2024 March 3 - يکشنبه 13 اسفند 1402
اختیارات ولی فقیه
کد مطلب: ١٥٣٦٠ تاریخ انتشار: ٢٢ دي ١٤٠١ - ١٨:١٦ تعداد بازدید: 1098
خارج فقه الحکومه » فقه
اختیارات ولی فقیه

(جلسه ششم 18 07 1401)

 بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه)- سال نوزدهم

 (جلسه ششم  18 07 1401)

موضوع:  اختیارات ولی فقیه

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

اگر سوال و مطلبی هست در خدمت دوستان هستیم.  

پرسش:

 سلام علیکم بحث غسلتان و مسحتان را پی گیری کردم المنار و رشید رضا جالب است که از امام موسی ابن جعفر (علیه السلام) روایت آورده می گوید بحث هایی که مطرح است خیلی از نظر فقهی قوی هست

پاسخ:

بله، رشید رضا در اواخر عمر توسط محمد عبده در مسیر سلفی ها و محمد ابن عبد الوهاب رفت و از آن جا متأثر شد و مخصوصاً مجله المنار، این ها یک تفسیر دارند و یک مجله المنار.

 این ها گفتند اگر ما بخواهیم یک نهضت علمی، سیاسی انجام بدهیم راهی غیر از پیمودن مسیری که محمد ابن عبدالوهاب دارد نداریم. این ها هم نسبت به حکومت مصر اعلام کردند که حکومت مصر، حکومت نا مشروع است و بعد هم نتیجه کار این ها اخوان المسلمین و حسن البناء شد.

ناشر تفکرات وهابی گری در مصر و شمال آفریقا همین ها بودند ما هر چه بلا در آفریقا می کشیم از این ها است.

پرسش:

سید جمال الدین اسدی آبادی هم بود؟

پاسخ:

بله این ها همسو بودند.

پرسش:

استاد در مجله المنار رشید رضا علیه معاویه خیلی تند حرف زده

پاسخ:

بعضی از اهل سنت معاویه را قبول ندارند و علیه او حتی کتاب نوشته اند. خود رشید رضا از یکی از علمای اروپا نقل می کند ما باید یک تندیسی از طلا از معاویه بسازیم در چهار راه های اروپا بگذاریم چون اگر معاویه نبود اسلام به آن شکلی که در حال گسترش بود کل اروپا را فرا می گرفت دیگر از مسیحیت خبری نبود.

پرسش:

با توجه بر این که در هفته وحدت قرار داریم نقد و بررسی مذاهب چطور با وحدت جمع می شود؟

پاسخ:

مرحوم شهید مطهری یک حرف خیلی زیبایی دارد دیشب در برنامه شبکه ولی عصر مطرح کردم نکته خیلی ظریفی است اگر ما این حرف را الگو قرار بدهیم خیلی خوب است. در امامت و رهبری که ظاهراً آخرین کتاب ایشان بوده می گوید طرح بحث امامت ممکن است انتقاداتی در ذهن خوانندگان پدید آورد بعد ایشان می گوید ایراد دوم این است که با طرح و بحث این مسائل تکلیف اتحاد اسلامی چه می‌شود؟ آنچه که بر سر مسلمین آمد و شوکت آنها را گرفت و آنها را تو سری خور ملل غیر مسلمانان قرار داد همین اختلافات فرقه‌ای است جواب این است که بدون شک نیاز مسلمین، اتحاد و اتفاق از مبرم ترین نیازها است مفهوم اتحاد اسلامی که در 100 سال اخیر میان علما و فضلای مؤمن و روشنفکر اسلامی مطرح است این نیست که فرقه های اسلامی به خاطر اتحاد اسلامی از اصول اعتقادی یا غیر اعتقادی خود صرف نظر کنند و به اصطلاح مشترکات همه فِرق را بگیرند و مختصات همه را کنار بگذارند چه این کار، نه منطقی است و نه عملی است. چگونه ممکن است از پیرو یک مذهب، تقاضا کرد بخاطر مصلحت و حفظ وحدت اسلام و مسلمین از فلان اصل اعتقادی یا عملی خود که به هر حال به نظر خود، آن را جزء متن اسلام می داند صرف نظر کند (بعد این جالب است) می گوید ما شیعه هستیم افتخار پیروی از اهل بیت (علیهم السلام) را داریم کوچک ترین چیز حتی یک مستحب و یا یک مکروه کوچک را قابل مصالحه نمی دانیم.

این را شیعه می گویند نه این که ما بیاییم به خاطر وحدت دست از اعتقاداتمان برداریم. (حیّ علی خیر العمل) آقایان خوش شان نمی آید برداریم حذف کنیم ایام فاطمیه را برداریم حذف کنیم.

ایشان می گوید ما مکروه کوچک مان را هم قابل مصالحه نمی دانیم نه توقع کسی را در این زمینه می پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم که به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامی از یک اصل از اصول خود دست بر دارند.

 آن چه ما انتظار و آرزو داریم این است که محیط حسن تفاهم به وجود آید تا ما که از خود اصول و فروعی داریم فقه، حدیث، کلام، فلسفه، تفسیر ادبیات داریم بتوانیم کالای خود را به عنوان بهترین کالا عرضه بداریم تا شیعه بیش از این در حال انزوا به سر نبرد. بازارهای مهم جهان اسلامی به روی کالای نفیس معارف اسلامی شیعه بسته نباشد.

 یعنی هدف مان از وحدت این هست که بیاییم از این فرصت استفاده کنیم معارف اهل بیت را به دنیا معرفی کنیم نه خودمان متأثر بشویم.

پرسش:

این که فرمودید ما آن متاع و کالای خود را ارائه بدهیم و صادر بکنیم این معنای وحدت ندارد

پاسخ:

چرا وحدت همین است رسول اکرم فرمود:

«إِنِّی‏ تَارِکٌ‏ فِیکُمُ‏ الثَّقَلَیْنِ‏ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَمْ تَضِلُّوا»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص226

«وأهل بیتی أمان لأمتی من الاختلاف»

تنها راه جلوگیری از اختلاف، تمسک به اهل بیت است.

«فإذا خالفتها قبیلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبلیس»

المستدرک على الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا؛ ج 3، ص 162، ح 4715

این در مستدرک، جلد 3، صفحه 162 است. همه شان آوردند این که اهل بیت، موجب امنیت و وحدت در جامعه هستند ما الی ماشاء الله دلیل داریم.

 یکی از دوستانی که در کلاس ما بودند یک رساله سطح 4 نوشته اند با موضوع حدیث امان که خیلی خوب کار کردند.

حدیث امان از دیدگاه شیعه و سنی یعنی تنها چیزی که موجب امنیت است رفتن سراغ اهل بیت است اهل بیت را رها کنیم سراغ ابو هریره، برویم سراغ ابو سعید خدری، برویم سراغ فلان و فلان که امروز یک حرفی می زنند فردا حرف دیگری می زنند ، گمراه می شویم.

 ابوهریره حرف می زند؛ می گویند از پیغمبر شنیدی؟ این که نمی شود و با عقل نمی سازد می گوید:

«هذا من کِیسِ أبی هُرَیْرَةَ»

الجامع الصحیح المختصر ، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقیق : د. مصطفى دیب البغا، ج 5، ص 2048، ح 5040

یکی از علل بزرگ اختلاف، بحث سوزاندن احادیث اهل بیت در صدر اسلام و ممانعت از نقل احادیث بوده بعد از 100 سال که نقل حدیث، جرم بود در حد یک قاچاق بود عمر ابن عبدالعزیز دستور داد حدیث بنویسند باز هم به حرفش گوش نکردند.

 اولین کسی که می گویند دست به نوشتن حدیث زد شهاب الدین زهری، متوفای 124 است بعضی ها می گویند کتاب ایشان هم منتشر نشد تقریباً بعد از 140- 150 هجری این کتاب ها نوشته شد.

شما بفرمایید مادامی که این روایت ها در میان مسلمان ها هست (خواندیم) از پیغمبر نقل می کنند زمانی می آید ائمه ای هستند

«وَسَیَقُومُ فِیهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیَاطِینِ»

حذیفه می گوید چه کار کنیم می گوید وظیفه شما اطاعت است

«قال تَسْمَعُ وَتُطِیعُ لِلْأَمِیرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُکَ وَأُخِذَ مَالُکَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ»

صحیح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری الوفاة: 261، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج3، ص1476، ح1847

«إن ضربک فاصبر، إن حرمک فاصبر وإن أراد أمرا ینتقص دینک فقل سمع وطاعة دمی دون دینی فلا تفارق الجماعة»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی الوفاة: 235، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج6، ص544

خلاف دین و دستور ضد دینی هم داد وظیفه تو صبر کردن است این روایت ها مادامی که در میان ما هست، امروز معاویه است فردا یزید است پس فردا ملک عبد العزیز و امثال این ها هستند این ها توجیه گر این خلفا و سلاطین و امثال این ها هستند و این ها هم کار به دین و شریعت ندارند این ها می خواهند به آن آمال و آرزوی خودشان برسند.

بعد می گوید: "اخذ مشترکات اسلامی و طرد مختصات هر فرقه، نوعی خرق اجماع مرکب است و محصول آن چیزی است که قطعاً غیر از اسلام واقعی است"

بعد ایشان یک تعبیر زیبایی دارد: از آقای بروجردی (رضوان الله تعالی علیه) نقل می کند می گوید "و مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بدان عقیده بود که زمینه را برای پخش و انتشار معارف اهل بیت در میان برادران طراحی کنند معتقد بود که این کار جز با ایجاد حسن تفاهم امکان پذیر نیست"

 بعد ایشان می گوید: "به هر حال، طرفداری از تز اتحاد اسلامی ایجاب نمی کند که در گفتن حقایق کوتاهی شود" این نکته جالبی است.

"آن چه نباید صورت گیرد کارهایی است که احساسات و تعصبات و کینه های مخالف را بر می انگیزد؛ اما بحث علمی سر و کارش با عقل و منطق است نه عواطف و احساسات"

 یا تعبیری که رهبری در کتاب انسان 250 ساله دارد می گوید: "ما نمی توانیم جنگ جمل را مطرح کنیم عایشه و طلحه و زبیر را مطرح نکنیم جنگ صفین را مطرح کنیم ولی قضیه معاویه را مطرح نکنیم ولی آن چه که مهم است در این نقل دقت کنیم که اهانت و فحاشی و سب و شتمی صورت نگیرد."

یکی از راه هایی که می تواند امروز وحدت بر قرار کند مثلاً خود حضرت علی از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگان خود داری نکرد.

 شما ببینید خطبه 150 نهج البلاغه

«حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ»

تا آن جا که می گوید:

 «وَ ذَهَلُوا فِی السَّکْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 209، خطبه 150

این دیگر خطابش به همان خلیفه اول و دوم است. حتی آقای مکارم در کتاب پیام علی می گوید ابن ابی الحدید تلاش می کند که  «وَ ذَهَلُوا فِی السَّکْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ» را به عثمان بچسباند و این با صدر خطبه نمی سازد می گوید: «حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ».

یا در نامه مالک اشتر شماره 53 دارد:

«فَإِنَّ هَذَا الدِّینَ قَدْ کَانَ أَسِیراً فِی أَیْدِی الْأَشْرَار»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 435، نامه 53

از این بهتر امیر المؤمنین بگوید؟ خطبه شقشقیه سر جای خودش هست یا صحیح مسلم، جلد 5، صفحه 152، حدیث 4468 که:

«فلما تُوُفِّیَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال أبو بَکْرٍ أنا وَلِیُّ رسول اللَّهِ (صلى الله علیه وسلم)»

عمر خطاب به عباس و امیر المؤمنین دارد:

«فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»

از این بهتر؟

«ثُمَّ تُوُفِّیَ أبو بَکْرٍ وأنا وَلِیُّ رسول اللَّهِ وَوَلِیُّ أبی بَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»

آخرش هم می گوید:

«إلیسَ کَذَلِکَ؟ قالا نعم»

این طوری نیست امیر المؤمنین و عباس می گویند بله.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی؛ ج3، ص 1378، ح 1757 (نرم افزار الجامع الکبیر)

آن جا عبد الرحمان ابن عوف، سعد ابن ابی وقاص، طلحه، زبیر و عثمان همه نشسته اند هیچ کدام شان هم نگفتند آقای عمر شما که داری می گویی این ها «فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»، این درست نیست علی همچنین عقیده ای نداشت.

 "علی از اظهار مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگانان خودداری نکرد و با کمال صراحت ابراز داشت و علاقه به اتحاد اسلامی را مانع آن قرار نداد. خطبه های فراوانی در نهج البلاغه شاهد این مدعا است در عین حال این تظلم ها موجب نشد که از صف جماعت مسلمین در مقابل بیگانگان خارج شود."

اگر این برای ما باشد این وحدت واقعی است و اگر نه ما بیاییم هر روز از یک اصل مان دست بر داریم عقب نشینی و عقب نشینی کنیم یک روز قبر ابو لؤلؤ را ویران کنیم. یک روز ....

 ما به جای این که قبر ابو لؤلؤ را ویران کنیم اطلاع رسانی کنیم اصلاً ارتباطی به ابو لؤلؤ ندارد ابو لؤلؤ در مدینه بعد از این که خلیفه دوم را زد همان جا کشته شد در قبرستان بقیع هم دفن شد.

ابو لؤلؤ که در کاشان دفن هست یک آدم صالحی بوده اسمش ابو لؤلؤ بوده، ابو لؤلؤ، ابو لؤلؤ قاتل عمر گفتند (به قولی بارگاهش زیارتگاه مردم شد) به مردم اطلاع رسانی کنید این یک فرهنگ غلطی در جامعه هست این فرهنگ غلط را بر داریم. یعنی به جای این که ما مشکل را حل کنیم صورت مسئله را پاک نکنیم.

پرسش:

ابو لؤلؤ مسلمان بود یا نبود؟

پاسخ:

بله مسلمان بوده در صحیح بخاری نقل می کنند که آخرین وصیت پیامبر این بود که:

«أَخْرِجُوا الْمُشْرِکِینَ من جَزِیرَةِ الْعَرَبِ»

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا،ج 3، ص 1111، کتاب الجهاد، باب 172، ح2888

چرا ایشان را مغیره بیرون نکرده بود، اگر مشرک بوده چرا بیرون نکردند؟

شاید بیش از 17- 18 سال است که رهبری بحث بصیرت و شبیخون فرهنگی و تعابیر مختلفی را مطرح کردند. فضای مجازی قتلگاه جوان ها شده، بحث افسران فضای نرم را مطرح کردند.

 بحث جهاد نرم را مطرح کردند هیچ خبری نشد حتی مسئولان رده بالای ما هم گویا اصلاً این مطالب را نشنیدند کار به این جا رسیده داریم می بینیم می آیند قرآن را آتش می زنند به اهل بیت ناسزا می گویند چادر از سر زن محجبه بر می دارند.

 در حقیقت این ها دنبال فحشاء و فساد می گردند، یعنی جنبش فساد و فحشاء است.

 

 

مشکل ما است که اطلاع رسانی نمی کنیم هر وقت یک اتفاقاتی می افتد ما می خواهیم سرکوب کنیم از نیروهای نظامی و انتظامی و ... استفاده می کنیم یک تلفاتی باید بدهیم.

 یک روزی این آقایان به فکر می افتند که چادر زن و بچه خودشان را کنار خیابان بردارند، بچه هایشان را به جای آن طلبه بسیجی چاقو در قلبش فرو کنند تا مسئولین ما به فکر بیفتند تا کار به آن جا نرسد این آقایان ظاهراً‌ بنا نیست که به فکر بیافتند.

آغاز بحث...

ما ---دیروز فرمایشات امام (رضوان الله تعالی علیه) را در رابطه با مسئله حکومت اسلامی و ولایت فقیه مطرح کردیم.

 دوستان هم در رابطه با اختیارات ولی فقیه سوال داشتند بنده عرض کردم در رابطه با این که ولی فقیه، ولایت مطلقه دارد آقایان نزدیک 10 نوع تفسیر دارند با یک جمله بخواهیم همین طوری بیان کنیم بعد در قافیه اش گیر می کنیم. گفتیم دوستان اجازه بدهند ما این بحث را انجام بدهیم از زمان شیخ مفید تا عصر حاضر با واژه ولی فقیه یا اجرای احکام الهی مطرح می شود.

ولی من جمله کوتاهی می گویم دوستان رویش کار کنند اگر آمادگی داشته باشند بعضی ها تصور می کنند ما ولایت مطلقه فقیه می گوییم یعنی تمام اختیاراتی که رسول اکرم و ائمه در تکوین و تشریع ! داشتند فقیه هم در زمان غیبت دارد. نه! هیچ احدی همچنین ادعایی نکرده نه امام، نه صاحب جواهر، نه مرحوم نراقی هیچ کدام.

 آن چه که آقایان دارند خلاصه اش این است -که البته این را به صورت یک فرضیه دارم عرض می کنم - باید رویش کار بشود ببینیم از روایات می توانیم استفاده کنیم یا نه؟

تمام اختیاراتی که رسول اکرم در حوزه سیاست، اداره حکومت امیر المؤمنین و ائمه داشتند برای فقیه اثبات بشود جز آن مواردی که از مختصات معصوم است این ها را باید از اول استثناء بکنیم، نگذاریم این ها ایجاد شبهه و القاء شبهه کنند.

 یک سری اختیاراتی هست که این اختیارات از مختصات معصوم است این مختصات معصوم قابل واگذاری نیست و اگر کسی هم ادعا کند ادعایش باطل است.

ولی آن جایی که در تشکیل حکومت دلیلی بر این که از مختصات معصوم است ما نداریم، تمامی آن ها برای ولی فقیه در زمان غیبت که بتواند حکومت تشکیل بدهد ثابت هست البته با آن قیوداتی که دارد مصالح مسلمین را در نظر بگیرد و خودش هم تابع باشد.

 این طوری نشود که فرمان بدهد و خودش کنار باشد مثل سلاطین یعنی هر حکمی که ولی فقیه خودش می دهد اول خودش ملزم به اجرای اوست استثناء نیست که حالت دیکتاتوری این آقایان فرض می کنند.

دیگر فقها هم لازم هست از کسی که تأسیس حکومت کرد از او تبعیت بکنند که البته آقای سیستانی در ابتدا فرمایشاتی دارند به آن می رسیم جوابش به چه نحوی است ان شاء‌ الله خدمت عزیزان عرض خواهیم کرد.

 این به صورت یک فرضیه در ذهن مبارک آقایان باشد تا بعد

پرسش:

ضمانت این قضیه چه است؟

پاسخ:

«مَنْ کَان‏ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوه‏»

تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة؛ شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام،  محقق/ مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج27، ص131

وقتی خبرگان رهبری می آیند یک فقیهی را انتخاب می کنند یکی از چیزهایی که در قانون اساسی هست اگر خبرگان رهبری تشخیص دادند رهبر و ولی فقیه یکی از شرایط را ندارد موظف به حذف فقیه هستند.

 یعنی این طوری نیست دیکتاتوری باشد کسی را گذاشتند ولی فقیه هر چه خواست انجام بدهد هر چه خواست انجام ندهد این طوری نیست.

 در موارد اول به خود ولی فقیه تذکر می دهند مثلاً این کار شما به نظر ما با فلان اصل قانون اساسی یا فلان شریعت همخوانی ندارد. اگر یک دفعه خبرگان رهبری بخواهند خیانت کنند یک بحث دیگری است.

 ولی این را آقایان آمدند آن چنان سفت و محکم کردند که هیچ راه گریزی نیست که ولی فقیه باید به اجرای شریعت ملزم باشد. «حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ»؛ اگر یک ولی فقیهی ثروت اندوزی و ... کرد مثل بعضی از مسئولین ما همین تمایل به دنیا خودش شرایط آن ولایت فقیه را سلب می کند.

 عرض کردم خانم آقای شهید رجایی نقل می کند من با یک واسطه از ایشان دارم نقل می کنم می گوید من به منزل رهبری رفتم ایشان تقریباً 12 سال (بود که) رهبر بودند، دیدم خانم ایشان در حیاط داخل تشت لباس می شوید گفتم خانم یک ماشین لباسشویی بگیرید گفت نه آقا می گوید همه ندارند ما هم نداشته باشیم.

 یکی از آقایان می گفت شاید راضی نباشد اسم ببرم همین چند روز قبل بود گفت ما خدمت آقا رفته بودیم محافظین و این ها برای ایشان از بیرون غذا آوردند، ما داخل رفتیم غذا بخوریم دیدیم عدس پلو گذاشتند عدس پلویی که آثاری از گوشت در آن نبود.

گفت ما عدس پلو خوردیم محافظین ما چلو مرغ خوردند این قضیه تقریباً برای یکی دو ماه قبل است.

حتی عطاء الله مهاجرانی رسماً در سخنرانی اش گفت نسبت به رهبری من از نزدیک آشنا هستم ایشان و فرزندانش به هیچ وجه خودشان را آلوده به دنیا نکردند.

آقا مصطفی پسر بزرگ رهبری یک مدتی درس آقای شبیری می آمدند ...

 

 حتی یک دفعه در بحث رجالی شان گفتم آقا مصطفی غیر از این که از کامپیوتر استفاده کنید راهی نیست گفت پدرم گفته تا همه طلبه ها کامپیوتر ندارند شما هم نباید داشته باشید. این را ما خودمان شنیدیم و دیدیم.

کجای دنیا شما همچنین چیزی را سراغ دارید؟ یک موردش را به ما نشان بدهید در این 2500 سال در ایران و در کشورهای اروپایی که یک کسی این قدر ملتزم باشد؟ این را که ما داریم می بینیم.

واقعا اگر این قاطعیت ایشان نبود، داعش اگر در ایران می آمد همان بلایی که در سوریه بر سر ناموس و کودکان مردم در آوردند، سر مردم ایران هم در می آوردند.

 

ببینید اگر واقعا این قاطعیت نبود، و این شهدای مدافعین حرم نبودند ایران جولانگاه داعشی بود

همین فاطمیون، زینبیون یکی از کسانی که مشوق این ها بود که در سوریه بروند بنده بودم و یکی از توفیقاتی هم که خدا به ما داد حضرت زینب (سلام الله علیها) حواله کرد این بود که این بندگان خدا عزیزانشان را آن جا از دست دادند نه سپاه برای این ها کاری کرد و نه بنیاد شهید و نه دولت.

ما یک روزی با خبر شدیم که بعضی از این خانواده شهداء فاطمیون در نیروگاه برایشان در گاوداری اطاقی دادند این ها زندگی می کنند. به غیرت ما برخورد با تعدادی از دوستانی که در خارج از کشور به ما عقیده داشتند ما را قبول داشتند با این ها صحبت کردیم الحمدلله الحمدلله هذا من فضل ربی و عنایت حضرت زینب بود ما تا الان برای 120 نفر از خانواده فاطمیون منزل شخصی تهیه کردیم.

و این را ان شاء الله اگر حضرت زینب قبول کند به عنوان یک سر سوزنی یا بال مگسی فردای قیامت می گویم بی بی جان ما هم این کار را برای خانواده کسانی که در راه حفاظت از شما جانشان را از دست دادند کردیم.

آن روز یکی از آقایان رده بالا منزل ما بود، گفت وقتی ما دیدیم داعش دیگر تقریبا در 100 تا 150 متری حرم حضرت زینب رسید یقین داشتیم که دیگر کار تمام است. گفت خدمت حضرت آیت الله العظمی سیستانی رسیدیم ایشان فرمود بروید پرچم بالای گنبد قمر بنی هاشم را ببرید بالای گنبد حضرت زینب بزنید ما هم آمدیم همین فاطمیون سه نفر شهید دادند تا توانستند این پرچم را بالای گنبد حضرت زینب بزنند.

ایشان قسم می خورد می گفت من خودم آن جا بودم بعد از آن ما شروع کردیم به داعشی ها حمله کردن یک گلوله ما هدر نرفت و در عرض دو - سه روز هفت – هشت کیلومتر این ها را از اطراف حرم حضرت زینب دور کردیم.

این ها را این آقایان به هیچ وجه متوجه نیستند، این داعشی ها می گفتند ما باید حرم حضرت امیر را ویران کنیم حرم امام حسین را ویران کنیم، حرم حضرت زینب را ویران کنیم.

رسما فتوای 38 نفر از بزرگان دینی و اساتید دانشگاه عربستان سعودی را پیدا کردند گفتند ما دنبال ویران کردن حرم حضرت امیر، امام حسین و حرم حضرت زینب هستیم تا ویران نکنیم از پا نخواهیم نشست. آن وقت دیگر غیرتی برای شیعه می ماند؟!

«والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته»



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها