2024 July 16 - سه شنبه 26 تير 1403
مقایسه زیبای قرآنیِ زندگی در دنیا و زندگی در آخرت!
کد مطلب: ١٥٦٤٥ تاریخ انتشار: ٠٧ دي ١٤٠٢ - ١٥:٠٧ تعداد بازدید: 1037
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
مقایسه زیبای قرآنیِ زندگی در دنیا و زندگی در آخرت!

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی11-08-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

11/08/1402

موضوع: مقایسه زیبای قرآنیِ زندگی در دنیا و زندگی در آخرت!

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

شرحی کوتاه بر آیه «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»!

فلسفه دو سجده نماز، در بیان امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

مقایسه زیبای قرآنیِ زندگی در دنیا و زندگی در آخرت!

آیا قبل از خلقت حضرت آدم، مخلوقات دیگری روی زمین بودند!؟

مقایسه جالب نعمتهای دنیا با نعمتهای آخرت!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق را داریم در شب جمعه ای دیگر محضر همه شما گرامیان برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را تقدیم کنیم.

برنامه ای که این افتخار را داریم در محضر حضرت استاد آیت الله حسینی قزوینی باشیم و ان شاءالله مثل همیشه بتوانیم از محضرشان نهایت بهره و استفاده را ببریم.

مثل همیشه نخستین نکته ای که واقعاً‌ قابل بهره برداری است اگر می خواهیم آماده تابش نور معرفت باشیم این دلها را با نام و یاد حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) گره بزنیم و از محضر استاد استفاده کنیم و حسن مطلع زهرایی ایشان، سلام عرض می کنم در خدمتتان هستم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه شما گرامیان از خدای منان خواهانم.

 ران ملخی به پیشگاه سلیمان عالم هستی آقا حجة ابن الحسن (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) با یادی از مادر مظلومه و داغ دیده اش صدیقه طاهره که این روزها سالروز سخت ترین ایام عمر حضرت زهرا (سلام الله علیها) است.

از طرفی فراق پدری مثل رسول الله، از طرف دیگر غارت شدن حق مسلم همسر بزرگوارش امیرالمؤمنین و خانه نشین شدن او از طرفی دیگر رفتن در خانه صحابه و استمداد طلبیدن برای یاری علی و پاسخ های منفی شنیدن با قلب شکسته در گوشه خانه نشسته است به کسی هم اجازه عیادت و ملاقات نمی دهد.

حتی ابن عباس هم می خواهد به ملاقات زهرا بیاید حضرت ممانعت می کند. از قول فرزندش عرض می کنیم:

السلام ای سوره کوثر چطوری بهتری؟ * السلام ای یاس پیغمبر چطوری بهتری؟

السلام ای لاله پرپر چطوری بهتری؟ * السلام ای بهترین مادر چطوری بهتری؟

ای چراغ خانه حیدر چنین سو سو نزن * پیش چشمان امیر المؤمنین سو سو نزن

باز با یک خنده ات این خانه را آباد کن * حیدرت را از غم و رنج محل آزاد کن

زهرا جان آتش و میخِ در و دیوار پیرت کرده است * تیزی و داغی آن مسمار پیرت کرده است.

هیچ کس باری ز روی شانه هایت بر نداشت * فاطمه ای کاش اصلاً خانه ما در نداشت!

یابن الحسن قلب شکسته جدت رسول الله منتظر توست.

(وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يقُولُونَ)

ما می ‌دانيم سينه ‌ات از آنچه آنها می ‌گويند تنگ می ‌شود (و تو را سخت ناراحت می ‌کنند).

سوره حجر (15): آیه 97

ناله های شبانه صدیقه طاهره، اشک های شبانه روز مادرت زهرا، پهلوی شکسته مادرت زهرا، سینه زخمی مادرت زهرا، صورت سیلی خورده مادرت زهرا منتظر توست. آقا جان محسن پرپر شده زهرا منتظر توست.

غصه های جانکاه امیرالمؤمنین و دور از چشم فرزندان در دل شب در نخلستان ها در فراق زهرا گریه کردن منتظر توست. فرزندان مضطر زهرای مرضیه در عاشوراء منتظر توست. همه مظلومان عالم منتظر تو هستند «عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان»

مجری:

طیب الله انفاسکم «اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ» ان شاءالله باشیم ببینیم آن لحظه زیبا را لحظه ای که تمامی مستضعفین و مظلومان عالم منتظر آن لحظه هستند تا در دولت کریمه حضرت، طعم آسایش، آرامش، معنویت و طعم حکومت علوی را در حکومت مهدوی بچشند. ان شاءالله

همان طور که قطعاً مستحضر هستید در این برنامه نگاهی اخلاقی داریم نسبت به مطالب بسیار مهم و ارزشمند. تک تک ما دنبال عاقبت بخیری هستیم دنبال این هستیم که ناممان در زمره سربازان حضرت آقا ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ثبت و ضبط بشود.

گاهی ممکن است غفلت کنیم مسیر و راه را گم کنیم، اما اگر توفیقی باشد در این برنامه می شنویم و استفاده می کنیم از سخنان و فرمایشات حضرت استاد و این بشود چراغ راهی برای ما تا بتوانیم ان شاءالله مسیر مستقیم را پیدا کنیم و به آن سمت و سو سوق پیدا کنیم. حضرت استاد اگر امکانش است یک مختصری از آن چیزی که در جلسات گذشته مطرح فرمودید بفرمایید تا ان شاءالله وارد مبحث جدید بشویم.

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ؛ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ؛ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در جلسات گذشته اشاره کردیم برای رسیدن به اخلاق علوی و سیره مهدوی باید تلاش کرد

(وَأَنْ لَيسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى)

و اينکه برای انسان بهره‌ ای جز سعی و کوشش او نيست.

سوره نجم (53): آیه 39

این سنت الهی است که:

 نابرده رنج گنج میسر نمی شود * مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

در راستای رسیدن به کمالات لایق محضر حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) تلاش و کوشش و زحمت دارد. به تعبیر مرحوم «قاضی» رسیدن به کمالات، مثل کندن کوه با مژه های چشم است.

باید تلاش کنیم به آن مرحله ای برسیم که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در خطبه همّام در وصف متقین درباره کسانی که مزین به اخلاق علوی هستند فرمود:

«فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُون‏»

متقین، آنان که اخلاق علوی دارند نسبت به بهشت آنچنان یقین دارند که چشم برزخیه آنها باز شده است و خود را در بهشت می بینند و از نعمت های بهشتی برخوردار هستند.

«وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ وَ أَجْسَادُهُمْ نَحِيفَة»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 303، خطبه 193

نسبت به جهنم هم خودشان را آنچنان وحشت زده و مضطرب می بینند که گویا در دل آتش جهنم شعله ها و شراره های آتش، آنها را عذاب می کند. مؤمن باید اینچنین باشد.

یک آیه ای در رابطه با خمسه طیبه است آیه نور در سوره نور بعد از این که خدای عالم می فرماید:

(اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ * رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)

خداوند نور آسمانها و زمين است؛ مثل نور خداوند همانند چراغدانی است؛ مردانی که نه تجارت و نه معامله ‌ای آنان را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی ‌کند؛ آنها از روزی می ‌ترسند که در آن، دل ها و چشم ها زير و رو می ‌شود.

سوره نور (24): آیات 35 و 37

تا آنجایی که نسبت به خمسه طیبه، قرآن تعبیر خیلی عجیبی دارد می فرماید: (رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ) اخلاق علوی و سیره مهدوی یعنی این. اینها مردانی هستند که تجارت، معامله، داد و ستد، کار شبانه روزی دنیوی به هیچ وجه آن ها را از یاد خدا غافل نمی کند. کار می کند، مطالعه می کند، سر کار می رود، کشاورزی می کند، به اداره می رود، مشغول تحصیل است ولی همه جا خدا را می بیند. تمام جهان را جلوه حق می بیند:

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

این کارهای دنیوی (لَا تُلْهِيهِمْ) به هیچ وجه مردان خدا را از یاد خدا غافل نمی کند. دوستان عزیز آیا ما هم اینچنین هستیم؟ همواره خدا را ناظر حال خودمان می دانیم؟ کارهایمان را برای رضای محبت خدا، دوستی خدا و تقرب به خدای عالم قرار می دهیم یا نه شبانه روزمان را با غفلت به سر می بریم و حتی نماز می خوانیم و عبادتی هم که می کنیم در عبادتمان به فکر خدای عالم نیستیم و حضور قلب نداریم.

عبادت برای ما، عادت شده است به قول جناب «قیصر امین پور» شعر خیلی زیبایی دارد می گوید:

تمام عبادات ما عادت است * به بی عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هر نماز * دو رکعت گلی را عبادت کنیم

چه اشکال دارد که در هر قنوت * دمی دشنه از نی حکایت کنیم

چه اشکال دارد که در آیینه ها * جمال خدا را زیارت کنیم

درس می خوانیم، حرف می زنیم، حرف می شنویم، سر کار می رویم همه جا جمال خدا را ببینیم غیر از خدا مگر چیز دیگری هم است؟ مگر موج دریا ز دریا جداست؟ وقتی می گوییم: (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) به هر کجا نگاه کنیم همه جا وجه الله است. نفس کشیدن مان، نگاه کردن مان، غذا خوردن مان، خوابیدن مان، راه رفتن مان، عبادت مان و تمام اعضاء و جوراح مان، دست، گوش و تمام ذرات بدن ما همه وجه الله است.

این آیه قرآن است حدیث هم نیست که بخواهیم تشکیک کنیم (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ). از این تکان دهنده تر آیه:

(وَهُوَ مَعَكُمْ أَينَ مَا كُنْتُمْ)

و هر جا باشيد او با شما است.

سوره حدید (57): آیه 4

هر کجا قدم می گذارید حرکتی می کنید خدا با شما است. (وَهَو مَعَکُمْ) خدا با شما است هر جا باشید این «مَعَکُمْ» غیر از آیه:

(أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ)

و بدانيد خدا با پرهيزکاران است!

سوره بقره (2): آیه 194

و یا آیه

(وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ)

و خداوند با نيکوکاران است.

سوره عنکبوت (29): آیه 69

می باشد. این معیت، معیت قیومی است. یعنی همان طوری که نور خورشید بدون تصور خورشید از محالات است. تصور وجودی ما بدون قیومیّت حق از محالات است.

بلکه عرفاء می گویند تشبیه نکنید خلق عالم را در نسبت به خدا مثل نور خورشید به خورشید، چون خورشید شیئٌ، نور خورشید شیئٌ آخر؛ به موج های دریا مقایسه کنید. کنار دریا ایستادید می بینید صدها و هزاران موج دارد می آید کسی که توجه نداشته باشد می گوید عجب این موج ها چقدر زیبا و عالی است.

اما کسی که چشمش خدا بین باشد می گوید موج در حقیقت جلوه ای از دریا است بدون دریا، تصور موج از محالات است. لذا ایشان می گوید:

مگر موج دریا زدریا جداست * چرا بر یکی حکم کثرت کنیم

پراکندگی حاصل کثرت است * بیایید تمرین وحدت کنیم

شرحی کوتاه بر آیه «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»!

یک مقدار در آیه شریفه (رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ)، دقت کنیم و تفاسیر بزرگان را نگاه کنیم «تفسیر تبیان»، «مجمع البیان»، «المیزان» و دیگر تفاسیر را ببینیم اینها در ذیل این آیه چه گفته اند؟ مردانی که هیچ تجارتی و هیچ کاری آنها را از یاد خدا غافل نمی کند.

جالبترین و بیت القصیر این آیه اینجا است که می فرماید:

(يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)

آنها از روزی می ‌ترسند که در آن، دل ها و چشم ها زير و رو می ‌شود.

سوره نور (24): آیات 35 و 37

مردان خدا که مصداق اتمش محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین (سلام الله علیهم اجمعین) هستند اینها می ترسند از روزی که دل ها و چشم ها دگرگون شوند.

(يوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ)

روزي که آن را مي‌بينيد، (آنچنان وحشت سراپاي همه را فرامي‌گيرد که) هر مادر شيردهي، کودک شيرخوارش را فراموش مي‌کند؛ و هر بارداري جنين خود را بر زمين مي‌نهد؛ و مردم را مست مي‌بيني، در حالي که مست نيستند؛ ولي عذاب خدا شديد است!

سوره حج (22): آیه2

بچه شیرخواره در آغوش مادر است مادر آن چنان وحشتزده می شود بچه شیر خواره ای که بند قلبش به او متصل است رها می کند. زنان باردار از شدت وحشت قیامت آنچه در جنین دارند را سقط می کنند.

(تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ) قلبها آنچنان منقلب می شود قلب انسان می آید در گلویش گیر می کند. مثل آخرین لحظه جان کندن که روح از نوک انگشتان پا به سمت گلو می آید به این شکل است و چشم ها آن چنان از جا حرکت می کند بالای پیشانی می آید سرگردان و حیران است نمی داند چه کار کند!

می گوید این مردان خدایی که کارهای دنیوی، بیع و تجارت از یاد خدا غافل نمی کند، یکی از ویژگیهایشان این است که همواره از حول و وحشت روز قیامت می ترسند. این که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) از اول تا آخر نماز آنچنان گریه می کرد مثل دیگی پر از آب روی آتش گذاشته باشند صدای قُل قلش شنیده می شود سینه رسول الله این چنین صدا می کرد. چرا؟ چون (يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)

 امیر المؤمنین وقتی مشغول نماز است تیر از پای مبارکش می کشند متوجه نمی شود. صدیقه طاهره در نماز آن چنان نفسش به شماره می افتد که نزدیک است روح از تنش جدا شود (يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)

اگر ما اینچنین بودیم با اخلاق علوی و سیره مهدوی انس گرفته ایم و آشتی کرده ایم و او را در خودمان احیاء کردیم. اما اگر نه، باید مقداری در زندگی مان تجدید نظر کنیم.

به تعبیر مرحوم آقای «قاضی» (رضوان الله تعالی علیه) که می فرماید به یاد بیاورید روزی را که حسرت یک «استغفر الله» در دل تان می ماند. حسرت یک «لا اله الا الله» گفتن در دل تان می ماند.

وقتی جناب عزرائیل آمد پرونده بسته شد حتی نمی توانی یک استغفر الله بگویی، یک «لا اله الا لله» بگویی، یک صلوات بفرستی. به یاد بیاور آن لحظه هایی که این حسرت در دلت می ماند و آرزو می کنی بر گردی و امکان برگشتن هم نیست.

فلسفه دو سجده نماز، در بیان امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

حضرت امیر (سلام الله علیه) در فلسفه دو سجده که ما به خاک می افتیم یک نکته زیبایی دارد، دوستان اگر همین، محصول بحث این جلسه ما باشد گمانم خیلی خوب است. حضرت طبق آیه:

(مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى)

ما شما را از آن [= زمين‌] آفريديم؛ و در آن بازمي‌گردانيم؛ و بار ديگر (در قيامت) شما را از آن بيرون مي‌آوريم!

سوره طه (20): آیه 55

می گوید: در سجده اول پیشانی به خاک می گذاری به یاد بیاور (مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ) خدا می گوید از همین خاک تو را آفریدیم تو هیچی نبودی!

(وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيئًا)

و قبلا تو را آفريدم در حالی که چيزی نبودی!

سوره مریم 19): آیه 9

یا زکریا ما تو را خلق کردیم هیچی نبودی از هیچ تو را آفریدیم وقتی از سجده اول بر می خیزیم به یاد بیاوریم که خدای عالم ما را خلق کرده است. سیر تکاملی از رحم مادر، مراحل تکامل، دوران کودکی، عبادت ها، گناهان و معصیت ها همه را تا لحظه ای که داری نماز می خوانی به یاد بیاور از کوتاهی و گناهانی که کردی از همه گناهانت بگو «استغفر الله ربی واتوب إلیه» نه از گناهانت بلکه از هر مباحات؛ آن عبارت امام سجاد را به یاد بیاور فرمود:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِك‏»

خدایا استغفار می کنم هر لذتی در عمرم بردم به غیر از یاد تو

«وَ مِنْ كُلِّ رَاحَةٍ بِغَيْرِ أُنْسِكَ»

هر راحتی غیر از انس تو دیدم استغفار می کنم

«وَ مِنْ كُلِّ شُغُلٍ بِغَيْرِ طَاعَتِك‏»

خدایا هر اشتغالی غیر از طاعت تو داشتم از آن استغفار می کنم.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص151

«استغفر الله ربی واتوب إلیه» از تمام آن چه که در عمرت گذشته است

«استغفِرُ اللهَ مِن‌ جَميعِ مَا كَرِهَ اللهُ قَولاً وَ فِعْلاً وَ خاطِراً وَ سامِعاً وَ ناظِراً وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَةَ إلاّ باللهِ»

سجده دوم می روید به یاد بیاور آیه شریفه: (مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى)؛ خدای عالم از همین خاک تو را آفریده است به همین خاک هم بر می گرداند.

تسبیح خدا بگو، بگو «سبحان الله»‌ خدایا تو منزهی از این که من بتوانم تو را عبادت کنم، عبادت من، لایق خود من است. امام صادق می فرماید خدایا این عبادت های من لایق خود من است با توجه به درک خودم دارم تو را عبادت می کنم

«أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِك‏»

تو باید بر خودت تسبیح بگویی

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج3، ص 324

(شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ)

خداوند، (با ايجاد نظام واحد جهان هستي،) گواهي مي‌دهد که معبودي جز او نيست.

سوره آل عمران (3): آیه 18

وقتی به سجده دوم رسیدی احساس کنی که الان وارد قبر و قیامت شدی خدای عالم تمام آن چه را که در عمرت انجام دادی همه را از تو سوال می کند چه جوابی داری؟ آخر دعای حزین را جلسات گذشته عرض کردیم به یاد بیاور:

«وَ سَأَلْتَنِي عَمَّا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي»

خدایا از گناهانی که کردم تو از من به گناهم آگاهتر هستی

«إِنْ قُلْتُ نَعَمْ فَأَيْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِكَ»

خدایا بگویم گناه کردم به کجا فرار کنم؟

«وَ إِنْ قُلْتُ لَمْ أَفْعَلْ فَقُلْتُ أَ لَمْ أَكُنِ الشَّاهِدَ عَلَيْكَ»

بگویم خدایا این گناهان را انجام ندادم  می گویی خودم شاهد نبودم این گناهان را انجام دادم؟

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج1، ص164

اوج عبادت و بیت القصیر نماز، سجده است. قیام مقدمه سجده است، رکوع مقدمه سجده است، قنوت مقدمه سجده است. سجده بالاترین مرتبه عبادت در نماز است.

«امام» (رضوان الله تعالی علیه) می گوید در قیام، تلاش کن آن توجهاتی که به ذات خودت داری احساس می کنی که تو هستی این را از خودت دور کن. در رکوع می روی صفاتی که در خودت است احساس می کنی این صفات مال توست تسبیح بگو خدایا من اگر تصور می کنم این کمالات، این حرکت کردن ها و این عبادت ها مال من است منزهی، همه این ها مال تو است. سجده می روی دنیا و آخرت را فراموش کن فقط بگو الله!

امام سجاد یک جمله خیلی زیبایی دارد «ابن جوزی»‌ می گوید امام سجاد حقی که به بشریت دارد احدی ندارد.

«أَنْتَ لَا غَيْرُكَ مُرَادِي وَ لَكَ لَا لِسِوَاكَ سَهَرِي وَ سُهَادِي »

خدایا تمام عبادت هایم این است که به تو برسم مقصد و مراد من تو هستی.

خدایا هدفم از این عبادت تو هستی از این نماز و سجده ام تو هستی، از قیام شبانه ام تو هستی از تهجدم، از گریه هایم مناجاتم این است به تو برسم

«وَ لِقَاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي وَ وَصْلُكَ مُنَى نَفْسِي»

خدایا به تو برسم رسیدن به لقاء تو، چشم روشنی من است.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص 148

دوستان عزیز بارها گفتم این دعاها چه دعای کمیل باشد، چه مناجات خمس عشر و چه صحیفه باشد اینها می خواهند حرف زدن با خدا را به ما یاد بدهند. از این دعاها، مناجات خمس عشر را مطالعه کنیم ببینیم کدام یک از اینها با روح ما سنخیت دارد؟ کدام فراز از کلمات امام سجاد قلب ما را می لرزاند و روح ما را تکان می دهد؟ همان جمله را بگویید شبانه روز تکرار کنید.

در سجده، در قنوت، در رکوع و بعد از حمد و سوره ات بگو موقعی که می خواهی بلند بشوی بگو قبل از تشهدت بگو، بعد از تشهد در سجده شکرت بگو، این وسیله رابط تو برای رسیدن به الله است.

 مطالب خیلی طولانی شد بعضی وقت ها است به تعبیر رسول اکرم

«إِنَّ لِلَّهِ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضوا لَهَا»

التوحيد( للصدوق)؛ نويسنده: ابن بابويه، محمد بن على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 381 ق‏)، محقق: حسينى، هاشم‏، ناشر: جامعه مدرسين‏، ايران، قم‏: 1398 ق‏، ص330

بعضی وقتها چیزهای که ما می گوییم شاید خودم بیش از شما بینندگان عزیز لذت می برم از اینکه ما نتوانستیم در این 60- 70 سال به آنجا برسیم تأسف می خوریم.

مرحوم «میرزا جواد آقای ملکی» در دستور سیر و سلوکی که برای مرجع بزرگوار آیت الله العظمی «شیخ محمد حسین کمپانی»‌ می نویسد اسراری را آنجا مطرح می کند می گوید یکی از شرایط سیر و سلوک این است که همواره شبانه روز غصه بخوریم گریه کنیم که چرا ما به کمالات نرسیدیم؟

در این دنیای ماده و طبیعت گرفتار شدیم چشم برزخیه ما باز نشده است، چرا ملائکه ای که الان همینجا نشسته ایم شاید صدها و هزاران ملائکه باشد سمت راست و چپ ما ملائکه هستند چرا یک دفعه اتفاق نیفتاده است ملائکه را ببینیم؟

آیا این ها افراد به قول ما بی اطلاعی هستند؟ آن ها ما را می بینند ما نمی توانیم آن ها را ببینیم چرا اولیاء خدا و مردان خدا می دیدند پس ما هم می توانیم ببینیم ولی همت می خواهد.

مجری:

الحمدلله نعمتی است در محضر حضرتعالی تلمذ می کنیم این لحظات را می گذرانیم ان شاءالله که تک تک لحظات ما سرشار باشد از این هوشیاری و التفات و این منتهی به معرفتی بشود که دنبالش هستیم.

حضرت استاد اینکه ما بخواهیم معرفتمان را افزایش بدهیم به آن مراتب بالای توحید بخواهیم برسیم حضرتعالی اشاره فرمودید کارهای زیادی باید انجام می دادیم.

یکی از آنها این بود که ما به یاد مرگ باشیم و دیگری این بود که قرآن بخوانیم یک ترکیبی بین اینها حضرتعالی اشاره لطیفی داشتید به مقایسه ای که در آیات قرآن راجع به بحث مرگ، بحث زندگی، بحث بهشت و جهنم آمده است.

نسبت به آیاتی که از فناپذیری دنیا صحبت می کنند و آیاتی که از جاودانگی آخرت صحبت می کنند وارد بحث زیبا و جذابی شدیم. اگر امکانش است این بحث را به نتیجه برسانیم و ان شاءالله بعد ادامه بحث را در خدمت شما باشیم.

مقایسه زیبای قرآنیِ زندگی در دنیا و زندگی در آخرت!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

چند بحث را مطرح کردیم یکی مقایسه مؤمنین و کفار، مشرکین و فجار به هنگام جان کندن بود. قرآن هر دو دسته را می آورد می گوید جان کندن مؤمنین این طوری است فجار و کفار هم این طوری است.

در برزخ، سوال نکیر و منکر می آید قرآن آنجا را به حسابی به تصویر کشیده است می گوید مؤمنین در برزخ این شکلی هستند و فجار و مشرکین این چنین هستند. یا درباره قیامت، قرآن قیامت مؤمنین را ذکر می کند قیامت فجار و کفار را هم ذکر می کند.

این برهان مقایسه یکی از برهان های کوچه بازاری است. یعنی اینجا نمی خواهد فلیسوف باشی، عارف باشی، فقیه باشی، اصولی و عالم باشی نه، کاری ندارد. می گوید قیامت شما مؤمنین این طوری است قیامت کفار هم این طوری است. کدام را می خواهی انتخاب کنی؟

چند صباحی که شما در دنیا هستید این چند صباح زندگی همیشگی شما اینجا شکل می گیرد این جا خودتان باید درست کنید. اگر توانستید زندگی خوبی انتخاب کنید یک ماهیت خوبی برای خودتان در این جا انتخاب کنید در تمام این مراحل از لحظات سکرات مرگ تا رسیدن به بهشت لقاء الله و لقاء اهل بیت راحت هستید. و اگر نه از اول سکرات مرگ، گرفتار غضب و عذاب الهی هستید در قیامت هم در جهنم؛

(خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا)

هميشه در آن خواهند ماند؛

سوره نساء (4): آیه 57

خدای عالم دنیا و آخرت را مقایسه ای دارد، یعنی کل آخرت را با این دنیا مقایسه می کند می گوید:

(فَمَا مَتَاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ)

با اينکه متاع زندگی دنيا، در برابر آخرت، جز اندکی نيست!

سوره توبه (9): آیه 38

تمام زندگی دنیا در برابر آخرت خیلی کوچک است در سوره نساء می فرماید:

(قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا)

به آنها بگو: «سرمايه زندگی دنيا، نا چيز است! و سرای آخرت، برای کسی که پرهيزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شکاف هسته خرمايی، به شما ستم نخواهد شد!

سوره نساء (4): آیه 77

پیغمبر! به مردم بگو زیورهای دنیا خانه، بچه، حقوق، مال، ثروت، غذاهای رنگارنگ و... خیلی اندک است.

یا در سوره کهف آیه 45 می فرماید دنیا مثل این است که چند لحظه ای ابری می آید رعد و برق و غرشی دارد بارانی می آید تمام می شود ولی در اثر این باران درختان سیراب می شوند گیاهان روئیده می شوند درختان میوه می دهند. می گوید اینها را با آن باران مقایسه کنید.

می گوید اگر در زندگی تان، بارانی بود از این باران میوه های رنگارنگ، غذاهای رنگارنگ، گیاهان و سبزیجات رنگارنگ می چینید رفاه و آسایش عالی دارید وگرنه از این باران استفاده نکردید این باران آمد و مثل این که روی سنگی باران بیاید و رد شود روی سنگ چه اثری دارد؟ هیچ، یا در زمین های شوره زار چه اثری دارد؟ هیچ!

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست * در باغ لاله روید و در شوره زار خَس

باز در سوره کهف می فرماید:

(الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَالْبَاقِياتُ الصَّالِحَاتُ خَيرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيرٌ أَمَلًا)

مال و فرزند، زينت زندگی دنياست؛ و باقيات صالحات [= ارزش های پايدار و شايسته‌] ثوابش نزد پروردگارت بهتر و اميد بخش تر است!

سوره کهف (18): آیه 46

مال و بچه اگر در مسیر درست بیاید و برود بچه خوب تربیت کنیم همه اینها زینت چهار روز دنیا است. اگر می خواهید به بالاترین امید و آرزو برسید باقیات و صالحات است. مال و بچه، مال چند روز دنیا است ولی در آخرت نه.

 در سوره طه تعبیر زیبایی دارد می گوید:

(يوْمَ ينْفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يوْمَئِذٍ زُرْقًا)

همان روزی که در «صور» دميده می ‌شود؛ و مجرمان را با بدن های کبود، در آن روز جمع می ‌کنيم!

سوره طه (20): آیه 102

ما دو نفخ صور داریم یک نفخ صوری که تمام عالمیان از دنیا می روند

(وَيبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ)

و تنها ذات ذو الجلال و گرامی پروردگارت باقی می ‌ماند!

سوره الرحمن (55): آیه 27

همه از بین می روند حتی عزرائیل، جبرائیل، میکائیل همه و همه. یک نفخ صوری هم است که در قیامت دمیده می شود همه در قبرها زنده می شوند برای حساب می آیند. می گوید آن نفخ صوری که همه می آیند (وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يوْمَئِذٍ زُرْقًا) مجرمین را کفار و مشرکین را نمی گوید، «مجرم» یعنی گناهکار؛ مجرم شامل کفار و مشرک و هم شامل مؤمنین معصیت کار می شود.

مؤمنین را ما با بدن های کبود محشور می کنیم، بدن کبود در اثر چه است؟ می گوید عاقلان دانند در اثر گرفتار آتش بود یا در اثر غصه خوردن

(يتَخَافَتُونَ بَينَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا * نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يقُولُونَ إِذْ يقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يوْمًا)

آنها آهسته با هم گفتگو می ‌کنند؛ (بعضی می ‌گويند:) شما فقط ده (شبانه روز در عالم برزخ) توقف کرديد! (و نمی ‌دانند چقدر طولانی بوده است!) ما به آنچه آنها می ‌گويند آگاه تريم، هنگامی که نيکو روش‌ ترين آنها می ‌گويد: «شما تنها يک روز درنگ کرديد!»

سوره طه (20): آیات 103 و 104

مجرمین وقتی می آیند با همدیگر آهسته و در گوشی حرف می زنند می گویند (إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا) در دنیا ده روز بودیم. هفتاد سال، هشتاد سال، زمان حضرت نوح هزار و پانصد سال عمر کرده است می گوید مثل این که ده روزی در دنیا زندگی کردیم.

قرآن می گوید: (نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يقُولُونَ) اینها درِ گوشی با هم حرف می زنند می دانیم اینها چه می گویند؟ آنهای که مقداری آدم های آگاه تری هستند می گویند نه ده روز، بلکه یک روز در دنیا بودید. یعنی امت رسول الله هر چقدر عمر کردند امت های گذشته هزاران سال عمر کردند می گوید مقایسه عمر دنیا به آخرت مثل یک روز است.

 در سوره مؤمنون خدا به زیبایی توضیح داده است

(قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ *قَالُوا لَبِثْنَا يوْمًا أَوْ بَعْضَ يوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّينَ * قَالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ)

(خداوند) می ‌گويد: «چند سال در روی زمين توقف کرديد؟» (در پاسخ) می ‌گويند: «تنها به اندازه يک روز، يا قسمتی از يک روز! از آنها که می ‌توانند بشمارند بپرس!» می ‌گويد: «(آری،) شما مقدار کمی توقف نموديد اگر می ‌دانستيد!»

سوره مؤمنون (23): آیات 112- 113- 114

این آیه خیلی جالب است می گویند ما یک روز، یا قسمتی از روز مثلاً نصف روز یا یک پنجم روز در دنیا زندگی کردیم. سالی در دنیا ندیدیم!

(قَالُوا لَبِثْنَا يوْمًا أَوْ بَعْضَ يوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّينَ) خدای عالم به اینها خطاب می کند از آن هایی که شمارش عمر شما در دست آنها بوده است، بپرسید. در این جا مفسرین بحث زیاد دارند مراد از این که عمر ما را شمارش کردند ملائکه ای است که در سمت راست و چپ ما هستند و تمام اعمال ما را می نویسند.

یا نه مراد ملائکه ای که قیامت با ما هستند یا در داخل جهنم ملائکه عذابی که با ما هستند از این ها سوال کنید ببینید چقدر در دنیا زندگی کردید.

یعنی در حقیقت عمرهای طولانی در دنیا لحظه های زود گذری در برابر زندگی آخرت، نعمت های جاودانه و مجازات های نامحدود آخرت یعنی هیچ؛ یعنی شما زندگی چند ساله دنیوی را با نعمت های جاودانه آخرت یا مجازات های نامحدود آخرت مقایسه کنید ببینید چه چیزی از آن در می آید. یک جمع و تفریقی بزنید ببینید مساویش چه می شود.

خدا می گوید چند سال در دنیا بودید؟ می گویند یک روز یا قسمتی از روز مثلاً‌ دو سه ساعتی در دنیا بودیم. در حقیقت خدای عالم در این آیه می خواهد به ما بفهماند که عمر دنیا در برابر عمر آخرت یک روز یا ساعتی بیش نبوده است.

دوستان عزیز واقعاً می ارزد؟ خدا می خواهد در این جا به ما بفهماند این پرده های غفلت و غرور بر قلب و فکر شما سایه افکنده است، تصور می کنید که همیشه در این دنیا هستید آخرت برای تان نسیه، خیال، پندار و وهمی بیشتر نیست.

لذا خدای عالم می خواهد این واقعیت را برای ما بفهماند از این غفلت بیدار بشوید هر چه در دنیا عمر زیاد، ثروت زیاد، فرزندان زیاد چه و چه داشته باشید در مقایسه با آخرت یک روز یا نصف روز یا یک ساعت، دو ساعت از روز است در برابر آنجا به این شکل است. در سوره حدید می گوید:

(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَينَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ)

بدانيد زندگی دنيا تنها بازی و سرگرمی و تجمل پرستی و فخر فروشی در ميان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می ‌برد، سپس خشک می ‌شود به گونه ‌ای که آن را زرد رنگ می ‌بينی؛ سپس تبديل به کاه می ‌شود! و در آخرت، عذاب شديد است يا مغفرت و رضای الهی؛ و (به هر حال) زندگی دنيا چيزی جز متاع فريب نيست!

سوره حدید (57): آیه 20

(اعْلَمُوا) یعنی توجه، توجه، توجه آژیر خطر می خواهند بکشند (اعْلَمُوا) های قرآن یک آژیر خطر برای ما است توجه داشته باشید که زندگی دنیا یک بازی، سرگرمی، تجمل پرستی، فخر فروشی در میان شما است. افزون طلبی در مسائل به دست آوردن اموال و اولاد است یعنی دنیا همین است لهو، لعب، زینت، تفاخر و تکاثر

(أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ)

افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است.

سوره تکاثر (102): آیه 1

می گوید زندگی دنیوی شصت، هفتاد ساله شما در حقیقت مثل این بارانی است که می بارد محصولات کشاورزی سر سبز می شوند گیاهان رویید، درختان سبز شد، میوه ها آمد. همین که پاییز و زمستان رسید برگ های درخت ها زرد می شوند و به زمین می افتند درختان خشک می شوند. میوه ها را اگر نچینند بالای درخت خشک می شود و از بین می رود. گیاهان و سبزیجات به صورت زرد و سیاه در می آید اینها به صورت هیزم در می آید.

دنیا برای اولیاء خدا محل تجارت است، همان طوری که از کلمات امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می خوانیم حضرت می فرماید:

«إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ اكْتَسَبُوا فِيهَا الرَّحْمَةَ وَ رَبِحُوا فِيهَا الْجَنَّة»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص494

در دنیا زن، فرزند و اموال محل تجارت اولیاء خدا است یک دفعه می گوید این دنیا چنین و چنان است از آن طرف هم می گوید «مَتجرُ اولیاء الله» است. ان شاءالله عبارت مَتجرُ که از حضرت امیر (سلام الله علیه) است بیشتر توضیح می دهم.

دقت کنیم به دنیا علاقه پیدا کردیم وابسته به دنیا شدیم این دنیا هیچ ارزشی ندارد اگر نه این دنیا برای ما تجارت برای آخرت شد به این دنیا وابسته نبودیم این خوب است.

یک داستانی دیدم شبیه به این است کسی پیش مرحوم «شیخ بهایی» می آید «شیخ بهایی» از نظر مسائل دنیوی دستش باز بود اضافه بر این که ملا، آخوند و فقیه بود روحانی فعال و به روز بود از نظر مال دنیا زندگی خوبی داشت.

درویشی آمد به او اعتراض کرد شما این همه دنیا این همه ثروت دارید فردای قیامت می خواهید چه کار کنید؟ بعد در منزل «شیخ بهایی» خوابید، «شیخ بهایی» گفت می خواهی برای به دست آوردن آب حیات به مسافرت برویم؟ گفت برویم.

چند کیلومتری از شهر بیرون رفته بودند یک دفعه درویش گفت شیخ، کشکولم جا مانده است بر گردیم آن ها را بر داریم. «شیخ بهائی» گفت من این همه اموال و ثروتم را گذاشتم داریم می رویم عین خیالم نیست تو یک کشکولت جا مانده است به فکر آن هستی؟ من ثروت دارم ولی وابستگی ندارم تمام این ثروتم را خدا در یک چشم بر هم زدن از من بگیرد عین خیالم نیست ولی تو به این کشکولت آن چنان وابسته هستی دیگر راه رفتنت نمی آید.

لذا دنیا برای کسانی که به عنوان تجارت نگاه کنند خیلی خوب است اگر به عنوان فخر فروشی، تجمل پرستی، افزون طلبی در مال، ثروت و اولاد باشد خیلی مصیبت است.

البته در این زمینه حرف زیاد دارم همینجا بحثم را تمام می کنم اگر سوال دیگری است در خدمت حضرتعالی هستم

مجری:

الحمدلله تک تک بیانات تان ارزشمند است. به همین مقدار بسنده بکنیم ان شاءالله در خدمت حضرت استاد خواهیم بود مفصل تر نسبت به همین کلمات نورانی، نسبت به همین مقایسه ها، نسبت به کلیت اخلاق علوی به دست آوردن سیره مهدوی کسب کردن حقیقی ان شاءالله از حضرت استاد جویا خواهیم شد.

السلام علیک یا آبا صالح المهدی ادرکنا.

بینندگان ارجمند همانطور که ملاحظه کردید در این برنامه تلاشمان این است که بتوانیم لحظه ای ملتفت بشویم به خودمان، به جایگاهی که داریم و آن سرای ابدی و جاودانگی که در انتظارمان است. قرار است ان شاءالله یک سرزمینی خرم از این بارانی که این جاها آماده می کنیم برای خودمان بسازیم.

تا اینجا نسبت به مقایسه دنیا و آخرت، فناپذیری دنیا، جاودانگی آخرت شنیدیم و اینکه تمام افرادی که در روز قیامت بر انگیخته می شوند حتی حضرت نوح هم که یکی از اینها خواهد بود، دنیا را مقدار اندکی دانستند.

یک مقایسه دقیقی بخواهیم انجام بدهیم کل دنیا تا الان چقدر گذشته است؟ اگر هر چقدر دیگر باقی باشد باز با یک جاودانگی بخواهیم بسنجیم ببینیم چه می شود؟ از ابتدای خلقت از حضرت آدم تا الان چقدر گذراندیم؟

آیا قبل از خلقت حضرت آدم، مخلوقات دیگری روی زمین بودند!؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آن چه در تاریخ آمده است مخصوصاً‌ در تاریخ «یهود» می گویند از زمان خلقت حضرت آدم (علی نبینا وآله وعلیه السلام) حدود هفت هزار سال بیشتر نیست.

«علامه طباطبایی» در «المیزان» ترجمه اش را توصیه می کنم دوستان ببینند نوشته جناب آقای «محمد باقر موسوی همدانی»، جلد 4، صفحه 221 این را نقل می کند. می گوید اعتبار عقلی این است که از عمر حضرت آدم (سلام الله علیه) حدود هفت هزار سال بیشتر نمی گذرد.

«علامه طباطبایی» در «ترجمه تفسیر المیزان»، جلد 4، صفحه 222 چند صفحه در رابطه با پیدایش بشر و انسان صحبت می کند. چون حضرت آدم در حقیقت خلیفة الله است. افرادی باید باشند که ایشان خلیفة الله باشد. مثلاً یک کسی می گوید فلانی جانشین من است هیچ کس نباشد برای چه جانشین معین می کند؟

(وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يفْسِدُ فِيهَا وَيسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ)

(به خاطر بياور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمين، جانشينی [= نماينده‌ ای‌] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آيا کسی را در آن قرار می ‌دهی که فساد و خونريزی کند؟! (زيرا موجودات زمينی ديگر، که قبل از اين آدم وجود داشتند نيز، به فساد و خونريزی آلوده شدند. اگر هدف از آفرينش اين انسان، عبادت است،) ما تسبيح و حمد تو را بجا می ‌آوريم، و تو را تقديس می ‌کنيم.» پروردگار فرمود: «من حقايقی را می ‌دانم که شما نمی ‌دانيد.»

سوره بقره (2): آیه 30

خداوند می خواهد در زمین خلیفه قرار بدهد ملائکه می گویند می خواهی برای کسانی که خونریزی و فساد می کنند خلیفه درست کنی؟ اگر قبل از حضرت آدم خلایق، بشر و انسانی نبود (أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يفْسِدُ) از کجا آمد؟

«علامه طباطبایی» (رضوان الله تعالی علیه) می فرماید فسیلهای انسانی تا به حال پیدا کرده اند تشخیص می دهند بیست و پنج میلیون سال از خلقت انسان می گذرد، هفت هزار سال از عمر حضرت آدم می گذرد حساب کنید.

در سایت «اسلام کوئیست» آمده از زمان خلقت آدم چقدر می گذرد؟ دوستان مفصل در این جا کار کردند این که چند میلیون سال از فسیل های که به دست آمد می گذرد آقای «هادوی» در این زمینه تحقیق خوبی کرده است دوستان می توانند این را ملاحظه بفرمایند. خیلی زیاد نمی خواهم در قضیه که پانزده میلیون سال، بیست میلیون سال و... وارد شوم.

به قولی جدیدترین فسیلی که پیدا شده است می گویند بیست و پنج میلیون سال از عمر بشر می گذرد. کاری به اینها نداریم نه به فسیل ها کار داریم نه این که از عمر حضرت آدم هفت هزار سال می گذرد. اینها تخمین است درست است یا درست نیست کاری نداریم.

روایات اهل بیت برای ما حجت است. در روایات اهل بیت (علیهم السلام) نکاتی خیلی مهمی داریم. امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید:

«إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ»

خدای عالم دوازده هزار عالم آفریده است.

هر عالمی هم از این هفت آسمان و هفت زمین بزرگ تر است. مراد از هفت آسمان و هفت زمین چیست بحث های مفصلی است. روایتی هم داریم بر این که در این عالم دنیا که شما زندگی می کنید با این همه کهکشان ها که فاصله یک کهکشان با کهکشان دیگر سیصد میلیون سال نوری است.

در نوری که در هر ثانیه نزدیک به سیصد هزار میلیون سال طی می کند می گوید از این آسمانی که شما دارید نمی شود حساب کرد انسان وقتی این کهکشان ها را می بیند فاصله بین کهکشان ها از همدیگر که میلیون ها سال نوری با هم فاصله دارند، علوم نجومی هم ثابت کرده است این کهکشان ها در حال گسترش هستند خدا می گوید:

(وَالسَّمَاءَ بَنَينَاهَا بِأَيدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ)

و ما آسمان را با قدرت بنا کرديم، و همواره آن را وسعت می ‌بخشيم!

سوره ذاریات (51): آیه 47

(إِنَّا زَينَّا السَّمَاءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ)

ما آسمان نزديک [= پايين‌] را با ستارگان آراستيم

سوره صافات (37): آیه 6

تمام این عالم با میلیاردها، میلیارد سال نوری فاصله عالم دنیا است. «امام» (رضوان الله تعالی علیه) در اول کتاب «شرح دعای سحر» می گوید عالم دنیا را نسبت به عالم برزخ بخواهیم مقایسه کنیم مثل قطره ای آب در اقیانوس یا یک ذره ای در یک بیابان پهناور انداخته باشند. عالم برزخ هم نسبت به عالم مثال همین طوری است مثل قطره ای در برابر اقیانوس است.

عالم مثال نسبت به عالم ملکوت این طوری است. عالم ملکوت نسبت به عالم جبروت این طوری است. علام جبروت نسبت به عالم لاهوت این طوری است. بعد از آن عالم هاهوت است تقسیم بندی هایی است که «امام» (رضوان الله تعالی علیه)، مرحوم «شاه آبادی» (رضوان الله تعالی علیه) عرفای «نحله قم» این ها را دارند. «نحله نجف» پنج قسمت بیشتر ندارند عالم احدیت، عالم واحدیت، عالم عقل، عالم مثال و عالم طبیعت.

ما روایات زیادی داریم رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) عالم دنیا را با عوالم دیگر مقایسه می کند روایت خیلی مفصلی است. در «مرآة العقول»،‌ جلد 26، صفحه 5 دارد که نور در هر ثانیه سیصد هزار کیلومتر طی می کند و فاصله بین کره زمین تا خورشید به حدی زیاد است که نور خورشید با همه سرعتش هشت دقیقه طول می کشد به زمین برسد و حال آن که این دو همسایه دیوار به دیوار هستند.

بعد نسبت به عوالم دیگر که چه مسائلی است خیلی زیاد نمی خواهم توضیح بدهم. ولی روایت حضرت این است که خدای عالم دوازده هزار عالَم آفریده است. هر عالمی هم از این هفت آسمان و هفت زمین بزرگ تر است. بعد می گوید:

«أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَيْرَهُمْ وَ أَنَا الْحُجَّةُ عَلَيْهِمْ»

غیر از اینها عالم دیگری داریم من حجت خدا بر تمام این عوالم هستم.

الخصال؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ج2، ص 639

امام باقر (سلام الله علیه) می فرماید:

«لَعَلَّكَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ»

خدا فقط این عالم را آفریده است که می گوید از عمر بشر بیست و پنج میلیون سال می گذرد نه این نیست. خدای عالم غیر از شما هم بشرها و عوالمی آفریده است

«لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ الْآدَمِيِّينَ»

خدا یک میلیون عالم و یک میلیون آدم آفریده است. آخرین عالم شما هستید

آخرین آدم هم، حضرت آدم ابو البشر است غیر از این حضرت آدم، خدا یک میلیون عالم و آدم دیگر هم آفریده است.

 روایات متعدد در این زمینه داریم نشان می دهد این عالم اولاً منحصر به این عالم دنیا نیست عوالم دیگری هم فراتر از این عالم است. این عالم منحصر به حضرت آدم نیست فراتر از حضرت آدم، آدم های دیگری هم خدا خلق کرده است و در تمام این عوالم و برای تمام فرزندان آدم محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) حجت خدا بودند.

در آن عوالم چه بر اهل بیت گذشته است؟ در روایات چیزی ندیدم ولی در آخرین عالم و آخرین آدم و آخرین بنی آدم ظلمی که بر اهل بیت (علیهم السلام) شده است خیلی عجیب است. اگر خدای عالم در قرآن، آیه نازل کرده بود ظلم بر محمد و آل محمد بر همه واجب است بیش از این نمی توانستند ظلم کنند.

همین تعبیر را هم امام سجاد در بدو برگشتش از سفر «شام» و «کربلا» به «مدینه» خطاب به مردم «مدینه» فرمودند اگر خدا ظلم بر ما را بر شما واجب کرده بود بیش از این نمی توانستید به ما ظلم کنید.

خدا فرمود ملائکه من می خواهم در زمین جانشین برای خودم معین کنم. برای انتخاب جانشین اولاً افرادی لازم است باشند نایب، منوب عنه و منوب علیه می خواهد. خدا نایب معین کرده است حضرت آدم نایب و خلیفه است. کسانی که حضرت آدم بر آن ها خلیفه است فرزندان بشر قبل از حضرت آدم هستند. این که ملائکه می گویند خدایا می خواهی در زمین خلیفه قرار بدهی برای انسان های که خونریزی و فساد می کنند خدای عالم فرمود:

(وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * قَالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ)

سپس علم اسماء [= علم اسرار آفرينش و نامگذاری موجودات‌] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می ‌گوييد، اسامی اين ها را به من خبر دهيد!» فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چيزی جز آنچه به ما تعليم داده ‌ای، نمی ‌دانيم؛ تو دانا و حکيمی.» فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی (و اسرار) اين موجودات آگاه کن.

سوره بقره (2): آیات 31- 32 و 33

این که آن اسماء چه است توحید بود یا چیز دیگر بود به حضرت آدم عرضه داشت و همان را هم به ملائکه فرمود. حضرت آدم در مورد مسائل توحیدی، معرفتی، اسماء جمالیه و جلالیه شروع کرد از یک کلمه خدا هزاران کلمه توضیح داد. همه ملائکه سرشان را پایین انداختند گفتند خدایا ما توبه کردیم نمی دانستیم.

در هر صورت، در مسئله پیدایش انسان، آقایان می گویند بیست و پنج میلیون سال و از حضرت آدم هم هفت هزار سال می گذرد. و تمام اینها از ابتدا تا انتهاء همه شان (مَتَاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ) می شود همان که قرآن دارد: (كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يوْمًا أَوْ بَعْضَ يوْمٍ)

مجری:

حضرت استاد یک سوالی دیگری ممکن است مطرح بشود و آن این است که کسی می خواهد به یک نعمتی برسد باید یک سری رنج ها ببیند. در همان حین حال وقتی می خواهد استفاده کند و غذای بخورد بعداً نیاز به قضای حاجتی دارد. هر لذتی یک سری ملازماتی دارد که آنها با شدت و رنج همراه هستند. نعمت های آخرت به چه صورت هستند؟ آیا در آنجا هم کسی دچار رنج و زحمت می شود؟

مقایسه جالب نعمتهای دنیا با نعمتهای آخرت!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

وقتی به آیات قرآن مراجعه می کنیم می بینیم قرآن در سوره آل عمران می خواهد دنیا را با آخرت مقایسه کند می گوید:

(زُينَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ * قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ)

محبت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب های ممتاز و چهار پايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمايش و تربيت شوند؛ ولی) اين ها (در صورتی که هدف نهايی آدمی را تشکيل دهند،) سرمايه زندگی پست (مادی) است؛ و سرانجام نيک (و زندگی والا و جاويدان)، نزد خداست. بگو: «آيا شما را از چيزی آگاه کنم که از اين (سرمايه ‌های مادی)، بهتر است؟» برای کسانی که پرهيزگاری پيشه کرده‌ اند، (و از اين سرمايه ‌ها، در راه مشروع و حق و عدالت، استفاده می ‌کنند،) در نزد پروردگارشان (در جهان ديگر)، باغ هايی است که نهرها از پای درختانش می ‌گذرد؛ هميشه در آن خواهند بود؛ و همسرانی پاکيزه، و خشنودی خداوند (نصيب آنهاست). و خدا به (امور) بندگان، بيناست.

سوره آل عمران (3): آیات 14و 15

می فرماید برای مردم محبت های امور مادی جلوه کرده است علاقه به زن ها، علاقه به فرزند، علاقه به طلا و نقره، مال و ثروت، چهار پایان مانند گاو، گوسفند و ... اینها در مقایسه با زندگی آخرت و آن چه که خدای عالم انجام داده است هیچ ارزشی ندارد.

باز در ادامه دارد: (قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيرٍ مِنْ ذَلِكُمْ) این همه به سر و کله هم می زنید این همه کشت و کشتار، بخل و حسد و ... شبانه روزتان را برای ثروت اندوزی، فخر فروشی و ... گذاشتید آیا بهتر از این را به شما معرفی کنم؟ خیلی زیبا می گوید از این سرمایه های مادی، بهتر نمی خواهید؟

در دنیا فخر فروشی، ثروت اندوزی به ضرر شما است اگر تقوا پیشه کنید از این امکانات هم برای رسیدن به آخرت استفاده کنید منِ خدا، خالق شما خیرخواه شما هستم. شما را دارم نصیحت می کنم اختیار با خود شما است.

در سوره رعد دنیا را مقایسه می کند می گوید این دنیا زود گذر است:

(مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ)

توصيف بهشتی که به پرهيزگاران وعده داده شده، (اين است که) نهرهای آب از زير درختانش جاری است، ميوه آن هميشگی، و سايه ‌اش دائمی است؛ اين سرانجام کسانی است که پرهيزگاری پيشه کردند؛ و سرانجام کافران، آتش است!

سوره رعد (13): آیه 35

وقتی به «باغ فین کاشان» رفتیم جالب این است که درخت سر به فلک کشیده در وسط آب است طوری هم آب را تنظیم کردند آب می آید یک دفعه از سراشیبی می گذرد آبشاری درست کردند دوباره می آید و آبشاری درست کردند وقتی آدم آنجا را نگاه می کند این آیات برای من تداعی می شود.

(أُكُلُهَا دَائِمٌ) مثل دنیا نیست که فصل بهار و تابستان بیاید میوه هایی است ولی پاییز می آید دیگر میوه های تابستانی نیست. زمستان یک سری میوه های است تابستان دیگر از آن میوه ها خبری نیست.

در آن جا میوه هایش دائمی است زمستان و تابستان ندارد اصلاً فصلی در آن جا نیست. در آن جا گردش خورشید، زمین، فصل بهار، پاییز، زمستان نیست آن جا همیشه مثل بین الطلوعین است نور است و نور.

حتی در بعضی از آیات دارد خداوند می گوید نعمت های ما را صبحگاهان و شبانگاهان استفاده می کنند چون ما در این دنیا با صبح، شام، روز و شب آشنا هستیم.

خدا می گوید اگر بنا باشد آن جا روز و شبی هم باشد صبحگاهان و شبانگاهان یعنی همیشه این نعمت ها برای او سایه های که است سایه هایش مثل سایه های دنیا نیست که اگر آفتاب آمد سایه است ابر جلوی آفتاب نباشد سایه نیست. آفتاب غروب کرد دیگر همه جا تاریک است و سایه نیست. این طوری نیست.

در آنجا از بالا نور می تابد از درختان سایه های زیبا، فرح بخش، مسرت انگیز وجود دارد که این سایه ها همیشگی است. چون خورشیدی نیست که با غروب خورشید سایه ها از بین برود یا با گردش خورشید این سایه ها هم گردش داشته باشد.

آن جا نور و نور است غیر از نور چیز دیگری نیست ولذا هم میوه هایش همیشگی است زمستان و تابستان ندارد و هم سایه هایش شب و روز ندارد.

مثل بچه بازیگوشی که درس نمی خواند پدر و مادر مدام التماس می کنند درس نمی خواند. پدر و مادر می گویند درس بخوان برایت دوچرخه می خرم نمی خواند. برایت فلان اسباب بازی می خرم یعنی خدای عالم مدام تشویقات را برای بشر می آورد. بشر اگر حرف من را گوش بدهی بهشت، حوری، طیور، درختان سر به فلک کشیده است زیر درختان آب جاری است میوه هایش چنین و چنان است هر چه آن جا دل تان بخواهد است

(وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ)

و در آن (بهشت) آنچه دل ها می ‌خواهد

سوره زخرف (43): آیه 71

این نعمت های که ما داریم حوری ها، قصرها، میوه ها، نهرهای از آب، شیر و عسل غیر از این ها هر چه دل تان بخواهد می دهیم. مثل این که پدر و مادر به فرزندشان می گوید درست را بخوان هر چه بخواهی برایت فراهم می کنم. خدای عالم این همه تشویقات می گذارد.

چقدر خدای عالم رئوف، مهربان و بزرگوار است ما را آفریده است همه نعمت ها را در اختیار ما قرار داده است مدام برای ما تشویق، تشویق و تشویق دارد.

 از آن طرف سوره طه می گوید:

(وَكَذَلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى)

و اين گونه جزا می ‌دهيم کسی را که اسراف کند، و به آيات پروردگارش ايمان نياورد! و عذاب آخرت، شديدتر و پايدارتر است!

سوره طه (20): آیه 127

شما عذاب های دنیا، بیماری های دنیا، زلزله ها، جنگ و خونریزی را دارید می بینید این ها در برابر عذاب آخرت ناچیز است. عذاب های آخرت هم شدید و هم پایدار و همیشه است. عذاب های آنجا چیزی نیست شما بخواهید بگویید چند روز یا چند سال آن جا عذاب می کشیم.

 آن جا کسی داخل آتش جهنم رفت خدا به حق زهرا (سلام الله علیها) همه ما را از عذاب آخرت نجات بدهد گرفتارمان نکند. حیات ما، حیات آل محمد و ممات ما، ممات محمد و آل محمد قرار بدهد. آن جا کسی رفت تمام درها به رویش بسته است هر التماس می کنند کسی به حرف شان گوش نمی دهد. هر چه داد و فریاد می زنند به جای این که به حرف شان گوش کنند

(قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ)

(خداوند) مي‌گويد: «دور شويد در دوزخ، و با من سخن مگوييد!

سوره مؤمنون (23): آیه 108

عرب «إخسئ» را به سگ می گوید سگی که عو عو می کند می خواهد پاچه بگیرد به سگ می گویند خفه شو عو عو نکن، کلمه (إخْسَئُوا) را مالک جهنم به جهنمیان می گوید خفه بشوید حرف نزنید. چقدر تحقیر است؟

نسبت به بهشتیان دارد:

(ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ)

(فرشتگان به آنها می ‌گويند:) داخل اين باغ ها شويد با سلامت و امنيت!

سوره حجر (15): آیه 46

خدای عالم به این ها «سلامٌ من الرحمن» امثال این ها؛ ولی جهنمیان (قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ) خفه شوید حرف نزنید. اینها مقایسه های است که خیلی مهم است. ان شاءالله از این مسائل درس عبرتی بگیریم به حول و قوه الهی ان شاءالله رو سفید باشیم.

مجری:

ان شاءالله. حضرت استاد از محضرتان بسیار استفاده کردیم و بهره بردیم.

همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب هم همراه ما بودید، ان شاءالله که در طول هفته این نکات را با خودمان مرور کنیم نگذاریم یک لحظه غفلت دامن گیر ما بشود همین مقایسه ها را در زندگی خودمان بارها و بارها به گوش و ذهن های خودمان برسانیم، ان شاء الله که هفته پر برکت و پر روزی را به دنبال داشته باشد تا دیدار آینده خدا نگهدار!

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها