2022 May 24 - سه شنبه 03 خرداد 1401
پاسخ به اهانت مولوی اهل سنت نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام
کد مطلب: ١٤٩١٠ تاریخ انتشار: ١١ اسفند ١٤٠٠ - ١٥:٥٣ تعداد بازدید: 424
خارج فقه الحکومه » فقه
پاسخ به اهانت مولوی اهل سنت نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام

جلسه سی ‌و پنجم 1400/09/22

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی ‌و پنجم 22/09/1400

موضوع: پاسخ به اهانت مولوی اهل سنت نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

پرسش:

استاد شما کتاب های احمد الحسن را دارید؟

پاسخ:

بله ما کتابهای او را داریم، تقریبا دویست کتاب از ایشان چاپ شده است و همه آنها را داریم و دوستان ما نیز آنها را مطالعه کرده و از آنها تصویر گرفتند.

پرسش:

آیا کسی از آنها به مناظره‌ای که شما گذاشتید نیامد؟

پاسخ:

خیر.هیچ کسی نیامد. این‌ها جرأت نمی‌کنند بیایند، ایشان سال 1426 ه.ق تقریبا 17 – 18 سال قبل، نامه ای نوشت و درآن اسم بزرگانی را نوشته بود اول اسم مقام معظم رهبری و نفر دوم اسم بنده را آورده بود.

ما بعد از آن چندین بار درخواست مناظره کردیم، ایشان جواب نداد، تا این‌که امسال در اول سال یک پیام به مکتب آنها در نجف دادیم چون ایشان یک بیانیه‌ای دارد و گفته است مکتب نجف نماینده من است و حرف آن‌ها حرف من است.

این‌ها سه چهار دسته شدند در مکتب نجف هم تشکیلاتی به وجود آوردند و آنهایی که در مصر و در عربستان بودند برنامه‌ های زیادی برگزار کردند حتی خیلی‌هایشان به نقد کردن رفتارهای همدیگر پرداختند و آنهایی هم که در اروپا و... بودند چندبار با دوستان ما مناظره کردند. یک آقایی در آلمان است که در شبکه ولیعصر (عج) با دوستان ما بحث کرد و چون دید وضعیت به نفعش نیست ، رفت اما بعدا احمد بصری اعلام کرده که فقط مکتب نجف نماینده رسمی من است.

ما در یک برنامه زنده در شبکه ، ایمیل فرستادیم و گفتیم ایشان فلان مطلب را نوشته است و ما آماده هستیم با ایشان مناظره بکنیم و موضوع مناظره‌مان هم کفر و ارتداد ایشان است. هم مناظره می کنیم و هم مباهله!

ما یک هفته فرصت می‌دهیم تا به ما جواب بدهند! اما آنها هیچ جوابی ندادند .

پرسش:

این قضیه برای چه زمان بود؟

پاسخ:

برای بهار امسال(1400) است. بعد از آن خیلی از طرفدارانش برگشتند، حتی طلبه‌هایی که هوادارش بودند متوجه شدند که مطالب آنها به هیچ وجه مستند نیست بلکه فقط شعار می‌دهند و در مقام عمل، حاضر نیستند به میدان مناظره بیایند.

پرسش:

موضع آیت الله سیستانی در مورد این فرقه چیست؟

پاسخ:

من با آیت الله سیستانی تقریبا سال 1396ملاقات داشتم و به محضرشان رسیدم و در مورد فیلمی که در لندن در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌سازند صحبت کردم، ایشان فرمود: الان قضیه داعش و حضور آمریکا مسئله‌ی اساسی برای ما است و ما دامی که این‌ها تکلیف‌شان روشن نشود به کارهای دیگر صلاح نیست بپردازیم.

علاوه بر آن من با تولیت حرم حضرت ابو الفضل (سلام الله علیه) _یک سید خیلی شجاعی است_ صحبت کردم گفت : الان وضعیت احمد الحسن یک وضعیت پیچیده ای است الان در داخل حشد الشعبی تعدادی افراد هست که طرفدار احمد الحسن هستند اگر بخواهیم کاری برعلیه او انجام بدهیم، اختلاف و درگیری درونی ایجاد می‌شود که قابل کنترل نیست.

با این وضع موجود، طرفداران مقتدا صدر هم معتقد هستند که مقتدا صدر زمینه ساز قیام امام زمان علیه السلام است و این‌طور عقیده نسبت به مقتدا صدر دارند.

مردم عراق بعد از حضرت امیرالمومنین (سلام الله علیه) روز خوشی ندیدند. شما تاریخ را نگاه کنید همیشه درحال جنگ و درگیری، فشار، اختلاف و اختناق بوده است.

پرسش:

آیا احمدالحسن وجود خارجی دارد؟

پاسخ:

ایشان در زمان صدام در زندان بود، یکی از برادرانش افسر ارشد ارتش عراق است، روستا و محل‌شان در عراق مشخص است و منسوبین‌شان هم در آن‌جا هستند. ایشان که ادعا کرد من سید و فرزند امام مهدی علیه السلام هستم درحالی که خانواده‌شان هیچکدام سید نیستند. کسانی که جد و اجدادا این‌ها را می‌شناسند می‌گویند سید نیستند.

آیت الله کورانی حفظه الله که به عراق رفته بود در مورد خانواده‌ ایشان بصورت کامل تحقیق کرده بود. حتی بنا بود با احمدالحسن مناظره بکند. گفتند فلان آدرس بیایید، ایشان رفت، گفت این‌جا نمی‌شود بلکه باید آدرس دیگر بیایید.آقای کورانی می‌گوید ما آن‌ آدرس هم رفتیم یک اطاقی را به ما نشان دادند وگفتند در داخل این اطاق است ما هر چه صبر کردیم از آن اطاق بیرون نیامد که مناظره کنیم. حالا واقعیت داشت یا واقعیت نداشت حاضر نشدند احمد الحسن را در برابر آقای کورانی قرار بدهند.

ارتش عراق در سال 1385 یا 1386 با این‌ها درگیر شد. این‌ها یک ارتشی به نام جند السماء دارند، نیروی مسلح‌شان است درگیری‌های زیادی در عراق در بصره و در جاهای دیگر ایجاد کردند.

این‌ها در سال 85 می‌خواستند به قصد کشتن آیت الله سیستانی و طلاب به نجف حمله بکنند اما ارتش عراق در یکی دو فرسخی نجف با آنها درگیر شدند و 250 نفر از آنها را کشتند اعلام کردند که خود احمد الحسن و معاونش هم جزء کشته‌ها بوده است.

اما این‌ها این حرف را قبول ندارند می‌گویند احمد الحسن کشته نشده از آن‌جا به بحرین رفت و از بحرین هم به استرالیا رفته است. الان در استرالیا در آن‌جا در غیبت است !

پرسش:

حاج آقا این عکسی که پخش می‌شود عکس واقعی خودش است؟

پاسخ:

خیر. فیلم یا عکسی از ایشان تا به حال پخش نشده است فقط صوت زیاد از ایشان پخش شده در این صوت هم آیات قرآن را بارها غلط خوانده است و وقتی با اعتراض مواجه شدند، گفتند این هم یک نوع قرائتی است! مثلا الحمد لله رُبّ العالمین، مثلا رُبّ هم یک قرائتی است !

پرسش:

آیا همه صوت‌ها از یک نفر هست؟

پاسخ:

بله‌ صوت‌ها یکی است.

پرسش:

چطور احمد الحسن توانسته است چنین جایگاهی پیدا کند؟

پاسخ:

قضیه‌ی احمد الحسن یک قضیه‌ی داخلی عراق نیست، باطن مسئله این است که دولت انگلیس پشت قضیه است و ازآنها حمایت مالی می‌کند. برای آنها پول و امکانات می‌دهد واسطه در پول رساندن و امکانات هم منافقین هستند.

یعنی در حقیقت منافقین امکانات مالی را از دولت انگلستان می‌گیرند و مرکز اصلی‌شان در سوئد است.

اما آقای موسوی! ایشان طلبه است وظاهرا در زندان هستند. ایشان زمانی که مسعود رجوی در ایران بود، عضو شورای اصلی منافقین بود. از آن‌جا که بیرون آمد جزء سرکردگان احمد الحسن شد.

اما آقای گرگیج هم غلط ‌های اضافی کرده است.

ایشان گفته مادر امام سجاد ایرانی بوده توسط عمر اسیر شد، اگر خلافت عمر را کسی قبول نکند، نسب نُهْ امام شیعه (نستجیر بالله) زیر سوال می‌رود. این بالاترین هتاکی است.

می‌گوید اگر خلافت عمر مشروع نشود فتوحاتش هم غیر مشروع است، غنائمش هم حرام است، کنیزها و اسرایی هم که می‌آوردند هم غیر شرعی هستند.

این‌ها متاسفانه پررو شدند و هر دفعه مطلبی مثل این مطرح می کنند. من دیشب در شبکه مفصل جواب دادم. گفتم عقیده شیعه این است که امام و خلیفه واقعی، امیر المؤمنین علیه السلام هست، درزمان ابوبکر هم امیرالمومنین علیه السلام خلیفه بوده است و امام واقعی ایشان بوده است و همچنین در زمان عمر و عثمان ، ایشان امام بوده است.

آن‌ها اگر بخواهند در غنائم تصرف کنند باید ازامیرالمومنین اجازه بگیرند، نه این‌که ایشان از خلفاء غاصب اجازه بگیرد. حضرت امیرالمومنین علی ابن ابی‌طالب سلام الله علیهما:

«له الولایة الکلیة علی ما سوی الله»

ولایت تکوینیه وتشریعیه در ما سوی الله دارد.

علاوه بر آن چند تا اشکال اساسی دیگر هم مطرح است. بعضی از بزرگان وجود شهربانو را بصورت کلی انکار می‌کنند. مثلا مرحوم مطهری و سید جعفر شهیدی می‌گویند چنین واقعه‌ ای نبوده است و دلیل مفصل هم بیان می کند.

افرادی هم که واقعه را بیان کرده اند سه نظریه دارند:

نظریه اول: زمان عمر اسراء را آوردند و آن زمان ،سال دوم خلافت او بود.

اگر بنا باشد سال دوم خلافت عمر این اتفاق افتاده باشد ابوبکر سال سیزدهم هجری از دنیا رفت و عمر سال سیزده خلیفه شد وسال دوم خلافتش که سال چهاردهم می‌شود درحالی که امام حسین علیه السلام در سال چهارم هجری به دنیا آمده بود پس زمانی که زنان ایرانی اسیر شده بودند حدودا 10سالش بوده است.

آیا آمدند دختر یزدگرد را برای بچه‌ی 10 ساله تزویج کردند؟ این اصلا غیر منطقی به نظر می‌آید.

نظریه دوم: زمان عثمان بوده است چون در زمان عمر، ایران کامل فتح نشده بود هنوز دولت یزدگرد روی کار بود بلکه در زمان عثمان سال 30 ایران کاملا فتح شد و حکومت یزدگرد از هم پاشید اگر بنا باشد زنان ایرانی اسیر شده باشند باید توسط عثمان سال 30 صورت گرفته باشد نه سال دوم خلافت عمر!

نظریه سوم : وقتی حکومت یزدگرد از هم پاشید زن و بچه‌اش آواره بودند حاکم خراسان که از طرف حضرت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در آن‌جا حاکم بود، ایشان به خانواده یزدگرد دسترسی پیدا کرد و این‌ها را به مدینه خدمت حضرت امیرالمومنین فرستاد.

حضرت امیرالمومنین علیه السلام یکی از دختران یزدگرد را به ازدواج امام حسن علیه السلام در آورد و یکی دیگر را به ازدواج امام حسین علیه السلام در آورد.

این نظریه تقریبا معقول به نظر می‌رسد.

تذکر

از نظر قانون مجازات اسلامی اگر کسی نسبت به ائمه علیهم السلام جسارت بکند و این به منزله سابّ النبی باشد، حکمش اعدام است؛ یعنی این را باید مراکز امنیتی پیگیر باشند و مراجع ما میدان بیایند، این طور نمی‌شود که این‌ها هر روز بخواهند هر جسارتی را بکنند.

وقتی یک آخوند و یا یک مداح شیعه به خلفاء توهین کند می‌گیرند می‌بندند، خلع لباس می‌کنند البته حق او هست و نباید توهین کنند؛ ولی این‌که این‌ها بیایند هر روز علیه شیعه و ائمه (علیهم السلام) حرف بزنند این‌ هم باید پیگیری شود.

آغاز بحث...

بحث‌مان در رابطه با نصب و عزل خلیفه از دیدگاه اهل‌سنت بود بااینکه مقداری طول کشید اما لازم وضروری بود چون این مباحث، مبانی مسائل بعدی می باشد چراکه تمام آنها متوقف بر همین مبانی می باشد.

سکولاریست های مسلمان غالبا آیات قرآن و روایات را توجیه می‌کنند مثلا احمد الکاتب در کتاب «قضیة الشوریٰ من السقیفه الی الإمام المهدی» در صفحات 7 الی11 می گوید: قضیه خلافت شورایی است و انتخابی نیست و برای اثبات آن روایات متعدد و صحیح از ائمه علیهم السلام وجود دارد.

اما احمد الکاتب دروغ گفته است چراکه گفتن اکاذیب خیلی راحت است .می‌گوید امامت ، شورایی است و این نظر اهل‌بیت علیهم السلام می باشد و بحث انتصابی در قرن 3 یا 4 مطرح شده است.

ایشان برای مدعای خودش فقط یک روایت ضعیفی می آورد و می‌گوید اگر در برابر جماعت و امام عادل کسی قیام کرد باید کشته شود.

فقط یک روایت آورده است اما همه جای کتاب خود می‌گوید روایات متعدد، صحیح، متواتر و ... است .

احمد الکاتب از خبیث‌ترین افرادی است که در مدرسه حجتیه درس خواند سپس به انگلستان رفت از آن‌جا به عربستان رفت و یک کتاب 500 صفحه ای در رد وجود مقدس حضرت ولی‌عصر نوشت (اصالتاً‌ هم اهل لار است همشهری آقای موسوی لاری است پدر، مادر و برادرانش همه شیعه هستند).

دولت عربستان از همه جهات او را حمایت کرد خانه بزرگی همراه با نگهبان و خادم در اختیارش قرار داده . حتی یک از دوستان می‌گفت من در سفر حج بودم همراه برادر ایشان رفتیم احمد الکاتب را در ساختمانی مثل قصر ،ملاقات کردیم .

می‌گفت ما به اتاق ایشان رفتیم و برادرش در برابرش ایستاد و آب دهانش را به صورت احمد الکاتب انداخت _می‌گفت کل صورتش پر از آب دهان شد_. برادر وی گفت: تو آبروی خانواده ما را بردی و حرف های تند دیگری گفت و باعصابیت کامل از خانه خارج شدیم.

ایشان یک مدتی در شبکه المستقله و در شبکه‌های عربستان سعودی برنامه داشت و الان هم تاریخ مصرف او گذشته و کسی به او اهمیت نمی دهد و کلاً او را کنار گذاشتند نه اسمی از او است و نه خبری چون هم در شبکه المستقله شیعیان مانند دکتر موسوی و دیگران رسوایش کردند و هم در شبکه‌های دیگر بعضی از دوستان با ایشان بحث داشتند ایشان را تقریباً دو سه ماه قبل بود در شبکه «کلمه» آورده بودند و در آنجا در شب اول یک ادعایی کرد که آقای یزدانی ادعای ایشان را از کتاب‌های اهل‌سنت طوری جواب داد که مفتضح شد جلسه دوم پا به فرار گذاشت و رفت یعنی عقل درست و حسابی هم ندارد عقلش را هم الحمد لله رب العالمین از دست داده است.

در هر صورت ...

این روایت را دقت بکنید:

«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ: مَنْ جَاءَكُمْ يُرِيدُ أَنْ يُفَرِّقَ الْجَمَاعَةَ وَ يَغْصَبَ الْأُمَّةَ أَمْرَهَا وَ يَتَوَلَّى مِنْ غَيْرِ مَشُورَةٍ فَاقْتُلُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَذِنَ ذَلِكَ»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص62

این روایت صد در صد ضعیف است آقای خویی نیز آن را ضعیف می داند و علاوه برآن با مسلّمات شیعه در تعارض است و از آن طرف هم دارد که:

«وَ يَغْصَبَ الْأُمَّةَ أَمْرَهَا»

کسی بیاید غاصب امت در امر امامت باشد.

«وَ يَتَوَلَّى مِنْ غَيْرِ مَشُورَةٍ»

همان تعبیری که حضرت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در نهج‌البلاغه می فرماید:

«فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً»

اگر امت جمع بشود کسی را به امامت انتخاب بکند.

«كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص367

در این حدیث دو شرط مهم وجود دارد: اولا: تمام امت جمع بشوند. دوما: امام معصوم در بین امت حضور داشته باشد.

اگر این دو شرط واقع بشود و کسی را برای خلافت انتخاب بکنند قطعاً:

«كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا»

ولی این حدیث از باب این آیه شریفه است که می فرماید:

(وَلَا يدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ)

و (هيچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اينکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد!

سوره اعراف (7): آیه 40

بااین بیان اگر واقعاً‌ تمام امت جمع بشوند و امام معصوم در امت حضور داشته باشد و یک کسی را برای خلافت انتخاب بکنند _ ما نیز این را قبول می کنیم و هیچ شکی در آن نداریم چراکه اگر چنین اتفاقی محقق بشود قطعاً (كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا للنبي رضا) می باشد اما این امر نه اتفاق افتاده و نه اصلاً امکان وقوعش است _ قطعا فرد دیگری را برای خلافت انتخاب نمی کند.

«وَ يَتَوَلَّى مِنْ غَيْرِ مَشُورَةٍ»

یعنی «غیر مشورةٍ من المسلمین» که مراد از آن‌ها خود امام معصوم است.

پرسش:

احمد الکاتب در کویت بود؟

پاسخ:

اوائل به کویت رفت ولی از آنجا اخراجش کردند و به لندن رفت از آنجا به عربستان رفت الان هم در همانجاست.

پرسش:

آیا یکی از راه های مشروعیت حاکم قیام با شمشیر نیست؟ یا باید نصب خلیفه قبل باشد؟

پاسخ:

ما بالسیف را قبول نداریم بلکه اهل سنت قبول می کنند.

اخیراً یک کتابی را زیر نظر آیت‌الله العظمی سبحانی نوشتند که در موضوع آیه مشورت می باشد یعنی آیات زیر:

(وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ)

و در کارها، با آنان مشورت کن!

سوره آل‌عمران (3): آیه 159

(وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَينَهُمْ)

و کارهايشان به صورت مشورت در ميان آنهاست

سوره شوری (42): آیه 38

به نظرم از تمام کسانی که تا الان حتی آقای سند و دیگران در رابطه با آیه شوری نوشتند بهتر است و یکی از بحث‌های اساسی ما در فقه الحکومة همین موضوع می باشد:

(وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ)

و در کارها، با آنان مشورت کن!

سوره آل‌عمران (3): آیه 159

(وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَينَهُمْ)

و کارهايشان به صورت مشورت در ميان آنهاست

سوره شوری (42): آیه 38

(كُنْتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ)

شما بهترين امتي بوديد که به سود انسانها آفريده شده‌اند؛ (چه اينکه) امر به معروف و نهي از منکر مي‌کنيد.

سوره آل‌عمران (3): آیه 110

این‌جا محمد عبده می‌گوید: (وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَينَهُمْ) مربوط به گذشته است هیچ دلیلی برای ما نیست و امر در آیه (وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ) به شخص پیغمبر است و دستور عمومی برای مسلمان‌ها نیست.

ایشان فقط در مورد آیه: (كُنْتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ)؛ می‌گوید اگر همه امت در برابر حاکم قیام کرد ، مشروعیت پیدا می کند.

عبارت (قیام عمومی تمام امت) در میان علماء حرف تازه ای است که ایشان گفته است اما در میان اهل‌سنت، قیام عمومی در تاریخ خیلی کم بوده است غیر از قضایای اخیری که بهار عربی نام گذاشتند. در مصر و لیبی و بعضی از کشورها یک قیام همگانی یا غالبی شد و الا در کشورهای اسلامی در این 1400سال چنین چیزی نبوده است.

90 یا 99 درصد تغییر حکومت‌ها در کشورهای اسلامی یا به صورت ارثی بوده و یا به صورت کودتا بوده است و الان بعد از 100 سال اخیر تغییر حکومت‌ها دست آمریکا است آمریکا بخواهد یک حکومت عربی را سرنگون کند خیلی سریع مقدماتش را فراهم می‌کند اگر بخواهد هم ادامه داشته باشد خودش می‌داند که چه کار باید بکند.

ولی این حرفی که محمد عبده می‌ گوید در حقیقت محال است.

پرسش:

کتاب «صوت العدالة الإنسانیة» و کتاب «السقیفة والخلافة» برای چه کسی است؟

پاسخ:

کتاب «صوت العدالة الإنسانیة» برای جرج جرداق مسیحی است. اما کتاب «الإمام علی ابن ابی‌طالب» و کتاب «السقیفة والخلافة» برای عبد الفتاح عبد المقصود می باشد که مطالب خیلی خوبی دارد و ضرورت دارد که مطالعه بشود.

ایشان با اینکه سنی است ولی جریان سقیفه را از منظر اهل‌سنت زیر سوال برده است.

می گوید: عبارت علماء اهل‌سنت که گفته اند: (انتخاب خلیفه یا باید اجماع امت باشد یا اجماع اهل حل و عقد باشد) در قرن اول و دوم و سوم مطرح نبوده است بلکه علماء این تعبیر را در قرن های بعدی درست کرده اند زیرا با این کار خواستند کار خلفاء را توجیه بکنند چون نه در خلافت ابوبکر اجماع بود ونه درخلافت عمر. خلافت عثمان هم اگرچه درظاهر شورایی بود اما در حقیقت منتخب عمر بود نه شورای مردم.

حرف ایشان خیلی زیبا است.همه این تعابیر ، عنایت خدای عالم و معجزه اهل‌بیت علیهم السلام است که کلام حق از زبان این ‌افراد خارج بشود.

این کتاب با قلم خیلی سنگینی نوشته شده است و عبارت‌های عربی امروزه زیاد دارد و باید همراه لغت نامه جدید مطالعه بشود و إلا با المنجد و لغتنامه های دیگر نمی توان مطالعه کرد.

پرسش:

آیا کسی ترجمه کرده است؟

پاسخ:

بله آقای سید حسن افتخارزاده ترجمه کرده است. واقعا کتاب با ارزشی است

در هر صورت...

کتاب خیلی خوبی است به عنوان یک عالم سنی و منصف، قضیه هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) را کامل مطرح کرده و می‌‌گوید خلافت ابوبکر اجماعی نبوده است.

آقای احمد الکتاب می‌گوید وقتی ابوبکر خلافت را به دست گرفت بر مبنای شورا از کسانی که موافق این کار بود حضرت امیرالمومنین علیه السلام و صحابه بودند.

بعد جالب این است که عبد الفتاح عبد المقصود این نکته را به خوبی بررسی کرده است این‌که چگونه امیر المؤمنین علیه السلام را مسجد بردند و چگونه بیعت گرفتند و نسبت به ظلمی که به حضرت زهرا (سلام الله علیها) کردند و خطبه زهراء سلام الله علیها را خیلی زیبا بررسی کرده است .

پرسش:

کتاب «مَأساةُ الزّهراء (سلام الله علیها) شُبَهات و رُدود» سید جعفر مرتضی چطور است کتاب پاسخگوی شبهات است یانه؟

پاسخ:

پاسخگو است؛ ولی مرحوم سید جعفر مرتضی (رضوان الله تعالی علیه) غالباً مبنایش این است که مثل علامه امینی مصدر افزونی کند یعنی یک مطلبی می‌آورد مصادر متعدد می‌آورد و از منابع شیعه بیش‌تر استفاده می‌کند تا منابع اهل‌سنت؛ ولی در مجموع کتاب خیلی خوبی است کتاب ایشان ناظر به شبهات سید محمد حسین فضل الله است، ناظر به کل شبهات نیست ولی در مجموع در میان متأخرین تقریباً جامع‌ترین کتاب در رابطه با قضیه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و شکستن پهلوی ایشان و آتش گرفتن دَرْب منزل حضرت تقریباً‌ جدیدترین و مفصل‌ترین کتاب است.

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها