2024 June 25 - سه شنبه 05 تير 1403
روایاتی عجیب در اثبات علم ائمه (علیهم السلام) به اعمال باطنی افراد!
کد مطلب: ١٥٥٧٦ تاریخ انتشار: ٠٧ خرداد ١٤٠٢ - ١٧:٥٧ تعداد بازدید: 1874
حبل المتین » عمومی
روایاتی عجیب در اثبات علم ائمه (علیهم السلام) به اعمال باطنی افراد!

برنامه حبل المتین07-03-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

07/03/1402

موضوع: روایاتی عجیب در اثبات علم ائمه (علیهم السلام) به اعمال باطنی افراد!

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

مروری بر خلاصه‌ مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

یک نماز مستحبی آسان، با خواص و اثرات عجیب و بی نظیر!

روایاتی عجیب در اثبات علم ائمه (علیهم السلام) به اعمال باطنی افراد!

حال و هوای احساسی مجری بعد از صحبتهای زیبای استاد حسینی قزوینی!

علم ائمه (علیهم السلام) از منظر شیخ مفید، سید مرتضی و امام خمینی (ره)

تماس‌های بینندگان برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علیک یا بقیة الله

سلام و درود و ارادت و تحیت خدمت تک تک شما مردم عزیز، بینندگان گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر».

خیلی خوش آمدید به برنامه زنده «حبل المتین». در یک یکشنبه شبی دیگر مهمان خانه‌های شما شدیم و مهمان لحظات معنوی شما شدیم تا این برنامه را تقدیم حضور شما کنیم در ایامی که سراسر نور و سرور و شادی است.

از شهر مقدس قم و از جوار حرم کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در دهه کرامت خدمت شما هستیم.

قم و چشم و چراغ کشور اینجاست * تجلی گاه نسل کوثر اینجاست

دو حجت بر زن و مرد مسلمان * برادر در خراسان، خواهر اینجاست

توفیق داریم از جوار حرم بی بی جانمان کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در خدمت شما باشیم. در آستانه ولادت باسعادت و نورانی و موفور السرور ولی نعمتمان حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) هستیم.

ما اینجا در جوار حرم نورانی خواهر بزرگوارشان دعاگو و نائب الزیاره شما دوستان عزیز بیننده هستیم. امشب هم به حول قوه الهی با برنامه زنده «حبل المتین» در خدمت شما هستیم.

طبق معمول مباحث حضرت استاد حسینی قزوینی را خواهیم داشت. بحث درس‌هایی از امامت و ولایت را دنبال می‌کنیم که محوریت گفتگو و مباحث ما حدیث شریف ثقلین بود. ان شاءالله امشب هم مباحث را ادامه خواهیم داد.

طبق معمول بخشی از برنامه به تماس‌های شما مخاطبین اختصاص پیدا خواهد کرد. عزیزان اهل سنت یا عزیزان شیعه یا آقایان وهابی اعم از علمای وهابی یا عوام یا گویندگان شبکه‌های وهابی می‌توانند روی خط بیایند و مباحث خود را مطرح کنند.

در هر صورت این شبکه آمادگی خود را برای گفتگو و مناظره و پاسخ به سؤالات و شبهات اعلام می‌کند. ان شاءالله به موقع شماره‌ها زیرنویس می‌شود و می‌توانید تماس بگیرید.

طبق معمول یکشنبه شب‌های برنامه زنده «حبل المتین» توفیق داریم در محضر صدیق معظم استاد گرانقدر حضرت آیت الله حسینی قزوینی باشیم. حضرت استاد سلام علیکم و رحمة الله، ایام مبارک باشد؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، ایام بر حضرتعالی هم مبارک باشد. خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه شما گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

ایام ولادت مولا و سرورمان حضرت علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء) را هم به پیشگاه مقدس حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا فداه) و شما گرامیان تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. خدا را به آبروی امام هشتم سوگند می‌دهیم عیدی ما را فرج موفور السرور مولایمان حضرت ولی عصر قرار بدهد.

ما طبق برنامه همیشگی ابتدای امر یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می‌کنیم، باشد که آن بزرگوار گوشه چشمی هم به ما کنند. زبانحال حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) چنین است:

خودم دیدم عدو می‌زد تو را مادر * خودم دیدم دو دست بسته حیدر

خودم دیدم که آتش شعله ور بود * خودم دیدم که مادر پشت در بود

خودم دیدم که قنفذ وحشیانه * لگد می‌زد به پشت درب خانه

به تعبیر «مرحوم کمپانی»:

«و لست أدری خبر المسمار  *  سل صدرها خزانة الأسرار»

نمی‌دانم مسمار در با سینه فاطمه چه کرد. از مسمار در بپرس که با بیان گویا حقیقت را روشن می‌کنند.

عوالم العلوم و المعارف؛ نویسنده: بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله‏ محقق: موحد ابطحى اصفهانى، محمد باقر ناشر: مؤسسة الإمام المهدى؛ ایران؛ قم‏، 1413 ق‏؛ ج‏11، قسم2 فاطمةس، ص 584

ألا لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنون و متشکرم. طبق معمول برنامه‌های گذشته ابتدا نام و یادی کردیم از حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها) و این را باعث خیر و برکت برنامه می دانیم. ان شاءالله با همین توسلات کوتاهی که به ساحت این بانوی دوعالم داریم، در دنیا و آخرت دست ما را خواهند گرفت.

دوستان اتاق فرمان خلاصه‌ای از بحث گذشته و برنامه قبل را برای شما آماده کردند. مختصر و مفید می‌بینیم و می‌شنویم و من سؤالات جدید را محضر حضرت استاد طرح خواهم کرد.

مروری بر خلاصه‌ مطالب مطرح شده در جلسات گذشته!

حدیث ثقلین از احادیثی است که هم علمای شیعه و هم علمای اهل سنت بر آن ادعای تواتر کرده‌اند. حدیث ثقلین اهلبیت را در کنار قرآن کریم و عدل قرآن و هم ردیف قرآن قرار داده است.

پیام‌هایی که می‌توانیم از حدیث ثقلین داشته باشیم را عرض کردیم. یکی از آن پیام‌ها عصمت ائمه اطهار است. همانطور که قرآن کریم تا قیام قیامت جاودانه است، اهلبیت هم تا قیام قیامت جاودانه هستند.

قرآن کریم «تِبْیانُ کلِّ شَی‌ء» و بیانگر هر چیزی است. همانطور که شما هرچه می‌خواهید می‌توانید از قرآن کریم استفاده کنید، اهلبیت هم این چنین هستند.

ما برای این ادعا روایات متعددی از اهل سنت آوردیم که ائمه اطهار (علیهم السلام) و امیرالمؤمنین بارها و بارها فرمودند: هرآنچه می‌خواهید از من سؤال کنید. بعد از من کسی نمی‌یابید که چنین ادعایی کند. اگر هم ادعا کند بتواند ادعایش را ثابت کند.

قرآن کریم از ما کان، ما هو کائن و ما یکون خبر داده است. اگر اهلبیت عصمت و طهارت هم این چنین نباشند، در حقیقت یک فصلی میان قرآن و اهلبیت عصمت و طهارت می‌شود. خداوند عالم ذیل آیه 105 از سوره مبارکه توبه می‌فرماید:

(وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی اللَّهُ عَمَلَکمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ فَینَبِّئُکمْ بِما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ)

بگو عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را می‌بینند و به زودی به سوی کسی باز می‌گردید که پنهان و آشکار را می‌داند و شما را به آنچه عمل می‌کردید خبر می‌دهد.

سوره توبه (9): آیه 105

مراد از (الْمُؤْمِنُونَ) ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند.

مجری:

خلاصه‌ای از برنامه گذشته را با هم دیدیم. تشکر می‌کنم از همکار عزیزمان جناب آقای رضوی که زحمت این بخش را بر عهده داشتند و آماده کردند.

حضرت استاد یکی از نکاتی که می‌خواهیم پیرامون آن بحث را ادامه بدهیم، این است که می‌خواهیم ببینیم ائمه معصومین (علیهم السلام) نسبت به اعمال افراد یا نیات باطنی افرد خبر داده‌اند یا خیر؟!

مثلا شده است یکی از ائمه معصومین (علیهم السلام) نسبت به نیت باطنی افراد مطلبی بگویند؟! نمونه‌هایی در تاریخ داریم؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

همانطور که عزیزمان در خلاصه بحث آورده بودند، ائمه اطهار (علیهم السلام) عالم بما کان و بما یکون و بما هو کائن بودند. ما در این زمینه آیات و روایات الی ماشاءالله داریم که به آیه شریفه:

(وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی اللَّهُ عَمَلَکمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیبِ وَ الشَّهادَةِ فَینَبِّئُکمْ بِما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ)

استناد کردند. همچنین نسبت به اینکه قرآن کریم «تِبْیانُ کلِّ شَی‌ء» هست استناد کردند. روایتی در این خصوص آمده است که بد نیست دوستان این روایت را ملاحظه کنند. این روایت از نظر تربیتی و دقت بسیار روایت عجیبی است.

«مرحوم کلینی» در کتاب «کافی» جلد اول صفحه 219 می‌گوید اعمال شما صبح و شام بر رسول اکرم و ائمه اطهار عرضه می‌شود. «سماعة بن مهران» از قول امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمودند:

«مَا لَکمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّه؟ فَقَالَ رَجُلٌ کیفَ نَسُوؤُهُ؟»

چرا پیامبر را اذیت می‌کنید؟! یکی از اصحاب گفت: چطور ما او را اذیت می‌کنیم؟!

«فَقَالَ أَ مَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَکمْ تُعْرَضُ عَلَیهِ؟ فَإِذَا رَأَی فِیهَا مَعْصِیةً سَاءَهُ ذَلِک فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ سُرُّوه»

فرمود: آیا نمی‌دانید که اعمال شما بر پیامبر عرضه می‌شود؟! اگر در میان اعمال شما معصیتی ببیند ناراحت می‌شود. پیغمبر را اذیت نکنید، بلکه کاری کنید که حضرت را خوشحال کنید.

کافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 219، ح 3

به فرموده امام صادق اعمال خوب شما مایه خوشحالی پیغمبر اکرم است و اعمال بد شما مایه ناراحتی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است. این روایت، روایت بسیار مهمی است.

یک نماز مستحبی آسان، با خواص و اثرات عجیب و بی نظیر!

البته من آخر جلسه گذشته در خصوص نکته‌ای صحبت کردم. بنده دیدم کلیپی در رابطه با یکشنبه ماه ذی القعده از آقای اسماعیلی با آقای «عابدینی» در فضای مجازی منتشر شده است.

این روایت را «مرحوم محدث قمی» در کتاب «مفاتیح الجنان» آورده است. اصل روایت را اولین بار «مرحوم سید بن طاووس» (رضوان الله تعالی علیه) متوفای 664 هجری در کتاب «اقبال الأعمال» آورده است. در روایت آمده است:

«خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ یوْمَ الْأَحَدِ فِی شَهْرِ ذِی الْقَعْدَةِ فَقَالَ یا أَیهَا النَّاسُ مَنْ کانَ مِنْکمْ یرِیدُ التَّوْبَةَ؟ قُلْنَا کلُّنَا نُرِیدُ التَّوْبَةَ یا رَسُولَ اللَّهِ»

پیغمبر در روز یکشنبه‌ای در ماه ذی القعده بیرون آمد و گفت: ای مردم! کدام یک از شما می‌خواهد توبه کند؟! ما گفتیم: یا رسول الله! همه ما می‌خواهیم توبه کنیم.

حضرت فرمود:

«اغْتَسِلُوا وَ تَوَضَّئُوا وَ صَلُّوا أَرْبَعَ رَکعَاتٍ وَ اقْرَءُوا فِی کلِّ رَکعَةٍ فَاتِحَةَ الْکتَابِ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ الْمُعَوِّذَتَینِ مَرَّةً ثُمَّ اسْتَغْفِرُوا سَبْعِینَ مَرَّةً»

در روز یکشنبه غسل کنید، وضو بگیرید، چهار رکعت نماز بخوانید به طوری که در هر رکعت یک مرتبه حمد و سه مرتبه توحید و سوره فلق و سوره ناس را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار کنید.

«ثُمَّ اخْتِمُوا بِلَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ ثُمَّ قُولُوا یا عَزِیزُ یا غَفَّارُ اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْت»

سپس استغفار را به «لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم» ختم کنید، سپس بگویید: ای قدرتمند! ای بخشنده! گناهان من و تمام مؤمنین را ببخش.

من در این کلیپ دیدم که عزیزمان می‌گوید این نماز در تمام یکشنبه‌های ماه ذیقعده سفارش شده است.

این روایت را «مرحوم نوری» در کتاب «مستدرک الوسائل» و هم «میرزا جواد ملکی» در کتاب «المراقبات» آورده است. آن‌ها آورده‌اند که در یک یکشنبه ماه ذیقعده این نماز سفارش شده است، اما فرقی نمی‌کند کدام یکشنبه ماه ذیقعده باشد. حتی ذیل روایت آورده است که اگر کسی یکشنبه هر ماه این نماز را بخواند این ثواب را دارد.

حضرت در خصوص ثواب این نماز فرمودند:

«مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ أُمَّتِی فَعَلَ هَذَا إِلَّا نُودِی مِنَ السَّمَاءِ یا عَبْدَ اللَّهِ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَإِنَّک مَقْبُولُ التَّوْبَةِ مَغْفُورُ الذَّنْبِ»

هرکسی از امت من این نماز را بخواند، ندایی از آسمان می‌رسد که‌ای بنده من عمل را از نو آغاز کن، توبه‌ات قبول شد و تمام گناهانت بخشیده شد.

«وَ ینَادِی مَلَک مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ أَیهَا الْعَبْدُ بُورِک عَلَیک وَ عَلَی أَهْلِک وَ ذُرِّیتِک»

و ملکی از پای عرش ندا می‌کند: ای بنده! من به تو و خانواده و ذریه ات تبریک می گویم که از تمام گناهان پاک شدید همانند روزی که از مادر به دنیا آمدید.

«وَ ینَادِی مُنَادٍ آخَرُ أَیهَا الْعَبْدُ تَرْضَی خُصَمَاؤُک یوْمَ الْقِیامَةِ»

منادی دیگری ندا می‌کند: ای بنده! تمام کسانی که در حق آنها بدی کردی، فردای قیامت به برکت این نماز از تو راضی می‌شوند.

«وَ ینَادِی مَلَک آخَرُ أَیهَا الْعَبْدُ تَمُوتُ عَلَی الْإِیمَانِ وَ لَا أَسْلِبُ مِنْک الدِّینَ وَ یفْسَحُ فِی قَبْرِک وَ ینَوَّرُ فِیهِ»

و ملک دیگر صدا می‌کند: ای بنده! تو با ایمان از دنیا می‌روی و شیطان نمی‌تواند دین تو را سلب کند. در قبر تو به قدری از باغ‌های بهشتی توسعه می‌دهند و قبر تو را منور می‌کنند که لذت ببری.

«وَ ینَادِی مُنَادٍ آخَرُ أَیهَا الْعَبْدُ یرْضَی أَبَوَاک وَ إِنْ کانَا سَاخِطَینِ وَ غُفِرَ لِأَبَوَیک ذَلِک وَ لِذُرِّیتِک وَ أَنْتَ فِی سَعَةٍ مِنَ الرِّزْقِ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ»

و منادی دیگر می‌گوید: ای بنده! به برکت این نماز پدر و مادرت از تو راضی شدند ولو اینکه با غضب بر تو از دنیا رفته بودند. به برکت این نماز خداوند هم تو را و هم پدر و مادرت را بخشید و هم ذریه ات را مورد بخشش قرار داد. خداوند به برکت این نماز وسعت روزی در دنیا و وسعت رحمت در آخرت به تو عطا می‌کند.

«وَ ینَادِی جَبْرَئِیلُ أَنَا الَّذِی آتِیک مَعَ مَلَک الْمَوْتِ ع أَنْ یرْفُقَ بِک وَ لَا یخْدِشَک أَثَرُ الْمَوْتِ إِنَّمَا تَخْرُجُ الرُّوحُ مِنْ جَسَدِک سَلًّا [سَلَاماً]»

سپس جبرئیل ندا می‌کند: ای بنده! من با ملک الموت هنگام جان دادن تو می‌آیم و تلاش می‌کنم روحت از جسدت با خوشحالی و سلامتی بیرون بیاید.

إقبال الأعمال ( ط- القدیمة)، نویسنده: ابن طاووس، علی بن موسی، ناشر: دار الکتب الإسلامیه‏، تهران، 1409ه؛ ج 1، ص 308

«مرحوم محدث نوری» در کتاب «مستدرک الوسائل» جلد ششم صفحه 397، «مرحوم شیخ حبیب الله خوئی» در جلد نوزدهم صفحه 351، مرحوم آیت الله بروجردی (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «جامع أحادیث الشیعة» جلد 7 صفحه 458 و «میرزا جواد ملکی» استاد اخلاق امام خمینی در کتاب «المراقبات» صفحه 301 این روایت را نقل کرده‌اند.

«مرحوم محدث قمی» (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «مفاتیح الجنان» در باب اعمال ذی القعده این روایت را نقل کرده‌اند. بزرگان ما همگی این روایت را نقل کرده‌اند. در کتاب «مفاتیح الجنان» نقل شده است که هرکسی در یکی از ماه‌های حرام اعم از ذی العقده، ذی الحجه، محرم الحرام و رجب سه روز پشت سر هم پنج شنبه و جمعه و شنبه را روزه بگیرد، ثواب نهصد سال عبادت در نامه عمل او نوشته می‌شود.

عبادتی که شب‌ها تا صبح نماز خوانده باشد و روزها تا شب روزه گرفته باشد. البته عزیزان دقت کنند اگر کسی روزه واجب بر گردن داشته باشد، نمی‌تواند روزه مستحب بگیرد. این قضیه میان علمای شیعه و اهل سنت اتفاقی است. بنده در ذهن دارم تنها «ابن ادریس» نوه دختری «شیخ طوسی» که از علمای قرن پنجم و ششم هجری است، بر این عقیده است که این شخص می‌تواند روزه مستحبی بگیرد. تمام فقها بعد از ایشان گفته‌اند شخصی که روزه واجب بر گردن دارد، نمی‌تواند روزه مستحبی بگیرد.

نکته مهم این است که اگر کسی روزه واجب بر گردن دارد، همان روزه واجب را سه روز پنج شنبه و جمعه و شنبه ماه‌های حرام بگیرد تا خداوند هم کفاره روزه او را قرار دهد و هم ثواب نهصد سال عبادت را در پرونده اعمال او ثبت می‌کند.

دوستان این چیزها روزی است که خداوند عالم حواله می‌کند. من هم یک مرتبه این قضیه به ذهنم آمد. این ثواب‌ها پاداش یک بار خواندن این نماز در یک یکشنبه ماه ذی القعده است. حال فرقی نمی‌کند کدام یکشنبه باشد.

اگر کسی در روز یکشنبه ماه حرام این نماز را بخواند، این ثواب به او تعلق می‌گیرد. من در خصوص دیگر اعمال ندیدم که خداوند عالم خطاب کند: بنده من! از نو شروع کن که تمام گناهانت پاک شده است. در خصوص اعمال دیگر وارد نشده است که جبرئیل ندا کند و ملائکه از طرف عرش خدا این چنین ندا کنند و به این شخص و پدر و مادر و ذریه اش بشارت بدهند. این‌ها همگی از تفضلات و کرم الهی است. ثواب‌ها جلوی پای ما ریخته است، حال توفیق می‌خواهد که این اعمال را انجام بدهیم.

به جهت اینکه در جلسه گذشته در این خصوص صحبت شد، من خواستم عین عبارت را بیاورم. بنده دیدم بعضی از اعاظم هم فرموده‌اند اگر کسی تمام یکشنبه‌ها این اعمال را به جا آورد، چنین پاداشی دارد!!

من خیلی در عبارت‌ها دقت کردم، دیدم تنها یک مرتبه یکشنبه آمده است. البته اگر شخص تمام یکشنبه‌ها هم این اعمال را انجام بدهد اشکالی ندارد، اما عبارت این است که اگر کسی یکی از یکشنبه‌های ماه حرام این اعمال را انجام دهد چنین ثوابی دارد.

ظاهر قضیه این است که اولین یکشنبه ماه حرام این اعمال وارد شده است. رسول گرامی اسلام در اولین یکشنبه ماه ذی القعده بیرون آمدند و فرمودند: هرکسی می‌خواهد خداوند او را ببخشد این اعمال را انجام دهد.

حال اگر اولین یکشنبه نشد، شخص می‌تواند در یکشنبه دوم و یکشنبه سوم و یکشنبه چهارم این اعمال را انجام دهد. اگر ماه ذی القعده نشد، شخص می‌تواند در ماه ذی الحجه و ماه محرم الحرام و ماه رجب این اعمال را انجام دهد. فعلاً ما در ماه ذی القعده هستیم. شأن نزول این چهار رکعت نماز هم ماه ذی القعده است.

روایاتی عجیب در اثبات علم ائمه (علیهم السلام) به اعمال باطنی افراد!

در رابطه با فرمایش حضرتعالی که آیا ائمه اطهار (علیهم السلام) از اعمال باطنی افراد خبر دادند یا خبر ندادند، ما در تاریخ موارد زیادی داریم. یک مورد دو مورد نیست. بنده تنها به عنوان نمونه روایتی از کتاب «عیون أخبار الرضا» نقل می‌کنم.

«شیخ صدوق» در کتاب «عیون أخبار الرضا» روایت مفصلی نقل کرده است که من خلاصه آن را عرض می‌کنم تا بتوانیم موارد دیگری هم خدمت عزیزان عرض کنیم.

«احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی» به همراه «ابن ابی عمیر» و «صفوان» خدمت امام رضا (علیه السلام) می‌رسند و سؤالاتی مطرح می‌کنند. سؤالات افراد تمام می‌شود، اما سؤالات «احمد بن ابی نصر بزنطی» به درازا می‌انجامد. «احمد بن ابی نصر بزنطی» ابتدا مسیحی بود، اما شیعه شد و از اصحاب ویژه امام رضا (علیه السلام) بود.

بنده گاهی اوقات که شرح حال روات را می‌خوانم که خدمت ائمه اطهار می‌رسند و با آن بزرگواران درد دل‌های دوستانه می‌کنند، کامپیوتر را رها می‌کنم و حسابی گریه می‌کنم. بنده با خود می گویم: خدایا! ما در روز الست چه گناهی مرتکب شده بودیم که در دوران غیبت افتادیم که دست ما از امام زمان کوتاه است.

به نظر من اگر تمام لذت‌ها و نعمت‌های دنیا و سلطنت بر تمام کره زمین را در یک کفه بگذارند و یک ثانیه دیدن جمال نورانی امام زمان را در کفه دیگر بگذارند، این کفه ارزشمندتر است. والله العلی الأعلی یک ثانیه دیدن جمال نورانی حجت خدا و مظهر اتم تمام اسماء و صفات خداوند از تمام نعمت‌های خداوند برتر است. حال قسمت ما این بوده است، ما هم راضی به رضای خداوند هستیم.

کسانی که خدمت حضرت ولی عصر تشرف داشتند، می گویند که حضرت در جمال و زیبایی چنان عظمتی دارند که اگر حضرت یوسف از کنار حضرت رد شوند از خجالت سرافکنده می‌شوند! لذا بعضی از اولیاء الله می گویند: از خداوند تشرف نخواهید، زیرا اگر تشرف برای شما صورت بگیرد و جمال نورانی یوسف زهرا را ببینید، آنچنان شیفته حضرت می‌شوید که قرار از شما ساقط می‌شود و به طور کلی زندگی‌تان فلج می‌شود.

من بعضی افراد در تاریخ و در عصر حاضر سراغ دارم که تشرفی خدمت حضرت ولی عصر داشتند و بعد از آن دیوانه شده بودند. آن‌ها شبانه روز دیگر نمی‌توانستند غذا بخورند و کاری انجام دهند و تنها جمال زیبای حضرت ولی عصر در ذهنشان بود.

ما همسایه‌ای داشتیم که خانمی بسیار محترم و متدین بود. ایشان یک شب حضرت ولی عصر را خواب دیده بود و بعد از بیداری شروع به گریه و زاری کرده بود. او اصلاً غذا نمی‌خورد و دیوانه شده بود و آرام و قرار نداشت. او سپس توسل کرد تا این حالت از او برداشته شود.

در مقابل اصحابی همانند «احمد بن ابی نصر بزنطی»، «هشام»، «مؤمن الطاق» خدمت امام صادق و امام باقر و دیگر ائمه اطهار می‌رسند و به گفتن و خندیدن می‌پردازند و حضرت خیلی خودمانی با آنها شوخی می‌کنند و صحبت می‌کنند. انسان نمی‌داند این افراد چه اعمالی انجام داده بودند که خداوند چنین توفیقی به آنها داده است.

«احمد بن ابی نصر بزنطی» که ابتدا مسیحی بود، نقل می‌کند که ما خدمت امام رضا بودیم، زمانی که حضرت در مدینه بودند. همراهانم سؤالات خود را پرسیدند و رفتند، اما سؤالات من که زیاد بود باقی ماند.

«فَأَقَمْتُ عِنْدَهُ بِاللَّیلِ إِلَی أَنْ مَضَی مِنْهُ مَا شَاءَ اللَّهُ»

ما شب در محضر امام رضا بودیم تا اینکه پاسی از شب گذشت.

«فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ ینْهَضَ قَالَ لِی لَا أَرَاک تَقْدِرُ عَلَی الرُّجُوعِ إِلَی الْمَدِینَةِ قُلْتُ أَجَلْ جُعِلْتُ فِدَاک »

زمانی که حضرت می‌خواستند برخیزند، به من فرمودند که گمان نمی‌کنم بتوانی به مدینه مراجعت کنی. من عرض کردم: بله جانم فدایتان باد.

«قَالَ فَبِت عِنْدَنَا اللَّیلَةَ وَ اغْدُ عَلَی بَرَکةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ أَفْعَلُ جُعِلْتُ فِدَاک»

حضرت فرمود: امشب را نزد ما بخواب و با برکت خداوند به صبح برسان. بنده عرض کردم: همین کار را می‌کنم فدایتان شوم.

«قَالَ یا جَارِیةُ افْرُشِی لَهُ فِرَاشِی وَ اطْرَحِی عَلَیهِ مِلْحَفَتِی الَّتِی أَنَامُ فی‌ها وَ ضَعِی تَحْتَ رَأْسِهِ مِخَدَّتِی»

حضرت به خادمه شان فرمود: ای جاریه! بستر خواب مرا برای وی بگستر و ملحفه مرا که در زیر آن می‌خوابم برای او بستر بیفکن و بالش مرا هم زیر سر او بگذار.

من نمی‌دانم این موقعیت را با چه می‌توان عوض کرد!! تصور آن هم برای ما امکان پذیر نیست.

«قَالَ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی مَنْ أَصَابَ مَا أَصَبْتُ فِی لَیلَتِی هَذِهِ لَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِی مِنَ الْمَنْزِلَةِ عِنْدَهُ وَ أَعْطَانِی مِنَ الْفَخْرِ مَا لَمْ یعْطِهِ أَحَداً مِنْ أَصْحَابِنَا»

من با خود گفتم: کیست که دارای این مقام و منزلت که امشب نصیب من شده باشد؟ خداوند در نزدش مقامی به من عطا فرمود که به احدی از اصحاب ما عطا نکرد.

«بَعَثَ إِلَی بِحِمَارِهِ فَرَکبْتُهُ وَ فَرَشَ لِی فِرَاشَهُ وَ بِتُّ فِی مِلْحَفَتِهِ وَ وُضِعَتْ لِی مِخَدَّتُهُ مَا أَصَابَ مِثْلَ هَذَا أَحَدٌ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ وَ هُوَ قَاعِدٌ مَعِی وَ أَنَا أُحَدِّثُ نَفْسِی»

حضرت مرکب خود را فرستاد تا سوار شوم، فراش خود را گسترد تا در لحاف و بالش آن بزرگوار شب را به روز رسانم. تاکنون به احدی از اصحاب ما این چنین سعادتی نصیب نشده است. احمد گفت: من نشسته بودم و این خیالات را در دل می‌گذراندم و آن بزرگوار در کنار من بود.

«فَقَالَ ع لِی یا أَحْمَدُ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع أَتَی زَیدَ بْنَ صُوحَانَ فِی مَرَضِهِ یعُودُ فَافْتَخَرَ عَلَی النَّاسِ بِذَلِک فَلَا تَذْهَبَنَّ نَفْسُک إِلَی الْفَخْرِ وَ تَذَلَّلْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اعْتَمَدَ عَلَی یدِهِ فَقَامَ»

حضرت ناگهان فرمود: ای احمد! وقتی زید بن صوحان مریض بود، امیرالمؤمنین به عیادت او رفتند و زید این را سبب افتخار خود می‌دانست و بدان وسیله بر مردم فخر می‌کرد. پس تو این کار را نکن و از برای خدا تواضع و کوچکی نما. حضرت سپس تکیه بر دست خویش دادند و از جای برخاستند.

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 212، ح 19

البته فرمایش امیرالمؤمنین روی چشم ماست و نسبت به آن هیچ حرفی نداریم، اما می گوییم: یا امیرالمؤمنین! آمدن شما به خانه‌های ما خیر، بلکه اگر از مسافت میلیون فرسخی گوشه چشمی هم به زندگی ما کنید ما به این فخر به خودمان می‌بالیم.

ما این نگاه شما را با تمام دنیا و ما فی الدنیا عوض نمی‌کنیم. هرچه شما می‌فرمایید درست است، اما اگر اختیار با ماست ما یک نگاه شما را حتی با بهشت هم عوض نمی‌کنیم.

یا امیرالمؤمنین! قسم به جان زهرایت با تمام وجود عرض می‌کنم. اگر یک گوشه چشم و عنایت شما را یک طرف بگذارند و بهشت را در طرف دیگر بگذارند، بنده و همه عاشقان شما یک لحظه نگاه شما را با میلیون‌ها بهشت عوض نمی‌کنیم. بهشت در برابر نگاه شما چه ارزشی دارد!!

در قرآن کریم آمده است که خداوند عالم هم مجرمین را کشان کشان به طرف آتش جهنم می‌برند و هم مؤمنین را کشان کشان به طرف بهشت می‌برند. به زور بردن به بهشت که معنایی ندارد. شوق رفتن به بهشت باید طوری باشد که وقتی می گویند به بهشت بروید، همه باید بدو بدو به بهشت بروند.

در خصوص این آیه که مؤمنین را کشان کشان به طرف بهشت می‌برند، یکی از علما و عرفای بزرگ اصفهان به نام «حاج آقا ناصری» می گویند که در روایتی دیدم وقتی امام حسین در قیامت می‌آید مؤمنین و شیعیان هرچه نگاه می‌کنند سیر نمی‌شوند.

به مؤمنین و شیعیان خطاب می‌رسد که باید به بهشت بروید. آن‌ها عرضه می‌دارند: ما نمی‌خواهیم به بهشت برویم. ما می‌خواهیم جمال امام حسین را ببینیم. در نهایت ملائکه مجبور می‌شوند که آنها را کشان کشان به طرف بهشت ببرند.

حسین جان! شیعیان تو این چنین هستند. یا امیرالمؤمنین! شیعیان شما این چنین هستند که یک لحظه دیدن شما را با بهشت هم عوض نمی‌کنند. شیعیان نه یک بهشت بلکه هزاران بهشت و میلیاردها حوری بهشتی را هم با یک لحظه دیدن شما عوض نمی‌کنند.

ما در این زمینه روایت زیاد داریم. من روایت دیگری هم در این خصوص بخوانم. «مرحوم شیخ حر عاملی» در کتاب «وسائل الشیعه» جلد 16 صفحه 111 از قول «داود بن کثیر رقی» یکی از اصحاب دوست داشتنی امام صادق روایتی نقل کرده است.

ایشان نقل می‌کند که خدمت امام صادق بودم. قبل از اینکه من حرف بزنم، حضرت فرمودند:

«یا دَاوُدُ لَقَدْ عُرِضَتْ عَلَی أَعْمَالُکمْ یوْمَ الْخَمِیسِ»

ای داود! من داشتم روز پنج شنبه اعمال شما را می‌دیدم.

«فَرَأَیتُ فِیمَا عُرِضَ عَلَی مِنْ عَمَلِک صِلَتَک لِابْنِ عَمِّک فُلَانٍ فَسَرَّنِی ذَلِک إِنِّی عَلِمْتُ أَنَّ صِلَتَک لَهُ أَسْرَع لِفَنَاءِ عُمُرِهِ وَ قَطْعِ أَجَلِهِ»

دیدم اموالی را برای پسر عمویت فرستادی و این کار تو مایه خوشحالی من و قطع عمر پسر عموی تو شد.

«قَالَ دَاوُدُ وَ کانَ لِی ابْنُ عَمٍّ مُعَانِداً نَاصِبِیاً خَبِیثاً بَلَغَنِی عَنْهُ وَ عَنْ عِیالِهِ سُوءُ حَالٍ فَصَککتُ لَهُ نَفَقَةً قَبْلَ خُرُوجِی إِلَی مَکةَ- فَلَمَّا صِرْتُ فِی الْمَدِینَةِ أَخْبَرَنِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع بِذَلِک»

داود می‌گوید: من پسرعمویی داشتم که ناصبی و خبیث بود. شنیدم که وضع زندگی‌اش خیلی خراب است. من قدری آذوقه تهیه کردم و برای او فرستادم. وقتی به مدینه آمدم حضرت فرمودند کاری که در کوفه انجام دادی مایه خوشحالی ما شد.

وسائل الشیعة، نویسنده: شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 16، ص 111، ح 21116

اولاً پیام این روایت این است که شخص یک ناصبی خبیث و معاند است، اما وضع زندگی‌اش خراب است. وقتی شخص به یک ناصبی خدمت می‌کند، حضرت می‌فرمایند که این کار مایه خوشحالی من است.

در حال حاضر در جامعه ممکن است پسرعموی من یا برادر من موقع سلام دادن آهسته سلام می‌دهد. ما حاضر نیستیم او را احترام کنیم و او را دعوت کنیم با به منزل او برویم. ما کجا هستیم و ائمه اطهار کجا هستند!! اخلاق ما کجاست و اخلاق ائمه اطهار کجاست!! آن شخص اگر معاند و ناصبی است، حسابش با خداوند است. وقتی در زندگی‌اش این همه مشکلات اقتصادی دارد، زن و بچه‌اش چه گناهی کرده‌اند؟!!

حضرت می‌فرمایند: وقتی تو به یک ناصبی خدمت کردی مایه خوشحالی ماست، اما او با تو قطع رابطه کرده بود. تو با این کار خود صله رحم کردی. خداوند بر عمر تو افزود و عمر او را هم کوتاه کرد و مایه خوشحالی ما شد.

پیام دوم این است که این آقا در کوفه بوده و کاری انجام داده است. وقتی به مدینه آمده است، قبل از آنکه حرفی بزند حضرت به او می‌فرماید که ما از تمام کارهایی که شما انجام می‌دهید باخبر هستیم.

این‌ها همگی نشانگر این است که ائمه اطهار (علیهم السلام) ناظر و شاهد اعمال ما به اذن الله هستند.

حال که بحث به اینجا رسید، روایت دیگری نقل کنم. «مرحوم اربلی» در کتاب «کشف الغمة» جلد دوم روایتی دارد که اخطاری به همه ماست. «ابوالصباح کنانی» یکی از اصحاب بسیار خوب و مایه خوشحالی امام باقر (علیه السلام) بودند. ظاهراً ایشان امام صادق (علیه السلام) را هم درک کرده‌اند و روایات زیادی هم از ائمه اطهار نقل کرده‌اند.

ایشان نقل می‌کند که خدمت امام باقر رسیدم، در زدم و کنیز جلوی در آمد. هوا تاریک بود و من دستم را به بدن این کنیز زدم. امام باقر در حالی که در اتاق نشسته بودند و در هم بسته بود، از داخل خانه صدا زدند:

«ادْخُلْ لَا أُمَّ لَک»

بی مادر شوی، داخل شو!

«فَدَخَلْتُ فَقُلْتُ یا مَوْلَای مَا قَصَدْتُ رِیبَةً وَ لَا أَرَدْتُ إِلَّا زِیادَةَ مَا فِی نَفْسِی»

من داخل شدم و گفتم: من نمی‌خواستم به کنیز شما دست بزنم، بلکه می‌خواستم ببینم آیا شما در اتاق از این کار باخبر شدید؟!!

«فَقَالَ صَدَقْتَ لَئِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ هَذِهِ الْجُدْرَانَ تَحْجُبُ أَبْصَارَنَا کمَا تَحْجُبُ أَبْصَارَکمْ إِذَنْ فَلَا فَرْقَ بَینَنَا وَ بَینَکمْ»

حضرت فرمود: تو راست می گویی. اگر شما بر این باور هستید که این دیوارها مانع دیدن ماست همانطور که مانع دیدن شماست، فرق میان ما و شما چیست!؟

کشف الغمة فی معرفة الأئمة، نویسنده: اربلی، علی بن عیسی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ج 2، ص 141، ح 5

روایت دیگری هم نقل شده که بسیار زیباتر از این روایت است. در کتاب «وسائل الشیعه» جلد بیستم صفحه 198 روایتی از قول «ابوبصیر» نقل شده است.

ایشان بنیانگذار مکتب واقفیه بوده و مورد تأیید است. آیت الله خوئی هم می‌فرمایند که «ابوبصیر مطلق» ثقه است. مراد «یحیی بن قاسم» است. «علی بن أبی حمزه بطائنی» عصاکش ایشان بوده است، زیرا «ابوبصیر» در آخر عمر نابینا شده بود.

«ابوبصیر» نقل می‌کند که من در کوفه کلاس قرآن داشتم. در میان شاگردانم دختران هم بودند. روزی با یکی از این دخترها شوخی کردیم. من خدمت امام باقر رسیدم، حضرت به من غضبناک نگاه کردند و فرمودند:

«أَی شَی‌ءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَةِ (فَغَطَّیتُ وَجْهِی) فَقَالَ لَا تَعُودَنَّ إِلَیهَا»

ابوبصیر! این چه شوخی بود که با آن دختر کردی! من عبایم را به صورتم کشیدم و از خجالت سرم را پایین انداختم. حضرت فرمودند: دیگر نباید چنین شوخی کنی!

وسائل الشیعة، نویسنده: شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 20، ص 198، ح 25419

این در حالی بود که این شخص در کوفه و امام باقر (علیه السلام) در مدینه بودند. روایت نشانگر این است که شوخی زشتی هم نبوده است.

پیام فرمایش امام باقر این است که اصلاً نباید یک معلم با شاگرد زن خود شوخی عادی هم داشته باشد. چه بسا همین شوخی‌ها مقدمه بسیاری از گناهان دیگر است. علم امام معصوم نسبت به ما این چنین است.

حال که بحث به اینجا رسید، روایت زیبایی هم از «شیخ مفید» بیاورم. «ابوبصیر» نقل می‌کند که ما به مدینه رفتیم. معمولاً صحابه در مسافرت کنیزی هم با خودشان می‌بردند.

«ابوبصیر» که نابینا بود در مسافرت به مدینه کنیزی همراه خود برده بود. شب با کنیز خود همبستر شد و صبح در اطراف خود حمام پیدا نکرد. می گوید وقتی دیدم دوستان ما خدمت امام باقر می‌روند، با خود گفتم که ابتدا خدمت حضرت برسم و بعد به حمام بروم.

من با حال جنابت به راه افتادم. وقتی خدمت حضرت رسیدیم، همه نشسته بودند و من هم روبروی امام صادق نشسته بودم.

«فَلَمَّا مَثُلْتُ بَینَ یدَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَظَرَ إِلَی ثُمَّ قَالَ یا أَبَا بَصِیرٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ بُیوتَ الْأَنْبِیاءِ وَ أَوْلَادِ الْأَنْبِیاءِ لَا یدْخُلُهَا الْجُنُبُ»

حضرت به من نگاه کردند و فرمودند: ای أبابصیر! آیا نمی‌دانی خانه‌های پیامبران و فرزندان پیامبران به منزله مسجد است و نباید در حال جنابت داخل شد؟!

«فَاسْتَحْییتُ وَ قُلْتُ لَهُ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی لَقِیتُ أَصْحَابَنَا فَخَشِیتُ أَنْ یفُوتَنِی الدُّخُولُ مَعَهُمْ وَ لَنْ أَعُودَ إِلَی مثل‌ها وَ خَرَجْت»

خیلی خجالت کشیدم و گفتم: یابن رسول الله! دیدم دوستان دارند به محضر شما می‌آیند. ترسیدم که اگر به حمام بروم توفیق زیارت شما از من سلب می‌شود و خارج شدم.

الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، نویسنده: مفید، محمد بن محمد، محقق: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج 2، ص 185، فصل مقتطفات من معاجز الإمام الصادق

اینطور قضایا الی ماشاءالله در تاریخ ثبت است. روایاتی که من نقل کردم روایاتی است که کاملاً معتبر است و از قول بزرگانی چون «شیخ حر عاملی» و «شیخ مفید» و «مرحوم إربلی» و «شیخ صدوق» با سند صحیح نقل شده است.

این قضایا مربوط به قرن هفتم و هشتم نیست. «شیخ مفید» متوفای 415 هجری هست و در قرن چهارم و پنجم این قضایا را نقل کرده‌. کتاب «عیون أخبار الرضا» اثر «شیخ صدوق» است که متوفای 381 هجری و مربوط به قرن چهارم است.

بعضی از آقایانی که تازه به دوران رسیده هستند و می‌خواهند ژست روشنفکری بگیرند، ادعا می‌کنند که این معجزات همگی متعلق به قرن هشتم و نهم است و «عیون المعجزات» آن‌ها را نقل کرده‌اند و در قرن‌های اول خبری نیست.

اگر قرار باشد ما این روایات را از «مرحوم شیخ صدوق» قبول نکنیم، باید کتاب «من لا یحضره الفقیه» اثر ایشان را هم ببندیم و کنار بگذاریم. در این صورت باید کتاب‌های «شیخ مفید» را هم کنار بگذاریم. اگر قرار باشد ما این روایات را قبول نکنیم، خیلی جاها با مشکل مواجه می‌شویم. این علما همگی این روایات را از کتاب‌هایی نقل کرده‌اند که در زمان ائمه اطهار نوشته شده است.

«مرحوم شیخ حر عاملی» در کتاب «وسائل الشیعه» جلد 30 می‌نویسد: در زمان ائمه اطهار بیش از شش هزار و ششصد کتاب نوشته شده است. اولین آن یکی از اصحاب امیرالمؤمنین به نام «علی بن أبی رافع» است که تمام وقایع و جنگ‌های دوران امیرالمؤمنین و مسائل را در کتابی نوشته است.

راوی دوم «سلیم بن قیس» است. بعد از آن اصحاب امام باقر و امام صادق هستند که چهارصد کتاب نوشته‌اند که تحت عنوان «اصول اربعمئة» جمع آوری شده است. شیعیان برای عمل به احکام شرعی به این چهارصد کتاب مراجعه می‌کنند.

در حقیقت «اصول اربعمئة» رساله عملیه ای بود که مشابه «رساله نُه حاشیه» و «رساله دوازده حاشیه» ماست. آن زمان رساله عملیه ای بود که چهارصد حاشیه بود.

«مرحوم کلینی» بیست و یک سال زحمت کشید و «اصول اربعمئة» را به صورت کتاب «کافی» درآورد. ایشان مطالب اعتقادی را جدا کرد، مطالب اخلاقی را جدا کرد، مطالب احکام را جدا کرد، مطالب مربوط به طهارت و صلاة و حج و ارث تا الی آخر را جدا کرد.

این کتاب «کافی» که ما داریم می‌بینیم در حقیقت برگرفته از کتاب‌هایی است که در عصر ائمه اطهار به ویژه در زمان امام باقر و امام صادق نوشته شده است.

حال بعضی از کارشناسان شبکه‌های وهابی می گویند که کتاب امام صادق کجاست!؟ شما ابتدا کتاب «ابوحنیفه» را به ما نشان بدهید. آیا شما یک صفحه از کتاب «ابوحنیفه» دارید؟! شاگردان او کتاب‌هایش را نوشتند!!

«ابوحنیفه» متوفای 150 هجری است و امام صادق سال 148 هجری به شهادت رسیده است. از آن بالاتر شما از جناب خلیفه اول و خلیفه دوم و خلیفه سوم چند کتاب دارید؟! آقای «خدمتی» کتاب‌های خلفا را به ما نشان بدهید.

از این بالاتر از پیغمبر اکرم چند کتاب دارید؟! قرآن کریم که کتاب خداوند است. شما از رسول اکرم چند کتاب دارید؟! صد و بیست و چهار هزار صحابه چند کتاب از پیغمبر اکرم نوشته‌اند؟!

چند مورد از این کتاب‌ها را به ما معرفی کنید تا ما هم بگوییم ائمه اطهار چند کتاب نوشته‌اند. «صحیفه سجادیه» اثر امام سجاد (علیه السلام) است. اگر چشم شما نمی‌بیند، ما چکار کنیم!! «نهج البلاغه» سخنان امیرالمؤمنین است که نوشته شده است. اگر شما اینها را نمی‌بینید، گناه ما چیست!! من در خدمت شما هستم.

حال و هوای احساسی مجری بعد از صحبتهای زیبای استاد حسینی قزوینی!

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. حتماً لحظه‌ای که حضرت استاد از عشق و ارادت و محبت باطنی خودشان به زبان آوردند و عرض ارادت به ساحت نورانی و ملکوتی مولا و آقاجانمان امیرالمؤمنین داشتند، شاید شما هم می‌خواست بر زبان جاری کنید: "برای ما یک لحظه نگاه پر از محبت امیرالمؤمنین به همه عالم و ما فیها و لذت‌های بهشتی می‌ارزد."

شاید حرف بچه‌های اتاق فرمان هم باشد. آقای خالدی کارگردان، آقای غزوانی، آقای رضوی، آقای ممتحن و همه دوستانی که در اتاق فرمان هستند و ذوق می‌کنند و شوق به آنها دست می‌دهد وقتی نام امیرالمؤمنین را می‌شنوند.

شما بینندگان عزیز که پای «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» نشسته‌اید، همه ما و شما باید اینطور بگوییم:

خدا نان شبم را «یا علی» کن * همه تاب و تبم را «یا علی» کن

در این دنیا و فردای قیامت * بیا ذکر لبم را «یا علی» کن

همین که نوکرم الحمدلله * گدای این درم الحمدلله

همین که با تمام روسیاهی * محب حیدرم الحمدلله

الحمدلله رب العالمین. خدایا شکر. واقعاً شاکر نعمت خدا هستیم، هرچند که نمی‌توانیم نعمت بزرگ ولایت و محبت مولا امیرالمؤمنین را شاکر باشیم. چه کنیم با همین زبان الکن و گویش ناچیزمان شاکر نعمت ولایت و محبت مولا امیرالمؤمنین هستیم.

به یقین حضرت می‌دانند که بحثمان امشب تا الآن این بود که آیا ائمه اطهار نسبت به اعمال باطنی و نیات ما خبر دارند یا خیر. خودشان می‌دانند که چقدر عاشقشان هستیم و چقدر دوستشان داریم و چقدر به آن بزرگواران عشق می‌ورزیم و حاضریم جان و مال و پدر و مادر و اولاد و فرزندانمان و همه دار و ندارمان را برایشان بدهیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من اینطور می گویم: علی جان! اگر خداوند بهتر از جان به ما می‌داد و عزیزتر از زن و فرزند به ما می‌داد، این را فدای شما می‌کردیم. چه کنیم تنها سرمایه‌ای که داریم همین است. ای کاش عزیزتر از جان چیزی داشتیم، ای کاش عزیزتر از زن و فرزند چیزی داشتیم تا هزاران بار فدای شما می‌کردیم.

اگر آنچه عزیزتر از جان و عزیزتر از زن و فرزند ما هست را قطعه قطعه می‌کردند و در آتش می‌سوزاندند بازهم خداوند زنده می‌کرد، راضی بودیم فدای امیرالمؤمنین کنیم.

خدایا تو شاهد باش. قسم به فرق شکافه امیرالمؤمنین راضی بودیم عزیزتر از جانمان را فدا کنیم، اما یک لحظه حضرت صدیقه طاهره دلگیر نمی‌شد و یک قطره از چشم حضرت اشک نمی‌آمد و یک لحظه قلب امیرالمؤمنین محزون نمی‌شد.

یا علی! جلوی تمام مردم دارم می گویم والله تالله بالله اگر بهتر از جانم و بهتر از همسر و فرزندانم خدا به من نعمتی داده بود، حاضر بودم هزاران بار قطعه قطعه شوم اما یک لحظه قلب شما محزون نشود و یک قطره اشک از چشمان حضرت زهرا خارج نشود.

سرمایه ما همین است و چیزی بیش از این نداریم. نه نماز ما نماز است و نه روزه ما روزه است و نه اعمال ما اعمال است. شاید فردا همین نماز ما وبال گردنمان شود. در روایت داریم که قیامت نماز از صاحب نماز به خاطر اینکه حضور قلب نداشت شکایت می‌کند.

ای مردم شاهد باشید. ملائکه شاهد باشید. یا صاحب الزمان شاهد باشید که این عشق تو آنچنان در دل ما هست که اگر ما را در آتش جهنم ببرند و در دل شعله‌های جهنم ببرند، همانجا صدا می‌زنیم «یا علی». ما همانجا هم می گوییم: ای مردم! ما امیرالمؤمنین را دوست داشتیم. ما اگر در آتش هم بسوزیم، می گوییم: «یا علی»!

اگر خداوند می‌خواهد ما را به بهشت ببرد تفضل است و اگر می‌خواهد ما را به جهنم ببرد عدل است. خدا را به آبروی امیرالمؤمنین سوگند می‌دهیم این عشق علی را از دل ما بیرون نکند.

مجری:

اگر فردا مرا بردند سوی نار * به جرم اینکه من هستم گنهکار

بود در بین آتش این شعارم * خدایا من علی را دوست دارم

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من همیشه به دوستان می گویم که بگویید: خدایا هرکاری می‌خواهی بکنی بکن و اگر می‌خواهی ما را به جهنم ببری ببر، اما اشکی که برای حضرت فاطمه زهرا و امام حسین ریختیم را از ما نگیر.

گاهی اوقات من با خداوند دعوا می‌کنم و می گویم: خدایا! قسم به عزت و جلالت اگر مرا به جهنم ببری، اما اشک چشمم برای امام حسین و حضرت فاطمه زهرا را از من نگیری به قدری برای امام حسین گریه می‌کنم که آتش جهنم را خاموش می‌کنم.

در روایت داریم اگر یک قطره اشکی که برای امام حسین ریخته می‌شود در داخل آتش بیفتد، کل آتش بر کل جهنمیان خاموش می‌شود!!

من همیشه می گویم خدایا این نعمت را از ما نگیر و هر کاری می‌خواهی بکنی بکن. خدایا اشک چشمی که برای امام حسین و حضرت زهرای مرضیه می‌ریزیم را از ما نگیر.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. استاد حال که بحثمان به اینجا رسید، می‌خواهیم نظر علمای بزرگ شیعه به ویژه حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) که در آستانه ارتحال ایشان هستیم را نسبت به علم امام بفرمایید.

حضرت استاد همیشه نسبت به حضرت امام خمینی یک ارادت خاص و ویژه داشتند و همیشه توصیه می‌کردند نسبت به تألیفات و کتاب‌هایی که از امام خمینی به یادگار مانده است.

علم ائمه (علیهم السلام) از منظر شیخ مفید، سید مرتضی و امام خمینی (ره)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

من تنها یک جمله از «مرحوم شیخ مفید» عرض کنم که در حقیقت شاگرد «شیخ صدوق» و استاد «سید مرتضی» است. ایشان در کتاب «اوائل المقالات» می‌نویسد:

«إن الأئمة من آل محمد قد کانوا یعرفون ضمائر بعض العباد ویعرفون ما یکون قبل کونه»

ائمه اطهار از نسل حضرت محمد باطن افراد را می‌دانستند، قبل از اینکه این شخص به دنیا بیاید.

أوائل المقالات، نویسنده: الشیخ المفید، ص 67، ح 41

ائمه اطهار می‌دانستند که این شخص فلان روز فلان ساعت فلان دقیقه فلان ثانیه این مطلب از ذهنش می‌گذرد. شاگرد بزرگوارشان «سید مرتضی» در کتاب «رسائل» صفحه 282 می‌نویسد:

«قد علمنا بالأخبار الشائعة أنهم علیهم السلام أخبروا بالغائبات، فعلمنا أن الله تعالی قد أطلعهم علی ذلک»

اخبار متعددی داریم که ائمه اطهار از مسائل غیبی داده‌اند و این را هم خداوند به آنها عنایت کرده است.

رسائل الشریف المرتضی، نویسنده: الشریف المرتضی، ج 1، ص 282، مسألة حادیة وعشرون (الأئمة علیهم السلام عالمون بالغیب)

مردم تصور نکنند ائمه اطهار که علم غیب داشتند، از نزد خود داشتند. ائمه اطهار هرچه دارند از خداوند دارند.

در رابطه با حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) حرف خیلی زیاد است. اگر من بخواهم در رابطه با علم ائمه اطهار از دیدگاه امام حرف بزنم، شاید بیش از ده جلسه طول بکشد. بنده معتقدم در طول تاریخ کسی همانند امام خمینی نسبت به جایگاه ائمه اطهار و مقام ائمه اطهار و علم ائمه اطهار قلم نزده است.

توفیق خداوند بود که بنده از ابتدای ورودم به حوزه علمیه در بحث امامت بودم. من یادم نمی‌رود زمانی که خدمت آیت الله فاضل لنکرانی مشرف می‌شدیم، می‌گفتند: خوشا به سعادتت که شغل خوب دفاع از ائمه اطهار را انتخاب کردی. من می‌گفتم: ان شاءالله خداوند از ما قبول کند.

من گمان نمی‌کنم کتابی در رابطه با ائمه اطهار نوشته شده باشد و ما فهرست آن را ندیده باشم. من کتابی همانند کتاب «مصباح الهدایة» اثر امام خمینی در مقام و علم ائمه اطهار ندیدم و حتی به لفظ جلاله سوگند می‌خورم کسی این چنین کتابی تا به حال ننوشته است.

اخیراً دو شرح هم بر کتاب «مصباح الهدایة» اثر امام خمینی زده‌اند که من از آن اطلاع نداشتم. چند روز قبل سر درس که در این زمینه صحبت شد، شنیدم یکی از اساتید حوزه علمیه در رابطه با شرح «مصباح الهدایة» دو جلد کتاب نوشته است. ایشان کتاب خوبی نوشته و قلم خوبی هم دارد. دوستان دیگر هم در این زمینه کتاب نوشته‌اند.

امام خمینی در کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» که اولین حدیث از کتاب «کافی» است، وقتی به مقام ائمه اطهار می‌رسند می‌نویسند:

"سروران ما (علیهم السلام) آنچه که در ارشاد خلق و اصلاح مخلوق بیان می‌فرمودند، از سرچشمه علم کامل لدنی رسول اکرم است."

ببینید تمام واژه‌هایی که امام خمینی به کار برده است، پیام دارد. این اشاره به آیه شریفه:

(وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما)

و از سوی خود علم فراوانی به او تعلیم داده بودیم.

سوره کهف (18): آیه 65

یعنی علم لدنی که خداوند به ائمه اطهار داده است. امام خمینی در ادامه می‌نویسند:

"و از سه راه وحی الهی و علم ربانی بوده است و از قیاسات و اختراعات که ساخته به دست تصرف شیطان است عاری و بری است. همانطور که در رابطه با رسول اکرم وارد است: (وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحی) در حضرات ائمه هدی جاری و ساری است، چنانچه در احادیث شریفه بدان اشارت است."

یکی از افرادی که نمی‌خواهم نامش را ببرم، می‌گفت: وقتی پیغمبر اکرم با همسرش حرف عاشقانه می‌زد هم برگرفته از وحی بود؟!! تو نمی‌فهمی!! تو نشناختی!! اصحاب از حضرت سؤال می‌کنند:

«یا رسول اللّه آنک تداعبنا قال انی أمزح و لا أقول الا حقا»

یا رسول الله! شما گاهی اوقات با ما شوخی می‌کنید. حضرت فرمود: از لب‌های من جز حق چیزی بیرون نمی‌آید.

شرح الکافی- الأصول و الروضة، نویسنده: مازندرانی، محمد صالح بن احمد، محقق / مصحح: شعرانی، ابوالحسن، ج 11، ص 223، باب خطبة لامیر المؤمنین علیه السلام و هی خطبة الوسیلة

چه کسی جز امام خمینی چنین تعبیری در رابطه با ائمه اطهار داشته است؟! چه کسی جرئت می‌کند چنین حرفی بزند؟! هرکسی چنین حرفی بزند بلافاصله برچسب غلو به او می‌زنند. الحمدلله خداوند عالم با آن نیت پاکی که امام خمینی داشته است، عظمتی به او داده که کسی نمی‌تواند در کنار امام حرفی بزند!

همچنین در کتاب «آداب الصلاة» آمده است:

"به حسب روایات اهل بیت عصمت علیهم السلام، که معادن وحی و تمام فرمایشاتشان و علومشان از وحی الهی و کشف محمّدی صلی اللَّه علیه و آله و سلَّم است"

آداب نماز، نویسنده: السید الخمینی، ص 41، فصل دهم در دعوت به تحصیل حضور قلب

ببینید امام خمینی چقدر زیبا و کوتاه و مختصر و مفید نوشته‌اند که تمام فرمایشات ائمه اطهار از وحی الهی و کشف محمدی است. یعنی اگر ائمه اطهار چیزی می‌فرمایند، متصل به وحی است.

کتاب «چهل حدیث» اثر امام خمینی کتاب مستقل دیگری است. آن بزرگوار در این کتاب صفحه 404 می‌نویسند:

"احادیثی که در طینت ابدان و خلق و ارواح و قلوب آنها و آنچه که به آنها از اسم اعظم اعطا شده و علومی که به آنها از خزینه غیب الهی مرحمت شده از علوم انبیاء و ملائکه بالاتر از آن است که در وهم من و تو بیاید.

آنچه در فضائل آنها در ابواب متفرقه کتب معتبره اصحاب خصوصاً اصول کافی است به قدری است که عقول را حیران کند و به اسرار و حقایق آنها کسی آگاه نگردد جز خود ذوات مقدسه آنان."

امام دو روایت از کتاب «کافی» می‌آورد. من اولاً این روایات را بیاورم و سند آنها هم صددرصد صحیح است. راوی «جابر بن یزید جعفی» نقل می‌کند:

«سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْعَالِمِ»

از امام باقر سؤال کردم علم امام چطور است؟!

«فَقَالَ لِی یا جَابِرُ إِنَّ فِی الْأَنْبِیاءِ وَ الْأَوْصِیاءِ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ»

حضرت فرمود: ای جابر! خداوند در انبیاء و اوصیاء انبیاء پنج روح قرار داده است.

ما یک روح حیوانی داریم، یک روح انسانی داریم، یک روح ملکوتی داریم. روح حیوانی ما به طرف گناه سوق پیدا می‌کند، روح ملکوتی ما به طرف خداوند دعوت می‌کند.

«رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِیمَانِ وَ رُوحَ الْحَیاةِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ»

سپس می‌فرماید:

«فَبِرُوحِ الْقُدُسِ یا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَی مَا تَحْتَ الثَّرَی»

با روح القدس که در ائمه اطهار هست، از پایین عرش تا پایین‌ترین مرتبه زمین خبر دارند.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 272، ح 2

خلاصه فرمایش ایشان این است که ائمه اطهار (علیهم السلام) به جمیع ذرات کائنات احاطه علمی قیومی دارند. من در خدمت شما هستم.

مجری:

حضرت استاد از شما ممنون و متشکرم.

تماس‌های بینندگان برنامه:

بیننده ما آقای نورایی از سنندج روی خط ارتباطی ما هستند. آقای نورایی سلام علیکم، بفرمایید:

بیننده (آقای نورایی از سنندج – شیعه):

سلام عرض می‌کنم، خسته نباشید. یک سؤال داشتم. من برنامه قبلی حضرت استاد را دیدم که در خصوص شیعه اسماعیلیه توضیحاتی فرمودند.

من درخواستی داشتم. همانطور که ما حقانیت مذهبمان را از کتاب‌های طرف مقابل اثبات می‌کنیم، درخواست دارم از کتاب‌ها و اسنادی که شیعه اسماعیلیه دارند حقانیت مذهب شیعه دوازده امامی را اثبات کنند.

در حال حاضر اسماعیلی‌ها در فضای مجازی ابهاماتی درست کردند. آیا می‌توان از کتب و منابع موثق شیعه اسماعیلیه ثابت کرد که شیعه دوازده امامی حق است همانطور که از کتب اهل سنت حقانیت شیعه دوازده امامی را اثبات می‌کنید؟!

سؤال دوم این است که من شنیدم کتاب مهم اسماعیلیه مخفی است و هرکسی حق ندارد به آن دسترسی داشته باشد و باید مدارجی را طی کند.

مجری:

بسیار از شما ممنون و متشکریم، خدا نگهدارتان باشد. آقای بهادری عزیز از کرج پشت خط هستند. خیلی مختصر و مفید خدمتشان باشیم. آقای بهادری سلام علیکم، شبتان بخیر؛

بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):

علیکم السلام و رحمة الله خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی و جناب آقای اسماعیلی، ایام مبارک باشد.

حضرت استاد! کتاب «نور الأبصار» اثر «شبلنجی» روایتی از رسول گرامی اسلام آورده است که حضرت فرموده است: هرکسی بمیرد در حالی که محبت محمد و آل محمد را در دل داشته باشد، شهید از دنیا رفته است.

هرکسی بمیرد در حالی که در دل او محبت آل محمد باشد، آمرزیده از دنیا رفته است. اگر این شخص توبه هم نکرده باشد، اما محبت آل محمد را داشته باشد انگار توبه کرده است. هرکسی حب آل محمد را داشته باشد و بمیرد، با ایمان کامل از دنیا رفته است.

آقای «شبلنجی» می‌گوید: اهلبیت پیامبر را دست داشته باشید، زیرا بعد از مردن به دردتان می‌خورد.

این بدان معناست که در این دنیا اگر به آل محمد خلافت و امامت هم ندهند، اشکالی ندارد. در مقابل اگر کسی با حب آل محمد بمیرد، ملائکه او را همانند عروس به بهشت می‌برند. اگر کسی با حب آل محمد بمیرد، دو در از درهای بهشت برای او باز می‌شود. بازهم اگر کسی با حب آل محمد بمیرد، قبر او مزار فرشتگان رحمت می‌شود. هرکسی بر محبت آل محمد بمیرد، بر سنت و جماعت از دنیا رفته است.

آقای «شبلنجی» اگر این سنت و جماعت را به خودتان اختصاص دادید، لطف کنید و این را به ما شیعیان بدهید. شما می گویید که ما وهابیون اهل سنت و جماعت هستیم. این محبت اهلبیت مال شیعیان است، زیرا سران اجداد شما در گذشته تمام اهلبیت پیغمبر اکرم را قتل عام کردند. الآن هم آقایان وهابی زیارت کنندگان قبور ائمه اطهار را با کمربندهای انتحاری می‌کشند. آیا شما محب آل محمد هستید؟!

ما شیعیان هزار و چهارصد سال است که محب اهلبیت هستیم و در راه مصیبت اهلبیت چه جان‌ها که از دست ندادیم!!

من سؤال دیگری دارم. شما خلیفه‌ای به نام ابوبکر صدیق دارید که دختری به نام عایشه دارد. خلیفه دوم عمر بن خطاب هم دختری به نام حفصه و پسری به نام عبدالله بن عمر دارد. خلیفه سوم هم پسری به نام أبان بن عثمان دارد. خلیفه چهارم شما حضرت علی بن أبی طالب دختری به نام زینب و پسرانی به نام حسن و حسین دارند.

شما بعد از ابوبکر عایشه را مفتی عظمی کردید و لقب صدیق هم به او دادید. دختر حفصه چون دختر زیرکی نبود، به جای او عبدالله بن عمر را مفتی عظمی قرار دادید. در مقابل پسران علی بن أبی طالب را شهید کردید و دختر حضرت را به اسارت بردید. آیا این محبت اهلبیت است؟! آیا این محبت شما عزیزان است؟! اگر امکان دارد به ما جواب بدهید. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم آقای بهادری عزیز. استاد یک دقیقه بیشتر فرصت نداریم. آقای نورایی در این خصوص پرسیدند که آیا می‌توانیم از اسناد فرقه اسماعیلیه و کتاب‌هایی که دارند شیعه دوازده امامی را اثبات کنیم؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اسماعیلیه برای اینکه ائمه اثنی عشر را مخدوش کنند، امامت «اسماعیل» و بعد از او «عبدالله أفتح» و بعد از او «سید محمد» را مطرح کردند. یکی از اساسی‌ترین شبهات زیدیه این بود که بگویند احادیث ائمه اثنی عشر واقعیت ندارد.

اگر از ائمه اثنی عشر روایتی نقل کنند، مذهبشان باطل می‌شود و اصلاً نمی‌توانند داشته باشند. آن‌ها علیه حدیث «ائمه اثنی عشر» خیلی تلاش کردند.

«مرحوم شیخ صدوق» در ابتدای کتاب «کمال الدین» عمده شبهات زیدیه را مطرح کرده و جواب کوبنده داده است. ما چندین ماه است که در بحث خارج فقه شبهات زیدیه را مطرح کردیم. این هفته تقریباً آخرین شبهات زیدیه است که در رابطه با زیر سؤال بردن حدیث «الأئمة إثنی عشر» بحث خواهیم کرد.

این افراد کاملاً مخالف این قضیه هستند و به هیچ وجه نقل نمی‌کنند و اگر هم نقل کنند رد می‌کنند. حال آنکه مرحوم آیت الله صافی گلپایگانی در کتاب «منتخب الأثر» چاپ جدید پنج هزار و هشت روایت از کتب شیعه و اهل سنت در رابطه با «الأئمة إثنی عشر» آورده است.

من فکر نمی‌کنم کسی تا به حال چنین کاری کرده باشد. روح ایشان شاد است، خداوند روحشان را شادتر بگرداند و مقامشان را عالی‌تر بگرداند. این بزرگوار در رابطه با «خلفائی اثناعشر» سنگ تمام گذاشته است و هم از اهل سنت و هم از شیعه روایاتی نقل کرده‌اند، حال یا به اجمال بوده یا به تفصیل بوده است.

مجری:

بسیار متشکرم. حضرت استاد اسماعیلیه کتاب مخفی دارند که ایشان به آن کتاب اشاره کردند؟!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اسماعیلیه فرقه‌های مختلفی دارند. اسماعیلی‌هایی که در شرق عربستان سعودی و غرب یمن هستند، عقیده خاصی دارند. اسماعیلی‌هایی که در پاکستان و هند هستند، عقاید خاصی دارند.

اخیراً اسماعیلیه‌ای که در کشورهای آفریقایی و انگلستان هستند هرکدام عقاید جداگانه‌ای دارند و همدیگر را هم قبول ندارند. قبلاً هم دوستان ما در مورد اسماعیلیه سؤال کردند. من نمی‌دانم چه مسئله‌ای است و آنها چه شبهاتی مطرح می‌کنند.

ان شاءالله در فرصتی مناسب بنده یکی دو جلسه در رابطه با تاریخ اسماعیلیه برای عزیزان بیننده صحبت خواهم کرد.

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنونم، خیلی خیلی استفاده کردیم و از همنشینی و شاگردی در محضر شما بهره بردیم و لذت بردیم. خدانگهدارتان باشد.

دوستان عزیز از شما هم ممنون و سپاسگذار هستم که امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی فرمودید.

تمام وجودمان سرشار از دعا برای ظهور و فرج مولا و آقاجانمان امام زمان (ارواحنا فداه) است.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها