2024 July 17 - چهار شنبه 27 تير 1403
غدير در دعاها و زيارات
کد مطلب: ٥٩٦٤ تاریخ انتشار: ٢٩ خرداد ١٤٠٣ تعداد بازدید: 4416
يادداشت » عمومي
غدير در دعاها و زيارات

آرزوي هر شيعه است كه اي كاش زمان، به عقب برمي گشت و در غدير حاضر بود و با مولايش دست بيعت مي داد و به آن حضرت تبريك مي گفت. اي كاش اميرالمؤمنين (عليه السلام) اكنون زنده بود، و هر ساله در روز غدير به حضورش شرفياب مي شديم و با او تجديد بيعت مي كرديم و بار ديگر به او تهنيت مي گفتيم.

تحقق اين آرزو چندان مشكل نيست. زيارت اميرالمؤمنين حضرت علي (عليه السلام) در نجف اشرف و حضور در حرم مطهر آن حضرت و عرض ادب به ساحت مقدس و سخن گفتن با ايشان از صميم جان و بازگفتن اين آرزوي قلبي در پيشگاهش از نظر شيعه، تجديد بيعت حقيقي و تبريك و تهنيت واقعي است. سلام غدير به آن دوم شخصيت عالم وجود كه صداي ما را مي شنود و پاسخ ما را مي دهد در حكم حضور در بيابان غدير و بيعت با دست مبارك اوست.

امام صادق و امام رضا (عليهماالسلام) سفارش اكيد فرموده اند(1) كه تا حد امكان در روز غدير كنار قبر اميرالمؤمنين (عليه السلام) حاضر باشيم و اين يادبود عظيم را در حرم صاحب غدير بپا كنيم. حتي اگر نمي توانيم در حرم او حاضر شويم در هر جايي كه باشيم كافي است به سوي مزار با صفايش اشاره كنيم و به او سلامي دهيم و قلب خود را در حرم او حاضر كنيم و با مولايمان سخن بگوييم، كه او سلام ما را پاسخي گرم مي دهد و دست بيعت ما را با دستان يداللهي خويش مي فشارد.

اين يادبود سالانه، تجديد خاطره غدير و بيعت مجدد با صاحب آن است، و از زمان ائمه (عليهم السلام) تاكنون همواره برگزار شده است. سالانه هزاران نفر در شب و روز غدير در حرم اميرالمؤمنين (عليه السلام) حضور يافته اند و به صاحب اختياري مطلق او بر همه هستي شان افتخار نموده اند، و اين را به عنوان بيعت با فرزندش حضرت قائم آل محمد (عجل الله تعالي فرجه) تلقي نموده اند.
زيارت اميرالمؤمنين حضرت علي (عليه السلام) در نجف اشرف و حضور در حرم مطهر آن حضرت و عرض ادب به ساحت مقدس و سخن گفتن با ايشان از صميم جان و بازگفتن اين آرزوي قلبي در پيشگاهش از نظر شيعه، تجديد بيعت حقيقي و تبريك و تهنيت واقعي است. سلام غدير به آن دوم شخصيت عالم وجود كه صداي ما را مي شنود و پاسخ ما را مي دهد در حكم حضور در بيابان غدير و بيعت با دست مبارك اوست.

امام هادي (عليه السلام) - در سالي كه معتصم عباسي آن حضرت را از مدينه به سامرا تبعيد كرد ـ در روز غدير به نجف آمدند و در حرم جدشان اميرالمؤمنين (عليه السلام) حضور يافتند و زيارت مفصلي خطاب به آن حضرت انشا فرمودند.(2) اين زيارت دوره كامل عقايد شيعه درباره ولايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و فضايل و سوابق و محنت هاي آن حضرت را بيان مي كند. در اينجا جملاتي از اين زيارت را كه تجديد عهدي با عقايد ريشه دارمان است و نيز برخي دعاها كه در آن مسئله غدير مطرح شده است مي آوريم:


1. غدير در دعاي ندبه: امامت پايان نبوت

«فلما انقضت أيامه أقام وليه علي بن أبي طالب صلواتك عليهما و آلهما هاديا إذ كان هو المنذر و لكل قوم هاد، فقال و الملأ أمامه: من كنت مولاه فعلي مولاه، أللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله»؛
آنگاه كه دوران رسالت پيامبر (صلي الله عليه و آله) سر آمد وليّ خود علي بن ابي طالب (عليه السلام) را به عنوان هدايتگر مردم منصوب نمود، چرا كه او ترساننده مردم بود و هر قومي هدايتگري مي خواهد. لذا در حالي كه مردم در برابر او بودند فرمود: «هر كس من صاحب اختيار او هستم علي صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد و ياري كن هر كس او را ياري كند و خوار كن هر كس او را خوار كند.


2. غدير در دعاي عديله: ايمان به صاحب غدير

"آمنا بوصيه الذي نصبه يوم الغدير و أشار بقوله «هذا علي» إليه"؛
ما ايمان مي آوريم به جانشين پيامبر (صلي الله عليه و آله) كه او را در روز غدير منصوب كرد و با كلمه «اين علي» به او اشاره كرد.


3. قسمتي از زيارت غدير: اطاعت و ولايت تو را واجب كرد

«السلام عليك يا مولاي و مولي المؤمنين. السلام عليك يا دين الله القويم و صراطه المستقيم. أشهد أنك أخو رسول الله صلي الله عليه و آله... و أنه قد بلغ عن الله ما أنزله فيك، فصدع بأمره و أوجب علي أمته فرض طاعتك و ولايتك و عقد عليهم البيعة لك و جعلك أولي بالمؤمنين من أنفسهم كما جعله الله كذلك. ثم أشهد الله تعالي عليهم فقال: ألست قد بلغت؟ فقالوا: اللهم بلي. فقال: اللهم اشهد و كفي بك شهيدا و حاكما بين العباد. فلعن الله جاحد ولايتك بعد الإقرار و ناكث عهدك بعد الميثاق.»

سلام بر تو اي صاحب اختيار من و صاحب اختيار مؤمنين. سلام بر تو اي دين محكم خداوند و راه مستقيم او. شهادت مي دهم كه تو برادر پيامبر (صلي الله عليه و آله) هستي...و آن حضرت از طرف خداوند آنچه درباره تو نازل كرده بود رسانيد و دستور خدا را به اجرا در آورد و وجوب اطاعت تو و ولايتت را بر مردم واجب كرد، و براي تو از آنان بيعت گرفت و تو را نسبت به مؤمنين صاحب اختيارتر از خودشان قرار داد همانطور كه خداوند به آن حضرت چنين مقامي داده بود. سپس خداي تعالي را بر آنان شاهد گرفت و فرمود: آيا من به شما رساندم؟ گفتند: آري بخدا قسم.

عرض كرد: خدايا شاهد باش و تو به عنوان شاهد و حاكم بين بندگان كفايت مي كني.

خداوند منكر ولايت تو را بعد از اقرار و شكننده عهد تو را بعد از پيمان لعنت كند.


4. فراز ديگري از زيارت غدير: قرآن به ولايت تو گوياست

«أشهد أنك أميرالمؤمنين الحق الذي نطق بولايتك التنزيل و أخذ لك العهد علي الامة بذلك الرسول. أشهد يا أميرالمؤمنين أن الشاك فيك ما آمن بالرسول الأمين و أن العادل بك غيرك عاند عن الدين القويم الذي ارتضاه لنا رب العالمين و أكمله بولايتك يوم الغدير. ضل والله و أضل من اتبع سواك و عند عن الحق من عاداك.»

شهادت مي دهم تو اميرالمؤمنين بر حقي هستي كه قرآن به ولايت تو گوياست و پيامبر (صلي الله عليه و آله) بر سر آن از امت عهد و پيمان گرفته است.

يا اميرالمؤمنين، شهادت مي دهم كه شك كننده درباره تو به پيامبر امين (صلي الله عليه و آله) ايمان نياورده است، و كسي كه تو را با غير تو مساوي قرار دهد از دين محكمي كه رب العالمين براي ما پسنديده و با ولايت تو در روز غدير آن را كامل كرده، ضديت و دشمني كرده است.

بخدا قسم كسي كه تابع غير تو شد گمراه شده و هر كس با تو دشمني كند با حق عناد ورزيده است.


5. فرازي از زيارت غدير: بخاطر ترس حق خود را رها نكردي

«أشهد أنك ما اتقيت ضارعا و لا أمسكت عن حقك جازعا و لا أحجمت عن مجاهدة غاصبيك ناكلا و لا أظهرت الرضا بخلاف ما يرضي الله مداهنا و لا وهنت لما أصابك في سبيل الله ولا ضعفت و لا استكنت عن طلب حقك مراقبا. معاذ الله أن تكون كذلك، بل إذ ظلمت احتسبت ربك و فوضت إليه أمرك و ذكرتهم فما اذكروا و وعظتهم فما اتعظوا و خوفتهم فما تخوفوا.»

شهادت مي دهم كه تو از روي ذلت تقيه نكردي، و بخاطر ترس از حق خود امساك نكردي، و به عنوان عقب نشيني، از جهاد با غاصبين حقت خودداري نكردي، و به عنوان سازشكاري مطلبي بر خلاف رضاي خدا اظهار نكردي، و در مقابل آنچه در راه خدا به تو رسيد سستي نكردي و ضعف نشان ندادي و به عنوان انتظار از طلب حق خود ناتواني نشان ندادي.

معاذ الله كه تو چنين باشي! بلكه وقتي مظلوم شدي براي خدا صبر كردي و كار خود را به او سپردي، و ظالمان را متذكر شدي ولي نخواستند بياد بياورند، و آنان را موعظه كردي ولي در آنان اثر نكرد، و آنان را از خدا ترسانيدي ولي نترسيدند!


6. قسمت ديگري از زيارت غدير: خدا لعنت كند آنان كه حرمتت شكستند

«لعن الله مستحلي الحرمة منك و ذائدي الحق عنك، و أشهد أنهم الأخسرون الذين تلفح وجوههم النار و هم فيها كالحون. لعن الله من ساواك بمن ناواك. لعن الله من عدل بك من فرض الله عليه ولايتك.»

خدا لعنت كند آنان كه حرمت تو را شكستند و حقت را از تو دور كردند. شهادت مي دهم كه آنان از همه زيان كارترند، آنان كه حرارت آتش به صورت هايشان مي خورد و در آن با روي گرفته و عبوس هستند.

خدا لعنت كند كسي را كه تو را با آن كه در مقابل تو ايستاد مساوي بداند.

خدا لعنت كند كسي را كه تو را با آن كه خداوند ولايتت را بر او واجب كرده مساوي بداند.


7. فراز ديگري از زيارت غدير: جز عده كمي ايمان نياوردند

«إن الله تعالي استجاب لنبيه صلي الله عليه و آله فيك دعوته، ثم أمره بإظهار ما أولاك لأمته إعلاء لشأنك و إعلانا لبرهانك و دحضا للأباطيل و قطعا للمعاذير. فلما أشفق من فتنة الفاسقين و اتقي فيك المنافقين أوحي إليه رب العالمين: يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس. فوضع علي نفسه أو زار المسير و نهض في رمضاء الهجير فخطب و أسمع و نادي فأبلغ، ثم سألهم أجمع فقال: هل بلغت؟ فقالوا: اللهم بلي. فقال: اللهم اشهد. ثم قال: ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم؟ فقالوا: بلي. فأخذ بيدك و قال: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.» فما آمن بما أنزل الله فيك علي نبيه إلا قليل و لا زاد أكثرهم غير تخسير.»


خداوند تعالي دعاي پيامبرش (صلي الله عليه و آله) را درباره تو مستجاب كرد، و به او دستور داد تا ولايت تو را بر امت اظهار كند تا مقام تو را بلندمرتبه و دليل تو را اعلام كرده باشد و سخنان باطل را كوبيده و عذرهاي بيجا را ريشه كن كرده باشد.

آنگاه كه از فتنه فاسقان احساس خطر كرد و از منافقين درباره تو ترسيد، پروردگار جهان به او چنين وحي كرد: «اي پيامبر، برسان آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر نرساني رسالت او را نرسانده اي، و خداوند تو را از شر مردم حفظ مي كند.»

پيامبر(صلي الله عليه و آله) سختي سفر را متحمل شد و در شدت حرارت ظهر بپا خاست و خطبه اي ايراد كرد و شنوانيد و ندا كرد و رسانيد. سپس از همه آنها پرسيد: آيا رسانيدم؟ گفتند: آري بخدا قسم.

عرض كرد: خدايا شاهد باش. سپس پرسيد: آيا من نسبت به مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر نبوده ام؟ گفتند: آري. پس دست علي (عليه السلام) را گرفت و فرمود: «هر كس من صاحب اختيار او بوده ام اين علي صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و ياري كن هر كس او را ياري كند و خوار كن هر كس او را خوار كند.» ولي به آنچه خداوند درباره تو بر پيامبرش نازل كرد جز عده كمي ايمان نياوردند و اكثرشان جز زيانكاري براي خود زياد نكردند.


8. فراز ديگري از زيارت غدير: معتقديم كه اين حقي از جانب خداست

«اللهم إنا نعلم أن هذا هو الحق من عندك، فالعن من عارضه واستكبر و كذب به و كفر و سيعلم الذين ظلموا أي منقلب ينقلبون. لعنة الله و لعنة ملائكته و رسله أجمعين علي من سل سيفه عليك و سللت سيفك عليه يا أميرالمؤمنين المشركين و المنافقين إلي يوم الدين، و علي من رضي بما ساءك و لم يكرهه و أغمض عينه و لم ينكر أو أعان عليك بيد أو لسان أو قعد عن نصرك أو خذل عن الجهاد معك أو غمط فضلك و جحد حقك أو عدل بك من جعلك الله أولي به من نفسه.»

خدايا، ما مي دانيم كه اين حقي از جانب توست. پس لعنت كن هر كس با آن معارضه كند و در مقابل آن سر تعظيم فرود نياورد و آن را تكذيب كند و كافر شود. و به زودي آنان كه ظلم كردند خواهند دانست كه به كجا باز خواهند گشت.

يا اميرالمؤمنين، لعنت خدا و لعنت همه ملائكه و انبيائش بر كسي كه تو بر او شمشير كشيدي و كسي كه بر تو شمشير كشيد از مشركين و منافقين تا روز قيامت. و بر كسي كه به آنچه تو را ناراحت مي كند راضي باشد و او را ناراحت نكند، و بر كسي كه چشم خود را بسته و انكار نمي كند، و بر كسي كه عليه تو با دست يا زبان كمك كرده يا از ياري تو خودداري كرده يا از جهاد همراه تو ديگران را منع كرده يا فضيلت تو را كوچك شمرده و حق تو را انكار نموده يا كسي را كه خداوند تو را صاحب اختيار بر او قرار داده با تو برابر بداند.


9. بخش ديگري از زيارت غدير: مسئله عجيب بعد از انكار حق تو

«و الأمر الأعجب و الخطب الأفزع بعد جحدك حقك غصب الصديقة الطاهرة الزهراء سيدة النساء فدكا و رد شهادتك و شهادة السيدين سلالتك و عترة المصطفي صلي الله عليكم، و قد أعلي الله تعالي علي الأمة درجتكم و رفع منزلتكم و أبان فضلكم و شرفكم علي العالمين.»

مسئله عجيب و كار سوزناك بعد از انكار حق تو، غصب فدك از صديقه طاهره سيدة النساء حضرت زهرا عليهاالسلام و رد شهادت تو و دو آقا از نسل و عترت تو امام حسن و امام حسين عليهماالسلام است كه صلوات خدا بر شما باد، و اين در حالي بود كه خداوند تعالي درجه شما را بر امت بالا برده و منزلت شما را بلند قرار داده و فضل شما را روشن كرده و شما را بر عالميان شرافت داده است.


10. فراز ديگري از زيارت غدير: متحير است كسي كه به تو ظلم كرده

«ما أعمه من ظلمك عن الحق. فأشبهت محنتك بهما محن الأنبياء عند الوحدة و عدم الأنصار. ما يحيط المادح وصفك و لا يحبط الطاعن فضلك. تخمد لهب الحروب ببنانك و تهتك ستور الشبه ببيانك و تكشف لبس الباطل عن صريح الحق.»

چقدر متحير است از حق كسي كه به تو ظلم كرده است. محنت تو به آن دو (ابوبكر و عمر)، به گرفتاري هاي انبياء (عليهم السلام) هنگام تنهايي و كمك نداشتن شباهت پيدا كرد. مدح كننده تو به اوصافت احاطه پيدا نمي كند، و طعن زننده بر تو فضيلتت را پائين نمي آورد.

آتش جنگ ها را با انگشتانت خاموش مي كردي، و پرده هاي شبهه را با بيانت پاره مي نمودي، و پوشش باطل را با حق صريح منكشف مي كردي.


11. فراز ديگري از زيارت غدير: خدايا منكرين حق وليت را لعنت كن

«اللهم العن قتلة أنبيائك و أوصياء أنبيائك بجميع لعناتك و أصلهم حر نارك و العن من غصب وليك حقه و أنكر عهده و جحده بعد اليقين و الإقرار بالولاية له يوم أكملت له الدين. اللهم العن قتلة أميرالمؤمنين و من ظلمه و أشياعهم و أنصارهم. اللهم العن ظالمي الحسين و قاتليه و المتابعين عدوه و ناصريه و الراضين بقتله و خاذليه لعنا وبيلا.»

خدايا، قاتلين انبياء و جانشينان انبيائت را با همه لعنت هايت لعنت كن، و گرمي آتش را به آنان بچشان. و لعنت كن كساني را كه حق وليت را غصب كردند و پيمان او را انكار نمودند و بعد از يقين و اقرار به ولايت او در روزي كه دين را برايش كامل كردي، آن را انكار كردند.

خدايا قاتلين اميرالمؤمنين و كساني كه به او ظلم كردند و پيروان و يارانشان را لعنت فرما. خدايا، ظالمين حسين (عليه السلام) و قاتلين او و تابعين دشمن او و ياري كننده دشمنش را و راضيان به قتل او و خواركنندگان او را لعنتي فرما كه عاقبتي بد دنبال آن باشد.

12. فراز ديگري از زيارت غدير: خدايا اولين ظالم به آل محمد را لعنت فرما

«اللهم العن أول ظالم ظلم آل محمد و مانعيهم حقوقهم. اللهم خص أول ظالم و غاصب لآل محمد باللعن و كل مستن بما سن إلي يوم القيامة. اللهم صل علي محمد خاتم النبيين و علي علي سيد الوصيين و آله الطاهرين و اجعلنا بهم متمسكين و بولايتهم من الفائزين الآمنين الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون.»

خدايا اولين ظالمي كه به آل محمد ظلم كرد و مانعين حقوق ايشان را لعنت فرما. خدايا اولين ظالم و غاصب حق آل محمد و هر كس كه بدعت هاي او را تا روز قيامت عمل مي كند لعنت مخصوص فرما. خدايا، بر محمد خاتم پيامبران و بر علي آقاي اوصياء و آل طاهرينش صلوات فرست، و ما را متمسك به آنان قرار داده و با ولايتشان ما را از رستگاران و از صاحبان امان كه بر آنان ترسي نيست و محزون نمي شوند قرار ده.

13. در دعاي روز عيد غدير: غدير را پذيرفتيم

«اللهم صدقنا و أجبنا داعي الله واتبعنا الرسول في موالاة مولانا و مولي المؤمنين أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب ... أللهم ربنا إننا سمعنا مناديا ينادي للايمان أن آمنوا بربكم فآمنا... فإنا يا ربنا بمنك و لطفك أجبنا داعيك واتبعنا الرسول و صدقناه و صدقنا مولي المؤمنين و كفرنا بالجبت و الطاغوت، فولنا ما تولينا ...»

خدايا ما تصديق كرديم و اجابت نموديم دعوت كننده تو را و پيرو پيامبر (صلي الله عليه و آله) شديم درباره ولايت مولايمان و مولاي مؤمنان اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب... خدايا، پروردگارا، ما شنيديم مناديي براي ايمان ندا مي كند كه به پروردگارتان ايمان بياوريد. ما نيز ايمان آورديم... پروردگارا، ما ـ به منت و لطف تو ـ دعوت كننده ات را پاسخ مثبت داديم و پيرو پيامبر (صلي الله عليه و آله) شديم و او را تصديق كرديم و همچنين مولاي مؤمنين را تصديق كرديم، و به جبت و طاغوت كافر شديم. خدايا ولايتي را كه پذيرفته ايم همراهمان قرار ده.


14. فرازي ديگر از دعاي روز غدير: معرفت غديرم ده

«اللهم إني أسألك... أن تجعلني في هذا اليوم الذي عقدت فيه لوليك العهد في أعناق خلقك و أكملت لهم الدين، من العارفين بحرمته و المقرين بفضله... اللهم فكما جعلته عيدك الأكبر و سميته في السماء يوم العهد المعهود و في الأرض يوم الميثاق المأخوذ و الجمع المسؤول صل علي محمد و آل محمد و أقرر به عيوننا و أجمع به شملنا و لا تضلنا بعد إذ هديتنا واجعلنا لأنعمك من الشاكرين يا أرحم الراحمين.

خدايا از تو مي خواهم مرا در اين روزي كه براي وليتعهدي برگردن خلقت بسته اي و دين را بر ايشان كامل كرده اي، مرا از عارفين به حرمت آن و اقرار كنندگان به فضيلت آن قرار دهي ... .

خدايا همانگونه كه آن را عيد بزرگ خود قرار داده اي و در آسمان روز عهد معهود ناميده اي و در زمين روز پيمان گرفته شده و اجتماع سؤال شونده نامگذاري كرده اي، بر محمد و آل محمد درود فرست و چشم ما را بدان روشن فرما و كارهاي ما را به بركت آن منظم فرما و بعد از هدايت ما را گمراه مفرما و ما را نسبت به نعمت هايت از شاكران قرار ده، اي رحم كننده ترين رحم كنندگان.


15. فراز ديگري از دعاي عيد غدير: لعنت بر منكر حق غدير

«الحمدلله الذي عرفنا فضل هذا اليوم و بصرنا حرمته و كرمنا به و شرفنا بمعرفته و هدانا بنوره ... اللهم إني أسألك ... أن تلعن من جحد حق هذا اليوم و أنكر حرمته فصد عن سبيلك لإطفاء نورك.»

حمد خدايي را كه فضيلت اين روز را به ما شناسانيد و ما را نسبت به حرمت آن بصيرت داد و به وسيله آن به ما كرامت بخشيد و با معرفت آن به ما شرف داد و به نور آن ما را هدايت كرد.

خدايا، از تو مي خواهم لعنت كني كساني را كه حق اين روز را انكار كردند و حرمت آن را نپذيرفتند و براي خاموش كردن نور تو راه تو را بستند.


16. فراز ديگري از دعاي عيد غدير: خدا را بر غدير سپاسگزارم

«الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولاية أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام.»

شكر خدايي را كه كمال دينش و تمام نعمتش را با ولايت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب (عليه السلام) قرار داد.



پي نوشت ها:

1- عوالم، ج 15/3، ص 220 .

2- بحارالانوار، ج 97، ص 360 .
منبع: كتاب چهارده قرن با غدير.


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها