2018 November 14 - چهار شنبه 23 آبان 1397
وضو از ديدگاه فريقين: صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (2)
کد مطلب: ٦٧٢٩ تاریخ انتشار: ٢٦ آذر ١٣٨٥ تعداد بازدید: 784
خارج فقه مقارن » وضو از ديدگاه فريقين
وضو از ديدگاه فريقين: صحابه و تابعيني كه قائل به مسح بودند (2)

جلسه سی ام 1385/09/26

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 1385/09/26

بلي اگر آقاي سبحاني عنوان را اين گونه مي آورد:

اسماء اعلام الصحابه و التابعين القائلين بالمسح و الناقلين المسح

اگر اين گونه بود، بايد 250 تا راوي را مي آورد نه 25 تا را؛ چون تمام اين ها كه قبل از اين ها بوده اند، ناقل وضوي مسحي بوده اند. خود ابن كثير هم ناقل است، خود شوكاني و ابن تيميه هم ناقل هستند؛ پس بايد اسم آن ها را هم ذكر مي كرديم.

در شماره 7 از عبد الله بن زيد مازني مي گويد كه ايشان قائل به مسح است؛ و حال آن كه عبد الله بن زيد مازني وضوي پيغمبر را نقل مي كند و خودش هيچ اظهار نظري ندارد. همچنين شماره 10 عباد بن تميم، شماره 12 اوس بن أبي اوس، شماره 15 رفاعه بن رافع، شماره 21 جبير نفير، شماره 23 تميم بن زيد مازني، شماره 24 عطاء قداحي و... ناقل وضوي پيامبر هستند؛ و حال اين كه اين 7 نفر هيچ نظريه اي ندارند، فقط وضوي رسول خدا را نقل كرده اند.

ما الآن با يك سري افرادي مواجه هستيم كه روي تك تك حرف هاي ما حساب باز مي كنند. جملاتي كه ما به كار مي بريم، روي تك تك آن جمله ها زره بين مي گذارند....

آن چه كه مي شود واقعاً رويش حساب كرد، چند مورد است كه ايشان هم آورده و اين ها را من يك بررسي جزئي مي كنيم و نسبت به بعضي از موارد كه ايشان توثيقي نقل كرده است كه اين توثيقات با مبناي خود ايشان هم نمي خواند و زيبنده بود كه ايشان نسبت به بعضي از افراد مثل عكرمه كه خيلي قاطعانه و بدون هيچ نقدي توثيق كرده، اين توثيق را حد اقل يك تبصره اي و يك اشاره اي نسبت به سوابق سياه عكرمه مي كردند.

ايشان اولين كسي را كه معتقد به وضوي مسحي است، آقا امير المؤمنين (عليه السلام) نام برده است كه روايات متعدد حدود هفت ـ هشت مورد داريم از صحابه و تابعين كه نقل مي كنند آقا امير المؤمين (عليه السلام) قائل به وضوي مسحي بوده اند و همواره در وضو گرفتن پاي خودشان را مسح مي كردند. ما آن روايات را خوانديم و تعدادي از آن ها هم از نظر سندي صحيح بود.

نفر دوم كه ايشان آورده اند، آقا امام باقر (عليه السلام) است و البته ايشان كه اين امام را به عنوان قائل به وضوي مسحي آورده است ، شايد به ذهن افراد تداعي كند كه اگر بنا است كه ما از ائمه عليهم السلام افرادي را كه قائل به وضوي مسحي هست، بياوريم، بايد همه ائمه را بياوريم؛ چون همه آن ها قائل به وضوي مسحي بوده اند. ائمه ما خود عامل و آمر به وضوي مسحي بوده اند. اين كه ايشان از ميان ائمه عليهم السلام آقا امام باقر (عليه السلام) را انتخاب كرده است، به اين دليل است كه آن چه در تفسير طبري، تفسير ابن كثير، نقل شده است وضوي مسحي، آقا امام باقر (عليه السلام) است از ديگر ائمه در كتاب هاي آن ها نقل نشده است. من هم هر چه گشتم در منابع اهل سنت پيدا نكردم.

اهل سنت همه ائمه را به عنوان يك راوي قبول دارند. ذهبي تندترين آخوند اهل سنت است؛ ولي نسبت به تك تك ائمه عبارت هاي خيلي بالايي نقل كرده است و حتي مي گويد: تنها كسي كه لايق به خلافت بود، در زمان منصور امام صادق (عليه السلام) بود، در زمان مأمون امام كاظم و امام رضا (عليهما السلام) بود.

نكته ديگر در روايتي كه حاج آقاي سبحاني در روايت امام باقر هست، مسأله اين كه اين ها عمل به وضوي مسحي كرده اند نيست، امري هست از امام باقر (عليه السلام) كه به آن راوي مي گويد: وقتي خواستي وضو بگيري، امسح علي رأسك و رجليك. اين تعبيري است كه در روايت آمده است؛ يعني امر به وضوي مسحي است نه عمل به آن. مال امام علي (عليه السلام) عمل است؛ اما در رابطه با امام باقر (عليه السلام) امر است نه عمل. امر اعم از عمل است. عمل فراتر از امر معصوم است؛ چون بحث است كه آيا امر دال بر وجوب است يا نه؟ آيا امر ارشادي است يا مولوي، اين امر موافقة للعامه صادر شده يا نه؟ در امر حرف خيلي زياد است؛ ولي در عمل نه. وقتي عملي از معصوم صادر شد؛ يعين جاز القنطره. ما عمل تقيه اي از معصوم يا نداريم يا به قدري نادر هست كه قابل توجه نيست.

اين روايت امام باقر (عليه السلام) در سه چهار جا از كتاب هاي اهل سنت آمده است كه آقاي سبحاني فقط از تاريخ طبري نقل كرده است. خود تفسير ابن كثير هم كه خيلي متعصب هست كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) روايت نقل نكند، اين روايت را آورده است.

بحث ديگري كه هيچ شك و شبهه اي در آن نيست، بحث وضوي عثمان است كه دو تا روايت ايشان نقل كردند و هر دو روايت هم سنداً اشكالي ندارد؛ ولي بحث بر سر اين است كه وضوي عثمان متناقض هست با وضوي ديگري از خود عثمان نقل شده است. عثمان هر دو وضو را به پيغمبر نسبت مي دهد.

در رابطه با ابن عباس است كه ايشان تحت شماره 11 آورده است و در دو تا روايت 13 و 16 اشاره كرده است كه البته روايات ابن عباس بيش از اين ها است. همه مفسرين؛ حتي ابن كثير و ابن تيميه، شوكاني و... نقل كرده اند كه ابن عباس قائل به وضوي مسحي بوده است و مي گفته است:

الوضوء غسلتان و مسحتان.

اين عبارتي است كه به تواتر از ابن عباس نقل شده است.

تنها جايي كه اهل سنت مي گويند نيازي به بررسي سندي ندارد، ورود يك روايت در صحيح مسلم و بخاري است. اگر يك روايتي در اين دو كتاب آمد، مي گويند بي نياز از بررسي سندي است؛ اما اين كه اگر رجال يك روايت، رجال مسلم و بخاري باشد بپذيرند يا نه، در ميان علماي اهل سنت اختلاف است. غالباً حتي خود وهابي ها بر اين عقيده اند. خود الباني كه از شخصيت هاي برجسته رجالي اهل سنت و وهابي ها است كه از او تعبير مي كنند به بخاري دوران، بن باز از او تعبير مي كرد به امام الحديث، ايشان در كتاب موسوعة الاحاديث الصحيحه مواردي را استدلال مي كند بر صحت يك روايت به اين دليل كه رجاله رجال صحيح بخاري يا مسلم؛ ولي اين را همه اهل سنت قبول ندارند، همه وهابي ها قبول ندارند.

يكي از بحث هاي كه ما ضرورت دارد روي آن كار كرده باشيم، همين است كه اگر ما ديديم در سند يك روايت يك يا دو راوي است كه توثيقي از اهل سنت ندارند، ولي اين راوي در اسانيد صحيح بخاري يا مسلم آمده است، آيا ما مي توانيم به مجرد وقوع يك راوي در سند بخاري و يا مسلم استدلال بر وثاقتش بكنيم يا نمي توانيم.

مقدمه كتاب المعجم الكبير طبراني را مطالعه كنيد. در آن جا حدود سي ـ چهل صفحه بحث رجالي خيلي زيبايي كرده است كه ضرورت دارد دوستان آن بحث را ببينند. يعني آمده اصلا بحث هاي رجالي اهل سنت را به نقد كشيده است كه مثلاًٌ فلان آقا استدلال كرده است بر وثاقت صحت روايت، اين درست نيست، مبناي اهل سنت اين است.

و همچنين غماري كتابي دارد به نام «فتح الملك العلي في صحة حديث انا مدينة العم و بابها علي » كه كتاب خيلي زيبا و خواندني است كه هفتاد درصد آن بحث قواعد رجالي است. آقا زادة علامه اميني اين كتاب را تحقيق كرده است و خود علامه اميني رحمت الله عليه هم يك مقدمه مشتي بر اين كتاب زده است. اين كتاب نكات ظريف رجالي دارد كه من معتقدم اين كتاب را نه يك بار هفت ـ هشت بار بخوانند كه هر بار يك نكتة رجالي براي شان روشن مي شود. معلوم مي شود كه نويسنده آدم ملا و خريط فن است. در ميان خود اهل سنت هم ما اين طور افراد كم داريم.

راوي بعدي كه قائل بر مسح است، آقاي شعبي است كه قبلاً هم ما در رابطه با ايشان مفصل بحث كرده ايم. از كساني است كه صاحب مبناي فقهي بوده است و تا قرن پنجم و ششم مباني فقهي او در ميان مردم رواج داشته است كه از او تعبير مي كنند به امام الحافظ. ايشان همواره در موقع وضو گرفتن مسح مي كشيده است و روايتي كه خلاف آن را ثابت كند از شعبي نقل نشده است. البته ما شعبي را قبول نداريم و او را جزء منافقين و جزء كساني مي دانيم كه با اميرالمؤمنين (عليه السلام) مخالفت داشته است. انشاء الله سر فرصت در باره آن بحث خواهيم كرد.

باز جاي آن بوده است كه آقاي سبحاني اين موضع گيري هاي نادرستي كه شعبي در برابر امير المؤمنين داشته است، بر ملا مي كردند ؛ البته ما از باب قاعده الزام اهل سنت مي توانيم متقاعد كنيم؛ چون اهل سنت اكثراً شعبي را قبول دارند.

در باره شعبي يك كتابي آقا زاده آقاي طبسي نوشته به نام اولين يار پيامبر در رابطه با اولين كسي كه اسلام آورده است كه الحق اين كتاب از سطح سه حوزه مطالبش خيلي بالاتر است. در اين كتاب در رابطه با شعبي يك تحقيق گسترده دارد.

البته اگر همين سير اعلام النبلاء را ببنيد، در كنار مدح ها مذمت هايش هم آمده است.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English