2024 July 20 - شنبه 30 تير 1403
مصداق شناسی «اهل البیت» با تاکید بر تبیین و تفسیر نبوی از آیه تطهیر
کد مطلب: ١٥٥٢٠ تاریخ انتشار: ٢٩ خرداد ١٤٠٢ - ١٧:٢٠ تعداد بازدید: 1783
مقالات » امامت و خلافت
جدید
مصداق شناسی «اهل البیت» با تاکید بر تبیین و تفسیر نبوی از آیه تطهیر

بسم الله الرحمن الرحیم

چکیده

 یکی از مهم ترین روش های فهم مراد جدی و مصادیق آیات قرآن کریم، توجه به قرائن عقلی و عقلایی، قرائن لفظی و حاقی موجود در آیه و ادله روایی در مقام تفسیر آیات است. در این نوشتار در صدد هستیم با محک های مطرح شده، ادعای مخالفین امامیه در صدد الحاق همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله به مفاد آیه تطهیر را بررسی کنیم. روش ما در این تحقیق مبتنی بر تحلیل و توصیف اجتهادی بر اساس مبانی مورد قبول عقلاء و شیوه های اجتهادی مقبول در نزد اهل سنت است. کاوش های ما نشان از آن دارد که مبتنی بر ادله و قرائن مطرح شده، به ویژه  ادله روایی، همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله صریحا از مفاد آیه توسط تفسیر نبوی خارج شده اند. قرائن متعدد عقلایی نیز، حاکی از این حقیقت است که زوجات رسول خدا صلی الله علیه و آله داخل در شمول آیه تطهیر[ فراز مورد اختلاف] نیستند. بی شک دقت در ادله مطرح شده، باعث می شود از تفسیر به رای آیه مورد بحث و گرفتار شدن در تعصبات مذهبی دوری کنیم.

مقدمه تحقیق

آیه تطهیر یکی از مهم ترین آیاتی است که همواره علمای شیعه برای اثبات حقانیت مذهب شیعه بدان استدلال نموده اند. شهید اول در «ذکری الشیعه فی احکام الشریعة» یکی از آیات نه گانه که دلالت بر وجوب تمسک به مذهب اهل بیت علیهم السلام می کند را آیه تطهیر دانسته است:

«و فیه من المؤکدات و اللطائف ما یعلم من علمی المعانی و البیان، و ذهاب الرجس و وقوع التطهیر یستلزم عدم العصیان و المخالفة لأوامر اللّه و نواهیه. و موردها فی النبی صلّى اللّه علیه و آله و علی (علیه السلام) و فاطمة و الحسن و الحسین، اما عند الإمامیة و سائر الشیعة فظاهر إذ یروون ذلک بالتواتر»

در این آیه تاکیدات فراوان و لطایفی دارد که با علم معانی و بیان دانسته می شود. ذهاب رجس و وقوع تطهیر مستلزم عدم عصیان و عدم مخالفت با دستورات و نواهی الهی است. مصادیق این آیه رسول خدا صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام، حضرت فاطمه سلام الله علیها و امام حسن و حسین علیهما السلام هستند. این امر در نزد امامیه و سایر فرق شیعه روشن است زیرا روایات متواتر این امر را ثابت می کند.

عاملى، شهید اول، محمد بن مکى، ذکرى الشیعة فی أحکام الشریعة، ج‌1، ص: 54،  4 جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، 1419 ه‍ ق ق

محقق حلی در «المعتبر فی شرح المختصر» نیز یکی از ادله نقلی حقانیت مذهب اهل بیت علیهم السلام را آیه تطهیر می داند:

«یدل على ذلک: النقل، و العقل. اما النقل: فمنه قوله تعالى إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً »

بر این امر عقل و نقل دلالت می کند. اما ادله نقلی: یکی از این ادله آیه «إنما یرید الله ...» است.

حلّى، محقق، نجم الدین، جعفر بن حسن، المعتبر فی شرح المختصر، ج‌1، ص: 22‌، 2 جلد، مؤسسه سید الشهداء علیه السلام، قم - ایران، اول، 1407 ه‍ ق

علامه مظفر در «دلائل الصدق لنهج الحق» بحث مفصلی در دلالت آیه تطهیر بر حقانیت شیعه و پاسخ به شبهان مخالفین نموده است. این علام بزرگ در جلد چهارم کتاب خود از صفحه 351 الی 381 را به آیه تطهیر اختصاص داده است.

بسیار روشن است که طهارت مورد بحث در این آیه در لغت به معنی نظافت و نزاهت است. محقق عاملی در شرح طهارت وارد شده در آیه می نویسد:

«ذکر المفسرون: أن الطهارة هنا تأکید للمعنى المستفاد من ذهاب الرجس، و مبالغة فی زوال أثره بالکلیة  و الرجس فی الآیة مستعار للذنوب، کما أنّ الطهارة مستعارة للعصمة منها.»

مفسرین در تفسیر طهارت گفته اند: همانا طهارت در این آیه تاکید بر معنای به دست آمده از اذهاب رجس است این معنا مبالغه و تاکید در زوال آثار رجس به صورت کلی و مطلق است و رجس مطرح شده در آیه مراد از آن مطلق گناهان بوده و طهارت مطرح شده نیز مراد اصلی از آن عصمت از گناهان است.

عاملى، محمد بن على موسوى، مدارک الأحکام فی شرح عبادات شرائع الإسلام، ج‌1، ص: 6، 8 جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، بیروت - لبنان، اول، 1411 ه‍ ق

بیان مسئله

یکی از مهم ترین اختلافات امامیه با اهل سنت در زمینه تفسیر آیات قرآنی، ادعای شمول همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به فراز دال بر طهارت مطلقه در آیه معروف به «آیه تطهیر» است. اهل سنت بر خلاف نصوص قطعی روایی، قرائن عقلی و عقلایی و سیاق خاص فراز مورد اختلاف در آیه، مدعی هستند که همه کسانی که همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند، شامل آیه می باشند. در این نوشتار دنبال آن هستیم که مبتنی بر ادله روایی معتبر اهل سنت، ثابت کنیم که این ادعا صحیح نیست و برخلاف تبیین نبوی از آیه و خلاف فهم بسیاری از صحابه است.

برای بررسی مسئله در مرحله اول اشاره ای به قرائن عقلی و عقلایی موجود در اثبات خروج همسران از عنوان اهل البیت می کنیم و در ادامه به قرائن موجود در آیه اشاره می کنیم و در موطن سوم به تفصیل اشاره به روایات دال بر مدعای خود می پردازیم:

1.   قرائن عقلی و عقلایی

قرائن عقلی و عقلایی شامل بحث از تناقض در اراده الهی، قرینه تکوینی بودن اراده الهی در آیه، عدم احتجاج به آیه تطهیر از سوی همسران و نقض های مکرر صورت گرفته خلاف عصمت از سوی آنها است:

1/1. تناقض و تهافت در اراده الهی

مقدمه اول: بر اساس مبانی کلامی و عقلی، صدور دو اراده متضاد و متناقض از مولی و شارع حکیم ممنوع و محال است. برای مثال محال است که خداوند حکیم از یک امر هم راضی باشد و هم ناراضی.

مقدمه دوم: از یک سو، بر اساس روایات قطعی شیعه و اهل سنت ذیل آیه 10 سوره تحریم، عائشه و حفصه، اقدام به تظاهر و اتحاد بر علیه رسول الله صلی الله علیه و آله و خیانت و افشای اسرار نبوی هستند که مورد توبیخ الهی قرار گرفته اند:

(66) التحریم : 10 ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلین‏

خدا براى کسانى که کفر ورزیده‏ اند آن نوح و آن لوط را مثل آورده [که] هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و کارى از دست [شوهران] آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شوید (۱۰)

بخاری در صحیح خود از زبان عمر بن خطاب خلیفه دوم روایت می کند:

«... فقلت یا أمیر المؤمنین من اللتان تظاهرتا على النبی صلى الله علیه و سلم من أزواجه فقال تلک حفصة وعائشة...»

عبدالله بن عباس می گوید گفتم ای امیرالمومنین(یعنی عمر بن خطاب) آن دو زنی که بر علیه رسول الله صلی الله علیه و آله تظاهر و همدستگی کردند کدام یک از همسران او بودند؟ عمر بن خطاب در پاسخ گفت: حفصه و عائشه بودند!

بخاری جعفی، محمد بن اسماعیل، الجامع الصحیح المختصر، ج4، ص: 1866، دار ابن کثیر ، الیمامة – بیروت، الطبعة الثالثة ، 1407 – 1987، تحقیق : د. مصطفى دیب البغا أستاذ الحدیث وعلومه فی کلیة الشریعة - جامعة دمشق، عدد الأجزاء : 6

از سوی دیگر، اهل سنت مدعی دخول همسران در مصادیق اهل البیت آیه تطهیر هستند که نتیجه آن طهارت مطلق همه همسران رسول الله صلی الله علیه و آله است. کسی که دارای طهارت مطلق و دور از همه رجس ها و پلیدی ها باشد، هیچ گاه خیانت و ضدیت با رسول الله صلی الله علیه و آله نباید از او صادر شود.

نتیجه:  با در نظر گرفتن آیات سوره تحریم، ادعای دخول همسران در مصادیق آیه تطهیر اجتماع نتقیضین و از محالات است. زیرا بر خداوند حکیم محال است که از یک سو اراده طهارت مطلق همسران را نماید و از سوی دیگر، اخبار از خیانت و عدم طهارت آنها بدهد. زیرا اراده الهی محال است که شامل دو امر متضاد و متناقض گردد.

جمع بندی:  مبتنی بر استدلال قطعی عقلی، همسران رسول الله صلی الله علیه و آله به هیچ وجه داخل در مصادیق آیه تطهیر نیستند.

1/2. قرینه تکوینی بودن اراده الهی

 اراده مطرح شده در آیه تطهیر، اراده حتمیه حقیقیه تکوینیه است. توضیح آنکه اراده الهی ممکن است به صورت تشریعی باشد یا تکوینی، در اراده تشریعی، خداوند اراده طهارت همه بندگان را با انشاء بعث و زجر با اوامر و نواهی خود می کند خداوند با اوامر خود دستور می دهد که شایسته است وضو بگیرید تا پاک و طاهر شوید یا شایسته نیست شراب بنوشیند تا نجس شوید. این در حالی است که این اراده علی القاعده برای همه افراد و مکلفین است نه اینکه مختص به فرد یا افراد خاصی باشد و این اراده هیچ فضیلتی را برای مکلفین ایجاد نمی کند.  این در حالی است در آیه تطهیر

 اولا: خطاب آیه افراد خاصی است نه همه مکلفین

 ثانیا: همه مسلمین طهارت مطرح شده در آیه تطهیر برای اهل البیت را یک فضیلت و مدح عظیم دانسته اند، در این صورت اگر اراده تشریعی باشد، مدحی برای افراد خاص و محصور در آیه، نخواهد بود و حکمت اختصاص طهارت مطرح شده در آیه به افراد خاص، بی وجه و غیر عقلایی خواهد شد. به این نکته این مطلب را اگر اضافه کنیم که هیچ کسی غیر از اهل بیت علیهم السلام _ همانند دیگر صحابه و همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله_  مدعی عصمت مستند به آیه تطهیر نشده اند، روشن می شود که آیه فقط مخصوص آنها است و احتمال دخول دیگران در مفاد آیه مندفع می شود.

دلیل دیگری که حقیقیه و تکوینیه بودن اراده مطرح شده در آیه می توان آورد آن است که اذهاب رجس مطرح شده در آیه، متعلق فعل الهی قرار گرفته است و از بیرون به بدیهی عقل و آیات صریح قرآن می دانیم که اگر خداوند اراده الهی بر انجام و فعلی را نماید، آن فعل لامحاله و قطعا محقق می شود چنانچه در آیه آخر سوره یاسین فرموده است:

(36) یس : 82 إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون‏

جز این نیست امر و فرمان او که هر گاه چیزى را اراده کند و بخواهد بگوید موجود باش، بى‏درنگ بوجود آید

این در حالی است که در اراده تشریعی، محقق شدن اراده الهی _مثلا نماز خواندن یا طهارت به دست آوردن با وضو و ... _ منوط و وابسته به عمل دیکران است و ممکن است  با نافرمانی مکلفین محقق نشود.

به بیان دیگر، اگر متعلق اراده فعل الهی باشد، اراده حتیمیه و حقیقیه و تکوینیه خواهد بود که در این صورت اراده هیچ گاه از مراد تخلف نمی کند زیرا اگر تخلف کند، به خداوند تبارک و تعالی عجز و ناتوانی نسبت داده ایم و خداوند از هر عجز و ناتوانی مبرا و به دور است. در آیه مورد بحث، خداوند به اراده تکوینی، اذهاب رجس و طهارت مطلق «اهل البیت» که افراد خاصی هستند را نموده است و بی شک این اراده الهی باید محقق شود و الا خداوند عاجز از ایجاد اراده خود خواهد بود.

به استدلال فوق باید این نکته را نیز اضافه نمود که در آیه تطهیر، خداوند از اسباب تاکید بسیاری برای نشان دادن علو وعظمت بسیار بالای طهارت حاصله استفاده کرده است. برای مثال مفعول مطلق تاکیدی «تطهیرا» نشانگر طهارت بسیار بالا و کامل است که این نوع از طهارت فقط برای افراد خاصی می تواند باشد لذا به جهت اهمیت آن، رسول خدا صلی الله علیه و آله به عنوان مفسر قرآن اقدام به معرفی مخاطبین حقیقی آیه و کسانی که این لطف بسیار عظیم شامل حال آنها شده است، نموده است

1/3. عدم احتجاج به آیه از سوی همسران به ویژه  عائشه

یکی از قرائن عقلایی عدم شمول آیه تطهیر نسبت به همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله، عدم احتجاج همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله به شمول خود به آیه در مواقع مورد نیاز همانند اختلافات و جنگ ها با دیگران است. برای مثال در منابع تاریخی و روایی هیچ موردی مشاهده نشده است که عائشه در مواقع حساس مورد نیاز در جنگ جمل و ... به این فضیلت قطعی خود استناد کند و از آن برای مقابله با رقبای خود استفاده کند این در حالی است که در ماجراهای جنگ جمل بارها به فضیلت ام المومنین بودن خود استناد کرده است.

همچنین در ماجرای جانشینی یزید که عائشه و برادرش به شدت مخالف آن بودند و در شهر مدینه با مروان درگیری شدید پیدا کردند، او برای مقابله با ادعا های مروان او مدعی شد که درباره خاندان ابوبکر هیچ آیه ای نازل نشده است مگر آیه افک:

 4550 - حدثنا موسى بن إسماعیل حدثنا أبو عوانة عن أبی بشر عن یوسف بن ماهک قال: کان مروان على الحجاز استعمله معاویة فخطب فجعل یذکر یزید بن معاویة لکی یبایع له بعد أبیه فقال له عبد الرحمن بن أبی بکر شیئا فقال خذوه فدخل بیت عائشة فلم یقدروا فقال مروان إن هذا الذی أنزل الله فیه { والذی قال لوالدیه أف لکما أتعداننی }. فقالت عائشة من وراء الحجاب ما أنزل الله فینا شیئا من القرآن إلا أن الله أنزل عذری»

یوسف بن ماهک روایت می کند: مروان حاکم حجاز بود که او را معاویه منصوب کرده بود. روزی در مسجد مدینه خطبه خواند و شروع کرد از یزید سخن گفتن تا اینکه مردم با او برای خلافت بعد از پدرش بیعت کنند. عبدالرحمن بن ابی بکر حرفی به مروان زد[بخاری عبارت عبدالرحمن را تحریف کرده است] مروان گفت: این مرد را دستگیر کنید! او وارد خانه عائشه شد و بدین سبب نتوانستند به او دسترسی پیدا کنند. مروان گفت این مرد کسی است که این آیه « ... و الذی قال لوالدیه اف لکما ...» درباره او نازل شده است. عائشه در پاسخ به مروان از پشت حجاب گفت: هیچ آیه ای درباره ما در قرآن نازل نشده است مگر آیه عذر من[آیات افک]

بخاری جعفی، محمد بن اسماعیل، الجامع الصحیح المختصر، ج4، ص: 1827، دار ابن کثیر ، الیمامة – بیروت، الطبعة الثالثة ، 1407 – 1987، تحقیق : د. مصطفى دیب البغا أستاذ الحدیث وعلومه فی کلیة الشریعة - جامعة دمشق، عدد الأجزاء : 6

بسیار روشن است که اگر عائشه نزول آیه تطهیر را درباره خود می دانست باید در کنار آیات عذر خود در سوره توبه، به آیه تطهیر نیز اشاره می کرد.

اشکال:

روایت مورد استناد شما در صحیح بخاری برای موردی است که عائشه در مقام دفاع از کیان خانواده ابوبکر بوده است. در حالی که استناد به آیه تطهیر موضوعی است که مخصوص عائشه است و ربطی به خانواده او ندارد.

پاسخ:

اولا: در فضائل بسیار بزرگ همانند آیه تطهیر از دیدگاه عرفی اگر شامل عائشه می شد، بالتبع فضیلت بسیار بزرگی برای خانواده او نیز تلقی می شد. لذا اینگونه نیست که این فضیلت فقط شامل خود عائشه بدون در نظر گرفتن خانواده او شود.

ثانیا: فضیلت آیات افک که عائشه در ادعای خود بدان استناد کرده است هیچ ربطی به برادر و خانواده او ندارد. خود عائشه تصریح کرده است که آیات مورد استدلال در ماجرای افک، آیات «عذری» یعنی عذر و پاسخ به اهل افک فقط برای او بوده است می باشد. لذا اگر آیه تطهیر نیز شامل او می شد نیز باید در استثناء ذکر می شد خصوصا اینکه طهارتی که با آیه تطهیر برای عائشه ثابت می شد بسیار بسیار کلی تر و بیشتر و با ارزش تر از طهارت کسب شده [البته از دیدگاه مخالفین و اهل سنت] در آیات افک داشت زیرا آیات افک فقط صرف طهارت از زنا را برای عائشه ثابت می کند.

1/4.  ادعای اختصاص آیه به همسران از سوی نواصبی مثل عکرمة

یکی دیگر از قرائن عقلایی که دلالت بر خروج همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد، ادعای اختصاص آیه و در نتیجه خروج اهل بیت علیهم السلام از شمول آیه نسبت به آنها از سوی برخی از دشمنان اهل بیت علیهم السلام همانند عکرمه است.

توضیح آنکه بر اساس شواهد و قرائن متعدد تاریخی دشمنان عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله همواره سعی در انکار حقایق و فضائل قطعی مرتبط با اهل بیت علیهم السلام  داشتند. این امر تا جایی پیش رفت که برخی از راویان حدیث مثل عبدالله بن شداد، آرزو داشتند که حتی به قیمت گردن زده شدن یک روز صبح تا ظهر فضائل آن حضرت را نقل کنند:

قَالَ عَطَاءُ بنُ السَّائِبِ: سَمِعْتُ عَبْدَ اللهِ بنَ شَدَّادٍ یَقُوْلُ: وَدِدْتُ أَنِّی قُمْتُ عَلَى المِنْبَرِ مِنْ غُدْوَةٍ إِلَى الظُّهْرِ، فَأَذْکُرُ فَضَائِلَ عَلِیِّ بنِ أَبِی طَالِبٍ  -رَضِیَ اللهُ عَنْهُ - ثُمَّ أَنْزِلُ، فَیُضْرَبُ عُنُقِی.

«... عطاء بن سائب می گوید: از عبدالله بن شداد شنیدم که می گفت: آرزو دارد روز از صبح تا ظهر در منبر فضائل علی بن ابیطالب علیهما السلام را بگویم و سپس از منبر پایین آیم و گردنم زده شود!»

ذهبی، شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد، سیر أعلام النبلاء، ج5، ص: 486، محقق : مجموعة محققین بإشراف شعیب الأرناؤوط، مؤسسة الرسالة، طبعة : غیر متوفر، عدد الأجزاء : 23

همچنین وضعیت جامعه اسلامی در زمان بنی امیه به گونه ای شده بود که حکام جامعه و زمامداران به خود اجازه می دادند بدیهی ترین حقایق اسلامی را که به نفع عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله بود را انکار کنند و علما و محدثینی را که مخالف این امر بودند را به شدت تهدید به قتل می کردند! حاکم نیشابوری واقعیتی عجیب را روایت می کند که حتی فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله بودن امام حسن و حسین علیهما السلام نیز مورد انکار عمال اموی قرار می گرفت:

  «4772 - حدثنا أبو سهل أحمد بن محمد بن عبد الله بن زیاد النحوی ببغداد ثنا جعفر بن محمد بن شاکر ثنا بشر بن مهران ثنا شریک عن عبد الملک بن عمیر قال : دخل یحیى بن یعمر على الحجاج و حدثنا إسحاق بن محمد بن علی بن خالد الهاشمی بالکوفة ثنا أحمد بن موسى بن إسحاق التمیمی ثنا محمد بن عبید النحاس ثنا صالح بن موسى الطلحی ثنا عاصم بن بهدلة قال : اجتمعوا عند الحجاج فذکر الحسین بن علی فقال الحجاج : لم یکن من ذریة النبی صلى الله علیه و سلم و عنده یحیى بن یعمر فقال له : کذبت أیها الأمیر فقال : لتأتینی على ما قالت ببینة و مصداق من کتاب الله عز و جل أو لأقتلنک قتلا فقال : { و من ذریته داود و سلیمان و أیوب و یوسف و موسى } إلى قوله عز و جل: { و زکریا و یحیى و عیسى و إلیاس } فأخبر الله عز و جل أن عیسى من ذریة آدم بأمه و الحسین بن علی من ذریة محمد صلى الله علیه و سلم بأمه قال صدقت فما حملک على تکذیبی فی مجلس قال : ما أخذ الله على الأنبیاء لیبیننه للناس و لا یکتمونه قال الله عز و جل: { فنبذوه وراء ظهورهم و اشتروا به ثمنا قلیلا } قال : فنفاه إلى خراسان»

«... روزی جمعی از علما و بزرگان در مجلس حجاج بن یوسف ثقفی حاضر بودند. سخن از امام حسین علیه السلام شد. حجاج گفت: او از فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود!

  یحیی بن یعمر به حجاج گفت: دروغ گفتی ای امیر! حسین علیه السلام ذریة رسول الله صلی الله علیه و آله است.

  حجاج گفت: برای اثبات ادعایی که نمودی یا از قرآن دلیل می آوری یا اینکه به بدترین شکل تو را خواهم کشت!

یحیی با استدلال به آیه «و من ذریته داود و سلیمان ... و زکریا و یحیى و عیسى و إلیاس»(84 و 85 انعام) به حجاج گفت: خداوند خبر داده است که عیسی علیه السلام از فرزندان حضرت آدم علیه السلام از طریق مادرش است. و امام حسین نیز علیه السلام از فزندان حضرت محمد صلی الله علیه و آله از طریق مادرش است.

حجاج گفت: راست گفتی! چه چیزی باعث شد تو در مجلس مرا تکذیب کنی؟

یحیی در جواب گفت: این به خاطر پیمانی بوده که خداوند در قرآن از انبیاء الهی گرفته است تا بر مردم حقایق را بیان کنند و آن را به خاطر مال اندک دنیا کتمان نکنند.(187 آل عمران) راوی می گوید: حجاج یحیی را به خراسان تبعید کرد»

حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله أبو عبدالله، المستدرک على الصحیحین، ج3، ص: 180، دار الکتب العلمیة – بیروت، چاپ اول، 1411 - 1990

 

همچنین توجه به شدت مخالفت و دمشنی با اهل بیت علیهم السلام در انکار امور بدیهی قرآنی و تاریخی، نشان می دهد که بسیاری از محدثین و علمای اهل سنت از نقل حقایق و فضایل اهل بیت علیهم السلام امتناع می کردند و اگر موردی خاص اقدام به مقابله می کرد، خطر جانی و تبعید او مطرح بود!

ذهبی وقتی به این روایت می رسد می گوید:

« ... قلت وکان عبد الرزاق یعرف الامور فما جسر یحدث بهذا (حدیث مرتبط با فضائل حضرت علی علیه السلام) الا سرا لاحمد بن الازهر ولغیره»

«...(ذهبی) می گویم: عبدالرزاق صنعانی از وضعیت و افکار عمومی آگاهی کامل داشت و به هیچ وجه جسارت و جرات به خود نمی داد که این روایت را مگر در سرّ و مخفیانه برای احمد بن ازهر و دیگران نقل کند.»

ذهبی، شمس الدین،میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج1، ص: 213، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1995، 8 جلد

چنانچه روشن است، عالمان بزرگی همانند عبدالرزاق نیز جرأت و جسارت نقل عمومی و علنی فضائل اهل بیت علیهم السلام را نداشتند. این امر تاثیر بسیاری در انتقال آزاد و نشر طبیعی حقایق دینی و تاریخی می نماید که در بررسی صدور هر روایت باید در نظر گرفته شود.

در ادامه همین دشمنی ها بود که عکرمة بدون در نظر گرفتن روایات مسلم نبوی آیه تطهیر را مخصوص همسران بداند:

وَقَوْله تَعَالَى: «إِنَّمَا یُرِید اللَّه لِیُذْهِب عَنْکُمْ الرِّجْس أَهْل الْبَیْت وَیُطَهِّرکُمْ تَطْهِیرًا وَهَذَا نَصّ فِی دُخُول أَزْوَاج النَّبِیّ صَلَّى اللَّه عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی أَهْل الْبَیْت هَهُنَا لِأَنَّهُنَّ سَبَب نُزُول هَذِهِ الْآیَة وَسَبَب النُّزُول دَاخِل فِیهِ قَوْلًا وَاحِدًا إِمَّا وَحْده عَلَى قَوْل أَوْ مَعَ غَیْره عَلَى الصَّحِیح وَرَوَى اِبْن جَرِیر عَنْ عِکْرِمَة أَنَّهُ کَانَ یُنَادِی فِی السُّوق «إِنَّمَا یُرِید اللَّه لِیُذْهِب عَنْکُمْ الرِّجْس أَهْل الْبَیْت وَیُطَهِّرکُمْ تَطْهِیرًا » نَزَلَتْ فِی نِسَاء النَّبِیّ صَلَّى اللَّه عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَاصَّة

قول خداوند تبارک و تعالی در آیه تطهیر «انما ...» این آیه نص در دخول همسران رسول الله صلی الله علیه و آله در اهل بیت در این آیه است؛ زیرا این زنان سبب نزول آیه هستند و سبب نزول بر اساس یک قول، فقط شامل همین افراد است و بنا بر قول صحیح دیگر، همسران به همراه افراد دیگر داخل در اهل بیت می شوند. ابن جریر از عکرمه روایت کرده است که او در بازار ندا می داد که آیه «انما یرید الله ...» فقط مخصوص همسران رسول الله صلی الله علیه و آله نازل شده است.

ابن کثیر دمشقی، عماد الدین ابوافداء، تقسیر القرآن العظیم، ج 11، ص: 152، دار النشر: مؤسسة قرطبة + مکتبة أولاد الشیخ للتراث، البلد: الجیزة، الطبعة: الأولى، سنة الطبع: 1412 هـ، 2000 م، عدد الأجزاء: 14

علمای اهل سنت درباره عکرمه نوشته اند:

«وقد تکلم فیه بأنه على رأى الخوارج ومن ثم اعرض عنه مالک الإمام ومسلم»

درباره او گفته اند که او اعتقاد خوارج را داشت و به همین دلیل بود که امام مالک و مسلم از او روایت نکرد.

ذهبی، محمد بن احمد، تذکرة الحفاظ، ج1، ص: 74، دراسة وتحقیق: زکریا عمیرات، ناشر: دار الکتب العلمیة بیروت-لبنان، الطبعة الأولى 1419هـ- 1998م، عدد المجلدات: [ 4 ]

بعلاوه عقیلی حقیقتی عجیبی را درباره او نقل می کند:

«على علی بن عبد الله بن عباس فإذا عکرمة فی وثاق عند باب الحسن فقلت له ألا تتقی الله قال فإن هذا الخبیث یکذب على أبی»

علی بن عبدالله بن عباس در زمانی عکرمه را با طناب در نزد خانه خسن بسته بود! به او گفتم: آیا از خدا تقوا نمی کنی؟ در پاسخ گفت: این خبیث بر پدرم دروغ می بندد!

عقیلی، ابوجعفر محمد بن عمر، الضعفاء الکبیر، ج3، ص: 374، ناشر : دار المکتبة العلمیة – بیروت، الطبعة الأولى ، 1404هـ - 1984م، تحقیق : عبد المعطی أمین قلعجی، عدد الأجزاء : 4

با توجه نکات فوق در دشمنی و دروغ پردازی عکرمه بر علیه اهل بیت علیهم السلام جای هیچ تردیدی نیست. از نظر تاریخی و تجربی وقتی دشمن یک فرد یک حقیقتی که ادله متعدد قرآنی و روایی آن را تایید می کند انکار می کند این امر نشان می دهد آن حقیقت انکار شده امری مسلم میان توده های علما و مردم بوده است و برای او صاحب او منافع سیاسی و ... داشته است تا حدی که برخی با قصد لطمه زدن به آن منافع در صدد تخریب و انکار آن هستند.

علاوه بر نکته فوق دقت در ادعای عکرمه در نفی شمول اهل بیت علیهم السلام نسبت به آیه تطهیر نشان می دهد که او در ادعای خود هیچ دلیلی ارائه نداده است و این امر می تواند استدلال مطرح شده ما را تقویت کند.

1/5.  نقض های مکرر دال بر خلاف طهارت

یکی دیگر از قرائن عقلایی خروج همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله از شمول آنها نسبت به فراز دال بر طهارت مطلق، نقض های مکرری است که دلالت بر عدم طهارت آنها می کند. از این میان می توان به حائض شدن مکرر آنها به ویژه  عائشه، اقرار برخی از آنها به ایجاد بدعت در دین خصوصا از سوی عائشه در ماجرای جنگ جمل، آیات مطرح شده در سوره تحریم دال بر وقوع خیانت از سوی حفصه و عائشه و ... اشاره کرد.

این نقض ها در تعارض با اذهاب رجس و ایجاد طهارت تکوینی و یا حتی تشریعی همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله است و نشان می دهد که مدعی دخول همسران رسول خدا  صلی الله علیه و آله در مفاد آن با حقیقت قطعی خارجی در تناقض است که این امر حاکی از دروغ بودن این ادعا دارد.

2.    قرائن قرآنی

قرائن قرآنی شامل بحث از تغییر لحن و خطاب آیه از توبیخی به امتنانی، تغییر در سیاق ضمایر و تکوینی بودن اراده اخذ شده در آیه تطهیر است:

2/1.  تغییر لحن و خطاب از توبیخی به امتنانی:

تغییر لحن و خطاب این فراز با فراز های دیگر کاملا واضح است چون در سایر فقرات این آیات هفت گانه  همه خطاب ها به همسران رسول اکرم صلی الله علیه و آله شده که با تهدید به طلاق و عذاب و  عتاب و سرزنش و ... همراه است ولی لحن و کلمات این آیه که درباره «اهل البیت» است لحنی مهربان و همراه با احترام و امتنان و اکرام است.

2/2.  تغییر در سیاق ضمایر از تانیث به تذکیر:

ضمایردر آیات هفتگانه قبل و بعد فراز تطهیر، در مجموع 24 ضمیر جمع به کار رفته است که فقط دو ضمیر در فراز تطهیر برای جمع مذکر به کار رفته و 22 ضمیر دیگر برای جمع مونث!! علت این تفاوت در چیست؟ اگر قرار بود این فراز هم شامل همسران رسول اکرم صلی الله علیه و آله شود چرا  این  دو ضمیر هم مونث به کار نرفتند؟

فقیه برزگ شیعه شهید اول در نقد کسانی که با تمسک به تانیث ضمایر در صدر و ذیل آیه در صدد الحاق همسران به مفاد فراز تطهیر مطلقه هستند می نویسد:

لا یقال: صدر الآیة و عجزها فی النساء فتکون فیهن. قلنا: یأباه الضمیر و هذا النقل الصحیح، و الخروج من حکم الى آخر فی القرآن کثیر جدا.

گفته نمی شود: صدر آیه و ذیل آیه درباره همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله است پس فراز میانی آیه که مربوط به طهارت و اذهاب رجس است نیز باید شامل آنها شود؛ چون در جواب می گوییم: این استدلال بر خلاف سیاق ضمایر است و سیاق ضمایر مانع از چنین برداشتی است بعلاوه این برداشت بر خلاف روایت صحیح است[که در قسمت قرائن روایی به بسیاری از آنها اشاره می شود] و نیز در آیات قرآن در بسیاری از موارد خروج از یک حکم و داخل شدن به حکم دیگر اتفاق افتاده است.


عاملى، شهید اول، محمد بن مکى، ذکرى الشیعة فی أحکام الشریعة، ج‌1، ص: 56، 4 جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، 1419 ه‍ ق

2/3.  تکوینی بودن اراده الهی

یکی از مهم ترین قرائن قرآنی خروج همسران از آیه تطهیر تکوینی بودن اراده اخذ شده در فراز مورد استناد علمای شیعه یعنی همان« انما یرید الله ...» است این در حالی است که در فراز قبل و بعد آن اراده الهی تشریعی است. یکی از فقهای بزرگ معاصر ما برای اثبات این امر بدین شکل استدلال کرده است:

«و الإرادة المتعلقة بإذهاب الرجس عن أهل البیت و تطهیرهم إرادة تکوینیة، لأن متعلق الإرادة التشریعیة هو فعل الغیر المورد للتشریع و الأمر و النهى، و متعلق الإرادة فی الآیة فعل اللّه.

و توهّم کونها إرادة تشریعیة مستلزم لأن یکون اللّه سبحانه آمرا و مأمورا و مریدا و مرادا منه، و أن یکون أفعاله موردا للتشریع و التکلیف! و أن یکون إذهاب الرجس و التطهیر فعل أهل البیت، مع أنهما مستندان إلى اللّه بهیئة الإفعال و التفعیل، و غیر ذلک من التوالى الفاسدة عقلا و نقلا.

و ثانیا: أن الإرادة التشریعیة بتطهیر النفوس بالإتیان بالواجبات و ترک المحرمات إرادة عامة لقاطبة الناس، لا معنى لحصرها ب‍ (انّما) فی أهل البیت، فی الکتاب الحکیم.

و ثالثا: التخصیص و الاختصاص مقتضى الروایات الکثیرة الواردة فی أصحاب الکساء و نقتصر على واحدة منها:

«أن النبی صلّى اللّه علیه و آله و سلّم جلّل فاطمة و زوجها و ابنیهما بکساء و قال: اللّهم هؤلاء أهل بیتی، اللّهم فأذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهیرا»

و قد اعترف بصحة هذه الروایة من دأبه المناقشة بالوجوه الضعیفة فیما ورد فی فضائل اهل البیت علیهم السّلام

و لو کانت الإرادة فی الآیة تشریعیة مع أنها محققة بتشریع الشریعة بالبعث الى ما ینبغی و الزجر عمّا لا ینبغی، و تکون باقیة ببقاء الأوامر و النواهی إلى یوم القیمة کان الدعاء من النبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلّم لأصحاب الکساء طلب للحاصل و تخصیص بلا مخصص.»

اراده متعلق به بردن رجس و ناپاکی ها از اهل بیت علیهم السلام و تطهیر آنها اراده تکوینیه است زیرا متعلق اراده تشریعیه فقط فعل دیگران و غیر می تواند باشد که از سوی قانونگذار مورد امر و نهی واقع می شود در حالی که متعلق اراده در آیه تطهیر فعل الله تبارک و تعالی است.

توهم اینکه در آیه تطهیر اراده تشریعیه است باطل است زیرا این مستلزم است امر است که خداوند تبارک و تعالی هم آمر و هم مامور و هم مرید و هم مراد در حکم اذهاب رجس و تطهیر باشد و این محال و غیر عقلی است. بعلاوه این تشریعی بودن اراده مستلزم است تالی فاسد است که افعال خداوند تبارک و تعالی(اذهاب رجس در آیه و تطهیر اهل بیت علیهم السلام) مورد تشریع و تکلیف قرار گیرد و واضح است که اراده و فعل الهی هیچ گاه مورد تشریع و تکلیف دیگران قرار نمی گیرد. تالی فاسد سوم تشریعی بودن اراده در آیه تطهیر این است که اذهاب رجس و تطهیر مطرح شده در آیه فعل اهل بیت علیهم السلام باشد (یعنی اهل بیت علیهم السلام باید طهارت حاصل کنند و این طهارت مستند به فعل آنها باشد) این در حالی است که طهارت و اذهاب رجس در آیه شریفه به با هیات و صیغه افعال و  تفیعل(اذهاب و تطهیر) به خداوند انتساب داده شده است. علاوه بر این تالی فاسد ها، اشکالات دیگری نیز بر تشریعی دانستن اراده در آیه تطهیر وارد است.

ثانیا: اراده تشریعیه مرتبط با تطهیر جان ها و افراد که با آوردن واجبات و ترک محرمات محقق می شود، اراده ای عام و عمومی برای همگان است و این با معنی حصری که از کلمه «انما» _ حصرت طهارت برای افراد خاص به نام اهل بیت_  در کتاب حکیم و فصیح قرآن، سازگاری ندارد

ثالثا: تخصیص و اختصاص تطهیر به افراد خاص مقتضی روایات بسیاری است که در شان اصحاب کساء وارد شده است که به یکی از آنها اشاره می کنیم:

همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه و همسر و فرزنداش علیهم السلام را با کساء پوشاند و فرمود: خداوندا این ها اهل بیت من هستند از آنها رجس و پلیدی را دور کن و آنها را پاک پاکیزه کن!

و اگر اراده در آیه تشریعی باشد، با در نظر گرفتن این که اراده تشریعی با تشریع شریعت و احکام در قالب امر به اموری که لازم است انجام شود و نهی و زجر از اموری که باید ترک شود، محقق می شود، و این اراده با بقای اوامر و نواهی تا روز قیامت نیز باقی است، در این صورت دعای از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله برای اصحاب کساء امری لغو خواهد بود زیرا طلب امری است که با تبعیت از اراده تشریعی حاصل شده است و همچنین این اراده تشریعی تخصیص بدون مخصص است زیرا دلیل بر اینکه ویژه اهل بیت باشد اقامه نشده است.

خراسانى، حسین وحید، منهاج الصالحین (للوحید)، ج‌1، ص: 250، 3 جلد، مدرسه امام باقر علیه السلام، قم - ایران، پنجم، 1428 ه‍ ق

3.    قرائن روایی

بی گمان قوی ترین دلیل خروج همسران از شمول طهارت مطلقه در آیه تطهیر روایات متعدد در چندین طائفه است. علاقه مندان به بررسی کامل تر این روایات می توانند به کتاب «آیة التطهیر فی احادیث الفریقین» نوشته سید علی موحد ابطحی مراجعه کنند.

در این قسمت از پژوهش به برخی از این روایات که در منابع حدیثی معتبر اهل سنت وارد شده است اشاره می کنیم و بنا بر اقتضای بحث به مباحث دلالی و سندی مرتبط با آنها نیز اشاره می کنیم. در ابتدای بحث لازم است به یک مقدمه بسیار کلیدی در مورد اهمیت و جایگاه تفسیر نبوی از آیات قرآن اشاره کنیم:

3/1.  اهمیت تفسیر نبوی در استظهار از آیات قرآن؛

یکی از مهم ترین مبانی تفسیر و فهم آیات قرآن کریم حجیت تبیین و بیان نبوی در فهم آیات قرآن است. بر اساس صریح آیات قرآن، یکی از مهم ترین وظائف رسول خدا صلی الله علیه و آله، تبیین آیات قرآن برای مسلمین است. خداوند در آیات 44 و 64 سوره نحل می فرماید:

(16) النحل : 44 بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ‏

[زیرا آنان را] با دلایل آشکار و نوشته ‏ها [فرستادیم] و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى و امید که آنان بیندیشند (۴۴)

(16) النحل : 64 وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُون‏

و ما [این] کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف کرده‏ اند براى آنان توضیح دهى و [آن] براى مردمى که ایمان مى ‏آورند رهنمود و رحمتى است (۶۴)

بر اساس آیات فوق، تبیین آیات قرآن بر عهده رسول خدا صلی الله علیه و آله است. به همین دلیل است که وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در تفسیر یک آیه نکته ای را مطرح کرده باشند، همه مسلمانان وظیفه تبعیت از آن را دارند و حق ندارند به استناد به فهم ظاهری خود از آیه، خلاف بیان نبوی را ادعا کنند.

نمونه بارز این روش فهم قرآن را می توان در آیه مربوط به قصر نماز در مسافرت ملاحظه کرد. خداوند در این آیه می فرماید:

«وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذینَ کَفَرُوا إِنَّ الْکافِرینَ کانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبینا»

و چون در زمین سفر کردید اگر بیم داشتید که آنان که کفر ورزیده‏ اند به شما آزار برسانند گناهى بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید چرا که کافران پیوسته براى شما دشمنى آشکارند (نساء/۱۰۱)

 

با اینکه ظاهر این آیه وجوب قصر نماز را مقید به خوف نموده است ولی اجماع مسلمین مستند به بیان و تفسیر نبوی از آیه، وجوب قصر نماز برای مسافر را مطلق می دانند و هیچ مدخلیتی برای خوف قائل نیستند

از این روست که عبدالله بن عمر در پاسخ به سوالات مرتبط با شکسته و یا تمام خواندن نماز می گوید:

«4861 - حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا یزید أنا إسماعیل عن أبی حنظلة قال : سألت بن عمر عن الصلاة فی السفر فقال الصلاة فی السفر رکعتین فقال إنا آمنون لا نخاف أحدا قال سنة النبی صلى الله علیه و سلم.  تعلیق شعیب الأرنؤوط : صحیح لغیره وهذا إسناد محتمل للتحسین»

ابی حنظله روایت می کند: از عبدالله بن عمر درباره نماز در سفر سوال نمودم. او گفت: نماز در سفر دو رکعت است. سائل گفت: ما که در مسافرت آمن هستیم و از کسی ترس و خوفی نداریم! ابن عمر در پاسخ گفت: این حکم سنت نبوی است!

ابن حنبل، أبو عبدالله الشیبانی، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج2، ص: 31، مؤسسة قرطبة – القاهرة، شش جلد، به همراه تعلیقات، شعیب الأرنؤوط

عبدالله بن عمر در این فتوا شکسته خواندن نماز را حکم وجوبی رسول خدا صلی الله علیه و آله می داند که تفاوتی میان وجود خوف یا غیر آن نیست. این نظر با توجه به روایت های دیگر او، تقویت می شود. او در پاسخ به سوال دیگری، مخالفت با این سنت را کفر می داند:

 «5202 - أخبرنا أبو بکر بن الحارث الفقیه أنبأ أبو محمد بن حیان الأصبهانی ثنا بن منیع ثنا أبو الربیع الزهرانی ثنا عبد الوارث ثنا أبو التیاح عن مورق العجلی عن صفوان بن محرز قال : سألت بن عمر عن صلاة السفر قال رکعتان من خالف السنة کفر»

صفوان بن محرز می گوید: از عبدالله بن عمر سوال از نماز در مسافرت نمودم: گفت: دو رکعت است و هر کس با این سنت مخالف کند کافر است!

بیهقی، أحمد بن الحسین بن علی، سنن البیهقی الکبرى، ج3، ص: 140، مکتبة دار الباز - مکة المکرمة ، 1414 – 1994، تحقیق : محمد عبد القادر عطا، 10 جلد

این فتوای عبدالله بن عمر در نزد تابعین و بزرگان اهل سنت بسیار مشهور بوده است. ابن تیمیه حرانی در این باره می نویسد:

«... أبو التیاح عن مورق العجل عنه وهو مشهور فی کتب الآثار، وفی لفظ صلاة السفر رکعتان ومن خالف السنة کفر وبعضهم رفعه إلى النبی صلى الله علیه وسلم، فبین أن صلاة السفر رکعتان وأن ذلک من السنة التی خالفها فاعتقد خلافها فقد کفر...»

ابن تیمیة الحرانی، تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم، مجموعة الرسائل والمسائل لابن تیمیة، ج2، ص: 59، لجنة التراث العربی، دو جلدی

«...مورق العقل از عبدالله بن عمر این فتوا را نقل می کند. و این فتوایی مشهور در کتب فقهی و حدیثی است. و در یک روایتی است که: نماز در مسافرت دو رکعت است و این سنت است و هر کسی با سنت مخالفت کند کافر است. عبدالله بن عمر مخالفت با دو رکعت نماز خواندن در مسافرت را کافر قلمداد کرده است».

جمع بندی: بسیار روشن است که صحابه و علمای اسلام مستند به تفسیر نبوی از آیه فوق، از ظاهر آیه قرآن اعراض کرده اند و هیچ ارزشی برای آن قائل نشده اند.

نتیجه گیری: اگر در یک آیه با تفسیر و تبیین نبوی نسبت به مدلول آیه و یا تعیین مصادیق آن مواجه باشیم، روش اجتهادی صحابه و همه علما این بوده است که تفسیر رسول خدا صلی الله علیه و آله وجوب تبعیت دارد هر چند گمان کنیم که تفسیر نبوی خلاف ظاهر آیه قرآن است. به عبارت دیگر می توان گفت: تبیین نبوی یکی از مهم ترین قرائن فهم مراد جدی از آیات قرآن است. این قرینه همانند یک قرینه لفظی متصل عمل می کند که بدون ملاحظه آن، تفسیر آیه راه به جایی نمی برد و تنها با در نظر گرفتن روایت نبوی ذیل آیه است که می توان مراد واقعی آیه را تشخیص داد.

این نکته را نیز باید دقت کرد که بر اساس ادله مطرح شده به ویژه  روایت های مورد استناد عبدالله بن عمر، هر گونه تفسیر خلاف تفسیر و تبیین نبوی مساوی با مخالفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و کفر است. چنانچه ثابت شود که مصادیق تنزیلی آیه تطهیر فقط شامل پنج تن آل عبا هستند و حضرت محمد صلی الله علیه و آله از ورود دیگران در ضمن این افراد مانع شده است، وارد کردن افراد دیگر، خلاف نظر ایشان و کفر است.

با در نظر گرفتن این نکته کلیدی به روایت های مرتبط با تفسیر آیه تطهیر از لسان رسول الله صلی الله علیه و آله می پردازیم.

  با بررسی های صورت گرفته می توان روایت های دال بر خروج همسران رسول الله صلی الله علیه و آله را در شش دسته تقسیم کرد که شامل روایت عائشه در صحیح مسلم، روایت زید بن ارقم، روایت های متعدد از ام سلمه، روایت های مرتبط با ماجرای مباهله، روایت های دال بر نزول آیه تطهیر در 5 نفر و روایت ها سلام دادن رسول الله صلی الله علیه و آله به اهل بیت علیهم السلام است که در ادامه این نوشتار به ذکر و تحلیل دلالی و سندی این روایات اشاره می کنیم:

3/2.  روایت عائشه در صحیح مسلم

یکی از مهم ترین روایت هایی که دلالت بر انحصار «اهل البیت» در پنج نفر آل کساء دارد، روایت عائشه در صحیح مسلم است. این روایت به دلیل حصر مستفاد از آن به دلالت التزامی و ضمنی، بر خروج از همسران از عنوان «اهل البیت» آیه تطهیر دارد. صفیه از عائشه روایت می کند:

 

 61 - ( 2424 ) حدثنا أبو بکر بن أبی شیبة ومحمد بن عبدالله بن نمیر ( واللفظ لأبی بکر ) قالا حدثنا محمد بن بشر عن زکریاء عن مصعب بن شیبة عن صفیة بنت شیبة قالت قالت عائشة: خرج النبی صلى الله علیه و سلم غداة وعلیه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن علی فأدخله ثم جاء الحسین فدخل معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها ثم جاء علی فأدخله ثم قال إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا [ 33 / الأحزاب / 33 ]

عایشه مى‌گوید: «در صحبگاهى رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله، درحالى‌که بر دوش او عبایى مشکى بود، خارج شد. سپس حسن آمد، پس او را داخل آورد؛ سپس حسین آمد و با او داخل شد؛ سپس فاطمه آمد، او را داخل آورد؛ سپس على آمد، او را داخل آورد؛ آن‌گاه گفت: خداوند مى‌خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.

مسلم بن الحجاج أبو الحسین، القشیری النیسابوری، صحیح مسلم، ج 4، ص:1883، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، عدد الأجزاء: 5

علامه شرف الدین در تبیین دلالت روایت فوق می نویسد:

«و قد أجمعت کلمة أهل القبلة من أهل المذاهب الإسلامیة کلّها على أنّه لمّا نزل الوحی بها علیه‏ضمّ سبطیه وأباهما وامّهما إلیه، ثمّ غشّاهم ونفسه بذلک الکساء؛ تمییزا لهم عن سائر الأبناء و الأنفس و النساء. فلمّا انفردوا تحته عن کافّة اسرته واحتجبوا به عن بقیّة امّته، بلّغهم الآیة وهم على تلک الحال حرصا على أن لایطمع بمشارکتهم فیها أحد من الصحابة و الآل، فقال- مخاطبا لهم وهم معه فی معزل عن کافّة الناس-: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»  فأزاح بحجبهم فی کسائه حینئذ حجب الریب وهتک سدف‏ الشبهات، فبرح الخفاء بحکمته البالغة، وسطعت أشعّة الظهور ببلاغه المبین، و الحمد للّه ربّ العالمین. ومع ذلک لم یقتصر على هذا المقدار من توضیح اختصاص الآیة بهم علیهم‏السلام، حتّى أخرج یده من تحت الکساء، فألوى بها إلى السماء، فقال: «اللهمّ هؤلاء أهل بیتی‏»

و همه مسلمین از اهل قبله، از همه مذاهب اسلامی، اجماع کرده اند که زمانی که آیه تطهیر بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد، او دو نوه خود و پدر و مادرشان را نزد خود آورد و سپس آنها را را با خود در کساء یمانی پوشانید. این کار بدین جهت صورت گرفت که آنها را از دیگر انفس و فرزندان و زنان جدا کند و نشان دهد که این افراد با بقیه فرق دارند. وقتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به صورت اختصاصی و جدای از بقیه خانواده خود، آنها را داخل در کساء نمود و از بقیه افراد جامعه آنها را فقط پوشانید، آیه تطهیر را برای آنها ابلاغ کرد در حالی که فقط این افراد زیر کساء بودند. این به دلیل این امر بود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله اصرار داشت که هیچ کسی دیگر از صحابه و  خانواده خود طمع نکند که در این جمع حاضر در کساء مشارکت جوید. آن حضرت فقط به افراد تحت الکساء که به همراه او بودند و از بقیه جدا شده بودند را با آیه « انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس ...» خطاب قرار داد و با این کار تمام ابهامات و شک هایی که در مسئله مصادیق آیه تطهیر بود از بین برد و با حکم روشن خود تمام شبهات را از بین برد. و با ظهور آیه با بیان نورانی و روشنگر نبوی، کاملا روشن شد. و الحمد لله رب العالمین. و با وجود این تاکیدات و جدا کردن اهل بیت علیهم السلام با کساء توضیح عملی آن حضرت برای بیان حصر اهل بیت آیه به این افراد، به این امر بسنده نکرد تا جایی که دست خود را از کساء خارج نمود و به آسمان اشاره کرد و فرمود: خداوندا این افراد فقط اهل بیت من هستند!

شرف الدین، عبد الحسین، موسوعة الإمام السید عبدالحسین شرف الدین، ج‏5(الکلمةالغراء) ؛ ص16 11جلد، دار المؤرخ العربی - بیروت - لبنان، چاپ: 2، 1431 ه.ق.

درباره این حدیث توجه به نکات زیر لازم است:

یک: روایت فوق از نظر سندی و صدوری مورد قبول علمای اهل سنت است زیرا این روایت در صحیح مسلم وارد شده است. صحت روایت های صحیح بخاری و صحیح مسلم در نزد اهل سنت اجماعی است.

دوم: محور استدلال علامه شرف الدین بر خروج همسران از آیه تطهیر، قرینه رفتاری و فعلی رسول خدا صلی الله علیه و آله با افکندن کساء بر روی افراد خاص و دعای آن حضرت که در مقام تفسیر آیه تطهیر بوده است، می باشد. وضوح این قرینه و دلالت آن بسیار روشن و واضح است.

علاوه بر قرائن فوق توجه به جایگاه افراد مطرح شده در حدیث فوق خود نشان می دهد که آیه تطهیر برای افراد بسیار خاص است که میان آنها در فضیلت و عظمت نوعی تناسب و سنخیت وجود دارد. علامه شرف الدین در توضیح این نکته می نویسد:

«الفصل الثانی: فی آیة التطهیر و هی قوله- جلّ وعلا- فی سورة الأحزاب: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً لا ریب فی أنّ أهل البیت الذین أذهب اللّه عنهم الرجس وطهّرهم فی هذه الآیة، إنّما هم الخمسة أصحاب الکساء، وکفاک هذا برهانا على أنّهم أفضل من أقلّته الأرض یومئذ ومن أظلّته السماء. ألا وهم: رسول اللّه صلى الله علیه و آله و سلم، وصنوه الجاری بنصّ الذکر مجرى نفسه، وبضعته التی یغضب اللّه لغضبها ویرضى لرضاها، وریحانتاه من الدنیا سبطاه الشهیدان سیّدا شباب أهل الجنّة، فهؤلاء هم أصحاب هذه الآیة البیّنة بحکم الأدلّة القاطعة و الحجج الساطعة، لم یشارکهم فیها أحد من بنی آدم، ولا زاحمهم تحت کسائها واحد من هذا العالم.»

فصل دوم در آیه تطهیر که این آیه در سوره احزاب این است که خداوند عزوجل می فرماید« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» شکی نیست که اهل بیتی که خداوند تمام رجس ها و پلیدی ها را از آنها برده و آنها را پاک و پاکیزه نموده است، فقظ پنج تن آل کساء هستند و این برهان و دلیل برای تو کافی است که آنها برترین کسانی بودند که زمین آنها را حمل می کرد و برترین موجوداتی بودند که آسمان بالای سر آنها بود! همانا این افراد رسول خدا صلی الله علیه و آله و داماد او که در قرآن در سوره مباهله در حکم نفس و جان او قلمداد شده است، پاره تن او که خداوند به غضب او غضبناک و به رضایت او راضی می شود، دو گل و ریحانه خوش بوی رسول خدا صلی الله علیه و آله در دنیا و دو شهید و سرور جوانان اهل بهشت؛ این پنج تن اصحاب و مراد از این آیه بر اساس ادله قاطع و دلیل های بسیار روشن هستند که احدی از بنی آدم در این فضیلت با آنها شریک نیست و هیچ کسی در دنیا هم رتبه و مزاحم آنها در زیر کساء نمی شود.

شرف الدین، عبد الحسین، موسوعة الإمام السید عبدالحسین شرف الدین، ج‏5(الکلمةالغراء) ؛ ص14، 11جلد، دار المؤرخ العربی - بیروت - لبنان، چاپ: 2، 1431 ه.ق.

3/3.  روایت زید بن ارقم در صحیح مسلم

 در نظر اهل سنت فهم صحابه _ به ویژه  فهم کبار و فقهای صحابه همانند خلفای راشدین و صحابه معروف و دارای روایات زیاد مثل زید بن ارقم _ می تواند کاشف از سنت نبوی باشد و تفسیر آنها به دلیل موقعیت ممتاز و نزدیکی آنها به عهد صدور روایت بر تفاسیر دیگران برتری و ترجیح دارد.

با توجه به نکته فوق؛ یکی دیگر از روایت های مورد استناد برای خروج همسران از شمول آیه تطهیر، روایت هایی است که زید بن ارقم در تحدید معنی «اهل البیت» دارد. از میان این روایت ها، دو روایت موجود در صحیح مسلم بسیار مهم و برجسته است. روایت اول بدین شکل وارد شده است:

 «36 - ( 2408 ) حدثنی زهیر بن حرب وشجاع بن مخلد جمیعا عن ابن علیة قال زهیر حدثنا إسماعیل بن إبراهیم حدثنی أبو حیان حدثنی یزید بن حیان قال: انطلقت أنا وحصین بن سبرة وعمر بن مسلم إلى زید بن أرقم فلما جلسنا إلیه قال له حصین لقد لقیت یا زید خیرا کثیرا رأیت رسول الله صلى الله علیه و سلم وسمعت حدیثه وغزوت معه وصلیت خلفه لقد لقیت یا زید خیرا کثیرا حدثنا یا زید ما سمعت من رسول الله صلى الله علیه و سلم قال یا ابن أخی والله لقد کبرت سنی وقدم عهدی ونسیت بعض الذی کنت أعی من رسول الله صلى الله علیه و سلم فما حدثتکم فاقبلوا وما لا فلا تکلفونیه ثم قال قام رسول الله صلى الله علیه و سلم یوما فینا خطیبا بماء یدعى خما بین مکة والمدینة فحمد الله وأثنى علیه ووعظ وذکر ثم قال أما بعد ألا أیها الناس فإنما أنا بشر یوشک أن یأتی رسول ربی فأجیب وأنا تارک فیکم ثقلین أولهما کتاب الله فیه الهدى والنور فخذوا بکتاب الله واستمسکوا به فحث على کتاب الله ورغب فیه ثم قال وأهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی فقال له حصین ومن أهل بیته؟ یا زید ألیس نساؤه من أهل بیته؟ قال نساؤه من أهل بیته ولکن أهل بیته من حرم الصدقة بعده قال وهم؟ قال هم آل علی وآل عقیل وآل جعفر وآل عباس قال کل هؤلاء حرم الصدقة؟ قال نعم»

«ابوحیان از یزید بن حیان روایت می کند که گفت: من و حصین بن سبرة و عمر بن مسلم نزد زید بن ارقم رفتیم وقتی کنارش نشستیم حصین به او گفت: ای زید تو خیر بسیاری دیدی! رسول الله صلی الله علیه و آله را دیدی و از او حدیث شنیدی و با او به جنگ رفتی و پشت او نماز خواندیای زید بی شک تو خیر و خوبی بسیاری دیده ای! ای زید برای ما از سخنانی که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدی نقل کن! زید گفت: ای پسر برادرم به قسم سن من بالا رفته است و فاصله زیادی از اتفاقات و عهد هایی که داشتم افتاده است و برخی از آنها را فراموش کردم و برخی دیگر را که از آن حضرت شنیدم و به خاطر سپردم، هنوز در یاد دارم.  هر آنچه را که برای شما گفتیم قبول کنید و هر آنچه را که نگفتیم مرا به گفتن آن مکلف و مجبور نکنید. زید سپس در ادامه گفت: روزی رسول الله صلی الله علیه و آله بر ما در کنار آب و چشمه ای به نام خمّ بین مکه و مدینه خطبه خواند و بعد از حمد و ثنای الهی فرمود: همانا من دو چیز گران بها میان شما به جای می گذارم اولین آنها کتاب الله است. در این کتاب هدایت و نور است. کتاب خدا را اخذ کنید و بدان تمسک کنید. آن حضرت بسیار بر کتاب خدا تشویق و ترغیب کرد. سپس گفتم: دومی آن ثقلین اهل بیت من است است. شما را به خدا نسبت به اهل بیتم سفارش می کنم شما را به خدا نسبت به اهل بیتم سفارش می کنم شما را به خدا نسبت به اهل بیتم سفارش می کنم. حصین از زید سوال نمود: اهل بیت او جه کسانی بودند ای زید. آیا زنان او از اهل بیت او هستند؟ زید گفت: زنان او از اهل بیت[اهل بیت یعنی داخل یک خانه زیر یک سقف] هستند ولی اما اهل بیت[مورد سفارش  به عنوان یکی از ثقلین در کنار قرآن] کسانی هستند که صدقه بر آنها حرام شده است. حصین گفت: آنها چه کسانی هستند؟ زید گفت: آل علی علیه السلام، آل عقیل، آل جعفر و آل عباس. حصین گفت: آیا همه این ها صدقه برای آنها حرام است. زید گفت: آری حرام است».

مسلم بن الحجاج أبو الحسین، القشیری النیسابوری، صحیح مسلم، ج 4، ص:1873، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، عدد الأجزاء: 5

تقریب استدلال: دقت در روایت فوق نشان می دهد در نظر زید بن ارقم همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله به هیچ وجه داخل در مفهوم «اهل البیت» مورد بحث ما نمی باشند. زیرا زید در پاسخ به استفصال و طلب توضیح حصین گفته است:

«... فقال له حصین ومن أهل بیته؟ یا زید ألیس نساؤه من أهل بیته؟ قال نساؤه من أهل بیته ولکن أهل بیته من حرم الصدقة بعده»

این عبارت نشان می دهد که «اهل بیت» دارای دو مصداق کاملا متفاوت در نظر زید بن ارقم است. مصداق اول، اهل بیتی است که شامل تمام افراد حاضر در یک مسکن و خانه هستند و زیر یک سقف زندگی می کنند که شامل همسران و هر موجود دیگر _ حتی گربه خانگی و اهلی _ می شود. ولی مصداق دوم که «اهل البیت» قرین قرآن در حدیث ثقلین است، شامل همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی شود زیرا این عنوان شامل افراد خاصی است که یکی از احکام ناشی از آن، حرمت صدقه دادن به آنها است.

 به عبارت دیگر، در نظر زید بن ارقم همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله به هیچ وجه داخل در «اهل البیت» عنوان شده در حدیث ثقلین نیستند هر چند آنها اهل خانه و بیت رسول الله صلی الله علیه و آله هستند. توجه به این نکته ضروری است که تفسیر زید و اخراج همسران متفرع بر تفسیر اهل البیت همردیف قرآن در حدیث ثقلین بوده است.

حدیث ثقلین نیز دلالت بر عصمت اهل البیت علیهم السلام و جدا نشدن آنها از قرآن تا روز قیامت دارد. توجه به این سنخیت میان دو ثقل مطرح شده نشان می دهد که فقط با 5 تن آل کساء تناسب دارد زیر غیر از آنها احدی ادعای عصمت مطلق نکرده است.

 روایت دوم از وضوح دلالی بیشتری در خروج همسران از عنوان«اهل البیت» برخوردار است زیرا زید صریحا در پاسخ به سوال مرتبط با مسئله ما، همسران رسول الله صلی الله علیه و آله را داخل در عنوان «اهل البیت» نمی داند:

 37 - ( 2408 ) حدثنا محمد بن بکار بن الریان حدثنا حسان ( یعنی ابن إبراهیم ) عن سعید ( وهو ابن مسروق ) عن یزید بن حیان عن زید بن أرقم قال: دخلنا علیه فقلنا له قد رأیت خیرا لقد صاحبت رسول الله صلى الله علیه و سلم وصلیت خلفه وساق الحدیث بنحو حدیث أبی حیان غیر أنه قال ألا وإنی تارک فیکم ثقلین أحدهما کتاب الله عز و جل هو حبل الله من اتبعه کان على الهدى ومن ترکه کان على ضلالة وفیه فقلنا من أهل بیته ؟ نساؤه ؟ قال لا وایم الله إن المرأة تکون مع الرجل العصر من الدهر ثم یطلقها فترجع إلى أبیها وقومها أهل بیته أصله وعصبته الذین حرموا الصدقة بعده

یزید بن حیان از زید بن ارقم روایت می کند: بر زید وارد شدیم و به او گفتیم ای زید تو خیر و خوبی دیدی! تو با رسول الله صلی الله علیه و آله مصاحبت داشتی و پشت سر او نماز خواندی حدیث همانند حدیث ابوحیان است الا اینکه در ادامه دارد: رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: آگاه باشید من دو چیز گران بها در میان شما قرار می دهم: یکی از آنها کتاب الله است که آن ریسمان الهی است که هر کس از ان تبعیت کند بر هدایت است و هر کس آن را ترک کند بر گمرانی.  و در این روایت است که: له زید گفتیم: اهل بیت او چه کسانی هستند؟ آیا همسران او از اهل بیت او هستند؟ زید گفت: به خدا قسم همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله از اهل بیت او نیستند! همانا زن ممکن است یک روز عصر از عمرش فقط با مرد باشد و سپس او را طلاق دهد و آن زن نزد پدر و قومش برگردد. اهل بیت او، اصل و اقارب و فامیل هایی هستند که صدقه بر آنها حرام شده است.

مسلم بن الحجاج أبو الحسین، القشیری النیسابوری، صحیح مسلم، ج 4، ص:1873، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، عدد الأجزاء: 5

برای فهم دقیق تر خروج از همسران از شمول آیه تطهیر توجه به نکات زیر لازم است:

نکته اول: بر اساس مبانی فکر اهل سنت و به خصوص وهابیت و سلفیه، فهم صحابه از آیات قرآن از فهم دیگران برتر و بهتر است زیرا علاوه بر قاعده عدالت صحابه، آنها نزدیک به عصر حضور هستند و به قرائن آیات قرآن دسترسی دارند. لذا تفسیری که زید بن ارقم از مصادیق «اهل البیت» ارائه می دهد، بسیار راهگشا خواهد بود.

نکته دوم: روایت مورد بحث در صحیح مسلم صراحتا و بدون هیچ ابهامی، همسران را از عنوان اهل البیت خارج کرده است. در روایت آمده است«... فقلنا من أهل بیته ؟ نساؤه ؟ قال لا وایم الله...» راوی از شمول و دخول همسران در عنوان اهل البیت سوال نموده است که زید بن ارقم به صراحت این عنوان را نفی کرده است. او برای تاکید کلام خود، قسم نیز یاد کرده است که این امر تاکید بر خروج همسران از عنوان اهل البیت است.

نکته سوم: «اهل بیت» مطرح شده در حدیث فوق، اهل بیت قرین قرآن در حدیث ثقلین است. به عبارت دیگر، زید بن ارقم دخول همسران در اهل بیت همسنگ با قرآن که وجوب تمسک و تبعیت از آن وجود دارد را نفی کرده است. زید منکر دخول همسران در اهل بیت به معنی افرادی که در یک خانه زندگی می کنند، نیست.

نکته چهارم: زید ابن ارقم برای خروج همسران از اهل البیت مورد بحث در حدیث، تعلیلی ذکر می کند که شایسته توجه است. بر اساس تعلیل مطرح شده عنوان «اهل البیت» برای یک شخص، شامل کسانی می شود که عصبة و اصل او فرد باشند. شامل افرادی که ارتباط کمی با شخص داشته و هر لحظه ممکن است این ارتباط با عواملی مثل طلاق و ... از بین برود نیست.

به عبارت دیگر می توان چنین تحلیل کرد که در نظر زید بن ارقم  در تعریف عنوان «اهل البیت» باید یک قید سلب کننده را لحاظ کنیم و یک قید اثبات کننده. این دو امر اشاره به یک عنوان و حقیقت مشترک دارند. قید سلب کننده عنوان «اهل البیت»، تصریح به خروج همسران از دخول در عنوان مورد بحث در حدیث ثقلین است. و قید اثبات کننده آن، اشاره به نزدیکان نسبی رسول الله صلی الله علیه و آله می کند که داخل در عنوان اهل البیت هستند.

3/4. روایات متعدد از ام سلمه

یکی از مهم ترین ادله خروج همسران از عنوان «اهل البیت» آیه تطهیر روایت ام سلمة از رسول خدا صلی الله علیه و آله است. این روایت با نه طریق وارد شده است و لذا نیازی به بررسی سندی ندارد بعلاوه برخی از طرق آن به تصریح علمای اهل سنت، از نظر سندی صحیح و معتبر هستند.

شایان ذکر است که در تمام روایت های این بخش می توان به قرینه رفتاری و فعلی رسول خدا صلی الله علیه و آله با افکندن کساء بر روی افراد خاص و دعای آن حضرت که در مقام تفسیر آیه تطهیر_همانند آنچه در طریق عائشه گذشت_ برای خروج همسران از مدلول آیه تطهیر استدلال کرد. علاوه بر این امر، در روایت های پیش رو، قیود دیگری وجود دارد که نیز می توان با تمسک به آن،  به خروج همسران از آیه تطهیر اجتجاج کرد که در ادامه بدان اشاره می کنیم:

1.   روایت عمر بن ابی سلمه از ام سلمه

یکی از روایت های طریق ام سلمة روایت عمر بن ابی سلمه است. این روایت با سندی صحیح و معتبر در سنن ترمذی وارد شده است:

 3205 - حدثنا قتیبة حدثنا محمد بن سلیمان بن الأصبهانی عن یحیى بن عبید عن عطاء بن أبی رباح عن عمر بن أبی سلمة ربیب النبی صلى الله علیه و سلم قال: لما نزلت هذه الآیة على النبی صلى الله علیه و سلم { إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا } فی بیت أم سلمة فدعا فاطمة و حسنا و حسینا فجللهم بکساء و علی خلف ظهره فجللهم بکساء ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا قالت أم سلمة وأنا معهم یا نبی الله؟ قال أنت على مکانک وأنت على خیر. قال هذا حدیث غریب من حدیث عطاء عن عمر بن أبی سلمة. قال الشیخ الألبانی: صحیح

«عمر بن ابی سلمه فرزند ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن حضرت روایت می کند: وقتی آیه تطهیر در خانه ام سلمه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل که: «خدا فقط مى‏ خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند (احزاب/ ۳۳(»؛ آن حضرت حضرت فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام را صدا کرد و آنها را با کساء و عبای خود پوشاند در حالی که علی علیه السلام نیز پشت سر آن حضرت بود و [او را نیز داخل در کسا نمود] و پوشاند و سپس گفت: خداوندا این ها اهل بیت من هستند از آنها تمام رجس ها و پلیدی ها را دور کن و آنها را پاک و پاکیزه نما. ام سلمة گفت«ای نبی خدا صلی الله علیه و آله آیا من هم با آنها هستم؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: تو در جایگاه خاص خود هستی و تو بر خیر و [عاقبت بخیر و خوشبختی] خواهی بود»

ترمذی السلمی، محمد بن عیسی، الجامع الصحیح سنن الترمذی، ج 5، ص: 351، دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، عدد الأجزاء: 5

روایت فوق توسط طبرانی در معجم الکبیر نیز وارد شده است:

 8295 - حدثنا عبد الله بن أحمد بن حنبل ثنا محمد بن أبان الواسطی ( ح ) وحدثنا أحمد بن النضر العسکری ثنا أحمد بن النعمان الفراء المصیصی قالا ثنا محمد بن سلیمان بن الأصبهانی عن یحیى بن عبید المکی عن عطاء بن أبی رباح عن عمر بن أبی سلمة قال: نزلت هذه الآیة على رسول الله صلى الله علیه و سلم وهو فی بیت أم سلمة { إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا } فدعا الحسن و الحسین و فاطمة فأجلسهم بین یدیه ودعا علیا فأجلسه خلف ظهره وتجلل هو وهم بالکساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا فقال أم سلمة: وأنا معهم یا رسول الله؟ فقال: وأنت مکانک وأنت على خیر

 عمر بن ابی سلمه روایت می کند که این آیه: «خدا فقط مى‏ خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند (احزاب/ ۳۳(» در حالی که رسول الله صلی الله علیه و آله در خانه ام سلمه بود، نازل شده و آن حضرت امام حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام را صدا کرد و روبروی خود نشانید و علی علیه السلام را نیز فراخواند و پشت سر خود نشانید و حضرت علی علیه السلام و آنها را با کساء و عبا پوشانید و فرمود: بار خداوندا این ها فقط اهل بیت من هستند از آنها رجس و پلیدی ها را دور و آنها را پاک و پاکیزه گردان در این هنگام ام سلمه گفت: آی رسول خدا صلی الله علیه و آله آیا من هم با آنها هستم؟ آن حضرت گفت: تو در جایگاه و مکان خود هستی و تو بر خیر و عاقبت به خیری هستی.

طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج 9، ص: 25، مکتبة العلوم والحکم – الموصل، الطبعة الثانیة، 1404 – 1983، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، عدد الأجزاء: 20

برای تقریب دلالت دو روایت فوق بر خروج همسران از آیه تطهیر باید گفت:

 عدول رسول الله صلی الله علیه و آله از پذیرش درخواست ام سلمه مبنی بر داخل شدن او در «اهل البیت» آیه تطهیر و ملحق شدن او به آل عبا، از یک سو، و مطرح کردن جایگاه حقیقی و مکانت و اشاره به عاقبت به خیری او از سوی دیگر، نشان می دهد که ام سلمه داخل در عنوان «اهل البیت» مورد بحث ما نیست. در غیر این صورت، اگر ام سلمه داخل در مفاد اهل البیت بود، می بایست پیامبر خدا صلی الله علیه و آله صریحا پاسخ مثبت به همسرش بدهد و او را نیز داخل در افراد موجود در کساء کند و بعلاوه معنی نداشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره به یک جایگاه دیگر _ که با توجه به روایات دیگر، مراد جایگاه همسری است_  غیر از آنچه که ام سلمه دنبال آن بود، نماید.

2.   روایت ابوسعید الخدری از ام سلمة

روایت دوم روایتی است که ابوسعید خدری از ام سلمة روایت کرده است. ابوسعید خود از یاران و صحابه معروف رسول الله صلی الله علیه و آله است. او ماجرای مورد بحث را چنین روایت می کند:

 6888 - حدثنا محمد بن إسماعیل بن أبی سمینة حدثنا عبد الله بن داود عن فضیل عن عطیة عن أبی سعید عن أم سلمة: أن النبی - صلى الله علیه و سلم - غطى على علی و فاطمة و حسن و حسین کساء ثم قال: هؤلاء أهل بیتی إلیک لا إلى النار قالت أم سلمة: فقلت: یا رسول الله وأنا منهم؟ قال: لا وأنت على خیر.

ابوسعید از ام سلمه روایت می کند: همانا رسول الله صلی الله علیه و آله کساء و عبای خود را روی حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام انداخت و گفت: خداوندا این ها اهل بیت من هستند آنها را به تو واگذار کردم نه آتش جهنم! ام سلمه گفت: به رسول خا صلی الله علیه و آله گفتم: آیا من نیز از این افراد هستم؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد خیر! و تو ای ام سلمه عاقب به خیر می شوی!

ابویعلی موصلی، احمد بن علی، مسند أبی یعلى، ج 12، ص: 313، دار المأمون للتراث  دمشق، الطبعة الأولى، 1404  1984، تحقیق: حسین سلیم أسد، عدد الأجزاء: 13

تقریب دلالت روایت فوق بر خروج همسران بسیار واضح است. زیرا در این روایت رسول خدا صلی الله علیه و آله صریحا با درخواست ام سلمه مبنی بر حضور در میان آل عبا مخالفت می کند.

طحاوی در مشکل الآثار روایت فوق را با اندکی اختلاف بیان می کند:

«حدثنا فَهْدٌ حدثنا أبو غَسَّانَ حدثنا فُضَیْلُ بن مَرْزُوقٍ عن عَطِیَّةَ عن أبی سَعِیدٍ عن أُمِّ سَلَمَةَ قالت نَزَلَتْ هذه الآیَةُ فی بَیْتِی إنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا فَقُلْت یا رَسُولَ اللهِ أَلَسْتُ من أَهْلِ الْبَیْتِ فقال أَنْتِ على خَیْرٍ إنَّکِ من أَزْوَاجِ النبی صلى الله علیه وسلم وفی الْبَیْتِ عَلِیٌّ وَفَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ»

ابوسعید خدری روایت می کند از ام سلمه که این آیه «انما یرید الله ...» در خانه من نازل شد. من به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتم: آیا من از اهل البیت نیستم؟ آن حضرت در پاسخ گفت: تو بر خیر هستی! تو از ازواج النبی صلی الله علیه و آله و از همسران من هستی! این در حالی بود که در «البیت» علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام بودند.

طحاوی، ابوجعفر، احمد بن محمد، شرح مشکل الآثار،ج2، ص: 241، سنة الولادة 239هـ/ سنة الوفاة 321هـ، تحقیق شعیب الأرنؤوط، الناشر مؤسسة الرسالة، سنة النشر 1408هـ - 1987م، مکان النشر لبنان/ بیروت، عدد الأجزاء 15

تقریب استدلال روایت فوق بر خروج همسران از «اهل البیت» روشن است. زیرا اشاره به مقام زوجیت ام سلمه و عدول از اثبات مقام «اهل البیت» آیه تطهیر برای او، نشانه عدم دخول ام سلمه در عنوان مورد بحث است زیرا اشاره و اثبات یک مقام بی ارتباط با سوال و درخواست ام سلمه، نشان می دهد که با خواسته او موافقت صورت نگرفته است.

علاوه بر این باید دقت نمود که این دو روایت مطرح شده، مدلول یکدیگر را تایید می کنند؛ روایت اول از مسند ابویعلی که با پاسخ صریح و نص رسول الله صلی الله علیه و آله مبنی بر خروج همسران از عنوان اهل البیت آیه تطهیر، مبین مراد حدیث دوم است.

3.   روایت شهر بن حوشب از ام سلمه

سند سوم از طریق ام سلمه روایتی است که شهر بن حوشب نقل می کند. احمد بن حنبل این روایت را در مسند و فضائل الصحابه خود روایت کرده است که بنا بر نظر محققین کتاب مسند، مثل شعیب الأرنؤوط و دیگران ، روایت مورد بحث از حیث صدوری صحیح و معتبر است. روایت در مسند بدین شکل تخریج شده است:

« 26789 - حدثنا عبد الله حدثنی أبى ثنا عفان ثنا حماد بن سلمة قال ثنا على بن زید عن شهر بن حوشب عن أم سلمة ان رسول الله صلى الله علیه و سلم قال لفاطمة: ائتینی بزوجک وابنیک فجاءت بهم فألقى علیهم کساء فدکیا قال ثم وضع یده علیهم ثم قال اللهم ان هؤلاء آل محمد فاجعل صلواتک وبرکاتک على محمد وعلى آل محمد انک حمید مجید قالت أم سلمة فرفعت الکساء لأدخل معهم فجذبه من یدی وقال انک على خیر. تعلیق شعیب الأرنؤوط: حدیث صحیح وهذا إسناد ضعیف لضعف علی بن زید وهو ابن جدعان وشهر بن حوشب»

شهر بن حوشب از ام سلمه روایت می کند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه سلام الله علیها فرمود: همسر و دو فرزندت را نزد من بیاور! آن حضرت به همراه آنها حاضر شد پس رسول الله صلی الله علیه و آله کساء فدکی خود را روی آنها انداخت و سپس دست خود را روی آنها قرار داد و فرمود: خداوند این ها آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین هستند درود و برکت خود را بر محمد و آل محمد بفرست همانا تو حمید و مجید هستی! ام سلمه گفت: من کساء فدکی را بالا زدم که داخل آن شوم رسول خدا صلی الله علیه و آله کساء را از دست من کشید و فرمود: همانا تو عاقبت به خیر هستی!

الشیبانی، احمد بن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 6، ص: 323، مؤسسة قرطبة  القاهرة، بی تا 6 جلد

روایت مورد بحث در فضائل الصحابه با سند زیر از شهر بن حوشب نقل شده است:

« 1029 - حدثنا عبد الله قال حدثنی أبی قثنا عفان نا حماد بن سلمة قال انا علی بن زید عن شهر بن حوشب عن أم سلمة ان رسول الله صلى الله علیه و سلم قال لفاطمة: ائتینی بزوجک وابنیک فجاءت بهم فألقى علیهم کساء فدکیا قالت ثم وضع یده علیه ثم قال اللهم ان هؤلاء آل محمد فاجعل صلواتک وبرکاتک على محمد وعلى آل محمد انک حمید مجید قالت أم سلمة فرفعت الکساء لأدخل معهم فجذبه من یدی وقال انک على خیر»

«... شهر بن حوشب از ام سلمه روایت می کند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه سلام الله علیها فرمود: همسر و دو فرزندت را نزد من بیاور! آن حضرت به همراه آنها حاضر شد پس رسول الله صلی الله علیه و آله کساء فدکی خود را روی آنها انداخت و سپس دست خود را روی آنها قرار داد و فرمود: خداوند این ها آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین هستند درود و برکت خود را بر محمد و آل محمد بفرست همانا تو حمید و مجید هستی! ام سلمه گفت: من کساء فدکی را بالا زدم که داخل آن شوم رسول خدا صلی الله علیه و آله کساء را از دست من کشید و فرمود: همانا تو عاقبت به خیر هستی»

أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، فضائل الصحابة، ج 2، ص: 602، مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة الأولى، 1403 – 1983، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، عدد الأجزاء: 2

ابوجعفر طحاوی روایت مورد بحث را چنین گزارش کرده است:

649 - وما قد حدثنا الحسین، أیضا حدثنا أبو غسان مالک بن إسماعیل حدثنا جعفر الأحمر، عن الأجلح، عن شهر بن حوشب، عن أم سلمة، وعبد الملک، عن عطاء، عن أم سلمة قالت: جاءت فاطمة بطعام لها إلى أبیها، وهو على منازله فقال: «أی بنیة، ائتینی بأولادی وابنی وابن عمک » قالت: ثم جللهم أو قالت: حوى علیهم الکساء، فقال: «هؤلاء أهل بیتی وحامتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا » قالت أم سلمة: یا رسول الله، وأنا معهم قال: «أنت من أزواج النبی علیه السلام وأنت على خیر »، أو «إلى خیر »

شهر بن حوشب و عطاء از ام سلمه روایت می کنند: فاطمه با ظرفی از غذا نزد پدرش رسول الله صلی الله علیه و آله آمد و آن حضرت در خانه یکی از همسرانش بود. همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه سلام الله علیها فرمود: ای دختر عزیزم! فرزندانم و پسرانم و پسر عمویت را نزد من بیاور! راوی می گوید: پس رسول الله صلی الله علیه و آله آنها را پوشاند. یا می گوید: کساء را روی آنها انداخت سپس و فرمود: خداوند این ها اهل بیت من و نزدیکان بسیار مهربان من هستند از آنها رجس و پلیدی ها را دور کن و آنها را پاک پاکیزه بگردان! ام سلمه گفت: آیا من از آنها هستم؟ رسول الله فرمود: تو از ازدواج نبی الله صلی الله علیه و آله هستی و تو بر خیر یا عاقبت بخیر هستی!

طحاوی، ابوجعفر احمد بن محمد، مشکل الاثار، ج 2، ص: 239، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1415 هـ، 16 جلد

باید دقت کرد که روش طحاوی در استخراج احادیث در کتاب مشکل الاثار خود بدین شکل بوده است که تعهد داده روایات مقبول و معتبر را ذکر کند. شریف العونی این کتاب را زمره کتاب های مورد بحث ذکر می کند:

«إن من الکتب التی اشترطت الصحة کتاب ... 3- الکتاب الآخر : بیان مشکل أحادیث رسول الله - صلى الله علیه وسلم - واستخراج ما فیها من الأحکام ونفی التضاد عنها وهو الکتاب الشهیر بـ «شرح مشکل الآثار» لأبی جعفر الطحاوی»

«همانا از کتاب هایی که شرط نموده اند روایت های صحیح را ذکر کنند، کتاب های زیر هستند ... کتاب دیگر کتاب بیان احادیث مشکل رسول الله صلی الله علیه و آله و استخراج احکام و نفی تضاد بین آنها است و کتاب مشهور در این موضوع کتاب شرح مشکل الآثار ابوجعفر طحاوی است»

العونی، شریف بن حاتم، مصادر السنة ومناهج مصنفیها، ج1، ص: 4

روایت شهر بن حوشب را طبرانی نیز در معجم الکبیر ذکر کرده است:

« 779 - حدثنا علی بن عبد العزیز ثنا حجاج ثنا حماد عن علی بن زید عن شهر بن حوشب عن أم سلمة: أن رسول الله صلى الله علیه و سلم قال لفاطمة: (ائتینی بزوجک وابنیه) فجاءت بهم فألقى رسول الله صلى الله علیه و سلم کساء فدکیا ثم وضع یده علیهم فقال: (اللهم إن هؤلاء آل محمد فاجعل صلواتک وبرکاتک على آل محمد فإنک حمید مجید) قالت أم سلمة فرفعت الکساء لأدخل معهم فجبذه من یدی وقال: (إنک على خیر)»

شهر بن حوشب از ام سلمه روایت می کند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه سلام الله علیها فرمود: همسر و دو فرزندت را نزد من بیاور! آن حضرت به همراه آنها حاضر شد پس رسول الله صلی الله علیه و آله کساء فدکی خود را روی آنها انداخت و سپس دست خود را روی آنها قرار داد و فرمود: خداوند این ها آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین هستند درود و برکت خود را بر محمد و آل محمد بفرست همانا تو حمید و مجید هستی! ام سلمه گفت: من کساء فدکی را بالا زدم که داخل آن شوم رسول خدا صلی الله علیه و آله کساء را از دست من کشید و فرمود: همانا تو عاقبت به خیر هستی!

طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج 23، ص: 336، مکتبة العلوم والحکم – الموصل، الطبعة الثانیة، 1404 – 1983، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، عدد الأجزاء: 20

ابویعلی موصلی نیز این روایت را در مسند خود ذکر کرده است ولی برخی از محققین کتاب حکم به ضعیف بودن سند آن داده اند ولی با توجه به طرق دیگر و مباحث سندی مطرح شده در اسناد قبلی روشن می شود که این روایت از نظر صدوری بدون اشکال است:

7026 - حدثنا أبو خیثمة حدثنا عفان حدثنا حماد بن سلمة أخبرنا علی بن زید عن شهر بن حوشب عن أم سلمة: أن رسول الله - صلى الله علیه و سلم - قال لفاطمة: ائتنی بزوجک وبابنتیک قالت: فجاءت بهم فألقى علیهم کساء فدکیا ثم وضع یده علیهم فقال: اللهم إن هؤلاء آل محمد فاجعل صلواتک وبرکاتک على محمد وعلى آل محمد إنک حمید مجید قالت أم سلمة: فرفعت الکساء لأدخل فیه فجذبه من یدی وقال: إنک على خیر.

شهر بن حوشب از ام سلمه روایت می کند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه سلام الله علیها فرمود: همسر و دو فرزندت را نزد من بیاور! آن حضرت به همراه آنها حاضر شد پس رسول الله صلی الله علیه و آله کساء فدکی خود را روی آنها انداخت و سپس دست خود را روی آنها قرار داد و فرمود: خداوند این ها آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین هستند درود و برکت خود را بر محمد و آل محمد بفرست همانا تو حمید و مجید هستی! ام سلمه گفت: من کساء فدکی را بالا زدم که داخل آن شوم رسول خدا صلی الله علیه و آله کساء را از دست من کشید و فرمود: همانا تو عاقبت به خیر هستی!

ابویعلی موصلی، احمد بن علی، مسند أبی یعلى، ج 12، ص: 455، دار المأمون للتراث  دمشق، الطبعة الأولى، 1404  1984، تحقیق: حسین سلیم أسد، عدد الأجزاء: 13

تقریب استدلال برای خروج همسران از مفاد آیه تطهیر:

تقریب اول: بر اساس مفاد روایت های فوق، ام سلمه « ...فرفعت الکساء لأدخل فیه فجذبه من یدی وقال: إنک على خیر» کساء فدکی را بالا زده تا وارد حریم اهل بیت علیهم السلام که در زیر کساء بودند شود، در این زمان بود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله عبا را از دست وی کشیده و قطع کرده است و با این رفتار، مانع ورود ام سلمه به جمع آل عبا شده است. توجه دقیق به معنی «جذب» نشان از جدیت رسول الله صلی الله علیه و آله در تعیین حریم و حدود اهل کساء دارد و با آن که ام سلمه از محبوبیت بسیاری نزد آن حضرت برخوردار بوده و حتی تصریح به عاقبت به خیری او نیز نموده است، ولی بدون هیچ مسامحه ای عبا را از دست او قطع کرده و کشده است تا او وارد حریم خاص اهل البیت آیه تطهیر نشود. صاحب طراز الاول در تفسیر جبذ یا جذب چنین می نویسد:

«و الجَبَذُ، کقَصَبٍ: لغةٌ فی الجَذَبِ أَو مقلوبُهُ؛ ... و جَبَذَ النَّخلةَ: جَذَبَها، أَی قطع جَذَبَها»

جبذ و جذب در لغت به جای هم به کار می روند جبذ کردن درخت نخل به معنی قطع کردن و بریدن آن است.

مدنى، على خان بن احمد، الطراز الأول، ج‏6؛ ص 379، مشهد مقدس، چاپ: اول، 1384 ه.ش.

ابن فارس در معجم مقاییس نیز، معنی «جذب» را چنین بیان می کند:

«جذب‏ الجیم و الذال و الباء أصلٌ واحدٌ یدلُّ على بَتْرِ الشَّئ»‏

جذب دارای معنی بتر به معنی گوشه یک چیز را گرفتن و قطع کردن است.

ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج‏1؛ ص 440- قم، چاپ: اول، 1404 ه.ق.

توجه به عبارت هایی مثل قطع کردن و بریدن و جدا کردن که در معنی جذب آمده است این حقیقت را روشن می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله دست ام سلمة را از کساء فدکیه با جدیت جدا می کند و ام سلمه را به آن حریم خاص راه نمی دهد.

تقریب دوم: مبتنی بر روایت فوق، رسول خدا صلی الله علیه و آله بعد از آنکه حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را داخل در کساء نمود و دست خود را روی آنها قرار داد و با اشاره به آن افراد خاص و ویژه فرمود: «اللهم إن هؤلاء آل محمد فاجعل صلواتک وبرکاتک على آل محمد فإنک حمید مجید» درباره این دعا باید گفت:

اولا: علاوه بر وجود تاکید اثباتی کلام با «انّ»، رسول خدا با اشاره به افراد خاص داخل در عبا، آنها را آل و اهل خود معرفی می کند. این نوع از اشاره با دقت در قرینه فعلی نهادن دست روی افراد خاص داخل در کساء، دلالت بر حصر اهل بیت در آن افراد می کند.

ثانیا: بعد از معرفی با ضمیر اشاره و نهادن دست و پوشاندن در عبا، آن حضرت دعای بسیار خاص و با مضامین عالی در حق اهل بیت علیهم السلام می کند! این دعا در وزان و هماهنگ با روایات متعددی است که در ذیل آیه صلوات وارد شده است.

نکته

(11) هود : 73 قالُوا أَ تَعْجَبینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمیدٌ مَجید

گفتند آیا از کار خدا تعجب مى ‏کنى رحمت‏ خدا و برکات او بر شما خاندان [رسالت] باد بى‏ گمان او ستوده‏ اى بزرگوار است (۷۳(

 

4.   روایت عطیة از پدرش از ام سلمه

یکی دیگر از اسناد مرتبط با طریق ام سلمه روایتی است عطیه طفاوی از پدرش از ام سلمه ذکر کرده است. احمد بن حنبل در مسند خود روایت فوق را بدین شکل تخریج کرده است:

 26582 - حدثنا عبد الله حدثنی أبى ثنا محمد بن جعفر قال ثنا عوف عن أبى المعدل عطیة الطفاوی عن أبیه ان أم سلمة حدثته قالت: بینما رسول الله صلى الله علیه و سلم فی بیتی یوما إذ قالت الخادم ان علیا وفاطمة  بالسدة قالت فقال لی قومی فتنحى لی عن أهل بیتی قالت فقمت فتنحیت فی البیت قریبا فدخل علی وفاطمة ومعهما الحسن والحسین وهما صبیان صغیران فأخذ الصبیین فوضعهما فی حجره فقبلهما قال واعتنق علیا بإحدى یدیه وفاطمة بالید الأخرى فقبل فاطمة وقبل علیا فأغدف علیهم خمیصة سوداء فقال اللهم إلیک لا إلى النار أنا وأهل بیتی قالت فقلت وأنا یا رسول الله فقال وأنت. »

عطیه طفاوی از پدرش از ام سلمه روایت می کند: روزی رسول الله صلی الله علیه و آله در خانه من بود، خادم گفت: حضرت علی و فاطمه سلام الله علیهما پشت در هستند. ام سلمه می گوید رسول الله صلی الله علیه و آله به من گفت: برخیز و از اهل بیت من فاصله بگیر! من برخواستم و از خانه به جای نزدیک دیگری رفتم و فاصله گرفتم!  سپس علی و فاطمه سلام الله علیهما وارد شدند و با آنها حسن و حسین علیهما السلام که طفل کوچکی بودند وارد شدند. رسول الله صلی الله علیه و آله حسن و حسین علیهما السلام را گرفت و بر زانوی خود گذاشت و آنهارا بوسید. ام سلمه گفت: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با یک دست علی علیه السلام و با دست دیگر فاطمه را به آغوش کشید و حضرت فاطمه علیها السلام را بوسید و  حضرت علی علیه السلام را نیز بوسید و با عبای سیاه رنگی که داشت آنها را پوشانید و گفت: خداوندا! این خودم و خاندانم را به تو می سپارم نه عذاب جهنم! من گفتم یا رسول الله صلی الله علیه و آله و من نیز؟ آن حضرت گفت بله تو را نیز[یعنی تو را نیز به خدا می سپارم که از عذاب جهنم دور باشی!]

أحمد بن حنبل، أبو عبدالله الشیبانی، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 6، ص: 296، مؤسسة قرطبة، القاهرة، عدد الأجزاء: 6، الأحادیث مذیلة بأحکام شعیب الأرنؤوط علیها

دولابی در الاسماء و الکنی نیز روایت فوق را بدین شکل آورده است:

قال: أنبأ النضر، قال: حدثنا عوف، عن أبی المعذل عطیة الطفاوی، عن أبیه، أن أم سلمة حدثته، قالت: بینا رسول الله [ صلى الله علیه وسلم ] فی بیته یوماً إذ قال لی الخادم أن علیا وفاطمة بالسدة، فقال لی قومی: فتنحى لی عن أهل بیتی فقمت فتنحیت فی البیت قریباً، فدخل علی وفاطمة ومعهما الحسن والحسین، وهما صغیران فأخذ الصبیین فوضعهما فی حجرة واعتق علیا بإحدى یدیه وفاطمة بالأخرى، فقبلهما وأغدف علیهم خمیصة سوداء، وقال: اللهم إلیک لا إلى النار أنا وأهل بیتی، قالت: قلت: وأنا یا رسول الله، قال: وأنت.

عطیه طفاوی از پدرش از ام سلمه روایت می کند: روزی رسول الله صلی الله علیه و آله در خانه من بود، خادم گفت: حضرت علی و فاطمه سلام الله علیهما پشت در هستند. ام سلمه می گوید رسول الله صلی الله علیه و آله به من گفت: برخیز و از اهل بیت من فاصله بگیر! من برخواستم و از خانه به جای نزدیک دیگری رفتم و فاصله گرفتم!  سپس علی و فاطمه سلام الله علیهما وارد شدند و با آنها حسن و حسین علیهما السلام که طفل کوچکی بودند وارد شدند. رسول الله صلی الله علیه و آله حسن و حسین علیهما السلام را گرفت و بر زانوی خود گذاشت و آنهارا بوسید. ام سلمه گفت: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با یک دست علی علیه السلام و با دست دیگر فاطمه را به آغوش کشید و حضرت فاطمه علیها السلام را بوسید و  حضرت علی علیه السلام را نیز بوسید و با عبای سیاه رنگی که داشت آنها را پوشانید و گفت: خداوندا! این خودم و خاندانم را به تو می سپارم نه عذاب جهنم! من گفتم یا رسول الله صلی الله علیه و آله و من نیز؟ آن حضرت گفت بله تو را نیز[یعنی تو را نیز به خدا می سپارم که از عذاب جهنم دور باشی!]

دولابی، ابوبشر محمد بن حماد، الکنى والأسماء، ج 3، ص: 1036، سنة الولادة 224 هـ / سنة الوفاة 310 هـ، تحقیق أبو قتیبة نظر محمد الفاریابی، الناشر دار ابن حزم، سنة النشر 1421 هـ - 2000 م، مکان النشر بیروت/ لبنان، عدد الأجزاء 3

تقریب استدلال برای خروج همسران از مفاد آیه تطهیر بر اساس طریق عطیه از ام سلمه:

مستند به فراز « فقال لی قومی: فتنحى لی عن أهل بیتی فقمت فتنحیت فی البیت قریباً، فدخل علی وفاطمة ومعهما الحسن والحسین» از روایت فوق، با وارد شدن حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام، رسول خدا صلی الله علیه و آله صریحا به ام سلمة دستور داده است که «اهل البیت» خاص او ذیل آیه تطهیر فاصله بگیرد و از آنها دور شود. بدین خاطر ام سلمه از کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله برخواسته و به حیات خانه رفته است. در معاجم معتبر لغوی «تنحی» به معنی دور شدن آمده است:

«نَحَّیْته‏ فتَنَحَّى‏... أی: باعدته»

تنحی کردم او را به معنی دور کردن او است.

فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج‏3 ؛ ص303 ، قم، چاپ: دوم، 1409 ه.ق.

دلالت این فراز از روایت فوق بر خروج همسران از آیه تطهیر بسیار واضح است.

شایان ذکر است که فراز انتهایی روایت فوق یعنی« اللهم إلیک لا إلى النار أنا وأهل بیتی، قالت: قلت: وأنا یا رسول الله، قال: وأنت» به هیچ وجه دلالتی بر دخول ام سلمه در عنوان اهل البیت ندارد زیرا:

اولا: اگر بگوییم ام سلمه داخل در عنوان اهل بیت مطرح شده در دعا است، تناقض صدر و ذیل و اضطراب شدید در حدیث لازم می آید و این امر با حکمت نبوی سازگار نیست.

ثانیا: عبارت ذیل حدیث ظهور در این دارد که درخواست ام سلمه، فقط شامل دعای رسول خدا صلی الله علیه وآله در دوری از آتش جهنم است نه داخل شدن در عنوانی که ابتدای حدیث صریحا از آن خارج شده بود.

5.   عطاء از ام سلمه

روایت دیگر مورد بحث در خروج همسران، روایتی است که عطاء بن یسار از ام سلمه روایت کرده است. حاکم نیشابوری روایت فوق را بر اساس شرط مسلم در صحیح اش معتبر می داند:

 3558 - حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ثنا العبا س بن محمد بن الدوری ثنا عثمان بن عمر ثنا عبد الرحمن بن عبد الله بن دینار ثنا شریک بن أبی نمر عن عطاء بن یسار عن أم سلمة رضی الله عنها أنها قالت: فی بیتی نزلت هذه الآیة { إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت } قالت: فأرسل رسول الله صلى الله علیه و سلم إلى علی و فاطمة و الحسن و الحسین رضوان الله علیهم أجمعین فقال: اللهم هؤلاء أهل بیتی قالت أم سلمة: یا رسول الله ما أنا من أهل البیت؟ قال: إنک أهلی خیر و هؤلاء أهل بیتی اللهم أهلی أحقهذا حدیث صحیح على شرط البخاری و لم یخرجاه. تعلیق الذهبی قی التلخیص: على شرط مسلم»

عطاء بن یسار از ام سلمه روایت می کند: در خانه من آیه تطهیر نازل شد. ام سلمه می گوید: رسول الله صلی الله علیه و آله دنبال حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام فرستاد و فرمود: بارالها! این ها فقط اهل بیت من هستند. ام سلمه گفت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله آیا من نیز از اهل بیت هستم؟ آن حضرت فرمود: تو از اهل من هستی! و این ها اهل بیت من هستند. خداوندا اهل من احق هستند.

حاکم نشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک على الصحیحین، ج 2، ص: 451، دار الکتب العلمیة  بیروت، الطبعة الأولى، 1411  1990، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، عدد الأجزاء: 4

تقریب استدلال بر خروج همسران از عنوان اهل البیت آیه تطهیر:

بر اساس روایت فوق، رسول خدا صلی الله علیه و آله از قبول درخواست ام سلمه در قرار گرفتن او در عنوان اهل البیت آل کساء خودداری می کند و آن حضرت با اثبات مقام واقعی او در ارتباط با خودش _که همان همسری و اهل بودن در یک خانه است_  عنوان اهل البیت مورد بحث را نفی می کند.

علاوه بر قرینه فوق، رسول خدا صلی الله علیه و آله میان عنوان «اهل البیت ذیل آیه تطهیر داخل شده در کساء» و عنوان «اهل خود که شامل همسران او می شود» تقابل ایجاد کرده است که این امر گویای تفاوت میان این دو مفهوم است. بر این اساس، رسول الله صلی الله علیه و آله عنوان اول را از ام سلمة نفی و عنوان دوم را اثبات کرده است.

باید دقت کرد که دعای ذیل حدیث یعنی «اللهم اهلی احق» هیچ ارتباطی به همسران ندارد زیرا:

اولا: اگر این دعا شامل ام سلمه شود، او داخل در عنوان اهل البیت ذیل آیه می شود این در حالی است که در جمله قبلی او به صراحت از عنوان اهل البیت ذیل آیه خارج شده بود و این نشان از تناقض و اضطراب در کلام نبوی دارد و ما برای دوری از این معضل و انتساب کلام سفیهانه به آن حضرت، نمی توانیم از برداشت را بکنیم.

ثانیا: به قرینه روایت های دیگر _که به بسیاری از آنها در همین مقاله اشاره شده است_ این دعا شامل اهل البیت ذیل آیه می شود. و مراد از احق بودن آنها، احق بودن در دوری از رجس، و طهارت مطلق است. چنانچه در سند عمر بن ابی سلمه آمده است «... فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا» آمده است که به معنی درخواست دوری اهل البیت ار مطلق رجس و اثبات تطهیر مطلق است. همچنین در طریق شهر بن حوشب آمده است« اللهم ان هؤلاء آل محمد فاجعل صلواتک وبرکاتک على محمد وعلى آل محمد انک حمید مجید» این دعا نیز درخواست شمول دورد ها و برکات الهی برای اهل البیت است که این افراد داخل در کساء نسبت به دیگران احق می باشند.

سند فوق یعنی روایت عطاء بن ابی رباح از ام سلمه، در مسند احمد بن حنبل نیز با چند سند صحیح و معتبر با بیانی متفاوت آمده است:

« 26551 - حدثنا عبد الله حدثنی أبى ثنا عبد الله بن نمیر قال ثنا عبد الملک یعنى بن أبى سلیمان عن عطاء بن أبى رباح قال حدثنی من سمع أم سلمة تذکر: أن النبی صلى الله علیه و سلم کان فی بیتها فأتته فاطمة ببرمة فیها خزیرة فدخلت علیه فقال لها ادعى زوجک وابنیک قالت فجاء على والحسین والحسن فدخلوا علیه فجلسوا یأکلون من تلک الخزیرة وهو على منامة على دکان تحته کساء له خیبری قالت وأنا أصلی فی الحجرة فانزل الله عز و جل هذه الآیة { إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا } قالت فأخذ فضل الکساء فغشاهم به ثم أخرج یده فألوى بها إلى السماء ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی فاذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی فاذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا قالت فأدخلت رأسی البیت فقلت وأنا معکم یا رسول الله قال انک إلى خیر إنک إلى خیر قال عبد الملک وحدثنی أبو لیلى عن أم سلمة مثل حدیث عطاء سواء قال عبد الملک وحدثنی داود بن أبى عوف الحجاف عن حوشب عن أم سلمة بمثله سواء. تعلیق شعیب الأرنؤوط: حدیث صحیح. وله ثلاثة أسانید: الأول: ضعیف لإبهام الراوی عن أم سلمة والثانی: إسناده صحیح»

عطاء بن ابی رباح از ام سلمه روایت می کند: که او به خاطر می آورد روزی را که در خانه اش بود. فاطمه زهرا سلام الله علیها به نزدش آمد در حالی که ظرفی از آبگوشت در دست داشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همسر و فرزندانت را خبر کن. حضرت علی علیه السلام و حسن و حسین علیهما السلام آمدند و نشستند و شروع به میل کردن از آن غذا نمودند در حالی که رسول الله صلی الله علیه و آله در کنار اتاق روی یک کساء خیبری خوابیده بود ومن [ام سلمة] نیز در حجرة مشغول نماز بودم. که خداوند آیه« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس ...» را نازل کرد. ام سلمه روایت می کند: رسول خدا صلی الله علیه و آله گوشه عبا را گرفت و آنها را با آن پوشاند سپس دستش را از زیر آن عبا خارج کرد و گفت خداوندا این ها اهل بیت و نزدیکان خاص من هستند! از آنها همه پلیدی ها را دور کن و آنها را پاک طاهر مطلق کن! ام سلمه می گوید: من سر خود را داخل اتاق کردم و گفتم: ای رسول الله صلی الله علیه و آله آیا من هم با شما هستم؟ رسو خدا صلی الله علیه و آله جواب داد تو عاقبت به خیر هستی تو عاقبت به خیر هستی!

أحمد بن حنبل، أبو عبدالله الشیبانی، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 6، ص: 292، مؤسسة قرطبة، القاهرة، عدد الأجزاء: 6، الأحادیث مذیلة بأحکام شعیب الأرنؤوط علیها

 تقریب استدلال برای خروج همسران از آیه تطهیر بر اساس روایت فوق:

علاوه بر استدلال به فراز «قالت فأدخلت رأسی البیت فقلت وأنا معکم یا رسول الله قال انک إلى خیر إنک إلى خیر» که در بیان های قبلی گذشت، می توان به فراز دعای رسول الله صلی الله علیه و آله مرتبط با افراد خاص تحت الکساء «هؤلاء أهل بیتی وخاصتی» نیز استدلال کرد. زیرا آن حضرت اهل البیت مشار الیه در زیر عبا را مقرون به قید «خاصتی» کرده است. این قید بیانگر ویژگی انحصاری خاصی است که در این افراد است که در هیچ کدام از اقارب سببی و نسبی دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله وجود ندارد و همین عامل خروج همسران از مفاد آیه تطهیر است. زیرا آنها داخل در عنوان«خاصّتی» نمی باشند.

6.   ابی هریرة الدوسی

یکی دیگر از اسناد طریق ام سلمه، روایت ابوهریره است. این روایت یک صحابه از صحابه دیگر است. طبری در تفسیر خود این روایت را چنین گزارش داده است:

حدثنا أَبو کریب، قال: ثنا مصعب بن المقدام، قال: ثنا سعید بن زربی، عن محمد بن سیرین، عن أَبی هریرة، عن أم سلمة قالت: جاءت فاطمة إلى رسول الله صَلَّى الله عَلَیْهِ وَسَلَّم ببرمة لها قد صنعت فیها عصیدة تحلها على طبق، فوضعته بین یدیه، فقال: "أَیْنَ ابْنُ عَمِّکِ وَابْنَاک؟" فقالت: فی البیت، فقال: "ادْعِیهِمْ ". فجاءت إلى علی فقالت: أجب النبی صَلَّى الله عَلَیْهِ وَسَلَّم أنت وابناک، قالت أم سلمة: فلما رآهم مقبلین مد یده إلى کساء کان على المنامة فمده وبسطه وأجلسهم علیه، ثم أخذ بأطراف الکساء الأربعة بشماله فضمه فوق رءوسهم وأومأ بیده الیمنى إلى ربه، فقال: «هَؤُلاءِ أَهْلُ الْبَیْتِ، فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیرًا»

ابوهریره از ام سلمه روایت می کند: حضرت فاطمه سلام الله علیها با ظرفی از غذای آبگوشت در یک سینی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و آن را در مقابل آن حضرت قرار داد. رسول خدا صلی الله علیه و آله سوال نمود: پسر عمو و فرزندانت کجا هستند؟ حضرت زهرا سلام الله علیها در پاسخ فرمود: در خانه! حضرت فرمود: آنها را فرا بخوان.  حضرت زهرا سلام الله علیها به سوی حضرت علی علیه السلام رفت و فرمود:  شما و فرزندانت نبی الله صلی الله علیه و آله را اجابت کنید! ام سلمه روایت می کند: وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله مشاهده کرد که آنها به سوی او می روند کساء خود را که در محل استراحت او بود برداشت و آن را پهن نمود و آن ها را روی آن کساء نشانید سپس چهارگوشه کساء را گرفت و روی سر آنها جمع کرد و با دست راست خود به پروردگارش اشاره کرد و فرمود: اینان اهل البیت هستند از آنها تمام ناپاکی ها را دور کن و آنها را پاک و پاکیزه کن!

أبو جعفر الطبری، محمد بن جریر بن یزید، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج20، ص: 265، محقق : أحمد محمد شاکر، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1420 هـ - 2000 م، عدد الأجزاء : 24

تقریب استدلال به روایت برای خروج همسران از آیه تطهیر همانند استدلال مطرح شده در طریق عائشه در صحیح مسلم است که قبلا مطرح شد. ولی باید این نکته را خاطر نشان کرد که تفاوت بیان ها در جزئیات روایت مورد بحث، یا به دلیل نقل به معنی توسط راویان حدیث است یا اینکه این واقعه تکرار شده است.

7.   عبدالله بن وهب بن زمعة

یکی دیگر از اسناد طریق ام سلمه، روایت عبدالله بن وهب بن زمعه است. طبری این روایت را در تفسیر خود بدین شکل ضبط کرده است: 

28731- حَدَّثَنَا أَبُو کُرَیْبٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا خَالِدُ بْنُ مَخْلَدٍ ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ یَعْقُوبَ ، قَالَ : حَدَّثَنِی هَاشِمُ بْنُ هَاشِمِ بْنِ عُتْبَةَ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَهْبِ بْنِ زَمْعَةَ ، قَالَ: أَخْبَرَتْنِی أُمُّ سَلَمَةَ ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ جَمَعَ عَلِیًّا وَالْحَسَنَیْنِ، ثُمَّ أَدْخَلَهُمْ تَحْتَ ثَوْبِهِ، ثُمَّ جَأَرَ إِلَى اللَّهِ ، ثُمَّ قَالَ : هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَیْتِی فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخِلْنِی مَعَهُمْ، قَالَ : إِنَّکِ مِنْ أَهْلِی»

عبدالله بن وهب بن زمعه روایت می کند که ام سلمه به من خبر داد که همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام را جمع کرد سپس آنها را داخل در لباسش نمود و سپس صدای خود را به دعا بلند نمود و گفت: این ها اهل بیت من هستند! ام سلمه گفت:  گفتم ای رسول خدا صلی الله علیه و آله من را نیز میان آنها داخل کن! آن حضرت فرمود: همانا تو از اهل من هستی(نه اهل بیت داخل در کساء)

أبو جعفر محمد بن جریر الطبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن للطبری، ج19، ص: 105، مکتب التحقیق بدار هجر، ناشر : دار هجر، چاپ اول، 26 جلد

 

تقریب استدلال به روایت فوق برای خروج همسران همانند روایت های دیگر در طریق ام سلمه است. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله از داخل کردن ام سلمه در افراد داخل کساء خودداری کرده است و فقط مقام واقعی او که اهل بودن و همسر بودن او نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله است را مطرح کرده است.

نکته جالبی را که باید دقت کرد این است که رسول الله صلی الله علیه و آله برای تعیین مصادیق آیه تطهیر علاوه بر رفتار خاص تعیین با کساء، صدای خود را در معرفی آنها بلند کرده است! حکمت این امر روشن است زیرا این علاوه بر نشان دادن تاکید بسیار مطلب، برای آگاهی دیگران خصوصا همسران آن حضرت بوده است که این مقام شامل افراد خاص و ویژه است و شامل آنها نمی شود.

8.   حکیم بن سعد

هشتمین سند از روایت های مورد بحث در طریق ام سلمه، روایتی است که حکیم بن سعد نقل کرده است. ابن عساکر این روایت را بدین شکل وارد کرده است:

 أخبرنا أبو القاسم بن السمرقندی أنا أبو الحسین بن النقور أنا محمد بن عبد الله بن الحسین الدقاق نا عبد الله بن محمد بن عبد العزیز نا عثمان بن أبی شیبة نا جریر بن عبد الحمید عن الأعمش عن جعفر بن عبد الرحمن البجلی عن حکیم بن سعد عن أم سلمة تقول أنزلت هذه الآیة فی النبی صلى الله علیه وسلم وعلی وفاطمة والحسن والحسین { إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا }

حکیم بن سعد از ام سلمه سلمه روایت می کند که می گفت: این آیه«انما یرید الله ...» بری رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نازل شد.

ابن عساکر، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، تاریخ مدینة دمشق، ج14، ص: 143، دار الفکر، بیروت

در توضیح این روایت باید گفت که دلالت آن در خروج همسران از آیه تطهیر همانند روایت های پیشین است. بعلاوه باید این مطلب را دقت کرد که اگر همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله داخل در آیه بودند، ام سلمه نیز باید به این فضیلت بی نظیر خود اشاره می کرد ولی با اینکه او در مقام بیان تفسیر و تبیین آیه بوده است، هیچ اشاره ای به دخول خود و دیگر همسران در مفاد آیه نکرده است و فقط از پنج تن آل عبا به صورت انحصاری نام برده است.

9.   عمرة بنت افعی از ام سلمة

یکی دیگر از اسناد طریق ام سلمه، روایتی است که حافظ ابن عساکر در تاریخ دمشق از عمرة بن افعی ذکر کرده است:

«عمرة هذه لیست بنت عبد الرحمن إنما هی عمرة بنت أفعى کوفیة أخبرنا بحدیثها أبو طالب علی بن عبد الرحمن أنا أبو الحسن الخلعی أنا أبو محمد بن النحاس أنا أبو سعید بن الأعرابی نا الحسین بن جعید بن الربیع أبو عبد الله نا مخول بن إبراهیم أبو عبد الله نا عبد الجبار بن عباس الشیبانی عن عمار الدهنی عن عمرة بنت أفعى قالت سمعت أم سلمة تقول نزلت هذه الآیة فی بیتی { إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا } وفی البیت سبعة جبریل ومیکائیل ورسول الله صلى الله علیه وسلم وعلی وفاطمة والحسن والحسین قالت وأنا على باب البیت فقلت یا رسول الله ألست من أهل البیت قال إنک على خیر إنک من أزواج النبی صلى الله علیه وسلم وما قال إنک من أهل البیت

عمره بنت افعی می گوید از ام سلمه شنیدم که می گفت: این آیه «انما یرید الله لیذهب ...» در خانه من نازل شده است. و در خانه ما هفت نفر بودند. جبرئیل و میگائیل و رسول الله صلی الله علیه و آله و حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام. ام سلمه روایت می کند: من در کنار درب خانه ایستاده بودم و گفتم: ای رسول الله صلی الله علیه و آله! آیا من هم از اهل البیت هستم؟ آن حضرت فرمود: تو عاقبت به خیر هستی! تو از ازواج و همسران نبی صلی الله علیه و آله هستی. و آن حضرت نفرمود که تو از اهل البیت هستی!

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 14، ص 145، باب آخر الجزء الحادی والسبعین بعد المائة

دلالت روایت فوق بر خروج همسران از آیه تطهیر نیازی به شرح ندارد زیرا ذیل روایت تصریح دارد که «وما قال إنک من أهل البیت» رسول خدا صلی الله علیه و آله با درخواست ام سلمه در وارد شدن به حریم آل عبا مخالفت کرده است و همانند روایت های دیگر، فقط تاکید بر مقام همسری او نموده است و میان جایگاه همسری و اهل البیت آیه تطهیر دوئیت و تقابل ایجاد کرده است که اثبات یکی نفی دیگر را در پی دارد.

علاوه بر این باید دقت کرد که جبرئیل و میکائیل که از ملائکه بسیار با عظمت الهی هستند نیز در میان اهل کساء حاضر شده اند این امر نشان می دهد که مقام اهل البیت در آیه تطهیر یک مقام عرشی و بسیار آسمانی است که فقط افرادی می توانند شامل آن شوند که هم سنخ با وجود نورانی ملائکه الهی باشند بر این اساس کسانی که سابقه شرک و یا خیانت و دشمنی با رسول خدا صلی الله علیه و آله دارند، به هیچ وجه صلاحیت ورود به این حریم را ندارند.

10.                     عمرة همدانیه

عمرة همدانی نیز از دیگر راویانی است که روایت مورد بحث را از ام سلمة نقل کرده است. طحاوی که از محدثین و فقهای بزرگ اهل سنت است این روایت را در شرح مشکل الآثار بدین شکل روایت کرده است:

772 - وَمَا قَدْ حَدَّثَنَا فَهْدٌ، حَدَّثَنَا سَعِیدُ بْنُ کَثِیرِ بْنِ عُفَیْرٍ، حَدَّثَنَا ابْنُ لَهِیعَةَ، عَنْ أَبِی صَخْرٍ، عَنْ أَبِی مُعَاوِیَةَ الْبَجَلِیِّ، عَنْ عَمْرَةَ الْهَمْدَانِیَّةِ قَالتْ: أَتَیْتُ أُمَّ سَلَمَةَ فَسَلَّمْتُ عَلَیْهَا فَقَالَتْ: مَنْ أَنْتِ؟ فَقُلْتُ: عَمْرَةُ الْهَمْدَانِیَّةُ فَقَالَتْ عَمْرَةُ: یَا أُمَّ الْمُؤْمِنِینَ أَخْبِرِینِی عَنْ هَذَا الرَّجُلِ الَّذِی قُتِلَ بَیْنَ أَظْهُرِنَا فَمُحِبٌّ وَمُبْغِضٌ تُرِیدُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ أَتُحِبِّینَهُ أَمْ تُبْغِضِینَهُ؟ قَالَتْ: مَا أُحِبُّهُ وَلَا أُبْغِضُهُ، فَقَالَتْ: أَنْزَلَ اللهُ هَذِهِ الْآیَةَ: { إنَّمَا یُرِیدُ اللهُ } إلَى آخِرِهَا وَمَا فِی الْبَیْتِ إلَّا جِبْرِیلُ وَرَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، وَعَلِیٌّ، وَفَاطِمَةُ، وَحَسَنٌ، وَحُسَیْنٌ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ، فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللهِ، أَنَا مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ؟ فَقَالَ: «إنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ خَیْرًا » فَوَدِدْتُ أَنَّهُ قَالَ: نَعَمْ، فَکَانَ أَحَبَّ إلَیَّ مِمَّا تَطْلُعُ عَلَیْهِ الشَّمْسُ وَتَغْرُبُ. فَدَلَّ مَا رَوَیْنَا فِی هَذِهِ الْآثَارِ مِمَّا کَانَ مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إلَى أُمِّ سَلَمَةَ مِمَّا ذَکَرَ فِیهَا لَمْ یُرِدْ بِهِ أَنَّهَا کَانَتْ مِمَّنْ أُرِیدَ بِهِ مِمَّا فِی الْآیَةِ الْمَتْلُوَّةِ فِی هَذَا الْبَابِ، وَأَنَّ الْمُرَادِینَ بِمَا فِیهَا هُمْ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، وَعَلِیٌّ، وَفَاطِمَةُ، وَحَسَنٌ، وَحُسَیْنٌ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ دُونَ مَنْ سِوَاهُم»

«... عمره همدانیه روایت می کند: از ام سلمه سوال کردم که از این مردی که در میان ما کشته است به خبر بده که آیا او محب او است یا مورد بغض او. مراد اوو از این مرد حضرت علی علیه السلام بود. ام سلمه گفت: تو او را دوست داری یا نسبت به او بغض می ورزی؟ او گفت: نه او را دوست دارم و نه بغض او را در دل دارم. ام سلمه گفت: آیه «انما یرید الله لیذهب...» نازل شد در حالی که در خانه جبرئیل و رسول لله صلی الله علیه و آله و حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام بودند. من گفتم ای رسول خدا صلی الله علیه و آله! آیا من نیز از اهل بیت هستم؟ آن حضرت گفت: تو در نزد خدا پاداشی نیکو داری! ام سلمه می گوید: آرزو داشتم که بگوید آری و من نیز داخل در اهل بیت باشم! این امر برای من از هر آنچه آفتاب بدان طلوع و غروب کند محبوب تر بود! طحاوی می گوید: این روایاتی که ما نقل کردیم که از طریق ام سلمه از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل شده است در آنها این نکته ذکر شده است که ام سلمه اراده نشده است[از سوی رسول الله صلی الله علیه و آله] که داخل در مراد آیه تطهیر که در این باب بررسی کردیم باشد.  و بر اساس این روایات مرادی جدی از آیه علاوه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام هستند و غیر این افراد کسی دیگری داخل در مراد از آیه نیست».

شرح مشکل الآثار، أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوی، مؤسسة الرسالة - لبنان/ بیروت - 1408 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ج 2، ص 244، بَابٌ بَیانُ مُشْکلِ ما رُوِی عن رسول اللهِ علیه السلام فی الْمُرَادِ بِقَوْلِهِ تَعَالَی إنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا من هُمْ

دلالت روایت فوق با توجه به پاسخ رسول خدا صلی الله علیه و آله به ام سلمه و اعتراف او مبنی بر اینکه«...  فَوَدِدْتُ أَنَّهُ قَالَ: نَعَمْ، فَکَانَ أَحَبَّ إلَیَّ مِمَّا تَطْلُعُ عَلَیْهِ الشَّمْسُ وَتَغْرُبُ....» آرزو داشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله به درخواست او مبنی بر ورود به داخل کساء پاسخ مثبت بدهد، بر خروج همسران از آیه تطهیر روشن است.

بعلاوه باید خاطر نشان کرد که طحاوی _در ذیل سند مورد بحث در مشکل الآثار_ اعتراف کرده است بر اساس روایت های وارد شده از طریق ام سلمه، تنها پنج آن عبا هستند و هیچ کسی دیگری _به ویژه  همسران_ داخل در عنوان اهل البیت آیه شریفه نیستند.

جمع بندی: یکی از مهم ترین ادله خروج همسران از آیه تطهیر روایت ام سلمه است. این روایت با طرق متعدد و با بیان های متفاوت وارد شده است که همگی در عدم دخول آنها در عنوان «اهل البیت» مشترک هستند.

3/5.  روایت مرتبط با مباهله و معرفی اهل بیت علیهم السلام

یکی دیگر از ادله روایی خروج همسران از آیه تطهیر، روایات مرتبط با آیه مباهله است. خداوند در این آیه دستور به حضور افراد خاصی در ماجرای مباهله با مسیحیان نجران می دهد:

(3) آل‏عمران : 61 فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبین‏

«پس هر که در این باره پس از دانشى که تو را حاصل آمده، با تو محاجّه کند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و نفسهایمان و نفسهایتان را فراخوانیم، سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم‏»

متعاقب دستور الهی، رسول خدا صلی الله علیه و آله اهل بیت ویژه و شایسته خود را برای حضور در ماجرا معرفی کرد. این ماجرا در مستدرک حاکم نیشابوری با سندهایی کاملا معتبر، بدین شکل آمده است:

« 4719 - أخبرنی جعفر بن محمد بن نصیر الخلدی ببغداد ثنا موسى بن هارون ثنا قتیبة بن سعید ثنا حاتم بن إسماعیل عن بکیر بن مسمار عن عامر بن سعد عن أبیه قال: لما نزلت هذه الآیة { ندع أبناءنا و أبناءکم و نساءنا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم } دعا رسول الله صلى الله علیه و سلم علیا و فاطمة و حسنا و حسینا رضی الله عنهم فقال: اللهم هؤلاء أهلی. هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین و لم یخرجاه. تعلیق الذهبی قی التلخیص: على شرط البخاری ومسلم»

« سعد بن ابی وقاص روایت می کند: وقتی آیه مباهله« یعنی فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم ...» نازل شد، رسول الله صلی الله علیه و آله حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام را صدا زد و گفت: خداوندا این ها اهل من هستند»

حاکم نشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک على الصحیحین، ج 3، ص: 163، دار الکتب العلمیة  بیروت، الطبعة الأولى، 1411  1990، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، عدد الأجزاء: 4

علاوه بر مستند فوق، سنن ترمذی نیز این حقیقت را بدین شکل وارد کرده است:

 2999 - حدثنا قتیبة حدثنا حاتم بن إسماعیل عن بکیر بن مسمار هو مدنی ثقة عن عامر بن سعید بن أبی وقاص عن أبیه قال: لما أنزل الله هذه الآیة { ندع أبناءنا وأبناءکم } دعا رسول الله صلى الله علیه و سلم علیا و فاطمة و حسنا و حسینا فقال اللهم هؤلاء أهلی. قال أبو عیسى هذا حدیث حسن صحیح. قال الشیخ الألبانی: صحیح الإسناد

سعد بن ابی وقاص روایت می کند: وقتی آیه مباهله« یعنی فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم ...» نازل شد، رسول الله صلی الله علیه و آله حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام را صدا زد و گفت: خداوندا این ها اهل من هستند.

ترمذی سلمی، محمد بن عیسی، الجامع الصحیح سنن الترمذی، ج 5، ص: 225، دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، عدد الأجزاء: 5، الأحادیث مذیلة بأحکام الألبانی علیها

حضور اهل البیت به ویژه  حضرت علی علیه السلام در مباهله، از مسلمات میان صحابه بوده است به گونه ای که برخی از آنها در تقابل با دشمنی های بنی امیه به این فضیلت بی نظیر استدلال می کردند. در صحیح مسلم ماجرای دستور به سبّ و دشنام حضرت علی علیه السلام و خودداری سعد بن ابی وقاص بدین شکل وارد شده است:

« 32 - ( 2404 ) حدثنا قتیبة بن سعید ومحمد بن عباد ( وتقاربا فی اللفظ ) قالا حدثنا حاتم (وهو ابن إسماعیل ) عن بکیر بن مسمار عن عامر بن سعد بن أبی وقاص عن أبیه قال: أمر معاویة بن أبی سفیان سعدا فقال ما منعک أن تسب أبا التراب؟ فقال أما ذکرت ثلاثا قالهن له رسول الله صلى الله علیه و سلم فلن أسبه لأن تکون لی واحدة منهن أحب إلی من حمر النعم سمعت رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول له خلفه فی بعض مغازیه فقال له علی یا رسول الله خلفتنی مع النساء والصبیان؟ فقال له رسول الله صلى الله علیه و سلم أما ترضى أن تکون منی بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبوة بعدی وسمعته یقول یوم خیبر لأعطین الرایة رجلا یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله قال فتطاولنا لها فقال ادعوا لی علیا فأتى به أرمد فبصق فی عینه ودفع الرایة إلیه ففتح الله علیه ولما نزلت هذه الآیة فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبنائکم [ 3 / آل عمران / 61 ] دعا رسول الله صلى الله علیه و سلم علیا وفاطمة وحسنا وحسینا فقال اللهم هؤلاء أهلی»

« سعد بن ابی وقاص روایت می کند: معاویه به سعد دستور داد که حضرت علی علیه السلام را سبّ کن! چه امری تو را مانع شده است که ابوتراب را سبّ نکنی؟ او گفت: سه فضیلتی که از رسول الله صلی الله علیه و آله درباره حضرت علی علیه السلام شنیدم مانع شده است که او را سبّ کنم  و هرگز او را دشنام نمی دهم! اگر یکی از این موارد برای من بود، محبوب تر از شتران سرخ مو ارزش داشت. از رسول الله صلی الله علیه و آله شنیدم که به او در برخی از جنگ هایش که او را جانشین خود قرار داده بود می گفت: آیا راضی نیستی که منزلت و مقام تو نسبت به من، همان منزلت و مقام هارون برای موسی باشد غیر ازاینکه نبوتی در کار نیست؟ و شنیدم در روز فتح خبیر که می گفت: فردا پرچم را دست کسی می دهم که او خداوند و رسول الله صلی الله علیه و آله را دوست دارد و خداوند و رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز او را دوست دارند! ما همگی برای گرفتن پرچم خود را پیش می انداختیم تا اینکه رسول الله صلی الله علیه و آله گفت: علی علیه السلام کجا است؟ علی علیه السلام را آوردند در حالی که درد چشم داشت. آن حضرت از آب دهان خود بر چشمان آن حضرت افکند و چشم درد او بهبود یافت و سپس پرچم را به دست او داد و خداوند با دستان علی علیه السلام فتح را حاصل کرد. وقتی آیه مباهله« یعنی فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم ...» نازل شد، رسول الله صلی الله علیه و آله حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام را صدا زد و گفت: خداوندا این ها اهل من هستند».

مسلم بن الحجاج أبو الحسین، القشیری النیسابوری، صحیح مسلم، ج 4، ص:1870، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، عدد الأجزاء: 5

تقریب استدلال:

مقدمه اول: بر اساس آیه مباهله رسول الله صلی الله علیه و آله مامور بود «نساء» خود را در مباهله حاضر کند.

مقدمه دوم: رسول خدا صلی الله علیه و آله هیچ گاه از دستور الهی تخلف نمی کند. او به جهت آمدگی برای شرکت در مباهله، اهل بیت خود را که شامل «انفس»، «ابناء» و «نساء» بود معرفی کرد که به صورت انحصاری شامل حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام بودند.

مقدمه سوم: آن حضرت هیچ کدام از صحابه دیگر را داخل در عنوان انفس» و به تبع آن اهل البیت» قرار ندارد. نیز هیچ کدام از زنان و همسران خود را داخل در عنوان «نساء» و به تبع آن اهل البیت قرار نداد. همچنین هیچ کدام از فرزندان _ همانند امامه و ..._ به غیر امام حسن و حسین علیهما السلام را داخل در عنوان« ابناء» و به تبع آن اهل البیت قرار نداد.

نتیجه گیری: توجه به دستور الهی و تفسیر نبوی در معرفی اهل البیت مرتبط با آیه مباهله، نشان می دهد که همسران هیچ حضوری در مباهله و آیه تطهیر  ندارند.

3/6.   روایت دال بر «نزلت فی خمسة»

یکی دیگر از روایاتی که دلالت بر خروج همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله از آیه تطهیر می کند، روایتی است که ابوسعید خدری _از صحابه مشهور پیامبر خدا صلی الله علیه و آله_ روایت می کند.  طبرانی از این صحابه بزرگ، در تفسیر آیه تطهیر روایت می کند:

 3456 - حدثنا الحسن بن أحمد بن حبیب الکرمانی الطرسوسی نا أبو الربیع الزهرانی نا عمار بن محمد عن سفیان الثوری عن داود أبی الجحاف عن عطیة العوفی عن أبی سعید الخدری فی قوله إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت قال نزلت فی خمسة فی رسول الله وعلی وفاطمة والحسن والحسین لم یرو هذا الحدیث عن سفیان الثوری إلا عمار بن محمد ولم یروه عن عمار بن محمد إلا أبو الربیع الزهرانی وسلیمان الشاذکونی

عطیه عوفی از ابوسعید خدری روایت می کند که آیه «انما یرید الله ...» برای پنج نفر نازل شده است. رسول الله صلی الله علیه و آله، حضرت علی، فاطمه، حسن، حسین علیهم السلام!

طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الأوسط، ج3، ص:380، دار الحرمین - القاهرة ، 1415، تحقیق : طارق بن عوض الله بن محمد , عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، عدد الأجزاء : 10

ابوحیان اندلسی نیز روایت فوق را بدین شکل بیان می کند:

وقال أبو سعید الخدری: هو خاص برسول الله وعلی وفاطمة والحسن والحسین. وروی نحوه عن أنس وعائشة وأم سلمة

ابوسعید خدری در تفسیر آیه تطهیر می گوید: این آیه مخصوص رسول الله صلی الله علیه و آله و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام است. این امر از انس بن مالک، عائشه و ام سلمه نیز روایت شده است.

ابوحیان اندلسی، محمد بن یوسف، تفسیر البحر المحیط، ج7، ص: 224، دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422 هـ - 2001 م، الطبعة: الأولى، عدد الأجزاء / 8

دلالت روایت فوق بر خروج همسران واضح است زیرا اولا: عبارت« نزلت فی خمسة» دلالت بر حصر نزول آیه در پنج تن آل عبا دارد. ثانیا: عبارت« خاص برسول الله و علی و فاطمة و الحسین و الحسین علیهم السلام» دلالت بر انحصار و خاص بودن آیه برای این افراد خاص است.

باید دقت کرد که این مضمون نیز توسط انس بن مالک، عائشه و ام سلمه نیز روایت شده است با وجود این تعدد طرق، نیازی به بررسی سندی روایت های مورد استناد نیست.

3/7.  روایات با مدلول «الصلاة یا اهل البیت»

یکی دیگر از قرائنی که دلالت بر انحصار اهل البیت در آیه تطهیر به حضرت علی علیه السلام، حضرت فاطمه سلام الله علیها و امام حسن و حسین علیهما السلام دارد، روایاتی است که گویای رفتار ویژه و خاص پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در تبیین مصادیق آیه تطهیر است. حاکم نیشابوری با سندی معتبر بر اساس شروط رجالی مسلم نیشابوری در صحیح اش از انس بن مالک روایت می کند:

«4748 - حدثنا أبو بکر محمد بن عبد الله الحفید ثنا الحسین بن الفضل البجلی ثنا عفان بن مسلم ثنا حماد بن سلمة أخبرنی حمید و علی بن زید عن أنس بن مالک رضی الله عنه : أن رسول الله صلى الله علیه و سلم کان یمر بباب فاطمة رضی الله عنها ستة أشهر إذا خرج لصلاة الفجر یقول الصلاة یا أهل البیت إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا  هذا حدیث صحیح على شرط مسلم و لم یخرجاه تعلیق الذهبی قی التلخیص : سکت عنه الذهبی فی التلخیص»

علی بن زید از انس بن مالک روایت می کند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله شش ما هر روز وقتی که نماز صبح می شد، از کنار خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها عبور می کرد و می گفت: وقت نماز شده است ای اهل بیت! همانا خداوند اراده کرده است تا تمام ناپاکی ها  را از شما دور کند و شما را پاک و پاکیزه کند.

حاکم نشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک على الصحیحین، ج 3، ص: 172، دار الکتب العلمیة  بیروت، الطبعة الأولى، 1411  1990، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، عدد الأجزاء: 4

بعلاوه ترمذی نیز در سنن خود روایت فوق را نقل می کند و تصریح به اعتبار آن می کند:

 3206 - حدثنا عبد بن حمید حدثنا عفان بن مسلم حدثنا حماد بن سلمة أخبرنا علی بن زید عن أنس بن مالک : أن رسول الله صلى الله علیه و سلم کان یمر بباب فاطمة ستة أشهر إذا خرج إلى صلاة الفجر یقول الصلاة یا أهل البیت { إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا }  قال هذا حدیث حسن غریب من هذا الوجه إنما نعرفه من حدیث حماد بن سلمة.   قال وفی الباب عن أبی الحمراء و معقل بن یسار و أم سلمة

«... علی بن زید از انس بن مالک روایت می کند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله شش ما هر روز وقتی که نماز صبح می شد، از کنار خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها عبور می کرد و می گفت: وقت نماز شده است ای اهل بیت! همانا خداوند اراده کرده است تا تمام ناپاکی ها  را از شما دور کند و شما را پاک و پاکیزه کند.»

ترمذی سلمی، محمد بن عیسی، الجامع الصحیح سنن الترمذی، ج 5، ص: 352، دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، عدد الأجزاء: 5، الأحادیث مذیلة بأحکام الألبانی علیها

این روایت در مسند احمد بن حنبل نیز وارد شده است:

 13754 - حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا أسود بن عامر ثنا حماد بن سلمه عن علی بن زید عن أنس بن مالک : أن النبی صلى الله علیه و سلم کان یمر ببیت فاطمة ستة أشهر إذا خرج إلى الفجر فیقول الصلاة یا أهل البیت { إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا } تعلیق شعیب الأرنؤوط : إسناده ضعیف لضعف علی بن زید : وهو ابن جدعان

علی بن زید از انس بن مالک روایت می کند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله شش ما هر روز وقتی که نماز صبح می شد، از کنار خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها عبور می کرد و می گفت: وقت نماز شده است ای اهل بیت! همانا خداوند اراده کرده است تا تمام ناپاکی ها  را از شما دور کند و شما را پاک و پاکیزه کند.

أحمد بن حنبل، أبو عبدالله الشیبانی، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 3 ص: 259، مؤسسة قرطبة، القاهرة، عدد الأجزاء: 6، الأحادیث مذیلة بأحکام شعیب الأرنؤوط علیها

باید دقت کرد که با توجه به تصحیح روایت در مستدرک حاکم و سنن ترمذی تضغیف روایت به دلیل بن جدعان وجهی ندارد و باعث بی اعتباری سندی روایت نمی شود.

روایت فوق در منابع قدیمی تفسیری اهل سنت نیز وارد شده است. ابن ابی زمنین از ابی الحمراء روایت می کند:

«یحیى : عن یونس بن أبی إسحاق ، عن أبی داود ، عن أبی الحمراء ، قال: رابطت المدینة سبعة أشهر مع النبی علیه السلام ، وسمعت النبی إذا طلع الفجر جاء إلى باب علی وفاطمة فقال : الصلاة ثلاثا إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیرا»

ابی حمراء روایت می کند که هفت ماه در مدینه به همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله در سپاه بودم و هر گاه وقت نماز صبح می شد، نبی خدا صلی الله علیه و آله به کنار در خانه حضرت علی و فاطمه علیهما السلام می آمد و سه بار می گفت: وقت نماز شده است همانا خداوند اراده نموده است که تمام ناپاکی ها را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک و پاکیزه کند.

ابن ابی زمنین، محمد بن عبدالله، تفسیر القرآن العزیز، ج3، ص: 399، سنة الولادة 324هـ/ سنة الوفاة 399ه ، تحقیق، أبو عبد الله حسین بن عکاشة - محمد بن مصطفى الکنز، الناشر الفاروق الحدیثة، سنة النشر 1423هـ - 2002م، مکان النشر مصر/ القاهرة، عدد الأجزاء 5

تقریب استدلال:

نکته اول: بر اساس روایات فوق رفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله در معرفی اهل بیت علیهم السلام مستمر بوده و مدت طولانی بیش از شش ماه را شامل می شده است. این تکرار و نوع معرفی که منحصر در افراد خاصی بوده است، عرفا علامت این است که اهل البیت در نظر آن حضرت فقط همین افراد خاص هستند.

نکته دوم: معرفی عملی اهل البیت از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله مقترن به تفسیر عملی آن حضرت از آیه تطهیر شده است. این گویای این حقیقت است که آن حضرت در مقام تبیین ویژه و مصادیق اهل البیت در آیه کریمه است.

نکته سوم: این نوع از معرفی عملی که نسبت به افراد خاص فوق مطرح شده است برای هیچ کدام از همسران حتی برای یک بار نیز گزارش نشده است. اگر همسران آن حضرت داخل در مصداق اهل البیت آیه تطهیر بودند، باید چنین رفتاری نیز با آنها صورت می گرفت و گزارش می شد. عدول رسول خدا صلی الله علیه و آله خود علامت خروج همسران از محل مورد نزاع است.

3/8. . تفسیر «اهل البیت» با «عترت»

یکی دیگر از ادله مثبته مسئله مورد بحث روایت است که اهل البیت را با قید عترت توصیف می کند. شهر بن حوشب از ام سلمه روایت می کند:

947 - حدثنا علان بن عبد الصمد حدثنا القاسم بن دینار ثنا عبید الله بن موسى ثنا إسماعیل بن نشیط قال سمعت شهر بن حوشب قال : أتیت أم سلمة أعرفها على الحسین فقالت لی فیما حدثتنی : أن رسول الله صلى الله علیه و سلم کان فی بیتی یوما وأن فاطمة جاءته بسخیة فقال : ( انطلقی فجیئی بزوجک أو ابن عمک وابنیک ) فانطلقت فجاءت بعلی و حسن و حسین فأکلوا من ذلک الطعام ورسول الله صلى الله علیه و سلم على منامة لنا وتحته کساء خیبری فأخذ الکساء فجللهم إیاه ثم رفع یدیه إلى السماء ثم قال : ( اللهم هؤلاء عترتی وأهلی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا ) فقالت أم سلمة : وأنا من أهل بیتک ؟ فقال : ( وأنت إلی خیر )

شهر بن حوشب روایت می کند نزد ام سلمه رفتم تا مطالبی پیرامون امام حسین علیه السلام بدانم. او در قسمتی از حدیثش به من گفت: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی در خانه من بود و حضرت فاطمه سلام الله علیها با غذایی گرم نزد او آمد آن حضرت فرمود: برو و با همسر یا پسر عمویت و دو فرزندت نزد من بیا! او رفت و با حضرت علی و امام حسن و حسین علیهم السلام نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و همگی از آن غذا تناول کردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که در محل استراحت ما بود و زیر انداز آن حضرت کساء خیبری بود آن کساء را گرفت و آنها را با آن پوشانید و سپس دستان خود را به آسمان بلند کرد و فرمود:خداوندا این ها عترت و اهل من هستند از آنها هر نوع ناپاکی را دور کن و آن ها را پاک پاکیزه کن! ام سلمه گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله اهل بیت شما چه کسانی هستند؟ فرمود: تو عاقبت به خیر هستی!

طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج23، ص: 396، مکتبة العلوم والحکم – الموصل، الطبعة الثانیة ، 1404 – 1983، تحقیق : حمدی بن عبدالمجید السلفی

معنی عترت در لغت و استعمال عرب بسیار روشن است. ابن فارس در معجم مقاییس اللغة می نویسد:

« العین و التاء و الراء ... هم أقرباؤه، مِن ولدِه و ولدِ ولده و بنى عمِّه. هذا قولُ الخلیل فى اشتقاق‏ العِتْرَة ...»

عتر یکی از معانی آن این که به نزدیکان نسبی یک فرد گفته می شود از فرزندان و فرزندان فرزندان و پسرعموهای او این قول خلیل در اشتقاق عترت است.

 ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج‏4 ؛ ص217، قم، چاپ: اول، 1404 ه.ق.

خلیل بن احمد فراهیدی در العین نیز به همان معنی فوق اشاره می کند:

«و عِتْرَة الرجل: أصله. و عِتْرَة الرجل أقرباؤه من ولده‏ و ولد ولده و بنی عمه دِنْیا.»

عترت یک مرد اصل و ریشه او است و عترت یک مرد نزدیکان او از فرزند و فرزندان فرزند و پسر عموهای او به پائین هستند.

فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج‏2 ؛ ص66، قم، چاپ: دوم، 1409 ه.ق.

با توجه معنی عترت معلوم می شود که در هیچ استعمالی همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله داخل در معنی عترت نمی باشند. در میان استعمال فصیح عرب استعمال عترت برا همسر و زوجه یک فرد و روابط سببی معهود نبوده است. نتیجه آنکه این قید نشان می دهد زوجات به هیچ وجه داخل در مراد جدی آیه تطهیر نیستند.

نتیجه گیری

توجه به قرائن مطرح شده عقلایی، قرآن و به ویژه  روایی نشان می دهد که به هیچ وجه نمی توان پذیرفت در همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله داخل در مفاد آیه تطهیر هستند زیرا ادله متعددی عقلی و عقلایی همانند تناقض و تهافت در اراده الهی، تکوینی بودن اراده الهی، عدم احتجاج به مفاد آیه از سوی همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و ادعای اختصاص آیه به همسران از سوی نواصب دلالت بر خروج همسران از مفاد آیه دارد.

علاوه بر قرائن عقلی، قرائن متعدد قرآنی همانند تغییر لحن و خطاب آیه، تغییر در سیاق فراز های قبل از آیه و تکوینی بودن اراده الهی برخلاف فراز های قبلی نیز دلالت واضح بر خروج همسران از مفاد آیه تطهیر دارد.

شاید مهم ترین و قوی ترین دلیل قابل استناد برای خروج همسران از شمول آیه تطهیر تفسیر نبوی از آیه شریفه است. در این نوشتار در مجموع به هفت طائفه از روایات معتبر و صحیح اهل سنت که دلالت صریح بر خروج همسران از آیه شریفه تطهیر دارند اشاره نمودیم.

توجه به مجموع ادله عقلی و عقلایی، ادله قرآنی و به ویژه ادله روایی،  یک پژوهشگر بدون تعصب فکری را به این نتیجه می رساند که همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله به هیچ وجه داخل در مفاد آیه تطهیر نیستند.



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها