2022 June 26 - يکشنبه 05 تير 1401
اهمیت معرفت به مقام ائمه اطهار علیهم السلام
کد مطلب: ١٥١٢٠ تاریخ انتشار: ٠٨ خرداد ١٤٠١ - ١٩:١١ تعداد بازدید: 130
خارج فقه الحکومه » فقه
اهمیت معرفت به مقام ائمه اطهار علیهم السلام

جلسه هشتاد و سوم 08 03 1401

 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتاد و سوم  08 03 1401

موضوع: اهمیت معرفت به مقام ائمه اطهار علیهم السلام

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

پرسش:

آیا سند روایت منقول از امام صادق (سلام الله علیه) درباره بطلان هر نوع بیعتی قبل از ظهور قوی هست؟

پاسخ:

بحث ما همین است 2 ماه است داریم همین را بحث می کنیم

«کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوت‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج8، ص295

ما از ائمه علیهم السلام 10 تا روایت نقل کردیم که می فرمایند هر بیعتی قبل از قیام حضرت مهدی عجل الله فرجه  الشریف باطل است و گفتیم این روایت ها مطلق است که مقیّداتی دارد و مراد از این رایتی که می گوید باطل و ضلال است همه مقیّداتش را بیان کردیم.

این بیعت هایی که قبل از قیام حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف بوده مثل قیام زید، شهدای فخ و قیام های یمانی و ... همه قیام های قبل از ظهور حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف است. اگر تک تک این روایات به تنهایی سنداً ضعیف باشد مجموع اش مستفیض می شود و حجت را تمام می کند.

... نکته مهم در مورد امام عصر ارواحنا فداه اینکه من در شبکه ولی عصر عجل الله فرجه الشریف بی اختیار از اولین جلسه که شروع کردم اول زیارت آل یس را خواندم:

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَکَّدَه‏...»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص493

یعنی در هر برنامه ای من بی اختیار 3- 4 تا از فقرات زیارت آل یس را می خواندم. ما نزدیک 25 سال است در شبکه ها، برنامه ها و ... هستیم ولی ما از اول سال بی اختیار قبل از این که به بیننده ها سلام بدهیم سلام به حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف را شروع کردیم.

مقام معظم رهبری هم در برنامه عیدشان: «السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَ تُبَیِّنُ السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی...» خواند و آن جا بغض گلویش را گرفت و گریه کرد این هم یک چیزی است که تا به حال سابقه نداشت در آن 32- 33 سال رهبری ایشان.

شما حساب کنید بچه 4- 5 ساله اشک می ریزد دانه های اشک از گونه هایش پایین می ریزد و سلام فرمانده می گوید. من قطع دارم مسئله غیر طبیعی است ان شاء الله، ان شاء الله به حول و قوه الهی. ما نمی خواهیم وقت معین بشود

«کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ لَا نُوَقِّت‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص368، بَابُ کَرَاهِیَةِ التَّوْقِیت‏، ح3

ان شاء الله امیدواریم که یک خبرهایی باشد و آن مطلبی هم که آقای ناصری می گوید یک دوستی داریم که خدمت حضرت می رسد می گوید به من گفت شما خودت هم درک می کنی.

آن زمان می گوید من از آقای بهجت سوال کردم این آقا چند سالش است؟ گفت 62 سالش است. این را ما سوال کردیم گفتند الان 88 سالش است یعنی قضیه تقریباً به بیشتر از 16 سال قبل بر می گردد.

در هر صورت ...

یک نشانه هایی در کار هست آن هایی که مرتبط هستند یا تشرفاتی دارند یا در عالم رؤیا حضرت را دیدند. بعضی از افراد صالح به قدری از طلبه ها و غیر طلبه ها خواب دیدند و بشارت فرج را دادند که دیگر تقریبا از حد متعارف خیلی گذشته است.

در هیچ عصر و زمانی مثل عصر ما وضعیت این طوری نبوده است. به این شکل که جهان همه متوجه بشود، یعنی الان تمام ابرقدرت ها، همه وحشت از آمدن حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف دارند. همان سال 2003 که این ها عراق را تصرف کردند رسما آمریکا اعلام کرد ما در قسمت خاورمیانه برای مبارزه با حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف آمدیم.

آن برجی که در عربستان درست کردند، این ها برای مبارزه با حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف است.

پرسش:

در زمان بنی العباس هم همین اتفاق ها افتاد.

پاسخ:

نه، ببینید در آن زمان ائمه (علیهم السلام) همه شان می گفتند دروغ است هیچ زمانی مثل عصر ما تا این حد دنیا متوجه حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف نبوده است.

در هیچ عصری این طوری نبوده است شما تمام اتفاقات را که ملاحظه کنید چه زمان مغول و چه زمان جنگ جهانی دوم  و چه اتفاقات دیگری که بوده است شما ملاحظه بفرمایید و به دقت مطالعه کنید این طوری نبوده است.

بله یک عده خواص از علما متوجه بودند استغاثه می کردند، متوسل می شدند ولی این این طور نبوده است که توده مردم در صحنه بیایند، الان شما ببینید و مقایسه کنید اسامی و نام مهدی را در ایران از آن روزی که شناسنامه داده شده می گویند در هیچ زمانی مثل عصر حاضر این دو سه دهه اخیر اسم بچه ها را به این تعداد زیاد مهدی بگذارند نبوده است.

عبارت توقیع حضرت این است:

«فمن ادعی الرؤیة فکذبوه»

فمن ادعی الرویة به عنوان این که شما نائب خاص هستید کاملا صدر و ذیل روایت همین را می گوید. و اضافه «فمن ادعی الرؤیة فکذبوه» به قول آیت الله شبیری زنجانی مثل:

«کُلُّ مَاءٍ طَاهِرٌ إِلَّا مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ قَذِرٌ.»

من لا یحضره الفقیه؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مصحح: غفاری، علی اکبر، ج1، ص5

یا:

«کل شیئ لک حلال الا ان تعرف انه حرام بعینه»

در این جا هم می خواهد بگوید هرکس بخواهد ادعای رؤیت کند کذبوه الا ما ثبت بالدلیل. اگر بنا باشد این در باز باشد و دکان باز کنند چقدر افرادی در طول تاریخ بودند که دکان باز کردند. افرادی که صلاحیت هم نداشتند دکان باز کردند.

فرمایش اقای شبیری خیلی فرمایش خوبی است. می گوید «کل شیئ لک طاهر» الا این که قطع داشته باشی نجس است. «کل شیئ لک حلال إلا ان تعلم انه حرام». «کل من ادعی الرؤیة فکاذب الا ان تعرف انه صادق»

این همه بزرگان ما مثل مرحوم مقدس اردبیلی، مثل سید بحر العلوم و مثل سید ابن طاووس و ...که کرارا خدمت حضرت رسیدند که می گوید من به تُن صدای حضرت آشنا هستم ما نمی توانیم این ها را انکار کنیم. این ها مطلبی نیست که به این سادگی قابل انکار باشد.

حالا کسی که دلیل را قبول نکند و وسواس داشته باشد آن بحث دیگری است. ولی این ها طبیعی است طبق مسائل عرف و اطمینان عقلایی از همه این ها برای انسان یقین می آید.

ما خودمان یک سال با آقای بهجت بودیم، یک سری مسائلی است که گفتنش صلاح نیست وقتی آقایان می گویند ما شرعا راضی نیستیم بیان کنید انسان می ترسد فردا گیر بیفتد. ما به اندازه کافی گناه داریم دیگر به خاطر مخالفت با اولیاء الله هم دچار مشکل نشویم.

یا با آقای کشمیری ما هفت – هشت سال بودیم مطالبی ایشان بیان می کرد که عرض کردم شاید یک صدمش را در شرح حال شان نیاوردند.

 یا شیخ جعفر مجتهدی شما کتاب «درمحضر لاهوتیان» را ملاحظه بفرمایید ایشان تقریبا از همان اوتاد و از همان ده دوازده نفر بود که با حضرت هستند و اوامر حضرت را در جامعه اطاعت و اجرا می کنند.

این ها چیزهایی نیست که بخواهیم روی آن تردید کنیم یعنی جای تردید در این ها نیست. بله معین کردن وقت قطعا باطل است این روایت کاملا می رساند:

«کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ لَا نُوَقِّت‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص368، بَابُ کَرَاهِیَةِ التَّوْقِیت‏، ح3

در آن هیچ شک و شبهه ای نیست.

پرسش:

در بحث نزدیک دانستن ظهور روایات متعددی داریم که ظهور را نزدیک بدانید تا آن جا که می فرمایند هر صبح و شام منتظر ظهور باشید.

پاسخ:

آن یک بحث دیگری است. این که هر شبی شما می خوابید منتظر باشید که  فردا صبح ظهور است. صبح که بیدار می شوید منتظر باشید که شب ظهور است.

این ها همه قرائن است در حد یک قرائن ما می گوییم ان شاء الله به حول و قوه الهی نزدیک است و ان شاء الله همه ما هم درک خواهیم کرد فقط یک مقدار باید خودمان را بیشتر آماده کنیم.

من عرض کردم آقای بهجت همیشه می گفت و خیلی هم با وحشت می گفت وقتی برای حضرت دعا می کنید برای خودتان هم دعا کنید که خدای ناکرده در صف مقابل حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف قرار نگیرید این خیلی سخت است.

وقتی حضرت می آید:

(خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ)

(این واقعه) گروهی را پایین می‌آورد و گروهی را بالا می‌برد!

سوره واقعه (3): آیه 55

خیلی از آدم هایی که مقام های بالایی دارند مورد احترام جامعه هستند حضرت این ها را به زیر کشیده و ذلیل می کند، افرادی که در جامعه خیلی بی توجه بودند به آن ها اهمیت نمی دادند حضرت این ها را بالا می برد.

فقط:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ، الذَّابِّینَ عَنْهُ، الْمُسَارِعِینَ فِی حَوَائِجِهِ، الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِهِ، الْمُحَامِینَ عَنْهُ، الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ.»

المزار الکبیر (لابن المشهدی)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، ص664

«وَ ثَبِّتْنَا عَلَى مُتَابَعَتِهِ وَ اجْعَلْنَا فِی حِزْبِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ الرَّاضِینَ بِفِعْلِه‏»

کمال الدین و تمام النعمة، ابن بابویه، محمد بن على‏، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ج‏2، ص 513، ح 43

اگر تشریف آورد و فرمود اقای قزوینی شما باید خانه ات بنشینی و حق نداری بیرون بیایی بگویم چشم! یا بفرماید شما بروی پشت فلان کوه و در روستایی چهار نفری که در آن جا است تبلیغ کنی ، بگویم چشم!

ما وظیفه مان این است ما باید تسلیم باشیم، یعنی روحیه تسلیمی را در برابر اوامر حضرت در خودمان احیا و زنده کنیم.

آغاز بحث...

ما روایاتی را که در رابطه با علائم ظهور و قیام هایی که قبل از ظهور بود آوردیم. قضیه شعیب  بن صالح را هم گفتیم هیچ دلیلی ما نتوانستیم از روایات به دست بیاوریم. یک دسته روایاتی است که تقریبا می شود گفت شبیه به مستفیض است

«عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّل‏»

آقا امام کاظم (سلام الله علیه) باشد. ابا الحسن دوم آقا امام رضا (سلام الله علیه) و ابا الحسن سوم آقا امام هادی (سلام الله علیه) است.

«قَال‏ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُم یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ»

مردی از اهل قم مردم را دعوت به حق می کند.

 «یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَکَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج57، ص216

افرادی که با او هستند همانند تکه های حدید هستند که هیچ گونه لغزشی در برابر حوادث ندارند و از جنگ به هیچ وجه نمی ترسند و دیگران را هم نمی ترسانند و بر خداوند توکل می کنند «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین»

این روایت را مرحوم مجلسی در کتاب بحار الانوار جلد 57 آورده است. ما نمی خواهیم بگوییم این روایاتش سندا صد در صد صحیح است. ولی ما روایات دیگری هم در این زمینه داریم مثلا در کتاب غیبت نعمانی است، نعمانی متوفای 360 است در صفحه 273

«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ أَخِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ  عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ یَحْیَى بْنِ سَامٍ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام)»

احمد بن محمد بن سعید از علی ابن الحسن از برادرش، محمد بن الحسن، این ها همان فطَحی ها و موثق هستند.

احمد بن عمر حلبی، حسین بن موسی ثقه است معمر بن یحیی بن سالم، ابو خالد کابلی یعنی غالب روایانش راویان مشهوری هستند.

«کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ»

الغیبة( للنعمانی)؛ ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم، محقق- مصحح: غفارى، على اکبر، ناشر: نشر صدوق، ص273

این هم روایت خیلی صریحی است، سندا هم تا حدودی می شود رویش حساب باز کرد، بر خلاف روایت اول. مردی از مشرق زمین بر می خیزد طلب حق می کند نمی دهند دوباره طلب حق می کند.

خدا آقای ری شهری را بیامرزد ایشان خیلی قاطعانه این ها را به دوران انقلاب امام (رضوان الله تعالی علیه) تطبیق می دادند. اما من این طور تطبیق ها را نمی پسندم البته به عنوان احتمال خوب است. به عنوان این که ما احتمال می دهیم این باشد ولی این که قاطعانه بیاییم بگوییم بعد نشود اعتقادات جوان ها متزلزل بشود درست نیست.

ما این ها را به عنوان احتمال، قبول داریم و احتمال می دهیم، احتمال اشکال ندارد ولی این که کسی قاطعانه چنین حرفی را بزند و فردی را مطرح بکند یک مقداری دچار مشکل است.

احتمال را که ما نمی توانیم منکر بشویم ولی شما پنجاه تا احتمال را کنار هم بگذارید اطمینان عقلایی حاصل نمی شود.

 یک دفعه صراحتا می گوید مثلا اسم می برد آقای فلان ابن فلان ابن فلان قبل از ظهور می آید با مشخصات کاملش اسم می برد اسم پدرش و اسم مادرش را می برد تمام مشخصاتش می آید یک همچنین چیزی بیاید کاملا درست است.

مثل قضیه سفیانی که با مشخصات ذکر شده است. اگر چنین مشخصاتی بیاید ما می پذیریم ولی اگر به صورت کلی بیاید «رجل من المشرق، رجل من اهل قم» ما این ها را بخواهیم به یک فرد مورد نظر خودمان تطبیق بدهیم به صورت قاطع باعث می شود که عده ای در اعتقادات شان نسبت به دیگر روایات معصومین متزلزل بشوند.

چندروز پیش یک آقا سیدی می گفت من منبر بودم پایین آمدم دیدم یک آقایی، جوانی را به من معرفی کرد گفت این یک مشکلی دارد سوال کردم چه مشکلی دارد؟ گفت من به امام حسین علیه السلام معتقد بودم به هیئت ها می رفتم ولی عقیده ام از امام حسین علیه السلام برگشته است!

 گفتم چرا ؟ قضیه چیست؟ گفت یک روایتی دیدم و روایت در موبایلش هم بود به من نشان داد: «عن ابی عبدالله (علیه السلام)»

این که اگر ایرانی ها را دیدید، را بکشید و ... تعابیر خیلی زشتی نسبت به ایرانی ها داشت. گفت من وقتی این را از امام حسین علیه السلام دیدم عقیده ام از امام حسین علیه السلام برگشت.

گفتم برادر من! اولا ابی عبدالله امام حسین علیه السلام نیست بلکه امام صادق علیه السلام است. و ثانیا همین جا قبلش هم دارد امام صادق علیه السلام نقل می کند یکی از کارهای خلاف خلیفه دوم این بود. گفت شما هرچه غیر عرب دیدید و ایرانی دیدید چنین و چنان کنید ربطی به امام حسین علیه السلام ندارد. و ربطی هم به امام صادق علیه السلام ندارد. این را از خلیفه دوم (عمر) نقل می کند.

ببینید بعضی وقت ها یک روایت جعلی این طوری باعث می شود تا نظر طرف به امام حسین علیه السلام منفی شود. بعد گفتم شما که با یک روایت این طوری عقیده ات از امام حسین علیه السلام  برگشته، این طور اعتقادت به امام حسین علیه السلام هیچ فایده ندارد، در اعتقادت تجدید نظر کن.

عموم مردم ما این چنین هستند با دیدن یک روایت اعتقادات شان قوی می شود و با دیدن یک روایت هم اعتقاداتشان متزلزل می شود. وقتی زیر بنای اعتقادی استدلالی و معقول نشود نتیجه اش همین می شود.

همان تعبیر حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) در رابطه با مقام امام در کتاب آداب الصلاة، صفحه 183 ملاحظه بفرمایید تعبیر امام (رضوان الله تعالی علیه) نسبت به امام چیست؟ یک مقداری امام شناسی مان دچار مشکل است مخصوصاً ما حوزوی ها.

 در آداب الصلاة در رابطه با مسئله سوره قدر می گوید در رابطه با قلب تقیِ نقیِ احمدیِ احدیِ جمعیِ محمدی (صلی الله علیه وآله وسلم) حق تعالی به جمیع شئون ذاتیه و صفاتیه و اسمائیه و افعالیه بر آن تجلی نموده.

من این تعبیر را از هیچ بزرگی ندیدم دیگر ما نمی توانیم امام را بگویم بگوییم ایشان نسبت به امام معصوم یا ائمه یا نسبت به رسول اکرم دچار غلو شده، یا نسبت به مابقی ائمه علیهم السلام هم همین تعبیر را دارد. یا در کتاب بیع امام آمده:

«فهم من قبل الله ملاّک التصرّف فی کلّ شئ»

این را شما چه کار می خواهید بکنید؟

«وهذه ولایة عامّة کلّیة بالنسبة إلى جمیع الموجودات»

کتاب البیع؛ السید الخمینی (وفات : 1410)، ناشر: مؤسسة تنظیم ونشر آثار الامام الخمینی، تهران: 1421، ج 3، ص 21

نه تنها بشر، جمیع موجودات نسبت به «ما سِوی الله».

 یا در مصباح الهدایة دارد که:

«وإنّ الملائکة لخدّامنا وخدّام محبّینا»

بعد می گوید:

«أنّ العالم بجمیع أجزائه وجزئیّاته من القوى العلَّامة والعمّالة للولىّ الکامل»

مصباح الهدایة إلى الخلافة والولایة؛ مؤلف: امام خمینى- تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، ص77

یا در کتاب مصباح الهدایة، صفحه 141 دارد:

«هذه الفقرة بیان وساطتهم بحسب أصل الوجود»

یعنی اصل وجود عالم هستی، واسطه اش این ها هستند.

مصباح الهدایة إلى الخلافة والولایة؛ مؤلف: امام خمینى- تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، ص141

همان متن زیارت جامعه کبیره:

«بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللَّه‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج4، ص576،  بَابُ زِیَارَةِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام)، ح2

«فَتَحَ اللَّهُ، وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللَّه‏»

المزار الکبیر (لابن المشهدی)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، ص532

 «إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُم‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج4، ص577، بَابُ زِیَارَةِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام)، ح2

«وکونهم مظهر الرحمة الرحمانیّة الَّتی هی مفیض أصل الوجود بل بحسب مقام الولایة هم الرحمة الرحمانیّة بل هم الاسم الأعظم الَّذی کان « الرّحمن الرّحیم » تابعین له»

مصباح الهدایة إلى الخلافة والولایة؛ مؤلف: امام خمینى- تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، ص78

یا مرحوم اصفهانی (کمپانی) (رضوان الله تعالی علیه) هم فقیه، هم اصولی و هم فیلسوف عارفی است یک آدم عادی نیست حاشیه بر مکاسب شان را ملاحظه بفرمایید

«والأئمة ( علیهم السلام ) لهم الولایة المعنویة والسلطنة الباطنیة على جمیع الأمور التکوینیة والتشریعیة»

حاشیة کتاب المکاسب؛ تألیف : الشیخ محمد حسین الأصفهانی، تحقیق : الشیخ عباس محمد آل سباع، الطبعة : الأولى / 1418 ه‍ ق، الناشر : أنوار الهدى، المطبعة : علمیة، ج 2، ص 379

این امام شناسی است. این معرفة الإمام است.

پرسش:

الا ما خرج بالدلیل هم داریم چنان که خداوند علم قیامت را برای پیامبر نداد .

پاسخ:

می گوید: «لهم الولایة المعنویة والسلطنة الباطنیة على جمیع الأمور التکوینیة والتشریعیة»

پرسش:

الا ما خرجَ بالدلیل

پاسخ:

کدام خرجَ بالدلیل؟ دلیل، روایت داشته باشیم کجا دارد بفرمایید!

پرسش:

در قرآن هست

(أَیانَ مُرْسَاهَا)

پاسخ:

(أَیانَ مُرْسَاهَا)

در چه زمانی واقع می ‌شود؟!

سوره نازعات (79): آیه 42

از آن طرف:

(وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیبِ لَا یعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ)

کلیدهای غیب، تنها نزد اوست؛ و جز او، کسی آنها را نمی ‌داند.

سوره انعام (6): آیه 59

(وَلَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیبَ لَاسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیرِ)

و اگر از غیب باخبر بودم، سود فراوانی برای خود فراهم می ‌کردم.

سوره اعراف (7): آیه 188

این ها یک دسته هستند. اما یک دسته آیات است که می فرماید:

(عَالِمُ الْغَیبِ فَلَا یظْهِرُ عَلَى غَیبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ)

دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی ‌سازد، مگر رسولانی که آنان را برگزیده

سوره جن (72): آیه 26

ما نمی توانیم به آیات مطلق استناد کنیم، آیات مقید است این ها را باید در کنار هم بگذاریم. من 50 تا روایت صحیح السند برای شما بگویم که امام صادق علیه السلام می گوید ما به آسمان، زمین به تمام جماعت اهل بهشت و جهنم به همه چیز اطلاع و علم داریم. یک روایت نه 50 تا روایت به شما نشان می دهم. شما کتاب بصائر الدرجات را ببینید که:

«إنّ الائمة کانوا عالمین بجمیع ما فی السموات والارض وما فی الجنة والنار»

50 تا روایت نه یک روایت نه دو روایت.

یا مرحوم نائینی در تقریرات بحث شان می فرماید:

«الولایة التکوینیة التی هی عبارة عن تسخیر المکونات تحت إرادتهم ومشیتهم بحول الله وقوته»

کتاب المکاسب والبیع؛ نویسنده : تقریر بحث النائینی للآملی (وفات: 1355) ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة؛ ج2، ص332

یا از مرحوم محمد رضا قمشه ای، امام نقل می کند

«فالحقیقة المحمّدیّة هی الَّتی تجلَّت فی صورة العالم والعالم من الذرّة إلى الدرّة ظهورها وتجلَّیها»

مصباح الهدایة إلى الخلافة والولایة؛ مؤلف: امام خمینى- تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، ص57

فرمایش آقای خویی را ملاحظه کنید. نسبت به آقای خویی کسی نمی تواند تشکیک کند ایشان هم در بحث رجالی خیلی وسواس دارند هم در بحث مسائل اعتقادی. می گوید در مسائل اعتقادی به جز روایات متواتر من قبول ندارم.

 ایشان در مصباح الفقاهه، جلد 5، صفحه 35 دارد که:

«لا شبهة فی ولایتهم على المخلوق بأجمعهم وهم الواسطة فی الإفاضة، بل لهم الولایة التکوینیة لما دون الخالق.»

مصباح الفقاهة؛ نویسنده: السید الخوئی (وفات: 1413)، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، چاپخانه: العلمیة – قم، ناشر: مکتبة الداوری – قم، ج3، ص280

بهشت و جهنم دون الخالق است یا دون الخالق نیست؟ این فرمایش آقای خویی است کسی نمی تواند نسبت به آقای خویی بگوید ایشان یک روایت را دیده این طوری گفته است. یا مثلاً آقای میلانی

«لهم الولایة الکلیة على الأمور کلها»

محاضرات فی فقه الإمامیة ( الخمس )؛ نویسنده : السید محمد هادی المیلانی (وفات : 1395)،  تحقیق : جمعها وعلق علیها فاضل الحسینی المیلانی، ص273

که البته ما محاضرات را نتوانستیم پیدا کنیم تصویرش را بگیریم. شیخ انصاری، مرحوم صاحب کفایه، علامه حلی همین طور و روایاتی که ما داریم آل یس می گوید:

«فما شئ منه الا وأنتم له السبب والیه السبیل»

مرحوم آقای نائینی در مکاسب شان همین تعبیر را آوردند

«ورد فی زیارة الحجة (ارواحنا له الفداء) وأنه ما من شئ الا وأنتم له السبب»

که مرادشان تعبیر زیارت آل یس است که در بحار جلد 102، صفحه 92 آمده:

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏»

سلام بر تو ای آقایی که همه چه را می بینی همه صداها را می شنوی

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِیلَ إِرَادَتِه‏ مُجَاهَدَتُکَ فِی اللَّهِ ذَاتُ مَشِیَّةِ اللَّهِ وَ مُقَارَعَتُکَ فِی اللَّهِ ذَاتُ انْتِقَامِ اللَّه‏»

یا تعابیر:

«وَ الْقَضَاءُ الْمُثْبَتُ مَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ مَشِیَّتُکُمْ وَ الْمَمْحُوُّ مَا لَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ سُنَّتُکُم‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج102، ص92

این تعابیر یکی دو تا نیست یا:

«قُلُوبُنَا أَوْعِیَةٌ لِمَشِیَّةِ اللَّه‏»

الغیبة (للطوسی)/ کتاب الغیبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامیة، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص247

«قُلُوبَ الْأَئِمَّةِ مَوْرِداً لِإِرَادَتِه‏»

تفسیر القمی؛ قمى، على بن ابراهیم، محقق/ مصحح: : موسوى جزائرى، طیّب‏، ناشر: دار الکتاب، ج2، ص409

«إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُم‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج4، ص577، بَابُ زِیَارَةِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام)، ح2

زیارت متن جامعه کبیره:

«بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ‏ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّر بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ، وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللَّه‏»

المزار الکبیر (لابن المشهدی)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، ص532

بله درست است که:

(یسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّی)

درباره قیامت از تو سؤال می ‌کنند، کی فرا می ‌رسد؟! بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است.

سوره اعراف (7): آیه 187

ما هم (عِنْدَ رَبِّی) می گوییم ولی آیا رب:

(وَلَا یحِیطُونَ بِشَیءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ)

و کسی از علم او آگاه نمی ‌گردد؛ جز به مقداری که او بخواهد.

سوره بقره (2): آیه 255

در (عِنْدَ رَبِّی) شکی نیست استقلالاً علم غیب همه دست خدا است. اگر کسی معتقد باشد پیغمبر، امام «مِن عند انفسهم» علم غیب می دانند این شرک و کفر است.

(عَالِمُ الْغَیبِ فَلَا یظْهِرُ عَلَى غَیبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ)

دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی ‌سازد، مگر رسولانی که آنان را برگزیده

سوره جن (72): آیه 26

این همه پیغمبر از قیامت خبر داده در شب معراج و ... یک عده این طوری می شوند. بهشت را دیدم این طوری است جهنم را دیدم پس همه این روایات را دور بریزیم؟! این همه روایاتی که ما در رابطه با معاد داریم این ها را باید چه کار کنیم؟ تمام این روایات نزدیک به 2- 3 هزار روایت در رابطه با معاد است همه این ها علم غیب است.

عزیزان دقت کنند علم غیب استقلالی همه خاص خدا است، احدی نمی تواند از غیب بدون اذن خدا خبر بدهد. دیدم کسی که واقعاً آدم فاسدی است دارد طلبه ها را هم فاسد می کند. به همان روایتی استدلال کرده که می گوید امام صادق علیه السلام فرمود بعضی وقت ها کنیز من می رود مخفی می شود خبر ندارم کجا مخفی شده؟ یا بعضی وقت ها برای خرج زندگی ام معطل می مانم چه کنم؟

  بعد ذیل روایت را آقایان رها می کنند اگرچه روایت سنداً مشکل دارد_ ما کاری نداریم فرضاً سند صحیح هم باشد_ این آقایان استدلال می کنند در خیلی کتاب ها و دفتر تبلیغات هم چاپ کرده دیگر نمی خواهم نام ببرم.

 در ذیل روایت، راوی می گوید گفتم آقا جان شما خیلی وقت ها از این حرف ها می فرمایید که ما از بهشت، جهنم، گذشته، آینده خبر داریم. امروز گفتید بعضی وقت ها کنیزم می رود جایی مخفی می شود خبر ندارم و برای امرار معاش زندگی ام با مشکل مواجه می شوم.

حضرت فرمود افرادی آن جا بودند نمی خواستم بگویم بله ما «علم بما کان، بما هو کائن، بما یکون» داریم علم به آسمان ها، زمین ها:

«بما یجری فی الجنة»

همه این ها از قرآن است

 «وَ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ‏ء»

در روایات متعددی در رابطه با آصف ابن برخیا می گوید:

(قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَنْ شَکَرَ فَإِنَّمَا یشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِی کَرِیمٌ)

(اما) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامی که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید (بزیان خویش نموده است، که) پروردگار من، غنی و کریم است!»

سوره نمل (27): آیه 40

حضرت فرمود اگر آصف ابن برخیا «علمٌ من الکتاب» داشته ما «علم الکتاب» داریم در آیه شریفه آمده:

(وَیقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا بَینِی وَبَینَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ)

آنها که کافر شدند می ‌گویند: «تو پیامبر نیستی!» بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، میان من و شما گواه باشند!»

سوره رعد (13): آیه 43

نه «علمٌ من الکتاب» این که (عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ) ما هستیم 30- 40 تا روایت در این زمینه داریم هم مرحوم صفّار در بصائر دارد. هم خزّاز در کفایة الأثر دارد. هم مرحوم کلینی در کافی دارد. روایات متعدد ولی فقط ما مرز را باید دقت کنیم آیه قرآن:

(وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ أُحْیی الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ)

و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلایان به برص [= پیسی‌] را بهبودی می ‌بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده می کنم؛

سوره آل عمران (3): آیه 49

علم غیب از احیای موتیٰ سخت تر نیست، احیای موتیٰ خیلی قوی تر است می گوید (أُحْیی الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ) با این که شما بگویید 10 تا آیه قرآن داریم

(هُوَ یحْیی وَیمِیتُ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ)

اوست که زنده می ‌کند و می ‌میراند، و به سوی او باز گردانده می ‌شوید!

سوره یونس (10): آیه 56

یا در رابطه با:

(وَاللَّهُ یکْتُبُ مَا یبَیتُونَ)

خداوند می ‌نویسد. اعتنایی به آنها نکن!

سوره نساء (4): آیه 81

و از آن طرف هم می گوید:

(أَمْ یحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَیهِمْ یکْتُبُونَ)

آیا آنان می‌پندارند که ما اسرار نهانی و سخنان درگوشی آنان را نمی‌شنویم؟ آری، رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و می‌نویسند!

سوره زخرف (43): آیه 80

از آن طرف می گوید:

(اللَّهُ یتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا)

خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می ‌کند،

سوره زمر (39): آیه 42

از آن طرف هم می گوید:

(قُلْ یتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ)

بگو: «فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، (روح) شما را می ‌گیرد»

سوره سجده (32): آیه 11

(فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا)

و آنها که امور را تدبیر می ‌کنند!

سوره نازعات (79): آیه 5

این ها چه است؟ عالَم، عالَم سبب و مسببات است. امام (رضوان الله تعالی علیه) تعبیری دارد در رابطه با:

(إِنَّ إِلَینَا إِیابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَینَا حِسَابَهُمْ)

به یقین بازگشت (همه) آنان به سوی ماست، و مسلما حسابشان (نیز) با ماست!

سوره غاشیه (88): آیات 25 و 26)

به قدری زیبا این را امام تصویر کرده من واقعاً‌ لذت بردم آقایان دقت بفرمایند آیه قرآن است. در قرآن می فرماید: (إِنَّ إِلَینَا إِیابَهُمْ) و دیگر موجودات توسط انسان رجوع به حق کنند. بلکه مرجع و معاد آن ها به انسان است که همان انسان کامل چنان چه در زیارت جامعه که اظهار شمه ای از مقامات ولایت را فرموده می فرماید:

«وَ إِیَابُ الْخَلْقِ إِلَیْکُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَیْکُم‏»

من لا یحضره الفقیه؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مصحح: غفاری، علی اکبر، ج2، ص612، زِیَارَةٌ جَامِعَةٌ لِجَمِیعِ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام)، ح 3213

و می فرماید:

«بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ، وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللَّه‏»

المزار الکبیر (لابن المشهدی)؛ نویسنده: ابن مشهدى، محمد بن جعفر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، ص532

در زیارت جامعه می فرماید: «وَ إِیَابُ الْخَلْقِ إِلَیْکُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَیْکُم‏»؛ سرّی از اسرار توحید و اشاره به آن است که رجوع به انسان کامل، رجوع الی الله است؛ زیرا انسان کامل که مراد همان سلسله جلیله محمدیین هستند فانی مطلق و باقی به بقاء الله است و از خود تعیُن و عنیّت و عنانیتی ندارد بلکه خود از اسماء حسنیٰ و اسم اعظم است.

 همان روایتی که صحیحه اعلایی هم هست امام صادق علیه السلام فرمود:

«نَحْنُ وَاللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى‏»

قسم به خدا اسماء حسنی الهی ما هستیم.

«الَّتِی لَایَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا»

نمی گوید «بولایتِنا»، «الا بمعرفتِنا»  روایت هم صد در صد صحیحه است سندش هم به هیچ وجهی قابل مناقشه نیست ذیل آیه:

(وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى)

و برای خدا، نامهای نیک است.

سوره اعراف (7): آیه 180

دارد:

«نَحْنُ وَاللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِی لَایَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا‏»

نام کتاب: الشافی فی شرح الکافی ( للمولى خلیل القزوینی)؛ نویسنده: قزوینى، ملا خلیل بن غازى‏، (تاریخ وفات مؤلف: 1089 ق‏)، محقق / مصحح: درایتى، محمد حسین‏، ناشر: دار الحدیث‏، ایران؛ قم‏: 1429 ق / 1387 ش، ج2، ص401

من بارها گفتم مرحوم آقای طباطبائی می گفت حوزه های علمیه ما در رابطه با معرفت ائمه علیهم السلام، روزی نبرده اند. بعضی تازه در این بحث می کنند که آیا ائمه ولایت تشریعیه داشتند یا نداشتند؟! آن روایت امام جواد در رابطه با:

«اوجبت علیکم فی هذه السنة الخمس والبرزون»

را دلیل بیاورند. شما تعبیر آقای خویی را ببینید این را عرض کنم دیگر بحث را ببندم در مصباح الفقاهه آقای خویی آمده شما در رابطه با اقای خویی نمی توانید تشکیک بکنید در رابطه با این که ولایت در تشریع از همان آیه:

(النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)

پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است!

سوره احزاب (33): آیه 6

استفاده می کند.

(إِنَّمَا وَلِیکُمُ اللَّهُ)

سرپرست و ولی شما، تنها خداست.

سوره مائده (5): آیه 55

می گوید ولایت این ها:

«بأن یطلق الإمام زوجة شخص ثم یزوجها بعقد النکاح إما لنفسه أو لغیره أو یتصرف فی دار الغیر ببیعها لشخص آخر أو تصرفه فیها بنفسه بل هذا ثابت بالروایات المتواترة»

مصباح الفقاهة؛ نویسنده: السید الخوئی (وفات : 1413)، تحقیق: جواد القیومی الأصفهانی، چاپخانه: العلمیة – قم، ناشر: مکتبة الداوری – قم، ج3، ص280 و 284

وقتی در یک ولایت تشریعی یک بزرگی این طور بیان می کند می گوید روایات متواتر داریم امام می تواند زن کسی را طلاق بدهد، به عقد خودش در بیاورد یا به عقد دیگری در بیاورد. خانه کسی را بفروشد خودش ساکن بشود یا دیگری را در آن جا ساکن کند مسئله تمام است. این ها نمونه ای از فرمایشات این اعاظم است. در روایت هم داریم اول سوره حدید و آخر سوره حشر آیاتی است جز علمای آخر الزمان این ها را درک نمی کنند

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها