2018 November 13 - سه شنبه 22 آبان 1397
وضو از ديدگاه فريقين: علت عدم اقتداء اهل سنت به امام جماعت شيعه
کد مطلب: ٦٧٣١ تاریخ انتشار: ٠٧ آذر ١٣٨٥ تعداد بازدید: 819
خارج فقه مقارن » وضو از ديدگاه فريقين
وضو از ديدگاه فريقين: علت عدم اقتداء اهل سنت به امام جماعت شيعه

جلسه بیست وهشتم 1385/09/07

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 1385/09/07

علت عدم اقتداء اهل سنت به امام شيعه

يكي از بحثهاي مورد توجه اقتداء نكردن اهل سنت به امام شيعه است، عمده حرف شان اين است كه وضوي شما باطل است. نه از اذان ما ايراد مي گيرند و نه از اقامه ما و نه از حمد و سوره و... با اين كه همه چيز با آن ها تفاوت دارد. در هر بخشي از نماز وارد بشويم با آن ها تفاوت داريم؛ ولي آن ها هيچ كدام از اين تفاوت ها را معيار براي بطلان نماز نمي دانند؛ بلكه مي گويند: چون وضوي شما باطل است، ما نمي توانيم پشت سر شما نماز بخوانيم.

بايد توجه داشت كه بسياري از بزرگان و علماي اهل سنت اصلاً فتوي داده اند به تخيير بين مسح و غسل و گفته اند اگر كسي وضوي مسحي هم بگيرد نمازش درست است، وضوي غسلي هم بگيرد نمازش صحيح است. من آمار تعدادي از آن هار يادداشت كرده ام.

مثلاً خود آقاي حسن بصري كه از فقهاي بنام اهل سنت و متوفاي 110 هجري است و نظر فقهي ايشان تا قرن پنجم و ششم در ميان اهل سنت مورد عمل بود. اين چهار مذهب رسمي اهل سنت در نيمه قرن هفتم منحصر شده اند و گرنه قبل از آن در جوامع اهل سنت يكي به مذهب بصري عمل مي كرد، يكي به مذهب اوزاعي، يكي احمد بن حنبل و... كه ما حدود 12 مذهب را عرض كرديم.

حسن بصري كه حدود 150 سال از ابوحنيفه جلوتر بوده است، قائل است به تخيير بين غسل و مسح و هر دو را صحيح مي دانند. كساني كه اين قول را نقل كرده اند، اين ها هستند:

عمدة القاري، عيني، ج2، ص238 و شوكاني در نيل الاوطار، ج 1، ص168، البحر الذخار، ج1، ص67 و مفاتيح الغيب، فخر رازي، ج6، ص164 و بحر المحيط، ج3، ص437 و الجواهر في التفسير، طنطاوي، ج2، ص129، تفسير المنار، محمد رشيد رضا، ج6، ص228 و غرائب القرآن و... همگي نقل كرده اند كه حسن بصري گفته است كه وضوي مسح و غسلي هر دو مجزي است.

نفر دوم كه قائل به اين مطلب است، آقاي سفيان ثوري، متوفاي 161 هجري. بزرگان اهل سنت به صراحت نقل كرده اند كه ايشان هم قائل بوده به مسح و هم به غسل كسي عمل كند، مجزي است.

الميزان الكبري، ج1، ص11 و رحمة الامة، ج1، ص 19

نفر سوم كه احمد بن حنبل باشد، ايشان هم قائل است كه اگر كسي به مسح عمل كند، مجزي است و هم به غسل.

الميزان الكبري، ج1، ص11 و رحمة الامة، ج1، ص 19

ابن جرير طبري كه صاحب فتوي بوده و تا قرن پنجم و ششم به فتاواي او عمل مي كرده اند، او هم قائل به تخيير بين مسح و غسل بوده است.

الميزان الكبري، ج1، ص 118 و رحمة الامة، ج1، ص19 و البنايه في شرح الهدايه، مرقيناني،ج1، ص100 و عمدة القاري في شرح صحيح البخاري، عيني، ج2، ص238 و نيل الاوطار، شوكاني، ج 1، ص168 و تفسير فخر رازي، ج6، ص164 و تفسير طنطاوي، ج2، ص129 و تفسير المنار، ج2، 228 و غرائب القرآن، ج 6، ص53 و لباب التأويل، ج2، ص16 و بداية المجتهد، ج1، ص11 و المجموع، نووي، ج1، ص 417 و معالم السنن، ج1، ص43 و الجامع لأحكام القرآن، ج6، ص92 و احكام القرآن، ابن عربي، ج2، ص 71 و المغني، ابن قدامه، ج1، ص121، شرح كبير، ابن قدامه (پسر)، ج1، ص3 و...

نفر بعدي عبد الملك بن جريج متوفاي 150هـ است. ايشان از فقهاي بزرگ اهل سنت بود و در زمان عبد الله بن زبير قاضي القضات بوده.

ذهبي در باره او مي گويد:

احد اعلام الثقات و هو في نفسه مجمعة في ثقته.

همه اجماع دارند در وثاقت ابن جريج.

ابن جريج صاحب فتوي نبود؛ ولي از قاضيان بنام و مشهور اهل سنت است و داراي نظرات فقهي ويژه است. من جمله از كساني كه قائل به حليت متعه بود كه خود ذهبي در ميزان الاعتدال، ج2، ص 659 مي گويد:

قد تزوج نحواً من سبعين امرأة نكاح متعة.

بعضي ها هشتاد و بعضي ها نود آوره اند.

و همچنين مي گويد:

و كان يري الرخصة في ذلك و كان فقيه اهل مكه في زمانه.

حتي موقع وفاتش به بچه هايش وصيت كرد كه اين هشتاد زن مادران شما هستند، مبادا با آن ها ازدواج كنيد

قال أبو غسان زنيج : سمعت جريرا الضبي يقول : كان ابن جريج يري المتعة، تزوج بستين امرأة . وقيل : إنه عهد إلي أولاده في أسمائهن لئلا يغلط أحد منهم ويتزوج واحدة مما نكح أبوه بالمتعة . ( سير أعلام النبلاء، الذهبي، ج 6، ص 331 )

حتي در سير اعلام النبلاء است كه هر شب يك اوقيه روغن مي خورد تا بتواند جواب اين هفتاد تا خانم را بدهد.

وقال محمد بن عبد الله بن عبد الحكم، سمعت الشافعي يقول : استمتع ابن جريج بتسعين امرأة، حتي إنه كان يحتقن في الليل بأوقية شيرج طلبا للجماع . ( سير أعلام النبلاء، الذهبي، ج 6، ص 333 )

خود ابن جريج فتوايش بر اين بود كه هم وضوي مسح صحيح است و هم وضوي غسلي.

البحر الذخّار، ج 1، ص67، شرح الازهار، ج1، 89 و المجموع، نووي، ج1، ص417

داود ظاهري متوفاي 270هـ، بنيانگذار مذهب ظاهري است. ظاهري ها مخالف همه مكاتب چهار گانه اهل سنت هستند و تا حدودي با حنبلي ها هم مشرب هستند. ظاهر روايات را حجت مي دانند، هرگونه تأويل در آيات و روايات را جايز نمي دانند. بزرگترين فقيه ظاهر ي ها، ابن حزم اندلسي صاحب كتاب المحلي و الفِصَل است.

داود ظاهري صاحب مكتب فقهي رسمي بوده و تا قرن هفتم هم مكتب فقهي او مورد توجه همه مجامع اهل سنت بود.

ابن حزم اهل سنت را قبول ندارد؛ ولي اهل سنت او را به عنوان يك محقق آزاد انديش قبول دارد. حتي ابن تيميه در كتاب منهاج السنة در چندين مورد به كلام او استناد كرده بود. البته ابن حزم يك خورده بد زبان بود، حتي مشهور است كه گفته اند: زبان ابن حزم و شمشير حجاج كانا شقيقان. در حقيقت اين دو نفر هر دو يك لبه شمشير هستند. كمتر فردي است كه از زبان ابن حزم اندلسي در امان مانده باشد؛ ولي با وجود اين، مطالب فقهي و كلامي ايشان مورد قبول اكثريت اهل سنت است.

مثل ابن غضائري، با اين كه خيلي تند بوده است؛ در عين حال علماي ما نظر او را قبول دارند. ابن ادريس، نوه دختري مرحوم شيخ طوسي، زبانش زبان تند است؛ ولي همه فقها نظر ابن ادريس در سرائر را قبول دارند. و همچنين قلم جناب آقاي تستري، صاحب قاموس الرجال خيل تند است و اصلا ادبياتي كه اين مرحوم به كار برده است، دو از ادبيات در بعضي از جاها حوزوي است؛ ولي نظرات رجالي ايشان امروز يك نظر زنده در مجامع فقهي ما مطرح است.

علي اي حال، داود ظاهري هم معتقد است كه هم وضوي مسحي مجزي است و هم وضوي غسلي.

بداية المجتهد، ابن رشد اندلسي، ج1، ص11

ابوعلي جبائي، از شخصيت هاي ممتاز و از بنيانگذاران كلام اهل سنت، متوفاي 303 هـ، كتاب هاي متعددي دارد؛ مثل الجامع الكبير، الاجتهاد، الانسان و... و مناظرات متعددي با مرحوم نوبختي متكلم داشته و ايشان هم مبناي فقهي اش بر اين است كه وضوي مسحي و وضوي غسلي هر دو مجزي است.

عمدة القاري في شرح صحيح البخاري، ج2، ص238 و نيل الاوطار، شوكاني، ج1، ص168 و البحر الذخار، ج1، ص 67 و معالم السنن، ج1، ص43 و البنايه في شرح الهدايه، ج1، ص100.

محيي الدين عربي، متوفاي 638 هـ كه مباني عرفاني او در ميان اهل سنت و شيعه مطرح است كه البته اختلاف زياد است كه حرف هاي عرفاني او صحيح است يا نه؟ نظرات متفاوت است. او نيز معتقد به ابن بوده است كه هم وضوي مسحي و هم وضوي غسلي مجزي است.

البته نظر شخصي من هفتاد درصد نسبت به ايشان منفي است؛ چون تعابيري كه ايشان دارد، تعابيري است كه از هيچ يك از علما و بزرگان و حتي عرفاي بزرگ شيعه نقل نشده است. ما موظفيم در كلمات ما عباراتي را استخدام كنيم كه مخاطبين ما به زحمت نيفتند بر اين كه اين عبارت ها را توجيه كنند و معمولا هر مخاطبي، عبارتي را كه از زبان مخاطبي بيرون مي آيد، حمل بر ظاهر مي كند و دنبال توجيه نمي گردد و قاعدة فقهي: «زع امر اخيك علي احسنه» هم اين موارد را نمي گيرد كه كسي بيايد يك جمله اي را بگويد كه ظهورش كفر است و از آن طرف افرادي بيايند و اين عبارتي را كه دال بر كفر است توجيه كنند. نه ائمه از اين عبارت ها به كار برده اند و نه علما و فقهاي ما از شيخ مفيد تا زماننا هذا. و خلاصه اين كه به كار بردن اين نوع كلمات بر خلاف سيرة ائمه عليهم السلام است.

از اهل سنت، حنبلي ها و وهابي ها قائل به ارتداد ايشان هستند؛ ولي حنفي ها و ديگران نظرشان نسبت به ايشان نظر مثبت هست و ظاهراً هم خودش مالكي است.

اين يك نوع وجه جمع براي اين كه ما بتوانيم مخاطب سني را متقاعد كنيم كه شما كه مي گوييد پشت سر شيعه نمي شود نماز خواند، حد اقل اين همه بزرگان و علماي شما اين چنين نظري داد اند. اگر شيعه هم چنين نظري مي دهد، دور از حقيقت نيست. حد اقل در ميان آن ها اوزاعي و احمد بن حنبل بود. شما اگر چنانچه پشت سر حنبلي ها نماز مي خوانيد، نبايد غافل باشيد كه پشت سر شيعه هم نماز خواندن اشكالي ندارد؛ چون حنبلي ها هم بر اين عقيده هستند. حالا عمل نمي كنند يك بحث ديگري است؛ ولي فتاواي آن ها اين است. اگر يك حنبلي بخواهد به اين فتواي احمد حنبل عمل كند، آيا شما نماز او را باطل مي دانيد يا صحيح؟

وجه دوم اين است كه بعضي از فقهاي اهل سنت هست كه اين ها مي گويند: واجب است بين غسل و مسح جمع كنيم. اگر بخواهيم واقعاً به كتاب و سنت عمل كنيم، بايد جمع كنيم بين غسل و مسح؛ يعني يك بار وضوي مسحي بگيريم و يك بار وضوي غسلي؛ چون كسي اشتغال به ذمه داشته باشد، بخواهد برائت يقينيه حاصل بشود، بايد تمام اطراف شبهه را عمل كند و بهترين راه از اين اشتغال يقيني كه برائت يقيني بيايد، اين است كه ما دو مرتبه وضو بگيريم، يك مرتبه وضوي غسلي و يك مرتبه وضوي مسحي.

اهل سنت اين قول را به عنوان يك قول از حسن بصري نقل كرده اند. يك قول تخيير بود، يك قول هم جمع است. حالا كدام يك از اين دو قول مقدم بوده است كه قول مؤخرش قبلي را نسخ كند، معلوم نيست.

عمدة القاري، ج2، ص238 و البناية في شرح الهدايه، ج1، ص100 و الكشاف، ج1، ص326 و الجواهر في تفسير القرآن العظيم، ج2، ص129 و لباب التأويل، ج2، ص16

همچنين از آقاي داود ظاهري، كه يك قول از ايشان تخيير بين غسل و مسح و يك قول جمع بين غسل و مسح نقل شده است.

تفسير المنار، ج6، ص228 و عمدة القاري، ج2، ص238 و مفاتيح الغيب، ج6، ص164 و البحري المحيط و النهر الماد، ج3، ص437 و غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج6، ص53 و الكشاف، ج1، ص326 و الجواهر في تفسير القرآن العظيم، ج2، ص129 و لباب التأويل، ج2، ص16

بعضي از علماي زيدي مذهب به شيعه نزديك ترند و بعضي ها به اهل سنت؛ چون خود زيدي ها فرق مختلفي هستند، بعضي از آن ها هم خلافت ابوبكر و عمر و عثمان را قبول دارند و هم خلافت حضرت امير (عليه السلام) و بعد امام مجتي (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و امام سجاد (عليه السلام) و بعد مي رسند به حضرت زيد و از فرزندان او هر امامي كه قيام كند به شمشير و عادل باشد او امام است. هر كسي قيام به شمشير نكند يا عادل نباشد، او را امام نمي دانند. و لذا در امامت آقا امام باقر و امام صادق سلام الله عليهما چون اين ها قيام به سيف نكردند، اين ها دچار گرفتاري اند.

يكي از ائمه مشهور زيدي به نام الناصر للحق قائل است به وجوب غسل و مسح باهم.

المنار، ج6، ص228 و مفاتيح الغيب، ج6، ص164 و البحر المحيط و النهر الماد، ج3، ص437 و غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج6، ص53 و شرح الازهار، ج1، ص89

اين ها نظرشان بر اين است كه آيه قرآن را ما تارة به نصب مي خوانيم و تارة به نصب. اگر به نصب بخوانيم، لازمه اش وجوب غسل است و اگر به جر بخوانيم، لازمه اش وجوب مسح است.

علي اي حال اين هم يك نظريه اي بين اهل سنت كه اين ها واجب مي دانند جمع بين غسل و مسح را.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English