2018 November 13 - سه شنبه 22 آبان 1397
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
کد مطلب: ٨٦٢٣ تاریخ انتشار: ٢٢ دي ١٣٩٤ - ١٣:٣٠ تعداد بازدید: 1040
خارج کلام مقارن » نقد سخنان شیخ الازهر
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)

جلسه سی و سوم 94/10/22

 
 بسم الله الرحمن الرحیم 

جلسه سی و سوم   94/10/22

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاءالله.

در جلسات گذشته، پیرامون نقد صحبتهای آقای دکتر طیب، مطالبی را خدمت دوستان عرض کردیم و بر منهج و روش بحث ایشان، ایرادات اساسی را وارد کردیم.

اشکال و ایراد دیگر، در منهج و روش آقای دکتر طیب در نقد مذهب شیعه؛ استفاده از برخی الفاظ موهن و رکیک از ناحیه ایشان است. با اینکه خود ایشان، خیلی مقید هستند که از به کار بردن الفاظ تند خودداری بکنند.

آقای دکتر «طیب»، از اولین روزی که روی کار آمد – یعنی حدود 14، 15 سال پیش و در اواخر حکومت حسنی مبارک – روش ایشان، همان روش «شیخ شلتوت» بود. مصاحبه های متعددی در زمینه تقریب شیعه و سنی داشت و می گفت که من اگر به نجف بروم، پشت سر مراجع شیعه نجف، نماز می خوانم؛ و ما مذهب شیعه را جزء مذاهب اسلامی می دانیم و تقلید از فقهای شیعه جایز است و...

ولی متأسفانه اخیراً به خاطر برخی مشکلات مالی که مصر و دانشگاه الأزهر به آن دچار شده است، به گونه ای که دولت مصر با کمک مالی عربستان، خود را اداره می کند؛ و دانشگاه الأزهر نیز از مشکلات مالی رنج می برد؛ عربستان از این نقطه ضعف الأزهر استفاده کرده و پولهای کلانی را در اختیار اینها قرار داده است.

وقتی عربستان، پول در اختیار الأزهر قرار می دهد و مشکلات مالی آنها را حل می کند، طبیعتاً انتظارات و مطالباتی نیز از آنها دارد. مهمترین مطالبه سعودی ها و در حقیقت همّ و غم آنها این است که ایران و مذهب شیعه را در منطقه و در سطح بین الملل زیر سؤال ببرد.

عربستان سعودی در این زمینه، از تمام توان و ظرفیت خودش، استفاده می کند. از جمله این ظرفیت ها، خود دکتر طیب، شیخ الأزهر است. لذا ایشان را تحریک می کنند، تا بیاید، برخلاف افکار و اندیشه های تقریبی خود سخن بگوید.

آقای دکتر «طیب»، در سابق!

آقای طیب در سخنان خود وقتی می خواست به شیعه ایراد بگیرد، از کلمه «تحفظ»(ملاحظات) استفاده می کرد و می گفت:

« أنا سأخفف عبارة إعتراض الی التحفظ»

من به جای کلمه اعتراض، از کلمه تحفظ استفاده می کنم.

کلمه «تحفظ» محترمانه ترین لفظ در بیان نقد از طرف مقابل است. در حقیقت ایشان می خواست بگوید که ما می خواهیم روابط دوستانه ما، حفظ بشود. اگر نسبت به هم نقدی هم داریم، این نقد ما در راستای حفظ کرامت و حفظ آن روابط حسنه است.

وقتی آقای دکتر طیب، در مقابل شیعه به جای کلمه «انتقاد» و «اعتراض»، از کلمه «تحفظ» استاده می کند، ما نیز باید تعابیر شبیه به این را در مقابل ایشان داشته باشیم.

آقای دکتر «طیب»، در حال حاضر!!

تا اینجا خوب بود. ولی متأسفانه ایشان در یکی از این جلسات ماه رمضان، وقتی صحبت از «عایشه» به میان آمد، به یکبار از کوره در رفت و گفت:

«و خاصَّةُ عایِشة (رضی الله عنها) أُم المُؤمنین، أمُّنا و أمُّ المُؤمنین و أمُّ الشّیعَةِ رَغمَ أنُوفِهِم شَاؤُو أم أبَوا»

مخصوصاً عایشه که مادر مؤمنین است، مادر ماست، و مادر شیعه است، هر چند پوزه ایشان بر زمین مالیده شود، بخواهند با نخواهند مادر شیعیان هم است.

این کلمه «رَغمَ أنُوفِهِم» خیلی تعبیر وقیح و زشتی است. خصوصاً از آقای دکتر طییب. ما این واژه های اینچنینی را، معمولاً از این وهابی های بی ادب و بی آبرو می شنویم. شاید آنها هم تعابیر تند اینچنینی را نداشته باشند!

آقای دکتر «طیب»، از یک طرف می گوید: ما در نقد شیعه، حتی کلمه «اعتراض» را به کار نمی بریم و کلمه «تحفظ» را به کار می بریم؛ ولی از این طرف می آید و این عبارت زشت و وقیح «رَغمَ أنُوفِهِم» را به کار می برد!

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود، از واژه «انتقاد» استفاده کرده و می گوید:

«بنابر عقیده شیعه، تمام صحابه به پیامبر خیانت کردند که آمدند به جای علی، ابوبکر و عمر عثمان را انتخاب کردند. و این در حقیقت متهم کردن صحابه و کبار به خیانت است. و ما نسبت به این اعتقاد، انتقاداتی داریم.»

در حقیقت جناب «طیب» می گوید که شیعه، هم ابوبکر و عمر و عثمان را متهم به غصب خلافت کرده است؛ و هم صحابه را به خیانت به خدا و پیغمبر متهم کرده است! یعنی خدا و پیغمبر، علی را انتخاب کردند، ولی صحابه بر خلاف انتخاب خدا و پیغمبر، ابوبکر و عمر را انتخاب کردند.

ما الآن در مقام نقد مطالب ایشان نیستیم، ولی وقتی ایشان می آید و می گوید:

«نحن اهل سنة لانؤمن بأن رسول الله نص علی علیّ»

ما اهل سنت، به اینکه رسول خدا نصی در خلافت علی داشته باشد را قبول نداریم. 

منبع: سایت شیخ الأزهر  

اینکه شما می گوئید: «لانؤمن»؛ جای تعجب است. زیرا این همه روایات در کتب شما وجود دارد و این همه نصوص در منابع شما وجود دارد. نه فقط در کتاب های شیعه! شما چگونه این همه نصوص را منکر می شوید؟ چگونه این همه ادله را رد می کنید؟   

منکر روایات صحیح پیامبر، کافر است!!

«ابن تیمیه» در این زمینه تعبیر عجیبی دارد و می گوید:

«وَقَدْ ثَبَتَ بِالْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ الْإِجْمَاعِ أَنَّ مَنْ بَلَغَتْهُ رِسَالَةُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَلَمْ يُؤْمِنُ بِهِ فَهُوَ كَافِرٌ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ الِاعْتِذَارُ بِالِاجْتِهَادِ»

از طریق کتاب و سنت و اجماع ثابت شده است که هر کسی خبری از رسول خدا به او برسد ولی او به آن ایمان نیاورد و قبول نکند، او کافر است. هیچ عذر اجتهادی نیز از او پذیرفته نیست

مجموع الفتاوی، ج12، ص 496؛ دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجد

با این وضعیت، جناب ابن تیمیه، هم عایشه را کافر می داند و هم طلحه و زبیر و هم معاویه را کافر می داند!! و همچنین تمام صحابه ای که در سپاه عایشه در جنگ جمل؛ و سپاه معاویه در جنگ صفین بودند را کافر می داند. زیرا نبی مکرم به کرات درباره قتل «ناکثین» و «مارقین» و «قاسطین» بیان داشته است. حتی به صراحت به طلحه و زیبر فرموده است که شما با علی قتال می کنید در حالی که علی به حق است!

ادلّه حقانیت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه):

1-    حدیث ولایت:

اگر سخن ابن تیمیه مبنا باشد، برای آقایان خیلی مشکل پیش می آید. جناب «طیب»، با این روایت صحیح و صریح چه می کند که می فرماید:

«انّ عليّا منّي و أنا منه و هو وليّ كلّ مؤمن بعدي.»

به راستي علي از من است و من از او هستم و او سرپرست همه مؤمنان، پس از من است.

المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص 119، كِتَابُ مَعْرِفَةِ الصَّحَابَةِ، وَمِنِ مَنَاقِبِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ، ح 4579

«محمد ناصر الدين الباني» نيز درباره اين روايت گفته:

«صحّحه الحاكم الذهبي و هو كما قالا.»

اين روايت را حاكم و ذهبي تصحيح كرده اند. اين روايت، صحيح است همان گونه است كه حاكم و ذهبي گفته اند.

سلسلة الأحادیث الصحيحة، ج5، ص263؛ الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض الطبعة: الأولى، (لمكتبة المعارف)

2-    حدیث خلافت

«ابن أبي عاصم» در كتاب «السنه» مي نويسد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) خطاب به اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود:

«وأنت خليفتي في كلّ مؤمن من بعدي»

تو پس از من، جانشين من در ميان همه مؤمنان هستي

السنة لابن أبي عاصم، ج2، ص 565، ح 1188؛ دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1400، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني

3-    حديث امامت:

«ابونعيم اصفهاني» با سند معتبر در كتاب «معرفة الصحابه» نقل كرده است كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرمود:

«انْتَهَيْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إِلَي السِّدْرَةِ الْمُنْتَهَي، فَأُوحِيَ إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ بِثَلاثٍ: «أَنَّهُ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ، وَسَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ، وَقَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ إِلَي جَنَّاتِ النَّعِيمِ»

هنگامي كه در شب معراج به سدرة المنتهي رسيدم، خداوند به من در باره علي سه چيز وحي كرد: به راستي كه او پيشواي پرهيزگاران، سردار مسلمانان و جلودار روسفيدان به سوي بهشت سرشار از نعمت خداوند است.

معرفة الصحابة، ج 3 ص 1587،باب العین، ح 4002

آقای دکتر طیب! شما با این همه نصوص صریح و صحیح چه می کنید؟ سخن ابن تیمیه هم که شیخ الاسلام شماست، صراحت در کفر منکرین فرمایش پیامبر است؛ با این چه کنیم؟ کفری هم که ایشان در اینجا مطرح می کند، صراحت دارد در کفر در مقابل اسلام!!

حتی در «لجنه دائم افتاء»، نیز در این زمینه سؤال کرده اند:

«من ينكر بعض الأحاديث الصحيحة الواردة في الصحيحين... ما الحكم فيهم هل يصلى وراءهم أو يتبادل معهم السلام أو يعتزلوا؟

جواب: أما الصلاة وراءهم فحكمها حكم الصلاة وراء الفاسق، والأحوط: عدم الصلاة خلفهم؛ لأن بعض أهل العلم كفرهم»

سؤال: اگر کسی منکر برخی از احادیث صحیحه باشد، حکمش چیست؟ آیا می شود پشت سر او نماز خواند؟ آیا با او معامله مسلمان بکنیم یا از او کناره بگیریم؟

جواب: حکم نماز پشت سر چنین کسی، همان حکم نماز پشت سر انسان فاسق است. احتیاط در این است که نمی شود نماز خواند. زیرا برخی علما چنین افرادی را تکفیر کرده اند.

فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة، ج2، ص 272

طبق این فتوا و نظر این آقایان، وقتی طرف می گوید که مثلاً روایت «اثماً قادراً خائناً...» صحیح نیست؛ یا اینکه زید بن ارقم گفته است که زنان پیغمبر در اهلبیت داخل نیستند، این صحیح نیست؛ و... همین که گفتی این روایت صحیح نیست، طبق فتوای ابن تیمیه، و همچنین فتوای لجنه دائم افتاء عربستان سعودی؛ کافر می شود!!

دوستان خوب است که این عبارات کلیدی را در دفتری، در فایلی و... با عنوان «نکات کلیدی» ذخیره بکنند. چرا که در خیلی از موارد به کارشان می آید. خوب است پرینت هم بگیرند و دم دست داشته باشند که مراجعه کنند و مرور بکنند تا در ذهن مبارک بماند.

قائلین به ارتداد صحابه، منحرف هستند!

آقای دکتر طیب در جای دیگر از صحبتهایش می گوید:

«و للأسف الشدید بعض الفرق المنحرفه تقول بردة الصحابه أو تقول بخیانتهم لله و رسوله و اغتصابهم للخلافة من سیدنا علی»

باعث تأسف شدید است که برخی از گروه های منحرف، قائل به ارتداد صحابه شدند. یا گفته اند که صحابه به خدا و رسولش خیانت کردند و خلافت را از علی غصب کردند.

این مطلب در سایت «بوابة الأزهر الإلکترونیة» است که عمدتاً متعلق به شیخ الأزهر است. شما وقتی این سایت را باز می کنید، در همان صفحه اول، زندگی نامه دکتر طیب، تألیفات دکتر طیب و نیز مسؤلیت های ایشان را ذکر کرده است.

در آنجا با عنوان «سب الصحابة الكرام و الإساءة إليهم مُحرَّم بنص القرآن والسنة» از قول دکتر «طیب» نوشته است که:

« إن سب الصحابة - رضوان الله عليهم - و إهانتهم والإساءة إليهم مُحرَّم تحريمًا قاطعًا، و هو من كبائر الآثام و الذنوب... إن المغامرة بسب الصحابة هى مغامرة تصل إلى حد تكذيب القرآن الكريم، وللأسف الشديد بعض الفرق المنحرفة تقول بردة الصحابة - والعياذ بالله- أو تقول بخيانتهم لله ورسوله، واغتصابهم للخلافة من سيدنا على – رضى الله عنه»

همانا دشنام دادن به صحابه، و اهانت به صحابه و بد کردن به آنها قطعاً حرام است. این از گناهان کبیره است... عاقبت دشنام دادن به صحابه، عاقبتی است که به حد تکذیب قرآن منجر می شود. و مایه تأسف شدید است که بعضی از فرقه های باطل، قائل به ارتداد صحابه هستند. یا می گویند که صحابه به خدا و پیامبر خیانت کردند. و خلافت علی را غصب کردند.

آیا «عایشه» منحرف است!!؟

این آقایان این مطالب را بیان می کنند و شیعه را به خاطر قول به ارتداد صحابه، فرقه منحرفه می خوانند ولی از درون مذهب خودشان غافل هستند که «عایشه» به صراحت می گوید:

«لمَّا قُبِض رسولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ارْتَدَّت الْعَرَبُ قَاطِبةً»

وقتی پیغمبر از دنیا رفت، تمام مردم عرب مرتد شدند!

النهایه فی غریب الحدیث ابن اثیر، ج 4 ص 79؛ البدایه و النهایه ابن کثیر، ج 6 ص 304؛ تاریخ مدینه دمشق، ج 30 ص 314 (بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

حدیث حوض به روایت «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم»:

آقایان از حدیث «حوض» غافل هستند که «صحیح بخاری»، و «صحیح مسلم»، در چندین جا این حدیث را نقل کرده اند که:

«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: بَيْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، فَقُلْتُ: أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: وَ مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى. ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، قُلْتُ أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى، فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

ابو هریره از پیغمبر نقل می کند که فرمود: در حالي كه من در آنجا ايستاده‌ام گروهي از اصحاب مرا مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟ مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودند سپس گروهي از صحابه را مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟ مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودند. از اين‌رو نمي‌بينم آنها را مگر اين كه همه را وارد دوزخ مي‌سازند و كسي از آنها نجات نمي‌يابد مگر تعداد بسيار كمي از آنها.

صحيح بخاري، ج5، ص 2407، كتاب الرقاق، باب في الحوض، ح 6215

جناب آقای طیب! این کتاب «صحیح بخاری» است که می گوید: «إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى»!! شما صحیح بخاری را از مصادر تشریع خودتان می دانید یا نمی دانید!؟ آقایان اهل سنت به این روایت عقیده دارند یا ندارند!؟ طبق نظر شما ما باید بگوئیم که تمام اهل سنت، جزء فرق منحرفه شدند!! چون معتقد به ارتداد صحابه هستند!

در «صحیح مسلم» هم اینچنین وارد شده است که پیغمبر فرمود:

«وَأَنَا فَرَطُهُمْ عَلَى الْحَوْضِ أَلَا لَيُذَادَنَّ رِجَالٌ عَنْ حَوْضِي كَمَا يُذَادُ الْبَعِيرُ الضَّالُّ أُنَادِيهِمْ أَلَا هَلُمَّ فَيُقَالُ: إِنَّهُمْ قَدْ بَدَّلُوا بَعْدَكَ فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا»

من زود‌تر از اصحابم وارد حوض می‌شوم اما بدانید که مردانی را از حوض می‌رانند و دور می‌کنند همان‌سان که الاغ ره گم کرده را می‌رانند، من خطاب به آنان ندا می‌دهم: هان بشتابید! گفته می‌شود: آنها همه چیز را بعد از تو تغییر دادند. از این‌رو عرضه می‌دارم: رحمت حق از شما دور باد! دور باد!

صحیح مسلم، ج1، ص 218، كِتَابِ الطَّهَارَةِ، بَابُ اسْتحْبَابِ إِطَالَةِ الْغُرَّةِ وَالتَّحْجِيلِ فِي الْوُضُوءِ ، ح 249

این مسائل پنهانی نیست و آقایان به صراحت اینها را مطرح کرده اند. و ارتباطی به شیعه هم که ندارد. صحیحین شما نقل کرده اند!

آقای طیب! کدامیک از این عبارت تندتر است!؟

آقای «طیب» گفت که شیعیان چون معتقد به غصب خلافت امیرالمؤمنین توسط ابوبکر و عمر هستند، قوم منحرفی هستند! خب ما سؤال می کنیم، آقای طیب! اگر کسی بگوید ابوبکر و عمر خلافت را غصب کردند، سخن تندی است یا اینکه کسی بگوید ابوبکر و عمر انساهای «دروغگو» و «گناهکار» و «خائن» و «حیله گر» بودند!؟

جناب «عمر بن خطاب» می گوید:

«فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، ...، فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا،... ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ، فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»

وقتی پیغمبر از دنیا رفت ابوبکر گفت: من خلیفه رسول الله هستم ولی شما - علی و عباس- رأیتان در مورد ابوبکر و خلافتش این است که او دروغگو، گناهکار، حیله گر و خائن است. سپس ابوبکر از دنیا رفت و من خلیفه رسول الله  و خلیفه ابوبکر شدم شما مرا هم دروغگو، گناهکار، حیله گر و خائن پنداشتید.

صحیح مسلم، ج3، ص 1378، كِتَابُ الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَابُ حُكْمِ الْفَيْءِ، ح1757

جناب آقای دکتر طیب! کلمه «کاذب» و «اثم» و «غادر» و «خائن»؛ بار اهانتی بیشتری دارد، یا کلمه «غاصب»؟

جالب است که در ادامه روایت، جناب عمر بن خطاب، از امیرالمؤمنین و عباس می پرسد که:

«أَكَذَلِكَ؟ قَالَا: نَعَمْ»

آیا واقعاً شما چنین نظر و اعتقادی در مورد ابوبکر و من دارید؟ گفتند: بله

روایت «علی مع القرآن» با سند صحیح!

«علی بن ابی طالب»(سلام الله علیه) به عنوان خلیفه چهارم، و کسی که طبق نص صریح و صحیح پیامبر، همیشه با حق است، و حق همیشه با اوست؛ علی همیشه با قرآن است و قرآن همیشه با علی است، این حرف را می زند.

این «حاکم نیشابوری» است که نقل کرده است:

«كُنْتُ مَعَ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَوْمَ الْجَمَلِ، فَلَمَّا رَأَيْتُ عَائِشَةَ وَاقِفَةً دَخَلَنِي بَعْضُ مَا يَدْخُلُ النَّاسَ، فَكَشَفَ اللَّهُ عَنِّي ذَلِكَ عِنْدَ صَلاةِ الظُّهْرِ، فَقَاتَلْتُ مَعَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، فَلَمَّا فَرَغَ ذَهَبْتُ إِلَي الْمَدِينَةِ، فَأَتَيْتُ أُمَّ سَلَمَةَ، فَقُلْتُ: إِنِّي وَاللَّهِ مَا جِئْتُ أَسْأَلُ طَعَامًا وَ لا شَرَابًا و لَكِنِّي مَوْلَي لأَبِي ذَرٍّ، فَقَالَتْ: مَرْحَبًا فَقَصَصْتُ عَلَيْهَا قِصَّتِي، فَقَالَتْ: أَيْنَ كُنْتَ حِينَ طَارَتِ الْقُلُوبُ مَطَائِرَهَا؟ قُلْتُ: إِلَي حَيْثُ كَشَفَ اللَّهُ ذَلِكَ عَنِّي عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، قَالَ: أَحْسَنْتَ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ: عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، و الْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»

ابو ثابت می گوید: در روز جمل به همراه علی بودم، وقتي چشمم به «عايشه» افتاد كه ايستاده بود، پاره اي از خيالات كه در دل ديگران وارد مي شود، در دل من پديد آمد، هنگام نماز ظهر، خداوند شك و ترديد را از دل من برطرف ساخت و سرانجام به پشتيباني از حضرت علي عليه السّلام با دشمنان او نبرد كردم. پس از پايان جنگ به مدينه بازگشتم. و به خانه «امّ سلمه» رفتم و به او گفتم: به خدا سوگند! به منظور درخواست خوراكي و آشاميدني به خانه تو نيامده ام. من آزاده شده «ابوذر» هستم. «ام سلمه»، به من خوش آمد گفت و من حكايت حال خود را در روز جمل بازگو كردم. «ام سلمه» گفت: آنگاه كجا بودي كه دلها به سوي منطقه پرواز خود مي رفتند؟ در پاسخ گفتم: تا آنجا پرواز كردم كه خداوند پرده شك را از چشم دل من برطرف كرد و در هنگام ظهر، دروازه حقيقت به روي من گشوده شد و در راه حقيقت، از جان گذشته و عاشقانه با دشمنان نبرد كردم. «ام سلمه»، از شنيدن سخنان من، شادمان گشت و به من آفرين گفت و اظهار داشت: از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله شنيدم كه فرمود: علي همراه قرآن است و قرآن نيز همراه با علي است. هيچگاه علي از قرآن و قرآن از علي، جدا نمي شوند تا اين كه كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.

المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص 134، کتاب معرفه الصحابه، باب ذكر قِصَّةُ اعْتِزَالِ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْلَمَةَ، ح4628

حقانیت امیرالمؤمنین به اعتراف «ام سلمه» با سند صحیح:

و در جای دیگری از «ام سلمه»، همسر نبی مکرم نقل کرده است که گفته است:

«سِرْ فِي حِفْظِ اللَّهِ وَفِي كَنَفِهِ: فَوَاللَّهِ إِنَّكَ لعَلَى الْحَقِّ: وَالْحَقُّ مَعَكَ: وَلَوْلَا أَنِّي أَكْرَهُ أَنْ أَعْصَى اللَّهَ وَرَسُولَهُ: فَإِنَّهُ أَمَرَنَا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ نَقَرَّ فِي بُيُوتِنَا لَسِرْتُ مَعَكَ»

در پناه خدا به سفرت برو، که به خدا قسم تو بر حق هستی و حق نیز با تو است. و اگر من ترس از عصیان و نافرمانی امر خدا و رسولش در مورد ماندن همسران پیامبر در منازلشان را نداشتم، حتماً با تو همراهی می کردم.

المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص 129، کتاب معرفه الصحابه، باب ذكر قِصَّةُ اعْتِزَالِ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْلَمَةَ ح4611

«حاکم نیشابوری» بعد از نقل این روایات می گوید:

«هَذِهِ الْأَحَادِيثُ الثَّلَاثَةُ كُلُّهَا صَحِيحَةٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ»

تمام این احادیث سه گانه، بر اساس شروط مسلم و بخاری صحیح هستند ولی آنها نقل نکرده اند.

همین علی(سلام الله علیه) که با حق است و با قرآن است، می گوید که ابوبکر و عمر، شخصی خائن، حیله گر، و دروغگو بودند!!

آقای طیب! نظر شما درباره علی(سلام الله علیه) چیست؟ آیا راست گفته است یا نستجیربالله دروغ گفته است؟ اگر راست گفته است، پس تمام آنچه را که شما به شیعه نسبت می دهید، نستجیربالله بر امیرالمؤمنین نیز مترتب است!!

خیانت آشکار «بخاری» در نقل روایت!!

جالب است که جناب «بخاری» وقتی به این روایت «صحیح مسلم» می رسد، روایت را با این عبارت نقل می کند:

«فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ... وَأَقْبَلَ عَلَى عَلِيٍّ وَ عَبَّاسٍ تَزْعُمَانِ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ كَذَا وَ كَذَا»

ابوبکر گفت من خلیفه پیغمبر هستم... رو کرد به علی و عباس که گمان می کردند ابوبکر فلان است و فلان است.

صحیح بخاری، ج5، ص 2049، كِتَابُ النَّفَقَاتِ، بَابُ حَبْسِ نَفَقَةِ الرَّجُلِ قُوتَ سَنَةٍ عَلَى أَهْلِهِ، ح 5043

این حذف بخاری، نشان می دهد که این عبارات، توهین است. اهانت و جسارت است که جناب بخاری، با خیانت تمام، آن را حذف کرده است.

مشکل اصلی در این است که ما با داشتن سند ها و ادلّه قاطع و محکم و روشن، در خانه نشسته ایم و ساکتیم و حرف نمی زنیم. در مقابل، این آقایان با سخنان باطل خودشان، دنیا را به هم ریخته اند.

چند سؤال از مسؤلین امر!!

ما دیروز در وزارت امور خارجه جلسه داشتیم. عزیزانی که از عربستان برگشته بودند، مخصوصاً کاردار ما در جده، یک گزارش خیلی دردآوری از قضایای مکه ارائه کردند. بعد از ارائه گزارش، من از آنها چند تا سؤال کردم. گفتم وزارت امور خارجه چرا نمی خواهد به این قضایا جواب بدهد!؟ اینها برای ما سؤال است! حداقل به ما یاد بدهید که اگر کسی از ما پرسید، ما جواب داشته باشیم.

سؤال اول ما این است که عربستان سعودی، برای خراب شدن گچ و خاک دیوار سفارت خود در تهران، در دنیا غوغا به پا کرد! دنیا را به هم زد. از سازمان ملل گرفته تا اتحادیه عرب، همه جا سر و صدا کرد! ولی شما نزدیک پانصد نفر از عزیزان ما در عربستان کشته شدند، ولی شما کوچک ترین اقدامی نکردید!؟ دولت هیچ اقدامی نکرد!

آیا این پانصد، ششصد نفر عزیز ما، به اندازه دیوار سفارت عربستان، ارزشی نداشت!؟ ما در این زمینه نیاز جدی به جواب داریم!

سؤال دوم ما در مقایسه شهادت آیةالله نمر، و قضایای پاریس است! در قضایای تروریستی پاریس، جناب آقای روحانی در کمتر از یک ساعت از وقوع اتفاق، پیام داد و فاجعه پاریس را محکوم کرد. ولی در قضیه شهید «نمر»، دو روز، یا سه روز بعد از شهادت آیة الله نمر، بیانیه داد!! و بیانیه اش هم خیلی ناقص بود! و زیبنده رئیس جمهور کشور شیعه نبود.

گفتم ما دوست داریم این دو سؤال ما را جواب بدهید. برگشتند گفتند این سؤالات شما، سؤالات خوبی است، ولی باید جلسات مفصلی باشد تا ما بتوانیم جواب بدهیم. گفتم هر موقع شد، ما در خدمت شما هستیم.

سؤال سوم ما این است که این جوانهائی که ریختند و سفارت عربستان را خراب کردند و این همه در سطح بین الملل، به ضرر شیعه و به ضرر ایران تمام شد؛ چرا دولت جمهوری اسلامی، نیروهای امنیتی و نظامی ما، تمهیدات لازم را به کار نبردند تا این اتفاق نیافتد!؟

بر فرض هم که نیروهای امنیتی ما به موقع وارد شدند، سؤال این است که چرا دولت و آقای روحانی، همان شب این قضیه را محکوم نکردند، تا جلوی فضولی های عربستان گرفته شود؟ صبر کردند بعد از دو روز، سه روز، محکوم کردند، آنهم در کنار قضیه شهادت نمر و عرض تسلیت شهادت ایشان!

من به عزیزان وزارت امور خارجه گفتم که ما این سؤالات را از شما داریم. جواب می خواهیم و جسارت هم نمی کنیم.

لذا عرض کردم که مشکل ما این است که ما با ادلّه قاطع و محکم، و مدارک کافی، ساکت هستیم؛ و یا به موقع حرف نمی زنیم و موضع نمی گیریم؛ ولی دشمنان ما و مخالفین ما، از کاه کوه می سازند و دنیا را بر علیه ما بسیج می کنند!

متأسفانه با این اهمال کاری ها، قضیه شهادت آیةالله نمر تحت الشعاع قرار گرفت؛ فاجعه منا تحت الشعاع قرار گرفت؛ تخریب سفارت ایران در یمن تحت الشعاع قرار گرفت و...

اینها سؤالاتی است که ما باید درباره آنها جواب داشته باشیم. و اگر جوانان ما از ما پرسیدند، بتوانیم به آنها جواب بدهیم.


والسلام علیکم و رحمةالله

 

 






Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English