2024 June 16 - يکشنبه 27 خرداد 1403
نظر امام خمینی(ره) در مورد حکومت اسلامی
کد مطلب: ١٥٣٦١ تاریخ انتشار: ٢٢ دي ١٤٠١ - ١٨:١٧ تعداد بازدید: 1520
خارج فقه الحکومه » فقه
نظر امام خمینی(ره) در مورد حکومت اسلامی

(جلسه هفتم 19 07 1401)

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه)- سال نوزدهم

 (جلسه هفتم  19 07 1401)

موضوع:  نظر امام خمینی(ره) در مورد حکومت اسلامی 

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

از عبدالله بن مسعود یک مسئله ای را سوال کردند اما نتوانست جواب بدهد. او یک ماه رفت و دنبال جواب یا روایت می گشت تا روایتی طبق آن پیدا بکند اما نتوانست. گفتند تو صحابه پیامبر هستی و مدت مدیدی همراه پیامبر بودی آیا روایتی نشنیدی؟

«اخْتَلَفُوا إلى بن مَسْعُودٍ فی ذلک شَهْراً أو قَرِیباً من ذلک فَقَالُوا لاَ بُدَّ من ان تَقُولَ فیها»

در مهریه زن پرسیدند گفت:

«فَإِنْ یَکُ صَوَاباً فَمِنَ اللَّهِ عز وجل»

من می گویم

«وان یَکُنْ خَطَأً فمنی وَمِنَ الشَّیْطَانِ وَاللَّهُ عز وجل وَرَسُولُهُ بَرِیئَانِ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج1، ص447 (نرم افزار الجامع الکبیر)

 

مسند احمد، جلد 7، صفحه 308 نووی هم در مجموعش، جلد 16، صفحه 373 همین را دارد. جالب این است ابن تیمیه، جلد 20، صفحه 24 کتب و رسائل و فتاوای ابن تیمیه می گوید:

«وقال غیر واحد من الصحابة»

دیگر اسم ابوبکر و عمر را نمی آورد

«أقول فیها برأیی فان یکن صوابا فمن الله وان یکن خطأ فمنى ومن الشیطان والله ورسوله بریئان»

کتب ورسائل وفتاوى شیخ الإسلام ابن تیمیة؛ اسم المؤلف:  أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج20، ص24

این خیلی جالب است «والله ورسوله بریئان» در رابطه با ابوبکر، عمر و عبدالله هر سه در یک جا کتاب المعتمد از ابوالحسین بصری، متوفای 436 معاصر شیخ مفید و سید مرتضی است می گوید عمر ابن الخطاب به کاتبش گفت:

«اکتب هذا ما رآه عمر فان یکن صوابا فمن الله وإن یکن خطأ فمن عمر»

المعتمد فی أصول الفقه؛ اسم المؤلف:  محمد بن علی بن الطیب البصری أبو الحسین الوفاة: 436، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1403 ، الطبعة: الأولى ، تحقیق : خلیل المیس، ج2، ص381

ایشان دیگر «والله ورسوله» را نمی گوید ولی برای ابوبکر است در رابطه با بحث کلاله می گوید:

«وإن یکن خطأ فمنی ومن الشیطان والله ورسوله منه بریئان»

در این زمینه روایات زیادی دارند یعنی بر مبنای آن چیزی که به عقل شان می رسد، مطرح می کنند و بعضی هایشان یک شجاعتی به این شکلی داشتند ولی بعضی ها مثل ابو هریره وقتی رسوا می شود می گوید:

«هذا من کِیسِ أبی هُرَیْرَةَ»

این از کیسه ابو هریره بود!

با این که در ابتدا «قال رسول الله» می گوید دست راست بهتر از دست چپ است.

وقتی اعتراض می کنند و می پرسند آیا این را رسول الله فرموده؟

«قال لَا هذا من کِیسِ أبی هُرَیْرَةَ»

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف:  محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج 5، ص 2048، ح 5040

این از کیسه ابو هریره بوده خودشان هم می گویند:

«کذبه ابوبکر، عمر و علی ابن ابی طالب»

هر سه ابو هریره را تکذیب کردند این را با سند صحیح و درست نقل کرده اند؛ ولی ما در رابطه با آن ها،‌ از ابو هریره بدتر هم باشد فقط از باب قاعده الزام این مطالب را نقل می کنیم.

 یا اگر یک روایتی دارد صدرش به ضرر ماست ذیلش به نفع ماست ما صدر روایت را رها می کنیم ذیل روایت را که به نفع ما هست یا به ضرر خودشان هست استفاده می کنیم.

قاعده الزام دو تا شاخه دارد یک دفعه مطلبی می آورد به ضرر خودشان هست مثل قضیه «من ماتَ بلا امامٍ»، این به ضرر خودشان هست این ها را می پذیریم.

 و یک دفعه موافق عقیده ما هست و مخالف عقیده خودشان هست، آن را هم از باب قاعده الزام می پذیریم. البته باید یک مقداری دقت کرد که سند روایت درست باشد اگر درست نباشد یک مقداری مشکل درست می کنند.

 الان هم که در این شبکه ها هر روایتی که خوانده می شود می گویند: روایتی که سند ندارد مانند ماشین و خانه ای است که سند ندارد وهیچ ارزشی ندارد.

آغاز بحث...

بحث ما در رابطه با حکومت قبل از قیام حضرت مهدی (سلام الله علیه) بود که عرض کردیم امام (رضوان الله تعالی علیه) بحث را به ادله عقلی کشیده اند و به صراحت هم می گویند: عمده ادله در رابطه با تشکیل حکومت در زمان غیبت و قبل از حضرت ولی عصر علیه السلام بحث عقلی است. ادله نقلی هم ارشاد به آن ادله عقلی است.

در کتاب البیع که در تبعید به ترکیه نوشتند جلد 2، صفحه 618- 619- 620- 621 چندین صفحه در رابطه با ادله عقلی بحث کرده و روایات را نیز بیان می کند.

 نکته دقیقی است که اگر این مسئله روشن بشود معنای روایت هم برای ما خیلی روشن خواهد شد و می شود گفت بیت القصیر مطلب را امام در همین جا بیان کرده است و خیلی از شبهاتی که بعضی از مخالفین حکومت اسلامی قبل از قیام حضرت ولی عصر علیه السلام یا در رابطه با ولایت فقیه مطرح می کنند به نحو احسن جواب داده اند.

 آقای منتظری هم در کتاب ولایت فقیه به تفصیل بحث کرده است.

 مرحوم آقای مؤمن بنا بود بحث کنند ولی قسمت اول را بحث کردند و قسمت دوم آن ماند یعنی ولایت رسول اکرم و ائمه را بحث کردند.

قسمت اول که در رابطه با ولایت رسول اکرم و ائمه هست ایشان بحث کردند. پارسال چند موردی از کتاب ایشان نقل کردیم. اسم کتاب  ایشان"الولایة الالهیة الاسلامیة او الحکومة الاسلامیة" 2 جلد است. ایشان مرد ملائی بود ومبانی تحریر الوسیله ایشان خیلی خوب بود.

پرسش:

در مبانی که آیت الله منتظری بحث کردند تا آخر عمرشان روی اعتقادشان ثابت بودند یا این که از نظرشان بر گشتند؟

پاسخ:

ایشان بعدها فرمایشاتی که داشتند تقریباً خلاف این نظریه بود. بعد از این که عزل شدند از این نظریه شان بر گشتند و معتقد بودند که ولایت فقیه در زمان غیبت تالی فاسدهایی دارد که ما نمی توانیم ملتزم باشیم.

 امام (رضوان الله تعالی علیه) وقتی مطرح می کند، می گوید قوانینی که خدای عالم وضع کرده است این قوانین مربوط به مسائل اقتصادی و مالیات باشد و توزیع آن میان مردم یا مربوط به جزائیات باشد قصاص، حد و دیه که:

«لقلّت الجنایات لو لم تنقطع»

بعضی از فواحش با تأسیس حکومت از بین می رود بعد می گوید:

«وقوانین مربوطة بالقضاء والحقوق على نهج عادل وسهل، من غیر إتلاف الوقت والمال، کما هو المشاهد فی المحاکم الفعلیّة وقوانین مربوطة بالجهاد والدفاع والمعاهدات بین دولة الإسلام وغیرها»

یعنی همان زمان هم امام به این فکر بود که اگر حکومت اسلامی تشکیل شود یکی از وظائف حکومت اسلامی و وظیفه ولی فقیه بحث جهاد (دستور جهاد) است.

حالا اختلاف است که آیا جهاد ابتدائی را فقیه می تواند صادر کند یا نه؟ غالباً نظر آقایان، نظر سلبی است، حتی نسبت به ائمه و پیغمبر هم خیلی از بزرگواران معتقد هستند نبی مکرم هم جهاد ابتدائی نداشتند تمام جهادهای حضرت، جهادهای دفاعی بوده است.

پرسش:

فتح مکه چه می شود؟

پاسخ:

در فتح مکه هم آن ها حمله کردند داشتند اسلام را از بین می بردند. در حقیقت به خاطر نقض عهدی که آن ها داشتند در سال 6 در حدیبیه به خاطر نقض عهد و پیمان شکنی و خطراتی که برای نظام اسلامی و مسلمان ها داشت، صورت گرفت.

در کل شما ببینید مجموع کسانی که در جنگ رسول اکرم کشته شدند، در این 83 یا 84 جنگ مجموع کشته ها از دو طرف به 500 نفر نرسیده زیر 500 نفر است.

در هر صورت ...

این ها کاملاً واضح است و فتوحاتی که بعد از رسول اکرم توسط خلفاء صورت گرفت ما معتقد هستیم که این فتوحات کاملاً مبتنی بر مبانی اسلامی نبوده و بر خلاف آن بوده است.بله دعوت به اسلام هست.

 در برابر دعوت به اسلام اگر کسی بخواهد مقاومت کند و مانع بشود یا «الداعین إلی الإسلام» را به قتل برسانند در آن جا، جهاد می آید؛ ولی بحث سر این است که ما ابتدئاً می توانیم لشکر کشی بکنیم؟ مثلاً فلان کشور برویم برای اینکه آن ها را مسلمان کنیم.

 آیا ائمه و خود حضرت امیرالمومنین (سلام الله علیه) راضی بودند یا نبودند؟ آن روز هم از امام (رضوان الله تعالی علیه) و دیگران عرض کردیم که حضرت امیرالمومنین نه خودش در فتوحات زمان خلیفه اول و دوم شرکت کرد و نه آقا امام حسن و امام حسین علیهما السلام شرکت کردند.

بعد ایشان می گوید اگر بعضی از یاران امیر المؤمنین علیه السلام شرکت داشتند این ها به خاطر ترس از جان شان بوده چون در محذورات قرار می گرفتند.

 البته در بعضی از روایات هست که باید بحث سندی بشود این ها می آمدند از حضرت امیر المومنین علیه السلام سوال می کردند و مشورت می کردند که ما در این فتوحات حضور داشته باشیم یا نه؟ حضرت روی مصالحی می فرمود حضور داشته باشید.

ولی خود حضرت و امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهم) در هیچ یک از فتوحات نبودند. روایاتی که طبری و دیگران آورده اند که امام حسن (سلام الله علیه) یا هر دو بزرگوار در فتح ایران بودند هیچ کدام از روایات سند ندارد بلکه تمام روایات ضعیف است.

کسانی مثل سیف بن عمر و تمیم داری، این روایت ها را جعل کردند تا فتوحات خلفاء را توجیه بکنند.

علاوه بر اینکه در فتوحات ایران جنایاتی که مرتکب شدند و الان دستمایه بعضی از مستشرقین هست که مردم ایران در زیر سایه شمشیر، مسلمان شدند با «دعوة إلی الموعظة الحسنة والحکمة» نبوده است.

 مثلاً وقتی به شمال ایران حمله کردند در مازندران گفتند: شما شمشیرهای تان را زمین بگذارید ما یک نفر را نمی کشیم. انها فریب خوردند و همه مردم را قتل عام کردند جز یک نفر. گفتند ما گفتیم یک نفر را نمی کشیم لذا این یک نفر را باقی گذاشتیم!

یا در قضیه طالقان یک صف چند هزار متری از آدم ها چشم هایشان را از حدقه در آوردند که به جنگ العیون مشهور شد. یعنی این ها جنایاتی فراوان در ایران انجام دادند

درهرصورت...

یکی از مطالبی را که امام مطرح می کند قوانین مربوط به جهاد و الدفاع است. می گوید: «والمعاهدات بین دولة الإسلام وغیرها» اگر ولی فقیه حکومت تشکیل داد یکی از وظائفش عبارت است از عهد و پیمان هایی که بین حکومت اسلامی و دولت های دیگر است.

 شما ببینید چنین دیدگاهی نسبت به ولایت فقیه، بعد از مرحوم نراقی ونائینی نداریم (البته آنها به این تفصیل ذکر نکرده اند) اولین بار کسی که حکومت اسلامی را خیلی فراگیر که تمام مسائل حکومتی را فرا بگیرد مطرح کرده مرحوم امام است.

بزر گانی مانند مرحوم شیخ مفید، مرحوم شیخ طوسی، علامه حلی، صاحب جواهر و ... می گویند: اگر ولی فقیه، حکومتی تشکیل بدهد عمدتاً برای اجرای حدود و دیات و امر به معروف و نهی از منکر است.

 اما اینکه بیاید با یک کشوری معاهده و رابطه داشته باشد و اینکه مالیات پرداخت را برای اولین بار در کلام مرحوم امام می بینیم_.

بعد ایشان می گوید:

«فالإسلام أسّس حکومة لا على نهج الاستبداد المحکّم فیه رأی الفرد ومیوله النفسانیّة فی المجتمع»

ما طرفدار حکومت اسلامی هستیم البته نه اینکه یک حکومت اسلامی باشد یک نفر در رأس آن باشد و با خواهش های نفسانی خود و با استبداد بخواهد در جامعه حکومت کند.

«ولا على نهج المشروطة»

و نه به صورت مشروطه که ما حکومت تشکیل می دهیم و برطبق آنچه که مردم می خواهند حکومت کنیم. قوانینی که ما وضع می کنیم اگرطبق خواسته مردم باشد، می گوید ما چنین حکومت اسلامی را قبول نداریم.

حکومتی اسلامی _که قانون وضع می کند_ اعم از فقهاء شورای نگهبان که موظف هستند قوانین را با معیار شرع بسنجند و ببینند آیا اینها با موازین شرعی تطبیق می کند یا خیر؟

حقوقدان ها نیز برای سنجش آن با قانون اساسی است که مردم رأی داده اند تا ببینند تطبیق می کند یاخیر؟ و مواردی هم هست طبق مصلحت نظام، حکم ثانوی پیدا می کند. این حکم ثانوی چنین نیست که حاکمی که در رأس حکومت هست هر چه خواست بگوید.

قضیه تشخیص مصلحت نظام عمدتاً برای احکام ثانوی است.

یک موردی هست که حکم ثانوی اقتضاء می کند برخلاف قانون اساسی یا برخلاف اصل مسلّم شرعی انجام بشود ولذا آنجا بحث می شود و آن هم با تأیید ولی فقیهی که ناظر بر احکام اسلامی هست. 

«أو الجمهوریّة المؤسّسة على القوانین البشریّة، التی تفرض تحکیم آراء جماعة من البشر على المجتمع »

مثل کشورهای اروپایی و ... که یک قانونی وضع می کنند و کاری هم ندارند که به مصالح مردم هست یا نیست.

«بل حکومة تستوحی وتستمدّ فی جمیع مجالاتها من القانون الإلهیّ، ولیس لأحد من الولاة الاستبداد برأیه، بل جمیع ما یجری فی الحکومة وشؤونها ولوازمها لا بدّ وأن یکون على طبق القانون الإلهیّ، حتّى الإطاعة لولاة الأمر»

اطاعت از ولات امر هم باید طبق قانون الهی باشد اگر قوانینی برای اختیارات ولی فقیه وضع می شود اگر این قوانین مطابق با قانون الهی نباشد آن قانونی که اختیارات ولی فقیه را معین کرده فاقد ارزش است.

«نعم، للوالی أن یعمل فی الموضوعات على طبق الصلاح للمسلمین، أو لأهل حوزته، ولیس ذلک استبداداً بالرأی، بل هو على طبق الصلاح، فرأیه تبع للصلاح کعمله»

کتاب البیع؛ السید الخمینی (وفات : 1410)، ناشر: مؤسسة تنظیم ونشر آثار الامام الخمینی، تهران: 1421، ج 2، ص 618

در برخی از موضوعات مصلحت مسلمین، اقتضاء می کند خلاف نص صریح معصوم عمل بشود. این عنوان، حکم ثانوی پیدا می کند. احکام ثانویه نیز در روایات وجود دارد حتی در عبادیات مثل قضیه امام موسی بن جعفر علیهماالسلام که به علی بن یقطین می فرمایند امروز شما موظف هستید مثل اهل سنت وضو بگیرید لا شک ولا ریب که وضو باطل است؛ ولی برای حفظ جان او لازم هست. غروب می آید می گوید دیگر از این بعد شما طبق دستورات شیعه وضو بگیر.

بعدها برای ایشان کشف می شود نزد هارون الرشید ثابت کرده بودند که ایشان نماینده موسی بن جعفر علیهما السلام و شیعه است. او را در جایی تحت کنترل داشتند و هیچ کسی حضور نداشت. هارون از یک پنجره ای نگاه می کرد، دید که ایشان مثل اهل سنت وضو گرفت مثل اهل سنت نماز خواند و بعد تمام کسانی که برعلیه او سخن می گفتند را مجازات کرد که چرا شما به این شخص که این همه در حکومت ما خدمت می کند این طور شایعه درست می کنید.

لذا وقتی احکام ثانویه برای حفظ مصلحت یک فرد جایز باشد بطریق اولی برای حفظ مصالح عموم مسلمین جائز می شود.

وهمچنین وقتی در مسائل عبادی جایز باشد _که غالبا تعبدیّات است_ در مسائل غیر عبادی، اقتصادی و سیاسی به طریق اولیٰ جایز خواهد بود.

از این طور روایات الی ماشاء الله در منابع حدیثی داریم که ائمه (علیهم السلام) یک دستور می دهند و بعد، از آن دستور و نظرشان بر می گردند.

بعضی از موارد هم هست روایات متعارضین به دست مردم می رسد و شیعه ها نمی توانند تشخیص بدهند که آیا حکم اولیه این هست یا حکم اولیه، دومی است؟ آیا این اول صادر شده یا آن؟

بعد می آید روایاتی که در تعارض و ترجیح آمده می گوید اگر دو تا روایت با هم متعارض شد آن مرجحّات سندی، مرجحّات دلالی و ... که معصوم وضع کرده است برای این هست که مردم بتوانند تشخیص بدهند از این دو تا روایات متعارض کدامشان حکم واقعی است و کدام حکم ظاهری است؟ برای مصلحت شیعیان و جان شیعیان وضع شده است.

یا آن روایتی که شخصی خدمت آقا امام صادق (سلام الله علیه) می آید می گوید شما چرا به صراحت نسبت به منصور فتوا صادر نمی کنید؟

 حضرت به صراحت می گوید چه کار کنم خودم و شیعیان را در برابر شمشیر منصور قرار بدهم شما دل تان با این خوش است من چنین کاری نمی کنم.

خیلی به صراحت فرمودند اگر چنین مطلبی بگویم هم خودم و هم شیعیان را در برابر شمشیر حاکم قرار داده ام. خیلی هم اصرار می کنند که چرا یابن رسول الله این و آن را نگفتی؟

بعضی از جاسوس ها در زمان معصومین بودند می خواستند آراء خودشان را بر نظر معصوم غلبه بدهند و امام طبق نظر این ها حرکت کند.

 یا بعضی وقت ها امام در یک جلسه دو تا نظر مختلف می فرماید. یکی از یاران نزدیک حضرت می گوید: یابن رسول الله ما تا به حال چنین چیزی نشنیده بودیم شما در یک مجلس دو تا نظر مخالف بگویید!

فرمودند بله اول جلسه افرادی از مخالفین این جا بودند من طبق نظر اهل سنت برای حفظ جان شیعه گفتم بعد از این که از جلسه بیرون رفتند، از قول ما چنین مطلبی را نقل می کند (برای حفظ جان شیعه) و الان که ما می بینیم اینجا کسی نیست ولذا آن حکم واقعی را مطرح می کنیم و حکم واقعی هم این است که الان ما داریم برای شما می گوییم نه آن حکمی که اول مجلس گفتیم.

یکی از آقایانی که خیلی اهانت به معصومین کرده است تقاضای مناظره کرده است. گفتیم خیلی خرسند می شویم اگر این مناظرات صورت بگیرد.

این را من سر بسته عرض می کنم. ایشان هم می خواهد علم امام معصوم را مطرح بکند که البته عبارت های خیلی زشت و وقیحی نسبت به امام می دهد. می گوید امام معصوم، معجزه علمی دارد ولی این معجزه علمی را این جن گیرها (مرتاضان هندی) هم دارند!

می گوید: ائمه، آدم های با برکتی هستند، گوسفند و ... نیز با برکت هستند. یعنی این قدر وقیح! من در یک جلسه گفتم به ایشان بگویید کسی بیایید به پدر تو چنین حرفی بزند و بگوید: بعضی از افراد به پدر شما خدمت می کنند وبه سگ و الاغ و گاو هم خدمت می کنند. آیا شما خوشتان می آید یا خیر؟ که اینطور نسبت به معصوم اهانت می کنید.

می گوید پیامبر، یک خانم نامحرمی را پشت سرش سوار کرده بود خانم از ترسش همان جا حیض شد. این چیزها را نمی دانم اینها از کجا در می آورند؟

پرسش:

این ها طرفدارهای برقعی باید باشند.

پاسخ:

در شیراز برقعی و قلمداران و ایشان را نام برده بودیم. ایشان در فضای مجازی 10 تا فحش به ما داد وگفت چرا من را در ردیف برقعی آوردی؟

در هر صورت...

آن آقا تقاضا کرده یک مناظره ای باشد گفتم من از خدا می خواهم که این مناظره باشد. ما دنبال همین می گردیم. حوزه خیلی سهل انگاری می کند هر کسی هرچه دلش می خواهد می گوید کتاب می نویسند و جسارت ها می کنند که واقعاً قلب آدم به درد می آید.

یک ماه قبل در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه جلسه ای با هیئت علمی داشتیم یک کتابی آقایان نوشتند کتاب درسی است در مؤسسه امام خمینی کتاب 150 صفحه ای که من مطالعه کردم 50 تا اشکال اساسی، اشکال خلاف عقیده شیعه داشت.

 یعنی در 150 صفحه، 50 تا اشکال داشت. گفتم شما در یک کتاب نزدیک 10 جا نوشتید که حضرت علی (سلام الله علیه) با حضرت زهرا سلام الله علیها دعوا می کرد. خدمت پیامبر می آمدند دعوای شان را حل می کرد.

حضرت زهرا سلام الله  علیها پیش پیامبر می آمد از حضرت علی علیه السلام شکایت می کرد. حضرت علی علیه السلام می خواست با دختر ابو جهل ازدواج بکند که حضرت زهرا سلام الله علیها ناراحت شد پیش پیامبر آمد و شکایت کرد.

گفتم تصور می کنند مثلاً حضرت امیرالمومنین(سلام الله علیه) نعوذ بالله یک شتر چرانی بوده حضرت زهرا هم مثلاً اشاعری در بیابان بود که با هم دعوا می کردند وپیامبر هم کدخدای محل بوده!؟

گفتم این ها چه مسائل مزخرفی است شما می نویسید؟ ما تابع ابن سعد و ابن ابی شیبه و عبد الرزاق صنعانی نیستیم.

 کتاب درسی حوزه هست شما برای طلبه ها دارید می نویسید مگر ما کتاب های روایی کم داریم؟ کتاب کافی، کتاب وسائل و کتاب های امالی شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی و ... مملو از روایات درست هست آن وقت نه در یکجا چندین جای کتاب مطالب نادرست دارند.

هفت هشت جای کتاب 150 صفحه ای این مطالب مزخرف تکرار شده است. می دانید چه جوابی به من دادند؟ گفتند: ما یک فایلی را داده بودیم یک خانمی تا اینها را به عنوان کتاب درسی برای طلاب ایرانی و غیر ایرانی موضوع بندی کند.

 گفتم آیا این جواب صحیحی است که می دهید؟ اسم شما روی این کتاب هست این خانمی که فایل های شما را جا به جا کرده ولو این که فایلی که دادید جا به جا کرده از خودش اضافه نکرده! خوب شد نگفتند اجنه اضافه کردند باز هم جای شکرش باقی بود!

افرادی که این چنین دارند عقاید شیعه را مورد استهزاء قرار می دهند زیاد هستند و در حال گسترش .

 

«والسلام علیکم ورحمة الله»‌

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها