2024 June 16 - يکشنبه 27 خرداد 1403
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث ...» و بهانه ابوبكر براي غصب فدك
کد مطلب: ٦٣٤٣ تاریخ انتشار: ٢٤ فروردين ١٣٩٠ تعداد بازدید: 46500
مقالات » نقد خلافت خلفا
بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث ...» و بهانه ابوبكر براي غصب فدك

مخالفت اين حديث با قرآن و سنت، مخالفت اهل بيت و خلفا و صحابه و علماي اهل سنت با اين حديث

بررسي روايت «نحن معاشر الأنبياء لا نورث ...»

نگاه اجمالي به محتويات پاسخ

پاسخ تفصيلي

دو احتمال در توضيح و تركيب كلمه «ما » و كلمه «صدقه»

تركيب اول

تركيب دوم

برداشت اكثر اهل سنت از اين حديث

از ويژگي هاي پيامبر اسلام است

شامل تمامي پيامبران مي شود

نتيجه

نقد ديدگاه چهارم (تمام اموال پيامبران صدقه است)

فصل اول : مخالفت هاي حديث ابوبكر با قرآن

نگاهي كوتاه به مسأله نسخ در منابع اهل سنت

نتيجه بحث در باره نسخ

آيا حديث ابوبكر مي تواند آيات ارث را تخصيص بزند؟

چنين تخصيص ، منع قرآني دارد

آيا ارث حضرت زكريا و حضرت سليمان، ارث مالي است؟

2. مخالفت با ممنوعيت وصيّت مضّر در قرآن

3. مخالفت با دو دسته آيات در باب انفاق

فصل دوم :مخالفت هاي اين حديث با سنت نبوي

1. وصيّت پيامبر به بهره مندي همسران

2. نهي پيامبر (ص)ازوصيت بيش از ثلث

3. مال هر كس، به وارثان او مي رسد

فصل سوم: مخالفت هاي اهل بيت(ع) باحديث ابوبكر

مخالفت هاي حضرت زهراء (س) :

نگاهي گذرا به ماجراي فدك

1. فدك، ملك شخصي رسول خدا (ص)

2. فدك، ملك شخصي حضرت زهراء (س)

بطلان يك ادعاء

3. غصب فدك

4. مطالبه ي فدك به عنوان ملك شخصي

بطلان ادعايي ديگر

درخواست شاهد از حضرت زهرا(س)

شهادت دادن اميرمؤمنان (ع) :

5. مطالبه فدك به عنوان ميراث رسول خدا (ص)

استدلال سردمداران مبارزه با نشر حديث نبوي به حديث نبوي

مناظره حضرت زهرا با أبو بكر

بطلان ادعايي ديگر

خطبه حضرت زهرا(س)

جايگاه ابن أثير جزري در ميان اهل سنت :

بخش هاي منتخب از خطبه فدكيّه

مخالفت هاي امير مؤمنان (ع)با حديث ابوبكر

جايگاه آن حضرت(ع) در منابع اهل سنت :

1.همراهي حضرت زهرا (س) در مطالبه ي ارث

2.مطالبه مستقيم :

3. بيان مخالفت حديث ابوبكر با قرآن و اعتراف گرفتن از وي

4. دعوت ابوبكر به پايبندي به قرآن

5. درغگو وگنهكار و ظالم و خائن دانستن ابوبكر

7. برخورد عملي در مقابل ابوبكر

فصل چهارم: مخالفت برخي صحابه با حديث ابوبكر

الف) مخالفت هاي عموي پيامبر (ص)با اين حديث

ب: مخالفت ابن عباس با حديث ابوبكر

ج: مخالفت همسران پيامبر با حديث ابوبكر

فصل پنجم:مخالفت خلفاء و علماي اهل سنت

الف: مخالفت خود ابوبكربا اين حديث

ب: مخالفت عمر با اين حديث

ج: مخالفت عثمان با اين حديث

د: مخالفت معاويه با حديث ابوبكر

نكته مهم :

نظر ابن خراش در مورد حديث ابوبكر:

لينك فايل Pdf:

https://www.valiasr-aj.com/lib/nahno/nahno.pdf



Share
1 | سيد محمد رضا رضوي | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ٢٧ ارديبهشت ١٣٨٨ |
بسم الله الرحمن الرحيم *******انا لله و انا اليه راجعون*******انا لله و انا اليه راجعون*******انا لله و انا اليه راجعون *******انا لله و انا اليه راجعون******* آيت‌الله العظمي بهجت يكي از مراجع تقليد جهان تشيع،به ملكوت اعلي پيوست. به گزارش واحد مرکزي خبر ، حضرت آيت الله العظمي بهجت ساعت 15:10 دقيقه امروز يکشنبه به علت عارضه مغزي به بيمارستان حضرت ولي عصر قم منتقل شد که متاسفانه تلاش پزشکان براي احياي ايشان موثر واقع نشد. يکي از مسئولان بيمارستان حضرت ولي‌عصر قم اعلام کرد: ايشان به محض سکته مغزي به اين بيمارستان منتقل و در بخش ICU بستري شدند اما قبل از بستري دارفاني را وداع گفته بودند.
2 | سيدعلي | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ٢٩ ارديبهشت ١٣٨٨ |
خيلي ممنون من كه خيلي برايم قابل استفاده بود وجواب خيلي سوالهايم را بااين تحقيق جامع شما گرفتم اجر شما با آقا امام زمان عج
3 | راه علـي سعـادت | Iran - Marvdasht | ١٢:٠٠ - ٠٤ خرداد ١٣٨٨ |
لعنت برغاصـــــبان فــــــــدك وخلافــــــت
4 | ابو عبدالرحمن المالكي | Germany - Hamburg | ١٢:٠٠ - ٢١ خرداد ١٣٨٨ |
بسم الله والصلاه علي رسول الله سلام عليكم در كذب و بطلان ورعايت نكردن انصاف در همين مقاله همين بس كه شما اولا چشمهاي خود را بر احاديث صحيحه (لا نورث الانبياء ) بسته ايد تمام طرق اين حديث صحيح وثابت هست دوم اينكه در آخر آورديد كه اين حديث به دليل دروغ گوي مالك بن اوس باطل هست . حالا ببينيم مالك بن اوس الحدثان كيست؟ مالك بن أوس بن الحَدَثان ثقة جليل من كبار التابعين المخضرمين. روى عن عمر، وعثمان، وعلي، وطلحة، والزبير، وسعد بن أبي وقاص، وعبد الرحمان بن عوف، وغيرهم، رضي الله عنهم) (روى عنه جمعٌ منهم محمد بن المنكدر، والزهري، وعكرمة بن خالد، ومحمد بن عمرو بن عطاء. وكان من العلماء الأثبات، ومن فصحاء العرب. شهد فتح بيت المقدس. توفي سنة اثنتين وتسعين، رحمه الله تعالى). ـــــــ پس اولا ايشان ثقه هستند دوما از كبار صحابه روايت كردند واز خود ايشان هم حديث شنيده شده دوما فقط اين حديث از طريق مالك بن اوس روايت نشده بلكه از طرق ديگرهم با اسناد صحيح وارد شده است پس عوام فريبي براي چه؟ ــــــــــــــ جناب قزويني فكر نكنيد مردم نمي فهمند هنوز يادم هست كه در برنامه المستقله سخن شهرستاني را كه در كتاب الملل سخن بعضي از اهل رفض را نقد مي كند در مورد شهادت بدروغ سيده فاطمه شما همان را مدرك اورده بوديد كه اي ايها الناس در كتب اهل سنت هم شهادت فاطمه ثابت شده كه شيخ حسن الحسيني خيلي خوب به شما تذكر دادند پس اين روش را ادامه نديد . دوم اينكه حتي در كتب خودتان هم انبياء ارث نمي گذارند ملاحضه بفرمايييد (أن عليا يرث من النبي الكتاب والسنة وليس ملكا ولا غيره. وأسند الصدوق إلى عبد الله بن أوفى قوله «آخى رسول الله بين أصحابه وترك عليا فقال له: آخيتَ بين أصحابك وتركتني؟ فقال: والذي نفسي بيده ما أبقيتك إلا لنفسي، أنت أخي ووصيي ووارثي. قال: وما أرث منك يا رسول الله؟ قال: ما أورث النبيون قبلي: كتاب ربهم وسنة نبيهم» (الأمالي للصدوق346 تفسير الميزان8/117 للطباطبائي كتاب الأربعين للماحوزي ص236).

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- ظاهرا شما اصلا مقاله را نخوانده ايد ؛ اشكالات ما به اين روايت ، اصلا اشكال سندي نيست ؛ بلكه اشكال دلالي است ؛ و آنهم با نقل نظر محدثين اهل سنت . يعني حتي اگر روايت هزار سند صحيح هم داشته باشد ، وقتي نتواند مدعاي شما را ثابت كند ، چه فايده اي دارد ؟!
2- آنچه در مورد مالك بن اوس نقل شده است ، از ابن خراش از علماي اهل سنت است . ما در مورد او نظري نداديم ، و البته اين تضعيف روايت را به عنوان يك مويد و نه دليل براي بحث مطرح كرديم
3- آنچه در مورد شهرستاني مطرح كرديد ، هنوز هم در بخش مناظرات سايت موجود است ، مي توانيد متن كلام جناب دكتر قزويني و ادعاي مناظره كنندگان سني را با هم قياس كنيد .
4- علاوه بر اين در مورد كلام شهرستاني به نقل از نظام تحقيق مفصلي بر روي سايت موجود است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=141
4- روايتي را كه در آخر مطرح كرده ايد ، حتي خود هم ملاحظه نفرموديد كه آيا ربطي به بحث ما دارد يا خير ؛ اين روايت به ارث بردن امير مومنان مربوط است و نه فاطمه زهرا ؛ بر فرض كه شما ثابت كرديد كه امير مومنان ارث مادي از پيامبر نمي برند و نبرده اند ، آيا اين ربطي به ماجراي فدك و ارث نبردن فاطمه زهرا سلام الله عليها دارد ؟!
بهتر است قبل از ارسال نظر كمي بيشتر دقت كنيد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |دقت کنید|Iran - Tehran |٢٢:٥٥ - ٢٠ خرداد ١٣٩٤ |
0
 
0
سلام. ارث نبردن حضرت علی(ع) ربطی به حضرت صدیقه طاهره(س) ندارد؛ چرا که از لحاظ مالی ربطی نداشت که امیرالمومنین(ع) از پیامبر خدا (ص) ارث ببرد ولی حضرت صدیقه طاهره(س) ، دختر رسول خدا(ص) بود و به عنوان فرزند از ایشان ارث می برد!!

لطفا دقت کنید و مغلطه نکنید!...

التماس دعا
5 | Nasim | United Kingdom - Bristol | ١٢:٠٠ - ٠٨ تير ١٣٨٨ |
خيلي جالب بود ، لذت بردم ، اينجا هم سر بزنيد : ؟؟؟؟؟
6 | مسعود عقيلي | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ١٢ تير ١٣٨٨ |
به نام خدا با سلام خدمت برادران سني چند عرض داشتم، ما شيعها هر چه مي شنويم يا مي خوانيم اگر مخالف قران باشد مي خواهد از طرف هر که باشد ان را رد مي کنيم. وهميشه علماي ما به گفتند؛(( هر کتابي را که مي خواهيد مطالعه کنيد وهر اشکالي که مي خواهيد در مورد مذهب شيعه بياوريد تا ما با دلايل قراني ان را براي شما واضح و روشن کنيم)) . حالا من مي خواهم چند سوال از برادران سني خود بکنم که اميدوارم جوابشان را از عالمانشان با دليل و منطق بگيرند 1- اگر حديثي که ابوبکر از پيامبر (ص) نقل کرده درست باشد مستلزم رد کردن چند چيز است، اولا خداوند مي فرمايد (انه لا ينطق عن الهوا ان هو الا وحي يوحي) يعني هر چه که پيامبر(ص) مي فرمايد وحي خداوند است. پس وقتي پيامبر (ص) مي فرمايد (ان الله يغضب لغضب فاطمه ) وحي است از طرف خداوند.ايا خداوند نعوذ بالله نمي دانستند که حضرت فاطمه (س) پس از مرگ پدر از سنت پدر بر مگردنند و مي خواهند که بيت المال مسلين را را به مصرف شخصي خود برسانند.ثانيا خداوند مي فرمايد ( و کل شي احصيناه في امام مبين ) يعني علم اولين و اخرين نزد پيامبر (ص) است. پس بين اين دو را چطور جمع مي کنيد که باهم در تعارض هستند. 2 - اگر اين حديث صحيح است پس چرا عثمان فدک را به مروان بن حکم داد، شايد اسلام به وسيله مروان پا برجا مانده که اين لياقت را داشته ولي دختر پيامبر(ص) اين لياقت را ندارند 3- در اين مناظره بين حضرت زهرا (س) و ابوبکر يا دختر پيامبر (ص) دروغ مي گويند يا ابوبکر، دختري که خداوند در مورد او فرموده (ان اعطيناک الکوثر . فصل لربک وانحر) واگر دختر پيامبر (ص) دروغ مي گويند جواب انها درمورد حديثي که پيامبر (ص) در مورد حضرت (س) ذکر کردند که در سوال اولي امد چيست 4- خداوند در اخرين ايه سوره کهف مي فرمايد ( قل انما انا بشر مثلکم يوحي الي ....) اين ايه بصراحت اعلام مي کند که پيامبر(ص) همانند هر انسان ديگر است .پس چطور همه انسانها ورثه دارند الا پيامبر(ص) 5- هر انسان عاقلي هيچوقت حاضر نيست که بعد از مرگش بچه هاش دست گدايي دراز کنند و چشم به کمک ديگران بدوزند. طبق اين حديث فرزندان پيامبران بعد از مرگ پدرشان بايد چکار کنند و از کجا امرار معاش کنند، اگر انقدر کوچک باشند که نتوانند کار بکنند ايا هر عقل سالمي اين را مي پذيرد که انها بدون پشتوانه باشند، يا اينکه پيامبران راضي هستند که فرزندانشان بعد از مرگشان دست گدايي دراز کنند .و صدها سوال ديگر مي توان کرد که مشخص مي کند اين حديث ساختگي است و صحت ندارد
7 | بنده | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ٣٠ تير ١٣٨٨ |
با سلام.در اين كه فدك را سه خليفه قبلي با توجه به حديث به قول شما جعلي به وراث ندادند بحثي نيست.يك سوال پيش مي آيد آيا موقع خلافت حضرت علي ع آيا ايشان دارايي هاي پيامبر ص را به وارثين ايشان يعني ما بين عباس و همسران پيامبر نظير عايشه تقسيم كرد و تحويل ايشان دادند و يا شيوه و روش سه خليفه قبلي را ادامه دادند؟البته من جواب اين سوال را ميدانم پس بدون مغلطه فقط بگوئيد آري يا خير؟تا ديگران نيز بدانند

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در مورد اينكه چرا امير مومنان فدك را به ورثه فاطمه زهرا سلام الله عليها بازنگرداند ، پاسخ هاي بسيار داده شده است ، يكي از پاسخ ها ، فرمايش گرانبهاي خود امير مومنان در مورد بدعت‌هاي خلفا است ، كه وقتي خواستند ، بدعت‌هاي ديني آنها را بازگردانند ، مردم شمشير كشيدند و فرياد واسنة عمراه سر دادند ! واي به حال اينكه اموالي را كه به ناحق به دست ديگران داده بود ، از آنان باز مي‌ستاند و به فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها مي‌داد !
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=614
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
8 | مجيد م علي | United Arab Emirates - Dubai | ١٢:٠٠ - ٣١ تير ١٣٨٨ |
با سلام جناب "بنده" چه مذهب زيبائي داري كه با اري يا خير قانع ميشويد . ما كه هميشه از علما خودموم مي پرسيم " قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين "؟ حالا تو بگو اين روش صحيحه " يا اري و خير يا با برهان جواب بده؟ أخبرنا علي بن المنذر الكوفي قال حدثنا ابن الفضيل قال حدثنا الأجلح عن عبد الله بن أبي الهذيل عن علي قال ما أعرف أحدا من هذه الأمة عبد الله بعد نبيها غيري عبدت الله قبل أن يعبده أحد من هذه الأمة بسبع سنين. خصائص أمير المؤمنين علي بن أبي طالب حمد بن شعيب النسائي أبو عبد الرحمن يا علي
9 | مجيد م علي | United Arab Emirates - Dubai | ١٢:٠٠ - ٠١ مرداد ١٣٨٨ |
با سلام
جناب بنده تقصير شما نيست اين دوزاري علماي شماست كه كجه و نمي افتد و وادار ميكنه كه شما مثل طوطي هي سوالات خودتون تكرار كنيد و هي ما جواب بدهيم , اين هم يكبار ديگه اونم با زباني ساده و ملايم :
اولاً اين خلافتي رو كه هي شما حرفشو ميرنيد براي حضرت علي ( ع ) به اندازه يك لنكه كفش كهنه و وصله خورده اهميت نداره نه فقط خلافت خودش بلكه او 25 سال او سه تاي اولي بگذاز روش مگر اينكه حقي برقرار شود "خطبه 33 امام (عليه السلام) هنگام رهسپار شدن براى جنگ با بصريان ايراد نمود
عبد الله بن عباس مى‏گويد در «ذى قار» به امير المؤمنين (عليه السلام) وارد شدم او مشغول پينه زدن نعلين خود بود. از من سؤال كرد قيمت اين نعلين چقدر است عرض كردم قيمتى ندارد. فرمود: به خدا سوگند اين كفش نزد من از فرمانروايى بر شما محبوبتر است مگر آنكه حقّى را بر پا سازم يا باطلى را بر اندازم ,,,,,,,,,,,,,,,,,,, "
يا خطبه شقشقيه كه امام( ع ) هم از مقام خود صحبت مبكند هم مبگويند كه : سوگند به پروردگارى كه دانه گياه را در خاك شكافت و انسان را بيافريد. اگر آن جمعيت زياد حضور نمى‏يافتند و وجود جمعى يارى كننده نبود كه حجت بر من تمام گردد و نبود پيمانى كه خداوند تبارك و تعالى از علماء و دانشمندان گرفته تا راضى نشوند بر سيرى ظالم و گرسنه ماندن مظلوم، هر آينه رشته شتر خلافت را بر كوهانش مى‏انداختم و پايانش را چون اولش فرض مى‏كردم و از خلافت كناره مى‏گرفتم. آن وقت شما مى فهميديد كه اين دنياى شما نزد من از آب بينى بزى كم ارزشتر است....

اما امامت ايشون از طرف خدا بود مبلغ اونهم حضرت نبي ( ص ) بود يعني يك هزارم ثانيه اش بتمامي سالهاي خلافت اون سه تا اولي تا سومي ميارزيد .
حالا برايت شرح ميدم چرا .
خلافت اولي با يك شوراي بسيار كوچيك در سقيفه برگزار شد اون دوميتون خودشون اماده كرده بود كه بحساب اولين خليفه بشه كه اولي يك كلاه خيلي كنده سر دومي گذاشت خودشو كرد اول , دومي هم نامردي نكرد اولي را مسموم كرد بعد يك وصيت نامه قلابي از اولي بقلم سومي نوشتند كه اولي همانطور هي از حال ميرفت هي بحال مي امد نوشتند كه دومي خليفه بشه , البته بشرطها و شروطها . فبل از اينكه جناب ملك الموت سراغ ايشون بياد يك شوراي في طرف ( بله في طرف ) بپاس خدامات سومي به دومي درست كردنند كه سومي خليفه بشه مگر اينكه حضرت علي( ع ) اعمال و كردار اولي و دومي مورد تائبد قرار بده وليكن هيهات كسي كه حاضر نيست براي حكومت بر تمامي مردم و ثروت تمامي زمين پوسته دانه جو را از موري بگيرد چطور بياد اعمال ناشايست اولي و دومي راتائيد كنه يا نعوذ بالله يك دروغ كوچلو بگه.سومي هم فكر ميكرد كه اون مكارهايي كه بر سر سفره خلافتش سور چراني ميكنند به ياريش بيايند و هنوز چندسالي مانده تا ملك الموت پاي پايان خدمتش را امضاء كنه , براي اين بود كه نه وصيتي كرد نه جانشيني انتخاب كرد . اين بود كه اين دفعه انتخاب با مردم عامه بود كه حضرت علي را اين امام همام و ولي خدا و وصي نبي ( ص ) امام حق را براي خلافت انتخاب كردنند و انكه اول امام اين درخواست را رد كردند به اين دليل بود كه بي ارزش بودن اين خلافت نسبت به امامت خدادي ايشان را نشان دهد اما كو چشم بينا و گوش شنوا .
ثانيا فدك ارثيه نبود ,فدك پاداش حضرت احديت به حضرت فاطمه ( س ) انهم بواسطه خدمات حضرت خديجه سلام الله عليها بود .
"وَآتِ" أَعْطِ "ذَا الْقُرْبَى" الْقَرَابَة "حَقّه" مِنْ الْبِرّ وَالصِّلَة "وَلَا تُبَذِّر تَبْذِيرًا"
و حقّ نزديكان را بپرداز، و [همچنين حق‏] مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن‏، سوره الاسراء «26»
و انكساني كه با ان مخالفت كردند با حق تعالي مخالفت كردنند و به پيغمبر ( ص ) دروغ بستند .
اما چرا حضرت امام سعي در پس گرفتن فدك نكرد , براي اينكه وضع امت و حكومت اسلامي كه ارثيه اون اولي و دومي و سومي بود اينقدر خراب بود كه حد ندارد . مگر نه اينكه مشهور است كه امام ميخواست اين بدعت دومي را كه نماز تراويح بود درست كند و كاري كند كه اين اعمال امت اسلامي درست باشد و مورد قبول خداوند متعال واقع شود , فرباد براوردند «وا عمراه، وا عمراه» ببين چي شده بود كه بدعت دومي را به سنت حضرت محمد ترجيح ميدادند ولي وقتي كه دومي اين بدعت را مرسوم كرد كسي نگفت «وا محمدا، وا محمدا».
يا اينكه ان دو نفري كه طالب حكومت بصره و كوفه بودند دختر اولي را كه طبق ايات قراني ميبايست در خانه خودش باشه بر يك شتر سرخ مو اينطرف ان طرف بردنند در حالي كه زنهاي خودشان را در خانه هايشان گذارده بودند بخاطر خوني كه خودشان ريخته بودند به جنگ علي ( ع ) امدند .
و دهها يا صدها مورد مثل اين كه مثل خوره بجان اسلام عزيز افتاده بودند , حضرت بخواهد فدك را پس بگيرد ؟؟؟
تازه ان موقعي كه فدك در اختيار حضرت فاطمه ( س ) بود تمامي عايديش را بين فقرا تقسيم ميكردند, پس اگر حضرت هم انرا پس ميگرفت نه بخاطر درامدش بود بلكه بخاطر اين بود كه از عايديش بفقرا كمك كند .كه خود ايشان صاحب باغي هستند بي نظير ( روايت اخر را بخوان تا ببيني ).
ثالثاً شمشير حضرت علي فقط براي رضايت حضرت حق تعالي از نيام بيرون كشيده ميشد .
حالا واسه اينكه بجاي استفاده از دوزاري كج از برهان استفاده كني اين روايت زير را بخوان :
بـا پـيـامبر خدا(ص ) در يكى از كوچه هاى مدينه قدم مى زديم . در طول مسيربه بستان سرسبزى برخورديم , به آن حضرت عرض كردم : عجب باغ زيبايى است ؟
! فرمود: آرى , زيباست , ولى باغ تو در بهشت , زيباتر خواهدبود.
(از آنجا گذشتيم ) به باغ ديگرى رسيديم . باز گفتم : عجب باغ زيبايى است ؟
! فرمود: بله زيباست , اما باغ تو در بهشت زيباتر است .
بـه هـمـيـن ترتيب با هفت باغ مواجه شديم وهربار گفتگوى بالا بين من ورسول خدا(ص ) تكرار مى شد, در پايان راه ناگهان رسول خدا(ص )دست در گردنم انداخت -ودر حالى كه مرا به سينه خود مى فشرد - به گريه افتاد وفرمود: پدرم به فداى آن شهيد تنها.
پرسيدم : اى فرستاده خدا! گريه براى چيست ؟
فـرمـود: از حـقـد وكـيـنه هاى مردمى كه در سينه ها نهان كرده وآنها را پس از من آشكار سازند: كـيـنـه هـايى كه ريشه در بدر و احد دارد وميراث از آن برده است آنها خونهاى ريخته شده در احد را از تو طلب مى كنند.
پرسيدم : آيا در آن روز دينم سلامت خواهد بود؟
فرمود: آرى سـپس فرمود: مژده باد بر تو: مرگ وحيات تو با من است (يعنى در دنياوآخرت با من خواهى بود).
تـو بـرادر مـن و وصـى وبرگزيده من ونيز وزير ووارث من خواهى بود آنكه قرضهايم ادا كند وبر وعده هايم جامه عمل پوشاند, تو هستى .
عـلى ! تو ذمه ام را برى سازى وامانتم را رد نمايى وبر سنت من , با ناكثين وقاسطين ومارقين پيكار نمايى .
نسبت تو با من , همچون هارون با موسى (ع ) است .
تو مانند هارون در ميان امت من هستى : قومش او را ضعيف شمردند ودرانديشه كشتنش برآمدند.
بر ظلمى كه از قريش بينى , شكيبا باش وبرهمدستى آنها عليه خود, صبور باش ....
قـال عـلـى بـن ابـى طالب (ع ): كنت امشى مع رسول اللّه (ص ) فى بعض طرق المدينة فاتينا على حديقة . فقلت : يا رسول اللّه ! ما احسنها من حديقة ! قال (ص ) ما احسنهاولك فى الجنة احسن منها, ثم اءتينا على حديقة اخرى فقلت : يا رسول اللّه ! ما احسنهامن حديقة قال ما احسنها ولك فى الجنة احـسـن مـنها حتى اتينا على سبع حدائق اقول يا رسول اللّه (ص ) ما احسنها ويقول : لك فى الجنة احسن منها, فلما خلا له الطريق اعتنقنى ثم اجهش باكيا وقال : بابى الوحيد الشهيد.
فقلت يا رسول اللّه ما يبكيك ؟
فقال : ضغائن فى صدور اقوام لا يبدونها لك الا من بعدى احقاد بدر وترات احد.
قلت : فى سلامة من دينى ؟
قـال : فـى سـلامـة من دينك فابشر يا على ! فان حياتك وموتك معى وانت اخى وانت وصيى وانت صـفـيـى و وزيـرى و وارثى والمؤدى عنى وانت تقضى دينى وتنجز عداتى عنى وانت تبرئ ذمتى وتـؤدى امـانـتـى وتـقاتل على سنتى الناكثين من امتى والقاسطين والمارقين وانت منى بمنزلة هـارون مـن موسى ولك بهارون اسوة حسنة اذ استضعفه قومه وكادوا يقتلونه فاصبر لظلم قريش اياك وتظاهرهم عليك .... (كـشـف الـغـمه , ج 1, ص 96 به نقل از مناقب خوارزمى , فضائل الخمسه , ج 3 به نقل از تاريخ بغداد وكنز العمال (به اختصار), بحار, ج 28, ص 54, كتاب سليم بن قيس , ص 65.))

حالا فردا نري يك اسم جديدي روي خود بگذار همين سوالات را تكرار كني همين بنده خوبه .

يا علي



10 | بنده | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ٠١ مرداد ١٣٨٨ |
مگر نه اينست كه حضرت علي (ع)نمي خواست خلافت را قبول كند ولي با پافشاري مردم قبول ميكند.حال اگر اين مردم به كسي كه با ايشان بيعت كرده اند شمشير ميكشندومگر علي ع من وشماست كه از شميشر بترسند.وپا روي حق كه شما مي گوئيدهست(فدك)بگذارند.آيا در دوره حضرت علي ع جنگ و شمشير كشي نشده است.كه با ترس و ملاحظه آن,حق آل بيت حضرت رسول را ندهند اثبات اين موضوع كه شما گفته ايد كه حضرتش از روي ترس يا ملاحظه حق را به حقدار نداده ظلم به ايشان نيست.آيا اين ظلم به حضرت زهرا (س)نيست كه ايشان را در حد يك ارث طلب پائين مي آورند.در حاليكه همسران حضرت رسول هيچ يك ارث خواهي نداشته اند.آيا شما فكر مي كنيد اگر چنين مسئله اي هم اگر بود.آيا ايشان بدان اعتراض مي كرد وسهم خواهي مي كرد.آيا راجع به بندگان بزرگ خدا زيادي كوچك فكر نكرده ايد.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
حضرت به خاطر ضرورت دست از بسياري از مطالب برداشتند ، تا اصل حكومت اسلامي پا برجا بماند ؛ همانطور كه در زمان ابوبكر و عمر از خلافت خويش دست كشيدند .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
11 | مجيد م علي | United Arab Emirates - Dubai | ١٢:٠٠ - ١٢ مرداد ١٣٨٨ |
با سلام پس ميتوان من بعد كسي را كه اموال حضرت فاطمه الزهرا ( س ) را غصب كرد لعنت كرد . دو سال مالكيت بر فدك را نديدند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لعنت الله و رسول الله علي يا غاصب اموال فاطمه الزهرا( س ) يا علي
12 | وهابي | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ١٢ مرداد ١٣٨٨ |
يا الله يك بررسي مجمل از داستاني به نام فدك: اول درخواست فاطمه :اعطني فدك فقد جعلها رسول الله صلى الله عليه وسلم لي ... در توضيح اين درخواست: 1- فدك چه غنيمت باشد يا في سهم چند گروه است نه يك گروه يا يك نفر و اين گروهها در قرآن نامبرده شده بنابراين عنوان كردن فدك بوسيله فاطمه يعني تمام فدك و باطل كردن سهم صاحبان آن . 2- غنيمت و في هر چه و هر مقدار بوده رسول الله به امر الله تعالي در زمان حيات خود ميان آن گروهها تقسيم نموده است و چيزي از آن نمانده براي تقسيم مجدد بنابراين جمله فقد جعلها رسول الله لي كاربردي ندارد. 3- ابوبكر چيزي از فاطمه غصب نكرده است چون فاطمه ميگويد : اعطني يعني به من بده و نگفته به من بازگردان پس فاطمه چيزي از ابوبكر خواسته كه ابوبكر به عنوان اولي الامر بر آن حق نظارت و تقسيم كردن داشته است 4- اگر منظور فاطمه تقسيم ميراثي از پيامبر بوده ( مثلا سهمي از فدك قبلا به پيامبر رسيده ) اين تقسيم در حضور جمع ذوي القربي از كسان پيامبر انجام ميشود نه ولي امر مسلمين ابوبكر 5- اگر رسول الله اختصاصا سهمي از قبل براي فاطمه در نظر گرفته و شامل دختران ؛ همسران و ساير ذوي القرباي پيامبر نميشود مطابق امر الهي بايد قبل از وفات وصيت كند و اين وصيت در حضور همان جمع ذوي القربي يعني كسان پيامبر انجام ميشود و اينكه چرا بجز علي كسي از آن جمع براي شهادت دادن پيدا نيست جاي تامل است و به همين دليل ابوبكر حق داشته شاهد ديگري طلب كند ؛ پيامبر اولين عمل كننده به رسالت الهي و اسوه مومنان است و اگر ميراثي مختص فاطمه در نظر ميگرفت در جمع كسان خود وصيت ميكرد و اهل بيت و اولي القرباي پيامبر حتما تماما شهادت ميدادند. 6- از مجموع اين بررسي معلوم ميشود كسي كه داستان را ساخته به قرآن وارد نبوده و قصد ذليل كردن فاطمه و قلدر نشان دادن ابوبكر را داشته و از در خواست فاطمه معلوم ميشود فاطمه نه سهم غنيمت يا في را خواسته است نه ميراث پيامبر را بلكه صدقه طلب كرده و اتفاقا تقسيم صدقات چون امري دائمي است كه هميشه از اموال مومنان در طول زمان گرفته ميشود درخواست فاطمه در چنين حالتي صحيح بوده و تنها اشكال آن اين است كه اگرفاطمه منتظر ميماند تا ابوبكر خود و عاملان تقسيم هنگام تقسيم صدقات آن را در اختيار او و خانواده اش قرار ميدادند از نظر قرآن اولي تر بود ولي اينجا نكته اي هست و آن نگراني فاطمه بعد از وفات پيامبر و جانشين شدن فرد ديگري به جاي ايشان است ؛ در اين نگراني و طلب صدقه كردن يك نوع حركت ذليلانه ي طلب مال كردن براي فاطمه و عدم اعتماد به ابوبكر به عنوان جانشين پدرش مستتر است كه تمام اينها از ساحت فاطمه كه پرورش يافته الله تعالي در منزل وحي است بعيد و بدور است و بنده فاطمه زهراء رضي الله عنها را نه تنها از طلب غنيمت كه از طلب ميراث و طلب صدقه مبرا ميدانم . در مورد جواب ابوبكر انشاء الله بعدا توضيح ميدهم.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- نوشته‌ايد « فدك چه غنيمت باشد يا في سهم چند گروه است نه يك گروه يا يك نفر و اين گروهها در قرآن نامبرده شده بنابراين عنوان كردن فدك بوسيله فاطمه يعني تمام فدك و باطل كردن سهم صاحبان آن»
فدك جزيي از مجموعه غنايم بود كه طبق آيه قرآن و اعتراف شما ، بايد بين گروه هاي مختلف تقسيم مي‌شد ، كه يكي از سهم ها ، ذوي القربي و ديگري براي خود پيامبر است ؛ ممكن است فدك از سهم ذوي القربي باشد و مي‌تواند از سهم شخصي رسول خدا كه به فاطمه زهرا سلام الله عليها بخشيده است .
2- فرموده‌ايد «غنيمت و في هر چه و هر مقدار بوده رسول الله به امر الله تعالي در زمان حيات خود ميان آن گروهها تقسيم نموده است و چيزي از آن نمانده براي تقسيم مجدد بنابراين جمله فقد جعلها رسول الله لي كاربردي ندارد»
به هر صورت فاطمه زهرا سلام الله عليها اين جمله را فرموده‌اند ؛ حال مقصود چيست ؟
قطعا رسول خدا فدك را در زمان حيات خويش ‌، ملك فاطمه قرار دادند «جعلها لي» بنا بر با اين كلام شيعه كه مي‌گويد پيامبر فدك را به فاطمه بخشيدند ، موافقت دارد .
3- فرموده‌ايد «ابوبكر چيزي از فاطمه غصب نكرده است چون فاطمه ميگويد : اعطني يعني به من بده و نگفته به من بازگردان پس فاطمه چيزي از ابوبكر خواسته كه ابوبكر به عنوان اولي الامر بر آن حق نظارت و تقسيم كردن داشته است»
اگر كسي به غاصب حق بگويد «حق من را به من بده» اشتباه گفته است ؟!
4- فرموده‌ايد «اگر منظور فاطمه تقسيم ميراثي از پيامبر بوده ( مثلا سهمي از فدك قبلا به پيامبر رسيده ) اين تقسيم در حضور جمع ذوي القربي از كسان پيامبر انجام ميشود نه ولي امر مسلمين ابوبكر»
قطعا منظور فاطمه زهرا تقسيم ارث نبوده‌است !
يا برگرداندن ارثي است كه ابوبكر آن را غصب كرده است ، يا برگرداندن ملكي كه ابوبكر آن را غصب نموده .
5- ادعا كرده ايد «اگر رسول الله اختصاصا سهمي از قبل براي فاطمه در نظر گرفته و شامل دختران ؛ همسران و ساير ذوي القرباي پيامبر نميشود مطابق امر الهي بايد قبل از وفات وصيت كند و اين وصيت در حضور همان جمع ذوي القربي يعني كسان پيامبر انجام ميشود و اينكه چرا بجز علي كسي از آن جمع براي شهادت دادن پيدا نيست جاي تامل است و به همين دليل ابوبكر حق داشته شاهد ديگري طلب كند ؛ پيامبر اولين عمل كننده به رسالت الهي و اسوه مومنان است و اگر ميراثي مختص فاطمه در نظر ميگرفت در جمع كسان خود وصيت ميكرد و اهل بيت و اولي القرباي پيامبر حتما تماما شهادت ميدادند»
در همين مقاله ، جداي از شهادت امير مومنان ، شهادت چند نفر ديگر نيز ذكر شده است ؛ جداي از اينكه روش ابوبكر در قبول شهادت شاهد واحد از صحابه ، و يا حتي بدون شاهد از صحابه ، دركتب معتبر اهل سنت آمده است !
البته خوب است كه شما شهادت امير مومنان را قبول كرده‌ايد ! آيا به نظر شما ايشان به دروغ شهادت داده اند ؟
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
13 | وهابي | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ١٤ مرداد ١٣٨٨ |
اگركسي تصور كند جمله اي كه از زبان فاطمه نقل شده يك درخواست واقعي ؛ طلبكارانه و حق به جانب است متاسفانه آن جمله با قرآن ضديت كامل دارد چون: 1- همانطور كه قبلا نوشتم بنا به قرآن تمام فدك چه غنيمت باشد يا في براي ذوي القربي نيست بلكه متعلق به گروههائي است كه الله تعالي مشخص فرموده از ذي القربي و يتيمان و مساكين و ابن السبيل (سوره انفال آِيه 41 و سوره حشر آيه 7 ) بنابراين پيامبر نميتوانسته و چنين حقي از طرف الله رب العالمين نداشته كه فدك به عنوان في ء يا هر غنيمت ديگري را يكجا به فاطمه يا غير فاطمه از دختر يا همسر يا اصحاب يا مومنان ببخشد يا حتي آن را براي خود بردارد و يا بعدها آن را يكجا براي كسي از كسان خود يا غير كسان و خويشاندان خود در آينده وصيت كند. 2- در ثاني منظور از ذي القربي در اين آيات چون ضمير ( ك) ندارد كه آن را به پيامبر اختصاص دهد بنابراين تنها اختصاص به نزديكان پيامبر ندارد فلذا ذي القربي شامل تمامي نزديكان از جمله نزديكان پيامبر و خويشان و نزديكان مجاهدان و همچنين مسلمانان مومني ميباشد كه از لحاظ ايماني يار و ياور و همراه پيامبر و مجاهدان در پشت جبهه بوده اند 4- بعد از قتال يا ترك قريه توسط كفار تمام آنچه از غنيمت يا في بجا ميماند به امر الله تعالي و توسط پيامبر ميان گروههاي بر شمرده در قرآن تقسيم ميشود وچيزي از آن براي تقسيم مجدد باقي نميماند بخصوص في كه فدك هم في ء بشمار ميرود در آيه 8- انفال دقيقا دليل آن بيان شده كه ميفرمايد: كي لا يكون دوله بين الاغنياء منكم...يعني تا دست گردان يا گردشي ميان اغنياء شما نباشد بدين مفهوم كه اغنياء به جهت داشتن قدرت مالي و اقدام به خريد و فروش بعدها نتوانند در سهم صاحبان حق دخل و تصرفي خلاف امر الهي انجام دهند در صورتي كه بعضي روايت هاي شيطاني در كتابهاي منسوب به سني يا شيعه بوسيله بعضي ها بر رويش مانور ميدهند كه بله فدك در زمان فلان و فلان خليفه در اختيارشان بود وبا آن چنين و چنان كردند ... كه مخالف اين آيه بوده و پيامبر را ناقض امر الهي ميدانند كه فدك را كه في ء ميباشد تقسيم نكرده و بنابراين در دست حاكمان يا غير حاكمان بوده و هر بار كسي يا كساني ادعاي حاكميت و نظارت برآن را داشته كه از همه بدترتهمت به فاطمه زهرا و ادعاي تعلق داشتن فدك به شخص اوست.... بنابراين اگر خانه يا ملكي يا باغي با هر وسعت از كفار اهل القري در زمان حيات رسول الله تحت نام فدك يا هر نام ديگري بجا مانده باشد؛ تماما توسط رسول الله ميان گروههاي نامبرده تقسيم شده و هرصاحب حقي سهم خود را مستقيما از شخص پيامبر گرفته است ...در ادامه آيه 8 حشر.ميفرمايد: ...و ما اتاكم الرسول فخذوه وما نهاكم فانتهوا و اتقوا الله ان الله شديد العقاب.هر آنچه را رسول داد بگيريد و هرآنچه را نهي كرد دست نگه داريد ... 5- بنابراين آن تصور غلط كه ميگويد: پيامبر فدك را از قبل به فاطمه بخشيده يا ملك او قرار داده بدين معناست كه: " پيامبر امر الله تعالي را نه تنها اطاعت و اجرا نكرده بلكه تمام فدك را هم براي خود برداشته وغصب كرده و تبعيض هم روا داشته بدون آن كه در جمع اهل بيت وخويشاوندان خود وصيتي كرده باشد تنها كنار فاطمه و علي نشسته فدك را يكجا تقديم فاطمه نموده است"! آيا شما چنين تصورخلاف قرآني را ميپذيريد؟؟! بطور كلي عرض بنده اين است: درخواست براي فدك غلط و خلاف قرآن است وهر چه از غنيمت يا فيء بوده زمان حيات پيامبرتوسط ايشان تقسيم شده و تمام شده حال اگر ما دنبال قسمت دوم گفته فاطمه باشيم كه چون بالاخره فاطمه گفته پيامبر آن را به من داده ما هم برويم حقش را ثابت كنيم يا اينكه شاهد برايش جمع كنيم يا اينكه سر شهادت راست ودروغ صحبت كنيم كاري بيفايده و بي نتيجه است.

پاسخ:
با سلام
جناب وهابي
1- شما خود از يك طرف مي‌گوييد كه پيامبر مامور بوده است كه فيء را (كه فدك جزيي از آن است) بين گروه‌هاي مشخص كه ذوي القربي هم جزو آنان است ، تقسيم كند ! از طرف ديگر مي‌گوييد پيامبر بنا بر اين نبايد به فاطمه چيزي مي‌داده است !
البته تعجب است كه اهل سنت مي‌گويند پيامبر به همسران خويش زمين و اتاق داده است ! اما به دخترش هيچ! به طلحه و زبير و... زمين داد و به دخترش هيچ !
2- براي فهميدن مقصود از ذوي القربي در اين آيه لازم نيست به كتب شيعه مراجعه كنيد ، خود علماي اهل سنت گفته‌اند كه مقصود ذوي القرباي پيامبر است !
3- فرموده‌ايد كه «در صورتي كه بعضي روايت هاي شيطاني در كتابهاي منسوب به سني يا شيعه» بهتر است بدانيد كه راويان اين روايات ، عموما از بزرگان اهل سنت هستند و اين روايات با سند صحيح نزد اهل سنت نقل شده است !
البته جالب است كه شما براي توجيه عمل خلفاي اهل سنت و نظر خود ، حاضر هستيد تمام حقايق را شيطاني معرفي كنيد !
4- وقتي ثابت شده است كه پيامبر به بسياري از بستگان خويش ، فقرا و ساير مطرح شدگان در آيه ، زمين و... داده است ،‌ و وقتي طبق روايات اهل سنت ، ثابت شده است كه رسول خدا در زمان حيات خويش فدك را به فاطمه زهرا بخشيدند ، احتياجي به تاويلات دور از ذهن شما نيست .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
14 | مقداد | Iran - Rāmīān | ١٢:٠٠ - ٢٣ شهریور ١٣٨٨ |
آهياي !!!!!!!!!!!! وهابي ملحد کافر نجست.!!!!!!!!!!!!! نام مبارک حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله عليه را درست بر زبان نجست بيار.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اسم خودتو گذاشتي وهابي که 4 نفر ببيننت و جلب توجه کني و 4 نفر بترسن که تو وهابي وحشي هستي. زهي خيال باطل . ما تورو ........ هم حساب نميکنيم و منتظريم سر وقتش درس عبرت خوبي بهتان بديم. همانطور که در اين سايت هم عبرت شدي براي ديگران که وقتي گفتي آدرس بده تا بيام خيلي ها بودن که دوست داشتن در خدمت باشن. اما از ترس ......... کردي. ببين مسجد جاي وهابي نيست. منم ميگم ايران جاي دشمن اهل بيت نيست. اينجا نه عراق نه پاراچنار پاکستان. به هم کيشاتم بگو حواسشونو جمع کنن يه روز صبرمون سر نياد. ميبينم روزي رو که دارين پشت دست ميخارونين که چه غلطي کرديم. کاري نکنين هميني هم که دارين از دست بدين!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! يا سيد علي از شما به يک اشاره از ما به سر دويدن رهبر فقط سيد علي.........................................
15 | سعيد حسيني | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ٢٧ شهریور ١٣٨٨ |
سلام عليکم
واقعا که بعضي از اين سني ها در کفر خود غرق شده اند طوريکه که حق را زير پا ميگذارند.
جناب ابو عبدالرحمن المالكي يا وهابي يا بنده و . . . .
اولا هر چه متعلق به پيامبر بود را خلفاي خائن شما غصب کردند و چيزي نمانده بود که حضرت علي عليه السلام آنرا به کساني که نام برده ايد پس بدهد.
جالب است که دست پيش گرفته ايد که پس نيفتيد
اول بگوئيد چرا غصب توسط خلفاي خائنتان صورت گرفته است تا بعد بتوانيم بحث را بطور منطقي ادامه دهيم البته اگر داراي تفکر و تعقل و عقيده منطقي باشيد.
ثانيا اگر واقعا دنبال ارثيه عايشه و غيره هستيد بازهم بهتر از سراغ غاصبين رفته و از آنها پس بگيريد
تلاشتان بيهوده است
ان الباطل کان زهوقا
يا علي مدد
16 | محمد رضا پرتو | Iran - Tabriz | ١٢:٠٠ - ١٥ مهر ١٣٨٨ |
سلام دوست عزيز مثل اينكه شما مناظره استاد قزويني با مولوي مراد زهي را گوش نداده ايد توصيه ميكنم گوش دهيد مطالب خوبي دارد در ضمن اين جواب شما فكر نميكنم براي خودتان هم قانع كننده باشد شما ميتوانيد از خود استاد براي جواب كمك بگيريد ببين عزيز من, من عرض ميكنم در قبول دين لا اكراه في الدين است ولي بعد قبول دين اكراه است من با استدلال كار دارم نميگم كي اينكارو كرده شما حكم بي دينو با حكم مسلمان خلط كرده ايد در دين اكراه است خوبم است لعل برادران عزيز اهل سنت بفرمايند اين عمل بخاطر حفظ وحدت ويا براي اتحاد بوده شايد اشتباه است اين حرف و لي باي نحو كان استدلال استاد به هيچ عنوان درست نيست لطفا جواب دهيد . خدا با محبوبتان محشورتان فرمايد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
جواب اين اشكال ، قبلا در ذيل نظر مربوطه داده شده بود ؛ در صورتي كه در جواب مناقشه‌اي داريد ، مطرح كنيد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
17 | محمد رضا پرتو | Iran - Tabriz | ١٢:٠٠ - ١٥ مهر ١٣٨٨ |
سلام برادران عزيز به هيچ عنوان به وهابي ها و غيره فحش ندهيد و به حرفهاي استاد قزويني حفظه الله گوش دهيد مگر استاد نفرمودند كه سب و شتم گناه نابخشودني است ما به تمام صحابه احترام ميگذاريم به تمام اهل سنت ما قراني عمل ميكنيم اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما خدا شمارا حفظ كند
18 | محمد رضا پرتو | | ١٢:٠٠ - ١٥ مهر ١٣٨٨ |
سلام استاد عزيز ما آيت الله قزويني دام ظله فرمودند : وقتي خدا در دين اكراهي ندارد چطور خليفه (رضي الله عنه) در بيعت به زور متوسل شدند و همچنين فرمودند خداوند به پيامبر صلي الله عليه واله وسلم فرمود ما عليك الا البلاغ يا لكم دينكم ولي دين . ممكن استاد اين حقير از استاد عزيزتر از جانم بپرسم استاد قبل ايمان و بعد او فرق ميكند همين خدا وقتي كسي مرتدد ميشود ميفرمايد او را بكشيد يا به زنا كار حد جاري ميكند مگر دزدي كناهش بدتر و اشد از قبول دين است؟ چرا در بعد دين اكراه است خوبم اكراه است . حضرت ابوبكر (رضي الله عنه ) هم بخاطر حفظ وحدت و عدم تفرقه دست به زور زده و اين با ما عليك الا البلاغ كه مربوط قبول دين است 180 درجه فرق دارد لطفا جواب دهيد.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
خود شما مي‌فرماييد خليفه !
و وظايفي كه گفتيد (دستور به كشتن مرتد ، يا اجراي حد زنا كار و...) وظيفه حاكم شرع و خليفه است .آيا ابوبكر قبل از بيعت مردم با او خليفه شده بود كه مي خواست براي اجراي حكم الهي (آنهم به زعم شما) مردم را به زور به بيعت وادار كند ؟
جداي از اينكه مواردي كه شما شمرديد ، حد به خاطر گناهي است كه شخصي مرتكب شده است ، آيا صحابه نيز مرتكب گناهي شده بودند كه ابوبكر با آنان اينگونه برخورد كرد ؟
در ضمن بهتر است آدرسي دقيق براي متن سخنان جناب دكتر قزويني ارائه كنيد تا مشخص شود آيا واقعا آنچه به ايشان نسبت داده شده است ، همين است و يا خير .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
19 | مُحَمّدُ | | ١٢:٠٠ - ١٨ دي ١٣٨٨ |
- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ إِنّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ ذَاكَ أَنّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً وَ إِنّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِيثَ مِنْ أَحَادِيثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً فَانْظُرُوا عِلْمَكُمْ هَذَا عَمّنْ تَأْخُذُونَهُ فَإِنّ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ فِي كُلّ خَلَفٍ عُدُولًا يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَأْوِيلَ الْجَاهِلِينَ
اصول كافى جلد 1 ص :39 رواية: 2

2- امام صادق عليه السلام فرمود: دانشمندان وارثان پيمبرانند براى اينكه پيمبران پول طلا و نقره به ارث نگذارند و تنها احاديثى از احاديثشان بجاى گذارند هر كه از آن احاديث برگيرد بهره بسيارى بر گرفته است. پس نيكو بنگريد كه اين علم خود را از كه ميگيريد، زيرا در خاندان ما اهل بيت در هر عصر جانشينان عادلى هستند كه تغيير دادن غاليان و بخود بستگى خرابكاران و بد معنى كردن نادانان را از دين برمى‏دارند.

20 | momen abdullah | Malaysia - Kuala Lumpur | ١٢:٠٠ - ١٩ دي ١٣٨٨ |
جناب محمدُ
از همان دو کلمه ابتداي حديث مشخص است که اين حديث راجع به معناي مجازي «ارث» سخن مي‌گويد. دقيقا مانند اين آيه نوراني:
«و لقد آتينا موسي الهدي و أورثنا بني إسراءيل الكتاب»
که ارث معناي مجازي دارد.
واضح است که معني ندارد علما را وارث به معناي حقيقي انبياء الهي بدانيم.
«وذاك أن الانبياء لم يورثوا درهما ولا دينارا»
فدک که درهم و دينار نبود!!!
قربان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) بروم که در هنگام شهادتشان بر اثر زهر عايشه و حفضه هيچ درهم و ديناري در خانه نداشتند.

يا علي
21 | مُحَمّدُ | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ١٠ بهمن ١٣٨٨ |
جناب نظر بيست فکر کردي من سني هستم من هم شيعه ام از کامل نوشتن حديث بفهم اين حديث براي من شبه ايجاد کرد مي خواستم که جناب شبهات جوابي بده ولي نداد به عرض معذرت من شما را در حدي نمي دانم که جواب شبه من را بديمنکيبوردم خرابه به زور مي نويسم چرا شما بعضي نظرات را قرار نمي دي اي پاسخ به شبهات
22 | momen abdullah | Malaysia - Kuala Lumpur | ١٢:٠٠ - ١١ بهمن ١٣٨٨ |
جناب مُحَمّدُ شما اگر فقط يک بار متن را مي‌خوانديد مشاهده مي‌کرديد که پاسخ شما در همان متن داده شده است: http://valiasr-aj.com/lib/nahno/00.htm#_Toc230241256 معناي دوّم: منصب نبوت، با زراندوزي همراه نيست => ج: علماء وارثان پيامبران «رسول خدا (ص) علماء را وارثان پيامبران؛ از جمله وارث خويش معرفى كرده است، و روشن است كه وراثت در اين مورد از جنبه هاى مادى و مالى نيست؛ بلكه همانگونه كه در سخن رسول خدا (ص) نيز مشخص است، مقصود وراثت در علم و دانش است.» در پايان اگر واقعا شيعه هستيد لطفا اين جملات را تکرار کنيد: خدايا بر قاتل عمر يعني مجاهد اکبر بابا شجاع الدين ابولوءلوء مومن و متقي سلام و رحمت بيکران فرست و افتخار حهادي مانند جهاد او را نصيب ما بگردان. دشمنان او را سرشکسته و خوار و ذليل قرار ده. يا علي
23 | مُحَمّدُ | Russia - Rostov-on-Don | ١٢:٠٠ - ٢٣ بهمن ١٣٨٨ |
سلام من شنيده ام ابولولو مسلمان نبوده مجوسي بوده به خاطر همين تا مطمن نشم نمي تونم ولي اين را برات مي نويسم بر قاتلان حضرت زهرا لعنت باد و بر دشمنان امام علي و بر غاصبين خلافت
24 | مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ٢٤ بهمن ١٣٨٨ |
با سلام
جناب محمد ايشان جناب ابو لوءلوء از بهترينها بود .

يا علي
25 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٢٤ بهمن ١٣٨٨ |
جناب مُحَمّدُ
استغفر الله. اگر ايشان مسلمان نبوده اند چگونه به مسجد راهشان داده اند؟
http://www.ansarweb.net/artman2/publish/85/article_2523.php
http://www.ansarweb.net/artman2/publish/85/article_3367.php

«وعلى كل حال فالصحيح أن ابا لؤلؤة كان مسلماً مؤمناً موالياً لأمير المؤمنين عليه السلام، والدليل على ذلك ان النبي (ص) امر باخراج اهل الكتاب من المدينة وحواليها وبقي حتى في عهد عمر فكان يقول ما مضمونه انه لا يصلح بقاء اهل ديانتين في المدينة، فكيف كان ابا لؤلؤة يسكن المدينة ويعمل فيها وله طاحونة ومكانه معروف بين الناس ؟!»

خدا انشاء الله ما را با آن مجاهد نستوه حضرت ابولوءلوء سيف الاسلام محشور کند.
يا علي
26 | احسان افضل زاده(آسمان هشتم) | | ١٢:٠٠ - ٠٣ ارديبهشت ١٣٨٩ |
خدايا بر قاتل عمر يعني مجاهد اکبر بابا شجاع الدين ابولوءلوء مومن و متقي سلام و رحمت بيکران فرست و افتخار حهادي مانند جهاد او را نصيب ما بگردان.
دشمنان او را سرشکسته و خوار و ذليل قرار ده.
الهم العن الجبت والطاغوت
الهم العن صنمي قريش
السلام علي اميرالمومنين وامام المتقين اسد الله الغالب مطلوب كل طالب ابولحسنين مولي الكونين يعسوب الدين
27 | ايمان | | ١٩:٠٥ - ٠٦ مرداد ١٣٨٩ |
فاطمه رضي الله عنها سرور زنان بهشت است و سرور زنان بهشت هرگز به خاطر دو متر زمين با رفيق پدرش دشمني نمي كند ودل خوش نمي كند
28 | مجيد م علي | United Arab Emirates - Dubai | ١٦:٥١ - ٠٧ مرداد ١٣٨٩ |
با سلام
بله اقاي اي مَن , فرق همينجاست كه شما مسئله حق و ناحق را نمي فهميد . ما شيعيان نماز خواندن را بر روي مكان غضبي صحيح نميدانيم اما
به اقرار شما خليفه شما دو متر زمين بالا ميكشد و عين خيالش نبود . جاي غضبي مينشينه و جكم ميده عين خيالش نبود , قبرش غضبي عين خيالش نيست .
فرق همينه كه اين رفيق نيم راه به خدعه توسل كرد , حديث ساخت , حق را نا حق كرد امر به اتش زدن خانه يادگار رفيق كرد عين خيالش نبود .
اين از اون بحساب رفيق دروغگو و خائن .
اما امام ما همان مولا همه مومنين .مكر منافقين را بخودشان برگرداند .
وقتي اون دومي شما داشت ميمرد و اخرين لحظات عمرش بود به نصيحت شيطان شوراي تشكيل داد و فكر ميكرد اگر يكي از شرطها اين باشه كه خليفه بعدي بايد پايبندي خودشو به سنت اون اولي و دومي حتي لفظي اقرار كنه موفق خواهد شد ناحق بودن خودشو و اون رفيق نيم راه تبديل به حق بكند ولي زهي خيال باطل .
مولا ما نه از حق خودش گذشت حال چه اون بقول توي بيسواد دومتر زمين نه حاضر شد براي گرفتن حقش , ناحق بودن اونها را حق جلوه بدهد .

================================================================================
انتخابات خليفه برسم شوراي اظلامي مجلس عمر .
============================
..... عبد الرحمان در انتخاب عثمان از در حيله وارد شد.نخست‏به على -عليه السلام پيشنهاد كرد كه طبق كتاب خدا وسنت پيامبر وروش شيخين رفتار كند; در حالى كه مى‏دانست روش شيخين، در صورت مطابقت‏با قرآن وسنت پيامبر، براى خود امر جداگانه اى نيست،ودر صورت مخالفت‏با آن، ارزشى نخواهد داشت.مع الوصف اصرار داشت كه بيعت على -عليه السلام بر اين سه شرط استوار باشد ومى‏دانست كه امام على -عليه السلام از پذيرش شرط آخر سر باز خواهد زد.لذا وقتى آن حضرت دست رد بر چنين شرطى زد، عبد الرحمان موضوع را با برادر زن خود عثمان در ميان نهاد، واو فورا پذيرفت.

اگر امام -عليه السلام به خلافت از همان ديد مى‏نگريست كه عثمان، بسيار آسان بود كه در ظاهر شرط فرزند عوف را بپذيرد ولى در عمل از آن شانه خالى كند. اما آن حضرت چنين كارى نكرد، زيرا او هرگز حقى را از طريق باطل نمى‏طلبيد.

امام -عليه السلام، از همان نخست، از دسيسه خليفه دوم واز منويات كانديداها آگاه بود. لذا وقتى از تركيب وشرايط شورا آگاه شد، به عموى خود عباس گفت:اين بار نيز ما از خلافت محروم شديم. نه تنها امام از اين نتيجه آگاه بود، بلكه جوانى مانند عبد الله بن عباس نيز وقتى از تركيب اعضاى شورا مطلع شد گفت: عمر مى‏خواهد كه عثمان خليفه شود. .

عمر به محمد بن مسلمه دستور داد كه اگر اقليت‏با اكثريت توافق نكردند فورا اعدام شوند واگر جناح مساوى شورا با جناحى كه عبد الرحمان در آن قرار دارد موافقت نكردند، فورا كشته شوند واگر كانديداها در ظرف سه روز در تعيين جانشين به توافق نرسيدند همگى از دم تيغ بگذرندو....

آفرين بر اين اظلام عمري ! شايد اين اولين باري بود كه طعم دموكراسي از نوع اضلامي اجرا ميشد يعني گر اقليتى در برابر اكثريت قرار گرفت‏بايد قتل عام شود؟!

از شعار هاي معروف اون زمان شعار ابوهريره بود كه ميگفت .

تا خون در رگ بي رگي چون منست , درد شلاقهاي ابوحفص در تن من است .

سخنواران در مدح اين حاكم ميگفتند :
«درة عمر اهيب من سيف حجاج‏». تازيانه عمر مهيبتر از شمشير حجاج بود.

بهر حال بعد از اين انتخاب اظلامي ديگر نگو و نپرس

انتخاب سومي براى خلافت آنچنان به بنى اميه پرو بال بخشيد وآن قدر قدرت وجرات داد كه ابوسفيان، كه با سومي از يك تيره وخانواده بود، روزى به احد رفت وقبر حمزه، سردار بزرگ اسلام، را كه در نبرد با ابوسفيان ويارانش كشته شده بود، زير لگد گرفت وگف:ابا يعلى، برخيز وببين كه آنچه ما بر سر آن مى‏جنگيديم به دست ما افتاد.

در يكى از روزهاى نخست از خلافت عثمان كه اعضاى خانواده در منزل او گرد آمده بودند، همين پير ملحد رو به حاضران گرد وگفت:

خلافت را دست‏به دست‏بگردانيدوكارگزاران خود را از بنى اميه انتخاب كنيد، زيرا جز فرمانروايى هدف ديگرى نيست; نه بهشتى هست ونه دوزخى!

=========================================================================
اين است نتيجه به ناحق گرفتن ان دومتر زمين .
مال حرم چه يك مثقال چه يك ناوگان حرومه .


=============================================================================
يا علي
29 | سيد محمد حسيني | Iran - Tehran | ١٤:٣٠ - ٢٨ خرداد ١٣٩٠ |
جواب نظر
جناب--------------------مُحَمّدُ---------------------------
بهتر است براي درك منظور يك حديث مقداري در آن تفكر كنيم.
مراد امام صادق(ع) از اين فرمايش اين است كه ما بر خلاف فرعونيان كه از خود تنها طلا و نقره براي انسانها برجاي ميگذارند علم و دانش به ارث ميگذاريم.
اين حديث نميتواند حق ارث بردن حضرت صديقه ي طاهره را از بين ببرد و آن را خدشه دارد كند.
اگر توضيحات بيشتر نيز خواستيد در خدمتيم.
يا علي
30 | جعفر الصادق | | ١٨:٠٢ - ٠٧ دي ١٣٩٠ |
با سلام : حديثي كه حضرت ابوبكر صديق رضي الله عنه به آن استناد نموده اند كاملا صحيح است ومتفق عليه مي باشد ودر واقع اين حديث بر خلاف نظرتان حديثي جعلي توسط ايشان نمي باشد.

پاسخ:

!!!

31 | سيد عبدالرحمن حسيني | United Arab Emirates - Dubai | ١٦:٢٤ - ٠٧ بهمن ١٣٩٠ |
آقاي جعفرالصادق
دليل شما چيست ؟ لطفا سند بياوريد بر اين سخن تان .
ضمنا منتظر پاسخ شما به تمامي قسمت هاي ديگر اين مقاله هستيم .
اين كلام شما بيشتر شبيه به نوعي لجبازي است تا سخني منطقي . سعي كن سند را با سند ، رد كني نه با فرافكني لجبازانه .
32 | Murnormamyday | Ukraine - Bilyayivka | ١٨:١٩ - ١١ بهمن ١٣٩٠ |
www.valiasr-aj.net ومنهم من كان من الممكن أن تأمر ؟ من يستطيع المساعدة؟ وخلاقة للغاية : [url=http://viagra-2012.WebStarts.com/index.html]viagra pharmacy , BEXV [/url], CIDS [url=http://http://buy-viagra-online-shopping.yolasite.com]buying fake viagra , JEYD [/url], GVBV [url=http://genericviagracheapest.com]buy generic viagra , TTFZ - 29260 [/url]
يخضع حاليا ل تجارب سريرية على الجلوس presidents.METHODS الولايات المتحدة : تم التعرف على اثنين من المرضى مع مفارز مجهولة مصلي البقعي المرتبطة باستخدام الفياغرا. viagra joke viagra cost , or [url=http://www.routan.org]buy viagra on line , YLVC [/url], If You Take It Viagra works by increasing blood flow to the genital area.If the penis can become erect through Viagra why cant the clitoris. [url=http://viagrashop4usa.com]natural viagra , HSZV [/url] or [url=http://www.viagrashopping.com]inurl trackback viagra , AEND [/url] . حظا سعيدا !
33 | صادق -يزد | | ١٩:٥٤ - ٢٥ فروردين ١٣٩١ |
سلام عليکم.جداًمن ازاين برخوردزشت وتوهين آميز کامنت فوق باعنوان مقدادوديگران،درمقابل مسلماني که کامنت خودراباعنوان وهابي ارسال نموده اندشرمنده ام آري من شيعه ام ولي هرگزاينگونه برخوردهاي توهين آميزبعضي ازشيعيان راصحيح ندانسته وآن راتائيدنمي کنم.برادرمسلماني باعنوان کامنت وهابي، داشتند مسائل مورداختلاف بين ما وايشان رابارعايت ادب وانصاف، درقالب يک بحث علمي ومباحثه اي، مطرح مي کرندودوستان محترم گروه پاسخ به شبهات هم، باادلّه عقلي ونقلي که نزدشان بودجواب مي دادند.من بادقت هم نظربرادر وهابي را ونظربرادان گروه پاسخ به شبهات را،با دقت تمام،مي خواندم وانصافاًهم گفته هاي طرفين،جالب وجذاب بود.ولي دفعةًآقايي باکامنت مقداد.وديگران آمدندواين بحث علمي زيبا رابايک هيجان دورازمنطق وعقل، به هم ريخته وآن راسياسي کرده ودرنتيجه،زيرپا لِه نموده وخراب کردند.واقعاًمن ازاين گونه رفتارهاازبعضي شيعه وسني، بيزارم وبه خداپناه مي برم.برادان اينگونه برخوردنمودن باهم کيش خودمان، دورازانصاف بوده وخوشنودي خداونددرآن نخواهدبود.والسلام. واَقسطواانّ الله يحب المقسطين. کارشناس ارشدالهيات ومعارف اسلامي.
34 | مجيد غلامي | Iran - Qom | ١٩:٢٠ - ٠٧ ارديبهشت ١٣٩١ |
در مورد اين حديث دو مطلب قابل تامل است و حقير از اهل تسنن اهل تحقيق مي خواهم خوب تامل كنند و ببينند مطلبي كه مي گويم منطقي است يا خير
اول : در كليه كتب معتبر اهل سنت راوي اين حديث فقط و فقط دقت بفرماييد فقط و فقط شخص ابابكر است و از هيچ كس ديگري نقل نشده است در حاليكه احاديث از افراد مختلف و به طرق گوناگون نقل شده اند. اينكه اين حديث فقط از طرف ابابكر رسيده است جاي بسي تامل دارد؟
دوم : به فرض محال كه حديث درست باشد چرا حضرت رسول اين مطلب را به ابابكر فرمودند آيا او جزو وراث آن حضرت محسوب مي شدند
چرا اين مطلب به حضرت صديقه كبري (سلام الله عليها) گفته نشده چرا هيچ يك از همسران پيامبر كه اتفاقا دختران خليفه اول و دوم نيز هستند اين حديث را نقل نكرده اند.
35 | عبدالعلي مهدياور | | ١٣:٥٨ - ٠٩ ارديبهشت ١٣٩٣ |
بسمه تعالي
همگان بدانند حقيقت و حقانيت حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها در به ارث بردن فدك مانند روز روشن است، حقيقت و حقانيت غدير خم مانند روز روشن است،حقيقت و حقانيت خلافت اميرالمومنين عليه الصلاه و السلام بر تمامي موجودات و كائنات نه تنها آدميان حق نشناس روشن است، حقيقت و حقانيت 11 فرزند پاك و معصوم از نسل امير المومنين و فاطمه زهرا صلوات الله عليهم اجمعين در ادامه جانشيني و خليفه اللهي بر زمين روشن است و بر هيچ موجودي پوشيده نيست، حال اگر كسي نور خورشيد را نبيند و چشم فرو بندد و كور راه برود چه بيم از آنكه هرآينه به آتش در افتد و در چاه مكافات بيفتد؟
تذكري بود اول به خود حقير وو بعد به هر خواننده جوياي حقيقت
در پيشگاه خداوندگار عالميان سوگند ياد مي كنم اين نوشته اي را كه نوشته ام دروغ نيست و مديون تك تك شما باشم اگر دروغي باشد،
علي مع الحق و الحق مع علي
36 | مجنون و عاشق سينه چاك اهل البيت سلام الله عليها | | ١٤:٢٧ - ٢٣ مرداد ١٣٩٣ |
جناب پرتو.مقصود استاد اين است براي دعوت نبايد کسي را به زور وادار کرد.آيا دعوت به دين بالاتر است يا دعوت به پذيرش بيعت کسي که نه خدا اورا انتخاب کرده نه رسول و نه حتي اجماع صحابه؟سخن شما براي زماني است که دين و يا حتي بيعت پذيرفته ميشود و بعد ميخواهند مخالفت کنند يا مخالف دين عمل کنند.شما تهديد پاره ي تن پيامبر کسي که خشم او خشم خداست را موضوع کوچکي ميداني؟اگر کسي عايشه همسر پيامبر را تهديد کند چي؟آيا کسي که برطبق شهادت قرآن يطهرکم تطهيراست و از هرگونه رجس و شک و دروغ به دور است با کسي که يطهرکم تطهيرا نيست برابر است؟شما عزيزان وقتي موضوعي به ضررتان است آنقدر آن را ساده ميگيريد که آدم دوست داره جلوي کلامش شيش ميليارد علامت تعجب بزاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!تهديد پاره ي تن پيامبر گناهي نابخشودني است مگر آنکه ثابت کنيد ايشان از اين گناه درگذشته اند که محال است.البته بحث علميست و کسي حق توهين ندارد. ماشيعيان شاگردان اساتيد شبکه ولايت و سايت ولي عصر عج هستيم
37 | علي | | ٢٢:٥٠ - ٠٥ دي ١٣٩٣ |
باسلام من فکير مي کنم از علت هاي اصلي پافشاري برادران سني ما بر دفاع از عمل بعضي صحابه تعصب بيش از حدروي قداست و عدالت صحابه هست با اينکه صحابه معصوم نبودند پس ممکن است اشتباه و يا گناه کنند دفاع از ابوبکر و عمر به چه قيمتي فردا بايد جواب بديم تعصب کور نداشته باشيم
38 | علي | | ٢٣:٠١ - ٠٥ دي ١٣٩٣ |
متاسفانه خلفا اجتهاد در مقابل نص داشته اند در نتيجه برخلاف نظر رسول خدا که نظر خدا بوده و حتي برخلاف قرآن حکم صادر کرده اند ما که نبايدهر چيزي را کورکورانه قبول کنيم (لاتقدمو بين يدي الله ورسوله واتقوالله)
39 | مجتبی | | ١٩:٣٠ - ٠٧ شهریور ١٣٩٤ |
سلام
این روایت که میگه پیامبر از خود ارث نمی گذارند در کتب ما هم امده /توضیح بدهید لطفا
١. مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَعَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ ؛ وَمُحَمَّدُ بْنُ یَحْیى ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ ، عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مَیْمُونٍ الْقَدَّاحِ ؛ وَعَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ ، عَنْ أَبِیهِ ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسى ، عَنِ الْقَدَّاحِ : عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ علیه‌السلام ، قَالَ : « قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : مَنْ سَلَكَ طَرِیقاً یَطْلُبُ فِیهِ عِلْماً ، سَلَكَ اللهُ بِهِ طَرِیقاً إِلَى الْجَنَّةِ ، وَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِهِ ، وَإِنَّهُ لَیَسْتَغْفِرُ لِطَالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِی السَّمَاءِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِی الْبَحْرِ ، وَفَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلى سَائِرِ النُّجُومِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ ، وَإِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ ؛ إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِینَاراً وَلَا دِرْهَماً ، وَلكِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ ، فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ ، أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ »
نام کتاب : الکافی- ط دارالحدیث نویسنده : الشیخ الكلینی جلد : 1 صفحه : 83

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
منظور روايت اين است كه پيامبران براي علما علم را ميراث گذاشتند؛ چون ميراث مادي پايدار نيست اما ميراث علمي نابود نمي شود و از بين نمي رود. علما از اين جهت ميراث دار پيامبرانند، اين مسئله كاملاً روشن است، مادامي كه حيات استمرار دارد علم مورد نياز انسان و سرمايه دانشمندان است.و اين كه ارث نگذاشتن درهم و دينار از سوي انبياء براي علما و دانشمندان دليل بر نفي ارث گذاشتن انبياء براي فرزندان و بستگانشان نيست
ملا محمد صالح مازندراني در شرح اين چنين مي گويد :
هذا ينافي ظاهرا ما دل من الآيات والروايات على إيراثهم. والجواب: أن المراد أن الأنبياء لم يكن من شأنهم وعاداتهم جمع الأموال والأسباب كما هو شأن أبناء الدنيا، وهذا لا ينافي إيراثهم ما كان في أيديهم من الضروريات كالمساكن والمركوب والملبوس ونحوها .
اين سخن ظاهرا در تنافي با ظاهر آيات و رواياتي که در باب ارث گذاشتن پيامبران مي باشد و جواب اين است که – مراد روايت اين چنين است که - شان و عادت انبياء بر جمع کردن اموال و اسباب آنچنان که شان و شئونات ابناء دنيا ( دنيا پرستان) مي باشد نيست و اين امر تنافي ارث گذاشتن آنها از آنچه که از ضروريات در نزدشان بوده همانند خانه و مرکب و لباس و غيره نمي باشد
در شرح اصول الکافي ج 2 ص 26
بنابراين موضوع اين روايت همانا بحث ارث علما از پيامبران مي باشد که الزاما در نفي و اثبات بحث ارث بردن ورثه پيامبران ( همانند خانواده و ارحام و خويشان ) نيست زيرا جمله إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِينَاراً وَ لَا دِرْهَماً ميان دو جمله ذيل است : إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ و وَ لَكِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ واقع شده است که ربطي به اموال ندارد
رفیع الدین جیلانی در شرح اصول کافی در مورد این روایت می نویسد :
لأنّ المراد أنّهم لیسوا کأهل الدنیا یدّخرون القناطیر المقنطرة من الذهب والفضّة، لا أنّهم لا یورّثون شیئاً أصلًا ولو کان داراً أو عقاراً أو فرساً أو سلاحاً أو نحو ذلک، کما لا یخفى‏ على‏ من له بصیرة.
الذریعة إلى حافظ الشریعة،ج1،ص340
منظور از این روایت آن است که پیامبران مانند اهل دنیا طلا و نقره جمع آوری نمی کنند نه این که اصلا چیزی از خود به عنوان ارث باقی نگذارند هر چند که آن زمینی و یا اسبی و یا سلاحی یا مانند آن باشد همانطور که بر صاحب بصیرت پوشیده نیست.
مولی خلیل قزوینی نیز می نویسد :
(دِرْهَماً وَلَا دِینَاراً) أی لیسا میراث النبوّة، ولا ینافی إیراثهم الورثة المعیّنین المال.
الشافی فی شرح الکافی‏،ج1،ص293
آیت الله العظمی خوئی رحمة الله علیه نیز در مورد این روایت گفته اند :
أنّ الحدیث ناظر إلى أنّ الأنبیاء لا یجمعون الدرهم والدینار وإنّما نظرهم إلى الآخرة ، ولیس نظر الحدیث إلى أنّ الأنبیاء لا یورّثون شیئاً ولو ألبسة بدنهم أو إناء دارهم أو نفس دارهم وغیرها ممّا هو ضروری الحیاة ، هذا مضافاً إلى أنّ فدک کانت نحلة لها ( علیها السلام ) وقد أعطاها النبی ( صلّى الله علیه وآله ) إیّاها فی حیاته وإنّما ادّعت الإرث بعد التنزّل عن کونه نحلة.
التنقیح فی شرح المکاسب،ج37،ص165 ط موسسة الامام الخوئی
با اين بيان اگر اين روايت را غير از اين معني کنيم اين مخالف با آيات قرآن ميشود
در آخر بايد به يک نکته ادبي در خصوص اين روايت دقت کرد اين است که ارث در با لفظ« لَمْ یُوَرِّثُوا » امده است لم که بر سر مضارع بيايد نفي در گذشته مي کند يعني انها در گذشته ارث نگذاشتند نه اينکه ارث نمي گذارند لذا اين روايت با روايت اهل سنت که لانورث است و مرداد آن اين است که ارث نمي گذارند، فرق دارد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
40 | میهمان | | ١٨:٣٤ - ١٥ دي ١٣٩٥ |
با سلام و خسته نباشید وقت بخیر ببخشید این روایاتی که بیان شد آیا درای سند صحیح هستند ؟ با تشکر
قرأت على الحسين بن يزيد الطحان هذا الحديث فقال هو ما قرأت على سعيد بن خثيم عن فضيل عن عطية عن أبي سعيد قال لما نزلت هذه الآية « وآت ذا القربى حقه » الإسراء دعا النبي فاطمة وأعطاها فدك.
... ابو‌سعيد خدري (صحابي معروف پيامبر)گفت : هنگامي كه آيه «سهم ذوى القربى را به آنان بده» ، نازل شد رسول خدا فاطمه را صدا زد و فدك را به وى بخشيد.
أبو يعلى الموصلي التميمي، أحمد بن علي بن المثنى (متوفاي307 هـ)، مسند أبي يعلى، ج 2، ص 334 و ج 2، ص 534، تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، 1404 هـ – 1984م.
أن فاطمة رضي الله عنها قالت لأبي بكر الصديق رضي الله عنه : اعطني فدك فقد جعلها رسول الله صلى الله عليه وسلم لي ...
فاطمه به ابوبكر گفت: فدك را به من بده زيرا رسول خدا آن را به من داده است ...
البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، فتوح البلدان، ج 1، ص 44، تحقيق: رضوان محمد رضوان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت – 1403هـ.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
روایت در خصوص بخشیدن فدک به حضرت زهرا علیها السلام معتبر و در حد مستفیض است
همین روایت اولی که نقل کردید ابن حجر در خصوص سند آن گوید:
دعا النبي فاطمة الزهراء فأعطاها فدك .إسناده حسن ورجاله ثقاة ! أخرجه ابن حجر في زوائد مسند البزار ( 2 / 90 ) ح / 1476
جهت اطلاع بیشتز از سند روایتها در این خصوص به این آدرس رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
  بعدی [1] [2]  
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها