2018 November 13 - سه شنبه 22 آبان 1397
وضو از ديدگاه فريقين: مسح يا غسل رجلين در قرآن
کد مطلب: ٦٧٤٩ تاریخ انتشار: ٠١ آبان ١٣٨٥ تعداد بازدید: 1253
خارج فقه مقارن » وضو از ديدگاه فريقين
وضو از ديدگاه فريقين: مسح يا غسل رجلين در قرآن

جلسه یازدهم 1385/08/01

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ : 1385/08/01


 
مسح يا غسل رجلين از ديدگاه قرآن:

قال الله الحكيم في كتابه الكريم:

يا أَيهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَي الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكمْ وَأَيدِيكمْ إِلَي الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكمْ وَأَرْجُلَكمْ إِلَي الْكعْبَينِ وَإِنْ كنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كنْتُمْ مَرْضَي أَوْ عَلَي سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيمَّمُوا صَعِيدًا طَيبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكمْ وَأَيدِيكمْ مِنْهُ مَا يرِيدُ اللَّهُ لِيجْعَلَ عَلَيكمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكنْ يرِيدُ لِيطَهِّرَكمْ وَلِيتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيكمْ لَعَلَّكمْ تَشْكرُونَ. مائده 6

اي كساني كه ايمان آورده ايد! هنگامي كه به نماز مي ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگي پشت پا] مسح كنيد! و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكي از شما از محل پستي آمده [قضاي حاجت كرده ]، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسي كرده ايد)، و آب (براي غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكي تيمم كنيد! و از آن، بر صورت [پيشاني ] و دستها بكشيد! خداوند نمي خواهد مشكلي براي شما ايجاد كند بلكه مي خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد شايد شكر او را بجا آوريد!

به حول وقوة الهي ما اولين بحث از مباحث بين شيعه و سني كه امروز به جاي آن كه ما آن ها را مورد هجمه قرار دهيم كه بر خلاف كتاب، سنت و سيره صحابه و اهل بيت عليهم السلام عمل مي كنند، آن ها ما را مورد هجمه قرار داده اند و نماز هاي ما را باطل تصور مي كنند و اقتدا كردن به شيعي را به خاطر بطلان وضو حرام مي دانند؛ با اين كه اين نهايت لطف اهل بيت عليهم السلام به شيعه و اهل سنت است؛ با اين كه نمازشان نماز درست و حسابي نيست و بر خلاف كتاب و سنت است؛ ولي بر ما امر فرموده اند كه براي تأليف قلوب آن ها در مواردي كه نياز اقتضاء كند پشت سر آن ها نماز بخوانيد، حتي نماز پشت سر اهل سنت را مانند خلف رسول الله تلقي فرموده اند؛ ولي متأسفانه آن ها در برابر اين همه لطف اهل بيت عليهم السلام نه تنها كوچكترين عكس العملي ندارند؛ حتي آن زماني كه مقام معظم رهبري به سيستان رفته بود، آن ها رسماً گفتند كه ما نمي توانيم اقتدا كنيم و مي گفتند كه حتي يك فقيه از ما فتوي نداده است كه بشود پشت سر شيعي نماز بخوانيم، ما چه كار كنيم؟ و دنبال راه چاره مي گشتند.

البته خود اهل سنت هم در مسائل وضو و نماز با هم ديگر اختلاف دارند، و حتي حاضر نيستند كه پشت سر هم ديگر نماز بخوانند. سال قبل كه در كنفرانس وحدت اسلامي رفته بودم، ديديم كه اهل سنت سيستان و بلوچستان يك طرف نماز مي خواند، اهل سنت سنندج يك طرف، اهل سنت خارج از كشور يك طرف ديگر و ما هم يك طرف ديگر. اختلافشان فقط با شيعه نيست، با هم ديگر هم اختلاف دارند؛ مثلا حنفي ها وضو با آب ميوه را جايز مي دانند، ولي بقيه باطل مي دانند و مي گويند ما نمي دانيم كه اين آقا وضويش وضوي شرعي بود يا غير شرعي و لذا پشت سر هم ديگر نماز نمي خوانند. بعضي ها تأمين را واجب و بعضي واجب نمي دانند، بعضي تكتّف را واجب و بعضي ديگر واجب نمي دانند.

بررسي آيه شريفه

ما اصلا كاري به سنت نداريم و ما هستيم و اين آيه شريفه. آيت الله سبحاني از سه محور آيه را مورد بحث قرار داده است:

محور اول: اين آيه مخاطبينش عموم مردم است، عوام، خواص، مرد، زن، شهري، روستايي. اين كه مخاطب جمهور مؤمنين است، اقتضاي حكم و موضوع اين است كه هيچ تعقيد و مشكلي در بيان نباشد؛ به طوري كه عموم مردم با خواندن اين آيه حكم شرعي را بفهمند و اين آيه هم مربوط به يك عملي از مسلمين هست كه بيست و چهار ساعته مورد نياز همه هست. مثل حج و زكات و... نيست.

زكات مبتلا به آن دسته از كساني است كه داراي غلات و بعضي از گاو و گوسفند است و آن هم به شرطي كه به حد نصاب برسد. مثلا بيست درصد از مردم مبتلا به آن است. حج مال آن دسته از كساني است كه به استطاعت برسند؛ ولي در وضو همه مردم گرفتار آن هستند. و لذا خطاب بايد طوري باشد كه همه مردم بفهمند و گرنه با حكمت و فصاحت و بلاغت منافات دارد.

با توجه به اين مي بينيم آيه شريفه آمده دو تا غسل و دو مسح را خيلي واضح و روشن بيان كرده است.

الف) إِذَا قُمْتُمْ إِلَي الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكمْ وَأَيدِيكمْ؛

بعد از وجوه، ايدي است وذكر شد؛ اگر قرار بود چيز ديگري هم غسل شود بايد ذكر مي شد. بعد حكم ديگري شروع مي شود:

ب) وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكمْ وَأَرْجُلَكمْ.

سپس حكم مسح گفته مي شود؛ مسح سر وپاها.

ملاك فهم عموم مردم است. اگر چنانچه ما اين آيه را بر يك عربي كه دور از محيط از محيط فقهي و اختلافات مسلمين هست عرضه كنيم، و از او سؤال كنيم كه آيا خداي عالم چه حكمي از تو خواسته است؟ اين عرب دور از هياهوي فقهي مي گويد: غسلتان و مسحتان. اصلا ترديد نمي كند كه فكر كند كه آيا اين آيه عاملش چي است، آيا ارجل عطف مي شود به محل رؤوس يا به لفظ او و يا به اغسلو و... اين كارها را يك عرب خالي الذهن تصور نمي كند.

نكته ديگري كه ايشان خيلي مانور داده است ، تحت ماهو العامل؟

در بحث نحوي آيا در كلمه «ارجل» عامل «وامسحوا » است يا عامل «فاغسلوا » است. با اين دو تا عامل كه هر دو صلاحيت دارد در ارجل عمل كند، مقتضاي ادبيات عربي اين است كه در صورتي كه دو عامل نزاع كنند، در عمل بر يك معمول اصل اوليه اين است كه اقرب العاملين عمل كند.

اصل اوليه براي من مشكل است؛ چون در خود صمديه هم كه ما خوانديم، هم اقرب العاملين قائل دارد و هم اول العاملين؛ ولي اكثريت نحات بر اين هستند كه در صورت تنازع دو عامل بر سر يك معمول، الاقرب يمنع الابعد، اگر كلمه اكثريت را به كار ببريم به نظر من صلاحيتش بيشتر است.

اگر ما عمل را به اقرب داديم، وامسحو در ارجل هم عمل مي كند. ارجلِ بخوانيم عطف مي شود به لفظ رؤوس، ارجلَ بخوانيم عطف به محل رؤوس كه مفعول به وامسحوا است. در هر صورت وجوب مسح سر و مسح رجلين ثابت است.

كتابي دارد مرحوم كراجكي به نام القول المبين عن وجوب مسح الرجلين. ايشان براي تأييد اين نظريه كه اقرب العاملين بايد عمل كند، مي رود سراغ آيات قرآن و سه چهار آيه از قرآن مي آورد كه در اين آيات اقرب العاملين عمل كرده نه اول العاملين. مثل:

وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كمَا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا ... . الجن: 7 .

در اين جا عامل دو تا است: يكي «ظنوا» و ديگري «ظننتم» و معمول هم يكي كه همان «أن لن يبعث» باشد. در اين جا تمام مفسرين به اتفاق آراء گفته اند جمله ظننم عمل كرده است نه ظنوا؛ زيرا اگر ظنو عمل مي كرد، بايد مي خوانديم «ظننتموه»؛ زيرا اگر چنانچه ظنوا عمل كند، أن لن يبعث مي رود و مي چسپد به ظنو و ظننتم را بخواهيم عطف بدهيم بايد بگوييم كما ظننتموه. اين جا ظننتموه نيامده است و مفعول او ظاهر نشده است، چون مفعول او أن لن يعث... است.

و همچنين در آيه 13 سوره كهف:

آَتُونِي أُفْرِغْ عَلَيهِ قِطْرًا . كهف: 96.

در اين جا هم «افرغ» عمل كرده، نه «آتوني».

در آيه شريفة:

هَاؤُمُ اقْرَءُوا كتَابِيهْ . الحاقه: 19

اقرءوا عمل كرده؛ چون اگر هاؤم عمل مي كرد، كتاب بايد حالت رفعي به خود مي گرفت.

بعد مي گويد: با توجه به اين قضيه، در آيه مورد نظر ما هم بايد عامل «وامسحوا» باشد نه «فاغسلوا»؛ چون اگر بخواهد امسحوا عمل نكند و فاغسلوا عمل كند، لازم مي آيد يك جمله مستقل معترضه بين عامل و معمول قرار گيرد و اين خلاف فصاحت است و عرب جز در موارد ضروري زير بار اين نمي رود.

اگر چنانچه كسي بگويد كه «رأيت زيدا و عمرا و مررت بخالد و بكر » بكر را اصلا اعراب نگذارد. اگر به دست يك عرب يا كسي كه با ادبيات عرب سر و كار دارد بدهيم، قطعا عامل را به مررت خواهد داد.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English