2024 July 16 - سه شنبه 26 تير 1403
اساسی ترین پیام آیات مقایسه زندگی بهشتیان و جهنمیان!
کد مطلب: ١٥٦٢٢ تاریخ انتشار: ١١ آبان ١٤٠٢ - ١٦:٢٣ تعداد بازدید: 2255
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
اساسی ترین پیام آیات مقایسه زندگی بهشتیان و جهنمیان!

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی30-06-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

30/06/1402

موضوع: اساسی ترین پیام آیات مقایسه زندگی بهشتیان و جهنمیان!

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی

فهرست مطالب این برنامه:

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

فرازهایی از گفتگوی عاشقانه امام سجاد (سلام الله علیه) با خداوند متعال!

تحول معنوی آیت الله «حسن زاده آملی» با «مُنَاجَاةُ الشَّاكِين‏»!

مهمترین و اساسی ترین پیام آیات مقایسه زندگی بهشتیان و جهنمیان!

تماس بینندگان برنامه

راهکاری بسیار ارزشمند، برای رفع گرفتاری و افزایش روزی!

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدلِلَّهِ رَبِّ العالَمين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْن‏ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ‏

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

الحمدلله این توفیق نصیب مان شده است در شب جمعه، سید الیالی محضر همه شما گرامیان برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را تقدیم کنیم. ان شاءالله بتوانیم در این برنامه هم مثل همیشه بیاموزیم که علوی گونه اخلاق خودمان را در زندگی انجام بدهیم تا ان شاءالله به سیره ای برسیم که مرضی درگاه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد.

همانطور که مطلع هستید این توفیق را داریم در محضر آیت الله حسینی قزوینی باشیم، ان شاءالله امشب هم از محضرشان نهایت بهره و استفاده را خواهیم برد سلام عرض می کنم در خدمتتان هستم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان از خدای منان خواهانم. ابتدای برنامه یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) کرده باشیم، باشد که زندگی مان پیوندی با صدیقه طاهره خورده باشد و عمرمان، دنیا و آخرت مان بیمه آن بزرگوار باشد.

این صفای سینه هامان ازصفای فاطمه است * هر چه داریم و نداریم ازعطای فاطمه است

مریم و آسیه و حوا و آدم جای خود * خوب می دانیم ما عالم گدای فاطمه است

من نمی دانم چه سری هست در خلقت ولی * خلق مجنون علی او مبتلای فاطمه است

از همان اول خدا در شأن زهرا گفته بود * او برای حیدر و حیدر برای فاطمه است

گرچه پنهان ماند قبر مادر آلاله ها * سینه ای سینه زنان تا هست جای فاطمه است

علت این گریه های ماست اشک فاطمه * گریه های ما همه از گریه های فاطمه است

گوش کن از کوچه ها دارد صدایی می رسد * یا صدای مجتبی یا نه صدای فاطمه است.

صدیقه طاهره که برای گرفتن «فدک» رفته بود، از این چهار فرزند فقط دست امام مجتبی را گرفت برد. موقع برگشتن در کوچه، فلان آقا کاغذ «فدک» را خواست. حضرت ممانعت کرد. جلوی چشم فرزند آنچنان سیلی به زهرا زد که گوشواره از گوش هایش تکه تکه شد و زمین خورد. خیلی سخت است جلوی فرزند، مادر را زدن.

«أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى القَوم الظَّالمين»

وسيعلم الَّذين ظلموا أي منقلب ينقلبون

مجری:

طیب الله انفاسکم. خیلی ممنون و متشکرم. الحمدلله این رزق و روزی را داریم در شب های جمعه، ‌دلهای خودمان را با نام و یاد حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) گره می زنیم.

این دلهایی که نیاز دارند تا از آنها زنگار زدایی بشود و غباری که در آن نشسته است کنار برود تا ان شاءالله نور معرفت بر آن بتابد. ان شاءالله این مقدمه ای برای کسب معارف والاتر باشد و این جلسه هم بتوانیم از محضر استاد استفاده کنیم و معرفت خودمان را بالاتر ببریم.

حضرت استاد الحمد لله در محضرتان بودیم با سیر برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی یک فاصله ای افتاد در مناسباتی که بود در ایام محرم و صفر اگر امکانش است مختصری از آن چیزی که بیان فرمودید بفرمایید تا ان شاءالله وارد مبحث جدید بشویم.

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ؛ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ؛ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

عرض کردیم یکی از ویژگیهای اخلاق علوی و سیره مهدوی رسیدن به بالاترین قله توحید است. جایی که حضرت فرمود:

«فهم الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده‏»

یاران حضرت مهدی کسانی هستند که به حق وحدانیت و توحید حق نائل گشته اند.

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص 165

یا تعبیر دیگری که:

«رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه‏»

خدا را آن گونه ای که شایسته است شناخته اند.

الفتوح؛ نويسنده: أحمد بن أعثم الكوفي (وفات: 314)، تحقيق: علي شيري، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع، 1411ق، ج2، ص320

قرآن می فرماید:

(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيعْبُدُونِ)

من جن و انس را نيافريدم جز برای اينکه عبادتم کنند (و از اين راه تکامل يابند و به من نزديک شوند)!

سوره ذاریات (51): آیه 56

ما جن و انس را برای عبادت آفریدیم، عبادت بدون معرفت امکان پذیر نیست. هر چه شبانه روز نماز بخوانیم، طول سال را روزه بگیریم، سال ها به حج مشرف شویم ولی اگر معرفت ما نسبت به حق و اولیاء حق، ضعیف باشد هیچ فایده ای ندارد و ما را به کمالات نمی رساند.

در روایتی است شاید عزیزان ما شنیده باشند در زمان «بنی اسرائیل» عابدی در جزیره ای مشغول عبادت بود. ملائکه دیدند هر چه عبادت بیشتر می کند ولی چیزی به مقامات و کمالات او افزوده نمی شود.

عرض کردند خدایا این بنده ات شبانه روز مشغول نماز، عبادت و ذکر است چرا به مراحل بالای کمالات نمی رسد؟ خدای عالم امر فرمود بروید با ایشان همنشین بشوید و هم صحبت باشید.

آمدند (فَتَمَثَّلَ لَها) مرحوم علامه «طباطبایی» هم دارد ملائکه می خواهند بیایند به صورت مثالی در می آیند. چون ملک به صورت بشر امکان پذیر نیست با وجود ملک بودن به صورت بشر تبدیل بشود.

آمدند در کنارش شروع به گفتگو کردند. به عابد گفتند چه آرزو داری؟ گفت وقتی از صومعه ام بیرون می آیم می بینم این همه گیاه و یونجه هست؛ می گویم ای کاش خدا الاغش را اینجا می فرستاد از این یونجه ها و علف ها می خورد.

این ها فهمیدند این آقا این همه دارد عبادت می کند نه تنها به مرحله توحید نرسیده است، بلکه در پست ترین مراحل شرک گرفتار است.

آن خدایی که الاغ سوار باشد و الاغ داشته باشد این خدا به درد خدایی نمی خورد. این خدا به مراتب از بتِ بت پرست ها پست تر است. بت پرست ها، بتی از چوب و آهن و این ها داشتند اگر دزدی می آمد می گرفتند و از آن استفاده می کردند.

بعضی ها خرما و چیزهای دیگر به عنوان خدا داشتند که وقتی گرسنه می شدند می خوردند دوباره یک خدای دیگری درست می کردند.

خدایی که وهابی ها یا «اهل حدیث حشویه» در ذهنشان درست کردند که خدا بالای عرش می نشیند وقتی روی عرش می نشیند مثل این که انسان بر یک شتری که تازه می خواهند از او سواری بگیرند زوزه می کشد، این عرش هم ناله می کند.

بغل دستش هم جای پیغمبر گذاشته خدا روی عرش می نشیند به قول «ابن تیمیه» از هر طرف یک وجب جسم خدای عالم از عرش بیرون می آید که اگر بیرون نیاید عظمت خدا معلوم نیست! خاک بر سرتان با این تمثیل و خدا شناسی تان.

یا شب که می شود از آسمان بنا به نقل «حشویه»‌ و دیگر روایات، خدا سوار الاغ می شود روی کره زمین می آید تا اذان صبح مثل سبزی فروش ها بلندگو دستش می گیرد : «هل من تائب أتوب الیه، هل من مستغفر فأغفر له، هل من سائل فأجیب له» دوباره نزدیک طلوع فجر سوار الاغ می شود به بالا می رود، این معرفت، ارزشی ندارد.

ماها یک چیزی از خدای عالم در ذهن مان درست کردیم، یک چیزی در فکرمان درست کردیم مثل اینکه آن خدایی که بالا است صدای ما را می شنود و جواب ما را هم می دهد لذا دست مان هم موقع دعا کردن بالا است چون خدا بالا است دست مان را هم بالا می بریم. این خدا هم به درد خدایی نمی خورد.

 آن خدایی که قرآن می گوید:

(لَيسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ)

هيچ چيز همانند او نيست.

سوره شوری (42): آیه 11

شما هر چه در ذهنت از خدا تصور کنی مخلوق ذهن توست این خدا نیست. امام باقر (سلام الله علیه) فرمود:

«كلّما ميّزتموه بأوهامكم في أدقّ معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود إليكم»

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج110، ص 34

خدایی که:

(وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ)

و برای او هيچ گاه شبيه و مانندی نبوده است!

سوره اخلاص (112): آیه 4

آن خدایی که مثل، شبیه و همتایی ندارد؛ همین اندازه برای ما کافی است. خدایی که هر چه بخواهیم تصور کنیم فوق او است.

خدا آیت الله «شاه آبادی» را بیامرزد، ما هشت سال فلسفه و عرفان خدمت ایشان بودیم. خیلی روی این تکیه می کرد که خدای واقعی آنی است که من هر چه بخواهم از عظمت خدا، از قدرت خدا، از قیومیّت خدا تصور کنم خدا بالاتر از او است. این خدای واقعی می شود.

حضرت امیر (سلام الله علیه) فرمود:

«لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُود»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص 39

خدای عالمی که برای صفات او امکان توصیف کردن نیست.

تعبیری در روایت دارد که «امام خمینی» (رضوان الله تعالی علیه) در همه کتابهای خود مثل «اسرار الصلاة»، «سرّ الصلاة» و «آداب الصلاة» این روایت را آورده است. می گوید اگر چنانچه می خواهید تکبیر و «الله اکبر» بگویید، یعنی خدای عالم بزرگ تر از آن است که به ذهن بیاید. بزرگ تر از آن است که بتوانیم او را وصف کنیم. نه ذات او، نه صفات او، نه اسماء او و نه افعال او.

می گوید وقتی «الله اکبر» گفتی، تمام عالم هستی را در برابر عظمت حق هیچ دیدی و بعد «الله اکبر» گفتی این تکبیرت، تکبیر درست است.

اما اگر تکبیر می گویی نظرت این است که فلان پادشاه، فلان رئیس جمهور، فلان عالم، فلان مرجع و فلان مسئول هم یک قدرتی دارد؛ در اینجا خداوند خطاب می کند:

«يَا كَاذِبُ أَ تَخْدَعُنِي‏؟!»

ای آدم درغگو! داری منِ خدا را فریب می دهی؟

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسين بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج‏4، ص96

از این طرف «الله اکبر» می گویی یعنی خدا بزرگ تر از آن است که توصیف شود، بعد در ذهن خود عظمتی برای دیگران قائل هستی، قدرتی برای دیگران قائل هستی، تأثیر گذاری برای دیگران قائل هستی.

بعد رسول اکرم می فرماید اگر می خواهی بفهمی تکبیرت، تکبیر واقعی هست یا تکبیر دروغ است، اگر بعد از تکبیر گفتن لذت عبادت در وجودت وارد شد، شیرینی عبادت را چشیدی، لذت مناجات با خدای عالم، سراسر وجودت را گرفت، این الله اکبرت، الله اکبر درست بوده، در غیر این صورت الله اکبرت، الله اکبر دروغی بوده است.

دوستان عزیز ببینیم «الله اکبر» می گوییم وارد نماز می شویم آیا این «الله اکبر» ما «الله اکبر» راست یا دروغ است؟

جلسه گذشته عرض کردم مرحوم «محمدجواد انصاری همدانی» که از اوتاد بود و به تعبیر «امام» (رضوان الله تعالی علیه) ایشان کوهی از توحید بود و به قول آقای «قاضی» ایشان توحید را مستقیم از خدا گرفت؛ آقازاده ایشان یک مصاحبه ای دارد که مصاحبه اش را در کانال خودمان هم گذاشتیم دوستان گوش کنند مطالب خوب و جالبی دارد چند بار گوش کنند.

ایشان می گوید: روزی پدرم گفت مشغول نماز بودم «الله اکبر» گفتم، دیدم شیطان، لبیک گفت. دوباره «الله اکبر» گفتم دیدم شیطان لبیک گفت. هزار بار «الله اکبر» را تکرار کردم در هزار و یکمین بار دیدم خدای عالم فرمود لبیک.

گفتم: پدر از کجا تشخیص دادی که آن لبیک شیطان است یا لبیک خدا ؟ گفت پسرم،‌ عاشق صدای معشوقش را می شناسد. حبیب،‌ صدای محبوبش را تشخیص می دهد.

«سید بن طاوس» (رضوان الله تعالی علیه) که بیشتر از همه آقایان خدمت حضرت ولی عصر مشرف شده بود، روزی در مجلسی بود یک آقایی آمد سوال کرد:

«فمن الدعي الرؤیة فکذبوه»

هر کس ادعای دیدار امام زمان بکند، او را تکذیب کنید

آیا این حدیث صحیح است یا نه؟ ناقل از بزرگان است اسمش الان در ذهنم نیست. گفت بله این حدیث درست است. آهسته گفت ما شنیدیم. گفت به قدری خدمت حضرت رسیدم با تُن صدای حضرت آشنا هستم. پشت دیوار اگر صدها صدا بیاید در کنار این در، لا به لای صداها صدای محبوبم آقا حجة ابن الحسن عزیز دلم باشد تشخیص می دهم. مردان خدا این چنین هستند.

ولذا ما باید به یک مرحله ای برسیم که معرفت ما نسبت به خدای عالم، معرفت مقبول خدا و مقبول حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) باشد. بزرگان تمام تلاش شان بر این است که به بالاترین مرتبه معرفت برسند.

فرازهایی از گفتگوی عاشقانه امام سجاد (سلام الله علیه) با خداوند متعال!

به عزیزان توصیه می کنم مناجات «خمس عشر»، مناجات العارفین و مناجات المریدین را بیشتر بخوانند. در لا به لای کلمات امام سجاد نکاتی است که در دل آدم نور ایجاد می کند. روح آدم را منقلب می کند. فکر آدم را عوض می کند.

نسبت به فرمایش حضرت سجاد (سلام الله علیه) حالا که بحث به این جا رسید تکه ای را خدمت بینندگان اشاره کنم تکه خیلی عجیبی است در مناجات المریدین می فرماید:

«سُبْحَانَكَ مَا أَضْيَقَ الطُّرُقَ عَلَى مَنْ لَمْ تَكُنْ دَلِيلَهُ»

خدایا منزهی تو، چه تنگ است مسیر برای کسی که تو رهنما و دلیلش نباشی!

دوستان قشنگ دقت بفرمایید. ان شاءالله اگر خدای عالم توفیقمان بدهد در بحث های اخلاق علوی مقداری از نکات ظریف و عاشقانه امام سجاد باید سخن بگوییم. کلمات عاشقانه امام سجاد در انسان عشق ایجاد می کند، قلب انسان را زیر و رو می کند. می گوید برای رسیدن به خدا باید خدا دستت را بگیرد

تا که از جانب معشوق نباشد کششی * کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

«وَ مَا أَوْضَحَ الْحَقَّ عِنْدَ مَنْ هَدَيْتَهُ سَبِيلَهُ»

خدایا چقدر مسیر حقیقت روشن است در نزد کسی که تو رهنمای راهش باشی.

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص 411

در فضای مجازی دیدم بعضی ها آدم های بی ذوق می گویند این دلیل بر این است که مثلاً اگر استادی داشته باشیم دستوراتی به ما بدهد از دیدگاه امام سجاد مردود است. نمی دانم این آقایان در این وادی نیفتاده اند یا اصلاً الفبای مسئله عرفان را نمی دانند!

مگر اهل بیت (علیهم السلام) که ما را به خدای عالم می رسانند، هادی ما نیستند؟ مگر آنها غیر خدا هستند؟

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

خدا و جلوه او است. همان استادی که دست ما را می گیرد برای ما دستورات سیر و سلوکی می دهد این هم از عنایات خدای عالم است. بنا نیست که خدای عالم نستجیر بالله به قولی «وهابی» ها از عرش پایین بیاید برای من دستور سیر و سلوکی بدهد!! همانطوری که خدای عالم در قرآن می گوید:

(اللَّهُ يتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا)

خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می ‌کند

سوره زمر (39): آیه 42

خدای عالم انسان ها را قبض روح می کند. از طرفی هم می گوید:

(قُلْ يتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ)

بگو: «فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، (روح) شما را می ‌گيرد؛ سپس شما را به سوی پروردگارتان باز می ‌گردانند.»

سوره سجده (32):‌ آیه 11

ملائکه ای که از طرف خدای عالم، وکیل هستند شما را قبض روح می کنند. همه چیز مال اوست.

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن * ظلمات است بترس از خطر گمراهی

بله یک کسی واقعاً به قدری قوی است مثل مرحوم «محمدجواد همدانی» که مستقیم از خدا می گیرد. یک کسی ارتباطش با رسول اکرم است. یکی عشقش با امیرالمؤمنین است. یکی با حضرت صدیقه طاهره است. یکی با امام حسین عشق می کند. یکی با حضرت ولی عصر عشق می کند.

هر انسانی نسبت به یکی از معصومین یک کششی دارد. این کشش ها، لذت دارد. این کشش ها در حقیقت دستگیره هایی است که ما را به خدای عالم می رساند.

تا آنجایی که می گوید:

«إِلَهِي فَاسْلُكْ بِنَا سُبُلَ الْوُصُولِ إِلَيْكَ ... وَ أَلْحِقْنَا بِعِبَادِكَ الَّذِينَ هُمْ بِالْبِدَارِ إِلَيْكَ يُسَارِعُون‏»

خدایا راه رسیدن ما را به خودت هموار کن و ما را از بندگانی قرار بده که با سرعت به طرف تو در حال حرکت هستند.

«وَ بَابَكَ عَلَى الدَّوَامِ يَطْرُقُونَ»

خدایا من را از آن بنده هایی قرار بده که شبانه روز درِ خانه تو را می کوبد.

یعنی انسان به یک مرحله ای برسد یک لحظه از خدا غافل نشود. دائم الذکر بودن یکی از بالاترین مقام عارفین است.

«وَ إِيَّاكَ فِي اللَّيْلِ يَعْبُدُونَ»

شبانه روز مشغول عبادت تو هستند.

نه مشغول نماز وقتی خود را در محضر حق داری می بینی خدا را ناظر و شاهد حال خودت می بینی این بالاترین عبادت است، عبادت بالاتر از این نیست.

تا آنجایی که حضرت عبارت خیلی عاشقانه دارد:

«فَأَنْتَ لَا غَيْرُكَ مُرَادِي وَ لَكَ لَا لِسِوَاكَ سَهَرِي وَ سُهَادِي وَ لِقَاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي»

خدایا تو فقط هدف و مراد من هستی. غیر از تو را نمی خواهم از تو، خودت را می خواهم. خدایا اگر بی خوابی می کشم شب زنده داری می کنم می خواهم به تو برسم. خدایا ملاقات با تو نور چشم من است.

دوستان به خوبی دقت کنند می فرماید:

«وَ وَصْلُكَ مُنَى نَفْسِي»

بالاترین آرزوی من این است که به تو برسم.

دیگر از این بهتر!

«وَ رُؤْيَتُكَ حَاجَتِي»

خدایا می خواهم تو را ببینم.

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص411

البته رؤیت نه با رؤیت چشم؛ رؤیت قلب که از حضرت امیر سوال کردند:

«هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ»

حضرت فرمود:

«لَمْ أَكُنْ بِالَّذِي أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ»

خدایی که نبینم عبادت نمی کنم.

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق ندارد. ناشر: كتابچى، ص 342

رؤیت با چشم برای عالم ماده است. شما در عالم خواب، در یک آنی «مشهد الرضا» و از آن جا به حرم امام حسین می روی به شرق و غرب عالم میروی، می بینی، می شنوی و حرف می زنی بعضی وقت این خواب در وجودت آن چنان اثر می گذارد بیدار می شوی تمام این برنامه هایی که در خواب دیده بودی در تو انقلاب ایجاد می کند.

مگر در خواب چشم، گوش و زبان داشتی؟ عالم برزخ و عالم مثال این چشم، گوش، زبان اصلاً کار نمی کند دنیای دیگری است.

«وَ جِوَارُكَ طَلِبَتِي»

و همسایه تو شدن مطالبه و آرزوی من است.

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص411

به قول آن شاعر:

چو رسی به طور سیناء أرنی مگو و بگذر * که نیرزد این تمنا به جواب لن ترانی

بعضی ها هم این طوری هستند می گویند از خداوند رؤیتش را طلب نکن اگر گفتی:

(قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي)

عرض کرد: پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم!

سوره اعراف (7): آیه 143

جواب لن ترانی می آید. ظاهراً «خواجه حافظ شیرازی» می گوید:

چو رسی به طور سیناء أرنی بگو و مگذر

بگو «أَرِنِي کیفَ أَنْظُرْ إِلَيكَ»

تو صدای دوست بشنو نه جواب لن ترانی!

«مولانا» یک مقداری ظریف ترش می گوید. می گوید:

أرنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد * تو که با منی همیشه چه أریٰ چه لن ترانی

(وَهُوَ مَعَكُمْ أَينَ مَا كُنْتُمْ)

و هر جا باشيد او با شما است

سوره حدید (57): آیه 4

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

(وَمَا رَمَيتَ إِذْ رَمَيتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى)

و اين تو نبودی (ای پيامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی؛ بلکه خدا انداخت!

سوره انفال (8): آیه 17

بحثمان مقداری در این وادی طول کشید. از عزیزان معذرت می خواهم.

تحول معنوی آیت الله «حسن زاده آملی» با «مُنَاجَاةُ الشَّاكِين‏»!

واقعاً مناجات المریدین حضرت خیلی با صفاء است. یعنی اوج معاشقه با خدا است. تکه هایی هم از مناجات عارفین خدمت آقایان می خوانیم. بعضی ها ابتدای راه هستند مناجات شاکیّن را بخوانند آن هم بد نیست خیلی خوب است.

می گویند مرحوم آیت الله «حسن زاده آملی» می گوید از حرم حضرت معصومه بیرون آمدم یکی از دوستان را دیدم بغل کردم بوسیدم. از او جدا شدم دیدم مرحوم آقای «سید عبد الکریم کشمیری» (رضوان الله تعالی علیه) با یک عصبانیت به من گفت: آقای «حسن زاده» با این آقا چرا این قدر گرم گرفتی؟ این آقا نماز نمی خواند. تو چرا این قدر گرم گرفتی؟

گفتم: از کجا بدانم ایشان نماز نمی خواند؟ آقای «کشمیری» خیلی با غضب گفت: آقای «حسن زاده» 60 سال از عمرت گذشته است هنوز چشم برزخیت باز نشده است!؟ نمی توانی حقیقت انسانها را ببینی؟ می گفت این جمله آقای «کشمیری» من را دیوانه کرد، دیگر مجنون وار به خانه آمدم مناجات شاکیّن امام زین العابدین را می خواندم گریه می کردم.

چهل روز خواندم، دوباره چهل روز بعد، در چهل روز سوم بعد از چله سوم دیدم خدای عالم یک عنایتی هم به ما کرد. مردان خدا اینچنین هستند

مردان خدا پرده پندار دریدند * یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند

فرمود اگر بنده ام به نوافل و مستحبات مراقبت و مواظبت کند:

«كُنْتُ‏ سَمْعَهُ‏ الَّذِي‏ يَسْمَعُ‏ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِه‏ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ.»

من چشم بنده ام می شوم با چشم من می بیند. دست بنده ام می شوم با دست من حرکت می کند. من پای او می شوم با پای من حرکت می کند. من گوش او می شوم با گوش من می شنود.

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص352، ح7

این روایت را «صحیح بخاری» هم در جلد 5 صفحه 2384 دارد. این از مراحل عمل کردن به اخلاق علوی و سیره مهدوی است. یکی از بحثهایی که قبلا هم مطرح کردیم این بود که یکی از راه های رسیدن به اخلاق علوی و سیره مهدوی این است که انسان مقداری از این دنیا عُلقه اش را بکند. به این فکر باشد که روزی خواهد مُرد. روزی در قبر با اعمال خودش مأنوس خواهد شد. چه اعمال خوب، چه اعمال بد.

به یاد مرگ بودن یکی از بهترین مرکب های است که ما را به اخلاق علوی و سیره مهدوی می رساند. در این رابطه آیاتی که خداوند در رابطه با سکرات مرگ در قرآن دارد، مرگ مؤمنین یک طوری است. فساق، کفار و مشرکین یک طور دیگر است.

مؤمنین وقتی دارند از دنیا می روند مثل این که شربت گوارایی می خورند از ملاقات با امیرالمؤمنین لذت می برند. ولی وقتی روح از بدن فجار، کفار و مشرکین در می آید ضجه می زنند و زجر می کشند. شعله های آتش در وجود آنها روشن می شود.

مؤمنین وارد برزخ می شوند با خوشی و سلامتی و در نعمت های بهشتی هستند. خدای عالم اینها را آورده است وارد قیامت می شوند خدای عالم قیامت مؤمنین و متقین را تفکیک می کند و با قیامت فجار، مشرکین و کفار مقایسه می کند. کل این آیات در جلسه قبل مطرح کردیم.

اگر عزیزمان سوال جدیدی دارند در خدمتشان هستیم.

مجری:

عزیزانی که از ابتدا همراه ما بودند دیدند که در یک استدلال بسیار واضحی که قرآن کریم منبع این استدلال ما بود، مقایسه ای صورت گرفت بین افرادی که نیکوکار بودند و افرادی که گناهکار بودند. تک تک این آیات را حضرت استاد با بیان بسیار شیوا و روشن بیان فرمودند. حضرت استاد! به عنوان جمع بندی این بحث مفصلی که انجام شد، اگر نکته و پیام اساسی دیگری وجود دارد بفرمائید.

مهمترین و اساسی ترین پیام آیات مقایسه زندگی بهشتیان و جهنمیان!

حضرت آيت الله حسینی قزوینی:

خدای عالم می آید جان کندن مؤمنین، جان کندن فساق، برزخ مؤمنین و برزخ فساق، قیامت مؤمنین و قیامت فساق، بهشت مؤمنین و جهنم فساق و کفار را کنار هم می گذارد و مقایسه می کند.

وقتی مؤمنین وارد بهشت می شوند:

(ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ)

(فرشتگان به آنها می ‌گويند:) داخل اين باغ ها شويد با سلامت و امنيت!

سوره حجر (15): آیه 46

(سَلَامٌ عَلَيكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ)

سلام بر شما! گوارايتان باد اين نعمتها! داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد!

سوره زمر (39): آیه 73

ولی به جهنمیان وقتی سر و صدا می کنند می فرماید:

(قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ)

(خداوند) مي‌گويد: «دور شويد در دوزخ، و با من سخن مگوييد!

سوره مؤمنون (23): آیات 107 و 108

(اخْسَئُوا) یعنی خفه شوید. کلمه «اخْسَئ» به سگ می گویند. سگ وقتی عو عو می کند «اخْسَئ» می گویند. خدای عالم این تعبیر را در حق جهنمیان به کار می برد. این خیلی درد است.

مراد از این مقایسه چیست؟ پیام های متعددی دارد. ندیدم کسی به این شکل کار کرده باشد. شاید خیلی روی آیات فکر کردم عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بوده است. برای خودم اینها یک درس و تنلگری باشد که مقداری از خواب غفلت بیدار بشوم.

اولین پیامی که بنده احساس می کنم آیات مقایسه بهشتیان و جهنمیان یا مقایسه مؤمنین و متقین با فجار و کفار دارد این است که زندگی واقعی، زندگی اخروی است. دنیا جز زرق و برق نیست. این اولین پیام مقایسه ها است.

این آیات اخطاری است به تمام مردم، مؤمنان، کفار و فجار که زندگی فقط این دنیا نیست. دنیای دیگری هم است که در حیات دنیوی ضمن رعایت مصالح زندگی به فکر آخرت هم بود. قرآن می گوید:

(وَمَا هَذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِي الْحَيوَانُ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ)

اين زندگی دنيا چيزی جز سرگرمی و بازی نيست؛ و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می ‌دانستند!

سوره عنکبوت (29): آیه 64

چه تعبیر زیبایی است. زندگی دنیا جز لهویات و بازی کردن نیست. مثل بچه ای که مشغول بازی کردن یک ساعت پارک می رود بازی می کند به خانه بر می گردد، دنیا هم مثل یک پارک بازی برای شما است.

این که شبانه روز به فکر مقام، پُست، ثروت، خانه و زندگی هستید اینها جز لهویّات چیز دیگری نیست. (وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِي الْحَيوَانُ) زندگی واقعی برای آخرت است. تعبیر خیلی زیبایی است. زندگی در خانه آخرت است اینجا زندگی نیست. البته (لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ) اگر بفهمند.

یا در سوره روم دارد:

(يعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ)

آنها فقط ظاهری از زندگی دنيا را می ‌دانند، و از آخرت (و پايان کار) غافلند!

سوره روم (30): آیه 7

«علامه طباطبایی» کتابی دارد به نام «الولایة» که شاید کمتر از دویست صفحه است در اینترنت هم است. دوستان می توانند ببینند. ایشان می فرمود امیدم فردای قیامت به کتاب «الولایه» بیشتر از کتاب «تفسیر المیزان» است.

این کتاب، کتاب درسی است یعنی انسان باید پیش کسی که مقداری در مسائل عرفانی وارد است با مصطلحات عرفانی آشنا است با کلمات معصومین انس دارد با «صحیفه سجادیه» امام سجاد و با دعاهای عاشقانه اش انس دارد، برود و درس بگیرد. آنها می فهمند که کتاب «الولایة» یعنی چه!

«علامه طباطبایی» می گوید این آیه می خواهد به ما بفهماند این دنیا یک ظاهری دارد و یک باطنی دارد. همین دنیای که ما داریم می بینیم. همین دنیا الان که ما در استودیو هستیم برق، تلویزیون و کامپیوتر و میز و ... اینجا هست، این یک ظاهری است و همینها یک باطنی دارد.

مثالی می زنم عزیزان دقت کنند. کامپیوتری که پیش من است دارید می بینید این «موس» یک شئ است، کیبورد هم یک شئ است میزی هم که پشتش هستیم یک چیزی است. هر کدام از این ها یک هویتی دارند. ولی یک مابه الإشتراکی دارند یک چیزی که همه در او مشترک هستند و آن «وجود» است.

کامپیتور وجود دارد، کیبورد وجود دارد، میز وجود دارد، من وجود دارم، صندلی که رویش هستم وجود دارد. «وجود»، حقیقت این اشیاء است؛ پس اینجا روشن شد. یک مثال خیلی ساده زدم این دنیا و مال زندگی یک دنیا است اینها یک ظاهری دارد یک هویتی که از همدیگر جدا شده است. و یک باطنی دارند که آن «وجود» است.

حال سؤال اینجاست که این «وجود» را این کامپیتور از کجا آورده است؟ من وجود را از کجا آوردم؟ این منی که می گویم من، من، "من" چیست؟ معلوم می شود «من» یک چیز دیگری است که چشم مال من است. دستِ من،‌ قلبِ من بعضی ها می گویند مراد از من، روح است. می گویم "روح من" پس معلوم شد که «مَنْ» غیر از روح است چیز دیگری است. باید ما روی این «من» ها دقت کنیم.

بعضی از اولیاء الله یعنی «نحله عرفای نجف» مثل مرحوم «قاضی»، «ملا حسینقلی همدانی»، «سید احمد کربلایی» و مرحوم «آقای بهجت» معتقد هستند از حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) است. این است که روی این قضیه به قولی از آن تعبیر به «مراقبه آیینه» می کنند. می گویند شما جلوی آیینه بایست چه می بینی؟ چشم من، دست من، قلب من. این «من» چیست؟

این «من» در شش گروه وجود دارد. انسان، «من» دارد. ملائکه، «من» دارند. اجنه من دارند. حیوانات هم من دارند. نباتات من دارند و جمادات هم من دارند. این شش دسته. این «من» ها چیست؟

(وَإِنْ مِنْ شَيءٍ إِلَّا يسَبِّحُ بِحَمْدِهِ)

و هر موجودی، تسبيح و حمد او می ‌گويد

سوره اسراء (17): آیه 44

قرآن می گوید در عالم هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبیح خدا می گوید. حتی همان سنگریزه ای که داریم می بینیم این لباسی که تن من است، ذرات این کامپیوتر طبق آیه قرآن، تسبیح خدا دارند می گویند. اینها هم یک منی برای خودشان دارند.

این «من» ها از کجا آمده است؟ دوستان عزیز اگر توانستیم این من را پیدا کنیم باطن دنیا به دست مان آمده است و مادامی که این من ها را نتوانیم پیدا کنیم هنوز در وادی شرک هستیم.

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعی ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

آیه خیلی خطرناکی است. یعنی آدم وحشت می کند آخر سوره یوسف می آید اصلاً نمی توانم این آیه را بخوانم.

وقتی به این آیه می رسم مدام می خواهم بخوانم چه بگویم؟ می فرماید اکثر کسانی که دم از ایمان می زنند مشرک هستند. آیه قرآن است حدیث و روایت نیست که خدشه کنیم. کلماتش هم روشن است (وَمَا يؤْمِنُ) ایمان (أَكْثَرُهُمْ) روشن (مُشْرِکُونَ) هم روشن!

اکثریت مؤمنین مشرک هستند، این خیلی خطرناک است. یعنی اینها بت می پرستند؟ اینها برای خدا شریک قائل هستند؟ نه، مشکل سر این است که هنوز ما (وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ) از آخرت غافل هستیم. این که در روایت داریم:

«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّه‏»

عيون الحكم و المواعظ؛ نويسنده: ليثى واسطى، على بن محمد؛ محقق: حسنى بيرجندى، حسين‏، ناشر: دار الحديث‏، قم، 1376 ش‏، ص 430

اگر خودمان را شناختیم، خدا را شناختیم. خودمان را شناختیم یعنی چه؟ بعضی بزرگواران، فرمایش شان برای ابتدای کار بد نیست.

(إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيلِ وَالنَّهَارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ)

مسلماً در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه ‌های (روشنی) برای خردمندان است.

سوره آل عمران (3): آیه 190

در رابطه با خلقت بشر، در چشم مان چه امکاناتی خدا قرار داده است، مغز، زبان، گوش، قلب و اعضاء و تمام جوارح مان چیزی است. هر قسمتی را فکر می کنیم می بینیم از دست بشر همچنین چیزی ساخته نیست. اینها خوب است ولی (وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ) نمی خواهد بگوید «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏» این را نمی خواهد بگوید. این «مَنْ» چیست؟

(فَإِذَا سَوَّيتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ)

هنگامی که کار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود (يک روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگی برای او سجده کنيد!»

سوره حجر (15): آیه 29

آنجا درست شد این «مِنْ» همان مَنِ من است. اگر ما متوجه شدیم که ما هر چه داریم قلب من، روح من، این من چیست؟ همان روح الهی است که در کل عالم جاری است.

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

به هر سو رو کنيد آنجا روي [به] خداست.

سوره بقره (2): ایه 115

این «وجه الله» که من تعبیر به «مَن» می کنم، همانی است که در منِ انسان است. منِ ملائکه است. در وجود حیوانات است. در وجود اجنه است. در وجود نباتات و جمادات هم کلمه من است. این منی که خدای عالم اراده کرده و از روحش به این عالم دمیده است. این من ها هستند که می توانند جلوه خدای رحمان باشند. جلوه جبار باشند. جلوه اسماء جلالیه یا جمالیه باشد.

لذا مرحوم آقای «طباطبایی» ذیل آیه شریفه:

(يعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ)

آنها فقط ظاهری از زندگی دنيا را می ‌دانند، و از آخرت (و پايان کار) غافلند!

سوره روم (30): آیه 7

می گوید: یک ظاهری از حیات دنیا می بینیم مانند وسایل و افراد اطراف مان. (البته مراد از آخرت در این آیه، قیامت نیست. عزیزان دقت کنند.) می فرماید اینها ظاهری از حیات دنیا را درک می کنند از باطن این حیات دنیا غافل هستند.

اگر به اینجا رسیدیم و «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ» محقق شد، به تعبیر بزرگان «فقد عرفَ إمامَه وَمَنْ عَرَفَ إمامَه فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏» یعنی سه تا پله است. «معرفة النفس»، «معرفة الإمام» و «معرفة الرب» از پایین بالا برویم همان «برهان صادقین» می شود. اگر بخواهیم از بالا به پایین بیاییم «برهان صدقین» می شود که:

«عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاك‏»

کور باد آن چشمی که تو را نبیند.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 95، ص 226

روایت داریم: هر کس که بخواهد خدا را به غیر خدا بشناسد، خدا را نشناخته است. این دو تا معنا دارد. یک برهان صدیقین است که از خدای عالم به خلق می رسیم یعنی خدایی است و تمام کمالاتش هم لا یتناهی است، وقتی یک کمال لا یتناهی است باید این کمالش را ظهور بدهد. اولین ظهورش وجود مقدس محمد وآل محمد است و بعد توسط وجود محمد وآل محمد این عالم تشکیل شده است.

«امام خمینی» (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «مصباح الهدایة» از قول مرحوم «محمدرضا قمشه ای» از اساتیدش تعبیری دارد می گوید:

«فالحقيقة المحمّديّة هي الَّتي تجلَّت في صورة العالم والعالم من الذرّة إلى الدرّة ظهورها وتجلَّيها»

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية؛ مؤلف: امام خمينى- تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ص57

خدا یک چیز آفریده است آن هم وجود محمد وآل محمد (صلوات الله اجمعین) است مابقی دنیا هر چه است جلوه این بزرگواران است. یعنی تمام عالم هستی از ریزترینش گرفته تا بزرگ ترینش جلوه این چهارده نور پاک است.

مرحوم «آیت الله کمپانی» استاد آیت الله «خویی» و دیگران در «حاشیه»شان بر «مکاسب شیخ انصاری»، صفحه 121 - البته چاپ قبل از انقلابش را دارم. آدرس هایش را از همان اول یاد گرفتیم در ذهن مان مانده است - می گوید:

«لهم الولاية المعنوية والسلطنة الباطنية على جميع الأمور التكوينية والتشريعية»

حاشية كتاب المكاسب؛ تأليف : الشيخ محمد حسين الأصفهاني، تحقيق: الشيخ عباس محمد آل سباع، الطبعة: الأولى / 1418 ه‍ ق، الناشر: أنوار الهدى، المطبعة: علمية، ج 2، ص 379

می گویند در خانه کس است یک حرف بس است. ولذا به آن نتیجه می رسیم در زیارت آل یاسین که البته نه آل یاسین «مفاتیح»، بلکه آل یاسین «بحار الأنوار»، که می خوانیم.

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏»

سلام ما بر تو ای کسی که همه چیز را می بینی، همه صداها را می شنوی!

«فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل‏»

چیزی در عالم هستی نیست مگر اینکه سبب و واسطه اش شما هستید.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج 99، ص93

به تعبیر «امام خمینی» (رضوان الله تعالی علیه) در «آداب الصلاة»، اگر اشتباه نکنم صفحه 101 یا 102 دقیقا در ذهنم نیست می گوید عالم هستی فقط سِیر نزولی و سِیر صعودی محمد وآل محمد است و چیز دیگری غیر از این نیست.

مجری:

بسیار زیبا، نکات، نکات خیلی ارزشمندی است. این را اضافه کنم این مباحث، مباحث بسیار عمیق فلسفی است که تلقی آنها نیازمند آشنا شدن با مبانی پیچیده فلسفی است که شاید سال ها هم برای یک فرد زمان ببرد.

 پیشنهاد می کنم عزیزانی که همراه ما هستند اگر بعضی جاها بحث مقداری برای شان سنگین بود حتماً تکرار برنامه را مشاهده کنند، کلام، کلام بسیار شیوا، شیرین و قابل فهمی است برای آنهایی که مقداری هم با ادبیات دینی آشنایی دارند شیرینی و حلاوت آخرین باب فلسفه را حتماً خواهند چشید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قرآن هم همین طوری است ما از قرآن خواندیم که فرمود:

(يعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ)

آنها فقط ظاهری از زندگی دنيا را می ‌دانند، و از آخرت (و پايان کار) غافلند!

سوره روم (30): آیه 7

یا دارد که:

(فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا)

حال که چنين است از کسي که از ياد ما روي مي‌گرداند و جز زندگي مادي دنيا را نمي‌طلبد، اعراض کن!

سوره نجم (53): آیه 29

خیلی سنگین است. می فرماید پیغمبر! آنهایی که از ذکر ما رویگردان شدند از اینها اعراض کن زیرا اینها فقط دنیا را دارند می بینند همین که گفتیم خانه، مال و زندگی!

(ذَلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى)

اين آخرين حد آگاهي آنهاست؛ پروردگار تو کساني را که از راه او گمراه شده‌اند بهتر مي‌شناسد، و (همچنين) هدايت‌يافتگان را از همه بهتر مي‌شناسد!

سوره نجم (53): آیه 30

علم و درک شان همین است فقط همین دنیا را می بینند. علم شان فقط این است. همین عالم خانه و زندگی را می بیند ولی باطن این خانه، باطن این زندگی،‌ باطن خودش، باطن زن و بچه اش را نمی بیند که همان وجود و منی است که ما من من من می گوییم قلب من،‌ روح من، چشم من، ماشین من، خانه من، همسر من، فرزند من این منی است که باید از این غافل نشویم.  البته از خدا باید کمک بگیریم

«سُبْحَانَكَ مَا أَضَيْقَ الطُّرُقَ عَلَى مَنْ لَمْ تَكُنْ لَهُ دَلِيلَهُ»

خدایا چقدر راه نا هموار است پستی و بلندی دارد چقدر راه تنگ است! بعضی وقت ها از کوچه ای می خواهیم برویم آن کوچه آن قدر تنگ است حتی یک نفر هم می خواهد برود امکان پذیر نیست. می گوید راهی که تنگ است می خواهیم به طرف تو بیاییم با این تنگنا نمی توانیم به تو برسیم

«وَ مَا أَوْضَحَ الْحَقَّ عِنْدَ مَنْ کُنتَ دلیلة»

چقدر حق واضح است برای کسی که تو راهنمایش باشی.

بحار الأنوار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص147

تو این در را برایش باز کنی. خدایا تو این کوچه را برایش گشاده کنی بتوانند به طرف تو حرکت کنند. همان تعبیری که در زندگی پس از زندگی است کسانی که تجربه کرده بودند می گفتند هنگام رفتن به دالان هایی از نور یا دالان هایی از ظلمت عبور می کردیم. این فرمایش امام سجاد (سلام الله علیه) است.

این دالان ها برای کسی که عنایت خدای عالم شامل او نشود دالان تنگ، سخت، تاریک، پر از سوز و آتش است ولی آنهایی که خدای عالم راهنمایش باشد این دالان، دالان پر از نور است، نور آن جا قابل مقایسه با نورهای دنیا نیست.

حتی یکی از آقایانی که تقریباً بزرگ ترین نقاش عصر ما است وقتی مجری سوال کرد می توانید آن نور را این جا به تصویر بکشید گفت اصلاً امکان پذیر نیست. اصلاً با این قلم و رنگهایی که در دنیا است قابل تصویر کشیدن نیست. باید برویم و ببینیم گفتنی و شنیدنی نیست.

مجری:

خیلی مشتاقانه و بی صبرانه منتظر هستیم که ببینیم مقایسه هایی که بین بهشت و جهنم شنیدیم. مقایسه های که بین دنیا و آخرت هم وجود دارد ان شاءالله از زبان شما بشنویم. تماس های داریم، اگر فرصت شد در همین جلسه مقایسه دنیا و را آخرت را مطرح خواهیم کرد اگر نه ان شاءالله در جلسات آينده حتماً از محضرتان بهرمند خواهیم شد.

تماس بینندگان برنامه:

بیننده (آقای حجت پناه از تهران – شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت تمام سروران گرامی، خدمت دکتر عزیز، خدمت شما عزیزانی که دارید در راه خداوند و راه شناخت اهل بیت قدم بر می دارید. خسته نباشید و خدا قوت.

سلام مخصوص و خیلی کامل از طرف خودم و همسر ساداتم خدمت استاد بزرگوار این استاد گرانقدر دارم. از دیروز تا حالا خدا ما را رهنمون کرد همان طور که خدا می فرماید در مکتب ایشان ما درس یاد گرفتیم به آن چه که می دانی عمل کن، آن چه که نمی دانی به تو یاد می دهیم در بهبوهه زندگی مان به چالش رسیده بودیم که خداوند خواست یک کلیپ یک دقیقه و خرده ای را ببینم.

ایشان که دارند از آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که میراث بزرگی برای ما به یادگار گذاشتند به نام استغفار که ایشان زحمت ترجمه اش را کشیدند. از استاد خواهشمندم بنده را راهنمایی کنند استغفاری که شما می گویید همان استغفار هفتاد بند آقا امیرالمؤمنین است یا یک چیز مجزاء است در همان حدی که نوشته شده است و کوتاهتر است.

خواستم بنده را راهنمایی بفرمایید ضمن این که منِ معصیت کار چه کار کنم و چقدر به رحمت و بخشش خدا چقدر امیدوار باشم با تمام گناهان عظیمی که کردم اما چشم امیدم به اهل بیت عصمت است و بزرگانی که باعث می شوند سخنان جاودانه و میراثی که از قدیم آن بزرگان برای شیعیان گذاشتند را به ما انتقال بدهند ممنون می شوم راهنمایی کنید.

مجری:

تشکر می کنیم ان شاءالله این نگاه های شما مستمر باشد و لطف و عنایت اهل بیت هم مستمر شامل حالتان بشود. حضرت استاد بفرمایید.

راهکاری بسیار ارزشمند، برای رفع گرفتاری و افزایش روزی!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در ذهنم است که سال 71 «مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر» را تأسیس کردیم در معیت «حضرت آیت الله خزعلی» (رضوان الله تعالی علیه) مشکلات شدید مالی داشتیم. به طوری که الحق والإنصاف ادامه کار برای ما و حتی بنده در زندگی مان هم با مشکلات خیلی حادی مواجه بودم.

توسلات خیلی زیادی داشتیم معمولاً غروب جمعه به «جمکران» می رفتیم نماز استغاثه حضرت زهرا را می خواندیم و توسلات دیگر.

تا یک روز بدون مقدمه یکی از اساتید حوزه به منزل ما آمد. به ایشان در حد یک استاد ارادت داشتیم. ایشان بی مقدمه گفت فلانی هجده سال بود بچه دار نمی شدم، هر دکتری هم رفتم هر کاری انجام دادیم فایده ای نداشت تا اینکه دعای استغفار را دیدیم و خواندن این دعا را همراه با همسرم شروع کردیم.

سال اول بدون این که همسرم دارویی استفاده کند یا خودم دارویی استفاده کنم خدا فرزندی به من داد. امسال سومین یا چهارمین فرزندم به دنیا آمده است. وضع زندگی من هم از این رو به آن رو شده است.

بعضی وقت ها یک چیزی می آید که طبیعی نیست غیر طبیعی است. با حاج آقای «خزعلی» به «جمکران» می رفتیم یک دفعه در ذهنم جرقه زد دعای استغفاری که این بزرگوار به ما گفت بخوانم. احساس کردم این حواله بود.

با ایشان اصلاً ارتباطی نداشتیم فقط در حوزه سلام علیکی داشتیم. بنده در مرکز تخصصی مهدویت تدریسی داشتم ایشان هم از محققین و اساتید آنجا بود حتی در عمرمان شاید ده دقیقه با همدیگر، همکلام نشده بودیم.

از همان روز سال 73 یا 74 بود دعای استغفار را شب ها قبل از خواب شروع به خواندن کردیم. الحمد لله رب العالمین، شکر خدای عالم به برکت این دعا زندگی مان بهتر شد و مؤسسه الحمد لله راه افتاد تا الان هم نزدیک به هفتاد جلد کتاب چاپ کردیم ان شاءالله حضرت ولی عصر قبول کند.

الان هم در مؤسسه نزدیک به پنجاه شصت نفر محقق داریم. نمی خواهم آمار بدهم ماهیانه مبلغ سنگینی در همین شبکه و موسسه داریم هزینه می کنیم. خودمان را بچه طلبه ای بیشتر نمی دانیم. نه مرجع تقلید هستیم و نه می خواهیم مرجع تقلید باشیم. از مرجعیت فرار می کنیم مثل فرار از افعی!

به یکی از بزرگان گفتم یک ساعت دفاع از امیرالمؤمنین را با هزار سال مرجعیت روی زمین عوض نمی کنم. ایشان هم برگشت گفت حق هم همین است. حق هم همین است. حق هم همین است.

هر کسی را بهر کاری ساختند یکی عشق و علاقه دارد در سنگر مرجعیت به اسلام و اهل بیت خدمت کند، یکی هم مثل «علامه امینی، میرحامد حسین» و صاحب «إحقاق الحق»، «علامه حلی، سید مرتضی، شیخ مفید» این ها هم دنبال این بودند که به امیر المؤمنین (سلام الله علیه) خدمت کنند. همین عشق هم در دل مان است امیدواریم که اهل بیت این عشق و توفیق را از ما نگیرند.

جناب آقای «حجت پناه»! به هر کسی از دوستان توصیه کردم عمل کرد بنده از سال 73- 74 یک روز این دعا را ترک نکردم.

عزیزان دقت کنند یک دعایی می خوانیم یا یک سوره ای را مرتب می خوانیم ملائکه مُوَکل بر این دعا یا بر آن سوره با ما انس می گیرند. ابتدا خیلی سخت است گناهانی انجام دادیم مثلاً اهل غیبت و دروغ هستیم سخت شان است ولی رفته رفته این دعاها باعث می شود که آن ملائکه با ما انس بگیرند. نورانیتی در ما ایجاد می شود نورانیت که ایجاد شد دعا اثرش را می گذارد. تا آن نورانیت نیاید دعا اثر نمی گذارد.

یک دفعه این است که در یک هفته این نورانیت می آید. یک دفعه یک اربعین، یک دفعه دو یا سه اربعین مثل «علامه حسن زاده» ایشان گفتند سه تا اربعین مناجات شاکین را می خواندم و گریه می کردم بعد از سه اربعین، در گشوده شد. ولی توصیه می کنم آن آقایانی که می خواهند ده بیست روز بخوانند و کنار بگذارند نخوانند بهتر است. چون مسئله قطعی است.

مرحوم «آیت الله نجفی مرعشی» در کتاب «سیر و سلوک سید بحر العلوم» دارد. «علامه طباطبایی» در «لُب اللباب» دارد که اگر یک دعایی می خوانیم یک دفعه ترک کردیم آن نورانیت به ظلمت تبدیل می شود. این ظلمت در زندگی آدم اثر منفی می گذارد.

لذا این دعا که نهایتاً ده دقیقه طول می کشد اگر به این دعا نماز استغفار را هم اضافه کنید قضیه دوبله می شود.

نماز استغفار در «مفاتیح» نزدیک اعمال «مسجد جمکران» است دو رکعت است مثل نماز صبح به جای (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) سوره (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ) است بعد از سوره (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ) پانزده مرتبه استغفر الله خالی است در رکوع «سبحان ربی العظیم وبحمده»، ده مرتبه استغفر الله از رکوع بلند می شوی ده مرتبه استغفر الله در سجده بعد از ذکر سجده ده مرتبه استغفر الله، بین دو سجده ده مرتبه، سجده دوم ده مرتبه بعد از سجده دوم هم ده مرتبه مجموعاً هفتاد و پنج تا می شود. هفتاد و پنج بار هم رکعت دوم صد و پنجاه تا می شود. در حقیقت برای گشایش در کار خیلی خوب است.

بعضی هایی که با آیات قرآن انس دارند چون بعضی ها عشق به آیات قرآن دارند هر چه قرآن می خوانند روح شان به پرواز در می آید. قبل از برنامه عرض می کردیم خواندن سوره والذاریات برای گشایش روزی خیلی خوب است. خواندن سوره مزمل خیلی خوب است مجموعا دو تایش پنج دقیقه طول نمی کشد خیلی زیاد طولانی نیست.

لذا در دورانی که با مشکلات اقتصادی در جامعه مواجه هستیم به عزیزان بیننده توصیه می کنم دعای استغفار حضرت امیر (در سایت هم گذاشتیم) در جستجو، استغفار بزنند می آید دانلود کنند با ترجمه ای که بنده کردم. در گوشی همراه شان داشته باشند نماز استغفار را بتوانند بعد از نماز صبح قبل از طلوع آفتاب سوره (يا أَيهَا الْمُزَّمِّلُ) و ذاریات بخوانند. قطعاً اثرات خیلی عجیب و غریبی در زندگی شان ان شاءالله اتفاق می افتد.

البته این را هم عزیزان دقت کنند بعضی وقت ها است خدای عالم برای من مقدر کرده است مثلاً ماهی ده میلیون تومان روزی من است، تمام دنیا دست به دست هم بدهند یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر هم بیایند از این ده میلیون تومان، یک تک تومانی نمی شود اضافه کرد.

ولی بعضی وقت ها خدای عالم روزی من را بالاتر برده میلیاردی قرار داده است ولی در اثر گناهان مدام کم و کمتر شده است.

البته بد نیست عزیزان بدانند می گویند آخوندها چنین و چنان هستند من معتقد هستم آقایان روحانیان شهدای زنده هستند. در حوزه حق استادی، شهریه و امتیاز سطح چهار به ما می دهند در این ماه کل حقوقی که مراجع بزرگوار و «مقام معظم رهبری» و ... داده بودند کل شهریه ما به پنج میلیون تومان نرسیده است. این حقوق ثابت ما طلبه ها است.

بعضی ماها بزرگواری می کنند تا هفت، هشت تومان می رسد یعنی معمولش این است. البته این هم عزیزان داشته باشند بعضی وقت به این پنج میلیون تومان خدا اگر برکت بدهد از پنجاه میلیون و صد میلیون تومان بیشتر برکت می دهد.

ما نباید کمیّت را در نظر بگیریم کیفیت خیلی مهم است گاهی به همین ده میلیون تومان خدای عالم طوری برای شما برکت می دهد زندگی ات بهتر می چرخد تمام وسایلت را هم می خری، برکت خدا، برکت است.

مجری:

از آقای «حجت پناه» عزیز تشکر می کنیم این باب را باز کردند حتماً بسیاری از بزرگوارانی که در حال مشاهده برنامه هستند از این سوال و جواب بهره بردند.

بیننده:

خواستم تشکر کنم از استاد بزرگوار یک جایی شنیدم فرمود:

«لَيْسَ مِنْ صِفَاتك يَا سَيِّدِي أَنْ تَأْمُرَ بِالسُّؤَالِ وَ تَمْنَعَ الْعَطِيَّة»

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، نويسنده: طوسى، محمد بن الحسن‏، تاريخ وفات مؤلف: 460 ق‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، بيروت‏،1411 ق‏؛ ج 2، ص 583

یعنی آن جایی که خود خداوند گفته است بخوانید مرا تا اجابت کنم پس دامنه وسعتش خیلی زیاد است. آن چه که بین من و خدا است حجاب ماست. منِ گهنکار هستم از حاج آقا می خواهم به حق جدشان برای من و همسرم و تمام گرفتاران و شیعیان دنیا دعا کنند که ما خیلی ملتزم دعا ایشان هستیم وخدا خیر و برکت به عمرشان بدهد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در روایات متعدد شاید باشد

«مَنْ أُعْطِيَ الدُّعَاءَ لَمْ يُحْرَمِ الْإِجَابَة»

خدا به هر کس توفیق دعا بدهد درهای استجابت را به روی او نمی بندد.

تحف العقول عن آل الرسول (صلى الله عليه و آله)؛ ابن شعبه حرانى، حسن بن على، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: جامعه مدرسين، ص41

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمود:

 «مَنْ قَرَعَ بَابَ اللَّهِ فُتِحَ لَه‏‏»

عيون الحكم و المواعظ؛ نويسنده: ليثى واسطى، على بن محمد؛ محقق: حسنى بيرجندى، حسين‏، ناشر: دار الحديث‏، قم، 1376 ش‏، ص 447

هر کس دری را بکوبد دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. خدا می گوید:

(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ)

مرا بخوانيد تا (دعای) شما را بپذيرم!

سوره غافر (40): آیه 60

اگر بنا باشد خدا هم به وعده اش عمل نکند به چه کسی می توانیم اعتماد کنیم؟ خدایا اگر تو گفتی و نستجیر بالله به قولت عمل نکنی دیگر کسی در عالم نیست به قولش اعتماد کنیم. ولی همین دعایی که توفیق داده است می خوانیم قطعاً توفیق اجابتش را هم به ما می دهد.

خدای عالم می گوید:

(إِنَّ اللَّهَ يرْزُقُ مَنْ يشَاءُ بِغَيرِ حِسَابٍ)

خداوند به هر کس بخواهد، بی حساب روزی می دهد.

سوره آل عمران (3): آیه 37

خدای عالم به بندگانش، بی حساب روزی می دهد. بی حساب دو معنا دارد یک معنایش این است که خدا به من روزی داده است فردا حساب نمی کشد. یک دفعه نه، به قدری روزی می دهد که حسابش از دستش در می رود.

اصلاً نعمت هایی را که خدا داده است نمی تواند بشمارد همان طور که در دعای استغفار آن مرد «عرب» بعد از یک سال خدمت امیر المؤمنین می آید می گوید آقا جان یک سال این دعا را می خوانم خدا به قدری به من روزی داده است که حساب ندارد. آن زمان بانک نبود در بانک پس انداز کنند. برای گاو،‌ گوسفند و شتر دیگر جایی ندارم این ها را ثبت و ضبط کنم. ولذا خدای عالم، بزرگوار است (يرْزُقُ مَنْ يشَاءُ بِغَيرِ حِسَابٍ) آن قدر روزی می دهد که حسابش از دست این بنده در می رود دیگر نمی تواند به حساب بیاورد.

ولذا ان شاءالله عزیزان دو سه نکته ای که بنده عرض کردم دعای استغفار، نماز استغفار، سوره مبارکه «والذاریات»، سوره مبارکه «یا ایها المزمل» خیلی خوب است. اگر یک کسی حال دارد سوره مریم را به هر نیتی بخواند فوق این قضایا است ولی با حضور بخواند. بدون حضور هیچ چیزی به آدم نمی دهند.

مجری:

طیب الله انفاسکم حضرت استاد از محضرتان بسیار استفاده کردیم. همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه همراه ما بودید ان شاءالله بتوانیم بر این اذکار و اعمال مداومت داشته باشیم قطعاً نتیجه مطلوب پیرو این ها خواهد آمد. تا دیدار آینده خدا نگهدار!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها