2018 November 14 - چهار شنبه 23 آبان 1397
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
کد مطلب: ٧٨٧٦ تاریخ انتشار: ٢٢ فروردين ١٣٩٤ - ١١:٤٢ تعداد بازدید: 1213
خارج کلام مقارن » بررسی شبهات حسین المؤید
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1

جلسه هفتاد و نهم 94/01/22

 
 
 
  بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه هفتاد و نهم 94/01/22
 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداءالله الی یوم لقاء الله. 

 
بحث ما در رابطه با شبهات آقای «حسین المؤید» بود، که در جلسات گذشته چند مورد را مطرح کردیم و پاسخ دادیم. یکی از مسائلی که ایشان مطرح می کند و در مورد آن مانور می دهد، انکار مظلومیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) است. البته با یک تعبیر خیلی بی ادبانه، ایشان منکر این مظلومیت می شود و می گوید:

 

«این ادعائی که برای حضرت زهرا است، مطلقاً هیچ حقیقتی و وجود خارجی ندارد! ادعای مظلومیت زهرا باید مبتنی باشد بر نقلی که صحیح باشد و متنش قابل قبول باشد؛ من علمای شیعه را به مبارزه می طلبم! تمام صاحب نظران شیعه، هر چقدر جایگاه بالائی داشته باشند، نمی توانند در مظلومیت زهرا، یک روایت بیاورند. روایاتی که می آورند یا سندش ضعیف است و یا متن آن اشکال دارد، لذا هیچ روایتی سالم نمی ماند.»

این آقا یک ادعائی می کند ولی مشخص نمی کند که منظورش از نبود یک روایت صحیح در مظلومیت حضرت زهرا، در منابع شیعه است یا منابع اهل سنت!

رواتِ ناقلِ مظلومیتِ حضرت زهرا، ثقه هستند!

البته آنچه که در این زمینه، برای ما ملاک است، روایات شیعه هست، و در این باب، روایات مرحوم «کلینی» ما را کافی است. روایاتی که در سندش، سه راوی بیشتر ندارد و هر سه هم ثقه و مورد تأیید هستند. «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ عَنْ‏ عَلِيِ‏ بْنِ‏ جَعْفر»؛

راوی اول: «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى، ابوجعفر عطار قمی» که ثقه است، بلکه جزء اوثق الثقات است. «نجاشی» می گوید:

«شيخُ أصحابِنا في زمانه ثِقةٌ عينٌ»

 رجال ‏النجاشي، ص‏353

راوی دوم: « الْعَمْرَكِيِّ بن عَلی» نیز ثقه است، و «نجاشی» در مورد او گفته است:

«شيخٌ مِن أصحابنا ثِقةٌ»

رجال ‏النجاشي، ص‏304

راوی سوم: «عَلِيِ‏ بْنِ‏ جَعْفر» است. برادر امام کاظم، و فرزند امام صادق (سلام الله علیه) است، که جلیل القدر و ثقه است.

روایات معتبر شیعه در مورد مظلومیت حضرت زهرا (علیهاسلام)

اگر آقای «مؤید» در مورد مظلومیت حضرت زهرا، دنبال روایات شیعه می گردد؛ آنهم با سند صحیح، بفرمائید:

روایت اول: مرحم کلینی در «کافی» نقل کرده است:

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ صِدِّيقَةٌ شَهِيدَة»

کافی، ج1، ص 458، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاء، ح2

روایت دوم: روایت دیگر، در زمینه مظلومیت حضرت زهرا، روایتی است که مرحوم آقای «خوئی» نقل می کند، در کتاب «صراط النجاة»، با تعلیق و حاشیه مرحوم «حاج شیخ جواد تبریزی»؛ ایشان می نویسد:

«وَ أمّا مَا جَرى عَليها مِن الظّلم فَهو مُتواترٌ إجمالاَ، فَانّ خِفاء قَبرها إلى يَومنا هذا، و دَفنُها لَيلاً بِوصيةٍ منها شاهدان على ما جَرى عَليها بَعد أبيها، مُضافاً لما نُقل عَن علي من الكلمات (في الكافي ج 1 - ح 3 - باب مولد الزهراء من كتاب الحجة)...بسند معتبر عن الكاظم قال: ان فاطمة صديقة شهيدة، و هو ظاهر في مظلوميتها و شهادتها، و يؤيده أيضا ما في البحار (ج 43 باب 7 رقم 11) عَن دَلائل الأمامة للطبري بِسندٍ مُعتبرٍ عَن الصادق: و كان سَبَبُ وَفاتِها أنّ قُنفُذاً مَولى الرَّجل لَكَزها بِنَعل السّيف بِأمره فَأسقَطَت مُحسِناً»

و اما ظلمهائی که بر حضرت زهرا وارد شد، اجمالاً متواتر است. همانا مخفی بودن قبر حضرت تا به امروز، و نیز دفن شبانه حضرت طبق وصیت خود؛ هر دو شاهد هستند که بعد از پیغمبر چه بر سر حضرت زهرا آمد. همچنین روایتی که از امیرالمؤمنین در کافی نقل شده است، مؤید این ظلمهاست... امام کاظم در حدیثی معتبر فرمود: «همانا فاطمه راستگوئی بود که شهید شد» و این کلام حضرت، گویای مظلومیت و شهادت حضرت زهراست. و همچنین روایتی معتبر در دلائل الإمامه طبری از امام صادق نقل شده است که حضرت فرمود: «و دلیل وفات فاطمه، این بود که قنفذ، غلام فلان مرد، با غلاف شمشیر، آنچنان بر حضرت زهرا زد، که محسن خود را سقط نمود.

صراط النجاة، ج3، ص 440

دو فقیه بزرگ شیعه، مرحوم آقای خوئی، و مرحوم آقای حاج شیخ جواد تبریزی(رضوان الله تعالی علیهما)، بر صحت و اعتبار روایت فوق شهادت داده اند. اگر واقعاً انسان دنبال روایات صحیح در کتب شیعه می گردد، همین روایت برای او کافی است.

روایت سوم: امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در نهج البلاغه می فرماید:

«وَ سَتُنَبِّئُكَ‏ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ هَذَا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكْر»

به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع کردند، از فاطمه بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است.

نهج البلاغه، خطبه 202

شما ببینید کلمه «هَضْمِ» در لغت به چه معناست!؟ «هَضْمِ» یعنی «ظلم»، یعنی «غصب» «فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ» یعنی به اجبار و اصرار از او بخواه تا بازگو کند، زیرا فاطمه زهرا، به راحتی مصائب خود را بازگو نمی کند.

مرحوم آقای «میرزا حبیب الله خوئی» در کتاب «منهاج البراعه» که در 21جلد چاپ شده است؛ درباره جمله فوق امیرالمؤمنین، می نویسد:

« تَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا، إشارة إلى ما صدر عنهم من كسر ضلعها و اسقاط جنينها يوم اخراجه عليه السّلام من البيت ملببا للبيعة»

این کلام، اشاره به اتفاقاتی دارد که مردم بر سر امیرالمؤمنین و حضرت زهرا آوردند؛ روزی که مردم، امیرالمؤمنین را برای بیعت از خانه بیرون کشیدند، در آن روز پهلوی حضرت زهرا را شکستند، و جنین او را سقط نمودند.

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج‏13، ص15

در ضمن، روایتی را که از خطبه 202 نهج البلاغه، آوردیم در منابع اهل سنت نیز مطرح شده است؛ از جمله: «عمر رضا کحاله» در «اعلام النسآء»، ج3، ص 1221؛ «مأمون غریب» مصری در کتاب «خلافة علی بن ابی طالب»، ص 33؛ «عبدالعزیز شناوی» در «سیدات نسآء اهل الجنه»، ص 151؛ این روایت را نقل کرده اند.

روایت چهارم: مرحوم کلینی در کتاب «کافی» از امام حسین(سلام الله علیه)، جملات دردناکی در مظلومیت حضرت زهرا نقل کرده است:

«لَمَّا قُبِضَتْ فَاطِمَةُ دَفَنَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ سِرّاً وَ عَفَا عَلَى مَوْضِعِ‏ قَبْرِهَا ثُمَّ قَامَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ‏ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ عَنِ ابْنَتِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ الْبَائِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ ...

هنگامى كه فاطمه زهرا قبض روح شد، حضرت على آن بانو را مخفيانه به خاك سپرد و موضع قبر مقدّسش را محو نمود. آنگاه برخاست و رو به سوى قبر مبارك پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كرد و گفت: يا رسول اللَّه! سلام من و سلام دخترت فاطمه بر تو باد، همان دخترت كه به زيارت تو آمده و در بقعه تو خوابيده

قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي ... قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ

اى رسول خدا! از فراق دختر برگزيده تو، صبر و شكيبايى من قليل و اندك شده، قدرت من از دورى برترين زنان فاطمه ضعيف گرديد،... يا رسول اللَّه! آن امانتى را كه به من دادى پس گرفته شد! سپرده باز گرفته شد! فاطمه زهرا را بردى، يا رسول اللَّه چقدر اين آسمان سبز و زمين غبار آلود در نظر من تيره و تار است

أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ وَ هَمٌّ لَا يَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ‏ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو

غم و اندوه من هميشگى گرديده! شب من با بيخوابى مى‏گذرد! اين غم از قلب من خارج نمى‏شود تا آن زمانى كه خداوند مرا در آن خانه‏اى كه تو در آن هستى وارد نمايد! در دلم دردى است كه آن را جريحه‏دار مى‏كند و همّ و غمّى است تكان دهنده! چه زود بين ما جدايى افتاد!! من درد دل خود را براى خداوند مى‏گويم

وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ‏ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ‏ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ ...

دخترت به زودى تو را از اينكه امّت تو متحد شدند و حقّ او را پايمال كردند آگاه خواهد كرد! جريان را از فاطمه‏ات جويا شود و شرح حال را از وى بخواه! چه غم و غصه‏هايى كه در دل او جايگزين شدند! او نمى‏توانست براى كسى درد دل كند. وى همه آنها را براى تو خواهد گفت. خداوند كه بهترين حكم‏كنندگان است حكم خواهد كرد.

فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْضَمُ حَقَّهَا وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا وَ لَمْ يَتَبَاعَدِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلَقْ مِنْكَ الذِّكْرُ وَ إِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى»  

خداوند مى‏بيند كه دختر تو مخفيانه دفن مى‏شود! حقّ وى غصب شد! از گرفتن ارث ممنوع گرديد! در صورتى كه از زمان تو تا به حال چندان مدتى نگذشته و ذكر تو متروك نشده است! يا رسول اللَّه من به خداوند شكايت مى‏كنم.

کافی، ج1، ص 459، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاء، ح 3

مرحوم علامه مجلسی در معنی عبارت «وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو» می نویسد:

«وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو» أي سوء فعال القوم بعدك حتى صار سببا لشهادة حبيبتك»

یعنی از عملکرد بد قوم تو، که سبب شهادت محبوب تو شد، به خدا شکایت می کنم.

مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏5 ؛ ص328

روایات «کسر ضلع»!

من این روایات «کسر ضلع» را که اشاره به شکستن پهلو کرده را جمع آوری کرده ام. حدود 29 مصدر از مصادر شیعه، مسئله شکستن سینه و پهلو را ذکر کرده اند. از زبان ائمه اهلبیت(علیهم السلام) نیز ذکر کرده اند.

«حسین بن حمدان الخُصیبی» در زمینه اوج مظلومیت حضرت زهرا، از امام صادق(سلام الله علیه) نقل کرده است که حضرت به «مفضل» فرمود:

«لَا كَیَوْمِ مِحْنَتِنَا بِكَرْبَلَا، وَ إِنْ كَانَ كَیَوْمِ السَّقِیفَةِ وَ إِحْرَاقِ الْبَابِ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ زَیْنَبَ وَ أُمِّ كُلْثُومٍ وَ فِضَّةَ وَ قَتْلِ مُحَسِّنٍ بِالرَّفْسَةِ لَأَعْظَمُ وَ أَمَرُّ، لِأَنَّهُ أَصْلُ یَوْمِ الْفِرَاشِ.»

حضرت امام صادق (علیه السلام) به مفضّل فرمود: روزی مانند روز مصیبت ما در كربلا نیست، هرچند روز سقیفه و آتش زدنِ درِ خانه بر امیرالمؤمنین، و فاطمه، و حسن، و حسین، و زینب، و امّ كلثوم، و فضّه، و كشتن محسن با ضربه پا بر سینه، بزرگ تر و تلخ تر است، زیرا آن روز، روز بستر سازی برای مصیبت كربلا بود.

الهدایة الكبرى، ص 417

کتابی کم سابقه در طول چهارده قرن!

آقای «عبدالزهرا مهدی»، کتابی در این رابطه تألیف کرده است به نام «الهُجوم عَلی بَیت فاطمه»؛ من به دوستان توصیه می کنم که این کتاب را ده، دوازده بار از اول تا آخر مطالعه کنند. ایشان در پاورقی بعضی صفحات، پنجاه منبع را آدرس داده است. و این نشان از تسلط ایشان بر منابع دارد. این کتاب در نرم افزار «مکتبه اهلبیت» موجود است. من ندیدم در این چهارده قرن در رابطه با مظلومیت صدیقه طاهره، و آنچه که بر ایشان گذشت؛ کتابی مثل «الهجوم علی بیت فاطمه» کار شده باشد! یعنی من ندیدم. دوستان حتماً این کتاب را ببینند.

 مظلومیت حضرت زهرا، در منابع اهل سنت:

روایت اول: «سبط ابن جوزی» (متوفای 654) نقل کرده که امیرالمؤمنین فرمود:

«و سَتُخبِرك ابنَتُك عَمّا لَقينا بَعدَك فَاحفها بِالسّؤال و استَعلم مِنها الأُمور وَ الأَحوال هذا و لم يُطل العَهد و لَم يَمتد الزَّمان»

به زودی دخترت از مصیبت هائی که بعد از تو بر ما وارد شد، تو را باخبر خواهد کرد. پس از او بپرس و از امور و احوال دردناک ما جویا شو، این در حالی است که هنوز روزگار تو سپری نگشته و زمان زیادی نگذشته است.

تذکرة الخواص، ص 287

روایت دوم: «ابن قتیبه دینوری» از قول حضرت زهرا نقل کرده است که فرمود:

«يا أبت يا رسول الله، ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب و ابن أبي قحافة»

ای پدر! ای رسول خدا، بعد از تو، چه بلایایی که پسر خطاب و پسر ابو قحافه، بر سر ما نیاوردند.

 الامامة و السیاسة، ج1، ص16

آیا این عبارت «ابن قتیبه»، دلالت بر مظلومیت حضرت زهرا ندارد!؟

البته آقایان در اینجا به جای پذیرش حق، آمدند و گفتند که این کتاب تألیف این قتیبه نیست! در حالی که ما نام هشت نفر از علمای بزرگ اهل سنت را آوردیم که از کتاب «الامامة و السیاسة ابن قتیبه دینوری»، مطلب نقل کرده اند.

یکی از ایشان، «ابن عربی مالکی» متوفای 543 هجری که از انصب نواصب است. از اخبث خبائث است. وی در کتاب «العواصم من القواصم» صفحه 248، مطلبی را از «الامامة و السیاسة» ابن قتیبه دینوری نقل کرده است.

«ابن خلدون» به عنوان یک مورخ نامی، در کتاب تاریخ خود، جلد2، ص 166 از«الامامة و السیاسة» ابن قتیبه دینوری مطلب نقل کرده است.

«فرید وجدی» در «دائرة المعارف»، و «عمر رضا کحاله» در «معجم المؤلفین» وقتی شرح حال «ابن قتیبه دینوری» را نقل می کنند، کتاب «الامامة و السیاسة» را یکی از تألیفات او بیان می کنند.

روایت سوم: آقای «ابوالفداء» نقل کرده است که:

«ثم إن أبابكر بعث عمر بن الخطاب إِلى علي و من معه ليخرجهم من بيت فاطمة رضي الله عنها، و قال: إِن أبوا عليك فقاتلهم. فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضي الله عنها و قالت: إِلى أين يا ابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم»

ابوبکر، عمر بن خطاب را به دنبال علی و طرفدارانش فرستاد تا آنها را از خانه فاطمه بیرون کنند و برای بیعت بیاورند؛ و به آنها گفت: اگر امتناع کردند، آنها را بکش! عمر با خود مقداری آتش آورد تا خانه را آتش بزند. در این هنگام با فاطمه روبرو شد، فاطمه به او گفت: کجا ای پسر خطاب؟ آیا آمده ای تا خانه ما را آتش بزنی؟ گفت: آری

المختصر في أخبار البشر، ج1، ص 156

اگر این مظلومیت حضرت زهرا نیست؛ پس چیست!؟ مظلومیت چه معنائی دارد!؟

مظلومیت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، از زبان «عبدالفتاح عبدالمقصود» اندیشمند مصری:

آقای «عبدالفتاح عبدالمقصود» دانشمند مشهور مصری که مؤسس و عضو هیئت تحریر مجله «الحدیث» در اسکندریه مصر است و مدتی هم رئیس دفتر معاون رئیس جمهور مصر بوده است. و نیز رئیس دفتر نخست وزیر مصر بوده است. یعنی شخصیتی است که هم از نظر علمی و هم از نظر سیاسی جایگاه خاصی دارد. وی تعابیر جالبی در رابطه با مظلومیت حضرت زهرا(سلام الله علیه) دارد و می گوید:

« عمر به درب خانه فاطمه آمد و فریاد زد: قسم به خدائی که جان عمر در دست اوست، از خانه بیرون بیائید و گرنه خانه را بر سر ساکنانش به آتش می کشم. گروهی که از خدا می ترسیدند و حرمت پیامبر را در نسل او نگه می داشتند، گفتند: ای عمر! فاطمه درون خانه است! او بی پروا فریاد زد: هر کس که می خواهد باشد.

سپس عمر نزدیک آمد و درب را زد و سپس با مشت و لگد درب را کوبید تا به زور وارد خانه شود؛ علی علیه السلام پیدا شد و در این هنگام صدای ناله زهرا در آستانه درب خانه بلند شد. آن صدا، طنین استغاثه ای بود که دختر پیامبر سر داد. و می گفت: ای پدر! ای رسول خدا! او می خواست از دست ظلم یکی از اصحابش، او را که در نزدیکی وی در رضوان پروردگارش خفته بود را، برگرداند؛ تا که سرکش گردن فراز بی پروا را به جای خود نشاند...

مگر دهان مردم بسته شده است، و بر دهان ها بند زده اند که داستان هیزم آوردن پسر خطاب را بازگو نمی کنند! قصه هیزمی که پسر خطاب دستور داده بود تا بر درب خانه فاطمه جمع کنند. آری! پسر خطاب دور خانه را که علی و اصحابش در آن بودند محاصره کرد تا بدین وسیله آنان را قانع سازد که بیرون بیایند، و یا بی محابا بر آنها بتازد.

همه این داستانها با نقشه از پیش طرح شده و یا ناگهانی پیش آمد. مانند کسی روی موج ظاهر شد و اندکی نگذشت که همراه جوش و خروش عمر، از میان رفت. و عمر در جای خود خشکش زد، و آن جوش و خروشش همچون موج از میان رفت. همراهانش که به دنبال او به راه افتاده بودند، پشت سرش در مقابل درب، بهت زده ایستادند. زیرا بوی رسول خدا را از روی حبیبه اش زهرا دیدند.

سرها از شرمندگی و حیا به زیر آمد... دیدند فاطمه مانند سایه ای حرکت کرد و با قدمهای حزن زده و لرزان، اندک اندک به سوی قبر پدر نزدیک شد. چشمها و گوشها متوجه او گردید، ناله او بلند شد و باران اشک می ریخت و با سوز جگر پی در پی پدرش را صدا می زد. گویا از تکان این صدا، زمین زیر پای آن گروه ستم پیشه به لرزه در آمد. باز زهرا نزدیکتر رفت و به آن تربت پاک روی آورد. و به آن غائب حاضر، استغاثه می کرد: ای پدر! ای رسول خدا! بعد از تو چه مصیبتهائی از ناحیه پسر خطاب و پسر ابی قحافه بر ما وارد شد...

دیگر در اثر سخنان او، دلی نماند که نلرزد و چشمها خون جاری کرد. آن مردم آرزو می کردند که زمین شکافته شود و آنها را در دل خود فرو برد.»

المجموعة الکامله فی امام علی بن ابی طالب، عبدالفتاح عبدالمقصود، ترجمه آقای طالقانی، ج1، ص 190 - 192

آقای «مؤید» که می گوید کسی نمی تواند مظلومیت حضرت زهرا را اثبات کند. و من تحدی می کنم و اندیشمندان شیعه را به مبارزه می طلبم! چرا این سخنان را نمی بیند!؟ آیا با این همه مصادر موجود در مظلومیت حضرت زهرا، در منابع شیعه و سنی؛ یک دیوانه همچین ادعائی می کند!؟

نکته دیگری که ان شاءالله فردا من مفصل در موردش صحبت می کنم، اظهار ندامت و پشیمانی خلیفه اول به هنگام مرگش است. اصلاً ما می گوئیم که تمام روایات موجود در مظلومیت حضرت زهرا، باطل! این روایتی را که نقل خواهم نمود، اگر نگوئیم متواتر است، حداقل مستفیض است؛ این روایت را چندین نفر از جمله «ذهبی»، «ابن حجر» و... نقل کرده اند. و بر صحت آن اعتراف کرده اند که جناب «ابوبکر» در لحظات آخر عمر خود می گفت:

«فَوَدِدْتُ أَنِّي لَمْ أَكُنْ كَشَفْتُ بَيْتَ فَاطِمَةَ وَ تَرَكْتُهُ، وَ أَنْ أَغْلِقَ عَلَيَّ الْحَرْبَ»

دوست داشتم که خانه فاطمه را هتک نمی کردم و آن را به حال خود رها می کردم، حتی اگر جنگی بر علیه من به راه می انداختند.

معجم کبیر طبرانی، ج1، ص 62؛ تاریخ مدینه دمشق، ج 30، ص 422؛ تاریخ اسلام ذهبی، ج3، ص 118

هشت، نه نفر از بزرگان اهل سنت این روایت را تصحیح کرده اند که مشروح این جریان را در جلسه بعد خدمت دوستان تقدیم می کنم. ان شاءالله

 والسلام علیکم و رحمة الله

 
 
 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English