2024 June 21 - جمعه 01 تير 1403
روایات اهل سنت در جهنمی بودن قیام کنندگان علیه سلطان!
کد مطلب: ١٤٨٩٨ تاریخ انتشار: ٠١ آذر ١٤٠٠ - ١٤:١٤ تعداد بازدید: 1645
خارج فقه الحکومه » فقه
روایات اهل سنت در جهنمی بودن قیام کنندگان علیه سلطان!

(جلسه بیست و سوم 01/ 09/ 1400)



لينک دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم
(جلسه بیست و سوم 01/ 09/ 1400)

موضوع: روایات اهل سنت در جهنمی بودن قیام کنندگان علیه سلطان!

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ

سلام و درود عرض می‌کنم موفقیت همه را از خدای منان خواهانم. دوستان اگر سوال خاصی است ما در خدمت تان هستیم.

ما دیروز در رابطه با نامه‌ی که فدارسیون خوجه‌های لندن خدمت آیت الله العظمی سبحانی نوشته بودند در بحث مطالبی را گفتیم. شب گذشته هم در شبکه حضرت ولی عصر اعلام کردیم، امروز یک عده‌ ای به نام قرآنیون هستند با:

«حسبنا کتاب الله»

به جنگ کتاب الله آمده‌اند و دارند با نام قرآن این‌ها مبارزه می‌کنند. با نام قرآن ریشه‌ ای قرآن را می‌زنند، این‌ها یک مأموریت جدیدی از طرف دشمنان اسلام است که یک عده‌ ای آن را شروع کرده‌اند.

در ایران افرادی مثل طباطبایی، شریعت سنگلجی و این‌ها که اگر قابل هدایت نیستند خدا این‌ها را در دنیا و آخرت خذلان نصیب‌شان کند.

دسته‌ ای هم دارند در خارج از کشور این کار را انجام می‌دهند، ما در بحث فقه‌مان شاید یک سال، یا یک سال و اندی در رابطه با مشروعیت سنت از خود قرآن بحث کردیم. آقایان با تمام بدبختی، بیچارگی و فلک زدگی‌ شان نمی‌توانند دو رکعت نماز صبح را از قرآن منهای سنت برای ما اثبات کنند.

نمی‌توانند غسل خودشان را، وضو گرفتن خودشان را از قرآن اثبات کنند، آمده‌اند دم از قرآن می‌زنند قطعا این‌ها کسانی هستند که:

«رب تال القرآن والقرآن یلعنه»

قطعا قرآن خودش این‌ها را مورد لعنت قرار می‌دهد.

یک عده‌ هم مزدور هستند که فریب وهابیت را خورده اند و بلندگوی وهابیت شده‌اند دارند حرف‌های آن‌ها را نشخوار می‌کنند. حالا یا فهمیده و یا نفهمیده!

ما دیشب هم در شبکه اعلام کردیم، باز هم اعلام می‌کنیم آقایان هر وقت آمادگی برای مناظره دارند بیایند ما آمادگی داریم.

امروز فضای مجازی و رسانه‌های جهانی فاصله‌ها را کم کرده اند، این‌ها بیایند یک جلسه، دو جلسه ... ده جلسه در شبکه جهانی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) یا در یکی از اپلیکیشن‌ها بیایند ما آمادگی داریم.

ما آماده هستیم با این‌ها هم مناظره کنیم و هم مباهله کنیم، همانطوری که آقا امام صادق (سلام الله علیه) فرمود:

«بینوا لهم الحق الذي انتم علیها، والباطل الذي هم علیها»

هم حقانیت خودتان را بیان کنید و هم بطلان این‌ها را.

«وباهلوهم في علي بن أبي طالب (علیه السلام)‏»

در رابطه با حضرت امیر (سلام الله علیه) هم با این‌ها مباهله کنید.

دیگر چه کار باید کرد؟

پرسش:

عزیزی سوال کرده قضیه هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اربعه شیعه ذکر نشده است.

پاسخ:

مگر این‌که کتاب «کافي» جلد اول صفحه 458 دارد:

«إِنَّ فَاطِمَةَ(علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص458، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام)‏، ح2‏

می‌خواهد چه کار کند؟ وقتی صدیقة شهیدة است، آیا ایشان را ملائکه آمدند شهیدش کردند، اجنه شهید کردند! یا همین صحابه آمدند حضرت را شهید کردند.

یا قضیه‌ ای:

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 1126، ح2926

این روایت غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر در «صحیح بخاری» جلد 5 صفحه 82 حدیث 4240 نیز آمده است:

«وَلَمْ يُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ فَصَلَّى عَلَيْهَا عَلِيٌّ»

همچنین عبارتی از شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه)، که قبل از شیخ طوسی بوده، سید مرتضی (رضوان الله تعالی علیه) مفصل قضیه شهادت حضرت زهرا و هجوم به خانه حضرت زهرا را آورده است.

این‌ها دنبال بهانه می‌گردند، اگر دنبال بهانه نگردند این‌که حدیثی در کتب اربعه نباشد، صاحب وسائل آمده افزون بر آن‌چه که در کتب اربعه بوده وسائل را نوشته نزدیک 35 تا 36 هزار روایت در آن‌جا جمع کرده. مستدرک بعد از وسائل آمده 21 هزار روایت را جمع کرده، این‌ها همه از معصوم صادر شده است.

این‌که ما بیاییم بگوییم در کتاب اربعه آمده یا نیامده مثل همین حرف ابن تیمیه خبیث است که می‌گوید فلان قضیه در «صحیح بخاری و صحیح مسلم» نیامده است.

خیلی چیزها است که در کتب اربعه نیامده و این‌ها دسترسی نداشتند و بعد بزرگان ما به کتاب‌ها دسترسی پیدا کردند و این مطالب را نقل کردند.

پرسش:

استاد! نص خاصی درباره شکستن بت‌های کعبه توسط حضرت علی (علیه السلام) بر دوش پیامبر (صلوات الله علیه و آله) در فتح مکه وجود دارد؟

پاسخ:

بله به طور مفصل وجود دارد، ما در سایت حضرت ولی عصر این‌ها را آوردیم که امیر المؤمنین (علیه السلام) بر دوش رسول اکرم رفت و بت‌ها را شکست.

پرسش:

اسامی ائمه درخطبه غدیر متواتر هست؟

پاسخ:

اصل غدیر متواتر است؛ ولی جزئیات غدیر بعضی از قسمت‌هایش در حد تواتر است و بعضی از قسمت‌هایش نه. اما اصل اسامی ائمه (علیهم السلام) در کلام پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) آمده است.

اما این‌که ما منتظر هستیم که در یک قضیه پیغمبر همه چیز را گفته باشد، همه چیز هم برای ما نقل شده باشد، این توقع، توقع نادرستی است.

رسول اکرم در خطبه غدیر در نقل مرحوم طبرسی مفصل ائمه (علیهم السلام) را مطرح کرده است؛ ولی در نقلی که مرحوم شیخ صدوق در «خصال» دارد مفصل نیست مختصرش آمده

ما باید ببینیم در مجموع منابع روایی چه است اگر کسی دنبال تواتر می‌گردد نباید بگوید در فلان قضیه به صورت متواتر نقل شده یانه. مثل همین‌ها است که می‌گویند در قرآن فلان چیز آمده یا نیامده است.

قرآن کلیات را مطرح کرده، رسول اکرم در آن یک خطبه ‌ای که بین نماز ظهر و عصر خواند چقدر فرصت داشته است و چقدر از این‌ها را مردم یاد داشت کردند، چقدر این‌ها را مانع شدند که نقل و منتشر نشود.

شما ببینید در خطبه غدیر چقدر مسلمان‌ها، شیعیان، و همچنین اهل ‌سنت با مشکل مواجه بودند. جرئت نمی‌کردند خطبه غدیر را نقل کنند.

همین شهاب الدین زهری که از تقویت کنندگان حکومت بنی امیه است وقتی در شام حدیث غدیر را مطرح می‌کند، اعتراض می‌کنند شما داری حدیث غدیر مطرح می‌کنی!

«وانت تسمع ... سب علي ابن ابي طالب علی المنابر»

از غدیر حرف می‌زنی در بالای منابر دارند علی را با تمام توان سب و لعن می‌کنند.

پرسش:

آیا آقای سید کمال حیدری از مواضع ضد شیعی خود برگشتند؟ چند روز قبل شبکه کلمه از ایشان تجلیل می‌کرد.

پاسخ:

شبکه کلمه شبکه‌ ای بی اساس و کثیف است.

«الغريق يتشبث بكل حشيش‏»

ما شاید صد بار اعلام کردیم، ما حاضریم با کارشناسانشان مثل خدمتی و یا حیدری مناظره کنیم تا به حال جرئت نکردند میدان بیایند. اگر واقعا این‌ها راست می‌گویند حق با این‌ها است بیایند مناظره کنند.

یا وقتی فردی مثل آقای شریفی به شبکه‌شان زنگ می‌زند این‌ها از وحشت بدنشان به لرزه می‌افتد. اما اگر میدان را خالی ببینند یا یک فردی که اطلاعات ضعیف دارد زنگ بزند آن‌ها اصلا اجازه نمی‌دهند حرف بزند، این‌ها جنگ روانی راه می‌اندازند.

پرسش:

استاد! دو روز قبل گفتید کتاب عبدالرزاق را در ایران ترجمه کردند ولی آن را نقد کرده اند، این کار در ایران مغرضانه نبود تا بحث حاکمیت دینی را زیر سؤال ببرند؟

پاسخ:

این‌که مغرضانه است و یا مغرضانه نیست، ما در دل آقایان نیستیم؛ ولی همین که یک همچنین کتابی را که این همه بزرگان اهل‌ سنت نقد کردند ترجمه می‌کنند و محل کسب درآمد قرار می‌دهند این خودش مسئله قابل تأملی است.

آغاز بحث...

بحث ما در رابطه با حرف‌های علی عبدالرزاق بود،

ایشان دارد که ما در اسلام چیزی به نام سلطه دینی نداریم و آن چه هست این است که تمام مسائل خلافت و حکومت به دست مردم است، مردم هستند که می‌آیند خلیفه را معین می‌کنند، این مردم هستند که می‌آیند خلیفه را هر وقت صلاح دیدند خلع می‌کنند.

ما بحث مفصلی را شروع کردیم به این قسمت رسیدیم این حرف آقایان با مبانی‌شان و با روایاتی که آقایان نقل کرده‌اند کاملا در تضاد است، این‌ها نمی‌توانند این حرف را ملاک قرار بدهند.

ما روایات را دسته بندی کردیم البته روایات همه جا به درد ما می‌خورد نه تنها این‌جا، در رابطه با مشروعیت خلافت خلفاء و مبانی که اهل‌ سنت و وهابیت دارند بسیار راهگشا است.

حتی همین آقایان که امروز در گوشه و کنار دنیا پیدا شده‌اند و بحث دموکراسی و دموکراسی اسلامی را مطرح می‌کنند، جدایی دین از سیاست را مطرح می‌کنند این‌ها یک دسته، دو دسته نیستند بلکه دسته‌های مختلفی هستند؛ لذا ما این بخش را یک مقداری مفصل گرفتیم تا عزیزان روایات را داشته باشند و خیلی هم زحمت کشیده شده تا این روایات جمع آوری شده است.

شاید این بحث هایی که من خدمت عزیزان عرض می‌کنم بالای پانصد – ششصد ساعت وقت گذاشته شده، تمام این روایات جمع شده و دسته بندی شده، اما رویش تحلیل نشده، ما این‌جا هم نقل می‌کنیم و هم در مواردی این‌ها را تحلیل می‌کنیم.

بحث ما اینجا رسید که این‌ها نسبت به حکام روایاتی در صحیحین و دیگر صحاح آورده‌اند و در منابع روایی‌شان آورده‌اند که اصلا به حکام کسی حق اعتراض ندارد، وظیفه‌اش صبر کردن است، هرچه ظلم بکنند، جنایت بکنند مردم باید صبر کنند.

حتی در تلویزیون بیایند نیم ساعت شراب بخورند، زنا بکنند (نستجیر بالله) مفعول واقع بشوند کسی حق اعتراض به این‌ها را ندارد !یا دیروز خواندیم که سلطان ظل الله است کسی اگر بخواهد با ظل الله مخالفت کند خداوند در دنیا او را ذلیل می‌کند.

اگر مراد از ظلّ الله و این مباحث، اهل‌بیت (علیهم السلام) هستند که در حق این‌ها آیه تطهیر نازل شده، آیه مباهله نازل شده و این‌ها معصوم هستند و در برابر معصوم کسی حق اعتراض ندارد. تمام اعمال، کردار و رفتارشان همه و همه بر گرفته‌ ای از وحی است. و این‌ها جز سخن وحی سخن دیگری نمی‌گویند.

مرحوم آقای بروجردی (رضوان الله تعالی علیه) در اول کتاب «جامع احادیث الشیعه» حدود هفتاد و اندی روایت از ائمه (علیهم السلام) آورده که امام صادق و امام باقر (علیهما السلام)‌ فرمودند گفتار ما گفتار پدرمان، حدیث ما حدیث پدرمان، حدیث پدرمان حدیث جدمان، حدیث امیر المؤمنین، حدیث رسول الله و حدیث خدا است.

دیگر کسی در برابر این فرد بخواهد اعتراض بکند، حق اعتراض ندارد؛ یعنی وقتی معصوم است و گفتارش، رفتارش و اعمالش برگرفته‌ از خدا و وحی است کسی حق اعتراض ندارد و کسی بخواهد اعتراض کند قطعا محکوم است.

یا این روایات از پیامبر صادر شده ولی این ها آمده اند در آن تصرف کردند و چیزی به آن اضافه و یا کم کردند، در مورد حکام جور، حکام فاسد و فاجر به کار بردند.

یا اینکه ساخته و پرداخته ی حدیث سازان بنی امیه است که برای تقویت حکومت خودشان این روایت را درست کردند تا به حکومت خودشان مشروعیت بدهند و دهن مردم را هم با استناد به فرمایش رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) ببندند که شما همچنین حقی نداری! پیغمبر اکرم به شما دستور داده که شما باید در برابر حاکم، ساکت باشید.

دسته دوم از این روایات که جلسه گذشته نرسیدیم این است که خروج کنندگان بر حاکم بدون سؤال وارد دوزخ می‌شوند. روایت در «مسند احمد ابن حنبل» است. مسند احمد مؤسسه رسالت، تحقیق شعیب الأرنؤوط، جلد 33:

«ثَلاَثَةٌ لاَ تَسْأَلْ عَنْهُمْ»

سه دسته هستند که فردای قیامت از این‌ها سوال نمی‌شود؛ یعنی بدون سوال و جواب و محاکمه وارد جهنم می‌شوند.

«رَجُلٌ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ»

کسی که از جماعت مسلمین جدا شود.

« و رَجُلٌ عَصَى أمامه وَمَاتَ عَاصِياً»

کسی که امام خودش را معصیت کند با حالت عصیان از دنیا برود.

«وَأَمَةٌ أو عَبْدٌ أَبَقَ فَمَاتَ وَامْرَأَةٌ غَابَ عنها زَوْجُهَا...»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 6، ص 19 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

این: «رَجُلٌ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ وَعَصَى أمامه وَمَاتَ عَاصِياً»؛ اگر در برابر امام معصوم باشد کاملاً صحیح است. هیچ شک و شبهه ای نیست کسی اگر در برابر امام معصوم عصیان کند و توبه نکند و بر نگردد و جبران نکند قطعاً وارد آتش خواهد شد و اگر نه مراد از امامِ جور است

(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيوْمَ الْقِيامَةِ لَا ينْصَرُونَ)

و آنان [= فرعونيان‌] را پيشواياني قرار داديم که به آتش (دوزخ) دعوت مي‌کنند؛ و روز رستاخيز ياري نخواهند شد!

سوره قصص (28): آیه 41

است قطعاً در برابر آن‌ها کسی بخواهد عصیان بکند نه تنها گناه نیست بلکه ثواب هم دارد

«كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنا»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص421

این خیلی واضح و روشن است در آن هیچ شک و شبهه‌ی نیست. اضافه ما بارها گفتیم اگر: «رَجُلٌ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ وَعَصَى أمامه وَمَاتَ عَاصِياً»؛ صحیح است جواب این‌ها از جنگ هایی که علیه امیر المؤمنین، امام مجتبی شروع کردند چیست؟ آیا این‌ها هم مصداق: «عَصَى أمامه وَمَاتَ عَاصِياً» هستند؟!

یا نه؛ این‌ها مصداق:

«إجتَهدوا فلهم اجرٌ واحد»

هستند؟!

این یک روایت. رواتش را هم می‌گوید:

«رجاله إسناده صحیح»

سندش صحیح است.

آقای بخاری هم در کتاب «الأدب المفرد» -که مشهور است ایشان گفته من در ادب مفرد روایاتی آوردم که همه از نظر من صحیح است - در جلد 1، صفحه 304 همین تعبیر را آورده و آقای البانی در کتاب «سلسلة الاحادیث الصحیحة»، صفحه 542 تصحیح کرده است.

مناوی هم در کتاب «التیسیر بشرح جامع الصغیر» همین تعبیر را آورده یک مطلبی هم این‌جا اضافه کرده است.

«(ثلاثة لا تسأل عنهم) أي فإنهم من الهالكين»

این‌ها جزء هلاک شوندگان هستند!

«(رجل فارق) بقلبه ولسانه واعتقاده أو ببدنه (الجماعة) المعهودين وهم جماعة المسلمين»

مراد از این جماعت که از این‌ها جدا شود یعنی از جماعت مسلمین

«وعصى امامه»

امام خودش را معصیت کند.

«إما بنحو بدعة كالخوارج»

ببینید چطور دارند با شریعت بازی می‌کنند یا این عصیان، عصیان به نحو بدعت است مثل خوارج که در برابر امیر المؤمنین عصیان کردند

«أو بنحو بغي أو حرابة أو صيال»

یا نه به صورت بغی و جنگ و سرپیچی است.

«ومات عاصيا فميتته ميتة جاهلية»

مرگ او، مرگ جاهلی است.

التيسير بشرح الجامع الصغير؛ اسم المؤلف: الإمام الحافظ زين الدين عبد الرؤوف المناوي الوفاة: 1031هـ، دار النشر: مكتبة الإمام الشافعي - الرياض - 1408هـ - 1988م، الطبعة: الثالثة، ج1، ص477

در هر صورت ...

این‌که «عصی امامَهُ» دیگر فرقی نمی‌کند این به عنوان خوارج باشد، یا مارق باشد یا ناکث باشد، هیچ فرقی نمی‌کند هر سه «عصی امامَه»، «ولا تُسئَلُ عنه» و فردای قیامت هم وارد جهنم خواهد شد.

آقای حاکم نیشابوری در کتاب «مستدرک» خودش در جلد 1 همین روایت را آورده و می‌گوید روایت صحیح است. ذهبی هم در تلخیص می‌گوید:

«علیٰ شرطِهِما»

شرایط صحیح بخاری و مسلم را دارد.

«ولا أعلم له علة»

ولی علت صدور این روایت را نمی‌دانم چه است؟

خیلی عجیب است. حاکم هم دارد:

«هذا حديث صحيح على شرط الشيخين فقد احتجا بجميع رواته ولم يخرجاه ولا أعرف له علة»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج1، ص206، ح411

این «ولا أعرِفُ له علة» یا «ولا اعلمُ لهُ علة» آیا غیر از این است که این‌ها جنگ صفین، جمل و نهروان را زیر سوال می‌برند و کسانی که در برابر امیر المؤمنین ایستاده‌اند این‌ها را جزء هالکین و اهل جهنم می‌داند، آیا علت دیگری هم دارد که «ولا اعلمُ لهُ علة»؟!

این‌که مبانی فکری این‌ها را زیر سوال می‌برد و مبانی اعتقادی این‌ها را ویران می‌کند غیر از این علت دیگری هم دارد ؟

ببینید این‌ها یک چیزی در ذهن خودشان درست کرده‌اند و هر روایتی با آن بافته‌های ذهنی‌شان تطبیق نکند یا می‌گویند:

«القلب یُنکِرُهُ»

قلب ما این را انکار می‌کند.

یا موضوعٌ، منکرٌ یا ولا اعلم له علة؛ ان شاء الله فردای قیامت در محکمه عدل الهی کسانی که در حق امیر المؤمنین (سلام الله علیه) ظلم کرده‌اند نتیجه (ظلم خود) را دیدند آن‌جا علتش را کاملاً می‌فهمند.

جالب این است که آقای ابو حامد غزالی، متوفای 505 در کتاب «احیاء العلوم» ، جلد 2 در این‌جا به مناسبتی این مسئله را:

«كلَّكم راع وكلَّكم مسئول عن رعيّته»

و به مناسبتی حدیث فضالة ابن عبید را ایشان آورده می‌گوید:

«وأخرَجُهُ الطبرانی وصححه»

هیثمی هم در مجمع الزوائد، جلد 5 می‌آورد می‌گوید:

«رواه الطبراني ورجاله الثقات»

پس روایانش همه ثقه هستند روایت هم صد در صد معتبر است. و همان عرضی که کردم مصداق اتمش امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است لاشک ولا ریب!

دسته سوم خروج کنندگان بر حاکم نزد خدا در قیامت ارزشی ندارند برای اعمال‌شان خدای عالم هیچ اعتباری قائل نیست نه نمازشان به حال‌شان فایده می‌دهد نه روزه‌شان، نه احسان‌شان نه چیز دیگر. روایت از حذیفه است :

«فقال لنا حذيفه ما تريدون قلنا نريد أن نخرج مع الناس قال إن أول من يذل السلطان لا يقوم له يوم القيامة عند الله وزن»

به حذیفه گفتیم می‌خواهیم همراه مردم خروج کنیم...

مراد از خروج چه است این‌جا روشن نکرده است. گفتند ما می‌خواهیم با مردم خروج کنیم

«قال إن أول من يذل السلطان لا يقوم له يوم القيامة عند الله وزن»

حذیفه گفت: کسی که سلطان و حاکم را ذلیل کند فردای قیامت اعمال او نزد خدا هیچ ارزشی ندارد!

وما مشى قوم ولا ساروا مسيرا ليذلوا سلطانا ألا أذلهم الله فما خرج منا رجل

التمهيد والبيان في مقتل الشهيد عثمان؛ اسم المؤلف: محمد بن يحيى بن أبي بكر المالقي الأندلسي الوفاة: 741، دار النشر: دار الثقافة - الدوحة - قطر - 1405، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمود يوسف زايد، ج1، ص75

دسته بعدی روایاتی است که:

«وَالشَّيْطَانُ مع من خَالَفَ الْجَمَاعَةَ يَرْكُضُ»

شیطان با دسته ای است که مخالف جماعت هستند!

این هم روایت خوبی است. شیطان مخالف کسی است که در اطراف امام جمع شده‌اند و شیطان با این دسته است و این‌ها را کمک می‌کند، و تقویت می‌کند و پا برجا می‌کند روایت از عرفجه است می‌گوید از پیغمبر شنیدم:

«يَدُ اللَّهِ على الْجَمَاعَةِ»

دست خدا بر جماعت است

«وَالشَّيْطَانُ مع من خَالَفَ الْجَمَاعَةَ يَرْكُضُ»

و شیطان با جماعت هست و این‌ها را تقویت و تحریک می‌کند.

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج17، ص145، ح368

پس شیطان: «مع من خَالَفَ الْجَمَاعَةَ»؛ مراد از این جماعت چه است؟ اگر مراد جماعت یزید است که عبدالله عمر در صحیح مسلم گفت، نتیجه‌اش این است که 700 تا مهاجر و انصاری که کشته شدند این‌ها تابع شیطان بودند! شما از آن طرف می‌گویید فرقه ناجیه کسانی است که:

«ما أنا عليه وَأَصْحَابِي»

فرقه ناجیه آن است که من و اصحاب من است!

الجامع الصحيح سنن الترمذي؛ اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - -، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ج5، ص26، ح2641

700 تا صحابه پیغمبر در برابر یزید قیام کردند توسط مسلم ابن عقبه هم کشته شدند مراد آن است جواب این کسانی که در جنگ حرّه کشته شدند چه است؟ به ما جواب بدهید.

اگر مراد از «خالفَ الجماعة»، «خالف جماعتی که مع علی ابن ابی‌طالب» بودند بله کاملاً صحیح است نه تنها شیطان «مع من خالف الجماعة» بلکه خودشان شیطان بودند و به شیطان هم درس می‌دادند. این بساط اجتهادی هم که آقایان مطرح کرده‌اند این‌ها کاملاً بی‌اساس است.

در مجمع الزوائد هیثمی هم می‌آورد در جلد 5، صفحه 221 می‌گوید طبرانی این را نقل کرده

«ورجالُهُ ثقاة»

روایانش هم همه ثقه هستند.

«فیض القدیر»، در شرح جامع صغیر سیوطی، جلد 6، صفحه 460 آورده می‌گوید:

«ورجاله كما قال الهيثمي ثقات»

فيض القدير شرح الجامع الصغير؛ اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوي الوفاة: 1031 هـ، دار النشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر - 1356هـ، الطبعة: الأولى، ج6، ص460

این را چه کار باید کرد؟ آیا این را ما همین‌طوری از کنارش به سادگی رد بشویم یا نه بایستیم؟ و پیام خیلی خوبی دارد جالب این است که در کتاب «مسند احمد» با تحقیق شعیب الأرنؤوط، جلد 1، صفحه 268 روایت عوض شد از عمر ابن الخطاب است در منطقه جابیه، جنوب غربی دمشق.

«فقال قام فِينَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مقامي فِيكُمْ فقال»

همان‌طوری که من در برابر شما ایستادم سخنرانی می‌کنم پیغمبر هم ایستاد و فرمود:

«اسْتَوْصُوا بأصحابي خَيْراً»

من به شما نسبت به اصحابم توصیه خیر می‌کنم.

«ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ»

آن هایی که تابعین و اتباع تابعین هستند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 18، ح114 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

یعنی همان:

«خَيْرُ الْقٌرُونِ قَرْنِى، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ»

شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك بن بطال البكري القرطبي الوفاة: 449هـ، دار النشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض - 1423هـ - 2003م، الطبعة: الثانية، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ج6، ص155

که این‌ها سه دسته کردند اصحاب، تابعین، اتباع تابعین و معتقد هستند که در این سه گروه آدم دروغگو نیست. حالا کسانی که عثمان را به قتل رساندند اراذل و اوباش بودند همه وارد آتش جهنم می‌شوند داستانش چه است؟ نیاوردند. جزء خیر القرون هستند یا نه؟

آن‌‌ها که حضرت سید الشهداء را به شهادت رساندند و اهل‌بیتش را اسیر کردند آن‌ها هم جزء خیر القرون هستند یا نه این‌ها از آسمان آمده بودند؟!

بعد می‌گوید:

«ثُمَّ يفشوا الْكَذِبُ»

بعد از این سه دسته اتباع تابعین که رفتند یعنی بعد از 140- 150 سال اتباع تابعین تمام شدند رفتند.

«حتى أن الرَّجُلَ لَيَبْتَدِئُ بِالشَّهَادَةِ قبل أَنْ يُسْأَلَهَا»

دیگر دروغ گسترش پیدا می‌کنند افرادی می‌آیند شهادت می‌دهند قبل از این‌که کسی از آن‌ها سوال کند شهادت بی‌جا!

«فَمَنْ أَرَادَ مِنْكُمْ بَحْبَحَةَ الْجَنَّةِ فَلْيَلْزَمِ الْجَمَاعَةَ»

هر کس می‌خواهد از نعمت‌های بهشتی بهرمند بشود ملازم جماعت باشد.

«فإن الشَّيْطَانَ مع الْوَاحِدِ وهو مِنَ الإثنين أَبْعَدُ»

شیطان، همواره با تک‌ها است اگر شما دو نفر بشوید شیطان، کمتر می‌تواند نفوذ کند.

«لاَ يَخْلُوَنَّ أحدكم بِامْرَأَةٍ»

کسی با یک زن نامحرم در یک جا نباشد.

«فإن الشَّيْطَانَ ثَالِثُهُمَا»

شیطان، سومی است!

یعنی اگر کسی در یک جا با یک زنی خلوت کرد سومین نفر شیطان است که این‌ها را وسوسه می‌کند به گناه می‌اندازد.

«وَمَنْ سَرَّتْهُ حَسَنَتُهُ وأساءته سَيِّئَتُهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ»

هر کس از کارهای خیر خوشحال بشود و از کارها شر ناراحت بشود این آقا مؤمن است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 18، ح114 (براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

محققش هم می‌گوید:

«إسنادُهُ صحیحٌ»

ترمذی هم همین روایت را آورده، حاکم نیشابوری هم همین روایت را آورده و گفته که:

«فاني لا أعلم خلافا بين أصحاب عبد الله بن المبارك في إقامة هذا الإسناد»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج1، ص197، ح387

این هم یک دسته از روایاتی است که عزیزان دقت بکنند. ان شاء الله ما دسته‌های بعدی را در جلسات بعدی خدمت عزیزان عرض خواهیم کرد.



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها