2018 November 14 - چهار شنبه 23 آبان 1397
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
کد مطلب: ٨٦٤٨ تاریخ انتشار: ٢٩ دي ١٣٩٤ - ٠٩:٣٩ تعداد بازدید: 1134
خارج کلام مقارن » نقد سخنان شیخ الازهر
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)

جلسه سی و هشتم 94/10/29

 
 بسم الله الرحمن الرحیم 
 

جلسه سی و هشتم  94/10/29

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاءالله.

بحث ما در نقد صحبتهای آقای دکتر طیب بود که شیعه را و اعتقاد شیعه را مورد تاخت و تاز قرار داده بود. و الآن هم روزهای جمعه، ایشان برنامه ای دارد که در طول نیم ساعت برنامه، بر علیه شیعه، صحبت می کند.

همچنین دکتر «علی جمعه»، مفتی مصر، یک برنامه ای دارد با عنوان «والله أعلم»؛ که هر روز از شبکه «ام بی سی» پخش می شود. ایشان نیز الآن دو هفته است که مثل دکتر طیب، شروع کرده است به انتقاد و هجمه بر ضد شیعه.

ظاهراً پولهای عربستان سعودی به مذاقشان خوش و به کامشان شیرین آمده است. از این طرف هم، نه حوزه علمیه نجف و نه حوزه قم، هیچ عکس العملی - غیر از نامه آقای مکارم که به شیخ الأزهر نوشتند، - از دیگر مراجع و اساتید ندیدیم!

ما از این می ترسیم که این قضیه، هم مقداری برای شیعیان مصر مشکل درست بکند، و هم برای کل شیعه در منطقه مشکلاتی را فراهم بکند. یعنی با این برنامه ها، آقایان شیعه کشی را تشدید کنند.

لزوم اطلاع رسانی این مباحث، در فضای مجازی!

مراد ما هم از این جلسات، این است که این سخنان و این انتقاد ما را، آقایان در سایت ها، وبلاگها، فضای مجازی مثل فیس بوک و یوتیوپ و... پخش کنند و اطلاع رسانی بکنند. این مسئله الآن به عنوان یک تکلیف شرعی برای ما مطرح است.

به تعبیر امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) که می فرماید:

«مَنْ‏ نَامَ‏ عَنْ‏ عَدُوِّهِ‏ أَنْبَهَتْهُ الْمَكَايِد»

آن کسی که در مقابل دشمن به خواب رفته است، حیله های دشمن او را بیدار خواهد کرد.

غرر الحکم و درر الکلم، آمدی، ص 630، ح 1017

در حقیقت آن کسی که از دشمن غفلت کرده و به خواب رفته، بداند که دشمن او در خواب نیست و بیدار است. موقعه ای او از خواب غفلت بیدار می شود که می بیند دشمن اطراف او را گرفته، و کید دشمن او را احاطه کرده است. که نه راه فرار دارد و نه توان مبارزه دارد.

ما در چندین جلسه، بر منهج و روش بحث آقای دکتر «طیب»، اشکال کردیم و گفتیم که روش و منهج ایشان در این مباحث ماه رمضان، که بر ضد عقاید شیعه داشتند، روش و منهج صحیحی نیست.

خدا حضرت آیةالله العظمی سبحانی را حفظ بکند. ایشان یک کتابچه ای به اندازه صد و پنجاه، دویست صفحه ای در مورد همین صحبت های دکتر طیب نوشته اند. که البته ایشان آمده و روز به روز مباحث طیب را نقد کرده که البته به نظر من این کار خیلی نمی تواند مفید باشد.

چون آقای طیب در صحبت هایش تکرار زیاد دارد، مثلاً یک موضوع را شاید بیست بار تکرار کرده است، لذا نقد صحبتهای ایشان به صورت روز به روز، خیلی جالب نیست.

موضوع بندی مباحث شیخ الأزهر در «نه فصل»!

ولی ما آمدیم مباحث ایشان را موضوع بندی کردیم. و همانطوری که قبلاً اشاره کردیم، کل مباحث ایشان را در «نه فصل» تنظیم کردیم. در فصل اول، ما روشهای بحث ایشان را زیر سؤال بردیم. که در این زمینه مطالبی را خدمت شما عرض کردیم.

در فصل دوم که ان شاءالله امروز شروع می کنیم، بحث «وحدت اسلامی از دیدگاه الأزهر و دکتر طیب» است.

در فصل سوم، که یک بحث مهم و اساسی است، و ایشان در یک ماه رمضان، کمتر روزی بود که به این موضوع اشاره نکرد، بحث «عدالت صحابه» بود.

در فصل چهارم، بحث «عصمت ائمه»؛ در فصل پنجم، بحث «امامت عامه در نزد شیعه»؛ در فصل ششم، بحث «امامت خاصه در نزد شیعه»؛ در فصل هفتم، بحث «گسترش مذهب شیعه» و قضیه صیغه ورود به شیعه را مطرح کردیم؛ فصل هشتم، بحث مهم سب صحابه؛ و در فصل نهم، و فصل پایانی هم بحث «شخصیتهای علمی و رجالی شیعه و اهل سنت» را مطرح کردیم.

ما تصمیم داریم که در یکی دو هفته آینده، این مباحث را در «شبکه ولایت» و در بعضی شبکه های برون مرزی – که مورد استقبال هم قرار گرفته – در سی، چهل جلسه، به صورت متقن و اساسی، این مباحث مطرح بکنیم.

دوستان علاقمند به کارهای تحقیقی، بگوش!!

نکته ای را هم من اینجا لازم است که متذکر بشوم و آن اینکه ما قول داده بودیم برای دوستانی که آمادگی برای کارهای تحقیقی دارند، یک سری برنامه ها و جلساتی را بگذاریم که دوستان بیایند در شبکه ولایت و یا مؤسسه تحقیقاتی ولیعصر(عج)؛ که هم روش تحقیق و ورود به مباحث را آموزش ببینند و هم روش مقاله نویسی را آموزش ببینند.

وقتی شما مقاله ای را می نویسید،این مقاله در سایت قرار می گیرد، و دهها هزار نفر این مقاله شما را مطالعه می کنند. یعنی به اندازه ده ماه مبارک رمضان که به تبلیغ بروید، این مقاله شما مورد مطالعه و استفاده دیگران قرار می گیرد.

کارهای تحقیقی مثل حضور در سر کلاس و یادداشت های پراکنده نیست که بعد ازمدتی از یادمان برود. در دفتر یادداشت کنیم و دنبال دفتر بگردیم و صفحه های دفتر را ورق بزنیم تا مطلب را پیدا کنیم و...!!

کار تحقیقاتی، احتیاج به زحمت و تلاش و پیگیری دارد. چه بسا یک محقق، لازم باشد روزی ده، پانزده ساعت کار بکند. من خودم با وجود اینکه در همین مباحث فقه مقارن، بیش از ده هزار فایل وردی تحقیق شده دارم، بعضی وقتها برای همین نیم ساعت کلاس فقه مقارن، هشت، نه ساعت وقت می گذارم! خداوند می فرماید:

(وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى)

و اينكه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست.

سوره نجم(53): آیه 39

مخالفین ما الآن دارند شبانه روز کار می کنند. شما شبکه های صفا و وصال و... را ببنید. البته شبکه های فارسی زبان، علقه و مضغه هستند که آنجا جمع شده اند و عددی نیستند. ولی شبکه های عربی مثل شبکه «شدا» و «صفا» و «المصریه»؛ با اینها متفاوت هستند.

افرادی که در این شبکه ها هستند، مشخص است که کار کرده اند.‏ و کتاب های شیعه را مورد مطالعه دقیق قرار داده اند. ساعتهای زحمت می کشند – شاید پنجاه شصت ساعت زحمت می کشند - تا نیم ساعت یا یک ساعت برنامه اجرا بکنند و حرافی بکنند!

یا کتاب های که جدیداً  در محیط های دانشگاهی نوشته اند، معلوم است که واقعاً دارند کار می کنند. و متأسفانه حوزه علمیه ما فعلاً در خواب است.

لذا دوستانی که آمادگی دارند و می توانند کار بکنند و رفیق نیمه راه نیستند، اعلام آمادگی بکنند تا در خدمتشان باشیم. بعضی هفته ها خود بنده در خدمتشان خواهم بود و بعضی هفته ها هم آقای «روستایی» – که یکی از بهترین محققین ما و از بهترین شاگردان مباحث رجال و فقه مقارن ما بودند – در خدمتشان خواهند بود.

الآن شما اگر ملاحظه بفرمائید، زمانی که بخش دوم مباحث در «شبکه ولایت» که تماس های تلفنی برنامه هست، باز می شود؛ ما از «کانادا» و «آمریکا» گرفته تا «استرالیا» تماس داریم. و خبر هم نداریم که چه کسی می خواهد تماس بگیرد و چه سؤالی را می خواهد بپرسد!

هر سؤالی را هم که بیننده ها مطرح می کنند، بلافاصله جواب سؤال را با تصویر کتاب مورد نظر، نشان می دهیم. چند روز پیش ما یک جلسه ای داشتیم، یک از این مقامات دولتی گفت که شما در شبکه با شاگردان خود چه کار کرده اید که وقتی بیننده ای تماس می گیرد و سؤال می پرسد، جوابی را که می دهد، بلافاصله تصویر کتاب را هم نشان می دهند!؟

گفتم: ما یک عمری است که گدائی کردیم و شب جمعه را بلد هستیم. شبهات اینها معدود است و مشخص. حرفهای اینها تکرار مکررات است. لذا اگر کسی یک سال با شبهات اینها سر و کله بزند، و جوابشان را آماده بکند، کارش دیگر راحت می شود.

قبلاً خدمت دوستان عرض کردیم که از مجموع ده هزار شبهه ای از اینها جمع کردیم، کل شبهات اینها به پنجاه مورد، بیشتر نمی رسد. و ما اگر روی این پنجاه شبهه، کار علمی و میدانی کرده باشیم، ملکه پاسخگوئی به شبهه در ما ایجاد می شود. وقتی ملکه پاسخگوئی در ما ایجاد شد، جواب دادن به شبهات اینها خیلی راحت خواهد بود.

یعنی انسان می تواند یک جواب را برای ده شبهه مطرح بکند. البته با یک ظرافت خاص و توضیحات مربوطه و با یک فن پاسخگوئی و ملکه ای که برای او ایجاد شده است.

در هر صورت...

فصل دوّم در نقد صحبتهای دکتر «طیب»!

فصل دوّم ما در نقد صحبتهای دکتر طیب، شیخ الأزهر؛ بحث «تقریب بین مذاهب اسلامی» است. همانطوری که می دانید، بنیانگذار تقریب بین مذاهب اسلامی، آیةالله العظمی بروجردی(رضوان الله تعالی علیه) بودند.

ایشان، آقای «محمد تقی قمی» - از علما و اساتید حوزه علمیه قم - را به نمایندگی از خود به «مصر» فرستادند. و یک نامه ای هم به «شیخ شلتوت» نوشتند.

متن نامه مؤدبانه شیخ شلتوت به آیةالله بروجردی

بعد از اینکه ایشان نامه نوشت، آقای شیخ شلتوت، یک نامه خیلی مؤدبانه ای به آیةالله العظمی بروجردی نوشتند.

متن نامه ایشان، به این صورت بود:

«بسم الله الرحمن الرحيم

السيد صاحب السماحة الاخ الجليل الامام البروجردي:

سلام و درود خدا بر شما باد. اما بعد، من همواره جوياي صحت وسلامت آن سيد جليل القدر و برادر بزرگوار بوده و از خدا مي خواهم كه آن جناب پيوسته مصدر برکات براي مسلمانان و وحدت کلمه ميان آنان باشند. خداوند بر طول عمرتان بيفزايد، وبا نصرت خود شما را گرامي دارد.

سفر برادر جناب علامه عاليقدر استاد قمي ـ اَيَّدَهُ اللهُ فِي جَهَادِهِ اَلمشکُور ـ (به ايران) فرصت مغتنمي بود تا براي جنابعالي نامه اي بنويسم، و از کوشش شما تقدير نمايم، و از خداي قادر متعال بخواهم آرمانهايي که براي مسلمين داريد بر آورد، و شما را براي تلاش و کوششي که در راه جمع کلمه مسلمين و الفت ميان دلهاي آنان بکار مي بريد، توفيق عنايت فرمايد.

و بشارت مي دهم که گامهاي شما در راه تقريب، و گامهايي که مي دانم در راه تأييد کامل آن بر مي داريد، و از آن پشتيباني مي کنيد و به آن عنايت و اهتمام مي ورزيد، مايه رستگاري و سير به سوي خداوند متعال است.

باري جمع برگزيده اي از رجال ما در الازهر و برادران ما که در راه تقريب کمال جهاد را مبذول مي دارند با ايمان پاک با ما همکاري و به وظيفه ديني خود به خاطر دين و رسالت انساني رفيعي که به عهده دارند، عمل مي کنند. من اميدوارم که برادر عزيزم جناب آقاي قمي بزودي به سوي ما باز گردند تا با شنيدن خبر سلامتي شما خوش وقت شويم، و نظريات شما را در مورد آرمان مشترکي که داريم، دريافت کنيم.

بسياري از امور را براي جناب برادرم توضيح داده ام، و از ايشان خواهش کرده ام که آنها را مفصلاً به شما ابلاغ دارند.

از خدا مي خواهيم که ما را در راه رضاي خود جمع کند، و همواره ارتباط دلهاي ما را براي عمل در راه الهي پايدار بدارد. اِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعَاء لَطِيفٌ لِمَا يَّشَاء

والسلام عليکم و رحمة الله وبرکاته. شيخ دانشگاه الازهر محمود شلتوت به تاريخ ۲۴ذي القعده ۱۳۷۹ - مطابق با ۱۹ مي ۱۹۶۰م»

متن این نامه و حواشی مربوط به آن را می توانید در سایت «خبرگزاری تقریب»، مشاهده بفرمائید.

این قضیه تقریب ادامه داشت تا اوایل انقلاب، که قضیه «انورسادات» و ... پیش آمد و میانه مصر و ایران به هم ریخت و مسئله تقریب بین ایران و مصر فرو ریخت.

البته الآن هم در دانشگاه الأزهر، فقه شیعه تدریس می شود. همین جمعه گذشته که دکتر طیب صحبت می کرد، گفت که در دانشگاه الأزهر، فقه شیعه و فقه زیدیه و اسماعیلیه تدریس می شود و رساله های مختلفی در رابطه با  مذهب شیعه نوشته شده است. و در برخی از این رساله ها، من خودم استاد راهنما بودم!

متن فتوای «شیخ محمود شلتوت» در مورد جواز پيروي از مذهب شيعه اماميه!

  متن فتوي شيخ محمود شلتوت در رابطه با مذهب شیعه به این صورت بود:

«إن بعض الناس يرى أنه يجب على المسلم لكي تقع عباداته و معاملاته على وجه صحيح أن يقلد أحد المذاهب الأربعة المعروفة و ليس من بينها مذهب الشيعة الإمامية و لا الشيعة الزيدية فهل توافقون فضيلتكم على هذا الرأي على إطلاقه فتمنعون تقليد مذهب الشيعة الإمامية الاثنا عشرية مثلا.

فأجاب فضيلته:

1 ـ إن الإسلام لا يوجب على أحد من أتباعه اتبّاع مذهب معين بل نقول إن لكل مسلم الحق في أن يقلد بادئ ذي بدء أي مذهب من المذاهب المنقولة نقلا صحيحاً و المدونة أحكامها في كتبها الخاصة و لمن قلد مذهباً من هذه المذاهب أن ينتقل إلى غيره ـ أي مذهب كان ـ و لا حرج عليه في شيء من ذلك.

۲ ـ إن مذهب الجعفرية المعروف بمذهب الشيعة الإمامية الاثنا عشرية مذهب يجوز التعبد به شرعا كسائر مذاهب أهل السنة.

فينبغي للمسلمين أن يعرفوا ذلك، و أن يتخلصوا من العصبية بغير الحق لمذاهب معينة، فما كان دين الله و ما كانت شريعته بتابعة لمذهب، أو مقصورة على مذهب، فالكل مجتهدون مقبولون عند الله تعالى يجوز لمن ليس أهلا للنظر و الاجتهاد تقليدهم و العمل بما يقررونه في فقههم، و لا فرق في ذلك بين العبادات و المعاملات.

از آقای شیخ شلتوت سؤال شد که:

 عده اي از مردم معتقدند که هر فرد مسلمان براي آنکه عبادات و معاملاتش صحيح انجام گيرد، بايد تابع احکام يکي از مکتبهاي معروف چهارگانه باشد و در ميان اين مکتبهاي چهارگانه نامي از مکتب شيعه امامي و شيعه زيدي برده نشده است، آيا جنابعالي با اين نظر کاملا موافقيد که مثلا پيروي از مکتب شيعه اماميه اثني عشري مغايرتي با دين ندارد؟

آن جناب پاسخ دادند :

1- آيين اسلام هيچ يک از پيروان خود را ملزم به پيروي از مکتب معيني ننموده، بلکه هر مسلماني مي تواند از هر مکتبي که بطور صحيح نقل شده و احکام آن در کتب مخصوص به خود مدون گشته پيروي نمايد و کسي که مقلد يکي از اين مکتبهاي چهارگانه باشد مي تواند به مکتب ديگري ( هر مکتبي که باشد ) منتقل شود .

2- مکتب جعفري، معروف به مذهب امامي اثني عشري، مکتبي است که شرعا پيروي از آن مانند پيروي از مکتبهاي اهل سنت جايز مي باشد.

بنابراين سزاوار است که مسلمانان اين حقيقت را دريابند و از تعصب ناحق و ناروايي که نسبت به مکتب معيني دارند دوري گزينند ، زيرا دين خدا و شريعت او تابع مکتبي نبوده و در احتکار و انحصار مکتب معيني نخواهد بود. بلکه همه صاحب مذهبان، مجتهد بوده و اجتهادشان مورد قبول درگاه باري تعالي است و کساني که اهل نظر و اجتهاد نيستند، مي توانند از هر مکتبي که مورد نظرشان است تقليد نموده و از احکام فقه آن پيروي نمايند و در اين مورد فرقي ميان عبادات و معاملات نيست.

این نص فتوای تاریخی آقای شیخ محمود شلتوت شیخ الأزهر بود که در سال ۱۳۷۸ هـجري قمري در هفدهم ربيع الاول، روز ميلاد امام همام جعفربن محمد الصادق(علیه السلام) مروج مكتب شيعه جعفري، در حضور نمايندگان مذهب شيعه امامي و شيعه زيدي و مذاهب شافعي،حنبلي، مالكي، حنفي، به دست شيخ محمود شلتوت رئيس فقيد دانشگاه الازهر صدور يافت.

مفتیان بعد از آقای شلتوت نیز که آمدند بر سر کار، این فتوا را تأیید کردند. مثل «دكتر محمد فهام»؛ استاد «عفيف عبدالفتاح طباوه»؛ شيخ الازهر، «جاد الحق»؛ «عبدالحليم محمود»؛ «محمد الغزالي» رهبر اخوان المسلمين مصر؛ شيخ «عبدالوهاب عبداللطيف»؛ و...

متن تأییدیه فتوای شیخ شلتوت، توسط دیگر شیوخ الأزهر و نیز اساتید و مقامات مصری را می توانید در سایت «خبرگزاری تقریب» مشاهده بفرمایید.

البته وهابی ها، خیلی از فتاوی و نظرات شیوخ و بزرگان الأزهر را حذف کرده اند. و برخی شیوخ الأزهر نیز این قضیه را انکار کرده اند. ولی هر چه باشد، این سندها در تاریخ ماندگار شده است.

خود دکتر «طیب»، شیخ کنونی الأزهر نیز این فتوا را تأیید کرده و گفته که مذهب شیعه، از مذاهب اسلامی است و تعبد به آن جایز است.

علت اصلی اختلاف شیعه و سنی!؟

آقای «باقوری» وزیر سابق اوقاف مصر، تعبیر زیبائی دارد و می گوید:

« اختلاف ميان سنيان و شيعيان اختلافي است که بيشتر آن، از روي بي اطلاعي جمهور هر دو دسته از يکديگر است. انتشار فقه شيعه در ميان اهل سنت و انتشار فقه اهل سنت در ميان شيعيان، بهترين وسيله براي از بين رفتن اختلاف ميان آنان است. آنگاه اگر اختلافي هم باشد همراه با احترام به يکديگر خواهد بود.

این عبارت ایشان، از همه عبارتها و تأییدیه های شیوخ الأزهر، حتی از عبارت شیخ شلتوت هم، بیشتر به من چسبید.

یعنی در حقیقت، علت اصلی اختلاف شیعه و سنی، عدم آگاهی این دو مذهب، به مذهب یکدیگر است. نه شیعه به آراء و نظرات اهل سنت اطلاع دارد. و نه سنی از آراء و نظرات شیعه اطلاع دارد.

در حقیقت ایشان آمده و دست بر روی درد گذاشته است. و بارها هم ما در شبکه گفته ایم که بهترین راه در مسیر تقریب، بیان عقاید شیعه به صورت مستدل و مستند؛ و نیز عقاید اهل سنت به صورت مستدل و مستند است.

یکی از عواملی که امروز در میان ما مشکل ایجاد کرده است، بدبینی دو مذهب نسبت به یکدیگر است. مثلاً از شیعه درباره سنی شما سؤال کنید، می گویند که سنی ها دشمن و مخالف اهلبیت هستند! و حال آنکه شما در طول تاریخ یک سنی پیدا نمی کنید که دشمن اهلبیت باشد!! یعنی یک سنی که بگوید من دشمن اهلبیت هستم.

حالا چهار نفر آدم نفهم وهابی، الآن آمده اند، و چیزی هایی را می گویند، ما کاری نداریم. ولی یک نفر با تفکر سنی، من نه دیدم و نه شنیده ام و نه خوانده ام که محبت اهلبیت را از واجبات دینی خودش نداند!

البته جا دارد که به این عزیزان اهل سنت که محبت اهلبیت را دارند، عرض کنیم که آیا مجرد دوست داشتن اهلبیت کفایت می کند؛ و یا تبعیت و عمل به گفتار اهلبیت نیز لازم است!؟

هر چند ما در صدد شیعه کردن اهل سنت نیستیم. و اهل سنت نیز نباید در صدد سنی کردن ما باشند. یعنی سنی بیاید و عقیده شیعه را پیدا کند و شیعه نیز عقیده اهل سنت را قبول کند تا وحدت ایجاد شود، این امکان پذیر نیست. بعضی ها فکر می کنند که وحدت شیعه و سنی یعنی اینکه سنی بیاید شیعه بشود و شیعه نیز دست از اعتقادات خود بردارد و سنی بشود. مثل این آقای واعظ زاده خراسانی و... که شعارشان این است ما دست از عقیده منصوص الخلافه بودن امیرالمؤمنین برداریم تا با اهل سنت وحدت ایجاد بشود!!

این حرف غلط و حرف شیطانی است که از زبان برخی ها خارج می شود. این حرف، حرف درستی نیست. یا بعضی از تندروها می گویند که اگر اهل سنت دوستدار اهلبیت هستند، بیایند روایات ابوحنیفه و انس و عایشه و... را بریزند دور؛ و بیایند به روایات امام صادق عمل کنند!! این هم، حرف غلطی است. و اصلاً امکان پذیر نیست!

ولی یک وقت این است که ما بیائیم و یک نقطه مشترکی در بین این دو مذهب پیدا بکنیم. مثلاً محبت اهلبیت(علیهم السلام) به عنوان یک نقطه مشترک بین شیعه و سنی است. پس بر مبنای این دوستی اهلبیت، بین خودمام مودت و وحدت ایجاد بکنیم.

نتیجه ایجاد وحدت بین شیعه و سنی!

وقتی وحدت برقرار شد، باعث می شود که کتابهای شیعه در میان اهل سنت منتشر بشود. و این یکی از بهترین راه نشر و گسترش فرهنگ شیعه است.

عقیده ما این است که اگر این وحدت و تقریب بین شیعه و سنی برقرار بشود، 90% به نفع شیعه است و 10% به نفع اهل سنت! زیرا فقه و عقاید آنها، و ادله آنها به قدری ضعیف و واهی است، که هیچ جوان شیعی شیفته آن فقه و عقیده نمی شود.

و در نقطه مقابل، فقه و عقیده شیعه، به قدری محکم و قوی هست که هر جوان منصف سنی بخواند، تحت تأثیر قرار می گیرد.

آقای بروجردی(رضوان الله تعالی علیه) دنبال این بود. یعنی دنبال این بود که کتاب های شیعه، فقه شیعه و عقاید شیعه، در میان اهل سنت مطرح بشود. مثلاً همین «مجمع البیان» را مرحوم قمی برد در مصر چاپ کرد و از آنجا به تمام کشورهای مختلف منتشر شد.

می دانید چه مقدار اهل سنتی که در آن زمان شیعه شدند، به برکت همین کار مرحوم محمد تقی قمی بود؟

ما اگر مقداری تندروی ها را کنار بگذاریم، همه چیز درست می شود.

 

والسلام علیکم و رحمةالله

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English