2019 November 21 - پنج شنبه 30 آبان 1398
اهانت هاي احمد بصري به اميرالمومنين(ع)
کد مطلب: ١٢٦٢٤ تاریخ انتشار: ٠٥ خرداد ١٣٩٨ - ١٩:١٨ تعداد بازدید: 950
فتنه احمد الحسن » مقالات
جدید
اهانت هاي احمد بصري به اميرالمومنين(ع)

قسمت اول

احمد بصري:حضرت علي(ع) انسان نادان و ضعيفي است که بر باطل جدل مي کرد

يکي از ادعاهاي احمد بصري تفسير آيات قرآن است که در اين مورد اهانت هاي زيادي به انبياء و ائمه در کتب وي و اتباعش به چشم مي خورد.

از آياتي که احمد بصري در ذيل آن اظهار نظر کرده است آيه 54 سوره کهف مي باشد

وَلَقَدْ صَرَّفْنا فى هذَالْقُرْآنِ للِنّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَل وَكانَ الاِنْسانُ اَكْثَرُ شَىْء جَدَلا

و در اين قرآن، از هرگونه مثلى براى مردم، بيان كرده ايم؛ ولى انسان بيش از هرچيز، به مجادله مى پردازد

کهف54

 احمد بصري در ذيل اين آيه اهانت بسيار سخيفي را به اميرالمومنين(ع) کرده و وي مدعي است اين آيه در شان حضرت علي نازل شده است،چنانچه وي در کتاب متشابهات چنين مي گويد:

سوال 126: معني اين سخن خداوند متعال چيست؟کان الانسان اکثر شيء جدلا(کهف54)...

و جدل در اين آيه يعني کلام حق و حجت آوردن با آن بر اهل باطل و انسان در اين آيه يعني علي بن ابي طالب و انسان هرگاه گمراه شود به باطل مجادله مي نمايد ومجادله بين اهل باطل اگر بر عقل سالم عرضه شود که امور را به دور از هواي نفس و تعصب بررسي ميکند ناداني و ضعف است 

متشابهات احمد بصري ج4 ص11


      

احمد بصري در حالي مدعي شده است که شان نزول اين آيه در مورد اميرالمومنين علیه السلام است که وقتي به اين آيات رجوع ميکنيم متوجه مي شويم خداوند در اين آيات صفات انسان هاي گمراه و کافر را بيان ميکند:

وَلَقَدْ صَرَّفْنا فى هذَالْقُرْآنِ للِنّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَل وَكانَ الاِنْسانُ اَكْثَرُ شَىْء جَدَلا

وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَي وَيسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَنْ تَأْتِيهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ أَوْ يأْتِيهُمُ الْعَذَابُ قُبُلًا-

وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَيجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آياتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِي مَا قَدَّمَتْ يدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَي قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَي الْهُدَي فَلَنْ يهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا

و در اين قرآن، از هرگونه مثلى براى مردم، بيان كرده ايم؛ ولى انسان بيش از هرچيز، به مجادله مى پردازد

و چيزي مردم را بازنداشت از اينكه -وقتي هدايت به سراغشان آمد- ايمان بياورند و از پروردگارشان طلب آمرزش كنند، جز اينكه (خيره سري كردند؛ گويي مي خواستند) سرنوشت پيشينيان براي آنان بيايد، يا عذاب (الهي) در برابرشان قرار گيرد!

ما پيامبران را، جز بعنوان بشارت دهنده و انذار كننده، نمي فرستيم؛ اما كافران همواره مجادله به باطل مي كنند، تا (به گمان خود،) حق را بوسيله آن از ميان بردارند! و آيات ما، و مجازاتهايي را كه به آنان وعده داده شده است،به باد مسخره گرفتند!

چه كسي ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او تذكر داده شده، و از آن روي گرداند، و آنچه را با دستهاي خود پيش فرستاد فراموش كرد؟! ما بر دلهاي اينها پرده هايي افكنده ايم تا نفهمند؛ و در گوشهايشان سنگيني قرار داده ايم (تا صداي حق را نشنوند)! و از اين رو اگر آنها را به سوي هدايت بخواني، هرگز هدايت نمي شوند!

کهف54 الي57

احمد و تبيعت از اهل سنت

احمد بصري در حالي چنين توهيني را به اميرالمومنين علیه السلام نسبت داده است که اين سخنش ريشه در روايات و عقائد اهل سنت دارد نه کلام ائمه.

اهل سنت روايتي را در صحيح بخاري نقل کرده اند که پيامبر درب منزل حضرت علي (ع) آمد تا ايشان را براي نماز شب بيدار کنند و حضرت علي علیه السلام به حالت اعتراض به پيامبر (ص) فرمود که اگر خداوند بخواهد ما را براي نماز بيدار مي‌کند و پيامبر(ص) با حالت ناراحت رفت و اين آيه را تلاوت کرد.

1075 حدثنا أبو الْيَمَانِ قال أخبرنا شُعَيْبٌ عن الزُّهْرِيِّ قال أخبرني عَلِيُّ بن حُسَيْنٍ أَنَّ حُسَيْنَ بن عَلِيٍّ أخبره أَنَّ عَلِيَّ بن أبي طَالِبٍ أخبره أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم طَرَقَهُ وَفَاطِمَةَ بِنْتَ النبي عليه السَّلَام لَيْلَةً فقال ألا تُصَلِّيَانِ فقلت يا رَسُولَ اللَّهِ أَنْفُسُنَا بِيَدِ اللَّهِ فإذا شَاءَ أَنْ يَبْعَثَنَا بَعَثَنَا فَانْصَرَفَ حين قُلْنَا ذلك ولم يَرْجِعْ إلي شيئا ثُمَّ سَمِعْتُهُ وهو مُوَلٍّ يَضْرِبُ فَخِذَهُ وهو يقول  وكان الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا

از علي بن ابي طالب روايت است که گفت: رسول خدا شبي نزد او و فاطمه آمد و گفت: آيا شما نماز نمي گذاريد؟من گفتم نفسهاي ما در دست خداوند است و چون بخواهد که ما را برخيزاند بر مي خيزاند و آنگاه که سخنم را تمام کردم آن حضرت بازگشت و در پاسخم چيزي نگفت، سپس در حالي که پشت گردانيده بود و با دست بر ران خويش مي زد شنيدم که مي گفت آدمي جدل پيشه تر از همه چيز است

ترجمه صحيح البخاري ج1ص 379 .

 

  

 پس تا اينجا ثابت مي گردد که احمد بصري عقيده اهل سنت را اخذ کرده و به واسطه اين روايت جعلي به اميرالمومنين علیه السلام جسارت کرده است.

تحريف روايت ابن شهر آشوب

 خيانت بعدي که احمد بصري و پيروان وي انجام داده اند اين است که در پاورقي کتاب اينگونه القاء کرده اند که اين روايت را  علماي شيعه در کتب روايي شيعه از لسان مبارک پيامبر(ص) نقل کرده اند و آدرس مناقب ابن شهر آشوب را بيان کرده اند، اما هنگامي که به کتاب ابن شهر آشوب رجوع ميکنيم متوجه مي شويم که ايشان تصريح مي کند که اين روايت را اهل سنت نقل کرده اند و احمد بصري اين سخن ايشان را قيچي کرده و فقط خود روايت را نقل ميکند.

أبو بكر الشيرازي في كتابه عن مالك عن أنس عن ابن شهاب ، وأبو يوسف

يعقوب بن سفيان في تفسيره ، وأحمد بن حنبل وأبو يعلي في مسنديهما قال ابن شهاب أخبرني علي بن الحسين ان أباه الحسين بن علي أخبره ان علي بن أبي طالب أخبره ان النبي طرقه وفاطمة بنت رسول الله فقال ألا تصلون ؟ فقلت : يا رسول الله إنما أنفسنا بيد الله فإذا شاء أن يبعثنا - أي يكثر اللطف بنا - فانصرف حين قلت ذلك ولم يرجع إلي ثم سمعته وهو مول يضرب فخذيه يقول : وكان الانسان يعني علي بن أبي طالب أكثر شئ جدلا - يعني متكلما بالحق والصدق - .

مناقب آل ابي طالب  ابن شهر آشوب ج1ص324...

 

     

 نهي گرفتن عقيده از اهل سنت

حال که ثابت کرديم احمد بصري  بعد از خيانت و تقطيع سخن ابن شهر آشوب چنين عقيده توهين آميزي را از اهل سنت گرفته است بايد اين نکته را بيان کنيم که خود احمد در کتبش تصريح کرده است:

ما حق گرفتن عقيده از اهل سنت نداريم زيرا ائمه تصريح کرده اند رشد در مخالفت با آنان است.

به عنوان مثال وي در کتاب توهم بي خدايي در خصوص عدم پذيرش روايات اهل سنت و نادرستي پذيرش آنها گفته است: «چگونه است که اين گروه از شيعيان، نسبت به امر تقيه و قاعده "الرشد في خلافهم" (راه درست در مخالفت با اهل سنت است)، که ائمه بر آن تاکيد ورزيده اند غفلت کرده اند».

آنها غافل شدند يا خود را به غفلت زدند که روايتي را که ترجيح داده بودند موافق با عقيده ي مخالفان خاندان محمد (عليهم السلام ) است، و بيشتر رواياتي که موافق عقيده ي مخالفين است به خاطر تقيه با قاعده رشد که در مخالفت با آنها است صادر شده اند، اولي تر ، همان عدم ترجيح روايتي است که قائل به زنا با محارم باشد؛ چرا که با مخالفان آل محمد (عليهم السلام) و نيز با يهوديان و مسيحيان موافق است؛ و حال آن که اينها اصحاب عقايد فاسد هستند و به هنگام تعارض، راه درست در مخالفت با آنها است.

توهم بي خدايي احمد بصري ص196...   

      

احمد و اتباع وي در کتب ديگر هم صراحتا تصريح کرده اند که نه تنها حق گرفتن عقيده از روايات اهل سنت را ندارند بلکه بايد خلاف آن را اخذ کنند، چنانکه ناظم عقيلي يکي از بزرگان جريان احمد بصري در کتابش چنين مي گويد:

از اهل بيت علیهم السلام وارد شده است: آن چه با اين قوم (اهل سنت) موافقت دارد را رها کنيد چرا که رشد درمخالفت با آن هاست.

تواتر اخبار در استمرار امامت بعد از صاحب الزمان ناظم عقيلي ص62...

 
 

  

آنچه که احمد و اتباعش در مورد عدم گرفتن عقيده از روايات اهل سنت بيان کرده اند، سخنان ائمه در کتب روايي شيعه مي باشد. چنانچه مرحوم کليني در کتاب شريف کافي از امام صادق علیه السلام چنين بيان کرده است:

 قال الصادق(ع): «دَعُوا مَا وَافَقَ القَوْمَ؛ فَإِنَّ الرُّشْدَ فِي‏ خِلَافِهِمْ‏».

  امام صادق(ع) فرمود: هر سخني که موافق سخن اهل سنت باشد را کنار بگذاريد و راه صحيح در مخالفت با اعتقاد آنان است.

ترجمه كافي، ج‏1، ص27....

     

دلائل جدل در قرآن:

اکنون که ثابت کرديم احمد بصري معتقد است اميرالمومنين علیه السلام انسان نادان و ضعيفي است که بر باطل جدل مي کرد و اين اعتقادش را هم از يک روايت جعلي از اهل سنت اخذ کرده است و در مرحله بعدي سخن ابن شهر آشوب را تقطيع کرده است، قصد داريم جائگاه جدل و مجادله باطل را از منظر قرآن بررسي کنيم تا بهتر و بيشتر با انحرافات اعتقادي اين فرقه و شخص آشنا شويم.

1-تعصب بي مورد

از زمينه هايي كه موجب مي شود تا اهل باطل به سوي مجادله روي آورند، تعصب بي جاي آنان بر عقايد پدران و نياكانشان است. آنان بدون آن كه از علم و دانش بهره مند باشند و يا دليلي عقلاني و يا شهودي داشته باشند و يا از دليل نقل معتبري چون كتب آسماني برخوردار باشند، تنها به جهت تعصبات كوركورانه از عقايد نياكان خود، به مجادله با حق و اهل آن اقدام مي كنند. بنابراين يكي از علل و زمينه هاي ايجادي بهره گيري از روش مجادله را تعصب بايد دانست و از آن پرهيز كرد.

أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًي وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ-

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيطَانُ يدْعُوهُمْ إِلَي عَذَابِ السَّعِيرِ

آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخر شما كرده، و نعمتهاي آشكار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزاني داشته است؟! ولي بعضي از مردم بدون هيچ دانش و هدايت و كتاب روشنگري درباره خدا مجادله مي كنند!

و هنگامي كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده پيروي كنيد!»، مي گويند: «نه، بلكه ما از چيزي پيروي مي كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم!»آيا حتي اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان كند (باز هم تبعيت مي كنند)؟!

لقمان آيات 20 و 21

2-تکبر

از ديگر زمينه سازهاي مجادله گري كه در قرآن از آن ياد شده، تكبر و خود بزرگ بيني بي جاست. افرادي كه نه از علم و نه هدايت و نه دانش نقلي معتبر برخوردارند، تنها به دليل خود برتربيني، به مجادله با حق و حقيقت مي پردازند.

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًي وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ--

ثَانِي عِطْفِهِ لِيضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيا خِزْي وَنُذِيقُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ

و گروهي از مردم، بدون هيچ دانش و هيچ هدايت و كتاب روشني بخشي، درباره خدا مجادله مي كنند!

آنها با تكبر و بي اعتنايي (نسبت به سخنان الهي)، مي خواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند! براي آنان در دنيا رسوايي است؛ و در قيامت، عذاب سوزان به آنها مي چشانيم!

 حج آيه 8-9

3-جهل

از ديگر علل و عوامل ايجادي مجادله جهل است. افراد جاهل به جهت فقدان برخورداري از علم به روش مجادله پناه مي برند تا سخن خود را به كرسي بنشانند.

وَمِنَ النّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِى اللّهِ بِغَيْرِ عِلْم وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطان مَريد

گروهى از مردم، بدون هيچ علم و دانشى، به مجادله در باره خدا بر مى خيزند و از هر شيطان سركشى پيروى مى كنند.

الحج 3

4- فرار از مسئوليت

از ديگر انگيزه ها و علل ايجادي مجادله فرار از مسئوليت است؛ زيرا كساني كه نمي خواهند به وظيفه و مسئوليت خود عمل كنند به مجاده روي مي آورند و آن را ابزاري براي فرار از مسئوليت خود قرار مي دهند. قرآن با اشاره به اين نكته مؤمناني را كه از جهاد گريزانند و به مجادله روي مي آورند، سرزنش و توبيخ مي كند.

كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ—

يجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَينَ كَأَنَّمَا يسَاقُونَ إِلَي الْمَوْتِ وَهُمْ ينْظُرُونَ

همان گونه كه خدا تو را بحق از خانه (به سوي ميدان بدر،) بيرون فرستاد، در حالي كه گروهي از مؤمنان ناخشنود بودند (؛ولي سرانجامش پيروزي بود! ناخشنودي عده اي از چگونگي تقسيم غنايم بدر نيز چنين است)!

آنها پس از روشن شدن حق، باز با تو مجادله مي كردند؛ (و چنان ترس و وحشت آنها را فراگرفته بود، كه) گويي به سوي مرگ رانده مي شوند، و آن را با چشم خود مي نگرند!

انفال 5-6

5- وسوسه هاي شيطاني و مردمان وابسته به افكار شيطاني

اين مقوله از عواملي است كه مجادله را ايجاد و تقويت مي كند. قرآن درچند آيه به اين مسئله توجه مي دهد و مؤمنان را از همراهي با اين دسته بازمي دارد.

وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيوحُونَ إِلَي أَوْلِيائِهِمْ لِيجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخوريد! اين كار گناه است؛ و شياطين به دوستان خود مطالبي مخفيانه القا مي كنند، تا با شما به مجادله برخيزند؛ اگر از آنها اطاعت كنيد، شما هم مشرك خواهيد بود!

انعام 121

6-کفر

اين عامل نيز مي تواند زمينه ساز مجادله گري باشد. به اين معنا كه اهل كفر به جهت آن كه بر دل هايشان قفل نهاده شده است وسخنان سالم و حق را درك و فهم نمي كنند، گرفتار مجادله مي شوند. به سخني ديگر، زمينه مجادله گري در ايشان از آن رو پديدار گشته است كه با رفتار و اعمال خود، زمينه هاي فهم و درك را از خود زدوده اند و اين گونه مي شود كه ناتوان از درك حق به سوي مجادله روي مي آورند تا با باطل خود را تقويت و يا گسترش دهند.

وَمِنْهُمْ مَنْ يسْتَمِعُ إِلَيكَ وَجَعَلْنَا عَلَي قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ يرَوْا كُلَّ آيةٍ لَا يؤْمِنُوا بِهَا حَتَّي إِذَا جَاءُوكَ يجَادِلُونَكَ يقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ

پاره اي از آنها به (سخنان) تو، گوش فرامي دهند؛ ولي بر دلهاي آنان پرده ها افكنده ايم تا آن را نفهمند؛ و در گوش آنها، سنگيني قرار داده ايم. و (آنها بقدري لجوجند كه) اگر تمام نشانه هاي حق را ببينند، ايمان نمي آورند؛ تا آنجا كه وقتي به سراغ تو مي آيند كه با تو مجادله كنند، كافران مي گويند: «اينها فقط افسانه هاي پيشينيان است!»

انعام 25

نقد پاسخ اتباع احمد

عده اي از اتباع احمد در پاسخ به اين اهانت احمد بصري به اميرالمومنين علیه السلام مدعي شده اند که منظور احمد بر اين است که حضرت علي انساني است که از روي حق و راستي با اهل باطل جدل ميکند.

ما در پاسخ به اين ادعا مي گويم:

اولا: اين سخن احمد با سياق آيات تطبيق ندارد زيرا مجادله در اين آيات مجادله احسن نيست بلکه مجادله بر باطل است.

دوما: احمد بصري براي ادعاي خودش به روايتي استناد کرده است که در اين روايت ثابت مي شود اين مجادله، مجادله احسن نبوده است و اميرالمومنين علیه السلام به خاطر عدم اشتياق به عبادت خداوند و نماز شب و ترجيح خواب بر نماز شب با پيامبر (ص) به جدل و مجادله برخواست.

سوما: اگر ما اين ادعا اتباع احمد را بپذيريم که طبق آيه و روايتي که احمد استدلال کرده است امير المومنين علیه السلام بر حق بوده است و با باطل مجادله کرده است پس بايد قبول کنيم که در مجادله بين پيامبر (ص) و حضرت علي علیه السلام حق با حضرت علي علیه السلام بوده است و آن کسي که باطل بوده و از روي گمراهي با ايشان مجادله کرده است خود پيامبر(ص) مي باشد.

پس در نتيجه احمد بصري يا اهانت به اميرالمومنين علیه السلام کرده است يا به خود پيامبر (ص) و جائگاه کسي که چنين اهانتي را مرتکب بشود براي همگان واضح و آشکار است.

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

بی‌راهه
مستند خواب پریشان
کلیپ
عمومی
برادر ناتنی وهابیت
مستندات تصویری
سخنرانی
مقالات
کتابخانه
سایت های مرتبط
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English