2019 May 24 - جمعه 03 خرداد 1398
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
کد مطلب: ٨٥٦٥ تاریخ انتشار: ٠٧ تير ١٣٩٤ - ٠٩:٢١ تعداد بازدید: 1876
سخنراني ها » حبل المتین
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار

حبل المتین 94/04/07

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 07/ 04 /94

 مجری

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله

استاد حسینی قزوینی

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

مجری

بنای ما بر این بود که از خطبه شعبانیه نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله ابتدا مطالبی را بفرمایید، آماده‌ایم بهره‌مند بشویم.

استاد حسینی قزوینی

بسم الله الرحمن الرحیم

ما درباره خطبه شعبانیه نبی مکرم صلی الله علیه و آله که از زبان امیرالمؤمنین سلام الله نقل شده، فرازهایی را در جلسات گذشته خدمت بینندگان عزیز و گرامی عرض کردیم و اشاره شد که نبی مکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: خدای عالم شما را به مهمانسرای خودش و مهمانی خودش دعوت کرده و در این مهمانسرای الهی، نَفَس ها ثواب تسبیح، خواب‌ها پاداش عبادت، دعاها مستجاب، اعمال مقبول و توصیه‌هایی هم نبی مکرم صلی الله علیه و آله داشتند که من بعضی از توصیه‌ها را در جلسات گذشته عرض کردم؛ یکی از مواردی که نبی مکرم صلی الله علیه و آله اشاره دارد، می‌فرماید:

وَ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ

 در این ماه مبارک تلاش کنید صله رحم بکنید، به ارحامتان سر بزنید؛ پدر، مادر، برادر، خواهر، اقوام  یعنی انسان سعی کند با اقوام سببی یا نسبی خود در این ماه دیدار کند.

در رابطه با صله رحم ما روایات زیادی داریم. من به چند روایت اشاره می‌کنم؛ نبی مکرم صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

صلة الرحم تزید فی العمر؛

صله رحم یکی از خواصش این است که عمر انسان را زیاد می‌کند.

من لایحضره فقیه، ج 4، ص 368.

نبی مکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

 من سره ان یبسط له فی رزقه و ینسأ له فی اجله فلیصل رحمه؛

 هر کس دوست دارد روزی او فراوان بشود و ملک الموت آن برگ اجل او را فراموش کند صله رحم انجام بدهد.

خصال شیخ صدوق، ج1، ص 32.

 صله رحم هم روزی را زیاد می‌کند، هم عمر را زیاد می‌کند و هم از مرگ‌های ناگهانی جلوگیری می‌کند.

باز امیرالمؤمنین سلام الله علیه از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می‌کند که:

 صلة الرحم تعمر الدیار و تزید فی الاعمار و ان کان اهلها غیر اخیار؛

صله رحم خانه‌ها را آباد می‌کند و عمرها را زیاد می‌کند اگر چه اهل آنها آدم های خوبی نباشند.

امالی شیخ طوسی، ص 481.

یعنی می‌خواهد بگوید اگر یک آدم فاسق و گنه کار هم صله رحم کند، خدا هم روزی‌اش را زیاد می‌کند، هم عمرش را طولانی می‌کند. خیلی عجیب است یعنی این تعبیر را من در غیر از صله رحم هیچ جا ندیدم؛ می‌گوید عمر را زیاد می‌کند و زندگی‌ها را فراخ می‌کند و لو اینکه کسی که صله رحم انجام می‌دهد آدم خوبی هم نباشد.

 در روایت دیگر دارد:

صلة الرحم تهون الحساب و تقی میتة السوء؛

فردای قیامت آنهایی که صله رحم انجام می‌دهند، حساب آسان برای آنها در نظر گرفته می‌شود و از مرگ‌های بد هم در امان می‌مانند.

امالی شیخ طوسی، ص 481.

الان دارید می بینید این تصادفات و این سکته ها و این قضایا یا این گرفتاری ها که امروز عزیزان ما در کشورهای همسایه گرفتار هستند، اینها همان مرگ‌های سوء و ناگهانی است که می‌آید. صله رحم این طور مرگ‌ها را برطرف می‌کند.

 از طرف دیگر:

اقبح المعاصی قطیعة الرحم و العقوق؛

 قبیح ترین گناهان در نزد خدای عالم، قطع رحم و عاق والدین شدن است.

عیون الحکم و المواعظ واسطی، ص 122.

مجری

در واقع اینها اثر وضعی این کار هست؛ هم مثبت هم منفی.

استاد حسینی قزوینی

بله آنها مثبتش بود، این هم منفی آن.

در روایت دیگر می‌گوید:

ان الملائکه لا تنزل علی قوم فیهم قاطع الرحم؛

 اگر در میان یک فامیل یک قاطع رحم باشد، ملائکه و رحمت خدا بر آن قبیله و بر آن فامیل نازل نمی‌شود.

کنز العمال متقی هندی، ج 3، ص 367.

پیرمردها، پیرزنها و آنهایی که در فامیل حرف تاثیرگذار دارید! اگر شنیدید یکی از بچه‌های شما یا فامیل شما قطع رحم کرده، بلند شوید بروید واسطه بشوید اینها را آشتی بدهید. در روایتی آنچه که ذهنم هست از آقا امام باقر سلام الله علیه است، می‌گوید: من در یک عمل به پدرم غبطه می‌خورم و می‌خواهم خودم انجام بدهم، دوست ندارم فقط پدرم انجام بدهد. سوال کردند: چیست؟ گفت: آشتی دادن میان دو نفر. می‌گوید: به قدری ثواب دارد، به قدری پاداش دارد، من حتی دوست دارم مثلا پدرم به من اجازه بدهد آن کاری که او می‌خواهد انجام بدهد، من بروم به جای او انجام بدهم. من این تعبیر را در هیچ جا ندیدم.

مجری

بعضی وقت‌ها قدم هم بر می‌داریم اما نتیجه ای نمی‌گیریم، این قدمی که برداشتیم نیز لحاظ می‌شود؟

استاد حسینی قزوینی

بله! همین قدم برداشتن برای این کار، یعنی من در میان پاداش هایی که در این چهل و هشت سال دیدم، چیزی که به اندازه آشتی دادن میان دو نفر و ایجاد صلح میان دو نفر باشد، من ندیدم پاداشی اینطوری داشته باشد، یا اینکه خدای عالم در هیچ عملی رضایتش در این حد نیست که یک کسی برود دو نفری که با هم قهر هستند، بین این دو نفر آشتی بدهد، مخصوصا که اختلاف، اختلاف خانوادگی باشد. اوج ثواب آنجایی است که اختلاف، اختلاف زن و شوهر باشد که انسان برود بین اینها را آشتی بدهد و صلح و صفا برقرار کند و در یک فامیل، اگر یک قاطع رحم بود، در رحمت بر تمام آن فامیل بسته خواهد شد.

در روایت دیگر هم امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

ان من الذنوب التی تعجل الفناء قطیعة الرحم؛

از گناهانی که سریعا انسان گرفتار می‌شود و موجب نابودی انسان می‌شود، قطع رحم است.

وسائل الشیعه، ج 8، ص 598.

 آن پاداش صله رحم، این هم نتیجه قطع رحم.

در روایتی نبی گرامی صلی الله علیه و آله می‌گوید: بعضی وقت‌ها یک نفر می رود صله رحم می‌کند، از عمرش مثلا سه سال بیشتر نمانده، خدای عالم عمر سه ساله او را سی سال می‌کند. می ارزد یا نه ؟ حالا برادر در حق تو بدی کرده، می‌گویند:

بدی را بدی سهل باشد جزا / اگر مردی احسن الی من اسا

 در برابر بدی، بدی کردن که هر کس بلد است، حتی حیوانات هم بلد هستند! اگر مرد هستی، بیا در برابر کسی که به تو بدی کرده خوبی کن. اگر برادر تو، پسر عموی تو، پسر خاله تو، در حق تو بدی کرد، رفتی با او آشتی کردی، سلام دادی این هنر است و گرنه او بیاید به دیدن تو ، تو هم بروی به دیدن او، این هنر نیست. همچنین پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: اگر یک نفر از عمرش سی سال باقی مانده باشد، اگر قطع رحم بکند، سی سال او تبدیل به سه سال می‌شود. چقدر عجیب است! بعد حضرت این آیه را خواند:

 يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتاب.

سوره رعد، آیه39.

و لذا من به تمام عزیزانی که در اقصی نقاط جهان این برنامه را می‌بینند، به عنوان یک برادر کوچک، به عنوان فرزند شما، نسبت به کوچک‌ترها به عنوان پدر توصیه می‌کنم تلاش کنید بغض و کینه افراد فامیل سببی و نسبی را در دل راه ندهید؛ گرچه آنها بدی کردند برای آنها طلب مغفرت کنید، حتی اگر به شما بهتان زدند، همان تعبیر امام مجتبی علیه السلام که به آن کسی که افترا زد، گفت: اگر اینهایی که گفتی در من نیست و افتراء زدی، خدا از سر تقصیرات تو بگذرد و اگر اینهایی که گفتی در من هست، خدای عالم از سر تقصیرات من بگذرد!

 ما باید زندگی‌مان، زندگی اهل بیتی باشد. تلاش کنیم در تمام کارهایمان، در تمام برنامه هایمان، رنگ و بوی قرآنی، رنگ و بوی اسلامی، رنگ و بوی اهل بیتی، مخصوصا رنگ و بوی امیرالمؤمنین علیه السلام کاملا نمایان بشود تا هر کس که از دور ما را دید، اخلاق ما یادآور اخلاق اهل بیت باشد.

خدا ان‌شاءالله همه ما و شما را موفق به راهی بدارد که رضای خودش هست. آنهایی که می‌خواهند روزی زیاد و عمر طولانی داشته باشند، صله رحم انجام دهند. آنهایی که می‌خواهند زودتر بروند، قطع رحم کنند! و آنهایی که می‌خواهند در تنگنا قرار بگیرند، قطع رحم کنند.

مجری

اتفاقا هنر هم جایی هست که اگر کسی در حق ما بدی کرده، ظلمی‌کرده، ما قدم پیش بگذاریم و جلو بیفتیم و الا اگر به آن شکل باشد که دیگر هنر نیست هنر اینجاست و ان‌شاءالله بتوانیم از این فرصت ماه رمضان استفاده بکنیم. استاد هم فرمودند خطبه شعبانیه به یک نحوی، آمادگی برای ورود به ماه رمضان هست و ماه رمضان هم بهترین فرصت هست برای همین کارها.

اگر خدای نکرده با کسی قهر هستید، یک وقتی به هر دلیلی کدورتی پیش آمده، همین الان با یک تلفن، با یک پیامک، احوالش را بپرسید، برایش هم طلب رحمت و مغفرت بکنید و یک برنامه ریزی هم بکیند حالا یک افطار بروید منزلش یا افطار دعوت کنید بیاید منزل شما تا ان‌شاءالله با یک خیال آسوده مهیا شویم برای شب‌های قدر و آنجا از خداوند متعال طلب رحمت و مغفرت کنیم.

خدایا مرا ببخش به خاطر درهایی که زدم و خانه تو نبود و دلهایی که شکستم و خانه تو بود.

 ما از این لحظه به بعد ان‌شاءالله بحث همیشگی خودمان را ادامه خواهیم داد؛ بحث امیر‌مؤمنان علی علیه السلام که مدار حق هست؛ علی مع الحق و الحق مع علی و روایاتی که در این زمینه در خصوص مولا امیر‌مؤمنان آمده و شش روایتی که جناب استاد در برنامه‌های گذشته هم در موردش صحبت نمودند.

 حالا استاد برای اینکه یک آمادگی ذهنی هم پیدا بشود، خیلی مختصر و مفید آن شش تا حدیث را بیان بفرمایید تا یکی از آنها را توضیح بدهیم ان‌شاءالله.

 استاد حسینی قزوینی

ما شش تا روایت را برای عزیزان انتخاب کردیم که هر کدام از اینها مفهوم ویژه‌ای دارد. اولین روایتی که ما انتخاب کردیم؛

حدیث اول : اشاره به امیرالمؤمنین علیه السلام است:

اَلْحَقُّ مَعَ ذَا، اَلْحَقُّ مَعَ ذَا؛

حق با این مرد است، حق با این مرد است.

مسند ابویعلی، ج 2، ص 318 از مطالب العالیه ابن حجر، ج 16، ص 147.

بررسی سند روایت

 رَوَاهُ أَبُو يَعْلَى وَ رِجَالُهُ ثِقَاتٌ.

مجمع الزوائد هیثمی، ج 7، ص 235.

حدیث دوم :

أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَكَ حَيْثُ مَا دَارَ؛

تو با حق هستى و حق با تو است؛ هر كجا كه باشي.

تاریخ دمشق، ج 20، ص 361.

حدیث سوم :

عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ وَلَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛

تاریخ دمشق، ج 42، ص 449.

حدیث چهارم :

رَحِمَ اللَّهُ عَلِيًّا اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ.

مستدرک حاکم، ج 3 ،ص 134؛ تفسیر فخر رازی، ج 1 ،ص 205.

ایشان گفتند:

وَ مَنِ اقْتَدَى فِي دِينِهِ بِعَلِيِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَدِ اهْتَدَى؛

هر کس در دینش به علی اقتدا کند، راه هدایت را پیدا کرده، به دلیل اینکه خدا فرموده است.

 اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِيٍّ حَيْثُ دَارَ.

حدیث پنجم :

 كان عَلِيٌّ على الْحَقِّ مَنِ اتَّبَعَهُ اتَّبَعَ الْحَقَّ وَ مَنْ تَرَكَهُ تَرَكَ الْحَقَّ؛

 علی همواره با حق است، هر کس از علی تبعیت کند از حق تبعیت کرده است. هر کس علی را ترک کند حق را ترک کرده است.

عَهْدًا مَعْهُودًا قبل يَوْمِهِ هذا.

 معجم الکبیر طبرانی، ج 23، ص 330.

و الله إنَّ عَلِيّاَ عَلَى الْحَقِّ قَبْلَ الْيَوْمِ وَبَعْدَ الْيَوْمِ، عَهْداً مَعْهُوداً وَ قَضَاءً مَقْضِيّاً.

تاریخ دمشق، ج 42 ،ص 449.

حدیث ششم :

 عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ.

مستدرک علی الصحیحین، ج 3 ،ص 134.

 دو تا روایت از یک آدرس نقل کردیم؛ اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ و همچنین عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ. هر دو را می‌خواهم یک مقداری تداعی بشود دوستان در حفظ کردن راحت باشند؛ مستدرک حاکم نیشابوری، ج 3، ص 134.

مجری

فکر می‌کنم چهارمین حدیثی که بیان فرمودید؛ اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ که حالا وجود مقدس و نازنین پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله این حدیث را در مورد وجود آقا امیر‌مؤمنان علی علیه السلام بیان کردند. این را می‌خواهیم بیشتر در موردش صحبت بفرمایید که اولا در کدام یک از کتب اهل سنت آمده  و سندهایش را بفرمایید که آیا به سند معتبر آمده یا خیر؟

استاد حسینی قزوینی

در رابطه با حدیث شریف اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ، همان طوری که الان هم اشاره داشتیم، در کتاب مستدرک حاکم نیشابوری، ج 3،ص 134 سندش را بیان می‌کند که صحیح است؛

  رَحِمَ اللَّهُ عَلِيًّا اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ؛

خدا علی را مورد رحمت خودش قرار بدهد و خدایا حق را گرداگرد علی بگردان هر جا که علی گردید.

نمی‌گوید: اللهم ادر علیا مع الحق.

بعد می‌گوید:

هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم؛

 این حدیث صحیح است و شرائط صحیح مسلم را دارد.

و همچنین همین عبارت در کتاب المحاسن و المساوی جناب آقای بیهقی هست، البته ایشان غیر از آن بیهقی است که مشهور هست؛ این ابراهیم محمد بیهقی هست که بعد از سال320 از دنیا رفته. ایشان در کتاب المحاسن و المساوی نقل می‌کند:

عن ابن حیان التیمی عن ابیه عن علی بن ابی طالب رحم الله قال النبی رحم الله علیا.

اینجا یک نکته‌ای را در نظر داشته باشید که تعداد زیادی از فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام از زبان خود آن حضرت صادر شده. خیلی جالب است ما شاید بتوانیم بگوییم چهل درصد از احادیث دال بر خلافت علی، دال بر حقانیت علی، دال بر فضیلت علی علیه السلام، از زبان خود امیرالمؤمنین علیه السلام صادر شده که پیامبر درباره ایشان فرموده بودند. ولی نسبت به خلفا ما قصد جسارت نداریم، ببینید تعداد زیادی ما روایات در فضائل خلفا داریم ما دنبال این نیستیم که اصلا بیاییم بگوییم آقا تضعیف کنیم یا نه، اینکه بعضی از بزرگان اهل سنت هم گفتند انبوهی از این روایاتی که در فضائل خلفاء نقل شده در زمان بنی امیه اینها ساخته شده جعلی است. ولی ما فقط یک سؤال از این شبکه های وهابی داشتیم تا الان هم به ما جواب ندادند! گفتیم: این همه روایاتی که در فضیلت جناب خلیفه اول، دوم، سوم و معاویه شما نقل می‌کنید، چرا یکی از اینها از زبان خود اینها نبوده؟ یا در سقیفه بنی ساعده که بین مهاجرین و انصار اختلاف شدیدی بود، حتی به طوری که زدند بینی حباب بن منذر را شکستند، خلیفه دوم گفت:

قتل الله سعد بن عبادة.

صحیح بخاری، ج 6، ص 2506.

 یا در جای دیگر آمده

قتله اللّه إنّه منافق؛

خدا سعد را بکشد او منافق است.

تاریخ طبری، ج 2 ،ص 459.

 و امثال اینها در آنجا یک مورد مثلا جناب آقای ابوبکر یا آقای عمر نیامد بگوید پیغمبر در حق من چنین عبارتی را گفته، پیغمبر گفته که مثلا انا مدینة العلم و ابوبکر اساسها و عمر حیطانها یا مثلا فضیلت ابوبکر همانند فضیلت حضرت نوح است یا مثلا در خلافت آقای خلیفه دوم که صحابه اعتراض می‌کردند می‌گفتند: آقای ابوبکر

        ما تقول لربك إذ وليت‏ علينا فظا غليظا؛

جواب خدا را چه خواهی داد؟

شرح نهج البلاغه ابی الحدید، ج 17 ،ص171؛ و منهاج السنة، ج 7 ،ص 336.

خوب خود آقای ابوبکر می‌گفت: پیغمبر فرموده که مثلا

لو کان بعدی نبی لکان عمر بن الخطاب؛

 اگر بعد از من بنا بود پیغمبری بیاید، آقای عمر بن الخطاب باشد.

مستدرک علی الصحیحین، ج 3 ،ص 85.

 یا خود عمر می‌آمد یکی از این روایاتی که در فضیلت او هست را می‌گفت. مثلا آقای عمر از یک کوچه‌ای برود شیطان از آن کوچه نمی‌رود، از کوچه دیگر می‌رود.

 خوب ببینید در وقتی که نیاز بوده، هیچ کدام از اینها بیان نشد! آیا اینها دلیل بر این نیست که این روایات جعلی است؟ همان طوری که بعضی بزرگان اهل سنت و غیره دارند که اینها در زمان معاویه جعل شده و ساخته شده است.

ولی شما ببینید امیرالمؤمنین علیه السلام از همان زمان خود نبی مکرم صلی الله علیه و آله، روایت در حقانیت خودش و در خلافت خودش داشته است. در زمان خلیفه اول و خلیفه دوم، مخصوصا در شورای شش نفره، امیرالمؤمنین علیه السلام احادیثی در فضیلت خودش و بر حقانیت خودش بیان فرمودند. حتی به حدیث غدیر، حدیث منزلت و حدیث ولایت استناد کردند.

یکی از آنها هم همین رَحِمَ اللَّهُ عَلِيًّا اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ است که علی علیه السلام می‌گوید در حق من این حدیث صادر شده و پیغمبر فرمود: اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ دعای پیغمبر هم قطعا به اجابت رسیده است.

 یکی از چیزهایی که واقعا خیلی جایش خالی هست، حقانیت علی یا فضائل علی از زبان علی علیه السلام است. اگر واقعا بعضی از محققین یا اساتید یا آنهایی که می‌خواهند رساله سطح سه یا سطح چهار بنویسند در حوزه و دانشگاه در رشته مسائل علم حدیث و غیره، اگر این را انتخاب بکنند فضائل علی ، حقانیت علی ، خلافت علی از زبان خود علی بن ابی طالب علیه السلام در کتب شیعه و در کتب اهل سنت؛ این اگر یک مجموعه ای درست بشود، تحقیق خیلی خوبی خواهد بود.

و بعد آقایان هم بیایند واقعا ببینیم حالا ما که ندیدیم نمی‌خواهیم انکار بکنیم، بیایند مثلا فضیلت خلفا از زبان خلفا، این هم اگر بیاید جمع آوری بشود چیزی خوبی خواهد شد.

آقای باقلانی هم کتابی دارد به نام الانصاف فی ما یجب اعتقاده و لا یجوز الجهل به ج 1 ،ص 106؛ انصاف در چیزهایی که واجب است انسان معتقد بشود و جایز نیست انسان به آنها جاهل باشد. در اینجا ایشان مفصل مطرح می‌کند و می‌گوید:

  و قد ورد عن النبی فی فضائله احادیث کثیره منها؛

 در فضائل علی بن ابی طالب سلام الله علیه احادیث زیادی وارد شده من جمله:

اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار

خدایا حق را با علی بچرخان هر کجا که علی چرخید.

باز در کتاب موسوعة اقوال الدارقطنی، ج 1،ص 22، ایشان هم همین تعبیر را دارد؛

اللهم ادر الحق مع علی حیث دار.

جناب نظام الدین نیشابوری متوفای 728 در تفسیر غرائب القرآن، ج 1، ص 89، این تعبیر را دارد و می‌گوید:

 و قد ثبت هذا منه تواترا.

 در رابطه با همان تعبیری که آقای فخر رازی داشت اینکه علی بن ابی طالب به تواتر رسیده که در نمازهایش بسم الله را بلند می‌خواند، عزیزان اهل سنت می‌گویند:

 و قد ثبت هذا منه تواترا؛

به تواتر ثابت شده است.

علی بن ابی طالب در نماز نه تنها بسم الله را ترک نمی‌کرد، بلکه بلند هم می‌خواند؛

 و من اقتدی به لن یضل قال صلی الله علیه و سلم: اللهم ادر الحق معه حیث دار؛

هر کس به علی اقتدا کند هرگز گمراه نمی‌شود. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: خدایا حق را گرداگرد علی بچرخان هر جا که علی چرخید.

 و همچنین در ادامه فخر رازی می‌گوید: بیهقی در سنن کبری از ابوهریره آورده که:

 کان رسول الله یجهر فی الصلاة ببسم الله الرحمن الرحیم؛

پیغمبر اکرم در نماز بسم الله را بلند می‌خواند.

تفسیر فخر رازی، ج 1، ص 168.

 چه نماز صبح ، چه نماز ظهر و عصر ، چه نماز مغرب و عشا.  اینطوری نبود که مثل بعضی از آقایان بسم الله را اصلا نگویند.

ثم إن الشيخ البيهقي روى الجهر عن عمر بن الخطاب وابن عباس وابن عمر وابن الزبير

می‌گوید: بیهقی روایت کرده است که:

حتی خلیفه دوم، ابن عباس، عبد الله عمر و عبدالله بن زبیر هم در نماز بسم الله را بلند می‌خواندند.

البته جهر به بسم الله عمدتا در نماز ظهر و عصر است، چون نماز صبح و مغرب و عشا که اصلا همه را باید بلند بخوانند. می‌گوید:

 و أما أن علي بن أبي طالب رضي الله عنه كان يجهر بالتسمية فقد ثبت بالتواتر؛

اینکه علی هم بسم الله را بلند می‌خواند به تواتر ثابت شده.

بعد می‌گوید:

و من اقتدی فی دینه بعلی بن ابی طالب فقد اهتدی؛

هر کس در دینش به علی بن ابی طالب اقتدا کند قطعا هدایت یافته است.

دلیل بر این چیست؟ قول پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله که:

 اللهم ادر الحق مع علی حیث دار؛

خدایا حق را گرداگرد علی بچرخان هر کجا که علی چرخید.

 این‌ها مصادری بود که در این رابطه ما توانستیم از کتب اهل سنت پیدا کنیم.

مجری

درست است و از آنجایی هم که دعای پیامبر قطعا به درجه استجابت می‌رسد دیگر جایگاه حق و حقانیت مولا امیر‌مؤمنان علی علیه السلام برای ما ثابت می‌شود.

در مورد سند پنجمین حدیث علی مع القرآن و القرآن مع علی.

بفرمایید که آیا با سند صحیح در کتب اهل سنت آمده یا خیر؟

استاد حسینی قزوینی

 همانطور که عرض کردیم این در کتاب مستدرک، ج 3 ،ص 134، آمده است. این دیگر خیلی واضح و روشن است و البته خودش داستان مفصلی دارد. در اینجا آقای حاکم نیشابوری می‌گوید:

هذا حدیث صحیح الاسناد.

آقای ذهبی هم در تلخیص گفته:

صحیح

یعنی هم ذهبی صحت او را تایید کرده و هم آقای حاکم نیشابوری.

 روایت خیلی زیباست؛ روایت از غلام ابوذر هست. ابوثابت می‌گوید: در جنگ جمل من با علی بن ابی طالب بودم؛

فلما رأیت عائشة واقفه دخلنی بعض ما یدخل  الناس؛

وقتی چشمم به عایشه افتاد، شکی در دلم افتاد همانطوری که در بعضی‌ها شک افتاده بود.

 که ما داریم با همسر پیغمبر می‌جنگیم، با ام المومنین می‌جنگیم، این مادر مؤمنان است، مگر کسی با مادرش می‌آید بجنگد؟! یک شکی در دلم افتاد.

فكشف الله عني ذلك عند صلاة الظهر؛

 رفتم نماز ظهر که بخوانم یک عنایتی به من شد؛ خدای عالم حقایق را برای من کشف کرد (و یقین کردم علی بن ابی طالب حق است و طرف مقابل باطل است).

 فقاتلت مع امیرالمؤمنین علیه السلام؛

 در رکاب علی علیه السلام جنگیدم.

 جنگ جمل که تمام شد، رفتم مدینه، رفتم خدمت ام سلمه، گفتم: به خدا سوگند مادر نیامدم از تو غذا و آب بخواهم، من غلام ابوذر هستم. گفت: مرحبا خوش آمدی!

فقصصت علیها قصتی؛

 داستانم را برای او گفتم.

من در جنگ جمل وقتی چشمم به عایشه افتاد، شک و تردید در دلم ایجاد شد که مثلا ما داریم با ام المومنین می جنگیم! بعد ام سلمه گفت:

أین کنت حین طارت القلوب مطائرها قلت الی حیث کشف الله ذلک عنی عند زوال الشمس؛

وقتی که پروانه عقلت و فکرت و قلبت پر کشید تا کجا پرواز کردی؟ گفتم تا آنجایی که  برطرف کرد خدای عالم از من آن شک را در زمان نماز ظهر.

همانطوری که تا نزدیک نماز ظهر این پروانه دلم پر می‌کشید، در حال شک نمی‌دانستم چکار کنم؛ از این طرف علی بن ابی طالب است، از آن طرف ام‌المومنین عایشه هست. خلاصه وقتی که نماز خواندم دیگر خدای عالم به دلم انداخت و یقین کردم علی بن ابی طالب حق است. بعد جالب اینجاست؛ ام سلمه می‌گوید:

احسنت سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول علی مع القرآن و القرآن مع علی؛

بارک الله به تو من (ام سلمه) از پیغمبر شنیدم فرمود علی با قرآن است و قرآن با علی است.

علی با قرآن است این خیلی مهم نیست شاید خیلی ها هم بگویند ما با قرآن هستیم، قرآن هم با علی است خیلی مهم است؛ یعنی روی جمله و القرآن مع علی می‌شود صدها جلسه درباره‌اش حرف زد. قرآن با علی است یعنی چه؟ آیا این تعبیر در حق احدی از صحابه گفته شده؟ البته حدیث زیاد ساختند، حالا من به حدیث‌های ساختگی هم ان‌شاءالله اشاره خواهم کرد مثلعمار مع الحق یا عمر مع الحق و غیره، اینها را هم از زبان خود بزرگان اهل سنت تکلیفش را روشن می‌کنیم، چون هر روایت درستی که بوده یک قلابی برایش درست کردند امثال:

الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة.

سنن الترمذي، الترمذي، ج 5، ص 321.

که در مقابل آن گفته‌اند:

ابی‌بکر و عمر هذان سیدا کهول اهل‌الجنة.

سنن الترمذي، الترمذي، ج 5، ص 272.

یا حدیث:

انا مدینة علم و علی بابها.

المعجم الكبير، الطبراني، ج 11، ص 55.

که در مقابل گفته‌اند:

انا مدینة علم و ابوبکر اساسها و عمر حیطانها و عثمان سقفها و علی بابها.

تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج 9، ص 20.

یا أنا مدينة العلم وعلي بابها ومعاوية حلقتها.

كشف الخفاء، العجلوني، ج 1، ص 204.

و امثال این قضایا ببینید من ان‌شاءالله اگر یک فرصتی بشود، در ادامه همین بحث علی مع القرآن، تعدادی از این روایاتی که روایات بدلی است؛ روایاتی که بنی امیه اینها را ساختند که حتی خود بزرگان اهل سنت هم به صراحت اعلام کرده‌اند که این روایت ها جعلی و ساختگی است، را می‌آورم.

 ولی ای کاش می‌آمدند می‌گفتند که این روایت ساختگی که آقای الف و ب و ج جعل کردند، پشت قضیه چه بوده؟ عقبه کار را معرفی می‌کردند. ولی ما ان‌شاءالله فرصت بشود بخشی از عقبه کار را که روایاتی در این زمینه جعل کردند و درست کردند عرض می‌کنیم.شاید یک نکته آغاز تحقیقی باشد برای بعضی از بزرگواران چه از شیعه و چه از عزیزان اهل سنت.

ما هدفمان والله، تالله اهانت و جسارت به اهل سنت نیست؛ اهل سنت عزیز ما هستند. همان فرمایش آیت الله العظمی سیستانی ملاک و شعار ما هست که:

       لا تقولوا اخواننا اهل السنة بل قولوا انفسنا اهل السنة؛

نگویید برادران اهل سنت بلکه بگویید اینها جان ما هستند عزیز ما هستند.

 ولی بحث‌های علمی یک بحث دیگری است و اینجا ما خودمان هم قضاوت نمی‌کنیم؛ مطالب را نقل می‌کنیم و قضاوت و داوری را هم به عهده خود مخاطبین بزرگوار می‌گذاریم.

 پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: علی با قرآن و قرآن با علی است لم یفترقا؛ هرگز از هم جدا نمی‌شوند. نفی ابد کرده این را می‌گویند عصمت. اگر کسی بخواهد دنبال عصمت بگردد، این عصمت را می‌رساند، قرآن معصوم هست از هر گونه خطا، از هر گونه اشتباه، از هر گونه نسیان، وقتی که قرآن با علی هست، علی با قرآن هست، اگر علی نستجیر بالله معصوم نباشد، لازم می‌آید کذب سخن پیغمبر اکرم! علی فراموش کار باشد، علی خطا بکند، کذب سخن پیغمبر اکرم لازم می‌آید؛ یعنی این عصمت امیرالمؤمنین علیه السلام را نه تنها دو قبضه بلکه میلیاردها قبضه می‌کند که امیرالمؤمنین علیه السلام سلام الله علیه با قرآن است و قرآن هم با علی بن ابی طالب است که عرض کردیم حاکم نیشابوری می‌گوید:

هذا حدیث صحیح الاسناد.

 در پاورقی هم  آمده

تعلیق الذهبی فی التلخیص صحیح؛

 آقای ذهبی هم در تلخیص گفته روایت صحیح است.

مستدرک، ج 3 ،ص 134.

قبل از مستدرک، آقای طبرانی متوفای360، در معجم الاوسط، ج 5 ، ص 135، این روایت را از ام سلمه آوردند، ولی آن مقدمه اش را ایشان نیاوردند که:

علی مع القرآن و القرآن معه لا یفترقان حتى يردا على الحوض.

 کلمه لن را هم ایشان تبدیل به لا فرمودند دستشان درد نکند!

حافظ علائی خلیل بن کیکلدی صلاح الدین شافعی متوفای 761 کتابی دارد به نام: اجمال الاصابة فی اقوال الصحابة، ایشان هم می‌گوید: حاکم در مسند خودش با سند از ام سلمه نقل کرده که پیغمبر اکرم فرمود:

علي مع القرآن والقرآن مع علي لن يفترقا حتى يردا علي الحوض؛

علی با قرآن و قرآن با علی است اینها هرگز از هم جدا نمی‌شوند.

المستدرك، الحاكم النيسابوري، ج 3، ص 134.

ایشان هم با کلمه لن آورده. و ذهبی هم درباره آقای کیکلدی در معجم المحدثین ایشان تعبیرش این هست که:

 خلیل بن کیکلدی الامام الحافظ الفقیه البارع المفتی.

اینها در حقیقت بعضی از مصادری بود که کتابش در اختیار ما بود و بعضی از کتابهای این روایات، در اختیار ما نبود. چون ما مبنایمان بر این است که حتی المقدور صفحات خود کتاب را به بینندگان نشان بدهیم؛ اول و آخر روایت را هم نشان دادیم که آقایان نگویند آقا روایت را شما تقطیع کردید، اولش را نیاوردید، آخرش را نیاوردید! یا صحیح بخاری را آوردی جلدش را نشان ندادی اما صفحاتی که خودشان نوشته بودند برای مردم خواندید. غالب این کتاب‌ها در اینترنت هم هست یا در نرم افزارهایی مثل الجامع الکبیر و مکتبه شامله متن این کتابها هست و این نرم افزارها هم توسط اهل سنت درست شده و شیعه ها اینها را درست نکردند دوستان بروند یک مطالعه‌ای بکنند.

 من معتقدم ما روایات زیادی درباره امیرالمؤمنین علیه السلام داریم، ولی در میان روایاتی که در فضیلت امیرالمؤمنین علیه السلام و در حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام هست، آن که مثل ماه شب چهارده می‌درخشد، مثل خورشید می‌درخشد، حدیث علی مع الحق و الحق مع علی و علی مع القرآن و القرآن مع علی است.

این را وقتی من می‌خوانم لذت می‌برم. من معمولا در هر موضوعی یک یا دو تا روایت بیشتر حفظ نمی‌کنم، ولی در اینجا این شش تا روایت را همانطور که حمد و سوره را حفظ کردم، این شش تا روایت را مثل حمد و سوره حفظ کردم و در ذهنم نگه داشتم؛ اگر شب اول قبر هم ملائکه یک مقداری سخت گیری بکنند می‌گویم: علی مع الحق و الحق مع علی. ما هیچ کاری نکردیم برای علی جز اینکه چهار تا روایت را در فضیلت علی در مغزمان ریختیم، این لب هایمان با یاد علی سخن گفته، دست‌هایمان این روایات علی را نوشته، با خواندن روایات علی نفس کشیدیم  و زندگی کردیم.

من همیشه در جلسات درسم به این جمله ای که حضرت امیر سلام الله علیه در دعای کمیل دارد اشاره می‌کنم:

يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ؛

خدایا گیرم که فردا به عذابت صبر کردم چگونه بر فراقت صبر کنم؟

مصباح المتهجد، شیخ طوسی، ج 2، ص 847.

خیلی عبارت سنگینی است. برای امیرالمؤمنین علیه السلام که قرآن با اوست، قرآن کلام حق است خدا با او بود، او با خدا بود، علی که می‌گوید:

ما رأیت شیئا الا و رأیت الله قبله او بعده او معه ؛

هر چه در جهان دیدم جلوه حق دیدم.

مرآه العقول، علامه مجلسی، ج 10، ص 391-392.

 علی متصل به خدا بود، آیابرای او فراق مفهوم دارد؟ ما که در عمرمان حتی لحظه‌ای هم برایمان وصال صورت نگرفته، به چه زبانی بگوییم: فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ!

من به دوستان می‌گویم به اینجا که من می‌رسم می‌گویم خدایا ما کار نداریم بنده ، بنده توست اراده هم اراده توست يَفْعَلُ ما يَشاء تو هستی اگر ببخشی کرم کردی اگر بخواهی عذاب کنی این عدالت توست اگر ما را فردای قیامت به جهنم بیندازی به عذابت و شکنجه‌هایت تحمل کردیم به شماتت دشمن چطور تحمل کنیم خدا؟ که بگویند ما که دشمن علی بودیم، دشمن حسین بودیم، آمدیم اینجا، شما که یک عمری از علی حرف زدید، از حسین حرف زدید، یاعلی یا حسین گفتید، شما را هم آوردند اینجا؟! خدایا و الله، تالله، به عزت و جلالت یقین داریم اگر ما را وارد آتش جهنم کنی، شماتت دشمنان علی برای ما از سوزش آتش جهنم به مراتب سخت تر است.

یک تعبیری امام سجاد علیه السلام دارند؛ در دعای ابوحمزه ثمالی می‌گویند:

 لئن ادخلتنی النار لاخبرن اهل النار بحبی ایاک؛

خدایا اگر من را فردا در آتش جهنم  وارد کنی به همه می‌گویم من خدا را دوست داشتم.

بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 95، ص92.

 خدا ما این جمله را نمی‌توانیم بگوییم؛ این کار امام سجاد است، ولی قسم به عزت و جلالت، قسم به جان علی، اگر ما را به جهنم ببری، داد می‌زنیم ای مردم ما علی دوست بودیم، ما عشق علی داشتیم، ما محبت علی داشتیم، اگر این آبرو ریزی را قبول داری، ببر! قبول نداری دیگر خودت به کرم خودت، ما واگذار می‌کنیم به خودت!

مجری

مگر می‌شود خدای عزیز و بخشنده و مهربانی که این قدر مهربان است، این قدر رئوف است، همین آقای مهربان ما وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه‌السلام در شب اول قبر ما را تنها بگذارد؟ حتما این روایت را شنیده‌اید که وقتی انسان را در قبر می‌گذارند، نماز، روزه،جهاد و زکات هر کدام یک طرفی قرار می‌گیرند، اما آن چیزی که بالای سر هست و از همه بيشتر نورافشانی می‌کند و بقیه هم در واقع خودشان را کوچک می‌دانند در مقابل آن نور عظیم، نور ولایت هست که بالای سر مومن هست و آنجا خودنمایی می‌کند و مواظب است که اگر بقیه کم آوردند؛ اگر نماز کم آورد، اگر روزه کم آورد، اگر خمس و زکات و جهاد کم آورند، نور ولایت آن بالا هست، بالا سر میت هست و آنجا از او دفاع می‌کند و ما خدای عزیز را ممنونیم از این لطف و عنایت و همانطور که استاد هم فرمودند به آقایمان عرض می‌کنیم که آقا ما حاضریم همه عذابها را تحمل بکنیم اگر در پیشگاه خدا گناهکار باشیم؛ آن تنهایی قبر، آن عذاب های جهنم، اما نبودن تو را هرگز نمی‌توانیم تحمل بکنیم، جایی باشیم که دشمنان تو هستند یا امیرالمؤمنین!

نمی‌دانم چطور هست که وقتی کلمه یا علی مدد را می‌گوییم بعضی وقت‌ها دیدید که گاهی یک گرهی در زندگی‌مان می‌افتد، یک مشکلی پیش می‌آید، می‌گوید: یک یا علی مدد بگو کارت حل می‌شود مشکلت برطرف می‌شود. یا وقتی هم که می‌خواهیم از دوست، فامیل و آشنا خداحافظی کنیم، می‌گوییم: یا علی مدد و از مولا امیر‌مؤمنان علی علیه‌السلام مدد می‌گیریم در زندگی‌مان و مطمئن هم هستیم چون دست علی در دست خداست، حتما آقا کمک‌مان می‌کند و الحمد الله که تا الآن آقا کمک کارمان بوده و اگر یک وقتی هم همه سختی‌ها و مشکلات عالم به ما رو بکند، ما را غمی نیست، مهم این است که محبت مولا در دلمان هست، همین برایمان کافی است و از همه این عالم و آدم و هر آنچه که در دنیا هست برای ما ارزشش بیشتر است. ان‌شاءالله که خدا به حق همین آقا، به حق مولا امیرالمؤمنین علیه السلام، ما را از آن حضرت جدا نکند، چرا که روایت داریم که وقتی پیامبر دعا می‌کردند و حاجتی از خدا می‌خواستند، خدا را به حق علی قسم می‌دادند! ما هم خدا را قسم می‌دهیم به حق مولا امیر‌مؤمنان که لحظه‌ای و کمتر از لحظه‌ای ما از امیرالمؤمنین علیه‌السلام، از آقایمان، علی جدا نکند.

تماس بینندگان

مجری

سرکار خانم افشار نیا سلام!

بیننده

سلام علیکم!

مجری

فکر می‌کنم می‌خواهید احادیث را برای ما بخوانید، درست است؟

بله!

بسم الله الرحمن الرحیم

روایت اول: ابن عساکر متوفای 571، در کتاب تاریخ دمشق، ج 42، ص 449، می‌نویسد از ابوسعید نقل شده که ما به همراه تعدادی از مهاجرین و انصار در کنار خانه رسول الله بودیم، آن حضرت خارج شد و گفت: آیا به شما خبر دهم که چه کسی بهترین شماست؟ گفتیم: آری! فرمودند: بهترین شما کسی است که به عهد خود وفا کند و از بوی خوش استفاده کند، به راستی که خداوند انسانی را که در جایی مخفی نیز تقوا را رعایت می‌کند، دوست دارد. ابوسعید گفت: در همین زمان علی بن ابی طالب از آنجا گذشت، پس رسول خدا فرمودند:

 الحق مع ذا الحق مع ذا.

از لحاظ سندی هم این روایت هیچ اشکالی ندارد.

ابن حجر هیثمی بعد از نقل این روایت می‌گوید: این روایت را ابویعلی نیز نقل کرده و راویانش ثقه هستند؛

 مجمع الزوائد، ج 7،ص 235.

روایت دوم :

ابن عساکر در کتاب مدینه دمشق، ج 20، ص 361، می‌نویسد: معاویه پس از حج به مدینه آمد و در مجلسی نشست که در آن سعد بن ابی وقاص، عبدالله بن عمر و عبد الله بن عباس حضور داشتند؛ او رو به عبدالله بن عباس کرد و گفت: تو حق ما را از باطل دیگران تشخیص ندادی و علیه ما بودی نه با ما، در حالی که من پسر عموی کسی هستم که مظلوم کشته شد و من برای این کار شایسته تر از دیگران بودم! ابن عباس با اشاره به پسر عمر جواب داد: اگر این طور بود او از تو شایسته تر بود، چرا که پدر او قبل از پسر عموی تو کشته شد! معاویه گفت: این دو با هم مساوی نیستند؛ چرا که پدر او را مشرکان کشتند، اما پسر عموی من را مسلمانها! ابن عباس جواب داد: اینکه آنها مسلمان بودند، تازه خلافت را از تو دورتر می‌کند! پس معاویه رو به سعد کرد و گفت: تو کسی بودی که حق ما نشناختی نه با ما بودی نه علیه ما! سعد گفت: من دیدم دنیا تاریک شده بود، به شترم گفتم بخواب، شترم را خواباندم تا تاریکی از بین برود! معاویه گفت: من قرآن را خواندم اما در کتاب خدا کلمه اخ نخواندم! سعد در جواب گفت: حالا که قبول نمی‌کنی پس من از رسول خدا شنیدم که به علی علیه‌السلام می‌گفت:

 انت مع الحق والحق معک حیث ما دار.

معاویه گفت باید برای این حرفت شاهد بیاوری. سعد گفت: ام سلمه شهادت می‌دهد. پس همگی به پیش ام سلمه رفتند و گفتند: ابن سعد چیزی را از رسول الله نقل می‌کند ولی ما نشنیدیم که خطاب به حضرت علی فرموده باشد تو با حق هستی حق با توست هر کجا که باشی، ام سلمه گفت: پیامبر این مطلب را در خانه من به حضرت علی گفت.  از لحاظ سندی هم این روایت مشکلی ندارد.

ابن عساکر درباره استادش می‌نویسد: علی بن احمد بن منصور از فقهای مالکی و آگاه به علم نحو و زاهد بود. او مورد اعتماد و پرهیزکار بود. این مطلب در مدینه دمشق، ج 41، ص 237آمده است.

روایت سوم :

علی مع الحق و الحق مع علی حیث ما دار.

ابن عساکر در کتاب مدینه دمشق، ج 42، ص 449، این حدیث را نقل کرده رواتش هم ثقه هستند و روایت صحیح است.

روایت چهارم:

حاکم می‌نویسد از علی علیه السلام نقل شده که رسول الله فرمودند:

 اللهم ادر الحق مع علی.

در تصحیح این سند هم می‌گوید: سند این روایت بنابر شرائطی که مسلم قبول دارد صحیح است.

مستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 134.

روایت پنجم :

طبرانی به سند خودش از ام سلمه نقل می‌کند که گفتند:

 علی علی الحق من اتبعه اتبع الحق؛

 علی بر حق است و هر کس از او تبعیت کند از حق تبعیت کرده.

 و هر کس آن را رها کند حق را رها کرده و این عهد و تقدیر ثابت خداوند است.

معجم الکبیر، ج 23، ص 329، حدیث 758.

اما در آخر هم اجازه می‌خواهم تا یک مطلبی را از جرج جرداق نویسنده مسیحی از کتاب الامام علی صوت العدالة الانسانیة خدمتتان عرض کنم.

ایشان گفتند: ای جهان چه می‌شد اگر هر چه قدرت و قوه‌ای داری به کار می‌بردی و در هر عصری شخصیتی مانند علی با آن قلب و عقل و زبان و ذوالفقار به عالم می‌بخشیدی؟

مجری

اما بیننده بعدی ما محمد آقا از کرمان سلام به شما!

بیننده

سلام بر شما و همچنین بر آیت الله حسینی قزوینی!

من یک روایتی از یکی از کتابهای مشهور وهابیون در سایت عقیده که مورد تایید شبکه کلمه و نور هست پیدا کردم؛ قعقاع بن عمرو یکی از صحابه به ام المؤمنین خطاب کردند که شما مادری نامهربان هستید!

خلفای راشدین از خلافت تا شهادت، ص 307 و 308.

در این کتاب نوشته که وقتی که حضرت عایشه در  هودج خویش بوده، به قعقاع بن عمرو تمیمی‌گفت: یا قعقاع در اثناء جنگ شنیدم که یکی از سربازان کوفی خطاب به من گفت: ای مادر ای نامهربان ترین مادری که می‌شناسیم! معمولا مادران فرزندان خود را غذا می‌دهند و با آنان مهربانی می‌کنند می‌بینی که چه قهرمانانی به خون غلتیده‌اند و یا دست و بازوهای شان قطع شده است (منظور اینکه تو فرزندانت را به جای مراقبت به میدان جنگ آوردی)!

مجری

درست است ان‌شاءالله پاسخ این را در فرصت بعدی در خدمتتان هستیم.

آقای حاجیان بیننده بعدی، سلام علیکم!

بیننده

سلام علیکم و رحمة الله و سلام دارم خدمت حاج آقا قزوینی!

خواستم بگویم جانم فدای امیرالمؤمنین علیه السلام که سفارش می‌کند به امام حسن و امام حسین که با قاتل من این‌گونه رفتار کنید، بعد این وهابی‌ها می‌آیند به خاطر یک حرم بوسیدن، به خاطر یک توسل سر می برند، ظلم می‌کنند، خانه و کاشانه خراب می‌کنند، واقعا آدم بغض گلویش را می‌گیرد که به خاطر یک توسل کردن این اعمال شنیع را انجام می‌دهند! خواستم از آنها بپرسم آیا شما مطمئنید که امیرالمؤمنین علیه السلام خلیفه چهارم شما هست؟

مجری

خیلی لطف فرمودید.

آقای ابو محمد از چابهار از عزیزان اهل سنت، سلام به شما!

بیننده

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته به شما و استاد بزرگوار!

آیا اگر یکی از علمای اهل سنت می‌آمد آنجا می‌نشست خوب نبود؟

استاد حسینی قزوینی

ما که حرفی نداریم برادر من!

بیننده

آقای اسماعیلی من یک حرفی دارم نمی‌دانم شبکه‌های دیگر پخش کردند ولی از جناب استاد حسینی قزوینی شنیدم که می‌گوید عایشه پر و پایش تر است این حرفها چیست؟

استاد حسینی قزوینی

آقای ابو محمد برادر من من بارها این جا گفتم این آقایان حرف من را تقطیع کردند من گفتم آقای سید جعفر مرتضی در کتابش این را گفته و من هم هیچ اظهار نظری نمی‌کنم حرف اوست این آقایان آمدند ابتدای حرف من را حذف کردند آخر حرف من را حذف کردند آن وسط را آوردند الان فرض بفرمایید بنده می‌آیم اینجا می‌گویم مثلا آقای اسماعیلی بد است آقای ابو محمد خوب است، از آن طرف می‌آیند چکار می‌کنند این کلمه اسماعیلی را حذف می‌کنند می‌گویند استاد حسینی قزوینی گفت: آقای ابو محمد بد است! خوب امروز هر کاری را می‌شود با این ترفندهای فیلمسازی انجام داد. آن حرف من نیست، بارها هم اینجا من گفتم: از کس دیگری من نقل کردم.

مجری

اصلا همین امشب شما حاج آقا چندین مرتبه اسم عایشه را آوردید گفتید ام المومنین یعنی هر باری که آوردید باز هم کلمه ام المومنین را در کنارش آوردید.

استاد حسینی قزوینی

بله حتی من اینجا بارها گفتم ببینید هیچ عالم شیعه شما سراغ ندارید این را گفته باشد گفتم اگر کسی به عایشه نسبت ناروا بدهد این موجب ایذاء پیغمبر باشد لعنت خدا شامل حال او خواهد شد اگر مورد اهانت به پیغمبر باشد ارتداد آور است.

خوب چرا این را  از من نقل و پخش نمی‌کنند؟

بیننده

حاج آقا باشد من قبول دارم.

حرف دلم را می‌زنم؛ هر کسی به مقدسات اهل شیعه تهمت بزند، به مقدسات اهل سنت کوچکترین هم باشد، خدا لعنتش بکند! خدا او را در آن دنیا لعنت کند!

استاد حسینی قزوینی

الهی آمین ما که بارها گفتیم امروز اگر کسی کوچکترین جمله ای بگوید اهانت نه ؛ جمله ای بگوید اختلاف شیعه و سنی را توسعه بدهد، این در حقیقت به دشمنان خدا، به دشمنان پیغمبر، به دشمنان قرآن کمک کرده، در آن شک و شبهه ای نیست. چه آن کسی که بیاید به نام سنی به شیعه بخواهد توهین کند، این در خط کفر است! به نام شیعه بخواهد به سنی توهین کند این هم در خط کفر است!

مجری

آقای ابو محمد عزیز من یک سوال از شما بپرسم و دیگر خیلی مزاحمتان نشوم

شما به همین مقدار که به عایشه حساس هستید، ما الان وفات حضرت خدیجه ام المومنین را هم پشت سر گذاشتیم به همین مقدار هم به حضرت خدیجه سلام الله علیها حساسیت دارید یا خیر؟ 

بیننده

خدیجه هم مادر ماست مادر عایشه هم بوده چون اولین همسر پیغمبر خدیجه بوده عایشه که آن موقع نبوده عایشه که بچه‌ای بوده

مجری

احسنت به شما!

استاد من از شما خواهش می‌کنم که خلاصه‌ای از بحث امشب را بفرمایید.

استاد حسینی قزوینی

ما امشب عمده بحثمان را بردیم روی حدیث:

اللهم ادر الحق معه حیث دار؛

خدایا حق را گرداگرد علی بچرخان هر کجا که علی می‌رود.

 این را از مستدرک حاکم نیشابوری، ج 3 ،ص 134، نقل کردیم. بعد حدیث:

علی مع القرآن و القرآن مع علی

 را باز از مستدرک حاکم نیشابوری، ج 3 ،ص 134، نقل کردیم. بعد عبارتی را از آقای فخر رازی امام المشککین نقل کردیم از تفسیر فخر رازی، ج 1، ص 168، و از کتاب‌های دیگر هم نقل کردیم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در نمازها بسم الله را با صدای جهر قرائت می‌کرد و به تواتر هم ثابت شده که علی بن ابی طالب، بسم الله نماز را با جهر می‌خواندند و بعد از نقل این قضیه آقای فخر رازی می‌گوید:

 من اقتدی فی دینه بعلی بن ابی طالب فقد اهتدی؛

 هر کس در دینش به علی بن ابی طالب اقتدا کند قطعا به هدایت رسیده.

 و دلیلش هم این است؛ و الدلیل علیه؛ دلیل بر این،

دعای پیغمبر است که فرمود:

 اللهم ادر الحق مع علی حیث دار.

یعنی فخر رازی و دیگران هم یقین دارند که دعای پیغمبر در حق امیرالمؤمنین سلام الله علیه به اجابت رسیده و خلاصه بحث ما روی این دو تا روایت بود:

اللهم ادر الحق مع علی حیث دار، علی مع القرآن و القرآن مع علی

در رابطه با اهل حق سوال کرده بودند. من گفتم: در تمام فرق اسلامی و شیعی چه صوفی‌های شیعه باشد، چه صوفی‌های اهل سنت باشد، اگر اینها برنامه‌شان اخلاقا، عملا سیرا و سلوکا، روششان و اعمالشان با اهل بیت تطبیق کند، مورد تایید هستند، اگر تطبیق نکند مورد تایید نیستند.

در رابطه با اهل سنت من گفتم خود آقایان اهل سنت می‌گویند اگر چنانچه اینها که صوفی هستند اخلاق و رفتارشان با اخلاق صحابه و پیغمبر تطبیق کند قبول می‌کنند. این حرف من نبود گفتم نظر اهل سنت نسبت به صوفی‌های اهل سنت است. ما نزدیک 370 هزار سنی صوفی داریم؛ اگر چناچنه آنها بیایند یک همچنین حرفی بزنند، ارتباطی به کار ما ندارد، ما نسبت به شیعه اظهار نظر می‌کنیم، اهل سنت هم نسبت به خودشان.

مجری

اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم.

یا علی مدد خدا نگهدار!

 




Share
1 | میلاد | , ایران | ١١:٠٩ - ٠٧ شهریور ١٣٩٥ |
راجع به حدیث سفینه و اقربا صحبت کنید

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
حديث سفينه که اهل بیت به عنوان کشتی نجات معرفی شده اند، در منابع اهل سنت و شيعه به صورت تواتر نقل شده است
ابن حجر در  خصوص روايت سفينه گويد: وجاء من طرق عديدة يقوي بعضها بعضاً انما مثل أهل بيتي كمثل سفينة نوح من ركبها نجا، وفي رواية مسلم ومن تخلف عنها غرق وفي رواية هلك ...
با طرق عدیده نقل شده است که پیامبر (ص) فرمود مثل اهل بیت من مانند کشتی نوح است هر کس بر آن سوار شود نجات پیدا می کند  و در روایت مسلم نیز آمده است هر کس از آن تخلف کند غرق می شود
الصواعق المحرقة 2: 445
در مسند بزار آمده است:
حدثنا عمرو بن علي، والجراح بن مخلد، ومحمد بن معمر، واللفظ لعمرو، قالوا: نا مسلم بن إبراهيم، قال: نا الحسن بن أبي جعفر، عن علي بن زيد، عن سعيد بن المسيب، عن أبي ذر، رضي الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ": «مثل أهل بيتي كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجا، ومن تخلف عنها غرق، ومن قاتلنا في آخر الزمان كان كمن قاتل مع الدجال»
فضائل الصحابة لأحمد ابن حنبل  ج2  ص785
در شيعه نيز آمده است:
فأجابه عليه السلام بذكر حديث متواتر بين المسلمين فقال: «أ ما بلغك أن رسول الله صلى الله عليه و آله قال: إن مثل أهل بيتي في أمتي كمثل سفينة نوح‏ في قومه، من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق. و كمثل باب حطة في بني إسرائيل»؟
كتاب سليم بن قيس الهلالي ج‏1 ؛ ص61
در خصوص آیه ذوی القربی نیز باید بگوییم در منابع اهل سنت و شیعه نقل شده است  که درباره مودت به اهل بیت نازل شده است:
وفيما كتب إلينا محمد بن عبد الله بن سليمان الحضرمي يذكر ان حرب بن الحسن الطحان حدثهم قال نا حسين الأشقر عن قيس عن الأعمش عن سعيد بن جبير عن بن عباس قال لما نزلت قل لا اسألكم عليه اجرا الا المودة في القربى قالوا يا رسول الله من قرابتنا هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم قال علي وفاطمة وابناها عليهم السلام
فضائل الصحابة لابن حنبل  ج 2   ص 669
همچنین در منابع شیعه نیز آمده است: که مراد از ذوی القربی علی و فاطمه، و فرزندان آنها علیهم السلام می باشد که مودت آنها واجب است
أَحْمَدَ بْنِ عَمْرٍو الْهَمَدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْأَشْقَرِ قَالَ حَدَّثَنَا [قَيْسٌ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ‏] سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ‏ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي‏ الْقُرْبى‏ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ قَرَابَتُكَ الَّذِينَ افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْنَا مَوَدَّتَهُمْ قَالَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ وُلْدُهُمَا [وَ وُلْدُهَا] ثَلَاثَ مَرَّاتٍ يَقُولُهَا
 فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عِيسَى قَالَ حَدَّثَنَا حَرْبٌ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْأَشْقَرِ [عَنْ قَيْسٍ‏] عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ‏ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَنْ قَرَابَتُكَ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ يَجِبُ وُدُّنَا لَهُمْ قَالَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ [يَقُولُهَا] ثَلَاثا
تفسير فرات الكوفي ص390
البته آیه دیگری نیز وجود دارد که خداوند به پیامبر (ص) امر می کند که حق ذوی القربی که همان  فدک می باشد را به فاطمه علیها السلام بدهد لذا پیامبر (ص) نیز بعد از نرول آیه فدک را به دخترش بخشید
در مسند أبي يعلى چنين آمده است:
1409 قرأت على الحسين بن يزيد الطحان حدثنا سعيد بن خثيم عن فضيل عن عطية عن أبي سعيد الخدري قال لما نزلت هذه الآية ) وآت ذا القربى حقه ( الاسراء دعا النبي صلى الله عليه وسلم فاطمة وأعطاها فدك
مسند أبي يعلى، أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي الوفاة: 307 ، دار النشر : دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : حسين سليم أسد  ج 2   ص 534
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English