2024 June 13 - پنج شنبه 24 خرداد 1403
شرط اصلی جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در هدایت و تبیین اختلاف امت
کد مطلب: ١٥٤٩٧ تاریخ انتشار: ٠٣ ارديبهشت ١٤٠٢ - ١٩:٠١ تعداد بازدید: 1225
حبل المتین » عمومی
شرط اصلی جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در هدایت و تبیین اختلاف امت

برنامه حبل المتین03-02-1402

 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم

03/02/1402

موضوع: شرط اصلی جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در هدایت و تبیین اختلاف امت

برنامه حبل المتین

فهرست مطالب این برنامه:

اشعاری ناب، در رثای حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)

خلاصه ای از مطالب جلسات گذشته پیرامون حدیث ثقلین

شرط اصلی جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در هدایت و تبیین اختلاف امت

اثبات قطعی عصمت اهلبیت (علیهم السلام) در سایه حدیث ثقلین

تماس‌های بینندگان برنامه

برگی از دفتر سرپیچی های صحابه از دستورات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

ما را نظری به غیر الله مباد * بر درگه عشق غیر از این راه مباد

هرچند که دست ما به جز آب مباد * از دامن اهلبیت کوتاه مباد

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب و الأئمة المعصومین (علیهم السلام)

السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم السلام علی ربیع الأنام و نضرة الأیام السلام علیک یا بقیة الله

سلام و درود و ارادت و تحیت به محضر شما دوستان عزیز، همراهان گرانقدر، خانم‌ها و آقایان محترم که این لحظه برنامه زنده «حبل المتین» را از «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» همراهی می‌فرمایید.

حال و احوالتان چطور است؟! طاعات و عباداتتان و نماز و روزه‌هایتان قبول باشد. ان شاءالله خداوند متعال لحظات ناب افطار و سحر در ماه مبارک رمضان و لحظات بندگی را از همه ما به لطف و کرمش قبول کند.

هرچند اعمال ما ناقص است؛ روزه و نماز و عباداتی که به درگاه خداوند متعال داریم حتماً و قطعاً در شأن و منزلت حضرت حق نیست، اما امید داریم که خداوند متعال با لطف و مرحمت و کرمش از همه ما قبول کند.

امیدواریم که ان شاءالله خداوند بازهم به ما عمر و توفیق بدهد تا بتوانیم ماه رمضان دیگری را درک کنیم با ظهور مولا و آقاجانمان حضرت ولی عصر (ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء).

خیلی خوشحالیم که امشب هم همراه شما هستیم و برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضور شما می‌کنیم. طبق معمول مباحث ابتدایی را خواهیم داشت و بعد از آن هم بخشی از برنامه در خدمت دوستان عزیز مخاطب ما قرار دارد.

بینندگان بزرگواری که با این شبکه همراه هستند، می‌توانند تماس بگیرند و سؤال و مطلب خودشان را بفرمایند.

بدون هیچ ابایی عرض می‌کنیم آقایان وهابی که مدعی هستند و کارشناسان شبکه‌های وهابی که گاهی حرف و حدیث‌هایی را بیان می‌کنند و اهل مناظره و گفتگو و بحث نیستند، ما به صراحت عرض می‌کنیم این شبکه برای هرگونه بحث و گفتگو آماده است.

ما در خدمت عزیزان اهل سنت هم هستیم. لطفاً روی خط ارتباطی بیایید و در خصوص مباحثی که برایتان شبهه شده است یا به دنبال مسیر درست و حق و حقیقت هستید، در خدمتتان هستیم. همچنین در خدمت عزیزان شیعه هستیم.

ما در برنامه زنده «حبل المتین» مدت‌هاست که با محوریت بحث درس‌هایی از امامت و ولایت گفتگو می‌کنیم. ما در ادامه به حدیث شریف ثقلین رسیدیم که یکی از معتبرترین احادیث در بین شیعه و سنی در منابع شیعه و اهل سنت است.

امشب هم بحثمان را در محضر سرور عزیز و گرانقدرمان حضرت آیت الله حسینی قزوینی ادامه خواهیم داد. حضرت استاد خدمتتان سلام عرض می‌کنم، طاعات و عبادات قبول، عیدتان مبارک، خیلی خوش آمدید؛

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه السلام علیک یا میثاق الله الذی أخذه و وکده السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه السلام علیک یا صاحب المرئی و المسمع فما کان لنا شیء الا و انتم له السبب و الیه السبیل

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ عید شما هم مبارک و طاعات و عبادات شما هم قبول باشد ان شاءالله.

خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم و موفقیت روزافزون برای همه گرامیان از خداوند منّان خواهانم.

امیدواریم ان شاءالله خداوند متعال این ماه رمضان را آخرین ماه رمضان عمر ما قرار ندهد، بلکه آخرین ماه رمضان دوران غیبت قرار بدهد.

ان شاءالله سال آینده چنین شبی شاهد سخنرانی حضرت بقیة الله الأعظم از همه شبکه‌های جهانی به ویژه شبکه‌ای که متعلق به حضرت ولی عصر است، باشیم. ان شاءالله سال آینده وقتی به همدیگر رسیدیم، فرج حضرت ولی عصر را تبریک بگوییم.

اشعاری ناب، در رثای حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)

ما طبق برنامه همیشگی برنامه را با یادی از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم.

طرفدار علی بودم که بین آن همه دشمن * نشد جز شعله آتش در آنجا کس طرفدارم

گهی در خانه، گه بین در و دیوار و گه کوچه * خدا داند چه آمد بر سرم، کشتند صد بارم

دلم بهر علی می‌سوخت چون قنفذ مرا می‌زد * نگاه غربت او بیشتر می‌داد آزارم

نگفتم راز خود با هیچکس، اما خدا داند * نمی‌آید به هم از درد یک شب چشم بیمارم

خدا را به حضرت صدیقه طاهره سوگند می‌دهیم فرج مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم را برساند و انتقام تمام مظلومان عالم به ویژه انتقام حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را بگیرد و قلب همه مظلومان عالم را شاد کند.

خوش آن روزی که فردایش تو باشی * خوش آن دردی که درمانش تو باشی

خوش آن هجری که پایانش تو باشی * خوش آن منبر که بالایش تو باشی

ما که لب تشنه دیدار توییم * همه نادیده خریدار توییم

نه خریدار گرفتار توییم * نه گرفتار که بیمار توییم

چه شود به چهره زرد ما نظری برای خدا کنی * که اگر کنی همه درد ما به یکی نظاره دوا کنی

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. برنامه ما به نام نامی حضرت مادر حضرت صدیقه طاهره فاطمه شهیده (سلام الله علیها) مزین شد و یاد و نام مولا و آقاجانمان حضرت ولی عصر (ارواحنا و ارواح العالمین له الفداء) روشنی بخش برنامه ما شد.

دوستان عزیزم به محضرتان عرض کردم که ما مدتهاست که بحث حدیث ثقلین را دنبال می‌کنیم و در محضر حضرت استاد حسینی قزوینی هستیم. مباحث مختلفی را از زبان ایشان شنیدیم.

برای اینکه فکر و ذهن شما برای مباحث جدید آماده شود، من از حضرت استاد خواهش می‌کنم بزرگواری بفرمایید خلاصه مختصری از مباحث گذشته بفرمایید تا به سراغ مباحث جدید برویم.

خلاصه ای از مطالب جلسات گذشته پیرامون حدیث ثقلین

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر یا أبا صالح المهدی ادرکنی

عرض شد حدیث ثقلین یکی از احادیث مهم و اساسی است که در منابع شیعه و سنی با سندهای صحیح بلکه به شهادت بسیاری از بزرگان شیعه و اهل سنت حدیث متواتر است. حدیث متواتر هم همانند آیه قرآن کریم است:

«وَمَنْ أَنْکرَ الْمُتَوَاتِرَ فَقَدْ کفَرَ»

الفتاوی الهندیة فی مذهب الإمام الأعظم أبی حنیفة النعمان، اسم المؤلف: الشیخ نظام وجماعة من علماء الهند، دار النشر: دار الفکر - 1411 هـ - 1991 م، ج 2، ص 265

همین دیشب کلیپی از یکی از شبکه‌های وهابی می‌دیدم. نمی‌دانم این افراد با این بی سوادی چقدر جرئت دارند که روی آنتن بیایند. من واقعاً به حال ایشان تأسف می‌خورم. کارشناس این شبکه می‌گفت: حدیث ثقلین که صحیح نیست. در حدیث ثقلین نگفته است: «ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی»!

من نمی‌دانم این افراد سواد دارند یا سواد ندارند، مطالعه می‌کنند یا مطالعه نمی‌کنند. من حداقل پنجاه روایت از کتاب‌های خودتان با سندهای صحیح برای شما می‌آورم که پیغمبر اکرم فرمود:

«إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وأهل بیتی وإنهما لن یتفرقا حتی یردا علی الحوض»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 160، ح 4711

و:

«یا أیها الناس إنی قد ترکت فیکم ما إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله وعترتی أهل بیتی»

ای مردم! من در میان شما چیزی گذاشتم که اگر به آنها تمسک کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید.

الجامع الصحیح سنن الترمذی، اسم المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت --، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج 5، ص 662، ح 3786

و:

«لن تضلوا إن اتبعتموهما»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 118، ح 4577

«البانی» که متخصص فن رجال است، حدیث ثقلین را نقل کرده است. من گمان نمی‌کنم در طول این چهارده قرن کسی همانند «البانی» را داشته باشید. ایشان وقتی به حدیث ثقلین می‌رسد، می‌گوید: روایت صحیح است و هیچ شبهه‌ای در صحت روایت نیست.

هم «ذهبی» روایت را تصحیح کرده است و هم «حاکم نیشابوری» روایت را تصحیح کرده است و من هم بر این عقیده هستم!

«لَوْ سَکتَ الْجَاهِلُ مَا اخْتَلَفَ النَّاس»

اگر افراد نادان ساکت باشند، اختلافی صورت نمی‌گیرد.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 75، ص 81، ح 76

کتاب‌های زیادی هم بر رد حدیث ثقلین نوشته شده است که شاید بر رد حدیث غدیر این تعداد کتاب نوشته نشده است. اولاً در حدیث غدیر هم حدیث ثقلین آمده است. دوما اینکه حدیث غدیر یک روز بوده است، اما حدیث ثقلین چندین مرتبه تکرار شده است.

«ابن حجر هیتمی» در کتاب «الصواعق المحرقه» می‌نویسد که رسول اکرم موقع برگشتن از طائف حدیث ثقلین را مطرح فرمودند. حضرت در عرفه حدیث غدیر را مطرح فرمودند. آن بزرگوار در ایام حج در منا حدیث غدیر را مطرح فرمودند.

در آخرین لحظات زندگی رسول اکرم که حجره آن بزرگوار مملو از بزرگان صحابه بود، حدیث غدیر را مطرح فرمودند. در جای جای زندگی نبی گرامی اسلام حدیث ثقلین ثبت است.

بنابراین وهابیت از حدیث ثقلین بسیار وحشت دارند، زیرا می‌دانند که اگر حدیث ثقلین مطرح شود و به گوش مردم برسد تار و پود مبانی فکری‌شان به هم می‌ریزد. با وجود عبارت؛

«وعترتی أَهْلُ بیتی»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 5، ص 181، ح 21618

در حدیث ثقلین دیگر نوبت به صحابه نمی‌رسد. دیگر نوبت به؛ «حسبنا کتاب الله» نمی‌رسد. در این صورت دیگر امثال این روایات جایی در میان مردم ندارد. قدر متیقن آن مرجعیت علمی اهلبیت است و از آن بالاتر مرجعیت سیاسی اهلبیت است.

بنابراین ما می‌بینیم بزرگان اهل سنت نظیر «ابن تیمیه»، «محمد بن عبدالوهاب»، «ناصرالدین قفاری»، «سالوس»، «عبدالرحمن دمشقیه»، «عثمان الخمیس»، کتاب‌های مستقلی در رد حدیث ثقلین نوشتند. در مقابل حرف‌های آنها به قدری بی اساس است که از تاروپود عنکبوت هم ضعیف‌تر است.

مجری:

ما بارها شاهد بودیم و دیدیم در منابعی که مطلب ذکر شده و بیان شده است، علمای بزرگ اهل سنت وقتی اینطور محکم و متقن بیان می‌کنند نمی‌دانم چطور برخی جرئت می‌کنند به این شکل زیر سؤال می‌برند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

مسئله این است که: «الغریق یتشبث بکل حشیش» من بعید می دانم شخصی همانند «سالوس» با آن فضلی که دارد یا «عبدالرحمن دمشقیه» با آن احاطه علمی که دارد، از این قضایا بی خبر باشد.

همین دیروز یکی از شاگردان ما دو جلد کتاب به ما داد که یکی از وهابی‌ها دو سه سال قبل آن را در رابطه با عقاید شیعه نوشته است. وقتی این کتاب را ورق می‌زدم، اعصابم از بی سوادی این افراد خرد شد. چقدر این افراد بی سواد و متعصب هستند!! نویسنده تمامی روایات شیعه نظیر روایت صحیح و ضعیف و روایاتی که بزرگان ما به صراحت گفته‌اند روایت جعلی است را در نظر گرفته‌اند.

ما کتابی همانند «صحیح مسلم» و «صحیح بخاری» نداریم. ما کتب اربعه داریم که شامل کتاب «کافی» و «من لا یحضره الفقیه» و «تهذیب الأحکام» و «استبصار» است. این کتب روایات صحیح و روایات ضعیف را با هم دارد.

بزرگانی که این کتاب را نوشته‌اند، نگفته‌اند ما در این کتاب تمام آنچه را که آوردیم صحیح است.

«علامه مجلسی» (رضوان الله تعالی علیه) در بررسی اسانید کتاب «کافی» بیست و یک جلد کتاب «مرآة العقول» نوشته است.

«مرحوم محمد تقی مجلسی» در بررسی احادیث کتاب «من لا یحضره الفقیه» حدود دوازده جلد کتاب تحت عنوان «روضة المتقین» نوشته است. ایشان همچنین بیست جلد کتاب در بررسی احادیث کتاب «تهذیب الأحکام» نوشته است.

شما که می‌خواهید عقاید شیعه را از روایات بگیرید، حداقل نگاه کنید و ببینید بزرگان ما این روایات را تصحیح کرده‌اند یا خیر. شما به روایاتی که بزرگان ما می‌گوید ضعیف است بر ضد شیعه استناد می‌کنید!!

انصاف هم چیز خوبی است. تعصب هم حد و حسابی دارد. تعصب‌های شما حد و حساب را گذرانده است. طلبه‌ای که پایه شش را خوانده باشد، اگر کتاب شما را بخواند به ریشتان می‌خندد و راحت می‌تواند جواب بدهد!!

 آقای «عبدالرحمن دمشقیه» لیسانس خود را در عربستان سعودی گرفت، فوق لیسانس خود را در هند گرفت و دکتری خود را در آمریکا گرفت. ایشان دو جلد کتاب نوشته است و فایل ورد و پی دی اف آن را در اینترنت گذاشته است و جنجال و هیاهو به پا کرده است.

حال آنکه اگر شما از ابتدا تا انتهای کتاب را ملاحظه کنید، انسان احساس می‌کند غیر از آیات قرآن کریم و بعضی از احادیث، همگی دروغ است. تمام حرف‌ها با محوریت تعصب نوشته شده است.

من حاضرم با هرکدام از این افراد هم مناظره کنم و هم مباهله کنم، اما جرئت نمی‌کنند بیایند. ما بارها گفتیم و مراجع ما بارها اعلام کردند.

مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی اعلام کردند که ما برای مناظره حاضریم. آیت الله سبحانی فرمودند که من برای مناظره حاضرم. آیت الله مکارم شیرازی اعلام کردند که برای مناظره حاضریم.

در مقابل کدام یک از بزرگان شما اعلان مناظره کردند؟! یه مورد به ما نشان بدهید. در طول چهل سال اخیر که رسانه‌ها به میدان آمده است، فضای مجازی باز شده و لازم به حضور فیزیکی نیست. امروزه می‌توان به راحتی از تمامی ابزار استفاده کرد.

به عنوان مثال ملاحظه کنید آقای «عدنان عرعور» هفده سال یکه تاز میدان بود و یک جانبه حرف می‌زد. بنده به یاد دارم سال 1394 یا 1395 برنامه‌ای گذاشتیم تا آقای «ابوالفاسمی» با ایشان مناظره کند. موضوع مناظره هم توحید وهابیت بود!

این مناظره که فایل صوتی و تصویری آن هم موجود است، حدود بیست دقیقه طول کشید. ایشان در نهایت استودیو را ترک کرد و فرار کرد. تمام سایت‌های وهابیت و اهل سنت نوشتند که «عدنان عرعور» از «ابوالقاسمی» شکست خورد!!

شما که تا این اندازه بی سواد و از منابع خودتان بی اطلاع هستید، چرا این همه بی حیایی می‌کنید و این همه نسبت به شیعه هتاکی می‌کنید.

حداقل بگویید شیعه حرفی برای گفتن دارد و ما هم حرفی برای گفتن داریم، نه اینکه شیعه را بکوبید و بگویید تنها حق در زیر آسمان کبود ما هستیم. ما هم ناگزیر هستیم بگوییم تنها باطل در زیر آسمان کبود شما هستید.

اگر قبول ندارید، امتحان آن مجانی است. بیایید بنشینیم با همدیگر بحث علمی کنیم و جنگ و جدال هم نداریم. مردم بیایند و قضاوت کنند.

ما شاید بیش از بیست جلسه است که بحث حدیث ثقلین را مطرح می‌کنیم و شاید چند جلسه دیگر هم در رابطه با حدیث ثقلین داشته باشیم.

ما در جلسه گذشته مفصل عرض کردیم که با توجه به موقعیت ثقلین اهلبیت (علیهم السلام) عدل قرآن کریم و در ردیف قرآن کریم قرار گرفته است.

همانطور که طبق آیه 44 و 64 از سوره مبارکه نحل رسول اکرم در زمان خود مبین کتاب و مختلف اختلاف بود، نسبت به امیرالمؤمنین هم فرمودند:

«أنت تبین لأمتی ما اختلفوا فیه من بعدی»

تو بیانگر آن چیزی هستی که مورد اختلاف مردم هست.

«هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 132، ح 4620

و:

«أنا المنذر وأومأ إلی علی وقال أنت الهادی بک یهتدی المهتدون بعدی»

من منذرم و به امیرالمؤمنین اشاره کرد و فرمود: تو هادی هستی. تنها توسط تو هست که هدایتگران به ساحل هدایت می‌رسند.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 8، ص 376

شما چنین روایتی هم نسبت به دیگر صحابه نظیر «سلمان» و «ابوذر» و «مقداد» و خلیفه اول خلیفه دوم و «ابوهریره» و «خالد» برای ما بیاورید.

چرا یک سری مطالبی مطرح می‌کنید که اگر اهل و عیال شما سواد عربی داشته باشند، به ریش شما بخندند!! من در خدمت حضرتعالی هستم.

مجری:

حضرت استاد خیلی ممنون و متشکرم. شما الآن فرمودید که در برنامه قبلی نبی مکرم اسلام خودشان فرمودند و هدایت و محوریت را به وجود نازنین امیرالمؤمنین برای حل اختلاف‌ها واگذار کردند.

علت اساسی اینکه هدایت امت و تبیین اختلاف به حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) واگذار شده است، چیست؟!

شرط اصلی جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در هدایت و تبیین اختلاف امت

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سؤال زیبایی است. اگر بتوانیم این سؤال و جواب را خوب شرح بدهیم و عزیزان بتوانند تحویل بگیرند، شاید بسیاری از مسائل حل شود.

«مرحوم سید مرتضی» در کتاب «الشافی» که در رد «عبدالجبار معتزلی» متوفای 413 نوشته است، از همین نکته استفاده کرده است. «شیخ طوسی» در کتاب‌های مختلف مخصوصاً در کتاب «تلخیص الشافی» از همین نکته استفاده کرده است.

«علامه حلی» (رضوان الله تعالی علیه) روی همین نکته تکیه دارد. «میر حامد حسین» در ابتدای کتاب «عبقات» به همین نکته اشاره کرده است. «علامه امینی» (رضوان الله تعالی علیه) و بزرگان دیگر ما روی این قضیه تکیه دارند.

آن نکته این است که کسی می‌تواند در جامعه الگو باشد که قائم مقام نبی گرامی اسلام در عصمت باشد.

(لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة)

برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود.

سوره احزاب (33): آیه 21

این بدان خاطر است که نبی مکرم اسلام معصوم هست؛ چه در حال سلامت و چه در بیماری، چه در حالت عادی و چه در حالت غیر عادی. حتی شوخی‌هایی هم که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌کنند، با محوریت ارتباط به وحی است. یعنی از وحی سرچشمه گرفته است و عصمت هم در کنار آن است.

«شوکانی» در کتاب «فتح القدیر» ذیل آیه شریفه:

(وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحی)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید. آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است.

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

می‌نویسد:

«أی ما یصدر نطقه عن الهوی لا بالقرآن ولا بغیره»

چه از زبان پیغمبر اکرم قرآن خوانده شود و چه غیر از قرآن مطلبی بیان شود.

فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر، اسم المؤلف: محمد بن علی بن محمد الشوکانی، دار النشر: دار الفکر – بیروت، ج 5، ص 105، باب النجم: (3)

من دیدم یکی از اساتید دانشگاه المصطفی که چند جلسه هم در این دانشگاه در رد شبهات این شخص در جلساتی شرکت کرده بودند که جلسه آخر آن هم هفته گذشته بود، می‌گوید: (وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحی) تنها شامل قرآن هست.

ایشان ادعا می‌کند آیا شوخی‌های عاشقانه‌ای که پیغمبر اکرم با همسران خود داشتند هم شامل وحی است؟!! من نمی‌دانم این افراد در حوزه چه چیزهایی یاد گرفته‌اند!!! «شوکانی» شخصی زیدی و وهابی است که می‌گوید:

«أی ما یصدر نطقه عن الهوی لا بالقرآن ولا بغیره»

«ابن حجر عسقلانی» یکی از بنیانگذاران و ارکان علم رجال است. ایشان در کتاب «فتح الباری شرح صحیح بخاری» جلد هشتم می‌نویسد:

«لقوله تعالی وما ینطق عن الهوی ولقوله إنی لا أقول فی الغضب والرضا إلا حقا»

همانطور که خداوند فرمود: هرگز پیغمبر از روی هوا سخن نمی‌گوید و همانطور که پیغمبر فرمود: چه در حال غضب باشم و چه در حالت عادی باشم، از زبانم جز حق بیرون نمی‌آید.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 8، ص 133، ح 4168

جالب این است که در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» روایتی با سند صحیح بیان شده است. تمام کارهای پیغمبر اکرم برای ما الگوست. راه رفتن پیغمبر اکرم الگوست، حرف زدن حضرت الگوست، حرف زدن حضرت با اهل و عیال برای ما الگوست، شوخی کردن‌های حضرت برای ما الگوست.

در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» جلد یازدهم روایتی از قول «ابوهریره» نقل شده است که می‌گوید پیغمبر فرمود:

«انی لاَ أَقُولُ إِلاَّ حَقًّا قال بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَإِنَّک تُدَاعِبُنَا یا رَسُولَ اللَّهِ فقال إنی لاَ أَقُولُ إِلاَّ حَقًّا »

من جز حق چیزی نمی‌گویم. بعضی از صحابه گفتند: شما گاهی اوقات با ما شوخی هم می‌کنید. حضرت فرمود: من جز حق چیزی نمی‌گویم.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 2، ص 340، ح 8462

حضرت به صراحت فرمودند: شوخی‌هایی هم که می‌کنم برگرفته از وحی است. اگر کسی اینطور پیغمبر اکرم را نشناخته باشد، باید قدری در پیغمبر شناسی‌اش تجدیدنظر کند. در روایت دیگر آمده است که رسول اکرم فرمودند: از زبان من جز حق صادر نمی‌شود. وقتی نبی مکرم اسلام این چنین باشد، می‌توان گفت که رسول اکرم در تمام امور دینی و دنیایی پیامبر الهی هستند.

یهودیان بعضی خرافاتی نقل کرده‌اند مبنی بر اینکه رسول اکرم فرمود: شما در دنیا از من عالم‌تر هستید. آن‌ها به این جهت این خرافات را نقل کرده‌اند تا عصمت پیغمبر اکرم را زیر سؤال ببرند. هیچ انسان عاقلی زیر بار این خرافات نمی‌رود. این روایاتی که علمای اهل سنت آورده‌اند، تمام این عبارات را با خاک یکسان می‌کند.

آیه شریفه (وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی) به صورت مطلق است، قرآن کریم نفرموده است: «و ما ینطق عن الهوی فی القرآن» یا «و ما ینطق عن الهوی فی السنة» یا «و ما ینطق عن الهوی فی امور الدین» یا «و ما ینطق عن الهوی فی امور الدنیا»!! این آیه قید ندارد. وقتی این آیه قید ندارد، اطلاق است. مادامی که قید نیامده است، ما موظفیم به اطلاق تمسک کنیم. قطعاً و بدون ریب وظیفه ما تمسک به اطلاق است.

اگر کسی بعد از پیغمبر اکرم بخواهد برای مردم الگو باشد، فعل و گفتار و حتی شوخی کردن او هم باید برای ما حجت باشد. او باید کسی باشد که همانند پیغمبر اکرم از عصمت کامل برخوردار باشد.

اگر این شخص همانند نبی گرامی اسلام از عصمت برخوردار نبود، شایستگی خلافت و امامت و ولایت و حل اختلاف مردم ندارد. به عنوان مثال یک مرتبه برادر این شخص با کسی دعوا کرده است و برای حل اختلاف نزد او می‌آیند. وقتی این شخص عصمت نباشد، قطعاً حاضر نمی‌شود رأی برادرش را رها کند و رأی فرد دیگری را بگیرد. اگر فرزند این شخص با کسی اختلاف دارد. کسی که عصمت نداشته باشد، مسلم است که رأی فرزند خود را می‌گیرد.

پس بنابراین شوخی‌های اهلبیت هم برای ما حجت است، یعنی از دایره عصمت بیرون نیست. آن بزرگواران نه گناه می‌کنند، نه خطا می‌کنند، نه نسیان و فراموشی دارند.

این سه محور در انبیاء الهی (علیهم السلام)، نبی گرامی اسلام، امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (علیهم السلام) جمع است. ما برای این هم به اندازه کافی مدرک داریم.

خیلی جالب است که یکی از معجزات حضرت عیسی زنده کردن مردگان بود. آن حضرت با حواریون می‌رفتند و از کنار قبرستانی گذشتند. حواریون گفتند: یا روح الله! صاحب این قبر را زنده کن تا ببینیم چه حالی دارد.

حضرت عیسی به اذن الله صاحب آن قبر را زنده کرد و پرسید: شما در چه حالی هستید؟! صاحب قبر گفت: خیلی گرفتار هستم. حضرت عیسی پرسید: مال مردم را خوردی؟ صاحب قبر گفت: خیر. حضرت عیسی پرسید: آدم کشتی؟! صاحب قبر گفت: خیر. حضرت عیسی پرسید: دزدی کردی؟ صاحب قبر گفت: خیر. حضرت عیسی پرسید: زنا کردی؟ صاحب قبر گفت: خیر.

صاحب قبر گفت: من قاضی بودم. روزی برادرزن من با کسی اختلاف داشت و وارد محکمه شدند. من در دلم گذشت که‌ ای کاش حق با برادرزنم باشد. اتفاقاً طرح دعوا کردند و حق با برادرزنم بود و حکم دادم.

الآن چند سال است که مرا عذاب می‌کنند، به این جرم که می گویند: تو چه حقی داشتی که قبل از ورود آنها آرزو کردی که ‌ای کاش حق با برادرزنت باشد؟!!

عصمت در مسئله حل اختلاف حرف اول را می زند. اگر قرار باشد ما هزار شرط برای امام بگذاریم، اولین و مهمترین و اساسی‌ترین شرط امام داشتن عصمت است.

«فخر رازی» متوفای 604 هجری امام المشککین است. ایشان در هر قضیه‌ای که وارد شده است، گلی کاشته است. ایشان در کتاب «التفسیر الکبیر» جلد چهارم ذیل آیه شریفه:

(إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً)

من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم.

سوره بقره (2): آیه 124

 می‌نویسد:

«قوله: (إِنّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا) یدل علی أنه علیه السلام کان معصوماً عن جمیع الذنوب لأن الإمام هو الذی یؤتم به ویقتدی»

آیه (إِنّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا) دلالت می‌کند که حضرت ابراهیم از همه گناهان معصوم بوده ، زیرا امام پیشواست و همه باید از او تبعیت کنند و به او اقتدا کنند.

«فلو صدرت المعصیة منه لوجب علینا الاقتداء به فی ذلک فیلزم أن یجب علینا فعل المعصیة وذلک محال »

اگر از امام معصیتی صادر شود، ما هم باید گناه کنیم. چنین چیزی محال است.

محال است که از امام معصیت صادر شود، زیرا امام واجب الاطاعة هست، امام واجب التبعیت است، واجب الاقتدا است. اگر معصیت صادر شود ما باید از او تبعیت کنیم، حال آنکه خداوند متعال فرموده است: تبعیت از گناه، گناه است.

«لأن کونه معصیة عبارة عن کونه ممنوعاً من فعله وکونه واجباً عبارة عن کونه ممنوعاً من ترکه والجمیع محال»

از یک طرف خداوند متعال می‌فرماید که از گناه تبعیت نکنید و از طرف دیگر می‌فرماید که از امام تبعیت کنید.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421 هـ - 2000 م، الطبعة: الأولی، ج 4، ص 37، المسألة الرابعة

این معصیت هم صادر شده است. ما چکار کنیم؟!! این یعنی اجتماع نقیضین یا اجتماع ضدین یا هر تعبیری که شما بخواهید ببرید. این قضیه کامل واضح و روشن است. بازهم «فخر رازی» در جلد دهم ذیل آیه شریفه:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکم)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را.

سوره نساء (4): آیه 59

خیلی زیبا حرف زده است. حال کاری نداریم چقدر به حرف‌هایش ایمان داشته یا خیر. ایشان می‌نویسد: قطعاً (أُولِی الْأَمْرِ) غیر از پیغمبر اکرم است، یعنی کسانی که به جای پیغمبر اکرم نشسته‌اند. (اللَّهَ) مشخص است، (الرَّسُولَ) مشخص است و (أُولِی الْأَمْرِ) هم مشخص است.

«اعلم أن قوله: (وَأُوْلِی الاْمْرِ مِنْکمْ) یدل عندنا علی أن إجماع الأمة حجة»

اجماع امت حجت است. حال امت بر قتل عثمان اجماع کرده‌اند. آیا این هم حجت است؟! در زمان یزید امت بر قتل امام حسین اجماع کرده‌اند. آیا این هم حجت است؟! کدام اجماع؟!

«ابن حزم أندلسی» در این زمینه تعبیر جالبی دارد که «ابن تیمیه» بسیار از او تجلیل می‌کند. «ابن تیمیه» می‌گوید: «ابن حزم أندلسی» از فقهایی است که بدون مدرک حرف نمی‌زند و تمام فتاوی او مستدل و مستند است. ایشان در کتاب «محلی» جلد نهم صفحه 345 می‌نویسد:

«وَلَعْنَةُ اللَّهِ علی کل إجْمَاعٍ یخْرُجُ عنه عَلِی بن أبی طَالِبٍ وَمَنْ بِحَضْرَتِهِ من الصَّحَابَةِ»

لعنت خدا بر هر اجماعی که علی بن أبی طالب و پیروان او در آن اجماع نباشد.

المحلی، اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ج 9، ص 345، باب مَسْأَلَةٌ وَمَنْ أَوْصَی بِعِتْقِ رَقِیقٍ له لاَ یمْلِک غَیرَهُمْ

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! ما بیشتر از این توضیح نمی‌دهیم. کتاب «المحلی» کتاب فقهی است و تمامی اهل سنت اعم از شافعی‌ها و مالکی‌ها و حنفی‌ها و حنبلی‌ها و وهابی‌ها او را قبول دارند. «ابن حزم أندلسی» نه شافعی بود، نه مالکی بود، نه حنفی بود، نه حنبلی بود بلکه ظاهری مذهب بود. او اصلاً کاری به این مذاهب نداشت، بنابراین همگان او را قبول دارند.

«فخر رازی» در ادامه می‌نویسد:

«والدلیل علی ذلک أن الله تعالی أمر بطاعة أولی الأمر علی سبیل الجزم فی هذه الآیة ومن أمر الله بطاعته علی سبیل الجزم والقطع لا بد وأن یکون معصوما عن الخطأ »

دلیل بر این امر این است که خداوند عالم دستور داده است که از اولی الامر قاطعانه تبعیت کنید. وقتی خداوند عالم می‌فرماید که قاطعانه از اولی الامر اطاعت کنید، قطعاً باید از هرگونه خطا معصوم باشد.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421 هـ - 2000 م، الطبعة: الأولی، ج 10، ص 116، المسألة الثالثة

اگر چنانچه معصوم نباشد و اولی الامر اشتباهی و از روی خطا یک دستور غیر شرعی بدهد وظیفه ما چیست؟! آیا وظیفه ما این است که از این دستو غیر شرعی اطاعت کنیم یا معصیت کنیم؟!

اگر از این دستور خطایی اولی الامر اطاعت کنیم، خداوند متعال فرموده که در گناه اطاعت نیست. اگر ما بخواهیم اطاعت نکنیم، خداوند متعال فرموده از اولی الامر اطاعت کنید. ما این وسط چکار کنیم؟! بازهم اجتماع امر و نهی در امر واحد و در موضوع واحد و در جهت واحد مطرح می‌شود که غیر قابل توجیه است.

بنابراین ایشان در اینجا می‌نویسد که اولی الامر حتماً باید معصوم باشد. البته آقای «فخر رازی» در جای دیگر دسته گلی به آب داده است. امیدواریم ان شاءالله فردای قیامت هم جوابی داشته باشد.

ایشان می‌گوید: یکی از مصادیق اولی الامر خلفا هستند. "اجماع امت" از مسخره‌هایی است که آن را به بهای ناچیز هم نمی‌خرند. قبل و بعد از رسول اکرم اختلافاتی میان امت اسلام بوده است.

در قضیه حدیث قرطاس آمده است که اصحاب با همدیگر اختلاف کردند و بین آنها نزاع اتفاق افتاد. در قضیه «جیش اسامه» اصحاب با همدیگر اختلاف کردند. در قضیه؛

«مُرُوا أَبَا بَکرٍ فَلْیصَلِّ بِالنَّاسِ»

به ابوبکر بگویید که برود و نماز بخواند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 236، ح 633

اصحاب با همدیگر اختلاف کردند. موارد مختلفی قبل از رحلت پیغمبر اکرم هم اتفاق افتاده که اصحاب با همدیگر به نزاع پرداختند.

رسول اکرم در حجة الوداع می‌فرمایند: شما که آمدید مراسم عمره را انجام دادید و طواف کردید و سعی بین صفا و مروه را انجام دادید از احرام بیرون بیایید. در این صورت تمام محرمات بر شما حرام می‌شود. ملاحظه کنید چه بساطی درآوردند و چه اختلافی میان صحابه اتفاق افتاد. این قضیه مربوط به زمان پیغمبر اکرم است که صحابه از عبارت‌های وقیح استفاده کردند.

بنده بارها گفتم که اگر شاگرد آهنگر چنین حرفی که صحابه زدند را نسبت به آهنگر بزند، آهنگر با پتک خود بر سر شاگرد می زند و سر او را متلاشی می‌کند.

این تعبیر که بنده نمی‌توانم آن را به زبان بیاورم به قدری زشت و وقیح است که «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» در احادیث متعدد آن را مطرح کرده‌اند. بعد از به کار بردن این عبارات از سوی صحابه، رسول اکرم به منزلی وارد می‌شوند که عایشه در آنجا بود. عایشه می‌بیند که رسول اکرم خیلی غضبناک است و عرضه می‌دارد:

«من أَغْضَبَک یا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ الله النَّارَ»

یا رسول الله! چه کسی تو را به غضب آورده است. خدا او را وارد آتش جهنم کند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 2، ص 879، ح 1211

آیا در حجة الوداع یهودیان و مسیحیان و منافقین در آنجا بودند یا همین صحابه بودند؟! آقای «فخر رازی» ما در اینجا چکار کنیم؟!

در قضیه عمرة القضا پیغمبر اکرم به همراه صحابه در ماه رمضان برای سفر حرکت کردند و از حد ترخص رد شدند. پیغمبر اکرم روزه خود را افطار کرد و دستور داد که صحابه روزه خود را افطار کنند، اما صحابه حاضر نشدند روزه خود را افطار کنند. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در حالی که غضبناک بودند، نزد «أم سلمه» آمدند. عرضه داشت:

«من أغضبک أغضبه الله»

چه کسی تو را به غضب آورده است، خدا او را به غضب آورد.

«فقال ما لی لا أغضب وأنا امر بالأمر فلا یطاع»

حضرت فرمود: چرا غضبناک شوم در حالی که دستور می‌دهم، اما صحابه از من اطاعت نمی‌کنند؟!

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 315

این اختلافات هم در زمان پیغمبر اکرم در محضر رسول اکرم اتفاق افتاده است. ملاحظه کنید این مخالفت‌هایی است که صحابه داشتند.

عزیزان طلبه و دانشجویان عزیز اهل سنت من از دور دست و پیشانی شما را می‌بوسم و تقاضا می‌کنم مخالفت‌هایی که صحابه در زمان رسول اکرم با حضرت داشتند را مطالعه کنید. آیا این روایات جایی برای عدالت همه صحابه باقی می‌گذارد یا خیر؟! قدری در این عقیده که معتقدید: «والصحابة کلهم عدول» تجدید نظر کنید. صحابه‌ای بودند که چه در زمان رسول الله و چه بعد از رسول الله تابع پیغمبر اکرم بودند. ما تمامی آنها عادل و ثقه می دانیم.

«شیخ طوسی» در کتاب «تبیان» اسامی دوازده هزار نفر از صحابه را می‌آورد که عادل هستند و ما از آنها انتظار شفاعت هم داریم. این بهتان به ما شیعه نمی‌چسبد که شما می گویید شیعه معتقد است که همگی صحابه الا چند نفر مرتد شدند.

این «ابن کثیر» است که از قول عایشه نقل می‌کند:

«عن عائشة قالت لما قبض رسول الله ارتدت العرب قاطبة»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 6، ص 304، فصل فی تنفیذ جیش اسامة بن زید

اگر معتقدید شیعه چند نفر را استثناء کرده است، عایشه می‌گوید: تمامی عرب قاطبة مرتد شدند!! «صحیح بخاری» هم از قول عایشه نقل می‌کند:

«خَوَّفَ عُمَرُ الناس وَإِنَّ فِیهِمْ لَنِفَاقًا»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1341، ح 3467

«الناس» چه کسانی بودند؟! همین صحابه بودند که در مدینه بودند. کسی از کره مریخ که نیامده بود!! یهود و نصاری هم نبودند. آن‌ها همگی متفرق و آواره شده بودند.

البته بنده در این زمینه حرف زیاد دارم. بعد از پخش میان برنامه‌ای بنده مابقی عرایض خومد را در رابطه با بحث عصمت که أس اساس شرط امام هست مطرح خواهم کرد و از حدیث ثقلین استفاده می‌کنم.

عرض کردم که بزرگان ما عنایت ویژه دارند که شرط اول امام داشتن عصمت است. اگر عصمت نباشد تاروپود جامعه به هم می‌ریزد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. اتفاقاً بنده هم می‌خواستم در خصوص اینکه آیا حدیث ثقلین می‌تواند دلالت بر عصمت اهلبیت داشته باشد سؤالی بپرسم. حاج آقا خودشان پیش دستی فرمودند و اشاره کردند که قرار است در مورد این موضوع هم صحبت کنیم.

اجازه بدهید این لحظات را متبرک کنیم به نام نامی مولا و آقاجانمان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه). هر عزیزی هرجایی هست با شنیدن نام حضرت دل و وجود و همه جسم و جان و روحش آرامش پیدا می‌کند.

افتخار و آبرو و عزت ما این است که عشق و ارادت و محبت و ولایت مولاجانمان امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (روحی و ارواح العالمین له الفداء) را داریم و ان شاءالله تا آن لحظه آخر دست ما را خواهند گرفت.

الحمدلله رب العالمین با تمام وجودمان شاکر نعمت ولایت امیرالمؤمنین و محبت آن بزرگوار هستیم که وجودمان سرشار است و باید قدر این نعمت را بدانیم. اگر روزه می‌گیریم و اگر نماز می‌خوانیم، اگر ولایت نباشد اصلاً نمی‌دانیم که این اعمال و کردار و عبادات ما مورد پذیرش قرار می‌گیرد یا خیر. آن ولایت است که تکمیل کننده همه اینهاست.

مردم عزیز و بینندگان گرانقدر «شبکه جهانی حضرت ولی عصر» گوارای وجودتان باشد و بازهم به شما تبریک عرض می‌کنم این ایامی که همچنان عید است. عید سعید فطر یکی از اعیاد مسلمین است و ان شاءالله بر همه مبارک باشد. به ویژه کسانی که شنبه روز عیدشان بود.

این اتحاد و همدلی که میان امت اسلام در ایران عزیز ما و برخی از کشورهای همسایه نظیر عراق و پاکستان و جاهای مختلف بود، باعث عزت شد. بعضی افراد طور دیگری عمل کردند که خودشان مورد سؤال قرار گرفتند و حتی در بین اهل سنت نگاه دیگری نسبت به این موضوع به آنها شد.

بحث عید فطر و بحث نماز و بحث روزه مردم و عبادت مردم چیزی نیست که کسی بخواهد با آن شوخی کند یا بخواهد نگاه غیر دینی و غیر اعتقادی به آن داشته باشد.

همچنان با شما هستیم و برنامه زنده «حبل المتین» را در محضر حضرت استاد دنبال می‌کنیم. ما قبل از این میان برنامه قول داده بودیم بحثی را به جایی برسانیم. اگر فرصت شد در خدمت بینندگان عزیز هم خواهیم بود.

استاد من طرح بحث را در بخش قبل از میان برنامه عرض کردم مبنی بر اینکه آیا حدیث ثقلین دلالت بر عصمت اهلبیت عصمت و طهارت دارد یا خیر؟! چطور می‌توانیم آن را ثابت کنیم؟!

اثبات قطعی عصمت اهلبیت (علیهم السلام) در سایه حدیث ثقلین

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

رسول اکرم در حدیث ثقلین فرمود:

«إنی تَارِک فِیکمُ الثَّقَلَینِ أَحَدُهُمَا أَکبَرُ مِنَ الآخَرِ کتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی أَهْلُ بَیتِی»

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 5، ص 166، ح 4969

با صرفنظر از اقوال بزرگان شیعه و سنی رسول اکرم کتاب را با اهلبیت عدل همدیگر قرار داده است. آیا کتاب عصمت دارد یا خیر؟! همانگونه که کتاب و قرآن اشتباه و نسیان و خلاف ندارد، اهلبیت هم که در کنار قرآن کریم آمده است این چنین است. اگر اهلبیت نسیان و خطا داشتند، آمدن آن در کنار قرآن کریم اشتباه بود.

در این صورت باید می‌گفت: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی» اگر اشتباه و نسیان نکردند!! در این صورت باید یک شرط می‌آورد. وقتی شرط نیامده است، بدون شرط در کنار قرآن قرار گرفته است.

این نکته اولاً عصمت اهلبیت را تثبیت می‌کند. علاوه بر این دیگر فرزندان رسول اکرم و فرزندان امیرالمؤمنین که گناه از آنها سر زده است و انحرافات و خطاهایی داشتند، قطعاً آنها هم کنار گذاشته شدند.

آقای «خدمتی» می‌گوید: شما این دوازده نفر را از کجا آوردید؟! ما این دوازده نفر را از همین حدیث «خلفائی اثناعشر» گرفتیم. در حدیث نیامده است: «خلفائی ثلاث عشر» یا «خلفائی اربع عشر»!!

«ابن عربی ناصبی» حدیث «خلفائی اثناعشر» را می‌آورد و اسامی را چنین می‌شمارد: ابوبکر و عمر و عثمان و امام حسن و معاویه و یزید. او در نهایت «اثناعشر» را به چهل نفر می‌رساند. من نمی‌دانم این افراد عقلشان را چکار کرده‌اند!!

بنده برای کسانی که به این افراد به عنوان یک عالم نگاه می‌کنند، تأسف می‌خورم. ایشان اسامی «خلفائی اثناعشر» را چهل نفر درست کرده است و در نهایت می‌گوید: من که نفهمیدم معنای حدیث چیست!

ما «خلفائی اثناعشر» را از همین حدیث شما گرفتیم. علاوه بر این مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در کتاب «منتخب الأثر» پنج هزار و شش روایت آورده است که اسامی ائمه اطهار از حضرت امیرالمؤمنین تا حضرت ولی عصر در آن برده شده است.

این تعداد نه یک روایت و دو روایت و سه روایت است، بلکه پنج هزار و شش روایت است. بنده تمامی این روایات را آمار گرفتم و به صورت دقیق دو سه بار حساب کردم که در مجموع پنج هزار و شش روایت شده بود. آیا پنج هزار و شش روایت کفایت نمی‌کند بر اینکه ما ثابت کنیم که تنها این چهارده نور پاک هستند که می‌توانند ملاک عصمت ائمه اطهار (علیهم السلام) باشند؟! غیر از این بزرگواران کسی دیگر نمی‌تواند در این زمینه اظهار وجود کند.

بنده قبلاً این کتاب را نشان داده‌ام، اما دو مرتبه به عزیزان نشان خواهم داد. در این کتاب تعداد تمامی احادیثی که در این زمینه آورده شده است، نشان داده شده است. بنابراین پنج هزار و شش روایت در رابطه با امامت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) تا امامت حضرت مهدی (ارواحنا فداه) آمده است.

این روایات یا به صورت کلی آمده است با این مضمون که ائمه اطهار دوازده نفر هستند که اولین آنها امیرالمؤمنین و آخرین آنها حضرت مهدی است. در بعضی روایات اسامی ائمه اطهار آمده است.

در بعضی دیگر از روایات اسامی ائمه اطهار تا امام ششم آمده است و بعد فرموده که چند نفر بعد از امام صادق (علیه السلام) است. تمامی این روایات اسامی یا تعداد ائمه اطهار را آورده است. این مسئله بسیار واضح و روشن است.

بنابراین عزیزان دقت کنند مراد از اهلبیتی که در کنار قرآن کریم قرار گرفتند، اهلبیتی است که در روایات از آنها نام برده شده است. ما نیامدیم از پیش خودمان همانند شما شیر یا خط بیندازیم و از روی هوا اسامی جعلی درست کنیم. ما مثل شما نیستیم که یک مرتبه «خلفائی اثناعشر» چهل نفر از آب دربیاید یا بگوییم «خلفائی اثناعشر» بنی امیه هستند.

بنی امیه حدود بیست و پنج نفر بودند. همچنین بنی عباس نزدیک به صد و پنجاه نفر بودند. مجموع این افراد نزدیک به دویست نفر می‌شوند. کسانی که قطعاً در دوران بنی عباس در عراق بودند، نزدیک به سی و شش نفر بودند.

بعداً این افراد به بلاد دیگر نظیر مصر می‌روند که صد و سی نفر می‌شوند. کسانی که واقعاً از خلفای بنی عباس بودند، تعدادشان به سی و شش نفر می‌رسد. شما می‌خواهید کدام یک را انتخاب کنید؟!

«ابن حجر» می‌گوید: «عمر بن عبدالعزیز» هم انسان خوبی است. ما می‌توانیم او را هم در کنار خلفا قرار بدهیم!! این مسخره بازی‌ها چیست! مردم به دهان شما نگاه می‌کنند و تا ببینند شما چه چیزی می‌خواهید بگویید.

نکته دوم این است که بزرگان اهل سنت نظیر «مناوی» در کتاب «فیض القدیر» جلد سوم به صراحت می‌گوید:

«أی الکتاب والعترة أی یستمرا متلازمین»

کتاب و عترت همواره متلازم هم هستند و هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند.

«إنی تارک فیکم تلویح بل تصریح بأنهما کتوأمین»

مراد از این عبارت این است که قرآن و عترت توأم با همدیگر هستند و همانند دو انسان دوقلو هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند.

«ووصی أمته بحسن معاملتهما وإیثار حقهما علی أنفسهم واستمساک بهما فی الدین»

رسول اکرم به امت خود وصیت کرده است که با اهلبیت معامله خوبی داشته باشند و حق آنها را بر حق خودشان مقدم بدارند و در مسائل دینی به کتاب و سنت تمسک کنند.

«هذا الخبر یفهم وجود من یکون أهلا للتمسک به من أهل البیت والعترة الطاهرة فی کل زمن إلی قیام الساعة»

مراد از اینکه رسول اکرم فرمودند قرآن و اهلبیت از همدیگر جدا نمی‌شوند نشانگر این است که یکی از اهلبیت تا قیام قیامت روی کره زمین است.

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوی، دار النشر: المکتبة التجاریة الکبری - مصر - 1356 هـ، الطبعة: الأولی، ج 3، ص 15، باب حرف الهمزة

اگر از قرآن کریم تبعیت کنند، قرآن معصوم است. اگر از عترت تبعیت کنند، معصوم است یا معصوم نیست؟! اگر معصوم نیست و اشتباه و خطا می‌کند و فراموشی دارد، آیا در آنجا بازهم واجب است که از او تبعیت کنیم؟!

این همان حرف آقای «فخر رازی» است که اجتماع امر و نهی در یک جا جمع می‌شود. از یک طرف خداوند متعال می‌فرماید که از عترت تبعیت کنید و از طرف دیگر هم نستجیر بالله اگر عترت کار اشتباهی کرده باشد، خداوند می‌فرماید: در کار اشتباه تبعیت نکن.

ما وارد مسئله‌ای شده‌ایم که در آنجا هم خداوند متعال می‌فرماید: اطاعت کن. شما می گویید که حتماً باید شیر یا خط بیندازیم تا ببینیم کدام مورد می‌شود.

همچنین «ابن حجر هیتمی» در کتاب «الصواعق المحرقه» شبیه عبارت ایشان را آورده است و می‌گوید: همانطور که قرآن کریم تا قیام قیامت باقی است، عترت هم باید تا قیام قیامت باقی باشد. اگر زمانی بیاید که قرآن باشد و از عترت کسی نباشد، نستجیر بالله کذب سخن پیغمبر اکرم لازم می‌آید.

از طرف دیگر هم بزرگان ما نظیر «مرحوم ابو الصلاح حلبی» متوفای 447 هجری مطلبی در این زمینه نقل کرده است. بنده این مطالب را به صورت خیلی خلاصه مطرح می‌کنم و نمی‌خواهم تصویر کتاب را نشان بدهم. در این کتاب آمده است:

«فأخبر علیه السلام بوجود قوم من آله مقارنین للکتاب فی الوجود والحجة، وذلک یقتضی عصمتهم»

وقتی خداوند عالم عترت و اهلبیت را در کنار قرآن کریم آورده است و دستور داده است که آنها هردو حجت هستند، لازمه آن این است که باید معصوم باشند.

تقریب المعارف؛ المؤلف: أبو الصلاح الحلبی، الشیخ تقی الدین بن نجم الدین بن عبید الله بن عبد الله الحلبی (447 - 374 للهجرة)؛ الناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة - قم، ص 125

آقای «ابن شهرآشوب مازندرانی» متوفای 558 هجری در کتاب «مناقب» می‌نویسد:

«إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکمُ الثَّقَلَینِ الْخَبَرَ یقتضی عصمة المذکورین»

حدیث ثقلین اقتضا می‌کند هم کتاب معصوم است و هم عترت معصوم است.

مناقب آل أبی طالب علیهم، نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، ج 1، ص 249، فصل فی شرائطها مما یلیق بهذا الکتاب

«مرحوم سید محسن امین» هم چنین تعبیر می‌کند:

«دلّت هذه الأحادیث على عصمة أهل البیت من الذنوب والخطأ لمساواتهم فیها بالقرآن الثابت عصمته»

این احادیث دلالت می‌کند بر اینکه اهلبیت هم از گناه معصوم هستند و هم از خطا چرا که با قرآنی که عصمتش ثابت شده است، مساوات دارد.

تصحیح القراءة فی نهج البلاغة، ردّاً على «قراءة فی نهج البلاغة» للدلیمی؛ تألیف: الشیخ خالد البغدادی سلسلة الکتب المؤلفة فی أهل البیت علیهم السلام (157)، إعداد: مرکز الأبحاث العقائدیة؛ ص 308

«مرحوم سید محمد تقی حکیم» (رضوان الله تعالی علیه) آثار بسیار بزرگی در اصول دارند. بنده توصیه می‌کنم طلبه‌های ما فقه مقارن ایشان تحت عنوان «الأصول العامة للفقه المقارن» را بخوانند، زیرا کتاب بسیار ارزشمندی است.

به نظر بنده شاید تنها کتاب و اصول مقارن است که اصول شیعه را با اصول اهل سنت مقایسه کرده است. کتاب بسیار زیبایی است و بنده از خواندن این کتاب سیر نمی‌شوم. مطالب این کتاب بسیار زیباست و قلم شیرینی هم دارد.

«مرحوم سید محمد تقی حکیم»  (رضوان الله تعالی علیه) متوفای 1381 هجری شمسی و 1423 هجری قمری است. ایشان می‌نویسد:

«لاقترانهم بالکتاب الذی لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه وتصریحه بعدم افتراقهم عنه»

خداوند اهلبیت را با قرآن عدل قرار داده است، قرآنی که می‌فرماید: هیچگونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی‌آید. و پیغمبر هم فرموده است که کتاب و عترت از همدیگر جدا نمی‌شوند تا قیامت.

الأصول العامة للفقه المقارن، نویسنده: السید محمد تقی الحکیم، ص 166، باب 1 - دلالته علی عصمة أهل البیت

این دلالت می‌کند بر آنکه همانگونه که قرآن کریم معصوم از هرگونه خطا و اشتباه است و باطلی در قرآن نیست، در عصمت هم به همین شکل است.

مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی کتابی تحت عنوان «أمان الأمة من الاختلاف» دارند که کتاب بسیار خوبی است. بنده به دوستان توصیه می‌کنم این کتاب را بخوانند. به نظر بنده بعد از کتاب «مرحوم شرف الدین» این کتاب بهترین کتابی است که در رابطه با عوامل وحدت میان امت اسلامی و از بین بردن اختلاف مذهبی نوشته شده است.

این کتاب، کتاب بسیار باارزشی است و قلم آیت الله صافی گلپایگانی هم قلم بسیار روانی است. در حقیقت باید بگوییم قلم ایشان فارسی الف و لام دار است، یعنی تا این اندازه خواندن کتاب ایشان راحت است. کسی که کتاب «سیوطی» را خوب خوانده باشد، کتاب آیت الله صافی گلپایگانی را خوب می‌خواند.

«مرحوم شرف الدین» اصلاً عرب است. گرچه قلم ایشان هم قلم بسیار شیرینی است، اما عرب است. وقتی شخص عرب کتاب عربی می‌نویسد، مشخص است که قدری غلیظ می‌تواند بنویسد.

در مقابل کتاب «أمان الأمة من الإختلاف» بسیار قلم ساده و روانی دارد. ایشان در صفحه 139 به صورت مفصل در رابطه با عصمت اهلبیت بحث کرده است و گفته است: اهلبیت از قرآن کریم جدا نمی‌شود. اگر قرار باشد اهلبیت اشتباه کنند، از قرآن جدا می‌شوند. قرآن کریم اشتباه ندارد و پیغمبر اکرم فرمود: قرآن و اهلبیت تا قیام قیامت از همدیگر جدا نمی‌شوند.

از طرف دیگر می‌نویسند: اگر اهلبیت معصوم نباشند، تمسک به عترت موجب ضلالت و گمراهی است. بنابراین معصوم هستند که تمسک به آنها گمراهی آور نیست. از یک طرف فرموده است که کتاب و عترت شما را از ضلالت و گمراهی بیرون می‌برد. اگر اهلبیت معصوم نباشند و نستجیر بالله خودشان به گمراهی دستور بدهند، چطور می‌توانند ما را از گمراهی بیرون بیاورند؟!

پنجمین نکته‌ای که آیت الله صافی گلپایگانی دارد این است که می‌نویسد: رسول اکرم به صورت مطلق دستور داده است که از اهلبیت تبعیت کنید و قید هم نزده است. وقتی قید نزده است، به این معناست که تبعیت از اهلبیت در هر حال با هر شرایطی واجب است و این جز با عصمت سازگاری ندارد.

مجری:

حضرت استاد بسیار از شما ممنونم. دوستان عزیزم در این چند دقیقه‌ای که از برنامه باقی مانده است، فرصتی است که در خدمت مخاطبین و بینندگان عزیزمان باشیم.

تماس‌های بینندگان برنامه:

جناب آقای منادی از قم خدمت شما سلام عرض می‌کنم، به برنامه خودتان خیلی خوش آمدید؛

بیننده (آقای منادی از قم – شیعه):

سلام علیکم، حال شما خوب است؟! تشکر از شما و حاج آقا و تشکر می‌کنم از برنامه خوبتان. من یک سؤال و یک پیشنهاد داشتم. پیشنهاد من این است که اگر امکان دارد به تکنولوژی هوش مصنوعی دست پیدا کنید.

اگر تمام مردم دنیا را دعوت کنید و در مانیتوری که شما می‌گذارید که هوش مصنوعی است و سؤال بپرسند و از حقانیت شیعه دفاع کنید و خودشان سؤالشان را بپرسند و با هوش مصنوعی مطابقت بدهند، کدورتی هم پیش نمی‌آید. در این صورت دیگر کدورتی برای اهل تسنن با شیعیان یا کمونیست‌ها یا هر ادیان دیگری پیش نمی‌آید. البته این هوش مصنوعی خطر هم دارد.

ابتدا باید فرج حضرت مسیح و حضرت مهدی را قبول داشته باشد و هوش مصنوعی را دستکاری نکرده باشند. دوم اینکه هوش مصنوعی را ویروسی نکرده باشند تا بخواهد سفسطه کند. شما هم باید بتوانید این هوش مصنوعی را به چالش بکشید تا اگر دستکاری شده باشد آن را مغلوب کنید. خیلی ممنون و تشکر

مجری:

سلامت باشید، خیلی ممنونم، خدانگهدارتان باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ان شاءالله بنده توضیح خواهم داد. کارهایی انجام شده است که اگر بتوانم هفته آینده نرم افزار را اینجا می‌آورم و به مردم نشان می‌دهم. البته افراد روی آن رمز گذاشته‌اند و هرکسی نمی‌تواند به آن دسترسی داشته باشد.

در حال حاضر یک سری شبهاتی در فضای مجازی مطرح شده است. ما خودمان هم در سایتمان چنین کاری کردیم به این ترتیب که سؤالی مطرح می‌کنند و حداکثر کلمات را خود نرم افزار می‌گیرد و چند سؤال طرح می‌کند.

به عنوان مثال شما می‌پرسید که آیا حدیث ثقلین دلالت بر عصمت دارد یا خیر. هوش مصنوعی از میان این سؤال چند کلمه را انتخاب می‌کند و پنج سؤال مطرح می‌کند و می‌پرسد که هدف شما چیست.

شما روی هرکدام از سؤالات بزنید جواب شما را می‌آورد. ما خودمان هم در سایت این کار را انجام دادیم. ان شاءالله هفته آینده این برنامه را نشان می‌دهم.

مجری:

نکته مهمی است. تکنولوژی که امروز در دنیا آمده است و افراد بسیاری دارند از آن استفاده می‌کنند. ما هم باید با تمام قدرت در دین و مباحث اعتقادی و بحث دفاع از اسلام و تبیین مباحث اسلامی از آن استفاده کنیم.

آقای بهادری از کرج بیننده عزیز بعدی ما هستند. آقای بهادری خدمت شما سلام عرض می‌کنم، طاعات و عبادات قبول باشد، خوش آمدید؛

بیننده (آقای بهادری از کرج – شیعه):

سلام عرض می‌کنم خدمت حاج علی اسماعیلی و حضرت آیت الله حسینی قزوینی، ایام بر شما مبارک باشد.

حضرت استاد همانطور که مستحضر هستید به گفته خانم عایشه بسیاری از صحابه‌ای که آقایان اهل سنت آنها را عادل می‌دانند، زیر دستورات پیامبر اسلام نمی‌رفتند و تمرد می‌کردند.

حدود سیصد سال بعد از رحلت پیامبر اسلام، پیروان خلیفه کتابی تحت عنوان «الموافقات» نوشته‌اند. در این کتاب جناب عمر بن خطاب مطابق میل خداوند حرف می زند. طبق این کتاب عمر بن خطاب حرف می زند و خداوند متعال می‌فرماید: جناب عمر تو راست گفتی و پیامبر من اشتباه کرد!

عده‌ای هم گناه می‌کنند و از پیغمبر اکرم حیا نمی‌کنند. وقتی هم که عمر بن خطاب می‌آید همه فرار می‌کنند. رسول خدا هم می‌فرماید: شیطان از من نمی‌ترسد، اما از تو جناب عمر می‌ترسد.

سؤال من این است که در حال حاضر مردم و جوانان به دنبال رشد فکری هستند. در آن زمان ارتباط در حد صفر بود، اما در حال حاضر جوان درس خوانده و به مرحله رشد فکری رسیده است.

جوان می‌گوید: من اندیشه دارم، من اینترنت دارم. جوان اینترنت و ماهواره را روشن می‌کند و حقیقت برایش روشن می‌شود. در حال حاضر جهان به یک دهکده کوچک تبدیل شده است. جوان امروزی دارای رشد و اندیشه است، خوب و بد و حق و باطل را از همدیگر تشخیص می‌دهد. جوان امروز هر چیزی را که در تاریخ مشاهده می‌کند عقل و وجدان را حاکم قرار می‌دهد تا تأیید کند.

ای کاش نویسندگان، تاریخ نگاران یا حدیث سازان قدری به شعور آیندگان احترام می‌گذاشتند تا مورد نقد مردم این روزگار قرار نگیرند.

عده‌ای از صحابه زیر بار دستور پیغمبر اکرم نرفتند. همانطور که حضرتعالی فرمودید در ماجرای حج تمتع رسول خدا فرمود: اول حج عمره را به جای بیاورید، بعد حج تمتع. صحابه گفتند: ما برای حج تمتع احرام بستیم، نه برای حج عمره!

رسول خدا فرمودند: من به شما می گویم ابتدا عمره را به جای بیاورید. جبرئیل در کنار من است. این حرف من نیست، بلکه حرف خداوند است. در مقابل صحابه گوش ندادند.

خانم عایشه نقل می‌کند که رسول خدا عصبانی شدند، صحابه را رها کردند و به چادر من آمدند. من گفتم: یا رسول الله! خدا غضب کند کسانی که تو را به غضب آورده‌اند. چه اتفاقی شده است؟! رسول گرامی اسلام فرمود: من از طرف خداوند امر می‌کنم، اما احدی حرف مرا قبول نمی‌کند.

بحث خلافت امیرالمؤمنین نیست، بلکه بحث رسالت است!! آقایان به این قضیه توجه داشته باشند. خانم عایشه هم به همه گفت که در جریان حج عمره صحابه زیر بار امر پیامبر نرفتند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم جناب آقای بهادری عزیز. بیننده بعدی ما جناب آقای درزاده از نیک شهر خدمت شما سلام عرض می‌کنم، بفرمایید:

بیننده (آقای درزاده از نیک شهر – شیعه):

سلام علیکم، خسته نباشید. سلام عرض می‌کنم خدمت حضرت آیت الله حسینی قزوینی.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام و رحمة الله عزیز دل من.

بیننده:

می‌خواستم از برنامه خوبتان تشکر کنم. اگر در برنامه قدری بیشتر در مورد وحدت صحبت کنید بهتر است. با تشکر

مجری:

اتفاقاً داریم در مورد وحدت صحبت می‌کنیم. محوریت حدیث ثقلین در مورد وحدت است. از این بیشتر در مورد وحدت چه مبحثی سراغ دارید؟

بیننده:

عرض بنده این است که این مبحث را ادامه بدهید. برنامه‌تان خیلی خوب است.

مجری:

چشم، خیلی ممنونم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما بارها گفتیم امروزه اگر کسی مخالف وحدت امت اسلامی باشد، مخالف قرآن است. وحدت فتوای فلان مرجع یا فلان حدیث نیست.

(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)

و همگی به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و هر گونه وسیله ارتباط دیگر) چنگ زنید و پراکنده نشوید.

سوره آل عمران (3): آیه 103

دستور قرآن کریم است. هرکسی بخواهد وحدت جامعه اسلامی را به هم بزند، در حقیقت مخالفت با قرآن کریم یا به عبارت دیگر انکار آیه قرآن کرده است.

ما بارها گفتیم در طول این بیست و چند سال که در شبکه‌های مختلف بودیم، گفتیم: توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت از گناهان نابخشودنی است.

گرچه بعضی افراد هم به ما ایراد گرفتند. عقیده من این است. اظهار عقیده که دیگر راحت است و من برای این عقیده دلیل هم دارم.

(وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل)

و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است!

سوره بقره (2): آیه 191

بنابراین عقیده ما بر این است، اما این را در نظر داشته باشیم که اختلاف یک چیز است و نقل مطالب صحیح از منابع اهل سنت و بازگو کردن تاریخ صدر اسلام هم از اوجب واجبات است.

چنین نباشد که ما مطالبی نقل کنیم و به این و آن فحاشی کنیم. ما باید مطالبی از صحابه و خلفا و ائمه اطهار نقل کنیم که روشن شود در صد سال اول اسلام چه اتفاقاتی افتاده است. ما باید این اتفاقات را مورد عبرت قرار بدهیم تا خدای ناکرده در عصر حاضر این اتفاقات تکرار نشود.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم. استاد ما دو دقیقه فرصت داریم. اگر نکته‌ای در خصوص مطالبی که آقای بهادری به آن اشاره کردند یا نظراتی که برخی از صحابه خلاف آنچه پیامبر بیان فرموده بودند، انجام دادند دارید بفرمایید.

برگی از دفتر سرپیچی های صحابه از دستورات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در کتاب «صحیح مسلم» حدیث 1114 آمده است که وقتی رسول اکرم به منزل « کُرَاعَ الْغَمِیمِ» رسیدند، همگی روزه بودند. حضرت آبی خواستند و آن را نوشیدند و به مردم دستور دادند تا روزه‌هایتان را افطار کنید. در مقابل عده‌ای از مردم روزه خود را نشکستند. حضرت فرمودند:

«أُولَئِک الْعُصَاةُ أُولَئِک الْعُصَاةُ»

این‌ها معصیت کار هستند، این‌ها معصیت کار هستند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 2، ص 785، ح 1114

آیا این فرموده رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با عدالت سازگار است یا خیر؟! خیلی عجیب است!! همچنین در کتاب «منهاج السنة» جلد چهارم صفحه 315 آمده است در سفری که برای عمره رفته بودند و به صلح حدیبیه و بیعت رضوان منجر شد، حضرت فرمود:

«انحروا واحلقوا رؤوسکم فلم یقم أحد فدخل مغضبا علی أم سلمة »

قربانی‌هایتان را بکشید و سرتان را بتراشید. یک نفر از صحابه هم از پیغمبر اکرم تبعیت نکرد. پیغمبر اکرم در حال غضب وارد بر أم سلمه شد.

«فقالت من أغضبک أغضبه الله فقال ما لی لا أغضب وأنا امر بالأمر فلا یطاع»

أم سلمه گفت: چه کسی تو را به غضب آورده است، خدا او را به غضب آورد.

حضرت فرمود: چرا غضبناک شوم در حالی که دستور می‌دهم، اما صحابه از من اطاعت نمی‌کنند؟!

منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 315

مطلب دیگری هم نشان بدهم و آن را ترجمه نمی‌کنم. در کتاب «صحیح مسلم» آمده است که در حجة الوداع روز چهارم وقتی به مکه رسیدند، بعد از طواف و سعی حضرت فرمود: از احرام بیرون بیایید. صحابه گفتند:

«أمرنا أن نفضی إلی نسائنا فنأتی عرفة تقطر مذاکیرنا المنی قال یقول جابر بیده کأنی أنظر إلی قوله بیده یحرکها»

صحیح مسلم، المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 2، ص 883، ح 1216

ببینید چه تعبیر زشتی است!! بنده گمان نمی‌کنم از این تعبیر بی ادب‌تر آن هم در محضر نبی گرامی اسلام خاتم النبیین بتوان بیان کرد. رسول گرامی اسلام بیست و سه سال زحمت کشیدند و حجة الوداع سال آخر عمر مبارک حضرت است.

اگر اوایل رسالت باشد، می گوییم که صحابه رسول گرامی اسلام را نمی‌شناختند. افرادی که به حجة الوداع آمدند منافقین نبودند، نصاری نبودند، یهود نبودند بلکه همگی مسلمانان و صحابه رسول الله بودند که آمده بودند.

مجری:

خیلی ممنونم. واقعاً جای درد و غصه دارد که اینطور مطالب شنیده شود، آن هم در حجة الوداع که وداع پیامبر و سال آخر عمر شریف نبی گرامی اسلام است.

حضرت استاد از شما ممنونم، خداوند به شما سلامتی بدهد. خیلی خیلی فیض و بهره بردیم، سایه‌تان مستدام باشد.

دوستان عزیز از شما هم ممنون و سپاسگذار هستم که امشب هم برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی فرمودید. ان شاءالله اگر زنده باشیم ادامه مباحث را در هفته‌های آینده تقدیم خواهیم کرد.

در پناه حضرت حق و زیر سایه آقاجانمان حضرت مرتضی علی (سلام الله علیه) باشید، خدانگهدارتان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها