2018 November 14 - چهار شنبه 23 آبان 1397
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
کد مطلب: ٨٢٧٤ تاریخ انتشار: ٢٠ آبان ١٣٩٤ - ١١:٤٢ تعداد بازدید: 1424
خارج کلام مقارن » نقد سخنان شیخ الازهر
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)

جلسه بیستم 94/08/20

 
 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیستم   94/08/20

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

چون امروز چهارشنبه، و آخرین روز درسی هفته است، روایتی را به عنوان تبرک و تیمن، و به عنوان درس اخلاقی از معصومین، خدمت دوستان تقدیم می کنیم.

سفارشی بسیار مهم و حیاتی، به شیعیان!

حضرت امام باقر(سلام الله علیه) می فرماید:

«يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ شِيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ كُونُوا النُّمْرُقَةَ الْوُسْطَى‏ يَرْجِعُ إِلَيْكُمُ الْغَالِي وَ يَلْحَقُ‏ بِكُمُ‏ التَّالِي‏ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ يُقَالُ لَهُ سَعْدٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْغَالِي قَالَ قَوْمٌ يَقُولُونَ فِينَا مَا لَا نَقُولُهُ فِي أَنْفُسِنَا فَلَيْسَ أُولَئِكَ مِنَّا وَ لَسْنَا مِنْهُمْ قَالَ فَمَا التَّالِي قَالَ الْمُرْتَادُ يُرِيدُ الْخَيْرَ يُبَلِّغُهُ الْخَيْرَ يُؤْجَرُ عَلَيْهِ‏  ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا مَعَنَا مِنَ اللَّهِ بَرَاءَةٌ وَ لَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اللَّهِ قَرَابَةٌ وَ لَا لَنَا عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ وَ لَا نَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ إِلَّا بِالطَّاعَةِ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مُطِيعاً لِلَّهِ تَنْفَعُهُ‏ وَلَايَتُنَا وَ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ عَاصِياً لِلَّهِ لَمْ تَنْفَعْهُ وَلَايَتُنَا وَيْحَكُمْ لَا تَغْتَرُّوا وَيْحَكُمْ لَا تَغْتَرُّوا.»

عمر بن خالد از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: ای جماعت شیعه، ای شیعیان آل محمّد (صلی الله علیه و آله)، مانند پشتی در میانه باشید (که از دو جانب به آن تکیه دهند؛ یعنی، راه راست را بپیمایید و بر حدّ اعتدال باشید که مردم در زندگیشان از شما بیاموزند) و آن که غلو کرده و پیشی گرفته به جانب شما بازگردد و آن که وامانده خود را به شما برساند. مردی از انصار به نام سعد عرض کرد: جانم فدای تو باد، غالی کیست؟ فرمود: گروهی که درباره ما چیزهایی گویند که ما آن را درباره خود نمی گوییم؛ آنان از ما نیستند و ما هم از آنان نیستیم. گفت تالی و عقب مانده کیست؟ فرمود: کسی که طالب خیر (دین حق و عمل صالح) است؛ خیر به او می رسد و به میزان نیتش پاداش داده می شود. رو به ما كرد و فرمود: به خدا با ما از طرف خدا برائت از دوزخ نيست و ما را با خدا خويشاوندى نيست و ما را بر خدا حجتى نيست، ما به خدا نزديك نشويم جز با اطاعت او، هر كدام از شما كه مطيع خدا باشيد ولايت ما او را سودمند است و هر كدام شما گنهكار باشيد ولايت ما او را سودى ندهد، واى بر شما، فريب نخوريد، واى بر شما، فريب نخوريد

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص 75، باب الطاعة و التقوی، ح6

در مورد غُلات، ما در بحث رجال عرض کردیم که اینها در عصر ائمه (علیهم السلام) زندگی می کردند. و تعدادی از اینها مثل «یونس بن ظبیان»، ادعای الوهیت درباره ائمه داشتند! لذا امام رضا (سلام الله علیه) با غضب تمام فرمودند که خدا یونس بن ظبیان را لعن کند، هزار لعنت! و از هر لعنتی هزار لعنت نیز منشعب بشود:

«لََعَنَ الله یُونُسَ بْنَ ظَبْیَانَ أَلْفَ لَعْنَةٍ تَتْبَعُهَا أَلْفُ لَعْنَةٍ»

خداوند یونس بن ظبیان را لعنت کند، هزار لعنت که بعد از هر کدام هزار لعنت دیگر باشد.

رجال کشی، ص 364

البته دوستان توجه داشته باشند در اینکه امثال «یونس بن ظبیان» غالی بودند و ملعون بودند، هیچ شکی نیست؛ ولی در این میان، تعدادی از روات متهم به غلو شده اند، در حالی که نسبت هایی که این روات به ائمه (علیهم السلام) می دادند، غلو نبوده است!

مرحوم وحید بهبهانی(رضوان الله تعالی علیه) در حاشیه خود بر «منهج المقال» مرحوم استرآبادی، تعبیر زیبایی دارد و می گوید: «خیلی از عقاید ما نسبت به ائمه(علیهم السلام)، مثل اینکه ائمه علم غیب می دانستند و یا از ایشان معجزه و کرامت صادر می شد؛ این عقاید که الآن از ضروریات عقیده شیعه است، در گذشته این عقاید را مخصوصاً قمییون، غلو می دانستند! و اگر یک راوی یک روایتی را نقل می کرد که مثلاً ائمه از غیب خبر داده اند، بلافاصله او را متهم می کردند به غلو؛ به دنبال غلو، او را متهم می کردند به کذب؛ و دهها مسائل دیگر...»

ملاک شفاعت اهلبیت، فقط اطاعت و بندگی خداوند است!

این عبارت امام که می فرماید: «فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مُطِيعاً لِلَّهِ تَنْفَعُهُ‏ وَلَايَتُنَا وَ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ عَاصِياً لِلَّهِ لَمْ تَنْفَعْهُ وَلَايَتُنَا» نکته بسیار مهم و اساسی است. الآن یک دسته هستند مثل برخی مداحان، که می گویند بله شما محبت اهل بیت را داشته باشید، کافی است. و در فردای قیامت ائمه(علیهم السلام) از شما شفاعت می کنند و جای شما بهشت است و...، لذا نه نمازی و نه روزه ای و نه واجباتی و...، احیاناً انجام برخی محرمات و...، اینگونه سخن گفتن کاملاً با فرمایش ائمه اطهار مخالف است. ملاک شفاعت، فقط اطاعت و بندگی خداوند است. نه فقط داشتن محبت اهل بیت(علیهم السلام)!

بله، اگر کسی تمام تلاش خود را بکند تا واجبات الهی را انجام بدهد، و محرمات الهی را ترک بکند، ولی در این میان، گناهانی هم مرتکب بشود، ولی اصرار بر گناه نداشته باشد و از گناه کردن خوشحال نباشد، و گناه الهی را سبک نشمارد؛ شفاعت اهل بیت قطعاً شامل این افراد خواهد بود. اینها کسانی هستند که در میانه زندگی، لغزش هایی برایشان پیش می آید، و به تعبیر حضرت یوسف، نفس اماره، اینها را به برخی گناهان می کشاند:

(وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيم‏)

من هرگز نفس خويش را تبرئه نمى‏كنم كه نفس (سركش)، بسيار به بديها امر مى‏كند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند، پروردگارم غفور و رحيم است.‏

سوره يوسف(12): آیه 53

قطعاً اینها اهل نجات هستند. و در این مسئله شکی نیست. شفاعت مال اینهاست و لو اینکه مرتکب کبائر شده باشند!

ولی اگر کسی تجرّی به گناه بکند و لو به گناهان صغیره، اینها گرفتار خواهند بود و شفاعت اهل بیت نصیبشان نخواهد شد. پیغمبر اکرم در این زمینه می فرماید:

«لا تَتظُروا اِلی صَغیرِ الذّنبِ ولَکنِ انظُرُوا اِلی ما اجتَرَأتُم»

به کوچکی گناه نگاه نکنید بلکه به چیزی [نافرمانی خدا] که برآن جرات یافته اید بنگرید.

وسائل الشیعه، ج 15، ص 313، بَابُ وُجُوبِ اجْتِنَابِ الْمُحَقَّرَاتِ مِنَ الذُّنُوب‏، ح 20615

بنابراین اگر گناهی از انسان سر بزند که عالمانه و عامدانه باشد، از سر رضایت باشد و اصرار بر آن هم داشته باشد، قطعاً از شفاعت اهل بیت به دور خواهد بود. امیدواریم که خداوند عالم به ما توفیق بدهد که به یک مرحله ای برسیم که حتی گناه صغیره هم از ما سر نزند. ان شاءالله.

برگردیم به بحث...

در گذشته، بحثی داشتیم پیرامون نقد سخنان دکتر «طیب» شیخ الأزهر، که در برنامه ماه مبارک رمضان، در 29 جلسه، بر ضد مبانی اعتقادی شیعه صحبت کرده بود. و ما با همکاری دوستانمان، جوابیه محکمی به سخنان این بزرگوار آماده کرده ایم.

شیخ الأزهر، و مصاحبه ای دیگر بر ضد ایران!

متأسفانه ایشان هفته گذشته مصاحبه ای کرده و گفته است که ایران دارد پولهای سنگینی را در مصر خرج می کند تا جوانهای اهل سنت مصر را شیعه بکند!! حالا ما نمی دانیم که منبع خبرهای ایشان کجاست و این خبرها را چه کسی یا کسانی در اختیار ایشان قرار می دهند. و آیا ایشان تأملی در این اخبار می کنند یا نه!؟

ما در رابطه با صحبت های ماه رمضان آقای دکتر «طیب»، عرض کردیم که در نه فصل، جواب دادیم. در فصل اول، روشهای غیر صحیح ایشان در برخورد با عقاید شیعه را بررسی کردیم. و گفتیم که ایشان از ابتدای ماه رمضان تا آخر ماه مبارک، در روش و منهج مباحث خود با مخالف، یک روش غلط و به دور از جایگاه علمی شیخ الأزهر به عنوان بالاترین مقام علمی دانشگاه الأزهر؛ مورد استفاده قرار می دهد!

به عنوان نمونه، ایشان در این برنامه، برای رد عقاید شیعه، به اقوال شخصیت هایی استدلال می کند که این افراد در نزد شیعه، ارزش علمی و جایگاه شخصیتی ندارند. افرادی مثل «احمد الکاتب»، «سید علی الأمین» و...

صحبتهای آقای دکتر طیب، علاوه بر پخش زنده و مستقیم از شبکه ماهواره ای، در سایت «بوابة الأزهر» نیز بارگذاری می شد.  http://www.azhar.eg/  البته برنامه ایشان را سایتهای مختلفی منعکس کردند، ولی چون نوعاً با حب و بغض همراه بود، ما رفتیم سراغ سایت خودشان به نام «بوابة الأزهر» که سخنان ایشان را عیناً منعکس کرده است.

دلیل حمایت شیخ الأزهر، از «احمد الکاتب» و «سیدعلی الأمین» مشخص شد!!

ایشان در یکی از این برنامه ها می گوید:

«دو کتاب وجود دارد که تألیف دو نفر عالم و فاضل از علمای شیعه که نظریه امامت شیعه را خوب ترسیم کرده اند. و یک سری اشکالاتی دارند بر عقیده امامت از دیدگاه شیعه، که یکی از این کتابها متعلق است به آقای احمد الکاتب با نام السنة و الشیعة و کتاب دیگری متعلق است به مرجع تقلید شیعیان آقای سید علی الأمین»

ایشان مستند حرفهای خودش را، دو نفر نام می برد که یکی را به عنوان عالم و فاضل شیعی، و دیگری به عنوان مرجع تقلید شیعه معرفی می کند!! در حالی که ما در جلسات گذشته عرض کردیم که این دو نفر نه عالم دینی شیعه هستند و نه مرجع دینی شیعیان!

ایشان در ادامه می گوید:

«استاد احمد الکاتب گفته است که شیعیان صدر اول اسلام، که در کنار علی (علیه السلام) بودند، نسبت به ابوبکر و عمر و عثمان، یک دیدگاه مثبت و خوبی داشتند.»

با این تعبیر، معلوم می شود که چرا حرف های این احمد الکاتب و... به مذاق دکتر طیب خوش آمده است! اینها که به عنوان عالم و فاضل شیعی معرفی شده اند، نسبت به خلفای قبل امیرالمؤمنین، دیدگاه مثبت و برخورد خوبی دارند!!

ایشان در بخش دیگری از صحبتهای خود، در عین اینکه بین «سید علی امین» و «سید محسن امین» خلط می کند، از سید علی امین نقل می کند که تفکر امامت که نص الهی است، هرگز در قرن اول هجری معروف و شناخته شده نبوده است، بلکه این فکر منصوص بودن امامت، در قرنهای اخیر مطرح شده است!

در همین راستا از «سید علی امین» نقل می کند که گفته است:

«در اینجا علمای زیادی از شیعه مرتکب اشتباه شدند و بین مسئله امامت دینی و امامت سیاسی خلط کرده اند. امامت سیاسی متعلق به خلفا بوده، و امامت دینی متعلق به علی بن ابی طالب. بنابراین علی بن ابی طالب در همان زمان نیز امام بود ولی امامت دینی را بر عهده داشت.» شما

همانگونه که گفتیم، ما به روش استدلال دکتر طیب معترض هستیم. زیرا ایشان سخنان کسانی را ملاک قرار می دهد که در نزد شیعه هیچ جایگاهی ندارند.

نظر مراجع عظام شیعه، در مورد «سیدعلی الأمین»!

شما اگر به سایت «مندیات یا حسین» https://www.yahosein.com/vb که یکی از سایتهای خوب و فعال است و معمولاً مطالب نقل شده در این سایت مستند و مستدل هست، مراجعه کنید، در مورد «سید علی الأمین» نظرات مراجع و بزرگان علمای شیعه را در مورد ایشان نقل کرده است. بر همین اساس، از مراجع معظم تقلید در مورد «سیدعلی امین»، با این عبارات استفتاء شده است:

« محضر مرجع معظم تقلید... سلام علیکم! در هر زمانی عده ای پیدا می شوند که در مذهب و عقیده ما تشکیک می کنند، عده ای که خود را عالم دین معرفی می کنند. یکی از این افراد که معمم هم است فردی است به نام سید علی امین، که در مکانهای مختلف صحبت می کند، در شبکه المستقله، العربیه، ام تی وی صحبت می کند. و در مجلات و... مطالبی را مطرح می کند. از جمله اینکه می گوید امامت از اصول دین نیست! او ولایت تکوینی ائمه را منکر می شود! علم غیب ائمه را منکر می شود! می گوید که اولی الأمر منحصر در ائمه نیست! و هر حاکم اسلامی، جزء اولی الأمر است! عصمت ائمه را انکار می کند! نص بر امامت ائمه در غدیر را انکار می کند! حضرت مریم را بر حضرت زهرا مقدم می دارد! ابوبکر و عمر را می ستاید! و اکثر افکار و نظراتش مخالف مذهب شیعه است. نظر مبارک حضرتعالی در این رابطه چیست؟»

جواب مراجع معظم تقلید:

آیة الله العظمی وحید خراسانی:

«یجب علی کل مسلم ان یظهر البرائة و التنفر ممن یبدع فی الدین و یوجب الإفساد فی الدین أو تزلزل العقائد الحقة»

بر هر مسلمانی واجب است از کسانی که در دین بدعت ایجاد می کنند و موجب فساد در دین می شوند و یا عقاید حقه را متزلزل می کنند، برائت و تنفر خود را اظهار بکنند.

آیة الله سید محمد صادق روحانی:

«مِمّا لاشَکّ فِی أنَّ هَذهِ الأفکار تُخالِفُ مَا یَعتَقدُ بِه اتباعُ مَدرسةِ أهل البیت»

هیچ شک و شبهه ای نیست که این افکار، مخالف اعتقادات پیروان مکتب اهل بیت است.

آقای شیخ بشیر نجفی:

« اجتنبوا الرجل مادام ماشیاً علی الطریق الذی عرف به مساندة اعداء اهل البیت

این فرد از دشمنان اهل بیت است و ضد مذهب اهل بیت است. و مادامی که بر این راه قدم بر می دارد، از او اجتناب کنید.

آیة الله آقای گرامی:

«هذا احد علماء اهل السنة تظاهره بصورة عالم شیعی لتخریب الشریعه

این شخص، یکی از علمای اهل سنت است! خود را به صورت یک عالم شیعی درآورده است تا اینکه شریعت را نابود کند.

آیة الله محقق کابلی:

«عقیده این شخص در اکثر مسائلی که درسؤال ذکر کردید فاسد است و من گمان نمی کنم که این شخص از علمای شیعه باشد! چون اکثر مسائلی را که انکار کرده است، از ضررویات مذهب ماست و در نماز جماعت هم، پشت سر اینچنین افرادی نمی شود اقتدا کرد.  

آیة الله علوی گرگانی:

«اگر آنچه گفته اید صحیح باشد، تبری جستن از چنین اشخاصی واجب است.

آقای سید محمد شاهرودی:

«الشخصُ الذی یَحمِل هَذه الإعتقادات لایُحسَب مِن الطّائِفَة الشیعیّة و لایُعَد مِن اتباع اهل البیت»

هر فردی که اینچنین اعتقاداتی داشته باشد، از مذهب شیعه محسوب نمی شود و از پیروان مکتب اهل بیت نیز شمرده نمی شود.

آقای دکتر «طیب» استناد می کند به قول «سید علی الأمین» به عنوان مرجع دینی شیعه، در حالی که حضرات آیات و مراجع عظامی که نام بردیم و همچنین آقایان «منتظری»، «واعظی»، «یعقوبی»، و... همه اینها فتوا داده اند که «سید علی امین»، نه تنها شیعه نیست، بلکه فردی است گمراه، گمراه کننده، بدعت گذار، و از دشمنان مکتب اهل بیت!

ولی متأسفانه آقای دکتر طیب! که شیخ الأزهر هست! و گفتارش نماد اهل سنت در کره زمین است، به سخنان چنین فردی که در نظر مراجع تقلید شیعه، اینقدر بی اعتبار و مذموم است، به عنوان یک مرجع دینی شیعه، استناد می کند! ایشان در طی دو، سه جلسه، صحبت هایی از این سید علی الأمین نقل می کند و می گوید که اگر وحدتی قرار است بین شیعه و سنی اتفاق بیافتد، من از شیعیان و علمای شیعه می خواهم که حرفهای سید علی الأمین را ملاک قرار بدهند!! اینها را الگو قرار بدهند!!

سیدعلی الأمین، عالمی سنی که لباس تشیع پوشیده است!!

یعنی شیعیان باید کسی را الگوی خودشان قرار بدهند که، به قول بزرگان ما، اصلاً عالم شیعی نیست و یک عالم سنی است که لباس تشیع پوشیده است!! و منکر ضروریات عقاید شیعه است!! البته ایشان قبلاً در «لبنان» به عنوان یکی از مفتیان و قاضیان شرع جعفری بود که ریاست مجلس اسلامی شیعه و لجنه تنظیم و ادارات، ایشان را از مقام خود، عزل کردند! و گفتند که این آقا هیچ ارتباطی با شیعه ندارد و به عنوان عالم شیعه مطرح نیست، و قاضی و مفتی شیعه هم نیست! لذا این بابا را از دارالإفتای شیعه و از عضویت لجنه های علمی شیعه لبنان، اخراج کردند!

یکی از علمای لبنان، به خود بنده گفت که اصلاً این «سید علی الأمین»، ماهیانه حقوق ثابت از عربستان سعودی دریافت می کند. یعنی در حقیقت این بابا، جیره خوار و مزدور عربستان سعودی است. و تلاش می کند که هر چه آنها دیکته می کنند، در چهره یک عالم شیعی بیاید و مطرح بکند!!

من خودم در مناظراتی که در شبکه «المستقله» داشتم، رسماً اعلام کردم که این «سید علی الأمین»، یک عالم شیعی نیست. و مطرود حوزه های علمیه شیعه و مراجع شیعه است. و مزدور عربستان سعودی است.

«احمد الکاتب» را بیشتر بشناسیم!

اما در مورد «احمد الکاتب» که آقای دکتر طیب، او را نیز به عنوان الگو به شیعیان معرفی می کند، باید نکاتی را خدمت دوستان عرض بکنیم.

آقای «احمد الکاتب» که اسم اصلی او «عبدالرسول لاری» هست، و اصالتاً هم اهل لار استان فارس است، در سابق در «قم» درس می خواند ولی الآن وهابی شده و جیره خوار عربستان است. ایشان در سایت خودش با عنوان «البیان الشیعی الجدید بقلم احمد الکاتب» http://www.alkatib.net/  رسماً بسیاری از ضروریات شیعه را منکر شده است. به عنوان نمونه، ایشان علناً اعلام می کند که:

«لا نعتقد بوجود إمام ثاني عشر غائب اسمه (محمد بن الحسن العسكري) و...، لأن هذا قول وهمي لم يقم عليه دليل شرعي أو تاريخي. و إنما هو أمر افترضه فريق من الإماميين...»

ما اعتقادی به وجود امام دوازدهم نداریم! امامی که غائب است و اسمش محمد فرزند حسن عسکری است... زیرا این قول، وهم و خیال است که هیچ دلیل شرعی و تاریخی بر آن اقامه نشده است. فقط عده ای از شیعیان هستند که این مسئله را تصور و تخیل کرده اند.

و در جای دیگر رسماً منکر نصوص امامت امیرالمؤمنین شده می نویسد:

«وأن القول بوجود النص الجلي على الإمام علي بالخلافة من رسول الله نشأ في القرن الثاني الهجري، و لم يكن له وجود سابقاً»

این نظر که ما بر خلافت امام علی نصی آشکار از پیامبر داشته باشیم، در قرن دوم هجری مطرح شد و قبل از این کسی همچین اعتقادی نداشت.

آقای دکتر «طیب»، شیخ الأزهر مصر، بالاترین مقام علمی اهل سنت، کسی را که رسماً منکر مهدویت و بسیاری از ضروریات مذهب شیعه است را، به عنوان عالم و فاضل شیعه معرفی کرده است! و شیعیان و علمای شیعه را، توصیه هم می کند که ایشان را الگوی خودشان قرار بدهند!!! و این واقعاً عجیب است.

ایشان می خواهد یک فردی با این سوابق فکری و اعتقادی، کسی که منکر تمام عقاید شیعه است را، الگو معرفی کند و ملاک قرار بدهد برای کوبید شیعه و اعتقادت شیعه، و نظر مراجع و فقهای شیعه از زمان شیخ مفید تا عصر حاضر؛ می خواهد همه را با نظریه ضد شیعی این بابا، محکوم کند!

بنابراین، این آقای «احمد الکاتب» هیچ ارتباطی با شیعه ندارد، و یک وهابی است. حتی کتابی را هم که در هشتصد صفحه و در رد حضرت مهدی(ارواحنافداه) نوشته بود، لندن و فرانسه و حتی آمریکا حاضر نشدند این کتاب را چاپ بکنند. لذا آورد عربستان، و در آنجا چاپ کرد!

یکی از دوستان ما، خودش برای من تعریف می کرد که وهابی ها حتی در مکه، در منطقه «عزیزیه»، یک ساختمان شاهانه چند طبقه، در اختیار این «احمد الکاتب» قرار داده اند. می گفت: در یک سفر عمره، من به اتفاق برادر این احمد الکاتب، که در کاروان ما بود، با هم رفتیم به دیدن ایشان! با معطلی زیاد وارد اتقاق احمد الکاتب شدیم، تا برادرش را دید یک آب دهن مفصل و پرمایه! به صورت برادرش احمد الکاتب انداخت، و رفت بیرون!! یک کسی که حتی نزدیک ترین افراد خانواده او، به این صورت با او برخورد می کنند، متأسفانه آقای شیخ الأزهر، او را به عنوان الگویی برای شیعیان و علمای شیعه معرفی می کند!

نظر شیخ الأزهر در مورد عدالت صحابه!

مسئله دیگری که آقای دکتر «طیب» در این برنامه ماه رمضان مطرح می کند، و در سایت «بوابة الأزهر» هم موجود است http://www.azhar.eg/ ؛ مسئله عدالت صحابه و سب صحابه از ناحیه شیعیان است.

ایشان در مورد عدالت صحابه می گوید:

«بحث عدالت صحابه، چیزی نیست که ما آن را از عمل صحابه بگیریم، یا از تقوا و کردار صحابه اخذ بکنیم؛ عدالت صحابه هیچ ارتباطی با عمل صحابه ندارد! بلکه عدالت صحابه یک امر الهی و آسمانی است. خدای عالم عدالت صحابه را بیان کرده و خودش نیز این عدالت را به صحابه اعطا نموده است. در حقیقت عدالت صحابه تفضلی است از ناحیه خدای عالم! و هیچ ارتباطی با اعمال و کردار صحابه ندارد.»

این حرف ایشان یک مسئله است که باید مورد بحث جدی قرار بگیرد. زیرا عدالت صحابه به این صورت که ایشان می گوید، مخالف اصول قرآنی و روائی است. اصلاً با عقل سلیم بشری در تضاد است. لذا باید مورد نقد و نظر جدی قرار بگیرد.

دروغی آشکار از شیخ الأزهر مصر!!

ولی نکته جالب و عجیب حرف ایشان اینجاست که می گوید:

«افرادی که جوانهای ما را به مذهب شیعه دعوت می کنند، در حقیقت به مذهبی دعوت می کنند که اساس آن مذهب، بر سب صحابه استوار است! و مردم را به سب صحابه دعوت و تحریک می کنند.»

آقای دکتر «طیب»! آیا واقعاً مذهب تشیع اینگونه است!؟ آیا واقعاً مردم را به سب صحابه تحریک می کند!؟ آیا شما فتاوای مراجع ما را دیده اید!؟ جالب است که خود آقای دکتر طیب در خلال سه، چهار جلسه از بحثهای خودش، گفت که تعدادی از فضلا و مراجع شیعه، هرگونه سب صحابه را حرام می دانند و از دشنام دهندگان به صحابه، برائت می جویند! ولی متأسفانه آقای دکتر طیب، کلام خودش را هم فراموش می کند و می آید و می گوید که مذهب شیعه، پیروان خودش را تحریک می کند به سب کردن صحابه!

سند بسیار محکم و قوی شیخ الأزهر مصر، برای کوبیدن شیعه!!

و جالب اینجاست که سند آقای دکتر طیب، شیخ الأزهر مصر، بر سب صحابه توسط مذهب شیعه، کلام یک زنی است که خودش را شیعه معرفی می کند و معلوم نیست که واقعاً شیعه باشد. ایشان می گوید:

«یک خانم شیعه آمد پیش من و گفت که ما شیعیان بعد از هر نمازی، صحابه و خلفا را لعن می کنیم!»

 آقای شیخ الأزهر می آید بر ضد یک مذهب موضع می گیرد، آنهم به قول یک زنی که ادعای پیروی آن مذهب را می کند! این در حالی است که نظری می تواند بیانگر نظر یک مذهب باشد، که نظر مراجع آن مذهب باشد. نظر علمای کبار آن مذهب باشد. نه یک زن! و یا نه یک فرد مطرود و رانده شده مثل «احمد الکاتب» و نه یک فرد منحرف بی عقل سفیه، مثل «سید مجتبی شیرازی»! و نه مثل «یاسر الحبیب» مزدور و اجیر انگلیس! چرا که اینها پول می گیرند تا اختلاف بین شیعه و سنی درست بکنند. لذا نباید نظر اینها ملاک قضاوت قرار بگیرد.

آن نظری که می تواند ملاک قضاوت باشد، و نظر رسمی شیعه را منعکس کند، نظر مراجع عظام شیعه و علمای طراز اول شیعه است! بله اگر جناب دکتر طیب، بیاید و از یکی از مراجع ما نظری را نقل کند، ما موظف هستیم که یا جواب بدهیم، یا توجیه کنیم و یا اینکه قبول بکنیم!

بنابراین که نظر مراجع ما ملاک قضاوت است، شما اگر ملاحظه بفرمائید، خواهید دید که حدود بیست نفر از مراجع عظام ما، در همین سی، چهل سال اخیر، به حرمت اهانت به مقدسات اهل سنت فتوای صریح داده اند!

ما از آقای دکتر «طیب» انتظار داشتیم که اگر ایشان در این ماه رمضان، می خواست برای شیعیان مصر الگو معرفی کند، می آمد فتاوای مراجع ما را نقل می کرد و می گفت: ای شیعیان مصر! ای کسانی که سب صحابه می کنید! این نظر مراجع شماست که فتوا به حرمت سب صحابه داده اند. شما نباید صحابه را سب بکنید!

اگر ایشان اینچنین وارد می شد، خیلی خوب بود، و تأثیرگذاری آن هم بیشتر بود. چرا که شیعیان تابع نظرات مراجع خودشان هستند. و فتوای آنها را می پذیرند و عمل می کنند. ولی متأسفانه آقای دکتر طیب، راه اصلی را رها کرد، و رفت سراغ راه انحرافی و آمد امثال «سیدعلی الأمین» را به عنوان مرجع شیعی معرفی کرد و شیعیان را دعوت کرد که از ایشان تبعیت کنند! در حالی که شیعیان و مراجع حقیقی شیعه، اصلاً او را شیعه نمی دانند، چه رسد به اینکه او را مرجع تقلید بدانند!

در هر صورت ما از آقای دکتر «طیب»، شیخ الأزهر مصر، انتظار دیگری داشتیم، و توقع نداشتیم که بیاید و مطالب خلاف واقعی را نقل بکند. متأسفانه ایشان در این قضیه بد عمل کرد و ما نمی دانیم که این آقایان برای فردای قیامت خود، چه جوابی خواهند داشت!

والسلام علیکم و رحمة الله





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English