2018 November 15 - پنج شنبه 24 آبان 1397
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟
کد مطلب: ٥١٩٧ تاریخ انتشار: ١٦ اسفند ١٣٨٦ تعداد بازدید: 9870
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
آيا رجعت را مي شود با آيات و روايات ثابت كرد ؟

سؤال كننده : مهدي مرتضوي

پاسخ :

شكي نيست كه اعتقاد به رجعت ، يكي از ويژگي هاي مذهب حقه شيعه است كه مي توان آن را با دلايل قطعي ثابت كرد . قبل از ورود به اين دلايل ، بايد حقيقت رجعت را شناخت .

حقيقت رجعت در نزد شيعه :

رجعت ، يكي از اتفاقاتي است كه در زمان ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف رخ خواهد داد . بر اساس اين عقيده ، گروهي از مؤمنين براي رسيدن به ثواب نصرت اولياي خدا و ديدن دولتي كه سال ها انتظار آن را كشيده اند ، بر مي گردند تا از ديدن دولت عدل و قسط لذت ببرند . و از طرف ديگر ، گروهي از منافقين كه آمدن اين دولت را انكار كرده و كردار هاي زشتي انجام داده اند ، باز مي گردند تاعقوبت اعمال خويش را در همين جهان بچشند و دچار خفت و خواري شوند .

مرحوم شيخ مفيد رحمت الله عليه در اين باره مي فرمايد :

والرجعة إنما هي لممحضي الإيمان من أهل الملة وممحضي النفاق منهم .

المسائل السروية، الشيخ المفيد ، ص35 .

رجعت ، از طرفي براي كساني از امت اسلام است كه ايمان خالص و بالاترين مرحله ايمان را دارا هستند و از طرف ديگر براي افرادي از منافقين است كه در بالاترين مرحله نفاق قرار داشته اند .

و سيد مرتضي رضوان الله تعالي عليه مي گويد :

اعلم أن الذي تذهب الشيعة الإمامية إليه أن الله تعالي يعيد عند ظهور إمام الزمان المهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) قوماً ممن كان قد تقدم موته من شيعته ليفوزوا بثواب نصرته ومعونته ومشاهدة دولته، ويعيد أيضاً قوماً من أعدائه؛ لينتقم منهم فيلتذوا بما يشاهدون من ظهور الحق وعلو كلمة أهله .

رسائل السيد المرتضي ، ج1 ص125، إعداد: السيد مهدي الرجائي .

عقيده شيعه اماميه در باره رجعت آن است كه خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان مهدي عليه السّلام مردمي از شيعيان آن حضرت را كه پيش از او از دنيا رفته اند ، به دنيا برمي گرداند ، تا به ثواب ياري او و مساعدت وي و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند . همچنين مردمي از دشمنان آن حضرت را نيز زنده مي گرداند ، تا از آن ها انتقام گيرد . و آن ها نيز از مشاهده ظهور حق و بالا گرفتن دين پيروان حق ، زجر بكشند .

و مرحوم طبرسي رحمت الله عليه نيز مي گويد :

وقد تظافرت الأخبار عن أئمة الهدي من آل محمد ( صلي الله عليه وآله وسلم ) في أن الله تعالي سيعيد عند قيام المهدي قوماً ممن تقدم موتهم من أوليائه وشيعته ليفوزا بثواب نصرته ومعونته ويبتهجوا بظهور دولته، ويعيد أيضاً قوماً من أعدائه لينتقم منهم وينالوا بعض ما يستحقونه من العذاب في القتل علي أيدي شيعته والذل والخزي بما يشاهدون من علو كلمته .

مجمع البيان، الطبرسي ، ج7 ص367 .

روايات بسياري از ائمه اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است كه به زودي خداوند در زمان قيام حضرت مهدي عليه السلام قومي از شيعيان او را بر مي گرداند كه پيش از او از دنيا رفته اند تا به ثواب ياري و همراهي آن حضرت رسيده و از ديدن دولت او لذت ببرند و نيز قومي از دشمنان او را بر مي گرداند تا از آن ها انتقام بگيرد و به خاطر كشتن

اعتقاد به رجعت سبب شده است كه در طول تاريخ شيعيان مورد طعن قرار بگيرند ؛ به طوري كه اگر يك راوي هر چند هم موثق باشد ؛ اما چون قائل به رجعت بوده ، علماي جرح و تعديل اهل سنت او را از كار مي اندازند ؛ مثلا مسلم بن حجاج در مقدمه صحيح مسلم نقل مي كند :

حَدَّثَنَا أَبُو غَسَّانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو الرَّازِيُّ سَمِعْتُ جَرِيرًا يَقُولُ لَقِيتُ جَابِرَ بْنَ يَزِيدَ الْجُعْفِيَّ فَلَمْ أَكْتُبْ عَنْهُ كَانَ يُؤْمِنُ بِالرَّجْعَةِ .

ابو غسّان مي گويد كه از جرير شنيدم كه مي گفت : با جابر بن يزيد جعفي ملاقات كردم ؛ ولي روايتي از او نقل نمي كنم ؛ چرا كه او به رجعت ايمان دارد .

با اين كه به صراحت مي گويد كه در نزد او بيش از هفتاد هزار روايت بوده است !

سَمِعْتُ جَابِرًا يَقُولُ عِنْدِي سَبْعُونَ أَلْفَ حَدِيثٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كُلُّهَا .

صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 15 - 16 .

از جابر شنيدم كه مي فرمود : هفتاد هزار حديث در نزد من است كه تمامي آن ها را امام صادق عليه السلام از پيامبر نقل كرده است .

براي اثبات صحت اعتقاد به رجعت ، دلايل فراواني از قرآن و سنت وجود دارد ؛ به طوري كه مرحوم علامه مجلسي رحمت الله عليه در ج53 بحار الأنوار ده ها روايت را در اين باب نقل مي كند . ما ابتدا شواهد قرآني و بعد روايات را نقل خواهيم كرد .

شواهد قرآني بر امكان رجعت :

در قرآن كريم ، آياتي وجود دارد كه عقيده به رجعت را ثابت مي كند :

1. از هر امتي ، گروهي را محشور مي شود :

خداوند حكيم در سوره مباركه نمل ، آيه 83 مي فرمايد :

وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآَيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ .

روزي خواهد آمد كه از هر گروه ، دسته اي را برمي انگيزيم ، از كساني كه آيات ما را تكذيب مي كنند .

خداوند در اين آيه به صراحت مي گويد كه ما گروهي از ستمكاران را برمي انگيزيم ، نه همه آن ها را . به طور قطع اين حشر ، نمي تواند حشر روز قيامت باشد ؛ چرا كه حشر روز قيامت همگاني است و احدي باقي نمي ماند ، مگر اين كه در روز قيامت محشور مي شود و نتيجه اعمال خود را خواهد ديد . اين مطلب از بسياري از آيات قرآن كريم قابل استفاده است ؛ مثلاً خداوند در سوره كهف ، آيه 47 مي فرمايد :

وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا .

آنها را برانگيختيم ، هيچ كس را فروگذار ننموديم .

يا در سوره نمل ، آيه 87 مي فرمايد :

وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ

روزي كه در صور دميده مي شود ، تمامي كساني كه در آسمان و زمين هستند دروحشت و هراس فـرو مـي رونـد ، مـگـر كـساني كه خدا خواسته مورد عنايت خاص اوباشند . پس همگي در پيشگاه حضرت حق با فروتني حضور دارند .

بنابراين ، مراد خداوند از « وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا » نمي تواند حشر روز قيامت باشد ؛ پس منظور از آن چيزي نيست ؛ مگر همان رجعتي كه شيعيان به آن اعتقاد دارند .

2. دو بار زنده شدن ، بعد از دو بار مردن

خداوند در آيه 11 سوره غافر مي فرمايد :

قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَي خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ .

در روز واپـسين كافران گويند : خداوندا ! ما را دو بار ميراندي و دو بار زنده كردي ؛ پس اينك كه ما به گناهان خويش گردن نهاده ايم ، براي بيرون شدن از اين گرفتاري راه چاره اي هست ؟

در ايـن آيه ، خداوند از دو بار ميراندن و دو باز زنده شدن سخن گفته ا ست ، كه هر ميراندن ، حيات سابقي را مي رساند ؛ همانگونه كه دوبار زنده شدن ، مرگ پيشين را حكايت مي كند . مـيـرانـدن نـخست ، پس از حيات دنيوي ، و مرگ دوم ، پس از حيات در رجعت است ؛ چنانكه احيا نخست ، در رجعت ، و احيا دوم در روز واپسين است .

3 . زنده شدن اصحاب كهف :

يكي از دلايل صحت و امكان رجعت ، زنده شدن اصحاب كهف ، بعد از 300 سال است كه خداوند در سوره كهف به آن تصريح مي كند :

وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ... وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ . الكهف / 18 و 19 .

گمان مي بري كه آنان بيدارند ، در حالي كه آنان آرميده اند ... اين چنين آنان رابرانگيختم تا ميان خود گفتگو كنند .

وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا . الكهف / 21 .

اين چنين ، ديگران را بر آنان دلالت نموديم ، تا بدانند وعده خداوند ، درباره رستاخيز ، حق است ، و هنگامه قيامت هر آينه آمدني است و جاي شك در آن نيست .

وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِئَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا . الكهف / 25 .

آنان در غارشان سيصد سال درنگ نمودند ، و نه سال بر آن افزودند .

4 . داستان عزير :

أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَي قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَي عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّي يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَي طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَي حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آَيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَي الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . البقره / 259 .

يا همانند كسي كه از كنار يك روستاي ويران شده عبور كرد ، در حالي كه سقفهاي آن فروريخته بـود، و مـردم آن مرده و استخوان ها پوسيده و پراكنده شده بود ، با خودگفت : چگونه خدا ، اينها را پـس از مـرگ زنـده مـي كند. در اين هنگام ، خدا او را يكصدسال ميراند ، سپس برانگيخت ، و به او گـفت : (نوايي شنيد) چه قدر درنگ كردي .گفت : يك روز يا پاره اي از روز ، به او گفت : نه بلكه يـكصد سال درنگ كردي . پس نگاه كن به خوردني و آشاميدني خود كه همراه داشتي ، هيچ گونه فرسودگي در آن رخ نداده ؛ ولي به الاغ خود نگاه كن كه چگونه فرسوده و از هم گسيخته شده ... كه ماتو را ، زنده شدن تو پس از يكصد سال مردن را - نشانه اي براي مردم قرار دهيم ( از تو شنيده باور كنند كه زنده شدن مردگان حق است ) اكنون به استخوانهاي پوسيده و از هم گسيخته الاغ خـود نـگـاه كـن ، تا چگونه آنها را فرآورده استوار مي سازيم ، سپس گوشت بر آن مي پوشانيم . پس هـنـگامي كه اين حقايق بر او آشكار گرديد ، گفت : هرآينه مي دانم خداوند بر همه كاري توانايي دارد .

5. هفتاد هزار خانوار فراري از طاعون :

يكي ديگر از دلايل صحت و امكان رجعت در اين امت ، داستان هفتاد هزار خانوار فراري از طاعون است كه دچار مرگ ناگهاني شدند ، و سپس با دعاي حزقيل ، سومين وصي حضرت موسي ، زنده شدند . خداوند ، در قرآن كريم داستان را اين گونه نقل مي كند :

أَلَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَي النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ . البقره / 243 .

آيا نديده اي ( ندانسته اي) گروهي را كه از ترس مرگ از خانه هاي خود بيرون شدند (به بـهـانه بيماري طاعون از شركت در جنگ و جهاد خودداري نمودند) خداوند فرمان مرگ آنان را صـادر نـمـود ، سـپـس ، بر اثر دعاي پيغمبري عظيم الشان ، آنان را زنده نمود . خداوند نسبت به بندگان خود بخشاينده است گرچه بيشتر مردم سپاس نمي دارند .

گـويـنـد: اينان هفتاد هزار خانوار بودند كه از ترس مرگ ، بيماري طاعون را بهانه قراردادند، در جهاد شركت نجستند، و از خانه هايشان بيرون شدند. آنگاه در راه ، مرگ همگي فرارسيد . و بر دست سومين وصي حضرت موسي عليه السلام زنده شدند ، و اينان گروهي از بني اسرائيل بودند .

مرحوم طبرسي در تفسر مجمع البيان در اين باره مي گويد :

هؤلاء ( الذين خرجوا من ديارهم ) قيل : هم من قوم بني إسرائيل ، فروا من طاعون وقع بأرضهم ، عن الحسن . وقيل : فروا من الجهاد ، وقد كتب عليهم .

تفسير مجمع البيان ، الشيخ الطبرسي ، ج 2 ، ص 132 .

اينان ، كساني از قوم بني اسرائيل بودند كه از ترس طاعون فرار كردند . حسن گفته ، آن ها از جهادي كه بر آن ها واجب بود فرار كرده بودند .

6. هفتاد نفر از اصحاب موسي عليه السلام دو باره زنده شدند :

اين داستان را بارها شنيده ايد كه حضرت موسي هفتاد نفر از اصحاب خود را به ميعاد گاهش در كوه طور برد ؛ اما آن ها بعد از ديدن معجزات فراوان ، بازهم بر لجاجت خويش پافشاري و حتي درخواست كردند كه خداوند را با همين چشم ظاهري ببينند كه خداوند عذاب خود را بر آنان نازل كرد و آنان بر اثر صاعقه از بين رفتند . حضرت موسي عليه السلام دعا كرد و آنان دو باره زنده شدند . خداوند داستان را اين گونه نقل مي كند :

وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَي لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّي نَرَي اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ . ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ .

ياد بياوريد هنگامي را كه به موسي گفتيد : ايمان نمي آوريم ، تا خدا را بالعيان ببينيم ... پس صاعقه شـمـا را فراگرفت ، در حالي كه نظاره مي كرديد ، در مقابل اين عقوبت كاري نميتوانستيد انجام دهيد ، آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد تا سپاسگزار باشيد .

7. زنده شدن ، كشته اي از بني اسرائيل :

كشته اي در ميان بني اسرائيل پيدا شد كه مشخص نبود چه كسي او را كشته است و هر كس گناه آن را به گردن ديگري مي انداخت ؛ تا اين كه از جانب خداوند وحي رسيد كه گاوي را سر ببرند و بيخ دم او را به جنازه بزنند تا او زنده شده و قاتل خويش را رسوا سازد .

وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ . فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَي وَيُرِيكُمْ آَيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . البقره / 72 و 73 .

بـه يـاد آوريد هنگامي كه فردي را كشتيد و گناه كشتن او را به گردن يكديگرمي افكنديد ، ولي خداوند آنچه را پنهان مي ساختيد آشكار مي سازد . پس فرمان داديم (تا گاوي را كشته ) و قسمتي از آن را (كـه همان بيخ دم او باشد) به كشته بزنيدتا (با اذن خدا) زنده گردد . اين چنين است كه خداوند مردگان را زنده مي كند ، و دلائل خود را براي شما آشكار مي سازد ، باشد تا انديشه كنيد .

8 . رجعة اولاد ايوب :

در تفاسير ، در باره آيه ذيل آمده است :

وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرَي لِأُولِي الْأَلْبَابِ . ص / 43 .

و خانواده اش را به او بخشيديم ، و همانند آن ها را بر آنان افزوديم ، تا رحمتي از سوي ما باشد و تذكّري براي انديشمندان .

كه خداوند فرزندان حضرت ايوب را بعد از آني كه همه آن ها را از دنيا برده بود ، به او بازگرداند و تا سال ها بعد با آن حضرت زندگي كردند .

در تفسير جلالين آمده است :

أي أحيا الله له من مات من أولاده ورزقه مثلهم .

تفسير الجلالين ، المحلي ، السيوطي ، ص 603 .

يعني خداوند هم فرزنداني را كه مرده بود بازگرداند و هم مثل آن فرزندان را به او ارزاني داشت .

بغوي در تفسير خود به نقل از ابن عباس مي نويسد :

ان الله رد علي المرأة شبابها فولدت له ستة و عشرين ذكراً

خداوند جواني همسر ايوب را بازگرداند و پس از آن 26 پسر براي او به دنيا آورد .

بسياري از مفسران اهل سنت ؛ از جمله : ابن كثير ، سيوطي ، ابن أبي حاتم ، شوكاني و ... گفته اند :

ورد الله عليه ماله وولده عيانا ومثلهم معهم .

تفسير ابن أبي حاتم ، ابن أبي حاتم الرازي ، ج 10 ، ص 3245 و تفسير ابن كثير ، ابن كثير ، ج 3 ، ص 198 - 199 و الدر المنثور ، جلال الدين السيوطي ، ج 5 ، ص 311 و فتح القدير ، الشوكاني ، ج 4 ، ص 439 .

خداوند اموال و فرزندان ايوب را عينا به او بازگردانده و مثل آن ها را نيز به وي ارزاني داشت .

وقتي ثابت شود كه بازگشت بعد از مرگ به دنيا در امت هاي گذشته و نيز در امت اسلام اتفاق افتاده و ده ها روايت صحيح از ائمه اطهار عليهم السلام نيز اين مسأله را تأييد كنند ، چه مانعي مي تواند از اعتقاد به رجعت جلوگيري نمايد ؟ مگر نه اين كه اهل سنت بسياري از عقائد خودشان را از رواياتي گرفته اند كه سر منشأ همه آن ها اسرائيلياتي است كه توسط كعب الأحبار ها وارد عقائد اهل سنت شده است ؛ همانند عقيده به تجسيم ،

آيه اي كه بر بطلان رجعت استناد شده است :

عثمان الخميس براي بطلان عقيده رجعت و تضاد آن با قرآن ، به اين آيه استناد كرده است :

حَتَّي إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ . لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ . المؤمنون / 99 _ 100 .

زمـانـي كـه مرگ يـكـي از آنـان را فرارسد ، گويد : پروردگارا ! مرا بازگردان ، تا آنچه را فروگذار كرده ام كار نيك انجام دهم ؛ ولي چنين نيست ، اين سخني است كه او برزبان مي راند ، ( و اگـر بـازگـردد كـارش هـمـچون گذشته است ) و پشت سر آنان جهان ميانه اي است (برزخ ) تا هنگامه قيامت .

به احتمال زياد ، مخالفين رجعت ، كلمه : « كلا » را به به درخواست رجعت از سوي كافرين برگردانده است ؛ در حالي كه چنين نيست . خداوند نمي گويد كه : هرگز آن ها را بر نمي گردانيم ؛ بلكه خداوند مي گويد : حتي اگر آن ها را برگردانيم ، عمل صالح انجام نمي دهند و همانند گذشته بر ستمكاري خود اصرار مي ورزند . شاهد بر مطلب آيه 28 سوره انعام است كه خداوند مي فرمايد : اگر آن ها را برگردانيم ، دو باره به همان كار هايي كه از قبل انجام مي دادند ، برمي گردند .

وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ . انعام آيه 28 .

و اگر بازگردند ، به همان اعمالي كه از آن نهي شده بودند بازمي گردند .

چنانچه مفسر بزرگ اهل سنت ، ابن كثير سلفي دمشقي در ذيل آيه مي نويسد :

كلا أي لأنها كلمة أي سؤاله الرجوع ليعمل صالحا هو كلام منه وقول لا عمل معه ولو رد لما عمل صالحا ولكان يكذب في مقالته هذه كما قال تعالي « ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه وإنهم لكاذبون » .

منظور ابن كثير اين است كه : كلمه « كلا » يعني اين كه آن ها از خداوند مي خواهند كه به دنيا بازگردند تا عمل صالح انجام دهند و خداوند مي فرمايد كه اگر آن ها را برگردانيم ، بازهم عمل صالح انجام نخواهند داد و آن ها دروغ مي گويندد چنانكه خداوند فرموده است : " و اگر بازگردند ، به همان اعمالي كه از آن نهي شده بودند بازمي گردند" .

بعد براي تأييد اين نظريه ، مي نويسد :

وقال عمر بن عبد الله مولي غفرة : إذا قال الكافر « رب ارجعون لعلي أعمل صالحا » يقول الله تعالي كلا كذبت .

تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 266

و قرطبي ، از مفسران بنام اهل سنت نيز همين قول را ذكر مي كند :

وقيل : لو أجيب إلي ما يطلب لما وفي بما يقول ، كما قال : « ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه » .

تفسير القرطبي ، ج 12 ، ص 150 .

اگر خداوند دعاي اينها را اجابت كند و اينها برگردند ، به گفته خودشان وفا نمي كنند ؛ چنانكه آيه ( و لو ردوه لعادوا لما نهوا عنه ) به اين مطلب اشاره دارد .

و شوكاني ، يكي ديگر از مفسران بزرگ اهل سنت نيز همين احتمال را ذكر مي كند :

أو المعني : أنه لو أجيب إلي ذلك لما حصل منه الوفاء كما في قوله « ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه » .

فتح القدير ، ج 3 ، ص 498 .

[كلا] به اين معنا است كه اگر به سخن آن ها گوش داده شود و آن ها را به دنيا برگردانند ، به وعده اي كه داده اند وفا نخواهند كرد ؛ چنانچه در آيه ديگر مي فرمايد : " و اگر بازگردند، به همان اعمالي كه از آن نهي شده بودند بازمي گردند " .

رواياتي از طريق اهل بيت عليهم السلام بر صحت رجعت :

1. قال علي بن إبراهيم وحدثني أبي عن أبي عمير عن عبد الله بن مسكان عن أبي عبد الله عليه السلام في قوله تعالي ( وإذ اخذ الله ميثاق النبيين لما اتينكم من كتاب وحكمة ثم جاء كم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه ) قال ما بعث الله نبيا من ولدن آدم عليه السلام الا ويرجع إلي الدنيا فينصر أمير المؤمنين ( ع ) وهو قوله لتؤمنن به يعني برسول الله صلي الله عليه وآله ولتنصرنه يعني أمير المؤمنين عليه السلام .

امام صادق عليه السلام در باره قول خداوند تبارك وتعالي « وإذ اخذ الله ميثاق النبيين لما اتينكم من كتاب وحكمة ثم جاء كم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه » فرمودند : نيست فرزندي از فرزندان حضرت آدم كه پيامبر بوده باشد ؛ مگر اين كه به دنيا برمي گردد و امير المؤمنين عليه السلام را ياري مي كند . و اين همان گفته خداوند « لتؤمنن به ؛ تا به او ايمان بياورند » است كه مراد از آن ايمان به رسول خدا صلي الله عليه و آله است و نيز مراد خداوند از « ولتنصرنه ؛ تا او را ياري كنند » ياري امير المؤمنين عليه السلام است .

مختصر بصائر الدرجات ، الحسن بن سليمان الحلي ، ص 42 .

2. سعد ، عن ابن يزيد ، وابن أبي الخطاب واليقطيني وإبراهيم بن محمد جميعا ، عن ابن أبي عمير ، عن ابن أذينة ، عن محمد بن الطيار ، عن أبي عبد الله عليه السلام في قول الله عز وجل : « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » فقال : ليس أحد من المؤمنين قتل إلا سيرجع حتي يموت ولا أحد من المؤمنين مات إلا سيرجع حتي يقتل .

محمد بن طيار گويد : امام صادق عليه السلام در باره آيه « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » فرمودند : مؤمني كشته نمي شود ؛ مگر اين كه به دنيا بر مي گردد تا بميرد و مؤمنين نمي ميرد ؛ مگر اين كه به دنيا بر مي گردد تا كشته شود .

بحار الأنوار ، العلامة المجلسي ، ج 53 ، ص 40 .

3. سعد ، عن ابن عيسي ، عن الأهوازي ، عن حماد بن عيسي عن الحسين بن المختار ، عن أبي بصير قال : قال لي أبو جعفر عليه السلام : ينكر أهل العراق الرجعة ؟ قلت : نعم ، قال : أما يقرؤن القرآن « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » .

ابي بصير نقل مي كند كه اما باقر عليه السلام از من سؤال كرد : آيا اهل عراق رجعت را انكار مي كنند ؟ عرض كردم : بلي . امام فرمود : آيا در قرآن نخوانده اند : ما از هر امتي ، گروهي را بر مي انگيزيم ؟ .

4. سئل الإمام أبو عبد الله عليه السلام عن قوله « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » قال : ما يقول الناس فيها ؟ قلت : يقولون : إنها في القيامة ، فقال أبو عبد الله عليه السلام : أيحشر الله في القيامة من كل أمة فوجا ويترك الباقين ؟ إنما ذلك في الرجعة فأما آية القيامة فهذه « وحشرناهم فلم نغادر منهم أحدا » إلي قوله « موعدا »

از امـام صادق (ع )، درباره آيه « ويوم نحشر من كل امة فوجا » سوال شد ، فرمود : مردم درباره آن چـه مـي گـويند ؟ گفتند : مي گويند درباره قيامت است . فرمود : آيا در روز قيامت از هر گروهي دسـتـه اي برانگيخته مي شوند، و بقيه وانهاده مي شوند ؟ نه ، چنين نيست ، اين آيه مربوط به رجعت است ، اما آيه قيامت آيه « وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا » است .

بحار الأنوار ، العلامة المجلسي ، ج 53 ، ص 51 .

5. حدثني أبي قال : حدثني ابن أبي عمير ، عن المفضل ، عن أبي عبد الله عليه السلام في قوله « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » قال : ليس أحد من المؤمنين قتل إلا يرجع حتي يموت ، ولا يرجع إلا من محض الايمان محضا أو محض الكفر محضا .

امام صادق عليه السلام در باره قول خداوند : « ويوم نحشر من كل أمة فوجا » فرمود : هيچ مؤمنين نيست كه كشته شده باشد ؛ مگر اين كه به دنيا بر مي گردد تا بميرد . بازنمي گردد جز كساني كه خالصا ايمان آورده باشند يا كفر ورزيده اند.

بحار الأنوار ، العلامة المجلسي ، ج 53 ، ص 53 .

6. حدثنا تميم بن عبد الله بن تميم القرشي رضي الله عنه قال : حدثني أبي قال : حدثنا أحمد بن علي الأنصاري عن الحسن بن الجهم قال : حضرت مجلس المأمون يوما وعنده علي بن موسي الرضا عليه السلام وقد اجتمع الفقهاء وأهل الكلام من الفرق المختلفة فسأله بعضهم ... فقال المأمون : يا أبا فما تقول في الرجعة فقال الرضا عليه السلام : إنها لحق قد كانت في الأمم السالفة ونطق به القرآن وقد قال رسول الله ( ص ) يكون في هذه الأمة كل ما كان في الأمم السالفة حذو النعل بالنعل والقذة بالقذة قال عليه السلام : إذا خرج المهدي من ولدي نزل عيسي بن مريم عليه السلام فصلي خلفه وقال عليه السلام : إن الاسلام بدأ غريبا وسيعود غريبا فطوبي للغرباء قيل : يا رسول الله ثم يكون ماذا ؟ قال ثم يرجع الحق إلي أهله .

عيون أخبار الرضا (ع) ، الشيخ الصدوق ، ج 1 ، ص 217 - 218 .

خـلـيفه مامون عباسي ، از امام علي بن موسي الرضا (ع )، پرسيد: درباره رجعت چه مي گويي . فرمود: رجـعـت حـق اسـت ، در امتهاي گذشته بوده ، و قرآن از آن ياد كرده . پيغمبر اكرم (ص )فرموده : هـرآنـچـه در امـتهاي پيشين واقع شده نظير آن در اين امت نيز واقع مي شود.نيز فرموده : هنگام ظهور مهدي (عج )، عيسي (ع ) از آسمان فرود مي آيد و به وي اقتدا مي كند. بـاز فـرمـوده : اسـلام غـريب بود، و به غربت بازمي گردد، خوشا باد غريبان را.پرسيدند: آنگاه چه مي شود. فرمود: حق به اهلش بازمي گردد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)





Share
1 | مسعود | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٦ اسفند ١٣٨٦ |
سلام به اساتيد و بزرگواران در خط مقدم جبهه هاي علم.
حقير از طرفي به مقام شما عزيزان غبطه مي خورم و از طرفي خدا را شكر ميكنم كه چون شمايي را خدا بر ما منت نهاد كه اينگونه از آل الله دفاع كنيد.
اجرتان با حضرت سيد الشهدا(ع)
2 | مهدي مرتضوي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٧ اسفند ١٣٨٦ |
با عرض سلام و خسته نباشيد:از اينكه جواب سوال مرا اين قدر دقيق و مفصل داديد ازتان بسيار ممنونم.ابهامات زيادي در اين مورد برايم حل شد.ولي در سوالم در مورد 313 نفر ياران حضرت مهدي نيز پرسيده بودم كه ايشان رجعت ميكنند يا از مردم زمان ظهور هستند و يا تركيبي از هر دو.اگر در اين مورد نيز توضيح دهيد بسيار ممنون مي شوم.با تشكر- مهدي مرتضوي
3 | منتظر | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ اسفند ١٣٨٦ |
با سلام خدمت شما. با توجه به اين‌كه خطر وهابيت در سراسر جهان هر روز بيش‌تر مي‌شود لذا پيشنهاد مي‌كنم مقالاتي را در سطح عمومي در اين سايت قرار دهيد و از وبلاگ نويسان مذهبي بخواهيد كه اين مطالب را منتشر كنند. مطمئن هستم كه استقبال خوبي خواهد شد. با تشكر
4 | احمد | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٤ اسفند ١٣٨٦ |
واقعا بايد بگويم جزاک الله خيرا
5 | عباس روستا | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٣ فروردين ١٣٨٧ |
باسلام و تحيت و تبريک عيد نوروز
اينکه گفته شده قلم انديشمندان از خون شهيد بالاتر است سخن اغراق آميزي نيست چون تفکر است که خون را جهت مي دهد . در خوني که جوشش علم و انديشه نيست سر از طالبان و وهابيت و هزاران فرقه ضاله در خواهد آورد . بر قلم به دستان متدين و ارزشي بوسه مي زنم و از اينکه به جاي تعصب و ناسزاگويي به مثابه دهها سايت فرقه هاي ديگر با سعه صدر غبار شک و ترديد را از قلوب همگان مي زداييد و آيينه جانشان را به معارف بلند آل الله آشنا مي سازيد . تشکر مي کنم .
لازم است بگويم از اين پاسخهاي جامع و کاملي که ارائه ميدهيد هرانسان آزاده اي به وجد مي آيد و بر شما و فکرتان احسنت مي گويد . از شاگردان مکتب باقر وصادق (عليهم السلام ) همين انتظار را داريم .
ارادتمند شيعه علي
6 | علوي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٤ فروردين ١٣٨٧ |
با تشكر از جواب جامع و زيباي شما فقط خواهش مي كنم نامي عثمان الخميس كه وهابي ناصبي است را در پاسخ نبريد تا خود ما لا اقل خداي نكرده دست به ترويج نزده باشيم چرا كه هر چقدر اشكال مطرح شود و اشكال كننده مشخص نباشد بهتر است و مطلب ديگر اينكه در نقل روايات رجعت اگر از منابعي چون اصول كافي استفاده شود بر اتقان پاسخ مي افزايد با تشكر
7 | فقط بنده خدا | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٧ ارديبهشت ١٣٨٧ |
سلام بر مومنين
با اجازه مي خواستم يكي ديگر از آيات مباركه قرآن مجيد كه دلالت بر رجعت دارد را به مجموعه بسيار غني وگوهر بار شما اضافه نمايم به اميد آنكه مورد پسند خداوند متعال واقع شود.
در انتهاي آيه 101سوره مباركه توبه آمده"سنعذبهم مرتين ثم يردون الي عذاب عظيم"يعني آنها را دوبار عذاب مي كنيم سپس به عذاب عظيم(دوزخ) مي فرستيم. در اين دنيا فقط عذاب قبر است كه ردخور ندارد وشامل همه گناهكاران مي شود ونمي توانند از آن فرار كنند.
(از ساير عذابهاي دنيوي بسياري از گناهكاران وستمگران مي گريزند)
پس در اينجا دوبار عذاب اشاره به عذاب قبر مي باشد و اين واقعيت را مي رساند كه اين عذاب براي برخي افراد دوبار واقع ميشود و دوبار عذاب قبر به مفهوم دوبار مرگ و دو بار مرگ در صورت رجعت حاصل مي شود.
8 | محمد علي شريفي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٣ دي ١٣٨٧ |
سلام عليكم
اميدوارم خداوند شماهارا با شهداي بدر و احد وكربلا محشور كند چرا كه آنهابا شمشيرهايشان بامعاندين ومنحرفين نبرد مي كردند وشما در اين زمانه با قلمهاتان.زيرا كه وهابيت امروزه نوك قلم وشمشير آخته صهيونيزم جهاني بر عليه اسلام واقعي ميباشد.
9 | مسعود | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٧ بهمن ١٣٨٧ |
سلام ودرود خداوند بزرگ بر حضرت محمد وخاندان پاک وبرگزيده اش
بخصوص فرزند خلف وصالحش امام محمد مهدي صاحب الامر والزمان
10 | ابوالفضل اريان مهر | | ١٢:٠٠ - ٢٦ بهمن ١٣٨٧ |
احاديث شيعه بهترين و مباح ترين احاديث است
اميد وارم روزي بهترين مخلوق خداوند كه قائم ال محمد است ظهور كند
11 | سيد عليرضا | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٤ فروردين ١٣٨٨ |
با سلام . من در تفسير خواندم که درايه قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ .مرگ اول مربوط به مرگ پس از دنيا است.سپس زنده شدن در برزخ است.مرگ دوم در اين دنيا است.زنده شدن دوم در اخرت است.اين را چگونه مي توان حل کرددر حالي که شما اين آيه را مربوط به رجعت نقل کرديد؟البته در اينکه رجعت قطعي شکي نيست؟طبق آيات وروايات ديگر. اما در همين تفسير (نمونه)نوشته بود يک نظر درمورد کلا اين است که مربوط به بازگشت به دنيا است يکي مربوط به انجام عمل خير؟اگر مربوط به بازگشت دنيا باشد آيات ديگر رد نمي شود؟ و سوال مهم ديگري که دارم آيا رجعت از برزخ است يا از آخرت اگر ميشود اياتي از قران را ذکر کنيد؟اگر از برزخ باشد ايه اول فقط مربوط به رجعت است اما اگر از اخرت"(((آيا اين روز واپسين برزخ است يا آخرت؟و ايا ""در روز واپـسين كافران گويند :""جز خود ايه است ؟))) فرد برميگردد يعني کسي که در صحراي محشر آمده و صور دوم دميده شده وهمه مرده اند پس سوال ""مرگ اول مربوط به مرگ پس از دنيا است.سپس زنده شدن در برزخ است.مرگ دوم در اين دنيا است.زنده شدن دوم در اخرت است.""مطرح است؟ اما اگر چنين است چرا در اين تفسير اين مورد ذکر شده بود"مرگ اول مربوط به مرگ پس از دنيا است.سپس زنده شدن در برزخ است.مرگ دوم در اين دنيا است.زنده شدن دوم در اخرت است."؟ اما سوال ديگر اينکه از 12 نفر از صحابه 8 نفر صحابه جهنمي هستند هرچند اين روايت را در کتب اهل تسنن حضرت ايت الله قزويني فرمودند اين روايت صحيح نيستولي ميخواستم ببينم نام اين چند تن ذکر نشده؟يا مي توان از اين حديث اين چنين برداشت کرد که همه صحابه برحق نيستند؟آيا حضرت علي جز صحابه بودند(البته برداشت بد توسط اهل تسنن نشود بلکه فقط خواستم بدانم,ولي اينکه بهشت بدون ولايت علي(ع)معنا ندارد,)؟ تعريف اين "صحابه" اي که در اين روايات امده چيست؟و اينکه آيا ما کتب صحاح سته را قبول داريم؟يا فقط براي رد افکار خودشان از ان استفاده ميکنيم؟ و اينکه روايتي که حضرت امير عمر وابوکر را خائن وروغگو وگنهکار خواندند در کتب ما نيز امده؟واز اين مي توان استدلال کرد که اين دو نفر از امامان دوزخند؟ و صحيح علي شرط شيخين يعني چي؟ نکته ديگر چرا ماخودمان را شيعه جعفري مي ناميم؟مگر حضرت رسول نفرمود علي و شيعتک.... با تشکر.از شما خواهشمندم جواب را در حد امکان کامل ذکر کنيد تا اين شبهات برطرف شود.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- اين تفسير مربوط به اهل سنت است و مرحوم شيخ مفيد در قرن پنجم به آن پاسخ داده است :
وهذا أيضا باطل من وجه آخر ، وهو أن الحياة للمسألة ليست للتكليف فيندم الإنسان على ما فاته في حاله ، وندم القوم على ما فاتهم في حياتهم المرتين يدل على أنه لم يرد حياة المسألة ، لكنه أراد حياة الرجعة التي تكون لتكليفهم والندم على تفريطهم ، فلا يفعلون ذلك فيندمون يوم العرض على ما فاتهم من ذلك .
المسائل السروية شيخ المفيد ص 34
اين تفسير براي آيه اشكال ديگري دارد و آن اين است كه زنده شدن مردگان در برزخ براي پاسخگويي به سوالات نكير و منكر ، زنده شدن براي مكلف شدن نيست ، تا در اثر اين تكليف انسان پشيمان شود كه چرا در اين حال كار نيك انجام نداده است ؛ اما اين قوم (طبق ادامه آيه)‌ از آنچه در اين دو زندگاني از دست داده اند پشيمانند ، بنا بر اين مقصود زنده شده در اين آيه ، زنده شدن در برزخ نيست و بلكه زنده شدن در حال رجعت است كه در آن زمان ، مكلف بوده و به سبب كوتاهي در عمل در آن زندگاني ، پشيمان شده اند . زيرا كاري انجام نداده و در روز عرضه اعمال پشيمان خواهند بود .
2- برزخ يكي از منزلگاه هاي آخرت است ، و آخرت به تمام دنياي پس از مرگ اطلاق مي شود .
3- در مورد روايتي كه مي گويد در بين صحابه دوازده نفر منافق هستند كه تعدادي از آنها از جهنم بيرون نمي آيند !!!
قطعا اين روايت صحيح نيست ، (اگر چه به نظر اهل سنت در صحيح مسلم آمده و سند آن نيز صحيح است) زيرا تعداد منافقين به مراتب بيشتر از اين بوده است و استدلال شيعه به اين روايت تنها از اين جهت است كه به اهل سنت ثابت شود كه در بين صحابه منافقين بوده است . اما در مورد نام منافقيني كه در ماجراي عقبه خواستند رسول خدا (ص) را ترور كنند ، در كتب اهل سنت رواياتي با سند صحيح آمده است ، كه اهل سنت ادعا مي كنند سند صحيح نيست ، اما اشكال صحيحي به سند اين روايت نگرفته اند .
4- اين روايت مي فهماند كه صحابي بودن دليل حقانيت نيست ، اما دليل نمي شود كه هر كس صحابي بود بر حق نباشد ، مثل اينكه بگوييم دانشمند بودن دليل خوب بودن نيست ، اما دليل نمي شود كه همه دانشمندان بد باشند !!!
5- تعريف صحابي ، يعني مسلماناني كه رسول خدا (ص) را درك كرده اند . البته اهل سنت تعاريف بسيار دارند ، اما تعريف هاي انها تناقضات و اشكالات فراواني نيز دارد .
6- در مورد صحاح سته نظر دوم درست است ، يعني ما آنها را قبول نداشته و تنها بر ضد اهل سنت از آن استفاده مي كنيم .
7- ظاهرا در كتب شيعه تنها به نقل از اهل سنت آمده است .
8- يعني تمام راويان اين روايت تا صحابي ثقه اند .
9- شيعه جعفري به اين علت است كه نمود مذهب شيعه ، در مقابل ساير مذاهب در زمان امام جعفر صادق عليه السلام است كه فقه اهل بيت عليهم السلام به عنوان فقهي مستقل در مقابل مذاهب اربعه اهل سنت شناخته شد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
12 | سيد عليرضا | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٧ فروردين ١٣٨٨ |
باسلام. فرموديد"برزخ يكي از منزلگاه هاي آخرت است ، و آخرت به تمام دنياي پس از مرگ اطلاق مي شود ." اما منظور من ان بود كه ايا رجعت از برزخي كه ميان دنيا و قيامت است صورت ميگيرد؟كه البته اشكال از بنده بود كه در سوالم عرض كردم اخرت.اما فكر نميكنم از قيامت رجعت صورت گيرد؟ اما مي خواستم بدانم كساني كه نظير حضرت عزيز رجعت كردند ايا از شب اول قبر يا ديگر اتفافات برزخ خبري دارند يا بعد از بازگشت نسيان كامل از ان دنيا دارند؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
روح بعد از قبض ، عوالم مختلفي را طي مي كند ، كه اولين آنها عالم ارواح است ، و همان عالمي است كه در هنگام خواب ، روح انسان در آنجا سير مي كند .
يكي ديگر از مراحل عالم برزخ است .
رجعت (به معني بازگشت روح به بدن زميني) قبل از قيامت از همه اين عوالم مي تواند صورت گيرد . زيرا بعد از شروع قيامت ديگر اين زمين تغيير كرده و بازگشت به بدن زميني معني ندارد (يوم تبدل الارض غير الارض)
در مورد عزير پيامبر و موارد مشابه ، بازگشت از عالم ارواح صورت گرفته است . و به همين جهت بحث نسيان ، صدق نمي كند .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
13 | مهدي كريمي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٧ ارديبهشت ١٣٨٨ |
يك سوال مهم و فوري:با توجه به آيات قرآن کريم آيا سنت رجعتِ مردگان به دنيا فقط در اسلام وجود دارد؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
طبق آيات قرآن ، رجعت در امت هاي گذشته صورت گرفته است . و نمونه هايي از آيات نيز در همين مقاله ذكر شده است .
موفق باشيد .
گروه پاسخ به شبهات

14 | عليرضا ن | , ایران | ٢٠:٠٥ - ١٢ بهمن ١٣٩٠ |
با سلام از شما تقاضا دارم که تناسخ ملکي و ملکوتي را توضيح دهيد و با رجعت آن را مقايسه کنيد؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
تناسخ بر دو قسم است: تناسخ ملكى و تناسخ ملكوتى، و آن كه باطل است ملكى است؛ به اين معنى كه روح پس از مفارقت از اين بدن عنصرى، به بدن عنصرى ديگر تعلق بگيرد؛ و تناسخ ملكوتى در حقيقت انتقال روح از بدنى به بدن ديگر جداگانه نيست؛ بلكه ابدان اخروى مجرّد به تجرّد برزخى است كه صور ملكاتى است كه انسان با خود از دنيا برده است و اين دو قسم تناسخ حق و باطل، فقط در لفظ تناسخ اشتراك دارند، و از قول محقّقين حكماء الهى چنين استفاده مى‏شود كه خروج نفس را از بدن عنصرى و تعلّق او به بدن منفصل ديگر، خواه عنصرى و خواه مثالى، همان تناسخ باطل مي ‏دانند. برگرفته شده از كتاب هزار يك كلمه ج 6 ص 293 علامه حسن زاده املي
دلائل بطلان تناسخ: بر ابطال تناسخ دو برهان وجود دارد،برهان اول: بطلان اجتماع دو نفس در يك بدن: هرگاه بدن صلاحيت و استعداد كامل براي حدوث نفس پيدا بكند، بدون تأخير نفس شايسته اي از طرف مبدء متعال و فيّاض بر وي افاضه مي شود. پس اگر نفس بدن ديگري بر آن تعلق بگيرد، لازم مي آيد با اين يك بدن دو نفس باشد، و اين باطل است زيرا اولا: تشخص هر فرد وابسته به نفس و روح آن است و فرض دو نفس براي يك شخص به معناي فرض دو ذات و دو وجود براي يك وجود و يك ذات باشد و ثانياً: هر كس به روشني در مي يابد كه يك بدن در ذات خود يك نفس بيشتر ندارد وگرنه آثار مختلف آن دو آشكار مي گرديد. اسفار،ملا صدرا ج 9، ص 10 و شرح منظومه، ص 316.
برهان دوم: نبودن هماهنگي ميان نفس و بدن: تعلق نفس به بدن ذاتي بوده و بينشان تركيب طبيعي و اتحادي است، و هر يك از آنها با ديگري داراي حركت ذاتي و جوهري مي باشد، و از سوي ديگر نفس در آغاز پيدايش، نسبت به همه حالاتش بالقوه مي باشد، و بدن نيز چنين است، و در برابر هر يك از دوران هاي كودكي، نوجواني، جواني، پيري، شأن و حالات خاصي دارد. و آن دو (نفس و بدن) با هم از قوه به فعليت مي رسند، و تا وقتي نفس به يك بدن تعلق دارد درجات قوّه و فعلِ آن، متناسب با درجات قوّه و فعل در همان بدن خاص مي باشد. پس هنگامي كه نفس در نوعي از انواع بالفعل باشد، محال است كه بار ديگر قوّه محض گردد, همان گونه كه محال است حيوان پس از كامل شدن خلقتش، نطفه و علقه شود. چون اين حركت جوهري ذاتي بدن و نفس حيواني است، و ممكن نيست به طبع يا قسر، و به اراده يا جبر، يا اتفاق اين حركت ذاتي نابود يا دگرگون شود، پس اگر نفس مستنسخه اي از بدن ديگري به اين بدن تعلق گيرد، لازم مي آيد كه بدن يك نفس بالقوه و يك نفس بالفعل داشته باشد. و نيز لازم مي آيد كه بدن از همان جهت كه بالفعل است بالقوه هم باشد، زيرا تركيب طبيعي اتحادي بين دو چيزي كه يكي بالفعل و ديگري بالقوه باشد، محال است و يك چيز نمي تواند از يك جهت بالفعل و از جهت ديگر بالقوه باشد.اسفارملا صدرا ، ج 9، ص 2 و 3.
اما مقايسه تناسخ با رجعت : در رجعت، ارواح گروهى از مومنان و يا كافران كه بر اثر مرگ از بدن هايشان جدا شده بود، قبل از قيامت مجددا به همان بدن ها بر مى گردد تا مومنان در ايمان به تكامل بيشتر و مجرمان نيز به خفت و خوارى دنيوى دچار شوند اما در نظر معتقدان به تناسخ ،ارواح پس از مرگ ابدان ، به ابدان ديگرى انتقال مى يابند. به عبارت ديگر آنچه در رجعت اتفاق مي افتد اين اسنت كه بار ديگر روحى كه از بدن جدا شده پيش از قيامت ،ديگر بار به همان بدن برگردد و در اين مدت روح به بدن ديگرى انتقال نمى يابد.
ولى در تناسخ به محض اينكه روح از يك بدن جدا شود به بدن ديگرى انتقال مى يابد و اين سير تبدل ابدان پيوسته ادامه دارد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
15 | امين لطيفي | , ایران | ٢١:٠٤ - ٢٠ ارديبهشت ١٣٩١ |
سلام و خسته نباشيد ميخواستم بدونم از اهل بيت (ع) دقيقا چه کساني رجعت ميکنند؟؟؟زيرا گفته ميشود که فقط حضرت زهرا(ص) رجعت نميکنند! درست و غلطش را نميدانم؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
طبق روايات، تمام اهل بيت عليهم السلام رجعت مي‌كنند و در مورد حضرت فاطمه عليها السلام روايت وجود دارد كه ايشان نيز رجعت مي‌كنند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
16 | علي كريم زاده | , ایران | ١٥:٤٥ - ١٥ مهر ١٣٩٢ |
با سلام و خسته نباشيد
ايا روايت معتبري داريم که هرکسي هر ماه قران را ختم کند و به حضرت ولي عصر (عج) هديه کند در دنيا و اخرت با او خواهد بود؟

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ اين سخن از بزرگان و علما نقل شده اما عين آن را در روايات نديديم ولي نزديك به اين مضمون در روايتي با سند صحيح در كتاب كافي نقل شده است:

«عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّ أَبِي سَأَلَ جَدَّكَ عَنْ خَتْمِ الْقُرْآنِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ فَقَالَ لَهُ جَدُّكَ كُلَّ لَيْلَةٍ فَقَالَ لَهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ لَهُ جَدُّكَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ لَهُ أَبِي نَعَمْ مَا اسْتَطَعْتُ فَكَانَ أَبِي يَخْتِمُهُ أَرْبَعِينَ خَتْمَةً فِي شَهْرِ رَمَضَانَ ثُمَّ خَتَمْتُهُ بَعْدَ أَبِي فَرُبَّمَا زِدْتُ وَ رُبَّمَا نَقَصْتُ عَلَى قَدْرِ فَرَاغِي وَ شُغُلِي وَ نَشَاطِي وَ كَسَلِي فَإِذَا كَانَ فِي يَوْمِ الْفِطْرِ جَعَلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص خَتْمَةً وَ لِعَلِيٍّ ع أُخْرَى وَ لِفَاطِمَةَ ع أُخْرَى ثُمَّ لِلْأَئِمَّةِ ع حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَيْكَ فَصَيَّرْتُ لَكَ وَاحِدَةً مُنْذُ صِرْتُ فِي هَذَا الْحَالِ فَأَيُّ شَيْ‏ءٍ لِي بِذَلِكَ قَالَ لَكَ بِذَلِكَ أَنْ تَكُونَ مَعَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قُلْتُ اللَّهُ أَكْبَرُ فَلِي بِذَلِكَ قَالَ نَعَمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ»

در اين روايت مي گويد كساني كه ختم قرآن را به اهل بيت عليهم السلام هديه مي كنند در روز قيامت با آنها هستند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
17 | حق علی | , ایران | ٢٠:٢٠ - ٢٢ تير ١٣٩٤ |
سلام علیکم
ایا در رجعت برای کسانی که رجعت یدا می کنند تکلیف هم دارند یا نه ؟ یعنی برای آنها هم حلال وحرام می باشد؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
هر چند در اين خصوص که آيا رجعت کنندگان ملکف هستند يا نه؟ در بين علماء اختلاف است اما آن نظري که بيشتر مورد توجه است اين است از آنجا که رجعت در دار دنيا مي باشد لذا  بر اهل دنيا نيز در اين دنيا که محل تکليف است، تکليف وجود دارد
سيد مرتضي در اين خصوص گويد:رجعت، منافاتی با تکلیف ندارد همچنانکه با وجود معجزه تکليف وجود دارد با وجود رجعت نيز تکليف وجود دارد
أن الرجعة لا تنافي التكليف ، وأن الدواعي مترددة معها حين  لا يظن ظان أن تكليف من يعاد باطل . وذكرنا أن التكليف كما يصح مع ظهور المعجزات الباهرة والآيات القاهرة ، فكذلك مع الرجعة ، لأنه ليس في جميع ذلك ملجئ إلى فعل الواجب والامتناع من فعل القبيرسائل المرتضى - الشريف المرتضى - ج 1 ص 126
در جاي ديگر نيز گويد:
 بدون شک یاری کردن امام، بر رجعت کنندگان واجب است و دفاع از آن حضرت برابر دشمنان، تکلیف خواهد بود.
لأنه لا خلاف بين أصحابنا في أن الله تعالى ليعيد من سبقت وفاته من المؤمنين لينصروا الإمام وليشاركوا إخوانهم من ناصريه ومحاربي أعدائه ، وأنهم أدركوا من نصرته معونته ما كان يقويهم لولاها. رسائل المرتضى - الشريف المرتضى - ج 3 ص 136
طبرسي نيز در اين خصوص گويد:
والتكليف يصح معها ، كما يصح مع ظهور المعجزات الباهرة ، والآيات القاهرة ، كفلق البحر ، وقلب العصا ثعبانا
تکليف با رجعت صحيح است همانطور که با ظهور معجزات بزرگ مانند شکافتن دريا و تبديل عصا به مار، صحيح است
تفسير مجمع البيان - الشيخ الطبرسي - ج 7 ص 406
اين نظريه با قرآن و روايات نيز که دنيا را محل تکليف دانسته و آخرت را محل حساب مطابقت دارد بعلاوه اينکه رجوع برخي به اين دنيا براي رسيدن به کمال است که اين رسيدن بدون انجام تکليفي معنا ندارد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
18 | مجتبی | , ایران | ٠٧:٢٦ - ١١ آذر ١٣٩٤ |
با سلام.
آیا رجعت را رجعت روحانی(در برابر جسمانی) بدانیم مشکلی پیش می آید؟
مانند احادیثی که می فرمایند که امام علی با همه پیامبران بوده.
گویی در بحار حدیثی از مفضل و از امام صادق به این مضمون وجود دارد که بنده متاسفانه ادرس دقیق آن را نمی دانم.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اگر در روايات در خصوص رجعت دقت کنيد در آنها اشاره شده است که مراد رجعت با جسم است مثلا در روايات رجعت امام حسين عليه السلام نقل شده است که از خاک بر مي خيزد بر مي گردد به دنيا
امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
أول من تنشق الأرض عنه و يرجع‏ إلى‏ الدنيا الحسين‏ بن علي ع و إن الرجعة ليست بعامة و هي خاصة لا يرجع إلا من محض الإيمان محضا أو محض الشرك محضا
نخستين كسى كه قبرش شكافته و به دنيا برميگردد حسين بن على عليه السّلام است. و اين رجعت عمومى نيست (كه تمام مردگان زنده شده، سر از قبر درآورند) بلكه افراد خاصى به دنيا برميگردند  كه يا مؤمن خالص و يا مشرك محض باشند.
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏53 ؛ ص39
و يا در روايت ديگر امده است
جميل بن دراج عن المعلى بن خنيس و زيد الشحام عن أبي عبد الله ع قالا سمعناه يقول‏ إن أول من يكر في‏ الرجعة الحسين‏ بن علي ع و يمكث في الأرض أربعين سنة حتى يسقط حاجباه على عينيه.بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏53 ؛ ص64
اگر در روايات دقت کنيد در اولي مسئله برگشتن به دنيا و يا در دنيا به مدت طولاني زندگي مي کند که اين با جسم سنخيت دارد نه با روح تنها
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
19 | مجتبی | , ایران | ١٩:٤٨ - ١٨ آذر ١٣٩٤ |
با سلام.
ممنون از پاسختون.
حدیثی رو که گفتم در بحار الانوار است و مضمون رجعت معنوی را می رساند، پیدا کردم.
هیچ ربطی به رجعت معنوی نداشت و فقط یک ترجمه غلط از حدیث بود.
ممنون.
20 | حسین | , ایران | ١٤:٥٢ - ١٧ شهریور ١٣٩٥ |
سلام خسته نباشيد روایتی که استاد ابولقاسمی از کتب اهل سنت راجب یک تابعی به اسم بصری اورده بودن که درباره او گفته بودن غایب شده بعد رجعت کرده رو اگه لطف کنید ممنون.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
این مطلب در کتاب « سیف الله علی من کذب علی اولیائ الله» تالیف صنع الله بن صنع الله الحلبی با تفریظ ابن فوزان به این صوت آمده است« غیب الحسن البصری عن الحجاج »ص 127
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
 
21 | زینب | , ایران | ٢١:١٠ - ٠١ ارديبهشت ١٣٩٦ |
. داستان عزيز :
ببخشید اما ایشون حضرت عُزَیر هستند نه عزیز.

پاسخ:
باسلام
کاربر گرامی
از تذکر شما قدردانی می شود پی گیری خواهد شد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English