همین روایت را آورده

«تَزْعُمَانِ أَنَّ أَبَا بَکْرٍ کَذَا وَکَذَا»

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج5، ص2049، ح5043

دو عبارت «آثما غادرا خائنا» را حذف کرده و به جایش نوشته «أَنَّ أَبَا بَکْرٍ کَذَا وَکَذَا» مشخص است که تحریف کرده است.

یا در جای دیگر حدیث 4033 هیچ یک از عبارات بالا را نیاورده است:

«وقال تَذْکُرَانِ أَنَّ أَبَا بَکْرٍ فیه کما تَقُولَانِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إنه فیه لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ»

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج4، ص1480، ح3809 (نرم افزار الجامع الکبیر)

دیگر عبارت های«کذا و کذا» را هم بیان نکرده است.

شهید مطهری در کتاب امامت و رهبری صفحه 11 تا 22 و 23 و همچنین در کتاب سیری در نهج البلاغه عبارات حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام را آورده است.

آن جا هم ایشان می گوید امیر المؤمنین از انتقادهای کوبنده نسبت به خلفاء خودداری نکرد.

کتاب الاستیعاب جلد 2 صفحه 497. شما ببینید ابن عبدالبر از علمای تراز اول اهل سنت است. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب جزء بهترین کتاب‌ها و معتبرترین کتاب در شرح حال صحابه است.

این عبارت تعبیر کتاب الاستیعاب فی معرفة الاصحاب است چاپ عربستان سعودی و یک جلدی است صفحه 230:

«وأیم الله»

قسم به خدا

 «لولا مخافة الفرقة»

اگر از این ترس نداشتم در میان مسلمان ها تفرقه می افتد

 «وأن یعود الکفر»

تفرقه ای که باعث می شود کفر بر گردد.

-وقتی رسول اکرم از دنیا رفت یک سوم مسلمان‌ ها، جزء منافقین بودند چراکه در جنگ احد از میان هزار نفری که برای جنگ رفتند در وسط راه سیصد نفر به تبع عبدالله ابی_ سرکرده منافقین _به مدینه برگشتند و حاضر نشدند در جنگ احد شرکت کنند یعنی یک سوم مسلمان ها در زمره منافقین بودند. یک کسی کتابی در مصر نوشته است "النفاق والمنافقون فی القران" ایشان اثبات کرده است ده جزء قرآن درباره منافقین است.

این منافقین جزء کسانی هستند که از اسلام ضربه خوردند و دنبال فرصت بودند که به اسلام ضربه بزنند. از آن طرف پادشاه ایران که نامه رسول اکرم را پاره کرده بود دنبال این بود که اسلام را از بین ببرد. پادشاه روم از آن طرف منتظر بود که حمله کند و اسلام را از بین ببرد.- لذا حضرت می  فرماید اگر تفرقه بیفتد  

«یعود الکفر ویبوء الدین»

دین از بین می رود. اگر این ترس نبود

«لغیرنا»

حکومت را تغیر می دادم و در برابرشان می ایستادم و خلافت را از این ها قبض می کردم، خیلی واضح و روشن است.

 «فصبرنا على بعض الألم ثم لم نر بحمد الله إلا خیرا»

الاستیعاب فی معرفة الأصحاب؛ اسم المؤلف: یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463، دار النشر: دار الجیل - بیروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج2، ص497

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام مانند مادری بود که یک سارقی آمده و بچه اش را دزدیده است این مادر وقتی که می خواهد بچه را بگیرد در اثر کش مکش، بچه قطعا از بین خواهد رفت. مادر مجبور است برای اینکه بچه حفظ بشود می گوید عیب ندارد بچه ام کشته نشود ولو این که در دامن یک بیگانه بزرگ بشود.

اسلام هم برای امیر المؤمنین این چنین است سید الشهداء به خاطر اسلام شهید شد، وقتی هجوم آوردند اگر حضرت امیرالمومنین علیه السلام بخواهد دفاع بکند آن ها با جمعیت زیادی حضرت را مغلوب می کردند چراکه ایشان بنا نداشت با معجزه کار را تمام بکند.

در این درگیری اولین کسی که در زیر دست و پا شهید می شود حضرت زهرا سلام الله علیها و امام حسن و امام حسین و حضرت زینب و ام کلثوم سلام الله علیهم است. فردا (نستجیر بالله) می گویند علی ابن ابی طالب قاتل حضرت زهرا بوده است. لذا ما این قضایا را باید دقت کنیم.

من متأسفم آقای صفری در یکی از سخنرانی های خودش همان تعبیری که وهابی ها دارند می گوید از غیرت مرد به دور است که جلوی چشمش همسرش را بزنند و دفاع نکند.

من نمی دانم قضیه چه است که چنین حرف هایی می زنند؟ همان حرف هایی را که شبکه های وهابی می گویند ایشان هم می گوید.

پرسش:

در آن جا تعبیر لِغَیرنا نیست؟

پاسخ:

نه، تعبیر لَغَیّرنا است تغییر می دادم، حکومت را تغییر می دادم. «فصبرنا» فاء فا تفریع است. لولا مخافة الفرقه لغیرنا جواب لولا اگر این نبود «لغیّرنا» ما حکومت را تغییر می دادیم.

پرسش:

خلفا در همه جنگها فرار می کردند

پاسخ:

بله.فرارشان ثابت است، در جنگ احد و جنگ حنین فرار کردند. این ها پیش از همه فرار می کردند. خود خلیفه دوم هم می گوید ما فرار کردیم من مثل بز کوهی از کوه بالا می رفتم.

ببینید این تفسیر طبری است که ابن تیمیه می گوید:

تفاسیرهم متضمّنة للمنقولات التی یعتمد علیها فی التفسیر

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم(متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبویة، ج7، ص179، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، الطبعة الأولى، 1406هـ.

خلیفه دوم می گوید:

«ففررت حتى صعدت الجبل فلقد رأیتنی أنزو»

من داشتم به سرعت می رفتم

«کأننی أروى»

مثل بز کوهی

جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر الوفاة: 310، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج4، ص144

این را خودشان دارند هم ایشان دارد و هم درّ المنثور سیوطی کنز العمال متقی هندی حیات الصحابه دهلوی تفسیر ابن کثیر ، تفسیر فخر رازی همه شان آورده اند.

حتی در شبکه مستقله که وهابی ها با تیجانی و ... مناظره داشتند گفتند آقا شما یک روایت بیاورید که این سه خلیفه در این جنگ ها کوچک ترین ضربه به مشرکین زده باشند.

این مطلب را در چندین جلسه مناظره تکرار کردند این ها نتوانستند بیاورند. با این که تمام قدرت وهابیت و اهل سنت پشت سر قضیه بود. این ها آخر کار آوردند عمر کسی را کشته بود ولی قضیه شخصی بود ربط به اسلام نداشت.

ولی از آن طرف این عبارت :

«یا رسول الله ائذن لی حتى أضرب عنقه»

النسائی، أحمد بن شعیب (متوفاى303 هـ)، السنن الکبرى، ج5، ص160، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411 - 1991.

از خلیفه دوم چند مورد آمده است. (در میدان جنگ فرار می کند ولی در حضور پیامبر رجز می خواند و می گوید: اجازه بده یا رسول الله که گردن فلانی را بزنم!)

درهرصورت...

خطبه حضرت را دقت کنید:

«لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر یَعْمَلُ فِی إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ یَسْتَمْتِعُ فِیهَا الْکَافِرُ وَ یُبَلِّغُ اللَّهُ فِیهَا الْأَجَلَ وَ یُجْمَعُ بِهِ الْفَیْ‏ءُ وَ یُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ یُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِیفِ مِنَ الْقَوِیِّ حَتَّى یَسْتَرِیحَ بَرٌّ وَ یُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِر»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 82

ببینید در رابطه با این خطبه من چند نکته را عرض کنم این یک مقدار برای بعضی از دوستان قابل قبول نیست که حضرت امیر این را بیان می فرمایند.

حضرت هفت نکته را در این جا مطرح می کند نکته اول این است:

«یَعْمَلُ فِی إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ»

اگر این حکومت فاجر و یا ظالم باشد مؤمن به وظیفه خودش عمل می کند تکلیف مؤمن مشخص است. کار مؤمن رضای خدا است چه در حکومت عادل و چه در حکومت ظالم وظیفه شرعی خودش را انجام می دهد هرچه وظیفه اش است.

 «وَ یَسْتَمْتِعُ فِیهَا الْکَافِرُ»

کفار هم چون مسئله دین برای شان در دنیا مطرح نیست در حکومت ظالم آن ها هم به منافع مادی خودشان می رسند وقتی به منافع مادی خودشان رسیدند دست از آشوب و اغتشاش بر می دارند.

 «وَ یُبَلِّغُ اللَّهُ فِیهَا الْأَجَلَ»

خداوند به مردم فرصت می دهد که زندگی طبیعی خودشان را تا پایان در سلامت نسبی طی کنند. «وَ یُبَلِّغُ اللَّهُ فِیهَا الْأَجَلَ» یعنی تا پایان حکومت ظالم:

«الحکومة یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم»

حکومت ظالم پایدار نیست این سنت الهی است. تا پایان این حکومت ظالم مردم به آن رفاه نسبی خودشان می رسند.

«وَ یُجْمَعُ بِهِ الْفَیْ‏ءُ»

مالیات توسط حکومت ظالم گرفته می شود و در مصارف عمومی مصرف می شود

 «وَ یُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ»

از هجوم دشمن به داخل کشور اسلامی جلوگیری می شود.

 «وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ»

این که یک سری اراذل و اوباش می آیند شهرها و راه ها را نا امن بکنند جلوی این هم گرفته می شود.

«وَ یُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِیفِ مِنَ الْقَوِیِّ»

این که اگر یک فرد ظالم در جامعه پیدا شود در حق مظلومین ظلم کند آن حاکم ظالم برای ادامه حکومتش و جلوگیری از شورش می آید ده تا بیست تا از این ظالمین را ادب می کند.

«حَتَّى یَسْتَرِیحَ بَرٌّ»

تا آن لحظه که مسلمان ها و مؤمنین به رفاه و آسایش برسند.

«وَ یُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِر»

از دست فاجر هم خلاص بشوند. این جا من دقت کردم حضرت امیر هفت نکته را بیان کرده است شما اگر شرح نهج البلاغه حاج اقای مکارم را ببینید ایشان خیلی زیبا آمده مطرح کرده است.

یکی از جاهایی که خیلی خوب شرح داده شده در همین کتاب «پیام امام» است.

البته بعضی ها یک مقدار به پیام امام نقد دارند می گویند خیلی خوب نیست چنین و چنان است ولی من نظرم این است که برای عموم مردم برای کوچه و بازاری بهترین شرح است.

شاید ما انتقاد هم داشته باشیم در بعضی از موارد حق مطلب ادا نشده است ولی در مقایسه با دیگر شروحی که بر نهج البلاغه است بنده معتقدم برای استفاده عمومی یکی از بهترین شرح های نهج البلاغه است.

حاج آقای مکارم خوب شرح داده است؛ یعنی این ها آمدند تمام شروح را دیدند، شرح نهج البلاغه اقای ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه اقای خویی، شرح نهج البلاغه ابن میثم، بحرانی، محمد تقی جعفری و در کل باید گفت همه را دیدند.

مشخص است اگر کسی در یک خطبه تمام شروح را مطالعه کند و بعد بیاید این شرح را مطالعه کند متوجه می شود که آن ها را دیده اند و بعد این شرح را نوشته اند. قلم هم خیلی روان است.

 بعضی از آقایان شرح نوشتند ولی به این روانی نیست مثلا آقای آیتی ترجمه کرده است ولی ترجمه این بزرگوار احتیاج به ترجمه جدید هم دارد.

مثلا ترجمه اقای دشتی خیلی بهتر از ترجمه آقای آیتی است حتی از ترجمه آقای شهیدی. ترجمه باید ازاد باشد این فرق می کند «کان زید قائما» بود زید قائم شد یعنی چه؟ زید ایستاده است ما باید خیلی روان ترجمه کنیم.

الان شما حساب کنید در ترجمه قرآن  آقای قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه) ایشان یک ترجمه ای کرده است غالب اوقات هرچه ترجمه را طرف مطالعه می کند چیزی نمی فهمد از این طرف هم ترجمه خود اقای مکارم و ترجمه بهتر از آن ترجمه اقای دکتر رضایی اصفهانی که خیلی ترجمه روانی است.

پرسش:

ترجمه بهرامپور

پاسخ:

ترجمه آقای بهرامپور زنجانی شاید عوام پسندترین ترجمه باشد یعنی کلاس پنجم و ششم ابتدایی هم مطالعه کند می فهمد. یعنی خیلی ساده است کوچه و بازاری ترجمه کرده است.

پرسش:

ولی عالمانه است

پاسخ:

بله عالمانه است. بعضا مطالب را که در داخل پرانتز در ترجمه آورده است.مطالب داخل پرانتز از آن شرح هایش خیلی بیشتر مفید است.

 شما اگر یک وقت خواستید کتاب ترجمه کنید تلاش کنید که آزاد ترجمه بشود. زبان عربی را در نظر بگیرید در ذهن خودتان یک چیزی بپرورانید. همان طوری که عرض کردم کان زید قائما بود زید ایستاده کسی متوجه نمی شود حالا طلبه ها اهل علم هستند ولی برای عوام بگویی بود زید ایستاده می گوید یعنی چه؟

ترجمه هایی که خودم از نزدیک دیدم آقای رضایی اصفهانی بعد ترجمه حاج اقای مکارم. آقای رضایی خودش می گفت ترجمه اقای مکارم که اشتباه داشته ما این ها را اصلاح کردیم.

یک نسخه از ترجمه اش را به من داد دیدم خیلی خوب است ولی من ترجمه اقای بهرامپور را بیشتر از همه می پسندم من صبح ها که قرآن می خوانم همین قرآن یک جلدی که یک طرفش قران است و یک طرفش یک تفسیر اجمالی دارد آن را می خوانم.

«والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته»

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها