2018 November 13 - سه شنبه 22 آبان 1397
وضو از ديدگاه فريقين: روايات اهل سنت در بحث وضو، مسح و ... (1)
کد مطلب: ٦٧٤٠ تاریخ انتشار: ٢٠ آبان ١٣٨٥ تعداد بازدید: 864
خارج فقه مقارن » وضو از ديدگاه فريقين
وضو از ديدگاه فريقين: روايات اهل سنت در بحث وضو، مسح و ... (1)

جلسه بیستم 1385/08/20

 
 

 

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 
 

تاریخ : 1385/08/20

 

اما آن چه كه مورد اختلاف در ميان آقايان است، عدة من اصحابنا اول سند است كه مرحوم محدث نوري u مي فرمايد:

فالمذكورين بعنوان العدة في طرق الكليني هم مشايخ اجازته الي كتب الروات.

اين عده مشايخ اجازه كليني بوده است به صاحبان كتب.

مشايخ الاجازه را هم كه در رجال بحث كرده ايم كه آيا مشايخ الاجازه نيازي به توثيق دارند يا نه؟ از مرحوم شهيد نقل كرديم كه مشايخ الاجازه بي نياز از توثيق و فراتر از توثيق هستند. يعني كساني كه اجازه نقل روايت مي دادند. مثل زمان ما كه بعضي از مراجع هستند كه اجازه اجتهاد مي دهند، در گذشته هم تعدادي از افراد بودند كه اجازه مي دادند به افرادي كه صاحب نظر در حديث هستند، حديث مطلق و مقيد را تشخيص مي دهند، عام و خاص را تشخيص مي دهند، ناسخ و منسوخ را تشخيص مي دهند، فقه الحديث بلد هستند، و آن هايي كه تبحرّ در نقل حديث داشتند، به آن ها اجازه نقل روايت مي دادند كه به آن ها مي گويند مشايخ الاجازه؛ يعني اساتيدي كه اجازه نقل روايت مي دادند.آن ها معمولا افراد شاخص و برجسته آن روز حوزه علميه شيعه بودند. مرحوم نوري هم مي گويد كه عدة من اصحابنا از مشايخ الاجازه كليني بوده اند و اين ها فراتر از توثيق هستند.

عبارت علامه هم اين است كه از كليني نقل مي كند كه هر وقت من مي گويم «عدة من اصحابنا» مراد من چه كساني هستند و معمولا مراد از عده پنج تا شش نفر هستند كه در بين آن ها يك يا دو نفر ثقه وجود دارد.

نكته سوم اين كه عدة من اصحابنا كه اول سند كافي قرار مي گيرد، مروي عنه آن ها سه نفر بيشتر نيست: 1. سهل بن زياد؛ 2. احمد بن محمد بن عيسي؛ 3. احمد بن محمد بن خالد برقي. كه همه افراد آن مشخص هستند و در ميان آن ها افرد موثق وجود دارد.

من نديدم كسي از بزرگان شيعه در باره عدة من اصحابنا كه در اول سند كافي وجود دارد، ترديدي كرده باشد.

كسي در اين چهارده قرن به اندازه مرحوم كلباسي در اين باره كار نكرده است. ايشان 33 سال عمرش را گذاشته است و يك كتاب 500 صفحه اي نوشته است. بنده هم سه سال از عمرمان را در تحقيق آن گذاشتم كه شايد همين براي من سرماية علمي در بُعد رجال شد.

علي اي حال اين روايات شيعه در اين باره بود كه طرح كرديم. شما اگر اقوال بزرگان علماي شيعه؛ مثل سيد مرتضي، مرحوم مفيد، شيخ طوسي و... همگي ادعاي اجماع كرده اند و حتي گفته اند كه مسح بر رجلين از ضروريات مذهب شيعه است.

روايات شيعه دال بر غسل :

بعضي از رواياتي را ما در شيعه داريم كه مبني بر غسل است كه جواب آن را خواهيد داد. در تهذيب، ج1، ص64 ح 180، استبصار ج 1، ص64، ح 195. روايت اين است:

الوضوء بالمسح و لايجب فيه الا ذلك و من غسل فلا بأس.

اگر همين را يك سني بيارود، كه مكاتبه هم هست و ارزشش از روايت هم بيشتر است؛ چون دست خط امام هم هست، شما چه جواب خواهيد داد؟

در اين جا غسل به معني نظافت پا قبل از مسح است. يعني شخصي پاهايش كثيف است قبل از وضو يا قبل از مسح، آنرا مي شويد سپس مسح مي كشد. همانطور كه در ادامه حديث جناب شيخ صوسي مي فرمايد:

 

 
 

فأما ما رواه سعد بن عبد الله عن أحمد بن محمد عن أيوب بن نوح قال: كتبت إلي أبي الحسن عليه السلام أسأله عن المسح علي القدمين، فقال: الوضوء بالمسح ولا يجب فيه الا ذاك ومن غسل فلا بأس. قوله: عليه السلام ومن غسل فلا بأس محمول علي التنظيف لأنه قد ذكر قبل ذلك فقال: الوضوء بالمسح ولا يجب فيه الا ذلك فلو كان الغسل أيضا من الوضوء لكان واجبا وقد فصل ذلك في رواية أبي همام التي قدمناها حيث قال: في وضوء الفريضة في كتاب الله المسح، والغسل في الوضوء للتنظيف.

 

 
 

الاستبصار، الشيخ الطوسي، ج 1، ص 65

در حديث 192 نيز مي گويد:

 

 
 

وأخبرني الحسين بن عبيد الله عن أحمد بن محمد بن يحيي عن أبيه عن محمد بن علي بن محبوب عن أحمد بن محمد عن أبي همام عن أبي الحسن عليه السلام في وضوء الفريضة في كتاب الله قال: ( 2) المسح، والغسل في الوضوء للتنظيف.

 

 
 

الاستبصار، الشيخ الطوسي، ج 1، ص 64

بررسي نظر علماء اهل سنت

ما بايد روي چند مسأله كار كنيم:

1. روايات اهل سنت دال بر مسح رجلين و مؤيد روايات شيعه هستند؛

2. اقوال صحابه و تابعين و اتباع تابعين مبني بر مسح رجلين؛

3. رواياتي كه آن ها دارند مبني بر غسل، بايد جواب داده شود.

اگر ما روايات اهل بيت عليهم السلام آورديم، روايات اهل سنت را هم اضافه كرديم، اقوال صحابه را هم آورديم، او هم روايات دال بر غسل را مي آورد، يا مي گويد مسح رجلين مقدم بوده است و روايات غسل آن را نسخ كرده است، يا اگر تنزل كند، مي گويد تخيير؛ همان طوري كه ابن جرير طبري و ديگران دارند و ما به مراد خودمان نمي رسيم. روايات مبني بر غسل رجلين هم بايد بررسي بشود در چه تاريخي و روي چه هدفي نقل شده است و هم از نظر دلالت و سند و عرضه بر قرآن چه وضعيتي دارد.

مرحوم آمدي حدود 70 روايت آورده است مبني بر مسح رجلين كه آقاي سبحاني حدود 15 تا از آن ها را آورده است.

روايت اول:

 

 
 

حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا ابن الأشجعي ثنا أبي عن سفيان عن سالم أبي النضر عن بسر بن سعيد قال أتي عثمان المقاعد فدعا بوضوء فتمضمض واستنشق ثم غسل وجهه ثلاثا ويديه ثلاثا ثلاثا ثم مسح برأسه ورجليه ثلاثا ثلاثا ثم قال رأيت رسول الله صلي الله عليه وسلم هكذا يتوضأ يا هؤلاء أكذاك قالوا نعم لنفر من أصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم عنده

 

 
 

مسند احمد، الإمام احمد بن حنبل، ج 1، ص 67

 

 
 

البته الزليعي هم اين روايت را از طريق ديگر نقل مي كند : حديث آخر أخرجه الدارقطني عن بسر بن سعيد قال أتي عثمان المقاعد فدعا بوضوء فمضمض واستنشق ثم غسل وجهه ثلاثا ويديه ثلاثا ورجليه ثلاثا ثلاثا ثم مسح برأسه ثم قال رأيت رسول الله صلي الله عليه وسلم يتوضأ هكذا يا هؤلاء كذلك قالوا نعم لنفر من أصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم . ( نصب الراية، الزيلعي، ج 1، ص 91) .

شما فرض كنيد كه يك استانداري مي آيد و تعدادي از شهروندان را جمع مي كند و فرضا مي گويد: فلان آقا اين طوري نگفت؟. مردم اگر بگويند نه، پدرش را در مي آورد. خود همين كه مي پرسد آيا همين طور است يا نه، نشانه اين است كه مردم در اين باره اختلاف نظر داشته اند.

پس روايت غسل رجلين هم مال عثمان است و اگر اين دو تا را در مقابل هم بگذاريم، تعارضا، تساقطا.

روايت دوم:

 

 
 

حدثنا محمد بن بشر قال: حدثنا سعيد بن أبي عروية عن قتادة عن مسلم بن يسار عن حمران قال: دعا عثمان بماء فتوضأ ثم ضحك فقال ألا تسألوني مما أضحك قالوا: يا أمير المؤمنين ما أضحكك قال: رأيت رسول الله صلي الله عليه وسلم " توضأ كما توضأت فمضمض واستنشق وغسل وجهه ثم ثلاثا ويديه ثلاثا ومسح برأسه وظهر قدميه.

 

 
 

المصنف، ابن أبي شيبة الكوفي، ج 1، ص 18 . احمد حنبل و هيثمي هم همين روايت را نقل كرده اند ؛ اما با كمي تفاوت : حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا محمد بن جعفر ثنا سعيد عن قتادة عن مسلم بن يسار عن حمران بن أبان عن عثمان بن عفان رضي الله عنه انه دعا بماء فتوضأ ومضمض واستنشق ثم غسل وجهه ثلاثا وذراعيه ثلاثا ثلاثا ومسح برأسه وظهر قدميه ثم ضحك فقال لأصحابه ألا تسألوني عما أضحكني فقالوا مم ضحكت يا أمير المؤمنين قال رأيت رسول الله صلي الله عليه وسلم دعا بماء قريبا من هذه البقعة فتوضأ كما توضأت ثم ضحك فقال ألا تسألوني ما أضحكني فقالوا ما أضحكك يا رسول الله فقال إن العبد إذا دعا بوضوء فغسل وجهه حط الله عنه كل خطيئة أصابها بوجهه فإذا غسل ذراعيه كان كذلك وان مسح برأسه كان كذلك وإذا طهر قدميه كان كذلك (مسند احمد، الإمام احمد بن حنبل، ج 1، ص 58، 59) .

و جالب اين جا است كه هيمثي در آخر روايت مي گويد كه تمام روات آن از ثقات هستند : قلت هو في الصحيح باختصار وقد رواه أحمد وأبو يعلي ورجاله ثقات . (مجمع الزوائد، الهيثمي، ج 1، ص 224) .

 

 
 

و ابن حبان هم در صحيح خودش روايتي را با همين مضمون آورده است : أخبرنا محمد بن عبيد الله بن الفضل الكلاعي بحمص قال حدثنا عمرو بن عثمان بن سعيد قال حدثنا أبي قال حدثنا شعيب بن أبي حمزة عن الزهري قال أخبرني عطاء بن يزيد عن حمران بن أبان مولي عثمان أنه رأي عثمان دعا بوضوء فأفرغ علي يديه من إنائه فغسلهما ثلاث مرات ثم أدخل يمينه في الوضوء فتمضمض واستنشق واستنثر وغسل وجهه ثلاثا ويديه إلي المرفقين ثلاث مرات ثم مسح برأسه ثم غسل كل رجل من رجليه ثلاث مرات ثم قال رأيت رسول الله صلي الله عليه وسلم يتوضأ نحو وضوئي هذا ثم قال من توضأ مثل وضوئي هذا ثم قام فصلي ركعتين لا يحدث فيهما نفسه ورجاله له ما تقدم من ذنبه ذكر الزجر عن إدخال المرء يده في الإناء في ابتداء الوضوء قبل غسلهما ثلاثا إذا كان مستيقظا من نومه (صحيح ابن حبان، ابن حبان، ج 3، ص 343، 344) .

روايت داد مي زند كه حالت، حالت تآمر مانندي است كه وضو مي گيرد و يك پوزخندي مي زند كه خود همين يك ضعفي براي يك خليفه مسلمين است كه بايد يك وزنه اي باشد.

نكته جالب اين جا است كه مي گويد:پيامبر مثل من وضو مي گرفت نه مي گويد كه من مثل پيامبر وضو مي گيرم.

آقاي سبحاني اين روايت از كنز العمال نقل كرده است. كتاب كنزالعمال مثل بحارالانوار ما مي ماند و آمده يك سري روايات را از جوامع روايي، صحاح، مسانيد، سنن و تفاسير و از هر جا كه روايت به دستش آمده است نوشته است و در آخر روايت هم اشاره كرده است كه من اين روايت را از فلان كتاب نقل كرده ام. آدرس دادن به كنزالعمال نقص تحقيق است. البته اگر از چند صحاح و مسانيد آدرس داديم و در كنارش گفتيم كه كنز العمال هم داشته اشكالي ندارد؛ ولي اگر فقط از كنزالعمال آدرس بدهيد نقص است. و اگر در بحث ها از كنزالعمال آدرس بدهيد همان اول به شما خواهند گفت كه كنزالعمال مثل بحار شما است، در آن جا همه نوع روايت را جمع كرده است.

روايت سوم:

 

 
 

وفي مسند عبد الله بن زيد المازني أنّ النبي (ص) توضأ فغسل وجهه ثلاثاً و يديه مرتين و مسح رأسه و رجليه مرتين.

 

 
 

المصنف، ابن أبي شيبة الكوفي، ج1، ص18

روايت چهارم:

 

 
 

عن أبي مطر قال: بينما نحن جلوس مع علي في المسجد جاء رجل إلي علي وقال: أرني وضوء رسول الله صلي الله عليه وسلم فدعا قنبر فقال: أئتني بكوز من ماء فغسل يديه ووجهه ثلاثا، فأدخل بعض أصابعه في فيه واستنشق ثلاثا، وغسل ذراعيه ثلاثا، ومسح رأسه واحدة ثم قال: يعني الاذنين خارجهما وباطنهما من الوجه ورجليه إلي الكعبين، ولحيته تهطل علي صدره، ثم حسا حسوة بعد الوضوء، ثم قال: أين السائل عن وضوء رسول الله صلي الله عليه وسلم كذا كان وضوء رسول الله صلي الله عليه وسلم.

كنز العمال، المتقي الهندي، ج 9، ص 448





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English