2018 November 15 - پنج شنبه 24 آبان 1397
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
کد مطلب: ٨٢٦٧ تاریخ انتشار: ١٣ آبان ١٣٩٤ - ٠٩:٤٩ تعداد بازدید: 1143
خارج کلام مقارن » نقد سخنان شیخ الازهر
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)

جلسه شانزدهم 94/08/13

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

جلسه شانزدهم   94/08/13

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

برخی از دوستان اصرار داشتند که ما در روزهای چهارشنبه که روز آخر درسی هفته است، یک حدیث اخلاقی را تقدیم شما بکنیم.

لزوم توجه به مسئله «توکل به خداوند»

یکی از مواردی که در آیات قرآن و روایات، فراوان به آن تأکید شده است، مسئله «توکل» است. خداوند متعال، نسبت به نبی مکرم، دستور داده که:

]فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِين[

هنگامى كه تصميم گرفتى (قاطع باش و) بر خدا توكل كن زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.

سوره آل‏عمران (3): آيه 159

و همچنین در آیات فراوانی، نسبت به مؤمنین دستور می دهد که:

]وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ[

و افراد با ايمان بايد تنها بر خدا توكل كنند.

سوره آل‏عمران (3): آيه 122

و یا می فرماید:

]وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ[

و توكل كنندگان بايد فقط بر خدا توكل كنند.

سوره إبراهيم (14): آيه 12

در همین زمینه، تعبیری از نبی مکرم وارد شده است که بسیار تعبیر ظریفی است. ایشان می فرماید: 

«مَنْ‏ أَحَبَ‏ أَنْ‏ يَكُونَ‏ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ.»

هر کس که دوست دارد قوی ترین مردم باشد، پس باید به خداوند توکل کند.

بحارالأنوار، ج 68، ص 151، باب 63، ح 51؛ تحف العقول، ص 27

معمولاً انسانها دوست دارند که یک پشتوانه و حامی محکم و قوی داشته باشند. و هر چه حامی انسان قوی تر باشد، او نیز در جامعه قوی بوده و قدرت خودنمائی بیشتری خواهد داشت.

الآن در صحنه بین الملل، شما به خوبی می بینید که کشورهای مختلف، به ویژه کشورهای مستقر در خاورمیانه، تلاش می کنند تا خودشان را به یک نوعی زیر چتر حمایتی آمریکا و روسیه و... قرار بدهند. اینها با این کار، و با تکیه بر کشورهای قدرتمند، قصد دارند که قدرتمند بشوند.

ما قدرتمندتر از خدای عالم نداریم و خودش هم فرموده که هر کس به من توکل کند، به من تکیه نماید، و زیر چتر حمایتی من برود، قدرتمند خواهد شد. 

روایتی که مراجع عظام تقلید را متأثر کرد!

روزی روایتی را خدمت یکی از مراجع عظام تقلید در منزل ایشان خواندم. بعد از گذشت دو، سه ماه، دوباره که خدمتشان رسیدم فرمود که فلانی! یادت هست فلان روز روایتی را برای من خواندی؟ آن روایت، انقلابی در درون من ایجاد کرد.

روایت، روایت بسیار عجیبی است و من بارها برای دوستان نقل کرده ام. حتی روزی خدمت مرحوم آیة الله العظمی گلپایگانی(ره)، من این روایت را خواندم، ایشان خیلی تحت تأثیر این روایت قرار گرفت.

در این روایت، حضرت امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید: 

«عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعَةٍ:

در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‏ترسد، چرا به چهار چيز پناه نمى‏برد:

عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ‏ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ‏ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ

تعجب مى‏كنم از كسى كه از دشمن مى‏ترسد چرا به ذكر: حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ‏ يعنى: خدا ما را بس است و او بهترين پشتيبان است. پناه نمى‏برد، زيرا من شنيدم كه خداى بلند مرتبه بعد از این آیه مى‏فرمايد: «آنان با نعمت و بخشش الهى بازگشتند در حالى كه هيچ بدى به آنان نرسيد. 

وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ‏ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ‏ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقِبِهَا وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ‏

تعجب مى‏كنم از كسى كه گرفتار است چگونه به ذكر: لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ‏ يعنى: خدايى جز تو نيست، تو منزهى و من از ستمگارانم. پناه نمى‏برد، زيرا من شنيدم كه خداى بلند مرتبه پس از اين ذكر مى‏فرمايد: «ما او را اجابت كرديم، و او را از اندوه رهانيديم، و مؤمنان را نيز مى‏رهانيم. 

وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ‏ وَ أُفَوِّضُ‏ أَمْرِي‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا

و تعجب مى‏كنم از كسى كه حيله به او زده شده است چگونه به اين دعا پناه‏ نمى‏برد: «وَ أُفَوِّضُ‏ أَمْرِي‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ يعنى كار خود را به خداوند واگذار مى‏كنم كه او آگاه به بندگان است، زيرا من شنيدم كه خداوند در باره گوينده اين ذكر مى‏فرمايد: «خداوند او را از نيرنگهاى زشت آنان حفظ نمود. 

وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لَا يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ‏ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ فَإِنِّي سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقِبِهَا إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى‏ رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ»

و در تعجبم از كسى كه دنيا و زينت‏هاى آن را مى‏خواهد چگونه به اين ذكر پناه نمى‏برد: ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ يعنى تنها آنچه را خدا بخواهد انجام مى‏شود، هيچ نيرويى جز از طرف خداوند نيست، زيرا من شنيدم خداوند بلند مرتبه در باره گوينده آن مى‏فرمايد: «اگر معتقد هستى كه من كمتر از تو مال و فرزند دارم پس اميدوارم پروردگارم بهتر از ثروت تو به من دهد.

من لایحضره الفقیه، ج4، ص 392، ح 5835؛ امالی صدوق، ص6، خصال صدوق، ج1، ص 218، ح43؛ بحارالأنوار، ج68، ص 108

یعنی اگر کسی واقعاً انابه ای خالصانه و یونس وار همراه با اضطرار، تقاضای توبه و استغفار بکند، قطعاً «فستجبناه» شامل او می شود. «ونجیناه من الغم» هم شاملش است.

و نیز اگر کسی کار خود را به خدا واگذار بکند و بر او توکل کند نعمتهای الهی، بر سر او سرازیر می شود و تفضلاتی به او می کند که اتفاقات بد به دنبال ندارد. غالباً نعمتهایی که به انسان بخشیده می شود، در کنارش آفتهایی نیز به همراه می آورد. مثلاً ماشین نداشت، سوار اتوبوس و قطار و هواپیما می شد و... ولی الآن با ماشین خودش می رود در راه اتفاقی برای همراهانش می افتد و تأسف می خورد که ای کاش این ماشین نبود و این اتفاق برای من نمی افتاد. خداوند در این آیه می فرماید کسانی که کارشان را به خدا واگذار می کنند، تفضلاتی که خداوند به برکت توکل این شخص به او می کند، این تفضلات به هیچ وجه آثار سوء و اتفاق ناگوار و بد نزدیک این تفضلات نمی شود. 

ذکری بسیار راه گشا و مؤثر

من معمولاً به دوستان توصیه می کنم، صبح که از خواب بیدار می شوید، قبل از آنیکه حتی برای وضو گرفتن اقدام کنید؛ در همان حال تازه از خواب بیدار شده، این سه آیه قرآن را با تمام وجود بخوانید. یعنی وقتی این سه آیه را می خوانید، تمام پوست و استخوان و سلول های بدنتان، با شما هم صدا بشود.

آیه اول:

]لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِين[

خداوندا! جز تو معبودى نيست، منزهى تو، من از ستمكاران بودم.

سوره الأنبياء (21): آيات 87

آیه دوم:

]أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِباد[

من كار خود را به خداوند يكتا واگذار مى‏كنم كه او نسبت به بندگانش بيناست.‏

سوره غافر (40): آيه 44 

آیه سوم:

]حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيل[

خدا ما را كافى است و بهترين حامى ما است.

سوره آل‏عمران (3): آيات 173

دوستان چند صباحی این سه آیه را حین بیدار شدن از خواب و یا حین بیرون رفتن از منزل بخوانند، آن وقت خواهند دید که چه نتایجی در پی خواهد داشت. 

برگردیم به بحث...

بحث دیروز ما در رابطه با نقد صحبتهای شیخ الأزهر، جناب آقای دکتر «طیب» بود. عرض کردیم که ما پیرامون صحبتهایی که آقای دکتر «طیب» در ماه رمضان داشتند، جوابیه ای را در دست آماده داریم در نُه فصل. قرار است که اگر خداوند بخواهد، این مطالب به صورت یک کتاب مفید تهیه بشود و در اختیار عموم قرار داده بشود. 

لزوم تقویت مبانی اعتقادی مذهب، در عرصه مقابله با شبهات وهابیت

دوستان توجه داشته باشند که انتظاری که امروز از یک طلبه حوزه علمیه است، خیلی بیش از انتظاری است که از طلبه پنجاه سال پیش، صد سال پیش می رفت. الآن با آمدن امکاناتی نظیر «اینترنت» و «ماهواره» و تلاش دشمنان مکتب اهلبیت، مخصوصاً وهابیت؛ ما هر روز با شبهه جدیدی از ناحیه دشمن مواجه هستیم. این شبهات هم اذهان جوانان ما را مشوش می کند، هم جوانان اهل سنت را نسبت به مذهب شیعه جری می کند و هم اینکه وهابی ها را در باطل خود محکم و هتاک تر می کند!

مخصوصاً مسئله ولایت و امامت ائمه (علیهم السلام) که الآن استخوان گلوی وهابیت شده است. و آقای دکتر «طیب» شیخ الأزهر مصر نیز در این یک ماه رمضان، مدام به آن ایراد گرفت و به مسئله امامت شیعه حسابی تاخت.

وهابی ها بر علیه شیعه، هر روز برنامه دارند. شبهاتی را مطرح می کنند. ساعتها زحمت می کشند تا شبهه جدیدی را پیدا بکنند و در این شبکه های خودشان مطرح بکنند. امکانات مالی هم فراوان دارند. الآن حدود سیصد شبکه ماهواره ای در اختیار وهابیت است که شبانه روز از اینها استفاده می کنند. فضای مجازی و اینترنت را هم در اختیار دارند و از این امکانات به بهترین صورت استفاده می کنند.

لذا جوانان ما – بخواهیم یا نخواهیم- در معرض این شبهات وهابیت هستند. از طریق همین «موبایل» که گر چه خدماتی داشته، ولی از طرف دیگر آفات فراوانی نیز به همراه داشته است. حتی متأسفانه بچه های ابتدائی ما هم، بعضاً مشاهده می شود که آلوده به این شبهات شده اند.

لذا تقاضای من از دوستان این است که در عرصه مقابله با شبهات وهابیت، تا می توانید مبانی اعتقادی مذهب را تقویت بکنید؛ قطعاً ما بی نیاز از «فقه» و «اصول» و «تفسیر» و خصوصاً «علم رجال» نیستیم؛ ولی خطری که امروز، اعتقادات جوانهای ما را، مخصوصاً در مباحث ولایت و امامت، تهدید می کند؛ در هیچ یک از موضوعات دیگر وجود ندارد. امروز هجمه ای که به اعتقادات وارد می شود، به هیچ یک از مباحث دیگر وارد نمی شود! زیرا وقتی عقیده یک انسان نسبت به مباحث اعتقادی تضعیف شد، دیگر مباحث فقهی و اصولی به درد نخواهد خورد! مباحث تاریخی و تفسیری به درد نخواهد خورد! زیرا زیربنای همه چیز، اعتقادات است.

لذاست که امام باقر (سلام الله علیه) فرمودند: 

«بُنِيَ‏ الْإِسْلَامُ‏ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ.»

اسلام بر پنچ چیز استوار گشته است. بر نماز و زکات و روزه و حج و ولایت. و به هیچ کدام از این موارد مثل ولایت سفارش نشد.

کافی، ج2، ص 18، باب دعائم الإسلام، ح1

وقتی اعتقاد شخص متزلزل شد، دیگر نماز نمی خواند، روزه هم نمی گیرد! دیگر سراغ زکات و حج هم نخواهد رفت!

دوستان توجه داشته باشند که فقط اعتقاد به اینکه ائمه (علیهم السلام)، منصوب از ناحیه خداوند و نبی مکرم هستند، کافی نیست! در حقیقت اینکه ما معتقد به امامت این بزرگواران باشیم، تنها یک بخش از کار است. مهمترین بخش کار این است که ما شریعت خودمان را از ایشان بگیریم. اینکه من امامت ائمه را پذیرفته ام، تازه اولین قدم را برداشته ام! قدم های بعدی این است که نمازم طبق دستور ایشان باشد، روزه ام هم طبق دستور ایشان باشد. لذا در روایات متعددی وارد شده است که امام باقر فرمود: 

«بِنَا عُبِدَ اللَّهُ‏ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى»‏

به واسطه ما خداوند عبادت می شود، و به واسطه ما خداوند شناخته می شود، و به واسطه ما توحید خداوند متعال تحقق پیدا می کند.

کافی، ج1، ص 145، باب النوادر، ح10

وقتی ما از اهلبیت جدا بشویم، دیگر «توحید»، نه به درد دنیای ما می خورد و نه به درد آخرت ما!  

نمونه هائی کوچک از توحید وهابیت!! 

1. سنگی که خداوند نمی تواند آن را بلند کند!!

شما ببینید که این وهابی ها، که از اهل بیت جدا شدند، سخنان و اعتقاداتی درباره مسئله «توحید» دارند که واقعاً عجیب است. به عنوان نمونه، این «عقیل هاشمی» مجری و کارشناس شبکه وهابی «کلمه» است که می گوید:

« در توان خداوند هیچ شکی نیست. لذا خداوند می تواند یک سنگی را خلق کند که نتواند خودش آن را بلند کند!!»

نتیجه توحیدی که از کانالِ غیر ائمه به انسان برسد، می شود این سخنان پوچ! اینچنین خدایی را نه رسول اکرم معرفی کرده است و نه انبیاء دیگر. اصلاً 124هزار پیامبر، منکر همچین خدائی هستند! این انحراف، نتیجه جدایی از اهل بیت است که نبی مکرم، بارها توصیه به تمسک به ایشان را نموده است:

«مسلم نیشابوری» از «زید بن ارقم» نقل کرده است که: 

«قَامَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَوْمًا فِينَا خَطِيبًا بِمَاءٍ يُدْعَى خُمًّا بَيْنَ مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ وَوَعَظَ وَذَكَّرَ ثُمَّ قَالَ « أَمَّا بَعْدُ أَلاَ أَيُّهَا النَّاسُ فَإِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِىَ رَسُولُ رَبِّى فَأُجِيبَ وَأَنَا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فِيهِ الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ ». فَحَثَّ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ « وَأَهْلُ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى»

روزي پيغمبر خدا براي خواندن خطبه بين ما برخاست. ما در مكاني بين مكه و مدينه بوديم كه «خم» خوانده مي شود. حمد خدا و ثناي او را به جاي آورد و به وعظ و ذكر پرداخت. سپس گفت: اما بعد، بدانيد اي مردم كه من هم بشرم و به زودي فرستاده خداي نزد من مي آيد و دعوت او را اجابت مي كنم. من بين شما دو چيز گرانبها از خود بر جاي مي گذارم، نخستين آنها كتاب خداست كه در آن هدايت و نور است. كتاب خدا را محكم در دست بگيريد و آن را رها نكنيد ـ پس درباره قرآن سفارش بسيار نمود و بدان تشويق و ترغيب فرمود ـ سپس فرمود: اهل بيت من، درباره اهل بيت من همواره خداي را به ياد داشته باشيد (اين جمله را سه بار فرمود)

صحیح مسلم، ج4، ص 1873، کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل علی بن ابیطالب، ح 2408

همچنین «ترمذی» در کتاب صحیح، به سند خود از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل می کند که حضرت فرمودند:  

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: كِتَابَ اللهِ، وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي»

ای مردم! من در میان شما چیزی گذاشتم که اگر آن دو را بگیرید، هرگز گمراه نخواهید شد کتاب خدا، و عترتم که خاندان من هستند.»

سنن ترمذی، ج5، ص 662، ابواب المناقب، باب مناقب أهل بیت النبی ح 3786

این «عقیل هاشمی» که اینچنین سخنانی را بر زبان می راند، فارغ التحصیل دانشگاه «محمد بن سعود» ریاض عربستان است! اصالتاً هم از اهالی «گراش» استان فارس است.

2. جهان می تواند هزار خدا داشته باشد!!

«عقیل هاشمی» در یک جای دیگر می گوید:

« صحبت از این نیست که خداوند اجازه دارد مثل خودش را خلق بکند، یا نکند. خداوند می تواند، هزار خدا مثل خودش را خلق کند!!!»

هزاران لعنت بر چنین توحیدی!! کسانی که با این سخنان، خودشان را موحد می دانند و شیعیان را مشرک! بله، ما شیعیان نه تنها مشرک، بلکه کافر به همچین خدائی هستیم! ما به صراحت اعلام می کنیم که 124 هزار پیامبر، همچین خدائی را معرفی نکرده اند. اصلاً منکر همچین خدائی بودند که بتواند هزار خدا، مثل خودش را بسازد!

شما قرآن را ملاحظه بفرمائید که می فرماید:

]لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ[

اگر در آسمان و زمين خدايانى جز" اللَّه" بود فاسد مى‏شدند (و نظام جهان برهم مى‏خورد) منزه است خداوند پروردگار عرش از توصيفى كه آنها مى‏كنند.

سوره الأنبياء (21): آيه 22

می فرماید اگر جهان دو خدا داشته باشد، عالم فاسد می شود! حالا اگر هزار خدا داشته باشد چه می شود!؟ 

3. خداوند می تواند توسط پیغمبرش کشته شود!!!

یا شما ببینید این آقای «سجودی» است، یکی دیگر از کارشناسان شبکه شیطانی «کلمه»؛ که می گوید:

« خداوند می تواند به پیغمبرش بگوید که تفنگ بردار و مرا بکش!!!»

این توحید وهابیت است! وهابیتی که دیگر مسلمانها را مجبور می کنند که به این توحید معتقد باشند. و غیر از این را، شرک و کفر می خوانند. توحیدی که به خاطر جدائی از اهلبیت، هزاران نسبت ناروا به خداوند عالم می دهد. لذا امام باقر(سلام الله علیه) فرمود: 

«بِنَا عُبِدَ اللَّهُ‏ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى»‏

به واسطه ما خداوند عبادت می شود، و به واسطه ما خداوند شناخته می شود، و به واسطه ما توحید خداوند متعال تحقق پیدا می کند.

کافی، ج1، ص 145، باب النوادر، ح10

و همچنین در زیارت «جامعه کبیره» می خوانیم: 

«مَنْ‏ أَرَادَ اللَّهَ‏ بَدَأَ بِكُم»‏

هر کس قصد رسیدن به خدا را داشته باشد، باید از شما شروع بکند.

کافی، ج4، ص 576، باب زیارت قبر ابی عبدالله الحسین، ح2

لذا اینکه من فقط معتقد باشم که دوازده امام جانشینان پیغمبر هستند، کافی نیست؛ این پله اول است. ما نود و نه پله دیگر را نیز باید برویم. 

4. خداوندی که سوار بر الآغ می شود!!!

وهابی ها، به جهت جدایی از اهلبیت است که این اراجیف را نسبت به خداوند می بافند! البته از این گونه سخنان، فراوان دارند. مثلاً می گویند که خداوند سوار الآغ می شود، و دو سوم از شب که گذشت، از عرش به آسمان می آید!

«ابن عساکر» می نویسد:

«إنه ینزل بذاته و یتردد علی حمار»

خدا از آسمان به زمین می آید وسوار یک الاغ می شود.

تبیین کذب المفتری ابن عساکر ج1 ص311

مرحوم «شیخ مفید» می گوید ما زمانیکه در بغداد بودیم، بعضی از علمای حنبلی، بالای پشت بام خانه خودشان، گاه و یونجه می ریختند که اگر خدا آمد، الآغ خدا بیاید و از کاه و یونجه اینها بخورد!! شاید به سبب نزول الآغ خدا بر روی پشت بام اینها، برکت بر این خانه نازل بشود!!  

5. خداوند جوانی موفرفری است!!!

یا مثلاً «ابن تیمیه» می گوید که خداوند جوانی است موهای سرش فرفری، و صورتش هم هنوز مو در نیاورده است:

«قال رسول الله (صلى الله عليه وسلم) رأيت ربي في صورة شاب أمرد له وفرة جعد قطط في روضة خضراء»

ابن عباس میگوید: پیامبرفرمود: پروردگارم را به صورت یک جوان دیدم که هنوز مو در صورت نداشت. و موی سرش هم مجعد و فرفری بود.

بیان تلبیس الجهمیه، ابن تیمیه، ج7 ص 290                                                                             

جالب است که نقل شده است شبی یکی از این علمای بغداد، به پشت بام خانه خودش می رود، به یکباره یک پسر بچه ده، دوازده ساله نوارنی را پشت بام خانه اش می بیند؛ بلافاصله به دنبال این بچه می دود تا او را بگیرد. این بچه هم از ترس اینکه این می خواهد بلائی سرش بیاورد، فرار می کند و می افتد پایش می شکند. اینها را به محکمه می برند و به او می گویند که شیخ! تو خجالت نکشیدی دنبال این پسر بچه افتادی!؟

شیخ گفت: من دیدم این پسر بچه، هم مو فرفری است و هم اینکه موی صورتش در نیامده، گفتم حتماً خداست که آمده بالای پشت بام ما! لذا رفتم خدا را بگیرم و ببوسم!!

ما از اینگونه حرفهای نادرست و خرافات اعتقادی اینها، و نیز فتاوای شنیعه اینها، حدود پانصد مورد با سند، ثبت کرده ایم. و اینگونه اعمال و رفتار هم، نتیجه دور شدن اینها از اهلبیت است. از زمان «ابوحنیفه» گرفته تا «ابن تیمیه» و اتباع ابن تیمیه. ما پانصد مورد از فتاوای شنیعه و غیر اسلامی اینها را با سند، ثبت کردیم.

لذا ما از دوستان تقاضا داریم که روی مسائل اعتقادی خوب کار بکنند و مبانی اعتقادی خودشان را قوی بکنند. در اینصورت ما هم از وجود شما، هم در حوزه پاسخگوئی به شبهات در مؤسسه حضرت ولیعصر(عج) استفاده می کنیم، و هم در «شبکه ولایت»، از وجود شما بهره خواهیم برد. 

برکتی از شبکه جهانی ولایت

این پیامک یک بیننده سنی شبکه ولایت را، قبلاً هم عرض کرده بودم خدمت شما، که به این صورت به شبکه، پیامک فرستاده بود:

«سلام علیکم! بنده رشیدی هستم از سنندج، ماموستای اهل سنت، که بارها با همین شماره از سر لجاجت زنگ زدم و مناقشه کردم. الحمدلله که امشب هفتم مهر است ساعت 11:30 مشغول شنیدن صحبتهای متین آقای «خورشیدی» بودم – آقای خورشیدی از دوستان کلاس ما هستند- در مورد حدیث «أنت خلیفتی من بعدی» از کتاب «السنة ابن ابی عاصم». و پاسخ ناموجه شبکه «وصال حق» که به نحوی اقرار به صحت سند بود را پذیرفتم و به حقانیت جانشینی حضرت علی ایمان قطعی آوردم.»

شما حساب کنید، اگر همین یک مورد، مورد قبول نبی مکرم، و صدیقه طاهره باشد، دنیا و آخرت شما، آباء و اجداد شما و همچنین فرزندان و نسل شما، آباد است.

این آقای «رشیدی»، که اذعان به حقانیت مذهب شیعه می کند، از علمای طراز اول کردستان است. وقتی یک عالم سنی، توسط صحبتهای یک طلبه جوان، که در همین درسهای اعتقادی حضور داشته؛ منقلب می شود، کار کمی نیست.

ما نزدیک به پنجاه نفر از علمای بزرگ اهل سنت، از استانهای مختلف داریم، که به برکت همین «شبکه ولایت»، شیعه شدند. و الآن مبلغ مذهب شیعه در منطقه خودشان هستند. در برخی از مناطق استان سیستان و بلوچستان، آمار مستبصرین ما، از مرز 400 نفر تجاوز کرده است. در حالی در 15 سال، 20سال گذشته، ما یک نفر شیعه هم، در آن مناطق نداشتیم. البته این 400نفر، مستبصرینی هستند که استبصار خودشان را علنی کردند، و گر نه، کسان زیادی داریم که مستبصر شده اند ولی از ترس جان و مال و ناموس، نمی توانند شیعه شدنشان را اعلام بکنند. 

امروز، عصر کتاب و جزوه، دیگر منقرض شد!

لذا دوستان تلاش بکنند و خودشان را آماده بکنند برای دفاع از مذهب و مکتب اهلبیت. البته این نکته را هم توجه داشته باشید که امروز، در عصر رسانه و اینترنت و...؛ بسنده کردن به کتاب و جزوه و کلاسور، معنی ندارد. اساساً زمان استفاده از اینها منقرض شد و تمام شد. امروز یک طلبه اگر بخواهد اساسی کار بکند، بدون کامپیوتر، و داشتن این نرم افزارهای کامپیوتری، به درد امروز نمی خورد.

همین نرم افزار «مکتبه اهلبیت»، 250 هزار جلد کتاب در خودش جای داده است. وقتی یک روایتی را به نرم افزار می دهید، در عرض دو ثانیه، سه ثانیه، این 250 هزار جلد کتاب را می گردد و آدرس روایت خواسته شده را به شما نشان می دهد. یعنی اگر شما 50هزار نیرو داشته باشید، 50 هزار استاد در اختیار داشته باشید، در عرض شش ماه نمی توانند، کاری را که این نرم افزار در عرض دو ثانیه انجام می دهد، را انجام بدهند. لذا امروزه، داشتن این امکانات نرم افزاری برای شما عزیزان، از نان شب ضروری تر است.

من امروز بعد از نماز صبح بود که داشتم شبکه «وصال» که یکی از هتاک ترین شبکه های وهابی است را نگاه می کردم، البته شبکه «صفا» هم مثل این شبکه، هتاک است. هر چند امروزه دیگر فحش، در میان خود وهابی ها هم مشتری ندارد. این دو شبکه در برخی از برنامه های خود، افراد تأثیرگذاری مثل «عبدالرحمن دمشقیه» و یا «عثمان الخمیس» که جزء «عمرو بن عبدود» اینها محسوب می شود را، می آورند و برایشان برنامه می گذارند. در این برنامه، داشت کتاب «المراجعات» مرحوم «شرف الدین» را نقد می کرد. در عرض نیم ساعت، تعداد بیست روایت را، که مرحوم شرف الدین از کتابهای شیعه بر امامت ائمه استدلال کرده بود را، رد کرد گذاشت کنار! البته خیلی از حرفهای او، بی خود و بی اساس بود؛ ولی با این همه، برخی شبهاتی را که مطرح می کند، نیاز به جواب دارد.

این شبهات را بچه شیعه های ما می شنوند، در شبکه های وهابی فارسی زبان، این مطالب شبکه وصال و صفا، ترجمه به فارسی می شود. لذا نیاز است که ما این شبهات را جواب بدهیم. روی همین جهت، ما در همین کلاس، برخی شبهات را خدمت دوستان مطرح می کنیم، تا شما بروید کار بکنید و جواب بدهید. و ما نیز ان شاءالله در همین راستا، هدایایی را تقدیم دوستان خواهیم نمود.

دوستان عزیز توجه داشته باشند که، کار کردن در مسیر دفاع از ولایت و امامت ائمه (علیهم السلام)؛ هم عشق می خواهد و هم کار و تلاش! شما ببینید بزرگانی مثل علامه امینی، علامه میرحامد حسین، علامه شرف الدین، و... که در این مسیر استاد و متخصص شدند؛ نه دوره های تخصصی دیدند، و نه امکاناتی در اختیار داشتند، بلکه روی عشقی که به ولایت داشتند، تلاش کردند و زحمت کشیدند. و نتیجه این زحماتشان هم، اسم جاویدانی است که از این بزرگان به جای مانده است.

امثال شیخ مفید و علامه حلی و... استاد آنچنانی بالاسرشان نبود، دوره های تخصصی و فوق تخصصی هم نگذراندند، بلکه روی عشق و علاقه ای که به اهلبیت داشتند، تلاش کردند و در این مسیر موفق هم شدند. 

تبیین فصل اول جوابیه به شیخ الأزهر

دیروز عرض کردیم که ما نسبت به صحبتهای ماه رمضان آقای دکتر «طیب» جوابیه خوب و کاملی را در نه فصل، در دست آماده داریم. در فصل اول، ما به منهج و روش آقای دکتر «طیب» در این یک ماه، ایراد و اشکال اساسی وارد کردیم. ایشان در تمام 29 برنامه ای که در طول ماه مبارک رمضان داشت، آن اصول اولیه استدلال و احتجاج را، ایشان رعایت نکردند.

یعنی اشکالات اولیه ما به سخنان ایشان، ایرادات منهجی و روشی است. روش استدلال، و روش نقد عقیده مخالف، یک اصولی دارد و این اصول باید رعایت بشود. شما ببینید که آقای «ابن حزم آندلسی»، که از علمای بزرگ اهل سنت است و همه مذاهب هم او را قبول دارد! شافعی ها، حنبلی ها، حنفی ها، مالکی ها، لامذهب ها، بی دین ها!... همه او را قبول دارند، حتی «ابن تیمیه» نیز او را قبول دارد، و در «منهاج السنه»، به حرفهای «ابن حزم» استناد می کند. با اینکه ایشان نه شافعی مذهب است، نه مالکی مذهب است، نه حنبلی، و نه حنفی مذهب است، بلکه ایشان ظاهری مذهب است! و یک مذهب مستقلی دارد. «ابن حزم» می گوید:

«لَا معنى لاحتجاجنا عَلَيْهِم برواياتنا فهم لَا يصدقونا وَ لَا معنى لاحتجاجهم علينا بروياتهم فَنحْن لَا نصدقها وَ إِنَّمَا يجب أَن يحْتَج الْخُصُوم بَعضهم على بعض بِمَا يصدقهُ الَّذِي تُقَام عَلَيْهِ الْحجَّة بِهِ»

معنا ندارد که ما با روایات خودمان بر شیعه احتجاج کنیم. زیرا ایشان نخواهند پذیرفت. و همچنین معنا ندارد که شیعه با روایات خودشان بر ما احتجاج کنند، زیرا ما نمی پذیریم. همانا لازم است که دو طرف مقابل هم، با ادله ای که طرف مقابلش قبول دارد، احتجاج بکند.

الفصل في الملل و الأهواء و النحل، ابن حزم آندلسی، ج4، ص 78

یعنی در حقیقت معنا ندارد که اهل سنت بیاید و به کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» استدلال کند بر بطلان مذهب شیعه! زیرا شیعه، این دو کتاب را اصلاً قبول ندارد. «مسند احمد» و... را قبول ندارد. از طرفی هم معنا ندارد که شیعه بیاید و برای بطلان مذهب اهل سنت، به کتاب «کافی» و «تهذیب» خود، استدلال کند. زیرا اهل سنت، این دو کتاب را اصلاً قبول ندارند.

بنابراین اولین روش و اولین شرط احتجاج، استدلال به کتب مورد قبول طرف مقابل است. یعنی حین استدلال، باید حجت در نزد طرف مقابل را مطرح کرد. در بحث با یک سنی مذهب، باید به کتابهای اهل سنت احتجاج کرد. در بحث با یک مسیحی، به کتابهای مسیحی ها باید استدلال کرد.

لذا اشکال اساسی ما به بحث های دکتر «طیب»، این است که ایشان در طول این برنامه یک ماه رمضان، این روش و این منهج را، رعایت نکردند. و ما از ایشان، به عنوان شیخ الأزهر، و بالاترین مقام دانشگاه الأزهر، اصلاً توقع نداشتیم.

ایشان خودش می گوید که من به عنوان یک وظیفه شرعی، و ادای یک واجب دینی، این برنامه را برگزار کردم تا عقاید شیعه را نقد بکنم. طبیعی است که وقتی یک نفر به عنوان واجب دینی وارد بحث می شود، باید شرط اول و اساسی یک بحث علمی، که رعایت اصول و روش احتجاج است را رعایت بکند! ولی متأسفانه ایشان در این برنامه یک ماهه خودشان، به این اصول و روشها پایبند نبودند و عمل نکردند.

والسلام علیکم و رحمة الله

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English